آمريكا - عربستان، در گردباد مثلث سني و هلا...

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۴
مهدي
نظرات (0)
منبع: روزنامه الحيات چاپ لندن
برگردان: فرزان شهيدي
اختلافات آمريكا وعربستان سعودي بر سر عراق بيش از گذشته آشكار شده است. عربستان از ابتدا معتقد بود حمله به عراق موجب تقويت ايران و وابستگي بغداد به تهران خواهد شد. يكي از مقامات سفارت عربستان در واشنگتن چند ماه پيش فاش كرد اگر آمريكا سياست هاي خود را در عراق تغيير ندهد عربستان به حمايت تسليحاتي از اهل سنت عراق خواهد پرداخت. البته اين مقام به خاطر اين اظهارات ـ كه غيرمسئولانه خوانده شد ـ به رياض فراخوان شد، اما ديري نپاييد كه ملك عبدالله پادشاه عربستان در نشست سران عرب از غيرقانوني بودن اشغال عراق سخن گفت.پس از آن نوبت به آمريكا رسيد تا اسرار ومواضع خود را فاش سازد. زلماي خليل زاد سفير واشنگتن در سازمان ملل كه قبلا در كسوت سفارت بغداد بود، اعلام كرد: نه تنها ايران وسوريه به ناامني هاي عراق دامن مي زنند، بلكه برخي از همسايگان عراق كه هم پيمان آمريكا هستند به تخريب دولت نوري مالكي مي پردازند. ترديدي نيست كه مقصود خليل زاد از اين سخنان عربستان بوده است. روزنامه نيويورك تايمز نيز در همين راستا اخباري درباره خشم دولتمردان آمريكايي نسبت به هم پيمانان سعودي خود منتشر ساخت. روزنامه گاردين چاپ انگليس هم اعلام كرد آمريكا وانگليس از ابتدا از عربستان خواسته بودند از دولت مالكي حمايت كند وتاكيد كرده اند كه سقوط مالكي حتي بر عربستان آثار منفي برجاي خواهد گذارد. اما به نظر مي رسد رياض بر خلاف اين توصيه ها عمل كرده است، تا جايي كه طبق گزارش دستگاه هاي اطلاعاتي آمريكا اكثر افراد انتحاري در داخل عراق سعودي هستند ودولت عربستان مانع خروج آن ها به سوي عراق نمي شود. سوال آن است كه عربستان با آن كه هم پيمان ديرين واشنگتن است، چرا درباره عراق تا اين حد با آمريكا اختلاف دارد؟ براي پاسخ به اين سوال بايد به تبيين مواضع واقعي دو طرف پرداخت. موضع عربستان را مي توان در اين عبارت خلاصه كرد: آمريكا با ايران درگير است، اما در واقع عراق را به ايران تسليم كرده است كه در صدد بسط هلال شيعي در خاورميانه است. سوال مقامات رياض آن است كه آيا از طريق دولت مالكي كه هم پيمان وبلكه عامل جمهوري اسلامي ايران است مي توان به مقابله با تهران برخاست؟در واقع آمريكايي ها با نوعي پارادوكس مواجه شده اند كه براي حل آن چاره اي جز بازي سياسي واتخاذ مواضع دوگانه ندارند. از يك سو اشغالگران آمريكايي قادر به گسست پيمان خود با شيعيان عراق نيستند ونمي توانند با اهل سنت عراق هم پيمان شوند. لذا روي گرداندن از شيعيان واقبال به اهل سنت به معناي رويارويي با شيعيان عراق خواهد بود وبه اعتقاد ناظران اين رويارويي، آمريكا را وارد دوزخي هولناك در عراق خواهد كرد كه چه بسا فرجام آن درگيري مستقيم با ايران باشد.بنابراين آمريكا چاره اي جز هم پيماني با اكثريت شيعه عراق ندارد، هر چند اين شيعيان از آن سو هم پيمان ايران باشند. به اعتقاد عربستان اين تناقض موجب ضعف آمريكا وتقويت جمهوري اسلامي ايران نه تنها در عراق بلكه در سطح منطقه شده است. عربستان از آمريكا مي پرسد چگونه با جنبش حماس كه سني است به اين بهانه كه هم پيمان ايران است مقابله مي كنيد، اما با نوري مالكي كه شيعه و وابسته به ايران است هيچ برخوردي نمي كنيد؟ برخي گزارش ها حاكي است كه عربستان اسنادي به دست آورده است كه نشان مي دهد مالكي عامل ايران است و عجيب اينكه اين اسناد در سطح وسيعي در بغداد پخش شده است، اما آمريكايي ها اعلام كرده اند اين اسناد جعلي است و مالكي عامل ايران نيست.اما انگيزه واستدلال آمريكا در حمايت از دولت مالكي چيست؟ سران واشنگتن قائل به آنند كه تخريب مالكي موجب مي شود روياي ثبات وامنيت عراق برباد رفته وآشوب وجنگ داخلي اين كشور را فراخواهد گيرد و زبانه هاي اين جنگ طبعا به كشورهاي منطقه واز جمله عربستان سرايت خواهد كرد. اما به نظر مي رسد موضع عربستان بر اين اصل مبتني است كه جنگ داخلي در عراق بهتر از سيطره ايران بر اين كشور به نام دولت مالكي است.در هر حال، دو هم پيمان قديمي يعني آمريكا وعربستان دچار اختلافات عميقي شده اند وهر دو آينده عراق را براي خود فاجعه بار مي دانند. بوش از تقابل با اكثريت شيعه در عراق واهمه دارد وملك عبدالله نگران سيطره كامل ايران بر عراق است. بوش اكنون ناچار به مقابله با مثلث سني در عراق است وبايد هلال شيعي را به فراموشي بسپارد و در مقابل ملك عبدالله معتقد است بايد به حمايت از اهل سنت عراق در برابر شيعيان وحامي منطقه اي آنان يعني جمهوري اسلامي ايران پرداخت.ظاهرا براي اين اختلافات دورنماي روشني متصور نيست، اما سوال عراقي ها آن است كه عراق تا كي قرباني سياست ها واهداف قدرت هاي منطقه اي وفرامنطقه اي خواهد بود؟ وآيا ملت ستمديده عراق در آينده نزديك شاهد ثبات واستقلال كشورش خواهد بود؟



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آمريكا نبايد زخم‌هاي ايرانيان را فراموش كند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۴
مهدي
نظرات (0)
رولا خلف ـ فاينانشال تايمز

شليك اولين ماهواره ايرانى، بعد از دو هفته از روى كار آمدن اوباما در كاخ سفيد، پيام كاملا واضحى از ايران به ايالات متحده است كه ايران كاملا مصمم است اگر بخواهد مذاكره و گفتگو نمايد، تنها از موضع قوى با ايالات متحده خواهد بود.
در اين راستا شليك اين موشك واضح‌ترين پيام در اين سلسله پيام‌ها بود كه موجب نگرانى شديدى در غرب شد، ولى پيام‌هاى ديگرى نيز وجود داشت مانند ممانعت ايران از ورود تيم آمريكائى بدمينتون به مسابقات ورزشى در ايران. همچنين اعمال فشار بر شوراى فرهنگى بريتانيا كه هفته گذشته تصميم گرفت فعاليت‌هاى خود را در تهران متوقف كند.
البته اين رويدادها، حاكى از آن نيست كه گفتگو و مذاكره ايران و آمريكا كه جهان منتظر آن است، آغاز نشود؛ بلكه به اين معنى است كه هر قدم اين مذاكره همراه با درگيرى خواهد بود. همچنين در اين اثنا ممكن است احتمال عصبانيت و سوء تفاهم از دو طرف وجود داشته باشد.
من ده روز در ايران بودم و از شهرهاى مختلف بازديد كردم، ولى آنچه كه مرا واقعا شوكه نمود، شك و ترديدى بود كه در ذهن ايرانيان نسبت به آمريكائى‌ها وجود دارد. عليرغم اينكه بسيارى از ايرانى‌هايى كه با آنها ديدار كردم از اهميت بهبود روابط بين ايران و ايالات متحده خبر مى‌داند ولى تعداد اندكى از آنها اميدوار بودند كه آمريكائى‌ها حاضر شوند امتيازهاى كافى بدهد كه اين گفتگو و مذاكره امر ممكنى گردد.
احساس دشمنى كه در ايران نسبت به آمريكائى‌ها وجود دارد به مراتب بيشتر از دشمنى است كه در كشورهاى عربى وجود دارد، شايد اين امر ناشى از نظام مستقلى است كه بعد از انقلاب اسلامى ايران در سال 1979 بوجود آمد، هر چند كه سياست‌هاى بوش اخيرا اين اختلاف بين ايران و كشورهاى عربى در دشمنى با آمريكا را كاهش داده است.
در داخل ايران اصلاح‌طلبان، علاقه و اميد بيشترى نسبت به سياست‌هاى اوباما از خود نشان مى‌دهند، ولى خارج از محيط اصلاح‌طلب‌ها، هر بار سخنرانى بلندبالا از افراد مختلف در مورد اذيت و آزارهاى ايالات متحده به جهان و بخصوص به ايران سخن به ميان مي‌آيد.
از طرف ديگر ايران نيز بايد به سؤال‌هاى بسيارى پاسخ بدهد. ايران تاكنون نتوانسته اعتماد جهانيان را نسبت به اهداف فعاليت‌هاى هسته‌اى خود جلب كند. همچنين مشكلات فراوانى را در جاهاى ديگر ايجاد كرده است. ايرانيان اين موضوعات را موضوعاتى ساده مى‌دانند و در مقابل توقعات و انتظارات بسيارى از ايالات متحده دارند. علاوه بر اين لحن حاكم بر روابط اين دو كشور بسيار تند است و زمينه‌اى براى گفتگو در مورد آينده روابط ايجاد نمى‌كند.
در سفرم به ايران، يكى از صريح‌ترين گفتگوها را با هيات تحريره روزنامه مستقل خبر در شيراز داشتم كه يكى از استان‌هاى جنوبى ايران است. آنها علاقه زيادى براى ديدن خبرنگاران بريتانيايى از خود نشان دادند، تا آنجا كه سه ساعت تاخير ما را تحمل كرده و با سينى‌هاى پر از ميوه و شيرينى منتظر ما ماندند.
در اين گفتگو، مسائلى كه آنها اصرار داشتند توضيح دهند، اين بود كه ايالات متحده واقعا بايد از نيت‌هاى بد خود برگشته باشد و اين را قبول كند كه ايران يك كشور قوى و داراى تكنولوژى علمى است كه بدون كمك غرب به اين پيشرفت رسيده است.
ولى از طرف ديگر پرتاب ماهواره صنعتى توليد داخل، برنامه هسته‌اى ايران كه جهان را نگران ساخته از ديد آنها مايه عزت و افتخار آنها است و در مورد مجازات بين‌المللى كه بر ايران اعمال شده تا بلندپروازي‌هاى هسته‌اى ايران را محدود نمايند، مى گويند كه تلاش‌هاى ايران براى پيشرفت هزينه‌هاى زيادى دارد، مانند اقتصاد درونگرا و پر از مانع، عدم استفاده از سرمايه‌هاى خارجى براى استفاده در صنعت نفت و گاز و ارتش بزرگى از بيكارانى كه تحصيلكرده دانشگاه نيز هستند. آنها تاكيد مى‌كنند كه حاضر هستند هزينه اين پيشرفت‌ها را بپردازند.
البته در اين ميان ايرانيانى هستند كه مى‌توانند بين ارزش‌ها و واقعيت‌ها، حكيمانه و با دور انديشى قضاوت كنند. آنها توقع دارند كه در نهايت واقع‌گرايى بر امور حاكم شود و هم ايران و هم ايالات متحده براى ايجاد روابط بهتر حاضر به امتيازدهى شوند.
در اين راستا شايد بزرگ‌ترين مانعى كه ايالات متحده در مسير خود براى آغاز مذاكره با ايران اين است كه به صورت مصنوعى و يا به صورت واقعى براى خود ارزش بسيارى قائل هستند كه در واقع ايالات متحده نمى‌تواند نسبت به اين امر بى‌تفاوت باشد. آمريكا در نهايت مجبور است اين ارزشى كه ايران براي خود قائل است را مورد توجه قرار داده و علاوه بر اين ايالات متحده بايد چندين دهه دشمنى و سوء تفاهم بين ايران و خود را هم مورد ملاحظه قرار دهد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

روسيه بزرگترين شريك تجاري تركيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۳
مهدي
نظرات (0)
يادداشتي از عبدالله گل،‌رييس جمهور تركيه

روابط بين تركيه و روسيه به خوبي پايه ريزي شده است و به 500 سال قبل بازمي گردد. روسيه يكي از همسايگان بسيار مهم براي تركيه در زمان اتحاديه جماهير شوروي بود و اولين كشوري بود كه طي جنگ استقلال دولت آنكارا را به رسميت شناخت.
از زمان ظهور روسيه فدرال به عنوان يك بازي كن مستقل بين المللي در اوايل دهه 1990، روابط تركيه و روسيه وارد مرحله جديدي شد. در اين فضاي جديد، اقتصاد ما و شركاي تجاري ما در واقع به يك پشتوانه براي روابط ما، به ويژه در سال هاي اخير تبديل شده است. با در نظر داشتن اين موضوع، من بر اين باورم كه در حال حاضر هيچ مشكل سياسي بين دو كشور وجود ندارد.
روابط اقتصادي و تجاري ما به طرز بسيار قابل ملاحظه اي توسعه پيدا كرده است. در اين چارچوب، روسيه به بزرگترين شريك تجاري تركيه با ارزش تبادل تجاري كلي حدود 35 ميليارد دلار در سال 2008 تبديل شده است.
در اين راستا بايد قدردان پروژه جريان آبي بود كه در سال 2003 آغاز شده است. چرا كه همكاري ما در اين زمينه در واقع از بعد استراتژيك اهميت دارد و در حال حاضر ما 3/2 نيازهاي گاز طبيعي و 25 درصد از خواسته هاي نفتي خود را از اين پروژه به دست مي آوريم. ارزش كلي اين پروژه كه توسط شركت هاي ترك در روسيه به بهره برداري رسيده است به 30 ميليارد دلار رسيده است كه در واقع اين مبلغ برابر است با 4/1 از تمام پروژه هايي كه توسط پيمانكاران ترك در سراسر جهان برعهده دارند. از اينها گذشته، تعداد توريست هاي روسي كه در سال 2008 از تركيه ديدن كردند به مرز 3 ميليون نفر رسيد. همه اين آمارها به اندازه كافي نشان دهنده ميزان روابط تجاري و اقتصادي ما است. از طرفي، به عنوان بخشي از حوادث سال 2007، تركيه سال فرهنگي روسيه را جشن گرفت و در سال 2008، سال فرهنگي تركيه در روسيه بود كه با برنامه هاي موفق اين دو كشور توانستند همكاري هاي نزديكي را در زمنيه گسترش توريسم با يكديگر داشتند.
هدف اعلاميه بر روي توسعه روابط دوستانه و هم پيماني بين جمهوري تركيه و روسيه فدرال كه طي سفر ولاديمير پوتين، رييس جمهور سابق روسيه به تركيه در دسامبر سال 2004 اعلام كرد، بر روي داشتن روابط بهتر و محكم تر است. از سال 2004، سفرهاي مقامات ارشد دو كشور، روابط دو كشور را بيش از پيش محكم تر كرد.
با توجه به اين مسئله است كه من نيز در تاريخ 12 تا 15 فوريه سال 2009، به مسكو سفر مي كنم. طي اين سفر، با ديمتري مدودف، رييس جمهور روسيه در خصوص مسير روابطمان گفت و گو خواهم كرد و پيش بيني مي شود كه روابط دو كشور در آينده افزايش خواهد يافت.
همچنين قصد داريم كه در مورد مسائل بين المللي و منطقه اي با آقاي مدودف مذاكره كنم. من بر اين باورم كه اين سفر به روابط دو كشور و همكاري هاي دوجانبه سرعت بخشد. در واقع ديدارهاي پيشين مقامات عالي رتبه دو كشور فضايي را به وجود آورده است كه موجب تسريع روند همكاري بين دو كشور شده است و مشكلات تكنيكي و بروكراتيك را برطرف كرده است.
در بخشي از اين سفر به جمهوري تاتارستان خواهم رفت كه بخشي از روسيه فدرال است و تركيه روابط خاصي با آن دارد. طي اين سفر نيز با مينتيمر شاميف، رييس جمهور تاتار ديدار خواهم كرد. اين عقيده من است كه حفظ و توسعه روابطمان با روسيه فدرال موجب تقويت احساسات ملت هاي ما نسبت به يكديگر خواهد بود كه سبب مي شود روابط تركيه و روسيه و همكاري هاي دوجانبه بين دو كشور به صلح و ثبات در منطقه منجر شود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پرز رئيس جمهور اسرائيل نتانياهو را مامور تشكيل كابينه كرد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۳
مهدي
نظرات (0)
نتانياهو در چندين جنگ شركت داشته است، از جمله در عمليات فرودگاه بيروت در سال 1970 كه به هنگام ربوده شدن هواپيماي "سابانا " مجروح شد. وي در سال 1972 ارتش را رها كرد. اما در سال 1973 به علت جنگ و شكست رژيم صهيونيستي به ارتش بازگشت و به درجه ژنرالي رسيد.
در سال 1982 به درخواست "موشه آرنز " وزير جنگ سابق رژيم صهيونيستي به عنوان نايب ‌رئيس هيأت اعزامي اين رژيم به واشنگتن رفت. اين هيأت وظيفه بررسي نحوه همكاري استراتژيك ميان آمريكا و اسرائيل را به عهده داشت. از سال 1984 تا 1988 سفير رژيم صهيونيستي در سازمان ملل شد. در سال 1988 نتانياهو معاون وزير امور خارجه و از سال 1991 نيز معاون "اسحاق شامير " نخست‌وزير رژيم صهيونيستي بود. از سال 1996 تا 1999 به عنوان نهمين نخست‌وزير رژيم صهيونيستي انتخاب شد و همزمان مسئوليت وزارت اسكان را نيز در دست داشت.
نتانياهو در انتخابات سال 1999 رقابت را به حريف اصلي خود يعني "ايهود باراك " رئيس حزب كار رژيم صهيونيستي واگذار كرد، اما همچنان به عنوان يك بازيكن فرعي در صحنه سياسي رژيم صهيونيستي خود را نگه داشت.
وي در سال 2002 و هنگامي كه "آريل شارون " يكي از سران راستگراي رژيم صهيونيستي قدرت را در دست گرفت و بعد از استعفاي "ديويد لوي " به منصب وزارت خارجه اين رژيم منصوب شد، بعد از آن نيز از سال 2003 تا 2005 وزير دارايي رژيم صهيونيستي شد. در سال 2005 بعد از اينكه نخست‌وزير وقت رژيم صهيونيستي كه خود يكي از افراطي‌ترين سران اسرائيل بود و به علت كشتار مردم فلسطين به "قصاب صبرا و شتيلا " معروف شده بود، طرح خروج از نوار غزه را مطرح كرد، نتانياهو به عنوان اعتراض به اين طرح از كابينه شارون كناره‌گيري كرد.
بعد از اينكه شارون در پي تشديد اختلافات با حزب ليكود در پي تصميم به عقب‌نشيني يك‌جانبه از غزه از ليكود خارج شد و حزب به اصطلاح ميانه‌رو "كاديما " را تاسيس نمود، نتانياهو بار ديگر به رياست ليكود برگزيده شد تا اين حزب همچنان در مواضع افراطي خود باقي بماند.
برنامه سياسي حزب ليكود در زمان رياست نتانياهو به اين صورت طراحي شد، در زماني كه بحث تشكيل دو دولت فلسطيني و اسرائيلي در سرزمينهاي اشغالي مطرح شده بود، اين حزب به شدت با برپايي دولت فلسطيني مخالفت مي‌كرد، آنها همچنين با انتقال اموال دولت منتخب فلسطين به رياست‌ "اسماعيل هنيه " به غزه نيز مخالف بودند.
افراط گرايي ليكود تا حدي بود كه آنها با به كارگيري كارگران فلسطيني از كرانه باختري و نوار غزه در بخش صهيونيست‌نشين فلسطين اشغالي نيز به شدت مخالف بودند. آنها همچنين طرح "نقشه راه " را به علت آنچه آن را نبود شريك فلسطيني قانوني مي‌ناميدند، رد كرده و آن را فرسوده خواندند.
بعد از اين مواضع‌ افراطي بود كه جنبش مقاومت فلسطين (حماس) اين موضع‌گيري‌ها را جنگ عليه ملت فلسطين قلمداد كرد،
"سامي ابوزهري " سخنگوي اين جنبش گفت: اين "نه "ها در راستاي ادامه تجاوزات اسرائيل عليه ملت فلسطين است و به معني واقعي برنامه جنگي عليه ملت فلسطين را نشان مي‌دهد.
ابوزهري در پاسخ به اين مواضع تاكيد كرد كه ملت فلسطين سازوكار مقاومت را ادامه خواهد داد و به حقوق و آرمانهاي فلسطيني خود پايبند است و اشغالگران را به رسميت نخواهد شناخت.
رئيس ليكود در آستانه انتخابات پارلماني نيز تاكيد بر مواضع تند خود را به عنوان يكي از مهم‌ترين عناصر تبليغاتي تكيه كرد، او در اظهاراتي رد عقب‌نشيني از بلنديهاي جولان و قدس شرقي را كه "ايهود اولمرت " نخست‌وزير مستعفي رژيم صهيونيستي به دنبال آن بود را اعلام كرد.
نتانياهو همچنين تهديد كرده است كه به ايران حمله خواهد كرد و براي نابود كردن حماس بار ديگر غزه را به اشغال نيروهاي صهيونيست درخواهد آورد.
كارشناسان مسايل سياسي اين اظهارات نتانياهو را به دور از واقعيت‌هاي موجود مي‌دانند و معتقدند كه اين اظهارات تنها براي جلب آراء محافل تندروي صهيونيستي كه بيشترين قدرت را در سرزمينهاي اشغالي در دست دارند صورت مي‌گيرد.
نگاهي به ناتواني رژيم صهيونيستي در تجاوز 22 روزه اخير به نوار غزه نيز اين موضوع را به اثبات مي‌رساند، نتانياهو در حالي از حمله به ايران و از بين بردن نيروهاي مقاومت سخن مي‌راند كه نظاميان ارتش صهيونيستي حتي موفق نشدند با تمام امكانات و تجهيزات خود موشك‌هاي مقاومت فلسطيني به سرزمينهاي اشغالي را كه جزو مراحل اوليه اهداف خود از حمله به غزه تعريف كرده بودند، متوقف كنند.
نتانياهو همچنين مدعي شده است كه كابينه به رهبري وي تنها كابينه رژيم صهيونيستي خواهد بود كه مي‌تواند ابقاي بلندي‌هاي جولان در دستان اسرائيل را تضمين كند و نخواهد گذاشت كه قدس اشغالي تقسيم شود.
نتانياهو در اظهارات تبليغاتي خود گفته بود: قدس هرگز بار ديگر تقسيم نخواهد شد، جاملا ( نام عبري جولان) نيز هرگز سقوط نخواهد كرد و در صورت پيروزي ليكود همچنان در دستان ما خواهد بود.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آغاز روند اصلاح و گسترش شوراي امنيت

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۲
مهدي
نظرات (0)
نگاهي به گذشته

تركيب و اختيارات شوراي امنيت از ۶۳ سال پيش تا امروز هيچ تغييري نكرده است. نخستين نشست مشورتي اين شورا روز ۱۷ ژانويه سال ۱۹۴۶ در لندن تشكيل شد و محل آن، از سال ۱۹۵۱ به مانهاتان انتقال يافت. هدف از تشكيل شوراي امنيت براساس ماده ۲۴۱ منشور سازمان ملل متحد، حفظ صلح و امنيت در جهان بود. اما از ميان اعضاي سازمان ملل، همواره تنها پنج عضو دائمي و ده عضو غيردائمي در اين شورا حضور داشته‌اند. آمريكا، فرانسه، بريتانيا، روسيه و چين، به عنوان اعضاي دائمي از حق وتو برخوردار هستند.

ده عضو غيردائمي، هر‌سال در مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي مدت دو سال برگزيده مي‌شوند. با استناد به الگوهاي ۶۰ سال پيش، همچنان قاره‌هاي آفريقا و آسيا به ترتيب سه و دو عضو غيردائمي به شوراي امنيت مي‌فرستند. نمايندگان آمريكاي لاتين دو نفر، اروپاي شرقي يك نفر و اروپاي غربي دو نفر هستند.

نامزدهاي عضويت دائمي

بحث ضرورت اصلاح تركيب و اختيارات شوراي امنيت، با توجه به تغيير اوضاع سياسي جهان، از آستانه هزاره سوم در نشست‌هاي سازمان ملل متحد آغاز شد. آلمان، ژاپن، هند و برزيل خواستار عضويت دائمي شورا شدند. اما همراه با آن، بسياري از كشورها برخواست گسترش تركيب شورا تاكيد ورزيدند. برخي از اعضاي سازمان ملل نيز، به حق وتوي پنج عضو دائمي اعتراض دارند و آن را نشانه نفوذ قدرت‌هاي بزرگ بر تصميمات شورا مي‌دانند. اما تا امروز رقابت‌هاي سياسي ملي و منطقه‌اي، سبب جلوگيري از آغاز رسمي مذاكرات مربوط به اصلاح شوراي امنيت شده بود.

يك حركت مهم تاريخي؟

روز پنجشنبه اين هفته، پس از آن كه ۱۹۲ عضو مجمع عمومي به آغاز مذاكرات راي دادند، رئيس مجمع عمومي به خبرنگاران گفت: «اين، براي سازمان ملل متحد يك روز تاريخي مهم است. ما بالاخره توانستيم روند اصلاح ساختارهاي شوراي امنيت را به جريان بياندازيم».

كشورهاي عضو سازمان ملل متحد، در مصوبه نشست سپتامبر سال ۲۰۰۸ خود ماموريت آغاز بررسي‌هاي مربوط به اصلاح ساختارهاي شوراي امنيت را به مجمع عمومي اين سازمان دادند. مجمع عمومي بر اساس اين مصوبه ماموريت يافت كه مذاكرات را از روز ۲۸ فوريه ۲۰۰۹ آغاز كند.

سفير آلمان در سازمان ملل، روز پنجشنبه گفت: «چشم انداز توافق بر سر اصلاح شوراي امنيت بهتر از هميشه است». با توجه به بحران مالي جهاني، در همه جا از ضرورت تحكيم يك نظم جهاني سخن در ميان است. اما به نظر سفير چين در سازمان ملل، مذاكرات دنباله همان بحث‌هائي است كه گروه‌هاي كاري مجمع عمومي مدتي است آغاز كرده‌اند. وي به خبرنگاران گفت: «مشكلات، همچنان وجود دارند. بايد ديد كه كشورهاي عضو، از مواضع خودشان چگونه دفاع مي‌كنند.

در مذاكراتي كه از چهارم ماه آينده آغاز مي‌شود، ابتدا بحث بر سر شكل‌هاي عضويت در شوراي امنيت است. در اين دوره، بايد بر سر نمايندگي مناطق مختلف جهان و حق وتو مذاكره شود. تعداد نهائي اعضا و روش كار شوراي امنيت قرار است از ماه آوريل در دستور كار قرار بگيرد. پيش‌بيني مي‌شود كه مذاكرات تا رسيدن به نتيجه نهائي يك سال به درازا بيانجامد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

روزنامه هاآرتص :تنها راه‌حل ممكن عادت به زندگي با ايران هسته اي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۲
مهدي
نظرات (0)
اين 4 گزينه شامل :
دفاع فعال، دفاع انفعالي، تهاجم نظامي و زمين گير شدن.
اما اتخاذ هر يك از اين رويكردها منوط به صرف بودجه هنگفتي است كه بايد درنظر گرفته شود.انتخاب هر يك از گزينه هاي يك، دو و سه به نوعي اشتباه استراتژيك بزرگي محسوب مي شود. متأسفانه در حال حاضر اين اتفاق افتاده است زيرا سال هاي متمادي است كه اسرائيل سياست گزينه دفاع فعال را براي خود انتخاب كرده است كه سرمايه‌گذاري زياد اسرائيل را بر گسترش سيستم دفاعي- موشكي آرو (Arrow) در اين زمينه است كه در ادامه همان گسترش نسل سوم ازاين سيستم ضد موشك بالستيك آرو Arrow مي باشد و به اصطلاح براي مقابله با موشك هاي اتمي ايران در نظر گرفته شده است.دفاع انفعالي كه به‌معناي ساخت تأسيسات اتمي در اسرائيل باشد، گزينه واقع بينانه‌اي به‌نظر نمي‌رسد زيرا صرف هزينه و سرمايه‌گذاري در اين مورد نامعقول است. مشكل ديگر آن است كه بسياري از مردم داراي پناهگاه مناسبي در هنگام حمله نيستند و در يك حمله ناگهاني دسترسي‌اشان به پناهگاه بسيار محدود است كه البته اين گزينه نيز 4 دهه است كه توسط امريكا به‌دليل غير واقع‌بينانه بودن متروك مانده است.عده ديگر كه به گزينه حمله معتقد بودند، حالا فهميده‌اند كه حمله به چنين تأسيساتي به‌دليل آنكه در اعماق زمين ساخته شده و با حملات هوايي نمي شود آن‌ها را از بين برد. همچنين اطلاعات دقيقي در مورد سايت‌هاي هسته‌اي در ايران در دست نيست و ممكن است كه سايت‌هاي ديگري وجود داشته باشد كه ما از آن اطلاعي نداريم، بنابراين گزنيه حمله نيز غيرممكن است.كابينه جديد بايد از تجربيات گذشته درس بگيرد كه قضيه غزه از اين دست مي باشد زيرا حمله اسرائيل تنها باعث تقويت حمايت ازرژيم مورد تهاجم خواهد شد.آنچه باقي مي ماند همان گزينه چهارم است كه در شرايط حاضر و با توجه به منابع خارجي، تنها گزينه قابل اطمينان و داراي اعتبار همان استراتژي بازدارندگي و زمين‌گيري است. الان زمان آن رسيده است كه روي اين گزينه بيشتر سرمايه‌گذاري كنيم. بنا بر شواهدي كه از منابع خارجي در دست است، اسرائيل در حال افزايش ظرفيت‌هاي بازدارنده‌اي مانند افزايش ظرفيت ضد تهاجمي براي زير دريايي‌هايش است. اين استراتژي تنها راه‌حلي است كه بر مبناي آن بتوان از ايران هسته‌اي جلوگيري كرد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

معادلات سياسي تازه در خاورميانه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۱
مهدي
نظرات (0)
براي واكاوي علل و عوامل اين سفرها كه همزمان با سفر والدنر اروپايي و پيش از سفر يك هيئت از كنگره آمريكا صورت گرفت، بايد به ماه هاي گذشته عقب رجوع كرد. زماني كه نيكولا ساركوزي رئيس جمهور فرانسه وارد سوريه شد و در پي آن، خاوير سولانا، ديويد ميليباند و شماري ازمسئولان اروپايي و آمريكايي با مقامات سوري در دمشق ديدار كردند. بسياري اين ديدار و سفرها را نشانه آغاز گشايش روابط جديد ميان سوريه و اتحاديه اروپا و به طور كلي غرب دانستند.در اين ميان، منابع عربستاني از آماده سازي براي سفر رئيس جمهور سوريه به رياض در دوم ماه مارس آينده پرده برداشتند. اين سفر پيش از برگزاري نشست سران كشورهاي عضو اتحاديه عرب در دوحه در ميانه مارس آينده انجام خواهد گرفت.
عربستان در حالي اين اقدام ديپلماتيك را كليد زد كه تغيير و تحولات گسترده اي در سطح منطقه اي و بين المللي بروز و نمود يافته است. از يك سو، دولت جمهوريخواه آمريكا كه خاورميانه را به دو محور ميانه روها و تندروها تقسيم كرده بود، از دور خارج شد و جاي آن را دولتي به رياست يك دمكرات گرفت. اوباما در همان روز نخست مراسم سوگند اعلام كرد كه خواهان همكاري و تعامل ديپلماتيك با دشمنان سابق آمريكاست.
از سويي ديگر، برخي اخبار درباره انجام مذاكراتي سري و محرمانه ميان سوريه و آمريكا پيش از آغاز دوره رياست جمهوري اوباما رخنه كرد و در عين حال تبادل پيام هاي ايراني و آمريكايي - حداقل از طريق رسانه ها - درباره انجام مذاكره مستقيم بر سر مسائل مورد اختلاف و به عبارتي تلويح واشينگتن به نقش محوري و كليدي تهران در بسياري از مسائل منطقه اي نظير عراق و افغانستان، تغيير و تحولات جديدي را در معادلات منطقه اي و بين المللي رقم زده و خواهد زد.
در همين حال، رويكرد ديپلماتيك اروپايي ها در تعامل با سوريه طي ماه هاي گذشته، همكاري اين كشور در پرونده ترور رفيق الحريري نخست وزير اسبق لبنان، برقراري روابط ديپلماتيك ميان سوريه و لبنان، دمشق را از دايره انزوا خارج ساخته و اكنون آن را به وزنه اي تاثير گذار در خاورميانه بدل كرده است.
باز در همين سطح منطقه اي، گروهي از راديكال ها تحت نام راستگرايان افراطي نتايج انتخابات پارلماني در اسراييل را به نفع خود رقم زدند. اينان هر گونه مذاكره با فلسطينيان درباره مسائل مورد اختلاف را رد مي كردند و در مقابل بر تعامل راديكال نه تنها با فلسطينيان بلكه با جهان عرب و اسلام تاكيد مي كنند كه اولين نمونه آن اظهارات يكي از مقامات ارتش اسراييل درباره تركيه و نخست وزير اين كشور بود.در كنار تمامي اين اسباب و عوامل نمي توان ظهور قدرت هاي جديد در خاورميانه نظير ايران و تركيه و درخشش ستاره آنها از لحاظ ايفاي نقش كليدي در خاورميانه در مسائلي نظير حمايت از فلسطين را ناديده گرفت.البته دراين ميان، موافقت سوريه با بهره برداري از روابط استراتژيك خود با تهران به منظور يافتن سازوكارهايي براي حل اختلاف نظرهاي عربي با اين كشور بر سر برخي مسائل را نبايد ناديده گرفت.
تمامي اين علل و عوامل عربستاني ها را بر آن داشت تا براي عقب نماندن از روند تحولات جاري در سطح منطقه اي و جهاني و از دست ندادن جايگاه محوري خود در منطقه دست به كار شده و باب روابط با سوريه را از نو بگشايند.افزون بر اين، نشست سران دوحه در ماه آينده ميلادي كه پيش از آن نشست وزراي خارجه عرب در قاهره برگزار خواهد شد، مي بايد دستاوردي عملي براي پيشنهاد آشتي عربي مطرح شده از سوي ملك عبدالله داشته باشد.
هر چند نبايد اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه اختلافات چند ساله بر سر مسائل استراتژيك و مواضع كشورها را نمي توان در قالب ديدارهاي ديپلماتيك و آشتي هاي صوري لمس كرد.بايد ديد طي مرحله آتي اين ديدارها مي تواند دستاوردهايي را در عالم واقع داشته باشد و مي تواند مواضع استراتژيك گروهي را در مقابل گروهي ديگر تعديل نمايد يا خير.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سه افسانه براي ونزوئلا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۱
مهدي
نظرات (0)
افسانه اول : با سقوط قيمت نفت ، حكومت آقاي چاوز هم سقوط مي‌كنداصلا چنين فكري نكنيد. عقل سليم بر وجود رابطه ميان آينده سياسي چاوز و قيمت پرنوسان نفت تاكيد مي‌كند . اين حقيقت را نمي‌توان انكار كرد كه محبوبيت چاوز در ميان مردمان ونزوئلا به خدمات رفاهي بازمي‌گردد كه آقاي رئيس جمهور به واسطه قيمت نفت موفق به انجام آن شده‌است.حالا هم تمام اميد مخالفان چاوز به همين قيمت نفت است. مخالفان اميدوارند كه با سقوط قيمت نفت در بازار جهاني چاوز هم در پيشبرد اهداف اقتصادي خود ناكام مانده و در چشم مردم از قهرماني ملي تبديل به رئيس جمهوري نه چندان موفق شود .اما اميدها از آنجا ريشه مي‌گيرد كه ونزوئلا در حال حاضر بالاترين رقم تورم در امريكا لاتين را به خود اختصاص داده‌است. بودجه سال 2009 ميلادي هم بر اساس قيمت نفت از قرار بشكه‌اي 60 دلار ارزيابي شده‌است. هر بشكه نفت اما در حال حاضر بشكه‌اي 40 دلار معامله مي‌شود. البته مخالفان در يك مورد دچار اشتباه در محاسبه شده‌اند. محبوبيت اجتماعي تنها راه براي باقي ماندن در قدرت نيست. هستند در دنيا رهبران نه چندان محبوبي كه همچنان بر كرسي قدرت تكيه داده‌اند.حسني مبارك يكي از همين دست رهبران است.چاوز دوستاني مانند كوبا در كنار خود دارد كه مي‌توانند به او در بقاي در قدرت كمك كنند.
افسانه دوم: اپوزيسيون در ونزوئلا چيزي نيست جز شبكه‌اي از مفسدان اقتصادي و اخلاقي كه تنها كاري كه از دستشان برمي‌آيد هدايت كودتاهاي نافرجام است.اين باور هم حقيقت ندارد. پرنفوذترين رهبران اپوزيسيون در ونزوئلا جوانهايي هستند تحصيلكرده كه همگي زمان روي كار آمدن چاوز يا كودك بودند يا در حال گذران روزهاي نوجواني. از همين كلاس‌هاي درس بود كه اين طيف از مخالفان راه خود را به جامعه سياسي ونزوئلا گشودند. آنها راه‌هايي مملو از صلح و دوستي براي مبازره با چاوز انتخاب كردند. اما مانعي كه بر سر راه قدرت گرفتن اين طيف است همان شايعاتي‌ست كه طرفداران چاوز به راه‌انداخته‌اند: موافقان چاوز از طبقه محروم هستند و مخالفان مفسداني ثروتمند كه تنها كاري كه بلد هستند اعتراض به نبود فضايي دموكراتيك است.سالهاست كه آمار در ونزوئلا تنها بر يك پاشنه مي‌چرخد. يك سوم هموطنان چاوز همواره از او دفاع مي‌كنند. يك سوم خواب يك لحظه موافقت و همراهي با او را هم نمي‌بينند و اما يك سوم ديگر ميان چاوز و ديگران در حال تاب خوردن هستند.در پانزدهم فوريه هم نتيجه درست مانند هميشه پيش رفت.46 درصد از ونزوئلا‌ئي‌ها آراي خود را مخالف با راي و عقيده چاوز به صندوق ريختند.اين رقم به معناي 5 ميليون نفر است. يازده ميليون ونزوئلاني در اين انتخابات شركت كردند.در ونزوئلا نه ثروتمندان و نه طبقه متوسط سهمشان هرگز به بيش از يك سوم صعود نمي‌كند.
افسانه سوم: ونزوئلا جامه كشوري دموكرات را بر تن مي‌كندبله. اين جمله هم صحيح است . حتي مي‌توان ادعا كرد كه ونزوئلا در حال حاضر هم كشوري دموكرات است.البته به شرط آنكه برگزاري انتخابات را براي دموكرات خواندن يك كشور كافي بدانيم. چاوز مدتهاست كه براي رسيدن به هدف خود رفراندوم‌هايي را برگزار مي‌كند و البته از تمام قواي انساني و مالي خود براي پيروزي بهره مي‌جويد. در حقيقت همه مهره‌ها به گونه‌اي چيده مي‌شود كه برآيند چيزي به جز از پيروزي نباشد.اما دموكراسي مي‌تواند معناي ديگري هم داشته باشد. درست پانزده ماه پيش بود كه چاوز بحث لغو محدوديت زماني براي حضور رئيس‌جمهور در انتخابات را به رفراندوم گذاشت. آن زمان اين رفراندوم با شكست روبه‌رو شد. اما آقاي هوگو دست از تلاش برنداشته و ادعا كرد كه اين رفراندوم را تا زماني كه پاسخ مردم مثبت باشد،برگزار خواهد كرد.
يك سوال ديگر: آيا در جامعه‌اي دموكرات يك نفر در جامه رئيس جمهور بر همه چيز كنترل و احاطه كامل دارد؟ بر سيستم قضايي. بر ديوان عالي، بر كميته برگزار كننده انتخابات ،بر ارتش و حتي بر بانك‌ها؟چاوز در اين رفراندوم برنده شد اما اين موفقيت نمي‌تواند اين حقيقت را تحريف كند كه چاوز در آينده و در جهاني متفاوت قرار است ونزوئلائي متفاوت از امروز را هدايت كند. چاوز پول كمتري براي برآورده كردن انتظارات اجتماعي و پيش‌بردن اصلاحات در اختيار دارد. رئيس‌جمهور به زودي متوجه خواهد شد كه لبخند رضايت‌بخشي كه بر لبان كشورهاي به ظاهر دوست نشانده شده‌است در دراز مدت مي‌تواند به اخمي ديپلماتيك تبديل شود. و حقيقت ديگر اين كه در حال حاضر اين باراك اوباما است كه بر كاخ سفيد سلطه دارد و نه جورج بوش. شايد چاوز از اين پس بيش از آنكه به خواندن آوازهاي زيبا روي بياورد وادار به فرياد كشيدن شود.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ارامنه حمريان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

بله پيدا بود كه ارمني هستند! پس نجسند. در كلامش آن چنان قهر و اخم موج مي زد، كه دهانم تلخ شد و رعشه اي از درد توي پيشاني ام پيچيد. گفتم. پاكند مثل دسته گل!  نجسند! پاكند!  تو از كجا مي گويي پاكند؟

شما از كجا مي فرماييد نجسند؟  تو بايد بگويي چرا پاكند . شما بفرماييد چرا پاك نيستند!

اصل بر پاكي ست. مگر شما نخوانده ايد " كل شيي طاهر حتي تعلم انه قذر!" – همه چيز پاك است مگر اين

كه به آلودگي آن علم پيدا كنيد.-  تو اين را از كي ياد گرفتي؟ از حاج آخوند.يعني آخوند ده تان ارامنه را پاك

مي داند؟ بله، من ديدم به خانه ي آن ها مي رود سر سفره شان مي نشيند. از همان باديه اي كه آن ها آب مي خورند آب مي خورد. با همان حوله آن ها دست وصورتش را خشك مي كند، در خانه آن ها نماز مي خواند. وقت نمازش هم زن و مرد ارمني دستشان را روي قلبشان مي گذارند و چشمانشان پر از اشك مي شود. باغ انگور حاج آخوند دست همين خاچيك بود، او باغ را هرس مي كرد، آبياري مي كرد و مي گفت اين كار

بركت زندگي اوست. حاج آخوند درس هم خوانده؟ بله.  كجا؟  پنج سال حوزه اقا ضياء الدين اراك، ده سال اصفهان، ده سال نجف،پنج سال هم قم. سي سال درس خوانده، آن وقت آمده آخوند ده شده؟

از خودش بپرسيد چرا در ده مانده است. شايد هم عمر صرف كرده اما خوش ذهن نبوده و چيزي ياد نگرفته!

آقاي عامري بهترين معلم منطق بود،كتاب الكبري في المنطق و حاشيه ملا عبدالله را از همه بهتر درس مي داد. به ما گفته بودند كه معلمتان را مدح كنيد! تملق در راه علم پسنديده است!. اما سينه ام تنگ شده بود چطور

مي شد كسي در باره حاج آخوند چنين حرفي بزند و ساكت بمانم؟ پرسيدم شما طعام اهل كتاب را پاك نمي دانيد؟

 گفت نه. گفتم مگر قرآن مجيد نمي گويد طعام اهل كتاب براي شما حلال است و طعام شما هم براي آن ها حلال. يعني مي توانيد به خانه ي هم برويد و هم سفره شويد. نه پسر جان منظور قرآن از طعام  گندم است! كتاب هاي لغت هم همين را مي گويد. اين بحث بارها پيش حاج آخوند مطرح شده بود. جزييات بحث يادم بود. به آيات ديگري كه از طعام سخن گفته شده بود اشاره كردم. مثل: و لا يحض علي طعام المسكين...اصلا

يك بار حاج آخوند به ما گفت قرآن را دوره كنيم و كلمه طعام را هر جا بود بشماريم ويادداشت كنيم. او براي ما توضيح داده بود كه مراد از طعام همين غذاي معمول خانواده هاست. به آقاي عامري گفتم موافقيد برويم

كتابخانه، لسان العرب را نگاه كنيم؟ مفردات راغب هم هست و نيز مجمع البحرين طريحي؟ همه شان مي

گويند طعام همان غذاي معمول است.اسم جامع لكل ما يوكل! گفت اين ها را هم حاج آخوند يادت داده؟  بله من تا به حال هيچكدام اين كتاب ها را نديده ام. اصلا نمي دانم دركتاب خانه هست يا نه! حرف ديگري درباره طهارت اهل كتاب  نزد؟ چرا گفتند خدمتكار امام رضا يك  دختر مسيحي بود. برخي اعتراض كردند كه آن دختر وضو نمي گيرد و غسل نمي كند. امام رضا فرمود اشكالي ندارد!دست هايش را كه مي شويد. تازه حاج آخوند مي گفت مي شود با دختران ارمني ازدواج كرد! نيازي نيست كه  آن ها از دين خود دست بردارند. حرف ديگري نزد؟  چرا مي گفت اسلام دين آساني است آخوندا سختش كردند! ايمان را به شريعت تبديل كردند. اين كار آخونداي همه ي دين هاست! دين ديگرراه زندگي نيست باري ست كه بايد بر دوش بكشي...گفت همين است ديگر يك بز گر گله اي را گر مي كند!

گفتم شما حاج آخوند را نمي شناسيد. او بيشتر از شما درس خوانده است. صداي آقاي عامري بلند شده بود. يكي از طلبه ها در اتاق را باز كرد و گفت آقاي عامري دوباره جوشي شدي! اين همه نماز و روزه مستحبي واجاره اي پس كي تو را آرام مي كند؟ چرا سر بچه مردم داد مي زني؟ آقاي عامري از خشم مي لرزيد.

مي دانستم كه در خشم و خروش او ذره اي ريا نيست. واقعا گمان مي كرد كه حاج آخوند شريعت را درست درك نكرده است. به قول خودش فقه را تذوق نكرده است. ديگر نمي توانستم پيش او منطق بخوانم.

براي نماز مغرب و عشا رفتم مسجد حاج تقي خان، موضوع را براي آيه الله احمدي تعريف كردم. با حوصله

به همه حرفم گوش داد. گفت اشكالي ندارد خودم برايت منطق مي گويم. كتاب الكبري و حاشيه را پيش آقاي

احمدي خواندم و هميشه به مادرسونيا درود فرستادم كه بوسه مادرانه او بر پيشاني ام چه سرنوشت

شيريني را برايم رقم زد! وقتي براي حاج آخوند داستان را تعريف كردم. خنديد و گفت: درطريقت هرچه پيش سالك آيد خير اوست... به حكمت نهج البلاغه اشاره كرد كه انسان ها دشمني شان به دليل نادانيست. به جاي اين كه دشمن ناداني خويش باشند، ريشه دشمني شان ناداني ست.سيد نكته را گرفتي! در خلوت خودم خداوند را هزار بار شكر مي كردم كه آخوند ده ما حاج آخوند است؛ در خيالم تصور مي كردم اگر اقاي عامري يا شبيه او آخوند ده ما مي شد؛ چه بر سر زندگي ميآمد؟ بهشت ما ويران مي شد...



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چرا برخي مردم بي وقفه در زندگي "شانس" مي آورند درحالي كه سايرين هميشه "بدشانس" هستند؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۰
مهدي
نظرات (0)
ريچارد وايزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشاير

چرا برخي مردم بي وقفه در زندگي "شانس" مي آورند درحالي كه سايرين هميشه "بدشانس" هستند؟

مطالعه براي بررسي چيزي كه مردم آن را "شانس" مي خوانند، ده سال قبل شروع شد.

مي خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضي ها را مي زند، اما سايرين از آن محروم مي مانند. به عبارت ديگر چرا بعضي از مردم "خوش شانس" و عده ديگر "بدشانس" هستند؟

آگهي هايي در روزنامه هاي سراسري چاپ كردم و از افرادي كه احساس مي كنند خوش شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند.

صدها نفر براي شركت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال هاي گذشته با آنها مصاحبه كردم، زندگي شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش هاي من شركت كنند.

نتايج نشان داد كه هرچند اين افراد به كلي از اين موضوع غافلند، كليد خوش شانسي يا بدشانسي آنها در افكار و كردارشان نهفته است.

براي مثال، فرصت هاي ظاهرا خوب در زندگي را در نظر بگيريد. افراد خوش شانس مرتبا با چنين فرصت هايي برخورد مي كنند، درحالي كه افراد بدشانس نه.

با ترتيب دادن يك آزمايش ساده سعي كردم بفهم آيا اين مساله ناشي از توانايي آنها در شناسايي چنين فرصت هايي است يا نه.

به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه اي دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عكس در آن هست.

به طور مخفيانه يك آگهي بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم كه مي گفت: "اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد كه اين آگهي را ديده ايد 250 پوند پاداش خواهيد گرفت."

اين آگهي نيمي از صفحه را پر كرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود.

با اين كه اين آگهي كاملا خيره كننده بود، افرادي كه احساس بدشانسي مي كردند عمدتا آن را نديدند، درحالي كه اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد كه افراد بدشانس عموما عصبي تر از افراد خوش شانس هستند و اين فشار عصبي توانايي آنها در توجه به فرصت هاي غيرمنتظره را مختل مي كند.

در نتيجه، آنها فرصت هاي غيرمنتظره را به خاطر تمركز بيش از حد بر ساير امور از دست مي دهند.

براي مثال وقتي به مهماني مي روند چنان غرق يافتن جفت بي نقصي هستند كه فرصت هاي عالي براي يافتن  دوستان خوب را از دست مي دهند.

آنها به قصد يافتن مشاغل خاصي روزنامه را ورق مي زنند و از ديدن ساير فرصت هاي شغلي بازمي مانند.

افراد خوش شانس آدم هاي راحت تر و بازتري هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوي آنها هستند مي بينند.

تحقيقات من در مجموع نشان داد كه آدم هاي خوش اقبال براساس چهار اصل، براي خود فرصت ايجاد مي كنند..

اولا آنها در ايجاد و يافتن فرصت هاي مناسب مهارت دارند،

 ثانيا به قوه شهود گوش مي سپارند و براساس آن تصميم هاي مثبت مي گيرند.

ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقي نيكي براي آنها رضايت بخش است،

و رابعا نگرش انعطاف پذير آنها، بدبياري را به خوش اقبالي بدل مي كند.

در مراحل نهايي مطالعه، از خود پرسيدم آيا مي توان از اين اصول براي خوش شانس كردن مردم استفاده كرد.

از گروهي از داوطلبان خواستم يك ماه وقت خود را صرف انجام تمرين هايي كنند كه براي ايجاد روحيه و رفتار يك آدم خوش شانس در آنها طراحي شده بود.

اين تمرين ها به آنها كمك كرد فرصت هاي مناسب را دريابند، به قوه شهود تكيه كنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو كند و در مقابل بدبياري انعطاف نشان دهند.

يك ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح كردند. نتايج حيرت انگيز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم هاي شادتري شده اند، از زندگي رضايت بيشتري دارند و شايد مهم تر از هر چيز خوش شانس تر هستند.

و بالاخره اين كه من "عامل شانس" را كشف كردم.
چهار نكته براي كساني كه مي خواهند خوش اقبال شوند
به غريزه باطني خود گوش كنيد، چنين كاري اغلب نتيجه مثبت دارد.
با گشادگي خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشكنيد.
هر روز چند دقيقه اي را صرف مرور حوادث مثبت زندگي كنيد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.