۲- واكسن ايدز: سالهاي سال، پژوهشگران در زمينه ساخت واكسن ايدز، با شكست مواجه ميشدند. اما در ماه سپتامبر امسال، براي نخستين بار، در جريان يك كارآزمايي ۱۰۵ ميليون دلاري، واكسني كه حاصل تركيب دو واكسن قديمي ايدز بود، تأثير پيشگيريانه معنيداري نشان داد. اين واكسن روي ۱۶ هزار داوطلب آزمايش شد و معلوم شد كه كارايي ۳۱ درصدي در پيشگيري از ايدز دارد.
البته در مقام مقايسه، شيوه پيشگيري ارزاني مثل كاندوم، اگر توأم با ميزان پيشگيري بيشتري نسبت به واكسن جديد نباشد، دستكم پيشگيري كمتري دربر ندارد. به علاوه، منتقدان ميگويند كه اكثر داوطلباني كه اين واكسن روي آنها آزمايش شده است، افرادي با احتمال ابتلاي پايين بودند و افراد با خطر بالاي ابتلا مثل معتادان تزريقي را شامل نميشدند.
اما به هر حال، اين واكسن، نخستين واكسن ايدزي است كه اين ميزان موفقيت داشته است.
۳- برداشته شدن قوانين محدودكننده پژوهش روي سلولهاي بنيادي: به مدت ۸ سال، پژوهش روي سلولهاي بنيادي با قوانين محدودكننده دست و پنجه نرم ميكرد، قوانيني كه در زمان جورج بوش وضع شده بودند. اما در نهم مارس سال ميلادي جاري، باراك اوباما ممنوعيت سرمايهگذاري دولت فدرال در زمينه سلولهاي بنيادي را لغو كرد. البته هنوز بر اساس يك قانون كنگره، دانشمندان نميتوانند با هزينه دولت، آزمايشگاههاي «جديدي» درست كنند كه محصول آنها بافتهاي بدن انسان باشد، اما دست كم با لغو قانون قبلي دانشمندان ميتوانند از آزمايشگاه «قبلي» با هزينه دولتي براي پژوهشهاي خود استفاده كنند.
همه آزمايشگاهها بايد از لحاظ رعايت رعايت موازين اخلاقي و اصول علمي، مجوز بنياد ملي سلامت را دريافت كنند.
۴- واكسن H1N1: دنيا، امسال با همهگيري آنفلوآنزاي H1N1 مواجه بود و اين در شرايطي بود كه اين بيماري درمان مؤثري هم نداشت. خوشبختانه واكسن H1N1 امسال ساخته شد، واكسني كه با يك بار تزريق، اثربخشي دارد. اما مشكل عمده پيش رو، كم بودن ميزان توليد اين واكسن در مقايسه با كساني بود كه ميبايست واكسن ميزدند. بچههاي كوچك، زنان حامله، كاركنان بهداشتي، والدين شيرخواران كوچكتر از ۶ ماه و كساني كه بيماريهاي زمينهاي مثل آسم و ديابت دارند، مورد علمي تزريق واكسن H1N1 را دارند.
۵- موش ساخته شده از سلول بنيادي: در ماه جولاي، دانشمندان چيني موفق شدند، با استفاده از سلولهاي بنيادي چندظرفيتي، يا سلولهاي iPS، يك موش ايجاد كنند. آنها اين سلولهاي بالغ را با القاي ۴ ژن، برنامهريزي مجدد كردند، سلولهاي دوبارهبرنامهريزي شده، سپس به موش تبديل شدند. چنين پيشرفتي ميتواند در درمان بيماريهاي انسان، به كار آيد.
۶- غربالگري سرطان پروستات: غربالگري كردن يا غربالگري نكردن؟ وقتي صحبت از سرطان ميشود، پزشكان، تشخيص زودهنگام را بهترين دفاع ميدانند. اما وقتي صحبت از سرطان پروستات ميشود، موضوع اندكي متفاوت ميشود، چرا كه اين سرطان در بيشتر موارد بسيار آهسته، پيشرفت ميكند و نيازي به درمان شديد هم ندارد. در ماه مارس، بنياد ملي سرطان، نتايج يك تحقيق ۱۰ ساله را منتشر كرد كه نشان ميداد، غربالگري، كمكي به كاهش مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات نميكند.
در اين تحقيق ۷۶ هزار داوطلب مرد شركت كردند. نيمي از آنها تصميم گرفتند كه به طور دورهاي مورد آزمايشات غربالگري قرار بگيرند و نيم ديگر تصميم گرفتند كه هيچ آزمايش غربالگري پروستات را انجام ندهند. غربالگري سرطان پروستات از طريق آزمايش انگشتي يا آزمايش سطح پروتئين خاصي در خون موسوم به آنتيژن مخصوص پروستات يا PSA انجام ميشود.
در نهايت، ۵۰ نفر از دستهاي كه غربالگري كرده بودند و۴۴ نفر از دستهاي كه غربالگري نكرده بودند، به خاطر ابتلا به سرطان پروستات فوت كردند، به عبارت ديگر، غربالگري و تشخيص زودهنگام سرطان پروستات، تأثيري در كاهش موارد مرگ و مير نداشت!
بر اساس اين پژوهش و توصيههاي سرويسهاي پيشگيري از بيماري آمريكا، شواهد كافي براي ارزيابي برآيند سود و زيان انجام غربالگري سرطان پروستات در مردان با سن كمتر از ۷۵ سال وجود ندارد. اما در مرداني كه بيش از ۷۵ سال سن دارند، توصيه ميشود كه اين آزمايشات انجام شوند.
۷- تحقيق جديد در مورد اوتيسم: بعضي، واكسنها را مسبب ايجاد اوتيسم ميدانند، بعضيها هم جيوه را. اما واقعيت اين است كه هيچ كس دلايل اوتيسم و علت افزايش اخير موارد ابتلا به آن را نميداند. بر طيق آمارهاي جديد كه در اكتبر منتشر شد، از هر ۱۰۰ كودك آمريكايي، يكي به طيفي از اختلال اوتيسم، مبتلا است، در صورتي كه آمار قبلي ميزان ابتلا را يك نفر از هر ۱۵۰ نفر نشان ميداد. علت اصلي چنين افزايش موارد بيماري، مشخص نيست، اما دانشمندان امسال يك كليد محتمل ژنتيكي پيدا كردند: تغيرات خاصي در قسمتي از كروموزوم ۵ ميتوانند نقش عمدهاي در ابتلا به اوتيسم در ۱۵ درصد موارد بيماري داشته باشند. براي رسيدن به اين كشف علمي، نحقيقاتي روي بانك DNA بيش از ۲ هزار خانواده مبتلا به اوتيسم انجام شد.
۸- داروي جديد استئوپورز (پوكي استخوان): كند كردن روند پوكي استخوان يا استئوپورز، بهترين شيوه براي پيشگيري از شكستگي لگن و مهرههاست، مشكل پزشكي كه در صدر مشكلات پزشكي سالمندان قرار دارد. داروهاي فعلي با متوقف كردن تأثير سلولهاي تخريبكننده استخوان -كه ميزانشان با زياد شدن سن، افزايش مييابد- تأثير خود را اعمال ميكنند. ولي تركيب دارويي جديدي كه در حال بررسي توسط سازمان غدا و داروي آمريكا FDA، ايجاد اين سلولهاي تخريبكننده و نه عملكرد آنها را، هدف قرار ميدهد.
بر اساس نتايج دو تحقيق كه در ماه آگوست منتشر شد، داروي آزمايشي denosumab، ميزان موارد شكستگي را در زمان پس از سن يائسگي و مردان مبتلا به سرطان پروستات، كاهش ميدهد. اين دو گروه در بيشترين خطر شكستگي استخوان هستند.
البته هنوز معلوم نيست كه اين دارو در مقايسه با داروهاي مجدد اثربخشتر است يا نه.
۹- ژنهاي جديد مربوط به آلزايمر: وقتي صحبت از بيماري پيچيدهاي چون آلزايمر ميشود، بديهي به نظر ميرسد كه هر چقدر بيشتر موفق به كشف دلايل مرتبط با بيماري شويم، احتمال پيدا كردن راهي براي درمان يا به تأخير انداختن بيماري بيشتر ميشود. در ماه سپتامبر، دانشمندان گروه جديدي از ژنهاي مرتبط با اين بيماري زوالدهنده حافظه را پيدا كردند.
آنها در مجموع ۳ ژن جديد پيدا كردند. ۲ ژن نخست در ايجاد پلاكهاي ساخته شده از نوعي پروتئين به نام آميلوئيد كه در مغز اين بيماران ساخته ميشود، تعامل دارند. اين پلاكها در نهايت منجر به مرگ سلولهاي عصبي و اختلالات شناختي ميشوند. ژن سوم محل اتصال سلولهاي عصبي را هدف قرار ميدهد، يعني محلي را كه واسطههاي شيميايي عصبي مختلف موجب انتقال پيامها ميشوند.
دانشمندان اميدوارند با شناسايي بيشتر ژنهاي مرتبط با آلزايمر، راهي بر پيدا كردن درمانهاي مؤثرتر بيماري بيايند.
۱۰- چربي قهوهاي در افراد بالغ: پيدا كردن شيوههاي جديد لاغري، دغدغه بسياري از مردم و دانشمندان است.
چربي قهوهاي، نوعي از چربي است كه در بدن نوزادان به وفور پيدا ميشود. در سلولهاي بافت چربي قوهاي، ميتوكندريهاي تيرهرنگي قرار داند كه خصوصياتشان تبديل قند به گرما است. در مقابل سلولهاي بافت چربي سفيد، چين توانايياي در تبديل انرژي به گرما ندارند.
متأسفانه با افزايش سن، چربي قوهاي رو به زوال مينهد و چربي سفيد جانشين آن ميشود. نتيجه چنين چيزي، انباشته شدن بيشتر چربي و تبديل شدن كم كالري به گرماست.
اما بر اساس پژوهش دانشمندان سوئدي كه در مجله پزشكي معتبر New England Journal of Medicine در ماه آوريل به چاپ رسيد و بر طبق دو تحقيق ديگر، بالغين بيشتر از چيزي كه قبلا تصور ميشد، چربي قهوهاي دارند، اين چربي بيشتر در جلو عقب گردن تمركز دارد. همچنين مشخص شد كه افراد لاغراندام، چربي قوهاي بيشتري نسبت به افراد چاق دارند.
آيا چنين كشفي منجر به پيدا شدن راه جديد براي لاغري ميشود؟