467
از چند دقيقهٔ قبلش تا چند ساعت بعدش به نظرم ميآمد آدمهاي سياهپوش نقابدار دنبالماند. براي چي؟ از دكهٔ سر خيابان براي رفيقم فيليپموريس آبي خريده بودم.
از چند دقيقهٔ قبلش تا چند ساعت بعدش به نظرم ميآمد آدمهاي سياهپوش نقابدار دنبالماند. براي چي؟ از دكهٔ سر خيابان براي رفيقم فيليپموريس آبي خريده بودم.
از همان بقچههاي خالخالي توي انيميشن دلم ميخواهد كه براي همهٔ چيزهاي مهم جا داشتند و ميتوانستي به يك تكه چوب ببندياش و روي شانهات بيندازي و راه بيفتي.