طرز برخورد صحيح با خانمها

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

مراحل

1- مهربان باشيد و در تمام شرايط با او اظهار همدردي كرده و دركش كنيد. خانمها عاشق مردهايي هستند كه دلسوز و مهربان بوده و قلباً برايشان ارزش و اهميت قائل باشند. يك خانم تمايل دارد عبارت "چه مرد خوبي!" را دائماً در مورد كسي كه با او وارد رابطه شده است، تكرار كند. او دوست دارد كه شوهرش هرچند وقت يكبار به او بگويد كه تا چه حد برايش مهم است و اين امر را در رفتارهايش نيز به او ثابت كند! بي دليل به او گل، كادو، و كارت هديه بدهيد، به او زنگ بزنيد، و يا زمانيكه خانه نيست روي منشي تلفني پيامي عاشقانه برايش بگذاريد!!! به هر حال هر كار كوچكي كه فكرش را مي كنيد انجام دهيد تا او متوجه شود كه شما برايش اهميت قائل هستيد.

2- به او كادوهايي با فكر قبلي هديه بدهيد. خانم ها عاشق اين هستند كه طرف مقابل آنها را سورپرايز كند. اين هدايا لازم نيست كه حتماً گرانقيمت باشند تا او را خوشحال كنند، بلكه فقط كافيست اين كار را از صميم قلب خود انجام دهيد. ارزش يك هديه هيچ ربطي به قيمت آن ندارد بلكه فكري كه وراي آن بوده و دليل خريداري است كه آنرا ارزشمند مي كند. اين هديه هاي گاه و بي گاه به خانم نشان مي دهد كه تنها كسي است كه شما در ذهن خود به او فكر مي كنيد و برايش ارزش و اهميت قائل هستيد.

3- لازم نيست حتماً منتظر رسيدن تولد و يا روز خاص ديگري باشيد. بي هيچ دليل خاصي برايش گل و جواهرات خريداري كنيد. حتي اگر در كنار هم نيستيد، مي توانيد از قبل هديه ي مورد نظر را سفارش دهيد تا دقيقاً آنرا در همان تاريخ خاصي كه در نظر داريد برايتان ارسال نمايند. بهتر است كه بيشتر بر روي جواهرات هزينه كنيد، تنها يك جفت گوشواره ساده شادي عميقي را در قلب او ايجاد مي كند. از جمله ساير موارد هم مي توان به يك شاخه از گلي كه او دوست مي دارد و يا يك دست لباس زيبا اشاره كرد. برخي از آقايون تصور مي كنند كه بايد حتماً پولدار باشند تا بتوانند اين كارها را انجام دهند، اما اينچنين نيست، تنها كافي است كه كمي بيشتر فكر خود را به كار بيندازيد. اگر خانمتان شاغل است مي توانيد يكي از روزهاي سال كه برايش اهميت خاصي دارد، هديه هايتان را به دفتر كارش ارسال نماييد و او را بيش از پيش هيجان زده كنيد. با اين كار نه تنها او احساس غرور مي كند بلكه اطرافيانش هم متوجه مي شوند كه چقدر خوب با او برخورد شده و نازپرورده بار آمده و اين مطلب براي خانم از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

4- هيچ موقع روز تولد، سال نو، ولنتاين، روز مادر و ... را فراموش نكنيد. همه دوستانش در اين روز هداياي كوچك محبت آميزي را دريافت مي كنند. خانم ها همسر خود را در اين موارد با ديگران مقايسه مي كنند تا ببينند او تا چه حد به آنها اهميت مي دهد. اگر مي خواهيد همچنان شاهزاده ي روياهاي همسرتان باقي بمانيد بهتر است هديه ي وي‍ژه اي را براي او در نظر بگيريد. به هر حال يك چيز كوچك هم خيلي بهتر از هيچ چيز است.

5- مودب باشيد و از او تمجيد كنيد. خانم ها دوست دارند شما از وا‍ژه هاي "لطفاً" ، "ببخشيد"، "قول مي دهم" و "متشكرم" استفاده نماييد. از او بپرسيد كه روز خود را چگونه گذرانده؛ به او بگوييد كه زيبا، قشنگ، و با نمك است، و چه چشم هاي زيبا و نافذي دارد. به او بگوييد كه برايتان فوق العاده ترين فرد دنياست. از او به خاطر تمام كارهايي كه برايتان انجام مي دهد تشكر كنيد. علاوه بر اين به او بگوييد كه جز جنبه ي فيزيكي و جسماني خصوصيات پيچيده ي زيادي در وجودش نهفته است كه كشف همه ي آنها مدت زيادي به طول مي انجامد.

6- شنونده خوبي باشيد. براي افكار و عقايد او ارزش قائل باشيد. نقاط قوت و افكار ناب او را تشخيص دهيد. حتي اگر در برخي از موارد با او هم عقيده نيستيد، نكات مثبتي را در نظرياتش پيدا كرده و به او يادآوري كنيد. اين مسئله ضروري است كه او احساس كند در مقابل شما يك انسان كامل است. هيچ موقع او را خرد نكنيد حتي به شوخي! مسئله اي منحصر بفردي كه تا كنون هيچ كس به او نگفته است را پيدا كرده و به خاطر آن ستايشش كنيد.

7- هنگاميكه در جايي هستيد كه نمي توانيد آشكارا ابراز علاقه كنيد، به او نگاه كرده و لبخند گرمي نثارش كنيد. دست هايش را هميشه در دست بگيريد و تا آنجاييكه مي توانيد نزديكش باشيد. زمانيكه افراد ديگري هم اطراف شما هستند، مي توانيد بوسه اي بر پيشاني و يا دستش بزنيد تا هم در انظار از او قدرداني كرده باشيد و هم به نوعي عشق و محبت خود را به او ابراز نموده باشيد. مثل يك نجيب زاده با او برخورد كنيد. هميشه درها را برايش باز كنيد، شايد بعضي ها بگويند كه اين كارها قديمي شده است، اما اين امر نشاني از احترام است و ادب و احترام هم چيزي نيست كه رنگ كهنگي به خود بگيرد. اين امر به عنوان نوعي نزاكت عمومي قلمداد مي شود. لازم به ذكر است كه اين كار را نبايد فقط به مجامع عمومي محدود كنيد. در مواقعي كه خودتان دو نفر هم هستيد، هميشه اجازه دهيد او اول وارد شود، چرا كه او يك "خانم" است. در خريد خانه به او كمك كنيد. در خريد لباس همراهي اش كنيد، اين كار سبب مي شود يك ايده از لباس هايي كه او دوست دارد هم بگيريد. مطمئن باشيد كه اين تجربه بعدها به شما كمك خواهد كرد.

8- سعي كنيد به بهترين نحو با او صحبت كنيد. به حرف هايش گوش دهيد، منظورش را درك كنيد، در حين مكالمه با او ارتباط چشمي برقرار كنيد تا متوجه شود كه كل توجهتان را به او معطوف كرده ايد. به او اظهار علاقه كنيد و خودتان را مشتاق نشان دهيد. از سوي ديگر برخورد بازي با او داشته باشيد. اعتقادات، نظريات، و برنامه ريزي هاي خود را با او در ميان بگذاريد، مي توانيد او را از كليه ي مشكلات و مسائل خود با خبر كنيد. وقتيكه او مشكلات خود را با شما در ميان مي گذارد، سعي كنيد تا آنجا كه مي توانيد صحبت هايش را قطع نكنيد، نظريات مختلف در مورد راه حل هاي مختلف را با او در ميان بگذاريد، اما اگر خودش مسير ديگري را انتخاب كرد ايرادي به او نگيريد و باز هم او را همراهي كنيد.

9- در مورد او با دوستانتان خودتان و دوستان خودش با افتخار صحبت كنيد و نشان دهيد از اينكه با او هستيد به خود مي باليد. اين كار به وي‍ژه زمانيكه ارتباط در حال پيشروي به سمت جلوست اهميت بيشتري پيدا مي كند. او نياز دارد كه بداند شما دوستش مي داريد و دوستان و اطرافيان نيز از اين امر مطلع گردند.

10- زمانيكه در حال تعريف و تمجيد از او هستيد مستقيماً به چشم هايش نگاه كنيد.

11- رويدادهاي خاص مانند تولد، سالگردهاي مهم، روز عشاق، و غيره را به خاطر داشته باشيد و در عين حال توجه داشته باشيد كه شما بايد در تمام روزهاي سال علاقه خود را به او ابراز كنيد و اين روزها به عنوان سمبلي هستند كه شما علاقه و توجه خود را بيش از پيش به او نشان خواهيد داد.

12- لبخند بزنيد و احترام او را نگه داريد.

13- به ياد داشته باشيد: كار مهم است اما او هم به اندازه كار مهم است. هيچ موقع به دليل مشغله ي كاري اولويتهاي او را لغو نكنيد. همچنين در كارهاي خانه به او كمك كنيد، اگر مي بينيد كاري بايد تمام شود، بدون اينكه انتظار داشته باشيد خانم آنرا انجام دهد، خودتان انجامش دهيد.

14- از نظر جنسي او را تامين كنيد. هر زمان كه شرايط را مناسب ديديد، او را از احساسات خود با خبر نماييد؛ اما زمانيكه خانم مي گويد تمايل دارد تا وقت با كيفيت تر و خاص تري را در كنار شما بگذراند تصور نكنيد كه منظورش تختخواب است! معمولاً منظورش اين است كه مدت زماني را دو نفره با هم بگذرانيد، حال چه يك فيلم تماشا كنيد چه با اتومبيل در سطح شهر چرخ بزنيد.

15- به او بگوييد كه زيباست. "خوشگل" بودن و "جذاب" بودن جايگاههاي خاص خود را دارند اما زيبايي مقوله اي است كه مستقيماً روي قلب مي نشيند. البته بعضي وقت ها همسرتان ممكن است واقعاً خوشگل و جذاب شود پس تعلل نكنيد و به او بگوييد. نكته ي قابل توجه در اين زمينه اين است كه نبايد بيش از اندازه به او بگوييد كه با نمك و ملوس است! به هر حال او يك خانم است نه يك كودك خردسال. دقت كنيد و ببينيد كه كدام قسمت از ضمير او نياز به تقويت بيشتري دارد و روي همان منطقه تمركز كنيد.

16- به جاي اينكه دائماً در مورد ظاهر او صحبت كنيد كمي هم به باطنش علاقه نشان دهيد. سعي كنيد گاه و بي گاه به خصوصياتي كه در اعماق وجودش نهفته است، بپردازيد. ببينيد از چه استعدادهاي خاصي برخوردار است. خلاق است يا شوخ و خوش مشرب؟ در مورد طرز فكرش پيرامون زندگي سوال كنيد، آيا با او موافق هستيد؟ به او بگوييد كه چه احساسي داريد؛ خانم ها حس مهم تلقي شدن را دوست مي دارند.

 

17- اگر كاري انجام داده ايد كه موجبات ناراحتي او فراهم آمده است، پيش از شروع هرگونه بحثي، عذرخواهي كنيد. بعداً مي توانيد در مورد كاري كه انجام داده ايد توضيح داده و دلايل خود را بيان نماييد. به آرامي صحبت كنيد و حرفهاي خود را كاملاً صادقانه بيان نمايد. خانم ها در تشخيص صداقت مهارت خاصي دارند. زمانيكه يك چنين برخوردي را از جانب شما مشاهده كنند، از دعوا صرفنظر كرده و موضوع را به طور كلي فراموش مي كند.

18- بايد علاقه او به تفريحاتي كه ممكن است شما در آنها شركت نداشته باشيد را بپذيريد.

19- او را با يك وعده شام رمانتيك، ماساژ‍ در جكوزي هاي آب گرم، و يا قرار ملاقات آخر هفته در پاتوق مورد علاقه غافلگير كنيد. تمام برنامه ريزي ها را خودتان انجام دهيد و فقط او را با خودتان ببريد. هميشه همه ي تصميم گيري ها را به عهده ي او نگذاريد.

20- نسبت به دوستان، همكاران و اطرافيان مذكر او بدون هيچ دليل خاصي حسادت نورزيد؛ چراكه مطمئن باشيد او تمام مدت در مورد شما صحبت مي كند. آنها مي دانند كه شما او را تصاحب كرده ايد.

21- با دوستان، همكاران، و خانواده خود در مورد او صحبت كنيد و به آنها بگوييد كه خانمتان چقدر دوست داشتني است. اين امر سبب مي شود كه او احساس خوبي پيدا كند حتي اگر اين كار را در مقابل خودش هم انجام ندهيد او خودش متوجه مي شود؛ خانها در اين زمينه قدرت درك بالايي دارند. همچنين صحبت كردن به اين قشنگي باعث مي شود كه شما زودتر يكديگر را ملاقات كنيد و از اين ملاقاتها فقط اخبار خوش به گوش خواهد رسيد.

22- هميشه مطمئن شويد كه او را عزيز و خاص مي شماريد. چراكه وقتي شما تنهاي تنها هستيد و هيچ تكيه گاهي نداريد، تنها اوست كه در كنارتان مي ايستد.

23- به خاطر داشته باشيد كه او يك "زن" است و ممكن است افكارش در مورد چيزهايي كه مي خواهد هر روز تغيير پيدا كند. به خاطر اين مسئله از دست او عصباني نشويد. اصلاً به خاطر اين مسئله بايد عاشق او شويد چراكه او خانم است اين مسئله در مورد خانم ها كاملاً طبيعي است.

24- از تعريف و تمجيد دست برنداريد. شما نميتوانيد در ابتداي رابطه خودتان را مرد روياهاي او جا بزنيد اما همين كه ارتباط شما شكل گرفت دست از خوشرويي و جنتلمن بازي برداريد و بي توجه شويد! اين كار درستي نيست و احساسات بدي را در خانم ايجاد مي كند چراكه او با اين كار احساس ميكند خودش كاري را نادرست انجام داده كه شما احساس قبلي خود را نسبت به او از دست داده ايد. همچنين اين امكان نيز وجود دارد كه با خوش بگويد كه چقدر حماقت به خرج داده كه شما را از روز اول همانطوري كه بوده ايد، نشناخته است. اگر مي خواهيد علاقه اش نسبت به ما هميشه همچنان پابرجا بماند، بايد هميشه همانطور كه روز اول خودتان را نشان داده ايد، باقي بمانيد. گذشت زمان مهم نيست، و مهم نيست كه چقدر شما با او احساس راحتي مي كنيد، خانم ها به مرداني گرايش پيدا مي كنند كه توانايي آنرا داشته باشند كه براي تمام طول عمر خود عاشق باقي بمانند. بنابراين خودتان را بي علاقه نشان ندهيد و كاري نكنيد احساس كند شما مطمئن هستيد كه او را براي هميشه در اختيار داريد.

25- فضا را رمانتيك كرده و با او عشقبازي كنيد. به هر حال اين وظيفه ي مرد است كه يك چنين كاري را انجام دهد. نظر او را به سمت خود جلب كنيد. بايد در ارتباط قدري عشق و فضاي رمانتيك هم وجود داشت باشد. نه هر روز اما هر چند وقت يكبار لازم است. همه كارها و برنامه ريزي ها را خودتان را انجام دهيد. خانم ها دوست دارند كه شما آنها را جايي دعوت كنيد. انتظار نداشته باشيد كه پس از آن اتفاق خاصي بيفتد. به هر حال اگر شيوه ي صحيح بازي را ياد بگيريد 9 بار اول كه شما شروع كننده باشيد، بار دهم خانم خودش اين كار را انجام خواهد داد. توجه داشته باشيد كه اگر سالگرد خاصي است كه شما بايد يك برنامه ايده آل ترتيب دهيد. بدانيد كه هزينه اي كه شما براي انتخاب يك هديه انتخاب مي كنيد او را خوشحال نخواهد كرد. بلكه احساسي كه در آن هديه وجود دارد او را خرسند مي كند. يك كارت با دست نوشته هاي خودتان، به همراه يك شاخه گل رز و جعبه اي كه در آن پر از شكلات هاي مورد علاقه اوست بيش از هر چيز ديگري خوشحالش مي كند. اگر مي خواهيد قدري بيشتر خرج كنيد فكر نمي كنم يك گردنبد و يا يك جفت گوشواره هزينه اي بيش از 100 هزار تومان در بر داشته باشد. اين نشان مي دهد كه شما چقدر برايش اهميت قائل هستيد و واقعاً ارزش زيادي برايتان دارد. هيچ گاه از او نپرسيد كه دوست دارد چه هديه اي برايش بخريد. خانم ها عاشق هديه گرفتن هستند حتي مي توانيد يك چيز دست ساز به او بدهيد تا او هم تا آخر عمرش آن را فراموش نكند.

26- اگر مي خواهيد در هنگام ارتباط جنسي بيشترين لذت را ببريد، تمام مراحل را در نظر گرفته و پله پله جلو برويد. اگر مي بيند كه خانم حرفي نمي زند به خاطر اين است كه احساس مي كند اين چيزي است كه شما مي خواهيد. حتي اگر قبلاً هم اين كار را انجام داده ايد، باز هم براي رسيدن به نقطه ي مورد نظر كليه گامهاي نخستين را انجام دهيد و هرگز فراموش نكنيد كه او عاشق پيشنوازي است.

27- به هر حال به خاطر داشته باشيد كه زن ها موجودات حساسي هستند. حتي سرسخت ترين خانم ها در تمناي عشق و دلداگي است. فكر كنيد و احساسات خود را به طرق مختلف بروز دهيد. هيچ چيز مثل يك نوشته عاشقانه كار نمي كند. مرد باشيد! خانم ها دوست دارند كه احساس كنيد شما آنها را مي خواهيد و از بودن با آنها لذت مي بريد.

28- هنگام مشاجره و دعوا فكر نكنيد كه اگر حرف آخر را شما بزنيد، برنده مي شويد. اين كار سبب مي شود كه شما يك فرد كم اطلاع و خودخواه جلوه كنيد. خيلي آرام دليل كارتان را توضيح دهيد و به او زمان بدهيد تا پاسخ دهد. بي حرمتي نكنيد كه به طور اتوماتيك بازنده ميدان خواهيد بود.

29- برنامه كه ريخته ايد را بدون هيچ دليل قانع كنده اي برهم نزنيد. در صورتي هم كه مشكلي پيش آمد و مجبور بوديد برنامه اي را به هم بزنيد حتماً با او تماس بگيريد و به يك پيامك كوتاه اكتفا نكنيد.

30- هميشه از او حمايت كنيد و مطمئن شويد كه كليه ي نيازهايش برآورده مي شوند. علاوه بر خانه، ماشين، وسايل برقي، خوراك، پوشاك، بهداشت و ساير مورد او همچنان نياز دارد بداند كه شما "او" و "فقط او" را دوست مي داريد. همين امروز با هديه اي كه تا آخر عمرش از آن محافظت خواهد كرد، شگفت زده اش كنيد – بله قلب خود را به او هديه بدهيد.

نكات

- قول هايي كه به او داده ايد را با بهانه هاي واهي زير پا نگذاريد.

- او را تحقير نكرده، خردش نكنيد و با او بدرفتاري ننماييد.

- در همه حال حامي او باشيد.

- در كارهايي كه مي خواهد انجام دهد به او كمك كنيد چه او به شما كمك كند چه نكند! به خاطر داشته باشيد كه شما فرد خودخواهي نيستيد و از طرف مقابل هم يك چنين انتظاري را نداريد. زمانيكه شما هر چه در توان داريد براي او در طبق اخلاص بگذاريد، او هم همين كار را انجام خواهد داد.

- به ظاهر خود برسيد و به سر و وضعتان اهميت بدهيد.

- زمانيكه خانم تغييري در چهره ي خود مي دهد و زيبا مي شود، به او بگوييد كه زيبا شده.

- در همه حال كاري كنيد كه احساس كند منحصر بفرد است.

- اگر ارتباط شما مداوم است او را براي چند روز به جايي ببريد كه واقعاً خاص است و چند روزي را با يك زندگي عاشقانه در كنار يكديگر سپري كنيد. اگر هم در ابتداي ارتباط هستيد ترتيب يك شام رمانتيك را بدهيد.

- اگر چيزي را مي بيند كه احساس مي كنيد او از ديدن آن خوشحال مي شود، آنرا برايش خريداري نماييد. منتظر موقعيت خاصي نباشيد.

- تا زمانيكه چيزي شما را آزار نداده، انتقاد نكنيد. سعي كنيد جهت مثبت همه چيز را ببينيد.

- در زمان برقراري رابطه جنسي، پيش نوازي را فراموش نكنيد. بهترين جاي اين ارتباط براي خيلي از خانم ها همين پيشنوازي است و اين امر سبب ايجاد صميميت بيشتر در ميان شما مي شود.

- اجازه دهيد خانم بداند از اين كه با او در ارتباط هستيد چه احساسي داريد. نشان دهيد كه در دنيا دلتان نمي خواهد با هيچ كس ديگري جز او باشيد و اگر احساس مي كنيد كه با بيان اين حرف، دروغ گفته ايد، پس بدانيد كه واقعاً عاشق او نيستيد.

- هميشه به او بگوييد كه برايتان مهم است، خاص است، و زيبا است.

- برايش شعر بنويسيد زيرا شعر به راحتي مي تواند عميقترين احساسات يك نفر را به تصوير بكشد و اگر او ببيند كه شما شعري را در وصف او سروده ايد به احساسات شما نسبت به خودش پي مي برد و واقعاً از اين كار لذت مي برد.

هشدار

- احترام گذاشتن به خانمها يك قضيه است و زير سوال بردن ارزش و اعتبار فردي مسئله اي ديگر. سعي كنيد در عين حال كه به او احترام مي گذاريد ارزش هاي فردي خود را نيز حفظ كنيد. كسيكه براي خود و ارزش هاي شخصي اش ارزش قائل مي شود مي تواند براي يك خانم خيلي جذاب تر باشد.

- در تعريف و تمجيد از او مبالغه نكنيد و هميشه حقيقت را ببينيد. در غير اينصورت او تصور مي كند كه همه حرف هاي شما دروغين، جعلي و ساختگي هستند و شما فرد متظاهر و خودنمايي هستيد. همچنين به او بي توجهي نكنيد چراكه خود به خود جذب كسي مي شود كه بيشتر از شما به او بها مي دهد. خانم ها نياز دارند كه شما همواره آنها را بخواهيد و طلب كنيد.

- بعضي از آقايون از قيمت بالاي حلقه هاي ازدواج شكايت مي كنند؛ اما به خاطر داشته باشيد اين نشان عشق شماست، چيزي است كه خانم تا آخر عمر خود آن را نگه مي دارد، اين مهمترين زيور آلاتي است كه او گرفته و با افتخار بدست مي اندازد. او مي خواهد در تمام طول عمر در مورد آن با دوستانش صحبت كند. ما نمي گوييم كه يك حلقه 5 ميليون توماني بخريد اما براي انتخاب وقت بگذاريد و از ديگران به وي‍ژه دوستانش مشورت بخواهيد، چراكه تمام خانم ها در مورد آرزوهايشان با دوستان خود صحبت مي كنند. با اتكا به اين روش مي توانيد يك انتخاب خاص داشته باشيد.

- به خاطر داشته باشيد كه همه خانم ها مثل هم نبوده و با هم فرق دارند. هيچ موقع به او نگوييد: "من برايت گل آوردم، همه خانم ها گل دوست دارند" و يا "بايد چيزي را كه برايت خريدم دوست داشته باشي، خيلي گران است"

- هيچ موقع قولي كه نمي توانيد به آن عمل كنيد را ندهيد. ممكن است تنها به همين خاطر او را از دست بدهيد.

- زمانيكه ناراحت است به او اهميت بدهيد و سريعاً دليل غم و غصه اش را جويا شويد.

- اخطار: خانم ها دوست دارند مثل يك خانم با آنها برخورد شود. نمي خواهند كه شما احساس كنيد آنها را بي چون و چرا براي مابقي عمر خود در اختيار داريد. اگر دوستش داريد به او بگوييد، به او نشان دهيد، هر روز و هر ساعت او را در آغوش بگيريد. اگر اين كار را انجام ندهيد مطمئن باشيد كه او را از دست خواهيد داد او در نهايت تعجب و با چشماني اشكبار از شما دور مي شود و مي رود تا مردي را پيدا كند كه احساس زن بودن را در وجودش آشكار نمايد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

حكايت بهلول و شيخ جنيد بغداد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۰
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

آورده‌اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي (هستي)؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد مي‌كني؟ عرض كرد آري.. بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول «بسم‌الله» مي‌گويم و از پيش خود مي‌خورم و لقمه كوچك برمي‌دارم، به طرف راست دهان مي‌گذارم و آهسته مي‌جوم و به ديگران نظر نمي‌كنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نمي‌شوم و هر لقمه كه مي‌خورم «بسم‌الله» مي‌گويم و در اول و آخر دست مي‌شويم.. بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو مي‌خواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نمي‌داني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام  خوردن خود را نمي‌داند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول پرسيد چگونه سخن مي‌گويي؟ عرض كرد سخن به قدر مي‌گويم و بي‌حساب نمي‌گويم و به قدر فهم مستمعان مي‌گويم و خلق را به خدا و رسول دعوت مي‌كنم و چندان سخن نمي‌گويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت مي‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمي‌داني.. پس برخاست و دامن بر شيخ افشاند و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نمي‌دانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد. بهلول گفت از من چه مي‌خواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمي‌داني، آيا آداب خوابيدن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول فرمود چگونه مي‌خوابي؟ عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب مي‌شوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليه‌السلام) رسيده بود بيان كرد. بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نمي‌داني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نمي‌دانم، تو قربه‌الي‌الله مرا بياموز.  بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم. بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود. جنيد گفت جزاك الله خيراً! و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اين‌ها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايالات متحده فعاليت مشاوران پليس در افغانستان را محدود كرد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

يكي ديگر از مشاوران سابق سي.آي.

مشاوران آمريكايي غيرنظامي پليس ملي افغانستان، همواره به عنوان عامل اصلي موفقيت هاي اين نيروي انتظامي در مقابله با طالبان مطرح بوده اند. اما گفته مي شود كه محدوديت هاي اخير، منجر به بي اثرشدن همه تلاش هاي آنان مي گردد

اي كه به دليل اينكه همچنان پروژه محرمانه دولتي دارد نخواست نامش فاش شود، با تاييد نظر برنستن مي گويد كه بيشتر وقت اش به نشستن صرف در پايگاه، تناول پنج وعده غذا، و تماشاي دي.وي.دي مي گذرد.

او مي افزايد: "براي اخذ مجوز بايد اين و آن را ببيني، و كلي كاغذ بازي كني كه دو روز طول مي كشد. با توجه به وقت و برنامه، انجام اين كار اصلا صرف ندارد."

براي كسب توضيحاتي در اين خصوص، دسترسي به سخنگويي از وزارت دفاع ميسر نشد.

پليس افغانستان متشكل از نيروي ٤۵ هزار نفري قوي، در معرض اتهامات فساد و ناكارآمدي است. در سال ٢٠٠۷ (١٣٨٦) ايالات متحده ٢ ميليارد و ۵٠٠ ميليون دلار صرف آموزش اين نيروي انتظامي كرد، و برنامه عقيم آلمان ها در اين خصوص را به دست گرفت.

بنا به گزارش سال گذشته گوردون لوبولد نويسنده كريسشين ساينس مانيتور "فساد همچنان چالش اصلي باقي مانده است. به گونه اي كه بعضي ها معتقدند از تلاش براي آموزش نيروها نيز، همانند برنامه هاي گسترده پيشين هيچ دستاوردي حاصل نخواهد شد."

اين خبرنگار همچنين مي نويسد: "فساد اداري و فساد غيراداري به شدت نهادينه شده است. شايد يك افسر آمريكايي بين فرماهده پليسي كه به خاطر افراد تحت رهبري اش اقدام به دزدي مي نمايد، با فرمانده ديگري كه براي طالبان خبرچيني مي كند، تمايز قائل شود. اما همه انواع فساد در اينجا رايج، و غير قابل تحمل است."

همچنين در مصاحبه اي اختصاصي با واشنگتن پريزم، يكي از افسران "ايساف" كه بازوي امنيتي سازمان ناتو در افغانستان است در اين رابطه گفت:" يكي از بزرگترين مشكلات موجود در افقانستان محدوديت هايي است كه كشورهاي موتلفه بر اساس قوانين داخلي خود بر سربازان و پرسنل نظامي تحميل مي كنند. اين سردرگمي بين المللي بيش از هر مورد ديگر از پيشرفت در مبارزه با طالبان جلوگيري كرده است"

اين افسر ارشد كه به تازگي از افغانستان بازگشته اما بدلايل امنيتي با شرط عدم نشر هويت خود با واشنگتن پريزم گفتگو كرد در ادامه گفت:" در طول هفت سال گذشته اكثر نظاميان و مشاوران نظامي بدون توجه به اينگونه محدوديت ها ماموريت خود را انجام مي دادند. اما با تغيير حكومت در واشنگتن و عدم اطمينان اين گروه به كارداني حامد كرزاي، مقامات ارشد آمريكايي بر تحميل اين محدوديت ها پافشاري مي نمايند."

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

روسيه در دوره مدودوف ،

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۹
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

روسيه در حال حاضر نه مانند چين مدل توسعه اقتصادي است و نه داراي قدرت نرم (ايدئولوژيك ) است. در حالي كه به مانند اروپا نيز نمي تواند مدلي براي همگرايي باشد. تنها موردي كه غرب علاقمند به همكاري با روسيه است همكاري در مورد تسليحات هسته‌اي است كه امكان ناديده گرفتن روسيه وجود ندارد.. در پاسخ به اين رويكرد روسيه گاهي از طريق موازنه سخت ، گاهي از طريق موازنه نرم و برخي مواقع از طريق برقراري تعامل در صدد افزايش قدرت چانه زني است. در يك سال اخير جنگ گرجستان ، بحران مالي جهاني و انتخاب اوباما سه اتفاقي هستند كه نقطه عطفي در روابط روسيه و غرب محسوب مي شوند. بحران گرجستان را مي‌توان نقطه اوج بحران در روابط روسيه و غرب دانست و نه نقطه آغاز آن. به همين دليل از اين به بعد بايد شاهد كاهش تنش در روابط دو طرف باشيم. بحران مالي نيزشرايط مناسبي را براي تعامل ميان روسيه و غرب ايجاد كرده است. هر چند با كاهش درآمد نفتي اين كشور و مشكلات اقتصادي موجود در روسيه امكان بي‌ثباتي سياسي افزايش يافته است. با اين وجود شرايط بحران مالي جهاني مي تواند به نرم‌تر شدن روابط روسيه و غرب كمك كند. انتخاب باراك اوباما نيز با توجه به اينكه سياست خارجي دولت جديد بر روي مسائل افغانستان و خاورميانه متمركز است، شرايط مناسبي براي افزايش تعامل ميان دو طرف به وجود آورده است. براي اينكه امريكا بتواند مسائل خود را در منطقه حل و فصل كند، به همكاري قدرت‌هاي بزرگ مانند روسيه نيازمند است. واشنگتن نمي تواند همزمان در دو مسير پيش برود؛ هم روند يك جانبه‌گرايي گذشته را به پيش ببرد و هم مسائل خود را در خاورميانه حل نمايد. به همين دليل اوباما نياز دارد مقدار زيادي ارتباط خود با قدرت‌هايي چون روسيه، كشورهاي اروپايي و ساير قدرت‌هاي بزرگ را بازسازي كند. بروز نشانه‌هايي در آمريكا مبني بر احتمال كنار گذاشته شدن طرح سپر موشكي در واقع حاكي از اين نياز آمريكاست. به طور متقابل نيز انصراف روسيه از استقرار موشك‌هاي اسكندر در كالنين‌گراد و پيشنهاد روسيه مبني بر انتقال تجهيزات مورد نياز ناتو در افغانستان از طريق روسيه، شرايط را براي تعامل ميان دو طرف افزايش داده است. چنانچه آمريكا طرح سپر موشكي را كنار بگذارد در واقع مهمترين مانع در روابط دو كشور برطرف خواهد شد. اين موضوع امكان معامله واشنگتن و مسكو در مورد بحث هسته‌اي ايران را نيز افزايش خواهد داد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

غرب» كجاست؟ «شرق» كدام است؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۸
مهدي
نظرات (0)
فرض بر آن بود كه «شرق» هم همچون «غرب» در اين مسير به همان «نقطه شكوفايي» خواهد رسيد؛ و سپس جريان ديگري كه پس از جنگ جهاني دوم آغاز شد و واكنشي شديد و ضد‌استعماري بود كه عموماً آن را در نوشته‌هاي امه سزر و فرانتس فانون بازشناخته‌اند و آن ارائه تصويري سراسر منفي از «غرب» كه بايد «شرق» را در برابرش قرار داد و با «بازگشت به ريشه‌ها» از موقعيت‌هاي تصنعي و بحران‌آميزي كه غرب براي جهان غير غربي به وجود آورده است، نجات يافت. نام ديگري كه اين حركت داشت نيز «جهان‌سوم‌گرايي» (tiers-mondisme) بود. البته كنش‌ها و واكنش‌هاي فكري پس از اين دوران نيز با حركت موسوم به «ضد‌ جهان‌سوم‌گرايي» (anti-tier-mondisme) و سرانجام «نقد استعماري پسا‌مدرن» ادامه يافت كه ما در اينجا قصد ورود به آنها را نداريم.
بحث اصلي سعيد و اسد در آن بود كه «شرق» ابداعي از «غرب» است و در واقع در فرآيند توسعه فرهنگ اروپايي در طول قرون شانزده تا نوزده بوده است كه فرهنگ و تمدن جديد صنعتي و سرمايه‌داري به وجود‌آمده در گروهي از كشورهاي اروپاي غربي با دو نقطه اوج انقلاب صنعتي و انقلاب‌هاي سياسي بورژوايي و تشكيل دولت‌هاي ملي، را به تمام جهان تعميم داده و همين ابداع سبب آن شده است كه براي هويت‌يابي «غرب» و تاكيد بر برتري و مدل قرار گرفتن آن، همه كشورها و فرهنگ‌هاي غير‌غربي با عنوان عمومي «شرق» ناميده شوند، در حالي كه اغلب اين فرهنگ‌ها نه ربطي به يكديگر داشته‌اند و نه شباهتي با يكديگر. در واقع واژه‌هايي همچون «شرق»، «جهان سوم» و حتي امروز «كشورهاي در حال توسعه» نقش سازوكارها و مقوله‌هاي تقليل‌دهنده انديشه و تحليل را ايفا مي‌كرده‌اند كه مصرف اصلي آنها براي ساده‌كردن كار سياستمداراني بوده است كه بتوانند براي همه آنها برنامه‌هاي عمومي و سياست‌هاي يكساني را تدوين و به بهاي بسيار سنگيني كه امروز با آن آشنا هستيم به اجرا در بياورند.
در اين ميان، بسياري از متخصصان علوم اجتماعي و تاريخ‌دانان نيز به تدريج از دهه 1980 وارد بحث شدند و مفاهيم جديدي را به ميان كشيدند، از جمله اينكه همان اندازه كه «شرق» ابداع «غرب» بوده است، «غرب» را نيز بايد نوعي ابداع «شرق» به حساب آورد. در واقع همان‌گونه كه «غرب» خود را مركز عالم تصور كرده و بنابراين جهان را بنا بر موقعيت‌هاي جغرافيايي هر كجا نسبت به خود نام‌گذاري مي‌كرده است، با ورود استعماري به كشورهاي غير غربي، «شرقي»‌ها هم نه فقط خود را به تدريح به مثابه «شرقي» به رسميت شناختند، بلكه «غربي»‌ها را هم در تصور خود يكي گرفتند. مثال معروف در اين زمينه فانون و سزر هستند كه به جاي نفي مفهوم «سياه» بودن، اين مفهوم را از شكل منفي به شكل مثبت درآورده و در «سياه‌بودگي» يك مفهوم به رسميت شناخته شده فرهنگي ساختند. و بدين‌ترتيب هر چند نژاد ارزش خود را به عنوان يك مفهوم بيولوژيك از دست داد، اما بدل به مفهومي فرهنگي و داراي مولفه‌هاي مشخصي شد. به همين ترتيب نيز در حوزه استعمار به طور عام، «شرقي»‌ها هم به تدريج نه فقط در ابداع «شرق» به صورت فعال شركت كردند، بلكه از آن نيز پيش‌تر رفتند و «غرب» خود را نيز ساختند.
ابداع «غرب» نيز همچون ابداع شرق بر اساس موقعيت‌هاي ذهني و مادي كساني كه در اين ابداع دست داشتند به صورت‌هاي مختلف انجام مي‌گرفت: گروهي از كشورها و شخصيت‌هاي «شرقي» كه تمايلات ضد‌استعماري يا دعوي چنين تمايلاتي داشتند و بر آن بودند كه هر چه بر سر «شرق» آمده را به دليل سود‌جويي «غرب» بدانند، هر چه بيشتر «غرب» را «شيطاني» كردند و آن را مركز همه اشكال و نمونه‌هاي موجود يا در نطفه فساد و جنايت و بي‌رحمي و شقاوت و بي‌عاطفه بودن و بي‌احساسي و بي‌تفاوتي و ناهنجاري‌ها قمداد كردند و اگر در واقعيت مشاهده مي‌شد و يا عنوان مي‌شد كه چرا چنين مردمي كه هيچ بوئي از سلامت اخلاقي و هنجارمندي اجتماعي و خانواده و رحم و مروت نبرده‌اند، داراي نظام‌هاي اجتماعي چنين سامان يافته‌اي هستند و با شهروندان‌شان چنان با عزت و احترام رفتار مي‌كنند كه همگان در جهان به دنبال راه يافتن به آنها و جا خوش كردن در سرزمين‌شان هستند، پاسخ روشني داده نمي‌شد و يا اين مسائل را تبليغات و انحراف افكار عمومي اعلام مي‌كردند. و اين در حالي بود كه همين كشورها و شخصيت‌ها خود نمي‌توانستند و نمي‌توانند هر روز با ارائه و نمايش محصولات فرهنگي «غرب» (اعم از فيلم و كتاب و روزنامه و مقاله و غيره) سخنان خود را نفي نكرده و حتي در سطوح تصميم‌گيري براي مثال در نظام‌هاي دانشگاهي، ارتقا اساتيد خود را وابسته به پذيرش نوشته‌هاي آنها به وسيله همان «غربي»‌هاي فاسد و شرور نكنند.
اما در مقابل اين گروه، گروه دوم، كشورها و شخصيت‌هايي بودند كه شيفته «غرب» به حساب مي‌آمدند؛ كساني كه از ابتداي قرن بيستم، براي نمونه در كشور خود ما، هر چيزي را كه بو و رنگي از «غرب» خيالين آنها داشت و از جمله ساده‌ترين چيزها يعني لباس و سرو وضع ظاهري را نشانه «تمدن» مي‌دانستند و بر آن بودند كه ولو به زور و به ضرب كتك و شكنجه و ديكتاتوري مردم را «آدم» كنند و به آنها بقبولانند كه داشتن سرو وضع «غربي» شعور آنها را هم بالا مي‌برد و بايد مثل «غربي»‌ها استدلال كنند و مثل آنها غذا بخورند و مثل آنها راه بروند و خلاصه هر چه مي‌توانند خود را بيشتر به آنها شبيه كنند و اين كار بي‌شك آنها را در قافله تمدن به سرعت به پيش خواهد راند. گروهي حتي تا به جايي پيش رفتند كه هر گونه ديكتاتوري و زور‌گويي در گذشته (از جمله در كشور خود ما در دو دوره ديكتاتوري پهلوي) را به حساب «درد لازم» براي «زايش مدرنيته» پنداشتند. و وقتي با واكنش گسترده مردم در انقلابي كه تمام آن «مدرنيته» را به دور ريخت روبرو شدند، باز هم به سراغ نظريه هميشه حاضر و آماده توطئه رفتند تا همه چيز را از طريق آن توجيه كنند.
پرسش ما اكنون اين است: از كدام «غرب» سخن مي‌گوئيم و آن را «كعبه» آمال‌مان مي‌شماريم؟ يا آن را مركز فساد و منشاء همه بدي‌ها مي‌شماريم؟ و يا كدام «شرق» را به مثابه گذشته‌اي طلايي مي‌ستائيم؟ و يا مسبب مشكلات امروز و آتي‌مان مي‌دانيم؟ نه «غربي» در كار است و نه «شرقي» و يا بهتر بگوئيم اينها تنها به مثابه مقوله‌هاي جغرافيايي مطرح بوده‌اند (هر شرقي غرب شرق ديگري است و هر غربي، شرق غرب ديگري) كه بدل به مقوله هاي سياسي بارگزاري شده در نظام‌هاي نمادين و شناختي زبان شده و از اين راه توانسته‌اند به گروهي از استدلال‌ها دامن بزنند كه در نهايت و از لحاظ نظري كاملاً قابل نفي هستند اما در عمل مي‌توانند به كنش‌هايي واقعي؛ نظير دشمني و نفرت و يا دوستي و ائتلاف، دامن بزنند.
واقعيت تاريخي چيز ديگري است: فرهنگ‌هاي انساني در مجموعه‌هايي بسيار متنوع و با ريشه گرفتن يا از حوزه‌هاي تمدني محدود (لااقل شش حوزه متفاوت در بين‌النهرين و مصر و هند و چين و آمريكاي مركزي و جنوبي) و يا از صدها هزار حوزه كوچك فرهنگي و نه لزوماً تمدني (در مفهوم شهرنشينانه آن) آغاز و هزاران سال است فرآيندي از نفوذپذيري و نفوذگزاري بر يكديگر و ايجاد اشكال تلفيقي را آغاز كرده‌اند. «غرب»ي كه به آن در قرن شانزده يا هفده اشاره مي‌شود و به‌زودي با يافته‌هاي فناورانه و نظري و سياسي خود جهان را فتح مي‌كند، خود حاصلي از هزاران سال تمدن و انديشه يوناني- رومي، اسلامي، مسيحي و يهودايي است كه تا قرن پانزده همگي در پهنه‌اش، حضوري فعال داشتند. و «شرق»ي كه بدين سادگي آن را در مقوله‌اي كلي قرار مي‌دهند، شامل ميلياردها انسان مي‌شود كه ميليون‌ها انديشه و مهارت و فناوري و دانش بومي و قابليت‌هاي بي حد و حصري را در همه حوزه‌ها از هنر و فلسفه گرفته تا صنعت و سازمان اجتماعي در خود نهفته دارند و امروز اروپا و جهان غربي در تلاش آن است كه با خارج شدن از كليشه‌هاي قديمي قرن نوزدهمي بار ديگر آنها را كشف كند.
تلقي مجموعه‌هاي بزرگ انساني به مقوله‌هاي قابل دستكاري چون «غرب» و «شرق» در نهايت سودي جز تقليل انديشه ندارد و اگر اين كار در دوره‌هايي از حركت و انديشه سياسي براي شكل دادن به جنبش‌ها و به كار انداختن پويايي جامعه لازم و ضروري بوده است تداوم بخشيدن به اين شيوه از انديشه در شرايطي كه ديگر هيچ‌كس آن را نه در «شرق» و نه در «غرب» نمي‌پذيرد، جز كساني كه تمايل به تداوم بخشيدن به سلطه‌هاي پسا استعماري خود دارند و كساني كه مايلند از اين سلطه‌ها براي اقدامات آمرانه خويش سود ببرند، كاري عبث و بي‌معنا است. بر عكس بازگشت به فرهنگ انساني در همه اشكال متنوع آن و جستجو براي يافتن هويت و معنا در زندگي در حوزه‌هايي بسيار گسترده‌تر و ژرف‌تر از حوزه سياسي همچون حوزه دين و معنويت هاي جديد، حوزه مشاركت و فعاليت‌هاي دگردوستانه اجتماعي و مدني، حوزه انديشه‌هاي ژرف فلسفي و علمي و شناخت خود و ديگري، ... راه‌هايي هستند كه انسان امروز در پيش‌روي خود دارد تا بتواند كه مدل‌هاي هراسناك و مخربي كه قرن نوزده برايش به ارمغان آوردند و جز مصيبت و نگون‌بختي برايش ثمري نداشته است، نجات يايد. كابوس «غرب» و «شرق» روزي بايد به پايان برسند و بتوانند ما را به واقعيت وجودي انسان و به هدف يا اهدافي كه وجود، مي‌تواند در خود داشته باشد، سوق دهند. اين امر بي‌شك كار ساده‌اي نيست، اما شايد تنها راه براي گريز از جهاني باشد كه مصلحت‌جويي در آن همواره تمايل بدان دارد كه استفاده از مقوله‌هاي تقليل دهنده انديشه را تنها راه كاربردي شدن زندگي و مديريت با هم زيستن انسان‌ها، قلمداد كند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دكتر ولي نصر : شيعيان اكثريت خاموش خاورميانه هستند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۷
مهدي
نظرات (0)
در مورد درگيري شيعه و سني نيز، همين امر مصداق دارد. هريك از دوطرف مدعي هستند كه نماينده اسلام واقعي مي باشند. راه اين دو خيلي زود، در اوائل تاريخ اسلام و بر سر مسائل مذهبي از يكديگر جدا شد و شيعيان نبرد كنترل بر اسلام را باختند. اما وقتي برگ هاي تاريخ را با سرعت ورق بزنيم و به خاورميانه امروز برسيم، اين مسئله مهم مي شود. چراكه اينك در منطقه عدم تعادل بافت جمعيتي و قدرت وجود دارد. به طوري كه شايد بتوان گفت شيعيان اينك ۵٠ درصد جمعيت آن منطقه را تشكيل مي دهند. اما كسي حتي نمي دانست كه آنان وجود دارند. - گفتيد ۵٠ درصد؟ ولي نصر: آنها به آساني مي توانند تا ۵٠ درصد باشند. -: معمولا افراد اين رقم را چيزي نزديك به ٢٠ درصد مي دانند، اين طور نيست؟ ولي نصر: اين ميزان خيلي پايين است. اما واقعيت اين است كه ما نمي دانيم اين ارقام صحيح هستند يا نيستند. چراكه كسي به ارقام توجهي ندارد. اما مي توانيم حدس بزنيم آنها ٣٠،٤٠ درصد باشند. ولي برخي تعدادشان را از ۵٠ درصد نيز بيشتر مي دانند. بنابراين ميزان نسبتا زياد تا نيمي از جمعيت منطقه بين هندوستان و لبنان را، شيعيان تشكيل مي دهند. اما ما هرگز تصور نمي كرديم آنها در خارج از ايران نيز وجود داشته باشند. بنابراين اين موضوع واقعا مطرح مي شود كه بين قدرت و بافت جمعيتي، و همچنين بين تقسيم ثروت و بافت جمعيتي تعادل وجود ندارد. -: منظورتان اينست كه شيعيان تا همين اواخر كه در عراق بر سر كار آمدند، تنها در ايران قدرت داشته اند؟ ولي نصر: دقيقا! به عبارت ديگر چه در كشورهايي مانند كويت، عربستان سعودي و افغانستان كه شيعيان در آنها در اقليت قرار دارند، و چه در كشورهايي مانند بحرين، عراق كه اكثريت با آنهاست، و چه در كشوري چون لبنان كه جامعه بزرگي از شيعيان در آن زندگي مي كنند، قدرت آنها با ميزان جمعيتشان تناسبي ندارد. تنها استثنائي كه من در خاورميانه سراغ دارم عمان است كه يك درصد جمعيتش را شيعيان تشكيل مي دهند، اما چهار وزير شيعه از جمله يك زن، در دولت آن كشور مشغول به كار هستند. حتي اگر به لبنان نگاه كنيم گرچه آمار دقيق نداريم، اما مي بينيم كه بزرگترين جامعه آن كشور را شيعيان تشكيل مي دهند. ولي هيچ مقام اجرايي مهمي را در اختيار ندارند. از نظر مالي نيز به ويژه در سال هاي رونق اقتصادي، دولت اين كشور هرگز به طور واقعي سهمي به شيعيان نداد. بنابراين در حقيقت مشكل اينست كه خاورميانه در پس ظاهر عرب گرايي، بعث گرايي، غير مذهبي بودن و حتي ظاهر بنيادگرايي اسلامي، يك تقسيم بندي عمده در خود دارد كه تنها عقيدتي نيست، بلكه به طبقاتي بودن و قدرت نيز مربوط است. - وقتي من با اعراب و اغلب سني هاي عرب در اين مورد گفتگو مي كنم، آنها مي پرسند چرا مي خواهيد در باره شيعه و سني حرف بزنيد؟ ما در گذشته هرگز در اين باره حرف نمي زديم، و اين مسئله تنها به سبب عراق مطرح، و باعث فرقه گرايي و انشقاق در جهان عرب شده است. ما پيش از اين با خوبي و خوشي زندگي مي كرديم. در عراق دهه ۱٩۵٠ (۱٣٣٠) خانواده هاي شيعه اي مانند علوي ها زندگي مي كردند، كه ثروتمندترين خانواده هاي اين كشور بودند. اين تنش هاي بين شيعه و سني چيزي جديدست. نظر شما در اين مورد چيست؟ ولي نصر: تا حدي حق با آنهاست. اما عراق بدترين مثالي است كه مي توان براي نشان دادن اين عدم تعادل در خاورميانه، به آن استناد كرد. نمونه هاي بد ديگر نيز وجود دارند. اما مثلا اگر عربستان سعودي را در نظر بگيريم، ۱۵ درصد و يا شايد بيش از اين مقدار از جمعيتش را شيعيان تشكيل مي دهند. آنها درست روي زمينهاي نفت خيز زندگي مي كنند، اما هيچ فايده اي از اين منبع به ايشان نمي رسد. در دولت اين كشور نيز، هيچ عضو شيعه اي وجود ندارد. تنها موردي از يك شيعه داراي مقام، سفير اين كشور در ايران در دهه ۱٩۸٠ (۱٣٦٠) بود. حتي استانداران مناطق شيعه نشين نيز سني، و اغلب متعصبي هستند كه با ديدگاه سني كردن شيعيان به آن مناطق مي روند. اما همانگونه كه گفتم عراق ابدا مثال خوبي نيست. چراكه كساني كه مي گويند در عراق مشكلي نبود، به عراق پيش از ۱٩٩۱ (۱٣٧٠) مي انديشند. تا آن سال اگر شيعيان ادعايي براي احراز مقام هاي بالاي دولتي نداشتند، مي توانستند پيشرفت كنند. لذا با وجودي كه دولت سني بود، براي آنها هم امكان پيشرفت وجود داشت. اما از ۱٩٩۱ (۱٣٧٠) چيزي در عراق شكست، و شكست ارتش صدام در كويت منجر به قيامي توده اي در جنوب اين كشور گرديد. موضوع خيلي فرقه اي شد. منظورم اينست كه روي لوله تانك هايي كه براي سركوبي به جنوب اين كشور فرستاده شدند، عبارت " شيعه ديگر نه" نوشته شده بود. عكس هاي اين تانك ها موجود است. از آن پس، رفتار با شيعيان واقعا وحشيانه شد. به طوري كه در جنوب اين كشور بيش ٣٠٠ هزار شيعه كشته شدند، كه (بعدا) جنازه هايشان در گورهاي دسته جمعي پيدا شد. - بنابراين آيا نبرد صدام در جنوب عراق در واقع اعلان جنگ بر عليه شيعيان، و نه مبارزه با شورش، بود؟ ولي نصر: همينطور است. لذا دليل شورش هرچه بود، خيلي سريع حالت فرقه گرايانه به خود گرفت و شيعيان به صرف شيعه بودنشان مورد رفتاري وحشيانه قرار گرفتند. شيعياني هم كه جزيي از رژيم، بعثي، و از طبقه متوسط بودند، اين قدرت را نداشتند كه از شيعيان جنوب محافظت كنند و در واقع از جامعه شيعيان جدا افتادند. بنابراين رهبري جامعه شيعيان به دست اين آيت الله ها از قبيل حكيم ها، صدرها، و سيستاني ها افتاد كه اينك رو آمده اند. بله ايالات متحده به سبب در هم شكستن رژيم گذشته و گشودن راه بازتاب ميزان جمعيت در سياست، براي تسهيل جابه جايي قدرت مسئوليت دارد. اما اين ساده لوحانه خواهد بود، كه بينديشيم صدر يا سيستاني نمي دانستند كه شيعه هستند. - اما اين خود پرسشي بزرگتر به وجود مي آورد. آيا شيعيان و به ويژه بخش خارج از عراق به خاطر اينكه خود را شيعه مي دانند، احساس سلب مالكيت دارند؟ به عبارت ديگر آيا شيعيان فكر مي كنند، كه تنها شيعيان ديگر مي توانند نمايندگي آنها را به عهده داشته باشند؟ يعني آيا به صرف اينكه تمام سني هاي معمولي عرب رأي نمي دهند، تمامي دولت هاي سني كه مدعي نمايندگي آنها هستند نيز، نماينده آنها محسوب نمي شوند؟ در خارج از بحرين و معدودي جاهاي ديگر كسي رأي نمي دهد. آيا احساس شيعيان اينست كه در موقعيت هاي سياسي تنها شيعيان ديگر مي توانند نمايندگي آنها را به عهده داشته باشند؟ ولي نصر: به نكته خيلي جالبي اشاره كرديد.اين حقيقت دارد كه در واقع هيچكس رأي نمي دهد، اما در همان حالت نيز برابري وجود دارد. مثلا درست است كه صدام با سني هاي عراق نيز رفتاري وحشيانه داشت، اما سني بودن آنها سبب اين برخورد نبود. بلكه دليل اين بود كه برخي از سني ها نيز به صورت انفرادي با دولت درگيري پيدا مي كردند. اما سركوبي شيعيان به ويژه بين سال هاي ۱٩٩۱ تا ٢٠٠٣ (۱٣٧٠ تا ۱٣۸٢)، بيشتر سازمان يافته بود. در صورتي كه اينگونه اقدامات براي سني ها با طرح و نقشه انجام نمي شد. - آيا فكر مي كنيد به جز عراق مثلا در عربستان سعودي نيز شيعيان به صرف شيعه بودن به صورت سازمان يافته سركوب مي شوند، و يا اينكه در اين كشور به طور كلي كسي رأي نمي دهد و خانواده حاكم كشور را مي گرداند؟ ولي نصر: در عربستان سعودي بله، چراكه مذهب وهابيگري شيعيان را مرتد و بدعت گذار تلقي مي كند. حتي در هنگام شكل گيري اين كشور نيز، سركوب شيعيان يكي از اصولي بود كه خاندان سعودي حول محورش جمع مي شدند. لذا اين مشكل هميشه وجود داشته است. حتي اخيرا نيز برخي از روحانيون سعودي گفته اند كه چگونه اين كشور يك پادشاهي اسلامي است، و در عين حال مي توان در آن شيعه به دنيا آمد و شيعه از دنيا رفت. به عبارت ديگر حتي همين اندك ميزان تسامح در اين كشور نيز، مشكل سازست. اما در ساير كشورهاي منطقه مانند لبنان، كويت و غيره، شيعيان همواره مي خواستند احساس تعلق كنند. اين مسئله شبيه تاريخ يهوديت در اروپا مي باشد. چراكه يهوديان نيز مي انديشيدند كه اگر آلماني و يا فرانسوي خوبي باشند، مورد پذيرش قرار مي گيرند. به همين ترتيب شيعيان لبنان و تمام كشورهاي ديگر نيز، مي خواستند مشاركت داشته باشند و احساس تعلق كنند. اما طرد و تعصب (از جانب سني ها)، هميشه مانعي در راه اين خواسته بوده است. حالا تقريبا مانند زماني شده كه كاملا آشكار گشت كه در نهايت يك افسر يهودي با همتاي فرانسوي خود مساوي نيست، و يهوديت پس از دادگاه دريفوس به تدريج هويتي صهيونيستي را گسترش داد. قدري از مشابه چنين گسترشي زماني در بين شيعيان ديده شد، كه حزب الله و امل از ملي گرايي عربي كنار كشيدند. چرا كه در نهايت ملي گرايي عربي به رغم عرب بودن، به آنان جاي مانوري نمي داد. جاي مانور داشتن يعني اين كه بتوان هويت خود را پذيرفت. لذا اين تنشي است كه در منطقه وجود دارد. (بنابراين) گروه هايي مانند حزب الله، حكيم، و يا صدر در عراق، نمي گويند كه به عرب بودن و يا كشور خود وفادار نيستند. بلكه حرفشان اين است كه خواستار تعريفي از ملي گرايي هستند، كه فراگير باشد. اگر ملي گرايي عربي فراگير نباشد، آن گاه همان چيزي رخ مي دهد كه براي يهوديان اتفاق افتاد. يعني همان كاري كه تئودور هرزل با ايده كشور يهودي و ملي گرايي يهودي كرد. حزب الله آشكارا مي گويد كه به تمامي مسائل عربي وفادارست و مي خواهد مسئله فلسطين را حل كند. (پس) آنها براي مسائل عربي همه كار انجام مي دهند، ولي از سازمان هاي سني پيروي نمي كنند. - ولي شما گفته ايد كه هنوز عراق به اوج بدي خود نرسيده است. چه رخدادي است كه ممكنست (بدتر از آنچه اتفاق مي افتد) در آن كشور پيش بيايد؟ ولي نصر: در عراق اصطكاكي وجود دارد، كه حل نشده باقي مانده است. ولي مانند ايرلند شمالي، راه حل سياسي نيز براي آن وجود ندارد. ايالات متحده تنها اين دو طرف را از هم جدا نگه مي دارد. اما سرانجام اين اصطكاك خود را نشان خواهد داد. -: اما آيا هم اينك شاهد پاكسازي هاي فرقه اي فزاينده در عراق نيستيم؟ منظورم اينست كه بغداد به نحوي رو به افزايش به مناطق سني و شيعه نشين تقسيم نمي شود؟ سني ها از مناطق شيعه نشين به مثلث محل اقامت هم كيش هاي خود مي گريزند. شيعيان نيز در بخش هاي سني نشين همين روش را در پيش گرفته، و به مناطق شيعه نشين فرار مي كنند. منظورم اينست كه آيا آنها خودشان اين جدايي منطقه اي را ايجاد نكرده اند، كه به نوعي به ثبات توازن قدرت مي انجامد؟ ولي نصر: وقتي اين روند كامل شود، گفته شما درست است. در عين حال مثلا در موصل نيز اصطكاك ديگري بين كردها و سني ها به وجود خواهد آمد، كه هنوز آغاز نشده است. اما حق با شماست و زماني كه تكليف اين شهرهاي مختلط روشن شود، ديگر چيز زيادي نخواهد بود كه شيعيان و سني ها بخواهند به خاطر آن با هم مبارزه كنند. منظورم اينست كه گرچه ممكنست سرانجام وضعيتي مانند هند و پاكستان هم به وجود بيايد كه سال ها مسئله انتقام كشي و جنگ و جدل در ميان باشد، اما در حقيقت در الانبار چيز دندان گيري براي شيعيان وجود ندارد. منطقه داراي نفت هم به حدي در جنوب واقع شده كه سني ها نمي توانند براي ادعاهاي نفتي، برخورد نظامي به وجود بياورند. اما روند رسيدن به جايي كه پاكسازي ها در بغداد و ساير شهرها كامل شده باشد، هنوز راهي دراز و مملو از خشونت است. يعني يا سال ها وضعيت به شكل فعلي ادامه مي يابد، و يا با كنار كشيدن آمريكا از بين اين دو، انفجاري بزرگ رخ خواهد داد. -: اما آيا آن زمان به نوعي جاافتادگي سياسي نياز نيست، كه گفته شود هيچيك از طرفين ادعايي در قبال طرف مقابل ندارد؟ درآمد نفت را تقسيم كنند و به اين ترتيب دولت مركزي -ولو دولتي ضعيف-، سازمان پيدا كند. اين قسمت ها را همان طور كه خودتان گفتيد مي توان با ايرلند شمالي مقايسه كرد، كه به نظر مي رسد راه حل سياسي خيلي دور از دسترس است. چراكه هنوز هم بين طرفين ديوار بلندي از بي اعتمادي وجود دارد. ولي نصر: در عين حال چهارچوب كاري نيز براي آن وجود ندارد. بنابراين تنها راه ادامه و حركت به جلو، فشار آوردن به نوري المالكي است كه بي طرفانه به صلح دست يابد. اما چنين چيزي هرگز پيش نيامده است، كه يكي از طرفين مخاصمه داوطلبانه طرح صلح ارائه كند. در عين حال هيچ معلوم نيست كه دولت مالكي و شيعيان، كسي را در طرف سني براي مذاكره پيدا كنند. اما حتي اگر بعثي كردن و چيزهايي كه سني ها مي خواهند به كاهش شورش ها بينجامد را هم در ملاحظات بگنجانيم ، در حال حاضر هيچ چهارچوب منطقه اي براي همكاري با آمريكا براي فشار آوردن از آن دست كه در ايرلند شاهدش بوديم، وجود ندارد. فشاري كه دو طرف را سر ميز (مذاكره) بنشاند، و به آنها بگويد مي توان با هم كنار آمد و به دستاوردهاي خوبي رسيد. چرا كه همانطور كه مي دانيد سعودي ها، اردني ها و ايرانيان هريك به طرف هاي خود خواهند گفت كه از آنها چه توقعي دارند.-منظورتان از طرف هاي خود افرادي در عراقست كه حامي فرستادن سلاح به...؟ ولي نصر: دقيقا، منظورم اين است كه اين دو طرف به ما اعتماد ندارند. اما هر يك از آنها در خاورميانه طرف هاي مورد اعتمادي دارند. شورشيان معتقدند كه در جهان عرب از ريشه اي عميق و راهبردي برخودارند كه نه تنها ممكنست مالي باشد، بلكه از آنها حمايت هاي سياسي كند، و مهمتر اين كه ممكنست از پشتيباني سياسي و عمومي (كل) جهان عرب هم برخوردار باشند. آنها از عراق بزرگترند و وزنه قدرت جهان عرب پشت سرشان است. (در مقابل) شيعيان به ايران به عنوان حامي اصلي و محافظت كننده مي نگرند. در نهايت ايالات متحده نيز هرگز براي ايجاد چهارچوب روابط اعتماد آميز، از اهرم نفوذ استفاده نكرده است. منظورم اين است كه .... -: كه ما حتي با ايران گفتگو نمي كنيم؟ ولي نصر: نه اين كل مشكل است. واضح است كه در خلال سال هايي كه سفير خليل زاد كوشيد كه خودش اين كار را انجام دهد، دو گام (تنها) در يك مسير و در يك جامعه برداشت. او ديگري را در حالي از دست داد، كه هيچ راهي وجود نداشت كه ايالات متحده بتواند واقعا سني ها را وادار به مصالحه كند. و اين يك ضرورت است كه مصالحه بايد دو جانبه باشد. بنابراين اقدام وي احمقانه بود. از ديگر سو كاملا آشكارست كه آمريكا هيچ سرمايه گذاري واقعي سياسي و يا ديپلماتيك در عراق ندارد. چراكه ما تنها سرمايه گذاري نظامي داريم. اما دستورالعمل ما براي عراق اينست كه دولت اين كشور -كه به سبب قانون اساسي از لحاظ بافت، ضعيف است-، به يكباره ناچار است مانند يك دولت قوي عمل كند. در حالي كه به واقع مي توان گفت كه چنين چيزي رخ نخواهد داد، و از بيرون نيز كمكي براي چهارچوبي مانند ايرلند شمالي وجود ندارد. -: بنابراين با نگاه به روش كنوني ايالات متحده تصور مي شود تأثيرات نظامي قيام ها صرفنظر از اينكه به نتيجه برسند يا نرسند، در اساس به ثبات سياسي گسترده تر و بلند مدت مربوط خواهد بود. براي دست يابي درست به چنين ثباتي، بايد دستورالعملي سياسي براي همسايه ها داشت، و آنها را واداركرد يا از ايشان خواست بر طرف هاي خود در داخل عراق فشار بياورند؟ ولي نصر: دقيقا، به عبارت ديگر بهترين كاري كه ايالات متحده مي تواند در حال حاضر انجام دهد، اين است كه به نوعي دو طرف را از هم جدا نگه دارد. تصور اينست كه چنين كاري به راه حلي سياسي منجر خواهد شد، كه خود را بسط و گسترش مي دهد. اما معلوم نيست كه چنين چيزي حتما به وقوع بپيوندد. چراكه ما تاكنون درباره هيچيك از درگيري هايي كه با آنها مواجه بوده ايم و از جمله درگيري اعراب و اسرائيل، چنين برداشتي نداشته ايم. برداشت ما هميشه اين بوده كه اگر آتش بسي بين اسرائيل و فلسطيني ها اعلام مي شود، بايد بلافاصله با روشي سياسي دنبال شود. حالا اگر اين روش موفق بشود يا نشود، داستان ديگري است. همين روش در باره ايرلند شمالي، شبه جزيره بالكان و سريلانكا نيز، اتخاذ شده است. اما در عراق يك جورهايي فكر كرده ايم كه اين مقوله ضرورتي ندارد. - شما با مقامات دولتي صحبت، و با رئيس جمهور ديدار كرده ايد. آيا احساستان اينست كه آنها واقعا بر روش نظامي تأكيد و تمركز دارند، و لا زمست بيشتر به روش هاي سياسي بپردازند؟ ولي نصر: فكر مي كنم دست كم نتايج به دست آمده نشانگر آنست كه تمامي كوشش ها صرف راه حل نظامي شده است، كه از نظر من راهي ضعيف مي باشد. چراكه ما سرانجام در موقعيتي قرار داده شده ايم كه ايجاب مي كند نظاميان در خارج از بغداد نباشند. (اما) بدون يك را حل سياسي به سرانجام رساندن كار براي ژنرال پترائوس، اقدامي بسيار مشكلست. چراكه بايد در خارج از بغداد بدنبال سپاه مهدي وارد جنوب شود، و در عين حال در پي شورش ها به غرب برود. -: به عبارت ديگر اين راهبرد كه بغداد را با ثبات كرد و سپس براي حل مشكل از آن خارج شد، با اين معضل مواجه مي شود كه به نيروهاي نظامي هرچه بيشتري نياز است تا ثبات را حفظ كرد و به خارج از بغداد نيز گسترش داد. ولي نصر: مشكل ديگري هم هست. چراكه نه تنها تعداد اين نيروها حائز اهميت است (حالا بماند كه آيا ما مي توانيم چنين وضعيتي را حفظ كنيم يا نه، و آيا از صبوري كامل براي انجام آن برخوردار هستيم يا نيستيم)، بلكه اين مسئله هم مطرح مي باشد كه چنين راهبردي بدون داشتن پيامدهاي سياسي، مانند اينست كه با فرو كردن انگشت در سوراخ سد، جلوي جريان شديد آب را بگيريم. به عبارت ديگر ما مي توانيم مادامي كه روش نظامي را در پيش گرفته ايم، عراق را آرام نگه داريم. اما از آنجا كه سرانجام بايد انگشت خود را از سوراخ درآوريم، دوباره سر همين نقطه اي برمي گرديم كه اينك در آنجا قرار داريم. يعني حقيقت بنيادين در مورد عراق اينست اين كشور درهم ريخته است، چون توافقي سياسي در آن وجود ندارد. - برخي مي گويند ببينيد شيعيان اداره اين كشور را به عهده خواهند داشت. آنها در واقع قدرت، دولت مركزي و نفت كشور (به استثناي بخش كردنشين) را، به ارث برده اند. بنابراين رفتارشان بايد مانند كنگره ملي آفريقا در كشور آفريقاي جنوبي پس از سقوط سياست جدايي نژادي باشد. يعني بايد راهي براي وارد كردن سني ها در اداره امور بيابند. بله درست است كه سني ها از روش هاي خشونت آميز استفاده مي كنند، اما در نهايت مسئله اينست كه آنها بازنده و شيعيان برنده شده اند. بنابراين اين شيعيان هستند كه بايد چهارچوبي ايجاد كنند، و آنها را به درون بياورند. شما با اين نظريه مخالفيد، چرا؟ ولي نصر: يكي اينكه به نظر نمي رسد سني ها متوجه اين نكته شده باشند. به عبارت ديگر ما با شورشي قوي، خوب سازمان يافته، و داراي حامي قدرتمند، مواجهيم. كاملا آشكارست كه شيعيان از نظر سياسي برنده شده اند، اما هنوز برنده دولت نشده اند. بنابراين تا هنگامي كه برنده شدن آنها كاملا روشن نشود، از اعتمادي كه كنگره ملي آفريقا در آفريقاي جنوبي داشت، برخوردار نخواهند بود. منظورم اينست كه شيعيان به درست يا به غلط، بر اين باورند كه همه رشته ها پنبه خواهد شد. به عبارت ديگر در آستانه دروازه ها شورشيان پرقدرت ايستاده اند، و ايالات متحده نيز در حال حاضر دودل است. چراكه روش نخست اين كشور هوادار شيعه-هوادار كرد، و يا دست كم متهم به اين روش بود. اما حالا اين روش تغيير كرده است. (چراكه) وقتي خيزش آغاز شد در واقع هدف اصلي سپاه مهدي، و نه شورشيان، بودند. ايالات متحده مي كوشد پشتيبان اصلي شيعيان در شكل ايران را، از سر راه بردارد. (بنابراين درست است كه) قوي ترين ارتش در عراق است، اما اين ارتش الزاما هميشه به قدرت شيعيان در عراق و يا دولت فعلي متعهد نبوده است. لذا شيعيان با دلهره عمل مي كنند. چراكه وقتي در ماه فوريه (بهمن) بمب گذاري سامره رخ داد، آنها به وضوح فهميدند كه شورشيان پيام بازنده شدن خود را، در نيافته اند. من فكر مي كنم حق با آنهاست. فكر مي كنم اگر منهم جاي شورشيان بودم مي انديشيدم كه هرچه كارهاي بدتري كردم، بيشتر آمريكا را به كرنش واداشتم. چراكه آنها بين آمريكا و شيعيان متحدش را به هم زده اند، توانسته اند به نوعي شيعيان را به جنگ داخلي تحريك كنند، و دست كم اكثر اين شورشيان از حمايت جهان عرب برخوردارند. آمريكا نيز براي مهار آنها هيچ فشاري به جهان عرب وارد نمي كند. منظورم دقيقا اينست كه با توجه به جميع اين شرايط، آيا شورشيان واقعا بر سر ميز مذاكره خواهند نشست؟ بخشي از مشكل اصلي نيز اينست كه آمريكا و شيعيان روي سياستمداران سني تمركز كرده اند، كه معلوم شده كاري از دستشان برنمي آيد. -: اما هم آمريكا و هم دولت شيعه هيچوقت براي مذاكره با شورشيان و افرادي كه در واقع شورش ها را سازمان مي دهند، تمايل چنداني نشان نداده اند. چراكه به نظر من خيلي روشن است كه اينها همان بعثي هاي سابق مي باشند. اينها تيمسارهاي ارتش صدام هستند. دست كم تاريخ اين را نشان داده كه اگر با سازمان دهندگان شورش گفتگو نشود، نمي توان خشونت ها را متوقف كرد. ولي نصر: حق با شماست. -: نمي توان با واسطه ها سياسي مفروضي گفتگو كرد، كه داراي هيچ قدرتي نيستند. ولي نصر: نه گفته شما درست نيست. من فكر مي كنم بخشي به خاطر اينست كه ايالات متحده در زماني كه دست بالا را داشت، با شورشيان مذاكره نكرد. حالا به نظر مي رسد كه هم در واشنگتن و هم در عراق، چنين گفتگويي نشانه ضعف تلقي مي شود. بنابراين مفهوم اقدامي اينگونه و بدون نشان دادن يك ضرب شست محكم نظامي به شورشيان، به منزله پيروزي براي آنان خواهد بود. -: به نظر مي رسد كه وضعيت موجود حالتي بدون برد است. ولي نصر: دقيقا!-: منظورم اينست كه اين وضعيت مانند اينست كه انسان قدمي در يك مسير بردارد، و اين قدم سبب مشكلي در سمت چپ شود. سپس گامي در مسيري ديگر بردارد، و اين گام سبب مشكلي در سمت راست گردد. فكر مي كنيد براي آمريكا راه خروجي از عراق باقي مانده، و يا اينكه در اين كشور گير افتاده است؟ ولي نصر: فكر مي كنم در حال حاضر به شدت در عراق گير افتاده است. البته اين گير افتادن الزاما در همان سطوح نظامي، و يا تعهداتش نيست. چراكه نداشتن يك دولت كارا بخشي از اين مشكل محسوب مي شود. همان وضعيت بدون برد كه شما اشاره كرديد، عدم تعهد به تغيير قوانين بازي با بازي در بيرون از صحنه، و ايجاد يك اتحاد منطقه اي كه برخي از هزينه ها و فشارهاي روي ايالات متحده را كاهش دهد، سبب مي شود كه ما هنوز نتوانيم عراق را در شرايط فعلي حاكم بر آن، ترك كنيم . چراكه مجهولات زيادي وجود دارد. مثلا ما با ايرانيان و شيعيان مصالحه نمي كنيم. اين در حالي است كه ممكنست اين كار به سرعت سبب با ثبات شدن عراق شود. اما اگر ايران از اين برهه قوي تر از پيش بيرون بيايد، براي ما نوعي ديگر از شكستي راهبردي محسوب مي شود. مسئله ديگر اينست كه در بخش سني نشين غرب عراق، چه كسي در رأس كار قرار خواهد گرفت. منظورم اينست كه بدون ترديد اقدامات در اين منطقه داراي ايدئولوژي بنيادگرا و ظرفيت نظامي، در محدوده محل خود باقي نمي ماند. بلكه به صورت تهديد براي همان مردمي درخواهد آمد كه در اردن، عربستان سعودي و ساير جاها از آن پشتيباني كردند. به علاوه ما حتي نمي دانيم در مورد مسئله ترك ها با شمال عراق، چه روشي در پيش بگيريم. در عين حال اين چالش نيز هنوز وجود دارد، كه ممكنست عراق با بحران هويت روبرو شود. منظورم اينست كه ممكنست از وضعيت موجود يك فاجعه بزرگ بشري، هرج و مرج سياسي، و يا رژيمي ديكتاتور منش و مستبد بدر آيد، كه هيچكدام براي ما خوب نيست. در عين حال اين وضعيت تنها به عراق خلاصه نمي شود و سرانجام در زماني، ايالات متحده ناچار خواهد بود در عراق يا بخشي ديگر از خاورميانه هزينه چنين چيزي را بپردازد.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بازي ظريف ديپلماسي ‌اوباما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

روزنامه وال استريت ژورنال هم در شماره دوم فوريه خود نوشت: در ماه‌هاي اخير ارتباط ايران و آمريكا بيشتر شده است. در ماه نوامبر، روساي 6 دانشگاه آمريكايي به‌منظور آشنايي با مراكز علمي، از تهران بازديد كردند. ديويد اسكورتن، رئيس دانشگاه كرنل گفت: وقتي ايران را ترك كرديم ‏به آنها قول داديم كه تبادلات علمي را توسعه بدهيم.

خبرگزاري فرانسه هم در گزارشي نوشته بود كه رئيس‌جمهوري آمريكا از چندماه گذشته متخصصاني را براي برگزاري مذاكرات سطح بالا و در عين‌حال محدود با ايران به خدمت گرفته است.

به گزارش اين خبرگزاري جفري باوتول، مديرعامل شعبه آمريكايي گروه پاگواش، كه در سال 1995 برنده جايزه صلح نوبل شد، مدعي است كه كارشناسان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي طي ماه‌هاي اخير تماس‌هايي در سطوح بالا با مقام‌هاي ارشد ايراني داشته‌اند. باوتول همچنين مدعي شد كه ويليام پري، وزير دفاع سابق آمريكا كه در ستاد انتخاباتي اوباما فعاليت مي‌كرد، در برخي از اين نشست‌ها حضور داشت.

روزنامه لوموند فرانسه هم در اواخر ژانويه گذشته گزارش داد: دولت اوباما با مقاومت اسرائيل و كشورهاي ميانه روي عرب كه نگران امكان گفت‌وگو و شايد ‏سازش ايالات متحده با ايران هستند روبه‌روست. كشورهاي اروپايي نيز از دولت اوباما خواسته‌اند آنها را در ‏جريان اقدامات خود بگذارد و با آنها مشورت كند. روزنامه لس‌آنجلس تايمز نيز در شماره‌هاي اوايل فوريه خود نوشت: دولت اوباما مقاماتي را كه در دولت بوش تلاش مي‌كردند ايران را تحت فشار تحريم بگذارند، ابقا كرد و ‏اين نشانه‌اي از رويكرد اوباما براي نزديك شدن به جمهوري اسلامي است.‏ تيم اوباما وعده داده است كه وارد مذاكرات مستقيم با ايران خواهد شد. اوباما گفت كه مي‌خواهد براي ممانعت از به‌وجود آمدن ايران ‏اتمي هم از هويج بزرگ‌تر و هم از چماق بزرگ‌تر، استفاده كند. اين اظهارات نشان مي‌دهد كه اوباما با وجود پيشنهاد ‏مذاكره مستقيم، فشار آوردن به ايران را ادامه خواهد داد.‏ مقامات وزارت امور خارجه آمريكا گفته‌اند كه هدف دولت جديد ادامه كارهايي است كه نتيجه داده است و توقف اقداماتي ‏است كه بي‌نتيجه بوده است.‏

نشريه سان فرانسيسكو كرونيكل هم از آغاز رقص ظريف ديپلماسي جدي ميان ايران و دولت اوباما خبر داد و در مورد علت شروع مذاكرات نوشت: در حال حاضر اوباما مي‌خواهد پيش شرط تعليق غني‌سازي‌ براي شروع مذاكرات با ايران را حذف كند. اين موضع‌گيري جديد آمريكا برخي از اروپاييان را به اين ‏فكر واداشته كه ممكن است اوباما به اندازه كافي در قبال ايران سختگير نباشد.‌

اخبار رسمي درباره مذاكرات ايران و آمريكا

در كنار اخباري كه بيشتر به نقل از منابع نامشخص در نشريات غربي راجع به مذاكرات ايران و آمريكا به چاپ رسيده، علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم هم هنوز از در جريان بودن نامه‌اي سخن مي‌گويد كه نمايندگان كنگره آمريكا براي انجام مذاكره با ايران تحويل مجلس شوراي اسلامي داده‌اند. او خاطرنشان ساخت: مذاكرات برخي از نمايندگان با همتايان آمريكايي ‏تنها مي‌تواند نقش كاتاليزور را داشته باشد.

وي و وزير امور خارجه تلويحا آزادي 4 وابسته كنسولگري ايران در اربيل عراق را به‌عنوان اقدامي كه مي‌تواند نشانه‌اي از ‏تلاش رئيس‌جمهوري آمريكا براي رفع مشكلات موجود و ايجاد تغيير باشد مطرح كرد كه مي‌تواند نشان‌دهنده عقلانيت جديدي در منطقه براي ايجاد صلح باشد.‏

اين درحالي است كه رئيس‌جمهوري از شرايط ديگري سخن مي‌گويد كه عملي شدن آنها غيرممكن است. محمود احمدي‌نژاد از شرط دست برداشتن حمايت آمريكا از اسرائيل، عذرخواهي به خاطر 60 سال جنايت عليه ‏مردم ايران و پايان دادن به حضور نظامي خود در سراسر جهان براي آغاز مذاكرات ميان ايران و آمريكا سخن گفته است. اين شرايط درحالي مطرح مي‌شوند كه احمدي نژاد در مراسم 22بهمن از آمادگي ايران براي مذاكره با آمريكا در فضاي عادلانه و احترام متقابل سخن گفت. رئيس‌جمهوري همچنين در اين مراسم تاكيد كرده بود كه تغيير در آمريكا بايد بنيادين باشد نه تاكتيكي.

واكنش ساير مقامات رسمي ايران در برابر اخبار منتشره در نشريه‌هاي خارجي در مورد مذاكرات محرمانه ايران و آمريكا نيز قابل توجه است.

محسني اژه‌اي وزير اطلاعات تلاش كرد از‎ ‎‏اصطلاح بحث با آمريكا به جاي‎ ‎‏مذاكره با آمريكا استفاده كند.

در مجلس شوراي اسلامي هم علاءالدين بروجردي و حسين سبحاني نيا، رئيس و نايب رئيس دوم كميسيون امنيت ملي ‏و سياست خارجي در گفت‌وگو از مذاكرات محرمانه ايران و آمريكا اظهار بي‌اطلاعي كردند ولي آن را تكذيب ‏نكردند.‏‎ ‎

منوچهر متكي وزير خارجه دولت نهم هم در كنفرانس ‏داووس ضمن استقبال از مذاكره علني با آمريكا، اعلام كرد:‏‎ ‎‏اوباما صادق باشد تا واكنش خلاقانه تهران را ببيند.‏

موانع مذاكرات ايران و آمريكا

از نظر نشريه‌هاي غربي چند عامل پيچيده بر سر راه مذاكرات ايران و آمريكا قراردارد: يك عامل پيچيده اين است كه انتخابات رياست‌جمهوري ايران در خرداد ماه برگزار مي‌شود. مقامات آمريكايي منتظر نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري آينده ايران هستند. ‏آنها رئيس‌جمهور فعلي ايران را داراي رفتاري خصمانه در برابر غرب مي‌دانند. ‏يك پيچيدگي ديگر اين است كه آمريكا و 5 قدرت بزرگ جهان از ايران خواسته‌اند كه غني‌سازي‌ اورانيوم را ‏قبل از هر گفت‌وگويي درباره برنامه‌هاي اين كشور، متوقف كند. هر تغييري در اين برنامه، اعلان خطري است به متحدان ‏آمريكا.‏

دنيس راس، نماينده سابق آمريكا در خاورميانه كه پيش‌بيني مي‌شود نماينده دولت اوباما در رابطه با ايران هم باشد توصيه كرده ‏است كه گفت‌وگو‌هاي اوليه با ايران از طريق كانال‌هاي سري و به شكل مستقيم صورت بگيرد تا نه ‏تبليغي براي احمدي‌نژاد باشد و نه قدرت او را بيشتر كند و در عين حال مانع از گفت‌وگو‌ها در مورد مسائل اتمي نشود.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شانگهاي به جاي ناتو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۶
مهدي
نظرات (0)
دكتر بهرام اميراحمديان

اعلام آمادگي رئيس جمهور روسيه براي همكاري هاي گسترده با آمريكا در زمينه تامين امنيت در افغانستان، نشان دهنده تقويت سازمان شانگهاي است كه به دنبال درخواست دولت قرقيزستان از پارلمان اين كشور براي پايان دادن به حضور نيروهاي ناتو در هفته گذشته صورت گرفته و موجب اظهار تاسف مقامات آمريكايي شده است. اين اعلام موضع روسيه درست در زماني صورت مي گيرد كه آمريكا و ناتو در افغانستان با مشكلات فراواني روبرو هستند و از برقراري امنيت ناتوان شده اند. در حقيقت حيثيت ناتو و توانايي هاي اين سازمان در ماموريت هاي خارج از قلمرو جغرافيايي خود به شدت آسيب ديده و برنامه هاي آينده آن داير بر گسترش به سوي شرق با چالش مواجه شده است. روسيه به همين سبب در راستاي نشان دادن ناتواني آمريكا و ناتو در افغانستان و هشدار به آن ها در زمينه ناتواني در انجام ماموريت هاي محوله، پيشنهاد همكاري به آمريكا داده است.
در اواسط سال گذشته ميلادي و در پايان دوره رياست جمهوري آقاي پوتين نيز، روسيه همكاري با ناتو و تخصيص پايگاه براي ارسال محموله هاي غير نظامي به افغانستان با استفاده از فضاي روسيه را در دستور كار خود قرار داده بود، كه با بروز جنگ قفقاز و حمايت آمريكا از گرجستان و تاكيد بر عضويت گرجستان و اوكراين در ناتو، از اين اقدام صرف نظر كرد.
پس از اخراج نيروهاي آمريكايي از پايگاه خان آباد توسط دولت ازبكستان در سال 2005، پايگاه هوايي ماناس تنها محل استقرار نيروهاي غربي و ناتو و جاي پايي براي حضور آمريكا در عرصه ژئواستراتژيك آسياي مركزي بود. اين حضور مورد اعتراض قدرت بزرگ منطقه اي هم چون روسيه و قدرتي منطقه اي همچون ايران بود. به علاوه اين حضور نظامي غرب پارادوكسي براي كشورهاي عضو و كشورهاي ناظر سازمان شانگهاي در نظر گرفته مي شد.
پيشنهاد آمريكا و ناتو به ازبكستان براي حضور دوباره خود در قلمرو ازبكستان در آغاز سال 2009، واكنشي منفي در بين اعضاي شانگهاي رابه دنبال داشت. از طرف ديگر، زمين گير شدن ناتو در افغانستان و مشكلات پيش آمده براي لجستيك اين نيروها از سوي پاكستان، راه هاي تداركاتي غرب و ناتو به افغانستان را بيش از پيش محدود و مسدود كرده است.
در حال حاضر، اعلام آمادگي سازمان شانگهاي براي برگزاري كنفرانسي بين المللي در مورد امنيت افغانستان در آينده اي نزديك به پيشنهاد رئيس جمهور روسيه و به دنبال آن درخواست قرقيزستان از نيروهاي آمريكايي و ناتو براي خروج هرچه زودتر از پايگاه ماناس (كه موجب اعلام تاسف از سوي كاخ سفيد شده است) و تعطيلي اين پايگاه، مهمترين تحولات نظامي - استراتژيك منطقه به شمار مي رود.
سازمان شانگهاي در صورت همكاري هاي بيشتر ازبكستان به عنوان قدرتمندترين عضو خود در آسياي مركزي، و همكاري هاي قرقيزستان و هماهنگي هاي اين دو دولت با ديگر اعضاء بويژه روسيه و چين، مي تواند در ابتكار رئيس جمهور روسيه براي برگزاري كنفرانس بين المللي شانگهاي در مورد يافتن راه حلي منطقه اي براي امنيت افغانستان بسيار موثر باشد. سازمان شانگهاي بايد به اين باور برسد كه توانايي ايجاد ثبات و برقراري امنيت در منطقه را دارد. عضويت افغانستان در سازمان شانگهاتي ابتكاري ارزنده خواهد بود كه آمريكا بايد بدان بيانديشد.
ايالات متحده و نيروهاي ناتو مي توانند با تخصيص هزينه هاي نظامي به كارهاي بازسازي و عمراني و با استفاده از همكاري شانگهاي در عمليات بازسازي اقتصادي و ارائه كمك هاي مالي به افغانستان، خود را از گرفتاري ايجاد شده در افغانستان رها نمايند. در اين صورت اين سازمان توانايي آن را خواهد داشت كه افغانستان را به سوي ثبات هدايت كند. مردم افغانستان نيروهاي غربي و آمريكايي و سربازان ناتو را مهاجم و تجاوزگر مي دانند درحالي كه نسبت به نيروهاي شانگهاي حس ديگري خواهند داشت و در صورت ورود اين نيروها به عمليات ثبات و بازسازي مورد پذيرش قرار خواهند گرفت. به علاوه در صورت حضور نيروهاي مسلمان كشورهاي آسياي مركزي در ميان اين نيروها، اين اقدام كارايي بيشتري خواهد داشت. نبود دولت مركزي مقتدر در كابل، امنيت افغانستان را با چالش مواجه مي كند. كمك به برقراري دولتي مقتدر در كابل و ارائه كمك هاي بشردوستانه و انجام پروژه هاي عمراني با همكاري سازمان شانگهاي تنها راه حل باقي مانده براي ثبات در منطقه است. اين سازمان شانگهاي است كه با افغانستان همسايه است، نه آمريكا و ناتو



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ناتو در تدارك پيشروي به سمت قطب شمال

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۵
مهدي
نظرات (0)
"پاك شدن قطب شمال از يخ پس از چند سال مي‌تواند به رويارويي ميان كشورهايي منجر شود كه نسبت به لايه‌هاي نفتي مناطق قطبي ادعا‌ي مالكيت دارند. ناتو پس از آمريكا و روسيه از ضرورت ايجاد پايگاه‌هاي جديد در مناطق شمالي فدراسيون روسيه براي دفاع از منافع كشورهاي عضو اين پيمان صحبت كرده است. دبيركل اين سازمان اعلام كرده است كه هنوز زود است بحث از جنگ در قطب شمال مطرح شود. اما كارشناسان پيش بيني كرده‌اند كه تا آغاز جنگ واقعي براي ذخاير قطب شمال پنج سال باقي مانده است".
روزنامه‌ي وزگلياد - چاپ روسيه - طي گزارشي با استناد به سخنان اخير ياپ دو هوپ شفر دبيركل سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو)، در مورد ايجاد پايگاه‌هاي جديد اين سازمان در شمالي‌ترين بخش خاك روسيه و جويا شدن نظر كارشناسان در اين باره به تحليل اين سناريوي جديد پيمان نظامي ناتو براي گسترش هر چه بيش‌ترخود به سمت شرق و شمال اروپا پرداخته است.
در اين گزارش تحليلي مي‌خوانيم: شفر در ديدار با نظاميان در كنفرانسي در ايسلند اعلام كرد كه ناتو آماده است در جنگ به خاطر نفوذ در قطب شمال شركت كند. كارشناسان نيز بر اين باورند كه ذوب شدن يخ‌ها در قطب شمال بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت جهاني به شمار مي‌رود.
اين منطقه‌ي سرشار از ذخاير زيست محيطي به دليل گرمايش زمين احتمالا در سال‌هاي آينده از يخ پاك شود.
اين روزنامه مي‌افزايد: اگر پيش‌تر تخمين زده مي‌شد كه اين اتفاق زودتر از دهه‌ي 2020 نخواهد افتاد، حالا كارشناسان نظر خود را تغيير داده‌اند. به طور مشخص به گفته‌ي كارشناسان نظامي يكي از مراكز تحليلي لندن، راه به سوي شمال روسيه تا پيش از سال 2013 باز خواهد شد. وي مي‌گويد كه حضور تعداد زياد كشتي‌هاي جنگي كشورهاي مدعي مناطق مورد مناقشه مي‌تواند به ايجاد وضعيت سخت و تنش زايي منجر شود.
وزگلياد مي‌افزايد: نظاميان استراليا نيز با نظري مشابه اعلام كردند كه ذوب شدن‌ يخ‌هاي قطب شمال بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت جهاني است. در گزارش اين نظاميان آمده است "قطب شمال ذوب مي‌شود، در چشم انداز دور، اين رقابت در صورتي كه به روش صلح آميز حل نشود، به درگيري‌ نظامي تبديل خواهد شد". ناتو نيز به نوبه‌ي خود فرض مي‌كند كه هنوز نبايد انتظار داشت تنش‌ها در منطقه افزايش يابد. با اين وجود اين سازمان بايد در حالت آماده باش باشد. شفر در اين باره گفته است "انتظار درگيري‌ نظامي در قطب شمال آخرين فرصت است، اما حضور نظامي در آن‌ جا وجود خواهد داشت. برگزاري رزمايش مشترك ميان ناتو و روسيه در منطقه‌ي قطب شمال مفيد خواهد بود، زيرا در آينده با هم مي‌توانند با چالش‌هاي مشترك در شمال روسيه مبارزه كنند".
اين گزارش مي‌افزايد: در همين حال، دميتري مدودف رييس جمهور فدراسيون روسيه، در ديدار با وزراي خود به آژانس‌هاي ويژه‌ي روسيه وظيفه داد كار ساخت مجموعه‌هاي مشترك اداري - فني را در قطب شمال آغاز كنند. به ويژه اين كه رييس جمهور روسيه خاطر نشان كرد كه روسيه اين منطقه را پايگاه‌ استراتژيك ذخاير مي‌داند. مدودف گفت "تاكيد مي‌كنم كه جايگاه روسيه در جهان و ورود آن به اقتصاد جهان به ويژه در شرايط بحران مالي جهاني به دفاع از منافع و دارايي‌هايمان بستگي دارد".
در بخش پاياني اين گزارش مي‌خوانيم: واشنگتن در اواسط ژانويه استراتژي جديد امنيتي خود را در قطب شمال انتشار داد. بر اساس اين استراتژي، قطب شمال به منطقه‌ي منافع آمريكا تبديل مي‌شود و دولت جديد اين كشور بايد كار تقويت نفوذ آمريكا را در قطب شمال آغاز كرده و حضور ملي ناتو در اين كشور را براي دفاع از منافع خود و نشان دادن قدرت دريايي‌اش تضمين كند. آمريكا در منطقه‌ي قطب شمال منافع گسترده و بنياديني از لحاظ امنيت ملي دارد و آماده است يا به طور مستقل و يا با ديگر كشورها براي دفاع از اين منافع همكاري كند. اين منافع شامل دفاع ضد موشكي و استقرار سيستم‌هاي دريايي و هوايي براي عملكرد استراتژيك در هوا، حمله‌ي استراتژيك، حضور دريايي، عمليات دريايي در حوزه‌ي امنيتي و هم‌چنين تضمين آزادي كشتيراني و پرواز در حريم هوايي مي‌باشد.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سفر وزير دفاع ايران به روسيه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۵
مهدي
نظرات (0)
عغيفه عابدي

اين هفته سفر مصطفي محمد نجار وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران به مسكو در صدر اخبار رسانه هاي جهان قرار گرفت و تحليلگران با گرايش هاي مختلف با توجه به شرايط متحول نظام بين الملل به تحليل و بررسي پيامدهاي منطقه اي و بين المللي توسعه و تعميق روابط ايران و مسكو پرداختند.
در حالي كه كارشناسان غربي سعي دارند بحث تعامل مسكو و واشنگتن در مورد ارسال تجهيزات غير نظامي ناتو به افغانستان و بحث سپرموشكي آمريكا در اروپاي شرقي را به معامله كرملين و كاخ سفيد درباره برنامه هسته اي ايران مرتبط كنند. به اعتقاد ناظران بي طرف سفر وزير دفاع ايران به روسيه از اتفاقات مهم در روابط دوجانبه و منطقه اي ارزيابي مي شود ، كه در واقع در رد تحليل غربي ها از تعاملات جديد روسيه و آمريكاست.به باور تحليلگران علاوه بر قراردادهاي تسليحاتي در - حوزه هاي مهمي چون پرونده هسته اي ايران ، ارتقاء امنيت حوزه خزر و اشتراكات امنيتي در ارتباطات جاده اي ، ريلي و دريايي در مناطق حائل از مهمترين محورهاي روابط دفاعي و امنيتي دو كشور محسوب مي شود.
به گزارش شبكه خبري راشا تودي ، كنستانتين كوساچف ، رئيس كميته امور خارجي مجلس دوماي روسيه ضمن اعلام اين مطلب كه موضع روسيه در خصوص ايران در مذاكرات مسكو با واشنگتن وجه المصالحه نيست ، گفت : قطعا اين جزو گزينه هاي ما نيست كه از موضع خود در خصوص ايران عقب نشيني كنيم تا با امريكا بر سر كنار گذاشتن طرح سپر دفاع موشكي در شرق اروپا يا هر چيز ديگري به توافق برسيم.
در همين راستا خبرنگار اين شبكه در گزارش ديگري تاكيد مي كند : اصلا مذاكره ميان تهران و واشنگتن ممكن است ضرورت استقرار سامانه موشكي در شرق اروپا را از بين ببرد و متعاقب آن تنش در روابط مسكو و واشنگتن نيز كاهش يابد.
«محمد حسن» خبرنگار الجزيره در مسكو نيز ضمن انعكاس اخبار سفر وزير دفاع ايران به روسيه و خبردستيابي ايران به سامانه دفاع ضدهوايي «اس سيصد» گفت : در صورتي كه ايران به اين سامانه دفاع ضدهوايي دست پيدا كند، هر اقدام نظامي عليه اين كشور بسيار دشوارتر خواهد شد. اين موضوع مي تواند موضع ايران در مذاكرات آينده درباره پرونده هسته اي اين كشور را تقويت كند.
بدين ترتيب به نظر مي رسد علي رغم معادلات جديد در روابط كرملين و كاخ سفيد منافع منطقه اي ايران و روسيه مستلزم افزايش مناسبات دو جانبه است و به اعتقاد ناظران بين المللي اين چيزيست كه به خواست مشترك تهران و مسكو تبديل شده است. در عين حال كارشناسان سياسي بر اين باورند كه در شناخت رفتارهاي سياسي مسكو در شرايط جديد منطقه اي و بين المللي مي تواند به ارتقاء دستاوردهاي ايران از مناسبات دو جانبه با روسيه كمك كند.
مدتي هست كه به دنبال فرصتي هستم تا در مورد ضرورت و اهميت روابط تهران- مسكو براي دو طرف و منطقه بنويسم . سفر وزير دفاع ايران فرصت مناسبي بود اما با توجه به حجم كارهاي مقطعي كه در اين روزها بهم محول شده نتوانستم بر اين بحث متمركز شوم . اما اين نكته را علي الحساب يادآوري مي كنم كه همانگونه كه نبايد زياد خوشبينانه به رابطه ايران و روسيه بنگريم نبايد چندان هم به اين روابط بدبين باشيم. نكته مهم فقط براي ايران اين است كه در بازي شطرنجي در مقابل مسكو و واشنگتن به خوبي از اندك مهره ها كه كم اهميت نيستند استفاده كند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.