ازنگاه كارشناسان جمهوري آذربايجان ايران نبايد در خزر واحد نظامي داشته باشد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۱۱
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

ايران نبايد در خزر واحد نظامي داشته باشد

به نظراين كارشناس ، به رغم مخفي بودن ، آمريكا در چارچوب «برنامه امنيت خزر» به روند مدرنيزه كردن نيروي دريايي آذربايجان ادامه مي‌دهد . در راستاي مدرنيزه كردن كشتي‌ها و تجهيزات نيروي دريايي آذربايجان كار بسياري انجام شده است . در باكو منطقه نظارتي ويژه‌ اي ساخته شده است و هم اكنون امور تكميل آن ادامه دارد. به گفته وي ، اوضاع نظامي ـ سياسي درياي خزر برابري حقوق كشورهاي منطقه را ايجاب مي‌كند . در اين حال وي معتقد است كه حقوق اساسي نگهداري نيروي دريايي ايران در خزر بايد روشن شود . طبق معلومات من در برخي اسناد امضا شده بين ايران و شوروي در اوايل قرن گذشته امكان نگهداري نيروي دريايي ايران درخزر محدود شده است . باكو بايد از اين قبيل اسناد در گفتگوهاي سياسي و نظامي استفاده كند. به نظر كارشناسان اين مركز ، بايد عوامل بيشتري در زمينه تحقق اهداف سياسي ـ نظامي غرب در خزر مورد توجه قرار گيرند . تا طرح «كاسفور» روسيه نيز به تدريج به تاريخ بپيوندد . به گفته محمداف ،‌ روسيه و ايران از عوامل تاثيرگذار بر امنيت ملي آذربايجان در راستاي منفي مي‌باشند . روسيه هميشه در روندهاي سياسي ، اقتصادي و نظامي كه مغاير با منافع آذربايجان است ، شركت كرده است . در اين راستا فعال بودن ايران نيز هميشه بارز بوده است . به عنوان مثال : 2 تيپ از 5 تيپ بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران روي خود را به سوي آذربايجان معطوف كرده است . در دكترين امنيتي هر دو كشور مواردي عليه آذربايجان درج شده است . به نظر من در دكترين نظامي آذربايجان كه به تصويب خواهد رسيد ، حتماً بايد اين قبيل مسايل به طور شفاف مطرح شود .

به نظر كارشناسان اين مركز ، تغيير در سيستم فراخواني جوانان به خدمت نظام در ماه مارس بيشترين توجه را در جامعه آذربايجان به خود جلب كرد . اين تغييرات مي‌تواند سرآغاز اصلاحات بزرگ در سيستم دفاعي و امنيتي كشور باشد . تغييرات فوق به دو دليل به طور ناگهاني بوده است . اولي اين كه برخي گروه‌ها به دليل منافع خود تاكنون از انجام اين تغييرات جلوگيري مي كردند . اما با آغاز سال 2009 شانس تحقق اصلاحاتي كه مدت ها انتظار آن مي‌رفت فراهم شد . بازماندن در سيستم شوروي سابق ديگر كارآيي ندارد و مطابق با استانداردهاي فعلي نيست .

درمجموع در اين اواخر در مورد موارد منفي موجود در ارتش به طور دايم به رييس جمهوري اطلاع داده شده است . پس از آن نيز مسوولين كشور انجام اصلاحات گسترده در ارتش را آغاز كردند . اولين مذاكره در اين مورد بين رييس جمهوري و وزير دفاع صورت گرفته و سپس نيز فرمانده ستاد مركزي نيروهاي مسلح نيز به اين مذاكرات پيوسته و تصميم اتخاذ شده است . بسياري اين تصميم را شوكه كننده مي‌دانند .

به نظر اين كارشناس ، اقدامات بسياري در چارچوب فراخواني جوانان به خدمت سربازي وجود دارد . همچنين در مورد انجام اصلاحات خبرهايي داريم . در مورد خود روند هيچ نوع اطلاعي داده نمي‌شود . در شرايط عادي بايد اين قبيل اقدامات به رسانه ها معرفي شود. اما درآذربايجان با چنين چيزي مواجه نمي‌شويم . علاوه بر انتقادهاي اجتماعي ، فشار تشكل هاي بين‌المللي از قبيل گروه بين‌المللي بحران ، مركز نظارت دموكراتيك بر نيروهاي مسلح در ژنو و غيره در اجراي اصلاحات تاثير گذار بوده اند . اگر فشار از سوي جامعه آذربايجان ادامه داشته باشد اصلاحاتي عميق‌تر در نيروهاي مسلح آذربايجان ممكن خواهد بود .

اجاره دادن ايستگاه رديابي غبله به آمريكا مطلوب نيست

به گفته كارشناس مركز ، سفر اخير وزير خارجه روسيه به آذربايجان بار ديگر موجب مطرح شدن مساله ايستگاه رديابي غبله شد . به نظر مي‌رسد كه اجاره مجدد اين ايستگاه بعد از سال 2012 نيز جزو موضوع مذاكرات بوده است . موضوع ايستگاه غبله اكنون بيشتر به يك بازي سياسي شباهت پيدا كرده است . بدين ترتيب كه ابرقدرت ها سعي دارند در مبارزه بر سر قفقاز جنوبي اين ايستگاه را به هدف اصلي خود تبديل كنند . نبايد تصور كرد كه ساخت ايستگاه رديابي جديد روسيه در آرماوير موجب چشم پوشي آسان روسيه نسبت به ايستگاه غبله خواهد شد .

پيش بيني مي‌شود كه در اواسط آوريل در مورد اين ايستگاه بين آذربايجان و آمريكا مذاكراتي انجام شود . هياتي كه از آمريكا خواهد آمد هم در مورد سرنوشت غبله و هم به طور كل در مورد موضع آمريكا در مورد سيستم هاي رديابي آذربايجان مذاكره خواهد شد .

هم اينك در مورد اين مساله بر روي 3 سناريو كار مي‌شود . يكي از آن ها توقف كلي ايستگاه رديابي غبله است . آذربايجان و آمريكا در اين روند ذي نفع خواهند بود . زيرا شانس خاتمه دادن به حضور نظامي روسيه در آذربايجان فراهم مي‌شود . آمريكا نيز مي‌تواند حضور نظامي در كشوري استراتژيك همچون آذربايجان را به دست آورد . دومين گزينه استفاده مشترك آذربايجان ، روسيه و آمريكا از اين ايستگاه است . اساس مذاكرات قبلي آمريكا و روسيه در مورد اين ايستگاه همين گزينه بوده است . اما نمي‌توان به نتيجه بخش بودن اين روند اميدوار بود . زيرا روسيه نمي‌خواهد آمريكا در مقر نظامي آن در آذربايجان شريك باشد . آمريكا نيز در توجيه حضور نظامي روسيه در آذربايجان ذي نفع نيست . 

نامطلوب ترين گزينه نيز اين است كه اين ايستگاه همچنان در اجاره روسيه باقي بماند . اين خطرناك است . زيرا در مورد زيان هاي اين ايستگاه اطلاعات مختلفي در دست است . اگر اين روند ادامه يابد ، به طور عملي روسيه داراي پايگاه نظامي در اراضي آذربايجان خواهد بود . اكنون نزديك به 4 هزار نظامي روس در اين پايگاه فعاليت دارند . من احتمال مي‌دهم كه در صورت آغاز مجدد جنگ قره‌باغ ، روسيه براي حمايت از ارمنستان از اين ايستگاه براي ضربه زدن به آذربايجان از پشت استفاده كند . لذا روسيه مي‌خواهد همچنان توسط ايستگاه رديابي غبله حضور نظامي خود در آذربايجان را ادامه دهد . از مدت ها قبل در نقشه نظامي روسيه ، ايستگاه غبله به عنوان پايگاه نظامي روسيه در آذربايجان منعكس شده است . از طرفي نيز من باور نمي‌كنم كه روسيه بابت اجاره اين ايستگاه واقعاً ساليانه 7 ميليون دلار به آذربايجان بپردازد .

گزينه نامطلوب ديگر نيز آزاد كردن ايستگاه غبله از دست روسيه و واگذاري آن به آمريكا مي‌باشد . زيرا اين اقدام نيز براي آذربايجان عواقب منفي خواهد داشت . اين اقدام را به هيچ وجه روسيه و ايران هضم نخواهند كرد و چنين وضعيتي براي آذربايجان كه اراضي خود را از دست داده است نتايج خوبي نخواهد داشت . 

گفتني است در گزارش كميته بودجه كنگره آمريكا در مورد سيستم دفاع ضد موشكي آمريكا در اروپا در ماه مارس سه نقشه پيشنهاد شده است كه نام آذربايجان در هر سه آن ها وجود دارد . 

قابل ذكر است كه ، مركز تحقيق و تحليل نظامي آذربايجان در سال 2008 توسط 8 تشكل غيرنظامي كه در رابطه با مسايل نظامي فعاليت دارند تشكيل شده است . هدف اين مركز كمك به افزايش آگاهي جامعه آذربايجان در مورد مسايل امنيتي و نظامي است .

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تحركات تازه تركمنستان برا يتنوع بخشيدن به بازارهاي صادرات گاز خود

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۱۱
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

نوشته : ر ب كا ديلي از نشريه  "كامرسانت" چاپ مسكو

كمپاني هاي خارجي با موفقيت از تضعيف مواضع "گازپروم" در تركمنستان استفاده مي كنند. عشق آباد و كمپاني آلماني RWE يادداشت همكاري در زمينه انتقال گاز تركمنستان به اروپا و بهره برداري از ميادين واقع در آب هاي ساحلي درياي خزر اين كشور را منعقد نمودند. به اعتقاد كارشناسان توافقنامه اجراي طرح خط لوله انتقال گاز Nabucco كه يكي از شركت كنندگان آن كمپاني آلماني است را تسريع خواهد بخشيد.

تاكنون تركمنستان در اصل قراردادهاي معين و مشخصي با كمپاني هاي غربي منعقد نكرده است.

يادداشت همكاري مذكور بعد از آن منعقد شد كه هفته گذشته روسيه 90% خريد گاز تركمنستان را محدود كرده و در نتيجه آن در خط لوله گاز "آسيا-مركز-4" انفجار رخ داد. ديروز "تركمن گاز" اطلاع داد كه در آينده توافقنامه هايي مشابه با RWE منعقد خواهند شد.

"آلكسي بلاگاريف" رييس بخش پژوهش هاي گازي انستيتوي مسائل انحصاري مي گويد كه در آينده ميان مدت عشق آباد گزينه ديگري براي جايگزيني "گازپروم" در خصوص خريدار و يا انتقال دهنده گاز ندارد. براي اين منظور حداقل بايد زيرساخت هاي انتقال گاز را احداث نمود.اما در حال حاضر كار در اين جهت بدون ترديد فعال خواهد شد. همان طرح "نوبوكا" دير يا زود به مرحله اجرا در خواهد آمد.

"ميخاييل كورچمكين" مدير عامل كمپاني مشاوره اي East European Gas Analysis معتقد است كه مذاكرات RWE با تركمنستان اجراي طرح "نابوكو" را تسريع مي بخشد.

در شرايط كاهش تقاضا واردات گاز تركمنستان مقرون به صرفه نيست. به همين خاطر مي توان عملكرد كنوني "گازپروم" را كاملا درك كرد. اما توقف صادرات گاز تركمنستان مي تواند پيامدهاي مضري براي آينده داشته باشد. بدون گاز تركمنستان تراز گازي روسيه يكي دو سال بعد از پايان بحران با كمبود محسوسي مواجه خواهد شد. راه حل آساني براي اين مسئله وجود ندارد حتي كاهش محسوس بهاي گاز نيز راه حل محسوب نمي شود چرا كه آنچه در حال حاضر اهميت دارد آنست كه "گازپروم" ظرفيت هاي استخراجي موجود خود را بكار گيرد. بعنوان مثال حجم خريد تا سطح صادرات گاز به اوكراين كاهش يابد. روشن است كه براي خروج از وضعيت بوجود آمده توافقاتي حاصل خواهد شد. اما بلاگاريف مطئن است كه در هر صورت روابط مسكو با عشق آباد مانند گذشته نخواهد بود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ديدار الهام علي اف با ديميتري مدوداف در مسكو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۱۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

خبرگزاري ريانووستي در گزارش ديگري اعلام كرد : رئيس جمهوري آذربايجان پس از ديدار با همتاي روس خود در گفتگو با خبرنگاران در مسكو تاكيد كرد : باكو قصد دارد حجم صادرات نفت خام به روسيه را از طريق خط لوله باكو- نووروسيسك بر اساس اصل منافع و سود متقابل با روسيه افزايش دهد . وي افزود : انعقاد تفاهمنامه اخير ميان گازپروم و سوكار درباره انتقال و فروش گاز طبيعي به روسيه از علاقمندي دو كشور براي گسترش علايق متقابل حكايت دارد و جمهوري آذربايجان قصد ندارد هيچگونه محدوديتي در اين ارتباط وضع نمايد . زيرا افزايش تعداد مسيرهاي صادراتي و مشتريان گاز طبيعي در سطح جهان پاسخگوي نيازهاي متقابل خواهد بود . الهام علي اف همچنين ابراز اميدواري كرد : روند مذاكرات جمهوري آذربايجان و روسيه درباره خريد گاز توليدي جمهوري آذربايجان از فاز دوم حوزه گازي شاهدنيز در درياي خزر به موفقيت بينجامد و اين روند آغازگر فصل نويني از مناسبات حسنه ميان دو كشور واقع شود .

خبرگزاري ترند نيز طي گزارشي اعلام كرد : الهام علي اف در ديدار با همتاي روس خود با قدرداني از مساعي روسيه به خاطر نيل به نزديكي مواضع طرفين درگير در مناقشه قره باغ ابراز اميدواري كرد : اين مناقشه در اسرع وقت حل و فصل شود . وي گفت : باكو اميدوار است با توجه به موازين و مقررات حقوق بين الملل ، روسيه اختلاف نظرهاي موجود ميان طرفين درگير در مناقشه قره باغ را - كه 20 سال است ادامه دارد - بر طرف سازد .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بررسي نظام ژئوپوليتيك جهاني‎

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۹
مهدي
نظرات (0)
ارتباط ايراني‌
ارتباط اين تحولات ژئوپوليتيك با شرايط ايران در عصر جديد يك سره مربوط مي‌شود به تلاش نومحافظه‌كاران آمريكايي براي اخلال در برنامه انرژي هسته‌اي ايران در راستاي ايجاد جهان امنيتي يكپارچه و يكدست عمدتا به اين دليل كه اسرائيل بدون ارائه هيچ‌گونه سند و مدرك قانع‌كننده‌اي مدعي شد كه برنامه هسته‌اي ايران صرفا براي توليد سلاح اتمي است جهت استفاده عليه آن كشور. آريل شارون نخست وزير پيشين اسرائيل در تبليغ اين دروغ تا آنجا پيش رفت كه در سال 2000 اعلام كرد ايران شش بمب اتم توليد كرده و آماده استفاده عليه اسرائيل دارد. از همان هنگام بود كه در نوشته‌ها و مصاحبه‌هايي هشدار دادم كه يك استراتژي حساب شده آمريكايي - اسرائيلي عليه ايران شكل گرفته است كه مي‌تواند زير عنوان استراتژي مورد بررسي قرار گيرد. نه تنها نتايج بازرسي‌هاي آژانس بين‌المللي سازمان ملل متحد در زمينه انرژي هسته‌اي در تاكيد بر نيافتن هيچ سند و مدركي در تاييد نظامي بودن برنامه هسته‌اي ايران، نتوانست نقطه پاياني بر پيروي كوركورانه غرب از اين دروغ اسرائيلي بگذرد، بلكه ايالات متحده توانست اتحاديه اروپا را نيز وارد ميدان مبارزه بي‌دليل عليه ايران نمايد. به اين ترتيب بحراني بي‌دليل در اين رابطه به وجود آمد كه سبب ساز سخت‌ترين مجادله سياسي - استراتژيك تاريخ در دوران پس از جنگ سرد بود. در همين راستا و در چارچوب استراتژي بود كه دولت نومحافظه‌كار آمريكا توانست به كمك اتحاديه اروپا و روسيه و چين، دست كم سه قطعنامه تحريم اقتصادي غيرقانوني و خلاف اخلاق بشري را تاكنون عليه ملت ايران به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل متحد برساند. ‌
متاسفانه برخي از روشنفكران سنتي در ايران و غرب حتي توجه نكردند كه آمريكاي نومحاظه كار، آن آمريكاي هميشگي نبوده و در نيافتند كه تلاش نومحافظه‌كاران براي جا انداختن ايده ، تلاشي بود براي واقعيت دادن به يك ساختار ژئوپوليتيك هرمي شكل جديد در نظام سلسله مراتبي قدرت كه به موجب آن ايالات متحده نومحافظه‌كار با تعيين فرضي، مي‌خواهد تلاش براي رسيدن به راس هرم قدرت و در دست گرفتن سرنوشت خانواده بشري از راه استفاده از هر فكر وسيله خلاف اخلاق را توجيه كند. اين كسان برخوردهاي جديد ايالات متحده با ايران را به حساب نسبت به ايران گذارده و از 28 مرداد 32 تا 28 تير 81 سخن به ميان آوردند و برخي ديگر آن را به حساب گذاردند و عده ديگري از زودباوران، موضوع را به حساب حال آن كه هر يك از اين موارد ممكن است به عنوان بهانه مورد بهره‌برداري تبليغاتي ايالات متحده بوده باشد. سياست‌هاي حيرت‌انگيز دولت نومحافظه‌كار ايالات متحده نسبت به ايران، يك سره و بدون كمترين ترديدي در راستاي واقعيت دادن به ژئوپوليتيك بود كه خود از ژئوپوليتيك اسرائيلي (بيم از خطر نابودي و اميد به يافتن سروري بر خاورميانه براي رفع آن خطر) تاثير گرفته بود. در همان حال، بايد تاييد كرد كه استراتژي جديد آمريكايي - اسرائيلي كه صدمه زدن به امنيت و استقلال ملي ايران را هدف قرار داده بود، اگرچه نفرت‌انگيز، ولي تا حدودي واكنشي بوده است در برابر سياست‌هاي فلسطيني رسمي و يا غير رسمي ايران. ‌
اين استراتژي كه براساس تاكتيك آغاز شد تا راه براي توجيه اقدامات نظامي احتمالي هموار شود، از اواخر سال مسيحي 2001 به اجرا درآمد. هدف اوليه در اين استراتژي اعمال فشارهاي سياسي بود در راستاي هموار كردن راه جهت از پاي درآوردن اراده استقلال خواهي ايرانيان در برابر ژئوپوليتيك آمريكايي. در راه رسيدن به اين هدف، آنان در عمل ثابت كردند كه حتي اگر لازم باشد، از‌بهره گرفتن از اقدامات نظامي يكجانبه‌گرايانه و پيشگيرانه ابا ندارند. ‌
سروده سياسي جديد جرج دبليو بوش، دقيقا در راستاي خطوط سياسي تعيين شده از سوي اسرائيل شارون و اولمرت و ناتانياهو و باراك و شيمون پرز ساز شده بود. اين سروده سياسي كه جاي ترديدي باقي نگذارد كه آنان بي‌پروا ملت ايران را خواندند: دولت منتخب فلسطين را نيز تروريست معرفي كرده و هرگونه حمايت از فلسطينيان را بي‌پروا عملي دانسته و در اين راستا علاوه بر دولت‌ها، از تروريست خواندن ملت‌ها ابا ندارند. براساس همين ديدگاه ناجوانمردانه بود كه جرج دبليو بوش در ژانويه 2002، ايران به عنوان يك ملت را عضوي از اعضاي يك اعلام كرد. استفاده از اين عنوان كه متاسفانه در ايران ترجمه شد، ناشي از انديشه‌هاي مسيحي‌گري سياسي افراطي بود و نشان از نقش گرايش‌هاي ديني افراطي در جهت‌گيري‌هاي ژئوپوليتيك نومحافظه‌كارانه داشت، چنان كه رونالد ريگان، اولين رئيس‌جمهور نومحافظه‌كار ايالات متحده در دهه 1980 از شوروي پيشين به عنوان ياد كرد. منظور از شيطان قلمدادكردن رقيبان، الهي خواندن برنامه‌هاي ژئوپوليتيك نوين خود بود، چون شيطان را نمي‌شود از راه تنبيه اصلاح كرد، شيطان در همه اديان بايد ريشه‌كن شود. در راستاي همين ديدگاه‌هاي ديني بود كه آنان دليل سقوط شوروي را بودن نظام كمونيستي اعلام كرده و در مقابل، نظام سرمايه‌داري را بر حق دانسته و اعلام كردند كه كردن نظام سرمايه‌داري اقتصاد بازار آزاد، وظيفه الهي آنان است. ‌
اگرچه جرج دبليو بوش و يارانش پس از قرائت نامه مورخ 5 فوريه 2002 نگارنده، هرگز اين اهانت ملي را در مورد ايران تكرار نكردند و مكرر تاييد نمودند كه استفاده از عنوان در مورد ايران كاري نادرست بوده است، ولي پي‌گيري استراتژي شدت بيشتري گرفت. از ديد ملت ايران، يكي از بزرگترين قربانيان استراتژي ضدايراني محور امريكا - اسرائيل - اروپا در دوران بحران هسته‌اي تحميل شده به ايران، ديالوگ ملي ما درباره دموكراسي بوده است. اين اصل مسلم است كه هر گاه تهديدهاي نظامي خارجي عليه موجوديت ملي كشوري جديت يابد، دگر انديشي‌ها و ديالوگ‌ داخلي براي آزادي و دموكراسي كنار گذارده شده و ملت براي دفاع از وطن، يكپارچه مي‌شود. در اين راستا بود كه ديالوگ جاري در روند دموكراسي ايراني نيز صدمه فراواني ديد، به ويژه باتوجه به اين حقيقت كه در فرهنگ سياسي جاري ايران، برخي از روشنفكران سنتي، مخالفت با سياست‌هاي دولت وقت را با جانبداري از خواست‌هاي سياسي دشمن خارجي به اشتباه مي‌گيرند. با اين حال، مقاومت شكست‌ناپذير ايرانيان در برابر زورگويي‌هاي امريكايي - اسرائيلي -‌ اروپايي در مورد برنامه هسته‌اي ايران، به ويژه پايان دادن به برنامه تحميل شده تعليق غني‌سازي اورانيوم همزمان با اعلام مكرر آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي در زمينه نيافتن هيچ سندي دال بر استفاده نظامي ايران از صنعت هسته‌اي، همه تمهيدات ضدايراني غرب را در انظار جهاني خنثي كرد و ملل جهان ضمن تمكين در برابر اقدامات تنبيهي گروه به اصطلاح 1+5 در سازمان ملل متحد، در چارچوب اجتماعاتي مانند و مصرانه خواستار حل صلح‌آميز بحران هسته‌اي ايران شدند. با اين دليل است كه بايد توجه كرد كه ايده را اوباما از خود اختراع نكرده بود، بلكه پيشنهاد او براي مذاكره با ايران در حقيقت پاسخي بود به نگراني‌هاي بين‌المللي نسبت به تهديدهاي جنگي عليه ايران كه نه تنها مي‌توانست سراسر خاورميانه را به آشوب كشد، بلكه به تاييد نومحافظه‌كاران سرشناسي مانند نيوت گينگريچ Newt Gingrich مي‌توانست به جنگ جهانگير سوم منجر شده و افكار عمومي داخلي را كه از جنگ آفريني نومحافظه‌كاران خسته شده بود، عليه آنان به شورش درآورد.
گذشته از فشار افكار عمومي بين‌المللي، من بر اين گمان هستم كه باتوجه به بازتاب گسترده نامه‌هاي مورخ 2002 و 2006 من خطاب به جرج دبليو بوش، و بازتاب حرف آخرم در دو مصاحبه پي در پي بسيار موثر با تلويزيون سي ان ان CNN در رابطه با مساله بازداشت ملوانان انگليسي در خليج‌فارس داير بر اينكه: و باتوجه به واكنشي كه برخي از سران و وابستگان حزب دموكرات در مطبوعات آمريكايي نسبت به اين نامه‌ها و گفته‌ها نشان دادند، ترديدي ندارم كه اين مباحث در تصميمات اوباما، رئيس‌جمهوري جديد ايالات متحده در زمينه حل بحران هسته‌اي و مسائل موجود با ايران از راه مذاكره موثر بوده است. ‌

در دنياي جديد ژئوپوليتيك‌
با بروز نشانه‌هاي شكست سياسي - اقتصادي در ژئوپوليتيك نظام نوين جهاني نومحافظه‌كاران آمريكايي كه از اوايل سال 2008 به صورت غيرقابل انكاري درآمد و همراه با آشكارشدن نشانه‌هايي از ‌آغاز يك دوران جديد در سياست خارجي ايالات‌‌متحده، نشانه‌هايي از آغاز يك دوران تازه در مناسبات ايران و غرب نيز محسوس شد. پس از انتخاب باراك حسين اوباما Barak Hussein Obama از آغاز سال 2009 به عنوان رئيس‌جمهوري ايالات متحده كه عمدتا ناشي از وعده او در دوران مبارزات انتخاباتي سال 2008 در زمينه تغيير change سياست‌ها - سياست‌هاي ژئوپوليتيك و اقتصادي داخلي و خارجي - ايالات متحده آمريكا بوده است، به گمان مي‌آيد كه واقع‌نگري در مسائل گوناگون خاورميانه تا حدودي جانشين ايدئولوژي نومحافظه‌كارانه خواهد شد. در چنين وضعيتي بود كه اوباما در چارچوب فلسفه در سياست خارجي كشورش ايده حل مسائل موجود با ايران از راه را مطرح كرد و با اين بحث افق‌هاي تازه‌اي را در مناسبات غرب با ايران گشود.

اگر چه دولت اوباما هنوز دوران استقرار را طي مي‌كند در اين دوران ناچار است كه بسياري از انتصابات را با درنظر گرفتن مصلحت انديشي در تدريجي بودن تحول انجام دهد و همراه با برخي انتصابات كه ظاهرا جنبه مصلحت در راضي نگاه داشتن طرفداران ژئوپوليتيك اسرائيلي در ايالات متحده را دارد، نشانه‌هاي مثبتي را در رابطه با دگرگون كردن سياست‌هاي خاورميانه‌اي دولت جديد مي‌توان ديد. ما بايد توجه داشته باشيم كه دگرگون كردن زيربناهاي سياست خارجي در يك دموكراسي، زمان زيادي مي‌طلبد و با اين درك بايد انتظار داشته باشيم كه بروز هرگونه تحول واقعي در راستاي ترك انديشه‌هاي يك جانبه‌گرايانه در سياست جهاني و تعطيل استراتژي نومحافظه‌كاران در قبال ايران، زمان زيادي خواهد گرفت. در همين برخورد، ما بايد توجه داشته باشيم كه استراتژي در سياست خارجي آمريكا و ايده با ايران، خواسته ايالات متحده آمريكا است در خدمت به منافع ملي آن قدرت، نه خدمت به ايران يا هر كشور ديگري. لاجرم، ما در مقابل وظيفه داريم درك كنيم كه چون اين وضعيت مستقيما در منافع ملي آن كشور مطرح شده است، موضوع را يك مساله ملي خودي نيز تلقي كنيم و از هرگونه دست‌پاچگي خودداري ورزيده با مطالعه گام برداريم.

توصيه من به ويژه اين است كه در شرايط جديد از خطاي بزرگ كشاندن اختلافات داخلي به صحنه بين‌المللي در راستاي قانع كردن غرب كه فلان فرد يا گروه شايستگي بيشتري نسبت به فرد يا گروه ديگر دارد، خودداري ورزيم.

از جمله اين نشانه‌هاي مثبت، يكي اعلام رسمي سياست با ايران است. طرح اين ديدگاه جديد سبب بروز تحول محسوسي در برخورد سياسي اتحاديه اروپا به ويژه بريتانيا شد. نه تنها سياستمداران اروپايي مانند خانم مركل، گوردون براون، خاوير سولانا، ميليبند و امثال آنان در ايتاليا و فرانسه لحن دوستانه‌تري را در اشاره به ايران و مباحث ايراني پيش گرفته‌اند، بلكه رسانه‌هاي اروپايي نيز زبان برخورد با ايران را ملايم كرده و براي نخستين بار آشكارا ايده حل مسائل موجود با ايران از راه مذاكره را تبليغ مي‌كنند.
يكي از بارزترين موارد تحول در سياست‌هاي ايراني غرب پس از اعلام تحول در ديدگاه ژئوپوليتيك دولت اوباما نسبت به ايران از استراتژي به سياست ، دگرگوني محسوس در جهت‌گيري‌هاي سياسي دولت بريتانيا است. رسانه‌هاي عمومي اين كشور، به ويژه كه هميشه باز گوينده نبض سياسي دولت بريتانيا - نزديكترين متحد دولت ايالات متحده آمريكا به ويژه در قبال ايران - بوده است، اخيرا لحن سخن نسبت به ايران را ملايم كرده و در چند برنامه به اصطلاح مستند كه به مناسبت سومين دهه انقلاب اسلامي تدارك ديد، اگرچه تحريف‌هاي معمول تاريخي را به ويژه در رابطه با بحث شاه و مصدق و غيره تكرار كرد، پخش گفتارهاي ملايم درباره كشور ايران را مجددا آغاز كرد. نخست‌وزير بريتانيا در سخناني ملايم از حمايت كرد. جك استراو، وزير خارجه سابق و وزير دادگستري كنوني، مانند وزير خارجه سابق آلمان در برنامه‌هاي مستند مربوط به روابط غرب با ايران در دوران بحران تحميلي انرژي هسته‌اي، رفتار ناشايست اروپا در راستاي فريب دادن ايران در مذاكرات هسته‌اي سابق را مورد تاييد تلويحي قرار داده و تاييد كرد كه رفتارهاي غرب با ايران در آن دوران مطلوب نبوده است. ديويد ميلي‌بند وزير خارجه كنوني بريتانيا ضمن اعلام ملايمت در رفتار بريتانيا نسبت به ايران و ابراز اميدواري در بهبود مناسبات ايران و غرب، زبان به نصيحت ايرانيان گشود كه البته شرايط در حال حاضر به صورتي است كه لازم است با ملايمت باز برخي ابراز اين گونه نظرها انتقاد كرد. به خصوص در برخورد با سخن ياد شده آقاي ميليبند، بايد به ايشان يادآوري نمود كه بسياري از ما ايرانيان خيلي وقت است كه مي‌خواهيم خود را از زندان تاريخ سوءظن نسبت به خواست‌هاي امپرياليستي بريتانيا رها سازيم، ولي اگر سياست‌هاي اغلب عجيب و غريب دولت بريتانيا بگذارد. براي مثال، اگر آقاي ميليبند به ياد آورند كه دولت آقاي توني‌بلر در پيگيري كوركورانه سياست‌هاي ژئوپوليتيك و اميال ژئواستراتژيك محور اسرائيل - نومحافظه‌كاران آمريكايي عليه ايران در سال‌هاي 2005 تا 2007 چه هيجاني نشان داد: چند بار شخصا به خاورميانه و خليج فارس سفر كرده و شخصا برخي شيوخ عرب را عليه ايران شوراند: و چگونه كوشيد ماجراي بازداشت قانوني ملوانان متجاوز بريتانيا در آب‌هاي خليج‌فارس را تبديل به بهانه‌اي كند براي آغاز حمله نظامي واحدهاي دريايي آمريكايي در خليج‌فارس عليه ايران، و با توجه به اينكه نخست‌وزير براون در همان سخنان نسبتا دوستانه در تاييد حقوق ايران در استفاده از انرژي هسته‌اي، مجددا دروغ اسرائيلي در عدم همكاري ايران با آژانس را قويا تكرار كرد، قطعا خواهد پذيرفت كه ايرانيان در خروج از اسارت تاريخ در مورد روابط كشور خود با بريتانيا دشواري دارند. ‌

در چشم‌انداز آينده‌
با همه اين احوال، در چشم‌انداز تحولات مثبتي كه شكل مي‌گيرد، ما بايد با خوش‌بيني احتياط‌آميز گام برداريم، چرا كه سلامت منافع و تماميت ملي ما به صورت فشرده و درهم تنيده‌اي درگير اين تحولات است. از يك طرف بايد دقت كنيم كه از بيان تحول در سياست‌هاي ايراني توسط اوباما تا به عمل در آمدن اين وعده راه دراز و پر پيچ و خمي در پيش است، چرا كه آمريكاي نومحافظه‌كار همه پل‌هاي بازگشت را در ماجراجويي‌هاي هشت سال گذشته‌اش ويران كرده و ترميم اين پل‌ها زماني نسبتا دراز طول خواهد كشيد، بويژه اينكه لابي صهيونيستي شديدا مخالف تغيير سياست ايالات متحده در مورد ايران است و اسرائيل با انتخاب متعصب جنگ‌طلبي چون ناتانياهو به عنوان رئيس دولت و تكرار مكرر تهديدهاي نظامي از طرف او، در حقيقت اعلام كرده است كه با تمام قوا از بهبود روابط ايالات متحده و غرب با ايران جلوگيري خواهد كرد. در اين برخورد ما بايد دقت كنيم كه ضمن پايداري كاملا قوي در برابر تهديدهاي جنگي تل‌آويو، در رابطه با ايالات متحده و اروپا از بيان هر حرف يا حركت تحريك‌آميز خودداري كنيم. ‌
در بررسي شيوه برخورد ما با غرب در سال‌هاي گذشته دست‌كم دو مورد از رفتار نادرست خودنمايي مي‌كند: 1- عجله ناشي از اشتياق غيرمنطقي: 2- ناديده گرفتن منافع ملي در قياس مصالح ايدئولوژيك. ما بايد از اين گونه برخوردها تجربه آموخته و ياد بگيريم كه در اين گونه موارد ديپلماسي حوصله و حسابگري موردنياز است. در مقابل آرامش - آرامش داشته باشيم و در مقابل امتيازهاي موردنظر، حساب شده امتيازهاي قانوني و مشروع را بدهيم. در اين برخورد ضروري است گفته خاوير سولانا در زمينه لزوم اعتمادسازي غرب نسبت به ايران را با دقت و ملايمت پيگيري كنيم و نه به صورت ، و از طريق‌هاي معمول ديپلماتيك به غرب بفهمانيم كه انديشه اعتمادسازي غرب در برابر ايران بايد در اطراف مسائلي دور زند مانند توقف تبليغات اهانت‌آميز، لغو تحريم‌هاي يك جانبه آمريكايي، آزادسازي دارايي بلوكه شده ايران، و در صورت لزوم لغو قطعنامه‌هاي سه‌گانه غيرقانوني توسط شوراي امنيت سازمان ملل متحد. ‌


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بررسي روند شكل‌گيري و احياي قدرت ناتو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

واقعيت اين است كه امريكا به پيمان ناتو به عنوان يك ابزار موثر و اهرم فشاري قوي جهت بر هم زدن موازنه قواي سياسي و نظامي به سود خود و پيشبرد راهبرد دراز مدت غرب جهت تسلط بر مناطق ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك دنيا مي نگرد و تلاش دارد تا از طريق آن جمهوري هاي سابق شوروي را به كنترل خود درآورده و به حيات خلوت روسيه وارد شود. در حال حاضر آمريكا به عنوان نيروي محركه اصلي ناتو سعي دارد تا ساختار جديد اين سازمان را به گونه اي شكل دهد تا بتواند از آن حد اكثر استفاده را در بحران هاي بين المللي به عمل آورد. در شرايط كنوني آمريكا تلاش مي كند تا از توان نظامي ناتو براي جايگزيني نيروهاي خود در برخي از نقاط دنيا از جمله در افغانستان استفاده نمايد تا بتواند نيروهاي بيشتري را به عراق اعزام نمايد. به همين منظور تلاش كرده است تا افغانستان كه كشوري آسيايي است و نه اروپايي و به لحاظ جغرافيايي هم به طور كامل از حيطه ناتو به دور است با ناتو پيمان استراتژيك امضا نمايد.

علاوه بر اين امريكا سعي كرده است تا از نيروهاي سازمان ناتو براي آموزش نظاميان عراقي نيز استفاده بنمايد. در فروردين ماه سال 1387 ناتو اعلام كرد مسئوليت آموزشي خود را در عراق بنابر درخواست نخست وزير اين كشور تا پايان سال 2009 ميلادي تمديد كرده است . ياب دوهوپ شفر دبيركل ناتو در ديدار با نوري المالكي در بروكسل اعلام كرد كه تعداد نيروهاي سازمان ناتو به منظور آماده سازي هرچه بيشتر نيروهاي امنيتي و نظامي عراق افزايش مي يابد تا نيروهاي عراقي به شكلي بهتر بتوانند مسئوليت هاي امنيتي را در سراسر عراق بر عهده بگيرند. نيروهاي ناتو در آماده سازي و آموزش نيروهاي عراقي جهت سازماندهي و بهبود وضعيت اين نيروها سهيم هستند تا دولت عراق بتواند بر تروريسم سيطره يابد.

 

حضور ناتو در افغانستان

به منظور توسعه حيطه عمل ناتو در سال 2002 (1381 ه' . ش ) در پراگ طرحي تصويب شد كه براساس آن ماموريت قواي نظامي ناتو به حوزه فراتر از اروپا گسترش يابد. براساس اين طرح نيروهاي نظامي ناتو عازم افغانستان شدند. در ادامه ماموريت ناتو در عمليات حفاظت از صلح در افغانستان حيطه وظايف نيروهاي نظامي ناتو از حوزه كابل پايتخت آن كشور هم فراتر رفت و به ساير ولايات افغانستان سرايت پيدا كرد و هم اكنون به حاشيه مرزهاي افغانستان با پاكستان كشانده شده است .

در پيمان استراتژيكي كه بين ناتو و افغانستان به امضا رسيده مجموعه توافقاتي انجام شده كه دست ناتو را در تحولات افغانستان بسيار باز كرده است . فعاليت ناتو به صورت گسترده از سال 2006 در افغانستان آغاز شد . از ژانويه اين سال نيروهاي ناتو جايگزين تعدادي از نظاميان آمريكايي در جنوب افغانستان شدند . حدود 8 هزار نظامي ناتو شامل 3300 انگليسي 2300 كانادايي 1900 هلندي 290 دانماركي 300 استراليايي و 150 استونيايي در افغانستان مستقر گرديدند . البته در سال 2007 تعداد نظاميان ناتو در افغانستان به هفده هزار نفر افزايش يافت البته آمريكا نيز در اين سال بيست هزار نظامي در افغانستان مستقر كرده بود كه نيمي از آنها تحت فرماندهي ناتو قرار داشتند در حال حاضر قرار است حدود 3200 نظامي آمريكايي ديگر هم به نظاميان موجود در افغانستان اضافه شوند . با تشكيل فرماندهي ناتودر افغانستان و حضور نظامي نيروهاي آن در اين كشور اولين گام در جهت جهاني شدن سازمان ناتو برداشته شده است . در شرايط كنوني ناتو در افغانستان هم نقش نيروي نظامي ـ امنيتي و هم نقش يك نيروي سياسي و هم نقش يك سازمان هدايتي و امدادي را ايفا مي كند . در حال حاضر در مجموع سازمان ناتو حدود 47 هزار نفر از نظاميان خود را به افغانستان اعزام كرده و تحت فرماندهي « ايساف » ماموريت هاي درگيري و مقابله با تروريسم و گروه طالبان را از سوي آمريكا بر عهده گرفته است . همچنين يك توافق همكاري بين ناتو و پاكستان وجود دارد.

گسترش ماموريت هاي ناتو

در ابتداي تشكيل سازمان پيمان آتلانتيك شمالي ماموريت اصلي آن ايجاد يك سيستم امنيت دسته جمعي براي بلوك غرب در مقابل اتحاد جماهير شوروي و اقمار آن بود . اين ماموريت از سال 1949 تا 1990 ادامه داشت . با فروپاشي شوروي و انحلال پيمان ورشو ناتو كاركرد اصلي خود را از دست داد . در ژوئن سال 1991 با صدور اعلاميه كپنهاگ ناتو همچنان به عنوان يكي از اركان اصلي امنيت اروپايي فعال باقي ماند . از سال 2001 به اين طرف با باز تعريف نقش ناتو در جهان نه تنها از انحلال ناتو جلوگيري به عمل آمد بلكه اين سازمان به عنوان يك مجموعه امنيت نظامي به مديريت بحران هاي بين المللي فراخوانده شد.

ناتو براي اولين بار در درگيري هاي يوگسلاوي وارد يك جنگ داخلي و عمليات شهري شد و براي اولين بار به عمليات تهاجمي پرداخت . در حاليكه قبلا دستور كار اين سازمان عمليات دفاعي بوده است . همچنين اين سازمان در هرزه گوين براي بار اول در عمليات صلح شركت كرد.

ناتو در بحران كوزوو به عنوان بازوي اجرايي سازمان ملل و شوراي امنيت به ايفاي نقش جديد خود پرداخت . البته نظاميان ناتو تحت رهبري آمريكا عليه صربستان وارد عمل شدند.

در حال حاضر ناتو امنيت سرزمين اصلي اروپا را اولويت درجه يك خود قرار داده است . امنيت اروپا از طريق رابطه خوب با همسايگان پيراموني اروپا امكان پذير مي شود. ناتو از طريق روابط سياسي و گسترش اين روابط به مناطق پيراموني خود مثل جنوب مديترانه يا اروپاي شرقي يا كشورهاي سابق شوروي تلاش مي كند كه وضعيت متناسبي را در داخل اروپا داشته باشد. بنابراين ناتو از طريق طرح هاي مختلف شرايط جديدي را براي خود رقم مي زند. ساختار ناتو در زمان شوروي يك سازمان دفاعي ـ نظامي بود و در حال حاضر به يك سازمان امنيتي ـ سياسي تبديل شده است .

در حال حاضر موضوع عمليات ضد تروريسم هم در دستور كار ناتو قرار گرفته است و اين برنامه در چشم انداز ناتو وجود دارد. هم اكنون كشورهاي استراليا كره جنوبي و ژاپن هم قرار است كه در همكاري با ناتو در عمليات جهاني بكارگيري شوند. مركل صدر اعظم آلمان از نظرات آمريكا درباره ي ناتو حمايت مي كند. ناتو قرار است حوزه هاي امنيتي ـ سياسي جهاني را هم بررسي و دنبال نمايد.

توسعه ناتو و اقدامات خارج از قلمرو

در شرايط كنوني سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) بدون هياهو و جلب توجه زياد در حال تبديل شدن به سازماني تقريبا جهاني ست . اين اتحاديه كه براي محافظت از اروپاي پس از جنگ دربرابر اتحاد جماهيرشوروي تاسيس شده بود اكنون اهداف خود را در اقصي نقاط جهان دنبال مي كند. ناتو دراين فرآيند هم گستره جغرافيايي و هم تنوع ماموريت هاي خود را بسط داده است و به اين منظور از طرح هايي همچون « مشاركت آتلانتيك اروپا » « مشاركت براي صلح » و « گفتگوي مديترانه » استفاده كرده است .

ضرورت اقدام در مناطق خارج از اروپا كه در ادبيات ناتو « خارج از قلمرو » خوانده مي شود به طور روزافزوني مورد تاكيداين سازمان درحال گسترش است و بدين منظور كميته ها و گروه هاي جديدي براي ارتباط با مناطق جديدي كه در حوزه فعاليت ناتو قرارمي گيرند تشكيل شده و يا در حال تشكيل است . همان طور كه به دنبال طرح مشاركت براي صلح كميته اي براي ارتباط ميان ناتو و كشورهاي اروپايي ربا قفقاز و آسياي مركزي ايجاد شد كميته ديگري نيز براي ارتباط هفت كشور طرح گفت وگوي مديترانه و ناتو ايجاد شد و اخيرا هم پيشنهاد تاسيس كميته اي براي همكاري ميان كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و ناتو طرح شده است كه مقدمات همكاري و عضويت اين كشورها را در سازمان ناتو سازماندهي كند. اين پيشنهاد به دليل توجه خاص سازمان ناتو درسال جديد ميلادي به منطقه خليج فارس طرح شده است دراين راستا نمايندگان ناتو گفت وگوها و جلسات زيادي را با كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس انجام داده اند. همچنين بازديدهاي متعددي نيز از اين كشورها براي فراهم آوردن زمينه هاي همكاري آن ها با سازمان پيمان آتلانتيك شمالي به عمل آورده اند.

از سوي ديگر اين سازمان در حال ورود به عرصه جديدي تحت عنوان دفاع از ارزش ها به نام عرصه فرهنگي مي شود. دفاع از ارزش ها يك بحث كاملا جديدي است كه در دستور كار فعلي ناتو قرار دارد. دفاع از ارزش ها تقريبا به اين معني است كه ناتو وارد عرصه يي مي شود كه از طريق آن بتواند به عنوان يك مداخله گر در صحنه هاي بين المللي ظاهر شود كه اين خود يكي از چالش هايي است كه كشورهاي غير عضو ناتو را در آينده دربر مي گيرد به اين مفهوم كه سهم برنامه هاي سياسي ـ فرهنگي ناتو بر ميزان فعاليت هاي نظامي ناتو غلبه پيدا مي كند.

الان هيچ قدرتي در دنيا عملا نمي تواند ناتو را تهديد كند. يعني ناتو با توجه به ظرفيت و استعداد نظامي اي كه دارد فقط مي تواند از جانب روسيه تهديد شود. هم اكنون تعداد نيروهاي ناتو در سطح جهان بيش از تعداد نظاميان حافظ صلح سازمان ملل متحد در سراسر دنياست . ناتو به عنوان بازوي امنيتي ـ نظامي غرب به تقويت و گسترش حوزه ي جغرافيايي خود در سراسر جهان بويژه در منطقه اوراسيا كه محيط امنيتي روسيه به شمار مي رود ادامه مي دهد.

اهداف ناتو در شرايط كنوني

1 ـ تضعيف روسيه از طريق فروپاشي كشورهاي همسو با روسيه و به عضويت در آوردن كشورهاي مشترك المنافع

2 ـ ايجاد زنجيره دولت هاي متحد آمريكا در پيرامون روسيه به منظور جلوگيري از بازسازي اقتدار گذشته آن

3 ـ تثبيت تسلط و اقتدار منطقه اي امريكا با همكاري كشورهاي اروپايي

4 ـ فروپاشي حكومت هاي طرفدار روسيه از طريق اعمال فشارهاي اقتصادي و قدرت نظامي و نيز تغيير دولت هاي آنها از طريق حركت هاي اجتماعي مخملي

5 ـ تسلط بر منابع انرژي از طريق شركت هاي نفتي

6 ـ كمك به امريكا براي جبران كمبود نيروهاي نظامي وي در خاورميانه از طريق پذيرفتن برخي ماموريت ها در كشورهايي مثل افغانستان و عراق

در مجموع مي توان نتيجه گرفت كه سازمان ناتو از يك حوزه عمل كوچك به يك حوزه عمل بزرگتر هدايت شده است . فلسفه اصلي ناتو مقابله با نفوذ كمونيسم و دفاع از اروپا در برابر شوروي بوده كه پس از فروپاشي شوروي ماموريت جديدي براي آن تعريف شده كه به جاي دفاع از خود در برابر شوروي به مقابله با تهديداتي كه نظام بين المللي با آن مواجه است بپردازد. سه حوزه جديد به عنوان وظايف جديد ناتو درحال بحث است :

1 ـ مقابله با تروريسم بين المللي

2 ـ دولت هاي ناپايدار و ناتوان و بررسي وضعيت آن دولت كه بي ثبات كننده نظم موجود جهاني هستند

3 ـ مبارزه با توسعه سلاح هاي كشتار جمعي

4 ـ منازعات و بحران هاي محلي و منطقه اي

در شرايط كنوني ناتو در حال ظرفيت سازي و آماده شدن براي پاسخگويي به ماموريت هاي فوق است .

براي بسياري اين سوال مطرح است كه آيا آمريكا در چارچوب ناتو بهتر مي تواند به اهداف خود برسد يا بايد به سمت « ائتلاف اراده ها » جلو برود گرچه الزاما اين اراده ها مي توانند عضو يك اتحاديه نباشند. برخي دولت ها مانند آمريكا معتقدند بعضي اهداف نمي تواند معطل ناتو و شوراي امنيت سازمان ملل باقي بماند.

شرايط عضويت در ناتو

در حال حاضر كشورهايي كه عضو ناتو مي شوند بايستي داراي ساختارهاي دموكراتيك باشند. ولي ساختارهاي دموكراتيك از نظر ناتو فقط بايد بر مبناي ساختار ليبرال دموكراسي غربي باشد. از نظر آنان ساختارهاي دموكراتيك به غير از ساختار ليبرال دموكراسي اصلا وجود ندارد. يكي از دلايلي كه در جريان بمباران صربستان مطرح شد اين بود كه صرب ها يك حكومت اتوكراتيك هستند. الان ناتو مدعي است كه در افغانستان به خاطر ارزش هاي دموكراتيك مي جنگند. اول مي گفت براي مبارزه با تروريسم مي جنگد و الان بحث جديدي در افغانستان وجود دارد كه نيروهاي نظامي ناتو به دليل ارزش هاي دموكراتيك دفاع از آزادي و دفاع از دموكراسي مي جنگند كه اين يك بحث كاملا جديدي است كه به طور مرتب مطرح مي شود.

گسترش ناتو به شرق

تا سال 2002 ميلادي ده عضو جديد از بين كشورهاي سابق بلوك شرق براي همكاري و پيوستن به ناتو دعوت شده اند .

در 29 مارس سال 2004 ميلادي طي مراسمي در واشنگتن پايتخت آمريكا كشورهاي بلغارستان روماني و اسلواكي و همچنين جمهوري هاي سه گانه بالتيك ليتواني استوني و لتوني به ناتو ملحق شدند و عملا پايگاه هاي جنگنده هاي دور برد ناتو در چند كيلومتري مرزهاي روسيه قرار گرفتند. روسيه اين اقدام را خطري براي امنيت ملي خود تلقي مي كند. يكي از برنامه هاي مهم ناتو تلاش براي عضويت اوكراين و گرجستان مي باشد در حال حاضر اين دو كشور از سوي ناتو به عنوان محور جريانات غرب گرا در جمهوري هاي سابق شوروي و نيز همكار استراتژيك ناتو در منطقه محسوب مي شوند. اوكراين دومين قدرت نظامي و صنعتي منطقه پس از روسيه مي باشد. برخي از تحليل گران آمريكايي از جمله برژينسكي بر اين عقيده هستند كه جدايي اوكراين از روسيه و پيوستن آن به ناتو روسيه را تا حد يك قدرت ضعيف آسيايي تنزل خواهد داد. عضويت اوكراين و گرجستان در ناتو موجب برتري نفوذ آمريكا در منطقه گرديده و امنيت روسيه را به خطر خواهد انداخت . اهميت اين دو كشور از آن جهت است كه از يك سو در كنار درياي سياه و از سوي ديگر در همسايگي روسيه قرار دارند. در سال هاي گذشته ناتو با به عضويت در آوردن ساير كشورها به گسترش حوزه جغرافيايي خود مي پرداخت ولي در حال حاضر علاوه بر گسترش سرزميني ناتو طرح هاي ديگري نيز تحت عنوان هاي « مشاركت براي صلح » « مشاركت استراتژيك » « طرح هاي همكاري » « كشورهاي در حال عضويت » « كشورهاي آماده عضويت » در دستور كار پيمان ناتو قرار داده شده است . بر اين اساس برخي كشورها به مدار سياسي ناتو دعوت مي شوند. مثلا برنامه مشاركت براي صلح ناتو تمام كشورهاي آسياي مركزي را دربر مي گيرد. در حالي كه هيچ كدام از اين كشورها عضو ناتو نيستند. كشورهاي آسياي مركزي به جز تركمنستان عضو پيمان شانگ هاي هستند ولي عضو برنامه براي صلح ناتو هم هستند . براي مثال در گرجستان از سال 2002 موسسه اي غير دولتي تحت به منظور آماده سازي مردم گرجستان براي پيوستن به ناتو تشكيل شده است اين موسسه از سوي GEORGIA FOR NATO عنوان سازمان ناتو در بروكسل بنياد اروپا سازمان سوروس و موسسه دموكراتيك آمريكا تامين مالي مي شود اين موسسه همچنين بر تعهدات دولت جهت پيوستن به ناتو نظارت مي كند. همايش آموزشي براي روزنامه نگاران جوانان و اقليت هاي قومي برگزار مي كند و به دولت گرجستان ارائه داده تا دولت با اجراي آن بتواند ظرف 2 سال آينده به ناتو بپيوندد . در حال حاضر MAP برنامه اي را تحت عنوان گرجستان از نظر ميران رشد بودجه نظامي در صدر كشورهاي جهان قرار دارد. روسيه تمايل دارد كه گرجستان از تصميم پيوستن به ناتو خارج شود ولي دولت گرجستان فكر مي كند كه در هر شرايطي آمريكا گرجستان را به عضويت ناتو در خواهد آورد. تا كنون ناتو توانسته است افراد مورد نظر خود را در دانشكده هاي مرتبط با ناتو در اروپا آموزش هاي چگونگي اداره و مديريت كشور را داده و آن را براي حكومت كردن آماده نمايد. ناتو تلاش مي كند كه در اين كشور به تاسيس نهادهايي بپردازد تا ساختار كشور تغيير ناپذير گردد و قوانين و مقررات را بر همين اساس تغيير داده و اصلاح كرده اند.

در مقابل كشورهايي كه به عضويت ناتو درمي آيند اين سازمان تعهداتي را هم بايد بپذيرد. از جمله تعهدات ناتو اين است كه اگر اين كشورها مورد حمله نظامي قرار گرفتند تمام اعضاي ناتو به دفاع از آن كشور بپردازند. ولي ناتوي فعلي از طريق طرح مختلف مثل طرح مشاركت يا طرح كشورهاي در حال عضويت تعهدات آن كشورها را به خودش اضافه مي كند و آن كشورها هم متعهد به ناتو مي شوند در حالي كه خود ناتو آن تعهداتي را كه بايد به كشورهاي جديد بدهد نمي دهد. يعني ناتو از طرح هاي جديد براي گسترش خودش استفاده يكجانبه مي برد.

گسترش ناتو به سمت جنوب

در حال حاضر گفت وگوهاي مديترانه كه يك مجمعي از همكاري كشورهاي جنوبي ناتو با كشورهاي حوزه مديترانه كه از مغرب و الجزاير و مصر و لبنان و رژيم اشغالگر قدس وكشورهايي مثل تركيه يونان و ايتاليا مي باشد را دربر مي گيرد. گفت وگوهاي مديترانه يك نوع تعامل بين ناتو و كشورهاي به اصطلاح شمال آفريقا و خاورميانه است . در واقع ناتو تحت عنوان مشاركت براي صلح گسترش به سمت شرق را در دستور كار خود قرار داد و تحت عنوان گفت وگوهاي مديترانه گسترش به سمت جنوب را در برنامه خود قرار داده و اين به معناي حضور ناتو در بين كشورهاي اسلامي است . در شرايط كنوني « گفت وگوهاي مديترانه » تحت عنوان « ابتكار عمل استانبول » در جريان است . طرح ابتكار عمل استانبول به هنگام برگزاري اجلاس سران ناتو در سال 1383 هجري شمسي در شهر استانبول تركيه به تصويب رسيد و هدف از آن تقويت روابط ناتو با كشورهاي عربي است . ناتو از طريق اين طرح در زمينه هاي مبارزه با تروريسم امنيت مرزها مبارزه با سلاح هاي كشتار جمعي و رزمايش هاي نظامي به كشورهاي مورد نظر كمك مي كند. ناتو در حال حاضر در تلاش است تا حضور خود را به خليج فارس هم گسترش دهد به همين منظور مسئولين ناتو در ماه هاي اخير مذاكراتي را با دولت عربستان و قطر آغاز كرده و اين دولت ها نيز آمادگي خود را براي پذيرش نيروهاي ناتو اعلام كرده اند. حضور ناتو در آموزش نيروهاي نظامي عراق در حال حاضر در جريان است . دبيركل ناتو آقاي ياب دو هوپ شفر در روز پنجشنبه 1387 2 5 هجري شمسي قراردادي را به منظور مبادله اطلاعات سازمان ناتو با آقاي خالد بن احمد الخليفه وزير امور خارجه بحرين به امضا رساند. بر اساس اين قرارداد مبادله اطلاعات براي مسائل امنيتي و به منظور پيشگيري از حوادث طبيعي بين بحرين و ناتو صورت مي گيرد. دبيركل ناتو در ديدار از بحرين از كشورهاي عربستان و عمان خواسته است تا آنها نيز همانند ساير كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس به طرح ابتكار عمل استانبول بپيوندند. بنابراين ناتو به صورت هاي مختلفي در حال توسعه و گسترش است . اين توسعه هم فقط از طريق زمينه سازي و يا عضويت كشورها نيست بلكه اقدام به حضور سياسي در كشورهاي مختلف است كه الان در قالب گفت وگوها طرح استراتژيك و شوراهاي همكاري اين وضعيت دنبال مي شود.

ناتو در حال حاضر تلاش دارد تا حضور خود را به خليج فارس هم گسترش دهد به همين منظور مسئولين ناتو در ماه هاي اخير مذاكراتي را با دولت هاي عربستان و قطر آغاز كرده و اين دولت ها نيز آمادگي خود را براي پذيرش نيروهاي ناتو اعلام كرده اند.

هم اكنون تعداد نيروهاي ناتو در سطح جهان بيش از تعداد نظاميان حافظ صلح سازمان ملل متحد در سراسر دنياست ناتو به عنوان بازوي امنيتي ـ نظامي غرب به تقويت و گسترش حوزه جغرافيايي خود در سراسر جهان بويژه در منطقه اوراسيا كه محيط امنيتي روسيه به شمار مي رود ادامه مي دهد

اخيرا پيشنهاد تاسيس كميته اي براي همكاري ميان كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و ناتو طرح شده است كه مقدمات همكاري و عضويت اين كشورها را در سازمان ناتو سازماندهي كند. اين پيشنهاد به دليل توجه خاص سازمان ناتو در سال جديد ميلادي به منطقه خليج فارس طرح شده است

در ادامه ماموريت ناتو در عمليات حفاظت از صلح در افغانستان حيطه وظايف نيروهاي نظامي ناتو از حوزه كابل مركز آن كشور هم فراتر رفت و به ساير ولايات افغانستان سرايت پيدا كرد و هم اكنون به حاشيه مرزهاي افغانستان با پاكستان كشانده شده است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

روسيه طرفدار تماس هاي مستقيم جمهوري اسلامي ايران و آمريكا است

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

مسكو- آندره نستيرينكو سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه گفت : روسيه طرفدار تماس هاي مستقيم جمهوري اسلامي ايران و آمريكا است نستيرينكو روز پنجشنبه در كنفرانس خبري در مسكو به خبرنگار ايرنا گفت : روسيه همواره طرفدار تماس هاي مستقيم ايران و آمريكا است و اين دو كشورمي توانند با يكديگر مذاكره و بدون واسطه مسائل فيمابين را مورد بحث وبررسي قرار دهند

سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه ؛ روابط فدراسيون روسيه و جمهوري اسلامي ايران را به عنوان دو كشور دوست و قدرتمند در منطقه بسيار عالي خواند وگفت : اراده رهبران دو كشور بر توسعه ؛ تحكيم و تعميق روابط و مناسبات وگسترش همكاري ها در تمام بخش ها ميان دو كشور استوار است منابع خبري غربي اخيرا اعلام كردند آمريكا و شركاي اروپايي اين كشور درپي كنار گذاشتن پيش شرط تعليق غني سازي اورانيوم براي آغاز مذاكرات باجمهوري اسلامي ايران هستند

به گزارش اين منابع به نقل از روزنامه نيويورك تايمز؛ دولت اوباما وشركاي اروپايي آمريكا؛ امكان خودداري از درخواست از ايران براي توقف فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم به عنوان پيش شرط براي مذاكره با ايران درباره پرونده هسته اي اين كشور را بررسي مي كنند خبرگزاري ريانووستي در اين باره نوشت : آمريكا و متحدانش همچنين پيشنهادي را بررسي مي كنند كه به ايران اجازه مي دهد در مرحله نخست مذاكرات به غني سازي اورانيوم در خاك خود بپردازد منبع خبري روسي افزود: اين امر فاصله گرفتن قابل توجه از موضع سرسختانه دولت سابق آمريكا است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

قرارداد تسليحاتي بي‌سابقه ميان روسيه و اسرائيل

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

روابط حساس اسرائيل و روسيه

روسيه خود صادركننده‌ي تسليحات به كشورهاي مختلف و از جمله دشمنان اسرائيل يعني ايران و سوريه است. معامله‌ي اخير مي‌تواند در تهران و دمشق به معناي نزديكي بيشتر ميان مسكو و تل‌آويو تلقي شود و به اين يا آن اندازه به بروز بدبيني در مناسبات روسيه با سوريه و ايران يبانجامد.

در برخي از رسانه‌ها و محافل سياسي ايران اين گمانه‌زني وجود دارد كه آمادگي اسرائيل براي تحويل هواپيماهاي جاسوسي به روسيه، بخشي از تلاش اين كشور براي منصرف‌كردن مسكو از تحويل موشك‌هاي پدافندي اس ۳۰۰ به ايران است. ايران در سال‌هاي اخير و به ويژه با بالا‌گرفتن بحث در باره‌ي امكان حمله‌ي نظامي به تأسيسات اتمي‌اش در صدد خريد اين موشك‌هاي پيشرفته از روسيه بوده است تا قدرت دفاعي خود را تا حد ممكن ارتقا دهد.

در سفري كه مصطفي محمدنجار، وزير دفاع جمهوري اسلامي دربهمن‌ماه گذشته به مسكو داشت، يكي از محورهاي مذاكرات او، پيگيري خريد موشك‌هاي يادشده از روسيه بود. موشك‌هاي اس ۳۰۰ بردي معادل ۲۰۰ كيلومتر دارند، تا ۲۷ كيلومتر پرواز عمودي انجام مي‌دهند و مي‌توانند در آن واحد تا ۱۰۰ هواپيما يا موشك را شناسايي كنند و به ۱۲ مورد از آنها حمله كنند. به عقيده‌ي كارشناسان، دسترسي ايران به چنين موشك‌هايي توازن قوا در منطقه‌ي خليج فارس را به نحو محسوسي به سود ايران تغيير خواهد داد.

خبر معامله‌ي تسليحاتي روسيه و اسرائيل در حالي اعلام شد كه به گزارش خبرگزاري‌ها، «شيمون پرز» رئيس جمهور اسرائيل در مصاحبه‌يي اعلام كرد كه اگر دولت جديد آمريكا نتواند موضع ايران را در پيشبرد برنامه‌ي هسته‌اي‌اش ملايم تر سازد، اسرائيل عمليات نظامي خود را عليه اين كشور آغاز مي كند.

قرارداد تسليحاتي روسيه پس از شش دهه

قرارداد تسليحاتي با اسرائيل كه اولين مورد خريد تجهيزات نظامي روسيه از خارج از سال ۱۹۴۲ به اين سو است در خود روسيه واكنش‌هاي متفاوتي به دنبال داشته است. شماري از نمايندگان دوماي روسيه، به اين قراداد انتقاد كرده‌اند. اما، بوريس اشپيگل، رئيس كميسيون حمايت از نهادهاي جامعه‌ي مدني در مجلس فدراتيو روسيه، آن را تحكيم‌كننده‌ي مناسبات ميان مسكو و تل‌آويو دانسته است، به ويژه كه در دولت جديد اسرائيل ۵ وزير روسي‌الاصل حضور دارند.

اشپيگل كه رياست كنگره‌ي جهاني يهوديان روس‌زبان را نيز به عهده دارد، با استقبال از برگزيدن آويگدور ليبرمن، رئيس حزب تندروي «اسرائيل خانه‌ي ما» به رياست وزارت خارجه‌ي اسرائيل، او را اولين وزيرخارجه‌ي روسي‌زبان اسرائيل توصيف كرده است. وي با اشاره به اين كه ۵ / ۱ ميليون جمعيت ۷ ميليوني اسرائيل را مهاجران روسي تشكيل مي‌دهند، انتصاب ليبرمن و ۴ هم‌حزبي وي به رياست ۵ وزارت‌خانه‌ي اسرائيل را نشانه‌ي اهميتي دانست كه تل‌آويو براي مناسبات حسنه‌ي خود با روسيه قائل است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايران و روسيه؛ متحد يا رقيب در فضاي جهاني

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

همچنين در مورد انرژي هسته‌اي نيز تكميل نيروگاه هسته‌اي بوشهر، يكي از اقداماتي است كه مي‌تواند اعتماد متقابل در روابط طرفين را افزايش دهد. در واقع بحث اتمام نيروگاه اتمي بوشهر، به نماد همكاري‌هاي ايران و روسيه مبدل شده است و چنانچه در زمان مقرر راه‌اندازي شود، مي‌تواند دو كشور را به سوي طرح‌هاي راهبردي ديگر در زمينه‌هاي صنعتي و انرژي رهنمون سازد.علاوه بر اين عليرغم آنكه در 10 سال آينده نفت مهمترين منبع انرژي خواهد بود، با اين حال نبايد از ياد برد كه گاز طبيعي و انرژي هسته‌اي از جايگاه برتري نسبت به زمان حاضر برخوردار خواهند شد. از اين رو همكاري دو كشور در زمينه گاز و انرژي هسته‌اي مي‌تواند تا حد زيادي معادلات آينده‌ي بازار انرژي را تحت تاثير قرار دهد. اين مسئله به خصوص با توجه به تلاش‌هاي ايالات متحده آمريكا مبني بر ممانعت از نزديكي روسيه و ايران در حوزه انرژي به يكديگر، قابل بحث و بررسي است. زيرا آمريكا همواره سعي كرده از يك سو نقش مخربي در خصوص همكاري‌هاي هسته‌اي ايران و روسيه ايفا نمايد و از سوي ديگر به محروم ساختن ايران و روسيه از درآمد كلان انتقال انرژي بپردازد. در اين خصوص آمريكا همواره با گذر لوله‌هاي انتقال انرژي از ايران و روسيه كه از نظر اكثر كارشناسان اقتصادي، كوتاهترين وكم هزينه ترين مسير براي عبور خطوط لوله‌هاي نفتي منطقه است، به مخالفت برخاسته است. زيرا در صورت تحقق اين امر، ايران و روسيه كنترل بازار انرژي اروپاي غربي را در دست مي‌گيرند. در واقع با توجه به اينكه ايران و روسيه، هر دو با يك بازيگر فرامنطقه‌اي نظير آمريكا مواجه هستند كه سعي دارد آنها را از درآمد حاصل از لوله‌ها و خطوط انتقال انرژي محروم سازد، لذا به نظر مي‌رسد ارتقاء و افزايش سطح همكاري‌ها ميان تهران و مسكو مي‌تواند اقدامات و تلاش‌هاي واشنگتن جهت تغير مسير خطوط انتقال انرژي را بي ثمر گرداند.علاوه بر اين همكاري‌هاي ايران و روسيه مي‌تواند به تثبيت بازارهاي جهاني انرژي نيز منجر شود. به خصوص در حال حاضر كه بهاي نفت در پي بحران مالي جهاني كاهش يافته است، ايران و روسيه مي‌توانند نقش موثري در تثبيت و حتي افزايش قيمت ايفا نمايند. به عنوان نمونه همكاري دوجانبه در مواردي مانند بورس نفتي سنت پترزبورگ، استفاده از روبل در بورس نفتي تازه ‌تأسيس ايران و حضور شركت‌هاي روسي در بخش نفت و گاز ايران مي‌تواند راهكاري عملي و مناسب باشد. در اين راستا امضاي تفاهم نامه ميان دو كشور در زمينه بهره برداري از حوزه گاز پارس جنوبي، حركت مهمي بود كه به ثمر نشست.بنابراين با توجه به شرايط فعلي اقتصاد جهان و همچنين وضعيت حاكم بر نظام بين الملل، به نظر مي‌رسد ايران و روسيه تنها در شرايطي بتوانند از انرژي به عنوان اهرمي موثر در نظام بين‌الملل بهره گيرند كه در كنار يكديگر باشند. هر نوع جدايي و فاصله در مواضع دو كشور، اگر چه در كوتاه‌مدت به تامين منافع آنها مي‌انجامد، اما در دراز مدت مي‌تواند به سود كشورهاي مصرف كننده‌ي انرژي تمام شود. به همين دليل در فضاي جهاني انرژي، ايران و روسيه بيش از آنكه رقيب يكديگر محسوب شوند، متحد هم به شمار مي‌آيند. به خصوص با توجه به وجود ظرفيت‌ها و همچنين علاقه‌مندي‌هاي دوجانبه براي مشاركت و همكاري در طرح‌هاي محتلف و همچنين با تاكيد بر فرصت‌ها و تهديدهاي مشتركي كه براي دو كشور بصورت توامان وجود دارد، مي‌توان چنين عنوان نمود كه ايران و روسيه بيش از آنكه رقيب يكديگر باشند و از رقابت با يكديگر منفعت كسب كنند، از اتحاد با هم مي‌توانند منافع بيشتري حاصل نمايند. در اين راستا به نظر مي‌رسد تاكيد بر نقش سازمان‌هاي همكاري منطقه‌اي، گسترش مناسبات اقتصادي، حركت به سوي عملگرايي و تغير نگاه از يك شريك تاكتيكي به يك شريك استراتژيك، بتواند روند همكاري‌ها را تسريع بخشد.

متن سخنراني در همايش انرژي روسيه و ايران؛ ابعاد انساني توسعه انرژي (همايش فوق در روزهاي 20 و 21 فروردين 1388 برابر با 9 و 10 آوريل 2009 در مسكو، با مشاركت دانشگاه دولتي علوم انساني روسيه، سفارت ج.ا.ايران در فدراسيون روسيه، مركز مطالعات روسيه و آسياي مركزي و قفقاز ( ايراس) و دانشكده روندهاي جهاني دانشگاه دولتي مسكو برگزار شد.)



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تحليل فارين پاليسي درباره مذاكره با ايران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

1- با چه كسي گفتگو كنيم؟صحنه سياسي در ايران بسيار پيچيده است. مراكز قدرت فراواني وجود دارند كه همگي به دنبال هدف هاي خاص خود هستند.تحليلگران غربي معمولا از آنها با عنوان "اصلاح طلبان"، "محافظه كاران سنتي"، تكنو كرات هاي سنتي" و "تندروها"-راديكال ها- ياد مي كنند، اما من در تمام طول مدتي كه در ايران بودم هرگز نديدم كه خود ايراني ها از اين گروه ها نام ببرند.

درك ايرانيان از فضاي صحنه سياسي خودشان با درك سياسي غربيان از اين فضا متفاوت است.اگر كشورهاي غربي از شرايط و اوضاع داخلي ايران اطلاعات درستي نداشته باشند، نزديك شدن به اين كشور اقدام بسيار دشواري خواهد بود. بعد از 30 سال سعي در منزوي كردن ايران، هم اكنون كشورهاي غربي اميدوار هستند تا بار ديگر بتوانند با اين كشور رابطه اي قوي برقرار نمايند.

دسترسي به رهبر ايران براي كشورهاي خارجي بسيار دشوار است. علي اكبر ولايتي وزير اسبق خارجه ايران به عنوان ماشين سياست خارجي وي عمل مي كند و مي تواند به عنوان بزرگراهي براي دسترسي به رهبر ايران در نظر گرفته شود. اما اوباما همچنين مي تواند به صورت مستقيم نامه اي را براي شخص رهبر معظم ايران بفرستد.

2- چگونه مذاكره كنيم؟براساس تجربه شخصي من، ايراني ها در ابتداي هرگونه مذاكره اي تاكيد مي كنند كه به صورت سنتي رفتار دولت هاي غربي با آنها فاقد "عدالت" و "احترام" بوده است. مذاكره با ايران بايد محكم و با صبر و حوصله و ولي همراه با ادب باشد. بايد توجه داشت كه در يك فرايند طولاني ديپلماتيك در حالي كه شما مسائل سياسي را در يك طرف داريد و مي خواهيد در تمام طول مذاكرات اين مسائل را رعايت كنيد، با شرايط بسيار سختي روبه رو هستيد.

مذاكره كنندگان غربي بايد بدانند كه شيوه معمول آمريكايي ها – رك گويي و مستقيم بودن- باعث عصبانيت و خستگي ايراني ها خواهد شد. ايراني ها احساس مي كنند كه در صورت انجام سريع مذاكرات آنها نمي توانند در مورد تمام نگراني هاي خود گفتگو كنند و به زمان بيشتري براي بازگو كردن تمام اين مسائل نياز دارند.

تمام اين مسائل به ما نشان مي دهد كه برقراري اين روابط نبايد تنها براي "حل" مسائل باشد و بايد در يك فرايند طولاني مدت صورت بگيرد.

ايراني ها بسيار به تاريخ و فرهنگ خود اهميت مي دهند. جهان بيني آنها احساسي است كه مي گويد بايد در مركز تمام چيزها قرار داشته باشند و اين احساسي است كه بسياري از آمريكايي ها نيز دارند.

تاريخ ايران همچنين به آنها نشان داده كه جهان خارج مي تواند براي آنها بسيار خطر آفرين باشد. بنابراين ديپلمات هاي ايراني بسيار مراقب هستند كه آبروي خود را در مواجهه با دولت هاي غربي به خصوص آمريكا از دست ندهند. از جنبه سياست داخلي، ايراني ها انجام ندادن معامله اي كه امكان ضرر و زيان در آن زياد است را بهتر از انجام دادن آن مي دانند.

در مذاكرات ميان دو كشور تنها نبايد به گفتگو ميان نخبگان دو طرف اكتفا كرد و ديدارهايي ميان افراد فرهنگي، ورزشي و دانشجويي نيز مي تواند سازنده و كمك كننده باشد.غربي ها همچنين بايد توجه داشته باشند كه مقامات بلند پايه ايران مظنون ترين افراد به برقراري روابط ميان دو كشور است زيرا احساس مي كنند كه اين مسئله مي تواند انقلاب ايران را به خطر بياندازد.

3- در مورد چه چيزي مذاكره كنيم؟غربي ها بايد بدانند كه بايد از داشتن حق غني سازي و چرخه سوخت هسته اي توسط ايران حمايت كنند. اما در اين مورد ديگاه هاي مختلفي وجود دارد كه از جمله آنها محدود كردن برنامه هاي غني سازي در ايران است.

مذاكره كنندگان آمريكايي بايد در نظر داشته باشند كه در نظام سياسي فعلي در ايران داشتن نوعي از چرخه سوخت يك الزام است. براي درك اين مسئله بايد توجه داشت كه ايراني ها نگراني هايي در مورد امنيت ايدئولوژيكي خود دارند.

عراق، افغانستان و قاچاق مواد مخدر مسائلي هستند كه زمينه هاي مشتركي براي گفتگو در مورد آنها وجود دارد و اختلافاتي اساسي نيز در مورد حمايت ايران از حماس و حزب الله بين دو كشور ايجاد شده است. تمام اين مسائل بايد برروي ميز قرار داشته باشد. اين فرايند مي تواند بسيار طولاني مدت باشد.

نكته ديگر در مورد انتخابات رياست جمهوري ماه ژوئن است و غرب بايد بداند كه تا پيش از برگزاري اين انتخابات هيچ تحول بزرگي رخ نخواهد داد و همچنين بايد از هرگونه دخالت در اين انتخابات امتناع كرد.

نكته آخر اينكه برقراري مجدد روابط و بهبود آن بيشتر مورد توجه نخبگان ايراني قرار دارد.البته نگاهي در ايران وجود دارد كه اعتقاد دارد براي حفاظت از ارزشهاي انقلاب بايد با اقدامات غرب و به خصوص آمريكا مخالفت كرد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نقش لابي اسرائيل در روابط ايران و آمريكا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۰۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

چه موافق صحبت‌هاي بوش باشيم و چه آن را انكار كنيم، حقيقت امر اين است كه پرنفوذترين اقليت قومي در ساختار قدرت آمريكا، يهودياني هستند كه داراي بيش از 281 سازمان و موسسه و 250 اتحاديه منطقه‌اي‌اند. در ميان اين ليست بلند بالا از لابي‌هاي يهودي در آمريكا، كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل موسوم به ايپك (AIPAC) به شكل برجسته‌اي خودنمايي مي‌كند و يكي از لابي‌هاي كاريزما و استخواندار است كه از دهه 1950 به عنوان مادر و مرجع تمامي سازمان‌هاي يهودي در آمريكا و بيش از 50 كشور جهان همواره با مانيفست حمايت تام و تمام از اسرائيل، خط‌دهي و كنترل سير تحولات در كنگره و سنا در خصوص چگونگي روابط با اسرائيل، برگزاري نشست‌ها و همايش‌هاي متعدد براي جمع آوري اعانات و كمك‌ها به اسرائيل و از همه مهمتر ممانعت از دستيابي ايران به مولفه‌هاي چانه زني و اعمال قدرت در كنار تبيين كانال‌هاي امن اطلاعاتي براي جمع‌آوري اطلاعات به نفع اسرائيل تعريف شده است. اگر چه در كنار ايپك نمي‌توان از كميته عمل ملي (NACPAC) ، موسسه يهودي امور امنيت ملي (JINSA)، يهوديان متحد براي اسرائيل (CUFI) و ديگر لابي‌هاي ريز و درشتي گذشت كه الفباي تشكيل آنها حول دو محور تامين منافع اسرائيل و نفي منافع ايران تبيين شده است. واقعيت امر هم اين است كه تدوين و تبيين راهبردهاي كلان سياست خارجي اتازوني‌ها همواره به شكلي نشان دار شده تحت نفوذ و سيطره لابي‌هاي يهودي و صهيونيستي بوده است. اعمال قدرت رسانه‌اي، تجاري و سياسي ميلياردرهاي يهودي بر بستر كنوني ايالات متحده خط‌گيري و جهت دهي سنا، كنگره و كاخ سفيد را به «سر مار» يهوديان ارتباط داده است. وجود افرادي چون سناتور جان كري با داشتن 67‌‌شبكه و كانال خبري راديويي و تلويزيوني و ميلياردي نظير جورج سوروس كه استوانه‌هاي رسانه‌اي و اقتصادي اوباما در انتخابات بودند در همين راستا قابل ارزيابي است. گر چه در تبليغات درون حزبي و همزمان هم انتشار عكسي از اوباما در لباس قبايل محلي مسلمان كنيايي كه در سفر سال 2005 اش گرفته شده بود و تا مدتها وي را در كانون تهاجمات رقباي دموكراتش قرار داد و همه حتي خود وي نيز پذيرفته بودند كه اصرار بر مسلك مسلماني در گذار به سلك مسيحيت به جز دردسر سودي برايش ندارد و رفتن به كليساي سنت لوئيز در صبح‌هاي يكشنبه، لبه تند انتقادات را از وي دور مي‌سازد، اما اوباما حداقل در طول يك سال اخير نشان داده يهودي است در پوستين مسيحيت. بواقع مانيفست مذهبي وي گرايش خاصي به مكتب يهوديت دارد چرا كه گفتمان و وجه غالب تفكراتش هم مرزي خاصي به ايده‌آليسم يهودي دارد. شايد اين امر مشتبه شود كه رد پاي اين گفتمان غالب در ديگر روساي جمهور ايالات متحده كه به نوعي وامدار گفتمان يهودي و صهيونيستي هستند قابل رصد كردن است، اما مميزي و فصل خطاب اوباماي رنگين‌پوست با گذشتگان خود در جاهايي تفرق خاصي پيدا مي‌كند كه اين نظريه را باور پذيرتر جلوه مي‌دهد. تامين بيش از 60 درصد هزينه‌هاي ميلياردي ستاد انتخاباتي اوباما و 50 درصدي كلينتون، رقباي ديروز انتخاباتي و رفقاي امروز اجرايي از سوي لابي‌هاي يهودي در كنار سفر‌هاي متعدد اوباما به تل آويو و حاضر شدن در جمع صدها هزار نفري يهوديان آلماني در يادبود ديوار عرفه براي اولين بار و همراهي طيفي از يهودي‌هاي شناسنامه‌دار در كابينه چهل و چهارم و ديگر دلايل آشكار و پنهان دست به دست يكديگر دادند تا باراك اوباما رئيس‌جمهوري لقب بگيرد كه كانديداتوري‌اش با پيشنهاد يك يهودي متنفذ و تببين گفتمان متفاوتش با نظريه‌پردازي يك كاريزماي يهودي باسابقه باشد و با همراهي خيلي از سرمايه‌داران سياسي و اقتصادي يهودي بر اريكه قدرت كاخ سفيد تكيه بزند و نامش بر تارك لابي‌هاي يهودي نقش ببندد كه وي اولين رئيس‌جمهور سياه يهودي آمريكايي باشد. گماردن يهودياني در نوك پيكان اعمال تغيير در حوزه‌هايي كه داراي بيشترين نوسان و اصطكاك هستند و در دو زمينه؛ كينه‌توزي نسبت به ايران و تامين امنيت و منافع اسرائيل سرآمدي و اشتهار خاصي دارند خود حكايت از سردراز سرايش شاهنامه ديپلماسي در قاموس اوبامايي دارد كه انگاره‌هاي سياسي و امنيتي‌اش در كشاكش عدم تمايل ظاهراش، تهاجم طلب‌تر و خشن‌تر از جورج بوشي است كه ادعاهاي تهاجمي‌اش را در بوق و كرنا اعلام مي‌كرد. تاملي در انتخاب دنيس راس، مسوول ميز ايران در وزارت امور خارجه و مشاور ارشد وزير امور خارجه و فردي كه با اعلانات و اظهار نظرهاي مكرر رئيس‌جمهور و وزير امور خارجه‌اش قرار است تدوينگر گفتماني متفاوت در عرصه مذاكره و گفتگو با ايران باشد، نشان مي‌دهد كه اوباما در ناخودآگاه تفكراتش هم اندك اعتقادي به گفته‌هايي كه بر زبانش جاري مي‌شود، ندارد. شايد اگر قرار باشد بعد از رونالد ريگان، ايراني‌ستيزترين آمريكايي در امور اجرايي را انتخاب كرد، مي‌توان بعد از ديك چني، معاون اول سابق جورج بوش به نام دنيس راس رسيد. راس بنيانگذار و موسس انستيتو خاور نزديك واشنگتن است كه اصلي‌ترين توجيه ايجاد آن بررسي راه‌هاي ساقط كردن ايران بوده و بيش از 80 درصد سهام آن هم تحت مالكيت لابي ايپك است. كارنامه راس جنگ‌طلب، وي را چنان از ديگر همفكرانش متمايز مي‌سازد كه مي‌توان گفت خشونت طلب‌تر از راس حداقل در طول 2 دهه اخير در عرصه سياسي آمريكا در مواجهه با ايران ظهور نكرده است. راس، يك باز به تمام معناست. تا آنجا كه افراي چون ريچارد پرل، ملقب به شاهزاده تاريكي و جان بولتون و پل ولفوويتز كه به تندروي و افراط گرايي اشتهار داشتند در مواجهه با يك سوپر عقاب مثل وي عملا كم مي‌آورند. مدير بخش ايران در وزارت امور خارجه آمريكا نقش عمده‌اي در حركت دادن چرخ‌هاي ارابه جنگ به عراق در دهه 1990 اجرا كرد و چنان تسلطي بر روي شخص اوباما دارد كه متن سخنراني‌هايش را نيز وي مي‌نويسد. سخنراني سراسر تهاجمي اوباما در مجمع عمومي ايپك قبل از پيروز شدن در انتخابات و سخنان وي در ارتباط با ايران كه بسيار تندتر و خشن‌تر از گفته‌هاي بوش و رايس و چني بود را راس نوشته بود. يهودي دوآتشه‌اي كه سرسپردگي خاص به ايپك دارد و پاي ثابت گردهم آيي‌هاي يهوديان متنفذ در برخورد با ايران است. بسياري معتقدند كه راس كسي خواهد بود كه رسالت تاريخي‌اش به اسرائيل را با وادار ساختن اوباما به پشت پا زدن به تمام وعده‌هايش و فراهم ساختن ساز و برگ نظامي عليه ايران ادا خواهد كرد. گذاشتن راس در پازل سياسي و امنيتي آمريكا و كنار افرادي چون هيلاري كلينتون و رام امانوئل به عنوان رئيس كاركنان كاخ سفيد گوياي اين حقيقت است كه از تغيير آنچه كه هست تا تغيير آنچه كه بايد باشد، فاصله از زمين تا آسمان است. خود اوباما هم اين را مي‌داند كه دست‌‌چين كردن گردانندگان پست‌هاي كليدي اش توسط حاميان و نزديكان لابي اسرائيل كه حتي صداي ديگر همفكرانش را نيز درآورده است به محقق شدن آنچه كه هميشه وعده‌اش را مي‌داده نخواهد انجاميد اما اوباما از اين بابت هم زياد بيم و واهمه ندارد چرا خودش هم مي‌داند كه قرار نيست چنين شود. درك اين مساله هم به برداشت‌هاي متفاوت حاكميت و رعيت آمريكايي برمي‌گردد. جاي تعجب ندارد كه با وجود سه دور مناظره انتخاباتي و ده‌ها كمپين انتخاباتي و صدها جلسه پرسش و پاسخ عمومي حتي يك شهروند آمريكايي از اوباما نپرسيد كه چيستي و چرايي اين تغييري كه روز و شب خواب و خوراك را از ما گرفته، چيست؟ پارادوكس‌هاي رفتاري اوباما تنها محدود به چنين لنگ زدن‌هاي ديپلماتيكي محدود نمي‌شود. اوباماي جوان وفاداري‌اش به لابي اسرائيل را با انتخاب رام امانوئل كه قل ديگر راس اما از نوع جاسوس بودن و جاسوسي براي اسرائيل است را اثبات كرد تا انتخاب رام امانوئل كه هنوز امضاي پاي حكم انتصابش به رياست ستاد كاركنان كاخ سفيد خشك نشده بود خبر جاسوسي‌اش به نفع اسرائيل آنچنان اوباما را آشفته سازد كه صراحتا اذعان كند در انتخاب كابينه‌ام «گند زده‌ام.» همين امر هم جرقه‌اي شد تا روايتي متفاوت از چينش مهره‌ها را در كابينه اوباما رقم زند. حكايت غريب كابينه چهل و چهارم و چينش مهره‌هاي مرتبط با جهتگيري سياست‌هاي كاخ سفيد در مواجهه با ايران خصوصا و خاورميانه عموما و انتصاب يك ايراني، سيد ولي رضا نصر، بعنوان مشاور خاورميانه‌اي اوباما در نگاه اول نشان از توجه خاص وي به فروكش كردن شعله‌هاي التهاب آميز بحران و ناآرامي از اين منطقه پرالتهاب دارد اما شايد زياد دور از ذهن نباشد كه پيامد نهايي اين همه تحرك و خروج از انفعال در شكست مذاكرات صلح و پاك كردن نقشه راه از سويي و از سوي ديگر تيزتر كردن نوك پيكان تهديد عليه ايران در قالب جنگ گرم قابل رصد كردن باشد. دبليو.ام.آر.رام امانوئل كه از سوي باراك اوباما، رئيس‌جمهور ايالات متحده به رياست كاركنان كاخ سفيد منصوب شد با موساد و شين بت ارتباط گسترده‌اي داشته و در بخش ضدجاسوسي پليس فدرال آمريكا پرونده فعالي دارد. هر چند اين همه گذشته امانوئل نيست و وي يكي از كار چاق كن‌هاي لابي اسرائيل و رابط‌هاي خلوت كن بيل كلينتون، رئيس‌جمهور سابق در پرونده جنجالي ارتباط نامشروع با مونيكا لوينسكي، كارمند روسي كاخ سفيد بوده و همان زمان هم رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد را هم عهده‌دار بود كه با اتهامات مشابه و ارتباط فعال با موساد چنان جنجالي را ايجاد كرد كه كلينتون به ناچار وي را از كابينه كنار گذاشت. اوباما گر چه 43 سال بيشتر ندارد و همين جواني و كم‌‌سن و سالي وي يكي از پاشنه آشيل‌هايش در مواجهه با منتقدان راهبري‌هاي سياسي و امنيتي پسر سياه بوده است ولي همان منتقدان هم بر داشتن حافظه خوبش صحه مي‌گذارند. باور اين مساله هم كه اوباما بدون‌‌جستجوي كارنامه گذشته همكارانش و صرفا از روي غفلت و ندانسته به قول خود اين‌چنين گند زده است، سخت است. اوباما نيك بر ارتباطات و تعاملات پيدا و پنهان مجريان كنوني اداره حكومت اتازوني‌ها واقف بوده است اما در برابر اعمال فشارهاي فزاينده و متراكم فردها و فكرهاي حامي‌اش نتوانسته بيش از اين مقاومت كند و با دريافت رانت‌هاي كلان در انتخابات رياست جمهوري به نوعي وامدار چنين لابي‌هايي شده است كه با اشراف نسبت به چنين اشتباهات استراتژيكي كه توام با پرداخت هزينه سنگين براي وي حداقل نزد افكار عمومي است، ناچارا به چيدن تركيب كابينه مطابق خواسته‌هاي ديكته شده به وي شده است. بلواي سياسي امانوئل هنوز اين قدر هم خبر داغ رسانه‌ها نشده بود كه افشاي جاسوسي ليزا رايس، وزير امور خارجه سابق آمريكا به نفع اسرائيل موجي ديگر از سردرگمي را در فضاي التهاب‌زده ايالات متحده رقم زد. اما انگار و برخلاف انتظار اوباما كه با دادن اين همه امتياز به لابي‌هاي يهودي اما سرانجام همه تخم‌مرغ‌ها در سبد اوباما گذاشته مي‌شود چرا كه در لايه‌هاي پايين دستي اين لابي گري، ظهور لابي‌هاي جديد كه با لابي‌هاي سنتي اندك مصالحه‌اي ندارند وتوامان اوباما را به حمايت و پشتيباني بيشتر از لابي مقابل متهم مي‌كنند نشان از رفتن راه رئيس‌جمهور به تركستان ديپلماسي دارد. زايش لابي‌هاي جديد كه مرام لابي‌هاي سنتي و استخوان دار را بر خلاف اصول پذيرفته شده، مي‌دانند و بر اين باورند كه خود اين لابي‌ها چالشي جدي در راه رسيدن به صلح پايدارند خود از رازهاي ناگفته لابي‌گري آن هم از نوع اسرائيلي اش است. لابي جي.استريت(خيابان يهودي) كه به مانند ديگر لابي‌ها بر مبناي مقابله با ايوانجليست‌ها و نومحافظه‌كاران راه‌اندازي شده است و به زعم بنيانگذاران آن كاهش اقدامات تفرقه افكنانه لابي‌هاي تندرويي چون ايپك است تا روياي ديرينه تشكيل دولت مستقل فلسطيني، فرجامي خوش يابد تنها يكي از آن مواردي است كه لابي‌هاي ديروز و امروزي را در تقابل با هم قرار داده است. در كنار عدم مماشات اين گروه‌ها با يكديگر كه از دو نسل و جايگاه متفاوت بروز يافته‌اند اما انتخاب جو بايدن، رقيب همفكر اوباما بعنوان معاون اول رئيس‌جمهور، هيلاري كلينتون ديگر رقيبش بعنوان وزير امور خارجه، اريك هولدر در جايگاه دادستان كل، تيموتي گيزنر در وزارت خزانه‌داري، جانت ناپوليتانو بعنوان وزير امنيت داخلي در كنار ابقاي رابرت گيتس در سمت وزير دفاع رتبه‌گذاري كابينه چهل و چهارم را جداي از يك تركيب يهودي، آرايشي تهاجمي و خشونت طلب بخشيده است. تكاپوي لابي‌هاي يهودي براي چينش مهره‌هايي در ميز كابينه اوباما كه بر همان مرام و گفتمان مطبوع‌شان سير مي‌كند بيانگر اين امر است كه روند هارموني تحولات در طول دوره آتي رياست جمهوري ايالات متحده با اعمال فشار متراكم لابي‌هاي يهودي بر پاشنه تامين بهينه تر منافع اسرائيل و عدم نرمش و انعطاف عملي در برخوردهاي هر چه سختگيرانه‌تر عليه ايران مي‌چرخد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.