áعقايد شيعيان و مبارزان يمن
كشور يمن در جنوبي ترين منطقه شبه جزيره عربستان قرار دارد و سرزميني است سبز و خرم. از لحاظ مذهبي حدود 45 درصد جمعيت يمن را پيروان مكتب زيديه تشكيل مىدهند در حاليكه اهل سنّت كه اغلب شافعي مذهبند 53 درصد و درصد اندكي هم شيعيان اسماعيليه هستند. شيعيان و اهل سنّت يمن همگي محب و شيفته اهل بيت (عليهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبي آنان بسيار مشابه به شيعيان دوازده امامي است. ولي با كمال تاسف در سالهاي اخير وهابيت در اين كشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت هاي فرهنگي و مشتركات مذاهب را تحت پوشش باورهاي خود قرار دهد.
يمني ها اسلام خود را مديون حضرت علي(ع) مي دانند چراكه نخستين بار پيامبراعظم(ص) حضرت علي(ع) و چند نفر ديگر از صحابه را براي تبليغ اسلام به يمن فرستادند. نكته جالب توجه اينكه از جمعيت 20 مليوني يمن حدود 5 مليون از سادات و ذريه پيامبر بوده كه 90% آنها سادات حسني و بقيه سادات حسيني اند.
از لحاظ تاريخي، زيديه به دو دسته زيديان جارودي و زيديان غيرجارودي تقسيم مي شوند. جاروديان كه علاوه بر اعتقاد به قيام و انقلاب، وابستگي و علقه شديد به اهل بيت(ع) داشته و انديشه هاي شيعي در آنها پررنگ است و در مقايسه با اهل سنت، به شيعيان امامي نزديك هستند ، همواره جريان اصلي در ميان زيديه بوده اند. جريان دوم زيديه كه بيشتر حديث گرا هستند، از لحاظ اعتقادي متشيع به حساب مي آيند. حتي كساني همچون ابوحنيفه هم كه افكار انقلابي زيد را مي پسنديد ولي در موراد ديگر همچون مسأله امامت با زيد همراه نبودند نيز به همين معنا متشيع و زيدي به حساب آمده اند. اين جريان در طول تاريخ وجود داشته ولي هميشه در اقليت بوده اند و انعكاس چشمگيري در طول تاريخ جز در چند برهه نداشتهاند.
شيعيان زيديه جارودي به جانشيني بلافصل حضرت علي (ع) پس از پيامبر (ص) اعتقاد دارند و خلفاي سه گانه راغاصب مي دانند. آنها براي امامت، چهارده شرط قائلند كه تقريبا همان شرايط مابراي ولي فقيه است الااينكه امام بايد ازاولاد حضرت زهرا(س) باشد. آنها فقط براي پنج تن آل عبا قائل به عصمت هستند. در حوزه هاي علميه ايشان، از روايات امام باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) بسياراستفاده مي شود. در كنار نهج البلاغه و صحيفه سجاديه، كتاب اربعين حديث امام خميني (ره) نيز تدريس مي شود. آنها مراسم عيد غدير و عاشورا را باشكوه برگزار مي كنند. اعتقاد مردم يمن (خصوصا شيعيان زيدي) به ظهور منجي امام مهدي (عج) نيز بسيار قوي است به طوريكه در پنج سال اخير، كتاب عصر ظهورشيخ علي كوراني، از پرفروشترين كتابها در كشور يمن بوده است.در حال حاضر تنها منبع موثق و معتبر فارسي درمورد عقايد زيديه كتاب"درسنامه تاريخ وعقايد زيديه" تاليف مهدي فرمانيان و سيدعلي موسوي نژاد از نشر اديان مي باشد.
از علماي معاصر زيديه مي توان علامه مجد الدين المؤيدي كه با 100 سال عمر هم اكنون در قيد حيات است را نام برد. او نماينده فعلي جريان زيديه جارودي و صاحب تأليفات بسيار است و ساكن استان صعده، مركز جريان جارودي زيديه مي باشد. عالم ديگري كه در اين منطقه ساكن است سيد بدر الدين الحوثي است كه از سادات طباطبايي و از علماي بنام و صاحب تأليف است. تأليفات او بسيار نزديك با مكتب اماميه است مثلاً كتابي دارد به عنوان «من هم الرافضة» و در اين كتاب تلاش مي كند ثابت كند رافضيها اماميه و پيروان امام صادق(ع) نيستند بلكه در مرحله اول، بني اميه و دشمنان اهل بيت(ع) هستند و در تأليف ديگري با عنوان «آل محمد ليس كل امۀ» به اثبات اين مطلب مي پردازد كه سادات و اهل بيت(ع)، مقام بلندي داشته و دارند. ايشان در ايام جنگهاي يمن در دهه 90 به ايران كوچ كرد و چند سالي در ايران به همراه فرزند خود حسين الحوثي ميهمان بود و زندگي بسيار ساده و زاهدانه اي داشت.
رييس جمهور كنوني يمن، "علي عبدالله صالح" دوازده سال رئيس جمهور يمن شمالي بود و از سال 1990 ميلادي كه اتحاد دو بخش شمالي و جنوبي يمن شكل گرفت، 19 سال است رئيس جمهور يمن متحد است(جمعا 31سال). هر چند در ظاهر در خانواده اي زيدي مذهب به دنيا آمده ولي حكومت او رويكردى سكولار دارد و اساسا حكومت دينى نيست بلكه به نوعى برخلاف دين اسلام به ويژه مذهب شيعه فعاليت مي كند. او فارغالتحصيل دانشگاه نظامي بغداد بوده و با اعضاي حزب بعث و صدام معدوم، روابط ويژهاي داشته است و به صدام صغير معروف است.
ديكتاتور يمن كه از سى سال پيش به پشتوانه سعودىها در رأس حكومت يمن قرار گرفته، مذهب زيديه را به حاشيه رانده، و دست سلفىهاى تكفيرى را براي بسط نفوذشان در يمن بازگذاشته است و به نوعى يمن را به حياط خلوت سياسى و مذهبى عربستان تبديل كرده است. بعد از اينكه وهابيت سلفى با حمايت عربستان در يمن قدرت و پايگاه پيدا مىكنند، اغلب دانشگاهها و حوزههاى علميه دينى زيديه به حاشيه مىروند و فعاليتشان محدود مىشود. به ميراث فكرى و فرهنگى ائمه زيديه كمتر توجه مي شود در مقابل كتابهاي وهابيت به فور در يمن منشر و توزيع مي شود. صعده مركز گرايش زيدي جارودي، با وجود اهميّت چندجانبه و استراتژيكي كه دارد، در حاشيه قرار مىگيرد. اين تبعيض مذهبي و سياسي خلاء عميقي را در منطقه ايجاد مي كند و تبديل به بستري مي شود براي شكل گيري تحولي عميق در تاريخ سياسي معاصر يمن.
در چنين بستري جمعيتى به نام «جمعيت جوانان مؤمن» به رهبري شيخ بدرالدين الحوثي به همراه جمعى از دوستان و شاگردانش شكل مىگيرد و فعاليتهاى فرهنگى متنوعي را در صعده را شروع مىكنند و سپس اين فعاليتها را به مناطق ديگر يمن نيز گسترش مي دهند. پس از مدتي رهبري اين گروه به عهده سيد حسين الحوثي فرزند شيخ بدرالدين قرار مي گيرد.
شهيد سيد حسين الحوثى عالمي دينى و بسيار تأثيرگذار بود، ايشان برخوردار از منظومهاى فكرى قرآنى بود و در سخنراني هاي او مفاهيم قرآنى موج مىزند. شهيد حسين الحوثي با سخنان پرجاذبه، انقلابي و آتشين و در عين حال روشنفكرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زيديه را با بازگشت به روح و مفاهيم قرآن احيا كند. او به كار با نوجوان و جوانان پرداخت و سعي كرد يك روحيه آگاهي بخشي و بيداري در آنها براساس مؤلفه هاي زير ايجاد كند:
1. شيعي بودن و حضور پررنگ مباني شيعه در آن.
2. نقد وضعيت موجود.
3. ترويج افكار امام خميني و انقلاب اسلامي ايران در زمينههايي همچون مبارزه با استكبار و آمريكا و اسرئيل.
او در بيشتر سخنراني هاي خود كه در جمع جوانان ايراد كرده، از امام و انقلاب ايران نام مي برد و علاقه و گرايش شديدي به جريانهاي شيعي مثل حزب الله لبنان و شخص سيد حسن نصرالله دارد و پرچمهاي حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته مي شود.
مهمترين اعتراضات حسين الحوثى در سال 2003 و پس از نفوذ آمريكا در يمن به بهانه فعال شدن نيروهاي القاعده در اين منطقه مطرح شد. مهمترين اعتراض او اين بود كه چرا حكومت يمن اجازه داده است نيروهاى نظامى آمريكا در يمن مستقر شوند و استقلال و حاكميت سياسى آنها را زير سوال ببرند. بعد استكبارستيزى، به ويژه مبارزه با صهيونيزم در اين جنبش بسيار چشمگير است.او معتقد بود نمازى كه بعد از آن مرگ بر اسرائيل گفته نشود و برائت از صهيونيزم نباشد، مورد رضايت و قبول خداوند نيست. هميشه بعد از نماز، فريادشان به اين شعارها بلند بود:"الله اكبر، الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنة علىاليهود،النصر للاسلام" . هم اكنون نيز در جنگها و حركتهاي نظامي پرچم سفيدي به دست دارند كه اين شعارها روى آن نوشته شده است.
تحمل چنين جنبش شجاع و صريحي، براى حكومت مركزى يمن كه رابطه محكمي با آمريكا دارد و اين حوثي ها را خطري براي حكومت خود مي بيند بسيار سنگين است. حكومت يمن فعاليتهاى متنوعى را مانند تطميع ، تحريك اهل سنت و حتي بدبين كردن زيدي ها نسبت به الحوثي انجام داد ، ولى نتوانست حوتي ها را سركوب كند و به ناچار وارد فاز نظامى شد. نهايتا دولت يمن 18 شاخه نظامى را براى دستگيرى الحوثى مىفرستد و حسين الحوثي و يارانش را محاصره مىكند، ولى آنها در كوهستانها 90 روز مقاومت جانانه مىكنند و دست آخر حسيني وار به شهادت مىرسند. البته شعله انديشه هاي انقلابي شهيد الحوثي با شهادتش خاموش نشد، بلكه اين شعله مقدس فروزانتر و آشكارتر گرديد.
از آن زمان تاكنون رژيم ديكتاتور يمن جنايات غير انساني وسيعي را در مورد شيعيان و صعده وزنان و كودكان بي گناه انجام داده اما گويا روح حسين در برادران و همرزمانش دميده شده و در عين نابرابري تسليحاتي و بايكوت رسانه اي دليرانه مقاومت كرده اند.
براي شناخت پاره اي از اين جنايات بجاست كه بخشهايي از نامه شيخ بدرالدين به آيت ا... سيستاني را در اينجا بياوريم. اين نامه متعلق به چهار سال پيش است و از آن موقع تاكنون جنايات بزرگتري درمورد اين شيعيان مظلوم انجام شده است.
در اين نامه خطاب به آيتالله العظمي سيستاني آمده است: «از حضرت عالي به خاطر بيانيهاي كه در آن مظلوميت ما را براي جهانيان آشكار كرديد، تشكر و قدرداني ميكنيم.»
اين نامه ميافزايد: «بيشك، اعلام جنگ وحشيانه و ظالمانة نظام نژادپرست يمن بر ضد مستضعفان شيعه تاكنون به گوش شما رسيده است؛ جنگي كه در آن، براي كشتار برادرانتان از همة سلاحهاي ممنوعه بينالمللي استفاده ميشود، و دودمان شيعيان را برباد ميدهد.»
نويسندگان اين نامه تصريح كردهاند: «اجساد سوخته و پيكرهاي متلاشي شدهاي كه نظام يمن به كشيدن آنها در خيابانها افتخار ميكند، چيزي جز اثبات وحشيگريهاي پيروان[مدعيان] مذهب زيديه عليه علما، دانشجويان، روزنامهنگاران، معلمان و شيعيان مظلوم نيست.تعداد بازداشت شدگان در سلولهاي زندانهاي رژيم از مرز هزاران تن گذشته و زشتترين شيوههاي شكنجة روحي و جسمي عليه آنان اعمال ميشود. آنها پس از تحمل اين شكنجهها، مجبور ميشوند براي عدم تدريس در مساجد و مدارس، ترك خطبه خواندن و وعظ ديني و امر به معروف و نهي از منكر تعهد كتبي بدهند.»
اين نامه ميافزايد: «اين رژيم علاوه بر انهدام خانهها، مدارس و آواره كردن هزاران خانواده، با هدف قرار دادن انديشة اهل بيت(ع) و ريشهكني ميراث آنان، به سوزاندن برخي كتابخانههاي خصوصي كه داراي دستنوشتههاي منحصر به فردي از فرهنگ اسلامي است، پرداخته است.اين جنايت به آنجا رسيده كه تمامي نسخههاي دو كتاب ارجمند نهجالبلاغه و صحيفة سجاديه كاملاً از بين رفته است.
-----------------------------------------
منابع:
http://www.gharibreza.com/Portal.aspx?PID=71243&Cultcure=Persian&CaseID=50214
alyamani.blogfa.com/post-282.aspx
www.7eqlim.ir/cont.php?nid=3
http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=171988