آمريكا مناس را از دست داد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۵۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

هنگامي كه اين پايگاه در سال 2001 ميلادي باز شد، قرقيزستان معيارهاي خاص را مد نظر داشت: قرقيزستان به شدت از حوادث 11 سپتامبر خشمگين بود و سعي داشت به هر طريقي حمايت خود را از مردم آمريكا نشان دهد. به اين ترتيب بود كه بخشي از خاك خود را در اختيار آمريكايي ها قرار داد تا در برابر آنچه تروريسم جهاني ناميده مي شد، بايستد.

هر چند كه خودمان هم از گزند تروريست ها در امان نبوديم. نزديك به 50 تن از نيروهاي اطلاعاتي ما طي سال هاي 1999 تا 2001 از سوي افراط گرايان ازبكستان كشته شدند، جنبشي كه از پايه و اساس خود را هم پيمان گروهك القاعده و آموزه هاي آنها مي دانست.

هر رابطه اي با خود فراز و نشيب هاي بسياري به همراه دارد اما مساله اي كه اين روزهاي آخر به شدت آزاردهنده شده بود، مساله رابطه قرقيزستان با آمريكا بود. با استقرار پايگاه نظامي ماناس كم كم تغييراتي اساسي در گرايش هاي كاخ سفيد نمود پيدا كرد كه دور از انتظار سران بيشكك بود. پيش از اين آمريكا همواره به يك سري اولويت هاي خاص توجه داشت. مسايلي مانند امنيت، دفاع از حقوق بشر و دموكراسي همه شعارهايي بود كه آمريكا در آن روزها فرياد مي زد. اما با استقرار پايگاه نظامي ماناس مشخص شد كه همه آنچه كه آمريكا ادعاي آن را دارد لحظه به لحظه تغيير مي كند. براي آنها هيچ رويكردي به غير از پايگاه هوايي ماناس اهميت نداشت. طرحي كه هيچ منفعتي براي همسايگان ما نداشت.

دولت جديد قرقيزستان تصويري روشن از انقلابي مردمي است كه در سال 2005 در تقابل با فسادهاي رايج و با اميد به دموكراسي بيشتر بنا شده بود. قرقيزستان را مي توان يكي از بزرگ ترين كشورهاي دموكرات آسياي مركزي دانست كه البته همه آنچه كه آن را از روش ساير كشورهاي سلطه طلب منطقه متمايز مي كرد به تدريج از ميان رفته است. اين روزها دوباره ميليون ها تن از مردم قرقيزستان روياي زندگي بهتر و آزادي بيشتر را در سر مي پرورانند.

در روزهاي انقلاب، آمريكا بناي همراهي با ملت قرقيزستان را داشت اما همه چيز به زودي و به راحتي به فراموشي سپرده شد. گو اين كه تمامي شعارهاي زيباي آنها در استقرار دموكراسي در قرقيزستان صرفا بهانه اي براي تصرف وجبي از خاك كشور جهت استقرار نظاميان خود بود. در آن زمان آمريكا همراهي هميشگي براي ما بود،اما با استقرار پايگاه هوايي آنها تمامي ادعاهاي دوستي و مودتشان هم از بين رفت.

طي ماه ها قرقيزستان كه آمريكايي ها زماني پيش از حضور در آن ادعاي استقرار دموكراسي و آزادي را داشتند گرفتار ورطه اقتصادي و سياسي گسترده بود و واشنگتن كمتر وقعي به آن نهاد.

شايد دستور خروج نيروهاي آمريكايي از ماناس براي واشنگتن غيرمنتظره باشد و بسياري از برنامه هاي استراتژيك آنها در منطقه را منحل كند، اما سران كاخ سفيد را به اين باور مي رساند كه بايد بيش از اين به مسايلي مانند دموكراسي و حقوق بشر كه وعده آن را مي دادند، توجه كنند. اين تنها نكته اي است كه آمريكاييان بايد از داستان غم انگيز ترك ماناس به خاطر داشته باشند.

ترك ماناس به آمريكا اين نكته را يادآوري خواهد كرد كه بايد از اين پس به جاي انديشه صرف به خواسته ها و منافع خود بيشتر به فكر ارزش هايي مانند ثبات و پايداري همپيمانان هميشگي اش باشد. اين تنها روشي است كه مي تواند امنيت و آسايش همه ما را تضمين كند.

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شكاف در ديوار كرملين

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

شايد در ظاهر روسيه با نشان دو عقاب در كنار هم بتواند نمادي از قدرت و استيلاي خود را به جهانيان نشان دهد اما در دنياي سياست و خرد ديپلماتيك توازن ميان اين دو قدرت ناممكن و بسيار شكننده خواهد بود. به گونه اي كه با بروز بحران اقتصادي همه پيوندهاي رشته قدرت كاخ كرملين پاره شد و يار وفاداري كه پوتين او را به سبب وفاداري اش در راس قدرت جاي داده بود در مقابل ارباب پنهاني خود ايستاد. مدودوف در نهايت لب به انتقاد از پوتين گشود.

آنچه كه بيش از هر عامل ديگري مردم روسيه را راضي به پذيرش دو قطب قدرت در كشور كرد، صرفا اعتماد به درايت و توان رهبري پوتين بود كه مدودوف جوان را به طور حتم هدايت مي كرد، اما بحران اقتصادي همه انتظارات مردم را از ميان برد چرا كه مردم همه فشارهاي اقتصادي را نه از منظر بحراني همه گير، بلكه از ناكارآمدي پوتين و برنامه هاي بلندپروازانه او مي بينند.

بارقه بحران هاي سياسي را نه فقط در تظاهرات هاي مردمي مسكو و تجمع هاي اعتراض آميز آنها براي استعفاي ولاديمير پوتين بلكه در تقابل قدرت هاي ديپلماتيك كاخ كرملين نيز مي توان به خوبي مشاهده كرد. براي دومين بار طي يك ماه گذشته مدودوف دولت روسيه را به خاطر عدم رسيدگي و توجه كافي به وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم مورد انتقادي شديد قرار داد. البته نشانه هايي از اين واگرايي سياسي در مدت كوتاهي پس از رياست مدودوف نمود پيدا كرد. آگوست گذشته مدودوف سران حكومتي را به سبب تئوري ارعاب به شدت سرزنش كرد. در آن زمان همگان مي دانستند كه روي سخن مدودوف شخص نخست وزير است چرا كه كسي غير از پوتين چنين رويه اي در پيش نداشت.

سخنان اخير مدودوف در نوع خود منحصر به فرد بود چنان كه تمامي كساني كه گمان مي كردند مدودوف تا امروز از سفره پوتين سير مي شود هم اكنون به اين باور رسيده اند كه رييس جمهوري روسيه در باطن خود داراي درونمايه هايي سياسي است كه همه را براي روز مبادا انباشته است!

مشكل پوتين اين است كه او همه محبوبيت و رويكرد مردمي خود را طي دهه اي كسب كرد كه روسيه دوران درخشان اقتصاد خود را طي مي كرد. اما اقتصاد روسيه امروز متحمل شكاف عميقي شده است كه در پي آن شكاف سياسي پيامدي اجتناب ناپذير تلقي مي شود. پوتين كه در سال هاي گذشته تمامي سرمايه هاي دولتي را صرف بازسازي زيرساخت هاي كشور و تقابل با بيكاري كرده بود، اين روزها با پايتختي روبه روست كه 5 برابر گذشته شمار فراوان بيكاران را در معابر خود جاي داده است. همه مقبوليت و محبوبيت پوتين اين روزها در ورطه نابودي است.

هر چند كه مدودوف در انتقاد صريح خود پوتين را به شدت نكوهش كرد اما به زعم بسياري از ناظران سياسي سرزنش هاي مدودوف مي تواند خود بازي ديگري باشد كه پوتين رهبري آن را به عهده دارد. به زعم آنها پوتين و مدودوف سعي داشتند به اين طريق به جامعه جهاني وانمود كنند كه اين مدودوف رييس جمهور جوان روسيه است كه همچنان رياست قدرت برتر شرق را به عهده دارد و پوتين در مقام يك نخست وزير تابعي از خواسته ها و دستورات رييس جمهور است!



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

توازن قوا چيست؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۸
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

دكتر علي صباغيان

منبع : همشهري آنلاين

واژه "توازن قوا" (Balance Of Power) يكي از پرسابقه و پركاربردترين واژه‌هاي مربوط به روابط بين‌الملل به ويژه در نظريه‌هاي واقعگرا مي‌باشد معناي ساده واژه توازن قوا عبارت است از وجود نوعي تعادل بين قدرت كشورهاي عضو نظام بين‌الملل به نحوي كه هيچكدام از آنها نتوانند از چنان قدرت مسلطي برخوردار شوند كه اراده خود را بر ديگران تحميل كنند.واژه توازن قوا از سابقه تاريخي زيادي برخوردار است و براي نظريه پردازان سياسي و سياستمداران دوره باستان نيز آشنا بوده است. با اين وجود، از ابتداي قرن ۱۷ ميلادي يعني زماني كه علم حقوق بين‌الملل به دست گروسيوس و پيروانش شكل گرفت، نظريه توازن قوا به عنوان يك اصل بنيادي ديپلماسي تدوين شد. اين اصل از زمان شكل گيري به عنوان ستون هاي علم سياست مطرح شد.در اواسط قرن هفدهم توازن قوا به عنوان يك سياست اروپايي بر ضد لويي شانزدهم پادشاه فرانسه جهت گيري شد. بعد از آن اين سياست براي مدت‌ها به عنوان هدف اعلام شده دولت انگليس بود. همچنين در نظام بين الملل اروپايي كه از سال ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴ با عنوان «كنسرت اروپا» حاكم بود اصل توازن قوا محور و بنيان آن و عامل اساسي پيشگيري از جنگ به حساب مي آمد.با توجه به اين كه در نظام بين‌الملل هر كشور در پي به حداكثر رساندن قدرت و منافع خود است وجود نظام توازن قوا مستلزم اين است كه كشورها اين آمادگي را داشته باشند تا به اقتضاي شرايط در اتحادها و ائتلاف‌هاي خود تغيير دهند.بر مبناي نظريه توازن قوا تا زماني كه بين كشورها يا بلوك‌هاي جهاني از نظر قدرت توازن وجود داشته باشد احتمال شروع جنگ و درگيري بين آنها وجود نخواهد داشت. اما چنانچه توازن قوا بين دو كشور يا دو اتحاديه و بلوك بين‌المللي به هم بخورد احتمال جنگ و درگيري بين آنها افزايش مي‌يابد. پس از جنگ جهاني دوم با ظهور دو ابرقدرت آمريكا و شوروي با اختلاف ايدئولوژي گسترده بين آنها، نظام بين‌المللي چندقطبي مبتني بر توازن قوا به هم خورد. البته از دهه ۱۹۶۰ به بعد با ظهور چين و كشورهاي جهان سوم به صورت يك بلوك واحد بار ديگر توازن قوا به عنوان يك عنصر روابط بين الملل ظهور كرد. از سال ۱۹۹۱ به بعد كه اتحاد جماهير شوروي فروپاشيد آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت حاضر كه از قدرت نظامي مسلط و قدرت اقتصادي بزرگي برخوردار بود مدعي نظام بين المللي تك قطبي به رهبري خود شد. در پرتو اين شرايط و نبود قدرت هاي بازدارنده آمريكا ماجراجويي‌هاي گسترده‌اي را در جهان آغاز كرد كه حمله به سومالي، جنگ افغانستان و اكنون نيز جنگ عراق از نمونه‌هاي آن است.مخالفت‌هاي گسترده جهاني با يكجانبه‌گرايي‌هاي آمريكا و نيز شكست بسياري از روياهايي كه در پرتو اين رويكرد آمريكا براي خود متصور شده بود، اكنون موجب گشته تا بسياري از نظريه پردازان و سياستمداران بر اين نكته تاكيد كنند كه تنها شيوه ممكن براي لگام زدن بر يكجانبه‌گرايي هاي آمريكا شكل‌گيري مجدد يك نظام چندقطبي مبتني بر توازن قواست.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بازخواني يك مقاله مهم برژينسكي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

 سياست هاي فعلي ايالات متحده آمريكا با محوريت « تلاش براي تغيير رژيم ايران » تقريبا بي هيچ ترديدي براي تصميم گيرندگان در ايران توجيه گر ضرورت مجهز شدن به تسليحات هسته اي خواهد بود به ديگر سخن استفاده مثلا هوشمندانه آمريكا از سياست « چماق » و « هويج » كه در حقيقت چيزي به جز اشاره مكرر مقامات مختلف آمريكايي به روي ميز باقي ماندن راه حل نظامي عليه ايران نبوده و نمي باشد در واقع حاصلي جز ايجاد انگيزه هر چه بيشتر در ايران براي مجهز شدن به تسليحات هسته اي نخواهد داشت . يك سياست « چماق » و هويج » قلدرمابانه و خام هرگز در عزم كشورهاي مصمم خللي ايجاد نمي كند و دقيقا به همين دليل است كه بايد گفت در حقيقت شانس ايالت متحده براي جلب همكاري طرف ايراني تنها در صورتي كه كاخ سفيد به كلي منكر وجود هر گونه تهديد نظامي عليه ايران و يا سياست تغيير رژيم در اين كشور گردد افزايش خواهد يافت . در جهان كشورهايي مثل برزيل آرژانتين و آفريقاي جنوبي همگي در گذشته برنامه هاي تسليحات هسته اي داشته و در حال حاضر نيز از توانايي فني لازم براي مجهز شدن به سلاح هاي هسته اي ظرف مدتي بسيار كوتاه برخوردار مي باشند اما هر يك از اين كشورها به دلايل خاص خود از تعقيب برنامه تسليحات هسته اي منصرف گرديده اند. ترديدي وجود ندارد كه چنانچه دولتمردان در ايالات متحده اين كشورها را هم به دليل داشتن برنامه هاي تسليحات مانند ايران تهديد به تغيير رژيم كرده بودند به احتمال بسيار زياد هيچ يك از آنها با متوقف نمودن برنامه هاي تسليحاتي خود موافقت نمي كردند. از طرف ديگر لازم است توجه كنيم وقتي استفاده از چماق ها و هويج ها در ممانعت از تبديل شدن هند و پاكستان به قدرت هاي هسته اي با توفيقي رو به رو نشد ايالات متحده سريعا هسته اي بودن هر دو كشور را پذيرفت و برقراري رابطه خوب با آنها را به وجود دشمني ترجيح داد به راستي درس اين رويدادهاي تاريخي براي رهبران و تصميم گيرندگان در ايران چيست براي اين كه درك بهتري از نگاه طرف ايراني به موضوع پيدا كنيم فرض كنيم چين كه يكي از امضا كنندگان پيمان عدم گسترش سلاح هاي هسته اي و تعمدا و به رغم داشتن توانايي هاي لازم هرگز درگير مسابقه تسليحات هسته اي باآمريكا و روسيه نگرديده ايالت متحده امريكا را در صورتي كه اين كشور طبق تعهداتي كه در پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي پذيرفته به طور مستمر زرادخانه هاي سلاح هاي هسته اي خود را از ميان نبرد تهديد به تغيير رژيم نمايد. مسلما چنين تهديدي داراي مباني حقوقي كم و بيش قابل دفاعي نيز خواهد بود چرا كه تمامي امضا كنندگان پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي عملا نيم قرن است كه به موجب امضاي اين پيمان متعهد گرديده اند شمار كلاهك هاي موجود در زرادخانه هاي سلاح هاي هسته اي خود را به طور مستمر كاهش داده و نهايتا به صفر برسانند. ناگفته پيداست كه به رغم وجود تمام استدلال هاي حقوقي در صورتي كه چين آمريكا را به دليل رعايت نكردن مفاد پيماني كه هم اينك حدود نيم قرن از امضاي آن مي گذرد تهديد به تغير رژيم مي كند مسلما با واكنش انفجاري افكار عمومي در امريكا مواجه گرديده و رهبران ايالات متحده هم احتمالا با ادبياتي كم و بيش مشابه آنچه در سخنان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران قابل مشاهده مي باشد ايده استفاده از سلاح هاي هسته اي را در سخنراني هاي پرشور خود مورد استفاده قرار خواهند داد. موفقيت رهيافت هاي سياست خارجه آمريكا در برابر ايران منوط به مد نظر قرار گرفتن ملاحظات امنيتي ايران و نيز آمريكا به طور هم زمان مي باشد. انجام يك حمله هوايي عليه تاسيسات هسته اي ايران توسط آمريكا و يا اجراي حمله اي غيره موثرتر توسط اسراييل نتيجه اي جز ايجاد وقفه در برنامه هاي هسته اي ايران نتيجه اي نخواهد داشت و در صورت هر نوع حمله به تاسيسات هسته اي ايران ايالات متحده از سوي ايران مسئول شناخته شده و ناگريز به پرداخت بهاي واكنش متقابل از سوي طرف ايراني خواهد بود. تقريبا ترديدي وجود ندارد كه واكنش متقابل ايران به هرگونه اقدام نظامي آمريكا شامل ايجاد بي ثباتي در تمام منطقه خاورميانه و نيز افغانستان گرديده و همچنين تلاش اين كشور براي ايجاد اختلال در جريان صادرات نفت را نيز به همراه خواهد داشت كه كمترين نتيجه اين گونه اقدامات افزايش شديد قيمت در حال حاضر بالاي نفت مي باشد. به عبارت ديگر پيامدهاي حاصل از هرگونه حمله پيش دستانه به كشوري مثل ايران صدمه وارد شدن به آمريكا و نيز نهايتا اسراييل خواهد بود. يك سياست واقع گرايانه در مورد ايران بايد باحسن استفاده از اين واقعيت كه ايران هدف خود را داشتن توانايي انرژي هسته اي و نه تجهيز به سلاح هاي هسته اي اعلام نموده و همچنين اعلام آمادگي كرده تا در مورد مسائل گسترده تر امنيتي با آمريكا به گفتگو بنشيند آغاز گرديده و تلاش كند تا مشخص گردد ورود از اين روزنه رسيدن به چه اهدافي را امكان پذير خواهد نمود. ايالات متحده مي تواند آمادگي خود براي انجام مذاكره با ايران را يا بر مبناي عدم وجود هر گونه پيش شرط توسط طرفين (با حفظ اين حق كه هر گاه مذاكره با ايران بي نتيجه اما تلاش ايران براي غني سازي بيش از سطح مجاز اعلام شده توسط معاهده منع گسترش محرز گردد مذاكرات متوقف خواهد شد اعلام نمايد و يا انجام مذاكرات را با بررسي اين كه آيا طرف ايراني مايل خواهد بود تعليق غني سازي را در ازاي تعليق بخش زيادي از تحريم هاي اقتصادي و مالي از سوي آمريكا در دستور كار خود قرار دهد يا نه پيگيري نمايد. اتخاذ اين خط مشي جامع و انعطاف پذير در حالي امكان رسيدن به ترتيبات بين المللي در دست تهيه براي پذيرش خواست ايران در مورد داشتن يك برنامه مستقل انرژي هسته اي را افزايش خواهد داد كه در عين حال احتمال تبديل شدن سريع برنامه هسته اي ايران به يك برنامه نظامي نيز توسط آن به حداقل خواهد رسيد. مضافا اين كه توجه به اين نكته نيز ضروريست كه دليلي براي پذيرش اين فرضيه وجود ندارد كه سياست سنتي بازدارندگي استراتژيك كه به خوبي در رابطه با اتحاد شوروي و چين توسط آمريكا مورد استفاده قرار گرفته و به ايجاد ثبات در روابط خصمانه ميانه هند و پاكستان هم كمك كرده در مورد ايران غير قابل استفاده خواهد بود و ترسيم تصاوير مكررا مورد تاييد قرار گرفته اي از اين دست كه ايران انتحاري به محض ساختن نخستين سلاح هسته اي آن را عليه اسراييل مورد استفاده قرار خواهد داد بيشتر نتيجه هذيان گويي هاي حاصل توهمات و يا مردم فريبي رسانه ايست تا محاسبات استراتژيك جدي لذا اين گونه تحليل ها نمي توانند مبنايي براي سياست خارجه آمريكا تلقي گرديده و به هيچ وجه هم نبايد مبناي سياست خارجه اسراييل باشند. از جمله منافع بلند مدت تر اتخاذ يك خط مشي ديپلماتيك شديدا متفاوت با سياست هاي فعلي توسط ايالات متحده اين خواهد بود كه اين خط مشي مي تواند فراهم آورنده شرايط لازم براي نقش پذيري مجدد ايران به عنوان يك همكار استراتژيك در امر ثبات بخشيدن به منطقه خليج فارس يعني آنچه كه به طور سنتي نقش واقعي اين كشور در منطقه خليج فارس بوده گردد. در ارتباط با همكاري استراتژيك آمريكا و ايران توجه به اين نكته هم ضروريست كه خصومت ايران با القاعده در حال حاضر باتوجه به اعلام جنگ القاعده عليه ايران و امريكا تشديد يافته گو اينكه اخيرا سايت هاي طرفدار القاعده اغلب در كنار اظهار تمايل براي درگير كردن آمريكا در باتلاق يك جنگ طولاني منطقه اي تضعيف حكومت ايران را هم كه به دليل شيعه بودن از سوي رهبران القاعده مرتد معرفي مي شوند مورد تاكيد قرار مي دهند. بالاخره سخن آخر اما نكته مهم باقي مانده اين كه تحريم هاي اعمال شده فعلي توسط آمريكا تعمدا سد راه تلاش هاي ايران براي افزايش توليد نفت و گاز گرديده و كاهش سطح توليد نفت و گاز ايران هم روي افزايش قيمت انرژي در جهان تاثيرگذار بوده و رسيدن به شكلي از تفاهم نهايي ميان آمريكا و ايران روي افزايش صادرات انرژي ايران به بازارهاي جهاني شديدا تاثيرگذار خواهد بود. ناگفته پيداست مردم امريكا هم بي هيچ ترديدي ترجيح خواهند داد به جاي اينكه ناگريز به پرداخت هزينه هاي يك جنگ گسترده تر در خليج فارس گردند هزينه كمتري براي پركردن باك بنزين خودروهاي خود بپردازند. « برژينسكي » : بايد گفت شانس ايالت متحده براي جلب همكاري طرف ايراني تنها درصورتي كه كاخ سفيد به كلي منكر وجود هرگونه تهديد نظامي عليه ايران يا سياست تغيير حكومت در اين كشور گردد افزايش خواهد يافت درصورت هر نوع حمله به تاسيسات هسته اي ايران ايالات متحده از سوي ايران مسئول شناخته خواهد شد و ناگزير به پرداخت بهاي واكنش متقابل از سوي طرف ايران خواهد بود ترديدي وجود ندارد كه واكنش متقابل ايران به هرگونه اقدام نظامي آمريكا شامل ايجاد بي ثباتي در منطقه خاورميانه و نيز افغانستان گرديده و همچنين تلاش اين كشور براي ايجاد اختلاف در جريان صادرات نفت را به همراه خواهد داشت يك سياست واقع گرايانه در مورد ايران بايد با حسن استفاده از اين واقعيت كه ايران هدف خود را داشتن توانايي انرژي هسته اي و نه تجهيز به سلاح هسته اي اعلام كرده صورت پذيرد ايالات متحده مي تواند آمادگي خود براي مذاكره با ايران را يا برمبناي عدم وجود هرگونه پيش شرط توسط طرفين اعلام نمايد و يا انجام مذاكرات را با بررسي اين كه آيا طرف ايراني مايل خواهد بود تعليق غني سازي را در ازاي تعليق بخش زيادي از تحريم هاي اقتصادي مورد بررسي قرار دهد پيگيري نمايد



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نتايج نشست برلين براي گروه بيست

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۷
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

با وجود اين خبرنگار شبكه دويچه وله آلمان ضمن ارائه گزارشي از برگزاري اجلاس اعضاي اروپايي گروه بيست مي گويد: بزرگترين اقتصادهاي اروپا به برلين آمدند تا موضع مشتركي را قبل از اجلاس گروه بيست در ماه آوريل بنا نهند. آنان خواستار اجراي سريع و كامل "طرح اقدام" شدند اما با وجود نمايش انسجام در برلين اختلافات همچنان پا برجا است.   

اين درحاليست كه شبكه پنج تلوزيون فرانسه نيز از اثرات مالي و رواني شديد بر دست اندركاران بازار مالي و امور اقتصادي چنين گزارش مي دهد: زيان هاي رواني اين بحران انچنان شديد بوده است كه حتي در سوئيس كلينيكي براي مداواي بيماران بحران اقتصادي داير شده است.

در واقع در حالي كه اين هفته تلاش هاي جهاني و منطقه اي براي حل بحران مالي جهان در نشست گروه بيست در برلين و كشورهاي عضو آسه آن در تايلند ادامه داشت همچنان تحليلگران در مورد لزوم توجه به رويكردهاي دولتي يا منطقه اي و جهاني اختلاف نظر دارند. به نظر مي رسد اختلاف نظر صاحب نظران اقتصادي در مورد شيوهء مناسب مقابله با بحران مالي جهان موجب سر درگمي اقتصادهاي ملي وجهاني شده است. تلاشها براي ابتكارات دسته جمعي براي برون رفت از بحران كنوني در حالي ادامه دارد كه علي رغم تاكيد بر پرهيز از سياست هاي حمايتگرانه ، عملا دولتها در موقعيت حمايتي از اقتصاد ملي قرار گرفته اند و اينك اين واهمه وجود دارد كه با شكست اجلاس لندن رويكردهاي اقتصادي جهان در مقابله با بحران مالي آشفته تر شود و بدين ترتيب اتخاذ تدابير ساختاري براي حل بحران اقتصادي جهان بيش از پيش ناممكن گردد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چه كسي دبيركل آينده آژانس بين المللي انرژي اتمي خواهد  شد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

محمد البرادعي در نوامبر آينده و پس ار دوازده سال، اين سازمان را ترك خواهد كرد. برخي از ديپلمات‌ها بر اين باورند كه آمانو 62 ساله، نه بازرس عالي بوده و نه ارتباطاتي قوي دارد؛ مضافا اينكه وي با قدرت‌هاي بزرگ اتمي نيز غريبه است.

از سوي ديگر، مينتي، فعال سابق ضد آپاراتيد، فردي با مهارت و يك ميانجيگر حرفه‌اي است كه ويژگي كاريزمايي دارد، اما وي از نگاه كشور‌هاي غربي به كشور‌هاي در حال توسعه، بسيار نزديك بوده و ممكن است مانند البرادعي به يك مدير سياسي براي آژانس تبديل شود.

ديپلمات‌هاي اروپايي كه به حساسيت‌هاي سياسي اهميت مي‌دهند، مي‌گويند، آمانو يك جفت دست سالم در آژانس دارد، در حالي كه مينتي، نقشي بيشتر سياسي دارد. با وجود اين، هر دو آنها هواداران كمي دارند.

آمانو كه مدت شش ماه است در سراسر دنيا براي تصاحب اين پست به رايزني مشغول است، به نظر مي‌رسد كه هجده تا نوزده رأي شوراي حكام را كه عمدتا كشور‌هاي غربي و آسيايي هستند خواهد گرفت. در حالي كه مينتي كه تنها چند هفته پيش تلاش‌هايش را در اين راستا آغاز كرده است، كمتر از ده رأي دارد كه آن هم آراي كشور‌هاي در حال توسعه است.

يك ديپلمات ديگر اروپايي مي‌گويد: تركيب و همكاري آمانو و مينتي عالي است، اما بسياري اميدوارند كه نفر سومي كانديداتوري خود را اعلام كند. از ميان اسامي كه امكان دارد خود را براي اين پست آماده كنند، مي‌توان به «روجليو فرتر»، رئيس سازمان منع گسترش سلاح‌هاي شيميايي، «تيبور توث»، رئيس سازمان منع آزمايش اتمي، «ملينكو اسكوكنيچ»، عضو سابق هيأت رئيس آژانس و «جوناس ايتوير»، وزير خارجه نروژ اشاره كرد.

گفتني است، مينتي بارها و از جمله در گزارش نوامبر سال 2005، از ماهيت صلح آميز برنامه هسته‌اي ايران در برابر قطعنامه نادرست آژانس حمايت كرده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

طلوع يك عراق جديد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

عراقي‌ها با اين اقدام تير خلاص را به سمت تفرقة‌هاي قومي كه از سال 2003 دامنگير اين كشور شده است،شليك كردند. اين انتخابات بدين معنا بود كه تيم باراك اوباما بايد در آينده‌اي نه چندان دور خود را براي رويارويي با عراقي متفاوت و البته سياستمداراني از طيفي جديد مهيا كند. سياستمداراني كه ديگر علاقه چنداني به حضور طولاني مدت سربازان امريكايي در خاك خود ندارند. اين وطن‌پرستان دو آتشه چندان هم كشته و مرده برقراري روابط نزديك ميان بغداد و واشنگتن نيستند. در همين انتخابات بود كه دولتمرداني كه در شوراها زمام امور را در دست داشته و البته چندان هم از عاملان حمله به عراق دور نبودند با راي مردم به كناري گذاشته شدند. عراقي‌ها با اين انتخاب در حقيقت در مسير بازتعريف اصول سياسي كشورشان گام برداشتند. درست است كه انتخابات سي و يكم ژانويه در سطح استاني برگزار شد و تبعات آن چندان هم دامنگير دولت نشد اما ماه دسامبر عراقي‌ها در انتخابات عمومي شركت خواهند كرد. انتخاباتي كه سرنوشت نوري مالكي و دولت او را مشخص خواهد كرد . در حال حاضر ائتلافي از دولتمردان نزديك به كاخ سفيد زمام امور در عراق را در دست دارند. پيش‌بيني‌ مي‌شود كه در انتخابات ماه دسامبر بسياري از جريان‌هاي سياسي نزديك به ايالات متحده كه عموما در زمان حكومت صدام حسين در تبعيد به سر مي‌بردند، از گردونه قدرت حذف يا به حاشيه رانده شوند. البته تمامي اين داستانها بدين معنا نيست كه عراق يك شبه در مسير دموكراسي قرار گرفته‌است. با وجود راي مردم با زهم سياستمداران كليدي از هر طيف از حمايت بخشي از ارتش برخوردار خواهند بود. اوضاع خدمات اجتماعي در عراق بسيار بد و دور از ذهن است. نرخ بيكاري در اين كشور افزايش يافته‌است. منابعي براي تامين آب، جمع آوري زباله و ارتقا بهداشت عمومي يا وجود ندارد و يا بسيار ضعيف است. امنيت كه همچنان حلقه نسبتا مفقود در عراق است. پليس و ساير نيروهاي امنيتي تحت تاثير شبه نظاميان قرار گرفته‌اند. وفاداري سربازان و نيروهاي پليس هم چندان قابل اثبات نيست. بغداد هنوز هر چند روز يك بار آماج حملات تروريست‌ها قرار مي‌گيرد و مناطق محل عبور و مرور سياستمداران و ديپلماتها همچنان تحت تدابير شديد امنيتي اداره مي‌شود. پايتخت عراق مدتهاست كه در آتش تفرقه‌هاي قومي مي‌سوزد. علاوه بر اين كركوك ، موصل، بعقوبه و بصره هم در آستانه جنگ داخلي قرار گرفته‌اند. در همين انتخابات اخير هم تقلب بيداد كرد. هر چند ناظران بر اين حقيقت تاكيد كرد‌ه‌اند كه اين ميزان از تقلب در آراء و نتيجه انتخابات تاثيري ندارد اما به هر حال نوري مالكي نمي‌تواند چندان بر برگزاري سالم انتخابات ببالد. با اين وجود عراق جديد در حال طلوع است. البته عراقي‌ها براي روي كار آوردن عراقي نو بسيار تلاش مي‌كنند. ائتلاف عراق متحد كه در حقيقت ائتلافي از احزاب شيعه قدرتمند در عراق بود نه تنها در اين انتخابات جان سياسي خود را از دست داد بلكه در آرامش هم دفن شد. شوراي عالي اسلامي عراق هم با شكست سختي كه در اين انتخابات متحمل شد، نقشه سياسي عراق را بر هم زد. حزب الدعوه كه نخست وزير نوري مالكي رهبري آن را بر عهده دارد، نيز در اين انتخابات هيچ دستاورد خاصي نداشت مگر شكست. البته ليست حكومت قانون كه به نوعي از حمايت مالكي در اين انتخابات برخوردار بود موفق به احراز اكثريت آرا شد. مالكي بر خلاف آنچه كه روزهاي نخست تصدي اين پست از شخصيت او برمي‌آمد، سياستمداري است كاركشته و زيرك. مردي كه به خوبي و پيش از برگزاري اين انتخابات دست هموطنان خود را خواند و در جامه وطن‌پرستي دو آتشه فرو رفت. البته اين جامه چندان هم بر تن او گشادي نمي‌كند چرا كه نخست‌وزير به شدت مخالف حضور سربازان امريكايي در كشور و سپردن امور داخلي به دست خارجي‌ها است. سني‌ها كه انتخابات سال 2003 ميلادي را تحريم كرده و به همين دليل در حاشيه قرار گرفته‌بودند اين بار در چهار استان شمالي عراق آراي خوبي را به خود اختصاص دادند.

در ميانه اين پيروزي، ناسيوناليست‌هاي اهل تسنن ، بعثي‌هاي سابق ، رهبران سابق ارتش و تعدادي از احزاب سكولار به راحتي گوي سبقت را از حزب اسلامي عراق ربودند. اما كردها هم نتيجه دندان‌گيري را از آن خود نكردند. كردها كه تصميم گرفتند در مناطق شمالي عراق كه خواهان جدايي از دولت مركزي است انتخابات برگزار نكنند در مناطق مرزي همان قدرت در اختيار را هم از دست دادند. نقشه سياسي عراق بازتعريف شده‌است. اين نقشه آخرين بار در سال 2005 و بنا بر ميل سياستمداران بر اساس تفاوت‌هاي قومي ترسيم شد اما اين بار مردن نقشه‌اي را تعريف كردند كه هم سياست مطلوب آنها را در خود جاي داده است و هم به تفاوتهاي مذهبي و قومي آنها كاري ندارد. حس وطن‌پرستي عراقي‌ها مدتهاست كه انتظار روزي براي تولد را مي‌كشد. وطن‌پرستهاي عراقي به دنبال پايان دادن به هرگونه نفوذ خارجي بر اين كشور هستند . حالا عامل نفوذي مي‌خواهد ايالات متحده باشد يا هر كشوري حتي همسايه.جرقه‌هاي اين وطن‌پرستي در سال 2007 زده شد. اولين عاملي كه غيرت وطن‌پرستان عراقي را جريحه دار كرد راي مجلس سنا بود به طرح پيشنهادي سناتور جوزف بايدن. بايدن كه آن زمان هنوز معاون باراك اوباما نبود پيشنهاد داد كه دولت عراق اين كشور را به سه قسمت تقسيم كند. جرقه دوم زماني زده شد كه 17 عراقي در بغداد به دست نيروهاي امنيتي كمپاني بلك واتر به قتل رسيدند. جرقه سوم هم حمايت ايالات متحده از خصوص سازي صنعت نفت در عراق بود. تمامي اين اقدامات دست به دست هم داد تا 12 حزب عراقي دستان يكديگر را براي ائتلافي جامع بفشارند. اين وطن پرستان در مرحله اول تنها دو هدف را دنبال مي‌كردند . يك : تسلط يافتن بر منابع نفتي كشور . و دوم جلوگيري از تقسيم عراق. اواسط ماه جولاي سال گذشته بود كه تمامي اين وطن‌پرستان بلوكي را تكشيل دادند كه به گروه بيست و دوم جولاي شهرت يافت. گروه بيست و دو جولاي عكس العملي بود به پنج سال سلطه ايالات متحده بر اوضاع سياسي در عراق. عزمي جدي براي پايان دادن به تفرقه‌هاي قومي كه حمله ايالات متحده به اين كشور به بار آورد.ايالات متحده از همان نخستين روزهاي حمله به عراق به جاي تلاش براي پرهيز از هر گونه خلق اختلافات قومي ، سياست تفرقه بينداز و حكومت كن را دنبال كرد. ابتدا اين كردها و شيعيان بودند كه محبوب كاخ سفيد شده و قدرت را در دست داشتند. نتيجه اين اشتباه زماني بر واشنگتن عيان شد كه اهل تسنن ناراضي يا انتخابات را تحريم كردند و يا براي احقاق حق خود به شبكه‌هاي تروريستي پيوستند. ايالات متحده بيش از آنكه به دنبال ايجاد هماهنگي ميان عراقي‌ها و برانگيختن حس وطن‌پرستي در ميان آنها باشد ،عراقي‌ها را به سه دسته كرد،شيعه و اهل تسنن تقسيم كرد.تقسيم‌بندي كه در نهايت به قيمت جان سربازان امريكايي تمام شد. وطن‌پرستان عراقي تكليف شوراهاي استاني در وطنشان را مشخص كردند. حالا دستورالعمل كاري براي آقاي اوباما درست بر روي ديوار نوشته شده‌است. اگر اوباما به نصيحت مشاورانش عمل كند و مدت زمان حضور در عراق را افزايش دهد، بي‌شك به اعتماد به نفسي كه عراقي‌ها تازه به آن رسيده‌اند لطمه‌اي جبران‌ناپذير خواهد زد. اما عمل به وعده‌هاي پيشين و عقب‌كشيدن سربازان امريكايي جايگاه او را در قلوب عراقي‌ها مستحكم‌تر مي‌كند. البته صلح معجزه نيست كه يك‌شبه بر شانه‌هاي عراقي‌ها فرود آيد. اوباما هنوز براي تحقق اندكي آرامش بيشتر در عراق به كمك‌هاي همسايگان و مقاومت در برابر مخالفان عقب‌نشيني از اين كشور نياز دارد. اين انتخابات درس بزرگي به امريكا و سايرين داد: ناسيوناليست‌هاي عراقي دست به كار شده‌اند و راهي براي متوقف كردن آنها وجود ندارد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

براي سلامتي قلب مهربان شما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۵
مهدي
نظرات (0)
براي سلامتي قلب مهربانتان لينك زير را حتما ببينيد

http://www.4shared.com/file/89563610/c7295a1d/HeartAttack.html



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تست خود شناسي

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۵
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

بدون نگاه كردن به جوابها اين تست را انجام دهيد.

          

۱. يك عدد از ۱ تا ۹ انتخاب كنيد.

 

۲. آنرا در عدد ۳ ضرب كنيد.

 

۳. حاصل را بعلاوه ۳ كنيد.

 

۴. دوباره حاصل را در ۳ ضرب كنيد.

 ۵.يك عدد ۲ يا ۳ رقمي بدست آورده ايد

۶.ارقام عدد خود را با هم جمع كنيد (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع كنيد)

۷. حالا به پايين صفحه نگاه كنيد............ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1.NEWTON

 

2.MANDELA

 

3.TOM CRUISE

 

4.GANDI

 

5.BILL GATES

 

6.G.W BUSH

 

7.BRAD PIT

 

8.ALBERT EINSTEIN

 

9.MAHMUD AHMADINEZHAD

 

10.BARACK OBAMA

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ازبكستان و احتمال جايگزيني پايگاه نظاميان آمريكا در اين كشور

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۴
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

چنانچه عظمت تيمور قلي اف (استاد دانشگاه آمريكايي در قرقيزستان) معتقد است كه ازبكستان كانديد نخست در بحثِ نزديكي به غرب در زمينه تقويت روابط نظامي مي باشد. در حال حاضر هم واشنگتن و هم تاشكند آماده از سرگيري مناسبات نظامي مابين هستند كه تا سال 2005 وجود داشت. اين دو كشورتوافق كرده اند كه حوادث مي 2005 انديجان را به فراوشي بسپارند. زيرا اين حوادث موجب تيرگي روابط دو كشور و در نتيجه آن اخراج نظاميان آمريكايي از پايگاه خانآباد شد.عظمت تيمور قلي اف مي گويد: "ازبكستان تجربه استقرار نظاميان آمريكايي در قلمرو خويش را دارد. همچنين تاشكند قبلاً بارها در عمل نشان داده است كه مي تواند سياست خارجي مستقل از روسيه اتخاذ كند. اگر اين بار نيز آمريكا واقعا به ازبكستان پيشنهادِ مالي خوبي ارائه دهد، دولت تاشكند آن را خواهد پذيرفت. در همين حال عبدالغني محمد عظيم اف (رئيس انجمن سياست سشناسان تاجيكستان) معتقد است: "آمريكا به پايگاه هوايي مناس نيازمند است و براي حفظ آن تلاش خواهد نمود، امّا اين كشور هم زمان گزينه هاي ديگري را نيز جست و جو خواهد كرد. در هر صورت روند خروج نظاميان آمريكايي از پايگاه هوايي مناس طولاني خواهد بود. من معتقدم كه طرح هاي مالي ارائه شده از سوي روسيه را بايد به عنوان پيشنهاد قطعي پذيرفت."اين درحالي است كه قرقيزستان به دليل دريافت وعده كمك هاي مالي روسيه اعلام كرد كه قصد بستن پايگاه هوايي مناس را دارد. حجم كل كمك هاي مالي مسكو كه قرار است به قرقيزستان واگذار شود، به بيش از دو ميليارد دلار مي رسد. از سوي ديگر آمريكا و ناتو فعلاً سرگرم جست و جوي پايگاههاي ديگري به جاي فرودگاه مناس در منطقه مي باشد. در همين حال امام علي رحمان (رئيس جمهوري تاجيكستان) پس از ديدار با دبير كل ناتو در بروكسل اعلام كرد كه ناتو مي تواند از راههاي اين كشور براي ترانزيت كالا و تجهيطات نظامي مورد نياز نظاميان خود در افغانستان استفاده كند و حتي پايگاه نظامي در تاجيكستان ايجاد نمايد. براساس نوشته سايت رئيس جمهوري تاجيكستان؛ رحمان در بروكسل تأكيد كرده است كه به دليل اهميّت ناتو در تأمين امنيّت در افغانستان اين پيمان بايد همكاري نزديكي با كشورهاي همسايه افغانستان برقرار نمايد. ناتو مي تواند با تاجيكستان كه مرز طولاني با افغانستان دارد، مناسبات گسترده اي برقرار نمايد.امّا دكتر مظفر عالم اف (مدير مركز پژوهشي شرق در دوشنبه) معتقد است كه تاجيكستان در زمينه همكاري با ناتو از آزادي عمل كامل برخوردار نيست. زيرا در قلمرو تاجيكستان پايگاه نظامي روسيه فعاليت دارد و قبل از واگذاري پايگاه جديد به ناتو مي بايست با مسكو در اين زمينه رايزني كرد. به همين دليل در زمينه استقرار نظاميان آمريكايي در قلمرو تاجيكستان اين كشور مشكلات زيادي خواهد داشت.از ديدگاه عبدالغني عظيم اف (رئيس انجمن سياست شناسان تاجيكستان) معتقد است كه تاجيكستان به دليل عضويت در سازمان همكاري شانگهاي بايد هر نوع محور همكاري با ناتو را با سازمان فوق هماهنگ نمايد. امّا آمريكا تلاش خواهد كرد كه به علت وجود روحيه ضد آمريكايي در سازمان همكاري شانگهاي؛ طرح هاي خود را به نمايندگي از پيمان ناتو ارائه نمايد. حتي اگر همكاري كشورهاي عضو ناتو با جماهير آسياي مركزي در آينده بيشتر گردد؛ حتما تحت پوشش پيمان ناتو خواهد بود.از سوي ديگر دكتر تيمور قلي اف (استاد دانشگاه آمريكايي در بيشكك) معتقد است كه تعطيلي پايگاه هوايي مناس كارِ ساده و آساني نخواهد بود. وي تأكيد مي كند كه شايد پايگاه هوايي مناس تعطيل نشود و در نحوه استفاده از آن تجديد نظر به عمل آيد. يكي از گزينه هاي احتمالي، تغيير موقعيت و جايگاه پايگاه هوايي مناس به "پايگاه نظاميان ناتو" باشد. در آن صورت نظاميان آمريكايي از پايگاه هوايي مناس خارج نخواهند شد بلكه تحت پرچم پيمان ناتو به فعاليت خويش ادامه خواهند داد.از سوي ديگر اكثرِ كارشناسان مسائل سياسي معتقدند كه آمريكا از سالها قبل به علت حضور نظاميان خويش در پايگاه هوايي مناس از موضوعاتي نظير دمكراسي، حقوق بشر و آزادي بيان در اين كشور چشم پوشي كرده است. اگر در آينده به دليل تيره شدن روابط دو كشور در اثر تعطيلي پايگاه هوايي مناس، آمريكا بخواهد مسائل فوق الذكر را مطرح نمايد به معني بي آبرو شدن واشنگتن خواهد بود كه از اين ارزشهاي بشري استفاده مغرضانه مي كند.در همين حال عزيزه عبدالرسول آوا (يك حقوق دان در قرقيزستان) معتقد است كه واشنگتن در مدت 8 سال حضور خويش در قلمرو قرقيزستان نشان داد هم پيمان مطمئني نيست. حتي در زمينه دفاع از حقوق بشر نيز آمريكا با مشاهده نقض آشكار حقوق شهروندان قرقيزستان اصلاً واكنشي نشان نمي دهد. ما به نمايندگي از سازمانهاي مدافع حقوق بشر در يكي از سفرهاي رايس (وزير خارجه وقت آمريكا) به قرقيزستان برخي از مشكلات خويش را مطرح كرديم، امّا اين درخواستها ناديده گرفته شد. براي واشنگتن مهم حفظ پايگاه هوايي مناس بوده و هست. آمريكايي ها اثبات كرده اند كه براي آنان منافع سياسي و ژئو پلتيكي شان بالاتر از ارزش هاي دمكراسي مي باشد. از اين رو اگر در ازبكستان شرايط حضور مجدد نظاميان آمريكايي فراهم شود، اين اقدام به معني بدتر شدن اوضاع حقوق بشر در اين كشور خواهد بود. و در آن صورت ديگر از دستاوردهاي نسبي سازمانهاي مدافع حقوق بشر در ازبكستان اثري باقي نخواهد ماند.در همين حال يان كلير (استاد دانشگاه آزاد آلمان) در برلين تأكيد مي كند؛ به دليل حضور نظاميان آلماني در فرودگاه ترمذِ ازبكستان، دولت آلمان در برابر نقض حقوق بشر و دمكراسي در ازبكستان سكوت اختيار كرده بود. وي كه با مسائل و اوضاع افغانستان سر و كار دارد؛ معتقد است كه دولت آلمان همانند آمريكا به خاطر منافع خويش در منطقه در قبال نقض دمكراسي و حقوق بشر در ازبكستان مواضع دوگانه اتخاذ مي نمايد.از سوي ديگر بر اساس گزارش هاي دريافتي از تاشكند ژنرال ديويد پترائوس (فرمانده نيروهاي مركزي آمريكا) روز سه شنبه 17 فوريه وارد تاشكند شد و با اسلام كريم اف (رئيس جمهوري) و وزراي خارجه و دفاع ازبكستان ديدار نمود. طرفين در اين ديدار مسأله ترانزيت كالا و تجهيزات غير نظامي مورد نياز آمريكا و ناتو در افغانستان را بررسي كردند. قرار است روز چهار شنبه 18 فوريه يك هيأت آمريكايي ديگر به رياست دريادار مارك هارنيچك وارد تاجيكستان شود. هدف از سفر اين هيأت نظامي آمريكايي بررسي راههاي ترانزيت تجهيزات ناتو به افغانستان از قلمرو تاجيكستان اعلام شده است.در همين حال مقامات سفارت آمريكا در ازبكستان مدعي اند كه در ديدار ژنرال ديويد پترائوس با رئيس جمهوري و ديگر مسئولين ازبكستان مسأله استقرار نظاميان آمريكايي در پايگاه هاي هوايي اين كشور مورد بررسي قرار نگرفته است. در پايگاه هوايي مناس قرقيزستان نزديك به يك هزار نظامي آمريكايي مستقر مي باشند. اين پايگاه از سال 2001 و بر اساس موافقتنامه دو جانبه ميان قرقيزستان و آمريكا با هدف پشتيباني از عمليّات نظامي ضد تروريستي در افغانستان در قسمتي از فرودگاه بين المللي مناس مستقر شده است. دولت ازبكستان نيز در سال 2001 پايگاه هوايي خانآباد را در اختيار نظاميان آمريكايي قرار داده بود. امّا در پي حوادث مي 2005 انديجان و انتقاد آمريكا و اتحاديه اروپا از ازبكستان، دولت اين كشور اين پايگاه را تعطيل كرد. اكنون فرودگاه نظامي شهر ترمذ در نزديكي مرز افغانستان در قلمرو ازبكستان در اختيار نظاميان آلماني قرار دارد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.