جايگاه ناتو در جهان پسايازده سپتامبر

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

اين مشكلات بر تلاش هاي آتي ايالات متحده در جهت ايجاد سامانه دفاع موشكي در اروپا، بخصوص سامانه اي كه از استقرار رادارهاي پيشرفته فراتر رفته و به استقرار موشك هاي رهگير مي رسد، تأثير مي گذارد. اين شرايط نه تنها بر ناتو، بلكه بر تمايل روسيه به عرضه سلاح هاي پيشرفته و مواد اوليه اي كه مي تواند در توليد سلاح هسته اي به ايران كمك كند نيز تأثيرگذار است.

در عين حال، اروپا مي بيند كه در وابستگي خود به نفت و گاز روسيه با خطر بالقوه اي مواجه است كه ناتو براي رسيدگي به آن طراحي نشده و اروپا هم براي آن جايگزين روشني ندارد. در اين ميان، خبر خوب اين است كه فروپاشي اقتصاد جهاني اقتصاد روسيه را به اندازه اقتصادهاي اروپا و ايالات متحده تضعيف كرده است. و خبر بد اين است كه اين وضعيت ممكن است روسيه را عرضه كننده مطمئن تري نكند، ممكن است به روسيه فشار بياورد تا بدون سرمايه گذاري در توليد و تأمين مستمر در آينده، درآمدهاي خود را به حداكثر برساند و تلاش براي منحرف كردن توجه مردم روسيه و سرمايه گذاري بر ملي گرايي روسي به "ماجراهاي" بيشتر بيانجامد.

بطور كلي تر، بحران اقتصادي بودجه دفاعي ناتو را در تنگنا قرار داده و اين درزماني است كه اغلب كشورهاي اروپايي در تأمين بودجه طرح هاي دفاعي كه خواهان تحليل پيوسته توان نيرو، مدرنيزه كردن و آمادگي نيروها بودند بخوبي عمل نكردند. در اين ميان، بحث عمدتاً پوچي درباره تقويت توان نظامي اتحاديه اروپا در برابر ناتو كه هرگز نه در اين اتحاديه و نه در ناتو به شكل گزينه هاي نظامي معتبر در نيامده، اين روند نزولي را تا حدي پوشانده است. ارتباط بين "نهاد سازي" و واقعيت هاي نظامي تا حد زيادي قطع شده است. از اين گذشته، ايالات متحده هم اكنون در حفظ و استمرار بخشيدن به تلاش هاي دفاعي خود، بويژه برنامه هاي تسليحات پيشرفته كه باعث برتري آن در "انقلاب" امور نظامي شده، با مشكل روبرو است.

پيشرفت در بعضي از زمينه ها وجود دارد. فرانسه مجدداً و رسماً به ضلع نظامي ناتو پيوسته است. ناتو در حال ياد گرفتن معني "عمليات هاي خارج از منطقه" در افغانستان است. ناتو همچنين ياد مي گيرد كه آميختن جنگ كردن با كشور سازي مسلح تا چه اندازه چالش برانگيز است و بخش غير نظامي طرح ضد شورشي "بگير، نگه دار و بساز" به همان اندازه بخش نظامي آن مهم است. با اين همه، دولت اوباما، در بهترين حالت، دوره اول فوق العاده چالش برانگيزي خواهد داشت و بايد بجاي تعيين تكليف سياسي و لفاظي، اصل آينده ناتو را بپذيرد.

سؤال [رودريگو]: اتحاديه اروپا در چند سال اخير مشغول تقويت يك سياست نظامي مشترك بوده است. درباره همپوشي ها و همكاري هاي احتمالي زياد صحبت شده است. چشم انداز همكاري هاي ناتو و اتحاديه اروپا را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: بين ناتو و اتحاديه اروپا از سال 2001 روابط رسمي وجود داشته و اصول سياسي همكاري آنها در دسامبر 2002 در بيانيه مشترك ناتو و اتحاديه اروپا در خصوص سياست امنيتي و دفاعي اروپا مورد توافق طرفين قرار گرفت. شوراي آتلانتيك شمالي بعضي وقت ها با كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ديدار مي كند.

مقامات رسمي و اتحاديه اروپا بطور منظم باهم جلسه دارند و اين جلسات در سطوح مختلفي، از جمله سطح وزراي خارجه، سفرا، نمايندگان نظامي و مشاورين امور دفاعي تشكيل مي شوند. ستاد بين المللي و ستاد نظامي بين المللي ناتو و دبيرخانه شورا و ستاد نظامي اتحاديه اروپا و همچنين آژانس دفاعي اروپا بطور منظم در تماس هستند. اين دو سازمان همچنين براي تسهيل همكاري در سطح عملياتي، ترتيبات نظامي دائم تعيين كرده اند. از نوامبر 2005، يك گروه رابط دائمي ناتو در ستاد نظامي اتحاديه اروپا مستقر شده است و در مارس 2006، يك سلول اتحاديه اروپا در شيپ (مركز فرماندهي استراتژيك عمليات هاي ناتو در مانس، بلژيك) تشكيل شد.

تشكيل آژانس دفاعي اروپا در سال 2004 به همكاري هاي دفاعي قابل توجه و ملموسي در منطقه هايي همچون بالكان، افغانستان، ضد تروريستي و تداركات دفاعي انجاميده است اما بخش عمده اقدامات براي همكاري در پرورش نيروهاي بهتر و افزايش توانايي جنگيدن و پاسداري از صلح بيشتر در حد حرف است تا اينكه تلاش معتبري براي تدوين طرح هاي نظامي ملي هدفمند و استعدادهاي جنگي وجود داشته باشد.

دست كم، بخشي از تلاش اتحاديه اروپا همچنين با هدف هايي در جهت تشكيل يك نيروي اروپايي در ارتباط است و اين نيرو آنقدر توخالي خواهد بود كه نيروهاي اروپايي را وارد درگيري يا طرح جدي صلح كند اما بدون فراهم كردن ساختارهاي فرماندهي كارآمد و نيروي كافي. يك گروه توان سازي ناتو و اتحاديه اروپا در ماه مه 2003 با هدف "تضمين انسجام و تقويت دوطرفه فعاليت هاي پرورش توانمندي ناتو و اتحاديه اروپا " تشكيل شد. اين گروه قرار است طرح هايي همچون تشكيل گروه هاي نبرد اتحاديه اروپا، در راستاي "هدف اصلي" سال 2010، و نيروي واكنش ناتو را قدري منسجم تر كند. ولي در عمل، هيچكدام از اين طرح ها مؤثر بنظر نمي رسد و هماهنگي هنوز ناكافيست.

سؤال [جين ام. اوشارپ]: آيا ناتو به صورت يك اتحاديه دوجانبه بين ايالات متحده و اتحاديه اروپا قدرتمندتر نمي بود؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: خير. اتحاديه اروپا هنوز قابليت پرورش توان برنامه ريزي دفاعي واقع بينانه و طيف كامل استعدادهاي فرماندهي نظامي لازم را از خود نشان نداده و توجه اش به امور اقتصادي و سياسي اروپا معطوف است، نه به طيف وسيع تر مسائل آتلانتيكي و عمليات هاي خارج از منطقه. كميته نظامي و ستادهاي فرماندهي ناتو در شِيپ و تلاش سطح وزيران و غير نظامي آن در برنامه ريزي دفاعي در مقايسه با نظام اداري اروپا محور بطور ذاتي كارآمدتر است. علاوه بر اين، اتحاديه اروپا طيف كامل اعضا و اعضاي بالقوه ناتو را دربر نمي گيرد؛ از 26 كشور عضو ناتو، فقط 21 كشور در اتحاديه اروپا عضويت دارند و چند نامزد احتمالي عضويت در ناتو هم در حال حاضر در ساختار اتحاديه اروپا نمي گنجند.

در نتيجه، توجه اتحاديه اروپا به اتحاديه اروپا و معمولاً بيشتر به صنايع دفاعي اروپا معطوف است تا به امنيت اروپا. اگر مي خواهيد به محدوديت هاي اتحاديه اروپا پي ببريد، تارنماي آژانس دفاعي اروپا را مطالعه كنيد. در اين تارنما پيشرفت هاي بسيار واقعي در زمينه هاي محدودي تشريح شده اما اتحاديه اروپا يك اتحاديه نظامي نيست و اين موضوع ناگزير در فعاليت هاي آن در دنياي واقعي منعكس مي شود.

سؤال [جكي]: پيامدهاي بازگشت فرانسه به اين جمع چيست؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: به فرانسه اجازه مي دهد نقش كاملي در ساختار فرماندهي نظامي ناتو ايفا كند، مسئوليت هاي ارشد فرماندهي به عهده گيرد، و نقش كاملي در امور مختلف ناتو همچون برنامه ريزي نيرو و فعاليت هاي ضد تروريستي و اطلاعاتي بازي كند. اين موضوع اهميت ويژه اي دارد چون فرانسه يكي از بزرگ ترين نيروهاي ناتو را در اختيار دارد و از توليد كننده هاي كليدي تجهيزات و فناوري نظامي است.

سؤال [جي پي]: ناتو آتلانتيك شمالي... چرا ناتو در افغانستان درگير است؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: درست است كه جنگ افغانستان با حمله به ايالات متحده شروع شد اما القاعده، از آن زمان چندين بار سعي كرده به هدف هاي اروپايي حمله كند و گروه هاي جهادي در اسپانيا، تركيه و كشورهاي اروپايي ديگر ضرباتي وارد كرده اند. اگر القاعده و طالبان بر افغانستان مسلط شوند يا در پاكستان پناهگاه برقرار كنند، خطر گروه هاي جهادي براي كل خاورميانه، اروپا و ايالات متحده بشدت افزايش مي يابد.

سؤال [ ژئوپاليتيكو]: اگر ناتو با ايران مذاكره كند چه؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ساختار ناتو براي انجام چنين مذاكراتي مناسب نيست و وارد كردن 26 كشور به گفتگوهايي كه آلمان، بريتانيا، و فرانسه با حمايت آمريكا همين حالا در آن حضور دارند فقط مشكل را پيچيده تر مي كند.

سؤال [فيل هر]: كي مي توانيم شاهد پيشرفت در خصوص مفهوم استراتژيك جديد ناتو باشيم؟ آيا برنامه اي براي نقد عمومي، دانشگاهي يا تحقيقاتي اسناد پيش نويس قبل از تصويب شوراي آتلانتيك شمالي وجود دارد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: تصويب شوراي آتلانتيك شمالي مانع بحث درباره محتوي و اجراي طرح ها نيست. بحث ها در هر صورت سال ها ادامه دارند و مفاهيم استراتژيك تا جايي ارزش دارند كه كشورهاي عضو آنها را اجرا مي كنند. فرصت براي بحث درباره اين مفهوم فراوان است اما بحث در جهت بهبود اجراي آن خيلي مهم تر است.

سؤال [راجا آچاريا]: مي خواهم درباره امكان پذيري گسترش ناتو در منطقه آسيا به علت تغييرات جهاني مختلف در معادلات قدرت و خطر تروريسم بدانم؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: به استثناي آمريكا، هيچ قدرت اروپايي در حال حاضر نيرويي براي استقرار پيوسته در صحنه آسيا حفظ نمي كند. افغانستان همين حالا فشار بسيار زيادي بر توانايي عرضه نيروي قدرت هاي ناتو/نيروي كمكي امنيت بين المللي وارد مي كند. بريتانيا و فرانسه مي توانند يك نقش نمادين بازي كنند و ساير اعضاي ناتو مي توانند مأموريت هاي حفظ صلح بسيار محدودي انجام دهند اما انجام اين نوع عمليات خارج از منطقه براي بيشتر قدرت هاي ناتو اصلاً عملي نيست.

 

سؤال [آزمانوف]: از خبرگزاري بلغارستان(BTA) در صوفيه: نظر شما در مورد پيوستن مقدونيه، صربستان، بوسني و مونته نگرو به ناتو چيست؟ مشكلات و چهارچوب زماني؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ناتو، در مقطع فعلي، با نامزدهاي عضويت جديد روبرو است، با تنش هاي جدي با روسيه مواجه است، و بايد رويكرد كارآمدتري به موضوع گسترش اتخاذ كند. اين به معني منتفي شدن عضويت چنين كشورهايي نيست اما ناتو اولويت هاي مهم تري دارد.

سؤال [دي كوردا، اچ آرتي]: اگر ايالات متحده، همانطور كه از بحث هاي فعلي بر مي آيد، راهبرد اقدام يكجانبه در "كانون هاي بحران" دنيا را تغيير دهد – آيا اين باعث تقويت نقش نيروهاي چندمليتي ناتو خواهد شد؟ در اين چهارچوب، مسئله تقسيم مساوي بار مسئوليت با متحدان اروپايي كه راغب به اين كار نيستند چگونه بايد حل شود؟ و در همين چهارچوب، نظر شما در مورد نقش كشورهاي كوچك تر، مانند كرواسي، كه قرار است بزودي به ناتو بپيوندند، چيست؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: دولت بوش شايد به اندازه بعضي از دولت هاي قبلي با متحدانش مشورت نكرد اما اقداماتش در عراق و افغانستان بندرت يكجانبه بود. ناتو عميقاً درگير مسئله افغانستان است و مدت هاست كه نقش عمده اي در آموزش نيروهاي امنيتي عراق ايفا كرده است. تعداد قابل توجهي از اعضاي اروپايي ناتو هم در حمله به عراق به آمريكا كمك كردند و در ائتلاف حضور داشتند.

اما سؤال كلي تري كه مطرح مي كنيد، درباره نيروهاي اعزام سريع، در نهايت بر حسب پيشامدهاي احتمالي مشخص جواب داده مي شود. قابليت عرضه قدرت اروپايي ها از كشور به كشور فرق مي كند و به ميزان زيادي به منطقه خاص و نوع مأموريت جنگ يا ايجاد صلح بستگي دارد. وضع آنها بعيد است به ميزان قابل توجهي بهتر شود و براساس شواهد موجود، شايد در بعضي از موارد، زير فشار بحران اقتصادي جهاني بدتر هم بشود. بنا بر اين، چشم انداز عملي براي "تقسيم مساوي بار مسئوليت" به هيچ شكل جدي اي وجود ندارد و اعزام نيرو به ميزان زيادي به موارد خاص احتمالي بستگي خواهد داشت.

سؤال [لودين]: آقاي كوردزمن، در حضور نيروهاي ناتو و آمريكايي در افغانستان، شورش طالبان در چند سال اخير به ميزان قابل توجهي شدت گرفته و اين در حالي است كه از سوي ديگر، ملت افغان به آنها اعتماد كرده و اكثريت مردم هنوز حامي نيروهاي آمريكا و ناتو است و احساس نمي كنند كه اينها اشغالگر هستند اما اغلب از آمريكا و مهم تر از آن، از ناتو صحبت هايي درباره شكست احتمالي مي شنويم. آيا فكر نمي كنيد كه چنين گفته هايي مي تواند روحيه مردم را ضعيف كند و بيشتر به همين دليل است كه مردم به طالبان رو مي آورند و بجاي دولت انتخابي به آنها پيوسته اند؟ خيلي متشكرم.

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: استمرار عمليات هاي نظامي دنياي واقعي در گرو صداقت و شفافيت است و بخشي از مشكل، تا امروز، كندي ناتو/ نيروي كمكي امنيت بين المللي در تشخيص صادقانه روند رشد خطر، محدوديت ها و كاستي هاي ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي در اختصاص نيرو، و لزوم مطالبه همكاري بيشتر از دولت هاي افغانستان و پاكستان بوده است.

با نگاه به تحولات اخير، متوجه مي شويد كه ميانگين ماهانه حوادث عمده در افغانستان از 50 مورد در سال 2002 به 80 مورد در سال 2003، 150 مورد در سال 2005، 425 مورد در سال 2006، و 566 مورد در سال 2007 افزايش داشته است. بمب گذاري انتحاري از يك مورد در سال 2001 و صفر مورد در سال 2002 به دو مورد در سال 2003، شش مورد در سال 2004، 21 مورد در سال 2005، 123 مورد در سال 2006، و 160 مورد در سال 2007 افزايش داشته و در پايان شش ماه اول سال 2008 به كمي بيش از 1200 مورد رسيده است. تعداد تجهيزات انفجاري دست ساز و بمب هاي كنار جاده اي از 22 فقره در سال 2002 به 83 فقره در سال 2003، 325 در سال 2004، 782 در سال 2005، 1931 در سال 2006، و 2615 در سال 2007 افزايش يافت، اگرچه آمار حمله هاي مؤثر با تجهيزات انفجاري دست ساز همچنان پايين بود.

تعداد حمله ها در ماه هاي اوج هر سال از 400 مورد در سال 2005 به 800 مورد در سال 2006 و 1000 مورد در سال 2007 افزايش يافت و در سپتامبر سال 2008 به 1000 مورد رسيد. حمله هايي كه دست كم يك كشته بر جا گذاشت از 366 مورد در سال 2005 به 695 مورد در سال 2006 و 892 مورد در سال 2007 افزايش يافت و شمار كشته ها، زخمي ها يا افراد ربوده شده از 1540 نفر در سال 2005 به 3557 نفر در سال 2006 و 4672 نفر در سال 2007 افزايش يافت. حداكثر تلفات ماهانه آمريكا (كشته و زخمي) از كمتر از 20 نفر در 2002 و 2003 به 30 و خورده اي نفر در سال 2004، 70 نفر در سال 2005 و 2006 و 130 نفر در سال 2007 افزايش يافت.

اين ارقام بين سال هاي 2007 و 2008 حدوداً 30 درصد رشد كرد و فصل زمستان بخاطر هواي مناسب بطور غير منتظره اي چالش برانگيز بوده است. همانطور كه آمار ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي در اين تحليل نشان مي دهد، در طول سال 2008، رويدادهاي جنبشي يا درگيري هاي نظامي به ميزان 33 درصد، آتش غير مستقيم به ميزان 27 درصد و آتش زمين به هوا به ميزان 67 درصد افزايش داشته است. تعداد حمله ها با تجهيزات انفجاري دست ساز – جدي ترين عامل تلفات – بين 26 و 27 درصد افزايش داشت. تعداد حمله ها عليه كارمندان دولت افغانستان 119 درصد افزايش داشت و آدم ربايي و قتل 50 درصد افزايش داشت. تعداد حمله هاي انتحاري پنج درصد كاهش داشت اما مرگباري و مهارت اجراي آنها و همچنين برآوردهاي تعداد بمب گذاران انتحاري تحت آموزش افزايش داشت. تعداد كشته هاي ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي به ميزان 35 درصد و كشته هاي غير نظامي به ميزان 40 تا 46 درصد افزايش داشت.

نقشه هاي اطلاعاتي آمريكا و سازمان ملل متحد كه از سال 2005 تا 2007 منتشر يا به بيرون درز كرده اند و نقشه هاي جديدتر ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي كه در سال 2009 منتشر شد نشان مي دهد كه نواحي پرخطر در خاك افغانستان از سال 2005 همه ساله به ميزان 30 تا 50 درصد افزايش يافته است.

اينها تحولاتي نيست كه بشود ناديده گرفت يا روي آنها سرپوش گذاشت. هم ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي و هم افغانستان و پاكستان بايد اين واقعيت ها را قبول كنند.

سؤال [كالين – رادو آنكوتا]: آيا بنظر شما در ساختارهاي نظامي ناتو، يونان فرانسه را دنبال خواهد كرد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: دقيقاً متوجه منظور شما نمي شوم. يونان از اعضاي كامل ساختار نظامي ناتو است. اگر منظور شما اين است كه آيا يونان از افسرهاي فرانسوي تبعيت خواهد كرد، شركت در عمليات هاي ناتو به صلاح ديد كشورهاي عضو بستگي دارد. يونان مطابق با منافع خودش و بدون توجه به مليت فرمانده هاي ناتو عمل خواهد كرد.

سؤال [كرانگانو]: نظر شما در مورد يك سيستم دفاع موشكي متعلق به ناتو، كه بويژه جناح جنوب/شرقي را هدف گرفته باشد، چيست؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: سؤال خوبي است و به اين حقيقت اشاره دارد كه سامانه هاي دفاعي بايد با خطرهاي پديد آمده منطبق باشد و متناسب با ميزان افزايش اين خطرها تكامل پيدا كند. اشكال رويكرد فعلي به موضوع دفاع موشكي اين است كه مستلزم استقرار تعداد محدودي موشك رهگير براي مقابله با خطر احتمالي موشك هاي بالستيكي با برد مياني و متوسط در آينده است اما با عوامل تهديد با برد نزديك تر كه همين حالا عليه كشورهايي مانند تركيه وجود دارد مقابله نمي كند. اميدواريم كه ناتو، آمريكا و اروپا بيشتر به طرح هاي تهديد محور توجه كنند تا سامانه هاي پدافند موشكي و هوايي نيازهاي تمامي منطقه را برآورده سازند و گفتگو با روسيه عملي تر شود.

سؤال [دن ميهايي نيگو]: موضع ناتو در قبال اوكراين و گرجستان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ناتو نمي تواند كشورهايي را فقط بخاطر هم مرزي با روسيه ناديده بگيرد اما درگيري گرجستان نشاندهنده محدوديت هاي شديد ناتو در مواقعي است كه روسيه بخواهد در منطقه اي كه توان عملياتي نظامي ناتو در آن محدود است از قدرت نظامي استفاده كند. ناتو احتمالاً هرچه توانسته در گرجستان انجام داده و اين امنيت زيادي به گرجستان نمي دهد. اما اوكراين فرق دارد. اين كشور يك قدرت نظامي بسيار جدي تري است و اختلاف و در آن كمتر است و آسيب پذيري كمتري هم دارد اما خطرهاي تحريك مقابله با روسيه بديهي هستند.

پاسخ مي تواند اين باشد كه ناتو بايد تأكيد خيلي بيشتري بر ديپلماسي و "شراكت" خود با روسيه بگذارد و در عين حال، به تدريج به بهبود اوضاع امنيتي كشورهايي مانند اوكراين كمك كند و به ايجاد عوامل بازدارنده فشار و تهديد عليه كشورهاي بالتيك، اروپاي شرقي و ساير اعضاي "مقدم" ناتو بيشتر توجه كند.

سؤال [ليدي باگ]: آيا بنظر شما، تصميمات عمده اي در اجلاس سران ناتو در اوايل آوريل در استرسبورگ و كِل گرفته خواهد شد؟ لطفاً توضيح دهيد.

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: راستش، نه، فكر نمي كنم. فكر مي كنم ناتو بيشتر به مسائل جاري عضويت توجه كند، اقدامات فعلي در افغانستان و بالكان را پيگيري كند، و بي سر و صدا، اثر بحران اقتصادي جهاني بر برنامه هاي نظامي اش را ارزيابي كند.

سؤال [كالين- رادو آنكوتا]: آيا بنظر شما كره شمالي يك عامل تهديد است؟ و چه كارهايي مي توان در اين مورد انجام داد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: كره شمالي، دست كم بخاطر بي ثباتي رژيم و اقتصاد داخلي اش، همچنان به عنوان عامل تهديد جدي براي كره جنوبي مطرح است. اما از ديدگاه كلي تر، كره شمالي مسلح به سلاح هاي هسته اي و مجهز به موشك هاي دور برد يك خطر دائم براي همسايه ها خواهد بود دست كم چون كره شمالي سعي خواهد كرد از موقعيتش براي فشار آوردن به همسايه ها و افزايش كمك هاي بلاعوض و امتيازهاي ديگر استفاده كند. اما اين موضوع به ناتو ربط ندارد.

سؤال [دي. كوردا، اچ آرتي]: آهنگ پيشرفت آموزش ارتش ملي افغانستان را چگونه ارزيابي مي كنيد و اين ارتش كي مي تواند بطور قابل ملاحظه اي كارآمد باشد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: در بخش "Burke Chair" تارنماي مركز مطالعات راهبردي و بين المللي در "http://www.csis.org" گزارش مفصلي هست كه پاسخ سؤال شما را مي دهد.

سؤال [جين زوبينا]: آقاي كوردزمن، آيا استقرار يك سامانه دفاع موشكي ناتو براي محافظت از اروپا و آمريكا در برابر ايران منطقي است با توجه به اينكه اسرائيل به دفعات اعلام كرده كه ايران مسلح به سلاح هسته اي را تحمل نخواهد كرد و دليلي وجود ندارد كه اين را به منزله يك تهديد آشكار تلقي كنيم؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: اينكه آيا اسرائيل حمله كند و در صورت حمله بتواند كاري بيشتر از به تأخير انداختن اقدامات ايران بكند به هيچ وجه روشن نيست. در عين حال، استقرار يك سامانه دفاع موشكي و هوايي بهتر مطابق با خطر موجود منطقي تر از اين است كه قبل از وجود خطر با عجله سامانه دفاعي مستقر شود.

سؤال [توماس اي. نگي]: نخست وزير سابق جمهوري چك – ميلوس زمان – گفته با توجه به اينكه تهديدهاي نامتقارن نگراني اصلي ناتو است، اين اتحاديه بايد به دنبال گسترش به كشورهايي باشد كه با ناتو ارزش هاي مشترك و نگراني مشترك دارند؛ مثلاً اسرائيل. اين موضع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا عضويت اسرائيل امكان پذير است، البته به شرط آنكه بتواند براي اختلاف اسرائيل و فلسطين به يك راه حل پايدار دست يابد؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: متأسفانه، احتمال صلح پايدار بين اسرائيل و فلسطين كم است و تا زماني كه اختلاف اعراب و اسرائيل ادامه دارد، خيلي از اعضاي ناتو با عضويت اسرائيل موافقت نخواهند كرد.

سؤال [ فيل هر]: چشم انداز تعميق روابط ناتو با استراليا، ژاپن و ساير كشورهايي كه خارج از حوزه جغرافيايي اعضاي ناتو منافع امنيتي مشترك دارند، در مقطع كنوني چگونه است؟

پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: بغير از گفتگو، تقريباً هيچ. آمريكا يك قدرت جهاني است. بغير از توانمندي هاي بسيار محدود دريايي و هوايي بريتانيا و فرانسه، هيچ قدرتي در اروپا براي ايفاي اين نقش مجهز نيست.

سؤال [ليدي باگ]: ارزيابي شما از تحولات آتي در روابط ناتو و روسيه چيست؟

آنتوني اِچ كوردزمن: اجازه دهيد جلسه را با اين جواب پايان دهم. دولت اوباما قبلاً اعلام كرده كه خواستار "تنظيم مجدد" روابط با روسيه است. اما سؤال عملي اين است كه آيا روسيه خواهان بهبود روابط با ناتو و آمريكا است يا به دنبال تثبيت قدرت و موقعيت و اعمال نفوذ در منطقه "خارج نزديك" است. فعلاً، بنظر مي رسد كه گزينه دوم علت رفتار آقاي پوتين و خيزش دوباره ملي گرايي روسي باشد. اين به معني راه افتادن جنگ سرد جديد يا پيشروي بلوك نيست چرا كه همكاري – مثلاً در بعضي از جنبه هاي كنترل تسليحات – بوضوح به نفع روسيه است. ولي ممكن است به معني يك دوره طولاني تنش و فشار مداوم روسيه به كشورهاي همجوار كليدي، عدم همكاري در بالكان و افغانستان، و نمايش هاي روسيه مثل ازسرگيري پرواز هواپيماهاي بمب افكن در نزديكي بريتانيا باشد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ديپلماسي هوشمند يا مسير دو طرفه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

علت تأكيد كلينتون بر ديپلماسيكلينتون هدف دولت آمريكا از شركت در مذاكرات هسته‌اي با ايران را كاملاً تشريح مي‌كند و مدعي است پيمودن راه ديپلماتيك، آمريكا را در گام بعد يعني تحريم ايران، توانمندتر خواهد ساخت. ظاهراً او از ناكامي سياست‌هاي تكروانه بوش عبرت گرفته است و به همين علت در پي همراه كردن ساير كشورها براي هر گونه اقدام براي مقابله با ايران است . او در توجيه راهكار ديپلماتيك گفته است كه قرار گرفتن دركنار ساير كشورها، آمريكا را از اهرم‌هاي بيشتري برخوردار خواهد داد؛ " پس از گذشت سال‌ها، كه طي آن آمريكا صرفاً نظاره‌گر بود،ما اكنون شريكي فعال در مذاكرات بين‌المللي با ايران هستيم ".

بنا بر گزارش آسوشيتدپرس، كلينتون گفته است، دولت اوباما اطمينان دارد در صورت نياز، با كمك شركاي بين‌المللي مي‌تواند تحريم‌هاي گسترده‌اي بر ضد ايران اعمال كند. شايد او براي اطمينان خاطر مقامات اسراييلي، متذكر شده كه يكي از بالاترين اولويت‌هاي در سياست خارجي دولت اوباما، برنامه هسته‌اي ايران است اما در عين حال به صورت تلويحي به آنها اعلام كرده كه فريب بزرگنمايي‌ها و تحليل‌هاي نادرست آنها را نخواهد خورد؛ " در حال پيگيري رويكرد جديدمان در مورد تهديد به وجود آمده از سوي ايران هستيم و اين كار را با چشماني كاملاً باز و بدون توهم و تصورات غلط انجام مي‌دهيم ".

همچنين كلينتون به كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان گفته است: " واقعاً معتقديم پيگيري مسير ديپلماتيكي كه در آن هستيم، به ما اعتبار و نفوذي خواهد بخشيد كه تعدادي از كشورها كه مجبور به مشاركت در تحريم هستند، با تحريم‌هاي شديد و فلج كننده، به همان اندازه‌اي كه ما در پي آن هستيم، موافقت كنند ".

همراه كردن چين و روسيهپايگاه خبري بلومبرگ براي درك بهتر مقصود او از " تعدادي از كشورها "، توضيح داده است " چين و روسيه كه هر دو در شوراي امنيت داراي حق وتو هستند، در برابر مجازات‌هاي شديدتر بر ضد ايران مقاومت كرده‌اند ".

اين پايگاه اينترنتي به نقل از كلينتون مي‌نويسد خواست ايالات متحده براي پيوستن به ساير كشورها در مذاكره با ايران، به تلاش‌ها براي تحريم‌هاي مؤثر كمك خواهد كرد. بي.‌بي. سي به نقل از خبرنگار خود در واشنگتن نوشت: پيام كلينتون تأكيدي بود بر رويكرد دو مسيره، كه دولت اوباما براي پرداختن به مسئله دشمن ديرين خود در پيش گرفته است. اين پيامي است به دقت درجه‌بندي شده، به همان اندازه كه دولت اوباما نمي‌خواهد تهران حس‌كند ضرب‌الاجلي وجود دارد، اما همچنين نمي‌تواند درگير گفت و گوهاي نامحدود با ايراني‌ها شود.

واشنگتن همچنين مي‌خواهد اطمينان حاصل كند كه جامعه جهاني در كنار اوست، به حدي كه اگر اين رويكرد (مذاكره با ايران) شكست خورد، دولت اوباما بتواند به اروپا و بلكه روسيه و چين اعلام كند كه اكنون لازم است آنها از آمريكا براي اقدامات شديدتر حمايت كنند.

ديپلماسي هوشمند؟دستگاه سياست خارجي آمريكا و در رأس آن كلينتون " ديپلماسي هوشمند " را سر لوحه اقدامات خود قرار داده است.

به گزارش شبكه خبر به نقل از خبرگزاري آي. پي. اس، هنگامي كه او نخستين بار به عنوان نامزد پست وزارت امور خارجه، براي ارائه برنامه‌هايش در مقابل كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا قرار گرفت، آشكارا از سياست خارجي جرج بوش رئيس‌جمهور پيشين آمريكا، به ويژه در خاورميانه انتقاد كرد. او بر ضرورت استفاده از شيوه ديپلماسي هوشمند و متفكرانه درباره كره شمالي، ايران، منطقه خاورميانه و كشورهاي حوزه بالكان تصريح كرده و گفته بود :"عدم به‌كارگيري اين شيوه از ديپلماسي، ناكامي‌هاي زيادي (براي آمريكا) به‌وجود آورده است".

كلينتون " ديپلماسي هوشمند " را استفاده كامل از ابزارهاي موجود، اعم از ديپلماتيك، اقتصادي، سياسي، حقوقي و فرهنگي و نهايتاً نظامي و نيز تركيب همه آنها تعريف كرده است.

ديپلماسي هوشمند و مسئله فلسطيندر چارچوب همين ديپلماسي مي‌توان موضع گيري‌هاي ديگر كلينتون را نيز بهتر درك كرد. او به اسراييل هم پيشنهاد مي‌كند كه مسير گفت و گو با فلسطيني‌ها را پيموده و به اين مذاكرات به عنوان بخشي از فرايند مقابله با ايران نگريسته و تنها بر گزينه نظامي پافشاري نكند. پيام او به اسراييل اين است كه از تك روي بپرهيزد و با پيشرفت در مذاكره با طرف فلسطيني، براي مواجهه احتمالي با ايران حمايت اعراب را نيز به‌دست آورد.

او روز پنجشنبه و در پي لفاظي‌هاي اخير مقامات اسراييل در مورد ايران گفته است كه اگر اسراييل به پيشرفتي در مذاكرات صلح با فلسطيني‌ها دست پيدا نكند، حمايت كشورهاي عربي را در مواجهه با ايران از دست خواهد داد.

وزير امور خارجه آمريكا گفته است: " بسياري از كشورهاي عربي به ما تأكيد كردند در صورت پيشرفت در مذاكرات صلح حمايت‌هايي در منطقه براي واكنش در برابرايران به‌وجود خواهد آمد ". به‌خوبي مي‌توان كاربرد " ديپلماسي هوشمند " را در دو مورد ايران و غرب و اسراييل و فلسطيني‌ها، مشاهده كرد. تأكيد بر پرهيز از تك‌روي و اصرار بر اقدام جمعي، پيمودن مسير گفت و گو براي همراه كردن تمامي كشورها و استفاده حداكثري از ابزار تحريم به‌جاي اقدام نظامي از شاخص‌هاي اين شيوه ديپلماسي است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

در لبنان رأي‌ات را چند مي‌فروشي؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

برخي كانديداها در ازاي كناره‌گيري از صحنه رقابت هم پول دريافت مي‌كنند. حذف يك كانديدا هم مي‌تواند براي نامزدهاي ثروتمند‌تر كافي باشد. رقيب‌كمتر، رقابت بهتر. تبليغات تلويزيوني براي كانديداها هم بسيار گران‌تر از انتخابات پيشين است. بسياري از كانديداها هزينه سفر لبناني‌هاي ساكن خارج به وطن را مي‌دهند تا در ازاي اين محبت آراي خود را به نفع ميزبان به صندوق بيندازند.

دولت و كانديداهاي خصوصي پول زيادي را خرج كرده‌اند و اين در حالي‌است كه براي بسياري از لبناني‌ها تنها يك چيز مهم است: حزب‌الله و متحدان سياسي‌اش پيروز مي‌شوند يا ائتلافي از احزاب نزديك به غرب كه مقابل حزب‌الله قد علم كرده‌اند؟ شرايط سياسي و وجود مذاهب متفاوت در ساختار سياسي لبنان به گونه‌اي است كه بي‌شك دولت بعدي هم همان شكل و شمايل دولت ائتلافي را خواهد داشت. بر همين اساس ائتلاف برنده در اين انتخابات مي‌تواند از حق وتو در پارلمان برخوردار باشد.

مسائل سياسي در لبنان بيش از هر كشور ديگري فرامرزي است. به باور آمريكايي‌ها يك پيروزي ساده و نه چندان دندان‌گير براي حزب‌الله هم مي‌تواند به نفع ايران و سوريه باشد. پيروزي حزب‌الله بي‌شك اول از همه دولت مصر را خشمگين مي‌كند و پس از آن آل سعود در عربستان را. شايد براي همين باشد كه بيشترين ميزان پول هم از قاهره و رياض به دست كانديداهاي مخالف حزب‌الله در لبنان مي‌رسد.

يكي از مشاوران خاندان سعودي كه به شرط مخفي ماندن نامش سخن مي‌گويد ادعا مي‌كند كه دولتش هزينه بسياري براي انتخابات لبنان كرده‌است. عربستان ميليون‌ها دلار پول راهي لبنان كرده است با جمعيت چهار ميليون نفر. اين مقام عربستان سعودي مي‌گويد: ما به صراحت از كانديداهايي حمايت مي‌كنيم كه در اين انتخابات در برابر حزب‌الله ايستاده‌اند. تمامي اين خرج‌ها در حالي صورت مي‌گيرد كه دولت لبنان امسال براي اولين بار محدوديت مالي براي كانديداها قائل شده است. اين بدين معناست كه هر كانديدا نمي‌تواند از موقعيت مالي خود آزادانه براي جلب آرا استفاده كند. البته اين محدوديت‌ها تنها در دو ماه آخر مانده به زمان برگزاري انتخابات اعمال خواهد شد.

اصلاح‌طلب‌هاي لبناني اين بار هم تلاش كردند تا با خلق سيستم جامع رأي‌گيري مانع از فروش آسان آرا و تقلب در اين انتخابات شوند. اما تلاش آنها ره به جايي نبرد. در حال حاضر كانديداها برگه‌هاي حاوي نام خود را به واجدين شرايط متقاضي ارائه مي‌دهند و رأي‌دهنده نيز در روز موعود همان برگه را به صندوق مي‌اندازد.

در مناطق دورتر از پايتخت، به منزل رأي‌دهندگان زنگ زده مي‌شود و به آنها براي هر برگ رأي مبلغي پيشنهاد مي‌شود. در كشوري كه حقوق ماهانه يك آموزگار كمتر از هفتصد دلار در ماه است؛ رقم‌هاي پيشنهادي از سوي كانديداها چندان هم بد نيست. خريد و فروش آرا در حالي انجام مي‌گيرد كه هيچ‌كدام از احزاب حاضر در لبنان اين اتهام را نمي‌پذيرند. اين انحراف سياسي در لبنان هم مانند همه جا ممنوع و خلاف قانون است. يكي از مسئولان حوزه رأي‌گيري در اين خصوص مي‌گويد: از دهه نود تاكنون هر بار پول بيشتري راهي لبنان در فصل انتخابات مي‌شود. اين امر هم اجتناب ناپذير است. متأسفانه اين تقلب‌ها هم تبديل به بخشي از سنت انتخاباتي شده است. بخصوص در ميان طبقه نه چندان مرفه، اين امر جا خوش كرده است.

براي بسياري از فقراي لبنان، انتخابات به نوعي كريسمس محسوب مي‌شود. اوضاع مردم در روزهاي نزديك به انتخابات بسيار مناسب است. سعد حريري ميلياردر لبناني كه رهبري اكثريت پارلمان كنوني را هم در دست دارد، ولخرج‌ترين كانديداهاست. در اين ميانه عربستان سعودي بيشترين كمك‌ها را راهي دفتر سعد حريري و متحدانش مي‌كند. برنامه تبليغاتي سعد حريري هم عنواني كاملاً سينمايي و پرطمطراق دارد: چه كسي مي‌خواهد مولتي ميليونر شود؟ مخالفان حزب الله در حالي اين اتهام را رد مي‌كنند كه اخيراً يكي از كانديداها از تماس‌هاي دولت عربستان سعودي با دفترش براي پرداخت رشوه خبر داد. افشاگري كه هم اعتبار سعد حريري را زير سؤال برد و هم آبروي عربستان سعودي را بر باد داد. احمد الاسد به صراحت اعتراف كرد كه رياض براي ايستادگي او در برابر حزب‌الله در جنوب لبنان مبلغ هنگفتي به او پيشنهاد كرده است.

هيلاري وارد بيروت شدهيلاري كلينتون وزير امور خارجه ايالات متحده پس از سفر ناگهاني به عراق و پس از آن اقامتي چند ساعته در كويت راهي لبنان شد. بيروت در شرايطي ميزبان مقام ارشد وزارت امور خارجه آمريكا است كه حال و هواي انتخابات پارلماني بر اين كشور سايه افكنده‌است. لبناني‌ها خود را براي حضور در پاي صندوق‌هاي رأي مهيا مي‌كنند و اين در حالي‌است كه اين انتخابات براي ايالات متحده و غربي‌ها از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. سفر هيلاري به بيروت هم به خوبي بر حساسيت موضوع تأكيد دارد. واشنگتن و متحدان غربي‌اش به دنبال پيروزي طيف سعد حريري در اين انتخابات هستند. پيروزي حزب‌الله در جريان اين انتخابات براي واشنگتن كه سالهاست تلاش خود را براي به حاشيه راندن اين جنبش مقاومت به كار گرفته بدترين حادثه‌اي است كه مي‌تواند اتفاق بيفتد.

هيلاري قرار است در جريان اين سفر با ميشل سليمان رئيس‌جمهوري لبنان ديداري داشته باشد. آرامگاه رفيق حريري نخست‌وزير فقيد لبنان كه در سال 2005 در جريان حمله‌اي تروريستي جان خود را از دست داد نيز از جمله مكان‌هاي مورد بازديد در برنامه سفري كلينتون است.

اين نخستين سفر هيلاري به لبنان است. بانوي اول سابق ايالات متحده پيش از اين سفر براي ديدار از لبنان ابراز تمايل كرده‌بود. سعد حريري كه در حال حاضر رهبري اكثريت پارلمان را در اختيار دارد از محبوبيت بالايي نزد امريكايي‌ها برخوردار است. چند روز پس از ترور رفيق حريري مردم لبنان با تظاهراتي بي‌سابقه سوريه را متهم رديف اول اين پرونده دانسته و خواهان خروج سربازان سوري از خاك كشور خود شدند. دمشق نيز در نهايت در برابر اين درخواست كوتاه‌آمده و سربازان خود را به وطن بازگرداند. از آن زمان تاكنون رابطه بيروت و دمشق همچنان متلاطم است. دولت وقت ايالات متحده به رهبري جورج بوش در آن زمان از حركت مردمي در لبنان براي خارج كردن سوري‌ها استقبال كرد. نتيجه نظر‌سنجي‌ها در لبنان حاكي از پيروزي احتمالي حزب‌الله و متحدانش در اين انتخابات است و اين حادثه براي ايالات متحده به منزله سناريويي غمگين است. البته واشنگتن تمام تلاش خود را به كار گرفته است تا با بازي در پشت پرده متهم به دخالت مستقيم در جريان اين انتخابات نشود. ايالات متحده و اسرائيل، حزب‌الله‌ لبنان را جرياني تروريستي مي‌دانند و اين در حالي‌است كه حزب‌الله‌ در ساختار سياسي فعلي كشور بخصوص پس از جنگ با اسرائيل نقش اساسي و غيرقابل انكاري بازي مي‌كند. هيلاري كلينتون در گفت‌وگويي كوتاه با خبرنگاران در اين خصوص گفت: مردم لبنان بايد بتوانند نمايندگان خود را در فضاي آزاد انتخاباتي، عاري از خشونت و البته بدون دخالت‌هاي خارجي انتخاب كنند. ما نيز به جامعه جهاني براي حمايت از دولت لبنان براي برگزاري چنين انتخاباتي مي‌پيونديم.

هيلاري با اشاره ضمني به حمايت از جريان‌هاي اعتدال‌گرا در اين انتخابات افزود: از بحث انتخابات كه بگذريم ما از هر گونه صداي حامي اعتدال و ميانه‌روي و پرهيز از افراط در عرصه سياسي و اجتماعي لبنان حمايت مي‌كنيم. ما تنها ارتش لبنان را جريان رسمي نظامي در اين كشور مي‌دانيم. به نظر مي‌رسد هيلاري كلينتون براي ممانعت از اتهام دخالت در انتخابات تنها با يك مقام رسمي در لبنان ديدار كرده و با سعد حريري كه خود از كانديداهاي حاضر در انتخابات است ديداري نداشته باشد. سناتور هيلاري كلينتون هنگام وداع از بغداد اعلام كرد كه كشورش همچنان به برقراري امنيت در سراسر عراق متعهد است. هيلاري پس از پايان سفر غير منتظره‌اش به عراق شنبه شب وارد كويت شد و با همتاي كويتي خود ديدار كرد.

هيلاري كلينتون در فرودگاه كويت مورد استقبال ديبورا جونز سفير آمريكا در كويت قرار گرفت و پس از آن مذاكراتي رسمي را با شيخ محمد صباح السالم الصباح وزير امور خارجه‌ كويت برگزار كرد.

وزارت امور خارجه اين كشور در بيانيه‌اي اعلام كرد كه تحولات منطقه‌، فرآيند صلح خاورميانه، اوضاع عراق، پرونده‌ هسته‌اي ايران و سياست جديد آمريكا و كشورهاي اروپايي مبني بر انجام مذاكرات جهت حل و فصل اين پرونده‌ها از ديگر مسائل مورد بحث در اين نشست بود. وزيران امور خارجه‌ كويت و آمريكا همچنين در خصوص بحران اقتصادي جهان، مشكلات زيست محيطي، انرژي، زندان گوانتانامو و سياست دولت جديد آمريكا در قبال اين زندان بحث و تبادل نظر كردند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

رقيب مركل به صحنه آمد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۸
مهدي
نظرات (0)
خبر انلاين
شقايق لامع‌زاده
حضور پررنگ اشتاين ماير در مسائل مختلف داخلي و بين‌المللي سبب شده بود تا وي به سرعت تبديل به يك چهره شاخص در عرصه سياست شود.پس از مدتها كه حزب سوسيال دموكرات آلمان مترصد فرصتى براى گسستن ائتلاف خود با حزب دموكرات مسيحى به رهبرى آنگلا مركل بود، فرانك‌‌ والتر اشتاين ماير در مجمع عمومي حزب سوسيال دموكرات از سوي هم‌حزبي‌هايش بعنوان نامزد شركت در انتخابات صدراعظمي اين كشور انتخاب شد.
اين در حالي است كه حضور پررنگ اشتاين ماير در مسائل مختلف داخلي و بين‌المللي سبب شده بود تا وي به سرعت تبديل به يك چهره شاخص در عرصه سياست شود و همين موضوع نيز باعث شد تا همراهان و هم حزبي‌هاي او بتوانند وادارش كنند تا در برخي از محافل آمادگي خود را براي حضور در عرصه رقابتهاي انتخاباتي آلمان اعلام كند. اشتاين ماير در حالي در مجمع فوق‌العاده حزب سوسيال دموكرات موسوم به اس. پي دي كه در برلين برگزار شد با اختلاف قابل توجهي ديگر رقبا را پشت سر گذاشت كه توانست با كسب 13/95 درصد آرا نامزد اصلي سوسيال دموكراتها كه "گرهارد شرودر" از چهره‌هاي سرشناس آن است، لقب گيرد. در نشست حزبي مذكور همچنين فرانتس مونته‌ فرينگ به عنوان دبيركل جديد سوسيال دموكراتها تعيين شد. مونته فرينگ در نطق خود با تأكيد بر احياي روحيه جنگندگي در حزب، خواستار همكاري‌هاي بيشتر در زمينه‌هاي مختلف جهت آمادگي در انتخابات آتي آلمان شد. اشتاين ماير نيز در سخناني كه به مناسبت اعلام نامزدي‌اش براي صدراعظمي ايراد كرد به تشريح بخشي از سياستهاي خود در صورت تصدي اين پست پرداخته و از احتمال ائتلاف با احزاب چپ در دولت خود خبر داد. اين در حالي است كه گمانه‌هاي سياسي در آلمان نشان مي‌دهد كه احتمال صدراعظم شدن اين چهره سياسي آلماني كه هم‌اكنون شهرتي بسيار خوب در اروپا و جهان دارد بسيار محتمل است.
اشتاين ماير كيست؟فرانك والتر اشتاين ماير در سال ۱۹۵۶ در شهر دتمولد در شمال غربى آلمان متولد شد. وي در جوانى به ارتش پيوست و از سال ۱۹۷۶ در رشته علوم سياسى و قضايى به تحصيل پرداخت. اشتاين ماير سرانجام موفق به اخذ درجه دكترا در رشته حقوق شد. اشتاين ماير از سال ۱۹۹۱ ميلادي وارد فعاليت‌هاى جدى سياسى شد و در سال هاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ در اداره صدر اعظمى استان ساكسون مشغول به كار شد. در سال هاى 1993 و 1994 كه گرهارد شرودر به سمت صدراعظمى استان ساكسون انتخاب شد، اشتاين ماير به عنوان رئيس دفتر و معاون مطبوعاتى وي برگزيده شد. در سال ۱۹۹۸ بعد از آن كه شرودر صدر اعظم آلمان شد، اشتاين ماير نيز دفتر خود را به كاخ صدر اعظمى منتقل كرد و رئيس دفتر شرودر شد. وي همچنين در سال ۲۰۰۵ ميلادي پس از ائتلاف بزرگ دو حزب اول كشور يعنى سوسيال دموكرات‌ها و دموكرات مسيحى‌ها در كابينه مركل جاى گرفت و منصب مهم وزارت امور خارجه آلمان را در دست گرفت.
جايگاه كنوني احزاب ائتلافي آلمانائتلاف دو حزب تحت فرمان آنگلا مركل صدر اعظم و اشتاين ماير وزير امور خارجه مدت‌هاست كه به پيوندى شكننده تبديل شده و حال با انتخاب نامزد حزب سوسيال دموكرات براى صدر اعظمى بايد در انتظار رسيدن عصر جديد در آلمان بود. تصميمى كه حزب سوسيال دموكرات گرفته، علاوه بر رويارويي با مركل، نشانه اين مساله هم هست كه بحران هاى داخلى اين حزب تا حدود بسيارى برطرف شده و اكنون سوسياليست‌ها در حال پيدا كردن راه جديد خود هستند. همزمان با بروز بحران مالى در حزب سوسيال دموكرات كه مدت‌ها بود از تنش هاى داخلى رنج مى‌برد، در كادر رهبرى خود تغييراتى اعمال كرد و فرانس مونتفرينگ را به جاى كورت بك كه در اواخر سپتامبر استعفا كرد، در منصب رهبرى حزب نشاند. مونتفرينگ كه همانند اشتاين ماير به سياست‌هاى اصلاحاتى گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان علاقه‌مند است، نقش بسيارى در انتخاب وي براى نامزدى پست صدر اعظمى ايفا كرده است. وي در برابر كورت بك قرار دارد كه به خاطر ائتلافش با حزب حاكم مركل تحت شديدترين انتقادها بوده و حالا با تغييراتى كه در كادر رهبرى داده شده، سران سوسيال دموكرات اميدوارند بتوانند به جايگاه تاريخى خويش دست پيدا كنند. انتخاب اشتاين ماير به عنوان كانديداى صدر اعظمى، رؤياى قدرت هواداران را پررنگ كرده، به گونه‌اي كه آخرين نظرسنجى‌ها حاكى از محبوبيت وسيع فرانك والتر اشتاين ماير در برابر مركل است. با توجه به بحران اقتصادي حاكم بر اروپا، اقتصاد آلمان كه انتظار مى رود در سال آينده ركود شديدى را تجربه كند، مى‌تواند بهترين عرصه براى قدرت‌نمايى اشتاين ماير و البته ديگر احزاب آلمانى در كارزار انتخابات باشد. البته كانديداي سوسيال دمكرات انتخابات آتي تأكيد كرده كه بحران مالى بهترين عامل براى احياى نقش حزب است، اما وي به دليل آن كه خود عضوى از كابينه مركل است، قادر نيست با تيغى تيز عليه سياست‌هاى مالى مركل قيام كند، زيرا در اين صورت بخشى از توانايى‌هاى خود وى نيز زير سؤال مي‌رود.
وي به تازگي در سخناني كه ميان هم حزبى‌هاي خود ايراد مي‌كرد، تنها به اين بسنده كرد كه ايدئولوژى تجارى راديكال كه از زمان مارگارت تاچر و رونالد ريگان شروع شده، به پايان راه خود رسيده است. جهان احتياج به هوايى تازه دارد. به جز بحران مالى، عامل ديگرى هم وجود دارد كه اشتاين ماير مى تواند با توسل بدان يك گام ديگر به پيروزى نزديك شود. اين عامل همان چيزى است كه سال ۲۰۰۲ باعث شد شرودر يك بار ديگر در انتخابات پيروز شود. اين فرصت را جنگ عراق براى شرودر فراهم كرد و حالا مى‌تواند به يارى اشتاين ماير هم برسد. سال ۲۰۰۲ ميلادي زمانى كه بوش از متحدان خود خواست براى لشكركشى به عراق به يارى‌اش بشتابند، شرودر مخالفت خود را با اين جنگ اعلام كرد كه باعث محبوبيت بى‌سابقه‌اى در ميان مردم كشورش شد، اما در زمان صدراعظمى مركل اين روال دستخوش تغيير شد. اشتاين ماير به سياست‌هاى مركل حمله كرده و او را به ضعف رهبرى متهم مى‌كند و معتقد است همين ضعف باعث شد او از سياستى كه شرودر در قبال عراق پيش گرفته بود، عدول كند. بنابراين با اختلافاتى كه اكنون بين حزب سوسيال دموكرات و دموكرات مسيحى ريشه دوانده است، انتظار مى رود ائتلاف دو حزب طى ماه‌هاى آينده و اوايل سال ميلادى بعد از هم بپاشد و دو حزب در انتخابات سال آينده به عنوان دو رقيب سرسخت روياروى يكديگر قرار گيرند. رويارويي كه كفه سنگين آن در سمت فرانك والتر اشتاين ماير قرار دارد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

رفتار با دوگاو در ايدئولوژي هاي مختلف

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

به انتخاب محمد رحيمي دانش آموخته دانشگاه شيراز

سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه مي‌داريد. ديگري را به همسايه خود مي‌دهيد.

كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را مي‌گيرد تا شما و همسايه‌تان را در شيرش شريك كند.

فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت مي‌دهيد. دولت آن را به شما مي‌فروشد.

كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را مي‌دوشيد. شيرها را بر زمين مي‌ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.

نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي مي‌كند و هر دو گاو را مي‌گيرد.

آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را مي‌كشند و همديگر را مي‌دوشند.

ساديسم: دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي مي‌كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي‌اندازيد.

آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي‌دهيد ولي گاو سفيد را نمي‌دوشيد.

دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را مي‌دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي‌دهيد تا بنوشند.

بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي‌كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.

سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي‌كند. آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي‌كنند. نيوزلند راي ممتنع مي‌دهد.

ايده آليسم: دو گاو داريد. ازدواج مي‌كنيد. همسر شما آنها را مي‌دوشد.

رئاليسم: دو گاو داريد. ازدواج مي‌كنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را مي‌دوشيد.

متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.

فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.

پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي‌كند.

ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نمي‌دوشيد چون آزاديشان محدود مي‌شود.

دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايه‌ها راي مي‌گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.

سكولاريسم: دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

واكنش روسيه به رزمايش ناتو در گرجستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۷
مهدي
نظرات (0)
روسيه معتقد است كه برگزاري اين رزمايش امنيت منطقه قفقاز را بخطر انداخته و تاثيري منفي بر همكاري روسيه با ناتو مي گذارد ، ديميتري راگووزين نماينده روسيه در ناتو اعلام كرده است ، مسكو به سه علت با رزمايش در گرجستان مخالف است. نخست آنكه هرگونه تحرك نظامي نزديك مرزهاي ما بدون بازگشت هماهنگي امنيتي بين روسيه و ناتو به حالت خود، اقدامي تحريك اميز تلقي مي شود. دوم انكه اين رزمايش نظامي در خاك كشوري انجام مي شود كه به اوستياي جنوبي حمله كرد و هرگونه تحرك سياسي يا نظامي كه در حمايت از نظام ميخائيل ساكاشويلي رئيس جمهور گرجستان باشد به معناي ان است كه غرب از فاجعه سال گذشته پند نگرفته است . سوم انكه دولت گرجستان و مخالفان در تفليس درگير هستند.اما امريكا و ناتو ادعاهاي روسيه را ردكرده اند. رابرت وود سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در جمع خبرنگاران گفت:‌ رزمايش ناتو در گرجستان نه تهديدي براي روسيه و نه براي ديگران است و از مدت هاي پيش برگزاري چنين رزمايشي پيش بيني شده بود.
واقعيت اين است كه روسيه به شدت به تحركات ناتو در گرجستان حساسيت دارد . در بين كشورهاي قفقاز و آسياي مركزي گرجستان بالاترين سطح همكاري با ناتو را دارد، و تنها كشور ايين منطقه است كه رسما خواهان عضويت در ناتو شده است. گرجستان دروازه ورود به قفقاز از سمت اروپا محسوب مي شود و عضويت اين كشور در ناتو نه تنها به افزايش حضور ناتو در منطقه مي انجامد بلكه محاصره مرزهاي جنوبي روسيه توسز ناتو تشديد مي شود . موضوع عضويت گرجستان در ناتو از دو سال پيش به شدت توسط دولت ساكاشويلس مطرح شده و حتي در همه پرسي ژانويه 2008 بيش از 60 درصد مردم گرجستان به اين موضوع پاسخ مثبت دادند . اما روسيه در اوت 2008 از فرصت جنگ اوستياي جنوبي كوشيد حداكثر استفاده را براي جلوگيري از عضويت گرجستان در ناتو ببرد. بهمين جهت نيز روسيه در پاسخ به تهاجم گرجستان به تسخينوالي ، به بسياري از زيرساخت هاي نظامي و اقتصادي گرجستان حمله كرد تا بتواند اين روند را به تاخير بيندازد .روسيه همچين 26 اوت گذشته اعلام استقلال آبخازيا و اوستياي جنوبي را برسميت شناخت، براساس منشور ناتو كشورهاي داراي مناقشه نمي توانند در آن عضويت پيدا كنند . روسيه همچنين زمستان گذشته با استفاده از اهرم انرژي باعث شد كه برخي از كشورهاي ناتو و اروپايي از جمله آلمان و فرانسه و اتريش با عضويت گرجستان و اوكراين در ناتو مخالفت بكنندو به همين جهت نيز سران ناتو در نشست خود از پذيرفتن گرجستان به برنامه اقدام براي عضويت خودداري كرد . با توجه به چنين سابقه اي تصميم ناتو به برگزاري رزمايش در گرجستان ، از نظر روسها از سرگيري روند تلاش غرب براي به عضويت درآوردن گرجستان محسوب مي شود . ازنظر روسيه اين اقدام نشان مي دهد كه ناتو پيام جنگ اوسيتياي جنوبي مبني بر اينكه مسكو تحركات غرب درگرجستان را تهديدي بزرگ شمرده و در پاسخ به آن درنگ نخواهد كرد ، جدي نگرفته است . چنانچه "سرگئي كيسلياك" در گفتگويي با خبرنگاران روس در نيويورك اظهار داشت كه روسيه از بابت تصميم ناتو براي انجام مانور در گرجستان متاسف است و چنين تصميمي را مصداق اين مي داند كه ناتو از رويدادهاي قفقاز در ماه آگوست 2008 نتيجه گيري درستي نداشته است.
در اين ميان برگزاري اين رزمايش در مقطعي كه ميخائيل ساكاشويلي رئيس جمهوري گرجستان با گسترده ترين اعتراضات ضددولتي در آستانه سقوط قرار گرفته، هر چه بيشتر موجب ناخرسندي مقامات كرملين شده است .ساكاشويلي در حال حاضر در بدترين شرايط از زمان زمانداري خود به سر مي برد و احتمال دارد با ادامه تظاهرات وي مجبور به استعفاء شود . در چنين شرايطي برگزاري رزمايش ناتو نوعي حمايت از وي به شمار مي رود . بهمين جهت روسيه از ناتو خواسته است كهه حداقل برگزاري اين رزمايش را بتاخير بيندازد . از نظر روسها تحولات يك ماه آينده درگرجستان بسيار مهم است و بركناري ساكاشويلي مي تواند زمينه كاهش و يا لغو برنامه هاي ناتو در گرجستان را فراهم سازد . اما واقعيت اين است كه حتي برگزاري چنين رزمايشي نميتواند تاثيري چشمگير در موقعيت ساكاشويلي داشته باشد.
آنچه بيش از همه موجب عصبانيت روسها شده است اينكه اين رزمايش دقيقا با نشست سران اتحاديه اروپا در پراگ همزمان خواهد بود . در اين نشست قرار است برنامه ضد روسي مشاركت با شرق به تصويب برسد .ابتكار برنامه "مشاركت با شرق" در تاريخ چهارم دسامبر2008 از سوي كميسيون اروپا مورد تصويب قرار گرفت اين ابتكار توسط لهستان و سوئد اعلام و هدف تقويت روابط شش جمهوري شوروي سابق- اوكراين، مولداوي، آذربايجان، گرجستان، ارمنستان و بلاروس با اتحاديه اروپا را مد نظر دارد. اجراي اين برنامه در حاشيه نشست اتحاديه اروپا در پراگ در تاريخ هفتم ماه مي امسال آغاز خواهد شد.لغو رواديد، ايجاد مناطق آزاد تجاري ،امضاي قراردادهاي استراتژيكي، تبادل دانشجو، حفظ محيط زيست و طرحهاي تأمين انرژي از جمله محورهاي اين برنامه هستند بنيتا فررو والدنر مسئول روابط خارجي اتحاديه اروپا گفته است "پس از جنگ گرجستان و تنش گازي بين اوكراين و روسيه ما شاهد ضرورتي روشن براي گسترش "بازي" در همجواري شرق هستيم".روسيه پيش از اين اين برنامه را "سياستي با نتيجه صفر و گزينه بيجا" عنوان كرده است. وزيرخارجه اين روسيه بشدت به اين برنامه حمله كرده است و آن را ضد روسي خوانده است. در واقع همزماني نهايي شدن اين برنامه در پراگ و برگزاري رزمايش در گرجستان پيام سياس و ونظامي همزمان ناتو ، حاديه اروپا و امريكابه كاخ كرملين محسوب مي شود و همين مووع موجب اعترضات گسترده مسكو شه است. موضوعي كه نشان مي دهد كه بر خلاف تصورات اوليه در مورد سياست تغيير اوباما و و ادعاي تعديل مواضع امريكا در طرح سپر موشكي چنين روندي ايجاد نشده و رويارويي امريكا و روسيه در حال افزايش است .
واكنش هاي تند روسيه به اين رزمايش باعث شد كه برخي از كشورهاي از جمله قزاقستان، ارمنستان، استوني و لتوني از مشاركت در اين رزمايش خودداري كنند كه اين موضوع ضربه اي بزرگ به ناتو محسوب مي شود.
با وجود اين برخي از محافل غربي نيز معتقدند جنجال آفريني روسيه در اين خصوص بيشتر با هدف انحراف اذهان عمومي ازتحركات جاري روسيه در گرجستان وتوجيه حضور نظامي بيشتر اين كشور در آبخازيا و اوستياي جنوبي صورت مي گيرد.جالب اينكه اين اعتراض هاي روسيه در شرايطي انجام مي شود كه رزمايش نظامي جمهوري آذربايجان و ناتو با عنوان پاسخ منطقه اي - 2009 و در قالب برنامه همكاري براي صلح از روز يكشنبه در حومه باكو پايتخت جمهوري آذربايجان آغاز شده است و تا هفتم ارديبهشت ادامه خواهد يافت و مسكو تاكنون به اين رزمايش ناتو اعتراضي نكرده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

انقلاب رز" در پايان راه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۶
مهدي
نظرات (0)
"لوان گاچه چيلادزه" و " نينو بورژانادزه" از رهبران مخالفان با تاكيد بر اينكه هر نوع مذاكره با دولت تنها در موضوع لزوم كناره گيري ساكاشويلي از قدرت امكان پذير است، تاكيد كرد، سياستهاي غلط وي گرجستان را دچار بحران سياسي و مشكلات شديد اقتصادي كرده است، بنابراين وي صلاحيت اداره كشور را ندارد. گاچه چيلادزه درباره حمايت غرب و امريكا از ساكاشويلي نيز گفت غربي ها بويژه امريكا بايد چشمانشان را باز كرده و تحولات گرجستان را بادقت و واقع بيني دنبال كنند، اكنون مردم گرجستان فرياد مي زنند كه ساكاشويلي را نمي خواهند. با تشديد ناآرامي ها ساكاشويلي كه قرار بود به دعوت جرج بوش رئيس جمهور سابق امريكا عازم اين كشور شود، سفر خود را لغو كرد.
گرجستان يكي از سه كشور قفقاز كه جرج بوش رئيس جمهور وقت امريكا در مي سال 2005 در سخنراني خود در خيايان جرج بوش تفليس از آن به عنوان الگوي انقلاب هاي رنگين نام برده بود. مخالفان كه تعدادي از رهبران آنها نظير نينوبورژانادزه و سالومه زورابيشويلي از متحدان سابق ساكاشويلي هستند، اعلام كردند اين تظاهرات تا زمان استعفاي ساكاشويلي و موافقت وي با برگزاري انتخابات زودهنگام رياست جمهوري و پارلماني ادامه خواهد داشت،اما ساكاشويلى با تاكيد برگفتگو با مخالفان اصرار دارد كه تا پايان دوره‌ رياست جمهوري اش در سال 2013 به فعاليت خود ادامه دهد. با گذشت چند سال از انقلاب رنگين شعارهاي آن نظير حل مشكل بيكاري، فقر، مقابله با فساد مالي و توسعه دموكراسي تحقق پيدا نكرده است. از سال 2005 انتقادها از ساكاشويلي رو به افزايش بوده است و همين انتقادات و اعتراضات نهايتا به انتخابات زودهنگام در ژانويه 2008 منجر شد كه طي آن ساكاشويلي با آرايي ضعيف در مقايسه با انتخابات ژانويه 2004 (53درصددر مقابل 96 درصد) دوباره به رياست جمهوري برگزيده شد اما وي به پيام اين كاهش آرا توجه نكرده و رويكردهاي افراطي خود در زمينه ناتوگرايي و امريكا گرايي ادامه داد. اوج اين رويكرد حمله گرجستان به اوستياي جنوبي در 17 مرداد 1387 بود ، روسيه كه گويا منتظر اين حمله بود ، يك روز بعد به بهانه حمايت از صلح بانان خود و نيز اوست ها كه در سالهاي اخير اغلب تابعيت روسيه را كسب كردند، به تهاجم گرجستان پاسخ تندي داد . مسكو علاوه بر بيرون راندن ارتش گرجستان از اوستياي جنوبي مراكز نظامي و اقتصادي سراسر گرجستان از جمله بنادر پوتي و باتومي را بمباران كرد و 26 شهريور اقدام به شناسايي استقلال آبخازيا و اوستياي جنوبي كرد. مسكو از اين طريق پاسخي به اقدام غرب در شناسايي استقلال كوزوو ، طرح سپر موشكي و نيز پاسخي به تلاشهاي گرجستان براي عضويت در ناتو داد . امريكا و برخي از كشورهاي غربي كه گرجستان به تحريك و پشت گرمي به آنها به اوستياي جنوبي حمله كرده بود تنها به محكوم كردن روسيه پرداختند و حتي بدنبال استفاده روسيه از اهرم گاز در زمستان گذشته ، اغلب آنها از جمله فرانسه و آلمان با عضويت گرجستان و اوكراين در ناتو مخالفت كردند. بدين ترتيب برخلاف محاصره و حمله به منطقه خودمختار آجاريا در سال 2005 ، حمله به اوستياي جنوبي تبديل به پاشنه آشيلي براي ساكاشويلي شد. همان زمان پيش بيني مي شد كه ساكاشويلي دير يا زود به خاطر اين جنگ، مجبور خواهد شد از قدرت كنار رود. جنگ پنج روزه اوستياي جنوبي از يك سو منجر به قطع كامل روابط روسيه و گرجستان شد.مدوديف رئيس جمهوري روسيه با تاكيد بر اينكه ساكاشويلي تنها يك جسد سياسي است اين پيام را داد كه مسكو براي ساقط كردن حكومت ساكاشويلي تلاش خواهد كرد. از سوي ديگر بعد از جنگ اوسيتاي جنوبي كه منجر به كشته و زخمي شدن صدها سرباز گرجي شد، استعفاء و كناره گيري متحدان وي روندي بسيار تند يافت. ساكاشويلي كه با مخالفت ناتو با عضويت اين كشور و تصميم اين سازمان به از سرگيري مذاكرات شوراي ناتو روسيه بشدت از غرب سرخورده شده بود، كوشيد با تغييرات گسترده در كابينه و انتصاب گريگول واشادزه به سمت وزيرخارجه كه شخصيتي روسيه گراست از يك سو انتقادات داخلي را بكاهد و از سوي ديگر با تغيير مواضع گذشته و اعلام آمادگي براي مذاكره با روسيه ، از اقدامات احتمالي كاخ كرملين جلوگيري كند. اما تغييرات گسترده در كابينه از جمله بركناري ديويد كزراشويلي وزير دفاع و اكا تكشلاشويلي وزير امور خارجه و همچنين وزيران آموزش و فرهنگ ، رئيس ستاد ارتش و فرمانده مرزباني نيز نتوانست انتقادات را كاهش دهد . تغيير سه نخست وزير در حدود ششش ماه (لادو گورجنيدزه ، گريگول مگالوبليشويلي و نهايتا انتصاب نيكا گيلائوري) تزلزل و دودستگي در هيات حاكمه گرجستان را بروشني نشان داد . بعد از جنگ اوستياي جنوبي ، تحقق نيافتن وعده هاي غرب بويژه امريكا براي كمك مالي ،تبعات گسترده بحران مالي بر اقتصاد گرجستان ، تاكيد ساكاشويلي بر يكجانبه گرايي در سياست خارجي از طريق انعقاد منشور مشاركت راهبردي با امريكا در دي 87 و اعلام آمادگي براي اعطاء پايگاه به امريكا هرچه بيشتر انتقادات از ساكاشويلي را افزايش داده و موجب شد كه در اقدامي بي سابقه در تاريخ گرجستان بسياري از طيف هاي مخالفان از احزاب كارگر، محافظه كار گرفته تا دموكراتهاي گرجستان متحد با يكديگر متحد شده و خواهان استعفاي ساكاشويلي شوند. مخالفان معتقدند با افتضاح جنگ اوستياي جنوبي، محبوبيت ساكاشويلي كمتر از بيست درصد است، دقيقا به همين دليل است كه ساكاشويلي برخلاف سال 2007 ، اين بار با درخواست مخالفان براي برگزاري انتخابات زودهنگام مخالفت كرده است در اين ميان نكته تامل برانگيز عدم تحقق وعده هاي غرب به گرجستان است. انتقاداتي كه ساكاشويلي از واشنگتن در مصاحبه اش با نشريات نيوزويك و اشپيگل كرده است، از لحاظ سياسي براي هر سياستمداري كه تصور مي كند كه مي شود با اتكاء به بيگانگان و قدرتهاي خارجي در قدرت باقي ماند، آموزنده است. وي در بخشي از اين مصاحبه با تاكيد بر اينكه :" امريكا را پيشتر مي پسنديدم " ، از اينكه كشورهاي غربي از جمله امريكا و فرانسه بخاطر تظاهرات مخالفان سفر هيات هاي خود را متوقف كرده اند و به اقدامات روسيه واكنش جدي نشان ندادند، انتقاد مي كند.
اغلب كارشناسان معتقدند كه با توجه به مجموع شرايط داخلي ، منطقه اي و جهاني ، در اينكه ساكاشويلي بتواند تا موعد قانوني در سال 2013 در قدرت بماند ، ترديد جدي وجود دارد و اگر تظاهرات امروز مخالفان منجر به استعفاي وي نشود، احتمالا مخالفان با استفاده از تجربيات اين تظاهرات، درآينده اعتراضات گسترده اي عليه ساكاشويلي براه انداخته و وي را مجبور به استعفاء خواهند ساخت. تحقق اين موضوع به معناي پايان كار انقلاب رز خواهد بود كه مهمترين عامل پيروزي آن در سال 2003 دلارهاي امريكا و بنياد سوروس بود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

مناسبات فرهنگي ايران و تركيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۶
مهدي
نظرات (0)
بطور كلي مناسبات فرهنگي ايران با عثماني كه حدود شش قرن در آناتولي در قدرت بودند، به دليل رقابت هاي مذهبي، اقتصادي و برخورد نامطلوب عثماني با شيعيان ساكن آناتولي مطلوب نبود.اغلب پادشاهان عثماني بخاطر ترس از گسترش شيعه و همچنين بخاطر مطامع مرزي به ولايات ايران حمله مي كردند بطوريكه تركيه بارها تبريز را تصرف كرد و ايران نيز بارها تا ارض روم و فراتر از آن پيش رفت.تاريخ پرمنازعه ايران و تركيه (عثماني)، باعث شده است كه معاهدات و قراردادهاي متعددي نيز ميان دو كشور به امضاء برسد. از جمله مي توان به قرارداد صلح آماسيه 1555م (934 خ / 962 ق)، معاهده صلح ذهاب 1639 م، قرارداد قصرشيرين در 17 مي 1639 م ( 1018 خ ، 1049 ق)، ارزروم اول در 1823 م (1202خ / 1081 ق) و ارزروم دوم در 1847 م (1226 خ / 1263 ق) اشاره كرد. بعد از عقد قرار داد ارزروم دوم تغييري جدي در مرزهاي ايران و تركيه ايجاد نشد. با وجود اين روابط دو كشور عمدتا در چارچوب "رقابت و همكاري نسبي " بوده است.
با تاسيس جمهوري تركيه در 23 اكتبر 1923 مناسبات فرهنگي ايران و تركيه نيز وارد مرحله جديدي شد. تلاش تركيه براي الگوگيري از غرب و تمايل ايران به استفاده از تجربيات تركيه در اين روند، در سطح رسمي تعاملات فرهنگي تهران و آنكارا را افزايش داد.
اولين موافقتنامه فرهنگي دو كشور در تاريخ ۹ بهمن ۱۳۳۷ برابر با ۲۹ ژانويه ۱۹۵۹ در تهران امضاء رسيد. * اين موافقتنامه شامل يك مقدمه و18 ماده بود كه در حال حاضر نيز داراي اعتبار مي باشد. در اين موافقتنامه تشكيل موسسات فرهنگي دو كشور، مبادله استاد و دانشجو، تدريس زبان و ادبيات و تاريخ و جغرافياي هر كشور در كشور متقابل، تسهيلات آموزشي، مبادلات فرهنگي ، علمي و هنري ، همكاري بين موسسات فرهنگي پيش بيني شده است. اسناد اين موافقتنامه در 2 مهر 1345 در آنكارا مبادله و از تاريخ 17 مهر 1345 برابر با 9 اكتبر 1966 لازم الاجرا گرديد. در 30 شهريور 1351 برنامه مبادلات فرهنگي براي سال 1973- 1975 تنظيم گرديد. همچنين براي سالهاي 1977-1986 موافقتنامه ديگري تنظيم و بمورد اجرا گذاشته شد. قبل از انقلاب اسلامي طرفين در جهت گسترش روابط فرهنگي خود اقدام به تاسيس موسساتي بشرح ذيل نمودند :
1_ خانه فرهنگ ايران در آنكارا
2_ انجمن دوستي تركيه و ايران
3_ انجمن دوستي و فرهنگي بانوان ايران و تركيه
4_ انجمن دوستي و فرهنگي ايران و تركيه (3)
پس از كودتاي 1980 ژنرال كنعان اورن در تركيه كه مدت كوتاهي پس از انقلاب شكوهمند ايران صورت گرفت، در تركيه تبليغات ضدايراني افزايش يافت. چرا محافل لائيك كه نظام ارزشي ايران را تهديدي عليه جمهوري سكولار تركيه تلقي مي كردند. در سالهاي 1989و1997تركيه سفراي وقت ايران و سركنسول ارشد ايران را بار اول به بهانه گفتن مطالبي عليه سلمان رشدي مرتد و بار دوم به بهانه ايراد سخناني در يك مراسم به مناسبت روز قدس اخراج كرد و ايران نيز متقابلاً پاسخ داد. در اخلال روابط دو كشور در اين مقطع ، رژيم صهيونيستي و نظاميان لائيك تركيه همواره نقش اساسي داشته اند.
بطور كلي طي دو سه دهه اخير مسايل متعددي نظير طرح ادعاي حمايت ايران از پ ك ك ، مساله حمايت تركيه از گروهك تروريستي منافقين، نوع تعاملات تركيه با امريكا و رژيم صهيونيستي كه در مقاطعي موجب تحركات خطرناك مرزي تركيه شده است، رقابت دو كشور در قفقاز بويژه در زمينه انتقال انرژي، تبليغات ايران ستيزانه در تركيه نظير ادعاي تلاش ايران براي براندازي نظام لائيك تركيه، متهم كردن ايران به حمايت از گروههاي اسلامگرا در تركيه بويژه گروههاي تروريستي نظير گروه موسوم به حزب ا... تركيه، ادعاي نقش ايران در در قتل برخي از روشنفكران تركيه نظير اوغور مومجو تاثيرات منفي بر مناسبات فرهنگي ايران و تركيه گذاشته است.
البته روابط ايران و تركيه در دوران نخست وزير نجم الدين اربكان (1997) بهبود قابل توجهي يافت و به امضاي قرارداد انتقال گاز ايران به تركيه انجاميد. اما در دوران نخست وزيري مسعود ييلماز رهبر حزب مام ميهن (1998م)و بلنت اجويت رهبر حزب دموكراتيك چپ (1999-2001 م) اين مناسبات بخاطر مساله پ ك ك، افزايش تحركات رژيم صهيونيستي در تركيه، تحركات قوم گرايانه برخي ازمحافل تركيه در مناطق آذري نشين ايران، فعاليت مخالفان ايران در تركيه و نيز اظهارات خلاف عرف ديپلماتيك مقامات تركيه در مورد مقامات ايراني دچار تنش بوده است.
پس از روي كار آمدن حزب عدالت و توسعه با توجه به به بستر اجتماعي اين حزب كه بيشتر به اسلامگرايي اشتهار دارد، تحولات عراق و تهديدات مشترك آن براي ايران و تركيه ، سياست نگاه به شرق آنكارا و گسترش پيوندهاي اقتصادي دو كشور مناسبات فرهنگي تهران و آنكارا نيز افزايش يافته است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي برنامه مبادلات فرهنگي بين جمهوري اسلامي ايران و جمهوري تركيه در سالهاي 1366 - 1364 تدوين گرديد. اين برنامه بر اساس برنامه مبادلات فرهنگي ايران و تركيه در سالهاي 1977 - 1986 تدوين گرديد، ليكن بعضي از موارد و محتواي آن با توجه به برنامه ها، سياستها و اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران بازنويسي شده است ، بعضي از مفاد اين قرارداد شامل :
1_ همكاري بين دانشگاههاي دو كشور و مبادله هياتهاي علمي و كتاب 2_ مبادله استاد و محقق و تبادل اسناد و اطلاعات
3_ مبادله كارشناس، استاد كار ، كتابدار و تهيه ميكروفيلم توسط مراكز فرهنگي دو كشور
4_ اعطاي بورس تحصيلي
5_ همكاري در خصوص ايجاد نمايشگاه و همكاري بين مراكز فرهنگي و هنري و برپايي
جشنواره هاي سينمايي و تاسيس مراكز فرهنگي در دو كشور
جمهوري اسلامي ايران و تركيه مطابق با توافقنامه قبلي امضاء شده، برنامه هاي مبادلات فرهنگي براي سالهاي 1371- 1373 و 1382- 1379 تهيه و به امضاء مقامات دو كشور رسانده اند و اين روند همچنان ادامه دارد .
تاريخچه مناسبات فرهنگي ايران وتركيه نشان مي دهد كه اين مناسبات اغلب تابعي از مناسبات سياسي و اقتصادي دو كشور بوده است.
عناصر فرهنگي مشترك ايران و تركيه :
مشتركات فرهنگي ميان دو كشور بمنزله ميراث و سرمايه معنوي براي گسترش همكاري هاي فرهنگي و همچنين تقويت ساير سطوح همكاريها مي باشد . در اين ميان عناصر فرهنگي زيادي ميان ايران وتركيه وجود دارد. اين عناصر شامل دين مشترك ، تاثيرات زباني متقابل ، مناسبت هاي ملي ويا ديني مشترك نظير اعياد اسلامي و نوروز، فولكلور مشترك (فرهنگ عاميانه)، چهره هاي فرهنگي و معماري مشترك مي شود .
دين :
هم در تركيه و هم در ايران بيش از 98 درصد دين مردم را اسلام تشكيل مي دهد و دو كشور از اعضاي كليدي سازمان كنفرانس اسلامي هستند. نخستين قانون اساسي جمهوري تركيه كه در سال 1924 ميلادي تهيه شده است دين رسمي جامعه را اسلام تعيين نموده است . ليكن در اصلاحات قانوني سال 1928 اين ماده قانوني حذف و با تاكيد بر جدايي دين از سياست، تركيه كشوري با دولت وحكومت لائيك (تفكيك دين از سياست) معرفي گرديده است. مسلمانان تركيه اكثراً تابع مذهب تسنن مي باشند كه از ميان آنها حنفي ها بزرگترين گروه محسوب مي گردند كه عمدتاً در مركز و غرب تركيه ساكن هستند. شافعي ها با جمعيتي كمتر در مناطق شرقي تركيه مستقر و اكثراً كرد هستند. شمار پيروان مذاهب ديگر كم مي باشد. اهل تسنن شافعي يا حنفي در طريقت خود در دسته هاي گوناگوني چون نقشبنديه، نورنجو، سليمانيه، مولويه و… تقسيم مي شوند.
روي هم رفته پيروان اديان در تركيه به دو قسمت تقسيم مي شوند:
الف ) پيرامون اسلام كه خود به چندين فرقه و مذهب تقسيم مي شوند و اهم آنها عبارتند از:
حنفي ها، كه جمعيت قابل ملاحظه اي از اهل سنت تركيه را تشكيل مي دهند.
شافعي ها، شاخه اي از اهل سنت است كه پيروان آن را بيشتر كردها تشكيل مي دهند.
پيروان ساير فرق اهل سنت و طريقت ها
علويان، به چهار دسته با نامهاي رافضي، باطني، حروفي و بكتاشي تقسيم و بنابر آمار رسمي دولت تركيه حدود 12 ميليون نفر پيرو دارد و بخشي از آنها كرد زبان مي باشند.
شيعيان، پيرو مذهب جعفري بوده و نزديك به يك ميليون و دويست هزار نفر هستند. رهبران برخي از طريقت هاي مذهبي كه در حال حاضر در تركيه فعال هستند، از چهره هاي ايراني هستند. دراين راستا حاج بكتاش ولي نيشابوري رئيس فرقه بكتاشيه اشاره كرد .
ب) پيروان ساير اديان:
1- مسيحيان، شامل فرق پروتستانها، كاتوليكها، ارامنه و…
2- يهوديان، كه حدود 30 هزار نفر در اين كشور سكونت دارند.(4)
اشتراكات ديني ميان ايران و تركيه بستر بسيار مناسبي براي همكاريهاي ايران وتركيه فراهم ساخته است. بطوريكه علاوه بر همكاريهاي دو كشور در زمينه هاي فرهنگي ديني نظير برگزاري نمايشگاه با مضامين ديني از جمله نمايشگاههاي اسماء الحسني ، در چارچوب سازمان كنفرانس اسلامي نيز دو كشور همكاريهاي فرهنگي متقابل دارند .
نوروز:
يكي از عناصر فرهنگي مشترك ايران و تركيه عيد نوروز است . نوروز از جشن‌هاي باستاني ايرانيان است كه امروزه علاوه بر ايران در محدوده جغرافيايي فلات ايران يعني در كشورهاي ايران، ج . آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و همچنين عراق و تركيه و سوريه، در روز ۱ فروردين (۲۱ مارس) هرسال برگزار مي‌شود. نوروز جشني است كه يك جشن كوچك‌تر (چهارشنبه سوري) به پيشواز آن مي‌آيد و جشني ديگر (سيزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است. در تقويم جلالي روز اول سال طوري تنظيم مي‌شده‌است كه با اعتدال ربيعي همگام شود و در نتيجه سال‌ها ۳۶۵ يا ۳۶۶ روز داشته‌اند.
مراسم عيد نوروز كه تا دهه‪۱۹۹۰‬ ميلادي تنها در مناطق كردنشين تركيه و در ميان اكراد اين كشور مرسوم بود، اما به مرور به سراسر تركيه گسترش يافته و از همين روز نيز حزب ملي گراي "حركت ملي" تركيه با تقديم طرحي به رياست مجلس ملي اين كشور خواهان اعلام نوروز به عنوان "عيد رسمي" در تركيه شد و اكنون در تركيه نوروز تعطيل است.همچنين ايران و تركيه بهمراه تعداد ديگري از كشورهاي منطقه از جمله جمهوري آذربايجان، ازبكستان، ايران، پاكستان، تاجيكستان، تركيه و قرقيزستان براي ثبت نوروز به عنوان ميراث معنوي همكاري دارندو در اين خصوص چند نشست از جمله در تهران برگزار كرده اند .
زبان:
تاثيرات زبان فارسي بر زبان تركي و حضور آن در آناتولي و تاثيرات زبان تركي بر فارسي از جمله اشتراكات فرهنگي ايران و تركيه است. زبان فارسي و تركي در طول تاريخ تاثيرات متقابل زيادي داشته اند . زبان فارسي در مقاطعي زبان درباري عثماني محسوب مي شد . زبان تركي جديد كه امروزه تحت عنوان « تركي آناتولي» شناخته مي شود، از ريشه تركي عثماني است كه به وسيله سلجوقيان در اواخر قرن يازدهم به آناتولي وارد شده است . به تدريج لغات و دستور زبان فارسي و عربي به ميزان قابل توجهي به اين زبان وارد شد و الفباي عربي رايج گشت. پس از تاسيس جمهوري تركيه (در سال 1923) ، در 8 آگوست 1928 آتاترك آغاز «انقلاب حروف» را اعلام كرد و الفباي لاتين جايگزين الفباي عربي گرديد. پس از تغيير الفبا اصلاح دستور زبان نيز توسط دولت بمنظور زدودن لغات عربي ، فارسي و روسي و ديگر زبانها آغاز شد، اما همچنان تاثير زبان فارسي بر تركي در بسياري از زمينه ها مشهود است.
جايگاه زبان فارسي در تركيه:
يكي ازمهمترين اشتراكات فرهنگي ميان ايران و تركيه ، زبان فارسي است . فارسي به اعتبار ريشه يكي از كهن ترين زبانهاي جهان است كه تاريخ اش تا 700 سال پيش از ميلاد روشن و در دست است.زبان فارسي با آثار مكتوبي كه از يكهزار سال پيش برجاي گذارده، پاي فرهنگ كهن و استوار ايران را به سرزمين هاي همسايه از جمله آناتولي و تركيه گشوده است. فارسي برخلاف بسياري از زبانها قرنهاست كه سطوت و صلابتش را بدون اينكه خدشه و لطمه اي بر ساختارش وارد شود، حفظ كرده است.امروز فارسي معاصر با زبان شاهنامه فردوسي كه يكهزار سال پيش سروده شده است، تفاوتي ندارد. در صورتيكه يك انگليسي زبان به عنوان مثال، نمايشنامه هاي شكسپير را كه حدوداً چهارصد سال پيش نوشته شده اند نمي تواند به راحتي بخواند.
فارسي كه محمل فرهنگ و تمدن ايراني است، به سبب قدرت و توانايي كه دارد، به مرور در فرهنگ و زبان ساير ملتها از جمله تركان رخنه كرد. اگر ميزان قدرت و توان زبان را شاخص اصلي در تعاملات فرهنگي تلقي كنيم، در مي يابيم كه چرا واژه هاي بسياري از فارسي وارد زبان تركي شده است.تركان بر حسب موقعيت جغرافيايي، مناسبت هاي تاريخي، اشتراكات فرهنگي و عوامل اجتماعي، روابط پيوسته با ايرانيان داشته اند. عده اي از تاريخ شناسان با استناد به سنگ نبشته هاي بدست آمده از نقاط مختلف آسياي صغير اعلام كرده اند فرهنگ ايراني از قرن ها پيش در ميان تركان ريشه دوانيده و آسياي صغير مدتها تحت اداره هخامنشيان بوده است. ولي آنچه مسلم است نفوذ واقعي فرهنگ ايران در آسياي صغير ، كمي پيش از استقرار حكومت سلجوقيان آغاز شد و به تدريج عنوان فرهنگ غالب را در ديار روم كسب كرد. وقتي سلجوقيان پس از نبرد ملازگرد (464 هجري) قدرت را در دست گرفتند، در كنار زبان عربي كه بعنوان زبان علم عزيزش مي داشتند، فارسي را به عنوان زبان رسمي پذيرفتند. "ابن بي بي" در كتاب "الاوامر العلائيه في الامور العلائيه" مي نويسد در دوره سلجوقيان، فارسي علاوه بر اينكه زبان رسمي محاوره و مكاتبه بوده، قاطبه ملت از مردم عادي تا وزيران و سلاطين كه اغلب ترك زبان بوده اند، با فارسي الفت داشتند و با تفنن در فارسي استادي و برتري خود را به اهل فضل نشان مي دادند. آنان فارسي را وسيله اي براي ايجاد الفت و افزايش همبستگي ها ديدند و هرگز نيانديشيدند كه اين زبان در پي سلطه سياسي يا تحميل فرهنگي قدم بردارد.
دكتر اكبر ايراني رئيس مركز ميراث مكتوب مي گويد: مناسبات فرهنگي ملت ايران و تركيه بسيار ريشه دار و تاريخي است و زبان فارسي در زمان سلجوقيان در خاك آناتولي و همين طور شبه قاره هند رونق بسيار زيادي داشت. در زمان سلاطين عثماني نيز اين زبان گسترش بيشتري يافت و ما مي توانيم از اهتمام برخي سلاطين عثماني كه توجه زيادي به زبان فارسي داشتند ياد كنيم. بگفته دكتر ايراني ، سلطان سليم و سلطان محمد فاتح دو تن از بزرگترين فرمانروايان عثماني بودند كه از هر دو ايشان ديوانهاي شعري به زبان فارسي برجاي مانده است. همين طور مي توان از يكي از وزاري دربار عثماني كه كتابي با عنوان "هشت بهشت" درباره تاريخ شاهان عثماني به زبان فارسي نگاشته است ياد كرد.(5)
در واقع با برپايي امپراطوري عثماني كه مقدر بود بيش از ششصد سال بر سرزمين تركان حكم براند، فارسي در آناتولي رواج يافت. اغلب سلاطين عثماني همانگونه كه فرزندان خود را به فراگيري فارسي تشويق مي كردند، از اعزاز فارسي نويسان دريغ نمي ورزيدند. بعضي از آنان چون سلطان محمد فاتح، سلطان بايزيد، سلطان سليم و سلطان سليمان دوست شعر و شاعر بودند و در ميدان شاعري اسب مي تاختند. توجه و علاقه سخنوران ترك به فارسي، بر رونق اين زبان در ميان تركان افزود. اين پاسداران ترك فارسي از راههاي مختلف به ترويج فارسي دست مي زدند.ادبيات ديواني يا به تعبيري ادبيات كلاسيك ترك كه در دوره عثماني به اوج رسيد، مهمترين وجه مشترك دو ملت است كه تحت تأثير شديد فارسي شكل گرفت و تا نيمه دوم قرن نوزدهم، بدون اينكه تغييري در ساختارش پديد آيد، آثار گرانسنگي صادر كرد.تغذيه زبان تركي از فارسي سبب شد كه تعداد زيادي واژه و تعبير فارسي وارد زبان تركي شد. هرچند در اوايل دوره جمهوريت (1923)، پالايش زبان تركي از عناصر بيگانه (به ويژه فارسي و عربي) مطرح و به اجرا گذارده شد ، مع الوصف هنوز تعداد قابل توجهي از تعابير و واژه و تعبير فارسي، موجوديت و حضورشان را زبان تركي ادامه ميدهند. مضافاً اينكه بدون آشنايي با واژه هاي پاكسازي شده، نمي توان به بررسي متون عثماني پرداخت .
البته در بعضي از دوره ها به ويژه در دوره حاكميت مغول، واژه هاي تركي نيز در مقياسي محدود وارد فارسي شدند؛ ولي اين كلمات كه اغلب اصطلاحات اداري و حكومتي مغولها بودند، با برافتادن سلطه مغول، از خير انتفاع برافتادند. ايرانيان اولين بار با اصطلاحات مدرنيزاسيون در دو قرن گذشته از طريق استانبول آشنا شدند و بسياري از معادل سازي هاي تركها كه از عربي گرفته بودند، بلاواسطه وارد فارسي شد. مساوات، مشروطه، عدليه، بلديه(6)
بطور كلي تأثير زبان و ادبيات فارسي بر زبان تركي را در چهار زمينه ذيل مي توان بررسي كرد :
مضامين ادبي(تشبيه مو به سنبل و مار، تشبيه چشم به نرگس، تشبيه گونه به خورشيد، و...)
اصلاحات عرفاني (جان، آئين، ، دستار، دسته گل ، خام، كشكول، و...)
اصطلاحات موسيقي (نوا، سه گاه، چهارگاه، بسته نگار،آهنگ. بوسليك، و...)
نامگذاري ها شامل:
-اسامي اشخاص(نوشين، نسرين، بهتر، شادمان، شادي، شبنم، آگاه، باران)
- اسامي پرندگان(شاهين، بلبل، قمري، خروس،قو و...)
-اسامي جانوران (زرافه، سنجاب، ...)
- اسامي سبزيجات (يونجه، شاه تره، هويج، ترب، ترخون،...)
- اسامي گلها ( بنفشه، لاله، سنبل، شب بوي، زنبق، ...)
- اسامي درختها (زيتون، سرو، بادام، ..)
اشتراكات فرهنگي بين ايران و تركيه باعث شده است حتي در مواردي محاورات، تعجبات، ادات و ضرب المثلهاي دو كشور هم شبيه هم باشند. بعنوان نمونه جمله "موهايم سيخ سيخ شد" را با ترجمه لفظ به لفظ در تركي هم داريم: "تويلريم ديكن ديكن اولدو".
وجود گنجينه گسترده نسخ خطي فارسي در تركيه نيز تائيدي بر نفوذ زبان فارسي و فرهنگ ايراني در تركيه است. اين نسخه ها آثاري هستند كه به جهت نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسي و ورود آن به دربار و ديوان سلاطين ترك در سرزمين تركان تدوين شده اند. اين آثار رشحات قلمي نويسندگان، اديبان، شاعران و حتي سلاطين و شاهزادگان ترك هستند كه به فارسي مينوشتند و شعر فارسي ميساختند. بعضي از اين نسخه ها نيز از سوي پادشاهان ايران به سلاطين ترك اهدا شده است. ازجمله اين هدايا ميتوان به نسخه هايي اشاره كرد كه شاه عباس اول به مناسبت عقد قرارداد صلح با سلطان مراد سوم به وي فرستاد. (7) تعداد نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه هاي تركيه بين 20 تا 25 هزار ميباشد كه در 114 كتابخانه پراكنده هستند.
چهره هاي مشترك فرهنگي :
يكي از مشتركات فرهنگي ايران و تركيه، وجود مفاخر بزرگ ايراني است كه به دلايل مختلف از جمله نفوذ گسترده آثارشان در تركيه، گذراندن بخشي از عمرشان در تركيه و يا قرارداشتن مقبره شان در اين كشور، از مشتركات فرهنگي ايران وتركيه محسوب مي شوند و در اين خصوص مي توان به مولاءنا شاعر و عارف بزرگ ايراني "عبدالباقي گولپينارلي"عارف ، نويسنده و مولوي شناس اشاره كرد. جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني خطيبي بكري بلخي معروف به مولوي يكي از بزرگترين عارفان ايراني و از بزرگترين شاعران طراز اول ايران بشمار مي رود. خانواده وي از خاندانهاي معروف بلخ بود و مادربزرگ پدري اش نوه سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه بود و به همين جهت به بهاءالدين ولد معروف شده است .
مولاءنا در سال 604 هجري دربلخ متولد شد. وي در سال 609 هجري با خانواده خود خراسان را ترك كرد. از راه بغداد به مكه رفت و پس از آنجا در ملاطيه (ملطيه) ساكن شد و پس از نه سال اقامت در آنجا، سلطان علاءالدين كيقباد سلجوقي كه عارف مشرب بود او را به پايتخت خود شهر قونيه دعوت كرد و خاندان مولوي در آنجا مقيم شدند. پدر جلال الدين در سال 628 هجري در قونيه رحلت كرد. پس از مرگ پدر مدتي در خدمت سيد برهان الدين ترمذي كه از شاگردان پدرش بود ، تلمذ كرد. تا آنكه در سال 642 هجري به شمس تبريزي برخورد.شمس و خصايص معنوي وي در مولانا بسيار اثر كرد. مولانا قبل از ملاقات با شمس مردي زاهد و متعبد بود و به ارشاد وتوضيح اصول و فروع دين مبين مشغول بود . ولي پس از آشنايي با اين مرد ، مجالس وعظ وسخنراني را ترك گفت و در جمله صوفيان درآمد و به شعر وشاعري پرداخت واين همه آثار بديع از خود به يادگار گذاشت .شمس بيش از سه سال در قونيه نماند وبه عللي كه به تفضيل در شرح احوال مولانا بايدديد، در سال 645 ترك قونيه گفت وناپديد شد. مولانا پس از اين حادثه به درخواست حسام الدين چلپي به سرودن اشعار مثنوي معنوي مشغول شد تا اينكه در غروب روز ۵جمادي الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگي در قونيه فوت كرد كه الان مقبره اين شاعر بزرگ در قونيه قرار دارد و محل زيارت عاشقان و شيفتگان اين شاعر برزگ هستند.(8)
شكي نيست كه مولاءنا يكي از بزرگترين شاعران ايران و سراينده "مثنوي معنوي " و يكي از مردان عالي مقام جهان است. در ميان شاعران ايران شهرتش بپاي شهرت فردوسي، سعدي، عمر خيام و حافظ ميرسد. آثار وي به بسياري از زبانهاي مختلف ترجمه شده است. اين عارف بزرگ در وسعت نظر و بلندي انديشه و بيان ساده و دقت در خصال انساني يكي از برگزيدگان نامي دنياي بشريت بشمار ميرود. از اينرو وي در تمام دنيا طرفداران زيادي دارد و طبيعي است كه در تركيه نيز بويژه با توجه به قرارداشتن مقبره اش در قونيه از طرفداران گسترده اي برخوردار باشد .
"عبدالباقي گولپينارلي"
يكي ازشخصيت هاي كه بخاطر پنجاه سال تلاش مستمر براي همگرايي فرهنگي ايران وتركيه از اشتراكات دو كشور در اين زمينه محسوب مي شود، مرحوم" عبدالباقي گولپينارلي"؛ است. عمده فعاليتهاي گولپينارلي در زمينه معرفي آثار و مشاهيرادبيات فارسي در تركيه بوده است به طوري كه از ايشان بيش از 100 اثر در زمينه ترجمه و تاليف درباره رباعيات خيام، ديوان حافظ، مثنوي مولانا،ديوان حافظ به زبان تركي منتشر شده و در اختيار محققان تركيه قرار گرفته است. (9)
استاد عبدالباقي‌ گولپينارلي‌ نويسنده‌ ،محقق‌، مورّخ‌، روزنامه‌نگار، شاعر، مترجم‌ و عارف‌ پسر احمد مدحت‌ افندي‌ معروف‌ به‌ "احمد آگاه"‌ است‌ كه‌ از روزنامه‌نگاران‌ مطرح عصر خويش بود، بطوريكه لقب "شيخ‌المخابري"نام گرفت. احمد آگاه‌ در روستاي‌"گول‌ بولاق"‌ از توابع‌ گنجه در قفقاز در خانواده اي شيعه بدنيا آمده‌ بود و به‌ قلمرو امپراتوري‌ عثماني‌ كوچ‌ كرد. ابتدا در بورسا اقامت‌ گزيد و سپس‌ راهي‌استانبول‌ شد. در همين‌ شهر با "عاليه‌ شهرت‌ خانم" از اهالي‌ قفقاز ازدواج‌ كرد. عبدالباقي‌ نخستين‌ فرزند اين‌ خانواده‌ بود كه‌ در شب‌ دهم‌ رمضان‌ ۱۳۱۷ هجري‌ قمري‌ در استانبول متولد شد. ابتدا نزد پدركه‌ به‌ زبان‌ عربي‌ و فارسي‌ تسلط‌ داشت‌، تعليم‌ ديد و سپس‌ تحصيلات‌ ابتدايي‌ و متوسطه‌ را در استانبول‌ به ‌پايان‌ رساند. عبدالباقي‌ به‌ سال‌ ۱۹۲۷ به‌ دانشكده‌ ادبيات‌ دارالفنون‌ وارد شد .پس‌ از اخذ درجه‌ ليسانس‌ به‌ تدريس‌ ادبيات‌ در مدارس قونيه‌، قيصريه‌، باليكسر، و حيدرپاشا پرداخت.دوره‌ دكتري‌ ادبيات‌ دانشگاه‌ آنكارا را با نوشتن‌ رساله‌اي‌ به‌ نام "زندگاني‌ يونس‌ امره" به‌ پايان‌ رساند.پس‌ از اخذ درجه‌ دكتري‌ به‌ تدريس‌ ادبيات‌ ترك‌ در دانشگاه‌ آنكارا مشغول‌ شد و مدتي‌ بعد تدريس‌ ادبيات‌ فارسي‌ را هم‌ به‌ عهده‌ گرفت‌. مرحوم‌ عبدالباقي‌ طبع‌ شعر هم‌ داشت‌ و اشعاري‌ به‌ فارسي‌ و تركي‌ از وي‌ در دست‌ است.عبدالباقي‌ سحرگاه‌ روز۲۶ اوت‌ ۱۹۸۲ چشم‌ از جهان ‌فرو بست.
از جمله آثار گولپنارلي مي توان به ملامتيه‌ و ملامتيان‌ ، اشعار عاشق‌ پاشا، تنسوق‌ نامه‌ ايلخاني‌ در فنون‌ و علوم‌ ختايي، پيرسلطان‌ ابدال، ترجمه‌ مثنوي‌، ترجمه ديوان‌ حافظ، ترجمه‌ گلشن‌ راز، ترجمه‌ منطق‌الطير، منتخبي‌ از رباعيات‌ مولانا، ترجمه‌ الهي‌نامه ، ديوان‌ يونس‌ امره‌ ، ديوان‌ فضولي، ديوان‌ نديم، نائلي‌ قديم، نسيمي‌، روحي‌ و اصولي، پيرسلطان‌ ابدال ، شيخ‌ غالب ، مولويه‌ بعد از مولانا ، رباعيات‌ حكيم‌ خيام‌ ،شعر ديواني‌ در قرون‌ ۱۶ـ۱۵ ، شعر ديواني‌ در قرن‌ 17، ديوان‌ حافظ (ترجمه‌ منتخب‌ غزليات)، قرآن‌ كريم‌ و مفهوم‌ آن، ترجمه ديوان‌ كبير، حضرت‌ محمد و احاديث‌ او، ولايت‌نامه‌ حاجي‌ بكتاش‌ ولي، فرمايشات‌ امام‌ علي (ع)، دوازده‌ امام‌، آنكارا، مذاهب‌ و طرايق‌ موجود در تركيه‌ در۱۰۰ پرسش،فهرست‌ نسخه‌هاي‌ خطي‌ موزه‌ مولانا، شرح‌ مثنوي‌ ، مذاهب‌ اسلامي‌ در پهنه‌ تاريخ‌ و تشيع‌ اشاره كرد. (10)
به پاس خدمات گولپينارلي به روابط فرهنگي ايران و تركيه ، تاكنون همايش هاي براي بزرگداشت وي در تهران و استانبول برگزار شده است و در بخشي از سفارت اين كشور در تهران كتابخانه اي به نام گولپينارلي افتتاح شده است.
موانع گسترش مناسبات فرهنگي ايران و تركيه :
تبلغيات قوم گرايانه
طي دهه هاي گذشته پيگيري سياستهاي پان تركيستي يكي از موانع اصلي گسترش مناسبات فرهنگي ايران و تركيه بوده است. بويژه اين موضوع بعد از فروپاشي شوروي و احياي سياست هاي قوم گرايانه تركيه در جمهوريهاي شوروي سابق هرچه بيشتر مطرح شده است.
واقعيت اين است كه تفكر پان تركيسم ريشه در طرحهاي قدرت‏هاي بيگانه دارد. تئورسين‏هاي مطرح انديشه پان‏تركيسم، عمدتا غيرترك زبان بوده‏اند. به اذعان «برنارد لوئيس»، خاورشناس معروف، سه يهودي اروپايي از جمله آرتر لملي ديويد و ديويد لئون كوهن ، الهام‏بخش ملي‏گرايي تركان بودند. شخص ديگري كه بيش از هر كس در ايجاد ناسيوناليسم ترك نقش داشت، خاورشناس معروف «آرمينوس وامبري» (جاسوس انگلستان) بود. وامبري فرزند يكي از روحانيون يهودي مجارستاني بود. او درباره لزوم احياي مليت ترك آثار زيادي منتشر كرد و درباره زبان و ادبيات ترك‏ها نيز كار كرد. وامبري با دولتمردان و سياستمداران طراز اول تركيه نيز آشنايي داشت. وي در واقع يكي از اولين كساني بود كه در ترويج انديشه پان تورانيسم كوشش فراوان كرد و كليه فعاليت‏هاي او در خدمت و اهداف استعماري انگلستان در آسيا بود. وامبري طي سفري كه به آسياي ميانه كرد، نقشه امپراتوري پان‏تركيسم را ترسيم كرد. نقشه نهايي وامبري اين بود كه احساسات ناسيوناليستي ترك‏ها را در برابر روسيه تزاري تحريك كند و ضمن ايجاد مرزبندي ميان ترك زبانان مسلمان با ساير مسلمانان، اين بازي بزرگ را در نهايت به نفع انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها در آسيا تمام كند. يكي از اهداف عمده يهوديان نيز از برانگيختن احساسات ملي‏گرايي، زمينه‏سازي براي اشغال فلسطين بوده است. در پي تماس نافرجام يهوديان با سلطان عبدالحميد براي واگذاري اراضي فلسطين به يهوديان مهاجر كه با مخالفت شديد سلطان مواجه شد، يهوديان به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه تحقق روياي خود، برانداختن عبدالحميد و مثله كردن امپراتوري عثماني و شكستن وحدت عرب و ترك است.بدين ترتيب بايد گفت انديشه پان‏تركيسم و پان‏آذريسم در جمهوري آذربايجان وتركيه قبل از اينكه ايده‏اي درون‏زا باشد، انديشه‏اي برون‏زا (خارجي) است . اساساً يكي از ترفندهاي استكبار غرب و بيگانگان در مقابله با ايدئولوژي اسلام در جوامع اسلامي ، تحميل مكاتب انحرافي از جمله ناسيوناليسم قومي است.(11)
پس از فروپاشي شوروي و استقلال جمهوريهاي قفقاز و آسياي مركزي، ترويج سياست پان تركيسم بعنوان يك اولويت در دستور كار تركيه قرار گرفت. اين ديدگاه وجود دارد كه تركيه بويژه پس از فروپاشي شوروي و استقلال كشورهايي نظير جمهوري آذربايجان ، ازبكستان ، تركمنستان ، قرقيزستان و قزاقستان با طرح شعارهاي پـــان تركيستي كوشيد نفوذ سياسي و اقتصادي خود را در اين كشورها بمنظور افزايش نقش منطقه اي و جهاني خود افزايش دهد. در آنسوي اينگونه تبليغات تركيه مي كوشد با تقويت محافل قومگرايانه در آن دسته از كشورهايي كه اقوام ترك زبان دارند، از اين موضوع به عنوان يك اهرم فشار عليه آن دولت و بعنوان يك برگ امتياز در چانه زني هاي سياسي استفاده كند. بعد از فروپاشي شوروي گروههاي مختلف پان تركيستي در منطقه ايجاد شدند كه اوج آن در سالهاي 1992 و 1993 و روي كار آمدن ابوالفضل ايلچي بيگ رهبر جبهه خلق در جمهوري آذربايجان بود. ايلچي بيگ كه روابط نزديكي با تركيه داشت، بجاي تلاش براي آزادي قره باغ، تاكيد مي كرد راه قره باغ از تبريزمي گذرد. اين سياست هاي قوم گرايانه، با مخالفت مردم جمهوري آذربايجان مواجه شد و آنها در همه پرسي اوت 1993 به خلع جبهه خلق از قدرت راي دادند.
اقداماتي نظير برگزاري نشست داك (كنگره باصطلاح آذريهاي جهان) كه مركز آن در باكو دارد، در سال 2004 در آنكارا نيز نشان از حمايت برخي از محافل تركيه از گروههاي قوم گرا در جمهوري آذربايجان كه آشكارا تماميت ارضي ايران را هدف گرفته اند، دارد. در جريان مطرح شدن پرونده باند تروريستي ارگنكن در تركيه در سال 1387 كه طي آن تعدادي از ژنرالهاي سابق، چهره هاي دانشگاهي و رسانه اي تندرو لائيك در تركيه به اتهام تلاش براي كودتا و ترور دستگير شده اند، ابعادي از نقش اين محافل براي ايجاد تحريكات قومي در مناطق آذري نشين ايران فاش شد. اگرچه دولت تركيه رسما هرگونه دخالت در امور داخلي در امور آذريهاي ايران را رد مي كند ، اما واقعيت اين است كه پيگيري سياست هاي پان تركيستي بويژه در مقاطي كه حزب حركت ملي در تركيه در قدرت حضور داشته است ، تاثير منفي بر مناسبات فرهنگي ايران و تركيه گذاشته است. چرا كه امريكا و رژيم صهيوينستي در چارچوب سياست هاي خود براي ايجاد بحران هاي قومي در ايران از اين روند حمايت مي كنند.
از سرگيري برگزاري نشست هاي سران كشورهاي ترك زبان توسط تركيه در آنتاليا در سال 2006 بعد از وقفه اي حدوداً شش ساله نشان داد كه سياست پان تركيسم بخشي از استراتژي آنكارا را تشكيل مي دهد و فقط شدت و ضعف آن در دوره هاي مختلف و بر اساس تحولات داخلي ، منطقه اي و بين المللي تغيير مي كند. البته اين سياست ها در شرايطي بوده است كه آذريهاي ايران به»پان تركيسم« اشتياقي نشان نمي دهند و همواره به حكومت مركزي ايران وفاداري محسوسي داشته اند و در جنگ تاريخي و حماسي چالدران نيز در مقابل تركهاي عثماني ايستاده اند. در طول انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي نيز اين موضوع را به اثبات رسانده اند.با وجود اين تحركات قوم گرايانه تركيه و اقداماتي نظير امتياز قائل شدن براي آذريهاي ايران در جهت تحصيل در تركيه يكي از موانع گسترش مناسبات فرهنگي تهران و آنكارا بوده است.
تحركات امريكا و رژيم صهيونيستي و ايجاد فضاي بي اعتمادي
نگاهي به تاريخ روابط ايران و تركيه نشان مي دهد كه هر گاه گام جدي براي گسترش مناسبات ايران و تركيه برداشته مي شود، محافل امريكايي و صهيونيستي تحركات خود را براي اخلال در اين روابط افزايش مي دهند. دليل اين موضوع نيز مشخص است . ايران وتركيه دو كشور قدرتمند منطقه هستند و همگرايي آنها مي تواند موجب ناكامي سياست هاي قدرتهاي بزرگ در منطقه بشود. به همين جهت سياست ايجاد اختلاف پايدار ميان تهران و آنكارا از اولويت هاي امريكا و رژيم صهيونيستي بوده است و در اين روند از اهرم هاي مختلفي استفاده مي شود. از جمله سناريوهايي كه رژيم صهيونيستي براي برهم زدن مناسبات تركيه وايران بويژه در دهه نود استفاده كرد، قتل روشنفكران تركيه و منتسب كردن آنها به ايران بود. در اين راستا ميتوان به قتل احمد تانر كيشلالي و اوغور مومجو كه هر سه از روشنفكران و نويسندگان مطرح تركيه بودند، اشاره كرد. يا بعنوان نمونه در سال 2000 با آشكار شدن فعاليت سازمان تروريستي حزب ا... تركيه ادعا شد كه اين گروه با ايران ارتباط دارد. در دهه نود رسانه هاي كارتلي وابسته به صهيونيستها در تركيه اين ترورها را به ايران منتسب كرده و كوشيدند با مخدوش كردن وجهه ايران در ميان مردم تركيه از گسترس مناسبات دو كشور درسطوح مختلف از جمله فرهنگي جلوگيري كنند. اما با گذشت زمان و فاش شدن اسناد متقن در مورد نقش صهيونيستها در اين ترورها، حمايت مردم تركيه از گسترش مناسبات ايران و تركيه بيشتر شد. بعنوان نمونه در مداركي كه در خانه "ولي كوچوك" ژنرال بازنشسته و رئيس باند تروريستي ارگنكن كشف شده است، سندي مربوط به دخالت آمريكا و رژيم صهيونيستي در امور داخلي تركيه و ترور شخصيت هاي روشنفكر براي جلوگيري از تشكيل حكومت ديني در اين كشور ضبط شده است. اين سند مربوط به گزارشي است كه از طرف سازمان اطلاعات ملي تركيه (ميت) آماده و در تاريخ 2 نوامبر 1993 به نخست وزير وقت اين كشور ارسال شده است. در متن دادخواست دادستان استانبول عليه ارگنكن درگزارشي از "دفتر خاطرات خاكي با عبارت 2005" عينا اين مطالب درج شده است: " مدرك داخل اين دفتر خاطرات بادرج عبارت "خيلي محرمانه" با امضاي "سونمز كوكسال" مشاور ميت در تاريخ 2 نوامبر 1993 و به شماره 01.789.0879.435 خطاب به مقام نخست وزيري نوشته شده و درباره "اوغور مومجو" مي باشد. در اين مدرك يك تيم ويژه 6 نفره آموزش ديده در واحدهاي "اوادنا" اسرائيل تحت كنترل "خايم بارلو" از مسئولان كابينه اين رژيم و سرويس اطلاعاتي آمريكا (سيا) براي تسلط آمريكا بر خاورميانه و جلوگيري از تشكيل حكومت ديني در تركيه، از پايگاه دريايي "خايره" توسط قايق به تركيه وارد مي شوند، هدف اين تيم كشتن "اوغور مومجو" و "علي بيراند" بوده كه "اوغور مومجو" روزنامه نگار را مي‌كشند و براي كشتن نفر دوم هم در كشور تركيه مي مانند. گزارش اطلاعاتي نشان مي دهد كه عناصر تيم در نمايندگي اسرائيل در آنكارا مانده اند... اين گزارش ميت 10 روز بعد از كشته شدن "اوغور مومجو" توسط تيم ترور اسرائيل نوشته شده و به "سليمان دميرل" نخست وزير وقت تركيه ارسال شده است.(12)
همچنين بعدها مشخص شد كه ميت در دهه هشتاد با همكاري موساد گروه تروريستي موسوم به حزب الله تركيه را ايجاد كرد كه براي مقابله با پ ك ك در نظر گرفته شده بود. پس از دستگيري اوجالان و از بين رفتن فلسفه وجودي گروه حزب ا...، ميت اقدام به قلع و قمع اين سازمان كرد و با فاش كردن آن كوشيد سركوب برخي از گروههاي اسلامي را توجيه كند .
سناريوي امريكا براي تخريب مناسبات ايران و تركيه و ايجاد فضاي بي اعتمادي ، عمدتا القاي حمايت ايران از گروه تروريستي كارگران كردستان تركيه (پ ك ك) بوده است. رسانه هاي وابسته ابه محافل غربي در تركيه براي سالها ايران را متهم به حمايت از پ ك ك مي كردند ، اما اكنون مشخص شده است كه امريكا در پشت حمايت از پ ك ك قرار دارد و همانطوريكه از پ ك ك عليه تركيه استفاده مي كند، از پژاك نيز عليه ايران استفاده مي كند. بطوريكه مقامات عاليرتيه تركيه صراحتا به انتقاد از امريكا پرداخته اند. تعدادي از فرماندهان پ ك ك كه توسط نيروهاي تركيه بازداشت شده ند ، از ديدارهاي منظم افسران امريكايي در عراق با فرماندهان پ ك ك كه در كوههاي قنديل در شمال عراق مستقر هستند، خبر داده اند.
نگراني محافل تركيه از اسلام سياسي
يكي از موضوعاتي كه همواره تاثير منفي بر مناسبات فرهنگي ايران و تركيه گذاشته است ، پيگيري سياست ايران هراسي توسط برخي از محافل تركيه بوده است كه كشورهاي غربي آن را تبليغ مي كنند. محافل لائيك تركيه ، اسلامگرايان را يك تهديد عليه تقويت نظام سكولار اين كشور مي دانند. بطوريكه آنها حتي از حجاب بعنوان يك نماد سياسي نام برده و با آن مخالفت مي كنند .به قول مروه كاواكي نماينده اسبق پارلمان تركيه و نويسنده كتاب "دموكراسي بي حجاب" ، نظام سياسي مورد نظر لائيكها حاضر به پذيرش حجاب برغم حمايت اكثريت مردم تركيه از آن نيست. ايجاد محدوديت ها عليه اجراي آداب و اصول اسلامي نيز نشاندهنده اين موضوع است. همچنين ماجراي سيواس و كشته و زخمي شدن دهها نفر از شيعيان تركيه ، سياست هاي سخت گيرانه محافل لائيك و ارتش تركيه عليه شيعيان اين كشور را نشان داد. واقعيت اين است كه چنانچه سليمان دميرل رئيس جمهوري سابق تركيه فاش ساخته است در تركيه يك دولت پنهان و سايه وجود دارد كه همان نظاميان هستند. نظاميان تركيه حتي تركيه را يك كشور اسلامي نمي دانند. در اين راستا ژنرال »حلمي اوزكوك« رئيس وقت ستاد ارتش تركيه در سخناني در ارديبهشت 1384 در محل آكادمي جنگ خطاب به افسران عاليرتبه تاكيد كرد : »تركيه يك حكومت اسلامي و يك كشور اسلامي نيست، بلكه يك كشور لائيــك است." بدنبال اين موضوع محافل تركيه اين سوال مطرح كردند كه چگونه بيش از 98 درصد ساكنان يك كشور مي توانند مسلمان باشند و از سابقه رهبري جهان اسلام نيز برخوردار باشند، ولي آن كشور اسلامي نباشد.پيش از اين نظاميان تاكيد مي كردند كه "نظام" تركيه لائيك نيست.
نظاميان تركيه بعنوان موسس جمهوري نوين لائيك تركيه، همواره از نظام لائيك در تركيه حمايت كرده و براي حفظ اين نظام سه بار به كودتاي نظامي دست زده‌اند و زمينه سقوط دولت اسلامگراي نجم‌الدين اربكان را در سال 1997 فراهم آوردند. در اين راستا نيز حدود يك سال پس از انقلاب شكوهمند اسلامي، نظاميان و محافل لائيك در تركيه كه از تاثيرات انقلاب اسلامي بر اين كشور نگران بودند ، دست به كودتا زدند . محافل لائيك با ايجاد محدوديت هاي گسترده عليه فعاليت هاي ديني مسلمانان وممنوع كردن حجاب، كوشيدند براي جلوگيري از هرگونه تاثير گذاري انقلاب اسلامي، ابعاد مناسبات فرهنگي را محدود كنند. آنها كوشيدند با ارايه چهره اي مخدوش از ايران از يك سو مانع افزايش محبوبيت ايران در افكار عمومي تركيه شوند و از سوي ديگر با منتسب كردن گروههاي ديني به ايران زمينه سركوب آنها را فراهم سازند. البته با گذشت زمان و آشكار شدن ابعاد دخالتهاي قدرتهاي بيگانه در مناسبات تركيه و ايران و ثابت شدن سياست حسن همجواري وتنش زدايي ايران، تعاملات فرهنگي دو كشور افزايش يافته است .
تمايل تركيه به ترويج معيارهاي فرهنگي مورد نظر غرب :
تمايل تركيه به اجراي معيارهاي فرهنگي مورد نظر غرب بمنظور عضويت در اتحاديه اروپا وساير نهادهاي غربي، نيز نقش كنده كننده در مناسبات فرهنگي ايران و تركيه ايفاء كرده است . بعنوان نمونه پذيرش معيارهاي غربي در مورد زنا، همجنس بازي نه تنها بامخالفت مردم مسلمان تركيه مواجه بوده است ، بلكه بر مناسبات تركيه با كشورهاي اسلامي نيز تاثير منفي ميگذارد. بعد از تاسيس جمهوري تركيه ، سياست اين كشور عمدتا زمينه سازي براي افزايش هر چه بيشتر حضور فرهنگ غرب و اروپا در تركيه، محدود كردن انجام آداب و رسوم اسلامي بوده است. بعنوان نمونه لغو عيد فطر و قربان ، اعلام تعطيلى روز يكشنبه به جاى جمعه ، جلوگيرى از حج و مراسم آن به مدت چند سال ، ممنوع كردن حجاب ، اعلام اذان به زبان تركى ، تبديل مسجد اياصوفيا به موزه و مسجد مشهور الفاتح به ايستگاه ، بستن كتابخانه‏هاى اسلامى و مصادره نمودن كتاب‏هاى آنها، بستن مراكز و مدارس دينى ، ترويج فسق و فجور و فحشا و مشروبات در شهرهاى تركيه و باز كردن شهرها به روى اروپاييان ، الغاى حروف عربى و جايگزينى حروف لاتين به جاى آن ، لغو تقويم هجرى و همچنين شمسي و به كارگيرى تقويم ميلادى، حذف زبان عربى از مواد تحصيلى دانشگاه‏ها، حذف ماده «دين دولت، اسلام است» از قانون اساسى از جمله اقداماتي بود كه در اوايل تاسيس جمهوري تركيه انجام شد. همچنين قرآن تنها به زبان تركي منتشر شد و قرائت آن به جاي قرائت عربي در ملاء عام ترويج داده شد و نماز جمعه براي اولين بار در تاريخ به زبان تركي استانبولي برگزار شد. برخي ازاين محدوديتها بعدها تحت فشار افكار عمومي تركيه لغو شد،اما همچنان برخي از ممنوعيت ها نظير ممنوعيت حجاب ادامه دارد. در هر حال تمايل تركيه به گسترش نرم هاي فرهنگي غرب در كل تاثير منفي بر مناسبات تركيه با كشورهاي اسلامي گذاشته است .
مصادره به مطلوب كردن مفاخر ادبي - فرهنگي ايران
يكي از موضوعاتي كه تاثير منفي بر مناسبات فرهنگي ايران وتركيه گذاشته است، اقدام آنكارا در مصادره به مطلوب كردن چهره هاي فرهنگي و ادبي ايران است. البته ايران با اين مشكل در حوزه ج. آذربايجان ، تاجيكستان ، ازبكستان و افغانستان نيز مواجه است . چرا كه مرزهاي فرهنگي ايران بسيار گسترده تر از مرزهاي جغرافيايي آن است. در جمهوري آذربايجان نظامي گنجوي و فضولي شاعران پرآوازه ايراني، در تاجيكستان رودكي شاعر پرآوازه و ابن سينا دانشمند نامي ايران ، در افغانستان سيد جمال الدين اسدآبادي مصادره به مطلوب مي شوند. در تركيه نيز چندين شخصيت بزرگ و شهير ايراني مصادره به مطلوب شده اند كه در راس آنها مولانا قرار دارد.
در حاليكه اصالت ايراني مولاءنا موضوعي اثبات شده است ، اما به بهانه دفن وي در قونيه برخي از مقامات و رسانه هاي تركيه مدعي اند كه مولانا از مشاهير تاريخ و ادبيات تركيه است! برگزاري مراسم سماع در مقبره مولاءنا امروز شهرتي جهاني دارد و براثرتلاش هاي مداوم تركيه، سالي به نام مولا نا(يا به قول غربي ها رومي) نام گذاري شده است. در اين نامگذاري كه از طرف يونسكو انجام شد، مولاءنا از مفاخر فرهنگي و ادبي تركيه عنوان شده; آن هم در شرايطي كه حتي يك شعر به زبان تركي هم ندارد.
حتي شمس تبريزي نيز شخصيتي تركيه مطرح مي شود. بعنوان نمونه روزنامه"بوگون" چاپ آنكارا در يكي از شماره هاي خود نوشته است : "شمس تبريزى" كه در شهر ارزروم تركيه به آموزگارى مشغول بود براي گسترش دادن حوزه نفوذ ادبياتش، زبان فارسي را از يكي از شاگردان ايراني خود فرا گرفت!!... وي از شاگردان مولانا از مشاهير تاريخ تركيه است. (13)
البته شكي نيست كه مولانا به عنوان شاعر و عارف نامدار داراي شخصيت جهاني است كه ادبيات جهان را تحت تأثير قرار داده است. انسان هاي بزرگ متعلق به يك مكان خاص نيستند، اما اين اينكه هويت اين انسانهاي بزرگ تحريف و مصادره به مطلوب شود، كاري پسنديده از لحاظ فرهنگي نيست.
تحريفات در مورد مولوي در تركيه در شرايطي صورت مي گيرد كه مولوي شناسان شهير در تركيه نظير عبدالباقي گولپينارلي، مولوي پژوه نامي تركيه بر ايراني بودن وي تاكيد كرده اند.
تلاشهاي تركيه براي مصادره به مطلوب كردن مولوي واكنش مقامات رسمي ايران را نيز بدنبال داشته است . در اين راستا حدادعادل رئيس سابق مجلس شوراي اسلامي ايران گفته است : به نخست وزير تركيه گفتم كه توجه اين كشور به جذب توريست از طريق بزرگداشت مولوي خوب است ، اما بهتر است كه تلاشي هم براي معرفي و شناخت زبان مولوي كه انديشه وي با اين زبان فابل فهم است ، صورت گيرد.(14)
تركيه براي مصادره به مطلوب كردن مولوي اقدامات متعددي در سطح ملي و بين المللي كرده است كه مهمترين آنها در سطح ملي تحريف زندگي مولوي در كتب درسي است.
ماجراي مصادره مفاخر فرهنگي و عرفاني ايران توسط تركيه تنها به مولوي محدود نمي شود. بعد از مولوي، «شيخ ابوالحسن خرقاني» عارف بزرگ قرن 4 و 5 ايران است كه تركيه بدنبال منسوب كردن آن به اين كشور است ، آن هم در حالي كه برخلاف مولاءنا كه مقبره اش در قونيه است، اين عارف در خرقان (در استان سمنان) مدفون است و بر اساس آنچه محققان مي گويند او نه تنها به تركيه پا نگذاشته بلكه در طول عمر غير از سفر به آمل براي تلمذ نزد قصاب آملي عارف بزرگ آن عصر از خرقان خارج نشده بود. شهر «قارص» در تركيه با بهره گيري از تربت و مسجدي منسوب به شيخ ابوالحسن خرقاني و نيز بر مبناي تلا ش هاي دولت تركيه براي توسعه زيرساخت هاي گردشگري در اين كشور، بعد از قونيه در مسير تبديل شدن به يك مقصد فرهنگي در آناتولي براي گردشگران بويژه گردشگران ايراني است. اين در حالي است كه مقبره واقعي اين عارف نامدار در خرقان مورد بي توجهي واقع شده است. ايراني ها خيلي كم شيخ ابوالحسن خرقاني را مي شناسند.
ابوالحسن علي بن احمد بن جعفر بن سلمان خرقاني(352-425 هجري قمري) متولد روستاي خرقان و متوفي و مدفون در همانجاست. خرقاني به تصريح خودش و تائيد مقامات بازمانده از او، مردي امي و درس نخوانده بوده، با اين همه بزرگ ترين عارفان زمانه همواره در اشتياق ديدار او بوده اند. داستان هايي كه درباره ديدار او با ابن سينا، ابوسعيد ابوالخير و سلطان محمود غزنوي نقل شده بزرگي و عظمت او را مي رساند.
زنجيره ارادت به شيخ ابوالحسن خرقاني از زمان حيات او آغاز شده و قرن به قرن و نسل به نسل پيوسته در حال گسترش بوده است و در سراسر جهان اسلام او را به عنوان يكي از اولياالله مي شناختند و مي شناسند. آنچنانچه دكتر محمدرضا شفيعي كدكني در كتاب ارزشمند «نوشته بر دريا» كه پيرامون زندگي و آثار شيخ ابوالحسن خرقاني تهيه شده ،آورده است بر اساس همين ارادت هم اكنون در آفاق پهناور جهان اسلام، در سرزمين هاي بسيار دور، مسجدها و خانقاه ها و انجمن ها به نام ابوا
اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

گله مندي تركيه از اوباما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۵
مهدي
نظرات (0)
ترك‌ها كه از بي‌تفاوتي اوباما به موضوع نسل‌كشي ارامنه توسط امپراتوري عثماني به شدت مكدر شدند.
اين در حالي است كه اين اظهارات درست زماني مطرح مي‌شود كه دو كشورتركيه و ارمنستان گام‌هاي خوبي در جهت بهبود روابط خود بعد از چندين دهه تنش برداشته‌اند.
اوباما پريشب درحالي موضوع كشتار ارامنه توسط امپراتوري عثماني در حدود صد سال پيش را مطرح كرد كه همگان بر اين باور بودند كه روي كار آمدن دموكرات‌ها اين موضوع را ممكن است براي هميشه به بايگاني بفرستد. حتي زمان جمهوري‌خواهان كه اين مسئله پر سروصدا شده بود و مي‌رفت تا در كنگره آمريكا مطرح شود و مصوبه‌اي درخصوص آن صادر شود، دموكرات‌ها مي‌گفتند كه اين انتقام بوش از تركيه است كه اجازه نداد از پايگاه هوايي اينجرليك در حمله به عراق استفاده شود. بي تفاوتي اوباما نسبت به اين موضوع در سفر تاريخي‌اش به تركيه نيز كه هيچ اشاره‌اي به آن نكرد اين احتمال را تقويت كرد كه اساساً آنها علاقه‌اي به مطرح شدن اين نزاع تاريخي ميان تركيه و ارمنستان ندارند اما اظهارنظر تازه اوباما همه معادلات را بهم ريخت.
رئيس‌جمهور آمريكا جمعه‌شب و همزمان با فرا‌رسيدن سالروز آغار كشتار ارامنه در سال 1915 و درست همان زماني كه هزاران ارمني نود و چهارمين سالگرد كشتار دسته‌جمعي هموطنان خود به دست امپراتوري عثماني را گرامي داشتند، به اين موضوع اشاره كرد و با وجودي كه ازآن به عنوان نسل‌كشي ياد نكرد و تنها تركيه و ارمنستان را به فراموش كردن گذشته و چشم دوختن به آينده فراخواند، اعتراض ترك‌ها را نسبت به خود برانگيخت و سبب شد تا رجب طيب اردوغان ديشب نسبت به آن موضع بگيرد و تقريباً رئيس‌جمهور آمريكا را به خاطر چنين اظهاراتي نكوهش كند. اردوغان در خصوص اين اظهارات به رسانه‌ها گفت كه رئيس‌جمهور آمريكا فراموش كرده است كه از صدها هزار ترك و مسلماني كه در همان سال 1915 قرباني شدند تجليل و با آنها همدردي كند. داستان قتل عام يك‌و‌نيم‌ميليون ارمني در اواخر عمر امپراتوري عثماني نيز يكي از بحث برانگيز‌ترين اختلافات ميان دو كشور ارمنستان و تركيه است. در حاليكه برخي از كشورهاي غربي به دلايل بعضاً سياسي بر وقوع اين حادثه تأكيد دارند، دولت تركيه بارها با ارائه مستنداتي اين ادعا را رد كرده و گفته است كه وقوع يك جنگ داخلي و نه يك نسل‌كشي منجر به كشته شدن شمار زيادي ارمني شده اما تعداد آنها به هيچ وجه به يك‌ونيم ميليون نمي‌رسيده است. با اين همه و عليرغم اختلافات موجود ميان دو كشور و حتي در كنار ادعاي جديد سرژ سركيسيان، رئيس‌جمهور ارمنستان كه پريشب طي بيانيه‌اي گفت ايروان هنوز به دنبال به رسميت شناخته‌ شدن اين كشتار به عنوان نسل‌كشي است، دو طرف اين هفته‌ يك نقشه‌ راه را براي گفت‌وگوهايي كه مي‌تواند به عادي‌سازي مناسبات و بازگشايي مرز دو كشور بينجامد ارائه مي‌كنند.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

انگليس و جدا كردن بلوچستان از ايران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۴
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

هندوستان و رقابت كشورهاي اروپايي

سفر واسكودوگاما از كشور پرتغال در سال 1497 به هندوستان راه را براي ايجاد مستعمرات در اين سرزمين و ساير نواحي آسيا باز كرد (سپاهي، 1385: 57). بعد از تسلط پرتغاليها بر هند در سال 1662 دولت پرتغال جزيره بمبئي را به چارلز دوم پادشاه انگليس هديه كرد و او نيز اين جزيره را به كمپاني هند شرقي منتقل كرد (نيكبختي، 1368: 63).. امپراتوري بريتانياي كبير از نيمه قرن هفدهم به تدريج با زور و زر و خدعه هندوستان را از چنگ راجه هاي ايالت و امپراتوران مغول هند خارج كردند (بهزادي، 66:1368). بدين ترتيب انگليسيها، پرتغاليها را از گردونه رقابت خارج كرده خود بر اوضاع مسلط شدند.

در اواخر 1600 كمپاني هند شرقي به موجب فرمان ملكه اليزابت تاسيس گرديد. كمپاني به تدريج توانست نفوذش را در هندوستان گسترش دهد و از ديگر رقباي خود پيشه گيرد (سپاهي: 58). به دنبال ظهور انقلاب صنعتي در اروپا توليد كالا به مراتب بيشتر از احتياج بازارهاي اروپايي بود. علاوه بر اين مواد اوليه بسياري از كارخانه ها در اروپا وجود نداشت و كشورهاي اروپايي براي رفع اين نيازها، توجه بيشتري به سرزمينهاي ديگر نمودند (سپاهي: 58). يكي از اين سرزمينها كه از قبل نيز مورد توجه كشورهاي اروپايي قرار گرفته بود، هندوستان بود. اين كشور با توجه به ويژگيهايي كه داشت، مناسب‌ترين سرزمين براي استعمار بود. اروپاي آن روز مي دانست كه امپراتوري بريتانيا به هندوستان زنده است و اگر لندن مغز اين امپراتوري است، هند قلبي است كه خون ثروت و رفاه و عظمت را دررگهاي بريتانيا جاري مي سازد. (بهزادي: 68). درچنين اوضاع و احوالي، انگليس كه از سالهاي قبل بر هند مسلط شده بود و سعي در حفظ آن در مقابل رقيبان داشت، با رقابت ناپلئون كه قصد داشت اين سرزمين را از دست آن كشور خارج كند مواجه شد (سپاهي:58).

انگليس و دفاع از هندوستان

بعد از آنكه ناپلئون در اروپا به پا خواست، تمام معادلات قدرت و سياست جهاني به هم خورد. ناپلئون انگليس را بيش از همه دشمن خود مي‌پنداشت چرا كه تمام اتحاديه هاي نظامي عليه فرانسه توسط انگليس طراحي مي-شد. ناپلئون به خوبي دريافته بود كه شاهرگ حياتي انگليس، هندوستان است. وي در جست و جوي راهي براي فتح هندوستان بود و چون انگلستان فرمانرواي درياها بود، او راهي نداشت جز اينكه از طريق خشكي بر هند حمله ور شود و اين راه به ناچار از ايران مي‌گذشت (بهزادي: 67). انگلستان خطر فرانسه را به خوبي دريافته بود. تصرف هندوستان از راه ايران، افغانستان، سند و پنجاب مكرر در تاريخ ثبت شده بود و انگليسيها مي دانستند كه اگر ميدان را باز بگذارند، فرانسويها به راحتي هندوستان را فتح خواهند كرد.

خطر حمله ناپلئون باعث توجه دولت انگليس و كمپاني هند شرقي به مناطق همجوار هندوستان، يعني راههايي شد كه احتمال حمله ناپلئون از آن طريق وجود داشت. يكي از آن سرزمينهاي همجوار هندوستان، بلوچستان بود و در نتيجه اين رقابتهاي دول رقيب، اين ناحيه مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و رقابت آنها در اين منطقه تا جدا شدن قسمتي از بلوچستان ايران و قرار گرفتن آن در كمربند حفاظتي هند و حتي پس از آن ادامه يافت (سپاهي: 59).بعد از مكاتبه دولتمردان ايران با ناپلئون و آمدن نمايندگان او به ايران ميرزا رضاخان قزويني مأموريت يافت پيماني با ناپلئون منعقد نمايد. بنابراين پيمان فين كنشتاين در 4 مه 1807/ 25 صفر 1222 بين دو كشور بسته شد. از جمله مفاد اين پيمان، قطع رابطه ايران با دولت انگليس و اعلام جنگ با آن كشور بود. ايران همچنين در اين پيمان متعهد شد كه هرگاه امپراتوري فرانسه قصد نمايد از خشكي قشوني را براي يورش به هند بفرستد، هرگونه امكاناتي را براي آنان فراهم نمايد (مجموعه عهدنامه‌هاي تاريخي ايران از عهد هخامنشي تا عهد پهلوي،1350: 152-153). با اعزام ژنرال گاردن از جانب ناپلئون به ايران حكومت بريتانيا در لندن وحشتزده شد و نمايندگاني را به دربار ايران مأموريت داد، از جمله اين نمايندگان سرجان مالكم بود كه به خاطر رابطه‌ دوستي بين ايران و فرانسه، از جانب دولت ايران پذيرفته نشد (سپاهي: 60).

انگليس و بررسي سرزمينهاي همجوار هندوستان

خطر حمله ناپلئون از طريق ايران به هندوستان و پذيرفته نشدن مالكم سفير انگليس از جانب دولت ايران موجب شد كمپاني هند شرقي و دولت انگليس به شناسايي و بررسي سرزمينهاي همجوار هندوستان بپردازند. يكي از اين سرزمينها بلوچستان بود كه اين زمان وارد تاريخ جديد خود شد (سپاهي:62). انگليس مي بايست هندوستان را حفظ مي كرد و معابر لشكركشي كشورهاي اروپايي به هندوستان و مرزهاي دفاعي شبه قاره را در اختيار خود مي‌گرفت از طرفي روسيه نيز از آغاز قرن هيجدهم بر درياهاي گرم جنوب و بيش از همه بر استانبول چشم طمع دوخته بود. روسيه مي بايست معابر لشكركشي به هندوستان را در اختيار خود مي داشت تا لندن را لااقل به تسليم استانبول وا دارد (بهزادي:70). اين عوامل سبب شد انگليس براي دفاع از هندوستان به شناسايي سرزمينهاي غربي آن بپردازد كه بلوچستان يكي از آنان به شمار مي رفت.پذيرفته نشدن جان مالكم در دومين مأموريتش به ايران در سال 1808/1221 او را در تصميمش براي شناسايي سرزمينهاي مجاور هندوستان مصمم كرد (سپاهي: 61). چندين افسر مستعد براي اين منظور همراه مالكم بودند. نخستين شخص سروان گرانت بود، وي مأموريت يافت درباره بلوچستان غربي تحقيقاتي انجام دهد و نتيجه را گزارش دهد (سپاهي: 61). هدف از مأموريت او اين بود كه آيا نيروهاي نظامي كشورهاي اروپايي مي-توانند از طريق سواحل جنوب ايران به درون هندوستان رخنه كنند يا نه؟ گرانت اولين غربي بود كه تمام سرزمينهاي بين خليج گواتر و جاسك را شناسايي كرد و راه ورود به بلوچستان را براي ديگر هموطنان خود كشيد (سپاهي: 63). انگليسيها از طريق هنديان آموزش ديده در فنون نقشه‌برداري كه در لباس روحانيون مسلمان بودند و به طور كلي در هيئت سياح، تاجر، زاهد و درويش و ظاهر مي شدند(بهزادي: 70). و به شناسايي مرزهاي شرقي ايران مي‌پرداختند.از ديگر مأموران سياسي و نظامي انگليس كه براي شناسايي بلوچستان رهسپار اين ديار شدند، سروان چارلز كريستي و ستوان پاتينجر بودند كه مأمور شدند از راه خشكي، قدرت طبيعي، اقتصادي و مناطق سوق الجيشي بلوچستان و بخش ديگري از ايران را بررسي كنند (سپاهي: 64). در نتيجه مسافرت پاتينجر و همكارش اطلاعات فراواني در مورد قبايل و سران آنها، شمار جنگجويان قبايل و اوضاع طبيعي بلوچستان به دست آمد كه موجب آشنايي اروپاييان با اين بخش از ايران و راهگشاي مأموران انگليسي به هنگام تقسيم بلوچستان شد.

سياست ايجاد كمربند حايل

اهميت هندوستان براي امپراتوري انگليس به قدري بود كه برخي سياستمداران بر اين عقيده بودند كه امكان زيستن براي انگلستان بدون هندوستان وجود ندارد. لرد كرزن در اين باره مي‌نويسد: «زماني كه هند شناخته شده است، سرورانش همواره صاحب اختيار نيمي از جهان بوده اند». (سپاهي: 66).دولت انگلستان پس از 1815 و تجربه تلخ اتحاد فتحعلي شاه و ناپلئون در مي يابد كه بر خلاف تصورات قبلي، ايران به عنوان خط دفاعي هندوستان چندان قابل اعتماد نيست و روسيه نيز مي توانست با عبور از شمال خراسان به خان نشينهاي آسياي مركزي دست يابد. بنابراين، لندن و حكومت كمپاني در هندوستان بر آن شدند تا تلاش خود را در آسياي مركزي به كار اندازند و ديوار دفاعي هند را از ايران به آسياي مركزي تغيير دهند (بهزادي:172). به دنبال آن در دهه 1830/1250ق. در انگلستان اجماع فزاينده اي پديد آمد مبني بر اينكه، روسيه به زيان ايران، عثماني و آسياي مركزي در حال توسعه بخشيدن به قلمرو خود مي‌باشد و از همين جا طرح «مسئله شرق» يا «بازي بزرگ» ريخته شد. در اين طرح، ايران به عنوان دولت حايل در برابر پيشروي و توسعه‌طلبي فزاينده روسيه به هندوستان از اهميت استراتژيكي خاصي برخوردار شد (فوران، 1378: 172). در اين برهه زماني انگليس به دنبال سد دفاعي محكم و استواري مي گشت تا بتواند با خيال راحت‌تري به سلطه خود در هندوستان ادامه دهد. آنان سد دفاعي خود را در مناطق مرزي خاوري ايران يافتند كه دولت مركزي ايران سياست قاطعي براي تسلط كامل بر آن نداشت و اين همان چيزي بود كه انگليسيها خواستار آن بودند چرا كه به راحتي مي‌توانستند مناطق استراتژيك را از ايران جدا كرده به نقشه خود يعني ايجاد كمربند حايل دست يابند.

ايران و توجه به مرزهاي شرقي

با پايان يافتن جنگهاي ايران و روسيه، دولتمردان ايران تصميم گرفتند مرزهاي شرقي ايران را به نواحي اصلي آن گسترش دهند، اما انگليسيها تصور مي كردند كه دولت ايران هر قدمي كه به سمت هندوستان بر مي دارند به طور قاطع به اشاره دولت روس است (سپاهي:67). انگليس از اساس تفكر دولت و دربار ايران، درباره مرزهاي جنوب شرقي اش آگاه شده بود. ايران از آغاز سلطنت قاجاريه مرز طبيعي جنوب شرقي خود را، رود سند مي-دانست. عباس ميرزا در خلال گفت و گو هاي دوستانه و خصوصي با مأمورين انگليس بارها به اين مطلب اشاره كرده بود و محمد شاه نيز بر همين عقيده بود (بهزادي:95). در نتيجه انگليسيها درصدد ممانعت از پيشروي ايران به طرف شرق بر آمدند كه اولين مورد آن مسئله‌ هرات و به دنبال آن جدايي بلوچستان بود كه با تعيين حدود مرزي اين مناطق، هم خط دفاعي هندوستان را كامل كردند و هم به پيشروي ايران به سمت شرق براي هميشه پايان دادند.

بلوچستان در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه

با آغاز سلطنت ناصرالدين شاه و توجه دولت مركزي به بلوچستان سرداران و حاكمان نواحي مختلف اين ناحيه، داوطلبانه اطاعت خود را از دولت مركزي اعلام نمودند (سپاهي:124). و اين بدان دليل است كه اميركبير صدراعظم ايران در آن زمان اهميت ويژه اي به بلوچستان مي‌داد و آن هم به خاطر آگاه بودن او از سياستهاي انگليس در ايران بود.در اين دوران نيز شورشهايي در بلوچستان براي استقلال رخ داد اما با سياست مدبرانه اميركبير بلوچها دوباره به اطاعت از ايران گردن نهادند (بهزادي:106). انگليسها از اين وضع نگران شدند، زيرا با گسترش مرزهاي شرقي ايران، ايران را به هند نزديكتر مي ديدند. با توجه به چنين اوضاعي، دولت انگليس در سال 1853/1270ق. به منظور جلوگيري از گسترش نفوذ بيشتر ايران در بلوچستان، مأموراني از سند به بلوچستان اعزام كرد. جاسوسان انگليسي مردم بلوچ را تحريك به شورش عليه دولت ايران كرده بودند (سپاهي.ص124). دولت انگليس در اين سالها سعي مي كرد با ايجاد جو بدبيني در ميان مردمان بلوچ آنها را به شورش عليه دولت مركزي وا دارد اما اقدامات آنها در اين زمان نتيجه دلخواه را نداد و انگليسيها درصدد برآمدند تا به ترفندهاي ديگر متوسل شوند.

كشيدن خطوط تلگراف؛ زمينه‌ساز تقسيم بلوچستان

بعد از معاهده پاريس و استقلال افغانستان، مشكلات انگليسيها در هند، براي چند سال، آنها را از دخالت علني در بلوچستان بازداشت، اما شورش هند در سال 1857/1274ق. انگليسيها را در تقسيم بلوچستان مصمم كرد (سپاهي:130). انقلاب هندوستان و خطري كه در آن مقطع تاريخي متوجه امپراتوري بريتانيا شد، آثار و نتايج عميقي در ايران به جاي گذاشت. از جمله مهمترين اين آثار ارتباط تلگرافي هندوستان با اروپا و با انگليس و در نتيجه كشيده شدن خطوط تلگراف در ايران بود (بهزادي:119). براي ايجاد خطوط تلگرافي در بلوچستان، مذاكرات توسط افسران انگليسي با دولت ايران شروع شد، اما اين مذاكرات با مخالفت و مقاومت شديد در ايران مواجه شد (سپاهي:130). اولياي ايران به هيچ عنوان نمي خواستند پاي مأموران انگليسي به نقاط دور افتاده مملكت، به خصوص نواحي جنوب به ويژه در ميان طوايف بلوچستان باز شود. انگليسيها سرهنگ اپستويك را براي حل اين مسئله به سمت سفارت تهران برگزيدند (بهزادي:120-119). سرانجام امتياز كشيدن خطوط در 24 جمادي‌الاخر 1279 / 17دسامبر 1862 با دولت ايران به امضا رسيد. در آن زمان صدارت ايران با امين‌الدوله بود كه با انگليسيها رابطه صميمانه اي داشت.انگليسيها در سال 1859/1275ق براي برقرار كردن رابطه مخابراتي مستقيم هند و اروپا يك رشته سيم بين اسكندريه و خليج فارس داير كردند. در سال 1278ق. دولت انگليس گلداسميت را به منظور انجام تحقيقاتي در زمينه چگونگي امتداد اين خط تلگراف در طول صحراي مكران مأمور كرد. در سال1280ق. كار كشيدن خط تلگراف تمام شد و آن خط را از كراچي به جاسك مربوط كردند (نيكبختي:64).مأموران انگليسي به هنگام مطالعه، براي كشيدن خطوط تلگرافي پي بردند كه كشيده شدن خطوط تلگراف زميني در بخشي از نواحي ساحلي ايران،براي كنترل وسرانجام جدايي اين نواحي مجاور،فرصت مناسبي ميتواند باشد (سپاهي:130).بنابراين تحقيق و بررسي ازاين نواحي برعهده سرفردريك گلداسميت گذاشته شد.

انگليس و حفظ خطوط تلگرافي توسط سرداران بلوچ

با عبور سيم تلگراف از بلوچستان، دولت انگلستان گلداسميت را با چند افسر ديگر به بلوچستان فرستاد، اما آنها با مقاومت و مخالفت بلوچها مواجه شدند. افسران انگليسي به فرماندهي گلداسميت به اين نتيجه رسيدند كه تنها از طريق كنار آمدن با سران طوايف و قبايل مي توانند بر حاكميت خويش در بلوچستان تداوم بخشند. به همين خاطر عمدهي سران، خانها و سردارهاي بلوچ را با دادن اسلحه و مختصري مقرري فريب دادند و به بهانه عبور خط تلگراف در هر محل تلفنخانه اي برپا كردند و پرچم انگليس را بر فراز آن برافراشتند (نيكبختي:66). بدين-سان انگليسيها در سرتاسر بلوچستان نفوذ كردند و از طريق محدود مقرري كه به سرداران بلوچ مي دادند از آنها تعهد گرفتند تا از سيمهاي تلگرافي مراقبت نمايند. در اين ميان عده اي ديگر از بلوچها كه بهره اي نبرده بودند، دست به تحريكات زدند، در نتيجه سيمهاي تلگراف را قطع، و براي مأموران انگليسي مزاحمت ايجاد مي كردند و بعضي از كاركنان را كشته، برخي را اسير نمودند. اين پيشامدها سبب شد دولت انگليس از ايران بخواهد مرز بين ايران و هند تعيين شود. دولت ايران با اين تقاضا موافقت ننمود. گلداسميت بلوچها را تحريك نمود تا سر به شورش زنند. ناصرالدين شاه متوجه اين خطر شد كه چنانچه رضايت انگليس را فراهم نكند، ممكن است بلوچستان را از ايران مجزا نمايد. در سال 1288ق. انگلستان عده اي سرباز هندي را به پنجگور فرستاد و خيال داشت تمامي بلوچستان را فتح كند. ناصرالدين شاه از اين نقشه باخبر شد و با سفير انگليس در تهران در اين باب مذاكره نمود (همت،101:1370). سفير انگليس اظهار كرد كه اگر دولت ايران خواهان دوستي با دولت انگليس است، بايد خطوط مرزي بلوچستان را با مرز هند تعيين نمايد. ناصرالدين شاه نيز اين پيشنهاد را پذيرفت. از طرف ايران وزير خارجه ميرزا سعيدخان و آصف الدوله حاكم كرمان و چند نفر ديگر معلوم شدند. از طرف انگلستان گلداسميت و دو افسر مهندس تعيين گرديدند، اما نتيجه مطلوبي حاصل نشد. در اين جلسه قرار شد دولت انگليس سالي سه هزار تومان جهت محافظت از تيرها و سيستم تلگرافي كه در قسمت بلوچستان واقع مي شد پرداخت نمايد و تعيين مرزها به ملاحظاتي، نامعلوم و مسكوت ماند (همت:102). در اين زمان انگليسيها با كاشتن تيرهاي تلگراف در گوشه گوشه ي بلوچستان و گسترش نفوذ خود دراين منطقه و در نهايت با تفرقه انداختن بين مردم بلوچستان كم كم به اهداف خود نزديكتر شدند.

توافق ايران با انگليس در تشكيل كميسيون مرزي

در سال 1862م. در ديوار دفاعي هندوستان، تنها منطقه اي كه ترتيب قطعي براي آن، مطابق نقشه انگلستان داده نشده بود، منطقه بلوچستان بود. (بهزادي:121). در آن هنگام خان كلات قسمتهاي شرقي بلوچستان را تحت اداره يا نفوذ خود داشت. انگلستان درصدد بود بلوچستان را همچون افغانستان به صورت كشوري مستقل درآورد. اولين كميسيون براي تعيين مرزهاي شرقي ايران، بين دولت ايران و خان كلات به حكميت انگلستان تشكيل گرديد، انگليسيها به ظاهر نقش حكم را بازي مي كردند اما در واقع مدعي آنها بودند و مطرح نمودن خان كلات بهانه اي بود براي جدايي بلوچستان از ايران. (سپاهي:144). بعد از شكست آقاخان محلاتي در مأموريتش براي جدايي بلوچستان، دولت انگليس بر آن شد كه اين امر را توسط يكي از خوانين مقتدر محلي و با توسعه بخشيدن قلمرو او انجام دهد. مقتدرترين و مناسب ترين فرد براي اين منظور خان كلات بود (بهزادي:122). كه انگليس آن را در سال 1854م. تحت الحمايه خود كرد و بعد آن را جزء امپراتوري هند در آورد. (غراب، 1364: 14-13).ايجاد روابط سياسي بين دولت انگليس و خان كلات باعث شد كه از اغتشاشات بلوچستان جلوگيري شود و مقام حكمراني خان كلات استحكام پيدا كند، اما لازم بود ترتيبهاي تازه اتخاذ شود كه سرحدات غربي اين مملكت از تجاوزات مصون بماند و از دولت ايران كه قريب بيست سال بود به سرحدات كلات تجاوز مي كرد جلوگيري شود، و در بين يك حد و حدودي معين گردد. (بهزادي:125). زماني كه ابراهيم خان در اوايل دهه 1270ق. در حكومت بلوچستان مستقر شد دامنه فتوحات وي انگلستان را مضطرب كرد و به فكر چاره جويي انداخت (بهزادي:128). دولت انگليس مي پنداشت كه در صورت عدم مداخله، ابراهيم خان تمامي حوزه حكومتي خان كلات را فتح خواهد كرد و مرزهاي شرقي ايران به هند نزديكتر مي شود. آنان درصدد برآمدند تا با تعيين حدود رسمي بين بلوچستان و كلات از پيشروي ابراهيم خان حاكم بلوچستان به سمت سرزمينهاي غربي هند جلوگيري كنند. شكايات متعدد دولت انگليس به دربار و دولت ايران، ايران تحت سرپرستي ميرزا حسين خان سپهسالار در سال 1871/1287ق. حاضر به تحديد رسمي مرزهاي ايران و كلات با حكميت دولت انگليس شد. سر فردريك گلداسميت به عنوان حكم انگليس تعيين گرديد (بهزادي:130). از طرف دولت ايران ميرزا معصوم خان انصاري به عنوان رئيس كميسيون مرزي انتخاب شد (سپاهي:149).بر اساس موافقت‌نامه تعيين حدود مرزي كميسيونرها ي ياد شده آزادي خواهند داشت نقشه اي از متصرفات ايران در بلوچستان و متصرفات خان كلات با مرزهاي آن ترسيم كنند وآن را با خود به تهران بياورند، پس از آن مسئله با آگاهي دولت بريتانيا به گونه اي عادلانه تصميم گرفته مي شود. (سپاهي:156). نماينده ايران ميرزا معصوم خان در راه بازگشت به تهران به دولتمردان ايران مي‌نويسد: « ... اين مأمور انگليسي ]گلداسيمد [جز حمايت و تقويت خان كلات و تحصيل سند كه كيج و تمپ و بليده و مند و كوهك و اسپندار و بلكه بيشتر سرباز و دشت باهو تعلق به خان معزي اليه دارد و خيال ديگري ندارد ...» (سپاهي:164). به طوري كه از نامه ميرزا معصوم خان بر مي آيد، انگليسيها در نقشه خود قصد داشتند، نواحي تمپ، كيج، بليده، مند، كوهك و اسپندار و حتي نواحي سرباز و دشت باهو را از خاك ايران جدا و به خاك كلات بيفزايند.تلاشهاي ميرزا معصوم خان براي قرار دادن كيج و مند در قلمرو ايران به جايي نرسيد ... (سپاهي:164). ناحيه ديگر كه در اين زمان مورد اختلاف بين گلداسميت و ميرزا معصوم خان بود، ناحيه كوهك و اسپندار بود. (سپاهي:165- 164). اما با همه تلاشهاي سرداران بلوچ و ديگر مأموران ايراني در حفظ حقوق كشورمان، دولت ايران در اوت سال 1871م/ جمادي الآخر 1288ق. پذيرفت كه نقشه ها و يافته هاي يكجانبه گلداسميت، مبناي صدور رأي نهايي قرار بگيرد ... (سپاهي:166).بدين ترتيب مناطقي از بلوچستان ايران جدا و به خان كلات داده شد كه حاكم بلوچستان و شاه ايران از اين امر ناراضي بودند. نارضايتيهاي حاكم بلوچستان و اقدام خودسرانه ي او براي تصرف نواحي از دست رفته، بعد از كميسيون مرزي اول، سبب شد زمينه‌هاي تشكيل كميسيون دوم مرزي نمايان شود.

اختلاف بر سر كوهك

هر چند دولت ايران نقشه گلداسميت را براي تعيين حدود مرزي از خليج گواتر تا جالق قبول نمود، اما اختلاف بر سر كوهك و بخشي از دره ماشكيد همچنان باقي ماند (سپاهي: 169). ابراهيم خان (حاكم بلوچستان) عصباني و ناراحت از اصل تشكيل كميسيون و تعيين رسمي سرحدات و به محض مراجعت هيئتهاي طرفين از بلوچستان خودسرانه به اشغال و تصرف كوهك پرداخت. (بهزادي:136). با تصرف كوهك توسط ابراهيم خان انگليسيها درصدد زير فشار گذاشتن دولت ايران به منظور دست كشيدن از كوهك بر آمدند.وزير مختار انگليس در تهران، طي نامه اي به وزارت خارجه ايران، تقاضا كرده بود كه با توجه به پذيرفتن نقشه گلداسميت توسط دولت ايران، مسئله كوهك حل و فصل شود. (سپاهي:171). با ادامه كنترل كوهك و اسپندك توسط دولت ايران، مأموران انگليسي به فكر افتادند اين مناطق را از دست ايران خارج نمايند. (سپاهي:173).

كميسيون مرزي دوم

به دنبال تعيين حدود و علامت‌گذاري بخش اول از مرزهاي بلوچستان، در سال1290ق. تامسن وزير مختار انگليس، طي نامه‌اي به ايران خواستار تعيين حدود مرزي ايران و كلات از جالق تا ملك سياه كوه شد. (سپاهي:204). يكي از مهمترين عواملي كه سبب شد انگليسيها دو سال بعد از كميسيون مرزي اول، تقاضاي تشكيل كميسيون ديگري بنمايند، بدون شك ترس آنها از تصرف قسمتهايي بود كه تعيين حدود نشده بود. ترس انگليسيها از آن بود كه با تصرف كوهك توسط ابراهيم خان، حاكم بلوچستان امكان داشت كوهك و نواحي اطراف آن در قلمرو ايران داخل گردد. انگليسيها بعد از تصرف كوهك توسط ابراهيم خان به تلاشهاي خود براي استرداد اين ناحيه به خان كلات ادامه دادند.در نامه اي كه سفير انگليس به دولتمردان ايران نوشته بود، به خط مرزي گلداسميت استناد نموده بود. طبق اين نقشه، جالق و كله گان حدود مرزي ايران را تشكيل مي دادند. در ادامه تقاضا كرده بود كه خط مرزي از جالق الي كوه ملك سياه در زمستان آينده تعيين شود (سپاهي:204). اما دولت ايران نواحي كوهك و ماشكيد را متعلق به خود مي دانست و با اين طرح مرزي جديد انگليس مخالف بودند.بعد از آنكه سفارت انگليس با اصرار دولت ايران، بر تعلق كوهك و ماشكيد مواجه شد (سپاهي:206) و در اين مورد با دولت ايران به نتيجه نرسيد، دولت هند بريتانيا نيروهايي در سال 1312ق/ 1894در پنجگور در نزديكي ايران مستقر كرد و در واقع مي خواست، از راه تهديد نظامي دولت ايران را وادار به قبول درخواستهاي خود بنمايد (سپاهي:206-205). ابتدا به دليل اهميت استراتژيكي شاه حاضر به واگذاري ماشكيد نشد، در نتيجه تعيين حدود مرزي منتفي شد. بعد از سركشيهاي برنامه ريزي شده توسط انگليسيها، از جانب سردارهاي بلوچ، شاه مجبور شد دستور تشكيل هيئتي براي تعيين حدود مرزي از جالق تا كوه ملك سياه را صادر نمايد. قرارداد تعيين حدود مرز ايران و كلات از كوهك تا كوه ملك سياه در 9رجب 1313/ 26 دسامبر 1895 به امضاي صدراعظم ايران، امين‌السلطان و سفير انگليس در تهران رسيد و قرار شد طبق اين قرارداد، كميسيونر دولت انگليس به نمايندگي دولت تحت الحمايه كلات و نماينده ايران در دهم فوريه 1896 در كوهك حاضر شوند و كار تعيين حدود را شروع نمايند (سپاهي:212). سرحدات مزبور از قله مثلثاتي ملك سياه كوه شروع گرديده به طول متجاوز از 900 كيلومتر به سمت جنوب امتداد يافته به ساحل شمالي خليج گواتر خاتمه مي يابد. در تمام مسير تعداد 246 علامت مرزي گذاشته شد. (جهانباني،110:1338).اولين ستون مرزي در شرق كوهك تعيين شد و به اين ترتيب كوهك به طور رسمي به ايران داده شد، اما نخلستانهاي ماشكيد جنوبي كه شامل لادگشت نيز بود به حاكم خاران واگذار شد (سپاهي:214). يكي از مناطق مورد اختلاف در اين كميسيون مرزي، نخلستانهاي متعلق به طايفه ياراحمد زهي بود، كه طبق حدود پيشنهادي در قلمرو خان كلات قرار گرفت، در حالي كه اين طايفه در قلمرو خاك ايران زندگي مي كردند. در نهايت اين نخلستانها به ايران واگذار شد. (سپاهي:214).با حل اين اختلاف، تحديد و علامت مرزي در 24 مارس1896 / 9 شوال 1313 پايان يافت و موافقت نامه اي به امضا رسيد در نتيجه كار اين كميسيون، حاكميت ايران بر مناطق چون كوهك، كناربست، اسفندك، و غرب رود ماشكيد كه از مدتها قبل در تصرف ايران بودند، تأييد شد، ولي بخش عمده اي از ناحيه ماشكيد و از آن مهمتر ناحيه ميرجاوه و شهر آن و نقاط استراتژيك اين منطقه از ايران جدا شد. (سپاهي:215).با جدايي اين مناطق از خاك ايران علاوه بر اينكه ديوار دفاعي هندوستان كامل شد، مقاصد سياسي انگليس و بهره‌برداري درازمدت استعمارگران را نيز براي ساليان دراز تأمين كرد به گونه اي كه ما هم اكنون شاهد حوادث گوناگون در مرزهاي بلوچستان هستيم كه همگي توسط انگليسيها از سالها پيش طراحي شده اند.

نتيجه‌ گيري

رقابت دولتهاي فرانسه و انگليس بر سر هندوستان، انگليسها را برآن داشت تا كنترل بلوچستان را كه يكي از معابر دسترسي به هندوستان بود، به دست بگيرد. انگليسيها براي جدا كردن بلوچستان از ايران اقدامات گسترده‌اي براي شناسايي اين سرزمين انجام دادند. از جانب ديگر دولت ايران در تلاش بود تسلط خود را بر اين نواحي گسترش دهد. در دوره ناصرالدين شاه، دولت مركزي تسلط و گسترش نفوذ خود را در بلوچستان و مرزهاي شرقي ايران افزايش داد. اين حركات سبب شد تا انگليس سرحدي براي جلوگيري از پيشروي ايران تعيين نمايد. انگليس بعد از كشيدن خطوط تلگرافي، درخواست تعيين حدود متصرفي دولت ايران را در بلوچستان نمود، اما با مخالفت دولت ايران مواجه شد. ناصرالدين شاه كه قدرت مقاومت در برابر سياست انگليسيها را نداشت، تن به تشكيل كميسيونهاي مرزي مشترك داد. نتيجه كار اين كميسيونهاي مرزي، واگذاري بخشهاي وسيعي از بلوچستان و تشكيل بخشي از منطقه ي حايل براي هندوستان بود. همچنين انگليسيها از اين جدايي بلوچستان، مقاصد سياسي و استعمارگرانه درازمدت را در ساليان بعد در سر داشتند، به گونه اي كه هم اكنون شاهد برخي ماجراها براي برهم زدن نظم سياسي منطقه هستيم و اين همان چيزي است كه استعمار انگليس از ساليان پيش خواهان آن بوده است.

منابع و مآخذ

1. غراب، كمال‌الدين، بلوچستان يادگار مطرود قرون، تهران: كيهان، چ دوم، 1364.

2. نيكبختي، سعيد، آهنگ بلوچستان، سفرنامه. بي جا، هامون،1374.

3. سالار بهزادي، عبد الرضا، بلوچستان در سالهاي 1307 تا 1377 قمري. تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، 1372.

4. سپاهي، عبد الودود، بلوچستان در عصر قاجار. قم: گلستان معرفت، 1385.

5. مجموعه عهدنامه هاي تاريخي ايران از عهد هخامنشي تا عصر پهلوي، 559 ق.م تا 1942 م. تهران: وزارت خارجه، 1350.

6. همت، محمود، تاريخ بلوچستان، بي جا: گلي، 1370.

7. جهانباني، امان‌الله، سرگذشت بلوچستان و مرزهاي آن، تهران: ارتش، 1338.

8. فوران، جان. مقاومت شكننده. ترجمه احمد تدين، تهران: خدمات فرهنگي رسا، چ دوم، 1378.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.