آمريكا مناس را از دست داد
هنگامي كه اين پايگاه در سال 2001 ميلادي باز شد، قرقيزستان معيارهاي خاص را مد نظر داشت: قرقيزستان به شدت از حوادث 11 سپتامبر خشمگين بود و سعي داشت به هر طريقي حمايت خود را از مردم آمريكا نشان دهد. به اين ترتيب بود كه بخشي از خاك خود را در اختيار آمريكايي ها قرار داد تا در برابر آنچه تروريسم جهاني ناميده مي شد، بايستد.
هر چند كه خودمان هم از گزند تروريست ها در امان نبوديم. نزديك به 50 تن از نيروهاي اطلاعاتي ما طي سال هاي 1999 تا 2001 از سوي افراط گرايان ازبكستان كشته شدند، جنبشي كه از پايه و اساس خود را هم پيمان گروهك القاعده و آموزه هاي آنها مي دانست.
هر رابطه اي با خود فراز و نشيب هاي بسياري به همراه دارد اما مساله اي كه اين روزهاي آخر به شدت آزاردهنده شده بود، مساله رابطه قرقيزستان با آمريكا بود. با استقرار پايگاه نظامي ماناس كم كم تغييراتي اساسي در گرايش هاي كاخ سفيد نمود پيدا كرد كه دور از انتظار سران بيشكك بود. پيش از اين آمريكا همواره به يك سري اولويت هاي خاص توجه داشت. مسايلي مانند امنيت، دفاع از حقوق بشر و دموكراسي همه شعارهايي بود كه آمريكا در آن روزها فرياد مي زد. اما با استقرار پايگاه نظامي ماناس مشخص شد كه همه آنچه كه آمريكا ادعاي آن را دارد لحظه به لحظه تغيير مي كند. براي آنها هيچ رويكردي به غير از پايگاه هوايي ماناس اهميت نداشت. طرحي كه هيچ منفعتي براي همسايگان ما نداشت.
دولت جديد قرقيزستان تصويري روشن از انقلابي مردمي است كه در سال 2005 در تقابل با فسادهاي رايج و با اميد به دموكراسي بيشتر بنا شده بود. قرقيزستان را مي توان يكي از بزرگ ترين كشورهاي دموكرات آسياي مركزي دانست كه البته همه آنچه كه آن را از روش ساير كشورهاي سلطه طلب منطقه متمايز مي كرد به تدريج از ميان رفته است. اين روزها دوباره ميليون ها تن از مردم قرقيزستان روياي زندگي بهتر و آزادي بيشتر را در سر مي پرورانند.
در روزهاي انقلاب، آمريكا بناي همراهي با ملت قرقيزستان را داشت اما همه چيز به زودي و به راحتي به فراموشي سپرده شد. گو اين كه تمامي شعارهاي زيباي آنها در استقرار دموكراسي در قرقيزستان صرفا بهانه اي براي تصرف وجبي از خاك كشور جهت استقرار نظاميان خود بود. در آن زمان آمريكا همراهي هميشگي براي ما بود،اما با استقرار پايگاه هوايي آنها تمامي ادعاهاي دوستي و مودتشان هم از بين رفت.
طي ماه ها قرقيزستان كه آمريكايي ها زماني پيش از حضور در آن ادعاي استقرار دموكراسي و آزادي را داشتند گرفتار ورطه اقتصادي و سياسي گسترده بود و واشنگتن كمتر وقعي به آن نهاد.
شايد دستور خروج نيروهاي آمريكايي از ماناس براي واشنگتن غيرمنتظره باشد و بسياري از برنامه هاي استراتژيك آنها در منطقه را منحل كند، اما سران كاخ سفيد را به اين باور مي رساند كه بايد بيش از اين به مسايلي مانند دموكراسي و حقوق بشر كه وعده آن را مي دادند، توجه كنند. اين تنها نكته اي است كه آمريكاييان بايد از داستان غم انگيز ترك ماناس به خاطر داشته باشند.
ترك ماناس به آمريكا اين نكته را يادآوري خواهد كرد كه بايد از اين پس به جاي انديشه صرف به خواسته ها و منافع خود بيشتر به فكر ارزش هايي مانند ثبات و پايداري همپيمانان هميشگي اش باشد. اين تنها روشي است كه مي تواند امنيت و آسايش همه ما را تضمين كند.