جنبش اسلامي ‌ازبكستان و اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌:

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۱۳
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

حركت اسلامي‌ازبكستان به سال 1996 در تبعيد تاسيس شد، زيرا در تاشكند، مخالفت مسالمت آميز عليه رژيم ديكتاتوري اسلام كريم‌اف، ديگر امكان‌پذير‌نبود. حركت اسلامي‌ازبكستان، حمايت هاي بين‌المللي را زماني به خود جلب‌كرد كه نبردهايي را در مناطق مرزي ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان (موسوم به دره‌ي‌فرغانه) در تابستان سال 1999 و 2000 انجام داد. اين گروه در بهترين موقعيت خود حدود 3000 عضو داشت كه اكثرا ازبك وتاجيك بودند. تا اواخر سال 2001، رهبري اين جمعيت را جمعه نمنگاني و طاهر يولداش به عهده داشتند كه شماري از پايگاه هاي چريكي‌شان را در افغانستان و تاجيكستان هدايت مي‌كردند.

با هجوم انگلو – امريكين  (انگليسي– آمريكايي) به افغانستان و ساقط‌كردن امارت طالبان، حركت اسلامي‌ازبكستان پايگاه‌هايش را در افغانستان از دست داد. رهبر نظامي‌اين گروه، "جمعه نمنگاني"، طي يك حمله‌ي هوايي به پايگاه هاي حركت اسلامي‌ازبكستان كشته شد. اگر چه شايعه‌ها و شنيده‌هاي مختلفي از محل استقرار بازماندگان حركت اسلامي‌ازبكستان وجود دارد، اما اعتقاد بر اين است كه "طاهر يولداش" و 150 تا 200 نفر از افراد هسته‌ي مركزي در مناطق قبيله اي وزيرستان جنوبي پاكستان، در منطقه‌ي هم‌مرز با افغانستان استقرار داشته‌باشند. اگر چه "طاهر يولداش" گه گاه در پيام هاي ويديويي وانمود مي‌كند كه حركت اسلامي‌ازبكستان هنوز قدرت تهاجمي‌خود را حفظ‌كرده است. هسته‌ي مركزي اين گروه، توسط القاعده و طالبان جذب شده بودند تا در جنگ هاي چريكي بين مرزي عليه دولت افغانستان و نيروهاي بين‌المللي وارد عمل مي‌شوند در‌حالي‌كه شواهد و قرائن، اختلاف زيادي با هم دارند. گزارش‌هايي وجود دارد مبني براين‌كه تعداد افراد جنبش يادشده با جذب پناهندگاني كه از آزار و اذيت‌هاي مذهبي در ازبكستان گريخته بودند، به شدت افزايش‌ پيداكرده‌است.

در وزيرستان جنوبي، تاثير حضور نظامي حركت اسلامي‌ازبكستان به مراتب فراتر از تعداد آنهاست زيرا "يولداش" و رزمندگانش از سياست هاي قبيله اي محلي نيز متاثر شده‌اند. حركت اسلامي‌ازبكستان از حضور گروه هاي بين‌المللي اسلامي‌عرب‌زبان در منطقه نيز تاثير پذيرفته است و تاكتيك‌هايي نظير انفجارهاي انتحاري و گفتمان جهادي ميان آنها شكل گرفته است. جداي از گروهي كه اطراف طاهر يولداش بودند، تعداد 300 نفر از رزمندگان پيشين حركت اسلامي‌ازبكستان نيز كه از نزديكي وي به القاعده ناخرسند بودند، در مناطق ديگر پاكستان باشند. قريب 100 نفر ديگر از چريك‌ها به همراه خانواده‌هايشان در ايران هستند !؟ اطلاعات كمي ‌درباره‌ي اكثريت شبه نظاميان حركت اسلامي‌ازبكستان كه در عمليات نظامي‌اواخر سال 2001 نجات يافتند، در دست است. به نظر مي‌رسد كه آنها در كشور ثالثي جاي گرفته‌اند يا در گروه‌هاي كوچك‌تري از نوسازمان‌دهي شده‌اند و يا اين كه به ميل خود و يا به اجبار به ازبكستان و تاجيكستان بازگشته‌اند.

اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌: يك شبكه‌ي بين‌المللي

اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌ ازبكستان در بهار سال 2004پس از بمب گذاري هاي عمومي‌در تاشكند و ديگر شهرهاي ازبكستان كه 49 كشته برجاي گذاشت، توجه بين‌المللي را به سوي خود جلب‌كرد. رژيم ازبكستان اين حمله‌ها را به اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌و حركت اسلامي‌ازبكستان نسبت داد، اگر چه هنوز كسي آشكارا مسئوليت اين انفجار‌ها را به عهده نگرفته است. عدم وجود شفافيت پيرامون اين رويدادها، شك و ترديدهاي زيادي را درباره‌ي ارتباط اتحاديه‌ي جهاد اسلامي ‌با حركت اسلامي‌ ازبكستان دامن مي‌زند. عده اي هم به درستي ادعاي ساختگي بودن اتحاديه‌ي مذكور توسط سرويس امنيتي ازبكستان را رد كردند. اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌ بر پايه‌ي پيام هاي ويديويي و حضور برخط (Online) نه تنها يك افسانه نيست بلكه مثل سازماني است كه نقش چتر حمايتي را براي واحدهاي ناشناخته و كانون‌هاي كوچك و بزرگ بازي مي‌كند. رهبران شناخته شده‌ي اين تشكيلات "ابويحيي محمد فاتح" و "سهيل منصور" هر دو اصالتاً ازبك و از اعضاي پيشين حركت اسلامي‌ازبكستان مي‌باشند. "فاتح" طي يك پيام ويديويي 4 دقيقه اي كه به صورت برخط (Online) در اواخر سال 2007 ارسال شد، مطرح و معروف گشت.

اتحاديه‌ي جهاد اسلامي، ‌مظنون به داشتن پايگاه عملياتي در وزيرستان شمالي ديگر منطقه‌ي قبيله اي در مرز پاكستان و افغانستان است، جايي كه باور براين است كه "طاهر يولداش" و گروهش چند بار ديده شده‌اند. منطقه‌ي عملياتي اتحاديه‌ي جهاد اسلامي، ‌ولايت هاي مجاور افغانستان شامل "خوست"، همان جايي‌كه جنيد‌چيف‌چي   عضو متولد در آلمان جهاد اسلامي اين تشكيلات ‌در منطقه‌ي ايست بازرسي دولتي، دست به يك عمليات انتحاري زد. فيلم اين حمله‌ي انتحاري طي يك نوار ويديويي به صورت برخط (Online) توسط شبكه‌ي السحاب، از شركت‌هاي وابسته به القاعده پخش شد.

آمار قابل اعتنايي از تعداد نيروهاي اين گروه در دست نيست. عكس‌هاي موجود نشان مي‌دهد كانون‌هاي نبرد از گروه‌هاي 5 تا 12 نفره تشكيل شده است، كه تحليل‌گران مي‌گويند، شبيه واحد سازماني ابتدايي اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌است. به رغم پيشينه‌ي ازبكي رهبران حركت اسلامي‌ازبكستان، اتحاديه‌ي جهاد اسلامي، ‌شبكه‌ي عضوگيري و حامي ‌بين‌المللي شناخته شده‌اش يك عنصر ترك تبار قدرتمند است. از افراد وابسته به جهاد اسلامي‌كه در اروپا دستگير شده‌اند، هيچ كدام ازبك نبودند. از اين رو، به نظر مي‌رسد تركيب اتحاديه‌ي جهاد اسلامي، ‌بين‌المللي تر از حركت اسلامي‌ازبكستان باشد.

بين گروههاي شبه نظامي ترك‌‌تبار در قفقاز شمالي و ازبكستان، هم‌بستگي فكري وجود دارد. "فاتح" فرمانده‌ي اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌در مصاحبه هاي برخط (Online) خود در سال 2007 با صراحت به اين دو منطقه اشاره‌كرد. مبارزان بين‌المللي شناسنامه‌دار غربي براي كنترل منابع طبيعي در سرزمين‌هاي اسلامي آموزش‌‌مي‌بينند. حضور "انگلو– امريكن" در افغانستان و رژيم سكولار در ازبكستان به عنوان دو نمونه در نظر گرفته شده‌اند.

تهديدي براي اروپا؟ اگر چه آنها در داشتن دشمن مشابه، ايدئولوژي سلفي مشابه و ارتباط تبار شناختي مشترك‌اند، اما حدكت‌اسلامي‌ازبكستان و اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌دو گروه متفاوت اند و روابط جاري بين آنها، بيش‌تر به موضوع اشخاص بر مي‌گردد تا ارتباطات سازماني و ساختاري.

نه حركت اسلامي‌ازبكستان و نه اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌يك پايگاه حمايتي در ازبكستان يا هر يك از كشورهاي هدف ندارند. آنها حتي نقش مردمي نهضت‌هاي اسلامي، نظير جنبش حماس در غزه را نيز ايفانمي‌كنند. هنوز هم تاثيرشان فراتر از قدرت عددي و توان نظامي‌آنهاست. اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌با استفاده از رسانه هاي مدرن و فن‌آوري ارتباطات، موفق شده است توجه رسانه‌ها را به خود جلب كند و خود را بزرگ‌تر و فراگير تر از آنچه كه واقعاً مي‌باشد، نشان دهد.

عملكرد هر دو گروه "حركت‌اسلامي‌ازبكستان" و "اتحاديه‌ي جهاد اسلامي" ‌با راهبرد معروف "ايجاد تنش" هم خواني دارد. بر اساس اين راهبرد، آنها دستاويزي را براي رژيم ازبكستان ايجاد مي‌كنند تا از فعاليت هاي همه‌ي مخالفان، چه سكولار و چه مذهبي، جلوگيري كنند. در نتيجه هنگامي‌كه ازبكستان فعاليت‌هاي بين‌المللي‌اش را براي كمك به مبارزه عليه جنگ و ترور افزايش مي‌دهد، به موازات آن نارضايتي از رژيم نيز بين مردم افزايش مي‌يابد. حكومت استبدادي در تاشكند، يكي از عواملي است كه اعضاي "اتحاديه‌ي جهاد اسلامي" ‌و "حركت اسلامي ‌ازبكستان" را بر مي‌انگيزد تا در پي اهداف آرماني خود، مشي مبارزه‌ي مسلحانه را اختيار كنند. با در نظر گرفتن ساختار مركزي و گرفتار شدن در جنگ كلاسيك چريكي عليه حكومت و نيروهاي بين‌المللي در افغانستان، "اتحاديه‌ي جهاد اسلامي" ‌قوياً روي حمايت گسترده‌ي جنبش طالبان حساب مي‌كند. اين شكل از رابطه‌ها، توان اتحاديه‌ي جهاد اسلامي‌را افزايش مي‌دهد و به احتمال زياد، آنان را در خارج از آسياي مركزي براي حمله به سفارت‌خانه‌ها و سركنسولگري هاي ازبكستان تشويق مي‌كند. از اين رو، براساس آنچه كه گفته شد، مي‌توان انتظار داشت حمله به اهداف حاميان رژيم اسلام كريم‌اف (ايالات متحده، امارات متحده‌ي عربي، اسراييل و يا كره‌ي جنوبي) افزايش يابد.

اين مسئله يك چالش مستقيم براي امارات متحده‌ي عربي، نه تنها از نظر ملاحظات امنيتي بلكه همچنين از نظر راهبردهاي اين كشور نسبت به رژيم هاي خودكامه‌اي همچون حكومت ازبكستان است. جذابيت و منافع اقتصادي، همچنين موقعيت ژئو‌استراتژيك آسياي مركزي، اكنون به ‌اندازه‌ي خليج فارس و آفريقا طي قرن هاي هفدهم و هجدم اهميت دارد. به هر حال، شخص نتايج كار را بايد ارزيابي كند. اگر چه امكان هدف قرار‌گرفتن براي گروه‌هاي شبه نظامي متفرق جدي است، احتمال آن‌كه حمله به خاك اروپا، امارات متحده‌ي عربي را بي‌ثبات‌كند، چندان زياد نيست. چالش اصلي در اين مورد به خطرپذيري تروريسم كم‌تر از تامين امنيت جامعه‌ي ازبكستان در درازمدت مربوط مي‌شود و هر كس كه موفق شود استمرار حاكميت فعلي را بيشتر تضمين‌كند، نظر مساعد امارات متحده‌ي عربي و غرب را بيش‌تر جلب خواهد‌كرد.

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ژئوپوليتيك 2026جهان..

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۱۲
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

ممكن است در نگاه اول چنين تصور شود كه پيوستن اين كشورها به اروپا، آنها را به لحاظ باورهاي دموكراتيك، به آمريكا نزديك‌تر خواهد كرد اما بايد توجه داشت كه با توجه به تفاوت‌هاي تاريخي و فرهنگي اين كشورها با آمريكا، همواره فاصله‌اي مابين آنها وجود خواهد داشت.اما علاوه بر هسته اصلي منطقه يورو، حدود 70 كشور ديگر نيز از مناطق بلوك شرق، خاورميانه و آفريقا در اطراف قطب مزبور گردآمده و به لحاظ تجاري و سرمايه‌گذاري، به اين منطقه وابسته خواهند بود.قطب سوم در شرق اروپا و توسط جبهه متحد روسيه و چين شكل خواهد گرفت. چين و روسيه (به همراه قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان)، سازمان همكاري‌هاي شانگهاي را به يك سازمان ضد گروه G7 تبديل خواهند كرد كه نقش يك مانع را در برابر سياست‌هاي G7 ايفا خواهد نمود. اما قطب چهارم به كشورهاي مذهبي تعلق خواهد داشت. تا سال 2026، اين كشورها بيش از پيش اروپاي سكولار را در برگرفته و آن را در ميان خود محصور خواهند كرد و در اين ميان، كشورهاي اسلامي در خط مقدم خواهند بود. در اين بين، برخي كشورهاي خاورميانه نظير ايران، لبنان و فلسطين، الگوي جديدي را از مردم‌سالاري ديني بسط خواهند داد اما ساير كشورهاي اسلامي احتمالاً مجبور خواهند شد سياست‌هاي فعلي خود را به منظور پاسخگويي به نيازهاي اجتماعي موجود تغيير دهند. در كشورهايي نظير عربستان صعودي، مصر و عراق، سكولارها بيش از پيش به حاشيه خواهند رفت و اسلام‌گرايان، به واسطه تقويت ارتباطات بين‌المللي خود قدرت بيشتري خواهند گرفت.در نهايت بايد گفت كه در ژئوپوليتيك 2026، همه كشورها نيز به يك قطب مشخص تعلق نخواهند داشت بلكه تعدادي از آنها عملاً درميان اين چهار قطب، در نوسان خواهند بود. برخي از كشورهاي جنوب شرق آسيا، قفقاز، آسياي ميانه و تعدادي از كشورهاي خاورميانه را مي‌توان جزء چنين كشورهايي محسوب كرد اما احتمالاً بزرگ‌ترين كشور در حال نوسان، كشور هند خواهد بود.و يك خبر خوب هم آنكه در يك جهان چهارقطبي، احتمال بروز يك جنگ فراگير بسيار كم خواهد بود چراكه تمامي اين چهار قطب، به واسطه يك سيستم اقتصادي جهاني باهمديگر در ارتباط خواهند بود. بدين ترتيب، توازن جديدي كه ميان قدرت‌ها در چهار جبهه جهاني شكل خواهد گرفت، توازني نسبتاً پايدار خواهد بود.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

فرازهاي گزارش شوراي اطلاعات ملي آمريكا ‎NIC تا سال 2025

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۱۱
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

خلاصه متن

نظام بين‌الملل كنوني كه به دنبال جنگ جهاني دوم پايه‌گذاري شد تا سال 2025 بخاطر اوج‌گيري قدرت‌هاي در حال ظهور، اقتصاد جهاني‌شده و انتقال تاريخي ثروت و قدرت اقتصادي از غرب به شرق و رشد نفوذ عوامل غيردولتي ديگر رسميت نخواهد داشت. تا سال 2025 نظام بين‌الملل به نظام جهاني چند قطبي بدل خواهد شد و شكاف‌هايي در قدرت‌هاي ملي كشورها پديد خواهد آمد و فاصله ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه كم خواهد شد. همزمان با تغيير قدرت در ميان كشورهاي متشكل از يك قوميت (دولت‌ملت)، قدرت‌ نسبي عوامل غيردولتي از جمله تجار، قبايل، سازمان‌هاي مذهبي و شبكه‌هاي جنايي در حال افزايش است. بازيگران اصلي دنيا در حال تغيير هستند اما همچنين گستره اهميت مسايل فراملي براي شكوفايي مداوم جهاني نيز در حال تغيير است. وجود جوامع پير در جهان توسعه يافته، افزايش محدوديت‌هاي غذايي، انرژي و آب و نگراني‌ها درباره تغييرات آب‌‌وهوايي باعث نابودي آنچه مي‌شود كه مي‌توانست عصر شكوفايي غيرمترقبه تاريخي باشد. همواره ظهور نظام‌هاي چندقطبي بي‌ثبات‌تر از نظام‌هاي تك‌قطبي يا دو قطبي بوده‌اند. با وجود شكنندگي مالي اخير كه مي‌تواند به سرعت بسياري از روندهاي اخير بيفزايد، ما اعتقادي نداريم به سمت فروپاشي كامل نظام بين‌الملل در حركت هستيم به آنگونه‌اي كه بين‌ سال‌هاي 1914 الي 1918 يعني زماني پيش آمد كه مراحل اوليه جهاني‌سازي متوقف ماند. به هر حال، 20 سال آينده انتقال قدرت به يك نظام جديد خطراتي به همراه دارد. رقابت‌هاي راهبردي به احتمال زياد به سمت تجارت، سرمايه‌گذاري و نوآوري فناوري و اكتساب عملي تغيير مسير خواهد داد اما نمي‌توان در عين حال رقابت‌هاي تسليحاتي به سبك قرن نوزدهم، توسعه سرزميني و رقابت‌هاي نظامي را منتفي دانست. اين ماجرايي است كه اگر بخواهيم تفاوت شكل آينده را بر اساس آن ترسيم كنيم، نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت. اگر چه ممكن است آمريكا به عنوان قدرتمندترين بازيگر باقي بماند اما قدرت نسبي اين كشور حتي قدرت نظامي آن دچار افول خواهد شد و اهرم‌هاي فشار آن محدود مي‌شود. در عين حال، حدود نفوذي كه ديگر بازيگران چه دولتي يا غيردولتي تمايل خواهند داشت بر دوش بكشند، معلوم نيست. سياستگذاران و افكار عمومي مجبور خواهد بود خود را با درخواست‌‌هاي فزاينده براي همكاري‌هاي چندجانبه در زماني سازگار كنند كه نظام بين‌الملل در فشار ناشي از تكميل شدن روند دوران گذار از نظم قديمي به نظم نوين قرار دارد. رشد اقتصادي به ظهور بازيگران عمده كمك مي‌كند انتقال ثروت و قدرت اقتصادي از لحاظ اندازه، سرعت و جهت‌گيري هم‌اكنون آغاز شده و جهت آن دقيقا از غرب به كشورهاي شرقي است و اين در تاريخ مدرن بي‌سابقه است. اين تغيير جهت از دو منبع منشاء مي‌گيرد. نخست، افزايش قيمت نفت و كالا موجب ثروت‌هاي بادآورده براي كشورهاي حوزه خليج [فارس] و روسيه مي‌‌شود. دوم، هزينه‌هاي كمتر در كنار سياست‌هاي دولتي مكان‌ ساخت و خدمات صنعتي را به آسيا منتقل كرده است. پيش‌بيني رشد براي برزيل، روسيه، ‌هند و چين نشان مي‌دهد آنها تا سال 2040 الي 2050 درصد قابل توجهي از سهم اصلي گروه‌ هفت كشور كنوني صنعتي ايران را از نظر توليد ناخالص داخلي به خود اختصاص مي‌دهند. جمهوري خلق چين بيش از هر كشور ديگري در 20 سال آينده بر جهان تاثير خواهد داشت. اگر روند كنوني ادامه داشته باشد، چين در سال 2025 بزرگترين اقتصاد جهان را در دست خواهد داشت و قدرت اول نظامي خواهد بود. اين كشور همچنين مي‌تواند به بزرگترين واردكننده منابع طبيعي و آلاينده‌ترين كشور باشد. هند نيز احتمالاً به رشد سريع اقتصادي ادامه خواهد داد و تلاش خواهد كرد در جهان چندقطبي به يكي از قطب‌هاي جهان بدل شود. چين و هند بايد درباره حدي كه تمايل دارند يا مي‌توانند در نقش‌هاي فزاينده جهاني ايفاء كنند و همچنين درباره رابطه با يكديگر تصميم‌گيري كنند. روسيه اين پتانسيل را دارد كه تا سال 2025 ثروتمندتر، قوي‌تر و خوداتكاتر شود در صورتي كه اين كشور بر سرمايه انساني خود سرمايه‌گذاري كند و به اقتصاد خود توسعه و تنوع بخشد و با بازارهاي جهاني درهم آميزد. از سوي ديگر روسيه مي‌تواند با افول شديد مواجه شود اگر نتواند اين اقدامات را انجام دهد و قيمت نفت نيز بين 50 الي 70 دلار باقي بماند. هيچ كشوري به اندازه چين، هند، روسيه امكان اوج‌گيري ندارد و بعيد است هيچ كدام از اين كشورها بتوانند قابليت سلطه انفرادي بر جهان داشته باشند. انتظار ما به هر حال اين است كه شاهد قدرت‌گيري اقتصادي و قدرت ديگر كشورها مانند، اندونزي، ايران و تركيه باشيم. چين، هند و روسيه تا حدود زيادي از الگوي ليبرال غربي براي توسعه خود بهره نخواهند گرفت اما در عوض از الگوي متفاوتي به نام "سرمايه‌داري دولتي " [كاپيتاليسم دولتي] بهره خواهند گرفت. سرمايه‌داري دولتي عبارتي است كه براي توصيف نظامي از مديريت اقتصادي استفاده مي‌شود كه نقش برجسته‌اي براي دولت قائل است. ديگر كشورهاي در حال قدرت‌گيري مانند كره‌جنوبي،‌ تايوان و سنگاپور نيز براي توسعه اقتصادي خود از سرمايه‌داري دولتي استفاده خواهند كرد. به هر حال، تاثير روسيه و بخصوص چين به دنبال اين رويكرد تا حدود زيادي به اندازه و رويكرد آنها به دموكراتيزه شدن بستگي دارد. ما همچنان به شكوفايي "دموكراسي‌شدن بزرگ " در دراز مدت خوشبين هستيم؛ با وجود اين كه پيشرفت‌ها احتمالاً كند خواهد شد و پديده جهاني‌سازي، بسياري از كشورهايي را كه دموكراسي نوپا دارند را تحت فشارهاي اقتصادي و اجتماعي شديد گذاشته و احتمال تحليل رفتن نهادهاي ليبرال وجود دارد. بسياري از كشورهاي ديگر از نظر اقتصادي بيش از گذشته عقب خواهند ماند. كشورهاي پايين صحراي آفريقا آسيب‌پذيرترين كشورهاي منطقه براي فروپاشي افتصادي، فشار جمعيتي، مناقشه‌هاي داخلي و بي‌ثباتي سياسي خواهند بود. با وجود افزايش درخواست جهاني براي كالاهايي كه كشورهاي پايين صحراي آفريقا تامين كننده اصلي آنها خواهند بود، مردم اين كشورها بعيد است شاهد رشد و درآمد اقتصادي مناسبي باشند. درآمدهاي بادآورده حاصل از افزايش قيمت كالاها ممكن است به تقويت بيشتر حكومت‌هاي فاشد يا عقب مانده در مناطق مختلف خواهد شد و دورنماي اصلاحات دموكراتيكي بر پايه اقتصاد بازار را از ميان خواهد برد. اگر چه بسياري از كشورهاي اصلي آمريكايي لاتين تا سال 2025 به كشورهايي با درآمدي متوسط بدل خواهند شد،‌ اما ديگر كشورها بخصوص كشورهايي مانند ونزوئلا و بوليوي كه سياست‌هاي پوپوليستي را براي دوره طولاني دنبال مي‌كند، عقب خواهند ماند و برخي مانند هائيتي فقيرتر خواهند شد. بطور كلي آمريكاي لاتين از نظر اقتصادي از آسيا و ديگر مناطق در حال رشد عقب خواهد ماند. آسيا، ‌آفريقا، آمريكاي لاتين در 20 سال آينده تقريباً همه رشد جمعيتي را به خود اختصاص خواهند داد و كمتر از 3 درصد رشد در غرب اتفاق خواهد افتاد. اروپا و ژاپن همچنان از قدرت‌هاي نوظهور چين و هند از نظر درآمد سرانه ملي جلوتر خواهند بود اما براي حفظ نرخ رشد تقلاء خواهند كرد چرا كه اندازه و حجم جمعيت در سن كار آنها كاهش خواهد يافت. آمريكا از لحاظ پير شدن جمعيت در جهان توسعه يافته مستثني خواهد بود زيرا شاهد مهاجرت و نرخ زاد و ولد بيشتر خواهد بود. شمار مهاجراني كه تمايل دارند از كشورهاي محروم به كشورهاي دارا بگريزند،‌ افزايش خواهد يافت. شمار كشورهايي با ساختار جمعيتي جوان در جهان بي‌ثبات كنوني 40 درصد در حال افول است. سه چهارم از كشورهاي جوان در منطقه زير صحراي آفريقا خواهند بود و بقيه در خاورميانه خواهند بود ضمن اين كه كشورهاي جنوب و مركز آسيا و جزاير اقيانوس آرام نيز كشورهاي پراكنده‌اي هستند كه از جمعيت جوان برخوردار خواهند بود.

برنامه‌هاي جديد فراملي مسايل مربوط به تامين منابع در دستوركار بين‌المللي جايگاه برجسته‌اي خواهند يافت. رشد اقتصادي غيرمترقبه كه از بسياري از جهات مثبت است بر فشارها بر برخي از منابع بسيار راهبردي از جمله انرژي، غذا و آب ادامه خواهد داد و ميزان تقاضا در دهه آينده يا بيشتر از آن به راحتي از منابع موجود فراتر خواهد رفت. به عنوان مثال، توليدات هيدروكربن‌هاي غيراوپك مانند نفت خام، مايعات گاز طبيعي و مواد غيرمتعارفي مانند قير متناسب با ميزان تقاضا رشد نخواهد كرد. توليد نفت و گاز بسياري از توليدكنندگان سنتي انرژي هم‌اكنون نيز در حال كاهش است. در كشورهاي ديگر مانند چين، هند، مكزيك توليد پايين آمده است. كشورهايي كه قابليت توسعه قابل توجه توليدي داشته باشند، تحليل مي‌روند. توليد نفت و گاز در مناطق بي‌ثبات تمركز خواهد يافت. در نتيجه اين عوامل و ديگر عوامل، جهان در ميانه انتقال اساسي انرژي از نفت به سمت گاز طبيعي، ذغال سنگ و ديگر گزينه‌هاي جايگزين نفت قرار خواهد گرفت. برآورد بانك جهاني حاكي است كه تقاضا براي غذا تا سال 2030 به ميزان 50 درصد افزايش پيدا مي‌كند. اين امر در نتيجه رشد جمعيت جهان، افزايش فراواني كالاها و تغيير سليقه‌هاي تغذيه‌اي در رده‌هاي مياني جمعيتي به سليقه‌هاي غذايي غربي پيش مي‌آيد. نبود دسترسي به منابع باثبات تامين آب بخصوص براي استفاده براي اهداف كشاورزي به مرز حياتي رسيده و اين مشكل بخاطر گسترش شهرنشيني در جهان وخيم خواهد شد و حدود يك ميليارد و 200 ميليارد نفر در 20 سال آينده به جمعيت افزوده خواهد شد. كارشناسان امروزه، 21 كشور با جمعيتي 600 ميليون را درنظر مي‌گيرند كه در معرض خطر كمبود آب‌ شيرين قرار دارند. 36 كشور با جمعيتي معادل يك ميليارد و 400 ميليون نفر بخاطر رشد جمعيتي تا سال 2025 در زمره اين دسته قرار خواهند گرفت. انتظار مي‌رود تغييرات آب‌وهوايي بر كمبود منابع شدت دهد. اگر چه تاثير تغييرات آب‌وهوايي در هر منطقه از دنيا متفاوت خواهد بود اما شمار مناطق تاثيرات مضر آن بخصوص كمبود آب و توليد كشاورزي را احساس خواهند كرد. اختلافات منطقه‌اي در توليدات كشاورزي به مرور زمان برجسته‌تر خواهد شد و بطور غيرقابل تناسبي در كشورهاي در حال توسعه و بخصوص كشورهاي پايين صحراي آفريقا دچار افت خواهد شد. انتظار مي‌رود خسارات كشاورزي با تاثيرات اساسي پيش‌بيني شده توسط بسياري از اقتصاددادنان در اواخر اين قرن، بيشتر شود. براي بسياري از كشورهاي در حال توسعه، كاهش توليدات كشاورزي بخاطر كاهش شديد سهام اقتصادهاي آنها سهمگين خواهد بود و شهروندان آنها به گذران زندگي نزديك خواهند شد. فناوري‌هاي جديد مي‌تواند بار ديگر راهكارهايي تازه مانند گزينه جايگزين مناسب براي سوخت فسيلي يا ابزاري براي غلبه بر محدوديت‌هاي آب و غذا ارايه كنند. به هر حال، همه فناوري‌هاي كنوني براي جايگزيني معماري انرژي به اندازه مورد نياز نامناسب هستند و فناوري‌هاي جديد انرژي احتمالا تا سال 2025 از نظر اقتصادي معتبر و همه‌گير نخواهند بود. روند نوآوري‌هاي فناوري از اهميت بالايي برخوردار است. حتي با سياستگذاري و ارايه بودجه مناسب براي سوخت‌هاي بيولوژيكي، ذغال سنگ پاك يا هيدورژن، روند انتقال به استفاده از سوخت تازه، كند خواهد بود. سابقه بر اين بوده است كه فناورهاي عمده تا به سازگاري كامل برسند با تاخيري همراه بوده‌اند. در بخش انرژي، مطالعات تازه نشان داده است كه تقريباً 25 سال طول مي‌كشد يك فناوري جديد توليدشده، همگاني شود. با وجود آن چه كه در شرايط كنوني دور از دسترس مي‌رسد، نمي‌توانيم امكان اين امر را رد كنيم كه دوره گذار استفاده از انرژي تا سال 2025 پيش آيد و اين امر از هزينه‌هاي تغييرات كلي در زيرساخت‌هاي انرژي ممانعت به عمل مي‌آورد. بالاترين احتمال براي يك دوره گذار سريع در اين دوره از منابع بهتر تجديدپذير مانند باد و انرژي نوري و بهبود فناوري باتري‌ها حاصل مي‌شود. با وجود اين فناوري‌ها،‌ موانع هزينه‌اي زيرساختي براي طرح‌هاي انفرادي كمتر خواهد بود و به بسياري از عوامل كوچك اقتصادي امكان مي دهد تا طرح‌هاي تغيير انرژي را كه بطور مستقيم به منافع آنها مرتبط باشد، اجرا كنند. به عنوان مثال، سلول‌هاي سوختي ثابت براي تامين برق ادارات و منازل، خودروهاي هيبريدي كه باطري‌هاي آنها قابل شارژ هستند، انرژي را بار ديگر به مدار باز مي‌گردانند. همچنين مدل‌هاي تبديل انرژي مانند طرح‌ها براي توليد هيدروژن براي سلول‌هاي سوختي وسايل نقليه از برق گاراژها مي‌تواند مانع از ضرورت توسعه زيرساخت‌هاي پيچيده حمل‌ونقل هيدروژني شود. دورنماي تروريسم، مناقشات و گسترش هسته‌اي تروريسم، گسترش هسته‌اي و مناقشات از نگراني‌هاي اصلي حتي براي زماني است كه مسايل مربوط به تامين منابع در دستوركار اصلي بين‌المللي قرار دارد. بعيد است كه تروريسم تا سال 2025 ناپديد شود اما هيبت آن اگر رشد اقتصادي ادامه پيدا كند و ميزان بيكاري جوانان در خاورميانه كاهش مي‌يابد، از بين مي‌رود. فرصت‌هاي اقتصادي براي جوانان و تعدد بيشتر سياسي شايد برخي از آنها را از پيوستن به جرگه تروريسم باز دارد اما ديگراني كه انگيزه‌هاي مختلفي مانند تمايل به انتقام‌جويي و شهادت دارند، همچنان به خشونت به عنوان راهي براي رسيدن به اهداف خود بهره مي‌گيرند. در نبود فرصت‌هاي كاري و ابزارهاي قانوني براي بيان تفكرات سياسي، شرايط براي نارضايتي‌ها‌ و افزايش افراط‌گرايي فراهم آمده و احتمال جذب جوانان به شبكه‌هاي تروريستي فراهم مي‌آيد. گروه‌هاي تروريستي در سال 2025 احتمالا تركيبي از نوادگان گروه‌هاي سازمان يافته قديمي تروريستي كه وارث ساختار و روند كنترل و فرماندهي سازماني و روندهاي آموزشي لازم براي انجام حملات پيچيده و سخت با مجموعه‌اي از قانون‌شكناني تازه به دوران رسيده‌اي خواهند بود كه اصول خاص خود را دنبال مي‌كنند. براي اين گروه‌هاي تروريستي كه در سال 2025 فعال هستند، پخش و گسترش فناوري و دانش علمي، امكان دسترسي آنها را به خطرناك‌ترين قابليت‌ها فراهم مي‌آورد. يكي از نگراني‌ها عمده ما [نهادهاي اطلاعاتي آمريكا] همچنان اين خواهد بود تروريست‌ها و ديگر گروه‌هاي شرير ممكن است به عوامل بيولوژيكي دسترسي پيدا كرده و آن را به كار گيرند يا احتمال كمتر وجود دارد كه به يك سلاح هسته‌اي دست پيدا كنند كه بتواند تلفات گسترده‌اي ايجاد كند. اگر چه دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي اجتناب‌ناپذير نيست اما ديگر كشورهايي كه از ايران داراي سلاح هسته‌اي نگران هستند كشورهاي منطقه را به تدوين سازوكار جديد امنيتي با قدرت‌هاي خارجي، دستيابي به تسليحات بيشتر و دنبال كردن سلاح هسته‌اي مخصوص خود هدايت مي‌كنند. معلوم نيست كه اين نوع از رابطه بازدارنده كه ميان قدرت‌هاي بزرگ جهان در طي دوران جنگ سرد وجود داشت بتواند در خاورميانه پيش‌آيد كه ايران در آن داراي سلاح هسته‌اي است. احتمالات بروز مناقشات سبك تحت يك چتر هسته‌اي مي‌تواند به بروز مناقشه‌اي ناخواسته فزاينده در صورتي بينجامد كه خطوط قرمز ميان كشورهاي دخيل در كار كاملاً تدوين و روشن نشده است. اعتقاد ما اين است كه مناقشات ايدئولوژيكي مشابه زمان جنگ سرد بعيد است در جهاني شكل بگيرد كه بيشتر كشورها مشغول چالش‌هاي عملي جهاني‌شدن و تغيير در ساختار قدرت جهاني هستند. قدرت ايدئولوژي در ميان جهان اسلام بخصوص با محوريت عربي قويترين خواهد بود. در آن كشورها كه احتمالا با جمعيت جوان و اقتصاد ضعيف مواجه خواهند بود مانند پاكستان، افغانستان، نيجريه و يمن، روند سلفي‌گري تقويت خواهد شد. نوعي از درگيري‌هايي كه ما تاكنون شاهد آنها نبوده‌ايم مانند درگيري‌هايي كه درباره منابع انجام مي‌شوند، ظهور خواهند كرد. مفهوم كميابي انرژي كشورها را به اتخاذ اقداماتي براي تضمين دسترسي آتي به منابع انرژي وادار مي‌كند. در بدترين حالت، اين امر مي‌تواند به مناقشات بين كشوري در صورتي منجر شود كه به سران حكومت‌ها تضمين دسترسي به منابع انرژي داده شود به عنوان مثال، اين امر براي حفظ ثبات داخلي و حيات نظام‌هايشان اساسي باشد. به هر حال، حتي اقداماتي كه به جنگ ختم نمي‌شوند نيز پيامدهاي مهم ژئوپلتيكي به همراه خواهند داشت. نگراني مربوط به امنيت دريايي ايجاد سازوبرگ دريايي و تلاش‌ براي مدرنيزه كردن را منطقي مي‌سازد. مانند آنچه در مورد توسعه توانايي دريايي هند و چين مواجه هستيم. قدرتگيري توانايي دريايي منطقه‌اي منجر به افزايش تنش‌ها، رقابت‌ها و اقدامات ايجاد توازن خواهد شد بلكه همچنين فرصت‌هايي براي همكاري‌هاي چندمليتي در حفاظت از مناطق حساس دريايي فراهم خواهد كرد. با كمبود آب بخصوص در آسيا و خاورميانه، همكاري براي مديريت منابع آب در داخل يا بين كشورها دشوارتر خواهد شد. خطر استفاده از سلاح هسته‌اي در 20 سال آينده با وجود آن كه بسيار اندك است اما احتمال آن بخاطر تمركز بيش از حد بر مسايل خاص، بيشتر است. گسترش فناوري‌ها و تخصص‌هاي هسته‌اي نگراني‌هايي را درباره احتمال ظهور يك كشور جديد هسته‌اي و دستيابي به مواد هسته‌اي از سوي گروه‌هاي تروريستي بوجود آورده است. درگيري‌هاي پراكنده كنوني ميان هند و پاكستان اين دورنما را تقويت مي‌كند كه چنين حوادثي منجر به بروز مناقشه عميق‌تر ميان اين دو كشور هسته‌اي شود. احتمال بروز تغيير نظام يا فروپاشي در كشورهايي هسته‌اي مانند كره‌شمالي نيز ترديدها درباره توانايي كشورهاي ضعيف در كنترل و تامين امنيت زرادخانه‌هايشان را بيشتر كرده است. اگر سلاح‌هاي هسته‌اي در 15 الي 20 سال آينده استفاده شوند، نظام بين الملل كه مشغول تجربه واكنش‌هاي فوري انساني،‌ اقتصادي و سياسي و نظامي است، شوكه خواهد شد. استفاده از سلاح هسته‌اي در آينده تغييرات مهم جغرافياي سياسي در شرايطي پديد خواهد آورد كه براي كشورها تلاش مي‌كنند همكاري‌هاي امنيتي خود را با قدرت‌هاي هسته‌اي موجود تدوين و تقويت كنند. ديگران به دنبال خلع‌سلاح هسته‌اي دنيا خواهند رفت. يك نظام بين‌الملل پيچيده‌تر حركت به سوي پراكندگي اختيارات و قدرت كه در دو دهه گذشته بوقوع پيوسته احتمالاً تشديد خواهد چرا كه بازيگران عمده جديدي در جهان ظهور خواهند كرد، كسري سازماني تقويت خواهند شد. بلوك‌هاي منطقه‌اي احتمالاً توسعه خواهند يافت و عوامل و شبكه‌هاي غيردولتي تقويت خواهند شد. چندگانگي عوامل دخيل در عرصه بين‌الملل مي‌تواند از لحاظ پر كردن شكاف ايجاد شده باقي مانده از نهادهاي قديمي جنگ جهاني دوم، بر شكاف و چنددستگي ميان نظام بين‌الملل و همكاري بين‌المللي غيركارآمد، بيفزايد. تنوع بازيگران احتمال چنددستگي در دو دهه آينده را بخصوص با توجه به گستردگي چالش‌هاي فراملي پيش‌روي جامعه بين‌الملل بيشتر خواهد كرد. بعيد است بروز قدرت‌هاي كوچك و نوظهور چالشي براي نظام بين‌الملل به آنگونه‌اي فراهم آورد كه آلمان و ژاپن در قرن نوزدهم و بيستم پديد آوردند. زيرا بخاطر گسترش سلطه اقتصادي و ژئوپلتيكي آنها آزادي زيادي براي سازگار كردن سياست‌هاي سياسي و اقتصادي دارند كه بر اساس الگوهاي غربي تدوين شده‌اند. آنها همچنين احتمالا تمايل دارند كه مانور آزادي سياستگذاري خود را حفظ كرده و كاري كنند ديگران فشار اصلي بار رسيدگي به موضوعاتي مانند تروريسم، تغييرات آب‌وهوايي، گسترش هسته‌اي و امنيت انرژي را بر دوش بكشند. نهادهاي چندجانبه موجود كه عريض و طويل هستند براي نظم ژئوپلتيكي متفاوتي ايجاد شده‌اند و در تدوين و برعهده گرفتن ماموريت‌هاي جديد، اصلاح تغييرات در عضويت آنها و تكميل منابع آنها با دشواري‌هايي مواجه خواهند شد. سازمان‌هاي غيردولتي (NGOs) كه بر مسايل خاص تمركز دارند بطور فزاينده‌اي جايگاه خاص خواهند يافت اما شبكه‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي احتمالاً در توانايي خود در ايجاد تغييرات در نبود تلاش‌هاي متمركز توسط نهادها يا دولت‌هاي چندجانبه‌گرا محدود خواهند بود. تلاش‌هايي كه با جامعيت بيشتر به منظور منعكس كردن ظهور قدرت‌هاي تازه‌تر انجام مي‌شود، ممكن است اين امر را براي سازمان‌هاي بين‌المللي براي رسيدگي به چالش‌هاي فراملي سخت‌تر كند. احترام به ديدگاه‌هاي مخالف كشورهاي عضو به شكل دهي به دستور كار سازمان‌ها و محدود كردن راهكارهايي مي‌انجامد كه مي‌توان از آنها بهره گرفت. منطقه‌گرايي گسترده‌تر آسيايي كه تا سال 2025 محتمل است، نشانه‌هاي جهاني به همراه خواهد داشت و روندي را به سوي قالبت‌هاي سه‌گانه اقتصادي و مالي مي‌گشايد كه مي‌تواند شبه‌بلوك‌هايي در آمريكاي شمالي،‌ اروپا و شرق آسيا را تشكيل دهد. تشكيل چنين شبه‌بلوك‌هايي نمودهايي در توان دستيابي به توافقنامه‌هاي مربوط به سازمان تجارت جهاني خواهد داشت. قالب‌هاي منطقه‌اي مي‌توانند در تدوين معيارهاي فرامنطقه‌اي براي فناوري اطلاعات، بيوتكنولوژي، نانوتكنولوژي،‌حقوق نخبگان و ديگر جنبه هاي اقتصاد نوين رقابت كنند. از سوي ديگر بخاطر نبود همكاري منطقه‌اي در آسيا،‌ مي‌تواند به رقابت ميان چين، هند و ژاپن بر سر منابعي مانند انرژي منجر شود. نكته اساسي براي پيچيدگي فزاينده درباره نقش‌هاي همپوشاننده كشورها، نهادها و عوامل غيردولتي "گسترش هويت‌هاي سياسي " است. اين امر براي تدوين شبكه‌هاي جديد و احياي جوامع مهم است. هيچ يك از هويت‌هاي سياسي در جوامع سال 2025 داراي سلطه نيست. شبكه‌هاي برپايه مذهب ممكن است شبكه‌هاي اساسي باشند و در كل ممكن است نقش قدرتمندي را در بسياري از مسايل فراملي مانند محيط زيست و نابرابري بازي كنند تا اين كه به دنبال دسته‌بندي سكولار باشند. آمريكا: قدرت با سلطه كمتر آمريكا در سال 2025 يكي از بازيگران اصلي در صحنه خواهد بود البته همچنان قدرتمندترين خواهد بود. حتي از نظر قدرت نظامي كه آمريكا همچنان از مزيت‌هاي برتري در سال 2025 برخوردار خواهد بود، پيشرفت ديگران در علوم و فناوري، ‌توسعه تاكتيك‌هاي جنگ نامنظم توسط عوامل حكومتي و غيرحكومتي، گسترش سلاح‌هاي دوربرد دقيق و استفاده فزاينده از حملاتي كه توسط جنگ شبكه‌اي [سايبر] انجام مي‌شود،‌ آزادي‌ عمل آمريكا را بطور فزاينده‌اي محدود خواهد كرد. نقش محدودتر براي آمريكا اين نشانه و احتمال را براي ديگران به همراه دارد كه به مسايل مهمي كه در دستور كار قرار دارند بهتر و كارآمدتر رسيدگي شود. با وجود افزايش ضدآمريكاگرايي در سال‌هاي اخير،‌ شايد از آمريكا به عنوان موازنه‌كننده ضروري در خاورميانه و آسيا ياد شود. انتظار مي‌رود كه آمريكا همچنان با استفاده از قدرت نظامي خود نقش عمده‌اي براي مبارزه با تروريسم جهاني ايفاء كند. در مسايل امنيتي جديدتر مانند تغييرات آب‌وهوايي، نقش آمريكا در هدايت كار به عنوان نقشي حياتي براي اعمال فشار براي يافتن راهكار باشد. در عين حال، چندگانگي عوامل موثر و بي‌اعتمادي قدرت به معني فضاي كمتر براي آمريكا براي زدن حرف آخر بدون كسب حمايت‌هاي قوي از سوي شركاء مي‌دهد. تحولات در ديگر نقاط جهان،‌ از جمله تحولات داخلي در برخي كشورهاي مهم مانند چين و روسيه براي تدوين سياست‌هاي آمريكا تعيين كننده خواهد بود. 2025- چه آينده‌اي در پيش است؟ روندهاي ذكر شده در بالا ارايه كننده ادامه نيافتن، وارد شدن شوك و شگفتي بزرگي خواهد بود كه ما در طول اين گزارش بر آن تاكيد كرده‌ايم. مثال اين امر شامل استفاده از سلاح هسته‌اي است. در برخي موارد، نكته تعجب‌آور تنها عامل زمانبندي است: به عنوان مثال، انتقال انرژي غيرقابل اجتناب است. تنها سوالات مطرح شده آن است كه چگونه و چه زمان چنين انتقالي در منابع انرژي به صورت آرام يا ناگهاني پيش خواهد آمد. تغييرانرژي از يك نوع سوخت (سوخت‌هاي فسيلي) به ديگر گزينه‌هاي جايگزين اتفاقي است كه شايد تنها يك بار در طول يك قرن و با پيامدهاي مداوم اتفاق مي‌افتد. تغيير ساختار از چوب به ذغال سنگ به صنعتي شدن انجاميد. در اين حالت، انتقال بخصوص اگر به ناگهان از سوخت فسيلي باشد انعكاسي عمده براي توليدكنندگان انرژي در خاورميانه و اورآسيا خواهد بود و احتمالاً به كاهش مداوم در قدرت‌هاي منطقه‌اي و جهاني برخي كشورها منجر مي‌شود. پيش‌بيني مي‌شود كه ادامه نيافتن برخي روندها كمتر پيش آيد. احتمال اين امر وجود دارد كه اين مر در نتيجه تعامل روندهاي متعدد و بسته به كيفيت رهبري پيش آيد. ما اين نااطميناني را داريم كه آيا روسيه و چين در اين دسته بندي به دموكراسي بدل شوند. افزايش طبقه متوسط در چين، فرصت‌ها را افزايش مي دهد اما بروز چنين تحولاتي را غيرقابل اجتناب نمي‌كند. به نظر مي‌رسد چندگانگي سياسي بعيد است در روسيه با نبود تنوع اقتصادي بوقوع بپيوندد. فشار از رده‌هاي پايين ممكن است اين مسئله را به پيش ببرد يا رهبري در اين كشورها ممكن است به تقويت دموكراسي شدن براي ادامه و محكم‌كاري در روند رشد اقتصادي بپردازد. سقوط ناگهاني قيمت نفت و گاز به صورت مداوم دورنماي كار را تغيير مي‌دهد و دورنماي آزادي اقتصادي و سياسي بيشتر در روسيه را تقويت مي‌كند. اگر هر يك از اين كشورها قرار باشد دموكراسي در آنها اجرا شود، موج جديدي از دموكراسي با اهميت گسترده براي بسياري از ديگر كشورهاي در حال توسعه ايجاد مي‌شود. از ديگر موارد مبهم نتيجه چالش‌هاي جمعيتي است كه اروپا، آمريكا و حتي روسيه را تهديد مي‌كند. هركدام از اين كشورها از نظر جمعيتي مجبورند تصور قدرت منطقه‌اي و جهاني كمتر و پيامدهاي غيرقابل اجتناب داشته باشند. فناوري، نقش مهاجرت، بهبود سلامت عمومي و قوانين ترغيب كننده مشاركت بيشتر زنان در اقتصاد از برخي از تدابيري است كه مي تواند روند كنوني به سوي رشد اقتصادي كمتر را تغيير داده و تنش‌هاي اجتماعي و افول احتمالي را افزايش مي‌دهد. اين كه نهادهاي جهاني توان سازگاري يا احياء را داشته باشند كه اين خود يكي از ابهامات مهم است،‌ از عملكردهاي رهبران كشورها است. روندهاي كنوني نشان مي‌دهند كه پراكندگي قدرت و حاكميت مي‌تواند كاستي در هدايت جهاني ايجاد كند. تغيير اين روندها ممن است به هدايت قدرتمند در جامعه بين‌الملل توسط برخي از قدرت‌ها از جمله قدرت‌هاي نوظهور نياز داشته باشد. برخي بي‌اطميناني‌ها در صورت وقوع پيامدهاي شديدتري تا ديگر موارد خواهند داشت. در اين گزارش ما بر احتمالات كلي مناقشات تاكيد مي‌كنيم كه برخي از آنها جهاني‌سازي را تهديد مي‌كنند. ما تروريسم داراي سلاح‌هاي كشتار جمعي و يك مسابقه تسليحات هسته‌اي در خاورميانه را در اين دسته تقسيم‌بندي مي‌كنيم. درباره اين مسايل و تاثيرات احتمالي آن در متن گزارش پرداخته‌ايم كه تاكيدي بر چالش‌هاي تازه‌اي است كه مي‌تواند در نتيجه اين تغييرات در جهان ايجاد شود.

تقسيم قدرت در جهاني چندقطبي؟ آمريكا بيش هر قدرت خارجي ديگر بيشترين اثر را بر نحوه توسعه سيستم بين‌المللي در 15 الي 20 سال آينده خواهد داشت اما در دنياي چندقطبي داراي قدرت كمتري در مقايسه با دهه‌هاي قبلي از قدرت كمتري برخوردار خواهد بود . بخاطر كاهش در قدرت اقتصادي و در ابعاد كمتر در قدرت نظامي، آمريكا ديگر از انعطافي برخوردار نخواهد بود كه بتواند ميان گزينه‌هاي متعدد سياستگذاري، دست به انتخاب بزند. ما اعتقاد داريم كه منافع آمريكا و تمايل آن براي ايفاي نقش رهبري در جهان محدودتر خواهد شد چرا كه هزينه‌هاي نظامي و اقتصادي و فرصت‌ براي رهبري دنيا توسط راي‌دهندگان آمريكايي مورد ارزيابي مجدد قرار مي‌گيرد. هزينه‌هاي اقتصادي و فرصت نيز بخصوص ممكن است افكار عمومي آمريكا را به تعاملات تازه متمايل خواهد كرد. تحولات در ديگر نقاط جهان از جمله تحولات دروني در برخي از كشورهاي مهم بخصوص چين و روسيه نيز احتمالا در تعيين سياست‌هاي آمريكا حياتي خواهند بود. يك دنيايي كه در آن مناقشات به مراتب كمتر باشند و ديگر قدرت‌هاي عمده بتوانند راه را به سوي توسعه يك سيستم چندقطبي كه در آن آمريكا در ميان بازيگران همتراز در رده اول قرار دارد، هموار خواهند كرد. دست آخر اين كه رخدادها، به پارامترهاي سياست خارجي آمريكا شكل خواهند دارد. احتمالاتي مانند استفاده از سلاح‌هاي هسته‌‌اي يا تروريسم داراي سلاح‌هاي كشتار جمعي مي‌تواند كل نظام بين‌‌الملل را دچار تنش كرده و تمركز مجددي در نقش آمريكا پديد آورد. درخواست براي رهبري آمريكا در دنيا همچنان زياد خواهد بود اما از ظرفيت‌ها كاسته خواهد شد با وجود افزايش احساسات ضدآمريكايي در دهه گذشته، امكان اين امر وجود دارد كه به آمريكا همچنان به ديده متوازن كننده قدرت در خاورميانه و آسيا نگريسته شود. تحقيقات اخير نشان داده هراس فزاينده از اوج‌گيري چين در ميان كشورهاي همسايه و در مناطق ديگر موجب كاهش سطح خصومت با آمريكا مي‌شود اگر نگوييم در رويكردها به سوي آمريكا بهبود حاصل خواهد شد. برنامه مدرنيزه شدن نظامي چين علاوه بر افزايش توان نظامي آن به منبع مهم نگراني در ميان همسايگان بدل گشته است. ميزان نگراني ممكن است حتي اگر شرايط امنيتي آسيا بهبود يابد، افزايش يابد. مثلا در همراهي با تايوان. هر چند احتمال اين امر نيز وجود دارد كه روند برعكسي درباره اين كشور با توجه به فرجام‌هاي فرض شده، ايجاد شود. در خاورميانه نيز يك ايران هسته‌اي موجب افزايش فشارها بر توسعه چتر امنيتي آمريكا براي اسرائيل و ديگر كشورها منطقه خواهد شد. ديگر كشورها نيز به دنبال نقش رهبري آمريكا درباره مسايل امنيتي جديد مانند تغييرات آب‌وهوايي خواهند افتاد. به عنوان مثال، بسياري از كشورها رهبري آمريكا را به عنوان عنصر حياتي در ترغيب برخي از كشورهاي عمده در حال توسعه مانند چين و هند كه از منتشر كنندگان اصلي گازهاي گلخانه‌اي هستند در ارايه تعهدات لازم براي كاهش گازهاي كربني در نظام كنترل گازهاي گلخانه‌اي بعد از سال 2012 مي‌دانند. بيشتر كشورهاي عضو گروه 77 به اين تشخيص رسيده‌اند كه آنها بيشترين ضرر را از آلايندگان زيست محيطي مي‌بينند و مخالف نقش مداخله‌اي آمريكا در قبال پكن نيستند. گذشته از اين، ديگران به دنبال رهبري آمريكا در تعهدات مربوط به مقابله با گسترش تسليحات كشتار جمعي از طريق اتخاذ گام‌هاي لازم براي دلسرد كشورها در تمايل به سلاح‌هاي كشتار جمعي، تقويت نظام‌هاي منع گسترش، جلوگيري از دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي و كمك‌هاي فني و تكنولوژيكي مربوط به آن و جمع‌آوري يا نابود كردن تسليحات كشتار جمعي در كشورهايي كه درباره آنها نگراني وجود دارد، تقويت بازدارندگي در استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي و كاهش پيامدهاي استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي هستند. روابط جديد و تجديد مشاركت‌هاي قديمي بروز دنياي چندقطبي به معني بوجود آمدن بازيگران بيشتر از جمله عوامل غيردولتي هستند كه با آنها آمريكا و ديگر قدرت‌ها مجبور به ستيزه خواهند شد. سقوط به دنيايي كه در آن سياست بازرگاني و نگرش ملي‌گرايانه به منابع، به روش غالب بدل گشته است احتمالاً شمار شركاي آمريكا را كاهش خواهد داد و خطرات تنش‌ها را افزايش خواهد داد اگر نگوييم كه تنش‌ها در ميان قدرت‌هاي حاكم در اين دنيا بروز خواهد كرد. از سوي ديگر، دنيايي با شكوفايي مداوم، دورنماي مشاركت بيشتر در تحمل فشارها و اتخاذ گام ها در جهت اهميت بخشيدن به چندجانبه‌گرايي و نهادهاي جهاني را تقويت مي‌كند. در طول دوره‌اي كه به سال 2025 منتهي خواهد شد، چين و هند احتمالا در وضعيت كنوني باقي خواهند ماند و بر توسعه خود تمركز خواهند داشت و از نظام كنوني سود خواهد برد و تمايلي چنداني نخواهند داشت كه آمريكا و ديگر كشورها به دنبال ايجاد تغييرات بنيادي در نظم بين‌المللي داشته باشند تا زماني كه پكن و دهلي‌نو به اين برداشت برسند كه در موقعيت بهتري براي كمك به ايجاد قوانين و راه‌هاي تازه قرار دارند. اگرچه قدرت‌هاي نوظهور تمايل دارند كه استقلال گسترده خود را به منظور دستيابي به نفوذ منطقه‌اي مستقل از آمريكا حفظ كنند اما رابطه آنها با آمريكا احتمالاً تقويت خواهد شد اگر طرح‌هاي آنها براي توسعه اقتصادي بيشتر به همان صورت خود باقي بماند. فروپاشي اقتصادي، بخصوص در چين مي‌تواند به اوج‌گيري ملي‌گرايانه و تنش‌هاي فزاينده با قدرت‌هاي خارجي از جمله آمريكا منجر شود. اروپا نيز با چالش‌هاي داخلي دشواري مواجه خواهد شد كه مي‌تواند توانايي آن را در ايفاي نقش بزرگتر جهاني بخصوص در ميدان امنيت، محدود سازد. حس تهديد فزاينده از جانب ترورريسم يا روسيه در حال احيا مي‌تواند حساب و كتاب‌هاي اروپايي‌ها را درباره نياز به هزينه‌اي دفاعي بيشتر و ظرفيت بيشتر براي اقدام متحد،‌ برهم زند. توجه فزاينده به اقتصاد غرب آفريقا و خاورميانه و تحولات اجتماعي احتمال اين امر را براي اروپايي‌ها افزايش مي‌دهد كه نقش ايجاد ثبات مشابه آنچه كه اروپايي‌ها در قابل گسترش به شرق انجام دادند، ايفا كند. ژاپن براي اين كه بتواند روند خود را با چين حفظ كند ممكن است نقش امنيتي و سياسي در منطقه را افزايش دهد. انتظار ما اين است كه ديگر كشورها مانند برزيل به دنبال توسعه نقش منطقه‌اي و افزايش مداخله خود در برخي موضوعات جهاني مانند تجارت و تغييرات آب‌وهوايي باشند. روندهاي كنوني نشان مي‌دهد كه روسيه به نسبت ديگر قدرت‌هاي در حال ظهور منافع فوري بيشتري در به چالش كشاندن مستقيم آنچه به عنوان نظام بين‌المللي تحت سلطه آمريكا خوانده مي‌شود نشان خواهد داد. بروز يك اقتصاد متنوع،‌ توسعه طبقه متوسط مستقل و اتكا به تخصص فني خارجي و سرمايه‌گذاري براي توسعه منابع انرژي مي‌تواند پيش‌بيني را برهم زند. دور شدن زودهنگام از سوخت‌هاي فسيلي همچنين مي‌تواند اوج‌گيري اخير روسيه را تحليل برد. در خاورميانه يعني جايي كه آمريكا به عنوان بازيگر اصلي خارجي باقي خواهد ماند، روندهاي كنوني نشان از نقش گسترده‌تر براي كشورهاي آسيايي دارد كه بخاطر رشد افتصادي ناشي از روابط سياسي قويتر تقويت گشته‌اند. قدرت‌هاي آسيايي علاوه بر اروپايي‌ها، به دنبال نقش‌هايي در تلاش‌هاي امنيتي بين‌المللي آتي در خاورميانه خواهند رفت. نقش سازمان‌هاي غيردولتي متناسب با افزايش نيازهاي انساني ناشي از تغييرات آب‌وهوايي رشد خواهد يافت. در عوض جامعه بين‌‌الملل از جمله آمريكا بيشتر به سازمان‌هاي غيردولتي براي تحمل فشارها در زمينه امدادهاي بشردوستانه تكيه خواهد كرد. ضريب خطاي اقتصادي كمتر دلار در برابر بحران‌هاي مالي عمده آسيب‌پذير است و نقش بين‌المللي دلار احتمالا از ارز جهاني كاهش خواهد يافت و به ارزي برابر با ديگر ارزهايي تبديل خواهد شد كه در سبد ارزي سال 2025 وجود خواهد داشت. اين امر مي‌تواند به دنبال بروز يك بحران بطور ناگهاني اتفاق بيفتند يا به تدريج با توازن مجدد جهاني حادث شود. اين افت شامل تعاملات واقعي خواهد شد و در عملكرد سياست خارجي آمريكا انتخابات دشوار و تازه‌اي مطرح خواهد كرد. * وضعيت دلار در جهان ارايه كننده مزيت‌هايي براي آمريكا از قبيل مصونيت در برابر شوك‌هاي ارزي است كه امكان سود با نرخ پايين را همزمان با وجود تقاضاي مداوم براي دلار آمريكا به همراه داشته و به آمريكا اين توانايي را مي‌دهد بدون برهم زدن اقتصاد جهاني، ‌حجم عظيمي از كسري‌هاي مالي را اداره كند. اين مزيت كه از 60 سال پيش تاكنون با آمريكا همراه بوده شايد تاكنون مورد توجه آمريكايي‌ها قرار نگرفته است. ضمن اين كه بعيد است در وضعيت ذخاير ارزي افتي ايجاد شود، سقوط دلار مي‌تواند آمريكا را وادار كند كه وارد امتيازدهي دشواري بر سر دستيابي به تمايلات مربوط به سياست خارجي و هزينه‌هاي گزاف داخلي حمايت از اين اهداف شود. افكار عمومي آمريكا در مقابل سود بانكي بالا،‌ ماليات‌هاي سنگين و شوك‌هاي احتمالي نفتي مجبور است به پيامدهاي اقتصادي اقدام نظامي عمده فكر كند. تاثير تمايل به ايفاي نقش بيشتر از سوي آمريكا مي‌تواند در صورتي بزرگ باشد كه آمريكا از اقدام صرفنظر كرده يا تمايلي به اقدام درباره اين ايفاي نقش از خود نشان ندهد. علاوه بر اين، وابستگي مالي آمريكا به قدرت‌هاي خارجي براي ثبات مالي مي‌تواند آزادي عمل آمريكا را در انجام روش‌هاي پيش‌بيني‌نشده محدود سازد. آيا احساسات ضدآمريكايي رو به كاهش است؟ احترام آمريكا در خارج از آمريكا در دهه‌هاي گذشته از بين رفته است از طرح عبارت "آمريكاي كثيف " در دهه 1950 گرفته تا تظاهرات گسترده بين‌المللي درباره جنگ ويتنام در دهه 1960 و 1970 تا فعاليت‌هاي ضدهسته‌اي در اروپا در دهه 1980. احساسات ضدآمريكايي در طول اين دهه اخير افزايش يافته است. بين سال 2002 و2007، وجهه آمريكا در 27 كشور از 33 كشوري كه نظرسنجي در آنها انجام شد، منفي بوده است. رويكرد انتقادي به آمريكا را مي‌توان به دو دسته تقسيم بندي كرد. * انتقادهاي زودگذر كه ناشي از اختلاف با جنبه‌هاي خاص آمريكا است كه مي‌تواند با توجه به موقعيت زماني تغيير كند، مانند سياست‌هاي خارجي. * احساسات ضدآمريكايي كه نشان دهنده انزجار عميق در قبال بيشتر جنبه‌هاي آمريكا است. از آنجايي كه درباره برخي از جنبه‌هاي زندگي آمريكايي‌ها مانند نظام سياسي، مردم، فرهنگ، علوم و فناوري، آموزش و عملكرد اقتصادي احساس احترام وجود دارد درك‌ها از آمريكا پيچيده خواهد بود و امكان انعطاف و تجديدنظر در ديدگاه‌هاي وجود دارد. پيش‌بيني افت جايگاه آمريكا كه در بالا مطرح شد ممكن است شكل بگيرد. نظرسنجي‌هاي انجام شده در سال 2008 توسط موسسه نظرسنجي "پيو " درباره رويكرد جهاني به آمريكا نشان داد كه نظر مثبت به آمريكا در 10 كشور از 21 كشوري كه نظرسنجي در آنجا صورت گرفته است، رو به رشد بوده است. با نگاه به آينده، بايد پرسيد، چه عوامل و متغيرهاي منطقه‌اي ممكن است براي غريب تغيير رويه فوق حياتي باشد. اروپا و اورآسيا: در مقايسه منطقه‌اي احساسات ضد يا طرفدار آمريكا، اروپا و اورآسيا ديدگاه‌هاي لطيف‌تري به آمريكا دارند. ديدگاه‌هاي اروپاي غربي به نظر بستگي به ميزاني دارد كه آمريكا و همپيمان اصلي آن يعني سازمان پيمان آتلانتيك شمال (ناتو) و اتحاديه اروپا رويكردهاي عملي چندجانبه‌گرايانه خود را به مشكلات بين‌المللي تعميق بخشند. ديدگاه‌هاي مردمان مركز و شرق اروپا به آمريكا كه بطور سنتي طرفدار آمريكا هستند به نظر به مرور زمان دچار افت خواهد شد و به الگوهاي اروپاي غربي خواهد رسيد. هيچ اقدامي از سوي آمريكا نمي‌تواند به همه كشورهاي عضو پيشين اتحاد جماهير شوروي اطمينان دهد مگر اين كه از جابجايي ادوات نظامي در مرزهاي نزديك روسيه كه مي‌تواند تنش در روابط با مسكو براي كشورهاي منطقه ايجاد كند، خودداري كند. خاور نزديك- جنوب آسيا: متخاصم‌ترين جوامع در قبال آمريكا در خاورميانه اسلامي بعلاوه پاكستان و شمال آفريقا وجود دارند. هند در اين ميان مستثني است. عوامل احياي وجهه آمريكا شامل تعهد قوي آن به پيشرفت‌ در روند مناقشه فلسطين و اسرائيل، از بين بردن اين درك كه جنگ با تروريسم همان جنگ با اسلام است و تلاش براي ارايه كمك به شهروندان بعلاوه عوامل امنيتي و نظامي است. هر چقدر كه از ايران به عنوان قدرتي خطرناك‌ ياد شود به همان ميزان مردم و كشورهاي منطقه توانايي نظامي آمريكا را به ديد مثبت مي‌نگرند. كشورهاي پايين صحراي آفريقا: ديدگاه كشورهاي آفريقايي به آمريكا همچنان مثبت خواهد بود. كشورهاي پايين صحراي آفريقا سبك زندگي و معيارهاي آمريكايي را به عنوان خواسته‌هاي زندگي خود مي‌دانند. اگر ستاد فرماندهي مركزي ارتش آمريكا در آفريقا (آفريكوم) چهره‌اي نظامي‌گرايانه از آمريكا به شهروندان كشورهاي آفريقايي ارايه نكند و كمك‌هاي توسعه اقتصادي و انساني ادامه يابد، تحقيقات نشان مي دهد كه ديدگاه اين منطقه درباره آمريكا مثبت باقي خواهد ماند. شرق و جنوب شرق آسيا: ديدگاه درباره آمريكا در اين منطقه تا حدودي مثبت است. با وجود رشد اقتصادي چين و همگرايي آسيا، وجهه آمريكا هنوز بر چين غلبه دارد. آمريكا به يافتن شريك امنيتي مطمئن در شمال شرق آسيا و در حدودي كنتر در جنوب شرق آسيا ادامه خواهد داد. برداشت عمومي در چين با سير نزولي مواجه است و اين امر بسته به تصويري كه است كه از آمريكا در رسانه‌هاي رسمي كشور ارايه مي‌‌شود. آمريكاي لاتين: روي هم رفته ديدگاه‌هاي از آمريكا در اين منطقه از جهان مطلوب و با ثبات است و اين امر بيشتر در آمريكاي مركزي صدق مي‌كند اما در مناطق متصل به رشته كوه‌هاي آند،‌ كمتر است. سطح مهاجرت به امريكا براي كسب وكار و وجوهي كه مهاجران براي خانواده‌هاي خود ارسال مي‌كنند ممكن است در تعيين اين وجهه موثر باد. همچنين نكته مهم مي‌تواند ميزان و درجه‌اي باشد كه منافع آمريكا و آمريكاي لاتين مشترك هستند بخصوص در امور چندجانبه‌گرايانه مانند ممانعت از تامين مواد مخدر و مبارزه با دستجات و گروه‌هاي جنايتكار. ارزيابي‌ها در مناطق مختلف و بررسي اين كه عوامل موثر بر وجهه آمريكا تا سال 2025 چه هستند؟ نخست، عوامل مطلوب براي آمريكا عبارتند از: * بسياري از سران كشورها و افكار عمومي به قدرت و استقلال مالكين بي‌اعتماد هستند. همزمان با قدرت گرفتن چين، برخي احتياط‌ها در قبال پكن لحاظ خواهد شد و عملكرد خود آمريكا به عنوان يك وزنه مقابل آن بيشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت. * آمريكا ممكن است از تغيير احتمالي در نبرد ايده‌ها بهره خواهد گرفت. نخست و مهمترين نكته، حمايت از تروريسم در سال‌هاي اخير در بسيار از كشورهاي مسلمان به شدت كاهش يافته و اكنون كشورهاي اندكي در جهان اسلام هستند كه بمبگذاري‌ها را موجه مي‌دانند و اعتماد به اسامه بن‌لادن رنگ باخته است. * همزمان با رشد بازارها در آسيا و ديگر نقاط جهان، ديگر جهاني شدن را معادل آمريكايي شدن نمي‌دانند. همانطور كه شيوه‌هاي سنتي زندگي در سراسر جهان رنگ خواهد باخت، ايده‌ها و رسوم ناخواسته خارجي بيشتر زائيده مدرنيته تلقي خواهد شد تا گسترش فرهنگ آمريكايي. عوامل احتمالاً نامطلوب براي آمريكا عبارتند از وجود اين برداشت كه آمريكا در رسيدگي به مشكلات جهاني مانند تغييرات آب‌وهوايي، امنيت غذايي و امنيت انرژي بسيار كند عمل مي‌كند. عامل ديگري كه در شرايط كنوني چندان تعيين كننده نيست شامل تاثير ارتباطات تلفني سيار، ارتباطات اينترنتي و رسانه‌هاي ماهواره‌اي و چگونگي دريافت تصوير آمريكا از سوي مردم جهان است. به هر حال تاحدودي رودهاي عمده نشان مي‌دهد كه احساسات ضدآمريكايي در حال فروكش كردن است. محدودتر شدن برتري نظامي در سال 2025 آمريكا همچنان داراي توانمندي منحصربه فرد نظامي بخصوص در توان اعمال قدرت نظامي بر جهان خواهد بود و ديگر كشورها براي داشتن جهاني امن‌تر به آن اتكا خواهند داشت. توانايي آمريكا براي حمايت از مردم جهان و تضمين ادامه جريان انرژي همزمان با افزايش نگراني‌ها درباره امنيت جريان انرژي، اهميت بيشتري خواهد يافت. آمريكا همچنان از سوي بسياري از كشورهايي كه با افزايش قدرت‌هاي هسته‌اي متخاصم مواجه هستند، به عنوان شريك اصلي نظامي انتخاب خواهد شد. اگر چه ظهور كشورهاي كه به تازگي به سلاح هسته‌اي دست يافته‌اند ممكن است آزادي عمل را از آمريكا سلب كند،‌ اما برتري نظامي آمريكا در تسليحات متعارف و هسته‌اي و دفاع موشكي مي‌تواند عنصر مهمي در بازدارندگي رفتار تهاجم آميز آشكار از سوي هر يك از كشورهاي هسته‌اي باشد. همچنين انتظار مي‌رود كه آمريكا از توان نظامي خود براي مقابله با تروريسم جهاني بيشتر بهره بگيرد. به هر حال، دشمنان احتمالي آمريكا همچنان تلاش خواهند

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

موشك اسكندر در برابر سپر پدافند موشكي امريكا در اروپا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۱۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

محتواي گزارش

تجزيه و تحليل

ديميتري مدودف، رئيس‌جمهور فدراسيون روسيه پس از پيروزي تاريخي باراك اوباما در انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده در پنجم نوامبر 2008، در جريان سخنراني عمومي خود خطاب به مردم روسيه اعلام كرد، دولت وي در نظر دارد موشك‌هاي كوتاه‌بُرد بالستيك اسكندر را در استان كالنينگراد (بخش جدا از خاك اصلي روسيه، واقع در كرانه درياي بالتيك و بين لهستان و بلاروس) مستقر نمايد. دو روز بعد، در هفتم نوامبر 2008، آژانسِ خبري ريانووستي به نقل از يكي از مقامات وزارت دفاع روسيه كه خواست نامش فاش نشود،‌ خبر داد كرملين تا سال 2015 حداقل پنج گردان را در استان كالنينگراد مستقر خواهد ساخت كه به سامانة موشك كوتاه‌بُرد اسكندر ـ ام مجهز خواهند بود.([i])

از سوي ديگر ديميتري روگوزين، نماينده روسيه در ناتو اعلام كرد: استقرار موشك‌هاي تاكتيكي دقيق در منتهااليه غربي خاك روسيه، سپر موشكي امريكا را بي‌اثر مي‌كند. وي در مصاحبه تلفني با خبرگزاري نووستي در پنجم نوامبر 2008 افزود: ناتو بايد از پيش مي‌دانست اقدامات نابخردانه آن سازمان ممكن است نتايج خوبي به بار نياورد. هيچ فرد عاقلي نمي‌تواند قصه‌ها در مورد تهديدات موشكي ايران را باور كند و اينكه هزاران كيلومتر دورتر از آن و در حاشيه درياي بالتيك، ضرورتي براي استقرار سامانه رهگير موشكي وجود داشته باشد. هيچ‌كس باور نمي‌كند اسامه بن لادن در پي كسب موشكي باشد كه غرب را تهديد كند. سپر موشكي امريكا هدفي جز خدشه‌دار كردن امنيت اروپا ندارد. وي در ادامه خاطرنشان كرد پاسخ روسيه به سپر موشكي، كم‌هزينه و مؤثر خواهد بود.

آناتولي تسيانوك، تحليلگر روسي در مصاحبه با همين خبرگزاري گفت: استقرار سامانه‌هاي اسكندر بهترين پاسخ ممكن به طرح‌هاي موشكي امريكا براي اروپا خواهد بود.([ii])

در 19 نوامبر 2007 خبرگزاري ريانووستي در گزارشي به قلم پيوترگونچا خبر داد روسيه ممكن است به عنوان پاسخي نامتقارن به استقرار سامانه پدافند ضد موشك امريكا در اروپا، سامانه‌هاي موشك تاكتيكي اسكندر را در بلاروس مستقر نمايد. سپهبد ولاديمير زارتيسكي فرمانده نيروي موشكي و توپخانه روسيه در پاسخ به پرسش روزنامه‌نگاران در اين باره گفت: چرا ما نبايد در شرايطي خاص و در راستاي موافقتنامه همكاري با بلاروس دست به اقدام متقابل نزنيم. در عين حال مينسك اعلام نمود تيپ موشكي كه قرار است با موشك‌هاي اسكندر تجهيز شود در منطقه ماگليف و در نزديكي مرز اين كشور با روسيه استقرار خواهد يافت. روس‌ها با اعلام اين خبر خواستند به چك و لهستان هشدار دهند در صورت استقرار پدافند ضدموشك امريكا در خاك آن كشورها، با تهديد تهاجم موشك‌هاي اسكندر مواجه خواهند شد.([iii])

موشك اسكندر موشكي يك‌مرحله‌اي و كوتاه‌بُرد است و موتور محرك آن با سوخت جامد كار مي‌كند. اين موشك از پشت كاميون‌هاي چهارمحوري پرتاب مي‌شود. هريك از اين كاميون‌ها توانايي حمل دو فروند موشك را دارد. سامانه موشكي اسكندر داراي كاميون‌هاي ديگري از جمله كاميون ويژه بارگذاري مجدد موشك در سكوهاست و هريك از اين كاميون‌ها نيز دو موشك را حمل مي‌كنند. اين سامانه داراي خودروهاي كنترل آتش، داده‌پردازي و تعمير و نگهداري نيز مي‌باشد. موشك اسكندر مجهز به سيستم كنترل پرواز دروني است و كلاهك آن سيستم هدايت اُپتيكي مستقل دارد. اين سيستم به كنترل‌كنندگان پرواز امكان مي‌دهد مسير پرواز موشك را تنظيم كنند. پاره‌اي از ويژگي‌هاي سامانه موشكي اسكندر عبارتند از:

n بُرد پروازي: 280-50 كيلومتر (اين بُرد براي نوع اسكندر ـ ام نزديك به 500 كيلومتر است)؛

n وزن موشك هنگام پرواز: 3800 كيلوگرم

n وزن سكوي پرتاب: 40000 كيلوگرم؛

n تعداد پرسنل پرتاب‌كننده: 3 نفر

سامانه موشكي اسكندر در سال 2004 براي ورود به خدمت در ارتش روسيه در نظر گرفته شد و استقرار آن در سال 2005 جنبه عملياتي به خود گرفت.([iv]) گفته مي‌شود سامانه موشك تاكتيكي اسكندر پيشرفته‌ترين موشك سطح به سطح موجود در جهان است. عنوان اين سامانه در دسته‌بندي ناتو SS-26 است. موشك اسكندر نوع پيشرفته‌ترِ موشك توچكا يا SS-21 مي‌باشد كه پيش‌تر به طور گسترده‌اي در جنگ دوم چچن و همچنين درگيري روسيه و گرجستان مورد استفاده قرار گرفت. مأموريت متعارف و معمول اين سامانه شامل هدف قرار دادن سامانه‌هاي پشتيباني آتش دشمن نظير: راكت‌انداز چند لول MLRS، توپخانه دوربُرد، سامانه‌هاي پدافند موشكي، پايگاه‌هاي هوايي، سامانه‌هاي فرماندهي، كنترل و ارتباطات و همچنين تأسيسات زيرساختي مي‌باشد

موشك اسكندر مي‌تواند كلاهك‌هاي خوشه‌اي و يا نفوذكننده در استحكامات (سنگرشكن) نيز سوار كند. گفته مي‌شود كلاهك ترموباريك (مكنده اكسيژن) نيز از جمله كلاهك‌هايي است كه مي‌تواند سوار اين موشك شود. اين كلاهك‌ها با مكيدن اكسيژن هوا، سربازان و افراد را دچار مشكل تنفس مي‌كنند. اين موشك قادر به حمل كلاهك هسته‌اي نيز مي‌باشد.

موشك اسكندر قابليت مانور بسيار بالايي دارد كه همين توانايي باعث مي‌شود امكان كشف موشك توسط رادارهاي پدافند ضدموشك دشمن كاهش يابد و به بهينه‌سازي مسير تعيين‌شده در اطلاعات پروازي سيستم ناوبري داخلي موشك كمك مي‌كند. در بدنه موشك اسكندر از تركيب ويژه‌اي استفاده شده است كه كشف آن را توسط رادار مشكل مي‌كند. از سكوهاي پرتاب موشك اسكندر مي‌توان براي پرتاب موشك كروز از نوع R-500 نيز استفاده كرد كه مي‌تواند در مسيري دور از چشم رادار پرواز كرده و با دقت بسيار بالا (با حداكثر سه متر نوسان) به هدف اصابت كند



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نشست سران سازمان پيمان امنيت جمعي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۱۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

به همين دليل در فصل سرما با پايين آمدن سطح آب رودخانه ها و از كار افتادن نيروگاههاي برق آبي، كشورهاي تاجيكستان و قرقيزستان با مشكل جدي تامين برق مورد نياز خود مواجه مي شوند. از سوي ديگر كشورهاي داراي ذخاير گاز خواستار محاسبه قيمت گاز صادراتي خود به كشورهاي داراي منابع آب با قيمت هاي جهاني هستند. قيمتي كه دو كشور فوق توانايي پرداخت آن را ندارند. به همين دليل بيشكك و دوشنبه خواستار احداث سد و نيروگاههاي برق آبي در مسير رودخانه هاي داخلي خود هستند كه با مخالفت تاشكند مواجه شده اند. در اين بين مواضع كشورهاي قزاقستان و تركمنستان نيز تاحدود زيادي همسو با ازبكستان است. اين اختلافات سبب شده تا تلاش هاي تاجيكستان براي جذب سرمايه گذاري خارجي براي تامين اعتبار مالي مورد نياز تكميل و احداث سدها و نيروگاههاي برق آبي مورد نظر خود از جمله راغون و سنگ توده با مشكل جدي مواجه شود. در ظاهر قرقيزستان با روسيه در زمينه ساخت نيروگاه "قنبرآتا" به ازاي بستن پايگاه هوايي "مناس" به توافق رسيده و مسكو به اين منظور 1.7 ميليارد دلار اعتبار مالي به قرقيزستان اختصاص خواهد داد.

اما تاجيكستان به دليل مخالفت ازبكستان با احداث سد مرتفع و عظيم 345 متري نيروگاه برق آبي راغون كه به ادعاي تاشكند مشكل كمبود آب براي بخش كشاورزي اين كشور را در تابستان تشديد خواهد كرد، مانع اجرايي شدن اين طرح مي شود. به همين دليل هم سخنان دميتري مدودف رئيس جمهور روسيه كه در سفرش به تاشكند و در ديدار با كريم اف همتاي روس وي در حمايت از موضع ازبكستان در مسئله آب و انرژي صورت گرفت، با اعتراض شديد تاجيكستان مواجه شد. زيرا مدودف در ديدار با همتاي ازبك خود بدون نام بردن از كشور خاصي، گفت: كشورهاي داراي منابع آب بايد منافع همسايگان خويش را مد نظر قرار دهند.  به همين دليل سخنگوي وزارت خارجه تاجيكستان اعلام كرد كه رحمان در نشست سران پيمان امنيت جمعي و مجمع اقتصادي اوراسيا شركت نخواهد كرد، مطبوعات و محافل كارشناسي تاجيكستان نيز به شدت از روسيه انتقاد كرده و اين كشور را به جانبداري از ازبكستان در بحث احداث نيروگاههاي برق آبي متهم كردند.

اما بالاخره امام علي رحمان رئيس جمهور تاجيكستان به مسكو رفت و در هر دو نشست شركت كرد. ترديد رحمان براي شركت در اين اجلاس و مشكلاتي كه بر سر اقامت وي در مسكو پيش آمد، جنجال هايي را در محافل مطبوعاتي در پي داشت. برخورد سرد مقامات روسيه با رئيس جمهور تاجيكستان پس از آن صورت گرفته است كه رئيس جمهور روسيه در اسفر اخير خود به تاشكند، پس از امضا چند موافقتنامه و يادداشت تفاهم با همتاي ازبك خود، از موضع ازبكستان در زمينه بهره برداري از منابع آب كشورهاي آسياي مركزي از جمله تاجيكستان، حمايت كرده و گفته بود كشورهاي شمال رودخانه هاي "سيردريا" و " آمودريا" به هنگام طراحي و ساخت نيروگاه هاي جديد برق، بايد رضايت ديگر كشورهاي همسايه و پايين دست منابع آب منطقه را جلب كنند.. موضعي كه مقامات دولت تاجيكستان انقلاب را برخلاف منافع ملي خود قلمداد مي كند.

اكثر كارشناسان و تحليلگران معتقدند كه با مد نظر قرار دادن حضور بيش از يك ميليون مهاجر كاري تاجيك در روسيه كه ساليانه نزديك به 2 ميليارد دلار در آمد مالي به كشور خويش وارد مي كنند، و همچنين در هم تنيدگي اقتصاد تاجيكستان با اقتصاد روسيه، مقامات تاجيكستان بايد ضمن رعايت اصل عزت در روابط سياسي در موضع گيريهاي خود در قبال روسيه نزاكتهاي ديپلماسي و احتياط سياسي مراعات شده و از موضع گيري هاي صريح و راديكال، بدون در نظر گرفتن پي آمدهاي آن، خودداري شود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شعري دردمندانه از ابولفضل سپهر

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

شعري دردمندانه از ابولفضل سپهر، شاعري كه در جنگ حضور داشته است براي آقاي ده نمكي پس از ديدن سريال سينمايي اخراجي ها 2 ارسال  كردم

به جبهه ها، رشادتم

به سالها اسارتم

خنده صبح و شامتان

حراميان، حرامتان 

داس عدو به گردنم

شخم عدو بر بدنم

گندم بي همتتان

حراميان، حرامتان

ماهي شط خون چه شد؟

عشق چه شد؟جنون چه شد؟

دور شده ز كامتان

حراميان، حرامتان

عبد چه شد؟ خدا چه شد؟

ديانت و رضا چه شد؟

گسيخته لجامتان

حراميان، حرامتان

هم نفس آه كه شد؟

يوسف صد چاه كه شد؟

پله و نردبانتان

حراميان، حرامتان

همسفران همنفس

پريده از كنج قفس

مرغ هوس به بامتان

حراميان، حرامتان

طبع شكم باره تان

مركب راه وارتان

قرعه كه زد به نامتان؟

حراميان، حرامتان

جبهه به خون كشيده شد

حنجره بس دريده شد

طراوت كلامتان

حراميان، حرامتان

راهي صد كمين كه شد؟

معبر روي مين كه شد؟

معبر زير گامتان

حراميان، حرامتان

خانه ام افروخته شد

بام به كف دوخته شد

امنيت خانه تان

حراميان، حرامتان

كشته صد پاره كه شد؟

به خصم دون چاره كه شد؟

دوامتان، دوامتان

حراميان، حرامتان

برف من و بام شما

درد من و دام شما

وسعت بام و دامتان

حراميان، حرامتان

خنده به اشك مادرم

نمك به زخم همسرم

مادرتان، همسرتان

حراميان، حرامتان

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

به دنبال فروش ادوات نظامي تركيه به ارمنستان آيا جنجالي بين روسيه و ارمنستان شروع مي شود ؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع : روزنامه جرجيان تايمز چاپ تفليس

شركت توليدي تجهيزات نظامي تركيه Nurol Machinery and Industry Inc  در صدد فروش زره پوش هاي توليدي خود به ارمنستان است . معاون اين شركت درمراسم معرفي زره پوش به نام Ejder ( اژدر ) اظهار داشت : طرف ارمني با شركت ما تماس گرفته و مذاكرات در حال انجام است . وي از اشاره به تعداد زره پوش هايي كه قرار است در اختيار طرف ارمني قرار داده شود ، خودداري كرد . 

روسيه تسليحاتي به قيمت 800 ميليون دلار را در اختيار ارمنستان گذاشته است و تركيه نيز قصد ارسال تجهيزات نظامي به آن كشور را دارد .

گيورگي تاودگيريدزه كارشناس نظامي در اين مورد اظهار نظر كرد : وضعيت خيلي جالبي شكل مي گيرد . توازن نظامي در ماوراي قفقاز به هم ريخته است . قاعدتاٌ روسيه خود را براي اشغال گرجستان آماده نمي كند و آذربايجان نيز نمي تواند هدف نظامي آن باشد .

روسيه درقفقاز اوضاعي ساخته كه ديگر درانتظار تجاوز گرجستان نخواهد بود و در چنين شرايطي آذربايجان نيز به اقدامات فعال نخواهد پرداخت . هرگونه عمليات نظامي بضرر گرجستان و آذربايجان خواهد بود. در چنين وضعيت تجهيز ارمنستان با تسليحات با قيمت 800 ميليون دلار قابل درك نمي باشد . به نظر مي رسد كه ، روسيه سعي مي كند تجهيزات نظامي خود را تجديد نمايد . پس گرفتن تجهيزات موجود در ماوراي قفقاز به نفع روسيه نيست و علاوه بر اين ، حمل آنان هزينه بر خواهد بود . همچنين وجود تجهيزات نظامي و فني در ارمنستان جنبه ذخيره اي براي روسيه خواهد داشت .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ظهارات ساآكاشويلي در پارلمان گرجستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

رييس جمهور گرجستان گزارش خود را به مجلس ارائه كرد .  ساآكاشويلي درسخنان خود به تهديدهاي متعدد اشاره كرد و گفت: دشمنان گرجستان حاكميت و استقلال اين كشور را نشانه گرفته اند . وي با بيان اين كه جامعه جهاني اقدامات دشمنان را محكوم مي كند ، افزود : دولت و مردم گرجستان بايد با همكاري و همدلي تهديد ها را مهار كرده به روند توسعه كمك كنند . ساآكاشويلي اقدامات روسيه را در گرجستان تقبيح كرد و گفت : اين بار روسيه درصدد ايجاد ديوار برلين در اوستياي جنوبي  است كه مانع فرار نظاميان روسي شود . وي همچنين تثبيت دمكراسي را يكي از اهداف دولت دانست و دراين راستا خواستار توسعه همكاري با سازمان و نهادهاي بين المللي شد . رييس جمهور گرجستان در بخش ديگر سخنان خود به بحران اقتصادي اشاره كرد و  مهار بحران و كاهش ميزان آسيب پذيري گرجستان را مهمترين وظيفه دولت برشمرد . وي از طرح جديد اقتصادي جهت فقرزدايي خبر داد و گفت : بر اساس اين طرح دولت شرايط و زمينه مناسبي براي ادامه جذب سرمايه گذاري خارجي واختصاص بودجه براي اشتغالزايي فراهم خواهد كرد . 

ساآكاشويلي به آزادي مدني در كشور اشاره كرد و خواستار استقلال و آزادي عمل نهادهاي دولتي شد . وي دراين خصوص گفت:بايد سيستمي ايجاد شود كه مسوولان كشورازجمله رييس جمهورحق مداخله را در امور نهادهاي دولتي نداشته باشند . ساآكاشويلي آزادي بيشتر رسانه ها را از ديگر اهداف دولت دانست و گفت : بايد بستر مناسبي فراهم شود تا رسانه ها از آزادي بيشتر برخوردار باشند .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چشم پوشي تركيه از شرط تخليه قره باغ براي عادي سازي روابط با ارمنستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع : گزارش برنامه ارمني زبان " راديو آزادي " آمريكا شنبه  26/11/87

برنامه ارمني زبان راديو آزادي آمريكا طي گزارشي اعلام كرده است كه ، تركيه با هدف عادي سازي روابط با ارمنستان ،ازشرط تخليه اراضي جمهوري آذربايجان توسط نيروهاي ارمني چشم پوشي كرده است .

به گزارش برخي از رسانه هاي باكو به نقل از راديو آزادي آمريكا radio liberty ، گزارش داده اند : تركيه از پيش شرط عادي سازي روابط با ارمنستان چشم پوشي كرده است .

 بر اساس اين گزارش به نقل از سايت خبري ترك گوندم Turk gundem  با استناد به سخنان يكي سياستمداران شركت كننده در مذاكرات تركيه و ارمنستان براي از سرگيري مناسبات ميان دو كشور ، همچنين خبر داد : تركيه به خاطر عادي سازي روابط با ارمنستان و بازگشايي مرزهايش به روي ارمنستان ، از طرح پيش شرط آزادسازي اراضي اشغالي جمهوري آذربايجان از نيروهاي مسلح ارمنستان صرفنظر كرده است .

بر اساس اين گزارش ، در جريان اين گفتگو طرفين جهت بررسي وقايع سال 1915 تا 1918 ميلادي - كشتار جمعي ارامنه از سوي نيرو هاي تركيه عثماني - كميسيون مشتركي تشكيل داده اند . ر اين گزارش تصريح شده است كه ، اين اقدام تركيه با استقبال گرم سرژ سركيسيان رئيس جمهوري ارمنستان رو به رو شده است . با وجود اين ، داشناك ها و مهاجران ارمني خارج از كشور با كمال نگراني از اين اقدام سخن مي گويند .

شايان ذكر است كه ، وزارت امور خارجه جمهوري آذربايجان اعلام كرده است پس از مطالعه و بررسي همه جانبه اين موضوع ، طي چند روز آينده به اين خبر واكنش نشان خواهد داد .

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

گفت و گوي اختصاصي با جان دبليو پاركر در مورد روابط روسيه- ايران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

س: با خواندن كتاب رؤياهاي ايراني اين نتيجه عايد انسان مي شود كه روابط روسيه- ايران سرشار از موارد ضد و نقيض پرتنش، بي اعتمادي دوجانبه، و در عين حال اشتياقي مداوم براي بودن اين روابط است. اين را چگونه توضيح مي دهيد؟

ج: روسيه و ايران داراي روابطي هستند، كه قدمت آن به پيش از هزار سال پيش برمي گردد. در عين حال بين آنها بي اعتمادي دوجانبه تاريخي وجود دارد. اما دست كم از جانب روسيه اين احساس در ميان است كه براي كنار نگهداشتن ايران از انجام كارهاي بيشتري كه خوشايند مسكو نيست، اين روابط بايد حفظ شود.

همچنين مسائل و به ويژه مقولات منطقه اي در ميان هستند، كه هر دو توافق كرده اند در مورد آنها همكاري داشته باشند.

جنگ داخلي در تاجيكستان، يك نمونه از اين دست محسوب مي شود. زيرا پس از سال ١٩٩۲ (١٣۷١)، روسيه و ايران هركدام از يكي از طرف هاي درگيري در تاجيكستان پشتيباني مي كردند. برداشت من اينست كه ايران در واقع به آغاز اين جنگ داخلي كمك كرد، اما بعدا ناچار شد پا پس بكشد.

با اين حال پس از آغاز روند صلح در تاجيكستان، مسكو و تهران باز هم با يكديگر همكاري كردند. بخش اعظم اين همكاري به سبب رخدادهاي افغانستان بود. چراكه در واقع هردو با طالبان مخالفت داشتند.

زيرا تصور ايران اينست، كه در مناطق مرزي غرب افغانستان نفوذ دارد. روسيه نيز مايلست كه مرزي جنوبي افغانستان با ثبات باشد.

بنابراين تهديد طالبان كه متوجه منافع ايران و روسيه بود، سبب گرديد كه هردوي آنها از "جبهه متحد افغانستان" در كوشش براي مقابله با سلطه طالبان بر كشور خود پشتيباني كنند.

همين اشتراك ديدگاه و عمل در افغانستان باعث شد كه ايران به رغم مسلمان بودن چچني ها، هيچگاه به صورت واقعي از "جنبش آزاديبحش چچن" پشتيباني نكند. چراكه تجربه شكست خورده تاجيكستان به ايران نشان داده بود، كه مردم كشورهاي تازه استقلال يافته از اتحاد جماهير شوروي پيشين، موافقت چنداني با انقلاب از نوع ايراني آن ندارند.

در جنگ دوم چچن نيز كابل به دست طالبان افتاده بود، كه تهديدي براي هر دو كشور ايران و روسيه محسوب مي شد. بنابراين ايران انگيزه اي نداشت كه در چچن براي روسيه دردسر ايحاد كند.

اين پاسخي طولاني به پرسش شما بود كه بگويم گرچه از دظر تاريخي ايران و روسيه به هم اعتماد ندارند، ولي در مورد منافع مشترك با يكديگر همكاري مي كنند.

س: به عقيده شما نظر مسكو و تهران در مورد روابط دو جانبه اشان چيست؟

ج: فكر مي كنم نگاه هردوي آنها به اين روابط از منظر فوايد آنست. اميد روسيه اينست كه موقعيتي را كه در ايران پس از شاه كسب كرده، بهتر شود. به همين سبب در مورد مسئله هسته اي اين كشور، كار بيشتري انجام نمي دهد.

ديدگاه ايران نيز، سودآوري اين روابط است. مثلا در پايان جنگش با عراق، روابط مسكو و تهران گرم تر شد. زيرا ايران از اين ديد به روسيه نگاه مي كرد، كه به نظرش مي رسيد از حلقه بقيه جهان بيرون افتاده است.

 

 علي شمخاني وزير دفاع وقت ايران، در سال ۲٠٠۲ خاطرنشان كرد كه روسيه خواهان ايراني قدرتمند نيست

بنابراين در واقع در هر مقطعي، اين دو كشور دليلي براي سروكار داشتن با يكديگر پيدا مي كنند.

س: نفوذ در آسياي ميانه مسئله اي كليدي و عاملي همواره مشكل در روابط مسكو و تهران بوده است.

در كتاب شما به نظر مي رسد كه مسكو حتي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي توانست در روابط با كشورهاي تازه استقلال يافته از شوروي پيشين، دست بالا را براي خود حفظ كند. اين در حالي مي باشد، كه اخيرا ايران روابط گرمتري را با حامد كرزي افغان شكل داده است. آيا مسئله نفوذ در آسياي ميانه تا حدي براي مسكو و تهران جا افتاده، يا اوضاع به گونه اي دگر است؟

ج: برداشت من اينست، كه ايران در كوتاه مدت در قفقاز و آسياي ميانه با روسيه به رقابت نخواهد پرداخت. اما در دراز مدت همواره بر سر آن مناطق رقابت خواهد داشت، و روسيه هم از اين موضوع آگاهست.

بايد متذكر شد كه آسياي ميانه خود نيز در اين مورد نقشي اساسي ايفا مي كند، كه به نفع ايران نيست. يعني كشوري كه مقاصدش هرگز قابل اعتماد نمي باشد. زيرا حتي اگر ساكنان آسياي ميانه تفاوت هاي شيعه-سني قرن نوزدهم از جانب ايران را به ياد نياورند، اما بي علاقگي اين كشور به جمعيت سني آن منطقه همواره وجود داشته است.

مثلا براساس كتاب يوجين شولر كاردار آمريكا در پيترزبورگ، در دهه هاي ١٨٦٠ و ١٨۷٠ (١۲٤٠ و ١۲۵٠) نظر تركمن ها در مورد ايرانيان اين بود، كه بايد آنها را اسير كرد و در بازار برده ها به فروش رساند.

حتي براي تاجيك هاي فارسي زبان و سني چندان طولي نكشيد كه به رغم ريشه هاي فرهنگي مشترك با ايرانيان، در خلال جنگ داحلي ١٩٩۲ تا ١٩٩٣ (١٣۷١ الي ١٣۷۲) احساس مثبتشان در مورد آنها رنگ ببازد.

در واقع تمامي كشورهاي قفقاز و آسياي ميانه خاطرات ناخوشايندي از ايرانيان دارند. بنابراين ايراني ها از مسئله تاجيكستان آموختند كه تا جايي كه به اين كشورها مربوط مي شود، بلندپروازي هاي انقلابي چه مفهومي دارد. به سبب همين تجربه تاجيكستان هم بود، كه همان كار را در ماجراي چچن تكرار نكردند.

اما مفهوم اين گفته ها اين نيست، كه ايران مقوله اين مناطق را رها كرده باشد. زيرا اميدوارست به موازاتي كه خودش قوي تر و روسيه ضعيف تر مي شود، نفوذ بيشتري در منطقه كسب كند.

روس ها هم مواردي چون افزايش جمعيت ايران، و كاهش نفوس كشور خود را مي بينند. همينطور مي فهمند، كه ممكنست ايران داراي موشك و سلاح هاي هسته اي بشود. مسكو مشاهده مي كند كه نفوذ ايران در خاورميانه هم، قدرت روسيه را كاهش مي دهد.

به علاوه روس ها به خاطر مي آورند كه از هنگامي كه ايران را با زور و فشار از قفقاز و آسياي ميانه حارج كردند، زمان زيادي نمي گذرد. در حقيقت طرف ايراني هنوز از عهدنامه هاي گلستان و تركمن چاي كه منجر به جدا شدن جمهوري آذربايجان امروزي، داعستان ايروان، نخجوان و. از ايران، و ضميمه شدن آنها به امپراطوري روسيه گرديد، بسيار حشمگين است.

س: درياي خزر و منابع سوختي آن نيز، مقوله اي كليدي در رويارويي روسيه و ايران مجسوب مي شود. زيرا اين كشور تاكنون نتوانسته است آنچه را در اين دريا مي خواهد، به دست آورد. اينك و به ويژه در مورد منابع سوختي، چه در پيش رو داريم؟

آيا كار خط لوله گاز نابوكو كه قرارست با گذشتن از روسيه گاز آذربايجان را به اروپا برساند، دارد پيش مي رود؟ آيا براي ايران هيچ شانسي وجود دارد، كه در اين پروژه قرار بگيرد؟ اين مسئله در روابط ايران و روسيه چه مفهومي خواهد داشت؟

ج: در مقوله مربوط به مسائل درياي خزر، پيشرفت و تغييري حاصل نشده است. اما نه به آن صورتي كه تحملش براي ايران ممكن نباشد.

ايران ادعاي مالكيت ۲٠ درصد از درياي خزر را دارد، اما در وضعيت كنوني تنها ١٣ يا ١٤ درصد آن به اين كشور رسيده است. در عين حال بايد اين را هم در نظر داشت كه ايران در زمان اتحاد جماهير شوروي، تنها در ١١ درصد ساحل جنوبي اين دريا عمليات مي كرد

ايران ادعاي مالكيت ۲٠ درصد از اين دريا را دارد. اما در وضعيت كنوني تنها ١٣ يا ١٤ درصد به اين كشور رسيده است. در عين حال بايد در نظر داشت كه ايران در زمان اتحاد جماهير شوروي، تنها در ١١درصد ساحل جنوبي اين دريا عمليات مي كرد.

به هر حال خط تقسيم هرگونه كه كشيده بشود، در بخش مربوط به ايران گاز زيادي نيست.

مشكلات ديگري مانند عمق زياد اين دريا نيز، در بخش ايران وجود دارند. پس آيا از ديدگاه اين كشور اين مسئله ارزش جنگيدن دارد؟ گزينه عملي ايران تا كنون طوري بوده، كه انگار پاسخ اين پرسش منفي است. اما اينكه در آينده چه رخ خواهد داد، من نمي دانم.

در مورد خط لوله گاز نابوكو هم، كسي چه مي داند در پنج تا ده سال آينده چه پيش خواهد آمد؟ شايد ايران نيز زماني گاز خود را وارد اين خط بكند. اما در صورتي كه چنين كاري را هم انجام دهد، فكر نمي كنم سبب جنگ با روسيه و يا رخدادي از اين دست بشود.

با اين حال در مورد سوخت در خارج از منطقه درياي خزر، سياست روسيه اين بوده است كه آنچه را در توان دارد انجام دهد تا ايران را از بازار اروپا كنار بگذارد. بنابراين هر اقدام ايران در تزريق گاز به آن خط لوله، جزئي از چالش بزرگتر روسيه براي تسلط بر بازار گاز خواهد بود.

بايد به خاطر داشت كه خط لوله گازي كه روسيه از زير درياي سياه كشيد، عكس العمل به ارسال گاز ايران به تركيه بود. چراكه مي خواست جريان گاز ايران را از جنوب و شرق ببندد، و مانع از رسيدن آن به اروپا شود. تاكنون هم در اين اقدام خود، نسبتا موفق بوده است.

 

س: بين كشورهايي مانند ايران، روسيه و قطر، صحبت هايي در مورد تشكيل اوپك گازي مطرح شده است. آيا اين مسئله واقعيت دارد؟

ج: من در اين مورد كارشناس نيستم. اما برداشتم اينست كه اين كار عملي نيست، و تنها در حد حرف مطرح مي باشد. زيرا ايران معمولا وقتي از اين حرف ها مي زند كه مي خواهد غرب باور كند كه در حوزه سوخت، همكاري خيلي بيشتري با روسيه وجود دارد. بنابراين وقتي ايراني ها واقعا پشت اين موضوع مي گذارند، مي بينيم كه مطبوعات روسيه مي نويسند از اين خبرها نيست.

بنابراين همانطور كه پيشتر گفتم تا جايي كه به بازار گاز اروپا مربوط مي شود، روسيه نمي خواهد ايران در آن حضور داشته باشد. لذا آنچه را در توان دارد انجام مي دهد، تا اين كشور را از آن بازار كنار بگذارد.

س: اما در عوض به نظر مي رسد، كه ايران مي تواند به روشي بسيار موفقيت آميز با كارت مسئله هسته اي بازي كند. يعني روسيه در هيچ موقعيتي كار نيروگاه هسته اي بوشهر را رها نكرده است. فكر مي كنيد دليل اين رفتار چيست؟

ج: بله چنين كاري نكرده است. اما همواره گفته و مي گويد كه اين نيروگاه براي مقاصد غيرنظامي مي باشد، و ربطي به اقدام ايران در زمينه غني سازي (اورانيوم) و يا ساخت سلاح هاي هسته اي ندارد. همچنين بايد در نظر داشت كه گفت و گوي ايران و روسيه براي قرارداد ساخت اين نيروگاه، در اوايل دهه ١٩٩٠ (١٣۷٠) انجام شد.

حتي براي تاجيك هاي سني و فارسي زبان هم چندان طولي نكشيد كه به رغم ريشه هاي فرهنگي مشترك با ايرانيان، احساس مثبتشان در مورد آنها در خلال جنگ داحلي ١٩٩۲ تا ١٩٩٣ رنگ ببازد

بنابراين گرچه مسكو ساخت نيروگاه مورد اشاره را رها نكرده، اما پيشتر از آن هم در مورد مسائلي مانند تكثير سلاح هاي هسته اي ايران، محتاط بوده است. اين احتياط در اظهارات مقامات ايران از جمله علي شمخاني وزير دفاع وقت اين كشور، بازتاب داشت.

او در سال ۲٠٠۲ (١٣٨١) خاطرنشان كرد كه روسيه خواهان ايراني قدرتمند نيست، و سلاح هايي را كه واقعا اين كشور مي خواهد، به آن نمي فروشد. البته اگر روسيه به فروش سلاح به ايران ادامه مي داد هم، هرگز هيچ ميزاني براي تهران كافي نبود.

س: آيا فكر مي كنيد ايران در هنگام انديشيدن به گسترش سلاح هاي هسته اي، هرگز به روسيه نظري دارد؟ آيا روسيه احساس مي كند، كه اين امر برايش تهديدي مستقيم مجسوب مي شود؟

ج: دليل آغاز برنامه هسته اي از سوي ايران، قطعا اتحاد جماهير شوروي پيشين و يا روسيه نبود. اين مسئله در مرحله آخر جنگ ايران-عراق پيش آمد. در آن هنگام ديده شد كه افرادي مانند رفسنجاني سخن از اين به ميان آوردند، كه ايران به سلاح هاي هسته اي نياز دارد.

اما روس ها در سال ١٩٩٨ (١٣۷۷) فورا تشخيص دادند كه ايران داراي موشك شهاب-٣، برايشان تهديدي بالقوه به شمار مي آيد. موشكي كه مي تواند به بخش هاي جنوبي روسيه در هر سوي درياي خزر برسد.

البته روس هايي كه خواستار روابط خوب با ايران هستند، تأكيد مي كنند كه اين كشور هرگز قصد ندارد اين موشك ها را به سمت روسيه شليك كند. اما پوتين آشكارا ساخت كه روس ها مي دانند برد اين موشك ها چقدر است، و از خطر آن آگاهند. قصه كوتاه، هيچ كشوري از مشاهده اين خطر بالقوه ناتوان نيست.

س: نقش آمريكا در روابط روسيه- ايران چيست؟

ج: در دوره شاه، آمريكا در ايران نقش محوري داشت. اما در خلال ٣٠ سال گذشته، در صحنه اين كشور غايب بوده است. ولي روابط كنوني روسيه با ايران از زمان شاه بيشتر شده، و مايلست آن را حفظ كند. در واقع (در اين مورد بين آمريكا و روسيه)، نوعي رقابت تاريخي وجود دارد.

به نظر من خود روسيه هم فكر نمي كند، كه مي تواند جاي آمريكا در ايران را بگيرد. اما قطعا دوست دارد موقعيتش در اين كشور را، بهبود بخشد. در عين حال مي ترسد بين ايران و آمريكا رابطه اي برقرار شود و تمامي تلاش هايي كه مسكو تا كنون به عمل آورده، بر باد رود.

زيرا فكر مي كنم هنوز از ماجراي ايران-كنترا، چيزهايي در خاطر مسكو مانده باشد. زيرا در آن هنگام ناگهان اتحاد جماهير شوروي وقت متوجه شد، كه برخي از افراد در جمهوري اسلامي واقعا به داشتن رابطه با آمريكا غلاقمند هستند.

در نتيجه اين وحشت همچنان باقيست كه به رغم كوشش هاي مسكو براي بهبود روابط با تهران، ممكنست ايران سرانجام رابطه با كشورهاي ديگر را به ارتباط با روسيه ترجيح دهد.

س: در سطح شخصي تر چه انگيزه اي سبب شد كه به عنوان يكي از مسئولان دولت آمريكا كه سال هاي زيادي در مورد اتحاد جماهير شوروي وقت، روسيه، و آسياي ميانه كار كرده ايد، تصميم بگيريد از نقطه نظر مسكو و تهران در مورد روابط روسيه- ايران كتابي بنويسيد، كه آمريكا تنها يك بازيگر بيروني باشد؟

ج: اين پروژه تنها بدان سبب آغاز شد كه به عنوان بخشي از وظايفم در وزارت خارجه كه توضيح در مورد روابط روسيه- ايران محسوب مي شد، مرتب مسئله اين روابط و همچنين اتهاماتي به ميان مي آمد، كه روسيه مي خواهد در ايران نفوذ كند.

مسئله ديگر اين بود، كه در سال ١٩٩۲ (١٣۷١) بخش زيادي از وقتم براي پيگيري رخدادهاي تاجيكستان صرف مي شد. ما منافع ايران و چگونگي تعامل روسيه با آن كشور را، زير نظر داشتم.

در عين حال من به عنوان كسي كه از عمق روابط تاريخي ايران و روسيه چيزي نمي دانستم، چنين روابطي به نظرم عجيب مي آمد.

اشتراك ديدگاه و عمل روسيه و ايران در افغانستان باعث شد كه ايران به رغم مسلمان بودن چچني ها، هيچگاه به صورت واقعي از جنبش آزاديبحش چچن پشتيباني نكند

يعني اينكه هركدام از آنها بتوانند يكي از طرف هاي مخالف جنگ داخلي تاجيكستان را مجهز به سلاح كنند، و همزمان در مورد (نيروگاه هسته اي) بوشهر معامله داشته باشند.

 

بنابراين مي خواستم در كوشش براي درك بهنر اين روابط، بدانم در سر تصميم سازان دو طرف چه مي گذرد.

همچنين فكر مي كنم نگاه از اين زاويه به مسئله اين روابط، با آنچه در آمريكا با آن روبرو هستيم، تفاوت دارد. زيرا ما در اينجا به اين دو كشور به صورت جداگانه نظر داريم، و اينكه بايد با ايران چگونه رفتار كنيم و روابطمان با روسيه چطور باشد. يعني در كشور ما در مورد چگونگي تعامل روسيه و ايران تصورات و كليشه هايي وجود دارند، اما اغلب دور از واقعيت و پرت هستند.

س: غيرمنتظره ترين و مهمترين مطلبي كه در باره روابط روسيه- ايران فهميديد، چه بود؟

ج: تعامل آشكار آنها، همواره با ضربات پنهاني به يكديگر همراه مي باشد. حقيقت اين است كه آنها هميشه با هم رابطه و تعامل دارند، و خواهند داشت. زيرا بسيار به يكديگر نزديكند، و هرگز هم دور نخواهند شد. چراكه وضعيت بين اين دو مانند رابطه يك كشور در نيمكره غربي با كشوري در نيمكره شرقي نيست، كه بتوان انتخاب كرد كه مي خواهند با يكديگر رابطه داشته باشند يا نمي خواهند.

مسئله بيشتر شخصي ديگر كه واقعا انتظارش را نداشتم، اين بود كه عنوان رؤياهاي ايراني كتاب من مخاطباني را به خود جلب كند، كه فكرش را هم نمي كردم. منظورم ايرانيان در غربت و حتي در زادگاه خويش هستند. چراكه اين كتاب به وسيله كسي نوشته شده، كه همواره بيشتر در مورد روسيه مطالعه مي كرد. اما دست كم تاكنون، ايراني ها بيش از طرف روس به كتابش علاقه نشان داده اند.

والنتينا پاسكواله از نويسندگان واشنگتن پريزم است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.