هشياري ديپلماتيك براي شكست جنگ رواني
نويسنده : ماكان عيدى پور
در بخش اول اين مقاله سه فاز اوليه جنگ رواني اسرائيل عليه ايران را از سال 2003 مورد بررسي قرار داديم در ادامه، بخش جديد از اين فاز را مورد بررسي قرار مي دهيم. در ادامه عمليات روانى كه اسرائيل براى مقابله با ايران در نظر گرفته بود، بايد حركات جديد و اخير اسرائيل را هم به عنوان مقطع چهارم در نظر گرفت. فاز جديد جنگ روانى اسرائيل شامل تهديدهاى رسمى و غير رسمى مبنى بر استفاده احتمالى اسرائيل از نيروى نظامى عليه تاسيسات هستهاى ايران است. اين حركت جديد دو هدف را دنبال مىكند. يكى هدف سنتى اسرائيل مبنى بر مرعوب ساختن ايران و در واقع فشار آوردن به ايران در جهت عقبنشينى از برنامه هستهاى است و هدف ديگر كه در واقع جديدترين هدف اسرائيل است، شروع يك عمليات روانى عليه امريكا است. اسرائيلىها با تكرار تهديدهاى خودشان يك عمليات روانى را عليه دولت اوباما انجام مىدهند. پيام عمليات روانى اين است كه اگر دولت اوباما اين تهديدها را جدى نگيرد و به مسئله ايران بىاعتنايى كند، ممكن اسرائيل اقدامى خودسرانه انجام دهد. اسرائيل در اين مقطع سعى مىكند خود را در وضعيت تنگنا نشان دهد و نشان دهد كه هر كارى در اين لحظه ممكن است انجام دهد. بنابراين با تكرار تهديدها اين را القا مىكند كه اگر اسرائيل از نيروى نظامى خود استفاده كند، ممكن است هزينه اقدامات لازم براى دولت اوباما در منطقه بسيار بيشتر از اين باشد.
يكى از دلايلى كه اين عمليات در حال حاضر آغاز شده است، گمانهزنىها درباره احتمال برقرارى ارتباط ميان ايران و امريكاست. رابطه امريكا و ايران در اين مرحله اسرائيل را در موضع ضعيف قرار مىدهد، چرا كه اسرائيل ديگر نمى تواند مشكلات و مسائلى را كه خودش در منطقه به وجود آورده است، از كانون توجهها دور نگه دارد. اين موضوع اهرم لازم اسرائيل براى نزديك شدن به كشورهاى عربى را خنثى مىكند. موضوع ديگرى كه وجود دارد اين است كه اسرائيل مىداند كه اگر امريكا و ايران به يكديگر نزديكتر شوند، قطعا سياست خارجى ايرانىها يكشبه تغيير نخواهد كرد و اگر ايرانىها به دنبال تنها بخشى از سياستهاى گذشته و منافع خودشان، به خصوص در بحران اعراب و اسرائيل باشند، اسرائيل مجبور است محدودتر از گذشته برخورد كند و از اهرمهاى كمترى برخوردار خواهد بود.
بنابراين در جمعبندى فاز جديد فازى است كه اسرائيل فشار دوطرفه را هم به ايران و هم به امريكا وارد مىكند. فشار به ايران با همان هدف گذشته يعنى توقف غنىسازى است و فشار به امريكا براى به تعويق انداختن يا حتى نزديك شدن امريكا به ايران برنامهريزى شده است. اگر امريكايىها باور كنند كه بايد تهديدهاى اسرائيل را جدى بگيرند و فشار بيشترى به ايران بياورند، اين قطعا روى پروسه گفتوگوهاى ايران و امريكا تاثير مىگذارد و اين دو كشور را از يكديگر دورتر مىكند و اين همان چيزى است كه اسرائيلىها در هدف جديدخود مد نظر دارند.