adsl چگونه كار مي‌كند؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۹
مهدي
نظرات (0)
● تجهيزات ADSL
فارغ از تجهيزات مخابراتي تكنولوژي‌هاي ‌‌DSL بطور ساده در يك نگاه مي‌توان گفت‌ ADSL از دو دستگاه خاص استفاده مي‌كند: يك دستگاه معروف به مودمهاي‌ DSL در محل مشتركين و دستگاه DSL Access Multiplexer (DSLAM) در محل شركت ارائه دهنده خدمات. ADSL مودمهاي ‌‌DSL كه با نام ATU-R نيز از آنها ياد‌مي‌شود، مسئوليت برقراري اتصال ميان كامپيوتر مشترك را با خط‌ DSL برعهده دارند. اين نوع از مودمها معمولا با‌ USB و يا پورت اترنت ‌‌۱۰base-T به كامپيوتر كاربر متصل مي‌شوند DSLAM . با جدا سازي باندهاي فركانسي ۴‌كيلوهرتزي از ديگر پهناي باند براي هر خط اتصالي ADSL امكان ارتباطات كاربران و اتصال به تجهيزات مجتمع پر‌سرعت را براي اينترنت در مراكز ارائه خدمات‌ADSL فراهم مي‌كند.
فركانس باند ‌‌‌۴kbps نيز به سمت سوئيچ‌هاي مخابراتي هدايت مي‌شود. به هر DSLAM صدها زوج‌سيم متصل مي‌شود كه درنهايت بسوي يك اتصال اينترنت با پهناي باند خيلي‌زياد هدايت مي‌شوند و تا وقتي اين پهناي‌باند‌اشباع نشده است، مشترك مي‌تواند به ‌صورت يكنواخت و با سرعت‌بالا از اينترنت استفاده كند. در سمت مشترك، گاهي نياز است كه از يك‌دستگاه فيلتر جداكننده بنام ‌‌Splitterنيزاستفاده شود تا ميان باند‌فركانسي صدا براي مكالمات تلفن با اطلاعات ‌ت ADSL داخل بوجود نيايد.


● ۲ ADSL گامي فراسوي اينترنت پر سرعت
فناوري ‌ADSL تحولي عظيم و يك نقطه‌عطف در صنعت ارتباطات راه‌دور و استفاده از شبكه جهاني اينترنت با استفاده از امكانات و زير ساختهاي موجود در كشورها و سازمانها است و امكان خدمات آنلايني همانند صوت و تصوير و ويدئو را فراهم مي‌كند. با اين‌وجود با نگاهي فناورانه‌تر به مزايا و معايب ‌‌ADSL، فاصله ميان سرعت عملي ارتباطات‌‌ADSL برروي كامپيوتر مشتركين و بحث محدوديت فاصله ميان مراكز‌ ADSL با مشترك دو مشكل پيش‌روي اين فناوري هستند. همچنين برخي پارامترهاي كيفيتي نيز هنوز در‌‌ADSL پوشش داده نشده بودند. به‌همين جهت در سال ‌‌۲۰۰۲‌ و ‌‌۲۰۰۳‌‌ استاندارهاي جديدي براي اين فناوري با نام ۲ ADSL و ‌‌+‌ADSL۲ تعريف شد. در يك نگاهي كلي ‌‌‌ADSL۲ امكان حركت بسمت سرعتهاي نجومي مانند ‌۲۴mbps را فراهم مي كند و‌‌+۲ ADSL بر مسافت موثر اين تكنولوژي تا مرز‌‌۶‌‌ كيلومتر مي‌افزايد. اين همه ماجرا نيست، امكان انتقال صوت و تصوير، افزايش بهره‌وري از پهناي‌باند و كاهش اتلاف باند‌فركانسي، تفكيك‌پذيري بهتر باند‌فركانسي مكالمات تلفني با باند ADSومديريت‌توان‌الكتريكي نيز از مهمترين دستاوردهاي فناوري‌هاي جديد‌ADSL هستند.
Reach ADSL۲ ديگر استاندارد جديد‌ADSL است كه باز برخي كمبودهاي استانداردهاي قبلي را كامل نموده است. آنچه گفتني است تطبيق و سازگاري كامل اين نوع از استانداردها با مودمهاي از نوع ‌ADSL است. لذا براي بهره‌گيري از اين فناوري‌ها نيازي به تعويض مودم و تجهيزات‌‌ADSL نيست.
 

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پيشرفت‌هاي مهم جهان پزشكي در سال 2009

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۸
مهدي
نظرات (0)

۲- واكسن ايدز: سال‌هاي سال، پژوهشگران در زمينه ساخت واكسن ايدز، با شكست مواجه مي‌شدند. اما در ماه سپتامبر امسال، براي نخستين بار، در جريان يك كارآزمايي ۱۰۵ ميليون دلاري، واكسني كه حاصل تركيب دو واكسن قديمي ايدز بود، تأثير پيشگيريانه معني‌داري نشان داد. اين واكسن روي ۱۶ هزار داوطلب آزمايش شد و معلوم شد كه كارايي ۳۱ درصدي در پيشگيري از ايدز دارد.
البته در مقام مقايسه، شيوه پيشگيري ارزاني مثل كاندوم، اگر توأم با ميزان پيشگيري بيشتري نسبت به واكسن جديد نباشد، دست‌كم پيشگيري كمتري دربر ندارد. به علاوه، منتقدان مي‌گويند كه اكثر داوطلباني كه اين واكسن روي آنها آزمايش شده است، افرادي با احتمال ابتلاي پايين بودند و افراد با خطر بالاي ابتلا مثل معتادان تزريقي را شامل نمي‌شدند.
اما به هر حال، اين واكسن، نخستين واكسن ايدزي است كه اين ميزان موفقيت داشته است.

۳- برداشته شدن قوانين محدودكننده پژوهش روي سلول‌هاي بنيادي: به مدت ۸ سال، پژوهش روي سلول‌هاي بنيادي با قوانين محدودكننده دست و پنجه نرم مي‌كرد، قوانيني كه در زمان جورج بوش وضع شده بودند. اما در نهم مارس سال ميلادي جاري، باراك اوباما ممنوعيت سرمايه‌گذاري دولت فدرال در زمينه سلول‌هاي بنيادي را لغو كرد. البته هنوز بر اساس يك قانون كنگره، دانشمندان نمي‌توانند با هزينه دولت، آزمايشگاه‌هاي «جديدي» درست كنند كه محصول آنها بافت‌هاي بدن انسان باشد، اما دست كم با لغو قانون قبلي دانشمندان مي‌توانند از آزمايشگاه «قبلي» با هزينه دولتي براي پژوهش‌هاي خود استفاده كنند.
همه آزمايشگاه‌ها بايد از لحاظ رعايت رعايت موازين اخلاقي و اصول علمي، مجوز بنياد ملي سلامت را دريافت كنند.

۴- واكسن H1N1: دنيا، امسال با همه‌گيري آنفلوآنزاي H1N1 مواجه بود و اين در شرايطي بود كه اين بيماري درمان مؤثري هم نداشت. خوشبختانه واكسن H1N1 امسال ساخته شد، واكسني كه با يك بار تزريق، اثربخشي دارد. اما مشكل عمده پيش رو، كم بودن ميزان توليد اين واكسن در مقايسه با كساني بود كه مي‌بايست واكسن مي‌زدند. بچه‌هاي كوچك، زنان حامله، كاركنان بهداشتي، والدين شيرخواران كوچكتر از ۶ ماه و كساني كه بيماري‌هاي زمينه‌اي مثل آسم و ديابت دارند، مورد علمي تزريق واكسن H1N1 را دارند.

۵- موش ساخته شده از سلول بنيادي: در ماه جولاي، دانشمندان چيني موفق شدند، با استفاده از سلول‌هاي بنيادي چندظرفيتي، يا سلول‌هاي iPS، يك موش ايجاد كنند. آنها اين سلول‌هاي بالغ را با القاي ۴ ژن، برنامه‌ريزي مجدد كردند، سلول‌هاي دوباره‌برنامه‌ريزي شده، سپس به موش تبديل شدند. چنين پيشرفتي مي‌تواند در درمان بيماري‌هاي انسان، به كار آيد.

۶- غربالگري سرطان پروستات: غربالگري كردن يا غربالگري نكردن؟ وقتي صحبت از سرطان مي‌شود، پزشكان، تشخيص زودهنگام را بهترين دفاع مي‌دانند. اما وقتي صحبت از سرطان پروستات مي‌شود، موضوع اندكي متفاوت مي‌شود، چرا كه اين سرطان در بيشتر موارد بسيار آهسته، پيشرفت مي‌كند و نيازي به درمان شديد هم ندارد. در ماه مارس، بنياد ملي سرطان، نتايج يك تحقيق ۱۰ ساله را منتشر كرد كه نشان مي‌داد، غربالگري، كمكي به كاهش مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات نمي‌كند.
در اين تحقيق ۷۶ هزار داوطلب مرد شركت كردند. نيمي از آنها تصميم گرفتند كه به طور دوره‌اي مورد آزمايشات غربالگري قرار بگيرند و نيم ديگر تصميم گرفتند كه هيچ آزمايش غربالگري پروستات را انجام ندهند. غربالگري سرطان پروستات از طريق آزمايش انگشتي يا آزمايش سطح پروتئين خاصي در خون موسوم به آنتي‌ژن مخصوص پروستات يا
PSA
انجام مي‌شود.
در نهايت، ۵۰ نفر از دسته‌اي كه غربالگري كرده بودند و۴۴ نفر از دسته‌اي كه غربالگري نكرده بودند، به خاطر ابتلا به سرطان پروستات فوت كردند، به عبارت ديگر، غربالگري  و تشخيص زودهنگام سرطان پروستات، تأثيري در كاهش موارد مرگ و مير نداشت!
بر اساس اين پژوهش و توصيه‌هاي سرويس‌هاي پيشگيري از بيماري آمريكا، شواهد كافي براي ارزيابي برآيند سود و زيان انجام غربالگري سرطان پروستات در مردان با سن كمتر از ۷۵ سال وجود ندارد. اما در مرداني كه بيش از ۷۵ سال سن دارند، توصيه مي‌شود كه اين آزمايشات انجام شوند.

۷- تحقيق جديد در مورد اوتيسم: بعضي، واكسن‌ها را مسبب ايجاد اوتيسم مي‌دانند، بعضي‌ها هم جيوه را. اما واقعيت اين است كه هيچ كس دلايل اوتيسم و علت افزايش اخير موارد ابتلا به آن را نمي‌داند. بر طيق آمارهاي جديد كه در اكتبر منتشر شد، از هر ۱۰۰ كودك آمريكايي، يكي به طيفي از اختلال اوتيسم، مبتلا است، در صورتي كه آمار قبلي ميزان ابتلا را يك نفر از هر ۱۵۰ نفر نشان مي‌داد.  علت اصلي چنين افزايش موارد بيماري، مشخص نيست، اما دانشمندان امسال يك كليد محتمل ژنتيكي پيدا كردند: تغيرات خاصي در قسمتي از كروموزوم ۵ مي‌توانند نقش عمده‌اي در ابتلا به اوتيسم در ۱۵ درصد موارد بيماري داشته باشند. براي رسيدن به اين كشف علمي، نحقيقاتي روي بانك DNA بيش از ۲ هزار خانواده مبتلا به اوتيسم انجام شد.

۸- داروي جديد استئوپورز (پوكي استخوان): كند كردن روند پوكي استخوان يا استئوپورز، بهترين شيوه براي پيشگيري از شكستگي لگن و مهره‌هاست، مشكل پزشكي كه در صدر مشكلات پزشكي سالمندان قرار دارد. داروهاي فعلي با متوقف كردن تأثير سلول‌هاي تخريب‌كننده استخوان -كه ميزانشان با زياد شدن سن، افزايش مي‌يابد- تأثير خود را اعمال مي‌كنند. ولي تركيب دارويي جديدي كه در حال بررسي توسط سازمان غدا و داروي آمريكا FDA، ايجاد اين سلول‌هاي تخريب‌كننده و نه عملكرد آنها را، هدف قرار مي‌دهد.
بر اساس نتايج دو تحقيق كه در ماه آگوست منتشر شد، داروي آزمايشي denosumab، ميزان موارد شكستگي را در زمان پس از سن يائسگي و مردان مبتلا به سرطان پروستات، كاهش مي‌دهد. اين دو گروه در بيشترين خطر شكستگي استخوان هستند.
البته هنوز معلوم نيست كه اين دارو در مقايسه با داروهاي مجدد اثربخش‌تر است يا نه.

۹- ژن‌هاي جديد مربوط به آلزايمر: وقتي صحبت از بيماري پيچيده‌اي چون آلزايمر مي‌شود، بديهي به نظر مي‌رسد كه هر چقدر بيشتر موفق به كشف دلايل مرتبط با بيماري شويم، احتمال پيدا كردن راهي براي درمان يا به تأخير انداختن بيماري بيشتر مي‌شود. در ماه سپتامبر، دانشمندان گروه جديدي از ژن‌هاي مرتبط با اين بيماري زوال‌دهنده حافظه را پيدا كردند.
آنها در مجموع ۳ ژن جديد پيدا كردند. ۲ ژن نخست در ايجاد پلاك‌هاي ساخته شده از نوعي پروتئين به نام آميلوئيد كه در مغز اين بيماران ساخته مي‌شود، تعامل دارند. اين پلاك‌ها در نهايت منجر به مرگ سلو‌ل‌هاي عصبي و اختلالات شناختي مي‌شوند. ژن سوم محل اتصال سلول‌هاي عصبي را هدف قرار مي‌دهد، يعني محلي را كه واسطه‌هاي شيميايي عصبي مختلف موجب انتقال پيام‌ها مي‌شوند.
دانشمندان اميدوارند با شناسايي بيشتر ژن‌هاي مرتبط با آلزايمر، راهي بر پيدا كردن درمان‌هاي مؤثرتر بيماري بيايند.

۱۰- چربي قهوه‌اي در افراد بالغ: پيدا كردن شيوه‌هاي جديد لاغري، دغدغه بسياري از مردم و دانشمندان است.
چربي قهوه‌اي، نوعي از چربي است كه در بدن نوزادان به وفور پيدا مي‌شود. در سلول‌هاي بافت چربي قوه‌اي، ميتوكندري‌هاي تيره‌رنگي قرار داند كه خصوصياتشان تبديل قند به گرما است. در مقابل سلول‌هاي بافت چربي سفيد، چين توانايي‌اي در تبديل انرژي به گرما ندارند.
متأسفانه با افزايش سن، چربي قوه‌اي رو به زوال مي‌نهد و چربي سفيد جانشين آن مي‌شود. نتيجه چنين چيزي، انباشته شدن بيشتر چربي و تبديل شدن كم كالري به گرماست.
اما بر اساس پژوهش دانشمندان سوئدي كه در مجله پزشكي معتبر New England Journal of Medicine در ماه آوريل به چاپ رسيد و بر طبق دو تحقيق ديگر، بالغين بيشتر از چيزي كه قبلا تصور مي‌شد، چربي قهوه‌اي دارند، اين چربي بيشتر در جلو عقب گردن تمركز دارد. همچنين مشخص شد كه افراد لاغراندام، چربي قوه‌اي بيشتري نسبت به افراد چاق دارند.
آيا چنين كشفي منجر به پيدا شدن راه جديد براي لاغري مي‌شود؟
 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

همه چيز درباره رابطه مادر و دختري!

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۸
مهدي
نظرات (0)
2. رابطه خواهرانه:
باوجود رابطه دوستانه، رقابت بين آنها وجود دارد.
نكته مثبت اين رابطه: شما آشكارا همديگر را دوست داريد زيرا شما مي خواهيد شبيه همديگر باشيد و عليرغم تفاوت سني تان، همديگر را خوب درك مي كنيد.

چه چيزي چالش برانگيز است:حس رقابت.
سالتز مي گويد: هميشه حس رقابت در خانواده ها وجود دارد اما ما اين موضوع را بروز نمي دهيم. دقيقا چنين چيزي زماني اتفاق مي افتد كه نقشها خواهرانه و محو مي شود. درها براي دختران باز مي شود همانطور كه آنها درها را روي مادرانشان مي بندند. اين موضوع باعث تنفر و دعوا مي شود. همچنين دخترها اغلب خودشان را با مادرانشان مقايسه مي كنند. آنها ممكن است اينگونه تصور كنند كه مادر من باهوش تر و موفق تر از من است.

بهبود بخشيدن به اين ارتباط:
براي اينكه هرگونه حس رقابتي را از بين ببريم، تانن پيشنهاد مي كند كه آنچه كه رقيبمان احساس مي كند را درك كنيم و رقابت جو نباشيم. اگر اوضاع وخيم شد، جدا بودن از هم به هر دو كمك مي كند تا آنچه را كه از ديگري نياز داريم يا حتي نياز نداريم را تشخيص دهيم. درمورد آن صحبت كنيد و اين بار با عبارات جديد شروع كنيد.


3. شخصيت هاي مخالف:
مادر شخصيتي سرسخت، مستبد و مخالف دارد و شما اينطور نيستيد. ممكن است تصور كنيد كه شما با مادرتان ژن يكسان داريد اما اين درحالي است كه شباهت هايي وجود داشته باشد.

نكته مثبت اين رابطه:
مخالفتهاي مكرر شما با مادرتان زيبا نيست اما همه دعوا و منازعه هاي شما يك هدف خاصي را دنبال مي كند. لي شاركي استاديار مطالعات زنان در دانشگاه مين مي گويد: تصور ما از مادران يك شخص حساس و كسي كه تربيت بچه ها را به عهده دارد مي باشد اما اين درست نيست. مادر صرفاً مسئول پخت و پز غذا براي بچه ها نيست بلكه او براي حفظ سلامتي بچه ها تلاش مي كند.

چرا اين ارتباط چالش برانگيز است:
دعوا كردن با مادرها درمورد چيزهايي شبيه دوست پسر، قد موها، يا جتي سلامت مادرها براي خانم ها گيج كننده است. تانن مي گويد: هر كدام از طرفين احساس بي قدرتي مي كنند. مادرها احساس مي كنند كه ناديده گرفته شده اند و سر به سر دخترها مي گذارند. دخترها هم اذيت مي كنند و حالت تدافعي به خودشان مي گيرند.

بهبود بخشيدن به اين ارتباط:
تانن مي گويد: مادرها قدرتشان را دست كم مي گيرند و برعكس قدرت دخترهايشان را دست بالا مي گيرند. دخترها مي توانند در گفتگوهايشان با اهميت قائل شدن براي مادرانشان به آنها كمك كنند. با تكرار اين جمله " همانطور كه شما گفتي..." مادرها تصور مي كنند كه حتي اگر نصيحت هاي آنها را ناديده مي گيريد حداقل به آن گوش مي دهيد.


4. تربيت كاملا برعكس:
نقشهايتان به دليل سن، سلامتي، وضعيت مالي يا فرهنگ با هم عوض مي شود. دخترها بيشتر آمادگي اين را دارند كه از مادرانشان مراقبت كنند.

نكته مثبت اين رابطه:
كارن فينگرمن استاديار دانشگاهي در هند با تخصص در زمينه مطالعات خانواده و فرزند مي گويد: هرچقدر سن مادر بالاتر مي رود حتي اگر مشكلات سلامتي اش رو به بهبود باشد، ما مي بينيم كه روابط مادر و دختر هم بهبود مي بخشد. دخترها احساس نياز مي كنند و مادرها عاشق دخترانشان مي شوند. هر دو طرفين نقش يكديگر را مي پذيرند.
چرا اين ارتباط چالش برانگيز است:
گذشتن از قدرت و صلاحيت كار سختي است. زماني كه دخترها با بلاتكليفي و هرگونه ابهامي مواجه شوند يا احساس نياز كنند، تنش ايجاد مي شود و مادرها فكر مي كنند كه نياز به كمك آنها نيست. اين مبحث در خانواده هاي نسل اول يا در خانواده هايي كه مادر و دختر در دو دوره و دو شرايط مختلف رشد كرده باشند به وجود مي آيد. دختر، مادرش را تشويق مي كند تا عواملي را كه باعث اين اختلاف شده اند را از بين ببرد و آنها را هدايت كند.
بهبود بخشيدن به اين ارتباط:
شركي پيشنهاد مي كند كه دخترها براي مادرانشان ارزش بيشتري قائل شوند همانطور كه مادران به دخترها قدرت و اختيار كمتري بايد بدهند. درمورد رسم و رسوم و فرهنگي كه بين هر دوتان مشترك است صحبت كنيد. اين عامل باعث مي شود كه دختر ها هويتشان را بهتر بشناسند و اهميت بيشتري براي مادرهايشان قائل شوند.
5. لازم و ملزوم يكديگر:
هيچ تصميمي بدون اجازه و تاييد ديگري گرفته نمي شود كه اين مورد هم خوب است و هم بد.
نكته مثبت اين رابطه:
براي دخترها، مطابقت و شباهت مساوي است با نزديكي. مادرها و دخترهايي كه لازم و ملزوم يكديگر هستند، شباهت ها و تفاوت هايشان را بررسي كنند. زماني كه همه چيزها موافق و سازگار است، همه چيز بر وفق مراد است و طرف مقابل را همان كسي كه هميشه مي توانيد روي آن حساب كنيد فرض مي كنيد.
چرا اين ارتباط چالش برانگيز است:
وقتي روي شباهت ها تاكيد مي شود، تشخيص دادن تفاوت ها كار مشكلي است. زماني كه نظرها با هم فرق دارد، سعي مي كنيد كه اجازه طرف مقابل را جلب كنيد. دختر مجبور است كه درك كند كه مادر مسئول همه چيز نيست. همچنين مادر هم بايستي متوجه شود موفقيت هاي دختر، موفقيت هاي او نيست و شكست هاي دختر شكست هاي او نيست.
بهبود بخشيدن به اين ارتباط:
سالتز مي گويد: اين ارتباط بسيار سخت است. زيرا ارتباط آنها از ترس رها شدن از يكديگر جلو مي رود. او پيشنهاد مي كند حد و مرزهايتان را كم كم درست كنيد. دخترها بايد بر نظر مادرانشان بسيار اهميت قائل شوند سپس تصميم قطعي به صورت مستقل گرفته شود. بنابراين بيشتر خانم ها سعي مي كنند مادران موافقي باشند. اين تنها كافي نيست به هرحال آنها شما را بيشتر دوست دارند.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چند روش سوزاندن چربي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۷
مهدي
نظرات (0)
*بهترين كار حذف كربوهيدرات از رژيم غذايي است.
كربوهيدرات كه بايد از مصرف آن پرهيز كنيد شامل پيتزا، شيريني جات، پاستا، نان هاي فانتزي، شكلات، چيپس و ... است.

* موادغذايي چربي سوز به غذاي روزانه خود اضافه كنيد.
اين نوع موادغذايي سوخت و ساز بدن را افزايش مي دهد و باعث سوختن چربي مي شود. مواد سرشار از پروتئين، بروكلي، چاي سبز، كلم، هويج، حبوب، گريپ فروت، هندوانه، سيب، فلفل قرمز، سير، زنجبيل و فرآورده هاي كم چرب لبني مصرف كنيد.

* ورزش باعث سوختن چربي دور شكم مي شود.
شنا، دويدن، پياده روي تند و استفاده از پله از جمله ورزش هايي است كه بايد در برنامه روزانه خود بگنجانيد.

* به جاي خوردن روزي ۳ وعده غذايي بزرگ، ۵ يا ۶ وعده كوچك بخوريد و به جاي هله هوله از ميوه استفاده كنيد.

* ورزش وزنه برداري براي سوزاندن چربي اطراف شكم بسيار موثر است.

* دراز نشست، قايق راني و اسكيت نيز مي تواند مفيد باشد.‌

*‌چه‌در‌محل‌كار چه‌در‌منزل سعي كنيد فعال باشيد.

*در محل كار سعي كنيد بعد از ناهار براي پياده روي بيرون برويد و به جاي آسانسور از پله استفاده كنيد.

*روزي حدود ۸ ليوان آب بخوريد.

* ايروبيك بهترين روش كاهش چربي دور شكم است. اين نوع ورزش در كاهش استرس و تنظيم ميزان انسولين مفيد است.

* به هنگام تماشاي برنامه تلويزيوني به طور مرتب معده خود را منقبض كنيد، اين امر در سوخت چربي معده كمك مي كند.

* مصرف ميوه هايي مانند سيب و گيلاس سرشار از فيبرهاي حل شدني در كاهش چربي اطراف معده موثر است.

* سوزاندن چربي معده يك شبه انجام نمي شود و نياز به ورزش منظم دارد.

* از ورزش كردن دست برنداريد. با رعايت رژيم درست و ورزش منظم به مرور زمان با تغيير مواجه خواهيد شد.

* براي بالابردن سوخت و ساز بدن از ادويه هايي مانند زنجبيل، ميخك، گشنيز و خردل استفاده كنيد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شرط در نگه داري گوشت

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۷
مهدي
نظرات (0)
۱) اول بايد از سلامت ماده غذايي مطمئن شد زيرا بهترين تدابير نگهداري از گوشت نيز در مواردي كه خريد ما كيفيت نداشته باشد هيچ ارزشي ندارد. پس نيازهاي خود را از فروشگاه‌هاي بهداشتي و خوشنام تهيه كنيد و دقت كنيد كه زنجيره سرما در آنها رعايت شود يعني گوشت داخل يخچال بوده باشد. سعي كنيد گوشت را از نزديك‌ترين محل معتبر عرضه خريداري كنيد.

۲) اگر خريد شما بسته‌بندي‌شده و تميز است و قصد داريد ۲ تا ۴ روز بعد از خريد، آن را مصرف كنيد، نيازي به تغيير بسته‌بندي نيست و مي‌توانيد آن را در همان شكل تا زمان مصرف در يخچال نگهداري كنيد. اگر گوشت را تميز، خرد و در كيسه‌هاي پلاستيكي بسته‌بندي كرده‌ايد تا ۲ روز مي‌توانيد آن را در يخچال (دماي زير ۲ درجه سانتي‌گراد) نگه داريد و البته به شرط بسته‌بندي در پاكت‌هاي آلومينيومي‌(فويل) يا كاغذ مومي‌ مي‌توانيد تا ۴ روز به اين روند ادامه دهيد. بسته‌بندي مناسب گوشت علاوه بر ممانعت از نشت آلودگي و نفوذ بوي گوشت در ساير مواد، موجب حفظ رطوبت مطلوب آن مي‌شود.

۳) فريز كردن و انجماد يك روش مناسب براي نگهداري طولاني مدت از گوشت است. هر چند كه مقادير جزيي از مواد مغذي مثل املاح، پروتئين‌ها و ويتامين‌هاي محلول در آب طي روند خارج كردن گوشت از حالت انجماد (ديفراست ) از بين مي‌روند اما گوشت عمده خواص فيزيكي مثل طعم، بو، بافت و ارزش غذايي‌اش را حفظ مي‌كند. دماي فريزر حدوداً بايد پايين‌تر (سردتر) از ۱۷- درجه سانتي گراد باشد. بسته‌بندي مناسب و مطمئن ضمن ممانعت از تبادلات هوا و رطوبت، گوشت را در مقابل فريزسوختگي ( خشكي بيش از حد سطح گوشت) محافظت مي‌كند.

۴) طولاني بودن زمان قرارگيري گوشت در معرض اكسيژن و نور موجب پديده‌اي بنام اكسيداسيون چربي‌ها در ساختمان گوشت مي‌شود كه يكي از عوامل ايجاد طعم نامطلوب در گوشت است. براي دوري از چنين مشكلاتي قبل از فريز اين محصولات، چربي‌هاي اضافي آن را تا حد ممكن پاك كرده و در استحكام و نفوذناپذيري بسته‌ها وسواس به خرج دهيد. حجم گوشت هر بسته بايد متناسب با مصرف يك يا در نهايت دو وعده غذايي باشد،به طوري كه مجبور نباشيد محتوي باقي مانده بسته را مجدداً فريز كنيد. محصولات فرآوري شده با ادويه و نمك را فقط به شكل وكيوم مي‌توان فريز كرد و گرنه در عرض چند روز طعم ترشيدگي پيدا مي‌كنند.

۵ ) غذاهاي گوشتي مانده را هرچه سريع‌تر به يخچال يا فريزر منتقل كنيد. اگر مقدار غذاي اضافي‌تان زياد است، آن را در ظرف‌هاي كوچك و كم‌عمق ريخته تا هرچه سريع‌تر سرد شوند.

۶ ) فريز كردن گوشت راه نسبتاً آسان و مطمئني براي نگهداري محصولات غذايي است اما بايد از صحت كار فريزر نيز اطلاع داشت. به اين منظور مي‌توان هر از چند گاهي با آزمايشي ساده به اين اطمينان رسيد. دماسنجي را بين بسته‌هاي داخل فريزر جاسازي كرده، ۵ تا ۸ ساعت بعد دماسنج را بيرون آورده و دما را بخوانيد. دقت داشته باشيد كه قبل از به كارگيري، دماسنج بايد دماي صفر را نشان بدهد.


● ۴ سوال متداول
ـ آيا فريز كردن گوشت، تمام ميكروب‌هاي آن را از بين مي‌برد؟
نه، ولي با سردسازي و انجماد مي‌توان از رشد و حيات معمولي ميكروب‌ها جلوگيري كرد.
ـ آيا مي‌توان گوشت خارج شده از فريزر را مجدداً منجمد كرد؟
اين كار مگر به شرط پخت توصيه نمي‌شود؛ زيرا كيفيت گوشت در هر بار انجماد و ذوب كاهش مي‌يابد. با علم به اين نكته كه بافت گوشت محتوي درصد بالايي آب است، انجماد موجب ايجاد كريستال‌هاي يخ در ساختار آن مي‌شود. اين كريستال‌ها به هنگام ذوب بسته گوشتي، فيبرهاي ساختماني گوشت را پاره كرده و موجب راه افتادن خونابه مي‌شوند. اگر فريز تكرار شود، ساختار گوشت بسيار خشك خواهد شد. همچنين تكرار عمل فريز مي‌تواند خطر آلودگي ميكروبي گوشت را افزايش دهد.
ـ بسته‌هاي وكيوم گوشت چه مزيتي دارند؟
بسته‌بندي وكيوم گوشت، زمان ماندگاري را افزايش مي‌دهد؛ زيرا با حذف هوا از محيط گوشت، رشد ميكروب‌ها متوقف مي‌شود. ممكن است اين نوع حفاظت، موجب ايجاد بوي مخصوصي در گوشت شود ولي اين خطري ندارد و در حين پخت و پز از بين خواهد رفت.
ـ اگر نگهداري در فريزر بيش از زمان توصيه شده باشد، چه اتفاقي مي‌افتد؟
زمان نگهداري محصولات گوشتي به شكل يخ زده، به علت مهار رشد ميكروبي، بالاست. اين زمان بيش از آنكه به سلامت غذا مربوط باشد، به كيفيت مورد نظر خانواده‌ها ارتباط پيدا مي‌كند. بعد از يك مدت زمان خاص علي‌رغم رعايت تمامي نكات، گوشت فريزشده شروع به خشك شدن مي‌كند و اين موضوع موجب از بين رفتن طعم مورد انتظار اين ماده غذايي خواهد شد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دايي، پروين، ساعي و رضازاده كجا عزاداري مي كنند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۶
مهدي
نظرات (0)
البته بهترين تكواندوكار دنيا، روزهاي عاشورا هم در همين مسجد نذري مي‌دهد؛ مسجد و هيئت عزاداري‌اي كه تا حالا خيلي چيزها از آن ديده؛ «هر وقت كارم گير كرده و مشكلي داشته‌ام، نذر اين هيئت كرده‌ام. خدا را شكر، امام حسين(ع) هميشه و هر وقت هر چه خواسته‌ام، به من داده».
براي همين هم هست كه عزاداري در مسجد ساجدين شهرري را با هيچ‌جا مقايسه نمي‌كند؛ «عزاداري ترك‌ها يك‌جور خاص است. نمي‌دانم چطور بگويم؛ خيلي ساده و بي‌ريا؛ هيچ علم و چلچراغ و هيچ زرق و برقي نيست. هيچ حاشيه‌اي در اين هيئت عزاداري نيست. عزاداران‌اش هم بيشتر آدم‌هاي مسن هستند. عاشقانه سينه مي‌زنند و گريه مي‌كنند. من از بچگي با پدرم به اين هيئت مي‌رفتم. يك‌جور مرور خاطرات هم هست ديگر. شور و حال و صفايي كه اين هيئت عزاداري به من مي دهد ، هيچ هيئتي ندارد. فقط بايد بياييد و ببينيد كه من چه مي‌گويم. نمي‌دانم، شايد هم به خاطر اينكه از بچگي تاسوعا و عاشوراهاي زيادي را در اين هيئت عزاداري كرده‌ام، اين‌قدر باتعصب از اينجا تعريف مي‌كنم ».

فرهاد كاظمي
«هر زمان كه كم آوردم/ تو به دادم رسيدي/ چه كمك‌ها كه نكردي/ چه بدي‌ها كه نديدي/ اين زندگي‌ام، آقا/ گر سخت و پر از درد است/ هر جا كه زمين خوردم/ زينب(س) كمكم كرده است». اين مصراع‌ها هميشه همراه فرهاد كاظمي سرمربي معروف فوتبال كشورمان ‌است و هرگاه دلش مي‌گيرد، آن را زير لب زمزمه مي‌كند. اين روزها اما هرگاه فرصتي به او دست بدهد، آن را پشت تريبون مي‌خواند زيرا فرهاد كاظمي‌متولي بزرگ‌ترين هيات عزاداري حسيني در محله جواديه تهران است كه البته قديمي‌ترين هيئت اين منطقه هم هست.
اما چرا حضرت زينب(س) ؟ فرهاد كاظمي‌ مي‌گويد: « اصلاً دوست ندارم بي‌احترامي‌كنم. همه ياراني كه در روز عاشورا حضور داشتند، برايم عزيز هستند اما چون حضرت زينب(س) يك زن بود و در ايام عاشورا سختي‌هاي زيادي كشيد، نام هيئت را حضرت زينب(س) گذاشتيم. او يك‌تنه با حرف‌هايش جلوي دشمنان ايستاد؛ براي همين ارادت خاصي به او دارم و فكر كردم اين‌طوري خيلي بهتر است».در حال حاضر، هيئت دو طبقه است كه طبقه اول مختص آقايان است و طبقه دوم، حسينيه بانوان به حساب مي‌آيد.
كاظمي‌ هدف از برگزاري هيئت عزاداري امام حسين(ع) را اين‌گونه بيان مي‌كند: «هدف اصلي ما جذب مردم و كشاندن آنها به اين مكان‌هاست. به نظر من، بايد در اين مجالس فرهنگ‌سازي شود و معتقدم فرهنگ‌سازي در عزاداري امام حسين(ع) خيلي مناسب است و جواب مي‌دهد. دقيقاً يادم است سال 57 تعداد نفراتي كه به اين هيئت مي‌آمدند، 58 نفر بود اما الان تعداد اعضاي هيئت ديگر قابل شمارش نيست؛ يعني هر ساله به تعداد ما اضافه مي‌شود و من از اين مسئله بسيار خوشحال هستم. اميدواريم بتوانيم همين روند را ادامه بدهيم».
اين هيئت تنها يك پرچم دارد كه ساليان سال است همراه آنهاست. اين پرچم، هيات حضرت زينب(س) را از بقيه هيات‌هاي اين منطقه جدا مي‌كند؛ البته نه فقط اين مسئله، كه نداشتن طبل و علامت هم باعث شده كه اين هيئت متمايز باشد از ديگر دسته‌جات. هيات حضرت زينب(س) بسيار پرطرفدار است و چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي در آنجا حضور پيدا مي‌كنند.
از بين بازيكنان و مربيان فوتبال حميد استيلي، عباس آقايي، سياوش اكبرپور و مهدي رحمتي در آن حضور دارند. غلامرضا محمدي، عباس جديدي، عليرضا دبير، عليرضا رضايي و... هم كشتي‌گيراني هستند كه به خاطر دوستي با فرهاد كاظمي‌ در هيئت حضرت زينب(س) عزاداري مي‌كنند و از بين بازيگران نيز بهمن مفيد، پژمان بازغي و... هستند؛ البته در سال‌هاي گذشته چهره‌هاي ديگري چون علي دايي در جواديه حضور پيدا كرده‌اند.
در هيئت حضرت زينب(س) كه فرهاد كاظمي ‌باني آن است و گاهي هم خودش نوحه‌خواني مي‌كند - در حالي كه اين هيئت مداح‌هاي معروف زيادي دارد - كريمي، هلالي و مجيد بني‌فاطمه نوحه‌خواني‌ مي‌كنند.


رضا زاده
حسين رضا زاده نيز حال و هواي خاصي براي عزاداري دارد. با اينكه قبل از المپيك سيدني، مدال جوانان جهان را گرفته بود ولي از آنجا بود كه شناخته شد؛ جايي كه وقتي مي‌خواست وزنه را بلند ‌كند ذكر «يا ابوالفضل»را فراموش نكرد.از همان‌جا بود كه قوي‌ترين مرد جهان شد با يك جمله معروف؛ جمله‌اي كه به قول خودش از بچگي با آن بزرگ شده بود. بعد از سيدني در تمام مصاحبه‌هايش از عشق و علاقه‌اش به آقايش گفت: «من عاشق آقايم – ابوالفضل – هستم.
وقتي اسم او را صدا مي‌كنم، حس مي‌كنم قدرتم بيشتر مي‌شود». براي همين اسم تنها پسرش را هم ابوالفضل گذاشته تا زير سايه نام او بزرگ شود. قوي‌ترين مرد جهان هر جاي دنيا كه باشد، تاسوعا و عاشورا خودش را به يك گوشه‌اي از خاك اردبيل مي‌رساند؛
روستايي كوچك در شمال غرب ايران به نام حيدرآباد. هرساله روزهاي تاسوعا و عاشورا مردم اين روستاي كوچك – كه در 40 كيلومتري اردبيل قرار دارد – منتظر پهلوان خود هستند؛ پهلواني كه همراه خانواده‌اش در اين روستا مراسم تعزيه و نذري روز تاسوعا و عاشورا را برگزار مي‌كند.
مراسم تعزيه روز عاشورا هرسال در ميدان روبه‌روي مسجد برگزار مي‌شود و حاج‌حسين در دل جماعت با عزاداران اشك مي‌ريزد و بعد از مراسم تعزيه و عزاداري هم همه مردم روستا ناهار ميهمان خانواده رضازاده هستند. خودش همه را به ناهار دعوت كرده و به سوي خانه حركت مي‌كند.

محمد دادكان
حاج مصطفي سال‌ها پيش ـ قبل از انقلاب ـ روزي كه از سفر كربلا برگشت، تصميم گرفت يك هيئت عزاداري امام حسين(ع) تاسيس كند. در واقع پدر محمد دادكان موسس هيئت محبان الزهرا است و باني آن به حساب مي‌آيد.
هيئت محبان الزهرا توي محله پامنار است و دسته عزاداري اين هيئت در بازار جزو بزرگ‌ترين و معروف‌ترين دسته‌هاي بازار محسوب مي‌شود؛ البته به همراه هيئت شهيد طيب حاج رضايي، عموي امير حاج‌رضايي كارشناس فوتبال. حاج مصطفي تا قبل از مرگ، هر ساله در اين ايام هيئت محبان الزهرا را برگزار مي‌كرد؛ هيئتي كه محمد دادكان ـ آخرين رئيس فدراسيون فوتبال ـ هم هميشه در آن حضور پيدا مي‌كرد؛ البته قبل از انقلاب تعداد شركت‌كنندگان خيلي نبود؛ اين موضوع را يكي از دوستان نزديك دادكان يادآور مي‌شود.
اين فرد مي‌گويد: «يادم است كه پدر دادكان حافظه خوبي داشت و قبل از اينكه وارد حسينيه شود، متوجه مي‌شد كه چه كساني در آنجا حضور دارند و چه كساني نيامده‌اند. فقط كافي بود حاج مصطفي نگاهي به كفش‌ها بيندازد تا از كفش شركت‌كننده‌ها همه چيز را بفهمد. اما بعدها تعداد جمعيت بيشتر شد و در حال حاضر، جمعيت زيادي در هيات عزاداري مي‌كنند».


علي پروين
علي پروين از خودش هيئت عزاداري ندارد؛ يعني او مؤسس يا باني هيئتي نيست. با وجود اين پروين در اين ايام خرج زيادي مي‌دهد. او در عزاي حسيني، هر شب لواسان را به سمت طرشت طي مي‌كند تا بتواند در هيئت محبان مهدي(عج) حاضر شود.
هيئت محبان مهدي(عج) زيرنظر مهدي عرب ـ يكي از دوستان نزديك پروين ـ اداره مي‌شود. ايده تاسيس اين هيئت زماني به ذهن او رسيد و هنگامي‌كه با استقبال پروين روبه‌رو شد، دست روي دست نگذاشت. حالا پروين با حضور در اين هيئت جمع زيادي از طرفداران‌اش را هم به طرشت مي‌كشد.
هواداران و البته در مواقعي بعضي بازيكنان نزديك به وي در هيئت شهداي طرشت عزاداري مي‌كنند؛ بازيكناني مثل علي انصاريان و بهروز رهبري‌فرد و البته قديمي‌هاي فوتبال ايران. تا همين دو سال گذشته حميد شيرزادگان هم در هيئت عزاداري محبان مهدي(عج) شركت مي‌كرد؛ كسي كه امسال ديگر دربين آنها ديده نمي‌شود.
حسين كلاني و همايون بهزادي از ديگر قديمي‌هاي پرسپوليس هستند كه در هيئت محبان مهدي(عج) حضور پيدا مي‌كنند.
يكي از برنامه‌هاي اين هيئت، دعوت از هيئت‌هاي ديگر تهران است؛ به اين ترتيب كه دسته‌ها در هيئت محبان مهدي(عج) حضور مي‌يابند و مراسم سينه‌زني شروع مي‌شود. بعد از اين مراسم، با كمك‌ مالي پروين شام مي‌دهند. هيئت محبان مهدي(عج) البته 4، 3 روز قبل از شروع ماه محرم تشكيل مي‌شود و تا روز بعد از عاشورا ادامه دارد.
پروين فقط در يك حالت به اين هيئت نمي‌رود و آن زماني است كه در خانه‌اش خرج مي‌‌دهد. سرمربي سابق پرسپوليس وقتي به لواسان نقل مكان كرد، در زيرزمين خانه‌اش حسينيه‌اي ساخت؛ به همين دليل، گاهي هيات محبان مهدي(عج) به حسينيه لواسان مي‌رود و پروين در آنجا خرج مي‌دهد.
شخص پروين به مداحي‌هاي اين روزها علاقه زيادي دارد و مداحي‌هاي حاج منصور ارضي را مي‌پسندد؛ همين‌طور مداحي‌هاي علي انساني. در حسينيه پروين همه نوارهاي‌ اين دو مداح موجود است و از بلندگوهاي حسينيه پخش مي‌شود. گفته مي‌شود پروين در ماه محرم بيشتر از ماه رمضان نذر و نياز مي‌كند؛ كسي كه بسياري از نذر‌هايش را به خواسته مادرش و وصيت او انجام مي‌دهد.


غلامحسين پيرواني
اين احتمال هست كه وقتي بازيكنان در زمين و در حال تمرين هستند، غلامحسين پيرواني در كنار زمين زير لب نوحه بخواند و يا در اردوي تيم مقاومت سپاسي يا در رختكن براي بازيكنان مداحي كند.
علاقه پيرواني به مداحي به سال‌ها پيش برمي‌گردد؛ به زماني كه خيلي كوچك بود. وي در يك خانواده مذهبي به دنيا آمده است و همين موضوع باعث شده كه پيرواني هم از همان دوران با عزاداري در ايام ماه محرم آشنا شود.
خودش مي‌گويد: « قبل از انقلاب نيز پدرم در ايام محرم و صفر و فاطميه هيئت مي‌گرفت؛ براي همين، من هم راه پدرم را ادامه دادم.» حالا وي مداح هيات امام حسن مجتبي(ع) است. علي ـ پسر پيرواني ـ معتقد است كه صداي پدرش خوب است و مناسب نوحه‌خواني در ايام عزاي حسيني.
سرمربي مقاومت سپاسي اما چنين عقيده‌اي ندارد. پيرواني مي‌گويد: «نه زياد خوب است و نه زياد بد. از بچگي به ائمه عشق و علاقه داريم و پدرم وصيت كرده كه اين راه را ادامه دهيم».
وي البته همه‌كاره هيئت امام حسن مجتبي(ع) هم به حساب مي‌آيد؛ يعني جدا از اينكه در ماه محرم براي اين هيئت مداحي مي‌كند، يكي از بانيان آن هم هست.علي پيرواني در اين‌باره مي‌گويد: «پدرم خيلي مذهبي است و هميشه براي حضور در اين‌جور مراسم بي‌تابي مي‌كند. ارادت خاصي هم نسبت به ائمه و امام حسين(ع) دارد.»
غلامحسين پيرواني مي‌گويد: «اين روزها حس عجيبي دارد؛ به‌خصوص 10 روز اول ماه محرم. اميدواريم در اين روزها ائمه هم از ما راضي باشند». يكي از عادت‌هاي پيرواني در مراسم عزاداري امام حسين(ع) اين است كه از دعا دست برنمي‌دارد و سعي مي‌كند براي همه دعا كند. خيلي‌ها بر اين باورند كه اعتقاد و تعصب غلامحسين پيرواني به ائمه اطهار و به‌خصوص امام حسين(ع) روي بازيكنان‌اش هم هميشه تاثير مثبت گذاشته است.


امير قلعه‌نويي
اگر امير قلعه‌نويي در تهران باشد، هر 10 شب ايام سوگواري امام حسين(ع) را در محله نازي‌آباد مي‌گذراند؛ در هيئت سيدالشهدا در ميدان انصاري كه سال‌ها پيش توسط او و چند تن از دوستان‌اش تاسيس شد.
در واقع سرمربي تيم ملي در جام ملت‌هاي آسيا، يكي از بنيانگذاران اين هيئت است؛ البته تاسيس هيئت سيد‌الشهدا به سال‌ها پيش بازمي‌گردد؛ به زماني كه قلعه‌نويي جوان بود و هنوز در نازي‌آباد زندگي مي‌كرد؛ «با چند تا از دوستان‌ام توي محله پايين (نازي‌آباد) به اين نتيجه رسيديم كه بهتر است يك هيئت براي عزاداري امام حسين(ع) برپا كنيم. حالا نمي‌خواهم بگويم كه من پيشنهاد اوليه را دادم اما به هر حال، هم يكي از بانيان هيئت سيدالشهدا بودم».
هيئت سيدالشهدا حالا يكي از قديمي‌ترين هيئت‌هاي منطقه نازي‌آباد به حساب مي‌آيد و امير قلعه‌نويي با اينكه سال‌هاست به شمال‌شهر نقل مكان كرده، اما هنوز هم در دهه سوگواري اهل‌بيت امام حسين(ع) در هيئت سيدالشهدا اين ايام را مي‌گذراند.
قلعه‌نويي در اين باره مي‌گويد: «هميشه سعي مي‌كنم كه بتوانم در محله پايين‌مان باشم چون نسبت به هيئت سيدالشهدا تعصب دارم و دوست دارم همچنان پابرجا بماند. با همه اينها، سعي مي‌كنم طوري برنامه‌ريزي كنم كه حداقل روزهاي اصلي را در محله پايين باشم».
به گفته نزديكان قلعه‌نويي، اين مربي با كمك‌هاي مالي‌اش اين هيئت را حمايت مي‌كند؛ گرچه خودش تمايل چنداني ندارد كه در اين باره صحبت كند اما به گفته نزديكان‌اش او علاقه زيادي به عزاداري امام حسين(ع) دارد.
قلعه‌نويي چند سال پيش كه به عنوان سرمربي استقلال به اين باشگاه رفت، همزمان خانه‌اش را هم عوض كرد. در آن زمان وي دنبال خانه‌اي در جردن بود كه زيرزمين بزرگي داشته باشد. سرمربي سابق تيم ملي قرار بود زيرزمين خانه‌اش را به حسينيه تبديل كند تا در عزاي حسيني از آنجا هم براي برگزاري برخي مراسم‌ها استفاده كند. اين اتفاق افتاد و البته اين مربي كه 3 سال بعد با استقلال به قهرماني ليگ دست يافت، به منطقه پاسداران نقل مكان كرد.
قلعه‌نويي مي‌گويد: «البته من دهه اول ماه محرم معمولاً در محله پايين هستم اما بعضي مراسم‌ را در حسينيه برگزار مي‌كنم. مثلاً ما در اربعين حسيني برنامه داريم و اتفاقاً جمعيت زيادي هم در اين مراسم شركت مي‌كنند».


علي دايي
امسال سه سالي مي‌شود كه خبري از سليم موذن‌زاده نيست؛ بزرگ‌ترين مداح شهر اردبيل كه تا همين چند سال پيش در ماه محرم به تهران سفر مي‌كرد تا بتواند يكي دو شبي را در هيئت اردبيلي‌هاي مقيم تهران مداحي كند اما به دليل بيماري، سه سالي هست كه سري به چهارراه گلوبندك نمي‌زند؛ جايي كه اغلب اردبيلي‌هاي تهران جمع مي‌شوند تا دهه اول ماه محرم در عزاي امام حسين(ع) شركت كنند.
علي دايي (اسطوره فوتبال ايران) يكي از همين اردبيلي‌هاست. وي سال‌هاست كه در اين هيئت، عزاداري مي‌كند؛ هيات اردبيلي‌ها در گلوبندك و درست روبه‌روي حسينيه كربلايي‌ها.
در حال حاضر اين هيئت دو صحن دارد و حدود 600 تا 700 نفر جمعيت را دربرمي‌گيرد؛ البته به نظر مي‌رسد در سال‌هاي آينده مؤسسان هيئت اردبيلي‌ها گنجايش آن را بالا ببرند.
دايي شب هشتم ماه محرم در اين هيئت خرج مي‌دهد. دايي در مصاحبه‌هاي قبلي‌اش در مورد حضورش در عزاداري امام حسين(ع) گفته است: «ما از بچگي با ائمه بزرگ شديم و همه چيزمان اينها هستند. نمي‌خواهم شعار بدهم. من در خانواده‌اي بزرگ شده‌ام كه بابام عاشق بود و ما هميشه در اردبيل روزهاي عاشورا خرجي مي‌داديم».
او تا چند سال پيش ـ كه هنوز يكي از بازيكنان تيم ملي بود ـ سعي مي‌كرد ملي‌پوشان را به هيئت اردبيلي‌ها دعوت كند؛ مثل بازيكناني چون مهدي اميرآبادي. اين هيات البته عزاداري خاص خودش را دارد؛. به اين ترتيب كه هيئت اردبيلي‌ها علامت، طبل و زنجير ندارد. آنها به صورت دسته از هيئت بيرون نمي‌روند.
مراسم عزاداري اين هيئت به سينه‌زني در حسينيه خلاصه مي‌شود. علي دايي البته يك روز بعد از حضور در هيئت اردبيلي‌هاي مقيم تهران به اردبيل سفر مي‌كند تا در روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني در زادگاه‌اش باشد.
دايي علاقه عجيبي به عزاداري‌هاي ماه محرم در زادگاه‌اش دارد، به طوري كه هر سال، در روزهاي نهم و دهم محرم به اردبيل مي‌رود



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

براي منتظري كه فقط خلاصه خودش بود

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۵
مهدي
نظرات (0)
3 منتظري درويش خاكسار نبود اما به تمام معنا اهل تقواي ديني بود. زهد او زهدفروشي نبود. او حافظ دين خدا بود. زندگي اش ساده بود و از آلاف و اولوف دنيا مستغني. سياست براي او آنقدر ارزش داشت كه به وظيفه حفظ دين و حدود الله گمارده شود. بيش از آن براي سياست و مقام سياسي ارزشي قائل نبود. كسي نبود كه حفظ دماء مسلمين را سبك بگيرد به اين بهانه كه بايد نظام حفظ شود. اين دغدغه هميشگي او در باب زندانيان و محكومان به اعدام دغدغه اي ديني بود. مراعات سياسي هيچ كس را هم نكرد. شخصيت او بي ملاحظه بود. بي تعارف بود. بدون اينكه سنگدل و بيرحم و عنود باشد.

 
4 منتظري حاكمي ايده آل مي شد اگر به رهبري مي رسيد. نگاه او به حكومت نگاه دخالت حداقل بود. اين سم مهلك دخالت حداكثري كه حتي قانون را هم كف اختيارات حاكم مي شمارد و او را فراتر از قانون مي نشاند از ولي فقيه حاكم مطلقه اي مي ساخت كه او ديگر به آن به عنوان امري اسلامي و ايماني باور نداشت.

5 منتظري از يك باب ديگر هم حاكم ايده آل مي توانست باشد. او بسيار جلوتر از ايده هاي انقلاب بود كه تحت آموزه هاي ويرانگر چپ به قطب بندي جامعه گرايش داشت. هضم انديشه و عمل او در ان فضا بر بسياري دشوار مي امد. يك مثال شاخص آن رفتار او با اعضاي گروههاي سياسي در آن سالها بود.

 6 منتظري كه رئيس مجلس خبرگان قانون اساسي بود نظامي پي افكند كه قرار بود آسايش و امنيت و رفاه عمومي تحت لواي دين برقرار كند. استعدادها را بشكفد و زنان را محترم دارد و آزادي را پاسداري كند و دست ستم را كوتاه كند. نظامي كه قبرستان ها را آباد نكند و ميليونها نفر را به مهاجرت و تبعيد نفرستد. مساله اول براي او آبروي دين بود و عزت اسلام چنانكه يك فقيه مجاهد مي فهمد. او به اين معنا هرگز سياسي نبود. تصميم او هميشه تصميمي ديني بود و از اينكه خوب و بد كارها را به نفع سياسي بسنجد پرهيزي درستكارانه داشت. او وظيفه جمهوري اسلامي را خدمت به مردم اش تعريف مي كرد نه نگهداري نظام اسلامي  به هر قيمتي.

7 منتظري نماينده عالي اعراض از قدرت سياسي در كشوري بود كه همه مقامات اش تا دم مرگ به قدرت چسبيده اند. در كشوري كه هيچ مقام عالي بازنشسته نمي شود او عالي ترين مقام را به آساني رها كرد و تبعات اش را تحمل كرد. او به پيماني كه با مردم و با خداي خود داشت وفادار ماند و به نظامي كه به هيچ قانون و پيماني متعهد نماند و قانون را مسخره اهواي سياسي كرد و به هيچ قراري كه حتي خود نهاده بود وفا نكرد و گروهها گروه زنداني اسير را بي كمترين عدل و انصافي به جوخه دار و اعدام سپرد، پشت كرد.

8 منتظري به تنهايي شاخص و ميزاني شد براي نماياندن رياكاري حاكميتي كه دم از دين و حفظ حرمت مراجع مي زد. او با زندگي خود آستانه تحمل اين نظام مقدس را به آزمون گذاشت و درونه امنيتي-پليسي آن را سالها پيش از آنكه همگان از ان سخن بگويند آشكار كرد. او نشان داد كه نظام مقدس به هيچ امر مقدسي اعتقاد و پايبندي ندارد و هيچ امر عرفي را هم پاس نمي دارد و تنها امر مقدس برايش قدرت است و حفظ ايدئولوژي قدرت به هر قيمت كه باشد. منتظري تنها درد دين داشت و در بند هيچ ايدئولوژي نبود. فقه او در خدمت خدا و خلق خدا بود نه در خدمت توجيه قدرت و تمكين به اين و آن ابرقدرت.

9 منتظري ساده بود و دانشمند. نه عجب و تكبر علمايي داشت و نه خود را مركز جهان مي انگاشت و نه حاجب داشت و دور از دسترس نشسته بود. زماني دوستي كه هر دو نظام شاهي و انقلابي را ديده بود مي گفت كه ديدن واعظ طبسي از ديدن شاه سخت تر است. از اين مي توان قياس گرفت ديدار باقي را. يادداشت معصومه ناصري از ديدارش با منتظري اين را گواهي مي كند كه او چقدر عادي و خاكي بود. فيلمي هم كه عماد باقي با او ضبط كرده همين را بروشني نشان مي دهد. مرجع عاليقدري كه بزرگترين دشمن اش هم ناچار بزرگي او را تاييد مي كند آنقدر بي پيرايه است كه فرقي با يك پدربزرگ عامي ندارد. مي تواني با او از شوخي هايي كه در باره اش كرده اند هم حرف بزني. عكس هاي با ابهت نمي اندازد. عكسهاش بسادگي با عكسهاي يك روستايي آن سرزمين مطابقت دارد. لباس و ادا و اطوارش همان است. او روي زمين كار كرده است و گياهان خوشبو رويانده است و به خلق خدمت كرده اين نيز روي زمين و زمينه ديگري كار كرده است و گلهاي معطر پرورده است. به اين خاطر كه فقيه دين خدا ست هيچ حقي برتر از ديگران طلب نمي كند. هيچ ادعايي در باره خود ندارد. به قول قرآن روي زمين سبك قدم بر مي دارد. اين مرد بزرگوار دانشمند - كه مرا در افتادگي به ياد علامه طباطبايي مي اندازد- با سادگي اش نقيض حاكميتي مدعي است كه در عين كم سوادي و بي سوادي ادعاهاش گوش فلك را پر كرده است.


10 منتظري نماد هوش و زيركي هزاران هزار مردم ما ست. نماد استقامت حيرت آور ايشان. سرخوشي و بي ادعايي شان. و خداترسي شان. او رسواكننده روحانيون سنگدل و هزاركاره و قدرت پناه درباري ست. رسواگر نظامي كه دين را به گروگان گرفته است. فاشگوي بي ترس نادانيها و ندانمكاريها و امامزده سازي ها ست. او صف مقدم گروهي از روحانيون بود كه مي خواهند اگر بتوانند جمهوري اسلامي را به نظامي مردمي تبديل كنند كه در آن زور ميزان دين نباشد. مي توانند يا نه مساله من نيست. اما اينكه آنها با گفتار و رفتار خود نفي جمهوري اسلامي اند به-اين-ريخت كه هست بي گمان است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اميد، خود زندگيست

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۵
مهدي
نظرات (0)

گفته اند اسبي به بيماري گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بيفتاد . صاحب اسب او را رها كرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به اين روزگار پرنكبت بيفتاد و مرد گفت از آنجايي كه غمخواران نازنيني همچون شما نداشت و مجبور بود دائم براي من بار حمل كند .
يكي گفت براستي چنين است من هم مانند اسب تو شده ام . مردم به هيكل نحيف او نظري انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار مي كشيدم در كنارم بودند و امروز من هم مانند اسب اين مرد تنهايم و لحظه رفتنم را انتظار مي كشم .
مي گويند آن مرد نحيف هر روز كاسه ايي آب از لب جوي برداشته و براي اسب نحيف تر از خود مي برد . ودر كنار اسب مي نشست و راز دل مي گفت . چند روز كه گذشت اسب بر روي پاي ايستاد و همراه پيرمرد به بازار شد .
صاحب اسب و مردم متعجب شدند . او را گفتند چطور برخواست . پيرمرد خنده ايي كرد و گفت از آنجايي كه دوستي همچون من يافت كه تنهايش نگذاشتم و در روز سختي كنارش بودم .انديشمند يگانه كشورمان ارد بزرگ مي گويد : دوستي و مهر ، اميد مي آفريند و اميد زندگي ست .
مي گويند : از آن پس پير مرد و اسب هر روز كام رهگذران تشنه را سيراب مي كردند و ديگر مرگ را هم انتظار نمي كشيدند…



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نكات و آمار جالب تازه‌ترين گزارش ساليانه «تكنوراتي» در مورد وضعيت وبلاگ و وبلاگ‌نويسي در جهان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۴
مهدي
نظرات (0)
حقايقي در مورد وبلاگ‌نويسان:
- دو سوم آنها مرد هستند.
- ۶۰ درصدشان بين ۱۸ تا ۴۴ سال، سن دارند.
- ۷۵ درصدشان تحصيلات دانشگاهي دارند.
- ۴۰ درصدشان، فارغ‌التحصيل هستند.
- يك سومشان درآمد سالانه ۷۵ هزار دلار يا بيشتر دارند.
- درآمد يك چهارم وبلاگ‌نويس‌ها، بيش از صدهزار دلار در سال است.
- آن دسته از وبلاگ‌نويس‌ها كه به صورت حرفه‌اي مي‌نويسند، وضعيت مالي بهتري دارند. نيمي از اين افراد، درآمد سالانه بيش از ۷۵ هزار دلار و يك سومشان، درآمد سالانه بيش از صد هزار دلار دارند.
- بيش از نيمي از وبلاگ‌نويسان، ازدواج كرده‌اند.
- بيش از نيمي از وبلاگ‌نويسان، داراي فرزند هستند.
- نيمي از آنها به صورت تمام‌وقت استخدام هستند. درصد استخدام تمام‌وقت وبلاگ‌نويسان حرفه‌اي، ۷۵ درصد است.
- نيمي از وبلاگ‌نويسان، يك وبلاگ ثانوي هم دارند و ۶۸ درصد آنها، در حال سپري كردن دومين سال وبلاگ‌نويسي خود هستند. از وبلاگ‌نويسي ۸۶ درصد كل وبلاگ‌نويس‌ها هم، يك سال گذشته است.

انگيزه‌هاي وبلاگ‌نويسي:
- ۷۰ درصد وبلاگ‌نويس‌ها مي‌گويند كه رضايت شخصي، شاخص اصلي آنها در ارزيابي موفقيت وبلاگشان است.
- ۷۵ درصد وبلاگ‌نويس‌ها خود را صادق و بي‌ريا مي‌دانند.
- ۷۱ درصد وبلاگ‌نويس‌ها عقيده دارند كه دست‌كم يكي از انگيزه‌هايشان براي نوشتن، ابراز كردن تفكراتشان است.
- ۷۲ درصد هم، وبلاگ را راهي براي اشتراك تجاربشان مي‌دانند.
- ۶۱ درصد وبلاگ‌نويس‌ها، درآمد حاصل از وبلاگ‌نويسي را مد نظر دارند و آن را كمك‌خرج مي‌دانند.
- ۵۳ درصد وبلاگ‌نويسان حرفه‌اي اميدوارند با نوشتن، مشتري‌هاي جديد پيدا كنند، اين درصد در مورد وبلاگ‌نويسان حرفه‌اي، ۷۲ است.
- ۱۹ درصد، نگران نظر مخالف افراد تحت استخدامشان، با نظراتشان در وبلاگ هستند.
- ركود اقتصادي اخير، باعث نشده كه اكثريتي به اندازه ۸۱ درصد وبلاگ‌نويس‌ها، شيوه نوشتن خود را تغيير دهند.
-  ۶۳ درصد مي‌گويند كه وبلاگ‌نويسي، آنها را بيشتر درگير موضوعات مورد علاقه‌شان كرده است.
- بيشتر وبلاگ‌نويس‌ها مي گويند كه نوشتن، اثرات مثبتي روي زندگي شخصي آنها گذاشته، تنها ۶ درصد نظر مخالف دارند.
- ۴۲ درصد، از طريق وبلاگ‌نويسي با افراد تازه‌اي دوست شده‌اند.
- ۱۵ درصد، عقيده دارند كه وبلاگشان آنها را در شركت محل كارشان، بيشتر مطرح كرده است.
- ۵۷ درصد، طرح‌هايي براي گسترش فعاليت وبلاگ‌نويسي دارند.
- ۳۵ درصد، قصد دارند كه در زمان مناسب، كتاب بنويسند.

نحوه وبلاگ‌نويسي:
-  ۱۵ درصد، ۱۰ ساعت يا بيشتر در هفته، صرف نوشتن مي‌كنند.
- يك پنجم وبلاگ‌نويس‌ها، هر روز مي‌نويسند.
- بيشتر وبلاگ‌نويس‌ها، هر هفته ۲ تا ۳ بار وبلاگشان را به‌روز مي‌كنند.
- وبلاگ نويسان با اعتبار بيشتر، به ميزان بيشتري نسبت به وبلاگ‌نويسان با اعتبار كمتر، به‌روز مي‌كنند.
- ۸۵ درصد وبلاگ‌نويس‌ها از برچسب استفاده مي‌كنند.
- بيشتر وبلاگ‌نويس‌ها با سامانه‌هاي انتشار محتوا آشنا هستند، فقط ۲ درصد اطلاعات خوبي در اين زمينه ندارند.
- ۱۳ درصد وبلاگ‌نويس‌ها خودشان وبلاگشان را طراحي كرده‌اند.
- ۵۹ درصد، از سرويس‌هاي رايگان وبلاگ‌نويسي بهره مي‌برند.
- ۸۲ درصد، در پست‌هايشان از عكس استفاده مي‌كنند.
- اما ۱۳ درصد وبلاگ‌نويس‌ها هرگز در پست‌هايشان از محتواي چندرسانه‌اي يعني عكس، ويدئو يا صوت استفاده نكرده‌اند.
- ۷۳ درصد كساني كه از محتواي چندرسانه‌اي استفاده مي‌كنند، در نيمي از موارد خودشان فايل چندرسانه‌اي را درست مي‌كنند.
- ۷۵ درصد وبلاگ‌نويس‌ها، خروجي فيد كامل دارند.
-۲۰ درصد وبلاگ‌نويس‌ها از موبايل براي به‌روز كردن وبلاگشان استفاده كرده‌اند.
- ۱۰ درصد وبلاگ‌نويس‌ها نمي دانند كه چه ميزان بازديدكننده وبلاگي دارند.
- ۲۷ درصد بازديد از صفحات وبلاگ‌ها، از موتورهاي جستجو ناشي مي‌شود.

درآمد حاصل از وبلاگ‌نويسي:
- ۷۲ درصد تنها براي سرگرمي مي‌نويسند و هيچ درآمدي از وبلاگ‌نويسي، عايدشان نمي‌شود.
- در سال ۲۰۰۹، در مقايسه با ۲۰۰۸، ۶۸ درصد بر ميزان وبلاگ‌هايي كه از تبليغات استفاده مي‌كنند، افزوده شده.
- ۸۹ درصد عقيده دارند كه آگهي‌شان بايد با محتواي وبلاگشان، هم‌خواني داشته باشد.
- درآمد ساليانه آن دسته از وبلاگ‌نويس‌ها كه سود حاصله را گزارش كرده‌اند، بيش از ۵۷ هزار دلار بوده است!

توييتر و وبلاگ‌نويسان:
- در حالي كه تنها ۱۴ درصد كاربران اينترنت، از توييتر بهره مي‌ِبرند، ۷۳ درصد وبلاگ‌نويسان، توييت مي‌كنند.
- ۵۲ درصد وبلاگ‌نويس‌ها، در مورد پست‌هايشان توييت مي‌كنند.
- ۲۶ درصد وبلاگ‌نويس‌هايي كه در توييتر هم فعاليت دارند، عقيده دارند، توييتر وقت وبلاگ‌نويسي آنها را كم كرده، ولي ۶۵ صد عقيده دارند، وبلاگ‌نويسي آنها تحت تأثير توييتر قرار نگرفته است.
- اما وبلاگ‌نويس‌هايي هم هستند كه ميانه‌اي با توييتر ندارند. ۳۵ درصد افراد اين دسته، مي‌گويند كه اصلا از فلسفه توييتر سر درنمي‌آورند! ۵۴ درصد هم مي‌گويند كه وقتي وبلاگ محبوبي دارند، لزومي ندارد، از توييتر براي نوشتن در مورد رخدادهاي شخصي روزانه‌شان استفاده كنند.

خوب من تصور مي‌كنم، اين اعداد و ارقام در وبلاگستان ايران، به كلي متفاوت باشد، مثلا فكر مي‌كنم آقايان و خانم‌ها به صورت تقريبا مساوي در ايران وبلاگ مي‌نويسند. تعداد متأهل‌هاي وبلاگ‌نويس از مجردها، بسيار كمتر باشد، ميزان به روز شدن وبلاگ‌هاي ايراني، در هفته، به طور متوسط، يك بار بيشتر نباشد. درآمد حاصل از وبلاگ‌نويسي در ايران اصلا چشم‌گير نباشد، تعداد وبلاگ‌نويسان فعال فارغ‌التحصيل بسيار كم و تعداد دانشجوهاي وبلاگ‌نويس بسيار زياد باشد، تعداد وبلاگ‌هاي با هوست شخصي در مقام مقايسه اندك باشد، …
فكر مي‌كنيد بشود، يك مطالعه آماري در اين مورد به راه انداخت؟ تصور مي‌كنيد كه مثلا كسي بتواند براي پايان نامه خود در يك رشته، مطالعه‌اي آماري با همين سبك و سياق داشته باشد؟

منبع



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

يلدا بر شما مبارك

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۳۴
مهدي
نظرات (0)

به دليل دقت گاهشماري ايراني و انطباق كامل آن با تقويم طبيعي، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستاني برابر با شامگاه سي‌ام آذرماه و بامداد يكم دي‌ماه است. هر چند امروزه برخي به اشتباه بر اين گمانند كه مراسم شب چله براي رفع نحوست بلندترين شب سال برگزار مي‌شود؛

اما مي‌دانيم كه در باورهاي كهن ايراني هيچ روز و شبي، نحس و بد يوم شناخته نمي‌شده است. جشن شب چله، همچون بسياري از آيين‌هاي ايراني، ريشه در رويدادي كيهاني دارد.

خورشيد در حركت سالانه خود، در آخر پاييز به پايين‌ترين نقطه افق جنوب شرقي مي‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي شب مي‌شود.
اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستاني، خورشيد دگرباره بسوي شمال شرقي باز مي‌گردد كه نتيجه آن افزايش روشنايي روز و كاهش شب است. به عبارت ديگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشيد اندكي پايين‌تر از محل پيشين خود در افق طلوع مي‌كند تا در نهايت در آغاز زمستان به پايين‌ترين حد جنوبي خود با فاصله 5/23 درجه از شرق يا نقطه اعتدالين برسد.

 

                       
 

 از اين روز به بعد، مسير جابجايي‌هاي طلوع خورشيد معكوس شده و مجدداً بسوي بالا و نقطه انقلاب تابستاني باز مي‌‌گردد. آغاز بازگرديدن خورشيد بسوي شمال‌شرقي و افزايش طول روز، در انديشه و باورهاي مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگرباره خورشيد دانسته مي‌شد و آنرا گرامي و فرخنده مي‌داشتند.




در گذشته، آيين‌هايي در اين هنگام برگزار مي‌شده است كه يكي از آنها جشني شبانه و بيداري تا بامداد و تماشاي طلوع خورشيد تازه متولد شده، بوده است. جشني كه از لازمه‌هاي آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است، و همچنين خوراكي‌هاي فراوان براي بيداري درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد باشند
.






بسياري از اديان نيز به شب چله مفهومي ديني دادند. در آيين ميترا (و بعدها با نام كيش مهر)، نخستين روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشيد روز)، روز تولد مهر و نخستين روز سال نو بشمار مي‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقويم ميلادي كه ادامه گاهشماري ميترايي است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ ميلادي به وجود آمده؛ ادامه مي‌دهد.





فرقه‌هاي گوناگون عيسوي، با تفاوت‌هايي، زادروز مسيح را در يكي از روزهاي نزديك به انقلاب زمستاني مي‌دانند و همچنين جشن سال نو و كريسمس را همچون تقويم كهن سيستاني در همين هنگام برگزار مي‌كنند. به روايت بيروني، مبدأ سالشماري تقويم كهن سيستاني از آغاز زمستان بوده و جالب اينكه نام نخستين ماه سال آنان نيز «كريست» بوده است.

 


منسوب داشتن ميلاد به ميلاد مسيح، به قرون متأخرتر باز مي‌گردد و پيش از آن، آنگونه كه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه نقل كرده است، منظور از ميلاد، ميلاد مهر يا خورشيد است. نامگذاري نخستين ماه زمستان و سال نو با نام «دي» به معناي دادار/خداوند از همان باورهاي ميترايي سرچشمه مي‌گيرد.







نخستين روز زمستان در نزد خرمديناني كه پيرو مزدك، قهرمان بزرگ ملي ايران بوده‌اند (كه هنوز هم حاميان سرمايه‌داري لجام گسيخته انديشه‌هاي عدالت‌جويانه او را سد راه منافع طبقاتي خود مي‌دانند) سخت گرامي و بزرگ دانسته مي‌شد و از آن با نام «خرم روز» ياد مي‌كرده و آيين‌هايي ويژه داشته‌اند.



اين مراسم و نيز سالشماري آغاز زمستاني هنوز در ميان برخي اقوام ديده مي‌شود كه نمونه آن تقويم محلي پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است. همچنين در تقويم كهن ارمنيان نيز از نخستين ماه سال نو با نام «ناواسارد» ياد شده است كه با واژه اوستايي «نوسرذه» به معناي «سال نو» در پيوند است.


 


 





هر چند برگزاري مراسم شب چله و ميلاد خورشيد در سنت ديني زرتشتيان پذيرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخيراً آنان نيز مي‌كوشند تا اين مراسم را همچون ديگر ايرانيان برگزار كنند.
متأسفانه در گاهشماري نوظهوري كه برخي زرتشتيان از آن استفاده مي‌كتتد و داراي سابقه تاريخي در ايران نيست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف مي‌شود كه نه با تقويم طبيعي انطباق دارد و نه با گاهشماري دقيق ايراني و نه با گفتار ابوريحان بيروني كه از شب چله با نام «عيد نود روز» ياد مي‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.




امروزه مي‌توان تولد خورشيد را آنگونه كه پيشينيان ما به نظاره مي‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهايي براي سنجش رسيدن خورشيد به مواضع سالانه و استخراج تقويم ساخته مي‌شده كه يكي از مهمترين آنها چارتاقي نياسر كاشان است كه فعلاً تنها بناي سالم باقي‌مانده در اين زمينه در ايران است.




 پژوهش‌هاي نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماري در چارتاقي‌هاي ايران)، نشان مي‌دهد كه اين بنا بگونه‌اي طراحي و ساخته شده است كه مي‌توان زمان رسيدن خورشيد به برخي از مواضع سالانه و نيز نقطه انقلاب زمستاني و آغاز سال نو ميترايي را با دقت تماشا و تشخيص داد.





 


يلدا در شعر


«يلدا واژه اي است سرياني به معناي زايش و آن نام شب نخست زمستان و شب پاياني پاييز است . در گاهشمار كهن آن را اول جُدي و آخر قوس است . در آن شب يا در شامگاه آن شب ، آفتاب به برج جُدي وارد مي شود . نويسنده صحاح الفرس گويد : يلدا شبي را گويند كه از آن درازتر نباشد و آن در آخر فصل پاييز است . »

 
         
   
 



اگرچه شعراي بزرگ از واژه يلدا براي تعريف اين شب زيبا استفاده چنداني نكرده اند ؛ ولي از اين واژه به سبب معناي كنايي كه دارد ، استفاده هاي به جا و مناسبي داشته اند كه نمونه هايي در زير آمده است :



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.