پيشنهاد هاي  جالب يك هموطن  براي پيش شرط شركت در انتخابات

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۳
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

من پيشنهاد مي كنم مردم ايران تا زمان برگزاري  انتخابات روزه سياسي با شرايط زير بگيرند  :

اول : ايراني ها لطفا روزي يك بار(يا دست كم يك روز در ميان) حمام روح بروند.

دوم : ايراني ها  قبل از ناسزا گفتن ، دهانشان را ببندند و تا بيست بشمرند.

سوم : هر خانواده‌ي ايراني هر روز يك روزنامه بگيرد ، حتي اگر شده يالثارات !

چهارم : هر فرد ايراني تعهد كند كه هرماه يك كتاب تازه بخواند حتي خلاصه مباني لوله كشي عمومي باشد

پنجم : رانندگان به جاي فاصله ي بين شلوار و جوراب دختري درآن طرف خيابان به ماشين هاي جلوي چشمشان نگاه كنند و سرعت از پنجاه كيلومتر در هيچ شرايطي تجاوز نكند.

ششم : همه به خودشان تلقين كنند كه اين كسي كه مي خواهيم كلاهش را برداريم و شب براي عزيزمان هديه ببريم ، خودش عزيزِ يك نفرِ ديگر است.

هفتم : ايراني ها شبها با هر كه دوست دارند،  خانوادگي بيايند بيرون ازخانه هايشان .. حتي براي پنج دقيقه نشستن در يك فضاي سبز.

هشتم : به جاي دوازده النگو خريدن و در دست انداختن ، يك دستگاه دي وي دي پلير بخرند و شبها تلويزيون ماهواره اي  نگاه نكنند  يك فيلم  خوب ببينند.

نهم : مردهاي ايراني يك بار براي هميشه قبول كنند كه زنها ، جزو املاكشان نيستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنايي ، بازي برد و باخت و فتح قلمرو ديگران نيست.

دهم : مردها تمرين كنند كه رد عبور زني را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرين كنند كه جواب سلام مردان را با خونسردي و لبخند بدهند.

يازدهم : ورزشكاران ما بعد از باخت به رقيب تبريك بگويند و دهانشان را تا نيم ساعت بعد از هر باخت يا برد ببندند.

دوازدهم : ايراني‌ها به جاي تمسخر شكل ظاهري سياستمداران ، فكر كنند كه ايراد واقعي كار آن شخص در كجاست.

سيزدهم : به نمايشگاه كتاب اگر مي روند براي (كتاب) بروند.

چهاردهم :  به خيابان ها اگر مي روند براي هدف معيني بروند در خيابانها الكي پرسه نزنند  

اين چهارده مورد را رعايت كردن براي مدت باقي مانده تا انتخابات واقعا سخت است ؟! اينو نگفتم كه در انتخابات شركت كنيد نتيجه آن  شركت نكردن  يا شركت كردن در اتخابات نيست نتيجه اين روزه سياسي خودسازي ايراني ها براي آن است كه رئيس جمهوري در خور تاريخ و تمدن خود انتخاب كنند.  بخاطر داشته باشيد تا ما مردمان اصلاح نشويم بستر لازم براي رئيس جمهورمردمي   فراهم نمي شود.  



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ساركوزي: رهبران ايران بايد به زودي راهشان را انتخاب كنند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۳
مهدي
نظرات (0)

آژانس بين المللي انرژي اتمي در سال 2002 از وجود يك برنامه نسبتا گسترده اتمي در ايران آگاه شد كه پس از مدتي آغاز مذاكرات اروپايي ها به رهبري بريتانيا، فرانسه و آلمان با مقام هاي دولت وقت جمهوري اسلامي براي قانع كردن ايران به تعليق غني سازي اورانيوم را به دنبال داشت. ايران مي گويد برنامه اتمي اش صرفا جنبه صلح آميز دارد و هدف آن توليد برق است.

اكنون اين تلاش ها در قالب گروه موسوم به 1+5 دنبال مي شود كه شامل اعضاي دائم شوراي امنيت و آلمان است. مذاكرات اين گروه با ايران مدتي است كه به بن بست خورده است.

آقاي ساركوزي كه در گذشته بارها با واژه هاي هشدارآميز درباره برنامه اتمي سخن گفته است توضيح بيشتري در مورد چگونگي "رويارويي جدي" با جامعه بين المللي نداده است اما شايد وي اميدوار باشد كه با روي كار آمدن دولت باراك اوباما در آمريكا تا هفته آينده، جان تازه اي در تلاش ها براي فشار ديپلماتيك بر ايران دميده شود.

آخرين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران به دليل مقاومت روسيه و چين و برخلاف خواسته كشورهاي غربي حاوي تحريم هاي تازه عليه ايران نبود.

ايران در گذشته اتهامات مشابه آقاي ساركوزي در مورد نظامي بودن برنامه اتمي اش را رد كرده است.

حسن قشقاوي سخنگوي وزارت خارجه ايران در ماه سپتامبر گذشته اظهارات رئيس جمهوري فرانسه در اين زمينه را "بي پايه" خوانده و گفته بود: "سلاح هاي اتمي بخشي از دكترين دفاعي ايران نيست."

آقاي ساركوزي آن زمان ضمن "نظامي" خواندن ماهيت برنامه اتمي ايران هشدار داده بود كه اگر ايران همچنان بر ادامه غني سازي اورانيوم پافشاري كند خطر حمله نظامي اسرائيل را به جان مي خرد.

اخبار مرتبط

احمدي نژاد: آرزوي مذاكره با ساركوزي را نداريم

رئيس جمهوري ايران در واكنش به اظهارات رئيس جمهوري فرانسه كه گفته بود حاضر نيست با محمود احمدي نژاد به علت آنكه خواستار محو اسرائيل شده، دست بدهد، گفته است كه در ايران كسي آرزوي دست دادن و مذاكره با ساركوزي را ندارد.

ايران به دليل سخنان ساركوزي اجلاس پاريس را تحريم كرد

ايران گفته در اعتراض به اظهارات رئيس جمهوري فرانسه در باره برخي از رهبران جمهوري اسلامي در اجلاس بازسازي افغانستان در پاريس شركت نكرد.

متكي: فرانسه سياست خود را تصحيح كند

وزير امور خارجه ايران كه قرار است به پاريس سفر كند از اظهارات رئيس جمهوري فرانسه انتقاد كرده و از اين كشور خواسته سياست خود را تغيير دهد.

ايران به سخنان ساركوزي اعتراض كرد

وزارت خارجه ايران با احضار سفير فرانسه به اظهارات نيكولا ساركوزي، رئيس جمهوري آن كشور، در مورد رهبران جمهوري اسلامي اعتراض كرده است.

گفتگوي كشورهاي عربي و ۱+۵ در نيويورك

وزيران خارجه آمريكا، بريتانيا و روسيه و ديپلمات هاي ارشد فرانسه، آلمان و چين در نيويورك با نمايندگان كشورهاي عربي درباره برنامه اتمي ايران گفتگو مي كنند.

ايران به سخنان ساركوزي اعتراض كرد

وزارت خارجه ايران با احضار سفير فرانسه به اظهارات نيكولا ساركوزي، رئيس جمهوري آن كشور، در مورد رهبران جمهوري اسلامي اعتراض كرده است.

هشدار مجدد ميليبند درباره برنامه اتمي ايران

وزير امور خارجه بريتانيا قرار است كه طي نطقي در امارات متحده عربي، كشورهاي عرب را به تحت فشار قرار دادن ايران تشويق كند.

ميليبند: ايران جدي ترين تهديد جهاني در سال آينده

با گذشت دو روز از ارائه گزارش محمد البرادعي درباره برنامه اتمي ايران واكنش ها به اين گزارش همچنان ادامه دارد.

نيكلا سركوزي : سال ٢٠٠٩ براي برنامه نظامي اتمي ايران "تعيين كننده" است

به قلم : ناصر اعتمادي

تاريخ انتشار مقاله  16/01/2009

رئيس جمهور فرانسه نيكلا سركوزي با اشاره به تأكيدات آژانس بين المللي انرژي اتمي روز جمعه در سخنراني اي در جمع سفراي فرانسه اعلام كرد كه "برنامۀ غني سازي اورانيوم ايران" هيچ هدف غيرنظامي را دنبال نمي كند. رئيس جمهور فرانسه با اعلام اين مطلب اضافه كرد : "زمان آن نزديك شده تا رهبران ايران دست به انتخاب بزنند : يا رهبران ايران يك مقابله جدّي با جامعۀ بين المللي را تحريك خواهند كرد و يا – چنانكه فرانسه اميدوار است – عاقبت به راه حلي در مذاكرات طولاني كه از پنج سال پيش با ايران آغاز شده دست خواهيم يافت".

رئيس جمهور فرانسه بار ديگر ضمن تأكيد بر ارادۀ شش قدرت مذاكره كننده با ايران براي يك گفتگوي باز و مستقيم با اين كشور اظهار داشت : "جستجو و يافتن توافق با ايران ممكن است، اما رهبران ايران بايد اكنون دست به انتخاب بزنند." نيكلا سركوزي در هر حال سال ٢٠٠٩ را براي ايران سالي "تعيين كننده" توصيف كرد و گفت : "دولت ايران بايد ميان چشم پوشي از برنامۀ اتمي نظامي خود و رويارويي با آتش خشم جامعۀ بين المللي يكي را برگزيند".

ماه گذشته مجلس ملي فرانسه با انتشار گزارشي و با اعلام اين مطلب كه هيچ شكي در مورد اهداف نظامي برنامۀ اتمي ايران وجود ندارد افزوده بود كه امكان مذاكره با رژيم تهران همچنان به قوت خود باقي است. قرار است پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت به اضافۀ آلمان سه شنبۀ آينده با حضور شماري از كشورهاي عربي در مقر سازمان ملل در نيويورك در مورد برنامۀ اتمي ايران تشكيل جلسه بدهند. باراك اوباما، رئيس جمهور منتخب آمريكا گفته است كه بر خلاف جورج بوش رئيس جمهور آمريكا خواستار اتخاذ رويكردي جديد و مبتني براحترام و ارادۀ گفتگو با دولت تهران است

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

صادق صبا: مهم‌ترين چالش تلويزيون بي‌بي‌سي نداشتن دفتري در ايران است

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۲
مهدي
نظرات (0)

نقش زنان

صادق صبا در مورد تعداد كادرها و درصد زنان در بخش‌هاي خبري و مديريت اظهارداشت: "تلويزيون فارسي بي بي سي در مجموع داراي 150 كادر ثابت است. حدود 100 نفر خبرنگار هستند و 50 نفر ديگر كادر فني را تشكيل مي‌دهند." وي افزود كه از پنج گوينده اصلي، سه نفر زن هستند: سيما، ناجيه و فرناز. همچنين سردبير اخبار يا اديتور كل خبر يك زن است. سردبير برنامه‌هاي هفتگي‌ي غير خبري هم خانم لارا پطروسيان است. بنابراين، دو سردبير اصلي زن هستند."

درباره فرق اين كانال تلويزيوني با راديو بي بي سي براي زنان شنونده و بيننده پرسيده شد كه صادق صبا در پاسخ گفت: "تا به حال بيشتر مردان بودند كه با استفاده از موج كوتاه، راديو بي بي سي را مي‌شنيدند. اما با برنامه تلويزيون فارسي، كانالي را به اتاق نشيمن خانواده‌ها مي‌بريم كه يك ساعت اول برنامه‌هايش به مسايل مورد علاقه زنان مي‌پردازد."

وب سايت و تلويزيون

چندي پيش يكي از روزنامه‌هاي آلماني نوشته بود كه وب سايت فارسي بي بي سي روزانه بيش از چهارصد هزار بار كليك مي‌شود. پرسش اين است كه آيا با آغاز به كار تلويزيون از تعداد علاقمندان وب سايت كاسته نمي‌شود؟

صادق صبا در اين مورد اظهار داشت: "‌سايت و تلويزيون بينندگان خودشان را دارند. ما دايماً سايت را در تلويزيون تبليغ مي‌كنيم. اما نكته مهم‌تر اين است كه سايت 24 ساعته به روز مي‌شود، در حالي كه تلويزيون تنها هشت ساعت در روزبرنامه پخش مي‌كند. ما در هفته پنج روز برنامه‌هايي داريم به مدت يك ساعت كه بينندگان مي‌توانند از طريق سايت با ما تماس بگيرند. بين اين دو، تلويزيون و وب سايت، نوعي خواهر خواندگي وجود دارد."

بي بي سي و رسانه‌هاي ديگر

از او در مورد فرق بي بي سي با ديگرفرستنده‌ها مي‌پرسم. مي‌گويد: "بيشتر رسانه‌هايي كه برنامه فارسي پخش مي‌كنند، حامل نظرات خاص سياسي ويژه‌اي هستند. اما بي بي سي با همان معيارهاي "سازمان خبري بي بي سي" برنامه پخش مي كند، كه بر سه اصل استوار است:

 پخش خبرمبتني بر فاكت يا واقعيت

- رعايت بي‌طرفي: مثلاً روز گذشته در رابطه با مسايل نوار غزه بحثي داشتيم. از طرف اسراييل "منشه امير"، سردبير سايت فارسي وزارت امور خارجه اين كشورشركت داشت كه از ديدگاه اسراييل دفاع مي‌كرد، و در طرف ديگر يكي از فعالان سياسي ايراني كه در اغلب تظاهرات ضد اسراييلي شركت داشت و در اين برنامه از ديدگاه فلسطيني‌ها دفاع مي‌كرد.

- رعايت انصاف در تحليل‌ها: يعني كنار گذاشتن نظر شخصي در تحليل‌ها و ارائه يك تحليل همه جانبه با در نظر گرفتن گذشته و حال يك رويداد، تا خواننده تصوير كاملي از رويدادهاي خبري داشته باشد."

برنامه‌ها

صادق صبا در رابطه با برنامه‌هاي اين كانال تلويزيوني اظهار داشت: "ستون اصلي تلويزيون فارسي بي بي سي خبر است، اما اين كانال برنامه‌هاي تفريحي نيز دارد. مثلاً پخش آخرين دستاوردهاي موسيقي ايراني و موزيك پاپ جهاني، ورزش، تكنولوژي (كليك) و به ويژه پخش فيلم‌هاي مستند از كارگردانان مستقل ايراني. يكي ديگر از برنامه‌ها، برنامه هفتگي "آپارات" است كه برنامه ديروزش "دماغ به سبك ايراني" بود، راجع به عمل بيني كه نه تنها زنان بلكه مردان را هم در بر گرفته و ساخته مهرداد اسكويي است."

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا بازتاب رويدادها، به ويژه رويدادهاي ايران در رسانه‌هاي خارجي نيز جايي در برنامه‌ها دارد، گفت: "ما فقط برنامه مرور مطبوعات ايران را داريم كه در اين برنامه مسعود بهنود، روزنامه‌نگارشناخته شده، هر روز مروري بر روزنامه‌هاي ايران را دارد."

چالش‌ها

در پايان از صادق صبا پيرامون چالش‌هاي پيش روي تلويزيون فارسي بي بي سي مي‌پرسم. وي مهم‌ترين چالش را ايجاد دفتري در تهران دانست و گفت: "خيلي دلمان مي‌خواست در ايران دفتر داشته باشيم تا بتوانيم رويدادهاي ايران را از نزديك منعكس كنيم و مردم و مقامات مسئول بتوانند نظر خود را براي بينندگان مطرح كنند، اما متأسفانه مقامات ايراني اجازه گشودن دفتر در تهران را ندادند. اين يكي از مهم‌ترين ترين چالش‌هاي ماست."

لينك مقاله:http://www.iooinewz.org//article.php5?id=1394



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تعامل برتر منطقه اي براي ايران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۱
مهدي
نظرات (0)

از آنجا كه «علت غايي» و هدف نهايي رويكرد خارجي سند چشم انداز، تبديل شدن به قدرت برتر منطقه در عين حفظ هويت اسلامي- انقلابي است، بنابراين:-راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قاعدتا بايستي «راهها و روشهاي برتري منطقه اي» و علل و رفع موانع و معضلات آن را در سطوح پيراموني، منطقه اي و بين المللي - جهاني، ارائه نمايد. جمهوري اسلامي ايران به اين منظور مي بايست سه سطح از سياست ها را به تناسب اهداف ملي، راهبردي نمايد:1- حفظ نظام و موجوديت خود. 2- رشد و توسعه همه جانبه و در همه سطوح كشور. 3- گسترش نفوذ در منطقه و ارتقاء موقعيت استراتژيك خود. اين سه لايه از اهداف و منافع و سياست هاي مربوطه، با يكديگر مرتبط بوده و متضمن يكديگرند. لذا به طور موازي مي بايست تعقيب شده و محقق گردند. از زاويه سياست خارجي، شرط لازم و يا هدف محوري كشور براي تحقق هر سه لايه از منافع فوق الذكر، تثبيت موقعيت برتر منطقه اي ايران است. «عامل موثر و نفوذ» و برتري اثرگذاري در سطح منطقه اي، موضوعيت خاصي مي يابد. از ضرورت هاي تاثير و نفوذ، بويژه در متن برتري علمي، فن آوري، اقتصادي- در عين حفظ هويت اسلامي- انقلابي، به معناي ايجاد توان«تعيين كنندگي» در قدرت و امنيت منطقه اي است. - وضعيت ظرفيت ه، قابليت ها و توانمندي هاي ملي جمهوري اسلامي ايران، به گونه اي كه براي داشتن نقش «تعيين كنندگي» در پارادايم قدرت و امنيت منطقه اي، مناسبات و روابط با قدرت هاي برتر سطح جهاني و كشورهاي برتر علمي- فن آوري- اقتصادي ( كشورهاي توسعه يافته در سطح جهاني) نيز ازاهميت خاصي برخوردار مي شود. - «تثبيت موقعيت و برتري منطقه اي »، داشتن نقش و موقعيت «تعيين كنندگي» در پارادايم قدرت و امنيت، در سطح منطقه وايجاد و حفظ. «تعامل مثبت، سازنده و موثر» بويژه با كشورهاي توسعه يافته سطح جهاني با موانع و حتي تهديدهاي مواجه مي باشد. وضعيت منطقه اي، به گونه است كه ايالات متحده آمريك، در آن حضور و نفوذ قدرتمندي دارد. رژيم صهيونيستي نقش«نامعادله ساز» منطقه اي را برعهده دارد، مناسبات منطقه اي به شدت متاثر از سياست هاي برتري طلبانه سطح جهاني آمريكا و سياست هاي برتري جويانه سطح منطقه اي رژيم صهيونيستي است. - در منطقه خاورميانه و نظام تابعه خليج فارس و آسياي جنوب غربي، كشورهاي عربستان سعودي، پاكستان و تركيه، در كنار جمهوري اسلامي ايران به عنوان عوامل قدرتمند سطح منطقه اي شناخته مي شوند. جمهوري اسلامي ايران در تعقيب هدف «تعامل برتر منطقه» مي بايست مناسبات و روابط سازنده و موثري با اين سه قطب برتر منطقه اي (و به تبع آن، با ساير كشورهاي مهم وموثر، نظير مصر، اردن، سوريه و عراق) ايجاد نمايد. اما نقش منطقه اي ايالات متحده آمريكا و رژيم صهيونيستي، از موانع و حتي تهديدهاي عمده چنين تعاملي است. تعارض جمهوري اسلامي ايران با ايالات متحده، موجب عدم ثبات و پايداري در روابط سازنده و موثر جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي مذكور- و ساير قدرت هاي سطح جهاني و نيز ساير كشورهاي سطح منطقه اي و فراتر از منطقه، شده است. به عبارتي تا زماني كه جمهوري اسلامي ايران تعارض وچالش هاي جاري خود را با آمريكا درجهت منافع و اهداف ملي خود «مديريت» نكند، برقراري و روابط موثر، مثبت و سازنده به طور با ثبات و پايدار با كشورهاي سطح منطقه اي و جهاني (و فرامنطقه اي : بين المللي) ميسر نخواهد شد. براي حل و فصل و مديريت معضل ايالات متحده در مناسبات و روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران، ما بايد به شرايطي مديريت شده، كنترل شده، با ثبات و نسبتا متعادل نائل شويم، به گونه اي كه اين نوع مديريت و كنترل معضل تعارض آمريكا با جمهوري اسلامي ايران نتواند تاثير سوء بر اهداف و منافع و نيز هويت اسلامي- انقلابي جمهوري اسلامي ايران داشته باشد و از سوي ديگر اين تعارض به يك منازعه، بحران و درگيري (در سطوح مختلف) ارتقا نيابد. اين نوع از مديريت، خود منوط به داشتن سطح و پايه اي از قدرت است. اگر جمهوري اسلامي ايران بتواند به سطحي خاص از قدرت، دسترسي يابد، قادر خواهد بود كه ضمن تامين منافع منطقه اي وجهاني خود، «منازعه» را نيز با آمريكا كنترل، مهار و مديريت نمايد. در اين مسير، از جمله موانع و تهديدات پيش رو، موجوديتي بنام رژيم صهيونيستي ونقش و كاركرد آن است. به فرض اينكه جمهوري اسلامي ايران طرح و برنامه اي مشخص براي كنترل معضل «سطح مقابله ومنازعه» با ايالات متحده داشته باشد، بايد بتواند « توسعه طلبي» رژيم صهيونيستي را در درجه اول مهار نمايد. در راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ابتدا«مهار تهديد و كنترل توسعه طلبي» رژيم صهيونيستي داراي اولويت است در بازگشت به عرصه «مناسبات و روابط» با كشورهاي منطقه، جمهوري اسلامي ايران نسبت برتري كنوني خويش در مقايسه با بخش قابل ملاحظه اي از كشورها و «قابليت اثرگذاري و نفوذ» در عرصه ها و كانون هاي «بحران- قدرت و امنيت» منطقه را حفظ نموده و آن را افزايش خواهد داد و درعين حال، تنظيم فرعي«رابطه منفعت ساز» با گروه كشورهاي قوي، يا قطب هاي قدرت منطقه اي، خواهد پرداخت. اما در مسير كسب موقعيت وجايگاه برتر علمي : فن آوري و اقتصادي منطقه اي، كشورهاي قدرتمند منطقه قاعدتا بايد احساس كنند كه «حفظ و گسترش مناسبات و روابط با جمهوري اسلامي ايران» منافع آنها را تامين خواهد كرد. اين رويكرد مبتني برتبادل ظرفيتهاي اقتصادي، انرژيك و ترانزيتي و اساسا «رشد و توسعه اقتصادي» محور خواهد بود، به عبارتي جهت كلي حركت جمهوري اسلامي ايران، «كسب رتبه برتر و اول شدن» در منطقه است، كه اساسا «رويكردي رشد محور» است، اما بنيان پارادايم حاكم برمنطقه، پارادايم امنيتي است در مورد ساير قدرت هاي بزرگ و برتر نيز هر نوع فرصت و موقعيت، كه بتواند چالش هاي سياست خارجي را مهار و كنترل نمايد، ظرفيت سازي نموده و قابليت هاي ملي را در تعاملي متقابل افزايش دهد. «اتحاديه اروپايي»، «محور شرقي» شامل روسيه، چين، هند و حوزه آسياي جنوب شرقي و «بلوك جهان اسلامي» ( به عنوان يك واحد بين المللي عمدتا «عقيدتي : فرهنگي و نسبتا» سياسي) سه محور مهم در عرصه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران هستند راهبرد سياست خارجي به اقتضاي اهداف سند چشم انداز، بايد مدل هاي رويكردي و رفتاري با اين سه واحد بين المللي را معين نمايد تا به نوعي كه از يك نوع هنجار و يكپارچگي منطقي و «هم پوشاننده» برخوردار باشند. جمهوري اسلامي ايران همچنين با تعدادي «مسئله»، معضل و يا چالش هاي مهم سياست خارجي نيز مواجهه جدي و ديرينه دارد. اين «مسائل : چالش ه، يا از نوع«ساختاري» و يا از نوع «موقعيتي» مي باشند. رويكرد و جهت گيري جمهوري اسلامي ايران بايد برپايه حل و فصل اين چالش ها» با مدل مديريت و راهبرد سياست هاي خارجي در سطوح «منطقه اي- بين المللي و جهاني» باشد. راه حل اين چالش ها و مسايل، به گونه اي است كه به عنوان بخشي از «مدل راهبرد سياست خارجي»، آن را « تعبير و تعين» مي بخشد. مجموعه رويكردهاي روابط : مناسبات و راه حل، معضل و مهار با عوامل محيط منطقه اي : بين المللي و جهاني، پارادايم حاكم بر راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را شكل مي دهد، كه بر پايه هدف « ايران برتر منطقه اي » تنظيم مي گردد. «تعامل برتر منطقه اي» و توسعه ملي جمهوري اسلامي ايران تعامل برتر منطقه اي، رويكرد و چگونگي حضور و رفتار كشور جمهوري اسلامي ايران را در سطح منطقه «چارچوب» اهداف و رويكرد سياست خارجي سندچشم انداز، تبيين و تعيين مي كند. «تعامل برتر منطقه اي» از دو عنصر محوري «تعامل» و «برتري» شكل مي گيرد؛عنصر «تعامل» در اين مفهوم، رفتار مبتني بر حفظ استقلال و هويت ملي (اسلامي- انقلابي)، در قبال رويكرد جذب و ادغام : و در عين حال غير خصومت آميز، توام با تبادل ظرفيت ها و برقراري مراودات معنا شده است. در نتيجه جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي منطقه ( بجز مورد اسنثناء آن : اسرائيل) خصومت و دشمني نخواهد داشت، بلكه كشورها در سطح منطقه مي توانند شريك يا همكار جمهوري اسلامي ايران مي باشند. جمهوري اسلامي ايران، در اين ركن از استراتژي روابط و سياست خارجي، مبناي رفتار و مناسبات (تعامل) خود را باكشورهاي منطقه و در سطح منطقه رسيدن تا سطح «شراكت و همكاري» مي گذارد. در حالي كه اكثر كشورهاي هدف، ايران را در وضع خوشبينانه رقيب و حريف خود مي دانند و در موضعي نامطلوب تر، با ايران احساس قهر و خصومت مي نمايند. عنصر دوم اين ركن از استراتژي سياست خارجي، «مفهوم برتري» است. نخست بايد مشخص گردد كه «برتري» به چه معناست؟ و در كدام حوزه واز كدام سنخ؟ و آيا اين برتري، محصول نوع تعامل توصيه شده با منطقه و كشورهاي آن خواهد بود؟ و يا اينكه «نوع تعامل با كشورها و منطقه» متاثر از برتري هاي موجود جمهوري اسلامي ايران است؟تعامل «برتر»، حداقل در سه مرحله طراحي مي گردد. به طور فشرده تعامل ايران در منطقه، در مرحله اول، از «برتري هاي» فعلي جمهوري اسلامي ايران نشات گرفته و متاثر مي شود، در مرحله دوم، نوع تعامل حاصل از فرآيند فاز اول، زيرساختهاي برتري، به تعادل خواهند رسيد. يعني در مرحله اول، «تعامل» محصول برتري هاي امنيتي سياسي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود، ( حفظ برتري در شكل دادن تعامل) و در مرحله دوم، برتريهاي جمهوري اسلامي ايران محصول تعاملات سازمان يافته آتي و برپايه نتايج حاصل از مرحله اول(تثبيت مواضع قدرت امنيتي- سياسي در سطح منطقه) خواهد شد. ( تعامل، براي ساختن بنيان هاي برتر اقتصادي، علمي، تكنولوژي و. . . )اما در مرحله سوم، «تعامل و برتري» در مناسبات ايران و منطقه، بر تعادل و پايداري (هم پوشاني متقابل) خواهند رسيد، (تعامل از مواضع برتريهاي راهبردي). پس در مفهوم برتري، نيز سه مرحله (يا فاز) در نظر گرفته شده است:فاز اول؛ تثبيت مواضع قدرت امنيتي- سياسي جمهوري اسلامي ايران و «سازماندهي تعامل منطقه اي» برمنباي برتري ها و عوامل برتري جمهوري اسلامي ايران در كانون هاي تحولات راهبردي و «هسته هاي داغ» منطقه؛سنخ تعاملات، برمبناي برتريهاي امنيتي : سياسي جمهوري اسلامي ايران در فاز نخست، ابتدا سلبي است و سپس ايجابي (تعامل سلبي/ ايجابي)، يعني از نقطه«حريف واقع شدن» به سمت «رقابت»سير مي كند. به عبارتي تعامل ايران با منطقه « برمبناي موازنه «منفي : مثبت» شكل مي گيرد. فاز دوم؛ ايجاد يا رشد و توسعه زيرساختهاي پيوند و وابستگي متقابل اقتصادي، اجتماعي بين كشورهاي هدف منطقه با ايران، در اين مرحله، «تعامل»، محور و بنيان «برتري هاي آتي» خواهد بود. آغاز اين مرحله كه به سال هاي مياني دوراني تحقق اهداف چشم انداز بيست ساله مربوط مي گردد، با رويكرد ايجابي شكل مي گيرد، «رقابت»، سكوي اوليه تعاملات را شكل مي دهد، اما از سكوي رقابت، به سمت همكاري حركت خواهد شد. اما از آنجا كه هدف جمهوري اسلامي ايران وارد نمودن ديگران (كشورهاي هدف منطقه) به حيطه همكاري هاي ساختاري در عرصه هاي اقتصادي اجتماعي است، پس رويكرد اوليه جمهوري اسلامي ايران «ايجابي» است، اما به دليل آنكه در وراي اين «وابسته سازي متقابل ظرفيت هاي اقتصادي-اجتماعي» جمهوري اسلامي ايران، هم مواضع قدرت و عوامل برتري ساز امنيتي- سياسي خود را ترك نخواهد كرد و هم افزايش برتريهاي علمي، فن آوري- اقتصادي خويش نسبت به ساير كشورهاي هدف را دنبال مي كند. لذا هنوز « درصد» يا سطحي از «كشمش رقابت آميز» در حوزه هاي امنيتي : سياسي با سطوح «رقابت همكاري جويانه» در حوزه هاي اقتصادي- اجتماعي، در مناسبات ايران با منطقه وجود ندارد. لذ، دركل، رويكرد فاز دوم «ايجابي- سلبي» است و موزانه تعاملات «مثبت : منفي« خواهد بود. فاز سوم، در سال هاي پاياني دوران تحقق اهداف سند چشم انداز خواهد بود. در اين مرحله، عوامل برتري ساز امنيتي- سياسي و اقتصادي، با حفظ پيوندهاي اجتماعي، فرهنگي و تمدني، در تعامل با كشورهاي هدف و منطقه، توسعه مي يابند. به عبارتي تعامل از موضع برتر علمي، تكنولوژيك- اقتصادي، اجتماعي، تمدني و فرهنگي، با توسعه زمينه هاي برتري امنيتي- سياسي، در سطح منطقه، شاكله فاز سوم خواهد بود، كه اين خود، محصول دو مرحله پيش از خود خواهد بود. رويكرد محوري در اين مرحله «ايجابي» وموازنه مثبت خواهد بود. (تعامل ايجابي، از موضع برتري هاي ايجابي و سلبي) حفظ برتري هاي امنيتي- سياسي جمهوري اسلامي ايران كه به معناي حمايت از نيروه، فرآيند ها و روندهاي مقاومت اسلامي و مقابله با سلطه رژيم صهيونيستي و ايالات متحده در منطقه و نيز ممانعت از غلبه عوامل حكومتي سنتي و وابسته منطقه اي است، ذاتا و الزما با توسعه نيازهاي متقابل اقتصادي ايران و كشورهاي هدف منطقه، در تناقض نيست. ضرورت برتري يابيجمهوري اسلامي ايران كشوري است منطقه اي، با توانمندي هاي بين المللي كه از تاثيرات «سطح جهاني» نيز برخوردار است. ايران در نظر دارد كه ظرف كمتر از دو دهه آتي، به كشور برتر منطقه تبديل گردد، ايران برتري خود را علاوه برعرصه هاي سياسي، اقتصادي، علمي و فناوري و نيز دفاعي، نسبت به كشورهاي «محور قدرتمند» در منطقه آسياي جنوب غربي (خاورميانه) جست وجو مي نمايد. ايران، پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، در حدود نيم دهه، از طريق وابستگي به ابرقدرت غرب و تلاش براي ادغام در نظام سياسي، فرهنگي و بين المللي به كشور برتر منطقه تبديل شده بود. اما اين برتري، عمدتا «نيابتي» بود و با ظرفيت ها و قابليت هاي برتري ساختاري ايران، پيوندي نداشت. جمهوري اسلامي ايران با ساير كشورهاي منطقه، به لحاظ ژئواستراتژيك و ژئوپالتيك و نيز ژئواستراتژي، ژئوپالتيك و ژئواكونوميك، كاملا متمايز است. بيشترين مزيت هاي نسبي را در مجموع سه عنصر ساختاري ژئواستراتژيك، ژئوپالتيك، ژئواكونوميك ايران به خود اختصاص داده است. به اين لحاظ، وضعيت طبيعي ايران، برتري اين كشور را به منطقه تحميل مي كند، اما اين « برتري ساختاري» نقد نمي گردد مگر اين كه لوازم، مقتضيات و ضرورت هاي ديگري حاصل گردد. تامين برتريهاي «موقعيتي» و «كاركردي»، شرط لازم و ضروري براي تحقق و بروز برتري ايران در سطح منطقه، از سكوي برتري هاي ساختاري آن به شمار مي آيد. جمهوري اسلامي ايران تمايزات ديگري نيز با منطقه دارد؛ تمايزها و تفاوت هاي مذهبي، نژادي، قومي : فرهنگي و تمدني ايراني را در «تنهايي استراتژيك» اسير نموده است علي رغم اين تنهايي استراتژيكي»، پارادايم امنيتي در منطقه بدون حضور و مشاركت ايران شكل نخواهد گرفت. ايران، در تنهايي استراتژيك خود، مي تواند«منزوي» بشود. كشورهاي منطقه با كمك قدرت هاي مسلط و برتر فرامنطقه اي مي توانند« ايران را منزوي» بكند. اما «ايران منزوي» اگر اراده كند، مي تواند منطقه را متقابلا به بن بست بكشاند، اين امكان به بن بست كشاندن منطقه را هيچيك از ديگر كشورهاي منطقه نه به تنهايي و نه حتي دست جمعي ندارند. ايران تنها كشوري است كه با مجموعه خصوصيات و ويژيگهاي متمايز خود و برتريهاي ساختاري خود، در سطح منطقه، «قدرت تضادسازي»(contradiction) دارد. براي ايران واجب و ضروري است كه به برتري هاي موقعيتي نيز دست يابد، اگر چه ايران مي تواند از «قدرت تضادسازي» خود بهره گيرد كه منطقه را به بن بست بكشاند، اما اين رويكرد كاملا سلبي و تلافي جويانه است. اين رويكرد همچنين مي تواند در شرايطي، به«عامل بازدارندگي» براي ايران تبديل گردد. اما همين عامل «قدرت تضاد سازي» نمي تواند از عهده نقش هاي ايجابي و ضرورتهاي پيوند وتعامل و نيز بهره گيري از ظرفيت هاي ژئوپلتيك و ژئواكونوميك در مسير تحقق هدف هاي برتر شدن در عرصه هاي مادي، علمي : تكنولوژيك و اقتصادي ايران را ياري كند. پس «قدرت تضادسازي» انتهاي هدف هاي ايران نيست، بلكه اساسا هدف نيست، اين عامل، ضرورت و وسيله عبور جمهوري اسلامي ايران از موقعيت «تعاملات قهري و خصمي» منطقه با خود و رسيدن به «تعاملات همكاري جويانه و مشاركت طلبانه» خود با منطقه است. مناسبات منطقه اي قدرت وضعيت ژئوپولتيك، سرزمين، منابع طبيعي و انرژي، ثروت، قدرت نظامي در كنار ميزان استحكام و انسجام ملي و حكومتي، قدرت سازماندهي و مديريت ملي و فراملي رابطه با قدرت هاي جهاني و فرامنطقه اي، سابقه تاريخي، تمدني و قدرت ايدئولوژيك، از جمله عوامل قدرت در بين كشورهاي منطقه است. براساس اين معيارها و آنچان كه در واقعيت مناسبات منطقه مشهود است، (به استثناء رژيم صهيونيستي) كشورهاي عربستان سعودي، تركيه، پاكستان و مصر، «چهار كشور سطح منطقه اي برتر» مي باشند. مناسبات امنيتي، سياسي و اقتصادي حاكم بر منطقه عمدتا متاثر از نقش ها و كاركردهاي اين چهار كشور بوده و مابقي كشورهاي منطقه در پيرامون و متاثر از نوع تعامل خود با اين چهار كشور (والبته قدرتهاي فرامنطقه اي) به ايفاي نقش مي پردازند. عربستان سعودي، بنا به دلايل بسيار، نسبت به كشور ديگر، درحوزه سياسي، از نقش موثرتري برخوردار مي باشد. مهم ترين عنصر تعيين وضعيت و رتبه منطقه اي كشورهاي مذكور، پس از عوامل ساختاري موثر، عامل وابستگي و ادغام پذيري اين كشورها نسبت به كشورها و قدرتهاي جهاني و فرامنطقه اي است. در عين حال، توزيع نقش ها و عوامل غير مادي قدرت و نيز ترسيم و تنظيم مناسبات منطقه تا حدود بسيار زيادي تحت تاثير «نقش و مداخله» قدرت هاي جهاني و فرامنطقه اي است. ايالات متحده آمريك، اروپاي محور شامل (انگليس، فرانسه و آلمان( به اضافه ايتاليا و اسپانيا) (نقش هاي متفاوت)، سپس فدراسيون روسيه و نهايتا چين، بيشترين تاثير را در شكل دهي به وضعيت توزيع قدرت و مناسبات منطقه دارند. عوامل غير كشوري (nonstatesactors) نيز همچون گروه هاي تروريستي، جريانهاي مذهبي و باندهاي فرا مليتي قاچاق و كمپاني هاي چند مليتي اقتصادي چهار دسته از عناصر بازيگر را در سطح منطقه شامل مي شوند كه در اين ميان، نيروهاي مقاومت اسلامي، هدف رسمي تبديل شدن به عوامل دولتي و گرفتن نقش مهم رسمي در دولت هاي محيط ملي را اتخاذ كرده اند و پس از آنها جريانات و گروه هاي تروريستي مثل گروه القاعده در رده هاي بالايي اثر گذاري قرار دارند. ركن ششم استراتژي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران كليات و اصول نحوه تعامل و رفتار جمهوري اسلامي ايران را برمبناي «هدف برتر ماندن و برتر شدن»، با بازيگران دولتي و غيردولتي بومي سطح منطقه، مشخص نموده است. معادله رفتاري جمهوري اسلامي ايران با ساير بازيگران يا قطب هاي جهاني و بين المللي ( و نيز رژيم صهيونيستي) و بلوك جهان اسلامي، در اركان پنجگانه پيشين اين راهبرد، طراحي شده است. تعامل برتر منطقه اي در لايه نهايي برنامه ملي و عملياتي سياست خارجي«تعامل برتر منطقه اي» در فاز نهايي خود، چنين معنا مي يابد كه ظرفيته، قابليت ها و توانمندي هاي كشورهاي پيرامون و منطقه در زمينه هاي رشد و توسعه ملي ( و منطقه اي) به تناسب مزيت هاي نسبي جمهوري اسلامي ايران نيازمند به پيوند خوردن يا وابسته بود به قابليت ها و توانمندي هاي ايران گردد و رشد و توسعه و مناسبات جمعي اين كشورها تاحد ممكن به مزيت هاي جمهوري اسلامي ايران پيوند خورده و يا به «وضعيت ايران» منوط گردد. اين امر نيازمند به ايجاد زيرساخت هاي لازم براي پيوند زدن و وابسته نمودن قابليت ها و ظرفيت هاي منطقه اي به «مزيت ها نسبي» جمهوري اسلامي ايران بويژه در زمينه هاي امنيتي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. جمهوري اسلامي ايران حداقل در چهار حوزه راهبردي:1- امنيت سازي 2- فرآيند ها و روندها و شرايط سياسي3- انرژي، ترانزيت و بازار4- بنيا ن هاي فرهنگي، علمي و تمدني داراي مزيت هاي نسبي در مقايسه با كشورهاي منطقه است. منطقه هدف ( و حوزه هاي زير منطقه اي و سيستم هاي تابع آن)، حدود 10 مسئله اساسي و يا چالش محوري را دارا است. «ايفاي نقش محوري يا «دارا بودن قدرت اثرگذاري» يا «مسلط بودن» و يا پيشتاز بودن، در هركدام از اين «مسايل و چالش ها» و در مجموع داشتن معدل بالاتر در شاخص هاي مربوطه، در مقايسه با كشورهاي منطقه، مفهوم «برتري» را مصداق مي بخشد:1- چالش و مسئله امنيت، هم در محيط هاي ملي و هم در سطح منطقه2- چالش و مسئله «حاكميت و قلمرو» هم به عنوان يك موضوع تمام كشورها و هم به عنوان موضوع كشمكش ها و تضادهاي دو جانبه و چند جانبه در سطح منطقه3- مسئله «نفت، گاز و انرژي» مسئله اي محوري و تعيين كننده هم در سطح منطقه و هم در جهان4- «بازار و خدمات» (market services)، چالش برتري جويي و فرادستي، سلطه بر بازار منطقه و كنترل شبكه هاي خدمات در سطح منطقه تعيين كننده «رتبه برتري« كشورهاي منطقه است. 5- صنعت و تكنولوژي: اين امر چالش و شاخصي براي توسعه يافتگي و تسلط بر مناسبات عمومي كشورها با محيط منطقه اي است. (شاخص صنعت و تكنولوژي، تعيين كننده ميزان استقلال و غلبه محيطي است). 6- ترانزيت و ارتباطات: عاملي راهبردي، وابستگي ساز و استقلال آور، كشوري كه درصد بيشتري از مجاري و كانال هاي ارتباطي و نقل و انتقال، اعم از حمل و نقل (زميني، دريايي و هوايي)، انتقال خطوط انرژي، ارتباطات مخابراتي، تبادل داده هاي اطلاعاتي و. . . را در سطح منطقه تحت كنترل خود داشته باشد، به طور راهبردي منطقه و سايرين را به خود وابسته نموده است. 7- توسعه اقتصادي و اجتماعي؛ توسعه يافتگي، چالش عمومي كشورهاي منطقه است. بويژه در ميان 5 كشور محور منطقه ( ايران، تركيه، پاكستان، عربستان و مصر) البته «برتري» نسبت مستقيم با رتبه شاخص هاي تعيين كننده، ميزان توسعه يافتگي دارد. در سطح منطقه، چالش «تفاوت سطوح توسعه يافتگي» و آهنگ و سرعت نامتوازن توسعه يافتگي در ميان كشورهاي مختلف، موجبات ناپايداري ها و معضلات امنيتي خاصي را فراهم نموده است. 8- مسئله «روابط سياسي و فرامنطقه اي» چالش وابستگي و رقابت در افزايش ميزان وابستگي به قدرت هاي بزرگ جهاني و بويژه قراردادهاي «امنيت، در قبال فروش حاكميت»، از مهمترين چالش ها و مسايل منطقه اي است كه بنيان هاي «انسجام و پيوستگي و وابستگي درون منطقه اي» را به طور جدي به خطر انداخته است. همين مسئله در مناسبات منطقه اي، جايگاه كشورها دگرگون مي نمايد. هرچه وابسته تر، امتيازات اكتسابي براي برتري بيشتر. 9- «توان دفاعي و نظامي»: توانمندي دفاعي و نظامي هم به عنوان يك چالش خطرساز براي منطقه محسوب مي گردد و هم به لحاظ فشردگي و چگالي و فوق العاده امنيتي و پتانسيل هاي بروز ناامني و مخاصمات در منطقه، يك شاخص مهم برتري منطقه اي، محسوب مي گردد. بويژه آنكه تجهيز يا دسترسي چند كشور محور منطقه به «سلاح هسته اي» سطح تفاوت هاي موجود را در دو حوزه «متعارف» و «غيرمتعارف» به شدت متمايز ساخته است. اختلاف شديد فاز توانمندي در ميان كشورهاي منطقه، حساسيت امنيتي را به مراتب افزايش وابسته شده است و هم معادله توسعه يافتگي ملي و منطقه اي با چالش جدي مواجه است. 10- عنصر خاص:هر كدام از كشورهاي منطقه نه فقط كشورهاي محور، بلكه ساير كشورهاي پيراموني يك معماي خاص، يا برتري نسبي يا معضل ويژه خود را دارند. از قبيل، مسئله هويتي، تاريخي يا تمدني، محدوديت يا نابساماني سرزميني، بن بست يا فراخناي ژئوپالتيك و يا ژئواستراتژيك، محدوديت شديد يا كثرت منابع طبيعي و انرزي، ثروت فوق العاده زياد و كم، مسئله انسجام ملي، قدرت نظامي، مسئله «ايدئولوژيك» ( ضعف يا قوت ) و. . . كشوري كه بتواند بيشترين بهره برداري را از «مسايل خاص» هر كدام از كشورهاي منطقه بنمايد، شانس برتري بيشتري نسبت به سايرين را خواهد داشت. غلبه سنخ مسايل و موضوعات و چالشهاي موجود در منطقه، به ترتيب اولويت امنيتي- سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. به همين ترتيب رويكرد جمهوري اسلامي ايران نيز در «تعاملات منطقه اي» به ترتيب «امنيتي، سياسي، اقتصادي و در نهايت فرهنگي جلوه يافته است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پيشنهاد 7/1 ميليارد دلاري تهران براي سرمايه گذاري بر منابع گاز جمهوري آذربايجان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۱
مهدي
نظرات (0)

منبع : روزنامه  گاردين        شنبه       28/10/87

ايران براي به دست آوردن بخش  عمده گاز آذربايجان فعال شده است . نشريه گاردين با استناد به خبرگزاري رويترز نوشته است كه ، تهران براي بهره‌ برداري از فاز دوم  بستر شاهدنيز پيشنهاد 7/1 ميليارد دلار سرمايه گذاري را به آذربايجان داده است . در قبال آن نيز بايد 10 درصد سهم گاز طرح شاهدنيز به ايران داده شود . در اين خبر آمده است كه ، حسين نقره‌كار شيرازي معاون بخش همكاري هاي بين‌المللي شركت نفت ايران در اين رابطه به خبرگزاري مهر اطلاع داده است . وي افزوده است كه ايران قبل از اين 10 درصد از سهم فاز اول شاهدنيز را در اختيار گرفته است . 

پيش بيني مي‌شود ، با بهره‌برداري از فاز دوم اين بستر اولين بخش از حجم گاز استخراجي سالانه حدود 13 ميليارد متر مكعب باشد . اروپا به عنوان مشتري اصلي اين گاز مي‌باشد . روسيه نيز براي خريدن تمامي اين گاز به آذربايجان پيشنهاد داده است . سهيم شدن ايران در فاز دوم بستر شاهدنيز از سوي اروپا مورد استقبال قرار نخواهد گرفت . در اين جا سخن از همكاري هاي بزرگ در زمينه انرژي مطرح است . ايران خود از جمله كشورهايي است كه بزرگترين ذخاير انرژي را در اختيار دارد . اما به دليل تحريم هاي بين‌المللي نمي‌تواند سرمايه گذاران بين‌المللي را به اين بخش جلب كند . با اين همه ايران به آذربايجان پيشنهاد 7/1 ميليارد دلاري داده است . اين پيشنهاد بيش از آن كه جنبه تجاري داشته باشد ، با تلاش هاي اين كشور براي تقويت موقع خود در درياي خزر در ارتباط است .

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايران و آمريكا در سياست خارجي روسيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۰
مهدي
نظرات (0)

در هيچ دوره‎اي، روسيه از بابت خود اطمينان خاطري براي غرب فراهم نساخته است. سيطره اين ترديد و دو دلي بر مجموع روابط روسيه و غرب و مسايل همبسته با آن – كه در شرايط اخير مسأله ايران يكي از مهمترين آنهاست - روسيه را به طور همزمان به منبعي از تهديدها و فرصت‎ها براي رقبا و همچنين شركاي اين كشور تبديل كرده است. در سال‎هاي اخير، با آغاز دوران رياست جمهوري پوتين در روسيه و كوشش‎هاي وي براي ارتقاي مجدد اين كشور به سطح قدرت‎هاي بزرگ جهاني، به نظر مي‎رسد كه اين ويژگي سياست خارجي روسيه مجال بيشتري براي خودنمايي پيدا كرده باشد. از آنجا كه جمهوري اسلامي ايران در دوسطح منطقه‎اي و بين‎المللي يكي از موضوعات مهم در سياست خارجي روسيه به شمار مي‎آيد، معاونت سياست خارجي و روابط بين‎الملل بر آن شد تا طي نشستي موضوع ”ايران و آمريكا در سياست خارجي روسيه“ را مورد بررسي قرار دهد. طي اين نشست سخنران مدعو? به بحث درباره اين موضوع پرداخت و ابعاد مختلف اين موضوع توسط حاضرين در اين نشست مورد بحث و بررسي قرار گرفت. متن حاضر جمع‎بندي مباحث نشست مي‎باشد. پوتين و روند احياي روسيه فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و مشكلات ناشي از انتقال از نظام سوسياليستي به نظام ليبرالي، جايگاه و موقعيت بين‎المللي روسيه را از جايگاه ابرقدرتي به موقعيت قدرت‎هاي درجه دوم تنزل داد. در سراسر دهه 1990 روس‎ها آشفتگي‎هاي تكان دهنده‎اي را در عرصه‎هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي تجربه كردند. كاهش شديد درآمد ملي و توليد ناخالص داخلي (توليد داخلي روسيه طي دهه 90 به طور ميانگين سالانه 9 درصد كاهش يافت)، تشديد اختلافات سياسي، افزايش جرم و جنايت و گسترش تمايلات جدايي‎طلبانه در كنار كم توجهي به نيروهاي مسلح و سرويس‎هاي امنيتي كه منجر به از رده خارج شدن بخش قابل توجهي از تجهيزات نظامي روسيه به دليل فقدان بودجه كافي براي تعمير و نگهداري گرديد، تنها بخشي از فهرست طولاني دشواريهاي روسيه در دهه 90 به شمار مي‎آيد. ارتقاي پوتين به مقام نخست وزيري و سپس رياست جمهوري در آغاز قرن جديد بنا به دلايل مختلف نقطه عطفي در تاريخ جديد روسيه تلقي مي‎شود. دوران رياست جمهوري پوتين تاكنون در عرصه داخلي سه دستاورد مهم براي اين كشور به همراه داشته است: - نخست، بهبود شاخص‎هاي رشد اقتصادي كه بخشي از آن مرهون بازسازي زير ساخت‎هاي اقتصادي و بخشي ديگر مرهون افزايش قيمت جهاني نفت بوده است. - دوم، كاهش قدرت گروه‎هاي مافيايي و اليگارشي حاكم در اقتصاد روسيه كه در رأس آنها افرادي مانند برزوفسكي و بوزنسكي قرار داشتند (پوتين با كوتاه كردن دست افراد اخيرالذكر و مصادره اموال آنها و همچنين تقويت پليس مالياتي توانست ميزان خروج ارز از كشور را كه در دوران يلتسين به 50 ميليارد دلار در سال رسيده بود، به 20 ميليارد دلار كاهش دهد). سوم، تقويت انسجام داخلي از طريق تقسيم كشور به هفت بخش اداري و گماردن افراد مورد وثوق در اين مناطق (در حال حاضر پنج نفر از هفت فرماندار روسيه از اعضاي سابق سرويس‎هاي امنيتي هستند). علاوه بر موارد فوق، انجام اصلاحات اساسي در نيروهاي مسلح، كاهش اختلافات سياسي و تنزل سطح جنگ در چچن از حالت يك جنگ تمام عيار به عمليات‎هاي تروريستي پراكنده از ديگر موفقيت‎هاي پوتين در عرصه داخلي به شمار مي‎آيد. مهمترين وجه مشخصه سياست داخلي پوتين در سال‎هاي اخير كوشش براي بازيابي مجد و عظمت گذشته روسيه و بازگرداندن اين كشور به جمع كشورهاي با ثبات، قدرتمند و پيشرفته بوده است. برخلاف يلتسين كه دستيابي به اين هدف را از طريق كمك‎هاي خارجي دنبال مي‎كرد، به نظر مي‎رسد پوتين عمدتاً براستفاده از منابع داخلي در جهت سازماندهي مجدد عناصر اقتدار ملي تأكيد دارد. مرحله جديد در روابط روسيه و آمريكا فراز و نشيب سياست خارجي روسيه در قبال غرب به لحاظ تاريخي عمدتاً متأثر از دو عامل داخلي بوده است: 1- گرايش فكري نخبگان برسر قدرت؛ 2- سطح و ميزان اقتدار و توانايي‎هاي داخلي. هرگاه دو عامل فوق در روسيه در سطح متعادلي قرار داشته‎اند روابط روسيه و غرب نيز در سطح متعادل و معقولي دنبال شده است، اما عدم تعادل در يكي از دو عامل فوق و يا هر دو عامل اين روابط را به مرزهاي افراط و تفريط نزديك كرده است. در عرصه سياست خارجي، دهه 1990 در روسيه با غلبه جريان غرب‎گراي كوزيروف – يلتسين آغاز شد كه اميد زيادي به حمايت غرب – و به ويژه ايالات متحده آمريكا – در جهت تداوم اصلاحات در روسيه و بازسازي اقتصادي اين كشور داشت، اما برآورده نشدن انتظارات و به دنبال آن تشديد فشارهاي داخلي و تداوم كاهش رشد اقتصادي موجب شد كه اين جريان به سرعت جاي خود را به جريان معتدل‎تر و عملگراتر پريماكف – يلتسين كه اولي به داشتن گرايش‎هاي اوراسيايي شهرت داشت، بدهد. با اين حال، عدم قاطعيت پريماكف در برخورد با مشكلات حاكم بر اقتصاد روسيه، اين كشور را به نقطه تعادل در عناصر اقتدار ملي نرساند و در نهايت اين وظيفه به پوتين محول شد. موفقيت‎هاي پوتين در عرصه داخلي زمينه‎هاي مناسبي را براي بازي معقول‎تر و معتدل‎تر روسيه در سطح جهاني فراهم ساخت، اما وقوع حادثه 11 سپتامبر در مرحله اوج‎گيري اين فرآيند روس‎ها را پيش از آمادگي كامل در برابر يك انتخاب فوري‎تر و حساس قرار داد. موافقت روس‎ها با حضور نيروهاي آمريكايي در آسياي مركزي در جريان حمله آمريكا به افغانستان اگر چه در برخي تحليل‎ها به عنوان عقب‎نشيني روسيه در برابر آمريكا مورد تفسير قرار گرفت، اما در شرايط آن زمان شايد تنها حق انتخاب روس‎ها به شمار مي‎رفت. در شرايط پس از 11 سپتامبر و قدرت نمايي آمريكا در سطح جهاني، روس‎ها ابزار قابل توجهي براي جلوگيري از فرصت به دست آمده براي كشورهاي آسياي مركزي در جهت نزديكي به غرب نداشتند در حالي كه همسويي با آمريكا از چهار جهت مختلف مي‎توانست براي روس‎ها منافعي به همراه داشته باشد: - نخست اينكه سقوط طالبان در افغانستان يكي از منابع مهم تغذيه فكري و فيزيكي جدايي‎طلبان چچن را از ميان مي‎برد و روس‎ها را در مبارزه با گروه‎هاي چچني محق جلوه مي‎داد. - دوم اينكه روس‎ها به همكاري آمريكا در ساختار اقتصاد جهاني و در فرآيند رو به رشد توسعه اقتصادي خود نيازمند بودند و مخالفت با آمريكا ممكن بود بر اين روند تأثير منفي بگذارد. - سوم اينكه روس‎ها نگران كنار گذاشته شدن اين كشور در معادلات انرژي درياي خزر بودند. تا پيش از حوادث 11 سپتامبر معادلات انرژي در حوزه درياي خزر به گونه‎اي در حال پيشرفت بود كه نقش و اهميت روسيه را هر چه بيشتر كمرنگ مي‎ساخت. نزديكي‎هاي دو جانبه آمريكا با كشورهاي منطقه و تعيين مسير خطوط انتقال انرژي بدون در نظر گرفتن منافع روسيه، مقام‎هاي اين كشور را متقاعد ساخته بود كه بدون نظر مساعد آمريكا، ممكن است به يك كشور درجه دوم در معادلات انرژي منطقه تبديل شود. - و نهايتاً اينكه با توجه به جايگاه نفت در اقتصاد روسيه كه براساس آخرين اطلاعات حدود 40 درصد از صادرات روسيه و حدود 13 درصد از كل توليد ناخالص داخلي اين كشور را تشكيل مي‎داد، روس‎ها به دنبال ايفاي نقش جدي‎تري در بازار جهاني نفت بودند و در اين راه شديداً به حمايت‎هاي آمريكا و به ويژه سرمايه‎گذاري‎هاي غربي در صنايع نفت اين كشور نيازمند بودند. - با توجه به شرايط فوق، روسيه با پذيرش حضور نيروهاي آمريكايي‎ در آسياي مركزي اگر چه بخشي از اهميت خود را در سطح جهاني از دست داد اما در مقايسه با آنچه كه روس‎ها اميد به كسب آن داشتند و آنچه كه در صورت مخالفت نصيب آنها مي‎شد (آمريكايي‎ها در صورت نياز حتي بدون اجازه روس‎ها نيز به آسياي مركزي وارد مي‎شدند) به معامله پرضرري دست نزد. نتيجه اقدامات پوتين در عرصه داخلي و خارجي تاكنون عضويت كامل روسيه در جمع هشت كشور صنعتي جهان،‌ برقراري روابط متعادل ميان روسيه و ناتو از طريق تشكيل شوراي دائمي روسيه – ناتو و فراهم شدن زمينه‎هاي عضويت كامل روسيه در سازمان تجارت جهاني بوده است. به نظر مي‎رسد كه روس‎ها از اين طريق تاكنون تا حدود زيادي اعتبار جهاني خود را بازيافته‎اند. موضع روسيه در برابر بحران عراق و رفتار آمريكا پس از پايان جنگ با اين كشور كه حاكي از به رسميت شناختن موقعيت روسيه از سوي آمريكايي‎ها بود، نشان دهنده اين مسأله است كه روسيه بازي زيركانه‎اي را براي ارتقاي موقعيت جهاني خود دنبال مي‎كند. البته اين موضوع به هيچ وجه به معناي رقابت روسيه با آمريكا در موقعيت هژمونيك اين كشور نخواهد بود، روسيه رفتارهاي آمريكا را در دو حوزه متفاوت از يكديگر طبقه‎بندي مي‎كند: - نخست، رفتارهاي آمريكا به عنوان هژموني كه وظيفه حفظ امنيت جهاني و تداوم گردش اقتصاد جهاني سرمايه‎داري را بر عهده دارد؛ - دوم رفتارهاي آمريكا به عنوان يك واحد ملي و يك رقيب ديرينه براي روسيه. در حوزه نخست، استراتژي روسيه – حداقل تا آينده قابل پيش‎بيني – مبتني بر همكاري و همسويي است، اما در حوزه دوم، روس‎ها براساس معيار هزينه – فايده و متناسب با اهداف و منافع ملي خود تصميم‎گيري مي‎كنند. با اين حال، تفكيك ميان اين دو حوزه و تعيين موارد آن در سطح واقعي اغلب دشوار و تابع تفسيرها و استدلال‎هاي دو طرف مي‎باشد. مسأله ايران در سياست خارجي روسيه ايران و روسيه به لحاظ تاريخي تجربه‎هاي متنوعي از همكاري، رقابت، تعارض و حتي جنگ را پشت سرگذاشته‎اند. در شرايط جديد، به نظر مي‎رسد كه فضاي منطقه‎اي و بين‎المللي عرصه تازه‎اي را براي تعامل ميان دو كشور فراهم كرده است. ايران و روسيه، همانند روسيه و آمريكا در دو زمينه مجزاي از هم به تعامل با يكديگر ادامه مي‎دهند: 1- روابط مبتني بر الزامات ناشي از همسايگي؛ 2- روابط مبتني بر الزامات فرامنطقه‎اي. در عرصه همسايگي، ايران و روسيه در برابر وضعيت منحصر به فرد و پيچيده‎اي قرار دارند. در حالي كه الزامات منطقه‎اي دو كشور را ناگزير به تعامل گسترده با يكديگر مي‎سازد، انگيزه‎ها، اهداف وتمايلات دروني دو كشور نه آنقدر همسو هستند كه دو كشور را به سمت برقراري روابط نزديك و پايدار و احياناً تشكيل يك بلوك منطقه‎اي سوق دهد و نه آنقدر متفاوت و متعارض هستند كه فضاي منطقه‎اي را به عرصه رقابت ميان دو كشور تبديل سازد. در عرصه همسايگي، روابط ايران و روسيه در سه حوزه روابط دو جانبه، درياي خزر و آسياي مركزي و قفقاز دنبال مي‎شود. در حوزه درياي خزر، مسايل امنيتي براي روسيه بيش از موضوعات ديگر اهميت دارد. قراردادهاي 1921 و 1940 نيازهاي امنيتي روسيه را تأمين مي‎كرد و روس‎ها نيز به آن پايبند بودند اما با توجه به اصرار آذري‎ها و قزاق‎ها مبني بر تقسيم بستر دريا، روس‎ها پذيرفتند كه منابع درياي خزر در بستر آن تقسيم شود. مسأله مهم براي روسيه اين است كه با ناوگان‎هاي مختلف خود كه قدرتمندترين ناوگان نظامي درياي خزر مي‎باشد به تمامي نقاط اين دريا دسترسي داشته باشد، به همين دليل براي روس‎ها مسأله مشاع بودن سطح دريا اهميت دارد. سه كشور تركمنستان، آذربايجان و قزاقستان بر روي تعيين يك محدوده كشوري و يك محدوده انحصاري اقتصادي تا 40 مايل تأكيد دارند اما روس‎ها تمايل زيادي به اين امر ندارند. روس‎ها حداكثر ممكن است تا 15 مايل را بپذيرند زيرا كشتي‎هاي ماهيگيري آنها هم اكنون در نزديكي سواحل تركمنستان در حال صيد ماهي هستند. در حال حاضر، مهمترين فعاليت اقتصادي ايران در درياي خزر عمليات انتقال انرژي است كه از طرق مختلف به بيش از 50 هزار بشكه در روز مي‎رسد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اسناد ساواك در باره ملاقات فرح با ايت الله خوئي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۵۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

شهبانوي ايران در حالي كه آقاي خويي مريض بوده و خوابيده بوده است، بدون اطلاع قبلي با چند نفر مسلح عراقي ناگهان و غافلگير پيش آقاي خويي رفته اند و آيت الله خويي در مقام امر انجام شده قرار گرفته است و سخناني هم كه آيت الله خويي به شهبانوي ايران گفته است، كاملاً با گفته راديو مخالفت دارد. زيرا آيت الله خويي به ايران و ملت ايران اصلاً دعا نكرده و آنها را دعوت به همبستگي و سرمشق گرفتن از علي (ع) نموده و آن چه راديو مي گويد نكرده است. بلكه آيت الله خويي در اين ملاقات به سه موضوع اشاره كرده است:

نفوذ بهائيان در ايران

اشاره به حوادث اخير و كشتار دسته جمعي

اهانت به علما و زندان كردن و تبعيد كردن آنها.

ودرهرسه موضوع خيلي با تندي صحبت كرده است، درضمن اين ملاقات در كوفه انجام شده است نه در نجف. اين گزارش در نوع خود اولين بار است كه منتشر مي شود. البته گزارش مزبور بسيار مفصل تر است و لازم است تا در جزئيات آن بيشتر دقت شود.

 

 متن گزارش به روايت ساواك به اين شرح است:

موضوع: ديدار عليا حضرت شهبانو از آيت الله خوئي*

ملاقات عليا حضرت شهبانو با آقاي خوئي در نجف اشرف را مي‌توان از جهات متعددي به قرار زير مورد بحث قرار داد:

1- اين ملاقات تمام به اصطلاح مجاهدين روحاني و غير روحاني را بشدت بخشم درآورده و بحدي كه امروز (سه شنبه) مرتباً از بازار تهران به منزل آقاي عبد الله لطفي يگانه نماينده خوئي در تهران تلفن‌هاي شديد اللحني مي‌شده و در تمام اين تلفن‌ها آقاي خوئي مورد اهانت و ناسزا قرار مي‌گرفته است و در قم رهبران مجاهدين از قبيل رباني شيرازي و شيخ علي مشكيني و آقاي يزدي گرفتن شهريه خوئي را تحريم كرده و حتي گفته مي‌شود كه مشكيني در اين مورد اعلاميه‌اي نيز داده‌اند و از طرف ديگر بعضي از مقلدين خوئي از وي عدول كرده و به خميني رجوع كرده‌اند.

 ضمناً خشم مردم و مجاهدين تمام طرفداران خوئي و به ويژه نمايندگان ايشان را به وحشت انداخته و هيچ چاره‌اي فعلاً‌ جز اعتراف به خطا در خود نديده‌اند و لذا مي‌گويند اگر قضيه ملاقات مذكور راست باشد اين يك جنايتي به مبارزه روحانيون است كه خوئي مرتكب شده است، ولي ما مي‌دانيم كه اين قضيه دروغ است و از شما مجاهدين مي‌خواهيم اندكي صبر كنيد و زود قضاوت نكنيد تا ما قضيه را از نجف تحقيق نماييم.

2. آقاي فهري «داماد دستغيب شيرازي» نماينده خوئي در قم شب دوشنبه به تهران منزل لطفي مي‌رود و از آنجا با داماد خوئي آقاي جلال فقيه ايماني كه نماينده خوئي در اصفهان مي‌باشد تماس تلفني برقرار مي‌كند بهر حال با هم قرار مي‌گذارند كه در يك تماس تلفني با نجف قضيه را از خود خوئي بشنوند، ظاهراً با تمام سعي و كوشش تماس تلفني برقرار نمي‌شود ولي آقاي جلال مدعي [است] كه من بوسيله تلكس با خوئي تماس تلفني گرفتم و با او صحبت كردم.

ضمناً پس از آن كه فهري و لطفي در تهران و آقا جلال در اصفهان نمي‌توانند كاري از پيش برده و علاج قضيه را بنمايند با هم قرار مي‌گذارند كه شب سه شنبه به قم بيايند و آقا جلال و فهري وارد قم مي‌شوند، البته لطفي دائي فهري است و اين هردو با آقا جلال رقابت و مخالفت كامل دارند و شايد در غير موارد استثنائي با هم اجتماع نكنند و لذا شب سه شنبه هنوز موفق به ديدار هم نشده‌اند چون آقا جلال به منزل فهري نيامده است. به هر حال هر يك از نمايندگان خوئي جداگانه در اين مورد فعاليت مي‌كنند و با همه اختلافاتي كه دارند در يك مطلب ظاهراً با هم متفق شده‌اند و منشأ اين خبر نيز يكي خود آقا جلال است كه مدعي است با آقاي خوئي تماس گرفته و ديگري آقاي آصفي از كويت است كه با پسر آقاي خوئي به نام سيد جمال در نجف تماس گرفته است. نتيجه تماس اين دو نفر از اين قرار است:

شهبانوي ايران در حالي كه آقاي خوئي مريض بوده و خوابيده بوده است بدون اطلاع قبلي با چند تن مسلح عراقي ناگهان و غافلگير پيش آقاي خوئي رفته‌اند و خوئي در مقابل امر انجام شده قرار گرفته است و سخناني هم كه خوئي به شهبانوي ايران گفته است كاملاً با گفته راديو مخالفت دارد زيرا خوئي به ايران و ملت ايران اصلاً دعا نكرده و آنها را دعوت به همبستگي و سرمشق گرفتن از علي عليه السلام نموده و آنچه راديو مي‌گويد نكرده است بلكه خوئي در اين ملاقات به سه موضوع اشاره كرده است.

الف- نفوذ بهائيان در ايران.

ب - اشاره به حوادث اخير و كشتار دسته جمعي.

پ- اهانت به علماء و زندان كردن و تبعيد كردن آنها و در هر سه موضوع خيلي با تندي صحبت كرده است و در ضمن اين ملاقات در كوفه انجام شده است نه در نجف.

آصفي ضمن مذاكره خصوصي اظهار نموده با پسر خوئي سيد جمال كه صحبت مي‌كردم معلوم شد كه خوئي غافلگير شده است، در ضمن شخصي از كويت را به نجف فرستادم و نامه نيز به صورت استفتائيه بتوسط آن شخص به خوئي نوشتم و گفتم كه آقاي خوئي جواب تندي بر عليه ايران و اين كه ملاقات مجبوراً انجام گرفته در جواب نامه من بنويسد و من اين نامه و جواب را فوراً به ايران خواهم فرستاد و پخش مي‌شود و نيز فردا صبح به خوئي تلفن مي‌كنم و او را وادار مي‌نمايم كه با گلپايگاني تماس گرفته و قضيه را به او بگويد و من با سرعت هرچه تمامتر مشغول كار هستم، آصفي افزوده است ازمغرب تا كنون حدود بيست مورد تلفن از تهران و شهرستان ها راجع به اين قضيه به ما شده است.

نظريه شنبه: اظهار نظر مي‌شود طرفداران خوئي دو راه در پيش دارند كه مجبورند يكي از دو راه را انتخاب كنند:

الف- اينكه از طرف خوئي اعلاميه‌اي در اسرع وقت برسد كه در آن اعلاميه اين ملاقات را اجباري وانمود كرده و بر عليه ايران و حكومت نظامي و كشتار دسته جمعي نيز مطالبي نوشته شده باشد و اين اعلاميه نيز در اسرع وقت پخش و منتشر شود.

ب- اين كه خود خوئي به شريعتمداري و گلپايگاني تلفن كند و بگويد كه چنين اعلاميه‌اي كه متضمن تكذيب ملا قات اختياري باشد شما منتشر كرده و بنويسد كه مرا مجبور به اين ملاقات كرده‌اند، ضمناً اگر وجود اختلاف و نفاق بين علماء و آن هم اختلاف سليقه در مورد دولت ايران به نفع دولت ايران باشد بايد دولت با كوشش هر چه تمامتر در ابقاء اين اختلاف بكوشد و معلوم است كه اين مطلب اختلاف و نفاق عميقي بين اهل علم انداخته است بحدي كه منجر به زد و خورد و جبهه‌گيري فارس و ترك زبان شده است و شاهدش زد و خوردي است كه بين طرفداران خوئي و خميني در مدرسه حجتيه و مؤمنيه اتفاق افتاده است كه همين اختلاف و نفاق نيز مورد تنفر باصطلاح مجاهدين و خمينيسم‌ها مي‌باشد و تحريم گرفتن شهريه خوئي نيز مويد همين نفاق و اختلاف است و ظاهراً براي دولت اين كار آسان باشد، زيرا طرفداران خوئي هيچ راهي براي تحقيق اين قضيه جز با تماس تلفني ندارند و آقاي شريعتمداري و گلپايگاني نيز تا از خود خوئي قضيه را نشنوند و خاطر جمع نشوند اعلاميه‌اي نخواهند داد و از طرفي نيز عده‌اي از مجاهدين كه با خوئي مخالفند و غرض شخصي با او دارند كه اين ملاقات داد و از طرفي نيز عده‌اي از مجاهدين كه با خوئي مخالفند و غرض شخصي با او دارند كه اين ملاقات را اختياري جلوه داده و خوئي در نظر مردم سقوط كند دولت اگر بخواهد و صلاح ببيند كه اختلاف بين خوئيسم و خمينيسم بيفتد و ملاقات شهبانو را اختياري جلوه دهد بايد كارهاي زير را انجام دهد.

1. براي مدت محدودي ارتباطات تلفن بين ايران و كويت و عراق را فوري قطع نمايد كه به هيچ نحوي با نجف و كويت كسي نتواند تماس برقرار نمايد.

2. تمام مسافريني كه از كويت و عراق و از پاريس مي‌آيند كاملاً مورد تفتيش قرار دهد كه اعلاميه‌اي يا نواري با خود نياورند.

3. چنانچه معروف است تلويزيون در فيلم مربوطه ورود شهبانو به عراق ملاقات خوئي را نشان نداه است و فقط عكس آقاي خوئي بوده است و لذا اگر فيلمي ‌در اين باره موجود است نشان دهد و اگر فيلمي‌نيست در راديو بنحوي اشاره بكند كه ملاقات هيچوقت اجباري نمي‌شود و با قرار قبلي با خوئي بوده است. خلاصه اگر تا يك هفته طرفداران خوئي نتوانند كاري بكنند اين ماه بعيد نيست كه شهريه خوئي گرفته نشود، البته قرار بر اين بوده است كه 22 ذيحجه شهريه‌ها را بدهند ولي براي خاطر همين قضيه شهريه را تأخير مي‌اندازند تا بلكه اعلاميه‌اي از خوئي بيايد. و تأخير شهريه چون ماه محرم و تبليغ و مسافرت طلبه‌ها به ساير نقاط نزديك است بيش از يك هفته نمي‌تواند باشد. البته اين امكان نيز وجود دارد كه با سقوط خوئي مردم به خميني عدول بكنند و در نتيجه تقويت بشود اگر چه بعيد به نظر مي‌رسد.

نظريه سه شنبه – اجراي بند (1) نظريه شنبه از لحاظ سياست جهاني به مصلحت نمي‌باشد ليكن بندهاي (2) و (3) قابل بررسي و در عمل مواجه با مشكلاتي مي‌باشد. ضمناً اكثريت روحانيون مطلع ايمان دارند كه آيت الله خوئي در درجه‌اي از معلومات قرار دارد كه اكثريت روحانيون از شاگردان وي محسوب مي‌شوند و حتي آيات ثلاثه نيز افتخار مي‌نمايند كه مورد تاييد آيت الله خوئي باشند و جنجال اخيري كه در مورد ديدار شهبانو از آيت الله خوئي روي داده وسيله عده‌اي از طلاب تندرو طرح‌ريزي و پيگيري مي‌شود. لذا اصلح است آيت الله خوئي وسيله نمايندگانش در ايران از جمله آقاي لطفي در تهران، آقاي فهري در قم و ... مورد محبت قرار گيرد.

كياوش

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اعتراف اسراييل به نقض آتش بس توسط ارتش اسراييل

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۴۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

مركزاطلاعات جاسوسي و تروريسم (Intelligence & Terrorism Information Center) كه بخشي از يك ان.جي.اوي تندروي اسراييلي است، پنج شنبه ي گذشته گزارشي منتشر كرد درباره ي آتش‌بس شش ماهه. اين گزارش از اين جهت مهم است كه ظاهرا دولت اسراييل، پنج شنبه ي گذشته اين سند را بين خبرنگاران خارجي توزيع كرده است. طبق اين گزارش كه تهيه اش ماه گذشته به پايان رسيده، حماس در طول مدت آتش بس به توافقاتش عمل كرده و حتي يك راكت به سمت اسراييل شليك نكرده تا اينكه... خودتان اين بند را بخوانيد. آتش بس گاه و بيگاه به واسطه ي ارسال موشك و خمپاره نقض مي شد. اين موشك ها توسط سازمان هاي تروريستي و در برخي موارد از سر لجاجت و مخالفت با حماس پرتاب مي شد (مخصوصا توسط طرفداران فتح و القاعده). حماس مراقب بود كه آتش بس به هم نخورد ... [به اين ترتيب] بين 19 ژوين و چهار نوامبر، 20 راكت به سمت اسراييل شليك شد (كه سه تا از آنها داخل خود نوار غزه افتاد) و همين طور 18 خمپاره (كه 5 تا از آنها داخل خود نوار غزه افتاد).

گزارش از اين هم جلو تر مي رود و توضيح مي دهد كه چه اتفاقي باعث واكنش حماس و از سرگيري حملات موشكي به اسراييل شد. تاكيد از من است.

در چهار نوامبر. آي.دي.اف [ارتش اسراييل كه خودشان بهش مي گويند نيروي دفاعي اسراييل (Israel Defence Force)] عملياتي نظامي را نزديك به حصار مرزي و داخل خاك غزه انجام داد تا از يك عمليات آدم دزدي كه حماس نقشه ي آن را در سر داشت جلوگيري كند. حماس براي اين عمليات تونلي زير حصار حفر كرده بود. هفت نيروي تروريستي حماس در اين عمليات كشته شدند. در پاسخ، حماس و ديگر سازمان هاي تروريستي حملات گسترده ي موشكي عليه اسراييل را آغاز كردند. از آن زمان تا به حال، 191 موشك و 138 خمپاره ‍[به سمت اسراييل] شليك شده است.

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آيا آذربايجان نياز به مجموعه صنايع نظامي بزرگ دارد؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۴۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/


منبع :روزنامه روسي‌زبان اخو باكو      چهارشنبه      11/10/87

ايجاد صنايع نظامي درشرايطي كه آذربايجان دكترين نظامي خود را ندارد،چگونه ممكن است؟ در پاسخ به اين سئوال مهم ياور جمال اف وزيرصنايع دفاعي آذربايجان اعلام كرد : « دولت باكو در آينده نزديك شروع به توليد بمب هاي هوايي و گلوله‌ها براي تانك و توپخانه خواهد كرد . وي با اعلام اين كه با شركت آسلسان تركيه‌ نيز مذاكراتي انجام مي‌گيرد ، افزود : همزمان با آن ، براي به جريان انداختن توليد مشترك اسلحه پياده‌نظام ، تجهيزات و دوربين ها ديد درشب و تجهيزات الكتروني ، وارد كردن فن‌آوري هاي ويژه‌اي را ايجاب مي‌كند . 

وزير صنايع دفاعي اطلاع داد : آذربايجان در نظر دارد در سال 2009 شروع به توليد هواپيماهاي بدون خلبان خواهد كرد . به گفته وي ، در آينده در كشور ما هليكوپتر نيز توليد خواهد شد . ياور جمال اف خاطر نشان كرد : در حال حاضر در آذربايجان 444 قلم فرآورده نظامي توليد مي‌شود . در سال 2008 از بودجه دولت 141 ميليون منات براي توسعه مجموعه صنايع دفاعي اختصاص يافته است و در سال آينه 548 ميليون منات براي اين منظور اختصاص خواهد يافت .

ژنرال ولاديمير تيموشنكو سرلشكر نيروهاي پدافند هوايي و نماينده سابق مجلس ملي آذربايجان در اظهار نظر درباره طرح هاي وزارت صنايع دفاعي اين كشور گفت : من شك ندارم كه نياز به ايجاد مجموعه صنايع دفاعي چند رشته‌اي جهت توليد جنگ‌افزارها و مهمات و غيره در آذربايجان وجود ندارد . به عنوان مثال ، به اين دليل كه آذربايجان به تعداد ناچيز هليكوپتر نياز دارد ، به جريان انداختن بخش توليدي هليكوپتر در اين كشور امر معقولانه نمي‌باشد . ولي در عين حال ، نيرو‌هاي مسلح ما هميشه نياز به مهمات و موشك ها خواهند داشت . به نظر جان ميرزا ميرزايف رييس سابق آموزشگاه نيروي دريايي آذربايجان ، ايجاد چنين مجموعه صنايع نظامي در توسعه علم نظامي موثر مي‌داند . ولي او نيز بر اين عقيده است كه حين تهيه طرح هاي توليدات نظامي بايد ظرفيت هاي كشور و به ويژه نيازمندي آن به فرآورده‌هاي ياد شده مورد توجه قرار گيرد . وي در عين حال ، با تاكيد بر اين كه مجموعه صنايع نظامي هر كشوري بايد بر اساس مفاد دكترين نظامي آن كشور فعاليت كند ، سؤال مي‌كند كه بدون داشتن دكترين نظامي چگونه مي‌توان اين بخش را توسعه بخشيد ؟ كشور ما هنوز نظريه امنيت ملي و دكترين نظامي ندارد ، هنوز نمي‌دانيم كه كشور تهاجمي هستيم يا اين كه كشور تدافعي . 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

فرصتي براي درس گرفتن

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۴۸
مهدي
نظرات (0)

مردي در هنگام رانندگي، درست جلوي حياط يك تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيك بپردازد. هنگامي كه سرگرم اين كار بود، ماشين ديگري

به سرعت ازروي مهره هاي چرخ كه در كنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوي آب انداخت و آب مهره ها را برد. مرد حيران مانده بود

كه چكار كند. تصميم گرفت كه ماشينش را همانجارها كند و براي خريد مهره چرخ برود

 در اين حين، يكي از ديوانه ها كه از پشت نرده هاي حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر كدام
يك مهره بازكن و اين لاستيك را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسي

آن مرد اول توجهي به اين حرف نكرد ولي بعد كه با خودش فكر كرد ديد راست مي گويد و بهتر است همين كار را بكند. پس به راهنمايي او عمل كرد و
لاستيك زاپاس را بست

 

هنگامي كه خواست حركت كند رو به آن ديوانه كرد و گفت: «خيلي فكر جالب و هوشمندانه اي داشتي. پس چرا توي تيمارستان انداختنت؟


ديوانه لبخندي زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولي احمق كه نيستم




اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.