نتايج يك نظرسنجي درباره اعتماد جهاني به سران جهان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۴
مهدي
نظرات (0)

رويترز/ 9/4/88

 به گزارش خبرگزاري رويترزازواشنگتن براساس يك نظرسنجي تازه كه نتايج ان روز دوشنبه در واشنگتن منتشر شد ميزان اعتماد مردم جهان به محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران و ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه كمترين و ميزان اعتماد به باراك اوباما رييس جمهور امريكا بيشترين است نظرسنجي پايگاه اينترنتي ورلد پابليك اپينيون در بيست كشور كه تقريبا دو سوم جمعيت جهان را در خود جاي داده اند انجام شده است و نشان مي دهد بطور متوسط شصت و دو درصد مردم جهان اعتماد زياد يا مقداري اعتماد به اوباما دارند و معتقد هستند اقدامات وي در خصوص مسائل جهاني درست است هيچ يك از ديگر رهبران كشورهاي جهان نتوانسته اند در اين نظرسنجي اعتماد بيش از چهل درصد مردم را بدست بياورند نتايج اين نظرسنجي همچنين نشان مي دهد فقط بيست و هشت درصد افراد شركت كننده معتقد هستند اقدامات احمدي نژاد كه پيروزي مناقشه بر انگيز وي در انتخابات رياست جمهوري ايران به اعتراضات خياباني منجر شد درست است اين در حاليست كه چهل و نه درصد مردم جهان به احمدي نژاد هيچ اعتمادي ندارند براساس نتايج اين نظرسنجي پوتين از سي و چهار درصد اعتماد مردم جهان برخوردار است و پنجاه درصد مردم نيز به وي اعتماد ندارند استفان وبر از موسسه اي كه اين نظرسنجي را انجام داده است مي گويد در حال حاضر اوباما موقعيت منحصر به فردي در بين مردم جهان دارد وي مي افزايد مهارت هاي ارتباطي اوباما و شعار تغيير وي مردم را از سراسر جهان به سوي خود جذب كرده است براساس اين نظرسنجي انگلا مركل صدراعظم المان پس از اوباما در جايگاه دوم قرار گرفته است بطوريكه چهل درصد مردم جهان بطور متوسط به وي اعتماد دارند و اين در حاليست كه سي و هشت درصد به وي اعتمادي ندارند نتايج اين نظرسنجي همچنين نشان مي دهد ميزان اعتماد به بان كي مون دبير كل سازمان ملل چهل درصد است و سي و پنج درصد نيز به وي اعتماد ندارند ميزان اعتماد به نيكولا ساركوزي رييس جمهور فرانسه از رقم سي درصد در سال دو هزار و هشت به سي و چهار درصد در سال جاري ميلادي افزايش يافته است هر چند كه چهل و پنج درصد مردم به وي اعتماد ندارند گوردن براون نخست وزير انگليس نيز از اعتماد سي و شش درصد مردم جهان برخوردار است و چهل و پنج درصد مردم نيز به وي اعتماد ندارند براساس اين نظرسنجي بطور متوسط سي و دو درصد مردم به هو جينتائو رييس جمهور چين اعتماد دارند ولي چهل و چهار درصد مردم به وي اعتماد ندارند اين نظرسنجي در چين هند امريكا اندونزي نيجريه پاكستان روسيه مكزيك المان انگليس فرانسه لهستان جمهوري اذربايجان اوكراين كنيا مصر تركيه عراق مناطق فلسطيني و كره جنوبي انجام شده است نوزده هزار و دويست و بيست و چهار تن در اين نظرسنجي كه بين چهارم ماه اوريل پانزدهم فروردين و دوازدهم ماه ژوئن بيست و دوم خرداد انجام شده است شركت كرده اند به گزارش خبرگزاري رويترز از واشنگتن اين پايگاه اينترنتي توسط دانشگاه مريلند امريكا اداره مي شود

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

گفت‌وگوهاي ايران-آمريكا كار آساني نخواهد بود

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۳
مهدي
نظرات (0)
اين كشور كه از آمريكا در جنگ عليه طالبان حمايت كرده بود از سوي آمريكا بعنوان يكي از كشورهاي عضو محور شرارت نامگذاري شد و به ناگهان به يكي از اهداف اوليه آمريكا تبديل شد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه اين اقدام واشنگتن از منظر تهران نهايت خيانت بود، به نقل از يك تحليلگر آمريكايي مي نويسد: تهران به منظور رفع خطر طالبان با آمريكا همكاري كرده بود ولي پس از آن بدون هيچ هشداري واشنگتن تغيير موضع داد و بوش رئيس جمهوري سابق آمريكا اين كشور را بعنوان يكي از اعضاي محور شرارت اعلام كرد. اين گزارش در ادامه به اشغال نظامي عراق در سال 2003 و سقوط صدام اشاره كرده و مي‌نويسد: سياست واشنگتن نتايج ناخواسته و متناقضي به همراه داشت. با سقوط طالبان و رژيم صدام آمريكا دو دشمن بزرگ تهران را سرنگون كرد و راه را براي گسترش نفوذ ايران در منطقه هموار كرد. تهران نيز با گرفتار شدن آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان جسورتر شد و شروع به گسترش قدرت خود در منطقه كرد. موسسه "گروه بحران " در ادامه گزارش خود با اشاره به اينكه كاملا مشخص شده بود كه سياست هاي آمريكا در قبال ايران نتايج دلخواه آمريكا را توليد نمي‌كند، به گزارش بيكر هميلتون در خصوص راهكارهاي آمريكا در عراق اشاره كرده و مي افزايد: در دسامبر سال 2006 "جيمز بيكر " وزير خارجه اسبق آمريكا و "لي هميلتون " از اعضاي سابق كنگره، گزارش گروه مطالعه عراق را منتشر كردند كه يكي از مهمترين پيشنهادات آنها در اين گزارش گفت‌وگو و كمك گرفتن از همسايگان عراق نظير ايران و سوريه بود. هر چند دولت بوش پيشنهادات اين گزارش و ساير درخواست ها براي گفتگو با ايران را نپذيرفت ولي سياست آن شروع به تغيير كرد و شروع به گفتگوهاي دو جانبه با ايران در خصوص عراق كرد و حتي در جولاي 2008 نيز "ويليام برنز " يك ديپلمات عاليرتبه را عازم گفتگوهاي چند جانبه با تهران در خصوص مساله هسته‌اي كرد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه تحريم ها و سياست هاي دولت بوش نتوانستند مانع از گسترش نفوذ ايران شوند و ايران علي رغم تمامي فشارها توانست در برنامه هسته اي، فضايي و دفاعي خود پيشرفت هاي چشمگيري داشته باشد مي افزايد: رويكرد پيشنهاد شده اوباما، رئيس جمهور آمريكا، كنار گذاشتن مستقيم اين ميراث بوش و بازتابي از درس‌هايي است كه آمريكا در قبال ايران آموخته است. در 100 روز اول رياست جمهوري اوباما، دولت او پيغامي براي ايران فرستاد و از اين كشور براي شركت در گفت‌وگوهاي چند جانبه در خصوص افغانستان دعوت نمود. او حتي در پيغامي به مناسبت آغاز سال نو در ايران عيد نوروز را به مردم ايران تبريك گفت. رهبري ايران نيز در پاسخ به اين اظهارات، كلام اوباما را شعار ناميد و به عدم وجود تغييراتي اساسي در سياست هاي آمريكا اشاره كرد ولي در را به روي آمريكا نبست. اين گزارش در ادامه با تحليل فضاي گذشته و موجود در ميان دو كشور و اميد به عادي سازي روابط دو كشور در صورت شناخت خواسته هاي ايران تصريح مي‌كند: شايد براي اولين بار از زمان قطع روابط ايران و ايالات متحده آمريكا در سال 1980 ميلادي است كه چندين چشم انداز واقعي براي تغيير بنيادين روابط دو طرف وجود دارند. باراك اوباما، اعلام كرده كه حاضر است بدون هيچ گونه پيش شرطي با ايران وارد گفتگو شود. آيت الله سيد علي خامنه‌اي، رهبري ايران نيز تلويحا از گفتگو حمايت كرده و كانديداهاي رياست جمهوري ايران نيز بشدت در حال رقابت با يكديگر هستند تا ثابت كنند كه آنها بهترين طرف براي مذاكره و گفتگو هستند. با اينحال هر چند اهداف و تاكتيك‌هاي آمريكا تا حدودي شناخته شده هستند ولي اطلاعات بسيار كمي در خصوص نحوه طرز فكر ايران و اينكه اين كشور چگونه به اين مذاكرات مي نگرد، وجود دارد. گزارش موسسه "گروه بحران " كه تهيه كنندگان آن چندين هفته را در تهران در گفت‌وگو با كارشناسان و تحليلگران ايراني سپري كرده‌اند، مي‌افزايد: هر چند فعل و انفعالات غرب با سيستم سياسي ايران بيشتر روي پرونده هسته‌اي اين كشور متمركز شده ولي پي بردن و آشنايي با نحوه نگرش ايران به اين فرايند براي موفقيت آميز بودن هر گونه گفت‌وگو و همكاري با اين كشور ضروري است. بنابر اين گزارش هر چند عادي سازي كامل روابط ايران و آمريكا با يكديگر ممكن است فعلا دست يافتني نباشد، ولي حداقل اين فرصت وجود دارد كه به هدف واقع بينانه تري دست يافت و آن هدف شروع گفتگوهاي بلند مدت است كه خطرات درگيري نظامي و تقابل را به حداقل مي‌رساند و حوزه‌هاي منافع دو جانبه را گسترش مي دهد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه سياست هاي دولت بوش در قبال ايران تنها منجر به افزايش قدرت ايران و اثبات ناكامي هاي سياستي شد كه منحصرا بر پايه انزوا قرار دارد، مي‌افزايد: واشنگتن از همكاري با ايران در دو جبهه جنگ خود در كشورهاي عراق و افغانستان دستاوردهاي بيشتري خواهد داشت ولي با دشمني و عداوت با ايران متحمل ضررها و خسارات بيشتري خواهد گرديد. اين گزارش در اين خصوص مي‌نويسد: سالها تحريم، تهديد و فشارهاي بين‌المللي سرعت برنامه غني سازي اورانيوم در ايران را كند نكرده است. اين در حالي است كه ساير زواياي سياست هاي آمريكا در قبال ايران باعث افزايش نفوذ تهران در افكار عمومي منطقه اي و تحكيم روابط آن با سوريه، حماس و حزب الله شده است. اين سياست آمريكا نه فقط شكست نخورده بلكه نتيجه آن به ضرر خود ايالات متحده آمريكا تمام شده است. اين گزارش در ادامه با اشاره به ايران نيز مي نويسد: البته شرايط فعلي چندان هم براي ايران رضايت بخش نيست. هيچ تضميني وجود ندارد كه نفوذ منطقه‌اي اين كشور همچنان به رشد خود ادامه دهد. اين در حالي است كه اين كشور با خشم رژيم هاي عربي مواجه شده و تحريم ها عليه اين كشور نيز هر چند در تغيير سياست‌هاي ايران نا كارآمد بوده‌اند ولي در تحميل هزينه‌هاي سنگين اقتصادي به اين كشور كاملا موثر بوده‌اند. اين گزارش مي‌افزايد: هر چند ايران و آمريكا منافع بسياري در خصوص موضوعات مهم منطقه اي نظير حفظ تماميت ارضي عراق و ايجاد ثبات در اين كشور، محدود نگاه داشتن طالبان و جلوگيري از انتقال مواد مخدر از طريق مرزهاي افغانستان به ساير نقاط جهان دارند ولي اين مسائل به اين معنا نيست كه گفت‌وگوهاي بين دو كشور كه به احتمال زياد مثمر ثمر است كار آساني خواهد بود. بنابر اين گزارش ايران و آمريكا بايد بر 3 دهه بيگانگي و اختلاف كه با اتفاقاتي كه در اين چند دهه رخ داده عميقتر شده و شكاف بين آنها را بيشتر كرده، غلبه كنند. در ادامه اين گزارش در خصوص ضرورت شناخت ديدگاه‌‌هاي ايران آمده است: باراك اوباما در جريان مبارزات انتخاباتي خود آشكارا از تعامل با ايران و سوريه كه پيشتر بعنوان كشورهاي حامي شرارت شناخته مي‌شدند صحبت كرد ولي مساله اين است كه ايران به چه چيزي فكر مي كند؟ شناخت ساختار قدرت و فرايند تصميم گيري در جمهوري اسلامي كار دشواري است. نظام ايران دلايلي براي خود دارد كه برخي از آنها توجيه شده‌اند به همين علت دولت اوباما بايد به مسائلي كه در ادامه به آنها اشاره مي شود در خصوص ايران توجه نمايد: خواسته‌اي كه تهران همواره آنرا مطرح مي‌كند و در همين حال مهمترين مانع بر سر راه دو كشور است، تغيير نوع نگاه آمريكا به ايران، رفتارش با اين كشور و همچنين نقش و خواسته‌هاي منطقه‌اي اين كشور است. اين موضوعي مركزي در طرز فكر رهبري ايران است كه قانع شده واشنگتن به طرق مختلف به دنبال سرنگوني، تضعيف يا محدود كردن ايران است. بنابر اين گزارش آمريكا بايد به تماميت ارضي ايران احترام بگذارد، به حكومت اين كشور احترام بگذارد و نقش منطقه‌اي ايران را نيز به رسميت بشناسد. اين گزارش با اشاره به اينكه آمريكا غالبا به اين درخواست به چشم يك خواسته لفظي نگاه كرده و آنرا رد كرده مي‌نويسد: اين رويكرد آمريكا اشتباه است. هر اقدام ابتكاري مثبتي در خصوص ايران بايد بر پايه شناخت جديدي از ايران بنا شود. به عبارت ديگر، غرب بايد تفكرات و رويكردهاي پيشين خود را كه در قبال ايران در پيش گرفته بود ترك نمايد. غرب ايران را فقط به چشم يك قدرت تهديد كننده مي‌بيند و تمام طرز فكر و استراتژي خود را بر اساس چنين ترسي ساخته است. بنابر اين گزارش اولين موضوعي كه آمريكا بايد پاسخ آنرا به درستي پيدا كند اين است كه ايران چيست و چه مي‌خواهد؟ اين در حالي است كه از نظر ايران تنها گفت‌وگو كافي نيست. گفت‌وگو همانطور كه در گذشته در خصوص عراق و افغانستان اتفاق افتاده مي تواند انجام شود ولي بنابر اظهارات كارشناسان آمريكا بايد گام هاي اساسي براي شناخت ايران بردارد. بنابر اين گزارش تا زماني كه چنين اقدامي صورت نگيرد و ايران بعنوان يك قدرت منطقه اي به رسميت شناخته نشود، تعامل با ايران نمي تواند به نتايج بادوام و پايداري دست يابد، چون با تجربه اي كه ايراني‌ها از همكاري شان با آمريكا در خصوص افغانستان دارند، آمريكا همواره ممكن است مواضع معكوسي در قبال همكاري‌هاي تهران اتخاذ نمايد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه ايران هيچ چيزي از گفتگوهاي ساختگي بدست نمي آورد، مي‌نويسد: آمريكا تا ابد مي‌تواند با ايران بر سر ميز مذاكره بنشيند ولي در صورتيكه همچنان به توجهي به ديدگاه‌ها، ترديدها و منافع ايران ادامه بدهد نمي‌تواند گفتگوي سازنده اي با تهران داشته باشد. بنابر اين گزارش تعامل واقعي با ايران وقتي برقرار مي شود كه بر چهار ستون استوار شده باشد: 1- احترام به حق حاكميت و تماميت ارضي ايران: بنابر اين گزارش اين موضوعي بسيار حساسي براي ايراني است كه باور دارد استقلال كشور همواره از جانب غرب مورد تهديد بوده، كشوري كه قانع شده غرب در تلاش براي سلطه يافتن بر اين كشور و كل منطقه است و متقاعد شده آمريكا حتي امروز هم به دنبال دامن زدن به اختلافات قومي و قبيله‌اي است و در افزايش راديكاليسم سني در مناطق مرزي بلوچستان نقش دارد. 2- به جمهوري اسلامي ايران احترام بگذارد: سياست آمريكا همواره بر اين استوار بوده كه بين رژيم ايران و مردم اين كشور و يا بين گروه هاي مختلف در خود نظام تفرقه بياندازد. هر چند باراك اوباما در پيام نوروزي خود مردم و مسئولان ايران را با هم مورد خطاب قرار داد ولي نگراني همچنان به قوت خود باقي است. بنابر اين گزارش تمامي تحليلگران و مقامات ايراني كه اعضاي گروه بحران با آنها مصاحبه كرده‌اند از چپ گراها گرفته تا محافظه كاران، از رفتار آمريكا براي انطباق رويكردهاي خود بر اساس تقويم انتخاباتي ايران انتقاد كرده‌اند. بنابر اين گزارش در پيش گرفتن چنين رويكردي در آمريكا تنها باعث ايجاد موانع غير ضروري بر سر راه عادي سازي روابط دو كشور خواهد شد. 3- جايگاه و قدرت منطقه‌اي ايران را به رسميت بشناسد: در ميان تمامي خواسته‌هايي كه ايران دارد به رسميت شناختن قدرت و نفوذ منطقه اي ايران مهمترين و محوري‌ترين آنهاست. بنابر اين گزارش تعامل با ايران نمي‌تواند مجزا از به رسميت شناختن اين كشور بعنوان يك قدرت منطقه اي صورت بگيرد. بنابر اين گزارش ايران يك پرونده در ميان ساير پرونده هايي نيست كه آمريكا بايد به آنها رسيدگي نمايد بلكه يك تمدن، ملت پر افتخار و مستقل است كه جايگاه منطقه اي مشروعي براي خود دارد. اين گزارش حتي مي‌افزايد: رهبران ايران امروزه بيشتر از هر زمان ديگري بر اين اصرار دارند كه جايگاه منطقه اي آنها توسط آمريكا تائيد شود زيرا آنها متقاعد شده اند كه به يك توازن استراتژيك منطقه اي با ايالات متحده آمريكا دست يافته اند و اين توازن صرفنظر از تصميمات دولت اوباما همچنان برقرار خواهد ماند. اين گزارش در همين خصوص به نقل از يك تحليلگر ايراني مي نويسد: "هر اقدامي كه واشنگتن انجام دهد به نفع ما خواهد بود. اگر آمريكائي‌ها در عراق و افغانستان ثبات ايجاد كنند، اقتصاد اين كشورها را احيا نمايند و در زير ساخت هاي اين كشورها سرمايه گذاري نمايند ما خوشحال خواهيم شد زيرا چنين اقداماتي همراستا با منافع ما در جهت برقراري ثبات در منطقه است. ولي از سوي ديگر اگر گزينه تداوم بحران و درگيري را انتخاب كنند، روز به روز ضعيفتر خواهند شد و به تدريج تهديد كم اهميت تري براي ايران مي‌شوند ". 4- پرونده هسته‌اي بعنوان يك آزمايش: در حال حاضر آمريكا و غرب بطور كلي در مورد ايران بر اساس فعاليت‌هاي هسته‌اي اين كشور قضاوت خواهند كرد. از تهران نيز مي‌‌توان انتظار داشت كه رفتار دولت جديد آمريكا را از دريچه همين لنز مورد ارزيابي قرار دهد. از آنجايي كه برنامه‌هاي هسته‌اي ايران، مركزيت تمامي درخواست‌‌هاي رهبران ايران را بعنوان تضميني براي استقلال ملي، خود اتكايي و سمبلي براي جايگاه منطقه‌اي ايران شكل مي‌دهند، ايران سياست آمريكا در اين خصوص را بعنوان آزمايشي در خصوص اينكه دولت آمريكا واقعا چقدر رويكرد جديدي اتخاذ كرده مد نظر قرار خواهد داد. از نطقه نظر ايران مساله كليدي در اين خصوص اين خواهد بود كه آيا آمريكا در نهايت حق ايران براي غني سازي اورانيوم در خاك خود را خواهد پذيرفت يا خير. هشدار ديگر تهيه كنندگان اين گزارش به باراك اوباما پرهيز از تحركات منطقه‌اي عليه ايران است. اين گزارش در اين خصوص مي افزايد: مقامات آمريكايي در حال حاضر در تلاشند تا با استفاده از راه هاي ديپلماتيك يك ائتلاف عربي-اسرائيلي عليه ايران يا يك اتحاد بين‌المللي براي تشديد تحريم ها به منظور ايجاد اهرمي براي مذاكرات موفقيت آميز ايجاد كنند. ولي ايراني ها به اين تلاش ها به چشم اقداماتي مغرضانه براي افزايش فشارها و محدوديت ها عليه ايران مي نگرند و در چنين شرايطي و با وجود چنين انتظاراتي هر گونه مذاكره اي به شكست خواهد انجاميد. اين گزارش همچنين مي‌افزايد: تهران به پذيرش حقوق خود در مسئله هسته‌اي از سوي آمريكا و موافقت با انجام غني سازي در خاك خود بعنوان خط قرمز مي‌نگرد و هر چيزي كمتر از آن براي تهران غير قابل پذيرش خواهد بود. بنابر اين گزارش مسئله ديگري كه اوباما بايد مد نظر قرار دهد اين است كه ايران در حال حاضر قصد ندارد حمايت از حماس و حزب‌الله و مخالفت با اسرائيل را متوقف نمايد. درك تهران از روابط آينده با آمريكا از سه عامل مجزا از يكديگر تشكيل شده است: گفتگويي فراگير كه هم مسائل داخلي و هم موضوعات منطقه‌اي را پوشش مي‌دهد، مشاركت‌هاي هدفدار در مسائل خاص منطقه‌اي مخصوصا در عراق و افغانستان و در نهايت اختلافات قديمي و ريشه دار بين دو كشور و رويهمرفته رقابت استراتژيك دو كشور. در اين گزارش در خصوص تاثير تحريم ها نيز آمده است: هر چند تحريم ها هزينه هايي براي ايران در پي داشته و محدوديت هايي اقتصادي براي ايران بوجود آورده ولي بسيار بعيد به نظر مي رسد كه اين تحريم ها بتوانند تاثيرات مهمي در تغيير سياست هاي ايران داشته باشند. بنابر اين گزارش شناخت مهارت هاي ايران در تطبيق خود با شرايط و احساس اولويت، براي ارزيابي تاثير تحريم ها ضروري است. بنابر ديدگاه تهيه كنندگان اين گزارش براي ارزيابي تاثير تحريم ها بايد گذشته و مخصوصا شرايط اقتصادي دشواري كه ايران بعد از جنگ با عراق با آن مواجه شد، بعنوان راهنما مورد بررسي قرار بگيرد. تهيه كنندگان اين گزارش در همين خصوص به نقل از يكي از كارشناسان ايراني كه با او مصاحبه كرده‌ اند، مي‌نويسند: "بعد از جنگ عراق ما شرايط دشوارتري را تجربه كرديم. تورم به 50 درصد رسيده بود و رشد اقتصادي صفر بود. اين در حالي بود كه قيمت نفت در آن زمان 6 يا 7 دلار بود ولي امروزه ما رشد اقتصادي داريم، جوانانمان را خودمان آموزش مي دهيم و در حال تلاشيم تا از استقلال تكنولوژيكي كشور اطمينان حاصل كنيم. اين گزارش در ادامه به نقل يك اقتصاد دان ايراني نيز مي نويسد: "هنگامي كه احمدي نژاد مي‌ گويد اقتصاد علم نيست بايد او را جدي گرفت. اين اظهار نظر احمدي نژاد را نبايد نشانه ناشايستگي اقتصادي او در نظر گرفت بلكه در عوض بايد بعنوان نشانه اي از وفادر ماندن او به شعار معروف امام خميني (ره) مبني بر اينكه انقلاب براي قيمت هندوانه نجنگيده در نظر گرفت. بعبارت ديگر دست يابي به اهداف سياسي جمهوري اسلامي ارزشمندتر از هر هزينه اي است كه ممكن است در پي داشته باشد ". بنابر اين گزارش هر چند كه از يك ديدگاه صرفا اقتصادي، بهبود روابط با آمريكا و رفع تحريم‌ها شرايط خوبي ايجاد خواهد كرد و سبب افزايش سرمايه گذاري‌ها در ايران و ورود تكنولوژي به اين كشور مي‌شود ولي تصميم گيري ايراني‌ ها حتي در خصوص مساله حساس انرژي بيشتر از اينكه بر اساس بهبود شرايط و افزايش بهره وري باشد بر اساس حفظ استقلال است. در اين گزارش با اشاره به انتخاب شركت روسي گازپروم نسبت به شركت شركت فرانسوي توتال علي رغم برتري فني اين شركت بر همتاي روسي خود براي توسعه فازهاي 11 و 12 ميدان گازي پارس جنوبي آمده است: هيچ شكي در خصوص برتري تكنولوژيكي دانش آمريكايي و غربي در حوزه انرژي وجود ندارد ولي اين برتري فني در بخش انرژي لزوما تصميم گيري ايران را تحت تاثير قرار نمي دهد. بنابر اين گزارش هر چند مد نظر قرار دادن چنين معيارهايي مي تواند 10 الي 15 درصد درآمد بيشتري براي ايران داشته باشد ولي عدم تكيه ايران بر تكنولوژي غربي استقلال انرژي اين كشور را تامين مي كند و تهران را از تكيه كردن بر حسن نيت آمريكايي خلاص مي كند. حتي يك تحليلگر ايراني ديگر در اين خصوص گفته است: "اين استدلال كه ايران به تكنولوژي هيدروكربني آمريكا نياز دارد 15 يا 20 سال پيش درست بود ولي ديگر اينطور نيست. ما زير بناي خودمان را كه زماني كاملا آمريكايي بود جايگزين كرده ايم. وابستگي تكنولوژيكي ما به غرب موضوعي در گذشته بود و ديگر خيلي براي واشنگتن دير شده تا با اين كارت بازي كند ". اين گزارش بر اساس گفتگوهايي كه با كارشناسان و تحليلگران داخلي انجام داده اينطور در خصوص تحريم هاي اقتصادي نتيجه گيري مي كند كه نه فشار اقتصادي و نه تحريم هاي تحت رهبري آمريكا از اين توان برخوردار نيستند كه كشوري كه براي سه دهه با تحريم ها و طوفان هاي اقتصادي زندگي كرده را وادار به تغيير رفتار خود نمايد. بنابر اين گزارش عوامل اقتصادي باعث نخواهند شد كه ايران امتيازات اقتصادي يا سياسي به غرب بدهد. بنابر اين گزارش حتي عادي سازي روابط با واشنگتن در كنار تمام مزايايي كه براي تهران دارد هزينه‌هاي سياسي جديي نيز براي رژيم ايران خواهد داشت. دشمني با آمريكا يكي از پايه هاي ايدئولوژيك رژيم ايران است. سختي هاي اقتصادي را مي توان به گردن تحريم ها انداخت ولي پيروزي‌هاي تكنولوژيكي مخصوصا در مساله هسته اي را مي توان نتيجه مقاومت در برابر قدرت هاي غربي اعلام كرد و از آن سمبل قدرتمندي ساخت. اين گزارش مي افزايد: تنش ها با واشنگتن هر چه بيشتر باشد تهران با راحتي بيشتري مي تواند حاميان خود را دور هم جمع كند و اختلافات را فرو بنشاند. اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است كه مقامات آمريكايي همواره به مشكلات باز كردن كانالي در ايران اشاره مي كنند. گزارش موسسه "گروه بحران " در انتها اينطور نتيجه گيري مي‌كند كه در چهار ماهي كه از روي كار آمدن باراك اوباما بعنوان رئيس جمهور آمريكا مي‌گذرد، تحركات زيادي در خصوص مساله ايران صورت گرفته ولي روابط ايران و آمريكا پيشرفت چنداني نكرده است. اين تحركات شامل پيام تبريك احمدي نژاد به اوباما، پيام تبريك نوروزي اوباما به ايران، حضور آمريكا در گفتگوهاي گروه 1+5، دعوت از ايران براي شركت در اجلاس افغانستان و رويهمرفته لحن ملايمتر آمريكا در قبال ايران بوده است ولي علي رغم تمامي اين موضوعات تغيير عملي چنداني صورت نگرفته است. مقامات آمريكايي با اشاره به اينكه هنوز براي نتيجه گيري در اين خصوص زود است مي‌گويند كه آنها منتظر نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران هستند كه شرايط را مشخص خواهد كرد ولي براي تشخيص بذر سوء تفاهم هاي احتمالي و تلاش براي خنثي كردن آنها زود نيست. هر چند اين اولين باري نيست كه قرار است تلاشي براي بهبود روابط صورت بگيرد ولي اميدوار كننده ترين موقعيت است و اگر اين فرصت نيز از دست برود تمامي طرفين ممكن است بهاي سنگيني براي آن بپردازند.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

انتصاب رئيس جديد MI6  در انگليس

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۳
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

سفيربريتانيا در سازمان ملل و مذاكره‌كننده اتمي اين كشور با ايران به عنوان رئيس جديد سازمان اطلاعات و امنيت خارجي بريتانيا (ام آي ۶( انتخاب شده است. به گزارش ايرنا تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي گفت:سر جان سورز ‪ ۶۲ساله از نوامبر سال جاري هدايت اين سازمان را در دست مي‌گيرد و جانشين سر جان اسكارلت مي‌شود.آقاي سورز در قالب گروه پنج بعلاوه يك در مذاكرات اتمي ايران حضور داشته و بارها با مقام‌هاي ايراني ديدار كرده است.ديويد ميليبند، وزير امور خارجه بريتانيا از انتخاب آقاي سورز به عنوان رئيس سازمان اطلاعات خارجي كشور استقبال كرده است.فرانك گاردنر، تحليلگر مسايل امنيتي بي‌بي‌سي مي‌گويد سر جان سورز چهره اي مشهور و يك ديپلمات حرفه‌اي است، بر خلاف رئيس پيشين كه نقش عمده‌اي در عمليات جاسوسي عليه اتحاد شوروي سابق داشته است.آقاي سورز از سال ‪ ۲۰۰۷نمايندگي بريتانيا را در سازمان ملل به عهده داشته و پيش از آن هم مديركل سياسي وزارت امور خارجه، عضو هيات ديپلماتيك بريتانيا در عراق و مشاور امور خارجي توني بلر، نخست وزير پيشين بود.به گفته دفتر نخست وزيري بريتانيا آقاي سورز پس از چند سال دوباره به سازمان اطلاعات خارجي باز مي‌گردد اما توضيح بيشتري در اين‌باره نداده است رئيس پيشين پنج سال در اين سمت فعاليت كرده است. گوردون براون، نخست وزير بريتانيا از عملكرد او ستايش كرده است.بريتانيا از سال ‪ ۱۹۹۲نام روساي سازمان اطلاعات و امنيت خارجي اين كشورا را آشكارا اعلام مي‌كند. پيش از آن نام اين افراداعلام نمي‌شد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اقدام به اصطلاح تكان دهنده ( حيرت برانگيز ) جديد نظام حاكم بر جمهوري آذربايجان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۲
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

بر اساس اين گزارش ، دولت باكو همچنين در اقدامي واپسگرايانه ، مقررات سخت و شديدي را براي ثبت نام رسمي سازمان غير دولتي در جمهوري آذربايجان وضع كرده است . با توجه به اين امر ، در واقع فعاليت سازمان هاي غيردولتي در جمهوري آذربايجان ممنوع مي شود .

اداره روحانيت مسلمانان قفقاز ، طبق اصلاحيه ماده 8 قانون " آزادي اعتقادات ديني " موظف مي شود كه ، ائمه مساجد و عبادتگاه هاي كشور را با موافقت ارگان هاي اجرائي دولت تعيين و منصوب كند .

براساس اين اصلاحيه ، اتباع خارجي و نيز فاقد تابعيت جمهوري آذربايجان - كه از حق اقامت دائم در اين كشور برخوردار نباشند - حق ندارند در جمهوري آذربايجان سازمان غير دولتي تاسيس كنند . در بند 3 از ماده اصلاحيه 12 اين قانون ، تاسيس سازمان هاي غير دولتي كه موجوديت آن ها براي مباني ساختار قانوني، امنيت دولت ، امنيت جامعه و يا مقررات اجتماعي ( عمومي ) خطر آفرين باشد و يا اهدافي نظير  تحريك  تبعيضات قومي ، ملي و يا ديني را دنبال كنند ، ممنوع خواهد بود . اين ماده از اصلاحيه قانون به دولت الهام علي اف اين امكان را مي دهد كه - به عنوان مثال - در صورتي كه تشخيص دهد فعاليت يك سازمان غيردولتي در جهت حمايت از رشد مباني دموكراسي يا در ارتباط با مسائل انتخابات باشد ، ممنوع اعلام كند .

علاوه بر اين ، طبق بند 4 ماده 12 اين اصلاحيه ( الحاقيه ) تاسيس سازمان غيردولتي يا شعبات نمايندگي اين سازمان ها در كشور منوط به توافق رسمي ميان دو دولت ذيربط در اين باره است كه ، در واقع زمينه ساز حذف ثبت رسمي شمار زيادي از سازمان هاي غيردولتي در جمهوري آذربايجان مي شود . بويژه اين كه فعاليت سازمان هاي غير دولتي تحت پوشش مالي آمريكا و كشورهاي اروپايي از قبيل انستيتوي دموكراسي ملي آمريكا ، انستيتوي بين المللي جمهوري خواهان آمريكا ، بنياد بين المللي سيستم انتخابات ( LIFE ) و مانند اين سازمان ها در جمهوري آذربايجان ممنوع خواهد شد .

به نوشته يني مساوات ، در اصل حكومت جمهوري آذربايجان با اين اقدام قصد دارد ازفعاليت كليه شبكه هاي تحت تاثير خارجي درجمهوري آذربايجان ممانعت به عمل آورد .     

اين روزنامه چاپ باكو در پايان اين گزارش تصريح كرد : در حال حاضر تعداد زيادي از خادمان ديني تحصيل كرده در ايران و كشورهاي عربي در اماكن عبادي جمهوري آذربايجان به عنوان امام جماعت به كار و فعاليت اشتغال دارند . حتي در بسياري از شهرستان هاي جنوبي كشور، اداره ( ملايان ايراني ) آئين هاي ديني توسط شهروندان ايراني به صورت امري عادي در آمده است .

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

قانـــون دانــــه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۲
مهدي
نظرات (0)
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد كه هر كدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممكن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اكثر دانه ها هرگز رشد نمي كنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يكبار تلاش كنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شركت كني تا يك شغل بدست بياوري.
 - بايد با چهل نفر مصاحبه كني تا يك فرد مناسب استخدام كني.
 - بايد با پنجاه نفر صحبت كني تا يك ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
 - بايد با صد نفر آشنا شوي تا يك رفيق شفيق پيدا كني.
وقتي كه «قانون دانه» را درك كنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شكست نمي كنيم.
قوانين طبيعت را بايد درك كرد و از آنها درس گرفت.
در يك كلام:
افراد موفق هر چه بيشتر شكست مي خورند؛ دانه هاي بيشتري مي كارند.

 « همه امور به هم مربوطند!! «
آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟
آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟
همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر

 مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!
تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.
وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.
اينها به چه معناست؟
 - اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون كه همه امور به هم مربوطند.

 -
مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.

 -
عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.
در يك كلام:
هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد؛ زيرا  بر امور ديگر نيز مؤثر است.

 چرا؟ (WHY?)

دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد: «چرا من دست ندارم؟»  بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»

  و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد؛ با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد؛ يا همه چيزمان را از دست مي دهيم؛ يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند؛ اغلب ما از خودمان مي پرسيم:

«چرا؟»
«چرا من؟»

«چرا حالا؟»

«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»
سؤالاتي كه با  «چرا» شروع مي شوند؛ ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.
اغلب جوابي براي اين "چرا" ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد؛اهميتي ندارد.
افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه»  شروع مي شوند:
«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»
«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»
و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است؛ از خود مي پرسند: «چه كاري طي  24ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»

در يك كلام:

افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه.

اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

زنگ تفريح 16

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۱
مهدي
نظرات (0)

--- وقتي يه مرد معتاد ميشه : اگه زنش زن بود و به فكر زندگيش بود اين بيچاره به اين روز نمي افتاد وقتي يه زن معتاد ميشه: اي واي ! بيچاره شوهرش دلش به چي خوشه ! چه جوري اينو تحمل ميكنه  وقتي يه دختر 25 ساله مجرده : طفلكي ! مونده رو دست خونوادش
وقتي يه پسر 35 ساله مجرده: الان ديگه پخته و با تجربه شده و بهش بهترين دخترا رو هم ميدن
وقتي يه دختر يه كم به خودش ميرسه : اوه! اوه ! چه دوره زمونه اي شده ؟ دخترا واسه شوهر پيدا كردن چه كارها كه نمي كنند !!!!!!  
وقتي يه پسر تيپ ميزنه: چه پسر باحال و دختر كشي ! ماشالا چه تريپي !!!!
 
وقتي يه دختر يه دونه bf داره : دختر فلاني رو ديدي !!؟؟ نمي دوني چه قدر  .....
 
وقتي يه پسر 10 تا gf داره : بزنم به تخته اينقدر خاطر خواه داره كه با 10 نفر رفيقه ، خوش تيپي هم دردسره ديگه
 
وقتي يه آقاي محترم!!! خيابون رو با پيست اتومبيلراني اشتباه مي گيره : به!!!!!!!!! عجب دست فرموني داره
 
وقتي يه خانم يادش ميره راهنما بزنه: اي بابا! زن رو چه به رانندگي ! برو قرمه سبزيت رو درست كن
 
وقتي بچه خوب تربيت شده باشه: ميبيني؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقيت تو خونواده ما ارثيه
 
وقتي بچه تو يه درس نمره اش بشه 19/75: بله ديگه خانم ! وقتيصبح تاشب پاي اين تلفني بچه بهتر از اين نميشه..اگه تو مادر بودي ....
 
وقتي تو يه جمع ، آقا پسري سر و زبون دار داره مجلس رو گرم مي كنه:هزار ماشالا!!!!!!! چه پسر با نمكي!!!
 
شرايط بالا براي يه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده اصلا انگار نه انگار مرد اينجا نشسته !!!!
 
نظر مادر شوهر در اول زندگي: ميبيني شانس ما رو ؟ دختره فقط 20 ميليون جهيزيه آورده تازه ناخن گير هم نداره ، اين عروس در شأن خانواده مانيست
باز هم همون مادر شوهر: گل پسرم يه خونه 40 متري تو نقطه صفر مرزي داره، دختره ديگه چي ميخواد ؟ بايد از خداشم باشه
 
اگه يه آقاي متاهل سر و گوشش بجنبه : بيچاره! حتما زنش نمي تونه شوهرش رو ساپورت كنه ،بالاخره مرده ديگه
 
اگه يه خانم متاهل سر و گوشش بجنبه: بعضي ازاين زنها معلوم نيست ديگه چي ميخوان ، خب شوهر كه داري حالا خوب يا بد باهاش زندگي كن ديگه ...    


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اماراتي ها خاك مرغوب ما را هم به توبره مي كشند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

قديم ها خاكي بود كه به اون گل سرشوي ميگفتن و خواصي مشابه صابون داشت كه براي شستشو استفاده ميشد…! امروز به اين خاك بنتونيت ميگن كه اگه يك مشت از اون رو داخل يك ليتر اب بريزي حجيم ميشه و بعد از خشك شدن از بتون هم محكمتره…!
در خراسان جنوبي معادن خاك بنتونيت وجود داره كه مرغوب ترين خاك اون سفيد رنگه و عمري هزار ساله داره…! بعضي از اين معادن ماهانه سه هزار تن از اين خاك رو بوسيله لودر استخراج ميكنن … خاك بنتونيت به دليل چسبندگي؛ جذب اب؛ تورم پذيري و نرم بودن كاربردهاي زيادي در ريخته گري؛ حفاري چاههاي نفت؛ سد سازي و كشاورزي داره /
عمده واحد هاي فعال خاك بنتونيت كه خاك مرغوب و صادراتي دارن در قائن؛ شمال غرب بيرجند و بخشي در فردوس هستند.. اما اينكه اين خاك به چه دردي ميخوره و كجا ميره حكايت جالبي داره…! هر تن خاك بنتونيت رو ده هزار تومان ميفروشن و همين خاك در دوبي بعد از فناوري هر كيلو تا هفتصد تومان به فروش ميرسه..!
سالانه صدها هزار تن از اين خاك مرغوب چه بطور رسمي و چه قاچاق به كشور دوبي صادر ميشه ظاهرا براي استفاده براي چاههاي نفت اما حقيقت تلخ اينه كه اين خاك براي ساخت جزاير مصنوعي استفاده ميشه…!

جزاير النخيل موسوم به پالم ايلند كه در سواحل جنوبي خليج فارس در دست احداث است … به اسم صادرات غير نفتي مرغوب ترين خاك ايران رو خارج ميكنند تا جزايري به مساحت پنجاه كيلومتر مربع در امارات ساخته بشه كه هم تهديدي براي محيط زيست خليج فارس محسوب ميشه و هم خواسته يا ناخواسته با اين كار تيشه به ريشه معادن و منابع خودمون ميزنيم…! تنها جزيره نخلي جميرا نياز به بيش از پنجاه ميليون متر مكعب خاك براي به سطح اب رساندن اين سازه دارد…! عرب ها با پول خيلي چيزهاي ما رو خريدند…حتي خاك ما رو…! خاكي كه براي دفاع از اون زماني خون داديم و نگذاشتيم دشمن پا روي اون بذاره رو حالا تريلي تريلي و كشتي كشتي تحويل و تقديمشون ميكنيم و چندرغاز پول ميگيريم؛ اسمش رو هم گذاشتيم صادرات غير نفتي …اُف برما …!
زبونم نميچرخه كه اين رو بگم…! ( من نها ) اما شايد اگر ما توانايي و لياقت اين رو نداريم كه از منابع خاكي خودمون استفاده بهينه بكنيم همون بهتر باشه تا اين خاك گرانبها رو بديم به عرب ها كه اونا جزيره نخل جميرا بسازن كه ميگن از ماه قابل رويته و بعد ما بريم اونجا براي تفريح و چند برابر پولهايي كه براي خاك اون جزيره ها گرفتيم رو روانه جيب هاي گشادشون كنيم …! ما كي هستيم …؟ چه ميكنيم…؟ فقط بلديم دهان گشادمون رو باز كنيم و بگيم عرب سوسمار خور… عرب فلان …عرب بهمان…!

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اسلام در چين و آسياي جنوب شرقي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۵۰
مهدي
نظرات (0)
براساس كتاب «تاريخ سلسله ي مينگ»، از سال 10ق/631م تاجران مسلمان از راه دريا به چين مي آمدند و برخي از آنان در بنادر گوانگ چو (كانتون)، چوانگ چو (زيتون) و هانگ چو (خنسا) موطن گزيده بودند (نينگ، 1988 م:8). نخستين سند زنده در اين باره، ستوني در مسجد اصلي «سينگان فو» است كه بر پايه ي نوشته ي روي آن، اين ستون در سال نخست فرمانروايي تين پاو نهاده شده است؛ تاريخي كه بر اساس نظر برومهال بايد آن را با 742م/124ق برابر دانست.
سال هاي اقتدار سلسله ي متأخر تانگ (حك 128-294ق)، سال هاي شكوفايي تجارت دريايي و در پي آن اوج ترويج اسلام در جنوب چين بود. منابع چيني روابط امپراتور با خليفه ي مسلمين را در اين دوره چنان دوستانه يافته اند كه در روايتي تأييد نشده در منابع باختر، از ارسال يك دسته نظامي 4 هزار نفري توسط خليفه منصور (حك 136-158ق) براي ياري امپراتور در برابر شورشيان سخن گفته اند كه به پاس آن، امپراتور نيز آن سپاهيان را در شهرهاي اصلي كشور خود مسكن داده است (هارتمان، همان جا). حضور عالمان و محدثاني با اصل چيني يا سكني گزيده در چين، مانند ابوعمر صيني در نيمه ي نخست سده ي 2ق (ابن حجر، 1327 ق: 176/12-177، براي آگاهي از روايات او درسنن نسايي) و محدث شيعي ، ابراهيم بن اسحاق صيني ( سمعاني ، 1408 ق : 577/3-578 ؛ براي آگاهي از روايات او، فرات، 1354 ق: 148؛ ابونعيم، 1351 ق: 63/1؛ ذهبي، 1382 ق: 18/1) در نيمه ي دوم همان سده و در سده ي بعد حميد بن محمد صيني (سمعاني، همان جا)، نشان دهنده ي اين حقيقت است كه نفوذ اسلام در آن منطقه با فعاليت هاي فرهنگي نيز همراه بوده است.
جايگاه مسلمانان مهاجر در دهه ي 230ق، دركانتون (خانفو) به اندازه اي مستحكم شده بود كه امپراتور، مردي مسلمان از مهاجران را به اداره ي امور آنان گمارد و او حتي خطبه به نام خليفه ي مسلمين خواند (سليمان تاجر، 1411 ق: 35). لويتسكي (186-173) حتي معتقد است كه در ميان اين مهاجران، گروه هايي از اباضيان نيز وجود داشته اند؛ به هر روي، از سفر دو تن از اباضيان اهل دانش به نام هاي ابوعبيده عبدالله بن قاسم و نظر بن ميمون در سده ي 2ق به چين خبر رسيده است (شماخي، 1407 ق: 87/1؛ لويتسكي، همان جا؛ براي آگاهي از نظريه ي حضور گروهي از مسلمانان در جزيره ي هاي نان، امام الدين، 1961: 274-73، 260/IX؛ قس: انصاري، 287).
دهه ي 260ق در چين، روزگار شورش هاي داخلي و ضعف روزافزون سلسله ي تانگ بود. در اين هنگام، شخصي به نام هوانگ چاو (در منابع اسلامي يانشو) كه شورشي گسترده را از هونان آغاز كرده بود، در 264ق بر كانتون(خانفو) تسلط يافت؛ وي شماري از مردم، از جمله مسلمانان را به قتل رسانيد و تجارت دريايي را به شدت ناامن ساخت. اين جريان، آغاز انقطاع تجارت دريايي مسلمانان با چين بود كه ديرزماني به طول انجاميد (براي آگاهي از بازتاب امر در منابع اسلامي ، ابوزيد، 1411 ق: 59-61؛ مسعودي، 1385 ق: 156/1-157؛ قس: قرماني، اخبار الدول، [بي تا]، 615).
اگرچه درباره ي نفوذ اسلام در نواحي شمال چين در دوره ي تانگ، اطلاعات قابل ملاحظه اي در دست نيست، اما مي دانيم كه تاجران مسلمان از شمال تا جنوب درتردد بوده اند (مثلاً ابوزيد، همان 79؛ نيز براي بررسي كلي، دريك، «اسلام در سلسله ي تانگ» (1)).

درباره ي گسترش اسلام درشمال چين در اين دوره، هنوز اطلاعات تاريخي ناكافي است و از منابع محدود بر جاي مانده، كتيبه هايي عربي باتاريخ هاي 589 و 593ق است كه در شهر هانسي (آنسي)، در شرق كانسو به دست آمده است ( «گزارش...» (2)، 1944-1943؛ 128/ ، 210، 182/IX). اشاره اي بر دو كتيبه ي يافت شده از تركستان با تاريخ هاي 575 و 608ق، كه بر روي آن ها تعبير «مفتي الشرق و الصين» نقش بسته (همان، IX/105-106,X/70-71)، شاهدي بر اين نكته است كه در سرزمين هاي مجاور تركستان در چين، مسلمانان از جمعيتي برخوردار بوده اند كه از سوي مفتيان تركستان، ظاهراً ساكن در تاشكند (همان جا)، حمايت و ارشاد مي شدند.
در جنوب چين، در زمان سلسله ي سونگ، اسلام در مسير كناره، گسترشي شايان يافته بود (پينگ، 1373 ش: 35-36)، به طوري كه در سراسر نوار ساحلي درياي چين، در ايالات كنوني گوانگ دونگ، فوجيان، ججيانگ و حتي در ايالت غير ساحلي جيانگ سي مسلمانان از جمعيتي پرشمار برخوردار بوده اند. شماري از مساجد كهن چيني، درشهرهاي اين منطقه، از جمله در كانتون، چوان چو، فوجو و هانگ چو، بازمانده هايي از معماري اسلامي در عصر سونگ به شمار مي آيند (همان، 22، 28، 35، 38، 59-60). در اين دوره، حتي در پايتخت، يعني در پكن كنوني نيز جماعتي از مسلمانان آزادانه به آيين مذهبي خود عمل مي كرده و مسجد نيوجيه را در 386ق پايه گذارده بوده اند(همان، 15).

اين گفتار ابن بطوطه (همان، 645) كه در هر شهر از شهرهاي چين، شهركي براي مسلمانان است كه به استقلال در آن سكني دارند و داراي مساجدي هستند، نشان از گسترش چشم گير ديانت اسلام در جاي جاي سرزمين پهناور چين در عصر يوآن دارد. در نگرشي بر گسترش اسلام در عمق سواحل جنوبي و شرقي، بايد به آثار و آگاهي هايي از رواج اسلام در عصر يوآن، در ايالت هاي كنوني جيانگ سي، شان دونگ و جيانگ سو اشاره كرد (مثلاً پينگ، 1373 ش: 47، 52، 114؛ افشار، 1372 ش: 504، 508).
در سمت شمال غربي، چنين مي نمايد كه استيلاي مغول، عاملي تسريع كننده براي گسترش نفوذ اسلام بوده است؛ بر پايه ي اطلاعاتي كه ماركوپولو از اوضاع اجتماعي مردمان سرزمين تنگوت، قابل تطبيق با ايالات كنوني كانسو، تسينگ هاي و شنسي، به دست داده است، در برخي شهرها اسلام ديانت غالب، و در برخي ديگر، دين اقليتي پرجمعيت بوده است ( «سفرنامه...» (3)، 1946: 142، 136-135، 112، 109، 99). ديانت اسلام، زماني در ولايت تنگوت چنان برتري گرفت كه اننده، فرمانرواي مغولي تنگوت، اسلام پذيرفت (رشيدالدين، 1373 ش: 866/2، 951) و در پي آن، جماعتي از لشكريان مغول، در حدود 150 هزار تن به اسلام گرويدند (همان جا). رشيدالدين به عنوان گزارشي از روزگار خود (اوايل سده ي 8ق)، يادآور شده است كه بيش تر مردم ولايت تنگوت مسلمان و فقط برزگران و دهقانان بت پرست (بودايي) اند (همان، 950/2-951). در پي همين جريان اسلام گرايي بود كه در درون قنجنفو (سيان كنوني)، شهر اصلي منطقه ي شنسي، بخشي مسلمان نشين پديد آمد كه در دهه ي 740 ق، عالمي به عنوان شيخ الاسلام و ديگري به عنوان قاضي در رأس امور مذهبي آن بوده اند (ابن بطوطه، 1407 ق: 649 به بعد؛ قس: «سفرنامه»، همان، 231). همين موج اسلام گرايي، در ايالت تسينگ هاي نيز موجب آمد كه درعصر يوآن جماعتي پرشمار از مغولان به دين اسلام درآمدند و آنان كه زندگي يك جانشيني را برگزيدند، قوميتي مغولي-اسلامي را در منطقه پديد آوردند كه امروزه اخلاف آنان با نام قومي باوآن شناخته اند (نينگ، 1988 م: 99).
در سمت جنوب غربي، سيد اجل بخاري، مسلماني از كارگزاران خاندان چنگيزخان، از سوي قوبيلاي قاآن مأموريت يافت تا حاكميت مغولان بر ولايت «قراجانگ» (مشتمل بر ايالت يون نان كنوني با وسعتي بيش تر) را تثبيت كند و پس از توفيق در اين امر، او و فرزندانش سال ها به نيابت در آن منطقه حكم راندند. برخي چون هارتمان، استيلاي سيد اجل و سكناي همراهانش را در يون نان، نقطه اي براي آغاز رواج اسلام در منطقه دانسته اند (رشيد الدين، 1373 ش: 914/2-915، جم؛ نيز هارتمان، 1980: 890)؛ اما به هر تقدير، در اوايل سده ي 8 ق ، چنان كه رشيد الدين گزارش نموده است، بسياري از ساكنان ولايت قراجانگ و شهر بزرگ آن به نام ياچي (احتمالاً كونمينگ كنوني؛ لسلاي، 526)، بر ديانت اسلام بوده اند (رشيد الدين، 1373 ش: 910/2؛ قس: «سفرنامه»، 1944-1943: 244-243؛انصاري، 1357 ش: 287).



آغاز نفوذ اسلام در مغولستان را، اگرنه پيش تر، دست كم بايد به دوره ي يوآن (پس از چنگيزخان) بازگردانيد. درجنوب مغولستان (مغولستان داخلي)، منطقه ي تندوك كه در آغاز دوره ي يوآن، دركنار ساكنان مسيحي و بودايي، جماعتي مسلمان را نيز در خود جاي داده بوده ( «سفرنامه»، 1944-1943: 141)، بر پايه ي نظريه اي، بوم شكل گيري قوميت مسلمان ارغون بوده است. در شمال مغولستان نيز رشيد الدين (1373 ش: 671/1، جم) از حضور اقليت هاي مسلمان، از جمله در كهر چاغان خبر داده است.
در اوايل عصر چينگ، شماري از تجار مسلمان به مغولستان داخلي مهاجرت كردند (پينگ، 1373 ش: 152) و مهاجرت شماري بسيار از مسلمانان در پي جنگ هاي داخلي، از 1104ق به مغولستان داخلي، به ويژه شهر هوهه هوت، تا اندازه اي به صبغه ي اسلامي در اين منطقه افزود (همان جا).


ب. گسترش اسلام در آسياي جنوب شرقي


منطقه ي آسياي جنوب شرقي از نظر ويژگي هاي جغرافياي طبيعي و انساني بسيار متنوع است و بررسي نفوذ هر پديده ي فرهنگي در نواحي مختلف آن، از جمله ديانت اسلام، نيازمند بحثي پيچيده وجزء به جزء است. نفوذ فرهنگ اسلامي در اين منطقه به گونه ي هماهنگ در نواحي مختلف صورت نگرفته است و در حالي كه در برخي نواحي آن پيشينه ي اسلام به سده هاي نخست هجري بازمي گردد، گروش به اين دين در برخي نواحي مربوط به سده ي حاضر است. راه يابي اسلام به منطقه، در طول تاريخ با تجارت مسلمين با خاور دور ارتباطي مستقيم داشته است؛ نخستين آشنايي با اسلام هم سو با شكوفايي تجارت دريايي چين در سده هاي 2 و 3 ق بوده است، اما رونق يافتن مجدد بنادر چين در سده ي 6ق، اسلام در منطقه ، از حد دين اقليت، به دين غالب مردمان مبدل ساخته است. آسياي جنوب شرقي، اگرچه دورترين منطقه ي مسلمان نشين از مهد ظهور ديانت اسلام در سمت خاور است و هر چند اسلام با گذشت زماني شايان توجه و در عصري نسبتاً متأخر بدان راه يافته است، اما اكنون به منزله ي منطقه اي بسيار پرجمعيت ، بخش مهمي ازجمعيت مسلمان جهان را در خود جاي داده است.
اديان رايج در آسياي جنوب شرقي پيش از راه يابي اسلام، به طور عمده در دو گروه بودايي و جان گرا(4) قابل طبقه بندي بود كه اقليتي هندو نيز دركنار آن ها قرار مي گرفت. دين بودايي، ديني با فرهنگ ژرف و دستاورد گسترده ي ادبي در منطقه بود و تنها راه نفوذ اسلام در دل پيروان آن، ارائه ي فرهنگ اسلامي به وسيله ي مبلّغاني بود كه خود از آگاهي كافي به مباني تعليمي اسلام برخوردار باشند. جامعه ي جان گرايان، به سبب ابتدايي بودن تعاليم ديني و فقدان پشتوانه ي ادبي، از شرايطي كاملاً متفاوت برخوردار بودند، ولي گاه برخي از جان گرايان منطقه، همچون گروه هايي از باتاك ها بيش از بوداييان در مقابل پذيرش اسلام از خود تعصب و مقاومت نشان داده اند.
از نظر مذاهب رايج درمنطقه، بايد گفت كه مسلمانان آسياي جنوب شرقي در سده هاي ميانه و اخيراسلامي، عمدتاً بر مذهب شافعي بوده اند كه مذهب غالب بر مناطق حوزه ي اقيانوس هند، چون مالاريا و بخش هاي وسيعي از هند، و نيز حضرموت بوده است (براي آگاهي درباره ي دوره ي ميانه ، ابن بطوطه، 1407 ق: 630) وبرخي از محققان اين ويژگي مذهبي را نتيجه ي ارتباط فرهنگي با هند و جنوب عربستان دانسته اند (آرنولد، 1979: 386؛ امام الدين، 1961: 271). با آن كه جايگاه مذهب حنفي در اين منطقه كم تر مورد توجه محققان قرار گرفته است، اما در فرهنگ مالايا رسوب هايي از يك ارتباط استوار ديرين با محافل حنفي بر جاي مانده است كه از نمونه هاي آن مي توان به رواج عقيده نامه ي ابوليث سمرقندي (د 373ق) در منطقه اشاره كرد كه ترجمه هاي متعددي به جاوه اي و مالايايي دارد (پيژو، 1970: 371؛ سزگين، 1967: 449/I).
تصوف و طريقه هاي گوناگون آن، به عنوان ابزاري كارآمد و در برخورد و مقابله با گرايش هاي مشابه بودايي در منطقه، نقش حايز اهميتي را ايفا نمود و در طول جريان تبليغ اسلامي در اين منطقه، مبلّغان صوفي عمدتاً از هند و ايران جايگاهي مؤثر و اساسي داشته اند (مثلاً جونز، 1981: 146 به بعد).
تشيع اگرچه درمنطقه به عنوان يك مذهب مشخص قابل تميز نيست، اما بقايايي از حضور نمايندگان اين مذهب در فرهنگ بومي، بر جاي مانده كه توجه شماري ا ز محققان را به خود جلب كرده است. انصاري دمشقي (1357 ش: 286-287) در گزارش خود از نواحي هندوچين، به مهاجرت جمعي از «علويان» به اين ديار اشاره كرده كه از خوف حجاج و بني اميه به دوردست گريخته بودند. آرنولد (همان جا) در بررسي روند تبليغ اسلام در جاوه و سوماترا به بقايايي از تشيع اشاره كرده و احتمال تأثر آن از شيعيان هند وايران را مطرح ساخته است و امام الدين (1961: 274، 272) به بررسي شاهدي دال بر نقش شيعيان در رواج اسلام در منطقه پرداخته است. اگرچه حاملان اسلام به منطقه، بيش تر مبلّغاني از هند، ايران و عربستان دانسته شده اند، اما نقش مسلمانان چين و عنصر چيني در اسلامي شدن آسياي جنوب شرقي كه سئونگ در 1962م به مطالعه ي آن پرداخته است. (5) نيز نبايد ناديده گرفته شود. يافت شدن عناصري از چهره هاي گوناگون فرهنگ اسلامي و پيچيدگي عوامل تاريخي مؤثر در گسترش اسلام در اين منطقه از نظر قومي و مذهبي، موجب شده تا نظريه هاي گوناگوني درباره ي چگونگي اسلامي شدن آسياي جنوب شرقي ابراز گردد و اين تفاوت ديدگاه ها تا آن جاست كه برخي چون حامد در 1982م و عطاس در 1985م را واداشته است تا در مقالاتي به مقايسه و نقد اين نظريه ها بپردازند (حامد، 1982: 100-89؛ عطاس (6)، 1993: 175-162).

ج. گسترش اسلام در مجمع الجزاير مالايا


درباره ي سابقه ي آشنايي مردم منطقه با اسلام و مسلمانان در 6 سده ي نخست اسلامي، منابع بسيار محدود است و اندك يادداشت هاي برجاي مانده، آميزه اي از تاريخ و افسانه است. در منابع موجود بر جاي مانده، پيشينه ي اين آشنايي گاه به سده ي نخست هجري مي رسد؛ چنان كه در يكي از منابع چيني مربوط به پيش از 54ق/674م، گزارشي در مورديك سردار عرب آمده كه بر پايه ي برداشت آرنولد (1979: 368) در مقايسه بين اين سند و مدارك و اسناد ديگر، وي رئيس يك جماعت مسلمان ساكن در سواحل غربي سوماترا بوده است. همچنين رامهرمزي (1407 ق: 95-96)، حكايتي آورده است كه از حضور محسوس مسلمانان در مجمع الجزاير، و حتي از وضع مقرراتي خاص براي بار دادن «پادشاه زابج» به «غريبان مسلمان» سخن دارد كه تاريخ آن نبايد به پس از ميانه ي سده ي 3ق بازگردانده شود.
اگرچه با ركود تجارت دريايي چين از اواخر سده ي 3ق، حضورمسلمانان در سرزمين هاي ميان راهي نيز به نحو بارزي كاهش يافت، اما از شواهد چنين بر مي آيد كه حتي در اين برهه، رابطه ي مسلمانان با مجمع الجزاير مالايا، البته بسيار محدودتر از گذشته، ادامه يافته است. از جمله ي شواهد، يك سنگ گور اسلامي يافت شده در جاوه ي شرقي است كه تاريخ 475ق/1082م بر آن حك شده است (والترز).(7) از گزارش هاي اندكي كه درباره ي حضور مبلّغان مسلمان در سده ي 6ق در منطقه رسيده، خبري در تواريخ مالايايي است حاكي از اين كه اولين مبلّغ ديانت اسلام در آچه (در شمال سوماترا)، عالمي عرب به نام عبدالله عارف در اوايل سده ي 6ق/12م بوده، و پس از وي، يكي از شاگردانش به نام برهان الدين، دامنه ي اين تبليغ را تا ساحل غربي سوماترا تا حدود بريامان گسترش داده است (آرنولد، 1979: 370).
مقطعي مهم در تاريخ آشنايي منطقه با ديانت اسلام، اواخر سده ي 7ق/13م است؛ در اين مقطع، در سوماتراي شمالي (سمودره) دو شاه نشين كوچك مسلمان وجود داشته كه مبناي اقتصاد آن تجارت با مسلمانان بوده است. چنين مي نمايد كه رونق دوباره ي تجارت با چين در عصر سلسله ي يوآن، اوضاع را براي گسترش ارتباط بين مسلمانان مغرب و آسياي جنوب شرقي مساعد كرده بود. به هر تقدير، دو شاه نشين ياد شده كه نام هاي بومي پرلاك و پاساي را برخود داشتند، اساساً حكومت هايي نه غريب، بلكه بومي بودند. داستان هاي سنتي، گسيل يك هيئت از مكه به سوماترا به رياست شيخ اسماعيل نامي را در تبليغ اسلام در اين منطقه و نيز شكل گيري دولت اسلامي پرلاك مؤثر دانسته اند (همان، 372-371؛ امام الدين، 1961: 261). پادشاه سمودره (پرلاك) در زمان سفر ابن بطوطه (746ق)، سلطان الملك الظاهر، قلمرو اين پادشاهي مسلمان را به طور قابل ملاحظه اي توسعه داده بود و با جلب عالماني از ايران و سرزمين هاي عربي، توانسته بود محيط فرهنگي مناسبي براي نشر تعاليم اين دين فراهم آورد (ابن بطوطه، 1407 ق: 630؛ «سفرنامه»، 1944-1943: 338). در اوايل سده ي 9ق، گزارش يك مسافر چيني كه در 816ق/1413م از منطقه ي لامبري ديدن كرده است، از لامبري نيز با توصيف ناحيه اي كه داراي يك هزار خانوار مسلمان بوده، ياد كرده است (آرنولد، همان، 372).
آچه، بارزترين نمونه ي يك حكومت اسلامي در خاور، در سده ي 10ق/16م پديد آمد، با وجود ثبات بلندمدت و نفوذ گسترده در منطقه، اين توانايي را نداشت تا باتاك هاي ساكن در سرزمين هاي مرتفع در نواحي دروني جزيره را به دين اسلام درآورد؛ اما شرايط در برخورد با پيروان اديان هندو بيش تر قرين توفيق بود، چه، موفقيت اسلام در منطقه ي منانگ كاباو كه در آن، فرهنگ تانترايي (نوعي تصوف هندي) از سده ي 8ق/14م پاي گرفته بود، شايان توجه است (همان، 370؛ نيز والترز). آچه با برقراري رابطه اي مستمر با سرزمين هاي مركزي اسلامي، توانسته بود منطقه ي مالايا را به منزله ي بخشي از بلاد اسلامي بشناساند و با جلب عالماني از ديگر بلاد و با تربيت عالماني بومي، منطقه ي تحت نفوذ خود را كه در غرب با عنوان عمومي «جاوه» شناخته مي شد، در عرض سرزمين هايي همچون هند قرار دهد (مثلاً كتاني، 1402 ق: 311/1، 487، جم).
از نخستين كوشش ها در جهت تبليغ اسلام در جزيره ي جاوه در سده ي 6ق/12م، تلاش حاجي پوروا(8)، شاهزاده ي پاجاجاران، است كه در سفري به هندوستان به دين اسلام گرويد و در بازگشت به تبليغ اسلام در قلمرو پدر و برادرش مبادرت كرد. در نيمه ي دوم سده ي 8ق فعاليت گروهي مسلمان به رهبري مولانا ملك ابراهيم (د 822ق) در منطقه ي گرسيك(9)، كه به پديد آمدن ناحيه اي مسلمان نشين انجاميد، دامنه اي گسترده يافت و تبليغ آنان تا درون پادشاهي بودايي ماجاپاهيت به عنوان مهم ترين قدرت غير مسلمان در منطقه كشيده شد. مقبره ي ملك ابراهيم اكنون از كهن ترين مزارات جاوه به شمار مي آيد. مسلماني چيني كه در همان اوان از جاوه ديدن كرده است، در كنار طبقه ي اصلي مسلمانان در جاوه، از شمار قابل ملاحظه ي چينيان مسلمان ساكن در جاوه ياد كرده است (آرنولد، 1979: 383).
در سده ي 9ق/15م جريان تبليغ اسلام با اختلافات درون خانداني شاهزادگان در پادشاهي بزرگ جاوه، ماجاپاهيت، پيوند خورد و جرياني سياسي - مذهبي ايجاد نمود و چندي نگذشت كه به سقوط مهم ترين حكومت غير مسلمان در منطقه در 883ق/1478م انجاميد و شرايط را براي پيدايي چند شاه نشين جديد مسلمان درساحل شمالي جاوه و نواحي ديگر در طول راه اصلي تجارتي فراهم آورد. از جمله ي شخصيت هاي مهم در اين تحول شاهزاده ي مسلمان شده، رادن رحمت است كه در سنت مالايي به مثابه ي بزرگ ترين مبلّغ اسلام درجاوه شناخته شده است (همان، 388-384).
پس از فروپاشي دولت ماجاپاهيت، با وجود تفوق بي رقيب حكمرانان مسلمان درجاوه، گسترش اسلام در اين سرزمين مسير تبليغي و تدريجي خود را طي نمود و جريان آن با اعمال فشار سياسي شتاب نگرفت. تفوق اسلام به عنوان دين غالب در غرب جاوه، در پي تبليغي دراز مدت با فروپاشي سلسله ي سيوايي پاجاجاران در سده ي 10ق/16م قطعيت يافت، در حالي كه جريان نفوذ اسلام در ميان بت پرستان نواحي مياني جزيره بسي كندتر بوده ، و دامنه ي آن تا سده ي حاضر كشيده شده است (همان، 390-389).
گسترش اسلام روي به شرق، در دو جزيره ي بزرگ برنئو (10) و سلبس (11)، با تأخيري قابل ملاحظه در سده ي 10ق روي داده، و از نظر عمق فرهنگي قابل مقايسه با سوماترا و جاوه نبوده است. در شرقي ترين نقطه، الحاق جزيره ي گينه ي نو (12) و برخي جزاير اطراف آن به قلمرو سلطان نشين مسلمان باتجان (13)، اسلام را در ميان گروهي از مردم پاپوا (14) رواج داده، و مهاجرت طوايف مسلمان، به خصوص مالايايي ها به گينه ي نو نيز بيش تر به آن ديار صبغه اي اسلامي بخشيده است؛ اما تاكنون كيش بت پرستي در كنار اسلام جمعيتي از پيروان خود را در اين جزاير حفظ كرده است (براي آگاهي از جزئيات گسترش اسلام در جزاير شرقي، همان، 391 به بعد).
در حال حاضر بخش عمده ي مجمع الجزاير مالايا، جزو قلمرو پرجمعيت ترين كشور اسلامي، جمهوري اندونزي با 87/2% مسلمان (آمار 1990م) است. ساراواك در شمال جزيره ي برنئو به كشور اسلامي مالزي تعلق دارد و سلطان نشين كوچك برونئي (15) در شمال همان جزيره كشوري با دين رسمي اسلام و 67/2% مسلمان (آمار 1991م) است.
در بخش شمال شرقي از مجمع الجزاير مالايا، بايد به گسترش اسلام در فيليپين و به خصوص در ميندانائو (16) اشاره كرد كه امروزه اكثريت جمعيت آن جزيره را مسلمانان تشكيل مي دهند (برابر 4/3% از جمعيت كل فيليپين، آمار 1991م).
مدارك سنتي بومي حكايت از آن دارد كه دين اسلام را مبلّغي به نام كابونگ سوان (17) از جوهور (18) در مالايا به مردم ميندانائو، معرفي كرد، و گروش مردم به اين دين، به سرعت منشأ پيدايي يك حاكميت مسلمان در منطقه گشت. در مراحل پسين، رواياتي در باب تبليغ كريم المخدوم در سده ي 8ق/14م و ابوبكر نامي در سده ي 9ق/15م در دست است (همان، 406-403).

د. گسترش اسلام در هند و چين


در منابع سده هاي 3 و 4ق، از تراكم آمد و شد مسلمانان و حضور آنان در كله (تلفظ احتمالي كله)، ساحلي در غرب شبه جزيره ي مالايا، مكرر سخن رفته است كه بيش تر محققان آن را با كداه (19) در شمال غربي مالزي كنوني تطبيق كرده اند (مثلاً سوواژه، 1948: 43؛ قس: فران، 1922: 89)، اما سكناي جمعيتي مسلمان در آن برهه از تاريخ در منطقه را البته نبايد فراتر از اقليتي كوچك در آبادي ساحلي دانست (قس: ابودلف، 453؛ براي آگاهي از اقوال در تعيين محل دقيق كله، فران؛ سوواژه، همان جاها). همچنين قاقله، بندري كه در سده هاي 2-3ق، يكي از مقاصد تاجران مسلمان در هندوچين بوده (رامهرمزي، 1407 ق: 49-50)، با توجه به اطلاعات داده شده، ممكن است با بندري در ناحيه ي تاكوآپا (20) (نام تاريخي تاكولا) (21) در ميانه ي شبه جزيره تطبيق گردد (قس: يول، 49، كه قافله را در جايي دورتر جسته است؛ نيز ياماموتو، 1994: 205).
با وجود اهميت دين اسلام در شبه جزيره ي مالايا، منابع درباره ي تاريخ گسترش اسلام در اين منطقه اندك است. آشنايي جدّي شبه جزيره ي مالايا با اسلام از سده ي 7ق/13م آغاز شد و در جريان توسعه ي روابط ميان هند و مالايا، اسلام از طريق مسلمانان هند در شبه جزيره ي مالايا گسترش يافت و اين جريان به گونه اي تدريجي تا سده ي 11ق/17م دوام داشت. در تاريخي كه تعيين آن دشوار مي نمايد، يكي از پادشاهان مالايا به اسلام گرويد و زمينه را براي جلب بيش تر تاجران مسلمان فراهم ساخت. در پي اين تحول سياسي، به سرعت اين سلطان نشين كه در تاريخ به نام «مالاكا» شناخته شده است، اصلي ترين مركز تجارت جنوب شرق آسيا شد و تحت حمايت آن، دعوت اسلامي در سطحي گسترده در نواحي گوناگون شبه جزيره فراگير شد. درشمالي ترين بخش، مطابق روايتي كه درتواريخ سنتي كداه آمده است، مردم كداه در حدود 906ق/1501م به كوشش مبلّغي شيخ عبدالله نام با اسلام آشنا شدند و با گروش صميمانه ي راجه، بيش تر مردم منطقه، به سرعت اسلام آوردند (آرنولد، 1979: 379-376).
در جريان اسلامي شدن بخش وسيعي از آسياي جنوب شرقي، تشكلي قومي به وجود آمد كه نه بر پايه ي نژاد، بلكه بر پايه ي دين مشترك اسلام استوار بود و مردم آن به يكي از زبان هايي سخن مي گفتند كه امروز به مجموعه ي آن ها زبان هايي مالايي (به اصطلاح زبان شناسان: استرونزيايي غربي) (22) اطلاق مي گردد.
اين تشكل قومي كه نام عمومي «مالاي» (23) گرفتند، در سده هاي اخير بخش عمده اي از جمعيت مجمع الجزاير مالايا را تشكيل داده اند، اما به ويژه تشكل آنان در تقابل با قوميت سيامي وخمر در شبه جزيره ي مالايا نمود داشته است كه امروزه بخش مالايي نشين آن با نام مالزي خوانده مي شود. بخش اصلي خاك مالزي درشبه جزيره، و بخش شرقي آن در شمال جزيره ي برنئو قرار دارد و در مجموع، كشوري با دين رسمي اسلام و تراكم 52/9% مسلمان (آمار 1980م) است .
تاريخ مسلمانان تايلند كم تر مورد بررسي قرار گرفته است، اما مهاجرت هاي مالايايي و نيز پديد آمدن قوميت تركيبي مالايايي - سيامي در گسترش اسلام در اين ناحيه نقش اساسي داشته است. در نواحي مرز كنوني ميان تايلند و مالزي، در نتيجه ي تأثير قوميت و فرهنگ مسلمانان مالايي بر قوميت سيامي، يك گروه قومي با زباني آميخته از مالايايي و سيامي پديد آمده است كه پيرو دين اسلام اند و با نام سمسام (24) شناخته مي شوند (آرنولد، همان، 380). مسلمانان تايلند كه در آمار 1991م، 4% از جمعيت كشور بوده اند، به طور عمده درجنوب اين كشور سكني دارند.
درشمال غربي هندوچين، ميانمار (برمه) در حكم پلي تجارتي ميان چين و هند، منطقه اي دير آشنا با ديانت اسلام بوده است و مسلمانان اين منطقه، از بومي و مهاجر، در طول سده ها با هم دينان خود در چين و هند رابطه اي مستمر داشته اند. مهاجرت مسلمانان هندي از قرن 7ق/13م با سكناي آنان در نواحي آراكان آغاز شد و از سده ي 9ق/15م با موج گسترده ي مهاجرت بنگاليان شتابي افزون گرفت. پادشاهي آراكان در ميانمار با وجود غلبه ي دين بودا درمنطقه، در رسوم و مظاهر اجتماعي تا حد فراواني به مسلمانان نزديك شده بود (ايزرائيلي، 1368 ش: 168) و اوضاع مساعد سياسي براي مسلمانان، درسده هاي اخير زمينه ي مناسبي براي مهاجرت هاي گسترده ي مسلمانان هندي و چيني به اين سرزمين فراهم آورده است (همان، 168-170، 181-182؛ هانا، 1966: 405-398). يگار در رساله اي وضع اجتماعي مسلمانان ميانمار را، به عنوان يك اقليت، بررسي كرده است. (25) طبق گزارش او جمعيت آنان در آمار 1990م، برابر 3/8% ازجمعيت كشور بوده است (نيز، «يادداشت هايي بر اسلام در برمه» (26) ).
در خاور هندوچين، در قلمرو پادشاهي ديرپاي چمپا (ويتنام مركزي) بندرگاهي قرار داشت كه در منابع اسلامي با نام معرب «الصنف» شناخته شده است. گستردگي روابط تجارتي منطقه با سرزمين هاي اسلامي موجب شده بود تا يك مهاجر نشين مسلمان در شهر صنف پديد آيد كه دست كم از سده ي 3ق وجود داشته است (رامهرمزي، 1407 ق: 113؛ انصاري، 1357 ش: 286-287). رواياتي كهن حاكي از آن است كه اسلام درعهد خليفه عثمان به آن ديار رسيده بوده است و بسياري از مسلمانان مهاجر به صنف، علوياني گريزان از امويان بوده اند (همان جا؛ نيز امام الدين، 1961: 274-273). بر پايه ي برخي شواهد، گفته مي شود كه در منطقه ي ساحلي پان رانگ دربخش جنوبي از قلمرو چمپا، چنين مهاجر نشيني ازسده ي 10م وجود داشته، و اين جامعه ي مسلمان، به طور چشم گيري از فتوح سلطان محمود در هند متأثر بوده است (همان، 273-272؛ براي آگاهي درباره ي پان رانگ و كندرنج در منابع اسلامي، سوواژه، 1948: 44؛ براي تحليل گزارشي از طوالسي، ابن بطوطه، 1407 ق: 637-639؛ براي بازگرداندن آن نام به چمپا، ياماموتو، 1994: 216). از منابع مرتبط با جاوه چنين بر مي آيد كه در سده ي 7ق باز مبلّغاني براي تبليغ اسلام به چمپا مي آمده اند و وجود آثاري باستاني از گلدسته ها، مقبره ها و گنبدها در چمپا نشانه اي از حضور تاريخي يك اقليت مسلمان در آن ديار است (آرنولد، 1979: 384).
درسده هاي بعد، از وقايع مؤثر درگسترش اسلام در منطقه ي دروني و شرقي هندوچين مهاجرت وسيع مالايي هاست كه در اواخر سده ي 8ق/14م آغاز شده است («مجله ي جهان اسلام» (27)، 1907: 138-137). اين جابه جايي از سويي، يك جمعيت مسلمان تازه وارد را در بافت جمعيتي منطقه وارد كرده، و از سوي ديگر، امكان مناسبي را براي آشنايي نزديك بوميان شبه جزيره با ديانت اسلام از طريق همسايگان جديد خود و ايجاد يك موج كند، اما ديرپاي گروش به اسلام، فراهم آورده است. درحال حاضر، جمعيتي قابل ملاحظه از مسلمانان در ويتنام و كامبوج به صورت اقليتي مذهبي زندگي مي كنند؛ مسلمانان كامبوج با نام قومي چام-مالاي در ميان اكثريت بودايي با عنوان «خمر اسلام» شناخته مي شوند. درباره ي جمعيت مسلمانان در ويتنام آمار دقيقي در دست نيست، اما شمار اقليت مسلمان در كامبوج، در آمار 1993م برابر 2% ازجمعيت كشور بوده است. در نواحي داخلي هندوچين، بايد ازاقليت كوچك مسلمان درلائوس با تراكمي برابر 1% جمعيت (آمار 1980م) نيز ياد كرد.

پي نوشت :



2. Repertoire...
3. The Travels...
4. animist
5.Seong, T,y., «Chinese Element in Islamization of south East Asia», Int. Assoc. Hist. Asia, 1962, PP. 399-408.
6. Ataev
7. Wolters
8.Haji Purwa
9. Gresik
10. Borneo
11. Celebes
12. New Guinea
13. Batjan
14. Papua
15. Brunei
16. Mindanao
17. Kabungsuwan
18. Johore
19. Kedah
20. Takuapa
21. Takola
22. West Austronesian Languages
23. Malay
24. Samsams
25. Yegar, M. The Muslims of Burma, A Study of a Minority, Heidelberg, 1972.
26. Notes on «Islam in Burma», Muslim World, 1915, Vol. V.
27. Revue du monde musulman.
2) در عصر سونگ. در سخن از گسترش اسلام در چين در روزگار پس از تانگ، بايد در كنار عامل تجارت، مراودات گسترده ي علمي و فرهنگي ميان چينيان و سرزمين هاي اسلامي را از هر دو سو، عاملي اساسي انگاشت. اين مراودات هم در عصر مشهور به «پنج سلسله و ده پادشاهي» (294-349ق) و هم در عصر سونگ (349-678ق) جرياني مداوم داشت. از جمله عالمان باختري سكني گزيده در چين، مي توان از ابوالعباس حجازي ياد كرد كه پيش از 512 ق سفري به چين و هند داشت و 40 سال در آن سرزمين ها سپري كرد (ابوحامد، 1925 م: 106). همچنين بايد از عالم اندلسي، سعدالخير اندلسي (د 541 ق) نام برد كه دخترش فاطمه، از محدثان پرسفر و بنام، در 522 ق در چين به دنيا آمده بود (سمعاني، 1408 ق: 578/3؛ ابن نقطه، 1404-1403 ق: 323/2 - 324). دامنه ي اين مراودات، به دانشي خاص و حتي مذهبي خاص محدود نمي شد وشماري از بوداييان و مانويان چين را نيز به مراكز علمي جهان كشيده بود (ابن نديم، 1350 ش: 18-19). 3) در عصر مغولي يوآن (612-769ق). در دوره ي زمامداري قاآن هاي مغول در چين، مسلمانان نه تنها از احترام ونفوذي به ويژه برخوردار بوده اند، بلكه در احراز بسياري از مناصب عالي گوي سبقت را از ديگران ربوده بودند؛ اعتباري كه مسلمانان در شهرهاي گوناگون چين، از جمله خان باليق (پكن كنوني) از آن برخوردار بودند، نكته اي است كه براي جهانگردان مسلمان كاملاً ملموس بوده است (مثلاً ابن بطوطه، 1407 ق: 645، 655، جم؛ قلقشندي، 1383 ق: 486/4). 4) در عصر مينگ (769-1054ق). امپراتوران سلسله ي مينگ با عنايتي خاص به ديانت اسلام، اين امكان را فراهم آوردند كه اسلام به سرزمين هايي در نواحي مياني چين نفوذ كند و توجه برخي از آنان به حدي بود كه در منابع گاه از اسلام آوردن آنان سخن به ميان آمده است (مثلاً خطايي، 1372 ش: 47-48، 144-145؛ نيز براي آگاهي از جايگاه مسلمان در عصر مينگ، ايزرائيلي، 1368 ش: 121، 316). در عصر سلسله ي مينگ مساجد بسياري در چين ساخته شد و وجود شماري از ابنيه ي اسلامي مربوط به اين دوره، نشان از رواج اسلام در ايالت هاي خوبي، خنان و آنخوي در نواحي داخلي خاورچين ( پينگ ، 1373 ش : 83، 88 ، 93 ) دارد . در همين دوره ، در شمال غربي نيز ، شمار مسلمانان در ايالت كانسو، به ويژه در منطقه ي لان جو، فزوني گرفت (همان، 171) و به گروه قومي «سالار»، به عنوان يك قوميت تركي - اسلامي اجازه داده شد تا به درون ايالت تسينگ هاي مهاجرت كرده، تا امروز در آن ديار سكني گزينند (همان، 194؛ نينگ، 1988 م: 100؛ آتايف، 1993: 277 به بعد). 5) در عصر چينگ (1054-1277ق). به روزگار فرمانروايي سلسله ي چينگ نيز اسلام پيشرفت هايي به نواحي دروني چين، چون ايالت خونن در غرب چيانگ سي، ايالت سي چوان درشرق تبت (پينگ، همان، 73، 82) و نيز در شمال شرقي كشور، در ايالت لياونينگ (همو، 155) داشته است. 6) جايگاه اسلام در تبت و مغولستان. اين سرزمين ها، نه درمنابع اسلامي و نه در منابع ديگر به عنوان سرزمين هايي كه دعوت اسلام در آن ها با توفيقي همراه بوده باشد، شناخته نشده اند؛ با اين همه، گزارش هاي تاريخي نفوذي محدود از اسلام را در گذشته هاي اين سرزمين ها تأييد مي كنند. به عنوان نمونه اي كهن بايد يادآور شد كه نويسنده ي ايراني حدود العالم 1340 ش: 74)، در سده ي 4ق، از وجود جمعيتي مسلمان و يك مسجد در لهاسا، مركز تبت سخن به ميان آورده است. به هر حال، حضور محدود تاجران مسلمان و غير بومي، به ويژه از مسلمانان كانسو و تسينگ هاي، در طول تاريخ، به ويژه درنواحي شمال شرقي تبت محسوس بوده است (گريبنو، 1936: 129-127). 7) جايگاه اسلام در كره. تاريخ آشناي كره با ديانت اسلام با تاريخ تجارت مسلمانان در درياي چين پيوسته است. سرزميني كه در منابع متقدم اسلامي با عنوان «بلاد سيلا» و گاه با تحريف اين نام به صورت «شيلا» شناخته مي شده، با شبه جزيره ي كره قابل انطباق است (فران، 1922: 66؛ سوواژه، 1948: 68). ابن خردادبه (1408 ق: 68) در سخن از اين سرزمين يادآور شده است كه برخي از مسلمين به اين ديار مهاجرت كرده، و در آن جا اقامت گزيده اند. مسعودي (1385 ق: 176/1) با توضيحي دقيق تر درباره ي اين مهاجران، از حضور جماعتي اهل عراق در ميان آنان سخن به ميان آورده است. پس از دوره اي فترت در تجارت دريايي چين در عصر سلسله ي يوآن كره به عنوان يكي از ايالات تابع امپراتوري از نفوذ دولت مردان مسلمان دستگاه مغول به دور نبوده، و به گفته ي رشيد الدين فضل الله، (1373 ش: 909/2) كساني چون علاءالدين الماليقي و حسن ژوچينگ در اين ايالت كه رشيد الدين شينگ جورچه و سولانگقه (قابل تطبيق با منچوري و كره) خوانده است، حكم مي رانده اند. 1. Drake,F.S., «Muhammadenism in the T'ang Dynasty», Monumenta serica, 1943, Vol. VIII.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ديدار وزير خارجه اسرائيل از روسيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۴۹
مهدي
نظرات (0)
اويگدور ليبرمن وزيرخارجه رژيم اسرائيل كه به مسكو سفر كرده است خواهان مذاكرات بدون پيش شرط با سوريه شد. رئيس جمهوري روسيه نيز در ملاقات با ليبرمن با تاكيد بر لزوم تقويت روابط مسكو- تل آويو، بر خواست مسكو براي تقويت و ادامه توسعه روابط با تل آويو تاكيد كرد.مدودوف گفت؛ «اميدوارم روابط دوستانه مرسوم بين روسيه و اسرائيل در آينده تقويت شده و در تمامي زمينه ها توسعه پيدا كند.» وي علت علاقه مندي خاص روسيه به اسرائيل را اين واقعيت دانست كه تعداد قابل توجهي هموطنان روسي در آنجا زندگي مي كنند و به همين دليل مسكو نمي تواند نسبت به اين مساله بي تفاوت باشد. رئيس جمهوري روسيه همچنين تاكيد كرد اسرائيل يك بازيگر كليدي در خاورميانه محسوب مي شود كه بسياري از مسائل اين منطقه به آن بستگي دارد. وزير خارجه اسرائيل نيز در ديدار با رئيس جمهوري مدودوف بر نقش مهم روسيه در حل و فصل مسائل خاورميانه تاكيد كرد و گفت؛ «ما روسيه را به چشم يكي از شركاي اصلي خود در حل و فصل مسائل منطقه يي و از جمله در حل مساله فلسطين مي دانيم.» ليبرمن افزود؛ «بر كسي پوشيده نيست كه در اسرائيل تعداد بسيار زيادي مردم روس زبان زندگي مي كنند كه فرهنگ و تاريخ غني خود را به همراه دارند.» در يك تحول ديگر اويگدور ليبرمن ديروز پس از ديدار با سرگئي لاوروف همتاي روسي خود در نشست خبري مشترك گفت؛ من آماده ام همين امروز از مسكو به دمشق بروم و عدم وجود پيش شرط، شرط اساسي آغاز مذاكرات مستقيم و صريح است. وي گفت درخواست هاي سوريه مبني بر عقب نشيني اسرائيل از بلندي هاي جولان پيش از آغاز مذاكرات مستقيم غيرقابل پذيرش است.ليبرمن همچنين گفت اسرائيل اميدوار است روابط مستقيم با عربستان سعودي و ديگر كشورهاي حوزه خليج غفارسف برقرار كند. وي افزود؛ ما اميدواريم روابط تنگاتنگي با يكديگر داشته باشيم و تنها به همزيستي مسالمت آميز بين روزنامه نگاران عربستاني و اسرائيلي منحصر نشود بلكه روابط مستقيم بين اسرائيل و عربستان و ديگر كشورهاي حوزه خليج غفارسف برقرار شود. از سوي ديگر لاوروف اعلام كرد كميته چهارجانبه صلح در ماه جاري تشكيل جلسه خواهد داد. وي گفت مسكو و تل آويو از تلاش براي ايجاد شرايط لازم براي از سرگيري مذاكرات صلح از جمله تلاش هاي كميته چهارجانبه و مصر حمايت مي كنند. لاوروف همچنين جنبش حماس و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين را به همكاري با قاهره براي بهبود وضعيت نوار غزه فراخواند.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دعوت از مقام هاي ايران براي شركت در جشن استقلال امريكا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۸:۴۸
مهدي
نظرات (0)
در همين ارتباط يكي از مقامات امريكايي اظهار داشت؛ اين يكي ديگر از راه هايي است كه ما مي خواهيم نشان دهيم اين ما نيستيم كه در راه ارتباط با يكديگر ديوار كشيده ايم. اين يكي ديگر از راه هايي است كه ما به آنها پيام دهيم. همچنين يك فرصت ديگر وجود دارد كه نبايد آن را از دست بدهيد. براساس اين گزارش يك مقام وزارت خارجه امريكا اعلام كرد اجازه ارسال دعوتنامه براي مقامات ايراني از سوي اين وزارتخانه در شب آغاز سفر سه روزه هيلاري كلينتون به امريكاي لاتين افشا شده است. اين مقام امريكايي خواسته است نام او فاش نشود. هيلاري كلينتون وزير خارجه امريكا در ماه مه به كارمندان وزارت خارجه گفته بود افزايش نفوذ ايران در امريكاي لاتين «مزاحمت آميز» است. وي همچنين گفته بود سياست هاي اشتباه جرج بوش دليل اصلي قدرت گرفتن ايران و چين در منطقه امريكاي لاتين شده و اين كشورها كمك كرده اند افرادي مانند هوگو چاوس و دانيل اورتگا به قدرت برسند.در كنار اين دعوت، باراك اوباما رئيس جمهوري امريكا در مصاحبه يي با بي بي سي ضمن تاكيد بر مذاكرات دوجانبه و چندجانبه با ايران از لزوم تعيين جدول زماني مشخص در اين خصوص سخن گفت. به گزارش بي بي سي در اين مصاحبه كه در آستانه سفر باراك اوباما به منطقه خاورميانه صورت گرفت، از رئيس جمهوري امريكا سوال شد كه آيا دولت اسرائيل سرانجام او را قانع كرده است كه توجه به برنامه اتمي ايران را در اولويت قرار دهد و براي به نتيجه رسيدن مذاكرات احتمالي در اين زمينه نوعي ضرب الاجل زماني را تعيين كند،كه رئيس جمهوري امريكا در پاسخ گفت نيازي نبوده است كه اسرائيل او را در اين مورد قانع كند زيرا در خلال دو سال گذشته، خود بارها به اين موضوع پرداخته و گفته است به نفع جامعه جهاني است كه ايران تلاش براي دستيابي به تسليحات اتمي را كنار بگذارد.اوباما اظهار داشت بهترين راه براي تحقق اين منظور روي آوردن به سياستي مستقيم و در عين حال استوار است و افزود؛ «تصريح كرده ام كه اگرچه نمي خواهيم يك جدول زماني تصنعي براي به نتيجه رسيدن چنين سياستي در نظر بگيريم، اما لازم است تا پايان سال جاري شاهد باشيم كه روندي جدي به جريان افتاده و به پيش مي رود و بتوانيم بسنجيم كه آيا ايرانيان در اين زمينه به اندازه كافي جدي هستند يا نه.» رئيس جمهوري امريكا گفت؛ «نظر شخصي من اين است كه كشور اسلامي ايران اين قابليت را دارد كه يك كشور فوق العاده نيرومند و مرفه باشد و تحقق اين وضعيت بيشتر در شرايط نبود تسليحات اتمي امكان پذير است تا برنامه يي كه مي تواند آغازگر روند مسابقه تسليحات اتمي در منطقه باشد.» باراك اوباما هشدار داد برنامه اتمي ايران «نه تنها واكنش اسرائيل را در پي خواهد داشت بلكه بالقوه مي تواند واكنش ساير كشورهاي منطقه را هم به همراه بياورد.» رئيس جمهوري امريكا در دفاع از سياست مذاكره مستقيم با ايران گفت؛ «اگر چيزي كه مانع از پذيرش چنين واقعيتي توسط ايرانيان مي شود، تنها 30 سال رودررويي ايالات متحده و ايران بوده باشد، شايد اينك فرصتي به دست آمده تا در را بگشاييم و ببينيم آيا آنان مي خواهند از اين در عبور كنند؟» وي در عين حال موفقيت اين رويكرد را قطعي ندانست و گفت؛ «البته تضميني هم وجود ندارد كه آنان به چنين پيشنهادي پاسخ سازنده دهند اما هدف ما اين است كه اين روش را مورد آزمايش قرار دهيم.» در همين حال به گزارش بي بي سي برخي از اعضاي سابق شوراي امنيت ملي امريكا از حد گفت وگوي مستقيم با ايران فراتر رفته و پيشنهاد كرده اند كه مي توان در مورد برنامه اتمي ايران شيوه يي مشابه برخورد با برنامه اتمي ژاپن اتخاذ كرد.
اوباما همچنين گفت كليد اصلي حل بحران هسته يي ايران در حال حاضر اين است كه از طريق مذاكره دوجانبه امريكا و ايران در كنار مذاكرات گروه 1«5، روندي محكم و معني دار به جريان افتد. وي گفت مايل نيست در حال حاضر به جزئيات چنين سياستي بپردازد اما افزود؛ «معتقدم ايران نگراني هاي مشروعي در مورد منابع تامين انرژي و خواست ها و آمال مشروع دارد و از سوي ديگر، جامعه بين الملل هم واقعاً علاقه مند به جلوگيري از بروز مسابقه تسليحات اتمي در منطقه است.»نگرش جامع تر به بحران هسته يي ايرانباراك اوباما اظهار داشت حل و فصل بحران هسته يي ايران را در چارچوب نگرشي جامع تر نسبت به مسائل هسته يي جهان مورد توجه قرار مي دهد.وي گفت؛ «نكته يي كه مايلم بگويم اين است كه در سخنراني خود در پراگ تاكيد ورزيدم كه لازم است دستور كار گسترده تري در مورد جلوگيري از گسترش تسليحات هسته يي داشته باشيم كه از جمله بايد شامل كاهش قابل توجه در زرادخانه هاي هسته يي امريكا و روسيه باشد.» رئيس جمهوري امريكا به دلايل احتمالي براي رويكرد كنوني جمهوري اسلامي پرداخت و گفت؛ «تا آنجا كه ايران احساس مي كند با اين كشور به شكلي متفاوت از سايرين برخورد مي شود و خود را در وضعيتي خصومت آميز مي بينند.»سفر به خاورميانهدر همين حال رئيس جمهوري امريكا روز گذشته براي ديدار از چند كشور خاورميانه عازم عربستان سعودي شد. وي قرار است با مقامات مصري نيز ديدار كند و در سخناني در پايتخت اين كشور، به تشريح ديدگاه هاي خود در مورد روابط امريكا و جهان اسلام بپردازد. به گفته آگاهان، برنامه هسته يي ايران، بازار نفت، روند صلح خاورميانه و روابط امريكا و جهان اسلام محورهاي اصلي مذاكرات باراك اوباما با مقامات منطقه را تشكيل خواهد داد. سفر مقامات اسرائيل به روسيه و واشنگتناما در كنار اين اظهارات ايهود باراك وزير دفاع اسرائيل براي مذاكره با مقامات واشنگتن راهي امريكا شد.به گزارش بي بي سي او در نيويورك و طي ملاقاتش با بان كي مون دبيركل سازمان ملل متحد خواستار افزايش تحريم هاي اقتصادي به منظور وادار كردن ايران به توقف برنامه هاي هسته يي اش شد. اوباما افزود؛ «اين عقيده ما است و روي آن اصرار داريم و به ديگران هم توصيه مي كنم اين سياست را دنبال كنند. اما اصرار داريم تحريم هاي مالي و اقتصادي عليه ايران تقويت شده و استمرار پيدا كند.» ايهود باراك قرار است در اين سفر با رابرت گيتس وزير دفاع امريكا، درياسالار مايك مولن رئيس ستاد نيروهاي مسلح امريكا، هيلاري كلينتون، وزير خارجه امريكا و شماري از بلندپايگان كنگره ديدار كند. همچنين ايهود باراك در اين سفر رسمي، درخواست اسرائيل براي خريد 75 فروند جنگنده اف 35 را در پنتاگون مطرح خواهد كرد. همزمان با اين سفر رئيس سازمان اطلاعات نظامي ارتش اسرائيل نيز روز دوشنبه در بيانيه جديدي ارزيابي كرد كه «ايران مي تواند در سال جاري ميلادي به بمب اتمي دست يابد.» نتانياهو نيز دوشنبه در نشست كميسيون امنيت ملي كنست بار ديگر از«خطرات ايران» عليه اسرائيل سخن گفت. سفر ايهود باراك به امريكا با محوريت پرونده هسته يي ايران در حالي انجام مي شود كه اسرائيل از دو روز قبل اقدام به برگزاري رزمايشي براي آنچه رزمايش تمرين مقابله با يك جنگ احتمالي در منطقه مي خواند، كرده است. اما اين تنها سفر مقامات اسرائيلي نيست، چرا كه اويگدور ليبرمن وزير خارجه اسرائيل نيز راهي روسيه شده و در همين راستا او ديروز با مقام هاي كرملين ديدار كرد. اسرائيل خواهان سختگيري روسيه نسبت به ايران براي پايان فعاليت هاي هسته يي اش است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.