درباره ی کراوات و کرواتها نژاد اصلی مردم کشور کرواسی
با یک نگاه به نگارهای که در تخت جمشید کنده شده (شکل ۱) و به نظر «هرتسفلد» که آن را در Iran in the Ancient East - fig۴۰۲ آورده است، پاپک پدر اردشیر است که رخت مادی بر تن دارد. به خوبی روشن میشود که «کئرت» کدامست و واژه کراوات از کجا گرفته شده است
نوع اول
این کراوات بیشتر به صورت پهنتر و پیش سینهای دیده میشود که پادشاهان و بزرگان سپاه میبستند و در همه صورتهای کنده شده روی سنگ و سکههای باستانی یافت میشود. برای نمونه سنگ نگارهای را در طاق بستان (شکل ۲) میتوان آورد.
نوع دوم
این پیش سینه که تا دورهی صفویه و بعد از آن هم رسم بوده (شکل ۳) که در صورتهای شاه عباس دیده میشود، همان است که به زبان فرانسه «cuirasse» میگویند که از «corazza» ایتالیایی گرفته شده است و ریشه آن «کئرس» اوستایی است.
نوع سوم
بنا به گفته اروپاییان «cuirasse» از قرن پانزدهم در اروپا رواج گرفته شده و چون پیشینه کلاسیک نداشته برای آن ریشه تراشیدهاند و آن را از واژهی حدسی «coracea» که در لاتین نیست گمان کردهاند و آن را از ریشه لاتینی «coriaceus» به معنی «چرمی» و از ریشه لاتینی «corium» یعنی «چرم» دانسته و ناچار شدهاند بگویند که این قسمت زره را در ابتدا از چرم میساختهاند!
در مازندران تا چند سال پیش که هنوز لباسهای محلی میپوشیدند، رسم بود که داماد شب عروسی، دستمال گردن سرخ یا سبز ببندد و این رسم مانند حلقهای که به انگشت میکنند علامت دلبستگی به چیزیست. به نظر نگارنده کراوات هم در ایران باستان مانند «کـُستی» علامت دینی و بستگی به جایی بوده است. «کستی» رشتهای بوده که به کمر میبستند و کراوات رشتهای بوده که «بر گردنم لفکنده دوست»، بیجهت نبود که وقتی بستن کراوات دوباره در ایران رسم شد آن را «زُنـّار» نام نهادند.پژوهشگر انگلیسی، نوئل مالکوم در کتاب خود به اسم "تاریخچه مختصر بوسنی" مطالعه ذیقیمتی در مورد روابط ایرانیان وگذشته اقوام یوگوسلاوی سابق انجام داده است. وی در این کتاب مینویسد: "واژه کراوات، یا هراوات درزبان صربی" ریشه در این زبان ندارد. این واژه از شبیه به نامی ایرانی است که در لوحی سنگی درناحیه یونانی نشین جنوب روسیه یافته شده است. ریشه آن نام، خراوات دراوستا به معنای "دوستانه" است. مطالعات تاریخی نشان میدهد که نژاد فعلی کرواسی یعنی کرواتها، از ۱۷۰۰ سال پیش از سرزمین مادریشان، ایران به سمت کرواسی، صربستان و بوسنی مهاجرت نموده اند. احتمالاً علت این مهاجرت سرکوب مومنین به آئین مانوی در دوران ساسانیان بوده است.برمبنای اسناد قدیمی، اقوام بوسنیایی و کروات دارای اصلیت ایرانی هستند که بعدها با اقوام اسلاو جنوبی ازدواج کرده و ممزوج شده اند. نوئل مالکوم معتقد است که تئوری های جدید در این زمینه با شواهد تاریخی مطابقت دارد. برخی ازتئوریسین های ملی گرای کروات، ترجیح می دهند که اصلیت خود را با ایرانیان مرتبط سازند. چنین تئوری هایی خصوصاً در زمان جنگ جهانی دوم، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقه بندی نژادها ازسوی آلمانیان بالاترازنژاد اسلاو قرارگرفت، تقویت شد. هرچند بر طبق نظر مالکوم، هم کرواتها و هم بوسنیایی ها مهاجرینی ازایران بوده اند که تقریباً به صورت هم زمان ازایران به بالکان مهاجرت کرده اند.یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین اولیه برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمیز داده شوند خود را "خراوات" یا همان کروات می نامیده اند. همچنین این مهاجران ایرانی تبار، برای آنکه وجه تمایز خود را نشان دهند، دستمالی بدور گردنشان می بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت. در سال ۱۶۵۶، لوئی چهاردهم، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، برسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را بدور گردن خود می بستند که در انتهای آن گره ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار میگرفت. ازآن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی اززیور نظامی درارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.