اسوشيتدپرس همزمان با تشديد نبردها جنگ رواني نيز در غزه شدت گرفته است

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

در پيام هاي راديويي و بيانيه هاي حماس بارها به سرنوشت گيلاد شاليت نظامي به اسارت گرفته شده اسرائيلي توسط فلسطينيان در سال 2006 اشاره شده است ولي از جا و مكان نگهداري او اطلاعي در دست نيست اسوشيتدپرس موضوع اسارت چندين نظامي اسرائيل را بدست مبارزان فلسطيني در غزه شايعه دانسته است در اين ميان ژنرال ايلان تا ل سخنگوي ارتش اسرائيل از اظهار نظر درباره عمليات رواني ارتش اين رژيم خودداري مي كند و مايل است درباره جنگ رواني كه حماس راه انداخته صحبت كند به گفته وي انتظار مي رود با حساس تر شدن اوضاع غزه حماس برشايعات خود مبني بر به اسارت گرفتن نظاميان اسرائيل بيفزايد اسوشيتدپرس  افزود حماس كه در تلاشها يش با برتري نظامي خرد كننده اسرائيل مقابله مي  كند در ميدان جنگ ترفندهايي را بكار گرفته است

اويتال ليبوويچ ديگر سخنگوي ارتش اسرائيل به نقل از نيروهاي زميني اسرائيلي در غزه اذعان كرد همه محلات غزه مملو از تله هاي انفجاري از جمله به شكل ادمك هايي پر از مواد منفجره است كه در ورودي منازل فلسطيني قرار داده شده اين تله ها با نزديك شدن نظاميان اسرائيلي منفجر مي شوند

اما در جبهه مقابل هرچند كه ارتش اسرائيل سه سال پيش يك واحد ويژه جنگ رواني تشكيل داد ولي برنامه هاي ابتدايي اين واحد در جنگ دو هزار و شش لبنان تا حد زيادي فقط به انتشار كاريكاتورهايي از سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله و پخش انها برفراز منطقه جنوب لبنان محدود مي شد

با اين حال چيزي كه ان دوران براي شهروندان بيروت تعجب اور بود تماسهاي تلفني ناشناسي بود كه با انها صورت مي گرفت و تماس گيرندگان به انها مي گفتند تمام بدبختي ها و گرفتاري هاي انها ناشي از حزب الله است و انها بايد عليه چريكهاي حزب الله بايستند

درحمله به غزه نيز از اين ترفند استفاده مي شود اسرائيلي ها با تماس هاي تلفني با فلسطيني ها و نيز پخش اعلاميه به مردم غزه مي گويند حماس عامل مشكلات انهاست دراين اعلاميه ها شماره تلفن و ادرس هاي پست الكترونيك درج و از فلسطيني ها خواسته شده است اطلاعات خود را درباره محل اختفاي رهبران حماس و انبارهاي سلاح و مهمات انها به ارتش اسرائيل بدهند

افراهيم كام معاون موسسه مطالعات امنيت ملي دانشگاه تل اويو مي گويد به نظر مي رسد كه نقش جنگ رواني در جنگ غزه نسبت به گذشته زياد شده است كام افزود من فكر مي كنم ما در عمليات قبلي هم جنگ رواني داشتيم ولي در مورد غزه بر جنگ رواني تاكيد و توجه بيشتري مي شود اسوشيتدپرس در ادامه گزارش خود چنين القا مي كند كه پخش تصاوير جنايات اسرائيلي ها در غزه به همراه پيام هاي هشدار اميز جنبش حماس از شبكه تلويزيوني الاقصي وابسته به اين جنبش نوعي جنگ رواني است

اسوشيتدپرس مي افزايد به علت در اختيار نداشتن ابزار و منابع لازم تلاش هاي حماس در بخش جنگ رواني تا حد زيادي به برنامه هاي تبليغاتي محدود مي شود كه از شبكه الاقصي پخش مي شود از ان جمله مي توان به پيام هاي اشاره كرد كه به زبان عبري پخش مي شود در انها از اسرائيلي ها خواسته شده است بين صلح و اعاده حقوق فلسطيني ها و جنگي كه به سرنگوني انها خواهد انجاميد يكي را انتخاب كنند

اسوشيتدپرس همچنين افزود گزارش هايي از ارسال پيامك هاي تهديد اميز به ساكنان مناطق جنوبي اسرائيل دريافت شده است كه در انها توصيه شده است زير زمين پنهان شوند زيرا حماس به سراغ انها خواهد امد

اما چيزي كه اين خبرگزاري ازان به عنوان بزرگترين زرادخانه جنگ رواني حماس نام مي برد راكت هايي است كه بدستان پرتوان مبارزان فلسطيني و در سخت ترين شرايط با كمترين و ساده ترين امكانات ساخته مي شود اسوشيتدپرس مي افزايد اين راكت هاي دست ساز در جهات غيرقابل پيش بيني به سمت شهرهاي جنوبي اسرائيل شليك مي شونداعضاي حماس همچنين با استفاده از راكت هاي گراد شهرهايي از اسرائيل را هدف قرار مي دهد كه خارج از برد راكت هاي قبلي بود

با وجود شليك صدها راكت فلسطيني تنها تعداد انگشت شماري اسرائيلي كشته شده اند با اين حال اين رعب و وحشت حاكم بر اذعان عمومي را نمي توان ناديده گرفت بطوريكه  حملات راكتي فلسطيني ها زندگي روزمره را در جنوب اسرائيل فلج كرده است

اسوشيتدپرس در پايان چنين مي نويسد كه بزرگترين ضربه ضد اطلاعاتي در جنگ غزه درست در اغاز اين تهاجم و زماني روي داد كه جنگنده هاي اسرائيلي صدها نيروهاي امنيتي تحت امر حماس را در مقرشان در غزه هدف حمله قرار دادند

ايستگاه هاي راديويي ارتش اسرائيل براي منحرف كردن حماس يكروز قبل از حملات هوايي از توقف عمليات و عقب نشيني نيروهاي اسرائيلي از مرز غزه حرف مي زدند

اينك مقامات نظامي اسرائيل مي گويند اين گزارشها در واقع نوعي تاكتيك جنگ رواني بود تا مبارزان حماس را از مخفيگاه هايشان بيرون بكشند اين در حالي است كه شماري از افسران و نظاميان بلند پايه اسرائيل به شكست حملات نظامي آن در نواز غزه اعتراف و بر ضرورت خروج فوري نظاميان اين رژيم از غزه تاكيد كردند به گفته اين افسران اتخاذ تصميم فوري درباره توقف جنگ در نوار غزه بسيار مهم است زيرا اوضاع فعلي در نوار غزه بيانگر شكست حملات نظامي ارتش اسرائيل درغزه است افسران و مسئولان  نظامي رژيم صهيونيستي تاكيد كردند نظاميان اين رژيم با ادامه حضور در نوار غزه ممكن است در باتلاق غزه گرفتار شوند

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چهار بحران سرمايه داري در سال 2009

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۶
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

تنها در سال 2004، سود موسسات مالي آمريكا از مرز 300 ميليارد دلار فراتر رفت اين در حالي است كه سود بخش هاي ديگر اقتصاد آمريكا در اين سال (به جز بخش مالي) 534 ميليارد دلار بود. بدين ترتيب مشاهده مي شود حدود 40 درصد از كل سود بنگاه هاي اقتصادي آمريكا را بنگاه هاي مالي تصاحب مي كنند در حالي كه اين رقم تا 40 سال پيش كمتر از دو درصد بود. اين نشانگر رشد اعجاب انگيز سرمايه مالي در اقتصاد سياسي آمريكاست. تسلط بلامنازع بخش مالي بر اقتصاد سرمايه داري در عين حال تحولات سياسي و اجتماعي گسترده اي را نيز به دنبال آورد. بخش مالي به تدريج توانست اولويت هاي خود را بر بدهكاران حقيقي بنگاه هاي مقروض، دستگاه دولتي و كل اقتصاد تحميل كند.

با افزايش قدرت سرمايه مالي، عملكرد اين بخش هرچه بيشتر جنبه فراقانوني به خود گرفت و كار به جايي رسيد كه كل سيستم اقتصادي، تابع منافع اين بخش شد و در معرض خطر قرار گرفت.

به نظر مي رسد سرمايه مالي در يك سيكل اقتصادي جديد درگير شده است كه از پول (M) آغاز و به پول (M) نيز ختم مي شود. در اين سيكل، پول توليدكننده پول است و راز انباشتگي ثروت نيز در همين دور باطل قرار دارد. در اين شرايط، صاحبان ثروت به اميد كسب سود بيشتر، با اخذ وام هاي مكرر و كلان، به خريد دارايي ها و مستغلاتي مي پردازند كه در شرايط عادي هر روز بر بهاي آن افزوده مي شود. برخي بنگاه هاي مالي 10 ، 20 ، 30 يا حتي صدها وام از بانك ها و موسسات اعتباري دريافت و آن را صرف خريد دارايي هاي جديد مي كنند. بديهي است كه در اين مقياس حتي يك افزايش جزئي در بهاي دارايي ها، سود هنگفتي را به جيب بنگاه هاي مزبور سرازير مي كند. در ابعاد جهاني نيز بنگاه هاي مزبور به طور مثال، وام هاي ارزان را به ين ژاپن دريافت كرده و آن را صرف خريد دارايي هاي پرسود آمريكايي مي كنند (دارايي هاي مالي، اوراق قرضه با ريسك بالا و دارايي هاي ديگر بخش هاي اقتصاد).

تا زماني كه ارزش اين دارايي ها (نسبت به بازپرداخت وام هاي اخذ شده) ترقي كند، سودهاي كلاني نصيب صاحبان اين دارايي ها مي شود و بدين ترتيب ديگران نيز براي سرمايه گذاري در اين بخش ها هجوم مي آورند. افزايش بهاي دارايي ها به استقراض بيشتر جهت خريد دارايي هاي جديد، ابعاد گسترده اي مي بخشد و بدين ترتيب حباب كاذبي ايجاد مي شود كه روز به روز بزرگ تر مي شود و نهايتاً مي تركد. استراتژي مبتني بر دارايي مالي نه تنها با شكست بازارهاي مالي نهايتاً به بحران اخير ختم شد بلكه ايالات متحده را تا گلو زير بار قرض فرو برد. از ارزش پول ملي آمريكا دائماً كاسته مي شود و رژيم تجاري اين كشور كاملاً در خدمت نخبگان قرار گرفته است. دولت آمريكا براي تامين كسري سرمايه سيستم مالي اين كشور فشار مضاعفي بر ماليات دهندگان وارد مي آورد و هر روز از تعهدات مالياتي بنگاه هاي بزرگ و جمعيت مرفه اين كشور مي كاهد.

اين ساختار اجتماعي غيرعقلاني بخش هاي بزرگي از ظرفيت اقتصادي آمريكا را عاطل گذاشته است. تنها تقاضاي موثر در اين سيستم از قدرت خريد مردم ناشي مي شود، مازاد توليد، ويژگي اقتصادي سيستم سرمايه داري و اعمال فشار مستمر بر طبقه كارگر و شوراندن اقشار مختلف اين طبقه عليه يكديگر، خصلت مهم سياسي و اجتماعي آن است. مازاد توليد سرمايه داري به طرف سرمايه راه باز نمي كند بلكه به سوي سوداگري مالي متمايل مي شود، بدين ترتيب حباب سوداگري در سيستم سرمايه داري هر روز متراكم تر شده و بالاخره مي تركد و موجي از هرج ومرج اقتصادي از خود برجاي مي گذارد كه تشديد فشار بر زندگي زحمتكشان نتيجه محتوم آن است. در اين شرايط هزينه هاي اساسي زندگي از قبيل انرژي، خدمات بهداشتي و اقلام غذايي به حد سرسام آوري افزايش مي يابد.

در دوران رياست جمهوري جورج بوش از هر پنج محل كار در آمريكا يكي از بين رفت. سطح دستمزد ها كاهش پيدا كرد، مقرري هاي اجتماعي محدود شد، هزينه بهداشت و آموزش بر دوش كارگران و خانواده آنها قرار گرفت و كارفرمايان به جاي استخدام نيروي كار دائم به نيروي كار موقت، فصلي و نيمه وقت روي آوردند.اكنون خيل عظيمي اززحمتكشان آمريكا به صورت پاره وقت كار مي كنند وازآينده كودكان خود نگرانند.آنها شاهدند كه چگونه دولتشان تحت نفوذ سرمايه داران بزرگ و ثروتمندان، منافع آنها را ناديده مي گيرد. يأس و بدبيني حاكم بر زندگي زحمتكشان آمريكا، كاملاً قابل درك است. زندگي زحمتكشان اين كشور اكنون از سه فرآيند تاثير مي پذيرد؛ اول، جهاني شدن توليد كالا و خدمات كه موجب كاهش سطح دستمزدها شده است. نيروي كار غيرماهر، در اين روند نقش پررنگ تري ايفا مي كند زيرا توليد جهاني به ارزان ترين مسير هدايت مي شود. بدين ترتيب، كارگران ماهري نيز كه در هند، چين، اروپاي شرقي و بازارهاي در حال رشد به كار اشتغال دارند از آموزش حين كار محروم مي مانند. دوم، تكنولوژي پيشرفته كه بر ميزان توليد هر كارگر افزوده است. اين بدان معني است كه هر كارگر مي تواند مقدار بيشتري (نسبت به قبل) توليد كند و اگر تقاضا براي كالاهاي توليدي او با سرعتي كمتر از نرخ رشد بهره وري نيروي كار افزايش پيدا كند، آنگاه حضور بخشي از نيروي كار در فرآيند توليد غيرضروري مي شود. امروزه اين امر در صنايع پايه غرب (مانند اتومبيل سازي و فولاد) به وضوح قابل مشاهده است. سوم، گسترش مشاغل ارزان كه فاقد تشكيلات و انسجام سنديكايي و كارگري هستند. تهاجم گسترده و مداوم به اتحاديه هاي كارگري آمريكا كه با انحلال اتحاديه كاركنان كنترل ترافيك هوايي اين كشور در دوران ريگان آغاز شد همچنان تا امروز ادامه يافته است، اين روند جايگزيني كارگران به منظور شكستن اعتصابات و ناتمام گذاشتن مطالبات كارگري را ميسر ساخته است.

بحران دوم: تضعيف هژمومي امپرياليسم

اميرپاليسم آمريكا از دو ضعف عمده رنج مي برد؛ بي اعتباري نسخه نئوليبرالي «اجماع واشنگتني» و مقاومت سرسختانه در برابر نظامي گري استكباري آمريكا در گوشه و كنار جهان. اين نقاط ضعف از درك غلط حكام آمريكا در مورد توانايي اداره يكجانبه جهان ناشي مي شود. ناكامي نومحافظه كاران آمريكايي در عراق و افغانستان، اعتبار آنها و افكارشان را نزد افكار عمومي آمريكا و جهان از بين برد و به سرنگوني دولت جمهوريخواه در اين كشور منجر شد.

در حال حاضر يك جناح از طبقه حاكمه آمريكا معتقد است بايد از تجارت و سيستم مالي جهان به عنوان ابزاري براي دفاع از سيستم سرمايه داري آمريكا استفاده كرد اما جناح ديگر اين طبقه استفاده از ابزار نظامي را براي حفظ هژموني امپرياليسم آمريكا بر جهان تبليغ و ترويج مي كند. اگرچه در گذشته حكام آمريكا هميشه هر دو استراتژي را در كنار يكديگر دنبال كرده اند اما توازن ميان اين دو نگرش به اوضاع داخلي و جهاني در هر مقطع بستگي دارد. نماينده شاخص اين دو نگرش را در ساليان اخير مي توان در چهره «رابرت رابين» وزير خزانه داري دولت بيل كلينتون و «دونالد رامسفلد» وزير دفاع دولت بوش به وضوح تشخيص داد البته چهره شاخص و تعيين كننده دولت بوش، «ديك چني» معاون وي بود. او تماماً در خدمت منافع اقليت نخبه حاكم بر كشور قرار گرفته و استفاده از هر وسيله اي را براي نابودي اپوزيسيون در داخل و خارج از آمريكا مجاز مي شمرد. اگرچه دولت كلينتون نيز استفاده از زور را براي حفظ منافع امپرياليستي آمريكا نفي نمي كرد اما تاكيد خود را بيشتر بر پيشبرد دكترين «اجماع واشنگتني» قرار داده بود. اكنون هر دو اين استراتژي ها ناكارآمدي خود را نشان داده اند.

در اينجا بد نيست نخست به طور خلاصه به دكترين نظامي گري آمريكا بپردازيم و سپس قدري مشروح تر دكترين «اجماع واشنگتني» را مورد بررسي قرار دهيم. آمريكايي ها با دروغ جنگ را در عراق آغاز كرده و به پيش بردند. اكنون اجماع جهاني بر آن است كه جنگ عراق و افغانستان در درازمدت به سود ثبات سيستم امپرياليستي نيست. جنگ، اولويت هاي داخلي جامعه آمريكا (بهداشت، اشتغال، آموزش و...) را تحت الشعاع قرار داده است البته هنوز بسياري از آمريكايي ها از پيروزي «سريع» و «آسان» بر ضعيف ترين دشمنان اين كشور در جهان حمايت مي كنند اما اين حمايت ديري نخواهد پاييد زيرا هزينه هاي سياست مزبور براي جامعه آمريكا كمرشكن است.چندي پيش در دهمين سالگرد بحران مالي شرق آسيا بر دو نكته خيلي مهم تاكيد شد؛ يكي اينكه آزادسازي بازار سرمايه، چيزي جز بي ثباتي و هرج و مرج اقتصادي براي جهان به ارمغان نياورده است حتي بررسي هاي انجام گرفته توسط اقتصاددانان صندوق بين المللي پول نيز اين حكم را تاييد مي كند. توقف ناگهاني ورود سرمايه به هر جامعه، تبعات مرگباري براي اقتصاد آن كشور دارد. نادرستي سياست هاي نئوليبرالي اكنون براي همه جهان مشخص شده است. ديگر همگان مي دانند ايدئولوگ هاي نئوليبرال و وال استريت سياست هايي را تبليغ و ترويج مي كنند كه به زيان كشورهاي عقب مانده و مقروض است. هم اكنون صداي اعتراض به اين سياست ها، فقط از جناح چپ به گوش نمي رسد بلكه بسياري از راست گرايان نيز به اين سياست هاي افراطي معترضند.

آنچه دكترين «اجماع واشنگتني» براي جهان روبه توسعه به ارمغان آورد «انباشت از طريق خلع يد» است؛ (تعبيري كه ديويد هاروي به كار برده است.) انباشت از طريق خلع يد، به فرآيندي اطلاق مي شود كه در جريان آن زحمتكشان از حقوق و دارايي خود محروم مي شوند.

منظور «هاروي» از اين اصطلاح، خصوصي سازي آب، خدمات بهداشتي و آموزش است.عرضه اين موارد در بازار افرادي را از دسترسي به آنها محروم مي كند كه استفاده از اقلام مزبور جزء حقوق اوليه ايشان محسوب مي شود. نهادهاي مالي و اقتصادي بين المللي، برنامه هاي تعديل ساختاري را بر كشورها تحميل كرده و شروط نئوليبرالي را بر واگذاري وام ها و كمك هاي اقتصادي خود تعيين مي كنند كه خصوصي سازي دارايي هاي عمومي، خلع يد مردم از دارايي هايشان به بهانه بازپرداخت ديون و آزادسازي اقتصاد داخلي در جهت منافع سرمايه گذاران خارجي و نخبگان داخلي از جمله اين شروط است.

وقتي نخستين نشانه هاي مشكلات اقتصادي آمريكا در سال 2007 نمايان شده واشنگتن بلافاصله نجات نهادهاي بزرگ مالي را در رأس اولويت هاي خود قرار داد و اعمال فشار بر توده مردم را فزوني بخشيد. نرخ هاي بهره كاهش پيدا كرد و مسوولان بروز بحران زير چتر حمايت دولت قرار گرفتند. پس از دهه ها سخن پراكني درباره مضرات سيستم هاي غيرپيچيده بانكي و تقبيح ساختارها و عملكردهاي ساده مالي جهان سوم، سيستم مالي پيچيده آمريكا، خود ناكارآمدي خويش را نشان داد. مدل هاي پيچيده ارزشيابي ريسك در سيستم بانكي آمريكا موثر واقع نشد. بدين ترتيب دولت آمريكا به جاي اينكه اجازه دهد دارايي هاي مالي، ارزش واقعي خود را در بازار بيابند با دخالت گسترده در بازار، مانع سقوط ارزش دارايي هاي مالي و مستغلات شد و وام هاي معوقه اين نهادها را بازخريد كرد البته دكترين «اجماع واشنگتن» يك دستاورد مثبت نيز داشت و آن حضور پررنگ تر كشورهاي در حال توسعه در نهادهاي «برتون وودز» بود. از سال 2007 به بعد اين كشورها، سهم بزرگ تري از تجارت جهاني را به خود اختصاص داده و اقتصاد آنها نيز با آهنگي به مراتب سريع تر از اقتصاد كشورهاي ثروتمند رشد كرده است. كشورهاي در حال توسعه، اكنون با 15درصد جمعيت جهان، 60درصد حق راي صندوق بين المللي پول و بانك جهاني را در دست دارند، اين وضع ديگر به سود كشورهاي صنعتي جهان نيست. «مروين كينگ» رئيس بانك انگليس اخيراً ابراز نگراني كرد كه «صندوق بين المللي پول» مسير مبهمي را طي مي كند و هيچگونه اصلاحات راديكال نيز در دستور كار اين نهاد قرار ندارد.

در عين حال، تعميق شكاف ميان مناطق جهان، جنبش هايي را موجب شده كه خواسته اصلي آنها ايجاد تغييرات بنيادين در نظام جهاني و كاستن از سلطه بلامنازع سرمايه بر اركان سيستم جهاني است. در حال حاضر، دولت هاي جنوب، فشار مضاعفي را از چند جهت متحمل مي شوند. سرمايه داران داخلي، توده هاي محروم، نهادهاي بين المللي و دولت ها و سرمايه داران خارجي همگي بر اين دولت ها فشار وارد مي كنند البته اين احتمال وجود دارد كه روند فعلي مالي شدن سرمايه در ممالك پيشرفته، به جنوب نيز تسري پيدا كند. بانك ها و ديگر نهادهاي مالي جنوب (كه عمدتاً تحت مالكيت خارجي قرار دارند) سودهاي كلاني را به جيب مي زنند. تكرار الگوي تاريخي امپرياليسم مالي در جنوب، بدون ترديد بحران هاي شديدي را به دنبال خواهد داشت كه تنها راه برون رفت از آن تشديد كنترل اجتماعي بر سرمايه است. مي توان از تجربه 10 ساله رويارويي با نئوليبراليسم در سن هاي فراواني آموخت و به فعاليت هاي پرخطر سرمايه داري در مقطع كنوني «نه» گفت البته نقاط مثبتي نيز وجود دارد و برخي از دولت هاي جهان سوم در مسير ترقي اجتماعي گام برداشته و ضمن پايبندي به برنامه هاي اجتماعي به چانه زني با سرمايه داخلي و خارجي مي پردازند. پس از دهه ها حكومت نظاميان بر آمريكاي لاتين و اجراي پيگيرانه سياست هاي نئوليبرالي، اكنون «مركوسور» تحت رهبري برزيل به مخالفت با «منطقه تجارت آزاد آمريكا» پرداخته كه به شدت از سوي دولت ايالات متحده تبليغ و ترويج مي شود. «مركوسور» با 260 ميليون نفر جمعيت در حال حاضر ششمين اقتصاد بزرگ دنيا را در اختيار دارد و مجموع توليد ناخالص كشورهاي عضو آن از چهار تريليون دلار فراتر مي رود.

در حال حاضر جايگزين راديكال تري نيز براي آمريكاي لاتين مطرح است كه از آن تحت عنوان «جايگزين راديكال بوليواري براي آمريكاي لاتين» ياد مي شود. اين جايگزين علاوه بر همبستگي منطقه اي بر تغيير اجتماعي مبتني بر اهداف سوسياليستي نيز تاكيد مي ورزد. در سال 2007 كشورهاي عضو «مركوسور» بانكي را تحت عنوان «بانك جنوب» تاسيس كردند كه هدف از آن ارائه جايگزين براي اهرم هاي مالي واشنگتن و غرب در منطقه است. تاكنون اغلب اين كشورها رابطه خود را با صندوق بين المللي پول و بانك جهاني قطع كرده اند.

تشكيلات بانك جنوب بر مبناي هر كشور يك راي قرار دارد و ساختار آن بر ساختار و برنامه «بانك توسعه اجتماعي- اقتصادي ونزوئلا» منطبق است. اين بانك كه با سرمايه اوليه هفت ميليارد دلار تاسيس شده چالشي جدي را در برابر فعاليت نهادهاي «برتون وودز» در منطقه آمريكاي لاتين قرار داده و به رقيب اصلي «بانك آمريكا» در منطقه تبديل شده كه از اصول و برنامه هاي نئوليبرالي تبعيت مي كند.

با به قدرت رسيدن دولت هاي چپ گرا روند تغيير در منطقه آمريكاي جنوبي سرعت گرفته است. در سال 2005 بيش از 80 درصد وام هاي درازمدت صندوق بين المللي پول به آمريكاي جنوبي اختصاص يافته بود، اين رقم اكنون به كمتر از يك درصد رسيده است. در حال حاضر نيز مذاكراتي براي ايجاد سيستم پولي واحد در منطقه جريان دارد.فشار جنبش هاي اجتماعي در آمريكاي لاتين «بانك جنوب» را وادار كرده است كه به جاي حمايت از طرح هاي عظيم زيربنايي (كه برزيل طرفدار آن است) از طرح هاي كوچك بومي در زمينه توليد انرژي، غذا، داروهاي ژنريك و... حمايت كند. به نظر مي رسد با شكست دكترين «اجماع واشنگتني» و افزايش نفوذ مراكز جايگزين قدرت آينده اقتصاد سياسي منطقه را چپ گرايان و راست گرايان طرفدار توسعه ملي شكل دهند. آنچه به اين روند كمك مي كند استمرار روند تضعيف ارزش دلار است. جهان اكنون شاهد تضعيف آن چيزي است كه زماني «شارل دوگل» آن را «مزيت چشمگير ايالات متحده به مثابه ناشر پول بين المللي» ناميد.

بحران سوم: مراكز جديد قدرت

در اينجا بايد به يك پديده جديد اشاره كنيم كه از اهميت تاريخي فراوان برخوردار است و آن ظهور نقش آفرينان سياسي و اقتصادي جديد در خارج از حيطه غرب است. در سال 2006 براي نخستين بار، بازارهاي نوظهور بيش از 50 درصد محصول جهاني را توليد كردند. اگر اين رشد با آهنگ فعلي ادامه پيدا كند در اواسط قرن جاري چهره جهان متحول خواهد شد. ظهور اين بازارها را مي توان به ظهور قدرتمند آلمان، روسيه و ژاپن در اواخر قرن نوزدهم تشبيه كرد.

براساس برخي برآوردها، اقتصاد چين تا سال 2050 به اقتصاد آمريكا پهلو زده و اقتصاد هند نيز به سومين اقتصاد قدرتمند دنيا تبديل خواهد شد. بر اين اساس، اقتصاد برزيل تا سال 2050 همپاي اقتصاد ژاپن مي شود و اقتصاد اندونزي و مكزيك از اقتصاد انگليس و آلمان پيش خواهد افتاد. در اين سال گروه E7 متشكل از برزيل، چين، هند، اندونزي، مكزيك، روسيه و تركيه، 25 درصد بيشتر از گروه هفت فعلي در هدايت اقتصاد جهاني نقش ايفا خواهد كرد. صرف نظر از صحت و دقت اين پيش بيني ها، آنچه مسلم است اينكه شرايط حاكم بر اقتصاد جهاني به سرعت در حال تغيير است و نقش قدرت هاي جديد اقتصادي در اقتصاد سياسي بين المللي هر روز پررنگ تر از روز پيش مي شود البته اينكه بحران كنوني سرمايه داري مالي غرب تا چه حد دامان اين اقتصادهاي نوپا را بگيرد در زمان تحقق اين پيش بيني ها موثر واقع مي شود.

اهميت جايگاه چين در آينده اقتصادي جهان بر كسي پوشيده نيست، اين كشور اكنون جاي پاي خود را در اغلب نقاط جهان باز كرده است. رئيس جمهور چين اخيراً در اجلاس اين كشور به رهبران 48 كشور آفريقايي قول داد كه كمك هاي كشورش را به قاره سياه دوبرابر كند و ديون 33 كشور آفريقايي را ببخشد. وي وعده داد كه طي سال هاي آينده پنج ميليارد دلار به صورت اعتبار و كمك ترجيحي در اختيار كشورهاي آفريقايي قرار دهد. قرار است نشست مشابهي نيز با رهبران آمريكاي لاتين برگزار شود.در آسيا نيز برخي تغييرات تاريخي در دست انجام است. نشريه آمريكايي «فارين پاليسي» در شماره اخير خود مي نويسد: «شمال آسيا دوران گذار را سپري مي كند. پس از 60 سال تسلط بلامنازع آمريكا، توازن قدرت در اين منطقه از جهان دستخوش تغيير شده است.» نفوذ ايالات متحده در آسيا رو به افول و نفوذ چين روبه اعتلاست. ژاپن و كره نيز جاي پاي خود را در آسيا محكم كرده اند. اين چرخش پيامدهاي گسترده اي بر منافع حياتي آمريكا دارد. همكاري استراتژيك ميان هند، چين و روسيه به زيان منافع آمريكا در آسياست. روسيه تجهيزات و ادوات پيشرفته نظامي در اختيار چين و هند قرار مي دهد و همكاري هاي گسترده اي را با اين دو كشور در عرصه انرژي در دست انجام دارد.

ضرورت دسترسي چين و هند به انرژي يكي از دلايل تشكيل پيمان شانگهاي در سال 2001 بود. هند تاكنون ده ها ميليارد دلار در بخش نفت و گاز ايران سرمايه گذاري كرده و چين نيز پاي در جاي پاي هند گذاشته است.نشانه هايي نيز از ظهور «هفت خواهران جديد» در منطقه خاورميانه به چشم مي خورد. اين بار گازپروم روسيه، CNPC چين، DVSA ونزوئلا، پتروپراس برزيل، آرامكو سعودي و پتروناس مالزي جاي شركت هاي غربي اكسون موبيل و رويال داچ شل را در منطقه مي گيرند.

بحران چهارم: دسترسي به منابع

و بالاخره مهم ترين بحران به نحوه دسترسي و توزيع منابع مهمي چون نفت و آب مربوط مي شود. رشد سرطاني نظام سرمايه داري كه در گرو دسترسي به اين منابع است، اكنون به تهديدي جدي براي حيات بشر تبديل شده است. «چشم انداز انرژي جهان» گزارشي است كه سالانه توسط «آژانس بين المللي انرژي (IEA) منتشر مي شود به موجب جديدترين شماره اين گزارش، مصرف انرژي جهان در سال 2030 حدود 50 درصد بيشتر از سال 2005 شده و سه چهارم اين افزايش به ممالك در حال توسعه اختصاص خواهد يافت. چين و هند به تنهايي 45 درصد اين افزايش تقاضا را جذب مي كنند. انتظار مي رود چين پس از سال 2015 به بزرگ ترين آلوده كننده اتمسفر زمين به گاز دي اكسيد كربن تبديل شود. پس از چين، آمريكا و هند در رده هاي بعدي قرار مي گيرند. برخي بررسي ها نيز حاكي از آن است كه چين از هم اكنون به بزرگ ترين توليدكننده گازهاي گلخانه اي جهان تبديل شده است.

در اينجا بايد به دو مساله اساسي اشاره كرد كه از اهميت فوق العاده اي برخوردار است؛ اول اينكه ايالات متحده و ديگر كشورهاي ثروتمند مدت هاست سهم شير منابع جهاني را به خود اختصاص داده اند. عدالت اجتماعي مي طلبد كه ممالك در حال توسعه نيز از اين منابع غيرقابل تجديد بهره مند شوند، دوم آنكه بايد الگوهاي جديدي را براي توسعه انساني در نظر گرفت كه در آنها به مقولاتي چون نگراني هاي زيست محيطي و عدالت اجتماعي بها داده شود. شيوه زندگي يك ششم جمعيت فعلي جهان بر مصرف بيش از حد انرژي استوار است. هرچه بر تعداد اين افراد افزوده شود، بر مشكلات زمين نيز افزوده خواهد شد. هر روز بر هزينه تحقق روياي آمريكايي افزوده مي شود و بديهي است كه اين الگو ديگر قابل دوام نيست. امروزه نه تنها ميلياردها نفر از مردم جهان از مزاياي سرمايه داري جهاني منتفع نمي شوند بلكه هر روز بر فشار بر منابع زيست كره نيز افزوده مي شود.

امروزه يك چهارم مرگ و مير جهان با مسائل زيست محيطي ارتباط دارد و اغلب اين قربانيان را نيز فقرايي تشكيل مي دهند كه در اثر سوءتغذيه و عدم دسترسي به خدمات بهداشتي جان مي بازند. با افزايش ناگهاني بهاي مواد غذايي، سوءتغذيه احتمالاً به يكي از جدي ترين معضلات جهان تبديل خواهد شد. 75 درصد فقراي جهان در روستاها زندگي مي كنند و زندگي اغلب آنها وابسته به كشاورزي است. بسياري از اين روستاييان در جست وجوي زندگي بهتر به شهرها مهاجرت مي كنند. در حال حاضر بالغ بر يك ميليارد نفر از جمعيت جهان در حلبي آبادهاي پيرامون شهرها سكونت دارند. اين در حالي است كه كارشناسان معتقدند همه كشورهاي جهان به آب، خاك و هواي كافي جهت توليد غذاي لازم براي تغذيه مردم خود دسترسي دارند اما نيل به اين هدف مستلزم انجام اصلاحات ارضي و حمايت هاي مالي و فني است كه متاسفانه كمتر در دنياي امروز مشاهده مي شود اما نكات مثبتي نيز وجود دارد. هر روز بر تعداد كشورهايي كه نسخه هاي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را رد مي كنند افزوده مي شود. مالاوي كشوري است كه ساليان متمادي بر لبه پرتگاه قحطي قرار داشت. در سال 2005 حدود پنج ميليون از 13 ميليون نفر جمعيت اين كشور نيازمند دريافت كمك هاي فوق العاده غذايي بودند.

دولت مالاوي تصميم گرفت (برخلاف توصيه بانك جهاني) به محصولات كشاورزي خود سوبسيد پرداخت كند. به زودي اين كشور به صادركننده ذرت و برخي اقلام ديگر كشاورزي تبديل شد و اين موفقيت را مديون حمايت دولت از كشاورزان بود. دولت ايالات متحده كه خود ميلياردها دلار سوبسيد به كشاورزان آمريكايي مي پردازد و مازاد توليد عظيم خود را به صورت كمك غذايي به ديگر كشورها صادر مي كند با پرداخت سوبسيد توسط ديگر كشورها به شدت مخالفت مي ورزيد.

نتيجه

نگارنده تلاش كرد در نوشتار حاضر چهار عرصه بحران زا را در سيستم معاصر جهان بازشناساند؛بحران مالي، ضعف نسبي قدرت آمريكا، ظهور مراكز جديد قدرت و پايان پذيري منابع و بروز بحران زيست محيطي. استراتژي كنوني آمريكا استفاده از نيروي نظامي براي كنترل نفت و ديگر منابع طبيعي است. بال ديگر اين عقاب اختصاص منابع هنگفت مالي به سرمايه داران بزرگ به زيان ديگر ملت ها و كشورهاست. «اجماع واشنگتني» كه اكنون اعتبار خود را از دست داده به رغم زيان هاي بزرگي كه بر جهان وارد آورد نتوانست اهداف واشنگتني را تامين كند. جهان سوم سرخورده از اين دكترين اكنون به جست وجوي راه هاي جديدي براي توسعه خود برآمده است. بدين ترتيب سيستم سرمايه داري آمريكن با چالش مراكز جديد قدرت روبه رو شده است.

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پيش بيني بانك جهاني براي سال 2009

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۵
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

جهان درمانده از رشد اقتصادي

پيش بيني هاي تلخ براي آينده اقتصاد جهاني كه مرزهاي سياسي را كنار گذاشته و همبستگي خاصي ميان كشورها براي تعاملات تجاري ايجاد كرده ، در ناكامي طرح هاي ارائه شده بي تاثير نيست. بانك جهاني در گزارشي با بررسي اثرات منفي بحران مالي غرب بر اقتصاد جهان در سال 2009 پيش بيني كرد، در حالي كه رشد اقتصادي جهان در سال جاري به 5/2 درصد رسيد اين رقم طي سال 2009 به كمتر از 9/0 درصد كاهش خواهد يافت. رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه سال آينده به كمتر از 5/4 درصد خواهد رسيد و اين رقم طي سال 2007 به 9/7 درصد رسيده بود. در منطقه آسيا- اقيانوسيه رشد اقتصادي از 5/8 درصد در سال 2008 به 7/6 درصد در سال 2009 مي رسد. در اروپا و آسياي مركزي نيز رشد اقتصادي از 3/5 درصد در سال 2008 به 7/2 درصد در سال 2009 تنزل مي كند .در امريكاي لاتين رشد اقتصادي براي سال جاري بالغ بر 4/4 درصد پيش بيني شده است.اين رقم در سال 2009 به1/2 درصد كاهش خواهد يافت. در آسياي جنوبي رشد اقتصادي از 4/8 درصد در سال 2007 به 4/5 درصد در سال 2009 كاهش خواهد يافت.

ايران در گردونه بحران جهاني

به گزارش فارس،بحران اقتصادي جهان بر رشد اقتصادي ايران نيز تاثير خواهد گذاشت. رشد اقتصادي اين كشور در سال دو هزار و هشت ،6/5 درصد اعلام شد در حالي كه اين رقم در سال 2007 حدود 8/7 درصد بوده است. رشد اقتصادي ايران در سال 2009 به شدت كاهش يافته و به 5/3 درصد مي رسد. در سال 2010 رشد اقتصادي ايران اندكي افزايش پيدا كرده و رقم 2/4 درصد را تجربه مي كند. بر اساس اين گزارش، رشد اقتصادي ايران در سال 2009 كمتر از متوسط رشد اقتصادي خاورميانه دراين مدت خواهد بود.

خالي شدن سبد سرمايه گذاري كشورهاي در حال توسعه

   

    با توجه به بحران مالي و اعتباري كنوني ، ميزان سرمايه گذاري هاي خارجي نيز در اقتصادهاي در حال توسعه طي سال 2009 كاهش خواهد يافت . برخي از اقتصادهاي در حال توسعه با چالش هاي بزرگي مثل ورشكستگي بانك ها و بحران نقدينگي روبرو خواهند شد . در حالي كه ميزانسرمايه گذاري هاي خارجي در كشورهاي در حال توسعه طي سال 2007 بيش از 13 درصد رشد داشت، اين رقم در سال 2009 بيش از 5/3 درصد نخواهد بود. جاستين لين كارشناس اقتصادي بانك جهاني در اين باره گفت: بحران مالي موجب كاهش تنش در بازار كالاها شده، ولي اين مسئله به شدت سلامت سيستم بانكي و اشتغال را در سراسر جهان با تهديد جدي روبرو كرده است . كاهش روند ورود سرمايه به كشورهاي در حال توسعه ، موجب كاهش چشمگير سرمايه گذاري در اقتصاد اين كشورها خواهد شد . كاهش مبادلات تجاري در سطح جهان نيز يكي ديگر از تبعات بين المللي بحران اقتصادي محسوب و پيش بيني مي شود براي اولين بار از سال 1982 حجم مبادلات تجاري كاهش يابد.كاهش صادرات به بازارهاي جهاني تاثير زيادي بر كاهش رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه خواهد داشت . اقتصادهاي چين و هند نيز از تبعات منفي ركود و بحران اقتصادي جهان در امان نيستند . بر اساس پيش بيني بانك جهاني ، رشد اقتصادي چين از 9/11 درصد در سال 2007 به كمتر از 5/7 درصد در سال 2009 خواهد رسيد . رشد اقتصادي هند نيز از 9 درصد در سال 2007 به كمتر از 8/5 درصد مي رسد. با آ نكه بحران جهاني برهمه كشورها تاثير گذار بوده، اما در اين ميان برخي به مراتب ضررهاي بيشتري متحمل شدند. نشريه اقتصادي ميد طي گزارشي با اشاره به كاهش شديد توليدات صنعتي در انگليس اعلام كرد: ركود اقتصادي اين كشور فراتر از حد تصور خواهد بود. يكي از نشانه هاي آن، توليدات صنعتي اين كشور است كه طي ماه اكتبر به پايين ترين حد طي شش سال اخير رسيد. به عقيده اين افراد، تشديد بحران و ركود اقتصادي موجب خواهد شد تا نرخ بهره بانكي انگليس طي سال 2009 به نزديكصفر درصد برسد . بانك مركزي انگليس از ماه اكتبر تا كنون نرخ بهره بانكي اين كشور را مرتبا كاهش داده و اكنون به 2 درصد رسانده كه اين رقم طي 57 سال اخير بي سابقه بوده است. بانك ژاپن نيز اعلام كرد : با ادامه بحران اقتصادي در اين كشور بيش از هزار شركت ژاپني طي ماه نوامبر اعلام ورشكستگي كردند.

   

    كمك 15ميليارد دلاري به خودرو سازان آمريكا

   

    كنگره و كاخ سفيد براي اعطاي 15 ميليارد دلار كمك مالي به سه شركت خودروسازي فورد ، جنرال موتورز و كرايسلر به توافق رسيدند . اين در حالي است كه جنرال موتورز و كرايسلر مجموعا 34 ميليارد دلار كمك مالي نياز دارند تا از بحران مالي كنوني خارج شوند. اگر شركت هاي خودروساز آمريكايي نتوانند تا 31 مارس آينده شرايط مالي خود را بهبود بخشند ، بايد به فكر اعلام ورشكستگي باشند . به گزارش فارس، ناديام الشامي سخنگوي نانسي پلوسي رئيس كنگره آمريكا در اين باره گفت: پيشرفت خوبي در مذاكرات كنگره و دولت براي كمك به شركت هاي خودروسازي به وجود آمده و اميدوارم اين مسئله منجر به برقراري ثبات در صنعت خودروسازي آمريكا شود . دولت آمريكا از ابتداي آغاز بحران مالي و اقتصادي اين كشور ، با اعطاي كمك هاي مالي به صنايع خودروسازي مخالفت كرده است . شركت هاي خودروساز آمريكا پيش از اين خواستار دريافت وام 34 ميليارد دلاري از كنگره بودند.

    

پيش بيني هاي سال 2009

 

،امسال 5 خبرنگار و مجري بي‌بي‌سي مهم‌ترين وقايع سال 2009 را پيش‌بيني كرده‌اند. ‌

 

استفن ساكر، مجري برنامه هارد تاك

مهم‌ترين واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

باراك اوباما بدون شك مرد اصلي 2009 است. البته وقتي پرده‌ها بالا رود او خواهد خواند "بله! ما مي‌توانيم." و ما جواب خواهيم داد: "صبر كن رفيق"!

در واقع سال 2009 سال صندوق راي خواهد بود. در هند، آفريقاي جنوبي، ايران و اسرائيل انتخابات برگزار خواهد شد. احتمال انتخاب جيكاب زوما در آفريقاي جنوبي و بنيامين نتانياهو در اسرائيل زياد است. به علاوه ممكن است مروان برغوتي، كه در اسرائيل زنداني است، رهبر غير رسمي فلسطيني‌ها شود. ‌

بيشتر از همه انتظار چه را داريد؟

مردم انتظار دارند سال 2009 سال تغيير باشد و هيجان سياسي فراواني در سراسر جهان وجود دارد. اكثر اين هيجان را باراك اوباما به وجود آورده است و حضور او در كاخ‌سفيد حتما تغييراتي را در پي خواهد داشت. زندان گوانتانامو بسته خواهد شد و احساسات ضدآمريكايي در اكثر نقاط جهان كاهش خواهد يافت. انتخابات در ايران و افغانستان به مباحثاتي تازه در مورد اسلام سياسي دامن خواهد زد.

فكر مي‌كنيد امسال ديگر چه اتفاق‌هايي - با احتمال كمتر - رخ مي‌دهد؟

نسل جديدي از جوانان جوامع غربي كه در دوران "اشتغال كامل" بزرگ شده‌اند ركود شديدي را تجربه خواهند كرد. اين براي آنها به‌شدت دشوار خواهد بود. تاثيرات اين ركود بزرگ، جهاني خواهد بود. چين در بيستمين سالگرد سركوب قيام سياسي "تيان‌آن‌من" شاهد آغاز موج جديد شورش‌هاي خياباني خواهد بود. اين‌بار معترضان دانشجويان دموكرات نيستند، اين‌بار كارگران گرسنه شورش خواهند كرد.

دوست داريد امسال با چه كسي مصاحبه كنيد؟

با رابرت موگابه. وقتي اعلام مي‌كند كه قرار است در هارد تاك شركت كند قيافه‌اش ديدني است. ‌

 

 

جاستين وب، دبير بخش آمريكاي شمالي

مهم‌ترين واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

ماه عسل ادامه خواهد داشت: من فكر مي‌كنم مهم‌ترين واقعه سال 2009 تغيير زندگي آمريكايي‌ها توسط دولت اوباما خواهد بود. آمريكايي‌ها كه از وقايع داخل و خارج خانه خسته شده‌اند به تيم جديد اجازه خواهند داد كه تلاششان را بكنند. ‌

من حس مي‌كنم اين روند ظاهري غيرايدئولوژيك خواهد داشت اما به هر حال آمريكا به شدت تغيير خواهد كرد. اوباما در حوزه‌هاي تامين اجتماعي و تحقيقات عملي به اصلاحات دست خواهد زد و راه‌حل‌هايي منطقي براي مشكلات ارائه خواهد كرد.

بيشتر از همه انتظار چه را داريد؟

جمهوريخواهان آمريكايي دوباره خود را سازماندهي مي‌كنند. ميان جناح‌هاي مختلف جمهوريخواه - مثلا سارا پيلين و هوادارانش با ديگران - تنش‌هاي شديدي رخ خواهد داد. فراموش نكنيم كمتر از دو سال ديگر در آمريكا انتخابات ميان‌دوره‌اي برگزار مي‌شود.

فكر مي‌كنيد در سال 2009 چه اتفاق‌هايي - با احتمال و كمتر - رخ دهد؟

اينكه من آمريكا را ترك كنم!

دوست داريد امسال با چه كسي مصاحبه كنيد؟

با جو بايدن، معاون باراك اوباما. او مراقب حرف‌هايش نيست و ممكن است در هر مصاحبه چيزهاي ارزشمندي بر زبان بياورد.

 

 

ليس دوشت، خبرنگار امور بين‌المللي

مهم‌ترين واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

تاثيرات ركود اقتصاد جهاني. ماجرا بر همه‌چيز تاثير خواهد گذاشت، از تلاش‌ها براي كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي گرفته تا برنامه‌هاي زيربنايي در عراق و افغانستان و جمهوري دموكراتيك كنگو. در مورد زيمبابوه هم بايد شاهد ماجراهاي عجيبي باشيم. آيا موگابه مي‌تواند كشور را در كنترل داشته باشد يا سقوط اقتصادي به انهدام كامل زيمبابوه منجر مي‌شود؟

بيشتر از همه انتظار چه را داريد؟

خيلي دوست دارم ببينم دولت اوباما در روند صلح خاورميانه چه نقشي بازي خواهد كرد، يا در مناقشه هند و پاكستان. آيا در اوضاع دارفور سودان تغييري به وجود خواهد آمد؟

فكر مي‌كنيد در سال 2009 چه اتفاق‌هايي - با احتمال كمتر - رخ دهد؟

باز هم حواس همه دنيا به اوباما خواهد بود! ‌

دوست داريد امسال با چه كسي مصاحبه كنيد؟

رهبران طالبان. دوست دارم بدانم آنها واقعا چه مي‌خواهند.

 

 

پال ميسون، دبير اقتصادي

مهم‌ترين واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

مهم‌ترين واقعه امسال نه ركود اقتصادي كه بازسازي‌هاي هرچند كوتاه‌مدت و كوچك اقتصاد خواهد بود. كشورهاي عضو گروه 7 هر كاري خواهند كرد تا بحران را به پايان برسانند.

البته به اعتقاد من هرگونه تغييري در اوضاع اقتصادي كنوني كوتاه‌مدت خواهد بود. ركود كنوني طولاني‌مدت است!

بيشتر از همه انتظار چه را داريد؟

ممكن است دستگاه قضايي آمريكا تعدادي از بانكداران برجسته يا صاحبان موسسات مالي را، كه در تشديد بحران اقتصادي كنوني نقش داشته‌اند به محاكمه بكشاند. به‌علاوه در چين شاهد اعتراض‌هاي طبقه كارگر خواهيم بود.

فكر مي‌كنيد در سال 2009 چه اتفاق‌هايي - با احتمال كمتر - رخ دهد؟

تاثيرات بيكاري بر مردم اصلا جالب نخواهد بود. جوانان كمتر از گذشته مي‌توانند به كلوپ‌هاي شبانه و روزانه بروند. من نمي‌دانم واكنش آنها چه خواهد بود.

 

 

جيمز رابينز، خبرنگار ديپلماتيك

مهم‌ترين واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

آزمايش باراك اوباما به‌عنوان رئيس‌جمهور. آيا او مي‌تواند ايالات‌متحده و دنيا را تغيير دهد؟

‌ بيشتر از همه انتظار چه را داريد؟

تغيير آغاز شده است. تغيير در دولت‌ها و در بخش خصوصي. تغيير در زيمبابوه، خاورميانه، ايران، افغانستان و پاكستان.

فكر مي‌كنيد در سال 2009 چه اتفاق‌هايي - با احتمال كمتر - رخ دهد؟

با اين اوضاع بد اقتصادي مبارزه با گرم شدن زمين را بايد فراموش كنيم.

دوست داريد امسال با چه كسي مصاحبه كنيد؟

البته با باراك اوباما. بعد از او با كيم جونگ‌ايل رهبر كره‌شمالي و سران بلندپايه چين.

پيش بيني هاي رسانه اي براي سال 2009

   

 

فكر مي كنيد كه آيا ما با توجه به وضعيت ناپايدار اقتصاد جهاني و صنعت فناوري، جرات خواهيم كرد كه باز هم به پيش بيني گرايش هاي آينده بپردازيم و در نتيجه در معرض اتهام كوته بيني، بي پروايي، و ناداني قرار بگيريم؟بله ما مي خواهيم دقيقا همين كار را بكنيم. در حالي كه دنياي رسانه سرگرم رويدادهاي باقي مانده از سال 2008 است، شما مي توانيد انتظار داشته باشيد كه تمام – يا دست كم تعدادي از- موارد زير اتفاق بيفتند:

. تاريكي كامل پيش از سحر

شركت ها ركود اقتصادي را بهانه كاهش بودجه تبليغاتي خود خواهند كرد. دست كم يكي از شركت هاي بزرگ رسانه اي ورشكست خواهد شد. بيشتر از يكي از صد روزنامه برتر جهان، يا به كلي تعطيل خواهد شد يا تيراژش را به قدري كاهش خواهد داد كه ديگر نتوان آن را روزنامه خواند. دست كم يكي از پنجاه مجله برتر نيز به راهنماي تلويزيون تبديل خواهد شد و يا زيردستان يك شركت مادر كه هيچ تخصصي در زمينه رسانه ندارد نابود خواهند شد.

. روشن خواهد شد كه صنعت تبليغات آنلاين هم نسبت به ركود اقتصادي ايمن نيست

درآمد صنعت تبليغات گرافيكي آنلاين در سال 2009 كمتر از پيش بيني ها خواهد بود. كساني كه فكر مي كنند تبليغات در شبكه هاي اجتماعي به صورت انفجاري رشد خواهد داشت كاملا مأيوس خواهند شد. كساني كه اعتقاد دارند شبكه هاي اجتماعي كوچكي كه درصد كوچكي از كاربران ماي اسپيس را به خود جلب مي كنند، جاي آن را خواهند گرفت، نيز همچنان ناكام باقي خواهند ماند.

. رقابت بر سر مالكيت رسانه ها

كساني كه پول نقد در اختيار دارند يا شركت هاي خارجي كه مي خواهند رسانه هاي آمريكايي را با قيمت ارزان بخرند براي خريد رسانه هاي به دردسر افتاده هجوم خواهند آورد. البته شركت هاي خارجي نمي توانند شبكه هاي تلويزيوني را در آمريكا بخرند. گروه تجاري سوئدي bonnier كه در سال 2007 حدود هجده مجله را از شركت time خريد، باز هم به خريد ادامه خواهد داد. شركت هاي بين المللي كه تاكنون حضوري در ايالات متحده نداشته اند حالا سعي خواهند كرد كه رسانه هاي سنتي و آنلاين آمريكايي را بخرند.

شركت time warner بعد از اينكه با فروش شبكه هاي كابلي خودش چند ميليارد دلار پول نقد به دست آورد، يكي از دو كار زير را انجام خواهد داد:

ادغام بعضي از دارايي هايش با nbc univarsal، يا خريد scripps networks كه صاحب hgtv و food network است. البته احتمال خريد scripps بيشتر است. همچنين تايم وارنر خودش را از شر aol خلاص خواهد كرد. من اين قدر اين رويداد را پيش بيني مي كنم تا بالاخره به حقيقت بپيوندند.

. كاهش تبليغات براي تلويزيون هاي بزرگ مشكل ساز مي شود

برنامه هاي تلويزيوني نازل و كم خرج در ساعت هاي پربيننده پخش خواهند شد چون شبكه ها در نتيجه كاهش درآمد از محل تبليغات بايد صرفه جويي كنند.

. انتقاد به مرداك ريشه دار تر مي شود

شركت news corp. بخشي از شش ميليارد دلار پول نقدي كه دارد را صرف يك خريد بسيار بزرگ خواهد كرد ولي سهام داران و كارشناسان به هيچ وجه از اين خريد رضايت نخواهند داشت. شايعات و داستان هاي زيادي به وجود خواهد آمد و با اشاره به قيمت سهام رو به تنزل اين سوال پرسيده خواهد شد كه آيا مرداك واقعا راهبرد مشخصي در مديريتش دارد يا خير؟

. تغييري كه مدت هاست نشريه هاي ايالات متحده دوست دارند در مورد نحوه شمارش تيراژ خود انجام بدهند، بالاخره تصويب خواهد شد

دفتر نظارت بر تيراژ نشريه هاي ايالات متحده بالاخره شيوه جديد شمارش را تصويب خواهد كرد. قوانين فعلي لازم مي دارند كه نسخه ديجيتالي مجله ها مانند نسخه هاي چاپي شمرده شود. طبق قانون جديد نشريه ها مي توانند انواع محصولات فروشي خود را جزو تيراژ حساب كنند. به اين ترتيب محصولات جانبي بسيار زيادي توسط مجله ها عرضه، و باعث سردرگمي مصرف كنندگان خواهند شد.

. راديو ها سر و شكل نويي به خود خواهند گرفت

اين فرمت جديد در راديوها افراد سي و چهل ساله اي را هدف مي گيرد كه از خستگي كار و و بچه داري براي آرامش به آن رو مي آورند. در نتيجه در چند بازار خاص راديوها مخاطبان زيادي پيدا خواهند كرد. البته كاهش دو رقمي درآمد راديوها ادامه خواهد داشت و نگراني هاي موجود در مورد بدهي هاي زياد شبكه هاي راديويي نيز ادامه خواهد يافت.

. شركت new york times سايت about.com را خواهد فروخت

نيويورك تايمز براي نجات مجله اصلي خودش از ورشكستگي، سايت about.com را خواهد فروخت و تلاش هايش براي جلب نظر مديرعامل اسبق جنرال الكتريك و نويسنده فعلي هفته نامه بيزنس ويك، جك ولش، نيز به در بسته خواهد خورد.

. نوعي صنعت رسانه سايه وار به وجود خواهد آمد

شركت هايي كه توسط افراد اخراج شده در سال هاي 2008 و 2009 تأسيس شده اند نوعي صنعت رسانه سايه وار در كنار صنعت رسانه ايجاد خواهد كرد. در نتيجه در سال هاي 2010 و بعد از آن بايد انتظار درگيري هاي بزرگي را در ميان اين دو داشته باشيم.

 

پيش‌بيني چالش‌هاي اجتماعي سال 2009

جامعه > جهان - بريده‌اي از مقاله روزنامه گاردين در مورد پيش‌بيني مهم‌ترين دغدغه‌هاي اجتماعي جوامع اروپايي در سال آينده ميلادي

 

در آخرين روزهاي سال ميلادي گذشته، زماني كه همگان به جمع‌بندي وقايع سال گذشته و پيش‌بيني وقايع سال آينده مي‌پرداختند، روزنامه گاردين در يك نظرسنجي، از برخي كارشناسان و روزنامه نگاران خواست مهم‌ترين چالش‌هاي دنيا در سال آينده ميلادي را در حوزه‌هاي مختلف پيش‌بيني كنند. آنچه مي‌خوانيد بريده اي از آن مقاله است كه به مهم‌ترين چالش‌هاي حوزه‌هاي سلامت، محيط زيست، فناوري رسانه و روابط اجتماعي مي‌پردازد.

1. غذاهاي طبيعي از مد مي‌افتد؟

محصولات غذايي ارگانيك، محصولاتي هستند كه در آن‌ها از فراورده‌هاي شيميائي استفاده نمي‌شود و اخيرا گرايش وسيعي در كشورهاي غربي براي استفاده از آن‌ها به وجود آمده است.

در تابستان گذشته، حاميان اين محصولات پيش‎بيني مي‌كردند كه فروش اين محصولات در سال 2008 تنها تا 10 درصد افزايش خواهد داشت. با توجه به ميزان متوسط  26 درصد رشدي كه از سال 1993 تا 2006 داشته است؛ اين يك پيش‎بيني هشدار دهنده بود.

بررسي‎ها نشان داده كه فروش اين محصولات از عيد پاك به بعد، ماه به ماه كاهش يافته بود. براي مثال فروش تخم‎مرغ‎هاي ارگانيك از بيشترين مقدار 7.4 درصد بازار فروش به 4.7 درصد كاهش دا كرد. هرچند هنوز احتمال دارد كه تا بهار 2009، افزايش فروش محصولات ارگانيك ديده شود؛ هرچند كمتر از مقدار پيش‎بيني شده 10 درصد. ولي صاحب‎نظران، سال 2008 را به عنوان اولين سال سقوط فروش اين محصولات در طي 15 سال اخير ثبت كرده‎اند.

هفته گذشته، انجمن خاك انگلستان، حامي و تبليغ كننده بزرگ غذاهاي ارگانيك، از دولت درخواست كرد كه به توليد‎كننده‎هايي كه از اين انجمن گواهي دارند، اجازه توليد انواع خوراك حيوانات را بدهد. در حال حاضر توليد خوراك ارگانيك دام و طيور نسبت به ساير غذاهاي حيوانات، 2 برابر هزينه بيشتري مي‎برد و بيم آن مي‎رود كه اين مسئله به توليدكنندگان اين خوراك‎ها از نظر اقتصادي فشار بياورد.

آيا اين بدان معني است كه جنبش «غذاهاي ارگانيك» رو به خاموشي است؟ نه به‎طور كامل. زيرا تمايل به اين غذاها ريشه‎اي محكم دارد كه با وجود تنگناهايي كه وضعيت اقتصادي پيش رو مي‎گذارد، سعي در پابرجايي دارد. رسانه‎ها هم هميشه اهميت غذاهاي ارگانيك را برجسته كرده‎اند. سرآشپزهاي برنامه‎هاي تلويزيوني خواص اين مواد غذايي را بارها يادآوري مي‎كنند؛ اما غذاهاي ارگانيك هيچ‎گاه بيش از 3 درصد از 120 ميليارد پوند در گردش در بازار مواد غذايي انگليس را به خود اختصاص نداده است در حالي‎كه اين ميزان در آمريكا حدود 10 درصد است.

البته شواهدي وجود دارد كه نسل جديد انگليسي‎ها شروع به انديشيدن عميق درمورد غذا كرده‎اند. كاهش حمايت براي توليد غذاهاي ارگانيك مي‎تواند تنها به دليل هزينه آن نباشد بلكه به نگرش افراد نيز مي‎تواند مرتبط باشد بنابراين نشريه‎هايي كه درمورد امنيت غذايي است افراد را تشويق به تفكر ساخته‎اند در مورد اين كه غذاهاي ما از كجا مي‎آيند و چگونه توليد مي‎شوند.

در عين حال كه مخالفت‎هاي زيادي در برابر افزايش بيش از حد غذاهاي صنعتي شكل گرفته؛ در كنار آن هنوز شك و ترديدهايي نيز در مورد ادعاهايي كه بابت غذاهاي ارگانيك مي‎شود وجود دارد و عده‎اي عقيده دارند كه در مورد خواص آنها زياده‎روي شده است.

آن‌چه مشخص است اين كه حتي در زماني كه وضع اقتصادي كساد است، مصرف‎كننده‎ها بيشترين سعي را در خريدن غذاهاي خوب و مناسب مي‎كنند؛ ولي آنها ميزان نياز بدن به غذاهاي ارگانيك را درك نمي‎كنند و پرداختن مبلغ اضافه بابت آن را غيرضروري مي‎بينند؛ بنابراين سال 2009 شايد سالي براي توليد مناسب غذاهاي ارگانيك نباشد.

2. چالش تغييرات آب و هوا

پاسخ اين سوال با توجه به نظر بيشتر هواشناسان ساده است؛ اگر در سال 2009، در عملكرد خود تغيير رويه ندهيم، مسلما كره زمين دچار مشكل خواهد شد.

دي‎اكسيد كربن اتمسفر هم‎اكنون در ميزان 387ppm متوقف مانده است و اين يعني افزايشي برابر با 40 درصد از زمان انقلاب صنعتي تا كنون و اين بالاترين ميزاني است كه كره زمين در طي 650 هزار سال گذشته تجربه كرده است.

شواهدي مبني بر گرم شدن سطح زمين به‎خصوص در قطب شمال به دست آمده؛ جايي كه دانشمندان هميشه پيش‎بيني كرده بودند كه اولين جايي است كه دچار آسيب مي‎شود.

تابستان، پوشش يخي در قطب به‎طور غم‎انگيزي كاهش پيدا كرد. لايه منجمد هميشگي در سيبري، در حال آب شدن است. اولين عارضه اين پديده، كاهش توانايي زمين براي منعكس كردن حرارت خورشيد به سوي فضا است. دومين مشكل، آزاد شدن حجم زيادي گاز متان است، تركيب اين 2 ، ميزان گرماي زمين را بالاتر مي‎برد. بزرگ‎ترين ساطع‎كننده كربن در دنيا، يعني آمريكا بعد از 8 سال ركود، توسـط «جان هولدرن»، مشاور علمي باراك اوباما، اعلام كرده است كه آب‎وهوا، اولويتي مهم و اساسي است.

اخيرا دولت انگليس اعلام كرده است كه قصد تاسيس كارخانه‎هاي جديد زغال سنگ را در بعضي از شهرهاي انگليس دارد؛ اين اقدام سبب شكل‎گيري اين اتهام نسبت به دولت انگليس مي‎شود كه تعهدات بي‎ارزشي براي تغيير وضعيت آب‎وهوا داده است و اين برخلاف مواضع نمايندگاني است كه در كوپنهاك تجمع خواهند يافت كه معاهده جديدي براي تغيير شرايط جوي كره زمين وضع كنند. معاهده‎اي كه قرار است جانشين توافق‎نامه كيوتو كه در سال 2012 به پايان خواهد رسيد، بشود. تنها يك تصميم محكم و قاطع و همچنين اجباري كردن قوانين، سياره ما را نجات خواهد داد.

3. انقلاب فيلم‎هاي 3 بعدي

دوران انتظار طولاني شده، شايد حدود 80 سال، ولي اميد آن مي‎رود كه سال 2009، سالي باشد كه سرانجام فيلم‎هاي 3 بعدي قابل تماشا كردن باشد؛ بدون ايجاد سردردهاي ميگرني در تماشاچي!

هم‎اكنون 2 فيلم در هاليوود به  شكل 3 بعدي‎هاي جديد مشغول جذب مشتري است:«هيولاها در برابر بيگانگان»، انيميشني بسيار تاثيرگذار از كمپاني Dream Work كه در اواخر مارس اكران خواهد شد و فيلم «آواتار»، به كارگرداني جيمز كامرون كه اولين فيلم او پس از فيلم موفق تايتانيك خواهد بود.

جفري كاتزنبرگ، مدير فيلم‎هاي Dream Work ، پيش‎بيني مي‎كند كه درطي 5 تا 7 سال آينده، تمام فيلم‎ها، در قالب 3 بعدي‎هاي جديد نمايش داده خواهد شد همانند شرك4 كه در تابستان 2010 اكران خواهد شد.

تاريخچه فيلم‎هاي 3 بعدي طولاني است؛ اين اين نوع فيلم، براي اولين بار در سال 1920 شروع به فعاليت كرد و در سال 1950 به منظور رقابت سينما با تلويزيون، دوباره روي آن كار شد، ولي عينك‎هاي پلاستيكي رنگ شده و تيره مانع لذت بردن كافي از نمايش‎هاي 3 بعدي مي‎شد حتي در فيلم‎هايي همانند فيلم ترسناك «خانه‎اي از موم» و يا فيلم «شماره M را براي قاتل بگير» اثر آلفرد هيچكاك، اين مشكل وجود داشت.

اخيرا فيلم‎هاي 3 بعدي پيشرفت قابل توجهي داشته است كه بيشتر به دليل تكنولوژي ديجيتالي جديد در توليد و نمايش اين فيلم‎ها و همچنين توليد عينك‎هايي سفت و راحت، مخصوص ديدن فيلم‎هاي 3 بعدي است. تنها مشكل موجود، قيمت بالاي تبديل سينماها است، هرچند Cine world، بزرگترين سينماي زنجيره‎اي انگليس، به زودي 100 پرده آماده نمايش خواهد داشت.

هر كسي به راحتي متقاعد نمي‎شود كه تكنولوژي جديد فيلم‎هاي 3 بعدي، پاسخي براي مشكلات هاليوود باشد. بنا بر عقيده «پاتريكس گلدستين»، تحليل كننده فيلم‎هاي هاليوودي در روزنامه لس‎آنجلس تايمز، هاليوود كماكان بابت فيلم‎هايي كه استقبال از آن تنها در گروي جلوه‎هاي ويژه است، آزار مي‎بيند. او در اين باره مي‎گويد: آنچه امروزه اين فيلم‎ها نياز دارند استفاده كمتر از گزافه‎گويي و هيجان‎هاي پوچ است؛ نه چيزي بيشتر از اين!

4. خوشبختي؛ سرابي غبارآلود

در دوره‎اي كه گذشت، هرچند بيشتر مردم غرب مرفه‌تر شدند ولي در عوض بسياري از مردم، به لحاظ اخلاقي دچار انحطاط شدند و دنيا آكنده از رفتارهاي غيراخلاقي چون خودفروشي، تكبر و رفتارهاي ضد اجتماعي شد. افراد، براي يكديگر ناخوشايند و غيرقابل تحمل شدند، ناسزاهاي بسيار گفتند و جنگ‎هاي بسيار با يكديگر كردند.

فرهنگ عمومي، تمايلات تهديدكننده و آزاردهنده را در جامعه مي‎پروراند. افراد مشهور، درتلويزيون و براي جلب توجه عموم، كرم مي‎خوردند؛ دوربين‎ها از خانواده‎هاي بي‎بندوبار و بي‎مسئوليت تصوير مي‌گيرد و آن را به عنوان فيلم‎هاي سرگرم‎كننده نشان مي‎دهد و افراد، بسيار مي‎نوشند و مست مي‎كنند.

ديدگاهي وجود دارد مبني بر اينكه هم‎اكنون اين وضعيت ديگر به پايان رسيده است و مردم شروع كرده‎اند كه دوباره هنر زندگي اجتماعي را بياموزند.

اگر مردم دنيا در سال 2009 طبق اين نظريه پيش بروند، همه آنها دوباره گرد هم خواهند آمد، مسئوليت‎پذيرتر شده و ساده زندگي مي‎كنند، كار، سازندگي و اصلاح را سرمشق خود قرار مي‎دهند، نان خود را تقسيم كرده و در غم همسايه خود شريك مي‎شوند.

ولي پيش‎بيني غيرخوش‎بينانه ديگري نيز وجود دارد و آن معضل بزرگ مربوط به بي‌اخلاقي بي‎حد و مرز افراد است.

بنجامين باربر، استاد درس جامعه مدني دانشگاه ماريلند اخيرا بحثي قانع‎كننده در مورد ايدئولوژي پايه‎ريزي شده براي مردم كوته‎بين و كودك‎انديش داشته است. در تجزيه و تحليل او، انسان‌هاي مدرن امروزي از نظر تفكر، همانند كودكانند؛ يعني نمي‎توانند بين مفهوم«من مي‎خواهم» و «من نياز دارم» تفاوتي قائل شوند. آنها فقط به لذت و خوشي فوري و لحظه‎اي مي‌انديشند.راگر بخواهيم نظريه باربر را بپذيريم، در حقيقت مردم كشورهاي غربي، كوچولوهاي 2 ساله نفهمي هستند و با وجود آنها، رفتارهاي ضد اجتماعي و بيمارگونه همچنان ادامه خواهد داشت



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

زنگ تفريح 4

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۴
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

پاسخ جالب انيشتين به خواستگارش!

مي گويند "مريلين مونرو" يك وقتي نامه اي نوشت به " البرت اينشتين " كه فكرش را بكن كه اگر من و تو ازدواج كنيم  بچه ها يمان با زيبايي من و هوش و نبوغ تو چه محشري مي شوند !

اقاي " اينشتين " هم نوشت : ممنون از اين همه لطف و دست و دلبازي خانم .واقعا هم كه چه غوغايي مي شود ! ولي اين يك روي سكه است . فكرش را بكنيد كه اگر قضيه بر عكس شود چه رسوايي بزرگي بر پا مي شود !



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سياست هاى جديد روسها در آسياى مركزى

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۴
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از سوى ديگر به تقويت همكارى هايش در زمينه هاى نظامى سياسى و نظامى فنى در چارچوب پيمان هايى همچون جامعه كشورهاى همسود و سازمان پيمان امنيت جمعى، بويژه با كشورهاى آسياى مركزى تاكيد مى ورزد. روز ۱۲ نوامبر بارديواژ گفت، پنج كشور عضو سازمان پيمان امنيت جمعى (روسيه، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان) توافق كرده  اند تا توانمندى هاى نظامى اين اتحاديه را به صورت قابل توجهى افزايش دهند. به گفته بارديواژ يك نيروى نظامى بين المللى در آسياى مركزى ايجاد مى شود كه «قادر خواهد بود با هر گونه تهديد خارجى مقابله كند.» يگانهاى متحد ويژه واكنش سريع، بخشى از آن نيرو خواهند بود. نيروى مذكور شامل ۱۰ گردان خواهد بود كه يك سيستم مشترك مضاعف دفاع هوايى از آن حمايت مى كند. اين ساختار جديد توسط همه كشورهاى شركت كننده به يك ميزان تامين مالى مى شود، اما روسيه سلاحهاى مورد نياز را كه به شرايط موجود بستگى دارد، فراهم خواهد كرد. بدنبال اين اعلان بزرگ، در تاريخ ۱۵ اكتبر گذشته، وزيران دفاع كشورهاى عضوسازمان پيمان امنيت جمعى در سن پترزبورگ گرد هم آمدند و درباره موضوعات مربوط به «سيستم مشترك دفاع هوايى» به بحث و مذاكره پرداختند. علاوه بر اين در سالهاى اخير اعضاى سازمان پيمان امنيت جمعى چندين رزمايش مشترك را در بين نيروهاى خود انجام داده  اند در سپتامبر و اكتبر ۲۰۰۸ دو رزمايش مشترك يكى در روسيه با عنوان Center2008 و ديگر در قزاقستان با نام aldaspoin2008 برگزار شد.

روسيه هيچگاه منطقه را ترك نكرده است

به گفته ژنرال على بيك قاسم اف وزير دفاع سابق و رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح قزاقستان، روسيه با جذب همپيمانان به سوى خود و علامت دادن به غرب مبنى بر اينكه همكارى نظامى در بين كشورهاى جامعه همسود ادامه دارد، هدف مهمى را دنبال مى كند. اما از نظر ساير كارشناسان همه اين اقدامات روسيه نشانِ روشنى از اميال اين كشور براى توسعه حضور نظامى و نفوذ در منطقه حياتى و استراتژيك آسياى مركزى است. در اولين سالهاى فروپاشى اتحاد جماهير شوروى سابق روسيه موقعيت خود را در آسياى مركزى حفظ كرد. بخصوص يك يگان بزرگ نظامى در شهر مرو تركمنستان داشت كه بر اساس توافق بين مسكو،عشق آباد، شهروندان روسيه در ارتش تركمنستان خدمت مى كردند. همچنين گارد مرزى روسيه نظارت بر سراسر مرز مشترك بين تاجيكستان و افغانستان را ادامه مى دهد. در دوران جنگ داخلى تاجيكستان يگانهاى متعددى از ارتش روسيه در خاك تاجيكستان مستقر بودند. يك يگان ويژه كماندويى چتر باز بمنظور حمايت از نيروى حافظ صلح كشورهاى عضو همسود كه شامل نيروهايى از قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان بودند استقرار يافت. ولادمير موخين يك كارشناس نظامى مقيم مسكو مى گويد از آن زمان به بعد روسيه بيشتر موقعيت خود را در آسياى مركزى از دست داده است. اما روسيه هنوز داراى نيرو و پايگاههاى نظامى در آسياى مركزى از جمله تاجيكستان،قرقيزستان و قزاقستان است. نيروهاى نظامى روسيه در قزاقستان در پايگاه فضايى بايكانور (نيروهاى فضايى) و در خط آتش نظامى «سارى شاگان» مستقر هستند. به اعتقاد آقاى موخين به مصلحت روسيه است كه حضور نظامى خود را در چندين كشور منطقه تقويت نمايد. وى مى گويد، اولا به مصلحت روسيه بود كه حضور نظامى خود را در ازبكستان و تركمنستان تقويت كند. در پايگاه خان آباد ازبكستان جايى كه اولين بمب افكن هاى استراتژيك كه مى توانند تا هندوستان پرواز كنند، مستقر شدند. خان آباد پايگاه هوايى خوبى بود. يك سكوى پرتاب خوب براى روسيه و پايگاهى بسيار با اهميت بود. آقاى موخين مى افزايد يكى از مشكلات روسيه تاجيكستان بود كه در آنجا يك ساختار عمده نظامى روسى وجود ندارد، بخصوص ضرورت ايجاب مى كند كه همه چيز از نو ساخته شود. زمانى كه پايگاه آماده باشد موضوع فرق مى كند . به همين دليل آمريكايى ها از پايگاه خان آباد بخوبى استفاده كردند. كارشناس نظامى روس مى افزايد، دوم اينكه روسيه مى توانست همچون قبل از پايگاه نظامى مرو در تركمنستان استفاده كند. بخش عمده اى از نيروى دفاع هوايى و همين طور يگانهاى عمده نيروى هوايى تركمنستان در اين پايگاه مستقر هستند.

مبارزه براى نفوذ نظامى در آسياى مركزى

موخين كارشناس نظامى روس، مى گويد: روسيه اراده كرده است تا موقعيت سابق خود را در آسياى مركزى بر اساس توافقات دو جانبه بار ديگر به دست آورد. اما كشورهاى منطقه براى اجازه دادن به ارتش روسيه براى بازگشت به كشورهايشان عجله به خرج نمى دهند. وى مى گويد برخى توافقات وجود دارد اما آنطور كه معلوم است ازبكها تمايلى براى پذيرايى از يگانهاى نظامى روسيه ندارند و همچنين روسيه نمى تواند نيرويى را در قزاقستان و تركمنستان بكار گيرد. پيتر فلستيد يك كارشناس نظامى و دفاعى هفته نامه دفاعى جينز كه در لندن منتشر مى شود مى گويد: منابع انرژى آسياى مركزى براى روسيه جذاب هستند و مسكو همه همت خود را به خرج مى دهد تا در اين منطقه امتيازاتى را براى خود كسب نمايد. وى مى افزايد از نظر من آنچه كه در گرجستان اتفاق افتاد، مى تواند نمونه اى باشد از وضعيت روسيه احياء شده كه اعتقاد دارد در سطح جهانى متضرر شده و اكنون مى خواهد بار ديگر خود را به موقعيت يك قدرت بزرگ جهانى برساند. وى مى افزايد، آنچه كه مى توانم بگويم اين است كه مدت زيادى است كه روسيه تلاش مى كند تا از انرژى به منظور پيشبرد اهداف و اداره امور خود استفاده كرده و نفوذ خود را در همسايگانش توسعه دهد. كشورهاى معينى در معرض ضربات روسيه هستند چون آنها متكى و وابسته به انرژى روسيه بوده اند. انرژى هم از آسياى مركزى تامين مى شود. بنا براين مشاهده مى كنيد كه روسها مى خواهند آن منطقه امنيت داشته باشد و اين موضوعى است كه سبب بازخيزى روسيه شده است. از سوى ديگر تحليلگر تاجيك مراد محمد شاه اف مى گويد صرفاً تقويت حضور نظامى روسيه در آسياى مركزى ضرورتا به معناى افزايش نفوذ آن كشور در منطقه نيست. محمد شاه  اف مى افزايد، ما همچنين شاهد سياست هاى چين هستيم كه هيچ پايگاهى در منطقه آسياى مركزى ندارد، اما به تدريج با صبر و سماجت نفوذ خود را در اين منطقه و ساير مناطق افزايش مى دهد. وى مى افزايد با استفاده از اين مثال به نظر من بكارگيرى ابزار اقتصادى بهترين راه به دست آوردن جاى پا و نفوذ در منطقه است. قاسم بيك محمد يك كارشناس مستقل ديگر در دوشنبه در اظهاراتى مشابه مى گويد پس از درگيرى روسيه -گرجستان در قفقاز، روسيه زمينه را براى توسعه و گسترش حضور در آسياى مركزى و تقويت موقعيت خود در منطقه مساعد ديده است. از آغاز تشكيل جامعه كشورهاى همسود روسيه همواره و با شدت خطر حضور تهديدات خارجى در آسياى مركزى را يادآور شده و عليه آن هشدار داده است. اما تا كنون هيچ كس تهديداتى را كه مسكو نسبت به آن هشدار داده نديده است. روسيه همواره به خطر تروريسم نفوذى از مرزهاى افغانستان به ساير نقاط در منطقه تاكيد داشته و به اين بهانه به سادگى اهداف ژئوپلتيكى خود را در منطقه بسيار مهم آسياى مركزى دنبال مى كند. بيك محمد ياد آور مى شود كه علاوه بر اين حضور نظامى روسيه در آسياى مركزى نشان نمى دهد كه سربازان روس نقش مورد انتظار از آنها را در حل بحرانهاى داخلى كشورهايى كه در آنها مستقر بوده اند، ايفا كرده باشند. روسيه همواره يك نقش انفعالى داشته و ما شاهد چنين وضعيتى در قرقيزستان بوديم. به نظر برخى ديگر از كارشناسان مسائل منطقه، گرچه روسيه به منظور حفظ منافع مورد نظر خود در آسياى مركزى در تلاش براى گسترش نفوذ سياسى و نظامى خويش در اين منطقه است، اما اين امر يعنى حفظ و گسترش حضور نظامى روسيه در منطقه آسياى مركزى، به خودى خود توانسته است به عنوان سدى در برابر هجوم و نفوذ سيل آساى جهان غرب، بويژه آمريكا در منطقه عمل كند. بويژه اين كه تقريبا تمام كشورهاى منطقه آسياى مركزى زمينه هاى لازم براى پذيرش اين نفوذ را دارند. ضعف بنيان هاى اقتصادى و نظامى و عدم تجربه لازم در مسائل سياسى و ديپلماتيك به دليل نوپا بودن اين كشورها، برخى از مهمترين راههاى نفوذ غرب به بهانه تقويت نقاط ضعف اين كشورها، به منطقه است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ايروني، ايروني بمون

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۳
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

·        فحش خواهر و مادر مي‌ديم به همديگه، به دين و مذهب، عربها و غيره! اما تا يه مشكلي پيش مياد، مي گيم يا فلان امام! و در لوس‌آنجلس هم بيشترسفره حضرت عباس باز مي‌كنيم تا توي تهران! ما روز عاشورا تاسوعا نذري مي‌ديم! اما براي اينكه زعفرون گرونه، روي پلو گلرنگ مي‌ريزيم!

·        ما همه مادرزادي سياستمدار به دنيا اومديم، اما استراتژي تك تكمون با همديگه وبا تمام دنيا متفاوته! براي همين در هيچ موردي با هم توافق نداريم و بازهم به هم فحش مي‌ديم! سه تا كه مي‌شيم پنج نظر متفاوت داريم و هممون خيال مي‌كنيم حق داريم!

·        ما به اجدادمون خيلي احترام مي‌ذاريم! مخصوصاً داريوش و اينها! وقتي سر قبرشون ميريم حتماً يه يادگاري هم (باهرچي كه دستمون باشه) روي در و ديواراش مي‌كَنيم!

·        ما احتمالاً غير از رامسر و كلاردشت جاي ديگه‌اي از ايران رونديديم، اما حتماً دوبي رفتيم و فروشگاه عرض الهدايا رو ديديم! بي برو برگرد هم يه عكسي توي صحرا روي شن‌ها گرفتيم كه به همسايه‌ها نشون بديم!

·        ماها سينما نمي‌ريم و عوضش عشق مي‌كنيم قبل از اينكه فيلم روي پرده سينما بره ما سي ديشو ببريم خونه!

·        ما -مخصوصاً لوس‌آنجلسي هامون- وقتي كانال تلويزيوني درست مي‌كنيم يا  همينطوري آب دوغ خياري ميارندمون توي يه برنامه‌اي مجري بشيم يا گزارش بديم يا خداي نكرده به عنوان كارشناس حرف بزنيم از هرسه تا كلمه اي كه مي گيم، چهار تاشون انگليسيه؛ اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتري و صد البته تلفظ صد درصد غلط!

·        ماها عاشق رقص عربي هستيم! هرچي هم سنمون ميره بالاتر علاقه مون به اين رقص كه تا ابد يادش نمي گيريم هي بيشترو بيشتر ميشه و اصرار مي كنيم كه بايد توي همه مهموني‌ها هنرمون رو نشون بديم! البته دوستان خيلي اصرارمي‌ كنند، وگرنه ماها همه خجالتي هستيم و رقصمون نمياد!

·        به آذري‌ها متلك ميگيم، اونارو مسخره مي‌كنيم و براشون جوك مي‌سازيم؛ ولي بهترين و مفيدترين دوستامون آذري هستن!

·        اما سه چيز براي ما خيلي مهمه:

1)   ما هيچ وقت اجازه نخواهيم دادكه روي هيچ نقشه‌اي خليج فارس به خليج عربي تبديل بشه! 

2)   حواسمون هست كه هرجا اسمي ازفيلم كارتوني سيصد برده شد اعتراض كنيم، نامه بنويسيم، طوماراينترنتي امضا كنيم كه چرا قيافه ما ايرانيها اينقدر وحشتناك كشيدند! آخه ما ايراني‌ها اونقدرا هم وحشتناك نيستيم!

3)   دولت كشورمون بايد مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموكرات / عشقي  /مهربون ... با يك شرط: ما همون آدم‌ هايي كه در بالا گفتيم، بمونيم!

 

·        و در پايان: ... ما رانندگيمون حرف نداره! رانندگي بدون فحش و فضيحت برامون معني نداره! چراغ راهنمايي، عابرپياده، موتورسوارهاي آدمخور ... فقط يك كلمه از هرمورد كافيه ... و يه داستان ِ واقعي؛  يكي از دوستان تعريف مي كرد:

يك ايراني در فرانسه مشغول رانندگي در اتوبان بوده و ناگهان متوجه ميشه كه خروجي مورد نظرش رو رد كرده ... لذا به عادت ديرينهٔ ايراني ها، ميزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع ميكنه به برگشتن به عقب! اما در همين حال با يه ماشين ديگه تصادف ميكنه ... سرت رو درد نيارم،  پل يس مياد و اول با رانندهٔ فرانسوي صحبت ميكنه و بعد مياد سراغ ايرانيه و بهش ميگه: ما بايد اين آقا رو بازداشت كنيم؛ ايشون اونقدر مسته كه فكر ميكنه شما داشتي دنده عقب ميرفتي !!!



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

با زمين خودمان چه مي كنيم بسيج عمومي براي نجات زمين

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۳
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

عمر زمين من وشما

منبع : كاريزما مشاور

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم!

دراين صورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود! كه هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره‌ي سال‌هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده‌اي داريم!

اما اين را مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل‌ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده‌اند.

اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود! يعني زمين آن‌ها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.

در اوايل هفته‌ي پيش ميمون‌هاي آدم‌نما به آدم‌هاي ميمون‌نما تبديل شدند!

و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.

انسان جديد فقط حدود4 ساعت روي زمين بوده وطي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !

بيش ازيك دقيقه ازعمر انقلاب صنعتي نمي‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره‌ي 46 ساله آورده است . او طي 40 دقيقه‌ي بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است.

او خودش را به نسبت‌هاي سرسام‌آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است

سوخت‌هاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله‌ي برق آسا نگاه مي‌كند



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

منشور همكاري ميان آمريكا و گرجستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۲
مهدي
نظرات (0)

فصل اول. اصول مشاركت و همكاري

      اين منشور بر اساس اصول و ديدگاه هاي مشترك بنيان نهاده شده  است.

1        احترام و حمايت از  حق حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و عدم تعرض به مرزها  يكي از اساس روابط دو جانبه مي باشد.

2        دوستي دو كشور  بر درك متقابل اين عقيده بنيان نهاده شده كه  دمكراسي اساس و پايه مشروعيت سياسي و امنيت  مي باشد.

3        همكاري ميان دمكراسي دو كشور در بخش  دفاعي و امنيت،   در راستاي واكنش موثر به چالش هاي موجود در مقابل صلح و امنيت از اهميت ويژه برخوردار مي باشد.

4        گرجستان بعنوان يك كشور مستقل، دمكراتيك و مقتدر كه از توان دفاعي برخوردار است، سهم خود را در تحكيم امنيت و رفاه مردم اين كشور و اروپا  افزايش مي دهد.

5        دمكراسي روزافزون گرجستان  مي تواند عرصه اي براي خلاقيت بالقوه شهروندان تلاشگر خود فراهم ساخته  به افزايش رفاه در منطقه كمك كند.

6        ايالات متحده آمريكا به گرجستان براي توسعه روابط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و امنيتي اين كشور با ديگر ملل جامعه اروپا-اتلانتيك كمك خواهد كرد.

7        طرفين، همگرايي كامل گرجستان با نهادهاي سياسي، اقتصادي، دفاعي و امنيتي اروپا-اتلانتيك  را بر اساس اجراي معيارهاي لازم از سوي اين كشور  بعنوان هدف مشترك خود اعلام مي كنند.

فصل دوم.  همكاري در بخش دفاعي و امنيتي

گرجستان مقتدر، مستقل، يكپارچه و دمكراتيك يكي از منافع حياتي دو كشور مي باشد.  دولت آمريكا نقش گرجستان را در ائتلاف عراق  برسميت شناخته معتقد است كه گرجستان با مشاركت در ائتلاف عراق توانايي خود را در تامين امنيت بنمايش گذاشته است. توسعه روند همگرايي گرجستان با جامعه اروپا-اتلانتيك يكي از اولويت مشترك است و دو كشور برنامه همكاري گسترده را در بخش امنيت با هدف افزايش توانايي اين كشور و آماده كردن براي عضويت در ناتو  بر اساس اعلاميه اجلاس سران ناتو در بخارست آغاز مي كنند.

1        گرجستان و آمريكا در چارچوب كميسيون ناتو و گرجستان طرحي سازمان يافته را با هدف هماهنگي و همسازي بيشتر ظرفيت هاي ناتو و گرجستان از طريق بهتر ساختن برنامه آموزش و تجهيز نيرو هاي مسلح اين كشور اجرا خواهند كرد. 

2        گرجستان و آمريكا  با در نظر گرفتن تهديد هاي جهاني با توجه به توافق نامه آتش بس 12 اگوست ميان روسيه و گرجستان برنامه هاي همكاري امنيتي را جهت مهار تهديدات و كمك به استقرار صلح گسترش خواهند داد. همكاري امنيتي بنفع هر دو كشور و منطقه است.

3        آمريكا و گرجستان با توجه به خطرات ناشي از سلاح كشتار جمعي در راستاي نابودي اينگونه سلاح‌ها و فناوري هاي خطرناك بر اساس معيار هاي بين المللي و با  اجراي كنترل صادرات،  تلاش خواند كرد.

4        دولت آمريكا بر اساس همكاري هاي دوجانبه ميان نهاد هاي دفاعي و امنيتي از تلاش گرجستان براي تامين نياز هاي مشروع امنيتي و دفاعي خود از طريق توسعه نيروهاي مسلح همساز با ناتو،   حمايت خواهد كرد.

 

فصل سوم. همكاري دوجانبه در بخش هاي اقتصادي، تجارت و انرژي.

آمريكا و گرجستان در راستاي اشتغال زايي، كمك به رشد اقتصادي، حمايت از اصلاحات و آزادي اقتصاد، بهتر ساختن فضاي بازرگاني و كمك به دسترسي كالا و خدمات به بازار همكاري مي كنند.  دو كشور  با توجه به نقش و اهميت تجارت در توسعه اقتصادي و كمك به آزادي و رفاه   ار توسعه زير ساخت هاي دالان جنوبي انرژي  استقبال مي كنند. ايالات متحده آمريكا بنوبه خود به همگرايي گرجستان با اقتصاد جهاني و سازمان هاي بين المللي كمك خواهد كرد.

1        دو كشور با تاكيد بر اهميت افزايش سرمايه گذاري در روند توسعه اقتصادي، توافق نامه افزايش سرمايه گزاري هاي متقابل را حاصل خواهند كرد  تا حضور گرجستان در « سيستم عمومي امتيازات»  تحقق يابد و امكان انعقاد توافق نامه تجارت آزاد بررسي و مهيا شود.

2        دولت آمريكا در نظر دارد به روند بازسازي و ثبات مالي گرجستان پس از جنگ كمك كند.  دو كشور براي تامين نياز هاي مردم گرجستان،  با سياست  فقر زدايي و برنامه هاي سرمايه گذاري در بخش بهداشت و آموزش تلاش خواهند كرد.

3        با توجه به اهميت بخش انرژي، آمريكا و گرجستان  ظرفيتها گرجستان را براي توليد انرژي بررسي كرده امنيت خطوط انتقال منابع انرژي به اروپا را تحكيم خواهند كرد.  دو كشور همچنين همكاري هاي خود را با تركيه و آذربايجان كه حاصل آن خط لوله باكو-تفليس-جيهان، باكو-سوپسا و باكو-تفليس-ارزروم است در راستاي ايجاد دالان جديد جنوبي گسترش خواهند داد. ايجاد دالان جديد گرجستان و اروپا را كمك خواهد كرد با واردات از آذربايجان و آسياي مركزي گاز طبيعي را دريافت كنند.

فصل چهارم.  تحكيم دمكراسي

دو كشور با در نظر گرفتن پيشرفت هاي گرجستان  متعهد مي شوند بطور مشترك در راستاي آزادي رسانه ها، استقلال مجلس، اصلاحات قوه قضاييه، استقرار عدالت، احترام به جامعه مدني و حقوق بشر و تشديد مبارزه عليه فساد مالي تلاش كنند. طرفين بار ديگر پايبندي خود را نسبت به دمكراسي، بردباري و ارزش هاي عمومي براي احترام به اقوام مختلف  اعلام كرده آماده براي همكاري مي باشند

1        آمريكا و گرجستان آمادگي دارند استقلال رسانه ها، انتشار آزاد اخبار و آزادي بيان  را از طريق كمك به رسانه ها و خبرنگاران تامين كنند

2        آمريكا و گرجستان آمادگي دارند در راستاي تحكيم برتري قانون از طريق افزايش استقلال قوه قضاييه همكاري كنند. در اين خصوص آمريكا در نظر دارد با آموزش دادن به قضات، دادستان ها وكلا و ماموران انتظامي به اين روند كمك كند. دو كشور همچنين در نظر دارند تلاش هاي خود را به بمنظور مبارزه عليه جرايم فراملي از جمله تروريسم، جرايم سازمان يافته، تجارت انسان و مواد مخدر، پول شويي و جرايم سيبرنتيك بكار گيرند.

3        دولت هاي آمريكا و گرجستان همكاري خواهند كرد تا از طريق قوه مجريه ، شفافيت  روند قانونگذاري، افزايش مسئوليت دولت و مشاركت مردم و رسانه ها در تصميم گيري هاي دولت به مديريت كارآمد و بهتر كمك كنند.

4        آمريكا و گرجستان متعهد مي شوند در زمينه  افزايش (پلوراليسم ) تعدد سياسي و حزبي در گرجستان همكاري نموده به توسعه احزاب سياسي، مراكز تحقيقاتي و سازمان هاي غير دولتي كمك كنند و با مشاركت فعال آنها،  قوانين را تكميل  محيط رقابت آميزي براي انتخابات فراهم نمايند.

5        آمريكا و گرجستان در نظر دارند براي تقويت ظرفيت جامعه مدني گرجستان همكاري كنند  تا سياست عمومي تدوين و تحليل شود، منافع افراد جامعه مورد حمايت قرار گيرد، نظارت بر عملكرد مقامات افزايش يابد و امكان مشاركت جامعه در روند قانونگذاري فراهم گردد.

فصل پنجم. تعميق روابط ميان ملل و گسترش تبادل فرهنگي 

آمريكا و گرجستان تمايل خود را براي تعميق روابط ميان مردم دو كشور و توسعه برنامه هاي تبادل فرهنگي، آموزشي و حرفه اي كه به افزايش تفاهم و استقرار ارزشهاي دمكراسي كمك مي كند، اعلام مي نمايند.

1        آمريكا و گرجستان  با توجه به اهميت تعميق روابط ميان مردم دو كشور در نظر دارند در آينده به تبادل فرهنگي و اجتماعيي از طريق برنامه هاي Fulbright ،تبادل رهبران آينده (FLEX),  تبادل دانشجويان (UGRAD),  آموزشي و عملي قوانين (LEAP),  برنامه بين المللي رهبران مهمان و برنامه آموزش و تدريس زبان انگليس كمك كنند.

2        آمريكا و گرجستان با توجه به لزوم نوآوري و پويايي براي توسعه دو كشور در نظر دارند بر همكاري هاي دو جانبه در بخش هاي آموزش عالي، بازرگاني و تحقيقات علمي بيافزايند.   دولت آمريكا  بر اساس قوانين اين كشور روند درخواست ويزا را تسهيل خواهد كرد تا افراد فعال در امور فرهنگي، آموزشي و بازرگاني بتوانند مشاركت كنند. 

3        آمريكا و گرجستان در نظر دارند اثار ميراث فرهنگي كه در گرجستان پس از جنگ آسيب ديده اند ترميم و بازسازي كنند.  دو كشور همچنين به تحكيم روابط مستمر مردم ابخازيا و اوستياي جنوبي با مردم ديگر مناطق گرجستان كمك كنند. 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آيا اسرائيل در غزه از خود دفاع مشروع مي كند؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۱
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

3-اين حق طبيعي و قانوني من است كه در وبلاگ خود،در مورد برخي مسايل بين المللي  اظهار نظر كنم و در مورد مسايل داخلي  اظهار نظر نكن. بنابر اين مهم نيست كه چرا در مورد فلان چيز صحبت نمي كنم؟بلكه مهم آن است كه آنچه را كه بيان كرده ام،منصفانه و قرين واقعيت باشد، ضمن آنكه معتقدم در بررسي مسايل غزه ،صحبت از اينكه«فلان شخص حقيقي و حقوقي هم  ازفلسطينيان يا حماس حمايت مي كن»ويا اينكه «فلان شخص يا سازمان از موضوع غزه سوء استفاده مي كند»نه بر ذمه مردم غزه و فلسطينيان كه بر عهده كسي است كه واقعا اين كار را انجام داده است و اينگونه مسايل هيچ مدخليتي به حساسيت ما به وقايع غير انساني غزه ندارد.

آيا مي توان حمله اسراييل به غزه را مصداق دفاع مشروع دانست؟

يكي از دلايل مورد استناد اسراييل براي مشروعيت بخشيدن به حملات كنوني خود به غزه ؛مساله« دفاع مشروع» است .در علم حقوق و در بيان مفهوم دفاع مشروع به اين نكته اشاره شده است كه:«بشر بنا به فطرت خود در مقابل هر تهاجم يا اقدام ناعادلانه اي كه قصد جان او را كرده باشد واكنش نشان مي دهد بنابر اين چنين دفاعي را جزيي از حقوق طبيعي دانسته اند زيرا ، زيرا انسان دفاع از خود در برابر تهديد ها را به درستي حق طبيعي خود مي داند وروابط انساني و اجتماعي ايجاب مي كند كه افراد در صورت حمله و تهاجم ناعادلانه ديگران ساكت نمانند و قانون نيز چنانچه كساني را كه در شرايط دفاع باشند مجازات نخواهد كرد»(مقدمه كتاب فلسفه حقوق -دكتر ناصر كاتوزيان).حقوقدانان براي توجيه دفاع مشروع دو نظر كلي را مورد توجه قرار داده و اساس دفاع را يكي از آن دو دانسته :

اول:اجبار.

 دوم:اجراي حق يا انجام تكليف.

 طبق نظريه اجبار؛ عمل انجام شده در دفاع مشروع جرم است، ولي جرمي كه قابل مجازات نيست. دليل طرفداران اين عقيده اين است كه تهاجم غيرمشروع آزادي را از بين مي برد و جرم تحت تاثير اغتشاشات ارادي انجام مي گيرد. به عبارت ديگر تحت تاثير حفظ «من» جرم به وجود آمده و اراده آدمي در انجام آن نقش قابل قبول نخواهد داشت زيرا جبر ناشي از تجاوز غيرمشروع انسان را به ارتكاب جرم وادار كرده است.براساس نظريه دوم در دفاع مشروع،شخص، حقي را اجرا كرده و حتي تكليف خود را براي اجراي عدالت به جا آورده است.در اين مورد دفاع مشروع جرم نيست كه مجازاتي را براي آن در نظر گرفت.

نكته مهم ديگر آن است كه در اين گونه دفاع :

اولاً دفاع بايد با تجاوز و خطر متناسب باشد.

ثانياً توسلي به قواي دولتي بدون فوت وقت عملاً ممكن نباشد يا مداخله قواي مزبور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود.

 ثالثاً تجاوز و خطر ناشي از تحريك خود شخص نباشد و عمل ارتكابي بيش از حد لازم نباشد و همچنين دفاع از نفس يا ناموس يا عرض و مال يا آزادي تن وقتي جايز است كه او ناتوان از دفاع بوده و تقاضاي كمك كند يا در وضعي باشد كه امكان استمداد نداشته باشد.

 بنابراين دفاع مشروع يا دفاع قانوني عبارت است از:« توانايي بر دفع تجاوز قريب الوقوع و ناحقي كه نفس، عرض، ناموس، مال و آزادي تن خود و ديگري را به خطر انداخته است»(ماده ۴۳ قانون مجازات عمومي).نكته مهم ديگر آن است كه دفاع مشروع قدرتي بازدارنده با هدف جلوگيري از خطرهايي است كه رهايي از آن جز با ارتكاب جرم ممكن نيست ولي دفع جلوگيري از خطرهاي مذكور هيچ وقت نبايد با انگيزه انتقام جويي و آزار و اذيت همراه باشد.

دفاع مشروع در حقوق و قوانين بين المللي:

آنچه گفتيم در مورد دفاع مشروع در حوزه قوانين مجازات عمومي بود اما بايد دانست كه در حوزه قوانين بين المللي نيز بر اساس ماده51 ميثاق ملل متحد دفاع مشروع از جمله حقوق طبيعي innate شناخته شده است ودر موارد متعددي از جمله حمله نظامي ،مشروع  قلمداد مي شود ليكن نبايد از اين مساله غافل شد كه در حقوق بين الملل دفاع مشروع دولت ها؛

 اول:تنها «در برابر دولت هاي ديگر مشروعيت دارد » چنانكه در راي مشورتي دادگاه بين المللي لاهه (9ژوييه 2004)در مورد نامشروع بودن ساخت ديوار حايل توسط اسراييل ،به صراحت تاكيد شده است كه ساخت ديوار حايل نمي تواند مصداق دفاع مشروع اسراييل باشد زيرا تهاجم مسلح به اسراييل نه از سوي يك دولت كه از سوي گروه ها يا افراد يا سازمان هايي كه در حقوق بين الملل«دولت»شناخته نمي شوند، صورت گرفته است.بنابر اين از ديد كارشناسانه و حقوقي؛ اقدامات حماس و حزب ا... فاقد شروط لازمي است كه واكنش هاي نظامي و غير نظامي دولت اسراييل را مصداق دفاع مشروع كند.

 

دوم:شرط ديگري كه به لحاظ قوانين بين المللي بر دفاع مشروط حمل گرديده آن است كه:«تهاجم مسلحانه اي مقدمات و زمينه هاي دفاع مشروع را فراهم مي كند كه به شكل پيش بيني نشده رخ دهد و امكان دفع تهاجم را جز در چارچوب دفاع مشروع ممكن نسازد»وبه عبارت ديگر تهاجم يا بايد« قريب الوقوع» يا در« شرف وقوع »و يا«در حال وقوع »باشد(راي مشورتي دادگاه بين المللي لاهه در مورد ساخت ديوار حايل) از همين روست كه اسراييل در سندي كه پس از حمله به غزه به شوراي امنيت،ارايه داد، تاكيد كرده است كه:«موشك هاي فلسطيني در شرف يا در حال پرتاب به سوي شهرك هاي اسراييل هستند» اما به شكل عمدي به اين نكته اشاره نشده است كه اين موشك ها واكنشي به تجاوز نظاميان اسراييل به داخل مرزهايي است كه ورود بدان بر اساس مصوبات خود شوراي امنيت مصداق«اشغال »است(عمر موسي در سخنراني كنفرانس فوق العاده وزراي خارجه عرب-31 دسامبر2008- دقيقا به اين مساله اشاره كرد).

سوم:شرط سومي كه يك واكنش نظامي را در حقوق بين الملل مصداق دفاع مشروع مي كند آن است كه در اينگونه دفاع،واكنش بايد به اندازه اي باشد كه متناسب با اقدام طرف مقابل باشد و از اين نظر تجاوز به غزه،كشتار غير نظاميان و بمباران زير ساخت هاي سرزمين هاي فلسطيني و نيز محاصره زميني ،هوايي و دريايي غزه به هيچ و.جه تناسبي با موشك پراني حماس ندارد و نمي تواند مصداق عيني دفاع مشروع باشد.

نكته پاياني و قابل ذكر ديگر نيز آن ست كه به فرض اينكه تمام دلايل و براهين پيش گفته، مورد قبول واقع نشود و اقدام اسراييل در تجاوز به غزه «دفاع مشروع»تلقي شود باز هم اقدام اسراييل در تداوم حملات نظامي به غزه-از نظر حقوق بين الملل -محكوم و مردود است زيرا دست كم ،قطعنامه 1860سازمان ملل مبني بر برقراري فوري آتش بس به لحاظ قانوني مبناي دقيقي براي نامشروع دانستن سلسله اقدامات نظامي خشونت باري است كه اسراييل با بي اعتنايي كامل به قوانين بين المللي در غزه مرتكب مي شود و راه را براي پيگيري قانوني اين جرايم در دادگاه كيفري بين المللي هموار مي كند، هرچند بعيد است كه مقامات اسراييلي و يا هواداران اقدامات دولت اسراييل با وجود اين براهين قانوني به نامشروع بودن اقدامات كنوني ارتش اسراييل اذعان كنند به ويژه آن كه اسراييل در سال 1967 بر اقدامات تجاوزكارانه خود نام خلق الساعه وجعلي« دفاع مشروع پيشگيرانه»!!را گذاشت و اين بار نيز با خلق اصطلاح جديد «دفاع مشروع مجازات كننده!!»اذعان مي كند كه دفاعي مشروع با ماهيتي «عقاب آور و مجازات كننده»را در پيش گرفته است ؛اصطلاحي كه تاكنون نه صحبتي از آن درعلم حقوق به ميان آمده و نه مبنايي قانوني و  قابل قبول دارد.

 

[حذف ادامه مطلب]



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

برنده و بازنده نبرد غزه كيست؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۱
مهدي
نظرات (0)
/* /*]]>*/

اما با گذشت 11 روز از آغاز اين جنگ و چهارمين روز از حمله زميني به نوار غزه همچنان شليك موشك ادامه دارد.  بنابراين حتي اگر جنگ كنوني همين امروز در بعد نظامي به نفع اسراييل پايان يافته قلمداد شود بازهم گروههاي مقاومت چيزي ازدست نداده اند چه اينكه اين گروهها يك ارتش كلاسك نيستند كه اسراييل مدعي از بين بردن ساختار آنها شده باشد مگر اينكه در پايان اين جنگ همه يك ميليون و نيم انسان غزه اي قتل عام شده باشند. زيرا مردم غزه همه عضو گروههاي مختلف مقاومت محسوب مي شوند. مصداق اين مدعا هم حضور همه مردم در كنار گروههاي مقاومت با گذشت 11 روز از تجاوز است.

يادمان است كه در ژانويه سال 2008 پس از انكه محاصره غذايي و دارويي نوار غزه به اوج خود رسيده بود بيش از 700 هزار فلسطيني اهل نوار غزه ديوارهاي گذرگاه مرزي رفح را شكستند و وارد خاك مصر شدند. اين اتفاق مي توانست در روزهاي گذشته روي دهد اما مردم حاضر به ترك مقاومت در غزه نيستند.بنابراين هرچه قدر گروههاي فلسطيني بر طولاني شدن زمان درگيريها با رژيم صهيونيستي بيفزايند كه با توجه به وضعيت دفاعي غزه امكان آن بسيار بالا است بر هزينه هاي امنيتي، سياسي و اقتصادي اسراييل نيز افزوده مي شود.

ساختار نيروها در نوار غزه ساختاري غير كلاسيك يا به بياني ديگر چريكي بوده و مقاومت در اين منطقه موزائيكي است. به اين معني كه گروههاي مقاومت ارتش كلاسيك نيستند كه اسراييل با بمباران مواضع اين ارتش مدعي شود كه مثلا جبهه شمالي يا جنوبي ارتش ياد شده را از بين برده است. دفاع در غزه به شكل موزائيكي است يعني خانه به خانه. اگر اسراييل موفق به فتح يكي از خانه ها شود در واقع بايد خود را آماده نبرد جديدي در خانه بعدي نمايد. به اين ترتيب اسراييل وارد جنگي فرسايشي شده است كه حكم باتلاق را دارد. اين امر بر طولاني شدن زمان جنگ خواهد افزود.  

يكي ديگر از اهداف حمله به غزه اشغال مجدد اين منطقه و واگذاري ان به تشكيلات خودگردان فلسطين بود. تاكنون 570 فلسطيني شهيد و نزديك به سه هزار نفر مجروح شده اند. صدها باب منزل تخريب و دهها مسجد ويران شده است. حال با وجود پيكرهاي به خون آغشته نزديك به 90 كودك فلسطيني و 450 شهروند زن و مرد ديگر،  آيا ابومازن و تشكيلات متعلقه او مي توانند بر اين پيكرها حكومت كنند. مردم غزه نزديك به دوسال است كه طعم شيرين حكومت مردم بر مردم را با نظارت جنبش اسلامي حماس چشيده  اند چگونه مي توانند خانه هاي تيمي محمد دحلان و ابومازن را برتابند.

بر فرض كه اسراييل بتواند گروههاي مقاومت فلسطيني را وادار به پذيرش شروط خود نمايد حسني مبارك اما  آيا باتوجه به بروز 150 مورد اعتراض در 70 شهر مصر بازهم مي تواند ادعا كند كه حاكميت مطلقي بر مصر داشته و قادر به برگزاري يك انتخابات دمكراتيك است؟ بي شك با  توجه به محاصره نوار غزه و بي اعتناي دولت قاهره نسبت به بازگشايي گذرگاه رفح در اقدامي همسو با اسراييل، پايه هاي حكومت موروثي جناب مبارك بيش از پيش متزلزل شده است.

از سوي ديگر اسراييل چگونه مي تواند ادعا نمايد كه پيروز جنگي بوده است كه در اين جنگ گروههاي مقاومت فلسطيني به 50 سال خوش بيني اين رژيم مبني بر امن بودن نيروگاه ديمونا پايان دادند. اصابت موشك مقاومت به منطقه اشغالي بئر السبع به اين نظريه كه مهمترين نيروگاه هسته اي اسراييل در جاي امني قرار دارد مهر باطل زد. در دهه 50 قرن بيستم زماني كه فرانسه و انگليس پايه هاي بزرگترين نيروگاه هسته اي اسراييل را بنيان نهادند در پي مكاني بودند كه به لحاط عمق استراتژيك داراي عمق وسيعي بوده تا كشورهايي چون عربستان، سوريه، اردن و مصر قادر به ضربه زدن اين منطقه نباشند.  اين نظريه تا آخرين دقايق سال 2008 ميلادي داراي جايگاه بود اما با ورود به سال 2009 ميلادي و با شليك موشك هاي فلسطيني به بئر السبع كه 50 كيلومتر با نوار غزه و 12 كيلومتر (هوايي) با نيروگاه ديمونا فاصله داشت خواب را از چشمان تئوريسين هاي صهيونيستي ربود و نگراني ديگري  بر نگراني هاي بزرگ امنيتي اسراييل افزود بدون آنكه اين موضوع در رسانه هاي اسراييلي بازتاب داده شود.

حال گروههاي مقاومت فلسطيني از درون فلسطين موفق به ابطال اين نظريه شده اند. بئرالسبع جايي كه گروههاي فلسطيني در پنجمين روز تجاوز اسراييل به نوار غزه اهدافي را در آن هدف قرار دادند از زمين با نيروگاه ديمونا 25 كيلومتر و از هوا 12 كيلومتر فاصله دارد.تحقق اين امر به معناي آن است كه هريك از كشورهاي عربي با توجه به توسعه فن آوري هاي موشكي قادر خواهند بود اين نيروگاه را كه حكم بازدارندگي براي اسراييل در برابر جهان عرب و اسلام دارد،هدف قرار دهند.

از سوي ديگر ايستادگي چند گروه فلسطيني در منطقه محاصره شده  به مدت دو هفته در برابر تهاجم همه جانبه صهيونيستي  بيش از هرچيز ديگري اعتماد به نفس در ميان ملت ها و حتي دولت هاي پيراموني اسراييل را نيز افزايش داده است  به گونه اي كه هر يك از اين كشورها به اين باور رسيده اند كه مي توانند به تنهايي در برابر ارتش اسراييل مقاومت كنند چه رسد به اينكه در اقدامي ائتلافي عليه اين رژِيم وارد نبرد شوند. ضمن آنكه نبرد غزه را مي توان در بعد بين المللي به نبرد بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي توصيف كرد. موج نفرت از اسلام آمريكايي كه رژيم هاي عربي آن را به نمايش گذاشته اند از سوي هواداران اسلام ناب محمدي در سراسر جهان به نمايش گذاشته شد و فاصله بين دولت هاي حامي اسلام آمريكايي را با ملت هاي خود به چندين برابر افزايش داد. مبارزان حماس و شهروندان مسلمان نوار غزه اينك به نمادي براي اسلام ناب محمدي تبديل شده اند.  با اين وصف برنده اين نبرد كدام طرف است؟

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تكنولوژي | آموزش | طراحي سايت و سئو است.