خرید بک لینک behtarinbacklink.com - لایسنس نود 32 -

سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
baxbet
bettime90vip
وان ایکس بت
خرید لایسنس نود 32 - سئو سایت
  • لایسنس رایگان نود 32
  • اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو

    آلترناتیو برای عضویت در ناتو

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۶
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    ثالثاٌ روابط غرب با روسیه به پایین ترین درجه خود پس از اتمام " جنگ سرد " رسیده است . گسترش ناتو ، از بین بردن سیستم کنترل تسلیحات استراتژیکی ، استقرار سیستم ضد موشکی در اروپا و همچنین عدم تمایل غرب برای انجام مذاکرات در مورد مسائل دارای اهمیت خاص خود با مسکو ، عواملی برای احساس ناراحتی روسیه شده ، چون روسیه کشور ابرقدرت تلقی نمی شود .

    عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو اقدام خطرناکی است . اگر غرب مایل به بهبود وضعیت در اروپا و تبدیل روسیه به عنوان شریک خود در حل مشکلات است ، باید این موارد را در نظر بگیرد .

    گرجستان و اوکراین شایسته کمک و مساعدت ناتو و اتحادیه اروپا هستند و دیر یا زود آنان در سازمان پذیرفته می شوند . اما تنها حل مشکلات درازمدت برای تإمین امنیت آن ها فایده نخواهد داشت . آن ها بخشی ازتحولات دولت اوباما درسیاست غرب نسبت به روسیه هستند که متحدین اروپایی بی صبرانه انتظار دارند . مسائل کنترل تسلیحات استراتژیکی ، عدم گسترش تسلیحات کشتار جمعی و دفاع ضد موشکی نیز در قالب این تحولات باید قرار گیرند .

    برای حل مشکلات گرجستان و اوکراین دو نکته خیلی اهمیت دارد :

    اول : گفتگوی غرب و روسیه در مورد مشکلات امنیتی اروپا دوما  تصمیمات جدید نسبت به مسائلی که به بهبود کل وضعیت مساعدت می کنند . دیمیتری مدوداف و نیکولا سارکوزی و دولت های اروپا از این پیشنهاد حمایت کردند .

    دوم : مشکلات امنیتی و نظامی می تواند تنها از طریق احیای قرارداد در مورد نیروهای متعارف در اروپا حل شوند . این قرارداد در سال 1990 منعقد گردیده و موافقتنامه اضافی آن در سال 1999 به امضا رسید که قرارداد مزبور را مطابق با شرایط تغییر داده اند . اولویت این موافقتنامه این است که حد و مرز نیروها و تسلیحات متعارف ، انهدام تجهیزات نظامی ، انجام نظارت و همچنین مقررات استقرار ارتش های خارجی را در مناطق جقرافیایی تعیین می کند . 

        این قرارداد به خاطر شرایط مربوط به ناتو و روسیه در حال حاضر مسکوت گذاشته شده است . آغاز حل مشکلات در دودهه اخیر ضروری و حیاتی است . این روند به عامل تغییرات سودمند در روابط کشورهای غربی و روسیه در می آید که سلسله مشکلات امنیتی گرجستان و اوکراین را نیز حل خواهد کرد .



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    بررسی چگونگی تعامل آمریکا با ایران

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۶
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    آقای آلفونه تشریح کرد: "ایران متشکل از جمعیتی شهری است که به تلویزیون های دولتی و خارجی، وهمچنین کالاهای خارجی دسترسی دارد. این جمعیت بزرگ شهری تحصیل کرده متعلق به طبقه متوسط، برای احقاق حقوق سیاسی خود تلاش می کند. جمعیتی که بالقوه از قدرت انجام تغییر و یا انقلابی شبیه ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) برخوردارست.

    علیرغم پذیرش جمعی شرکت کنندگان در میزگرد مسائل ایران در خصوص تمایل دولت اوباما به پیگیری موضوع گفت وگوی مستقیم و در رده بالا با این کشور، حتی در میان تحلیل گران محافظه کار این میزگرد نیز نوعی احساس بدبینی و بدگمانی نسبت به تهران محسوس بود

    اما نظام به رغم آگاهی از خطرپذیری (ریسک) موجود، برای کنترل و آرام کردن خواسته ها همچنان به شاخه نظامی خود یعنی سپاه پاسداران متکی می باشد."

    آرش سیگارچی سخنران دیگر این کنفرانس، پیشتر بعد از انتشار مقاله ای انتقادی علیه دولت در بلاگستان خود به نام "پنجره التهاب"، روانه زندان شده بود. وی سپس به آمریکا فرارکرد. او گفت انقلاب به ارزش های خود خیانت، و وعده هایش را نقض کرده است. وی تنها راه بقای نظام را اعطای حقوق و آزادی های دموکراتیک به ایرانیان دانست. او خاطرنشان کرد که نظام به این شیوه دوام می یابد، اما نمی تواند در مسیر فعلی به راهش ادامه دهد.

    الکس واتانکا محقق ارشد مسایل خاورمیانه و تحلیل گر "گروه اطلاعاتی جینز" هم در نگاهی از بیرون به داخل، با توجه به مواضع تهران در قبال مسایل منطقه ای و جهانی، به بیان رخدادهای اخیر پرداخت.

    وی بی مهابایی نظام به خصوص در سیاست خارجی را وجه ممیزه آن تلقی کرد، و گفت: "تهران پیشتر تنها در جهت خروج از انزوا تلاش می نمود. اما اینک به جای آن در صدد ایفای نقش جدی و تاثیر بیشتر است، و این هدف را با تهور دنبال می کند."

    به نظر او غرب بهتر است نسبت به پیشداوری ایران و طبیعت عقیدتی نظام تجدیدنظر کند، و آن را به مثابه نظامی تلقی نماید که توسط نیروی عملگرا در جهت منافع ملی اش حرکت می کند. وی تاکید نمود که فرای شعارهای داده شده، هیچ اقدام عملی از سوی نظام برای صدور انقلاب صورت نگرفته است.

    واتانکا اشاره نمود که جمهوری اسلامی علیرغم بسط نفوذ منطقه ای برای حفظ استقلال خود جهت خروج از انزوا، بهای بسیار گزافی را می پردازد. وی در این پیوند خاطرنشان کرد: "انزوا منجر به اختلال در رشد اقتصادی شده، و دلزدگی مردم را به همراه داشته است."

    پتریک کلاوسون اقتصاددان مؤسسه مذکور در امور خاور نزدیک هم، اقتصاد را چشم اسفندیار (پاشنه آشیل) دولت رییس جمهور احمدی نژاد توصیف کرد، که بعد از گذشت سی سال از انقلاب همچنان درحالت نامتوازن به سر می برد. او این حالت را ناشی از دلایل متعددی از جمله جنگ با عراق، کاهش قیمت نفت در دهه ۸۰ (۶۰)، و اخیرا سیاست های اقتصادی نظام دانست.

    کلاوسون به باور مبنی بر تزلزل اقتصاد در زمان شاه حمله کرد. وی مدعی شد در دهه ۶۰ (۴۰) اقتصاد ایران از همه اقتصادهای جهان پیش بود. او با اشاره به رشد نسبی کنونی گفت: "بدون شک ایران امروز در معرض نابودی اقتصادی می باشد. چراکه همین رشد نسبی هم به دلیل سوء مدیریت سرانجامی نیافته، و منجر به ایجاد رضایت در ایرانیان نشده است."

    مایکل مکووسکی مدیر سیاستگزاری "مرکز سیاستگزاری بیطرفانه" و دیگر سخنران این نشست اظهار داشت: "علیرغم وجود ذخایر غنی گاز، ایران همچنان به قیمت جهانی نفت متکی می باشد. اما نطام در توسعه میادین نفتی ضعیف عمل کرده، و لذا تولید آن بسیار بسته باقی مانده است. زیرا در حالی که درآمدهای ایران از نفت طی ده سال گذشته هفت برابر شده، تولید آن ثابت باقی مانده است."

    بنا به اظهارات مکووسکی ناتوانی نظام در افزایش تولید، منجر به وقوع شکنندگی های متعددی شده است. به عنوان مثال مازاد بودجه سریعا به کسری بودجه مبدل می شود. چرا که دولت به ناچار آن را به صورت یارانه هزینه می کند. اقدامی که خود منجر به کاهش تفوق ایران در مقابل کشورهای وارد کننده نفت می شود. این امر نهایتا سبب می گردد که به دلیل وابستگی درصد کمی از بازار بین المللی به نفت ایران، مسیر حمله به تاسیسات اتمی این کشور هموار شود.

    به گفته علی آلفونه رژیم تهران در مقام پاسخ به چالش های فزاینده اقتصادی، به سمت توسعه نظامیگری گام برداشت. براساس استدلال وی این رویه از سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷)، و به موازات پایان جنگ ایران وعراق آغاز شد. در این مقطع اعضای سپاه پاسداران بعد از ایثار در جنگی مقدس و ناموفق، به ایرانی نابسامان بازگشتند.

    آلفونه تصریح کرد: "رییس جمهور رفسنجانی می دانست، که این نظامیان قادر به انجام کودتا هستند. لذا آنها را در امور اقتصادی وارد کرد. به گونه ای که به مثابه رشوه ای به نظامیان برای دور نگاه داشتن آنها از سیاست، امور اقتصادی متعددی را به ایشان محول نمود. این روند دهه ها ادامه داشت، و در دوران احمدی نژاد به اوج خود رسید.

    در این مورد اجماعی کلی پدید آمد که مردم ایران چه نظام اسلامی را دوست داشته باشند و چه نداشته باشند، در صورت حمله نظامی به دلیل وجود عرق ملی قوی، از دولتشان حمایت خواهند کرد

    اینک سپاه پاسداران به ارتشی عقیدتی مبدل شده، که کاملا خارج از کنترل است."

    مایکل کونل مدیر پروژه ایران در "مرکز تحلیل نیروی دریایی" از دیگر سخنرانان این نشست، به اقدام اخیر علی جعفری رییس سپاه پاسداران در صدور دستور بازسازماندهی نیروها اشاره کرد. او گفت این اقدام به دلیل نگرانی از امکان وقوع انقلابی مخملین به واسطه اقدامات انجام شده از سوی امریکا در قالب استفاده از قدرت نرم، صورت گرفته است. وی هدف اصلی جعفری ازاین اصلاحات را، تمرکز زدایی و اعطای اختیارات بیشتر به افسران پایین رتبه دانست.

    کونل نتیجه گیری کرد: "گرچه این رهیافت از نگرانی نظام از امکان وقوع خودکامگی و تمرد در بعضی از نیروها حکایت می کند، اما اختیار عمل بیشتر عمر نظام را تضمین، و امکان انجام کودتا به واسطه فرمانبری محض از مافوق را خنثی می نماید.

    پروفسور جان لیمبرت از "آکادمی نیروی دریایی آمریکا" با بیان اینکه موضع ایالات متحده در برابر تصویر ترسیم شده از ایران چیست و رابطه دو کشور به کجا می انجامد، اظهار داشت: "در نهایت آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بعد از سی سال دشمنی با یکدیگر، توهین به هم، استفاده ار القاب بد برای طرف مقابل، سوء استفاده از تاریخ برای ترسیم چهره دشمنی واقعی از هم، و دیگری را شیطان و منحرف نامیدن، باید برای حل مشکل سخت ارتباطی، گذشته و دشمنی دیرینه را کنار بگذارند."

    از دیدگاه آمریکا، از همان اوان انقلاب روابط دو کشور به شدت آسیب دید. زیرا بحران گروگانگیری ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ (۱۳۵۸ الی ۱۳۶۰) [که دانشجویان پیرو خط امام سفارت امریکا را تسخیر، و ۵۲ کارمند آن را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفتند که خود جان لیمبرت هم در میان گروگانها بود] بیش از سقوط شاه بر روان آمریکایی ها تاثیر منفی گذاشت، که بیش از دو دهه متحد آمریکا بود.

    محسن سازگارا فعال سیاسی که در هواپیمای آیت الله روح الله خمینی و به همراه او در تاریخ یکم فوریه ۱۹۷۹ (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) از پاریس به ایران بازگشت و در سال های اول انقلاب سمت های متعدد رده بالایی داشت، مدعی است "بحران گروگانگیری بزرگترین اشتباه تاریخ دستگاه دیپلماسی ایران محسوب می شود."

    سازگارا که برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) خود را نامزد کرد ولی نامزدی اش توسط شورای نگهبان رد شد، در آمریکا زندگی می کند. او از اینکه بسیاری از ایرانی ها نتوانسته اند کودتای ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) از سوی آمریکا را فراموش کنند، ابراز تاسف شدید کرد. کودتایی که منجر به سقوط دولت منتخب نخست وزیر مصدق شد.

    مایکل مترینکو که در میان گروگان های سفارت آمریکا بود است و اینک به عنوان مشاور ارشد انستیتوی حفاظت از صلح و ثبات ارتش آمریکا فعالیت دارد، گفت: "این موضوع در تاریخ دیپلماسی کهنه شده و با توجه به جوانی جمعیت ایران و نسل جدید که خاطره چندانی از بحران ۱۹۷۹ (۱۳۵۸) ندارند، زمان حرکت به جلو برای واشنگتن و تهران فرارسیده است.

    او افزود: "سیاست مجالی برای احساسات ندارد، و در روابط بین کشورها گزافه گویی به یکدیگر بی معنی است."

    بنا به گفته سفیر لیمبرت برای پیشبرد روابط، می بایست رویه شعاردادن و استفاده از بایسته های مبتنی بر اخلاق را رها کرد. بنابراین ایالات متحده می بایست رویه تلاش و درخواست از ایران برای تغییر رفتار را کنار بگذارد.

    لیمبرت همچنین پیشنهاد کرد، که دولت امریکا رفتار و زبان متواضعانه تری درقبال ایران پیش بگیرد. او در این پیوند افزود: "درحالی که ایرانی ها به دلایل تاریخی همواره این اندیشه را در ذهنشان دارند که غرب درصدد فریب آنها است، واشنگتن همچنان باید به تاریخ ایران که یکی از بزرگترین ها و افتخارآمیز ترین پیشینه ها می باشد، احترام نشان دهد."

    او استدلال نمود که این تلقی ایرانی ها ممکن است در وهله اول رهیافت دولت اوباما به منظور افتتاح کانالی دیپلماتیک با تهران را، تحت الشعاع قراردهد.

    لیمبرت نتیجه گیری کرد: "انتظار می رود روند پیشرفت کند و مشکل باشد. اما ما باید سوء رفتار را کنار بگذاریم، و از ایرانی ها در جهت کسب منافع ملی شان تلقی رفتاری حرفه ای و عملگرا داشته باشیم."

    جان آلترمن مدیر برنامه خاورمیانه ای "مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی" کمتر از دیگران ابراز خوشبینی کرد. وی گفت: "ما نمی توانیم رابطه ایران و آمریکا را به این سادگی ها بهبود بخشیم. چرا که ضدیت با آمریکا در بطن انقلاب اسلامی ایران نهادینه شده است. با اینهمه ایالات متحده می تواند این عداوت را کاهش داده، و در مقایسه با گذشته آن را به سمت و سوی بهتری مدیریت کند. وقوع این پدیده تنها در خلال افزایش تماس ها امکان دارد."

    آلترمن مدعی شد که "سیاست منزوی کردن (ایران) نه تنها کارآمد نبوده، بلکه برعکس عمل کرده است. به گونه ای که تاثیر تحریم ها روزبه روز کمتر و کمتر می شود."

    در بخشی از کنفرانس، مایکل روبین از "مؤسسه امریکن انترپرایز" به طرح سوالاتی مبادرت کرد. پرسش هایی که دولت اوباما باید برای ابتکار برقراری رابطه با دولت ایران، به آنها پاسخ دهد. روبین اختصاصا به طرح موضوع زمان بندی اشاره نمود و توصیه کرد، که بهتراست شروع مذاکرات با ایران قبل از انتخابات آتی ریاست جمهوری در ژوئن (خرداد) صورت نگیرد. او در این پیوند اظهار داشت: "ما تمایلی به حمایت از این وری ها یا آن وری ها نداریم. از سوی دیگرعلاقمند هم نیستیم که امتیاز برقراری رابطه با آمریکا، به عنوان پیروزی شخصی احمدی نژاد منظور شود."

    در این کنفرانس موضوعات دیگری هم مطرح شد، که ناظر به گزینه های موجود دیگر بود.

    محسن سازگارا مدعی است، که بحران گروگانگیری بزرگترین اشتباه تاریخ دستگاه دیپلماسی ایران محسوب می شود

    یعنی با وجود دولتی که به تازگی کار خود را شروع کرده و رئیس جمهوری که وعده مذاکره مستقیم با تهران را داده است، سخنرانان حاضر در این نشست با بیان "اگر" ها و "امّا" ها، به دیگر گزینه ها و بیان نظرات و تردیدهایشان در این خصوص پرداختند.

    دانستن واکنش مردم ایران درقبال استفاده از گزینه نظامی توسط واشنگتن، موضوعی بود که مورد بحث قرارگرفت. در خلال این بحث ها در یک مورد اجماعی کلی پدید آمد. اینکه مردم ایران چه نظام اسلامی را دوست داشته باشند و چه نداشته باشند، در صورت حمله نظامی به دلیل وجود عرق ملی قوی، از دولتشان حمایت خواهند کرد.

     

    جان لیمبرت در این خصوص اظهار داشت: "هراقدام نظامی منجر به تشدید حس احقاق حق علیه بیگانگانی خواهد شد، که ملت را تحقیر کرده اند." مایکل روبین هم اضافه کرد: "مردم ایران حتی اگر از نظامشان راضی نباشند و با آن موافقت نداشته باشند، در برابر حمله نظامی واکنش نشان داده و به حمایت از نظام برخواهند خاست."

    در این نشست کسی از لغو تمامی تحریم ها صحبت نکرد. اما بحث کارآمدی و شمولیت رهیافت "تهدید و تطمیع" (هویج و چماق) به شور گذاشته شد.

    در عین حال علیرغم پذیرش جمعی در خصوص تمایل دولت اوباما به پیگیری موضوع گفت وگوی مستقیم و در رده بالا با ایران، حتی در میان تحلیل گران محافظه کار نیز نوعی احساس بدبینی و بدگمانی نسبت به تهران محسوس بود.

    جفری جدمن مدیر رادیو آزاد اروپا/رادیو آزادی و سخنران اصلی یکی از میزگردهای نشست، صراحتا به این موضوع پرداخت. او با تاکید بر استفاده جامع از ابزار دیپلماسی عمومی و سخن گفتن با حداکثر توان ممکن با مردم ایران، خواستار استفاده از قدرت نرم در بسیج افکار عمومی همه اقشار این مردم شد.

    وی با اشاره به سخنان نیکولاس برنز معاون سابق وزارت خارجه آمریکا گفت: "در ایران امروز بین تندروها و میانه روها انشقاق جدی نیست. این انشقاق بین جامعه و نظام است."

    او با تاکید بر ایده عبور از حکومت و گفت وگوی مستقیم با مردم ایران با استفاده از رسانه های خارجی مثل صدای آمریکا، بی بی سی فارسی، و رادیو فردا، به دولت آمریکا توصیه کرد که با اتحادیه های تجاری، گروه های فعال در محیط زیست، مؤسسات فرهنگی، زنان، و گروه های حامی حقوق اقلیت ها، سخن بگوید.

    همچنین با تاکید بر نقش قدرت نرم، آن را وسیله ای جدی به منظور تأثیر بر جامعه ایران و توازن قوا در داخل این کشور دانست. ولی گفت که ممکنست این نظریه نکته ای اساسی را لحاظ نکرده باشد. او در این پیوند خاطرنشان کرد "در حالی که رهبران ایران این احساس را دارند که امریکا همزمان در حال تضعیف و سرنگون کردن نظام نیز هست، متقاعد کردن آنها برای مذاکره مستقیم و گفت وگوی صادقانه، کار را برای رییس جمهور اوباما سخت می کند."

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    آمریکا در برزخ تعطیلی پایگاه ماناس  

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۵
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    قربان بیک باقی اف رئیس جمهوری قرقیزستان درسفر اخیرخود به روسیه اظهار داشت ما به طور مکرر از خسارات اقتصادی وارده به خاطر وجود این پایگاه انتقاد کرده ایم اما هنوز هیچ پاسخی از سوی مقامهای آمریکائی دریافت نکرده ایم. وی تاکید کرد پس از این که پایگاه ماناس در سال 2001 بازگشایی شد قرار بود تنها دو سال فعالیت کند اما تا کنون هشت سال از آغاز فعالیت این پایگاه گذشته است. ازاین رو کمیته امور بین الملل پارلمان قرقیزستان پس از بررسی ، پیش نویس قانون بستن پایگاه هوایی ماناس، لغو قرارداد استقرارنیروهای خارجی دراین پایگاه هوایی را تایید کرد.هرچند که قراراست سه فراکسیون فعال در پارلمان قرقیزستان، نظر خود را درخصوص پیشنهاد رئیس جمهور مبنی بر تعطیلی پایگاه ماناس و پایان حضور نیروهای خارجی در این پایگاه اعلام کنند.درهمین رابطه سخنگوی دولت بیشکک اعلام کرد که کابینه وزرا تا پایان ماه فوریه پیش نویس دیگری مبنی برفسخ 11 توافق با دیگر کشورهای عضو نیروهای بین المللی فعال درافغانستان( ایساف)ازجمله فرانسه،اسپانیا،هلند،کانادا وکره جنوبی درمورد استقرارنیروهایشان در فرودگاه  ماناس را به پارلمان خواهد فرستاد.ازاین روست که سخنگوی پارلمان قرقیزستان اعلام کرده است نهاد قانونگذاری این کشور تا پیش از پایان ماه فوریه به بررسی و تصمیم گیری در خصوص تعطیلی پایگاه ماناس نخواهد پرداخت.برخی این موضوع را نشانه ای ازتصمیم قطعی رئیس جمهوری قرقیزستان واکثریت اعضای پارلمان طرفدار دولت بیشکک مبنی بر تعطیلی پایگاه ماناس می دانند.

    به این ترتیب اگر ژنرال پترائوس اظهارات رهبری بیشکک را صرفا مانوری فریبنده برای مذاکرات و احتمال افزایش اجاره بها و کمکهای آمریکا به قرقیزستان دانسته است،اما با جدی شدن موضوع تعطیلی پایگاه ماناس این گمانه نزد محافل سیاسی قرقیزستان تقویت شده که طرح بررسی استفاده از پایگاه های جایگزین به جای پایگاه ماناس که از سوی برخی مقامهای آمریکائی مطرح شده مانوری در برابر تصمیم رهبران قرقیزستان است. این جایگزین ها درمرحله اول می تواند تاجیکستان و ازبکستان باشد.

    سیاسیون قرقیزستان معتقدند به رغم تمایل رئیس جمهوری تاجیکستان در ورود به جریان کمک رسانی به نیروهای ناتو از مسیرهای موجود در این کشور استفاده از پایگاهها و تاسیسات نظامی تاجیکستان در مقایسه با پایگاه ماناس هزینه کمتری برای آمریکا نخواهد داشت.بازگشایی پایگاه نظامی خان آباد ازبکستان نیز درپی بروز نشانه هایی ازبهبود روابط واشنگتن و تاشکند بعنوان گزینه دیگر مطرح است. اما تغییر مناسبات دو طرف تا حد اعطای پایگاه به نیروهای خارجی در کوتاه مدت، نه برای ازبکستان مقدور است و نه دولت دمکرات و جدید آمریکا مایل است در اندک زمانی به بسط روابط با دولت اقتدارگرای ازبکستان، بپردازد.

    هزینه استفاده از مسیرهای هوایی از کشورهی عربی حوزه خلیج فارس نیز در مقایسه با پایگاه ماناس و دیگر مسیرهای مورد استفاده کنونی هزینه ای سه تاچهار برابر خواهد داشت. این همه، درحالیست که با توجه به تحولات جاری منطقه و به ویژه آنچه در افغانستان و پاکستان می گذرد، آمریکا و ناتو بیش از هر زمان دیکری خود را نیازمند جمهوریهای آسیای مرکزی و پایگاههای نظامی آنان می دانند.

     

     

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    زنگ تفریح 11

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۴
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    عزیزم!

    می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست  هی بالاتر برود!

    اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور  ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

    اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،  خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

    اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

    اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم  می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!

    اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!

    اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!

    و بالاخره...

    اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست  داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    بررسی کتاب « اخرین پادشاه ایران » نوشنه  گیورگی گلادزه یکی از خاورشناسان گرجی

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۴
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    انتخاب پهلوی بعنوان نام خانوادگی خود از این جهت بود که این نام با حکومت پارس و زبان پهلوی سرچشمه می گرفت.  همه مردم باید می دانستند که شاه از پنج سالگی با خداوند راز و نیاز می کرد و مورد عنایت باری تعالی قرار می گرفت.  وی میگفت: « قدرت الهی همراه من است و پیام هایی از او بر من نازل می شود اما بسیاری از مردم حتی پدرم این را باور نمی کنند.»

    پهلوی پدر در واقع اعتقادی به عرفان و جادوگری نداشت. تقدیر و سرنوشت  پدر محمد رضا پهلوی را که فرزند یک کشاورز مازندرانی بود بر مسند پادشاه نشاند.  رضا پهلوی هرگز تحصیل نکرده بود اما از نظر دانش طبیعی و علم خود بر بسیاری از دانشمندان برتری داشت.  رضا پهلوی بسیار جدی و انعطاف ناپذیر یود. وی بخاطر اظهارات انتقاد آمیز یک روحانی بلافاصله روانه شهر قم شد و آن روحانی را مورد ضرب و شتم قرار داد.  وی روحانیون دیگر نیز که بی احترامی شاه را به مسجد حضرت فاطمه محکوم کرده بودند مجازات نمود. در مشهد به دستور رضا شاه روحانیون معترض به سیاست شاه  سرکوب شدند و یک مسجد نیز مورد حمله قرار گرفت. می توان گفت که در دوران پادشاهی رضا شاه جامعه روحانیت متحمل صدمات زیادی شدند. در نتیجه اقدامات رضا شاه دارایی های روحانیت مصادره شد و نفوذ آنها کاهش یافت. با اینحال پهلوی پدر به خدا ایمان داشت و طوری فکر می کرد که خداوند مهندس چاه های نفت کشور نیز بود.

    پهلوی پسر در ابتدا یک فرد عادی بنظر می رسید که در فکر قدرت و حاکمیت نبود. وی دنبال کار راحت عاری از مسئولیت سنگین بود. محمد رضا پهلوی علاقه خاصی به رشته های مختلف ورزشی از جمله اسکی بازی و اسب سواری داشت. با توجه به اینکه در آن زمان پیست اسکی در ایران وجود نداشت در سنت مورتیز سویس یک ویلا خرید و در انجا اصطبل بزرگی ساخت. محمد رضا پهلوی همچنین به ماشین سواری علاقه مند بود و از هوانوردی لذت می برد. وی با هواپیمای شخصی خود بر فراز آسمان تهران پرواز و مناظر جالب را تماشا می کرد.  برخی از مقامات رسمی از پرواز های شاه بیم داشتند اما پرواز های هوایی شاه تنها یک تفریح و سرگرمی برای او بود. 

    ملکه فرح سومین و آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی است. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه سن-پترزبورگ  روسیه بود و پدر بزرگش بعنوان کنسول ایران در تفلیس فعالیت می کرد.  ملکه فرح در فرانسه در رشته معماری به تحصیل مشغول بود.  شاه همواره از تصمیمات خود در راستای آزادی زن افتخار می کرد اما جایگاه مرد را  در امور مختلف برتر از جایگاه زن می دانست. وی از جنبش های فمینیستی انتقاد می کرد در مورد نقش زنان با کنایه خطاب به زنان می گفت: « شما هرگز میکلانژ یا باخ نشدید. در تاریخ بشریت حتی زن آشپاز معروف هم وجود نداشته است. در زندگی شخصی همواره فرد افسرده و غمگین بنظر می رسید. حتی فرح نیز پس از آشنایی با او به این نکته اشاره کرده بود. برخی از نزدیکیان شاه  او را فرد عاری از احساسات می دانستند. حتی ولی عهد مورد مهر و محبت پدر قرار نمی گرفت.  بنابر روایت ها زمانی که محمد رضا پهلوی با ولی عهد در اقامت گاه جزیره کیش بودند  تنها نیم ساعت کنار همدیگر نشسته بودند.

    آخرین پادشاه ایران به کتابخوانی نیز علاقه داشته است. خبرنگارانی که در پی خروج شاه  از کاخ سلطنتی بازدید کردند کتابهای ریادی از جمله کتاب های سیاسی و هنری در آنجا مشاهده کردند. شاه ایران اثر گبلس، چرچیل، نرو و دی گول را مطالعه می کرد. کتاب و مقاله هایی که در وصف شاه نوشته می شد حتما مطالعه می کرد و لذت می بد. افتتاح مجسمه های خود نیز برای وی بسیار لذت بخش بود.  پوستر های شاه در سراسر ایران نصب می شد. خیابانها، باغ ها ، مدارس و بیمارستان ها به نام شاه نامیده می شد.  در سینما ها قبل از نمایش فیلم تصاویر شاه  نشان داده می شد.  در شهرستانها وقتی که مردم می آمدند برای استقبال از شاه حتی کفش های او را می بوسیدند. 

    محمد رضا پهلوی برای خود لقب آریامهر را  بر گزید تا بعنوان خورشید آریایی ها در آسمان درخشش کند. وی پیشرفت های اقتصادی کشور را حاصل تلاش های خود می دانست و به رهبران کشور های خارجی پیام های آموزنده ارسال می کرد. بسیاری از کارشناسان مسایل ایران معتقد بودند که شاه به بیماری خودپرستی مبتلا شده بود.  پس از دوران توسعه  بحران اقتصادی که مصادف با بروز علائم بیماری سرطان شاه شد، گسترش یافت. وضعیت روحی شاه نیز متأثر از شرایط آن زمان بود که باعث متزلزل شدن جایگاه آن در جامعه شد. شاه برای حفظ قدرت و کاهش فشار های مخالفین حتی حاضر شد برخی از نزدیکیان خود را زندانی کند اما دشمنان او سرنگونی شاه را دنبال می کردند. افسردگی و ضعف جسمی شاه روزبروز شدید تر می شد.  وی بخاطر اینگونه وضعیت در یک دیدار با نماینده سنای آمریکا  تا پایان دیدار ساکت بود و به سقف اطاق چیره شده بود. دوستان سابق که پیشتر از شاه ستایش می کردند رفته رفته از او فاصله گرفتند و شاه را از حمایت ها محروم ساختند. در این شرایط تنها امید شاه خبرنگاران خارجی بود که از آنها مورد حمایت قرار بگیرد. قبل از خروج از کشور وی کاملا نا امید شده بود و در مصاحبه با  مجله تایمز تولد خود را بزرگترین اشتباه خواند.  سرانجام  درخشش خورشید آریاییان  بطور غم انگیز خاموش شد

     

     

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    تقویت طول موج برنامه های تلویزیون اجتماعی ارمنستان در خاک جمهوری آذربایجان

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۳
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    به گزارش اولایلار ، شبکه تلویزیون اجتماعی ارمنستان به آسانی قادر به پخش برنامه در شماری از مناطق جمهوری آذربایجان شده است . در این خبر عوامفریبانه همچنین آمده ، جالب توجه این است که برنامه های این شبکه بیشتر در مناطق جنوبی جمهوری آذربایجان پخش می شود و با استفاده از آنتن های معمولی در شهرهای شیروان ، سالیان ، نفتچاله ، ماساللی ، آستارا ، لریک و یاردیملی می توان به سهولت برنامه های شبکه تلویزیون اجتماعی ارمنستان را تماشا کرد .

       بر اساس گزارش اولایلار ، امواج شبکه تلویزیون اجتماعی ارمنستان از طریق خاک ایران تقویت و پس از تداخل در طول موج های شبکه های تلویزیون محلی جمهوری آذربایجان ، اشکالات فنی متعددی برای دریافت این برنامه ها ایجاد می کند . بنابر ادعای اولایلار ، ظاهرا" دولت جمهوری اسلامی ایران عمدا" شرایط لازم را برای تداخل امواج تلویزیونی شبکه اجتماعی ارمنستان به خاک جمهوری آذربایجان فراهم کرده است . 

    در این ارتباط ذکر دونکته ضروری است .

    اول این که ، پخش برنامه به زبان ارمنی در شهرستان های جنوبی جمهوری آذربایجان که با این زبان آشنایی ندارند ، چه تاثیری بر روحیه مردم خواهد داشت ؟ در صورت ضرورت ارمنستان باید برنامه های خود را برای پایتخت جمهوری آذربایجان رله می کرد . زیرا در باکو ارامنه زیادی زندگی می کنند . حتی برخی از مقامات دولت الهام علی اف و نمایندگان مجلس ملی جمهوری آذربایجان ارمنی هستند که می توانند از این برنامه ها بهره برداری کنند . در همین حال ، برخی مسلمان نماهای شمال ارس نظیر صابر علی اف ملقب به صابر رستم خانلی رئیس گروهک داک و شاهین آقایف مجری شبکه تلویزیونی آ. ان. اس. و سهامدار شرکت های آ. ان. اس. بارها در برنامه های تلویزیونی آرزو کرده اند که ، کاش جمهوری آذربایجان یک کشور یهودی یا مسیحی ( ارمنی بود ) . زیرا در این صورت ، این مشکلات که امروز دامن مقامات دولت الهام علی اف و حزب حاکم آذربایجان نوین را گرفته است ، اساسا" از ریشه ایجاد نمی شد . 

         دوم این که ، چه دلیلی دارد ایران پخش برنامه های ارمنی زبان را در جمهوری آذربایجان تبلیغ کند ؟ چه به دست می آورد ؟ گاهی می گویند : ایران اسام رادیکال را در جمهوری آذربایجان تبلیغ می کند و این خطرناک است . گاهی می گویند : شیعه بزرگترین خطر برای جمهوری آذربایجان است. درحالی که ، همین رسانه های معلوم الحال به هیچ گاه به مردم توضیح نمی دهند که ، مسیحیت و نفوذ ارامنه بیش از هرچیزی برای کشورشان خطرناک است . 

      



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    نقد مقاله محسن رضایی تحت عنوان "گورباچف ، اوباما و دست غیبی "

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۳
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    سناریو های مطرح شده بدون استناد شبیه ذهن بافی های  فیلم های تخیلی و پلیسی است. واقعا بیان این گونه ادعا ها که هیچ مستندی جزتحلیل های ذهنی وهم آلود ندارد ،چه کمکی به درک واقعیتهای پیچیده تغییرات نظام بین الملل درد دودهه اخیر جهان می کند ؟ آمریکا و بوش اگر چنین سناریوهای ساده انگارانه ای در ذهن داشتند که نیازی نبود میلیارد ها دلار خرج تحقیقات در امور نظامی و امنیتی کنند؟

    آقای رضایی بر مبنای تحلیل غلطی که ترسیم کرده اند نتیجه غلطی هم در ادامه مقاله می گیرد او می نویسد:

    « ولی آقای بوش درمیانه راه بازماند، سیاست خارجی منطقی ایران و مقاومت حزب‌الله در لبنان و عدم همراهیِ افکار عمومی مردم جهان و ملت آمریکا و دولت‌های روسیه و چین با آمریکا از عوامل اصلی شکست طرحِ آمریکا بودند، رهبری ایران با اصرار بر ایستادگی منطقی و جلوگیری از ماجراجویی و شعارهای تندی که بهانه حمله آمریکا به ایران را فراهم می‌کرد و رایزنی‌های دیپلماتیک ایران با سولانا و اروپایی‌ها نقش مهمی در متوقف کردن ماشین جنگی آمریکا داشت. هم ایستادگی و هم برخورد منطقی، هر دو در خنثی کردن امواج بعدی حملات آمریکایی‌ها به ایران مؤثر بود. آمریکا طی سال‌های 2006 تا 2008 چند بار تمامی امکانات نظامی و امنیتی را برای حمله به ایران آماده کرد ولی در آستانه حمله منصرف شد. البته نقش آمادگی در نیروهای مسلح ایران برای دفاع از ایران نیز بسیار مهم بوده است. در جای مناسبی بیشتر این فرضیه را تحلیل خواهم کرد.»

    آقای رضایی به عواملی اشاره دارد که در مرحله دوم یا حتی سوم اهمیت برای توجیه شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان قراردارند. آقای رضایی به هر دلیل مایل نیست به دو عامل مهم در شکست برنامه های آمریکا اشاره کند . اول مقاومت جانانه مردم عراق که مخالف دیکتاتوری صدام و اشغالگری آمریکا بودند و دوم اشتباهات فاحشی که بوش و رامسفیلد وزیر دفاع سابق آمریکا در عراق مرنکب شدند . این اشتباهات تاریخی ارتش آمریکا را در عراق و افغانستان زمین گیر کرد که در منابع آمریکایی و گزارش های رسمی بارها و بارها به آن اشاره شده است و ازکشفیات نگارنده نیست اما مطالب بعدی آقای رضایی نشان می دهد اودرعین حالی که توانایی ارائه یک نظر متقن و تعیین کننده در باره برنامه اوباما ندارد، دیدگاهی را که معتقد است از هم اکنون با پیش داوری باید به جنگ اوباما رفت ، بدرستی نقد و رد می کند. در این باره او می نویسد :

    « به‌هرحال پدیده آقای اوباما از دو حال خارج نیست. یا اینکه ایشان در اثر یک برنامه کاملاً حساب‌ شده‌ای از درون نظام سیاسی، استعماری آمریکا برای بازسازی چهره آمریکا بیرون آمده است و یا آنکه اوباما هم یک پدیده‌ای از نوع گورباچف و اصلاحات اساسی در نظام اقتصادی و سیاسی آمریکاست و یا آنکه در اثر دست غیبی است. نباید هیچ کدام از فرضیه‌ها را رد و یا صد درصد قبول کرد، باید منتظر علائم بیشتری بمانیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. البته من نظراتی در این رابطه دارم ولی فعلاً زود است که آنها را طرح کنم. آینده هر چه که باشد و هر کدام از این سناریوها که درست باشد و یا نباشد؛

    به راستی اگرکسی تحلیل گرواندیشمند سیاسی باشد درچنین مواردی خود را نشان می دهد . دراین شرایط حساس است که باید تکلیف  مخاطب را روشن کرد. قضاوت درباره اینکه آیا اوباما مانند گورباچف برای شوروی است باید بصورت روشن بیان شود نه آنکه خواننده مقاله به آینده نامعلوم حوالت داده شود این آسان ترین کاری است که می توان انجام داد 

    آقای رضایی در ادامه مقاله چنین نتیجه می گیرد

    « الف ـ اینکه یک سیاهپوستی از میان یک خانواده مسلمان، رهبری آمریکا را برعهده گرفته است، برای جهان اسلام یک پیروزی است. »

    مزید اطلاع اقای رضایی باید عرض کنم بر اساس مستند ات منتشر شده در آمریکا ، پدر اوباما با مادر اوباما هم دانشگاهی بودند و قبل از ازدواج  رسمی صاحب فرزند شدند . بعد از مدت کوتاهی ازهم جدا شدند و اوباما در منزل پدربزرگ  و مادربزرگ مادری خود که مسلمان نبودند رشد کرده است و در مناطق هاوایی اصولا با فامیل  پدری خود ارتباط نداشته است . به راستی چگونه می شود ورود چنین فردی را به کاخ سفید  پیروزی برای مسلمانان دانست ؟ آیا این قبل از آنکه پیروزی برای  مسلمانان باشد پیروزی برای سیاه پوستان آمریکا و جهان نیست؟ آیا این برای نظام امریکا که به هر دلیل اجازه می دهد یک مسلمان زاده سیاه پوست رئیس جمهور این کشور شود یک پیروزی نیست ؟ آن هم برای ما که در کشورمان  حتی  زنان نمی توانند  کاندیدای ریاست جمهوری شوند  و غیر مسلمانان که هیچ حتی مسلمانان سنی هم نمی توانند امیدی به ریاست جمهورشدن یا وزیر شدن داشته باشند . آقا باید  قبول کنیم که آنها هر شیطانی که هستند اما ظاهرکارشان را به گونه ای سازمان  می دهند که  مردم کشورشان راضی باشند و هم سایر کشورها انها را تحسین کنند

    در ادامه مقاله آقای رضایی ضمن استناد به چند خبر نتیجه درستی را مطرح کرده است

    « ب ـ منفی‌گویی علیه این اتفاق و اوباما ممکن است یک کار شتابزده‌ای باشد که همراه با خسارت برای کشورمان باشد. اخبار زیر حاکی است که اوباما متفاوت با گذشته است:

    1ـ خانم لیونی اعلان کرده است که: دولت اوباما برای ما تهدید نیست.

    2ـ چنی معاون اول بوش گفته است که: من نگران سیاست‌های رئیس‌جمهوری باراک اوباما هستم.

    3ـ آقای اوباما در سخنرانیهای خود تا کنون مسائل زیر را اعلان کرده است:ـ معذر‌ت‌خواهی از مسلمانان.ـ راه‌حل فلسطین جنگ و خون‌ریزی نیست.

    4ـ آمادگی گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط با ایران و مسکوت گذاشتن ایران در لیست دشمنان آمریکا.نتیجه:

    اتفاق مهمی در آمریکا روی داده است، مشارکت فعال و هدفمند ایران در این حادثه نیازمند استراتژی و برنامه‌ای کاملاً حساب‌ شده است و از هر نوع برخورد احساسی باید جلوگیری کرد.

    حال این پرسش‌ها مطرح است که آیا بر فرض آن‌که آقای اوباما واقعاً قصد اصلاحات داشته باشد:

    1ـ دارای تئوری و برنامه برای اصلاحات هست؟

    2ـ آیا توانایی تحقق تئوری و برنامه خود را دارد؟»

    در باره اینکه منفی گویی علیه اوباما کاردرستی نیست با شما کاملا هم عقیده هستم اما واقعا چطور می توان باور کرد کسی در آمریکا رئیس جمهور بشود اما برنامه ای برای اصلاحات خود نداشته باشد؟ تصور می کنم شما اقای اوباما را با اقای خاتمی خودمان اشتباه گرفتید . این نکته بویژه ازسئوال دومی مشخص می شود  که در باره توانایی اوباما در مورد تحقق تئوری و برنامه اش مطرح کرده اید .

    جناب آقای رضایی حتما یادتان نرفته است که عده ای در کشور ما اقای خاتمی را گورباچف ایران می نامیدند و می گفتند امریکا می خواهد با کمک اصلاح طلبان داخلی طرح براندازی نرم را در ایران به مورد اجرا گذارند.همان زمان معلوم بود کسانی که این تئوری های را مطرح می کنند می خواهند مردم ایران را آلت دست دشمنان ایران نشان دهند و از طریق ترویج تئوری توطئه بین آنها اختلاف بیاندازند .

    کسانی که دلایل فروپاشی نظام الحادی شوروی را دور شدن از باورهای دینی و مقابله با اعتقادات مذهبی مردم می دانستند امروز می گویند اوباما گورباچف آمریکا است ! چگونه می شود باور کرد که در امریکا ی امروز که به یک مسلمان زاده اجازه می دهد به کاخ سفید برود ، او همان کارکرد گورباچف را در شوروی داشته باشد؟

    کسان دیگری هم که با اصرار و با اتکاء به تئوری توطئه می کوشیدند دلیل اصلی سقوط شوروی را مداخله آمریکا و تحرکات آنها معرفی کنند،می گفتند همین یلتسین با کمک و حمایتهای آمریکا و متحدانش، گورباچف را مجبور کردند سند فروپاشی شوروی را امضا کنند . حالا برای اوباما چه کشوری این نقش را ایفا می کند؟ با درنظرگرفتن تئوری توطئه بازهم آمریکایی ها می خواهند علیه منافع خودشان توطئه کنند؟

    باید گفت نه شوروی ان روز شباهتی به آمریکایی امروز داشت و نه گورباچف با صد بزک دموکراسی خواهی ازنوع گلاس نوست به اوبامای امروز شبیه است . اگر بخواهیم واقع بینانه قضاوت کنیم می توان گفت آقایان در ذهن خود فروپاشی نظام آمریکا را از درون تصور می کنند که ممکن است تصور باطلی هم نباشد اما مقایسه آن با شوروی سابق و گورباچف برای کسانی که شوروی را می شناسند و گورباچف رابه خوبی درک کرده اند و دلایل فروپاشی شوروی را می دانند ، قیاسی ناصواب است .

    شوروی به دلیل دور شدن از آرمان های عدالت خواهی ؛ فساد درونی از لحاظ اقتصادی ،سرکوب آزادی های فردی و اجتماعی ، درگیر شدن در مسابقه تسلیحاتی با غرب و در نهایت مساله دار شدن عوامل درونی حزب کمونیست و همکاری انها با غرب فرو پاشید و آمریکا و متحدانش نقش متوسطی در این فروپاشی داشتند اگر نبود عوامل ناکارامدی داخلی و سرکوب مردم امریکا هیچ کاری نمی توانست انجام دهد .



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    عاشقانه های دو خط موازی

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۲
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    آنها از دشتها ‏گذشتند ..... ،

    از صحراهای سوزان ..... ،

    از کوههای بلند ..... ،

    از دره های عمیق .......،

    از دریاها ....... ،

    از شهرهای شلوغ و سالها گذشت ...

    آنها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند ، ریاضیدان به آنها گفت: این محال است!!! هیچ ‏فرمولی شما را به هم نخواهد رساند، شما همه چیز را خراب میکنید!

    فیزیکدان گفت: ‏بگذارید از همین الآن نا امیدتان کنم! اگر می شد قوانین طبیعت را نادیده گرفت، دیگر ‏دانشی به نام فیزیک وجود نداشت...!

    پزشک گفت: از من کاری ساخته نیست، دردتان بی ‏درمان است!

    شیمی دان گفت: شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید و اگر قرار باشد با ‏یکدیگر ترکیب شوید ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد!

    ستاره شناس ‏گفت: شما خودخواه ترین موجودات روی زمین هستید، رسیدن شما به هم مساوی ‏است با نابودی جهان! دنیا به هم میریزد و سیـارات از مدار خارج می شوند !کرات با ‏هم تصادف میکنند و نظام دنیا از هم می پاشد !چون شما یک قانون بزرگ را نقض کرده ‏اید...

    فیلسوف گفت: متاسفم... جمع نقیضین محــال است !!!

    و بالآخره به کودکی رسیدند و کودک فقط سه جمله گفت: شما به هم میرسید ، اما نه در ‏دنیای واقعیات، آن را در دنیای دیگری جستجو کنید...

    دو خط موازی او را هم ترک کردند ‏و باز هم به سفرهایشان ادامه دادند، اما حالا یک چیز داشت در وجودشان شکل میگرفت: ‏‏«آنها کم کم میل به هم رسیدن را از دست میدادند.»

    خط اولی گفت: این بی ‏معنی است!

    خط دومی گفت:چی بی معنی است؟!

    خط اولی گفت:این که به هم ‏برسیم!!!

    خط دومی گفت: من هم همینطور فکر میکــنم! و آنها به راهشان ادامه دادند...

    روزی به یک دشت رسیدند ، یک نقاش میان سبزه ها ایستاده بودو نقاشی میکرد...

    خط ‏اولی گفت : بیـا وارد آن بوم نقاشی شویم و از این آوارگی نجات پیــدا کنیم !

    خط دومی گفت: شاید ما هیچوقت نباید از آن صفحه کاغذ بیرون می آمدیم!

    خط اولی ‏گفت : در آن بوم نقاشی حتمأ آرامش خواهیم یافت... و آن دو وارد دشت شـدند ، روی دست ‏نقاش رفتند و بعد روی قلمش...

    نقاش فکری کرد و قلمش را حرکت داد و آنها ؛ دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت و آنجا که خورشید سرخ آرام آرام ‏پایین می رفت ، سر دو خط موازی عاشقانه به هم میرسید ...

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    کنفرانس امنیت در مونیخ

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۱
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    افغاستان

    افغانستان همچنان یکی از مشکلات واقعی جامعه‌ی بین‌المللی باقی می‌ماند. نیروی ۵۵ هزاری نفری ناتو که تحت عنوان نیروهای تامین امنیت (آیساف) در این کشور حضور دارند، هنوز نتوانسته‌اند اوضاع در افغانستان را در کنترل خود بگیرند. گروه اسلام‌گرا و افراطی طالبان همچنان به عملیلت تروریستی خود ادامه می‌دهد.حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان ایالات متحده‌ی آمریکا اکنون می‌خواهد استراتژی خود در افغانستان را مورد بازبینی قرار دهد: شمار سربازان افزایش می‌یابد و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های عمرانی بیشتر می‌شود. این تغییرات مورد علاقه‌ی آنگلا مرکل صدراعظم آلمان است. زیرا تاییدی بر استراتژی در پیش‌گرفته شده از سوی آلمان در افغانستان است که ماموریت‌های نظامی را با فعالیت‌های بازسازی توام کرده و بر آن است که در میان‌مدت کارها باید به خود افغان‌ها واگذار شود.

    به خاطر کندی پیشرفت امور، حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان موقعیت خود را، بیش از همه در نزد ‌آمریکائیان، از دست داده است. کرزای در کنفرانس مونیخ گفت، خواهان آشتی با همه‌ی افراد میانه‌روی طالبان است. کرزای افزود، بدون این آشتی نمی‌توان در افغانستان به صلح دست یافت و ناتو نمی‌تواند موفقیتی حاصل کند. این سخن تازه‌ای در این کنفرانس بود.

    ایران

    جو بایدن در کنفرانس مونیخ تصریح کرد که ایران باید تضمین کند که قصد ساختن بمب اتمی ندارد. اگر چنین شود آنگاه این کشور می‌تواند هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی منتفع گردد.

    اما اگر ایران در موضع خود سرسختی نشان دهد، آنچنان که رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا و نیز آمریکا اعلام کردند، با تحریم‌های شدیدتر از سوی شورای امنیت سازمان ملل روبرو خواهد شد.

    علی لاریجانی، سخنرانی در کنفرانس مونیخ با این‌حال علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی که در راس هیاتی بلندپایه در کنفرانس مونیخ شرکت داشت، در سخنان خود تفاهمی نشان نداد. او گفت، هیچ کس حق ندارد در امور داخلی کشورش دخالت کند. لاریجانی در کنفرانس گفت که قتل ۶ میلیون یهودی توسط نیروهای فاشیستی در جریان جنگ جهانی دوم را نه تأیید و نه تکذیب می‌کند.

    علی لاریجانی اما در گفت‌وگوهای جداگانه با دو نشریه‌ی آلمانی‌زبان – "اشپیگل آنلاین" و "زود دویچه سایتونگ" اعلام کرد، کشورش برای مذاکره با دولت جدید آمریکا آماده است.

    لاریجانی به زود دویچه سایتونگ گفت، اگر طرفین از تاکید مداوم بر مواضع خود دست بردارند، مناقشه‌ی اتمی ایران مشکل غیرقابل‌حلی نیست. او افزود، ایران آماده است بدون پیش‌شرط گفت‌وگو کند، اما تنها یک لحن دوستانه از سوی دولت اوباما کافی نیست.

    خلع سلاح

    ضرورت روی‌آوردن ناتو و روسیه به دور جدیدی از مذاکرات کاهش تسلیحات موضوع دیگر سخنرانی‌های کنفرانس مونیخ بود. این علامت امیدوارکننده در مونیخ داده شد که ایالات متحده‌ی آمریکا و روسیه بازهم می‌توانند با یکدیگر گفت‌وگوهای مسئولانه‌ای داشته باشد، حتی در مورد نابودی دستکم بخشی از زرادخانه‌های هسته‌ای خود. نمایندگان آمریکا در سخنان خود در این زمینه‌، کلمات آرامش‌بخشی را به کار می‌بردند. پاسخ مسکو نیز در این باره علاقمندانه بود. احتمالا روسیه تصویب قرارداد کاهش سلاح‌های متعارف در اروپا را بار دیگر در دستور کار خود قرار خواهد داد.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    ویژه نامه 30 سالگی انقلاب اسلامی

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۰۱
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    دکتر شیبانی: بسم‌الله الرحمن‌الرحیم. پیش از پیروزی انقلاب در جلسه‌ای در منزل «سردار سید جوادی »، که «دکتر محمدجواد باهنر » هم حضور داشتند درباره "شورای انقلاب " صحبت شد و آقای باهنر به من عضویت در "شورای انقلاب " را پیشنهاد کردند. من آن موقع گفتم که عضو نهضت آزادی‌ام و باید با دوستان درباره‌ این پیشنهاد مشورت کنم. آقای صدر گفت: "نه! این یک مسئله محرمانه است و به هیچ کس هم نباید بگویی و بپذیری. " من هم قبول کردم. قبل از پیروزی "انقلاب " قعالیت بیمارستانها، مختل بود. همان موقع، خانم من به سرطان مبتلا شده بود و برای معالجه ایشان، ناگزیر از رفتن به انگلستان بودیم. یکی از دوستان سابقم به نام "دکتر تقی‌زاده " که از اساتید دانشگاههای اروپا بود، از یکی از پزشکان برای همسرم وقت گرفته بود. در "انگلستان " خبر "پیروزی انقلاب " را شنیدم. پس از اتمام عمل خانمم خواستیم به "تهران " برگردیم که متوجه شدیم فرودگاهها را بسته‌اند و مسافرت به "ایران " خیلی سخت است. خانم صدر، همسر آقای دکتر طباطبایی همکار و دوست خانمم، که در "آلمان " بود به ما اطلاع داد از آن جا یک هواپیمای "چارتر " دربست کرایه شده ـ قرار است به ایران برود ـ از ما خواست به "فرانکفورت " برویم و با آنها به "ایران " برگردیم. ما هم بلیت گرفتیم که از "لندن " به "فرانکفورت " برویم. اتفاقاً هواپیمایی که ما را از "انگلستان " به "فرانکفورت " می‌برد، تأخیر داشت و ما از مهماندار خواهش کردیم که به "فرانکفورت " زنگ بزند و بگوید، چون هواپیمای ما تأخیر دارد آن هواپیما حرکت نکند تا ما برسیم. وقتی در فرودگاه "فرانکفورت " پیاده شدیم خانم صدر منتظرمان بود، دوان، دوان ما را برد و سوار هواپیما کرد هواپیما به سوی "تهران " حرکت کرد. شب بود که به آسمان "ایران " رسیدیم. گفتند که شب فرودگاه "تهران " اجازه‌ ورود نمی‌دهد. ناچار به "کویت " رفتیم، تا صبح شد، صبح از فرودگاه "کویت " حرکت کردیم و به "تهران " آمدیم. وقتی پیاده شدیم دیدیم فرودگاه حالت خاصی دارد و همه اسلحه به دست ایستاده‌اند. چند روز بعد که خدمت امام (ره) رفتم "آقای هاشمی " مرا دید و گفت: "فردا به جلسه‌ "شورای انقلاب بیا! "

    آن موقع "انقلاب پیروز شده بود و چند جلسه‌ای من در مذاکرات "شورای انقلاب " حاضر نبودم و بعد به آن جا رفتم، به من پیشنهاد شد مذاکرات را بنویسم، که قبول کردم بحثی هم شد که نوار بگذاریم و "مذاکرات " ضبط شود، اما با توجه به وضع خاص کشور که "انقلاب " هنوز استقرار نیافته بود گفتند که نوار خطر دارد و ممکن است زمانی به جایی برده و مطالب سری فاش شود، اما دفتر را می‌شود نگه داشت و بهتر حفظ می‌شود. به هر حال، من شروع به نوشتن کردم می‌خواستم همه‌ مطالب را بنویسم، ولی خیلی هم تندنویسی بلد نبودم. به هرحال، ولی در حد توانم شروع به نوشتن مطالب "شورای انقلاب " کردم. زمانی که "مجلس شورای اسلامی " تشکیل شد آقای هاشمی که در مجلس بودند، گفتند: "نوشته‌ها را بیاورید تا از رویش استنساخ کنیم. " صورت مذاکرات چند دفتر بود که آنها را به مجلس بردم. من البته نمی‌توانستم در بعضی قسمتها خط خودم را بخوانم، به هر حال، یکی از کارمندان مجلس مأمور شد که این مذاکرات را بخواند و جاهایی را که نمی‌تواند با من هماهنگ کند تا تکمیل بشود. حاصل آن تلاش مجلاتی است که بعد تکثیر و به افرادی داده‌ شد.

    * چرا تا تاریخ هشتم اسفند ماه پنجاه و هفت، صورتجلسه‌ای وجود ندارد و اولین آن مربوط به جلسه 8/12/57 است؟

    دکتر شیبانی: قبل از این جلسه من نبوده‌ام و این اولین جلسه‌ حضورم بوده‌است.

    * قبل از آن مذاکرات "شورای انقلاب "، اصلاً نوشته نشده‌ است؟

    دکتر شیبانی: به نظرم آقای دکتر باهنر خلاصه‌ای نوشته بودند که نمی‌دانم چه شد. شاید هم صلاح ندانسته‌اند چیزی بنویسند.

    * آیا در مورد شیوه نگارش این صورت مذاکرات، صحبت خاصی شد؟ مثلاً بعضی وقتها خلاصه‌ای از آنچه در ذهن شنونده می‌ماند، نگاشته می‌شود و بعضی وقت‌ها هم همه گفته‌ها بر روی کاغذ می‌آیند. در این جا شما چگونه عمل کردید؟

    دکترشیبانی: من سعی کردم همه گفته‌ها را بنویسم. به همین دلیل آن جایی که خودم صحبت کرده‌ام، خیلی کم نوشته دارد یا چیزی ننوشته‌ام.

     

    * یعنی آنچه در این مجلدات نوشته شده، دقیقاً واژه‌ها و عباراتی است که خود آقایان به کار برده‌اند؟

    دکترشیبانی: بله. البته ما عناوین را نمی‌نوشتیم، مثلاً حضرت "آیت‌الله بهشتی " یا حضرت "آیت‌الله موسوی‌اردبیلی " را به صورت "بهشتی " و "موسوی " می‌نوشتم. تا قبل از این که "مهندس میرحسین موسوی " بیاید "موسوی‌اردبیلی " را "موسوی " می‌نوشتیم اما پس از آن ایشان را "مهندس موسوی " و "آیت‌الله موسوی‌اردبیلی " را "موسوی " می‌نوشتیم. به هر حال، شیوه من این گونه بود، ولی چون تندنویسی بلد نبودم، نمی‌شد صحبتها را به طور کامل بنویسم و تقریباً سعی می‌کردم به گونه‌ای بنویسم که مطلب رسانده و عبارات آقایان حفظ شود.

    *اگر بخواهیم درصد بگیریم، در یک جلسه از نگارش چند درصد حرف‌ها جا می‌ماندید؟

    دکتر شیبانی: همه‌ مصوبات و چیزهای مهم، نوشته شده و فقط مقداری از توضیحات نوشته نیامده است. مثلاً آقای هاشمی توضیحات کاملی می‌داد، اما من توضیحات ایشان را به طور کامل نمی‌نوشتم. البته پس از انتخاب بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای انقلاب، مهندس بازرگان فقط مصوبات را می‌نوشت. ولی من هم صورت مذاکرات را می‌نوشتم. یک بار بنی‌صدر بدین خاطر به من اعتراض کرد و گفت: دیگر شما ننویسید. گفتم: "من برای خودم می‌نویسم و به کسی کار ندارم. "

    *مواقعی که شما از نگارش مذاکرات عقب می‌ماندید، آیا فضای خالی برای موارد جامانده می‌گذاشتید یا این که وارد بعدی را بلافاصله پشت سر مطلب قبلی می‌نوشتید؟

    دکتر شیبانی: پشت سر هم می‌نوشتم.

    * آیا بعد از اتمام جلسه صورت‌ جلسه را مرور می‌کردید؟

    دکتر شیبانی: خیر. اصلاً آن موقع فرصت مرور نبود. اول "انقلاب " همه مشغول بودیم و این طرف و آن طرف کار داشتیم و نمی‌شد که دوباره متن را مرور یا پاکنویس کنیم. اصلاً این فرصت نبود. به علاوه "شورای انقلاب " جلسات متعددی داشت و نمی‌شد این کار را کرد.

    * این صورت جلسات در برگه نوشته می‌شد یا در دفتر؟

    دکتر شیبانی: در یک دفترچه می‌نوشتم.

    * یعنی امکان کم و زیاد کردن متن وجود نداشته است؟

    دکتر شیبانی: خیر؛ البته گاهی که جلسه جای دیگری برگزار می‌شد و من یادم می‌رفت دفترچه را بردارم، مطالب را روی کاغذ می‌نوشتم و بعد به آن دفتر وارد می‌کردم و ناگفته نماند که این گونه موارد خیلی محدود بود.

    * بنابراین، ما می‌توانیم این گونه نتیجه بگیریم که وقتی شما فرصت نمی‌کردید این نوشته‌ها را ببینید، قاعدتاً فرصت هم نمی‌کردید که نوشته‌ها را به دیگران بدهید تا ببینند.

    دکتر شیبانی: اصلاً این گونه نبود نوشته‌ها به دیگران داده شود تا ببینند چه مقدار از سخنانشان آمده و نظرشان را در این باره بگویند. البته درباره نسخی هم که بعدها به بعضی اعضا داده شد، البته ازمیان دریافت‌کنندگان نسخ مذاکرات غیر از آقای هاشمی که حافظه‌شان قویتر بود، کسی نگفت که مجموعه کم و کسری دارد.

    * در همان زمان، آن دفترچه برای حفظ امنیت یا این که کم یا زیاد نشود، در کجا نگهداری می‌شد؟

    دکتر شیبانی: دفترچه دست خودم بود و آن را جایی قایم می‌کردم که کسی نبیند.

    * یعنی دفترچه را به منزل می‌بردید؟

    دکتر شیبانی: تعدادی از جلسات در خانه‌ ما برگزار می‌شد، این بود که دفترچه‌ها هم پیش من بود.

    * بعد اتمام جلسات "شورای انقلاب "، این دفترچه‌ها کجا نگهداری می‌شدند؟

    دکتر شیبانی: یک مدت دفترچه‌ها پیش من بود، بعدها آقای هاشمی گفتند اینها را بدهید که استنساخ کنیم. در آن زمان "آقای هاشمی " "رئیس مجلس " بود لذا دفترچه‌ها به "مجلس " انتقال یافتند. بعد از آن نمی‌دانم آقای هاشمی دفترچه‌ها را کجا گذاردند.

    * الان اطلاعی از آن دست نوشته‌ها ندارید؟

    دکتر شیبانی: نه نمی‌دانم کجا هستند، شاید در مجموعه اسناد مجلس یا پیش آقای هاشمی باشند.

    * شما راجع به تایپ و مجلد کردن "مذاکرات " توضیح مختصری دادید. دقیقاً از چه تاریخی تایپ "مذاکرات " شروع شد و آیا شما روی کار نظارت داشتید؟

    دکتر شیبانی: کارمند مجلس برای تایپ پس از تنظیم آن تقریباً با من مشورت می‌کرد ولی بعد از تایپ نگاه دقیقی نکرده‌ام. البته گاهی در تایپ قسمتهایی از اصل دفترچه افتاده و تایپ نشده بود که یادم نیست آیا اینها را اضافه کردم یا خیر.

    *من که نگاه کردم، دیدم که بعضاً در صورت مذاکرات اشتباه تایپی وجود دارد و این نشان می‌دهد که احتمالاً، بعد از تایپ به دقت خوانده نشده است.

    دکتر شیبانی: بله، بعد از تایپ خوانده نشده است.

    * آیا در مورد این که تایپ کننده، دقیقاً همان چیزی را که در دست نویس مذاکرات نوشته شده تایپ کند، دقت نظری صورت گرفت؟

    دکتر شیبانی: بله. در این قسمت دقت شد که مثلاً "بشود " به "نشود " تبدیل نگردد. چون برای ما معلوم بود که مطلب چه بوده و در "شورای انقلاب " چه تصمیمی گرفته شده است. این بود که موارد نادرست را اصلاح می‌کردیم.

    *زمانی که قرار بود "مذاکرات " به صورت مجلد دربیاید، چه مقدار از این مطالب و توسط چه کسانی کم یا زیاد شد؟

    دکتر شیبانی: مطالب کم و زیاد نشد. برای تنظیم مطالب به صورت مجلد هم فقط بنده و آن کارمند "مجلس " که یک خرده با خط من آشنا شده بود کار می‌کردیم. ممکن است گاهی تکه‌هایی از عبارت افتاده باشد، ولی مطلب نیفتاده است. البته نمی‌توانم صددرصد بگویم که آنچه بوده در این مجلدات آورده شده است. اما آنچه در این مجلدات هست، مطالبی است که در "شورای انقلاب " مطرح شده بود.

    *در زمانی که این مذاکرات به صورت مجله در می‌آمد، آیا از حافظه‌ سایر افرادی که در "شورای انقلاب " بودند، استفاده شد؟

    دکتر شیبانی: خیر. "آقای هاشمی " نمی‌خواستند این مسئله خیلی علنی باشد؛ به همین خاطر، خیلی با افراد بحث نمی‌شد و سعی شد همین مقدار موجود نوشته شود و بعداً اگر فرصتی به دست آمد، تغییراتی صورت بگیرد.

    * پس از چاپ و ارائه مجلدات به اعضای "شورای انقلاب " آیا آنها اعتراضی کردند یا پیشنهادی برای کم و یا زیاد شدن مطالب دادند؟

    دکتر شیبانی: خیر. یکی از کسانی که این مجلدات را گرفت "آقای هاشمی " بود که در مقدمه‌ نوشته‌ متن این مذاکرات افتادگی دارد. "مهندس موسوی " یکی از دریافت‌کنندگان مجلدها بود. به نظرم یک سری هم برای قوه‌ قضائیه فرستادند، یک نسخه هم پیش من است و چند نسخه هم به بعضی‌ها دادند.

    *پس پیشنهاد یا اعتراضی صورت نگرفت؟

    دکتر شیبانی: نه، البته، اگر به آقای هاشمی حرفی گفته باشند من نمی‌دانم، ولی به هر حال، به من چیزی نگفتند. من راجع به "سند شناسی " این صورت مذاکرات، دیگر صحبت خاصی ندارم.

    *فقط یک نکته می‌ماند. شما فرمودید که توسط آقای "صدر " برای عضویت در "شورای انقلاب " دعوت شدید؟چ

    دکتر شیبانی: خیر. آقای دکتر باهنر مرا در منزل آقای صدر به عضویت دعوت کردند.

    *در تاریخ است که عمدتاً "آیت‌الله مطهری " اعضای هسته‌ مرکزی را دعوت می‌کردند؟

    دکتر شیبانی: نه! پنج نفر اولیه که آقایان مطهری، بهشتی، باهنر، هاشمی و موسوی اردبیلی بودند ظاهراً از امام (ره) دستور داشتند که به اتفاق آرا افراد دیگری را به "شورای انقلاب " دعوت بکنند و ظاهراً نظر امام (ره) این بوده که به طور مساوی از افراد "کلاهی و معمم " برای عضویت در "شورای انقلاب " دعوت شود.

    *قبل از این که به سفر "انگلستان " بروید، در هیچ کدام از جلسات "شورای انقلاب " شرکت نکردید؟

    دکتر شیبانی: خیر. در هیچ یک از جلسات نبودم.

    *یعنی شما دعوت شدید و بعد بلافاصله به "شورای انقلاب " تشریف بردید؟

    دکتر شیبانی: جزوه‌هایی دادند من خواندم و بعد به "انگلستان " رفتم و دیگر با آنها در تماس نبودم. یک ماه و اندی بعد که "انقلاب " پیروز شد، به ایران برگشتم.

    * آیا قبل از این که شما دعوت بشوید، جلسات مستمری وجود داشته است؟

     

    دکتر شیبانی: قبل از عضویت من، جلساتی بوده است. یک بار هم که آقای طالقانی برای شرکت در جلسه می‌رفتند، تا نزدیک جایگاه رفتیم که ایشان ‌گفت: "این جلسه‌ای است که نمی‌خواهد شما بیایی. " مسلماً آن 5 نفر با هم جلساتی داشته و برای پیروزی "انقلاب " برنامه‌ریزیهایی کرده بودند.

    *در صورت مذاکرات 8/12/57 هست، برای امضای لوایحی که می‌بایست به دولت ابلاغ بشود، آقای طالقانی به عنوان "دبیر شورا " دو روز بعد در جلسه 10/12/57، ایشان به عنوان "رئیس شورا " انتخاب می‌شوند و بنا به پیشنهاد خودشان که اظهار می‌دارند شاید نتوانند پیوسته در جلسات حضور داشته باشند، آقای بهشتی به عنوان "نایب رئیس " انتخاب می‌شود. قبل از این که این انتصابات صورت بگیرد، قاعدتاً جلساتی وجود داشته است. آن موقع ترتیب و کارکرد، جلسات چگونه بوده است؟

    دکتر شیبانی: معمولاً اگر آقای طالقانی بودند ایشان جلسه را اداره می‌کردند و در غیبت ایشان، "شهید بهشتی " این وظیفه را عهده‌دار می‌شد و صورت مذاکرات به امضای ایشان می‌رسید. این که حالا چه کسی رئیس، نایب رئیس، دبیر و امضا کننده باشد، چندان مطرح نبود. یک وقت هم قضیه مهر "شورای انقلاب " بود. ما به مهرسازی گفتیم یک مهر چهارگوش را که روی آن نوشته شده باشد: "شورای انقلاب اسلامی " درست کند که او گفت: "من مهر درست نمی‌کنم، باید "کمیته بنویسد. "

    * منظورش از "کمیته بنویسد " چه بود؟

    دکتر شیبانی: یعنی "کمیته‌ انقلاب اسلامی " تأیید بکند که این مهر ساخته بشود. آقای مهدوی‌کنی تأییدیه‌ای نوشتند و مهر درست شد. البته آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد ساختن مهری شکیل‌تر را دادند که با پیگیری خودشان مهر جدید ساخته شد.

    *در 12 فروردین که آیت‌الله مطهری شهید شدند، از سوی "شورای انقلاب " اعلام شد که "رئیس شورای انقلاب " به شهادت رسیده است. چگونه با وجود این که قبلاً بحث ریاست آیت‌الله طالقانی بود، بعد از شهادت آیت‌الله مطهری اعلام شد که ایشان "رئیس‌ شورای انقلاب " بوده‌ است؟

    دکتر شیبانی: ظاهراً روزنامه‌ها این مطلب را نوشتند، چرا که روزنامه‌ها کسان دیگری را هم جزو "شورای انقلاب " می‌دانستند، در حالی که آن افراد جزو "شورای انقلاب " نبودند و این استنباط روزنامه‌ها بوده است. البته، فرد اصلی مورد اعتماد امام (ره)، شهید مطهری بود و به تبع وی دیگران مطرح بودند، ولی در زمان حیات آیت‌الله مطهری، آقای طالقانی ریاست "شورای انقلاب " را بر عهده داشتند.

    *با توجه به این که «آقای مطهری » میان آن پنج نفر هم محوریت داشته و شاخص بودند؟

    دکتر شیبانی: بله. پس از بازگشت از پاریس دستور امام (ره) را برای این که آن پنج نفر دور هم جمع بشوند، ایشان آورده بود.

    *پس چرا ایشان به عنوان رئیس، انتخاب نشد آیا به خاطر ریش سفیدی «آقای طالقانی» ‌بود؟

     

    دکتر شیبانی: به خاطر احترام و پیس‌کسوتی آقای طالقانی و این که آقای طالقانی بیشتر چهره سیاسی داشتند. شاید هم شهید مطهری‌ می‌خواست یک مقدار دستش بازتر باشد و به مطالعات و نوشته‌های خودش برسد.

    *اصلاً "شهید مطهری " برای ریاست "شورای انقلاب " مطرح هم نشد؟

    دکتر شیبانی: مسئله این گونه مطرح شد که آقای طالقانی رئیس باشند و نامی از شهید مطهری برده نشد.

    * اگرچه آقای طالقانی به عنوان "رئیس شورا " برگزیده شدند، ولی وقتی صورت مذاکرات را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در واقع، آقای بهشتی جلسات را اداره می‌کند. کلاً در مورد مدیریت ایشان در "شورای انقلاب " اگر توضیحاتی دارید، بفرمایید.

    دکتر شیبانی: هیچ بحثی روی مدیریت «شهید بهشتی» نیست و اشکالی به آن وارد نبود. حتی در "مجلس خبرگان قانون اساسی " هم که آیت‌الله منتظری رئیس بودند، بیشتر امور را به شهید بهشتی ارجاع می‌دادند و ایشان جلسات را اداره می‌کرد و با برخورد دقیقی که داشت واقعاً جلسات "مجلس خبرگان قانون اساسی " را خوب اداره می‌کرد. جلسه "شورای انقلاب " هم خیلی به شکل جلسه‌ اداری نبود بلکه جلسه دوستانه‌ای بود که دور هم جمع شده بودیم و کسی قصد ریاست نداشت، ولی تذکرات مورد نیاز را شهید بهشتی می‌داد که این نکات در تصمیم‌گیری مطالب "شورای انقلاب " مؤثر بود.

    *در همان جلسه اول، یعنی در تاریخ 10/12/57، بحث تکمیل "اعضای شورای انقلاب " به میان می‌آید، در آن زمان 13 نفر عضو "شورای انقلاب " بودند و طبق اساسنامه امکان داشت که تعداد اعضا تا 15 نفر افزایش پیدا بکند. این موضوع که دو نفر عضو دیگر هم برگزیده بشوند، مطرح می‌شود دو دیدگاه به وجود می‌آید. یک دیدگاه از سوی آقای بنی‌صدر بود که ایشان انتخاب این دو عضو را از اقشار مختلف مخصوصاً کارگران و دانشجویان و آن هم به انتخاب اعضای آن صنف مطرح می‌کند اما دیدگاه دوم که طرفدار قرص و محکم آن در آن موقع آقای خامنه‌ای بودند، مطرح می‌کند که روال، انتصاب اعضا توسط حضرت امام(ره) است؛ بدین صورت که از طرف "شورای انقلاب " عضو جدید پیشنهاد می‌شود و حضرت امام (ره) وی را منصوب می‌کنند. در این جلسه، نهایتاً مشخص نمی‌شود که بحث این دو دیدگاه به کجا می‌کشد در مورد این قضیه اگر نکته‌ای یا مسأله‌ای به یاد دارید، بفرمایید.

    دکتر شیبانی: آن موقع بحث بود که اگر بتوانیم از اقشار مختلف، افرادی را به "شورای انقلاب " بیاوریم که دیدگاههای دیگر هم در "شورا " مورد بررسی قرار بگیرد بهتر است. که دو قشر دانشجویان و کارگران - مخصوصاً کارگران "شرکت نفت " که ریشه‌ اقتصاد کشور به "شرکت نفت " وابسته بود- بیشتر مدنظر بودند. گفتند کسی بیاید که روی کارگران "شرکت نفت " نفوذ داشته باشد و یک کارگر تهرانی را معرفی کردند. گفته شد اگر کارگر منتخب از "آبادان " و مناطق نفت خیز باشد بهتر است. قرار بر این بود که فرد مورد نظر را پیدا و در آن جا مطرح کنند، اگر "شورای انقلاب " تصویب کرد آن وقت عضو "شورا " شود؛ این که به انتخاب خودشان باشد، مطرح نبود، بلکه قرار بود فردی مورد قبول آنها باشد، نه اینکه آنها انتخاب کنند. البته شاید نظر بنی‌صدر این بود که دانشجوها نماینده انتخاب بکنند، امّا آن موقع به دلیل این که چپی‌ها و گروهکها در دانشگاهها نفوذ داشتند، اصلاً این صحبت نبود که خود دانشجو‌ها انتخاب کنند. نظر "شورای انقلاب "‌این نبود.

    *در اساسنامه "شورای انقلاب " آمده است که: "سه نفر هم می‌توانند به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب بشوند. " ولی هیچ وقت، راجع به این قضیه اقدامی نشد، علتش چه بود؟

    دکتر شیبانی: چون کار می‌گشت و دوستان هم تقریباً می‌آمدند؛ به گونه‌ای که جلسه "شورای انقلاب " هیچ وقت تعطیل نمی‌شد، دیگر نیازی به انتخاب عضو علی‌البدل نبود.

    *طبق اساسنامه‌ ‌قرار بود که "شورای انقلاب " نقش "مجلس " را در قبال دولت ایفا بکند و به همین لحاظ هم لوایحی از سوی دولت به "شورا " ارائه می‌شد؟

    دکتر شیبانی: یک نقشش این بود. یعنی "شورای انقلاب " جانشین "شاه و مجلسین "‌می‌شد و هر دو سمت را داشت، ولی تنها سمت "مجلس " را نداشت، بلکه خود "شورای انقلاب " هم می‌توانست موضوعاتی را تصویب و برای اجرا به دولت ابلاغ کند.

    *آیا چنین کاری صورت می‌گرفت؟

    دکتر شیبانی: بله. گاهی به نظر می‌رسید که کاری باید انجام بشود، یا به دولت پیشنهاد داده می‌شد که موضوعی، لایحه‌ای تنظیم کند و بیاورد یا این که خود "شورای انقلاب " مسئله را مطرح می‌کرد. پس از بررسی توسط دولت اگر ایرادی بر آن وارد بود وزیر مربوط برای اصلاحش صحبت می‌کرد و پس از آن، موضوع به صورت لایحه در می‌آمد.

    *با توجه به این که در بسیاری از لوایح ارجاع شده از سوی وزارتخانه‌های مختلف به "شورای انقلاب "، یک سوی مسائل تخصصی مطرح بود و اعضای "شورای انقلاب " قاعدتاً اشراف روی آن مسائل را نداشتند، نیاز بود که "شورای انقلاب " خودش را با کمیسیونها و ابزارهای کارشناسی تقویت کند و گسترش بدهد. این کار به چه ترتیب انجام گرفت و آیا می‌توان برای این مسئله مراحل خاصی را در نظر گرفت؟

    دکتر شیبانی: بعد از مدتی که نظمی در مملکت برقرار شد "شورای انقلاب " کمیسیون‌های مختلفی تشکیل داد که لوایح مربوطه در این کمیسیون‌ها بررسی می‌شد و بعد به "شورای انقلاب " می‌آمد. مثلاً در "کمیسیون اقتصادی " و "کمیسیون اداری " وزارتخانه‌های مختلف شرکت می‌کردند و حتی اگر لازم بود کارشناسان را هم می‌آوردند و در آن جا بحث می‌کردند. بعد که کمیسیون پیشنهاد را تصویب می‌کرد پیشنهاد به "شورای انقلاب " می‌آمد و به رای‌ گذارده می‌شد و پس از تصویب "شورای انقلاب "، پیشنهاد و طرح مصوب ابلاغ می‌شد.

    *آیا انتخاب اعضای این کمیسیون‌ها روال خاصی داشت یا این که هر کس، دوستانش را که می‌شناخت، پیشنهاد می‌کرد و مورد قبول واقع می‌شد؟

    دکتر شیبانی: نه! مسئله تخصصی بود، مثلاً در "کمیسیون اقتصاد " وزارتخانه‌های اقتصادی شرکت می‌کردند و "شهید بهشتی " هم جزو "کمیسیون اقتصاد " بود. در کمیسیون اداری هم "مهندس بازرگان " و دیگران بودند که راجع به مسائل اداری بحث می‌شد. کمیسیون تقریباً تخصصی بود. اگر کمیسیونی هم احساس کمبود می‌کرد، متخصص مربوط را دعوت می‌کرد و متخصص می‌آمد و اظهار نظر می‌کرد. نکاتی هم اول "انقلاب " تصویب شد که بعد به مشکلات برخوردیم. مثل رایگان کردن آب و برق و اتوبوس و… آن موقع با توجه به این که "ساواک " تعطیل شده بود مخارج شاه و دربار هم دیگر نبود، گفتند وجوه کلانی که قبلاً در این امور صرف می‌شد به دولت برمی‌گردد. قرار شد از این بودجه‌ها استفاده شود و کاری بکنیم که مردم خوشحال بشوند و بگویند: "لااقل با پیروزی "انقلاب " این کارها به نفع مردم انجام شد. " براساس همین نگرش گفتند آب و برق رایگان است. بعد دیدند کارخانه برق می‌خوابد و مشکل به وجود می‌آید، گفتند: "تا یک حدی از مصرف، رایگان است. مثلاً اگر مصرف فرد زیر 150 تومان بود رایگان باشد و اگر بالای 150 تومان بود پولش دریافت گردد که بعضی‌ها پینشهاد کردند از آنهایی که مصرفشان بالاتر است پول بیشتری گرفته شود که جوابگوی بخش کم‌ مصرف‌ها که هزینه‌ای دریافت نمی‌شود باشد، گفتند ممکن است کسی تعداد عائله‌اش زیاد باشد مثلاً چندتا اتاق در خانه‌اش اجاره داده باشد تا زندگیش بگذرد، مصرف برقش بالا می‌رود و در حق وی اجحاف می‌شود.

    *البته در جلسه‌ اول که توسط حضرتعالی ثبت و ضبط شده خودتان با این طرح مخالفت کرده‌اید. ابتدای "انقلاب " نیروهای طیف چپ به معنای "مارکسیسم و کمونیسم " تبلیغات بسیار وسیعی داشتند و روی مسائل - به قول خودشان- خلقی و توده‌ای خیلی مانور می‌دادند و قاعدتاً یکی فکری خاصی به وجود می آوردند؛ شما تا چه حد ارزان کردن یا در واقع رایگان کردن آب، برق و از این جور اقدامات توسط "شورای انقلاب " را انفعال یا واکنش نسبت به این گونه تزها، تئوری‌ها و تبلیغاتی که از طرف نیروهای چپ به وجود می‌آمد می‌دانید؟

    دکتر شیبانی: به نظر من این طور نیست که به خاطر واکنش به چپی‌ها این کارها انجام شده باشد. نظر امام(ره) بیشتر این بود که کاری برای مردم مخصوصاً طبقه‌ مستضعف که حامی اصلی "انقلاب " بود انجام بشود، ما در این راستا حرکت می‌کردیم که البته به طور طبیعی مقداری از کارهای ما جواب چپی‌ها هم می‌شد. شاید نظر امام (ره) به این مسئله هم بود که با این اقدامات دهان چپی‌ها بسته شود. البته آنها تبلیغات شدیدی می‌کردند که بگویند "شورای انقلاب " و عناصر طرفدار "انقلاب " توان اداره‌ کشور را ندارند و ما هستیم که- به خاطر داشتن تشیکلات- می‌توانیم کشور را اداره کنیم. این تز آنها بود ولی از این طرف کسی نمی‌خواست به آنها باج بدهد، یا آنها را به میدان بیاورد و از آنها استفاده کند. بلکه سعی می‌شد مسئولیت‌های مختلف به افراد موجه و شناخته شده واگذار شود. البته گاهی هم پیش می‌آمد که افرادی می‌آمدند که چندان شناخته شده نبودند و مخفیانه کارهایی می‌کردند.

    *یکی از مشکلات ابتدای "انقلاب " ‌نفوذ نیروهای چپ در سازمان‌ها و ادارات دولتی و غیر دولتی از جمله "وزارت کار " بود. در همین صورت جلسه‌ اولی که توسط شما در تاریخ 8/12/57 نوشته می‌شد، که جنابعالی با اشاره‌ به این که "وزارت کار " به مرکز تجمع نیروهای چپ تبدیل شده، با این لایحه مخالفت می‌کنید و اساساً "وزارت کار " تا ماه‌ها بعد این مشکل را داشت و در خیلی از جلسات "شورای انقلاب "، این نگرانی و انتقاد و اعتراض به "وزارت کار " وجود داشته که نیروهای چپ در آنجا نفوذ کرده‌اند و دارند برای خودشان کار می‌کنند. اساساً حضور نیروهای چپ در "وزارت کار " بر اساس چه زمینه‌هایی صورت گرفت و آیا اشخاصی در این قضیه دخیل بودند یا این که نیروهای چپ از دوره طاغوت این "وزارتخانه " حضور نداشتند؟ به هر حال، چگونه شد که "وزارت کار " محل تجمع نیروهای چپ شد؟

    دکتر شیبانی: چپی‌ها، خیلی روی قشر کارگر تبلیغ می‌کردند و خودشان را حامی آنها می‌دانستند. یکی از محلهایی که کارگرها با آن، بیشتر سر و کار داشتند "وزارت کار " بود. این نکته قابل ذکر است که بعد از شهریور 1320 چپی‌ها مستقیم از "مسکو " دستور می‌گرفتند. "حزب توده " مستقیم از "مسکو " دستور می‌گرفت و خلیل ملکی هم که از اینها جدا شد، گفت که من "مارکسیست " بدون "مسکو " ‌هستم. آنها بر اساس برنامه‌ای که خودشان تنظیم می‌کردند، سعی می‌کردند گروههای کارگری را تحت نفوذ بگیرند که بتوانند در اعتصاباتی که راه می‌اندازند از آنها استفاده کنند. به طور کلی چند جا بود که توده‌ا‌ی‌ها " نفوذ داشتند. یکی "وزارت کشاورزی " بود زیرا اگر کارمند کشاورزی چپی بود به دلیل این که به روستا‌ها می‌رفت، می‌توانست در آنجا به نفع کمونیستها تبلیغ بکند. محل دیگر نفوذ آنها "دانشسرای عالی " بود که معلم تربیت می‌کرد و تعداد زیادی از "مارکسیست‌ها " در آنجا بودند، حتی من یادم است که چندتا از معلمهای خوب ما "توده‌ای " بودند. البته زمان "شاه " خیلی در "دانشسرای عالی " علناً تبلیغ نمی‌کردند ولی ما می‌فهمیدیم که افکار اینها توده‌ای است. به هر حال "وزارت کار " هم یکی از جاهایی بود که "توده‌ایها " نفوذ داشتند. چرا که از آن جا می‌توانستند تعداد زیادی کارگر به طرف خودشان جلب بکنند. زمان "قوام " هم "حزب " کمیته‌ کارگری درست شده بود. وقتی از بین‌الملل به ایران آمدند این حزب "قوام " را به عنوان "حافظ " منافع کارگر نشناختند، بلکه "توده‌ای‌ها " ‌را به این عنوان به رسمیت شناختند. در مجموع چپی‌ها فعال بودند، کار می‌کردند و تبلیغاتشان هم غیر اسلامی بود و راست و دروغ را به هم می‌بافتند. در جریان ملی شدن نفت هم "مهندس بازرگان " - خدا رحمتش کند- از اخلال "توده‌ایها " در نهضت، چنین تعریف می‌کرد: "آن موقع خارجی‌ها را از صنعت نفت " خلع ید کرده بودیم. "انگلیسی‌ها " رفته بودند و "شرکت نفت " خوابیده بود، حقوق کارگرها را هم دولت با این که در حال محاصره بود می‌داد یعنی با این که نفت هم نداشت، بفروشد حقوق کارگرها را می‌داد. آن وقت "توده‌ای‌ها " کارگرها را تحریک کرده بودند که یعنی چه؟ زمان "انگلیسی‌ها " و حالا که "صنعت نفت " ملی شده و در دست دولت است، حقوقتان یکسان باشد و حقوق بیشتر نگیرید. " که واقعاً هم داشتند مشکل ایجاد می‌کردند که آن موقع "مصدق "، "ملکی " - را که مورد قبول خیلی‌ها- و نماینده اول "تهران " بود به آنجا می‌فرستد که با سخنرانی کارگرها را آرام بکند. توده‌ای‌ها از این بازیها در می‌آوردند و زیاد کارشکنی می‌کردند و به دلیل این که تشکل‌های کارگری، زیر نفوذ وزارت کار بودند، توده‌ایها آنجا را هم زیر نفوذ گرفته و قبضه کرده بودند.

     

    *بعد از «انقلاب»، «آقای فروهر» وزیرکار شد.

    دکتر شیبانی: آقای فروهر چون«ضدکمونیسم» بود به عنوان وزیر کار انتخاب شد.

    *یعنی ایشان به دلیل «ضد کمونیسم» بودن وزیر کار شد؟

    دکتر شیبانی: بله. به دلیل این که بتواند مقاومت بکند و با حزبش بتواند از "وزارت کار " مراقبت بکند تا وزارتخانه به طرف چپی‌ها کشیده نشود.

    *ولی در مذاکرات "شورای انقلاب " این گونه ثبت است که بعدها انتقاداتی به "آقای فروهر " می‌شود چرا که با چپی‌ها راه می‌آید.

    دکتر شیبانی: او مجبور بود یک مقداری در برابر آنها کوتاه بیاید، برای این که آنها تشکل داشتند و تبلیغات و فعالیت می‌کردند، در حالی که این طرف تشکل اسلامی قویی که با آنها مقابل بکند وجود نداشت. "فروهر " کمی کوتاه می‌آمد که بتواند وزارتخانه را اداره بکند. البته در این زمینه انتقاداتی بر وی وارد است که باید در جای خود، مورد بحث قرار گیرد.

    *بعضی از معاونان ایشان از نیروهای چپ بوده‌اند و به ایشان انتقاد می‌شد، که چرا در این سطح از این نیروها استفاده می‌شود.

    دکتر شیبانی: بستگی به این دارد که فرد با چه کسی می‌تواند کار کند. ایشان هم افرادی را می‌آورد که بتواند با آنها کار بکند. البته، معاونان وی چپی‌ افراطی نبودند، ولی بعضی‌هایشان که "سوسیالیست " بودند.

    *در همین جلسه لایحه‌ رفع محرومیتهای سیاسی مطرح می‌شود که بلافاصله "آیت‌الله خامنه‌ای " متذکر می‌شود که این لایحه باعث شود دوباره "توده‌ای‌ها " به ارتش برگردند و ارتش موظف به استخدام آنها باشد. چگونه این تدبیر اندیشیده شده که به بعضی از نهادها و ادارات گفته شود، این لایحه شامل حال "توده‌ای‌ها " و امثال آنها نمی‌شود؟

    دکتر شیبانی: اول که این لایحه مطرح شد، گفته شد که باید از تمام افراد سیاسی‌ای که زمان شاه برای مقابله با حکومت، محکومیت سیاسی داشته‌اند، رفع محکومیت و اعاده حیثیت بشود. بعضی "توده‌ای‌ "‌های با سابقه توسط دوستانشان که در نهادهای دولتی بودند فوری استخدام شدند و بدین ترتیب این لایحه مسئله ایجاد کرد. به همین دلیل بر آن اصلاحیه‌ای خورد و قرار شد از آن پس از کسانی که سابقه غیراسلامی دارند، فقط رفع محکومیت بشود، امّا اداره‌ها مجبور به استخدام آنها نباشند. فقط اگر کسی به تخصصشان احتیاج داشت از آنها استفاده بکند. این ایراد کاملاً وارد بود و آن موقع به دلیل جو خفقانی که در زمان شاه بود، اول، گفته شد که اینها برگردند، دیگر به این قسمت توجه نشده بود که وقتی اینها برگردند، به سر کارشان برمی‌گردند. مثلاً افسری که 20 سال زندان بوده و حال بیرون می‌آید، پول تمام مدت زندانش را هم می‌خواهد، که این نکات مخصوصاً در سطح مسؤلان تذکر داده شد.

    *یعنی این تذکر "آیت‌الله خامنه‌ای " بخشنامه شد؟

    دکتر شیبانی: نه. این بعد اصلاح شد.

    *چون در همان جلسه "آیت‌الله خامنه‌ای " تذکر می‌دهند؟

    دکتر شیبانی: تذکر دادند. ظاهراً بعد قرار شد به اداره‌ها بنویسند که لایحه شامل این گونه افراد نمی‌شود. این گونه که من یادم می‌آید، اول تصویب شد، بعد چون دیدند این اشکلات وجود دارد، اصلاحیه خورد.

    *علی‌رغم آن تذکر "آیت‌الله خامنه‌ای " تصویب شد؟

     

    دکتر شیبانی: نه، اول مطرح بود که این گونه بشود. اگر کتاب مصوبات "شورای انقلاب " را نگاه کنید، متن قانون و چگونگی تصویب در آن ذکر شده است.

     

    *متن کامل مصوبات در آن آمده است؟

     

    دکتر شیبانی: بله. متن کامل مصوبات "شورای انقلاب " در آن آمده است. کتاب دو جلدی مصوبات "شورای انقلاب " هست، دو مجلد است و کتاب دیگری هم شامل آیین نامه‌هایی است که در کمیسیونها مطرح شده است.

     

    *شورای انقلاب مسؤلیت تصویب لوایح دولت را بر عهده داشت، اما آیا امکان هیچ‌گونه نظارتی بر ساز و کار وزارتخانه‌ها برای شورای انقلاب وجود داشت و آیا چنین کاری صورت می‌گرفت؟

     

    دکتر شیبانی: افراد مختلف جامعه، با اعضای شورای انقلاب، مخصوصاً آقایان معممین در تماس بودند؛ چون معمولاً روحانیون "شورای انقلاب " مسجد و منبر داشتند؛ مردم می‌آمدند و مطالبشان را می‌گفتند و اگر ایرادی بود خبر می‌دادند. گذشته از آن کمیته‌های مختلفی هم که در گوشه و کنار کشور بود، با مواردی که به نظرشان مخالف اسلام بود مقابله می‌کردند. در واقع بر روی سازمانها و وزارتخانه‌ها، نوعی نظارت مردمی وجود داشت و به شورای انقلاب منتقل می‌شد.

     

    *در همان جلسه‌ اولی که شما ثبت فرموده‌اید، بحث حرام بودن گوشتهای یخ زده‌ای که توسط رژیم پهلوی خریداری شده بود به میان می‌آید و گفته می‌شود که امام (ره) راجع به این قضیه به طور مستقیم نظر دارند، بعدها مشخص شد که این گوشتها علاوه بر مسئله ذبح شرعی، زمان زیادی در سردخانه مانده‌اند و اصلاً کیفیت غذایی ندارند، به هر حال، وقتی در آن جلسه مطرح می‌شود که نظر امام (ره) این است که این گوشتها به مردم عرضه نشوند، دولت بشدت در مقابل نظر حضرت امام (ره) موضع می‌گیرد، لطفاً راجع به این قضیه توضیح دهید؟

     

    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
    تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.