2) استيو جابز
ازبنيانگذاران شركت اپل و
رييس پيكساركه به عنوان ياغي و هنرمند و به همان اندازه مدير تجاري، توانست يك سر
و گردن بالاتر از سيليكون ولي قرار گيرد. مجله فورچون او را «مرشد فرهنگي جهاني»
ناميد
كه مسوول تغيير شيوه كار و اجراي
موسيقي در جهان بوده است. با اينحال او را به خاطر كارهايي از اين قبيل هدف
انتقاد قراردادهاند: گرايشات برتريجويانه، اعتبارزيردستان را براي خود خرج كردن،
مديريت
خرد كسبوكار، اخراج كاركنان
از روي خشم و هر تعداد خلافهاي اندك مثل پارك كردن مرسدس بنز خود در مكان مخصوص
معلولان. ارزش خالص دارايي وي بيش از 20ميليارد دلار برآورد ميشود.
3) سر ريچارد برانسون
ريچارد برانسون در سال 1972 و
در سن 22 سالگي،نخستين فروشگاه صفحه موسيقي خويش به نام
ويرجين را در لندن افتتاح كرد
و نخستين قراردادش را با مايك الدفيلد براي صفحات موسيقي ويرجين امضا كرد. سال بعد
يكي ازصفحات موسيقي الدفيلد روانه بازار شد و درتعداد ميليوني به فروش رفت كه متني
كلاسيك از موسيقي آزمايشي الكترونيكي شد. پنج سال بعد، برانسون قراردادي با يك
گروه موسيقي
راك امضا كرد كه ساير موسسات
آنها را رد كرده بودند. برانسون علاوهبر فروشگاههاي صفحه موسيقي و شركت هواپيمايي،
به خاطر تلاشهاي ركوردگذارجهاني مشهور است و به اندازه سلطان تجاري بودن به خاطر
بيباك بودنش مورد احترام است. او كه شخصيت پرجذبه و قابلي پيدا كرده است در
تعدادي از پرطرفدارترين نمايشهاي تلويزيوني ظاهر ميشود. او يك سفينه فضايي نيز
دارد. حداقل اين كه برانسون ثابت كرده است يك نفر ميتواند در عين حال كه يكي ازثروتمندترين
و موفقترين مردم جهان است،
گرم و دوستداشتني نيز باشد.
4) سام والتون
سام والتون در سطرهاي پاياني
كتاب خود باعنوان «ساخت آمريكا» نوشت مهمترين قانون در تجارت، شكستن همه قوانين
است. اوهمچنين گفته است، «من هميشه به خودم، به خاطر زيرپاگذاشتن قوانين كسان
ديگر،افتخارميكردم وهميشه طرفدارانسانهاي سركش وتكرويي بودم كه قواعد من را به
چالش ميكشيدند.» رويكرد نوآورانه و جسارتآميز وي به كسبوكار،تاسيس فروشگاههاي
زنجيرهاي جهاني وال مارت بود كه در سال 2002 توانست جاي شركت نفتي اگزان را به
عنوان بزرگترين شركت جهان بگيرد.
5) بيل گيتس
اين را ديگر همه ميدانند كه
ثروتمندترين مرد جهان كسي است كه از دانشگاه اخراج شد. بيل گيتس به جاي اتمام
تحصيلات در دانشگاه معتبرهاروارد، تصميم گرفت به يك فعاليت پرريسك اشتغال ورزد و
تمام وقت خويش را به كسبوكار كوچكي به نام «مايكرو سافت» اختصاص داد كه با كمك همكلاسي
خود پل آلن
تاسيس كردند. گيتس كه از رويههاي
موجود منبع دسترسي باز توسعه نرمافزار رضايت نداشت، تصميم به پولي كردن سيستم
گرفت ودرخواست اخلاقي براي منبع بسته كرد. او با تغيير قواعد توسعه نرمافزار،صنعت
نرمافزار را به نحوي كه
امروزه ميشناسيم تثبيت نمود.
6) دونالد ترامپ
ميلياردرخودساخته،سلطان املاك
ومستغلات وبه عنوان كسي كه قواعد را به وجود ميآورد شناخته ميشود. دربين قواعد
ترامپ براي موفقيت، اين واژهها را پيدا نخواهيد كرد:شرم،بخشندگي،همدردي يا
مهرباني. دونالد ترامپ، رييس اصالتا قلدر ضعيفكُش، يك نماد فرهنگي و يكي ازمشهورترين
مردان جهان است. از مقايسه عكسهاي تبليغاتي وي درسالهاي اوليه شهرت يافتن وي با
تسلط اخيروي درصحنه جهاني، روشن ميشود كه ترامپ چهره مشخصا رذيلانهاي پيدا كرده
است.درحالي كه هيچ كس رهبري ترامپ را دركسبوكار زير سوال نميبرد، شهرت وي، اگر
نه ثروت وي، بيش ازآنكه ناشي از معاملات تجاري خاص يا تصميمات حرفهاي باشد به
خاطر تصوير «رييس پست فطرت» و زندگي شخصي پرسرو صداي وي بوده است.
7) هنري فورد
پدر خودروهاي امروزي،
بنيانگذار شركت خودروسازي فورد و مخترع خط مونتاژ متحرك خودرو، رهبر تجاري كاملاغيرمتعارفي
بود.هنري فورد با پافشاري برتوليد انبوه خودروهاي ارزان براي يك بازار گسترده،
زمانه خويش و نيز سرمايهگذاران
را به چالش كشاند. اودستمزدي بسيار بيشترازآنچه مرسوم بود به كاركنان شركت پرداخت
كه اين كار را «مشوق دستمزد» ناميد و بدين وسيله توانست نيروي كار قوي را جذب و
نگه
دارد. فورد از «سرمايهداري
رفاهي» حمايت ميكرد و علاقه غيرمعمولي به وضعيت زندگي كاركنان نشان داد وآنها را
ملزم به زندگي طبق قوانين تعيين شده درواحدجامعهشناختي خود ميكرد،به طوري كهچگونگي
گذراندن ساعات فراغت آنها را مشخص ومحدود
ميساخت. ريسكهاي وي نتيجه داد وشركت فورد به ترسيم چشمانداز مدرن شهري كمك كرد.
8) ري كراك
ري كراك نخستين رستوران مك
دونالد را بازنكرد. او صرفا يك شركت كوچك خانوادگي را به حق امتياز جهاني چندميليارد
دلاري تبديل نمود. استعداد كراك مثل هنري فورد و قبل ازاو اين بود كه راهي پيدا
كرد تا كالاهاي با كيفيت را به يك بازار انبوه وارد كند. او با معرفي خط مشيهاي
اكيد براي چگونگي توليدو فروش اقلام غذايي، انقلابي در صنعت رستوران به وجود آورد.
او فروش همبرگر را به يك علم تبديل كرد و حتي صاحبان حق امتياز خود را مجبور به
گذراندن ليسانس همبرگرشناسي در موسسه آموزشي مك دونالد كرد. اما كراك بر خلاف
فورد، به خاطرپرداخت دستمزد تا حد امكان اندك به كاركنانش مورد انتقاد واقع شد و
متهم گرديد كه سعي در دور زدن قوانين حداقل دستمزد را داشت.
9) لي كا شينگ
ماجراي لي كا شينگ، ماجراي
آمريكايي واقعي است: سختكوشي، عزم استواروانتخابهاي هوشمندانه كه او را ازفقرخارج
ساخت و به محيط زيست اهميت ميدهد.تنها تفاوت اين است كه شينگ از چين است.
ثروتمندترين مرد در هنگ كنگ،
مجله فوربس ارزش خالص داراييهاي شينگ را5/26ميليارد دلار گزارش كرده است. براي مردي
كه ديپلم دبيرستان ندارد چنين ثروتي بد نيست. او هنوز به گذشته معمولي خويش
وفادار مانده است (خانوادهاش
هنگامي كه ژاپن چين را اشغال كرد از كشور فرار كردند)
و ترجيح نميدهد ثروت خويش را
به رخ بكشد. او به آرامي و مطبوع سخن ميگويد و از كفش و ساعت ارزان قيمت استفاده
ميكند. در عين حال نظم و انضباط وي و جهتگيري روشن دركسبوكار باعث شده كه لقب
سوپرمن به وي بدهند. با اينكه تركيبي منحصربه فرد ازشرق وغرب جهان است كاملا به
هيچ قالبي در
نميآيد.
10) روپرت مورداك
سلطان رسانههاي خبري ويكي ازقدرتمندترين
مردان جهان با مالكيت شركتهاي بسياري ازقبيل نيوز كورپرويشن ،فاكس نيوز و نيويورك
پست، روپرت مورداك 109مين مرد ثروتمند جهان است و مقام اعظم
در رتبه كاتوليكي سنت گريگوري
كبير (لقبي كه پاپ جان پل دوم به اين استراليايي –آمريكايي اعطا كرد هر چند كه
مورداك پروتستان است ) وي به خاطر قدرت
بسيار زيادي كه دررسانه ها كسب كرده واستفاده غير اخلاقي از اموال خود در مسيرديدگاههاي
سياسي دست راستي خويش، مورد انتقاد وسيعي واقع شده است. او در سراسرفعاليت
كارآفريني خويش، منافع رسانهاي وسياسي خويش را با ترسيم دقيق يك خط متوازن
ساخته است، اما هميشه بدون حادثه
نبوده است.
11) كري پاكر
وقتي كه درسال 2005 كري پاكرازدنيا
رفت ثروتمندترين مرد دراستراليا وسهامداراصلي شركت نشروپخش بود.وقتي پدروي فرانك پاكر،سلطان
رسانه ازدنيا رفت، كري امپراتوري خانوادگي را به ارث برد كه اگربه خاطراختلاف
خانوادگي نبود به برادربزرگترش كلايد ميرسيد كه باعزيمت اوبه آمريكا اختلاف
خاتمه يافت. كري پاكر كه رقيب قسمخورده غول رسانهاي روپرت مورداك بود اغلب با
اتهامات مختلف روبه رو ميشد تا جايي كه متهم به فرارمالياتي،جنايت سازمان يافته
وقاچاق مواد مخدر شد،اگرچه پاكرسرانجام ازتمام اتهامات تبرئه شدهنوزدراستراليا به عنوان
كسي كه درجنايات سازمان يافته نقش داشته است به ياد آورده ميشود.
12) آندرو كارنگي
مهاجر فقير اسكاتلندي كه با
تشخيص نياز به تغيير، توانست به ثروتمندترين مرد درآمريكا تبديل شود. او خود را با
بازارهاي در حال توسعه تطبيق داد، سرمايهگذاري سنگيني در فناوريهاي نو كرد و
هراسي نداشت كه توصيههاي خويش را زير سوال ببرد.
در سن 33 سالگي، بيمناك از
اينكه عمر خود را وقف ثروتاندوزي كردن، راحتي و آسايش را از وي سلب كرده است،
نامهاي به خودش نوشت و توصيه نمود كه دنياي كسبوكار را در عرض دو سال براي هميشه
ترك كند. نيازي به گفتن نيست كه او به اين توصيه عمل نكرد. اين تنها باري نبود كه
حرف و عملش با هم
همخواني نداشت. براي مثال،
كارنگي در توجه صريح به برابرطلبي سياسي و حقوق كارگران در تشكيل اتحاديه نظير
نداشت؛امااوتاكتيكهاي ضد اتحاديهاي هنري فريك را تاييد كردكه منجر به مرگ تعداد
نامعلومي
درجنگ هومستيد شد.كارنگي
تلاش كردبه اين شعارخود كه «انساني كه ثروتمند ميميرد بدنام شده ميميرد»، عمل
كند: اودر زمان مرگش، 350ميليون دلار عمدتا براي ايجاد كتابخانههاي عمومي وپشتيباني
از نهادهاي علمي اهدا كرد.
13) بوريس برزويسكي
نسبت به اكثر بخشهاي جهان،
فساد بخش شناختهشدهاي از تجارت و سياست در روسيه است، البته تجار و سياستمداران
معمولا از اشاره به جنبه شرارت بارجاهطلبيهاي خود خودداري مي ورزند،اما بوريس
برزويسكي يك استثنا است. در
حالي كه اين ميلياردر همه اتهامات در رابطه با ارتباطات خود با فعاليتهاي جنايي
را رد ميكند، او علنا تهديد كرده است جاي ولاديمير پوتين را «با زور» ميگيرد.
برزوسكي كمك كرد تا پوتين به
قدرت برسد واكنون او را متهم به جنايت ميكند. تعجبي ندارد كه برزويسكي هدف عمليات
ترور قرار گيرد. او عضو برجسته آكادمي علوم روسيه بود. قبل از اينكه از خريد و
فروش
خودرو به ثروت هنگفتي دست
يابد كتابها ومقالات بيشماري درباره رياضيات كاربردي منتشر ساخت. او در حال حاضر
به نام پلاتون النين و با پناهندگي سياسي در لندن زندگي ميكند.
14) اركادي كوهلمان
او خود را «از نوع بچه بدهاي»
تشكيلات بانكداري مينامد. اركادي كوهلمان كه بنيانگذار و رييس اجرايي اي ان جي
دايركت يكي از بانكهاي با رشد بالا در آمريكا است ميگويد او حتي بانكها را دوست
ندارد و از كارتهاي اعتباري متنفر است. كوهلمان جداي از «انرژيبخشي» به صنعت بانكداري،
يك شورشي با ذهن قوي است كه بانك خود را بدون دستگاههاي خودپرداز يا شعبات رنگ و
وارنگ اداره ميكند. همه معاملات به صورت
الكترونيكي بدون نياز به حداقل سپرده يا كارمزد از مشتري انجام ميشوند. كوهلمان
ميگويد كه وي برخلاف اكثر مديران مالي قصد دارد به مردم كمك نمايد تا پولشان را
پسانداز كنند نه اينكه خرج كنند. او ميخواهد پساندازكردن پول را «مطلوب سازد.»
15) ميكائيل دل
ميكائيل دل يكي از مهمترين
نوآوران صنعت رايانه شناخته ميشود كه با كاهش واسطه وفروش مستقيم رايانه شخصي به
مصرفكننده،به مصرفكنندگان اجازه داد تا با تلفن يا نامه،دستگاهها وتجهيزات را
سفارش دهند.
او كه از دانشگاه اخراج شد يكي
از سه توليدكننده اصلي رايانه شخصي و يكي ازمردان ثروتمند جهان است. (اگر ارزش ويژه
داراييهاي وي را مقايسه كنيد به نظر ميآيد كه دل ميتواند 6 تا 7 دونالد ترامپ را
بخرد.) برخي از رقباي دل، به مدل تجاري منحصربهفرد وي طمع كردند، اما بدون اينكه
موفقيتي بهدست آورند. او القابي مثل «مرد سال» را از مجله PC، «مدير عالي در كسبوكار آمريكا» از نشريه Worth و«كارآفرين سال» از مجله Inc دريافت كرده است. تارنماي دل كام، يكي از بزرگترين سايتهاي
تجارت الكترونيكي مصرفي در فضاي مجازي است.
16) رومن آبراموويچ
برخي زمانها او را «اليگارشي
آرام» مينامند، پانزدهمين مرد ثروتمند جهان هميشه چشم خود را روي روابط پنهاني
بسته است. رومن آبراموويچ كه وزنهاي در صنعت نفت روسيه و مالك باشگاه فوتبال چلسي
است با تصميمات تجاري متهورانه واغلب حيرت انگيزخود جهان را تحتتاثيرقرارداده است.
با وجود اتهامات وارده به وي كه ثروتش را از راه بدبخت كردن ديگران به دست آورده است،
مجله اكسپرت، آبراموويچ را مرد سال روسيه معرفي كرد و جايزه مرتبه افتخار را به
خاطر كارهاي نيكوكارانه براي توسعه منطقه چوكتكا دريافت كرد كه نماينده و فرماندار
آن منطقه نيز هست. آبراموويچ قبل از رسيدن به چهل سالگي معاملات تجاري چند ميليارد
دلاري انجام ميداد. او تاييد كرده است كه ميلياردها دلار بابت زد و
بندهاي سياسي پرداخته است.
17) جف بزوس
آمازون كام، يكي از پيشتازان
تجارت الكترونيكي است كه ابتدا براي كتاب استفاده ميشد. اينك يكي از پيشتازان درتوسعه
وب شده است كه چگونگي خريد و فروش هرچيزي از فيلم و موسيقي و لوازم آرايش و
وسايل منزل را تغيير داده
است. آمازون با اكتشاف و كاربرد فناوريهايي از قبيل آمازون كيندل و آمازون مكانيكال
ترك،چگونگي مطالعه كتاب و تعامل مصرفكنندگان با رهبران بازار را تغيير داده است.
جف
بزوس، مردي كه در پشت اين پديده
است ميگويد بيشتر موفقيت خود را مديون شانس واقبال و كشف شهودي بوده است. بزوس هميشه
يك چشم به مشتري داشته است و ريسكهاي زيادي را پذيرفته كه برخي اوقات به نفع
آمازون نبوده است. با اين حال او موفق به هدايت آمازون از ميان بحران دات كام در
دهه 1990 شد
كه توانست يكي از معدود ستونهاي
بادوام وب شود. بر خلاف مديران ساير سايتهاي پيشتاز وب مثل eBay، ياهو و گوگل، جف بزوس پست اجرايي خود را از آغاز يعني زماني كه فقط
كتاب ميفروخت، حفظ كرده است.
18) سرگئي برين و لري پيج
اين دو با هم دوره دكترا را
در استنفورد دنبال ميكردند كه موتور جستوجوي گوگل را توسعه دادند و شركت سهامي
گوگل را تاسيس نمودند و دو مرد ثروتمند جهان شدند. در سال 2007 در كنار اريك اشميت،
كسي را كه استخدام كردند تا به آنها در مديريت گوگل كمك كند طبق فهرست جهاني مجله PC مهمترين افراد دروب هستند. آنها سرمايهگذاران
شركت تسلا موتورز شدهاند كه قصد توليد خودروهاي پيشرفته الكترونيكي را دارد. آنها
يك بوئينگ 767 نيز خريدهاند كه به يك هواپيماي مديريتي بسيار بزرگ مبله شده لوكس
تبديل شده است. آنها هنوز به طور رسمي در دوره مرخصي از تحصيل دكتراي خود دراستنفورد
بهسر ميبرند.
19) اينگوار كامپارد و خانواده
بسياري از ميليونها نفري كه
از صدها فروشگاه IKEA در
سطح جهان خريد ميكنند نميدانند كه دو حرف اول اين فروشگاه زنجيرهاي اثاثيه منزل
از حروف نخست اسامي «اينگوار» و «كامپارد» گرفته شده است. (دو حرف آخر نيز از
مزرعه الماتاريد و دهكده آگوناريد كه او به دنيا آمده بود، گرفته شده است) يكي از
نوآوريهاي اساسي در پشت موفقيت IKEA شيوه
كامپارد در يافتن راههايي براي كاهش دادن هزينهها است،
در حالي كه طرحهاي اصيل و
صاحب سبك ارائه ميكند كه به راحتي به منزل برده شده و قابل پياده كردن است.
كامپارد به خاطر خست و صرفهجويي معروف است. با اينكه ثروتمندترين مرد اروپايي در
جهان شناخته ميشود (البته ثروت وي از لحاظ قانوني متعلق به كل خانواده است) او
ترجيح ميدهد با يك ولووي قديمي رانندگي كرده و در قسمت اكونومي كلاس سفر كند.
20) جورج سوروس
جورج سوروس ادعا ميكند كه از
طريق تحليلگري مالي در وال استريت شروع به پول درآوردن كرد تا بتواند ثروت كافي
براي پرداختن به علايق خويش كه نويسندگي و فلسفه بود پسانداز نمايد. او از انديشههاي
فيلسوف بزرگ انگليسي سر كارل پوپر تاثير فراواني پذيرفت كه كتاب «جامعه باز و
دشمنان آن» پوپر باعث شد تا سوروس موسسه جامعه باز را تاسيس كند نهادي كه هدفش
«شكلدهي به سياست عمومي براي ترويج
حكمراني دموكراتيك، حقوق بشر
و اصلاحات اقتصادي، حقوقي و اجتماعي» اعلام شده است.
سوروس به خاطر عمل نكردن به ايدهآلهاي
شفافيت خود مورد انتقاد قرار گرفته است، چون موسسه جامعه باز، بيش از آنچه قانون تكليف
كرده است از فعاليتهاي خود را افشا نكرده و اهداف مطلقا سياسي را دنبال
ميكند. البته اكثر آن
انتقادات از جانب كساني ميآيد كه هوادار دموكراتها نيستند.