اينترنت چهطور به ايران آمد؟
در سال 68 هيچ مركزي براي ارائه خدمات اينترنت در كشور وجود نداشت. هرچند برخي مراكز از طريق تماس تلفني با خارج كشور به شبكه وصل ميشدند ولي اين مراكز به ديگران خدمات نميدادند. از طريق تماس تلفني بينالمللي به شبكه اينترنت وصل ميشدند. البته در آن زمان هنوز شبكه Internet ايجاد نشده بود و به شبكه Bitnet وصل ميشدند.
از طريق مركز بينالمللي فيزيك نظري در ايتاليا كه آن زمان رياست آن با پروفسور عبدالسلام بود به مؤسسه مجمع اروپايي شبكههاي تحقيقاتي (EARN) وصل شديم. اين مؤسسه آن زمان كشورهاي غير اروپايي مانند هندوستان را به عضويت پذيرفته بود. ولي شرايط عضويت ويژهاي داشت كه با توصيههاي آقاي عبدالسلام، عضويت ايران مورد پذيرش قرار گرفت.
اواخر سال ميلادي 1992 از طريق اتصال تلفني به دانشگاه لينس اتريش وصل شديم. بعدها با يك خط استيجاري به دانشگاه وين اتريش وصل شديم كه آن زمان از نقاط اصلي اتصال به شبكه EARN بود.
همكاران ما كه به اجلاسهاي فني بينالمللي ميرفتند، چيزهاي تازهاي ياد گرفتند. گزارشهاي آنها نشان ميداد كه شبكههاي تحقيقاتي بينالمللي از پروتكل Bitnet به پروتكل جديد به نام Internet حركت ميكنند. به همين دليل بود كه مركز تحقيقات نيز اتصال به اينترنت را به سرعت پيگيري كرد.
اواخر سال 93 ميلادي پروتكل IP/ICP را راهاندازي كرديم كه امكان اتصال به شبكه اينترنت را فراهم كرد. البته چون آن زمان يك زير شبكه از شبكه دانشگاه وين بوديم، آخر آدرسها، نشاني دانشگاه وين يعني UNIVIE. AT درج ميشد.
ايران حدود يك سال بعد از دانشگاههاي اروپايي به شبكه اينترنت وصل شد. سرعت اتصال در آن سال خيلي كم بود. كل ظرفيت اتصال كشور 8/9 كيلوبيت در ثانيه بود. البته در آن زمان هنوز سرويسهاي Web و فايلهاي گرافيكي راه نيفتاده بود و همين سرعت 8/9 براي تبادل ايميل كفايت ميكرد.
آن سالها به دنبال اين بوديم كه با عنوان ويژه ايران شناخته شويم نه اتريش. بنابراين پسوند IR را از سازمان متولي استانداردهاي جهاني اينترنت تقاضا كرديم. پس از پرسوجوها، متوجه شديم مؤسسه Internic در آن زمان متولي اين مسئله بود. اين مؤسسه وابسته به دانشگاه كاليفرنياي جنوبي بود و مديريت واقعي آن نيز در اختيار فردي به نام جاناتان پاستل بود. هرچند تحريمها عليه ايران خيلي پررنگ نبود ولي هنوز خاطره گروگانگيري در ذهن برخي آمريكاييها زنده بود. به همين دليل با مقاومتهايي مواجه بوديم.
كسي در ايران به صورت موازي با ما حركت نميكرد. بنابراين بعد از غلبه بر مخالفان، توانستيم در فروردين 1374 امتياز پسوند ملي IR را كسب كنيم.
در واقع با مقاومت 2 كشور ايران و آمريكا مواجه بوديم. البته مخالفت با پسوند IR در آمريكا، يك موضع رسمي نبود. مديريت اينترنت در اختيار بنياد ملي علوم NSF بود. فردي در اين بنياد عضو بود كه دل خوشي از ايران نداشت و با ما مخالفت ميكرد. البته الان رفتار خود را تغيير داده و از دوستان خوب ما شده است.
در مخابرات ايران كساني بودند كه اعتقادي به اينترنت نداشتند. آنها فكر ميكردند اينترنت يك مد روز است و زود فراموش ميشود. آنها كوشش ميكردند شبكه محدودتر به نام X25 را راهاندازي كنند و ميگفتند هر نوع فعاليت شبكهاي، بايد تحت همين شبكه انجام شود.
آن زمان اينترنت به اندازه كافي شهرت پيدا كرده بود و همه ميدانستند X25 پاسخگوي توسعه فناوري اطلاعات نيست. چند سال زحمت كشيديم تا به مخابرات تفهيم كنيم تجربه X25 يكبار در اروپا آزمايش شده و ناكارآمدي آن قبلاً اثبات شده است.
لازم است از كوشش دكتر محمدجواد لاريجاني ياد كنم. ايشان شجاعت بالايي در اين رابطه نشان دادند. بويژه وقتي اولين اتصال به Bitnet برقرار شد. آن زمان لازم بود تعهدنامههايي را امضا كنيم از جمله اين كه مانع عبور ترافيك هيچ كشوري نشويم. آن زمان كمتر كسي جرأت امضاي اين تعهدنامهها را داشت. بيشك پشتيباني و جايگاه سياسي و اجتماعي دكتر لاريجاني، نقش مؤثري در راهاندازي اينترنت داشت. ايشان هميشه به مسئولان سياسي يادآور ميشدند كه شبكه اينترنت، در خدمت محققان و مراكز علمي است و ممانعت از آن، ايستادن در مقابل روند توسعه علمي كشور است.
