روابط اتحاديه اروپا و روسيه: وابستگي در زمينه انرژي
_ از اين مرحله به بعد، اتحاديه اروپا به فكر كاهش وابستگي به روسيه و يافتن تامين كنندگان ديگر براي انرژي مورد نياز خود افتاد: جمهوري آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان. كاهش وابستگي به روسيه مستلزم احداث خطوط لوله نفت و گاز جديدي است كه خاك روسيه را دور بزنند و انرژي قفقاز و آسياي ميانه را به اروپا برسانند. اما در اين تحليلها به دو نكته بي توجهي شده است.
الف)) پيوندهاي ويژه ميان روسيه و كشورهاي آسياي ميانه به مسكو اجازه مي دهد كه ابتكارات اروپاييها را خنثي كند. قراردادهاي گازپروم در سال 2007با قزاقستان تركمنستان و ازبكستان نقش كليدي روسيه در انتقال ذخاير اين كشورها به اروپا را محكمتر مي كند و طرحهاي اروپاييها براي احداث خطوط لوله جديد را براي دور زدن خاك روسيه مختل مي نمايد.
ب)) مشكل ديگر اين است كه يافتن تامين كنندگان جديد انرژي هميشه در اروپا به عنوان فاصله گرفتن كامل از روسيه تلقي مي شود. وانگهي اگر از روسيه فاصله زيادي گرفته شود اين امر به معني وابستگي اروپا به ساير تامين كنندگان خواهد بود. بنابراين بايد در نظر داشت كه تعادل كامل ميان تامين كنندگان ديگر و روسيه برقرار شود. در ضمن وابستگي اروپا به روسيه در زمينه انرژي تبديل به وابستگي متقابل ميان روسيه و اروپا شده است. روسيه نيز به اروپا به عنوان مهمترين مشتري انرژي خود وابسته است.
4_ نكته آخر اين است كه اگر روسيه اتحاديه اروپا را به چالش بكشد، دليل اصلي آن ناكافي بودن ساختار اروپاي متحد است. بنابراين آسيب پذيري اروپا بيش از هر چيز ناشي از فقدان يك سياست خارجي مشترك است، آن هم در زمينه انرژي كه 50 سال پيش از اين عنصر اصلي وحدت اروپا در قالب پيمان ذغال سنگ و فولاد بود.
با دادن امتياز به برخي از كشورهاي اروپايي (بويژه آلمان و ايتاليا) روسيه از تنوع نيازهاي كشورهاي مختلف اروپا به نفع خود بهره برداري مي كند و از تضاد منافع داخلي اتحاديه اروپا سود مي برد. در نتيجه تامين امنيت اروپا در زمينه انرژي كاملا وابسته به تلاش براي وحدت سياسي اتحاديه اروپا و تشكيل يك بازار انرژي مشترك است.
بخش دوم: چرا روسيه ريسك قطع ارتباط گازي با برخي كشورهاي اروپايي را مي پذيرد؟
آيا روسيه نمي بايست در مناقشه گازي خود با اوكراين، مراعات وضعيت اتحاديه اروپا را مي كرد؟ از چند سال پيش، تراز تجاري اروپا و روسيه، دائما به نفع روسيه بوده است. به عبارت ديگر، اتحاديه اروپا مشتري بسيار خوبي براي انرژي روسيه شده است. گاز و نفت واردات اساسي اروپا شده اند.
از سال 1999 تا 2007، كسري تجاري اتحاديه اروپا در مقابل روسيه به 4/375 ميليارد يورو رسيده است! اين رقم 10 برابر سرمايه گذاريهاي مستقيم خارجي در روسيه در طول سال 2007 است.
مازاد تجاري روسيه در قبال اتحاديه اروپا از سال 1999تا 2007بيشتر از حجم ذخاير بانك مركزي روسيه است. اين رقم در سال 2007 معادل 317 ميليارد يورو بوده است. بخشي از اين درآمدها در اقتصاد روسيه سرمايه گذاري شده است و باعث رونق اقتصادي تا تابستان 2008 در روسيه بوده است.
در چنين شرايطي چرا بايد روسيه ريسك قطع ارتباط گازي با برخي كشورهاي اروپايي را بپذيرد؟ اولا روسيه مايل است بر اوضاع اقتصادي و سياسي اوكراين تاثير بگذارد. رهبران روسيه از قصد برخي رهبران اوكراين براي عضويت در اتحاديه اروپا و سازمان ناتو ناخشنود هستند. هدف ديگر روسها بي اعتبار كردن اوكراين در نگاه اتحاديه اروپاست. با معرفي كردن اوكراين به عنوان كشوري كه گاز را مي دزدد، روسها مي خواهند ثابت كنند كه اوكراين نمي تواند تضمينهاي لازم براي ترانزيت انرژي را به اتحاديه اروپا بدهد.
اين مسئله مي تواند به نفع طرحهاي جديد روسيه براي احداث خطوط لوله جديد انتقال گاز از طريق درياي بالتيك و درياي سياه باشد. اين دو طرح بخوبي در حال پيشرفت هستند در حالي كه طرح خط لوله نابوكو كه كميسيون اروپا از آن حمايت مي كند دچار مشكلات جدي است. اولا روسيه در حوزه آسياي ميانه كه مورد توجه اروپا است نفوذ زيادي دارد. ثانيا در جريان جنگ ميان روسيه و گرجستان، تانكهاي روسيه توانستند در نزديكي كوريدور انرژي قفقاز مستقر شوند.
ثالثا روشن نبودن آينده سياسي ايران باعث مي شود كه طرح نابوكو در ميان مدت اعتبار چنداني پيدا نكند. برخي از كشورهاي جنوب شرقي آسيا پيشاپيش ترجيح داده اند كه به جاي خط لوله نابوكو به طرح خط لوله روسيه در درياي سياه ملحق شوند. همين عوامل به روسيه جرات داد كه ريسك قطع ارتباط گازي با برخي كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي دچار تفرقه را بپذيرد.
اروپا بايد كدام استراتژي را در قبال روسيه اتخاذ كند؟ مشكل پاسخي كه در برابر اين پرسش گذاشت با يك كلمه حل مي شود: يك استراتژي واحد. 27 كشور عضو اتحاديه سابقه روابط تاريخي متفاوتي با روسيه دارند.
شركتها، محافل كارشناسي، شبكه هاي نفوذ و فشار سياسي، وزارتخانه ها و رهبران سياسي هر يك از كشورها منافع متفاوتي در قبال روسيه دارند. بنابراين اتحاديه اروپا در برابر روسيه دچار يك تفرقه كامل است.
اين در حالي است كه روسيه در قبال اين مجموعه دچار تفرقه سياست واحدي دارد. هدايت روسيه به دست افراد با صلاحيت سپرده شده است كه كاملا با تضادهاي موجود در داخل اتحاديه اروپا آشنايي دارند.
حتي شركتي مثل گاز پروم به خوبي از تضادهاي ساختاري ميان دولت و شركتها در كشورهاي اروپايي سود مي برد. با تخريب سياست اروپا در زمينه انرژي، روسيه در پي برقراري روابط دوجانبه با تك تك كشورهاي عضو اتحاديه است. در زمينه خط لوله شمال اروپا، روسها دقيقا همين كار را با آلمان كردند. در مورد خط لوله جنوب اروپا، روسها همين توافقات را با ايتاليا برقرار ساختند.