جايگاه ناتو در جهان پسايازده سپتامبر
اين مشكلات بر تلاش هاي آتي ايالات متحده در جهت ايجاد سامانه دفاع موشكي در اروپا، بخصوص سامانه اي كه از استقرار رادارهاي پيشرفته فراتر رفته و به استقرار موشك هاي رهگير مي رسد، تأثير مي گذارد. اين شرايط نه تنها بر ناتو، بلكه بر تمايل روسيه به عرضه سلاح هاي پيشرفته و مواد اوليه اي كه مي تواند در توليد سلاح هسته اي به ايران كمك كند نيز تأثيرگذار است.
در عين حال، اروپا مي بيند كه در وابستگي خود به نفت و گاز روسيه با خطر بالقوه اي مواجه است كه ناتو براي رسيدگي به آن طراحي نشده و اروپا هم براي آن جايگزين روشني ندارد. در اين ميان، خبر خوب اين است كه فروپاشي اقتصاد جهاني اقتصاد روسيه را به اندازه اقتصادهاي اروپا و ايالات متحده تضعيف كرده است. و خبر بد اين است كه اين وضعيت ممكن است روسيه را عرضه كننده مطمئن تري نكند، ممكن است به روسيه فشار بياورد تا بدون سرمايه گذاري در توليد و تأمين مستمر در آينده، درآمدهاي خود را به حداكثر برساند و تلاش براي منحرف كردن توجه مردم روسيه و سرمايه گذاري بر ملي گرايي روسي به "ماجراهاي" بيشتر بيانجامد.
بطور كلي تر، بحران اقتصادي بودجه دفاعي ناتو را در تنگنا قرار داده و اين درزماني است كه اغلب كشورهاي اروپايي در تأمين بودجه طرح هاي دفاعي كه خواهان تحليل پيوسته توان نيرو، مدرنيزه كردن و آمادگي نيروها بودند بخوبي عمل نكردند. در اين ميان، بحث عمدتاً پوچي درباره تقويت توان نظامي اتحاديه اروپا در برابر ناتو كه هرگز نه در اين اتحاديه و نه در ناتو به شكل گزينه هاي نظامي معتبر در نيامده، اين روند نزولي را تا حدي پوشانده است. ارتباط بين "نهاد سازي" و واقعيت هاي نظامي تا حد زيادي قطع شده است. از اين گذشته، ايالات متحده هم اكنون در حفظ و استمرار بخشيدن به تلاش هاي دفاعي خود، بويژه برنامه هاي تسليحات پيشرفته كه باعث برتري آن در "انقلاب" امور نظامي شده، با مشكل روبرو است.
پيشرفت در بعضي از زمينه ها وجود دارد. فرانسه مجدداً و رسماً به ضلع نظامي ناتو پيوسته است. ناتو در حال ياد گرفتن معني "عمليات هاي خارج از منطقه" در افغانستان است. ناتو همچنين ياد مي گيرد كه آميختن جنگ كردن با كشور سازي مسلح تا چه اندازه چالش برانگيز است و بخش غير نظامي طرح ضد شورشي "بگير، نگه دار و بساز" به همان اندازه بخش نظامي آن مهم است. با اين همه، دولت اوباما، در بهترين حالت، دوره اول فوق العاده چالش برانگيزي خواهد داشت و بايد بجاي تعيين تكليف سياسي و لفاظي، اصل آينده ناتو را بپذيرد.
سؤال [رودريگو]: اتحاديه اروپا در چند سال اخير مشغول تقويت يك سياست نظامي مشترك بوده است. درباره همپوشي ها و همكاري هاي احتمالي زياد صحبت شده است. چشم انداز همكاري هاي ناتو و اتحاديه اروپا را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: بين ناتو و اتحاديه اروپا از سال 2001 روابط رسمي وجود داشته و اصول سياسي همكاري آنها در دسامبر 2002 در بيانيه مشترك ناتو و اتحاديه اروپا در خصوص سياست امنيتي و دفاعي اروپا مورد توافق طرفين قرار گرفت. شوراي آتلانتيك شمالي بعضي وقت ها با كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ديدار مي كند.
مقامات رسمي و اتحاديه اروپا بطور منظم باهم جلسه دارند و اين جلسات در سطوح مختلفي، از جمله سطح وزراي خارجه، سفرا، نمايندگان نظامي و مشاورين امور دفاعي تشكيل مي شوند. ستاد بين المللي و ستاد نظامي بين المللي ناتو و دبيرخانه شورا و ستاد نظامي اتحاديه اروپا و همچنين آژانس دفاعي اروپا بطور منظم در تماس هستند. اين دو سازمان همچنين براي تسهيل همكاري در سطح عملياتي، ترتيبات نظامي دائم تعيين كرده اند. از نوامبر 2005، يك گروه رابط دائمي ناتو در ستاد نظامي اتحاديه اروپا مستقر شده است و در مارس 2006، يك سلول اتحاديه اروپا در شيپ (مركز فرماندهي استراتژيك عمليات هاي ناتو در مانس، بلژيك) تشكيل شد.
تشكيل آژانس دفاعي اروپا در سال 2004 به همكاري هاي دفاعي قابل توجه و ملموسي در منطقه هايي همچون بالكان، افغانستان، ضد تروريستي و تداركات دفاعي انجاميده است اما بخش عمده اقدامات براي همكاري در پرورش نيروهاي بهتر و افزايش توانايي جنگيدن و پاسداري از صلح بيشتر در حد حرف است تا اينكه تلاش معتبري براي تدوين طرح هاي نظامي ملي هدفمند و استعدادهاي جنگي وجود داشته باشد.
دست كم، بخشي از تلاش اتحاديه اروپا همچنين با هدف هايي در جهت تشكيل يك نيروي اروپايي در ارتباط است و اين نيرو آنقدر توخالي خواهد بود كه نيروهاي اروپايي را وارد درگيري يا طرح جدي صلح كند اما بدون فراهم كردن ساختارهاي فرماندهي كارآمد و نيروي كافي. يك گروه توان سازي ناتو و اتحاديه اروپا در ماه مه 2003 با هدف "تضمين انسجام و تقويت دوطرفه فعاليت هاي پرورش توانمندي ناتو و اتحاديه اروپا " تشكيل شد. اين گروه قرار است طرح هايي همچون تشكيل گروه هاي نبرد اتحاديه اروپا، در راستاي "هدف اصلي" سال 2010، و نيروي واكنش ناتو را قدري منسجم تر كند. ولي در عمل، هيچكدام از اين طرح ها مؤثر بنظر نمي رسد و هماهنگي هنوز ناكافيست.
سؤال [جين ام. اوشارپ]: آيا ناتو به صورت يك اتحاديه دوجانبه بين ايالات متحده و اتحاديه اروپا قدرتمندتر نمي بود؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: خير. اتحاديه اروپا هنوز قابليت پرورش توان برنامه ريزي دفاعي واقع بينانه و طيف كامل استعدادهاي فرماندهي نظامي لازم را از خود نشان نداده و توجه اش به امور اقتصادي و سياسي اروپا معطوف است، نه به طيف وسيع تر مسائل آتلانتيكي و عمليات هاي خارج از منطقه. كميته نظامي و ستادهاي فرماندهي ناتو در شِيپ و تلاش سطح وزيران و غير نظامي آن در برنامه ريزي دفاعي در مقايسه با نظام اداري اروپا محور بطور ذاتي كارآمدتر است. علاوه بر اين، اتحاديه اروپا طيف كامل اعضا و اعضاي بالقوه ناتو را دربر نمي گيرد؛ از 26 كشور عضو ناتو، فقط 21 كشور در اتحاديه اروپا عضويت دارند و چند نامزد احتمالي عضويت در ناتو هم در حال حاضر در ساختار اتحاديه اروپا نمي گنجند.
در نتيجه، توجه اتحاديه اروپا به اتحاديه اروپا و معمولاً بيشتر به صنايع دفاعي اروپا معطوف است تا به امنيت اروپا. اگر مي خواهيد به محدوديت هاي اتحاديه اروپا پي ببريد، تارنماي آژانس دفاعي اروپا را مطالعه كنيد. در اين تارنما پيشرفت هاي بسيار واقعي در زمينه هاي محدودي تشريح شده اما اتحاديه اروپا يك اتحاديه نظامي نيست و اين موضوع ناگزير در فعاليت هاي آن در دنياي واقعي منعكس مي شود.
سؤال [جكي]: پيامدهاي بازگشت فرانسه به اين جمع چيست؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: به فرانسه اجازه مي دهد نقش كاملي در ساختار فرماندهي نظامي ناتو ايفا كند، مسئوليت هاي ارشد فرماندهي به عهده گيرد، و نقش كاملي در امور مختلف ناتو همچون برنامه ريزي نيرو و فعاليت هاي ضد تروريستي و اطلاعاتي بازي كند. اين موضوع اهميت ويژه اي دارد چون فرانسه يكي از بزرگ ترين نيروهاي ناتو را در اختيار دارد و از توليد كننده هاي كليدي تجهيزات و فناوري نظامي است.
سؤال [جي پي]: ناتو آتلانتيك شمالي... چرا ناتو در افغانستان درگير است؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: درست است كه جنگ افغانستان با حمله به ايالات متحده شروع شد اما القاعده، از آن زمان چندين بار سعي كرده به هدف هاي اروپايي حمله كند و گروه هاي جهادي در اسپانيا، تركيه و كشورهاي اروپايي ديگر ضرباتي وارد كرده اند. اگر القاعده و طالبان بر افغانستان مسلط شوند يا در پاكستان پناهگاه برقرار كنند، خطر گروه هاي جهادي براي كل خاورميانه، اروپا و ايالات متحده بشدت افزايش مي يابد.
سؤال [ ژئوپاليتيكو]: اگر ناتو با ايران مذاكره كند چه؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ساختار ناتو براي انجام چنين مذاكراتي مناسب نيست و وارد كردن 26 كشور به گفتگوهايي كه آلمان، بريتانيا، و فرانسه با حمايت آمريكا همين حالا در آن حضور دارند فقط مشكل را پيچيده تر مي كند.
سؤال [فيل هر]: كي مي توانيم شاهد پيشرفت در خصوص مفهوم استراتژيك جديد ناتو باشيم؟ آيا برنامه اي براي نقد عمومي، دانشگاهي يا تحقيقاتي اسناد پيش نويس قبل از تصويب شوراي آتلانتيك شمالي وجود دارد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: تصويب شوراي آتلانتيك شمالي مانع بحث درباره محتوي و اجراي طرح ها نيست. بحث ها در هر صورت سال ها ادامه دارند و مفاهيم استراتژيك تا جايي ارزش دارند كه كشورهاي عضو آنها را اجرا مي كنند. فرصت براي بحث درباره اين مفهوم فراوان است اما بحث در جهت بهبود اجراي آن خيلي مهم تر است.
سؤال [راجا آچاريا]: مي خواهم درباره امكان پذيري گسترش ناتو در منطقه آسيا به علت تغييرات جهاني مختلف در معادلات قدرت و خطر تروريسم بدانم؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: به استثناي آمريكا، هيچ قدرت اروپايي در حال حاضر نيرويي براي استقرار پيوسته در صحنه آسيا حفظ نمي كند. افغانستان همين حالا فشار بسيار زيادي بر توانايي عرضه نيروي قدرت هاي ناتو/نيروي كمكي امنيت بين المللي وارد مي كند. بريتانيا و فرانسه مي توانند يك نقش نمادين بازي كنند و ساير اعضاي ناتو مي توانند مأموريت هاي حفظ صلح بسيار محدودي انجام دهند اما انجام اين نوع عمليات خارج از منطقه براي بيشتر قدرت هاي ناتو اصلاً عملي نيست.
سؤال [آزمانوف]: از خبرگزاري بلغارستان(BTA) در صوفيه: نظر شما در مورد پيوستن مقدونيه، صربستان، بوسني و مونته نگرو به ناتو چيست؟ مشكلات و چهارچوب زماني؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ناتو، در مقطع فعلي، با نامزدهاي عضويت جديد روبرو است، با تنش هاي جدي با روسيه مواجه است، و بايد رويكرد كارآمدتري به موضوع گسترش اتخاذ كند. اين به معني منتفي شدن عضويت چنين كشورهايي نيست اما ناتو اولويت هاي مهم تري دارد.
سؤال [دي كوردا، اچ آرتي]: اگر ايالات متحده، همانطور كه از بحث هاي فعلي بر مي آيد، راهبرد اقدام يكجانبه در "كانون هاي بحران" دنيا را تغيير دهد – آيا اين باعث تقويت نقش نيروهاي چندمليتي ناتو خواهد شد؟ در اين چهارچوب، مسئله تقسيم مساوي بار مسئوليت با متحدان اروپايي كه راغب به اين كار نيستند چگونه بايد حل شود؟ و در همين چهارچوب، نظر شما در مورد نقش كشورهاي كوچك تر، مانند كرواسي، كه قرار است بزودي به ناتو بپيوندند، چيست؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: دولت بوش شايد به اندازه بعضي از دولت هاي قبلي با متحدانش مشورت نكرد اما اقداماتش در عراق و افغانستان بندرت يكجانبه بود. ناتو عميقاً درگير مسئله افغانستان است و مدت هاست كه نقش عمده اي در آموزش نيروهاي امنيتي عراق ايفا كرده است. تعداد قابل توجهي از اعضاي اروپايي ناتو هم در حمله به عراق به آمريكا كمك كردند و در ائتلاف حضور داشتند.
اما سؤال كلي تري كه مطرح مي كنيد، درباره نيروهاي اعزام سريع، در نهايت بر حسب پيشامدهاي احتمالي مشخص جواب داده مي شود. قابليت عرضه قدرت اروپايي ها از كشور به كشور فرق مي كند و به ميزان زيادي به منطقه خاص و نوع مأموريت جنگ يا ايجاد صلح بستگي دارد. وضع آنها بعيد است به ميزان قابل توجهي بهتر شود و براساس شواهد موجود، شايد در بعضي از موارد، زير فشار بحران اقتصادي جهاني بدتر هم بشود. بنا بر اين، چشم انداز عملي براي "تقسيم مساوي بار مسئوليت" به هيچ شكل جدي اي وجود ندارد و اعزام نيرو به ميزان زيادي به موارد خاص احتمالي بستگي خواهد داشت.
سؤال [لودين]: آقاي كوردزمن، در حضور نيروهاي ناتو و آمريكايي در افغانستان، شورش طالبان در چند سال اخير به ميزان قابل توجهي شدت گرفته و اين در حالي است كه از سوي ديگر، ملت افغان به آنها اعتماد كرده و اكثريت مردم هنوز حامي نيروهاي آمريكا و ناتو است و احساس نمي كنند كه اينها اشغالگر هستند اما اغلب از آمريكا و مهم تر از آن، از ناتو صحبت هايي درباره شكست احتمالي مي شنويم. آيا فكر نمي كنيد كه چنين گفته هايي مي تواند روحيه مردم را ضعيف كند و بيشتر به همين دليل است كه مردم به طالبان رو مي آورند و بجاي دولت انتخابي به آنها پيوسته اند؟ خيلي متشكرم.
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: استمرار عمليات هاي نظامي دنياي واقعي در گرو صداقت و شفافيت است و بخشي از مشكل، تا امروز، كندي ناتو/ نيروي كمكي امنيت بين المللي در تشخيص صادقانه روند رشد خطر، محدوديت ها و كاستي هاي ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي در اختصاص نيرو، و لزوم مطالبه همكاري بيشتر از دولت هاي افغانستان و پاكستان بوده است.
با نگاه به تحولات اخير، متوجه مي شويد كه ميانگين ماهانه حوادث عمده در افغانستان از 50 مورد در سال 2002 به 80 مورد در سال 2003، 150 مورد در سال 2005، 425 مورد در سال 2006، و 566 مورد در سال 2007 افزايش داشته است. بمب گذاري انتحاري از يك مورد در سال 2001 و صفر مورد در سال 2002 به دو مورد در سال 2003، شش مورد در سال 2004، 21 مورد در سال 2005، 123 مورد در سال 2006، و 160 مورد در سال 2007 افزايش داشته و در پايان شش ماه اول سال 2008 به كمي بيش از 1200 مورد رسيده است. تعداد تجهيزات انفجاري دست ساز و بمب هاي كنار جاده اي از 22 فقره در سال 2002 به 83 فقره در سال 2003، 325 در سال 2004، 782 در سال 2005، 1931 در سال 2006، و 2615 در سال 2007 افزايش يافت، اگرچه آمار حمله هاي مؤثر با تجهيزات انفجاري دست ساز همچنان پايين بود.
تعداد حمله ها در ماه هاي اوج هر سال از 400 مورد در سال 2005 به 800 مورد در سال 2006 و 1000 مورد در سال 2007 افزايش يافت و در سپتامبر سال 2008 به 1000 مورد رسيد. حمله هايي كه دست كم يك كشته بر جا گذاشت از 366 مورد در سال 2005 به 695 مورد در سال 2006 و 892 مورد در سال 2007 افزايش يافت و شمار كشته ها، زخمي ها يا افراد ربوده شده از 1540 نفر در سال 2005 به 3557 نفر در سال 2006 و 4672 نفر در سال 2007 افزايش يافت. حداكثر تلفات ماهانه آمريكا (كشته و زخمي) از كمتر از 20 نفر در 2002 و 2003 به 30 و خورده اي نفر در سال 2004، 70 نفر در سال 2005 و 2006 و 130 نفر در سال 2007 افزايش يافت.
اين ارقام بين سال هاي 2007 و 2008 حدوداً 30 درصد رشد كرد و فصل زمستان بخاطر هواي مناسب بطور غير منتظره اي چالش برانگيز بوده است. همانطور كه آمار ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي در اين تحليل نشان مي دهد، در طول سال 2008، رويدادهاي جنبشي يا درگيري هاي نظامي به ميزان 33 درصد، آتش غير مستقيم به ميزان 27 درصد و آتش زمين به هوا به ميزان 67 درصد افزايش داشته است. تعداد حمله ها با تجهيزات انفجاري دست ساز – جدي ترين عامل تلفات – بين 26 و 27 درصد افزايش داشت. تعداد حمله ها عليه كارمندان دولت افغانستان 119 درصد افزايش داشت و آدم ربايي و قتل 50 درصد افزايش داشت. تعداد حمله هاي انتحاري پنج درصد كاهش داشت اما مرگباري و مهارت اجراي آنها و همچنين برآوردهاي تعداد بمب گذاران انتحاري تحت آموزش افزايش داشت. تعداد كشته هاي ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي به ميزان 35 درصد و كشته هاي غير نظامي به ميزان 40 تا 46 درصد افزايش داشت.
نقشه هاي اطلاعاتي آمريكا و سازمان ملل متحد كه از سال 2005 تا 2007 منتشر يا به بيرون درز كرده اند و نقشه هاي جديدتر ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي كه در سال 2009 منتشر شد نشان مي دهد كه نواحي پرخطر در خاك افغانستان از سال 2005 همه ساله به ميزان 30 تا 50 درصد افزايش يافته است.
اينها تحولاتي نيست كه بشود ناديده گرفت يا روي آنها سرپوش گذاشت. هم ناتو / نيروي كمكي امنيت بين المللي و هم افغانستان و پاكستان بايد اين واقعيت ها را قبول كنند.
سؤال [كالين – رادو آنكوتا]: آيا بنظر شما در ساختارهاي نظامي ناتو، يونان فرانسه را دنبال خواهد كرد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: دقيقاً متوجه منظور شما نمي شوم. يونان از اعضاي كامل ساختار نظامي ناتو است. اگر منظور شما اين است كه آيا يونان از افسرهاي فرانسوي تبعيت خواهد كرد، شركت در عمليات هاي ناتو به صلاح ديد كشورهاي عضو بستگي دارد. يونان مطابق با منافع خودش و بدون توجه به مليت فرمانده هاي ناتو عمل خواهد كرد.
سؤال [كرانگانو]: نظر شما در مورد يك سيستم دفاع موشكي متعلق به ناتو، كه بويژه جناح جنوب/شرقي را هدف گرفته باشد، چيست؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: سؤال خوبي است و به اين حقيقت اشاره دارد كه سامانه هاي دفاعي بايد با خطرهاي پديد آمده منطبق باشد و متناسب با ميزان افزايش اين خطرها تكامل پيدا كند. اشكال رويكرد فعلي به موضوع دفاع موشكي اين است كه مستلزم استقرار تعداد محدودي موشك رهگير براي مقابله با خطر احتمالي موشك هاي بالستيكي با برد مياني و متوسط در آينده است اما با عوامل تهديد با برد نزديك تر كه همين حالا عليه كشورهايي مانند تركيه وجود دارد مقابله نمي كند. اميدواريم كه ناتو، آمريكا و اروپا بيشتر به طرح هاي تهديد محور توجه كنند تا سامانه هاي پدافند موشكي و هوايي نيازهاي تمامي منطقه را برآورده سازند و گفتگو با روسيه عملي تر شود.
سؤال [دن ميهايي نيگو]: موضع ناتو در قبال اوكراين و گرجستان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: ناتو نمي تواند كشورهايي را فقط بخاطر هم مرزي با روسيه ناديده بگيرد اما درگيري گرجستان نشاندهنده محدوديت هاي شديد ناتو در مواقعي است كه روسيه بخواهد در منطقه اي كه توان عملياتي نظامي ناتو در آن محدود است از قدرت نظامي استفاده كند. ناتو احتمالاً هرچه توانسته در گرجستان انجام داده و اين امنيت زيادي به گرجستان نمي دهد. اما اوكراين فرق دارد. اين كشور يك قدرت نظامي بسيار جدي تري است و اختلاف و در آن كمتر است و آسيب پذيري كمتري هم دارد اما خطرهاي تحريك مقابله با روسيه بديهي هستند.
پاسخ مي تواند اين باشد كه ناتو بايد تأكيد خيلي بيشتري بر ديپلماسي و "شراكت" خود با روسيه بگذارد و در عين حال، به تدريج به بهبود اوضاع امنيتي كشورهايي مانند اوكراين كمك كند و به ايجاد عوامل بازدارنده فشار و تهديد عليه كشورهاي بالتيك، اروپاي شرقي و ساير اعضاي "مقدم" ناتو بيشتر توجه كند.
سؤال [ليدي باگ]: آيا بنظر شما، تصميمات عمده اي در اجلاس سران ناتو در اوايل آوريل در استرسبورگ و كِل گرفته خواهد شد؟ لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: راستش، نه، فكر نمي كنم. فكر مي كنم ناتو بيشتر به مسائل جاري عضويت توجه كند، اقدامات فعلي در افغانستان و بالكان را پيگيري كند، و بي سر و صدا، اثر بحران اقتصادي جهاني بر برنامه هاي نظامي اش را ارزيابي كند.
سؤال [كالين- رادو آنكوتا]: آيا بنظر شما كره شمالي يك عامل تهديد است؟ و چه كارهايي مي توان در اين مورد انجام داد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: كره شمالي، دست كم بخاطر بي ثباتي رژيم و اقتصاد داخلي اش، همچنان به عنوان عامل تهديد جدي براي كره جنوبي مطرح است. اما از ديدگاه كلي تر، كره شمالي مسلح به سلاح هاي هسته اي و مجهز به موشك هاي دور برد يك خطر دائم براي همسايه ها خواهد بود دست كم چون كره شمالي سعي خواهد كرد از موقعيتش براي فشار آوردن به همسايه ها و افزايش كمك هاي بلاعوض و امتيازهاي ديگر استفاده كند. اما اين موضوع به ناتو ربط ندارد.
سؤال [دي. كوردا، اچ آرتي]: آهنگ پيشرفت آموزش ارتش ملي افغانستان را چگونه ارزيابي مي كنيد و اين ارتش كي مي تواند بطور قابل ملاحظه اي كارآمد باشد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: در بخش "Burke Chair" تارنماي مركز مطالعات راهبردي و بين المللي در "http://www.csis.org" گزارش مفصلي هست كه پاسخ سؤال شما را مي دهد.
سؤال [جين زوبينا]: آقاي كوردزمن، آيا استقرار يك سامانه دفاع موشكي ناتو براي محافظت از اروپا و آمريكا در برابر ايران منطقي است با توجه به اينكه اسرائيل به دفعات اعلام كرده كه ايران مسلح به سلاح هسته اي را تحمل نخواهد كرد و دليلي وجود ندارد كه اين را به منزله يك تهديد آشكار تلقي كنيم؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: اينكه آيا اسرائيل حمله كند و در صورت حمله بتواند كاري بيشتر از به تأخير انداختن اقدامات ايران بكند به هيچ وجه روشن نيست. در عين حال، استقرار يك سامانه دفاع موشكي و هوايي بهتر مطابق با خطر موجود منطقي تر از اين است كه قبل از وجود خطر با عجله سامانه دفاعي مستقر شود.
سؤال [توماس اي. نگي]: نخست وزير سابق جمهوري چك – ميلوس زمان – گفته با توجه به اينكه تهديدهاي نامتقارن نگراني اصلي ناتو است، اين اتحاديه بايد به دنبال گسترش به كشورهايي باشد كه با ناتو ارزش هاي مشترك و نگراني مشترك دارند؛ مثلاً اسرائيل. اين موضع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا عضويت اسرائيل امكان پذير است، البته به شرط آنكه بتواند براي اختلاف اسرائيل و فلسطين به يك راه حل پايدار دست يابد؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: متأسفانه، احتمال صلح پايدار بين اسرائيل و فلسطين كم است و تا زماني كه اختلاف اعراب و اسرائيل ادامه دارد، خيلي از اعضاي ناتو با عضويت اسرائيل موافقت نخواهند كرد.
سؤال [ فيل هر]: چشم انداز تعميق روابط ناتو با استراليا، ژاپن و ساير كشورهايي كه خارج از حوزه جغرافيايي اعضاي ناتو منافع امنيتي مشترك دارند، در مقطع كنوني چگونه است؟
پاسخ [آنتوني اِچ كوردزمن]: بغير از گفتگو، تقريباً هيچ. آمريكا يك قدرت جهاني است. بغير از توانمندي هاي بسيار محدود دريايي و هوايي بريتانيا و فرانسه، هيچ قدرتي در اروپا براي ايفاي اين نقش مجهز نيست.
سؤال [ليدي باگ]: ارزيابي شما از تحولات آتي در روابط ناتو و روسيه چيست؟
آنتوني اِچ كوردزمن: اجازه دهيد جلسه را با اين جواب پايان دهم. دولت اوباما قبلاً اعلام كرده كه خواستار "تنظيم مجدد" روابط با روسيه است. اما سؤال عملي اين است كه آيا روسيه خواهان بهبود روابط با ناتو و آمريكا است يا به دنبال تثبيت قدرت و موقعيت و اعمال نفوذ در منطقه "خارج نزديك" است. فعلاً، بنظر مي رسد كه گزينه دوم علت رفتار آقاي پوتين و خيزش دوباره ملي گرايي روسي باشد. اين به معني راه افتادن جنگ سرد جديد يا پيشروي بلوك نيست چرا كه همكاري – مثلاً در بعضي از جنبه هاي كنترل تسليحات – بوضوح به نفع روسيه است. ولي ممكن است به معني يك دوره طولاني تنش و فشار مداوم روسيه به كشورهاي همجوار كليدي، عدم همكاري در بالكان و افغانستان، و نمايش هاي روسيه مثل ازسرگيري پرواز هواپيماهاي بمب افكن در نزديكي بريتانيا باشد.