بابل در درياي سياه ، خرابي ها و فقر . مناظر زيبا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۰
مهدي
نظرات (0)

سلسله كوههاي قفقاز به سمت قفقاز جنوبي پر هيجان يعني به سوخومي شهر ساحلي زيبا حركت مي كند . اما مرز بين گرجستان و آبخازيا عملاٌ بسته است .

دره كودوري طي 17 سال هنوز به محل تاخت و تاز راهزنان تبديل  شده است . ساآكاشويلي پس از آخرين جنگ سعي كرد باتومي را به مورد علاقه خاص جهانگردان تبديل كند ، اما به جاي كشتي هاي مسافربري اكثراٌ كشتي هاي نظامي آمريكا در بندر باتومي پيدا لنگر انداخته اند .

كشتي هاي ناتو كه به عقيده مسوولين واشنگتن و بروكسل ، به عنوان كمك بشردوستانه براي مردم گرجستان در درياي سياه حضور دارند ، در باتومي به كرات ديده مي شوند .

در150 كيلومتر فاصله از اينجا ، كشتي موشكي «مسكو» روسيه در بندر سوخومي مستقر است . روس ها ضمن اشاره به كنوانسيون كونتره سال 1936 ميلادي مي گويند ، كشتي هاي نظامي بيش از حد در آب هاي درياي سياسي مستقر شده اند .

پس از فروپاشي اتحاد شوروي صدها كيلومتر ساحل درياي سياه در دستان گرجستان و اوكراين در آمد . شهرهاي اودسا ، يالتا ، اوپاتوريا ، تئودوسيا و سواستوپول به آسايشگاه هاي ارزان براي خارجيان تبديل شده است . سواستوپول شهري عالي است . اما به خاطر مجسمه هاي فراوان بيشتر به قبرستان شباهت دارد . روس ها به همه هشدار مي دهند كه در صورت عضويت كيف در ناتو ، كريمه از روسيه پذيرفتن در تركيب آن كشور را درخواست خواهد كرد . اما مگر اين به معني اعلام جنگ نخواهد بود . . .

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايران از نگاه روس ها

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

در ابتدا ايران از آن چه بر سر عراق آمده بود احساس نگراني مي كرد چون در دهه 1990 ايالات متحده با استفاده از سازمان ملل عراق را منزوي و عليه آن تحريم را به كار گرفت و بعد هم كم كاري كه بغداد در انقياد از سازمان ملل را بهانه مداخله نظامي به اين كشور قرار داد.

 ايران خيلي سعي كرد كه پرونده هسته اي اين كشور به سازمان ملل ارجاع داده نشود حتي بين سال هاي 2003 تا 2005 برنامه خود را به منظور پيش دستي و جلوگيري از ارجاع آن به سازمان ملل به حالت تعليق درآورد.

 علاوه براين رضايت با اكراه روسيه به درخواست هاي آمريكا در روابطش با ايران واقعا تنش ايجاد كرد و باعث شد عده اي به اين نتيجه برسند كه پوتين حاضر است روابط اقتصادي و استراتژيك خود با ايران را به خطر بيندازد.

البته روسيه در يك دغدغه مهم با ايالات متحده فصل مشترك دارد: مسكو مايل نيست كه كشوري به سلاح هسته اي دست پيدا كند. مشكل اين جاست كه روسيه نسبت به ايالات متحده تعريف محدودتري از برنامه هسته اي دارد و به هيچ وجه مثل آمريكا فكر نمي كند كه كل زيرساخت هسته اي ايران چيزي جز توليد سلاح باشد. بنابراين روسيه در همراه شدن با اقدامات سازمان ملل براي كنترل برنامه توليد كلاهك هاي عملياتي هيچ ضرورتي نمي بيند.

در عين حال روسيه در حال حركت به سمتي است كه در خاورميانه به قدرت مستقل از غرب تبديل شود و بنابراين برايش چندان صرف ندارد كه با ايران به دشمني برخيزد.

 ايران هم تشخيص داده است كه در استراتژي زيركانه مسكو نقش مهمي دارد. روسيه از قطعنامه هاي ناكارآمد براي خوشايند سازمان ملل و ايالات متحده پشتيباني مي كند، در عوض عملا به تقويت روابط با ايران مي پردازد چون هر دو كشور مي دانند قطعنامه هاي سازمان ملل به اين روابط خدشه اي وارد نمي كند. نشانه آن اين است كه از يك سو ديپلماتهاي روسيه فعالانه با همتايان خود در آمريكا مشغول تنظيم قطعنامه سوم هستند و از سوي ديگر مسكو با اشتياق سوخت راكتورهاي آب سبك بوشهر را تأمين مي كند.

 ناهمخواني اين حقيقت كه روسيه منابع حساس هسته اي را به كشوري مي دهد كه به خاطر فعاليت هاي هسته اي در معرض تحريم است از ديد نخبگان اين كشور پنهان نمانده است. در ساير حوزه هاي الگوي مشابهي قابل مشاهده است، در جايي كه روسيه با ايالات متحده هم آوا مي شود و از فعاليت هاي هسته اي ايران شكوه و شكايت دارد پس چرا اين رويكرد مانع امضاي قراردادهاي تجاري با ايران نمي شود؟

 به هر حال انگيزه هاي اقتصادي قوي و محكمي باعث طراحي اين رويكرد روسيه شده است طوري كه روسيه و ايران به اتفاق كنترل 20 درصد از ذخاير نفت و نزديك به نيمي از گاز دنيا را در اختيار دارند. اين دو قدرت مي توانند به كمك هم از اهرمي كه در دست دارند در بازار انرژي دنيا اثرگذار باشند.

  علاوه بر پروژه برق اتمي، بخش نفت و گاز ايران، به كمپاني هاي روسي كه به دنبال سرمايه گذاري جديد هستند، فرصت هاي بسيار زيادي مي دهد. براي همين روسيه سعي دارد كه بخش انرژي ايران جاذبه چنداني براي مصرف كنندگان اروپايي نداشته باشد در عوض خوشنود خواهد شد كه تكيه بازار هميشه تشنه چين و آسياي جنوبي به بازار انرژي ايران بيشتر و بيشتر شود، چون هردوي اينها اهداف متعدد روسها را برآورده مي كند.

اما اگر تلقي درباره دليل بهبود روابط مسكو با تهران فقط به انگيزه هاي اقتصادي محدود شود يك منطق استراتژيك با همان درجه اهميت و جاذبه مورد غفلت واقع شده است.

 ممكن است ايالات متحده به ايران به عنوان كشوري نگاه كند كه قدرت آن توان برهم زدن نظم و نظام منطقه را دارد. اما براي روسيه، ايران كشوري است كه سعي در حفظ وضع موجود دارد و همكاري با اين كشور به حفظ ثبات در خاورميانه و افزايش نفوذ روسيه در اين منطقه مؤثر است. در حقيقت هم راستا بودن اهداف استراتژيك است كه موجب تقويت منافع اقتصادي اين دو كشور شده است.

 دولت بوش كه بيشتر انرژي خود را وقف بازسازي روابطش با اروپا كرده است، در ايجاد پلي براي پر كردن شكاف بين خودش با روسيه موفق نبوده است. مسكو كه درباره كوزوو و عراق نتوانسته است جلوي سياست هاي ايالات متحده را بگيرد اين بار با موضعش نشان مي دهد كه قصد دارد به اقتدار و نفوذ گذشته به عنوان يك بازيگر اصلي دست يافته است.

  تهران هم به نوبه خود آموخته است كه به استراتژي روسيه علاقه نشان دهد و با اين كشور همكاري كند، روسيه با اين ژست هاي تصنعي وانمود مي كند كه در حال تسكين ايالات متحده است؛ در حالي كه در عمل در حال تقويت روابط خود با ايران است. ماه هاي آينده شاهد صحبت هاي فراواني در باره التزام همكاري بين روسيه و ايالات متحده عليه پافشاري ايران در نقض خواست بين المللي در رابطه با برنامه هسته اي خواهيم بود. اما واقعيت اين است كه چشم انداز استراتژيك تغيير كرده است. و اين تغيير چندان به نفع تلاش آمريكا در قبال ايران نيست.

                                                                       

راي تكيه از اعضاي ارشد شوراي روابط خارجي در ايالات متحده است. نيكولاس گوسدف سردبير نشنال اينترست است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

حكمت هاي زندگي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

نگاه يك مكزيكي و آمريكايي در باره زندگي

يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟

مكزيكى: مدت خيلى كمى !

آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟

مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافيه !

آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟

مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچه‌هام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده ميچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !

آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !

مكزيكى: خب! بعدش چى؟

آمريكايى: بجاى اينكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتريها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...

مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟

آمريكايى: پانزده تا بيست سال !

مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟

آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !

مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى !

با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!

مكزيكي : مگه الان همين كار را نميكنم؟

روي لينك زير هم كليك كنيد جالب است

http://www.4shared.com/account/dir/11782098/b2ce9b32/sharing.html?rnd=62



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايالات متحده خود را تجزيه و تحليل ميكند: انحطاط آمريكا؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع: http://persian.theswoop.net/sys/article.php?art_ID=4147

آخرين گزارش " روند جهاني 2025:  جهاني دگرگون شده "  كه از سوي شوراي ملي اطلاعات، ان آي سي،  انتشار يافت در مورد موقعيت ابر قدرت هاي جهان در مقايسه با پيش بيني چهار سال پيش بد بينانه تر بوده است.  اين گزارش كه از هسته مركزي نظام امنيتي ايالات متحده بيرون آمده بخشي از روند عقلاني در سطح گسترده ميباشد. گزارش پيشبيني هاي تحليلگران مبني بر " تا سال 2025 سيستم  بين المللي، جهان چند قطبي و  ادامۀ  كاهش فواصل بين قدرت ها خواهد بود "  را مورد تاييد قرار داده است. گزارش پيشبيني ميكند كه قد برافراشتن برزيل، هند، روسيه و چين ادامه داشته و نقش دلار به عنوان ارز عمدۀ بين المللي تضعيف خواهد شد. ما در اظهار نظرات خود در مورد ديدار هاي اخير آپك و جي-20 به اين روندها خصوصاً  طلوع چين پر مدعا اشاره كرده ايم.  ديدار هفته آتي  گفتگو هاي استراتژيك اقتصادي ايالات متحده-چين اين روند را تقويت خواهد كرد.  با اينكه توان اهرم واشنگتن تحت فشار قرار دارد، مقامات ايالات متحده بدون سر و صدا همواره بر اين باور هستند كه ايالات متحده در هر يك مجموعۀ موضوعات همچنان بزرگترين تك قدرت ميباشد. همواره دستور كار واشنگتن در امورات كليدي مانند ايران، كرۀ شمالي و روند صلح خاور ميانه شكل دهندۀ مباحثات بين المللي ميباشد.  بحران مالي بين المللي-كه پس از اتمام كار شوراي ملي اطلاعات بر روي گزارش روي داد- ضعفهاي خارج از ايالات متحده را برجسته كرده است. بسياري از امور مشروط  است به نوع  موثر بهبود يافتن ايالات متحده از بحران مالي.  وليكن شك اندكي وجود دارد كه لحن هشدار آميز گزارش شوراي ملي اطلاعات بر طرز فكر اوباما تاثير خواهد گذاشت



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

افغانستان و مقوم هاي ژئوپلتيكي نوين

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

اهميت ژئوپلتيكي جديد افغانستان عمدتا متاثر از دو پديده ي مهم است،

نخست: تغيير ماهيت روابط و سياست  بين المللي و جامعه ي جهاني نسبت به افغانستان، ودر درجه ي دوم؛ دگرگوني بنياد ساختارهاي ذهني و سياسي در داخل افغانستان كه در مسير تكوين آرمان ملت سازي مديريت مي شود. بدين رو، سير تحولات تكوين يافته در سالهاي اخير، حساسيت و منزلت ژئوپلتيكي اين كشور را بطور فزاينده اي برجسته نموده است. راهبردهاي جديد نظام مسلط بر سياست جهاني، نسبت به افغانستان، اين كشور را از وضعيت يك "جزيره ي پرخطر" و نا امن در كانون توجه جامعه ي جهاني تبديل كرد.

بنا براين، مقومهاي عناصر ژئوپلتيك جديد افغنستان عمدتا برچند گزاره ي اساسي كد گذاري مي شود:

·         حضور و حمايت امريكا

·         تكوين سازه هاي دولت ملي

·         تداوم چرخه ي تروريزم

·         پديده ي مواد مخدر به مثابه اقتصاد سياسي

·         همجواري با ايران

حضور و حمايت امريكا

سقوط رژيم طالبان توسط نيروهاي جبهه متحد با حمايت مستقيم و دخالت جدي امريكا و نقش كاخ سفيد در مديريت تحولات افغانستان، بيانگر اين مسأله است كه حضور نيروهاي امريكا در افغانستان، حضوري مداوم و نقش آن كشور در ايجاد ساختارهاي جديد داخلي و تغييرمعادلات منطقه اي، يك نقش راهبردي مي باشد..

موقعيت بين المللي و تأثير جهاني ايالات متحده درحوزه ي سياست، اقتصاد و فرهنگ از يكسو، و منافع استراتژيك آن كشور در جهت توسعه ي نفوذ و حضور فيزيكي در خاور ميانه و حوزه ي اسياي ميانه ازسوي ديگر، بهانه و انگيزه  ي نيرومندي بدست داده است تا حضور مستقيم و استراتژيك نيروهاي امريكا را در منطقه توجيه پذير نمايد. افغانستان بد ليل همجواري با آسياي زرخيز ميانه، چين، ايران و پاكستان، از اهميت ويژه اي برخوردار است. دسترسي به منابع انرژي آسياي ميانه، كنترل غير محسوس بر سلاحهاي هسته اي پاكستان، نظارت بر موقعيت استراتژيك چين و ايران، هدف هايي هستند كه اهميت بي بديل ژئوپلتيك افغانستان را براي ايالات متحده چند برابر نموده است.

حمايت امريكا از افغانستان نيز يك مقوله ي راهبردي بشمار مي آيد. افغانستان بعنوان يك كشور با ثبات، قدرتمند، دمكراسي طلب و متحد امريكا، از موقعيت بين المللي و حيثيت منطقه اي ويژه بهره مند مي گردد. منافع متقابل، مهمترين عامل پيوند راهبردي كابل- واشنگتن محسوب مي شود؛ منافعي كه هردو جانب را از امتيازات بزرگ سياسي برخوردار مي سازد: افغانستان با تكيه بر حمايت مستقيم سياسي، اقتصادي و نظامي امريكا فرصت تجديد حيات دوباره پيدا مي كند، به ايجاد يك ساختار سياسي و ثبات داخلي مبادرت مي ورزد، شأن جهاني و اعتبار منطقه اي بدست مي آورد و اما ايالات متحده ازيكسو به اهداف استراتژيك خود مبني بر حضور مستقيم و دراز مدت در منطقه ، مي رسد و از سوي ديگر، در اجراي پروسه ي "نظم نوين"، افغانستان را به الگوي موفقي از عملي ساختن ايده ي اشاعه "دمكراسي زنجيره اي" در كشور هاي جنوب غرب آسيا و خاورميانه تبديل خواهد كرد. بنا براين، موفقيت مدل سياسي و "دمكراسي آزمايشي" مورد تجربه در افغانستان، اهميت منطقه اي و موقعيت بين المللي اين كشور را بطور فزاينده اي ار تقا خواهد بخشيد..

سياست راهبردي امريكا در عرصه ي بين المللي، اجراي پروژه ي اشاعه " دمكراسي" در خاورميانه و آسيا مي باشد و در اين ميان، افغانستان اولين مرحله ي اجراي اين پروژه بشمار مي آيد. ادامه ي پيوندهاي استراتژيك دو كشور را مي بايد نتيجه ي دستاوردهاي اين مرحله دانست كه به موقعيت ژئوپلتيك افغانستان فراورده هاي مهمي را اضافه مي كند.

تكوين سازه هاي دولت ملي

به كار آوري مفاد موافقت نامه ي بن، بتدريج زمينه هاي ذهني و شرايط عيني استقرار زير ساخت هاي يك دولت ملي را فراهم آورده است. برگزاري موفق انتخابات رياست جمهوري در نهم اكتبر ٢٠٠۴، يك گام مهم و مؤثر در تاريخ سياسي- اجتماعي افغانستان محسوب مي شود كه گرايش و انعطاف پذيري رهبران سياسي و نخبگان قومي افغانستان را به سمت نوعي خردگري سياسي و فهم ملي نشاني داده است. ادامه ي اين روند، بتدريج فرصتي را فراهم خواهد ساخت تا پروسه ي گردش نخبگان  به شايستگي رسيده و توليدات ذهني و خرد جمعي افغانها را سيرت عقلاني بخشد. تكوين و تبلور سازه هاي دولت ملي از رهگذر چنين فرايندي امكان پذير است. شرايطي كه پس از موافقتنامه ي بن  بوجود آمده است، هر چند در فهرست نمودارهاي ايده آل تلقي شدني نيستند ، اما نشانه ها و مدلهايي را در جهت تمرين توافق، تفاهم و هم انديشي ملي علامت مي دهد.

تجربه ي تاريخي افغانها از تأسيس دولت ملي، دچارناكامي هاي پرشماري بوده است و به همين دليل بحران هاي سياسي- اجتماعي بزرگي را تحمل كرده اند. اين ناكامي ها و بحران ها به مثابه يك آويزه ي سياسي، مي تواند و مي بايد عزم همگاني افغانها را در جهت كوشش و پويش در راه استقرار و استحكام دولت ملي بر انگيزد. اشتياق و انگيزه ي مشاركت گسترده در انتخابات رياست جمهوري، تبلوري از چنين عزم و همتي ، در يك برش حساس زماني، مي باشد كه،مي بايد مورد دقت و تا مل قرار گيرد.

كوشش در جهت ادامه و تقويت پروسه ي دولت ملي، با رشد و همگاني شدن حس خويشاوندي ملي  تمام شهروندان افغانستان و نيز مساعدت هاي مؤثر جامعه ي بين المللي ميسر بوده و زمينه ي پيشرفت  در حوزه ي زندگي جمعي و سرنوشت ملي آنان پيدا خواهد كرد. آغاز و ادامه ي روند بازسازي زير بناهاي اقتصادي ، بهسازي ساختارهاي سياسي- اداري، تجديد بناي ارتش و پليس ملي، تأمين  شرايط تدريجي مشاركت قومي وحقوق شهروندي از مؤلفه هاي اساسي استمرار و استقرار دولت ملي بشمار است كه در صورت ادامه ي حمايت آمريكا و جامعه ي بين المللي، به آهستگي و پيوستگي به  ظهور و بلوغ خواهد رسيد.

به بلوغ رسيدن دولت ملي، دستاوردهاي سياسي مهمي رابراي افغانستان كمايي خواهد كرد. ثبات و اقتدار ناشي از تثبيت ساختارهاي ملي، به توسعه ي سياسي و توانمندي منطقه اي اين كشور مي انجامد. افزايش پتانسيل هاي اقتصادي و اجتماعي، موقعيت افغانستان را در روابط بين المللي، بطور فوق العاده اي ارتقا خواهد بخشيد. بنا براين، افغانستان روبه آينده، با برخورداري از تثبيت دولت ملي، ظرفيت ژئوپلتيك خود را از تأثير چند عامل اساسي و تعيين كننده به غنامندي مي رساند:

·         ارائه مدلي از توسعه ي سياسي و مصاديق پروسه ي بومي كردن ارزشهاي دمكراسي

·         جذب سرمايه گذاريهاي اقتصادي

·         بدست آوردن شأن برابر در مناسبات و معادلات منطقه اي

·         كسب جايگاه ارجمند حقوقي و سياسي در نظام بين الملل

تداوم چرخه ي تروريزم

ادامه ي سه دهه بحران در افغانستان، اين كشور را بستر توليد و اشاعه ي بسياري از گروههاي عصيانگر، افراطي و خود سر نموده است. فقدان يك سيستم سياسي فراگير، تشديد خصومتهاي نظامي و اجتماعي، گسيختگي شيرازه ي اقتصادي و همگاني شدن فرهنگ خشونت و فقر، زمينه هاي گسترده اي را براي فعاليت و نضج گروههاي مسلح خارجي در داخل افغانستان فراهم آورد. دوره ي پنجساله ي حاكميت طالبان بدليل ماهيت مذهبي- فكري اين گروه، دوره ي طلايي براي جولانگري گروههاي افراطي بود. خويشاوندي فكري اين گروهها با رژيم طالبي، حوزه ي نفوذ و گستره ي حضور و فعاليت آنها را در بسياري از نقاط و شهر هاي عمده افغانستان گسترش بخشيده و بتدريج اين كشور را پايگاه اصلي و مركزي گروههاي افراطي خارجي قرار داد. نام و آرمان پديده اي بنام "بن لادن" و "القاعده" از همين آدرس در سراسر دنيا تكثير گرديد. فراموشي افغانستان در اذهان جامعه ي بين المللي، اين كشور را به بهشت گروهها ي خارجي وا بسته به شبكه ي القاعده تبديل نمود. اگر حادثه ي يازدهم سپتامبر ٢٠٠١ در امريكا اتفاق نمي افتاد، جامعه ي بين المللي نسبت به آنچه در افغانستان درحال و قوع بود، براحتي و با بي تفاوتي مي گذشتند. حادثه  ي يازدهم سپتامبر، عمق فاجعه  ي افغانستان، ماهيت بحران اين كشور و گستردگي و چگونگي نفوذ، حضور و تكثير ويروس فاجعه باري بنام "تروريزم" را آشكار نمود؛ ويروسي كه جامعه ي بين المللي بصورت نا آگاهانه و قدرتهاي جهاني بصورت خودخواسته به ريشه مندي و آبياري بنيه هاي آن كمك رساندند.

بنا براين، افغانستان از دو جهت، وقايع و تحولات مربوط به پديده ي تروريزم سازمان يافته ي بين المللي را برجسته مي كند: نخست آن كه اين كشور بعنوان : "منشاء" تكوين و سپس صدور ايدئولوژي تروريزم نشانه گذاري مي شود. دوم آنكه "مبدأ" مبارزه ي سازمان يافته، جدي و نظامي عليه تروريزم و هسته ي مركزي آن از همين كشور در سال ٢٠٠١ توسط ائتلاف بين المللي آغاز گرديد. مبارزه ي جدي و پيگير قدرتهاي بين المللي براي ريشه كن ساختن تروريزم از خاستگاه افغانستان، تنها به پراكندگي تمركز پايگاه و تكيه گاه قدرت سياسي‑ نظامي آنها منجر گرديده است، اما توفيق شگرفي در انهدام منابع و مآخذ فكري- تشكيلاتي آنان بدست نياورده است.

تروريزم به مثابه يك ايدئولوژي، ريشه هاي پرعمقي پيدا كرده كه عمدتا با مؤلفه هاي ديني- مذهبي، انگيزه هاي سياسي و اهداف اقتصادي آبياري مي گردد، به همين دليل خشكاندن اين ريشه به زودي و آساني امكان پذير نخواهد بود.

در افغانستان اما، بدليل حضور چند ساله ي رهبران اصلي القاعده در اين كشور و پيوند ناگسستني آن با گروه طالبان، شبكه ي پيچيده اي از روابط و نسبتهاي سياسي- مذهبي و حتا خانوادگي پديد آورده است. تأثيرات سياسي اين نسبتها بر تحولات داخلي و مناسبات بيروني و منطقه اي افغانستان، حوزه ي متغييرهاي ژئوپلتيك اين كشور را پهناورتر نموده است. تشخيص چگونگي و چرايي چنين نسبتي با چند عامل ژئوپلتيكي درك شدني است:

1.       حمايت برخي از همسايگان افغانستان از رهبران القاعده و فراهم آوري امكان حضور و امكانات فعاليت در مرزهاي اين كشور، اهرم مؤثر در اختيار اين همسايگان قرار مي دهد تا براي امتياز گيري در چانه زني هاي منطقه اي و سود آوري هاي بين المللي بهره بگيرند.

2.       خويشاوندي فكري و سياسي گروه طالبان با رهبري القاعده، نوعي ريشه اجتماعي ومنطقه اي به اين عناصر و گروهها داده است. تبديل شدن قبور كشته شدگان القاعده و طالبان در برخي از مناطق جنوب افغانستان به زيارتگاههاي عمومي و مقدس، تفسير چنين مفهوم تأمل برانگيزي مي باشد.

3.       بحران پذيري ماهيت ساختار نا متعادل سياسي- اجتماعي افغانستان پتانسيل هاي نيرومندي را براي تجديد و تداوم نا خويشتن داريهاي سياسي- اجتماعي فراهم مي سازد. پيش بيني چنين شرايطي، ضريب حضور و نفوذ گروههاي تروريستي داخلي و خارجي را بطور مداوم افزايش مي دهد. گسترش فعاليت و تداوم نفوذ تروريزم در اين كشور، به افزايش حضور قدرتهاي بين المللي و رقابت هاي منطقه اي در صحنه ي سياسي افغانستان منجر خواهد شد، كه در نهايت، فرايند اين مفروضات و پيشامدها، احساسيت، اهميت و مفاهيم ژئوپلتيكي اين كشور را قابل اتساع مي سازد.

 

پديده ي مواد مخدر به مثابه اقتصاد سياسي

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، افغانستان بيش از سه چهارم ترياك جهان را توليد مي كند و تجارت غير قانوني آن، نيمي از درآمد اقتصادي كشور را تشكيل مي دهد. در تحليل ريشه هاي اين موضوع، شايد فقدان دولت مركزي مقتدر و و جود دودهه بحران در افغانستان مهم تلقي گردد؛ ولي حقيقت اين است كه پديده ي مواد مخدر در اين كشور، بعنوان يك "اقتصاد سياسي" در تعامل بين المللي "جايگاه" پيدا كرده است. توليد و تجارت اين مواد، نسبت مستقيم با تحولات و سياست جهاني يافته و در انحصار سه منبع اصلي قرار دارد:

مافياي اقتصادي

تروريزم سازمان يافته

سياستگران داخلي وعناص وگروههاي خارجي دخيل در تحولات افغانستان

ماهيت سياست بين المللي در قبال افغانستان ايجاب مي كند كه اين كشور- بدلايل متعدد - همچنان بعنوان كانون گرم تجارت و توليد ترياك باقي بماند، طرحها و تلاشهاي دولت امريكا براي نابودي مزارع خشخاش و يا تخصيص وزارت مستقلي براي مبارزه با مواد مخدر در ساختار كابينه ي دولت، نمي تواند تغيير مهمي در اصل "صورت مسأله" ايجاد كند. اين بدبيني نه بخاطر نا تواني دولت و بي ثباتي وضع موجود در كشور و نه بدليل نا كارآمدي طرحهاي دولت امريكا و افغانستان در قبال نابودي مزارع خشخاش، بلكه بدليل پيچيدگي تعامل قدرت در سطح داخلي و بين المللي مي باشد. شواهد بسياري و جود دارد كه ثابت مي كند سياست كشورهاي منطقه، منافع برخي از قدرتها و سازمانها بين المللي و نفوذ مافياي قدرتمند اقتصادي مبني برآن است كه افغانستان همچنان بعنوان حيات خلوت توليد و تجارت ترياك باقي بماند.

مافياي جهاني و تروريزم هم، شبكه اي از تعامل سياسي در حوزه ي قدرت بين المللي شمرده مي شوند كه اهداف سياسي و منافع اقتصادي خود را در تداوم چرخه ي بحران ها جستجو مي كنند. افغانستان بخاطر تجربه ي تحولات گذشته و پيچيد گي شرايط موجود، يكي از مساعد ترين عرصه هاي حضور و نفوذ مافياي اقتصادي و تروريزم مي باشد كه بخش عظيمي از پروژه ي تجارت ترياك را در اين كشور، مديريت و سهامداري مي كنند.

ذخيره هاي استعداد بحران در افغانستان، پديده ي مواد مخدر را بصورت يك گزينه ي استراتژيك د رسياست و منافع بين المللي برجسته كرده است. تلاقي و تصادم منافع متقابل و متضاد طرفهاي مختلف برمحور اين پديده، پارادوكس ماهيتي نظام و رفتار عناصر دخيل در تعامل بين المللي را در ميدان افغانستان تبلور داده است؛ وبدين ترتيب اين فرايند، مي تواند يكي از منابع جديد و مؤثر داده هاي ژئوپلتيكي اين كشور قرار گيرد.

تجارت ترياك از منابع مهم مالي گروه جنگجوي طالبان و تروريزم بين المللي بشمار مي رود. علاوه براين، سهمگيري برخي از قدرتمندان و سياستگران داخلي دراين تجارت، وسعت مزارع خشخاش را به مقياس عناصر سياست در افغانستان توسعه مي بخشد. حضور و نفوذ سازمان هاي بين المللي و مؤسسات داخلي نيز، در تكميل و تداوم اين پروسه نقش "ذره بيني" دارند. برخي از كشور هاي منطقه و همسايه با فراهم ساختن تسهيلات و امكانات صدور، در گسترش و پردازش اين نوع تجارت سهم سياسي مي گيرند. مجموعه ي اين عوامل، روند سازمان يافتگي روند توليد و تجارت مواد مخدر در اين كشور را به سامان رسانيده و موقعيت حساس سياسي به آن مي بخشد؛ موقعيتي كه در نهايت افغانستان را در كانون توجه و موضوع سياست  و تعامل منطقه اي و جهاني جهان قرار مي دهد.

همجواري با ايران

جمهوري اسلامي ايران بدليل نوع و ماهيت رژيم حاكم و سياست تنش زاي منطقه اي وجهاني، به يكي از محور هاي اصلي توجه قدرتهاي بين المللي تبديل شده است. آنچه كه اين كشور را بعنوان يك "بحث" در دستور استراتژي منطقه اي قدرتهاي خارجي مطرح مي سازد، چند عنصر استراتژيك مي باشد:

·         دسترسي به دانش هسته اي و اقدام به توليد سلاحهاي اتمي

·         برخورداري از پتانسيل تبديل شدن به يك قدرت نظامي منطقه اي

·         تأثير گذاري برتحولات سياسي منطقه ي خاورميانه

·         چگونگي رابطه با گروههاي سياسي- نظامي فعال در منطقه و جهان كه برخي از آنها متهم و يا مرتبط با شبكه هاي تروريستي مي باشند

·         نزديكي استراتژيك با چين و روسيه

·         و رويارويي سياسي با ايالات متحده ي امركا

همجواري افغانستان با ايران، يكي از دلايل مهم حضور وحمايت امريكا در اين كشور تلقي مي شود. تأثير متقابل تحولات داخلي دوكشور همسايه بر همديگر، درك اهميت سياسي اين همجواري را روشن مي كند. در طول سه دهه بحران در افغانستان، ايران با حمايت پيوسته ي سياسي ـ تسليحاتي از گروههاي جهادي شيعه و سني ،  بعنوان يكي از طرف هاي تأثير گذار بر شرايط داخلي و رويداد هاي سياسي در اين كشور شناخته شده است. اكنون كه افغانستان به موقعيت جهاني و منطقه اي و تغييرات داخلي جديدي دست يافته است،  اين ،ايران است  كه در معرض تأثير پذيري از سيرو چگونگي  تحولات و تغييرات جديد در افغانستان، قرار مي گيرد.

چگونگي رابطه ي امريكا با ايران، ترس جامعه ي جهاني از دسترسي تهران به سلاحهاي اتمي و تأثير گذاري ايران بر تحولات  و رويداد هاي داخلي عراق، لبنان و فلسطين، موقعيت حساس اين كشور را در مناسبات بين المللي و منطقه اي بيش از هر زماني برجسته تر نموده است. همين نگراني ها است كه دلچسپي واشنگتن را در ايجاد پايگاهها ي استراتژيك در طول كناره هاي مرز شرقي جمهوري اسلامي افزايش داده است. از اين رو مسلم است كه  در روند استراتژي سنتي ايالات متحده مبني بر مقابله با نظام ايران و يا مهار آن، موقعيت ژئو پلتيك و امتيازات ژئو استراتژيك افغانستان نقش مهمي ايفا مي كند. طرحهاي طولاني مدت واشنگتن براي نوسازي سياسي و باز سازي ساختارهاي نظامي دولت كابل، علاقه مندي كاخ سفيد را براي تثبيت و تحكيم پايگاه منطقه اي و جديت و حوصله مندي آن كشور را در جهت ايجاد تغييرات اساسي در ساختار سياسي منطقه نشان مي دهد. مجموعه ي اين اقدامات ورفتارهاي استراتژيك، بصورت غير مستقيم ولي موثر، ايالات متحده را درجهت نزديك شدن به اهداف راهبردي اش كه مهمترين آن، مهار ايران مي باشد،  ياري خواهد كرد.

بنا براين، در پروسه ي تغيير بنياد هاي سياسي منطقه، بويژه مورد ايران، افغانستان هم پيمان امريكا مي تواند نقش مؤثري ايفا كند. برخورداري رژيم كابل از حمايت مستقيم و اشنگتن، ايران را بيش از هرزماني در معرض تأثير پذيري مستقيم از چگونگي بر نامه هاي استراتژيك امريكا  پيرامون مرزها ي زميني و هوايي اش  قرار داده است. از همين رو، ايران مي كوشد با استفاده از فرمول سياست گذشته ي خود، يعني حمايت از برخي عناصر و گروههاي سياسي در داخل افغانستان و نيز از طريق اهداي كمك و اجراي پروژه هاي عمراني، به دولت كابل نزديك شده و نفوذ سياسي خود را در اين كشور باز توليد كند. ايالات متحده نيز در تلاش است افغانستان را بعنوان يكي از مدل هاي تغيير ساختار سياسي منطقه به نمايش بگذارد؛ تا ازين طريق شرايط سياسي ـ فرهنگي و ذهني  داخل ايران را آماده ي پذيرش  تغييرات مطلوب نمايد. توفيق مدل دمكراسي تزريقي و الگوي ساختار سيياسي در افغانستان، مي تواند مد لي  قابل تعميم وسرايت به ساير كشور ها ي منطفه، بويژه جامعه ي خواهان تحول  ايران نيز به حساب آيد. اضافه بر اين، دولت افغانستان بعنوان دولتي حايل ميان دو دشمن ديرينه، مي تواند نسبت به پيچيدگي روابط تهران- واشنگتن از دو جهت  نقش برجسته و تاثير گذار پيدا  كند:

1.       كابل مي تواند بعنوان ميانجي مؤثر ميان امريكا و ايران تلاش نمايد

2.       آمريكا مي تواند از افغانستان به مثابه كمربند استراتژيك جهت تنگتر كردن محاصره ي سياسي- نظامي جمهوري اسلامي استفاده كند .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

افزايش اهميت طرح صادرات گاز موسوم به نابوكودر بحران مناسبات روسيه و اروپا  

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

به نقل از : يونايتدپرس

مسئولان اروپايي اعلام كردند : در پي اقدام شركت گازپروم روسيه در قطع صادرات گاز به اوكراين و اروپا علاقه مندي اروپا به خط لوله نابوكو افزايش يافته است.  اروپا در سال چهار تريليون و900 ميليون فوت مكعب گازازروسيه وارد مي كند كه 80 درصد ازاين ميزان از طريق ترانزيت ازخاك اوكراين صورت مي گيرد و درپي رويدادهاي اخير ناشي ازاختلافات گازي روسيه و اوكراين موجب افزايش تلاش هاي اروپا براي يافتن جايگزين هايي براي واردات گاز شده است.اتحاديه اروپا درسال 2008 سياست هاي انرژي جديدي اتخاذ كرده است كه كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي ازبررسي راههاي متنوع سازي واردات نفت و گازازجمله اين سياست ها است . اين مسئله موجب شد خط لوله نابوكو درصدر طرح هاي انرژي اين اتحاديه قرارگيرد. الكساندروندرا معاون نخست وزير جمهوري چك گفت: متنوع سازي خط لوله هاي زميني واردات گاز براي اروپا حياتي است.جمهوري چك ازآغاز سال 2009 رياست دوره اتحاديه اروپا را به عهده گرفته است.خط لوله نابوكو گازتوليد كشورهاي حاشيه درياي خزررا ازطريق خاك تركيه به اروپا خواهد رساند با اين حال ناظران اعلام كرده اند طرح هاي اين خط لوله تحت تاثيرتضمين نشدن منابع گازي مورد نيازاين خط لوله براي انتقال به اروپا قرارگرفته است. تركمنستان به تازگي از كشف ذخايرعظيم گازي دراين كشورخبر داده است واتحاديه اروپا نيزازكشف اين ذخايرتازه به شدت ابرازخرسندي كرده است با اين حال بهره برداري ازاين ذخايراحتمالاً 20  سال طول خواهد كشيد. رينهاردميچك رئيس كنسريوم نابوكو مستقردروين گفته است كه كشورهاي تامين كننده منابع گازي براي پيوستن به اين پروژه ابرازعلاقه مندي كرده اند با اين حال ذخاير موجود تاكنون تنها نيمي از ميزان انتظارات را تشكيل مي دهد. طرح خط لوله نابوكو كه تحت حمايت اتحاديه اروپا و آمريكا قراردارد وظرفيت اين خط لوله سي ميليون مترمكعب درسال خواهد بود هزينه احداث اين خط لوله بيش ازده ميليارد دلاربرآورد شده است.اين خط لوله سه هزار و300 كيلومتري قرار است خاورميانه و آسياي مركزي را از طريق تركيه و اروپاي مركزي و نيز با عبور از روسيه با اتحاديه اروپا متصل كند.قراراست عمليات احداث اين خط لوله سال 2010 آغاز شود و اين خط لوله سال 2013 آماده بهره برداري خواهد بود. كنسرسيوم احداث اين خط لوله شامل شركت هاي انرژي اتريش، مجارستان، رومان، بلغارستان و تركيه است.اين خط لوله گاز را از تركمنستان، قزاقستان و ازبكستان از طريق درياي خزر، گرجستان و درياي سياه به اوكراين منتقل خواهد كرد.انتظارمي رود نخستين گازانتقالي اين خط لوله از جمهوري آذربايجان سال 2012 ارسال شود.سه تامين كننده گاز براي نابوكو در نظر گرفته شده است كه شامل جمهوري آذربايجان، ايران و تركمنستان است.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

زنگ تفريخ 3

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۷
مهدي
نظرات (0)
يك سوال از همه مردم دنيا و نتيجه آن جالب بود
سؤال ازاين قراربود: نظرخودتان را راجع به راه حل كمبود غذا در  ساير كشورها صادقانه
بيان كنيد؟
 وجالب اينكه كسي جوابي نداد چون در آفريقا كسي نمي دانست 'غذا' يعني چه؟
در آسيا كسي نمي دانست 'نظر' يعني چه؟
دراروپاي شرقي كسي نمي دانست 'صادقانه' يعني چه؟
دراروپاي غربي كسي نمي دانست 'كمبود' يعني چه؟
ودرآمريكا كسي نمي دانست 'ساير كشورها' يعني چه؟
 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اوباما: ايران خطري واقعي براي امنيت آمريكاست

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع : سايت فارسي بي بي سي

اوباما اعضاي ارشد تيم امنيتي خود را معرفي كرده است

باراك اوباما، رئيس جمهوري منتخب آمريكا، گفته است كه ايران خطري واقعي براي امنيت كشورش است.

آقاي اوباما بعد از معرفي رسمي بلندپايه ترين مقام هاي اطلاعاتي دولتش در واشنگتن اظهار نظر مي كرد.

او لئون پانتا، از مقام هاي ارشد كاخ سفيد در دولت بيل كلينتون رئيس جمهوري پيشين آمريكا را به عنوان رئيس آينده سازمان سي آي اي برگزيده است. مجلس سناي آمريكا بايد اين انتصاب را تاييد كند.باراك اوباما درباره لئون پانتا گفت: "به عنوان رييس سازمان سي آي اي، لئون پانتا مورد اعتماد كامل من خواهد بود و نزد من اعتبار زيادي خواهد داشت. او مديري كارآمد و حامي منافع سي آي اي خواهد بود." لئون پانتا سال ها در نهادهاي مختلفي در دولت آمريكا حضور داشته و از جمله 16 سال يكي از نمايندگان ايالت كاليفرنيا در كنگره آمريكا بوده است.با اين همه لئون پانتاي 70 ساله تجربه اطلاعاتي- امنيتي چنداني ندارد. وي آزار يا هرگونه شكنجه متهمان به عضويت در گروه هاي تروريستي را به شدت محكوم كرده است. جناح ليبرال در واشنگتن ازانتصاب اوبه رياست سي آي اي استقبال كرده است،اما بسياري لئون پانتا رافاقد تجربه اطلاعاتي- امنيتي مي دانند واو را شايسته رياست سي آي اي نمي دانند.

درجمع معرفي آقاي پانتا به عنوان رئيس آينده سازمان سي آي اي، يكي از خبرنگاران از باراك اوباما پرسيد كه آيا اين انتصاب به معناي نرم شدن موضع آمريكا نسبت به ايران است؟درپاسخ به اين سوال بود كه آقاي اوباما ايران را خطري واقعي براي كشورش دانست، اما در عين حال اذعان كرد كه تيم امنيت ملي او هنوز سياستش در قبال ايران را تعيين نكرده و هر زمان كه اين سياست تعيين شود آن را اعلام خواهد كرد.باراك اوباما روز جمعه همچنين رئيس آينده اداره امنيت ملي آمريكا را رسما معرفي كرد.او درياسالار بازنشسته دنيس بلر فرمانده سابق نيروهاي آمريكايي در كل منطقه شرق آسيا را به عنوان رئيس اداره امنيت ملي دولت خود تعيين كرد.اداره امنيت ملي آمريكا وظيفه هماهنگ كردن فعاليت هاي 16 سازمان اطلاعاتي آمريكا را برعهده دارد، وظيفه اي كه در گذشته سازمان سي آي اي عهده دار آن بود اما چند سال است به اداره امنيت ملي واگذار شده است.انتصاب درياسالار بازنشسته دنيس بلر از طرف باراك اوباما به رياست ادامه امنيت ملي با انتقاد برخي از گروه هاي طرفدار حقوق بشر روبرو شده.دنيس بلر متهم است كه در جريان استقلال تيمور شرقي از اندونزي در اواخر دهه 1990 با رهبران نظامي اندونزي همكاري هاي نزديكي داشته هرچند نظاميان اندونزي به سركوب مردم در تيمور شرقي و كشتار غيرنظاميان دست زده بودند.مجلس سناي آمريكا به زودي كار بررسي صلاحيت دنيس بلر و نيز لئون پانتا را به عنوان رئيس سازمان سي آي اي را آغاز خواهد كرد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

كنگره آمريكا كمك هاي تهران به حماس براي ارتقاي برد موشك هايش را محكوم مي كند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۶
مهدي
نظرات (0)
منبع : سايت فارسي راديو آمريكا/* /*]]>*/

مجلس نمايندگان آمريكا روز جمعه با تصويب قطعنامه اي حمايت بي شائبه و قاطع خود را، از حق غيرقابل انكار اسرائيل براي دفاع از خود در برابر حماس اعلام و در عين حال نسبت به بحران انساني در نوار غزه عميقا ابراز نگراني كرد. قطعنامه توسط ننسي پلوسي، رئيس مجلس نمايندگان آمريكا، و جان بينر، رهبر اقليت جمهوريخواه، تنظيم شد و نسخه ي مشابهي از آن روز پنجشنبه در مجلس سنا با راي اكثريت قاطع سناتورهاي آمريكايي به تصويب رسيده بود.

سناي آمريكا ساعاتي پيش از تصويب قطعنامه ي شوراي امنيت و در سيزدهمين روز جنگ در غزه با تصويب اين قطعنامه ضمن دعوت اسرائيل و فلسطينيان به آتش بس از حمله ي نظامي اسرائيل با هدف متوقف كردن موشك پراني هاي حماس قاطعانه حمايت كرد و حماس را به عنوان گروهي تروريستي براي سوء استفاده از فلسطينيان بشدت محكوم كرد.

قطعنامه توسط سناتور دموكرات هري ريد و سناتور جمهوريخواه ميچ مك كانل، رهبران اكثريت و اقليت سنا، در دومين روز آغاز به كار سناي يكصد و يازدهم با اكثريت قاطع به تصويب رسيد.

سناتور هري ريد تاكيد كرد اسرائيل از هر گونه حق غيرقابل انكار براي دفاع از مردم خود در برابر تروريسم برخوردار است. سناتور مك كانل حماس را آغازگر جنگ چهارده روزه در غزه عنوان كرد و گفت اسرائيل همان كاري را در دفاع از مردمش در برابر حملات موشكي انجام مي دهد كه آمريكا در شرايط مشابه دست به آن مي زد.

قطعنامه از حماس براي مستقر كردن عامدانه ي جنگجويان و رهبران حماس، و سلاحها و مهماتشان در منازل مردم، مدارس، مساجد، بيمارستان ها و ديگر مناطق مسكوني و سوء استفاده از غيرنظاميان فلسطيني به مثابه ي سپر انساني بشدت انتقاد مي كند.

ننسي پلوسي، رئيس مجلس نمايندگان آمريكا، ديروز در نخستين كنفرانس خبري خود در كنگره ي جديد، از عزم مجلس نمايندگان براي تصويب قطعنامه ي مشابهي در روز جمعه خبر داده بود كه توسط او و رهبر اقليت جمهوريخواه، جان بينر، تنظيم شده است.

پلوسي گفت حمايت آمريكا از اسرائيل در جهت منافع ملي آمريكاست اما، در عين حال بايد اطمينان حاصل كرد جان و مال غيرنظاميان در اين ميان قرباني نشود.

قطعنامه دولت آمريكا را به تلاش براي برقراري صلحي بادوام ميان اسرائيل و فلسطينيان ترغيب مي كند كه در آن حماس قادر به بازسازي نظامي خود نباشد.

در قطعنامه آمده است حماس از سال دو هزار و پنج، زمان خروج اسرائيل از غزه، بيش از شش هزار موشك به خاك اسرائيل پرتاب كرده است.

كنگره در قطعنامه ايران را براي ارائه ي كمك هاي تكنولوژيكي به حماس در راستاي ارتقاي برد موشك ها به حدود چهل كيلومتر كه مي تواند عمق خاك اسرائيل را مورد هدف قرار دهد بشدت مورد انتقاد قرار مي دهد.

كنگره خواهان تقويت تلاش هاي مصر در راستاي جلوگيري از قاچاق به غزه شده است و آمادگي آمريكا را براي هر گونه كمكي اعلام مي كند.

قطعنامه خواستار اتخاذ هر گونه اقدام لازم براي حفاظت از جان غيرنظاميان در اسرائيل و مناطق فلسطيني شده است و از هر گونه طرح آتش بس قابل اجرا و پايدار حمايت مي كند.

رئيس مجلس نمايندگان پيش از تصويب قطعنامه گفت ما همه خواهان آتش بس هستيم؛ آتش بسي واقعي در هر دو سوي جبهه.

قانونگذاران همچنين خواستار آزادي فوري گيلات شليت، سرباز اسرائيلي، شده اند كه از ژوئن دو هزار و شش بطور غيرقانوني توسط حماس به گروگان گرفته شده است.

قانونگذاران آمريكايي طي اين قطعنامه حمايت قاطع خود را از پيگيري روند صلح خاورميانه در راستاي ايجاد دو كشور اسرائيل و فلسطيني در كنار يكديگر در صلح و ثبات تصريح مي كنند.

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ژنرال پتريوس: ايران و آمريكا منافع مشتركي در عراق و افغانستان دارند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۲۵
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع : سايت صداي آمريكا

فرمانده نيروهاي آمريكا در خاورميانه و آسياي ميانه مي گويد ممكن است همكاري با ايران در پاره اي مسائل مربوط به مناقشات در افغانستان و عراق امكان داشته باشد. در همين حال او مي گويد برخي از عناصر در ايران ممكن است سعي كنند همانند گذشته ناراحتي هايي در هر دو كشور بوجود آورند.

ژنرال ديويد پتريوس امروز، پنجشنبه، در يك كنفرانس خبري در واشنگتن گفت، علي رغم مداخله در عراق و افغانستان، و اختلافات استراتژيك بر سر برنامه هاي اتمي، حقوق بشر و مسائل ديگر، ايالات متحده و ايران ، بويژه در مورد افغانستان، منافع مشتركي دارند، و اضافه كرد: « روشن است كه هدف هاي مشتركي وجود دارد، و به گمان من كسي مخالف نيست، ايران نگران تجارت مواد مخدر است، نمي خواهد ببيند تند روهاي سني، و افراطيون بنياد گرا بار ديگر بر افغانستان مسلط شوند.»

ژنرال پتريوس همچنين گفت ايران مي خواهد فراورده هايش را به افغانستان صادر كند. اما هشدار داد برخي از عناصر قدرتمند در ايران ممكن است فكر ديگري داشته باشند، و بخواهند زندگي را براي ائتلاف، ناتو و نيروهاي افغان بسيار دشوار كنند.

فرمانده نيروهاي آمريكا در خاورميانه و آسياي مركزي همچنين گفت به باور او « منافع مشتركي» بين ايران و عراق وجود دارد، در اينجا نيز تجارت عامل مهمي است، و دسترسي زائران ايراني به مراكز مذهبي و زيارتي در عراق عامل ديگري است.

ژنرال پتريوس اظهار عقيده كرد كه ايران در پي ناكامي در كوشش براي جلوگيري از به اجرا درآمدن توافقنامه هاي امنيتي آمريكا و عراق و شكست شبكه شورشي شيعيان، و با ورود دولت جديد آمريكا، به ارزيابي سياست خود نسبت به عراق پرداخته است.

ژنرال پتريوس همچنين گفت برخي از طرح هاي ضد شورش كه او با موفقيت در عراق در دو سال گذشته اجرا كرد به افغانستان منتقل مي شود، مانند تمركز بر تامين امنيت مردم، نياز به كار براي اجراي پروژه هاي امنيتي و غير نظامي، و در همان حال تلاش براي هماهنگ ساختن كوشش هاي گسترده تر دولت آمريكا و متحدانش. اما او يادآور شد دو كشور بسيار متفاوت هستند و پرداختن به آنها رويكردهاي مشخصي را ايجاب مي كند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.