داستان معبد و كاهن و شيوانا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۸
مهدي
نظرات (0)

روزي پسر بچه اي نزد شيوانا رفت( در تاريخ مشرق زمين شيوانا كشاورزي بود كه او را استاد عشق و معرفت ودانايي مي دانستند)و گفت : " مادرم قصد دارد براي راضي ساختن خداي معبد و به خاطر محبتي كه به كاهن معبد دارد، خواهر كوچكم را قرباني كند. لطفا خواهر بي گناهم را نجات دهيد ."  
شيوانا سراسيمه به سراغ زن رفت و با حيرت ديد كه زن دست و پاي دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعيت زيادي زن بخت برگشته را دوره كرده بودند و كاهن معبد نيز با غرور و خونسردي روي سنگ بزرگي كنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
 شيوانا به سراغ زن رفت و ديد كه زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندين بار او را درآغوش مي گيرد و مي بوسد. اما در عين حال مي خواهد كودكش را بكشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و بركت و فراواني را به زندگي او ارزاني دارد. شيوانا از زن پرسيد كه چرا دخترش را قرباني مي كند. زن پاسخ داد كه كاهن معبد گفته است كه بايد عزيزترين پاره وجود خود را قرباني كند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگي اش بركت جاودانه ارزاني دارد. شيوانا تبسمي كرد و گفت : " اما اين دختر كه عزيزترين بخش وجود تو نيست. كه تصميم به هلا كش گرفته اي. عزيزترين بخش زندگي تو همين كاهن معبد است كه به خاطر حرف او تصميم گرفته اي دختر نازنين ات را بكشي. بت اعظم كه احمق نيست. او به تو گفته است كه بايد عزيزترين بخش زندگي ات را از بين ببري و اگر تو اشتباهي به جاي كاهن دخترت را قرباني كني . هيچ اتفاقي نمي افتد و شايد به خاطرسرپيچي از دستور بت اعظم بلا و بدبختي هم گريبانت را بگيرد ! "
  زن لختي مكث كرد. دست و پاي دخترك را باز كرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالي كه چاقو را محكم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگي معبد دويد.اماهيچ اثري از كاهن معبد نبود! مي گويند از آن روز به بعد ديگر كسي كاهن معبد را در آن اطراف نديد



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

هفت شگفتي روسيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۸
مهدي
نظرات (0)

هفت شگفتي در جهان وجود دارد، اين را همه ي ما مي دانيم، اما چندي پيش يك شبكه ي تلوزيوني روسي نظرسنجي جالبي را انجام داد. و آن اين بود كه هفت شگفتي كشور روسيه را مشخص كنيد.
به گزارش بانكي دات آي آر، اين نظرسنجي به تدريج به روزنامه ها، مجلات، پايگاههاي راديويي و ديگر شبكه هاي تلوزيوني نيز كشيده شد
 شهروندان روسي ، به اين ترتيب 7 شگفتي توريست ساز كشورشان را مشخص كردند:.
1- درياچه ي بايكال
اين درياچه، عميق ترين درياچه ي جهان است، كه در شرق سيبري واقع شده است. با زلال ترين آب درياچه اي روي زمين، اين درياچه 1500متر عمق دارد.

2- دره ي آب افشان ها
صدها آب فشان كه بخار و آب از آن خارج مي شود در اين منطقه كه نام آن كامچاتكا است قرار گرفته اند. اين محل در آثار ميراث جهاني يونسكو نيز به ثبت رسيده است.
 
 3- اثر تاريخي مادر ميهن
اين مجسمه عظيم و يادبود گرانبها به ياد كشته شدگان جنگ جهاني دوم ساخته شده است.
اين مجسمه با 85متر ارتفاع دو برابر مجسمه آزادي در امريكا بوده و در كتاب ركوردهاي گينس به عنوان بلندترين مجسمه تاريخي ثبت شده است، اين زن نماد كشور روسيه است.
 
4- كاخ پيترهوف
اين كاخ توسط پيتر اول در اوايل قرن 17ميلادي در نزديكي سنت پترزبورگ ساخته شده است. اين بنا بيشترين آمار جذب توريست در روسيه را دارد.

 5- كليساي جامع سنت باسيل
در مورد اين اثر هيچ نظري نمي توان داد، عكسها خود گوياي انتخاب به عنوان شگفتي هستند.

 6- قطب هاي جمهوري كومي
هيچ كس از تاريخ دقيق ساخت يا آفريده شدن اين بناهاي عجيب اطلاعي در دست ندارد. البته دانشمندان معتقدند تنها دست تواناي خداوند مي تواند چنين اثري را بر جاي گذارد.
بلندترين اين صخره ها 42متر ارتفاع دارد و دانشمندان مي گويند قدمت آنها به 200ميليون سال پيش باز مي گردد.

 7- كوههاي البروس
بلندترين نقطه ي روسيه اين كوهها هستند، حتي برخي معتقدند بلندترين نقطه ي اروپا نيز كوههاي البروس است.
بسياري از توريست ها براي اسكي و اسنوبرد هرساله به اين كوهها مي آيند. ارتفاع كوه البروس 5600متر برآورد شده است. 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

عـــجــــايـــب هــفــت گـــانه جهان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۷
مهدي
نظرات (0)
باغهاي معلق بابل

گفته مي شود كه اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد وي بعد از ويران كردن معبد سليمان در محل بيت المقدس كنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد اين باغهاي معاق را براي ملكه خو د كه د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا كر د اين باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را كاشته بودند وشايد از آن جايي كه شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند البته بايد اضافه كرد كشور بابل در منطقه عراق كنوني واقع بود.
مجسمه زئوس

مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد شهري كه بازيهاي المپيك از آنجا آغاز شد اين مجسمه كه شاهكاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس كه به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده كرده بودند و بلنداي آ ن به ۱۳ متر مي رسيد اين شاهكار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به كلي از بين رفت.

معبد ديانا

اين معبد ۵۵۰ قبل از ميلا د مسيح در ناحيه افه سوس در تركيه كنوني ساخته شد ساخت اين معبد آنقد ر مهم بود كه مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساحت آ ن شركت كرد ند و پس از تكميل از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمد ند طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت كه هر كدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد اروس توستن فقط به خاطر كسب شهرت وقد رت اين بنا را به آتش كشيد اما بعد مدتي آنرا تعمير كردند و تالار جديدي براي آن ساختند وسرانجام به فرمان نرون آن جا را به كلي ويران ساختند.

مجسمه آپولو

گفته مي شود كه مجسمه آپولوكه يكي از خدايان يونان قديم بوده است درنزد يكي آسياي صغير و در مدخل خليج رودس برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهكارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي كه پاهاي خودرا باز كرده بسيار جالب بوده است اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يك زلزله شديد سرنگون شد و تا ساليان درازي به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تكه هاي آن را جدا كردند تا آنكه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميكه ماسولوس پادشاه كاريس در تركيه كنوني درگذ شت آرامگاه باشكوهي از مرمر خالص براي اودر شهر هاليكارناس بنا كرد ند اين ساختمان چهار گوش و محيط آن ۱۴۰ متر بود و سقفي هرمي شكل داشت كه بر روي تعدادي ستون استوار بود و بر بالاي آن مجسمه كالسكه پيروزي با چهار اسب كه شاه وملكه بر آن سوار بودند نصب ديده مي شد بلندي اين مقبره به بيش ار ۴۰ متر مي رسيد و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينكه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي از كشف گرديد كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.

فانوس درياي اسكندريه

شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود كه در بندر اسكندريه مصر برپا شده بود اين بنا ۲۰۰ پيش از ميلاد مسيح توسط يكي از فراعنه وبراي تقديم به يكي از خدايان برپا شده بود اين ساختمان كه بر بالاي آن كوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي كشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه كرد تا آنگه سر انجام بر اثر زلزله اي كاملا از بين رفت


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نامه يك خانم به نامزدشون  ...

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۷
مهدي
نظرات (0)

 

عزيزم!

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم.  اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي ، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي ! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي ، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند" داماد سر است !" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود !

اگرمي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي ، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم ، توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم !

اگر از تو خانه مي خواهم ، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوار آن ، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد !

اگر عروسي آن چناني مي خواهم ، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسي مان بوده اي !

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...

اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم ، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

عيسي و يهودا در تابلوي شام آخر

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۶
مهدي
نظرات (0)

نويسنده :  پائولو كوئيلو

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

راز هاي موفقيت را دريابيم

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۶
مهدي
نظرات (0)
بايد دقيقاً مشخص كنيد كه چه مي خواهيد و تا حد امكان آن را براي خود شفاف سازيد. بله اين توانايي انسان هاست توانايي رفتن به سمت رويايي كه در ذهن خود پرورانده اند. و در نهايت آن را خلق مي كنند. براي روشن شدن مطلب يك مثال مي آورم. فرض كنيد يك پازل هزار تكه در دستان شماست كه بايد آن را تكميل نماييد. ولي تصوير نهايي را كه از كنار هم قرار دادن تكه هاي پازل بدست مي آيد را نداريد. آيا اكنون تكميل كردن پازل سخت تر نيست؟ البته كه هست. ولي اگر كسي آن تصوير را ديده باشد احتمالاً با سرعت صد برابر شما اين پازل را كامل مي كند.
همه مي دانيم كه سرعت اين فرد براي هوش و استعداد او نيست بلكه فردي كه تصوير نهايي را ديده است به همان روشي عمل كرده كه اساس كار مغز است. مغز ما بر اساس تصويري كه مي سازيم كار مي كند و پيش مي رود. در زندگي هم اين گونه است وقتي كه دقيقاً بدانيد كه چه مي خواهيد و به چه سمتي حركت مي كنيد به نظر مي رسد مغز به صورت خودكار مراحل رسيدن به آن را توليد مي كند. و آنچه بايد انجام دهيد در برابر شما نمايان مي شود.
بنابراين افرادي كه اهداف خود را مشخص كرده اند و آن را به وضوح مي بينند از قدرت كيهاني براي رسيدن به مقصد خود كمك مي گيرند، كه بسيار پر هيبت است. و اثر آن را در اراده اين افراد به وضوح مي توان مشاهده كرد. ولي فردي كه براي رسيدن به موفقيت تلاش مي كند ولي هيچ تصوري از آن ندارد. فقط كسي است كه در كوهستاني كه معدن طلا دارد سخت كار مي كند و كوه را مي شكافد ولي نمي داند معدن كجاست و فقط كنده كاري مي كند.
مي توانيد به تجربيات و مشاهدات خود رجوع كنيد آيا افرادي كه تا كنون در اطراف شما بوده اند فقط سخت كار مي كرده اند يا اينكه مي دانستند براي چه زحمت مي كشند و مي خواهند به كجا برسند.
چيزي را كه همه بايد يدانند اين است كه قدرت ما از درك واضح و صحيح رويا هايمان بدست مي آيد. و اين جرقه اي است كه آتش درون شما را روشن مي كند، تا از موفقيت هايي كه در آينده بدست خواهيد آورد نهايت استفاده را ببريد.
اما به خاطر داشته باشيد سفر شما در راه رسيدن به مقصد از خود مقصد مهمتر است چون در اين مسير تجربياتي بدست مي آوريد كه به قدرت شما مي افزايد. و تبديل به شخصي مي شويد كه قدرت رسيدن به اهداف بزرگتر را دارد.
زماني مي رسد كه به هدف خود مي رسيد اكنون به گذشته بنگريد و ببينيد كه قبلاً كه بوده ايد و اكنون كه هستيد. سپس براي خود هدف جديدي در نظر بگيريد و شروع به ادامه مسير نماييد. شما باز هم قوي تر خواهيد شد. ولي هر كاري كه مي كنيد به خاطر داشته باشيد :
«براي آنچه كه بايد تغيير دهيد، احتياج به تصويري از انچه كه مي خواهيد داشته باشيد داريد.»


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دو حكايت طنز از برنارد شاو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۵
مهدي
نظرات (0)

در جشني كه “برنارد شاو”به مناسبت نود سالگي خود در منزلش ترتيب داده بود،
يك روزنامه نويس جوان به”شاو” گفت : اميدوارم كه سال آينده هم بتوانم شما را ببينم.
“شاو” بلافاصله جواب داد : گمان مي كنم خواهيم توانست يكديگر را ببينيم ،
چون شما به نظر من جوان سالمي هستيد !

***

“برنارد شاو”از نويسندگاني بود كه آثارش را به قيمت گزاف در اختيار مطبوعات قرار مي داد وبراي هر كلمه يك دلار مي گرفت.
اين موضوع مدت ها بر سر زبان ها افتاده بود تا اين كه يك آمريكايي به شوخي ،يك دلار براي “شاو” فرستاد ودرخواست كرد كه يك كلمه براي او بنويسد.
“شاو” در جواب او نوشت : متشكرم !



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سنگ دست آموز متصل به يو اس بي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۵
مهدي
نظرات (0)

سنگ دست آموز پديده انقلابي تبليغات در دهه ۱۹۷۰ بود. زماني كه يك مدير تبليغات به اسم گري دال، حين صحبت با دوستش، به اين نتيجه رسيد كه نگهداري حيوانات دست آموز كار واقعا پر دردسري است و بهترين چيزي كه آدم ها مي توانند به عنوان جانور دست آموز نگه دارند كه نه غذا بخواهد، نه مواظبت دائمي، چيزي كه نه لازم باشد پشم‌هايش را برس بكشيد، نه مريض شود و نه بميرد، چه مي تواند باشد؟ او حين صحبت با دوستش، به اين نتيجه رسيد كه بهترين حيوان دست آموز، سنگ است.
اين ايده با يك اجراي عالي و يك دفترچه همراه كه شيوه نگهداري، از زمين بلند كرد و اينگونه چيزها را آموزش مي‌داد همراه شد و در طول كريسمس، فروش اين «سنگ‌هاي دست آموز ۴ دلاري»، گري دال را ميليونر كرد و اين داستان تبديل شد به يكي از اسطوره‌هاي صنعت تبليغات.  
اما ما خيلي هم دير به دنيا نيامده‌ايم. اينبار يك نفر به فكر ساخت و فروش «سنگ‌هاي دست آموز يو اس بي» افتاده. مشخصا ايده تكراري، موفقيت ايده اصلي را نخواهد داشت اما هنوز هم داشتن چنين سنگ دست آموزي كه به يو اس بي وصل است، جذاب. احتمالا همه از شما خواهند پرسيد كه اين سنگ چكار مي‌كند؟ مي‌توانيد هر چيزي كه دوست داريد جواب بدهيد. اين سنگ با شما دوست است. اين سنگ منتظر شما است. اين سنگ مواظب است شما اشتباه تايپي نداشته باشيد يا اين سنگ...  
اين سنگ فقط يك كار مي‌كند: به چهره شما لبخند مي‌آورد.
منبع 
  



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

قلم هوشمند از نوشته هاي شما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۴
مهدي
نظرات (0)

 

شركت Livescribe يك اسمارت پن بسيار جالب طراحي كرده است. اين محصول مي تواند از هر آنچه كه شما با استفاده از اين قلم مي نويسيد يك فايل متني تهيه كرده و آن را در خود ذخيره كند. در ضمن اگر در هنگام نوشتن عادت داشته باشيد كه نوشته ها را بخوانيد اين خودكار هوشمند مي تواند از صداي شما نيز يك فايل صوتي تهيه كرده و به فايل متني الصاق كند.
براي استفاده از اين فايل ها كافي است كه نرم افزار Livescribe را بر روي كامپيوتر خود نصب كرده و فايل هاي ضبط شده را از روي قلم به سيستم تان منتقل كنيد. اين نرم افزار امكان سازمان دهي فايل ها و همچنين جستجوي متن و يا فايل صوتي خاصي را كه مد نظر شما است، فراهم مي كند. از ديگر امكانات اين خودكار هوشمند نيز مي توان به تقويم و برنامه ترجمه متون آن اشاره كرد. اين قلم با دو حجم حافظه 2 گيگا بايتي به قيمت 170$ و 4 گيگا بايتي با قيمت 200$ به فروش مي رسد.
دانشجويان جزوه نويس به گوش باشيد. شايد خوش شانس بوديد و تا قبل از فارغ التحصيلي، سعادت نوشتن جزوه با اين قلم هوشمند نصيبتان شد.
منبع



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

داستان مجسمه داود و خللق آن ميكل آنژ

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۱:۱۴
مهدي
نظرات (0)

موسي - منبع عكس :دانشنامه ويكي پديا

مي گويند درزمان هاي دورپسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگزنمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.
شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.» پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد. نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!
قبل از شروع هر كار فيزيكي بهتر است كه به اندازه لازم در موردش فكر كرد. حتي اگر زمان زيادي بگيرد



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.