وقت شناسي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۹
مهدي
نظرات (0)

در مراسم توديع پدر پابلو، كشيشي كه ۳۰ سال در كليساي شهر كوچكي خدمت كرده و بازنشسته شده بود، از يكي‌ از سياستمداران اهل محل براي سخنراني دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سياستمدار تاخير داشت و بنابرين كشيش تصميم گرفت كمي‌ براي مستمعين صحبت كند.
پشت ميكروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد اين شهر شدم.
انگار همين ديروز بود.
راستش را بخواهيد، اولين كسي‌ كه براي اعتراف وارد كليسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدي هايش، باج گيري، رشوه خواري، هوس راني‌، زنا با محارم و هر گناه ديگري كه تصور كنيد اعتراف كرد.
آن روز فكر كردم كه جناب اسقف اعظم مرا به بدترين نقطه زمين فرستاده است ولي‌ با گذشت زمان و آشنايي با بقيه اهل محل دريافتم كه در اشتباه بوده‌ام و اين شهر مردمي نيك دارد.در اين لحظه سياستمدار وارد كليسا شده و از او خواستند كه پشت ميكروفن قرار گيرد.
در ابتدا از اينكه تاخير داشت عذر خواهي‌ كرد و سپس گفت كه به ياد دارد كه زمانيكه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولين كسي‌ بود كه براي اعتراف مراجعه كردم.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آيا ما ايراني ها در كاربرد لغات فارسي ملاحظه عري ها را مي كنيم؟!!

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۸
مهدي
نظرات (0)

چون عرب‌ها نمي‌توانند «چ» را برزبان بياورند، ما ايراني‌ها،  به چمكران مي‌گوييم: جمكران  به چاچ‌رود مي‌گوييم: جاجرود  به چزاندن مي‌گوييم: جزاندن

چون عرب‌ها نمي‌توانند «ژ» را بيان كنند، ما ايراني‌ها  به دژ مي‌گوييم: دز (سد دز)  به كژ مي‌گوييم: :كج

به مژمي‌گوييم: :مج به كژآئين مي‌گوييم: كج‌آئين به كژدُم مي‌گوييم عقرب!  به لاژورد مي‌گوييم:لاجورد

 فردوسي فرمايد: به پيمان كه در شهر هاماوران  سپهبد دهد ساو و باژگران اما مابه باژ مي‌گوييم: باج

فردوسي فرمايد: پياده شد از اسپ و ژوپين به دست همي رفت شيدا به كردارمست اما ما به اسپ مي‌گوييم: اسب به ژوپين مي‌گوييم: زوبين

چون در زبان پارسي واژه‌هائي مانند چركابه، پس‌آب، گنداب... نداريم، نام اين چيزها را گذاشته‌يم فاضل‌آب، 

چون مردمي سخندان هستيم و ازنوادگان فردوسي،  به ويرانه مي‌گوييم خرابه  به ابريشم مي‌گوييم: حرير به ياران مي‌گوييم صحابه!  به ناشتا وچاشت بامدادي مي‌گوييم صبحانه يا سحري!  به چاشت شامگاهي مي‌گوييم:

عصرانه يا افطار! به خوراك و خورش مي‌گوييم: غذا و اغذيه و تغذيه ومغذي(!)

به آرامگاه مي‌گوييم: مقبره  به گور مي‌گوييم: قبر  به برادر مي‌گوييم: اخوي  به پدر مي‌گوييم: ابوي  واكنون نمي‌دانيم براي اين كه بتوانيم زبان شيرين پارسي را دوباره بياموزيم و بكار بنديم، بايد از كجا آغاز كنيم؟!

هنر نزد ايرانيان است و بس! از جمله هنر سخن گفتن! شاعر هم گفته است: تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و

هنرش نهفته باشد! بنابراين، چون ما ايرانيان در زبان پارسي واژه‌ي گرمابه نداريم به آن مي‌گوئيم: حمام!

چون در پارسي واژه‌هاي خجسته، فرخ و شادباش نداريم به جاي «زاد روزت خجسته باد» مي‌گوئيم: «تولدت

مبارك».  به خجسته مي گوئيم ميمون اگر دانش و «فضل» بيشتري بكار بنديم مي‌گوييم: تولدت ميمون و

مبارك!  چون نمي‌توانيم بگوييم: «دوستانه» مي گوئيم با حسن نيت!  چون نمي‌توانيم بگوييم «دشمنانه» مي گوييم خصمانه يا با سوء نيت  چون نمي‌توانيم بگوئيم اميدوارم، مي‌گوئيم ان‌شاءالله  چون نمي‌توانيم بگوئيم آفرين، مي‌گوئيم بارك‌الله  چون نمي‌توانيم بگوئيم به نام وياري ايزد، مي‌گوييم: ماشاءالله و چون نمي‌توانيم بگوئيم نادارها، بي‌چيزان، تنُك‌‌‌مايه‌گان، مي‌گوئيم: مستضعفان، فقرا، مساكين! به خانه مي‌گوييم: مسكن  به داروي درد مي‌گوييم: مسكن (و اگر در نوشته‌اي به چنين جمله‌اي برسيم : «در ايران، مسكن خيلي گران

است» نمي‌دانيم «دارو» گران است يا «خانه»؟  به «آرامش» مي‌گوييم تسكين، سكون به شهر هم مي‌گوييم مدينه تا «قافيه» تنگ نيايد! ما ايرانيان، چون زبان نياكاني خود را دوست داريم:

> به جاي درازا مي گوييم: طول به جاي پهنا مي‌گوييم: عرض  به ژرفا مي‌گوييم: عمق  به بلندا مي‌گوييم: ارتفاع  به سرنوشت مي‌گوييم: تقدير  به سرگذشت مي‌گوييم: تاريخ  به خانه و سراي مي‌گوييم : منزل و

> مأوا و مسكن  به ايرانيان كهن مي گوييم: پارس  به عوعوي سگان هم مي گوييم: پارس!  به پارس‌ها مي‌گوييم: عجم!  به عجم (لال) مي گوييم: گبر  چون ميهن ما خاور ندارد،  به خاور مي‌گوييم: مشرق يا شرق!  به باختر مي‌گوييم: مغرب و غرب و كمتر كسي مي‌داند كه شمال و جنوب وقطب در زبان پارسي چه بوده است!  چون «ت» در زبان فارسي كمياب وبسيار گران‌بها است (و گاهي هم كوپني مي‌‌شود!)

> تهران را مي نويسيم طهران  استوره را مي نويسيم اسطوره  توس را  طوس  تهماسپ را طهماسب  تنبور را مي نويسيم طنبور(شايد نوايش خوشتر گردد!)  همسر و يا زن را مي نويسيم ضعيفه، عيال، زوجه، منزل، مادر بچه‌ها،  چون قالي را براي نخستين بار بيابانگردان عربستان بافتند (يا در تيسفون و به هنگام دستبرد،

يافتند!) آن را فرش، مي ناميم!  آسمان را عرش مي‌ناميم! و استاد توس فرمود:

چو ايران نباشد، تن من مباد! بدين بوم و بر زنده يك‌تن مباد! و هركس نداند، ما ايرانيان خوب مي‌دانيم كه نگهداشت يك كشور، ملت، فرهنگ و «هويت ملي» شدني نيست مگر اين كه از زبان آن ملت هم به

درستي نگهداري شود.  ما كه مانند مصري‌ها نيستيم كه چون زبانشان عربي شد، امروزه جهان آن‌ها را از خانواده‌ي اعراب مي‌دانند.

البته ايراني يا عرب بودن، هندي يا اسپانيائي بودن به خودي خود نه مايه‌ي برتري‌ است و نه مايه‌

سرافكندگي. زبان عربي هم يكي از زبان‌هاي نيرومند و كهن است.

سربلندي مردمان وكشورها به ميزان دانستگي‌ها، بايستگي‌ها، شايستگي‌ها، و ارج نهادن آن‌ها به آزادي و «حقوق بشر» است.  با اين همه، همان‌گونه كه اگر يك اسدآبادي انگليسي سخن بگويد، آمريكايي به شمار نمي‌آيد، اگر يك سوئدي هم، لري سخن بگويد، لُر به شمار نخواهد رفت. چرا يك چيني كه خودش فرهنگ و زبان و شناسنامه‌ي تاريخي دارد، بيايد و كردي سخن بگويد؟وچرا ملت‌هاي عرب، به پارسي سخن نمي‌گويند؟ چرا ما ايرانيان بايد نيمه‌عربي - نيمه‌پارسي سخن بگوئيم؟  فردوسي، سراينده‌ي بزرگ ايرانيان در ۱۰۷۰ سال پيش  براي اين كه ايراني شناسنامه‌ي ملي‌اش را گم نكند، و همچون مصري از خانواده‌ي اعراب به شمار نرود، شاهنامه را به پارسي‌ي گوش‌نوازي سرود و فرمود:

پي افكندم ازنظم كاخي بلند كه ازباد وبارانش نايد گزند جهان كرده‌ام ازسخن چون بهشت ازاين بيش تخم سخن كس نكشت ازآن پس نميرم كه من زنده‌ام كه تخم سخن من پراگنده‌ام هرآن كس كه دارد هُش وراي و دين پس ازمرگ برمن كند آفرين اكنون منِ ايراني چرا بايد اززيباترين واژه‌هاي دم دستم در«زبان شيرين پارسي» چشم‌ پوشي كنم  و از لغات عربي يا انگليسي يا روسي كه معناي بسياري از آنان را هم بدرستي نمي‌دانم بهره بگيرم؟  و به جاي توان و توانائي بگويم قدرت؟  به جاي نيرو و نيرومندي بگويم قوت؟به جاي پررنگي بگويم غلظت؟  به جاي سرشكستگي بگويم ذلت؟ به جاي بيماري بگويم علت؟  به جاي اندك و كمبود بگويم قلت؟

به جاي شكوه بگويم عظمت؟  به جاي خودرو بگويم اتومبيل به جاي پيوست بگويم ضميمه، اتاشه!! به جاي مردمي و مردم سالاري هم  بگويم «دموكراتيك»  به باور من، براي برخي از ايرانيان، درست كردن بچه، بسيار آسان‌تر است از پيداكردن يك نام شايسته براي او! بسياري از دوستانم آنگاه كه مي‌خواهند براي

نوزادانشان نامي خوش‌آهنگ و شايسته بيابند از من مي‌خواهند كه ياري‌شان كنم! به هريك از آن‌ها مي‌گويم: «جيك جيك تابستون كه بود، فكر زمستونت نبود؟!»

به هر روي، چون ما ايرانيان نام‌هائي به زيبائي بهرام و بهمن و بهداد و ... نداريم، اسم فرزندانمان را مي‌گذاريم علي‌اكبر، علي‌اوسط، علي‌اصغر! (يعني علي بزرگه، علي وسطي، علي كوچيكه!)

پسران بعدي را هم  چنين نام مي‌نهيم: غلامعلي، زينعلي، كلبعلي (سگِ علي= لقبي كه شاه اسماعيل صفوي برخود نهاده بود و از زمان او رايج گرديد) محمدعلي، حسين‌علي، حسنعلي، سبزعلي، گرگعلي، شيرعلي، گداعلي و....  نام آب كوهستان‌هاي دماوند را هم مي‌گذاريم آبعلي!  وچون در زبان پارسي نام‌هائي مانند سهراب، سياوش، داريوش و... نداريم نام فرزندانمان را مي‌گذاريم اسكندر، عمر، چنگيز، تيمور، ...

و چون نام‌هاي خوش‌آهنگي همچون: پوران، دُردانه، رازدانه، گلبرگ، بوته، گندم، آناهيتا، ايراندخت،

مهرانه، ژاله، اليكا (نام ده و رودي كوچك در ايران)، لِويس (نام گل شقايق به  گويش اسدآبادي= از امنه‌هاي

زبان پهلوي ساساني) و... نداريم، نام دختران خود را مي‌گذاريم: زينب و رقيه و معصومه و زهرا و

سكينه و سميه و ...

 داناي(حكيم) توس فرمود:  بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كردم بدين پارسي  از آن‌جايي كه ما ايرانيان مانند داناي توس، مهر بي‌كراني به ميهن خود داريم  به جاي رستم‌زائي مي‌گوئيم سزارين  رستم در زهدان مادرش رودابه آنچنان بزرگ بود كه مادر نتوانست او را بزايد، بنابراين پزشكان، پهلوي مادر را شكافتند و رستم را بيرون آوردند. چنين وضعي براي سزار، قيصر روم هم پيش آمد و مردم باخترزمين از آن‌پس به اين‌گونه زاياندن و زايش مي‌گويند سزارين. ايرانيان هم مي‌توانند به جاي واژه‌ي «سزارين» كه در زبان پارسي روان شده، بگويند: رستم‌زائي  به نوشابه مي‌گوييم: شربت به كوبش و كوبه مي‌گوييم: ضربت

به خاك مي‌گوييم: تربت  به بازگشت مي‌گوييم: رجعت  به جايگاه مي‌گوييم: مرتبت به هماغوشي مي‌گوييم: مقاربت  به گفتاورد مي‌گوييم: نقل قول  به پراكندگي مي‌گوييم: تفرقه  به پراكنده مي‌گوييم: متفرق به سركوبگران مي‌گوييم: قواي انتظامي  به كاخ مي‌گوئيم قصر،  به انوشيروان دادگر مي‌گوئيم: انوشيروان عادل

در «محضرحاج‌آقا» آنقدر «تلمذ» مي‌كنيم كه زبان پارسي‌مان همچون ماشين دودي دوره‌ي قاجار، دود و

دمي راه مي‌اندازد به قرار زير: به خاك سپردن = مدفون كردن  دست به آب رساندن = مدفوع كردن

به جاي پايداري كردن مي‌گوييم: دفاع كردن= تدافع = دفع دشمن= دفع بلغم = و...  به جاي جنگ مي‌گوييم: مدافعه، مرافعه، حرب، محاربه.  به خراسان مي‌گوييم: استان قدس رضوي!

به چراغ گرمازا مي‌گوييم: علاءالدين! يا والور!  به كشاورز مي‌گوييم: زارع  به كشاورزي مي‌گوييم: زراعت اما نااميد نشويم. اين كار شدني است!  تا سال‌ها پس از انقلاب مشروطيت

به جاي دادگستري مي‌گفتيم عدليه به جاي شهرباني مي‌گفتيم نظميه به جاي شهرداري و راهداري مي‌گفتيم

بلديه به جاي پرونده مي گفتيم دوسيه به جاي …تمامي ندارد  



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

درباره ي كراوات و كرواتها نژاد اصلي مردم كشور كرواسي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۸
مهدي
نظرات (0)

با يك نگاه به نگاره‌اي كه در تخت جمشيد كنده شده (شكل ۱) و به نظر «هرتسفلد» كه آن را در Iran in the Ancient East - fig۴۰۲ آورده است، پاپك پدر اردشير است كه رخت مادي بر تن دارد. به خوبي روشن مي‌شود كه «كئرت» كدامست و واژه‌ كراوات از كجا گرفته شده است

نوع اول

اين كراوات بيشتر به صورت پهن‌تر و پيش سينه‌اي ديده مي‌شود كه پادشاهان و بزرگان سپاه مي‌بستند و در همه‌ صورت‌هاي كنده شده روي سنگ و سكه‌هاي باستاني يافت مي‌شود. براي نمونه سنگ نگاره‌اي را در طاق بستان (شكل ۲) مي‌توان آورد.

نوع دوم

اين پيش سينه كه تا دورهي صفويه و بعد از آن هم رسم بوده (شكل ۳) كه در صورت‌هاي شاه عباس ديده مي‌شود، همان است كه به زبان فرانسه «cuirasse» مي‌گويند كه از «corazza» ايتاليايي گرفته شده است و ريشه آن «كئرس» اوستايي است.

نوع سوم

بنا به گفته‌ اروپاييان «cuirasse» از قرن پانزدهم در اروپا رواج گرفته شده و چون پيشينه‌ كلاسيك نداشته براي آن ريشه‌ تراشيده‌اند و آن را از واژه‌ي حدسي «coracea» كه در لاتين نيست گمان كرده‌اند و آن را از ريشه لاتيني «coriaceus» به معني «چرمي» و از ريشه‌ لاتيني «corium» يعني «چرم» دانسته و ناچار شده‌اند بگويند كه اين قسمت زره را در ابتدا از چرم مي‌ساخته‌اند!

در مازندران تا چند سال پيش كه هنوز لباس‌هاي محلي مي‌پوشيدند، رسم بود كه داماد شب عروسي، دستمال گردن سرخ يا سبز ببندد و اين رسم مانند حلقه‌اي كه به انگشت مي‌كنند علامت دلبستگي به چيزيست. به نظر نگارنده كراوات هم در ايران باستان مانند «كـُستي» علامت ديني و بستگي به جايي بوده است. «كستي» رشته‌اي بوده كه به كمر مي‌بستند و كراوات رشته‌اي بوده كه «بر گردنم لفكنده دوست»، بي‌جهت نبود كه وقتي بستن كراوات دوباره در ايران رسم شد آن را «زُنـّار» نام نهادند.پژوهشگر انگليسي، نوئل مالكوم در كتاب خود به اسم "تاريخچه مختصر بوسني" مطالعه ذيقيمتي در مورد روابط ايرانيان وگذشته اقوام يوگوسلاوي سابق انجام داده است. وي در اين كتاب مينويسد: "واژه كراوات، يا هراوات درزبان صربي" ريشه در اين زبان ندارد. اين واژه از شبيه به نامي ايراني است كه در لوحي سنگي درناحيه يوناني نشين جنوب روسيه يافته شده است. ريشه آن نام، خراوات دراوستا به معناي "دوستانه" است. مطالعات تاريخي نشان ميدهد كه نژاد فعلي كرواسي يعني كرواتها، از ۱۷۰۰ سال پيش از سرزمين مادريشان، ايران به سمت كرواسي، صربستان و بوسني مهاجرت نموده اند. احتمالاً علت اين مهاجرت سركوب مومنين به آئين مانوي در دوران ساسانيان بوده است.برمبناي اسناد قديمي، اقوام بوسنيايي و كروات داراي اصليت ايراني هستند كه بعدها با اقوام اسلاو جنوبي ازدواج كرده و ممزوج شده اند. نوئل مالكوم معتقد است كه تئوري هاي جديد در اين زمينه با شواهد تاريخي مطابقت دارد. برخي ازتئوريسين هاي ملي گراي كروات، ترجيح مي دهند كه اصليت خود را با ايرانيان مرتبط سازند. چنين تئوري هايي خصوصاً در زمان جنگ جهاني دوم، در هنگامي كه نژاد ايرانيان در طبقه بندي نژادها ازسوي آلمانيان بالاترازنژاد اسلاو قرارگرفت، تقويت شد. هرچند بر طبق نظر مالكوم، هم كرواتها و هم بوسنيايي ها مهاجريني ازايران بوده اند كه تقريباً به صورت هم زمان ازايران به بالكان مهاجرت كرده اند.يك نكته كاملاً مشخص است: مهاجرين اوليه براي آنكه از ساير اقوام آن ناحيه تميز داده شوند خود را "خراوات" يا همان كروات مي ناميده اند. همچنين اين مهاجران ايراني تبار، براي آنكه وجه تمايز خود را نشان دهند، دستمالي بدور گردنشان مي بستند، چيزي كه بعدها محبوبيتي جهاني يافت و به كراوات مشهور گشت. در سال ۱۶۵۶، لوئي چهاردهم، هنگي از داوطلبان كروات را در ارتش خود تشكيل داد. اعضاي اين هنگ، برسم پيشينيان خود، دستمالي ابريشمين را بدور گردن خود مي بستند كه در انتهاي آن گره اي داشت. همچنين اين دستمال براي بستن زخم مجروحين مورد استفاده قرار ميگرفت. ازآن به بعد اين حمايل ابريشمي به عنوان بخشي اززيور نظامي درارتش فرانسه پذيرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن كراوات به گردن رسمي جهان شمول گرديد. 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ده شيطان‌صفت تاريخ كه در كسوت پزشكي مشغول به كار بودند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۷
مهدي
نظرات (0)
۲- والتر فريمن Walter Freeman: والتر فريمن يك متخصص بيماري‌هاي اعصاب يا نورولوژيست بود كه از «ييل» و دانشكده پزشكي پنسيلوانيا، فارغ‌التحصيل شده بود. او در دوران فعاليتش ۳۵۰۰ عمل لوبوتومي انجام داد.
در دهه ۴۰ و ۵۰ ميلادي، يعني زماني كه روانپزشكان داروهاي مؤثر كمي براي كنترل بيماري‌ها و اختلالات روانپزشكي در اختيار داشتند، عمل‌ لوبوتومي بسيار معمول بود. شايد از فيلم «ديوانه از قفس پريد» با شركت «جك نيكلسون»، ماجراي لوبوتومي كاراكتر سرخ‌پوست قصه را به ياد داشته باشيد.
در عمل لوبوتومي، ارتباط كورتكس قسمت پره‌فرونتال (قسمتي از قشر مغز در ناحيه زير پيشاني) با ساير نقاط قطع مي‌شود. شيوه‌هاي مختلفي براي اين عمل وجود دارد. امروزه به خاطر عوارض زياد عمل لوبوتومي و همچنين وجود شيوه‌هاي نوين درمان، لوبوتومي به ندرت انجام مي‌شود، اما او در آن زمان، دكتر فريمن به انجام اين عمل‌ها و به اصطلاح شفا دادن بيمارانش، افتخار مي‌كرد.
شيوه انجام اعمال جراحي او هم عجيب بود. مثلا او از يك يخ خردكن كه از آشپزخانه منزلش برداشته بود، براي انجام عمل استفاده مي‌كرد و بدون كمك هيچ جراحي، روزانه ۲۰ عمل انجام مي‌داد، او حتي اجازه مي‌داد، رسانه‌ها بر سر عملش حاضر شوند، اعمال جراحي كه گاه با مرگ بيمار خاتمه مي‌يافتند.
جالب است بدانيد كه يكي از عمل‌هاي جراحي كه دكتر فريمن انجام داد، روي خواهر «جان اف كندي» يعني «رزمري كندي» انجام شد. در آن زمان به خانواده او توصيه شد براي بهبود حالات روحي رزمري، اين عمل را قبول كنند. در سال ۱۹۴۱، زماني كه رزمري ۲۳ ساله بود، اين عمل روي او انجام شد و نتيجه خوشايندي نداشت. رزمري كندي بعد از عمل دچار بي‌اختياري ادراري شد و توان ذهني‌اش به اندازه يك شيرخوار كاهش پيدا كرد، طوري كه ساعت‌ها به ديوار روبرويش خيره مي‌شد. برخي اعتقاد دارند، رزمري، تنها عقب‌ماندگي ذهني داشت و عمل اصلا برايش مورد نداشت. رزمري كندي با همين شرايط تا سال ۲۰۰۵، به زندگي ادامه داد.
شايد در مورد سرنوشت‌ ناگوار اعضاي خانواده كندي، خوانده باشيد، سرنوشت شومي كه كه از آن تعبير به «نفرين كندي‌ها» مي‌شود. رزمري كندي، نخستين عضو خانواده بود كه با چنين سرنوشت ناگواري مواجه شد!
شايد باور نكنيد، اما فريمن هرگز به خاطر مرگ بيمارانش با عوارض عمل، به دردسر نيفتاد.

۳- هري هوارد هولمز(هرمن ماجت) Herman Mudgett: نام هري هوارد هولمز در زمان تولد «هرمن ماجت» بود، او نخستين قاتل سريالي بود كه در آمريكا به دار آويخته شد. او در سال ۱۸۸۴ به دانشكده پزشكي ميشيگان رفت. در اين دوره او اجساد را از آزمايشگاه‌ها مي‌دزديد و تخريب مي‌كرد و بعد ادعا مي‌كرد اين افراد در طي حادثه كشته شده‌اند و با ترفندهايي از شركت‌هاي بيمه، حق بيمه دريافت مي‌كرد. بعد از فارغ‌التحصيلي، او به شيكاگو رفت، يك كارگر داروخانه را فريب داد و مالكيت يك هتل را از آن خود كرد. او زناني را فريب مي‌داد و به قتل مي‌رساند و در هتل، روي جسد آنها آزمايش مي‌كرد، كالبدشكافي‌شان مي‌كرد و اسكلت آنها را به دانشكده‌هاي پزشكي مي‌فروخت!

۴- آرنفين نست Arnfinn Nesset: آرنفين نست، واقعا يك پزشك نبود، او يك پرستار نروژي بود كه قصد داشت پزشك شود. او ۲۲ نفر از بيمارانش را با تزريق دارويي به نام Curacit كشت، اين دارو، يك داروي شل‌كننده عضلات است. به خاطر ماهيت دارو، تحقيقات براي اثبات جرم «نست»، بسيار دشوار بود، چرا كه رديابي اين دارو در بدن با گذشت زمان بسيار دشوار است. تحقيقات روي پرونده او دو سال كشيد، در پي يك محاكمه دو ماهه، جرم او در قتل بيمارانش ثابت شد و «نست» ۲۱ سال را در زندان به سر برد. در نروژ حداكثر محكوميت ۲۱ سال است. او در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد و گفته مي‌شود هم‌اكنون با نام ديگري در نروژ زندگي مي‌كند.

۵- كارل كلوبرگ Carl Clauberg: او يكي از پزشكان نازي است كه در اردوگاه‌هاي كار اجباري نازي‌ها، روي زنداني‌ها آزمايش انجام مي‌داد. آزمايشات او در اردوگاه آشويتس مشهور است. او استاد بيماري‌هاي زنان در دانشگاه Königsberg بود. در سال ۱۹۳۳ او به نازي‌ها پيوست و در سال ۱۹۴۲، به «هيملر» پيشنهاد كرد كه آزمايشاتي براي نازا كردن جمعي زنان انجام دهد. هيملر موافقت كرد و او به بلوك شماره ۱۰ آشويتس رفت. او به دنبال آن بود كه شيوه ارزان و ساده‌اي براي نازا كردن زنان پيدا كند. او بارها از تزريق اسيد مايع به داخل رحم زنان‌ استفاده كرد. تخمدان‌هاي آسيب ديده زنها براي بررسي بيشتر به برلين فرستاده مي‌شد. گاهي بيماران براي انجام اتوپسي (تكه‌برداري) به قتل مي‌رسيدند. گفته مي‌شود او روي ۳۰۰ زن، آزمايشات وحشتناك خود را انجام داد، سرانجام كلوبرگ دستگير شد، ولي قبل از محاكمه، فوت كرد.

۶- جان بادكين آدامز John Bodkin Adams: او يك پزشك عمومي بود كه زندگي‌اي توأم با جنايت و قتل داشت. او از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۶، به طرز مشكوكي، ۱۶۰ نفر از بيمارانش را كشت. ۱۳۲ نفر از آنها در وصيت‌نامه‌هايشان براي اين پزشك پول نقد يا اشيايي باارزش بخشيده بودند! بعدها مشخص شد، همه اين وصيت‌نامه‌ها جعلي بوده‌اند. براي قتل بيمارانش او از داروها يا مسكن‌هايي به ميزان زياد تجويز مي‌كرد كه در نهايت بيماران را از پا درمي‌آورند. سرانجام او پس از اينكه شك‌هايي در مورد مرگ سريع بيمارانش برانگيخته شد، دادگاهي شد. او به اتهام جعل اسناد هم، بايد پاسخ مي‌داد.

۷- هارولد شيپمن Harold Shipman: او تنها پزشك انگليسي در طول تاريخ است كه به خاطر قتل بيمارانش، گناهكار شناخته شد. بسياري او را برترين قاتل سريالي از لحاظ كسي درآمد غيرمشروع مي‌دانند. او در مورد قتل ۲۱۸ بيمار مقصر شناخته شده، اما عدد واقعي ممكن است دو برابر باشد، چون هويت بسياري از بيماران، هرگز شناخته نشد. او درسال ۱۹۷۴ به عنوان يك پزشك عمومي در «يوركشاير» غربي شروع به كار كرد. يك سال بعد، نسخه‌هاي جعلي تجويز پتدين (نوعي مخدر) كه او براي مصرف شخصي، جعل كرده بود، كشف شد. او چريمه شد، اما به وي اجازه شد به كار ادامه دهد. در طول ساليان، بسياري از بيماران او عمدتا به خاطر تزريق ديامورفين، فوت كردند. سرانجام خيلي‌ها به خاطر جواز دفن‌هاي زيادي كه او امضا مي‌كرد، به وي مشكوك شدند. او همچنين به خاطر جعل وصيت‌نامه يك بيمار، مجرم شناخته شد. در سال ۲۰۰۰، او در مورد مرگ ۱۵ نفر، مجرم شناخته شد و به حبس ابد محكوم شد اما چهار سال بعد در ژانويه سال ۲۰۰۴، خودش را در سلول حلق‌آويز كرد.

۸- مايكل سوانگو Michael Swango: گرچه از لحاظ قانوني او به خاطر قتل تنها ۳ نفر مجرم شناخته شد، اما بسيار عقيده دارند كه او بين ۳۰ تا ۶۰ نفر را در طول زندگي پزشكي حرفه‌اي خود كشته است. همه چيز از وقتي كه شروع شد كه او وارد دانشكده پزشكي ايلينويز جنوبي شد، در آنجا بعضي متوجه علاقه عجيب او به مرگ بيماران شدند. با اينكه بعد از فارغ‌التحصيلي، اخراج شد، ولي توانست در دانشگاه ايالت اوهايو، به عنوان انترن مشغول شود. در طبقاتي از بيمارستان كه او مشغول كار بود، پرستاران متوجه مرگ‌هاي گاه و بي‌گاه و ناگهاني بعضي از بيماران بدون هيچگونه پيش درآمد قبلي مي‌شدند. يك بار پرستاري مشاهده كرد كه در حال تزريق چيزي به يك بيمار است و مدتي بعد از تزريق بيمار به ناگهان فوت كرد. اين شك‌ها باعث شد، او دوباره اخراج شود. اين بار او به عنوان تكنيسين بخش اورژانس در ايلينويز، شروع به كار كرد و اين بار كاركنان بيمارستان را مسموم كرد! سرانجام او به خاطر در اختيار داشتن آرسنيك و ساير سموم، دستگير شد. سرانجام او به قتل ۳ نفر از بيماران، اعتراف كرد.

۹- شيرو ايشي Shiro Ishii: شيرو ايشي پزشك و ميكروب‌شناس ژاپني بود. در طي جنگ دوم چين و ژاپن او ستوان واحد ۷۳۱ بود كه واحد جنگ بيولويژك بود. گرچه تصور مي‌شد او به زور به اين واحد تحميل شده و از لحاظ شخصيتي آدم خودمحوري است، اما توانست برتري خود را ثابت كند و وارد بيمارستان ارتشي شماره يك توكيو شود. او تحصيلات تكميلي را در دانشگاه سلطنتي كيوتو به اتمام رساند. در سال ۱۹۴۲، ايشي، شروع به كار روي تسيلحات ميكروبي كرد. او اين ميكروب‌ها را روي اسيران و شهروندان چيني امتحان كرد و يك بار هم موفق به آزمايش اسلحه‌اش در ميدان نبرد شد. گفته مي‌شود، ده‌ها هزار نفر در آزمايشات وي كشته شدند. در طي آزمايشات او از سلاح‌هاي حاوي ميكروب‌هاي كزاز، وبا و طاعون استفاده مي‌كرد. او همچنين آزمايشاتي در مورد القاي سقط، سكته قلبي و مغزي و تحقيقاتي در مورد سرمازدگي و كالبد شكافي موجودات زنده انجام داد.

۱۰- جوزف منگل Josef Mengele: او افسر آلماني SS و يك پزشك نازي بود. او احتملا شناخته‌شده‌ترين نام در فهرست پزشكان جنايتكار است. او لقب‌هايي مثل «فرشته‌ مرگ» و «شيطان زيبا» داشت. او بود كه تعيين مي‌كرد كدام اسير به درد آزمايشات مي‌خورد و كدام يك به خاطر ضعف، بايد كشته شود. در آشويتس، او آزمايشاتي روي اسراي نگون‌بخت انجام مي‌داد. او بيشتر به وراثت و بيتشر علاقه داشت و دوست داشت روي دوقلوهاي همسان آزمايش كند. گفته مي‌شود كه او ۱۰ دوقلو را انتخاب كرده بود، آنها را با كلروفورم بيهوش كرده بود و براي مقايسه آنها با هم و پيدا كردن اختلاف‌هاي احتمالي، تشريحشان كرده بود. گفته مي‌شود او بعضي از دوقلوها را با ارتباط دادن وريدهايشان به هم متصل مي‌كرد و دوقلوهاي  به هم چسبيده را به صورت مصنوعي ايجاد مي‌كرد. او آزمايشاتي در مورد تغيير رنگ چشم با تزريق مركب، قطع اعضا و تلاش براي پيوند دوباره آنها و نابارور كردن زنان هم انجام داد.

منبع



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سرانجام عشق به ايران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۷
مهدي
نظرات (0)

سهروردي را گفتند تا به كي از ايران سخن گويي ؟ گفت تا آن زمان كه زنده ام . گفتند اين بيماري است چون ايران دختره باكره اي نيست براي تو ، و گنج سلطاني هم براي بي چيزي همانند تو نخواهد بود .
سهروردي خنديد و گفت شما عشق ندانيد چيست . دوباره او را گرفته و به سياهچال بردند.
ارد بزرگ انديشمند يگانه كشورمان مي گويد : “نماز عشق ترتيبي ندارد چرا كه با نخستين سر بر خاك گذاردن ، ديگر برخواستني نيست . ”
شبها از درون روزن سياه چال زندان سهروردي ، اشعار حكيم فردوسي را زندانبانان مي شنيدند و از اين روي ، وعده هاي غذايش را قطع نمودند و در نهايت سهروردي از گرسنگي به قتل رسيد…



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

هفت مورد از نيازهاي اوليه خانم ها

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۶
مهدي
نظرات (0)
3- آنها رمانتيك بوده و همواره به احساسات خود اهميت مي دهند. مهرباني را دوست دارند. با آنها با مهرباني و ملايمت صحبت كنيد. با اهداي هدايايي مثل، كارت هاي عاشقانه، گل، لباس ( مخصوصا" لباس زير زنانه ) احساساتشان را به وجد بياوريد. به ياد داشته باشيد: همانطور كه در مقاله هاي قبلي نيز در اين سايت ذكر شده است، داشتن يك رابطه ي عاطفي عميق بين زن و شوهر، در لذت بخش تر شدن رابطه ي نزديكي آنها و تداوم زندگي نيز تأثير دو چندان عميقي خواهد داشت.
4- خانم ها همواره از صحبت كردن را دوست دارند. پس با او عاشقانه هم كلام شويد، كاملا" به حرف ها و صداي قلب او گوش فرا دهيد. او دوست دارد با همسرش در مورد تمام وقايع هر روز، احساسي، خانه، فرزندان و ... صحبت كند، مراقب باشيد!، هيچ گاه در بين كلماتتان سعي نكنيد كه آنها را ارشاد و تغيير دهيد بلكه فقط بايد حس درك متقابل در كلام شما نمايان باشد.
5- زنها از بدبيني و دو رويي بيزارند و نياز به امنيت فكري دارند. به چشمهاي همسرتان عاشقانه نگاه كنيد و صادقانه در مورد احساستان به او، افكار و برنامه هاي زندگيتان حرف بزنيد، با اين كار شما حس مسئوليت پذيري خود را نسبت به او انتقال داده ايد. اگر صادقانه رفتار كنيد او نيز در كنار شما احساس امنيت خواهد داشت.
6- زنها دوست دارند از نظر مادي و ثبات زندگي مطمئن باشند. در حد توانتان مسئوليت پذيري خود را با خريدهاي چيزهاي مورد نياز منزل، خوراك، پوشاك و ... براي خانواده، به او نشان دهيد. در حين انجام اين وظايف خود را ناراحت و عصبي نشان ندهيد. هدف شما از همه ي اين رفتار، تداوم زندگي مشترك و امنيت خاطر است.
7- در اين راه بايد نسبت به خانه و خانواده، متعهد و وفادار باشيد. بكوشيد تا همراه با همسر خود در پرورش حس معنوي، الهي و عاطفي در فرزندان خود كمك كنيد. براي مثال، به آنها نماز و دعا ياد مي دهند. فرزندان را به ورزش تشويق كنيد و تكيه گاه محكمي براي همسر و فرزندانتان باشيد. اكنون، بعد از خواندن موارد فوق، اگر احساس مي كنيد محيط منزل، همسر و فرزندانتان شما از شادابي لازم برخوردار نيستند، بهتر است با رعايت اين موارد و گذاشتن وقت بيشتر در صدد جبران خلل هاي موجود باشيد.
 

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

راهنماي خريد ميز عسلي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۶
مهدي
نظرات (0)
- نكاتي براي خريد ميز پيشدستي:

1. در خصوص سايز ميزي كه قصد داريد بخريد تصميم گيري كنيد. اندازه ميز تا حد زيادي تعيين كننده قيمت آن است. آيا مي خواهيد ميزتان مربع باشد يا مستطيل؟ ويا بيضي شكل باشد؟ قصد خريد هر يك از اشكال گفته شده در بالا را داشته باشيد بايد اندازه مناسب براي ميز را با توجه به فضاي قرار گرفتن ميز از قبل تعيين كنيد و بدانيد.

2.  ميزها با مواد مختلفي ساخته مي شوند. برخي ميزها تمام چوب هستند و برخي ديگر فلزي و برخي از ميز ها نيز داراي مواد تركيبي هستند و از دو جنس متفاوت ساخته مي شوند. جنس ميز شما بايد متناسب با سبك دكوراسيون فضا انتخاب شود.

3.  سايز و شكل ميزي كه خريداري مي كنيد بستگي به نحوه كاربرد آن نيز دارد. با جواب دادن به سوالاتي از قبيل اينكه: آيا قرار است تعدادي كتاب و مجله روي ميز قرار داده شود؟ آيا قرار است روي ميز بازي شطرنج صورت گيرد؟ آيا قرار است وسايل پذيرايي از مهمان روي ميز قرار داده شود؟ مي توانيد كاربرد مورد نظرتان را نيز از ميز مشخص سازيد.

4.  اگر شما نياز به فضايي داريد كه وسايل پذيرايي را در آن نزديك به ميز قرار دهيد، ميزي را خريداري كنيد كه خودش داراي فضايي پنهان در داخل خود باشد. براي مثال از ميزهايي استفاده كنيد كه داراي كشوهاي پنهان در داخل خود مي باشند و حجم زيادي از وسايل داخل آن ها جاي ميگيرد.

5. چنانچه تمايل به داشتن ميزي داريد كه حركت دادن و تغيير جاي آن بسيار آسان است بهتر است ميزهاي مدرني را خريداري كنيد كه با داشتن چرخ ها و دسته اي زيبا طوري طراحي شده اند كه بسيار راحت جا به جا مي شوند. به اين ترتيب مي توانيد آنها را به راحتي به مكان هاي مختلف حركت دهيد.

توجه
اگر قرار است ميز را در فضايي پررفت و آمد و شلوغ قرار دهيد حتماً به اين مسئله توجه داشته باشيد كه ميز نبايد داراي لبه هاي تيز باشد، چراكه ممكن است در حين عبور و مرور به افراد مختلف و به ويژه كودكان آسيب برساند. براي چنين فضاهايي ميزهايي با لبه هاي گرد ايده آل و مناسب هستند.
 

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چهار نكته طلايي كه خانم ها بايد بدانند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۵
مهدي
نظرات (0)

يك پيراهن دكلته لباسي بسيار عالي و زيبا است، خصوصا اگر شما شانه ها و بازوهاي زيبا و مناسبي داريد. براي اينكه در چنين لباسي احساس راحتي كنيد و زيبا به نظر برسيد، نكاتي وجود دارد كه بايد به آن توجه كنيد:

1-به دنبال پيراهن دكلته اي باشيد كه به خوبي مناسب اندام شما است. اگر در لباستان راحت نباشيد و با پوشيدن آن دائما ناراحت و دركشمش باشيد، اهميتي نخواهد داشت كه فرم دوخت آن چگونه است، در هر صورت در تن شما خوب و مناسب ديده نمي شود. شما به پيراهن دكلته اي نياز داريد كه در قسمت بالاتنه تنگ و چسبان باشد، اما در عين حال بالاتنه شما در آن احساس راحتي كند. كل اجزاي خود لباس هم بايد با يكديگر هماهنگ و متعادل باشد. از آنجايي كه بالاتنه چسب و تنگ است و قسمت بالاي سينه شما برهنه است، بهتر است كه پايين تنه لباس حداقل تا زير زانو باشد و آزادتر و كلوش تر باشد. پايين تنه تنگ و خيلي كوتاه چندان جالب نيست.

2- لباس زير مناسب بخريد. انواع مختلف لباس زير بدون بند در بازار موجود است. مدلي ساده با پارچه اي نرم و صاف انتخاب كنيد. تور، قيطان و ساير تزئينات آن، ممكن است باعث شود كه سينه شما هنگام پوشيدن يك لباس كلته، چروكيده و بدفرم به نظر برسد.

3-با افزودن يك گردنبند زيبا و شكيل، توجه ها را به سمت چهره خود جلب كنيد. گوشواره هاي بلند و بسيار كشيده نيز به زيبايي و جذابيت شما خواهد افزود.

4-پوست خود را به خوبي پاك كنيد و لوسيوني با كمي درخشش و براقي بر روي پوست خود استفاده كنيد تا پوست شما را درخشان و زيبا نشان بدهد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

هشت تستي كه نياز است خانم ها انجام دهند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۵
مهدي
نظرات (0)
تست: سرطان سينه
چه كسي آن را مي بيند؟ پزشك عمومي
چرا بايد اين تست را انجام داد: پزشك با انجام اين تست، ناهنجاري هاي سينه، پوست و نوك پستان راكه سرطان سينه را مشخص مي كند تشخيص مي دهد.
چند وقت يكبار: حداقل هر 3 سال يكبار در سن 20 و 30 سالگي. اما اگر خواستيد بيشتر سينه تان را چك كنيد، بعد از سن 40 سالگي هرسال آن را انجام دهيد.


تست: سرطان پوست
چه كسي آن را مي بيند؟ متخصص پوست
چرا بايد اين تست را انجام داد: پزشك با انجام اين تست خالهاي روي پوست و حتي خالهاي گوشتي را مي بيند و تشخيص مي دهد كه اينها، خالهاي سرطاني يا مستعد سرطان پوست هستند يا خير؟
چندوقت يكبار: چنانچه خال جديدي را مشاهده كرديد يا در سايز آن تغييري مشاهده كرديد در اسرع وقت اين تست را انجام دهيد. اگر با حمام آفتاب خال و لك هايي را روي پوستتان ديديد يا اگر سابقه فاميلي ابتلا به سرطان پوست داريد دوبار در سال اين تست را انجام دهيد. اگر نه، سالي يك بار براي انجام تست به پزشك مراجعه كنيد.
انجام اين تست در تشخيص سرطان پوست بهتر از مراقبتهاي اوليه پزشكان است.در واقع هر چه بهتر مراقبت انجام شود ميزان طول عمر بيشتر خواهد بود.


تست شنوايي
چه كسي آن را مي بيند: شنواسنج يا آسيب شناس گفتار سنجي
چرا بايد اين تست را انجام داد: گفتن "دوباره تكرار كن" در مكالمات يك مشكل واقعي براي بيشتر از 12 درصد افراد 20 و30 ساله اي است كه مشكلات شنوايي دارند.
چندوقت يكبار: تا سن 50 سالگي هر 10 سال يكبار سپس هر 3 سال يكبار


تست: ايمن سازي
چه كسي آن را مي بيند؟ پزشك عمومي
چرا بايد اين تست را انجام داد؟ تا زماني كه واكسن ها شما را از ابتلا به بيماري ها محافظت مي كنند، شما فكر مي كنيد كه از ابتلا به آن بيماري مثل سياه سرفه دور شده ايد.

چندوقت يكبار: در معاينات بعدي، كارت واكسن تان را با خود ببريد تا پزشك آن را مرور كند. بعضي از واكسن ها بعد از مدتي كم اثر مي شوند. بنابراين ممكن است شما به يك تقويت كننده نياز داشته باشيد. براي مثال، تزريق كزاز هر 10 سال يكبار ضروري است.
واقعيت: طبق موسسه ملي بيماري هاي مسري و عفوني، يك هشتم تحقيقاتي كه روي بزرگسالان در آمريكا صورت گرفته نشان داده كه آنها براي واكسن زدن فرصت ندارند.


تست: فشار خون
چه كسي اين تست را ببيند: پزشك عمومي
چرا بايد اين تست را انجام داد: هرچه فشار خونتان بالاتر باشد شانس بيشتري براي ابتلا به بيماري قلبي، و بيماري هاي كليوي داريد.
چندوقت يكبار: اگر فشار خونتان 120 روي 80 يا پايين تر بود هر دو سال يكبار انجام دهيد. اگر قبلا هم فشارتان بالا بود يا پزشكتان به شما درمورد احتمال ابتلا به فشار خون هشدار داده بود، فشارتان را مرتبا در منزل بگيريد. ما فشار سنج هاي مچي ديجيتال را توصيه مي كنيم.
واقعيت: در آمريكا، حدود يك هشتم زناني كه بين 20 تا 44 سال سن دارند فشار خونشان بالاست، زيرا به دليل مصرف قرص، بارداري و وزن بالا، براي ابتلا به اين بيماري مستعدتر هستند.


تست: كلسترول
چه كسي تست را ببيند: پزشك عمومي
چرا بايد اين تست را انجام داد: كلسترول بالا به اين معني است كه احتمال ابتلا به بيماري قلبي هم زياد است. كلسترول شما بايد زير 200 ميلي گرم باشد. كلسترول بد يا پايين خون زير 100 ، كلسترول خوب يا بالاي خون 60 ميلي گرم يا بيشتر است. و تري گليسيريد بايد زير 150 ميلي گرم باشد.
چندوقت يكبار: حداقل هر 5 سال يكبار انجام شود و از سن 20 سالگي شروع شود.


تست: وزن يا بي ام آي
چه كسي آن را ببيند: پزشك عمومي
چرا بايد اين تست را انجام داد: اضافه وزن داشتن خطرهاي زيادي هم دارد. شما بايد وزن شويد و توده هاي بدنتان محاسبه شود. مقياس وزن شما با قد شما در ارتباط است.
چندوقت يكبار: هر سال. اگر شما در حال كاهش وزن هستيد هر هفته خودتان را در خانه وزن كنيد و ماهي يكبار به پزشك مراجعه كنيد تا پيشرفت شما را پيگيري كند.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سه نكته براي داشتن پوستي لطيف

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۴
مهدي
نظرات (0)

زناني كه با وجود عيب هاي صورتشان زيبا جلوه مي كنند،زناني هستند كه مي دانند،پاك كردن، تقويت كردن و غذا دادن،رساندن مواد مغذي به پوست،سه اصل اساسي برنامه مراقبت از پوست است.
براي اين منظور به نكات زير توجه كنيد:
براي ماليدن كرم به صورت،نوك انگشتان را با ملايمت و به صورت دايره وار از پايين به بالا روي صورت حركت دهيد تا كرم جذب پوست گردد.صورت را ماساژ دهيد تا كرم جذب شود. حدوداً ۲۰ دقيقه طول مي كشد تا كرم كاملاً جذب پوست صورت شود.اجازه ندهيد كرم بيش از ۲۰ دقيقه روي صورت شما باقي بماند،زيرا پس از اين مدت باعث جذب دوده و گرد و غبار مي شود و ممكن است سبب انسداد منافذ پوست شود.براي پاك كردن كرم از يك تكه پنبه يا دستمال كاغذي مرطوب استفاده كنيد تا رطوبت پوست از بين نرود.حوله مخصوص صورتتان را تميز و نرم نگه داريد. هنگام خواب كرم روي صورتتان را پاك كنيد و با كرم روي صورت به رختخواب نرويد.
به عبارتي اگر از كرم هاي شب استفاده مي كنيد،نيم ساعت قبل از خواب به صورتتان كرم بماليد. ۲۰ دقيقه صبر كنيد تا كرم كاملاً جذب پوست شما شود.سپس به آرامي با يك تكه پنبه مرطوب صورتتان را پاك كنيد.
 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.