جایگاه ناتو در جهان پسایازده سپتامبر

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۰
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

این مشکلات بر تلاش های آتی ایالات متحده در جهت ایجاد سامانه دفاع موشکی در اروپا، بخصوص سامانه ای که از استقرار رادارهای پیشرفته فراتر رفته و به استقرار موشک های رهگیر می رسد، تأثیر می گذارد. این شرایط نه تنها بر ناتو، بلکه بر تمایل روسیه به عرضه سلاح های پیشرفته و مواد اولیه ای که می تواند در تولید سلاح هسته ای به ایران کمک کند نیز تأثیرگذار است.

در عین حال، اروپا می بیند که در وابستگی خود به نفت و گاز روسیه با خطر بالقوه ای مواجه است که ناتو برای رسیدگی به آن طراحی نشده و اروپا هم برای آن جایگزین روشنی ندارد. در این میان، خبر خوب این است که فروپاشی اقتصاد جهانی اقتصاد روسیه را به اندازه اقتصادهای اروپا و ایالات متحده تضعیف کرده است. و خبر بد این است که این وضعیت ممکن است روسیه را عرضه کننده مطمئن تری نکند، ممکن است به روسیه فشار بیاورد تا بدون سرمایه گذاری در تولید و تأمین مستمر در آینده، درآمدهای خود را به حداکثر برساند و تلاش برای منحرف کردن توجه مردم روسیه و سرمایه گذاری بر ملی گرایی روسی به "ماجراهای" بیشتر بیانجامد.

بطور کلی تر، بحران اقتصادی بودجه دفاعی ناتو را در تنگنا قرار داده و این درزمانی است که اغلب کشورهای اروپایی در تأمین بودجه طرح های دفاعی که خواهان تحلیل پیوسته توان نیرو، مدرنیزه کردن و آمادگی نیروها بودند بخوبی عمل نکردند. در این میان، بحث عمدتاً پوچی درباره تقویت توان نظامی اتحادیه اروپا در برابر ناتو که هرگز نه در این اتحادیه و نه در ناتو به شکل گزینه های نظامی معتبر در نیامده، این روند نزولی را تا حدی پوشانده است. ارتباط بین "نهاد سازی" و واقعیت های نظامی تا حد زیادی قطع شده است. از این گذشته، ایالات متحده هم اکنون در حفظ و استمرار بخشیدن به تلاش های دفاعی خود، بویژه برنامه های تسلیحات پیشرفته که باعث برتری آن در "انقلاب" امور نظامی شده، با مشکل روبرو است.

پیشرفت در بعضی از زمینه ها وجود دارد. فرانسه مجدداً و رسماً به ضلع نظامی ناتو پیوسته است. ناتو در حال یاد گرفتن معنی "عملیات های خارج از منطقه" در افغانستان است. ناتو همچنین یاد می گیرد که آمیختن جنگ کردن با کشور سازی مسلح تا چه اندازه چالش برانگیز است و بخش غیر نظامی طرح ضد شورشی "بگیر، نگه دار و بساز" به همان اندازه بخش نظامی آن مهم است. با این همه، دولت اوباما، در بهترین حالت، دوره اول فوق العاده چالش برانگیزی خواهد داشت و باید بجای تعیین تکلیف سیاسی و لفاظی، اصل آینده ناتو را بپذیرد.

سؤال [رودریگو]: اتحادیه اروپا در چند سال اخیر مشغول تقویت یک سیاست نظامی مشترک بوده است. درباره همپوشی ها و همکاری های احتمالی زیاد صحبت شده است. چشم انداز همکاری های ناتو و اتحادیه اروپا را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: بین ناتو و اتحادیه اروپا از سال 2001 روابط رسمی وجود داشته و اصول سیاسی همکاری آنها در دسامبر 2002 در بیانیه مشترک ناتو و اتحادیه اروپا در خصوص سیاست امنیتی و دفاعی اروپا مورد توافق طرفین قرار گرفت. شورای آتلانتیک شمالی بعضی وقت ها با کمیته سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا دیدار می کند.

مقامات رسمی و اتحادیه اروپا بطور منظم باهم جلسه دارند و این جلسات در سطوح مختلفی، از جمله سطح وزرای خارجه، سفرا، نمایندگان نظامی و مشاورین امور دفاعی تشکیل می شوند. ستاد بین المللی و ستاد نظامی بین المللی ناتو و دبیرخانه شورا و ستاد نظامی اتحادیه اروپا و همچنین آژانس دفاعی اروپا بطور منظم در تماس هستند. این دو سازمان همچنین برای تسهیل همکاری در سطح عملیاتی، ترتیبات نظامی دائم تعیین کرده اند. از نوامبر 2005، یک گروه رابط دائمی ناتو در ستاد نظامی اتحادیه اروپا مستقر شده است و در مارس 2006، یک سلول اتحادیه اروپا در شیپ (مرکز فرماندهی استراتژیک عملیات های ناتو در مانس، بلژیک) تشکیل شد.

تشکیل آژانس دفاعی اروپا در سال 2004 به همکاری های دفاعی قابل توجه و ملموسی در منطقه هایی همچون بالکان، افغانستان، ضد تروریستی و تدارکات دفاعی انجامیده است اما بخش عمده اقدامات برای همکاری در پرورش نیروهای بهتر و افزایش توانایی جنگیدن و پاسداری از صلح بیشتر در حد حرف است تا اینکه تلاش معتبری برای تدوین طرح های نظامی ملی هدفمند و استعدادهای جنگی وجود داشته باشد.

دست کم، بخشی از تلاش اتحادیه اروپا همچنین با هدف هایی در جهت تشکیل یک نیروی اروپایی در ارتباط است و این نیرو آنقدر توخالی خواهد بود که نیروهای اروپایی را وارد درگیری یا طرح جدی صلح کند اما بدون فراهم کردن ساختارهای فرماندهی کارآمد و نیروی کافی. یک گروه توان سازی ناتو و اتحادیه اروپا در ماه مه 2003 با هدف "تضمین انسجام و تقویت دوطرفه فعالیت های پرورش توانمندی ناتو و اتحادیه اروپا " تشکیل شد. این گروه قرار است طرح هایی همچون تشکیل گروه های نبرد اتحادیه اروپا، در راستای "هدف اصلی" سال 2010، و نیروی واکنش ناتو را قدری منسجم تر کند. ولی در عمل، هیچکدام از این طرح ها مؤثر بنظر نمی رسد و هماهنگی هنوز ناکافیست.

سؤال [جین ام. اوشارپ]: آیا ناتو به صورت یک اتحادیه دوجانبه بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا قدرتمندتر نمی بود؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: خیر. اتحادیه اروپا هنوز قابلیت پرورش توان برنامه ریزی دفاعی واقع بینانه و طیف کامل استعدادهای فرماندهی نظامی لازم را از خود نشان نداده و توجه اش به امور اقتصادی و سیاسی اروپا معطوف است، نه به طیف وسیع تر مسائل آتلانتیکی و عملیات های خارج از منطقه. کمیته نظامی و ستادهای فرماندهی ناتو در شیپ و تلاش سطح وزیران و غیر نظامی آن در برنامه ریزی دفاعی در مقایسه با نظام اداری اروپا محور بطور ذاتی کارآمدتر است. علاوه بر این، اتحادیه اروپا طیف کامل اعضا و اعضای بالقوه ناتو را دربر نمی گیرد؛ از 26 کشور عضو ناتو، فقط 21 کشور در اتحادیه اروپا عضویت دارند و چند نامزد احتمالی عضویت در ناتو هم در حال حاضر در ساختار اتحادیه اروپا نمی گنجند.

در نتیجه، توجه اتحادیه اروپا به اتحادیه اروپا و معمولاً بیشتر به صنایع دفاعی اروپا معطوف است تا به امنیت اروپا. اگر می خواهید به محدودیت های اتحادیه اروپا پی ببرید، تارنمای آژانس دفاعی اروپا را مطالعه کنید. در این تارنما پیشرفت های بسیار واقعی در زمینه های محدودی تشریح شده اما اتحادیه اروپا یک اتحادیه نظامی نیست و این موضوع ناگزیر در فعالیت های آن در دنیای واقعی منعکس می شود.

سؤال [جکی]: پیامدهای بازگشت فرانسه به این جمع چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: به فرانسه اجازه می دهد نقش کاملی در ساختار فرماندهی نظامی ناتو ایفا کند، مسئولیت های ارشد فرماندهی به عهده گیرد، و نقش کاملی در امور مختلف ناتو همچون برنامه ریزی نیرو و فعالیت های ضد تروریستی و اطلاعاتی بازی کند. این موضوع اهمیت ویژه ای دارد چون فرانسه یکی از بزرگ ترین نیروهای ناتو را در اختیار دارد و از تولید کننده های کلیدی تجهیزات و فناوری نظامی است.

سؤال [جی پی]: ناتو آتلانتیک شمالی... چرا ناتو در افغانستان درگیر است؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: درست است که جنگ افغانستان با حمله به ایالات متحده شروع شد اما القاعده، از آن زمان چندین بار سعی کرده به هدف های اروپایی حمله کند و گروه های جهادی در اسپانیا، ترکیه و کشورهای اروپایی دیگر ضرباتی وارد کرده اند. اگر القاعده و طالبان بر افغانستان مسلط شوند یا در پاکستان پناهگاه برقرار کنند، خطر گروه های جهادی برای کل خاورمیانه، اروپا و ایالات متحده بشدت افزایش می یابد.

سؤال [ ژئوپالیتیکو]: اگر ناتو با ایران مذاکره کند چه؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ساختار ناتو برای انجام چنین مذاکراتی مناسب نیست و وارد کردن 26 کشور به گفتگوهایی که آلمان، بریتانیا، و فرانسه با حمایت آمریکا همین حالا در آن حضور دارند فقط مشکل را پیچیده تر می کند.

سؤال [فیل هر]: کی می توانیم شاهد پیشرفت در خصوص مفهوم استراتژیک جدید ناتو باشیم؟ آیا برنامه ای برای نقد عمومی، دانشگاهی یا تحقیقاتی اسناد پیش نویس قبل از تصویب شورای آتلانتیک شمالی وجود دارد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: تصویب شورای آتلانتیک شمالی مانع بحث درباره محتوی و اجرای طرح ها نیست. بحث ها در هر صورت سال ها ادامه دارند و مفاهیم استراتژیک تا جایی ارزش دارند که کشورهای عضو آنها را اجرا می کنند. فرصت برای بحث درباره این مفهوم فراوان است اما بحث در جهت بهبود اجرای آن خیلی مهم تر است.

سؤال [راجا آچاریا]: می خواهم درباره امکان پذیری گسترش ناتو در منطقه آسیا به علت تغییرات جهانی مختلف در معادلات قدرت و خطر تروریسم بدانم؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: به استثنای آمریکا، هیچ قدرت اروپایی در حال حاضر نیرویی برای استقرار پیوسته در صحنه آسیا حفظ نمی کند. افغانستان همین حالا فشار بسیار زیادی بر توانایی عرضه نیروی قدرت های ناتو/نیروی کمکی امنیت بین المللی وارد می کند. بریتانیا و فرانسه می توانند یک نقش نمادین بازی کنند و سایر اعضای ناتو می توانند مأموریت های حفظ صلح بسیار محدودی انجام دهند اما انجام این نوع عملیات خارج از منطقه برای بیشتر قدرت های ناتو اصلاً عملی نیست.

 

سؤال [آزمانوف]: از خبرگزاری بلغارستان(BTA) در صوفیه: نظر شما در مورد پیوستن مقدونیه، صربستان، بوسنی و مونته نگرو به ناتو چیست؟ مشکلات و چهارچوب زمانی؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ناتو، در مقطع فعلی، با نامزدهای عضویت جدید روبرو است، با تنش های جدی با روسیه مواجه است، و باید رویکرد کارآمدتری به موضوع گسترش اتخاذ کند. این به معنی منتفی شدن عضویت چنین کشورهایی نیست اما ناتو اولویت های مهم تری دارد.

سؤال [دی کوردا، اچ آرتی]: اگر ایالات متحده، همانطور که از بحث های فعلی بر می آید، راهبرد اقدام یکجانبه در "کانون های بحران" دنیا را تغییر دهد – آیا این باعث تقویت نقش نیروهای چندملیتی ناتو خواهد شد؟ در این چهارچوب، مسئله تقسیم مساوی بار مسئولیت با متحدان اروپایی که راغب به این کار نیستند چگونه باید حل شود؟ و در همین چهارچوب، نظر شما در مورد نقش کشورهای کوچک تر، مانند کرواسی، که قرار است بزودی به ناتو بپیوندند، چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: دولت بوش شاید به اندازه بعضی از دولت های قبلی با متحدانش مشورت نکرد اما اقداماتش در عراق و افغانستان بندرت یکجانبه بود. ناتو عمیقاً درگیر مسئله افغانستان است و مدت هاست که نقش عمده ای در آموزش نیروهای امنیتی عراق ایفا کرده است. تعداد قابل توجهی از اعضای اروپایی ناتو هم در حمله به عراق به آمریکا کمک کردند و در ائتلاف حضور داشتند.

اما سؤال کلی تری که مطرح می کنید، درباره نیروهای اعزام سریع، در نهایت بر حسب پیشامدهای احتمالی مشخص جواب داده می شود. قابلیت عرضه قدرت اروپایی ها از کشور به کشور فرق می کند و به میزان زیادی به منطقه خاص و نوع مأموریت جنگ یا ایجاد صلح بستگی دارد. وضع آنها بعید است به میزان قابل توجهی بهتر شود و براساس شواهد موجود، شاید در بعضی از موارد، زیر فشار بحران اقتصادی جهانی بدتر هم بشود. بنا بر این، چشم انداز عملی برای "تقسیم مساوی بار مسئولیت" به هیچ شکل جدی ای وجود ندارد و اعزام نیرو به میزان زیادی به موارد خاص احتمالی بستگی خواهد داشت.

سؤال [لودین]: آقای کوردزمن، در حضور نیروهای ناتو و آمریکایی در افغانستان، شورش طالبان در چند سال اخیر به میزان قابل توجهی شدت گرفته و این در حالی است که از سوی دیگر، ملت افغان به آنها اعتماد کرده و اکثریت مردم هنوز حامی نیروهای آمریکا و ناتو است و احساس نمی کنند که اینها اشغالگر هستند اما اغلب از آمریکا و مهم تر از آن، از ناتو صحبت هایی درباره شکست احتمالی می شنویم. آیا فکر نمی کنید که چنین گفته هایی می تواند روحیه مردم را ضعیف کند و بیشتر به همین دلیل است که مردم به طالبان رو می آورند و بجای دولت انتخابی به آنها پیوسته اند؟ خیلی متشکرم.

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: استمرار عملیات های نظامی دنیای واقعی در گرو صداقت و شفافیت است و بخشی از مشکل، تا امروز، کندی ناتو/ نیروی کمکی امنیت بین المللی در تشخیص صادقانه روند رشد خطر، محدودیت ها و کاستی های ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی در اختصاص نیرو، و لزوم مطالبه همکاری بیشتر از دولت های افغانستان و پاکستان بوده است.

با نگاه به تحولات اخیر، متوجه می شوید که میانگین ماهانه حوادث عمده در افغانستان از 50 مورد در سال 2002 به 80 مورد در سال 2003، 150 مورد در سال 2005، 425 مورد در سال 2006، و 566 مورد در سال 2007 افزایش داشته است. بمب گذاری انتحاری از یک مورد در سال 2001 و صفر مورد در سال 2002 به دو مورد در سال 2003، شش مورد در سال 2004، 21 مورد در سال 2005، 123 مورد در سال 2006، و 160 مورد در سال 2007 افزایش داشته و در پایان شش ماه اول سال 2008 به کمی بیش از 1200 مورد رسیده است. تعداد تجهیزات انفجاری دست ساز و بمب های کنار جاده ای از 22 فقره در سال 2002 به 83 فقره در سال 2003، 325 در سال 2004، 782 در سال 2005، 1931 در سال 2006، و 2615 در سال 2007 افزایش یافت، اگرچه آمار حمله های مؤثر با تجهیزات انفجاری دست ساز همچنان پایین بود.

تعداد حمله ها در ماه های اوج هر سال از 400 مورد در سال 2005 به 800 مورد در سال 2006 و 1000 مورد در سال 2007 افزایش یافت و در سپتامبر سال 2008 به 1000 مورد رسید. حمله هایی که دست کم یک کشته بر جا گذاشت از 366 مورد در سال 2005 به 695 مورد در سال 2006 و 892 مورد در سال 2007 افزایش یافت و شمار کشته ها، زخمی ها یا افراد ربوده شده از 1540 نفر در سال 2005 به 3557 نفر در سال 2006 و 4672 نفر در سال 2007 افزایش یافت. حداکثر تلفات ماهانه آمریکا (کشته و زخمی) از کمتر از 20 نفر در 2002 و 2003 به 30 و خورده ای نفر در سال 2004، 70 نفر در سال 2005 و 2006 و 130 نفر در سال 2007 افزایش یافت.

این ارقام بین سال های 2007 و 2008 حدوداً 30 درصد رشد کرد و فصل زمستان بخاطر هوای مناسب بطور غیر منتظره ای چالش برانگیز بوده است. همانطور که آمار ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی در این تحلیل نشان می دهد، در طول سال 2008، رویدادهای جنبشی یا درگیری های نظامی به میزان 33 درصد، آتش غیر مستقیم به میزان 27 درصد و آتش زمین به هوا به میزان 67 درصد افزایش داشته است. تعداد حمله ها با تجهیزات انفجاری دست ساز – جدی ترین عامل تلفات – بین 26 و 27 درصد افزایش داشت. تعداد حمله ها علیه کارمندان دولت افغانستان 119 درصد افزایش داشت و آدم ربایی و قتل 50 درصد افزایش داشت. تعداد حمله های انتحاری پنج درصد کاهش داشت اما مرگباری و مهارت اجرای آنها و همچنین برآوردهای تعداد بمب گذاران انتحاری تحت آموزش افزایش داشت. تعداد کشته های ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی به میزان 35 درصد و کشته های غیر نظامی به میزان 40 تا 46 درصد افزایش داشت.

نقشه های اطلاعاتی آمریکا و سازمان ملل متحد که از سال 2005 تا 2007 منتشر یا به بیرون درز کرده اند و نقشه های جدیدتر ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی که در سال 2009 منتشر شد نشان می دهد که نواحی پرخطر در خاک افغانستان از سال 2005 همه ساله به میزان 30 تا 50 درصد افزایش یافته است.

اینها تحولاتی نیست که بشود نادیده گرفت یا روی آنها سرپوش گذاشت. هم ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی و هم افغانستان و پاکستان باید این واقعیت ها را قبول کنند.

سؤال [کالین – رادو آنکوتا]: آیا بنظر شما در ساختارهای نظامی ناتو، یونان فرانسه را دنبال خواهد کرد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: دقیقاً متوجه منظور شما نمی شوم. یونان از اعضای کامل ساختار نظامی ناتو است. اگر منظور شما این است که آیا یونان از افسرهای فرانسوی تبعیت خواهد کرد، شرکت در عملیات های ناتو به صلاح دید کشورهای عضو بستگی دارد. یونان مطابق با منافع خودش و بدون توجه به ملیت فرمانده های ناتو عمل خواهد کرد.

سؤال [کرانگانو]: نظر شما در مورد یک سیستم دفاع موشکی متعلق به ناتو، که بویژه جناح جنوب/شرقی را هدف گرفته باشد، چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: سؤال خوبی است و به این حقیقت اشاره دارد که سامانه های دفاعی باید با خطرهای پدید آمده منطبق باشد و متناسب با میزان افزایش این خطرها تکامل پیدا کند. اشکال رویکرد فعلی به موضوع دفاع موشکی این است که مستلزم استقرار تعداد محدودی موشک رهگیر برای مقابله با خطر احتمالی موشک های بالستیکی با برد میانی و متوسط در آینده است اما با عوامل تهدید با برد نزدیک تر که همین حالا علیه کشورهایی مانند ترکیه وجود دارد مقابله نمی کند. امیدواریم که ناتو، آمریکا و اروپا بیشتر به طرح های تهدید محور توجه کنند تا سامانه های پدافند موشکی و هوایی نیازهای تمامی منطقه را برآورده سازند و گفتگو با روسیه عملی تر شود.

سؤال [دن میهایی نیگو]: موضع ناتو در قبال اوکراین و گرجستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ناتو نمی تواند کشورهایی را فقط بخاطر هم مرزی با روسیه نادیده بگیرد اما درگیری گرجستان نشاندهنده محدودیت های شدید ناتو در مواقعی است که روسیه بخواهد در منطقه ای که توان عملیاتی نظامی ناتو در آن محدود است از قدرت نظامی استفاده کند. ناتو احتمالاً هرچه توانسته در گرجستان انجام داده و این امنیت زیادی به گرجستان نمی دهد. اما اوکراین فرق دارد. این کشور یک قدرت نظامی بسیار جدی تری است و اختلاف و در آن کمتر است و آسیب پذیری کمتری هم دارد اما خطرهای تحریک مقابله با روسیه بدیهی هستند.

پاسخ می تواند این باشد که ناتو باید تأکید خیلی بیشتری بر دیپلماسی و "شراکت" خود با روسیه بگذارد و در عین حال، به تدریج به بهبود اوضاع امنیتی کشورهایی مانند اوکراین کمک کند و به ایجاد عوامل بازدارنده فشار و تهدید علیه کشورهای بالتیک، اروپای شرقی و سایر اعضای "مقدم" ناتو بیشتر توجه کند.

سؤال [لیدی باگ]: آیا بنظر شما، تصمیمات عمده ای در اجلاس سران ناتو در اوایل آوریل در استرسبورگ و کِل گرفته خواهد شد؟ لطفاً توضیح دهید.

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: راستش، نه، فکر نمی کنم. فکر می کنم ناتو بیشتر به مسائل جاری عضویت توجه کند، اقدامات فعلی در افغانستان و بالکان را پیگیری کند، و بی سر و صدا، اثر بحران اقتصادی جهانی بر برنامه های نظامی اش را ارزیابی کند.

سؤال [کالین- رادو آنکوتا]: آیا بنظر شما کره شمالی یک عامل تهدید است؟ و چه کارهایی می توان در این مورد انجام داد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: کره شمالی، دست کم بخاطر بی ثباتی رژیم و اقتصاد داخلی اش، همچنان به عنوان عامل تهدید جدی برای کره جنوبی مطرح است. اما از دیدگاه کلی تر، کره شمالی مسلح به سلاح های هسته ای و مجهز به موشک های دور برد یک خطر دائم برای همسایه ها خواهد بود دست کم چون کره شمالی سعی خواهد کرد از موقعیتش برای فشار آوردن به همسایه ها و افزایش کمک های بلاعوض و امتیازهای دیگر استفاده کند. اما این موضوع به ناتو ربط ندارد.

سؤال [دی. کوردا، اچ آرتی]: آهنگ پیشرفت آموزش ارتش ملی افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید و این ارتش کی می تواند بطور قابل ملاحظه ای کارآمد باشد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: در بخش "Burke Chair" تارنمای مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی در "http://www.csis.org" گزارش مفصلی هست که پاسخ سؤال شما را می دهد.

سؤال [جین زوبینا]: آقای کوردزمن، آیا استقرار یک سامانه دفاع موشکی ناتو برای محافظت از اروپا و آمریکا در برابر ایران منطقی است با توجه به اینکه اسرائیل به دفعات اعلام کرده که ایران مسلح به سلاح هسته ای را تحمل نخواهد کرد و دلیلی وجود ندارد که این را به منزله یک تهدید آشکار تلقی کنیم؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: اینکه آیا اسرائیل حمله کند و در صورت حمله بتواند کاری بیشتر از به تأخیر انداختن اقدامات ایران بکند به هیچ وجه روشن نیست. در عین حال، استقرار یک سامانه دفاع موشکی و هوایی بهتر مطابق با خطر موجود منطقی تر از این است که قبل از وجود خطر با عجله سامانه دفاعی مستقر شود.

سؤال [توماس ای. نگی]: نخست وزیر سابق جمهوری چک – میلوس زمان – گفته با توجه به اینکه تهدیدهای نامتقارن نگرانی اصلی ناتو است، این اتحادیه باید به دنبال گسترش به کشورهایی باشد که با ناتو ارزش های مشترک و نگرانی مشترک دارند؛ مثلاً اسرائیل. این موضع را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا عضویت اسرائیل امکان پذیر است، البته به شرط آنکه بتواند برای اختلاف اسرائیل و فلسطین به یک راه حل پایدار دست یابد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: متأسفانه، احتمال صلح پایدار بین اسرائیل و فلسطین کم است و تا زمانی که اختلاف اعراب و اسرائیل ادامه دارد، خیلی از اعضای ناتو با عضویت اسرائیل موافقت نخواهند کرد.

سؤال [ فیل هر]: چشم انداز تعمیق روابط ناتو با استرالیا، ژاپن و سایر کشورهایی که خارج از حوزه جغرافیایی اعضای ناتو منافع امنیتی مشترک دارند، در مقطع کنونی چگونه است؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: بغیر از گفتگو، تقریباً هیچ. آمریکا یک قدرت جهانی است. بغیر از توانمندی های بسیار محدود دریایی و هوایی بریتانیا و فرانسه، هیچ قدرتی در اروپا برای ایفای این نقش مجهز نیست.

سؤال [لیدی باگ]: ارزیابی شما از تحولات آتی در روابط ناتو و روسیه چیست؟

آنتونی اِچ کوردزمن: اجازه دهید جلسه را با این جواب پایان دهم. دولت اوباما قبلاً اعلام کرده که خواستار "تنظیم مجدد" روابط با روسیه است. اما سؤال عملی این است که آیا روسیه خواهان بهبود روابط با ناتو و آمریکا است یا به دنبال تثبیت قدرت و موقعیت و اعمال نفوذ در منطقه "خارج نزدیک" است. فعلاً، بنظر می رسد که گزینه دوم علت رفتار آقای پوتین و خیزش دوباره ملی گرایی روسی باشد. این به معنی راه افتادن جنگ سرد جدید یا پیشروی بلوک نیست چرا که همکاری – مثلاً در بعضی از جنبه های کنترل تسلیحات – بوضوح به نفع روسیه است. ولی ممکن است به معنی یک دوره طولانی تنش و فشار مداوم روسیه به کشورهای همجوار کلیدی، عدم همکاری در بالکان و افغانستان، و نمایش های روسیه مثل ازسرگیری پرواز هواپیماهای بمب افکن در نزدیکی بریتانیا باشد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دیپلماسی هوشمند یا مسیر دو طرفه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

علت تأکید کلینتون بر دیپلماسیکلینتون هدف دولت آمریکا از شرکت در مذاکرات هسته‌ای با ایران را کاملاً تشریح می‌کند و مدعی است پیمودن راه دیپلماتیک، آمریکا را در گام بعد یعنی تحریم ایران، توانمندتر خواهد ساخت. ظاهراً او از ناکامی سیاست‌های تکروانه بوش عبرت گرفته است و به همین علت در پی همراه کردن سایر کشورها برای هر گونه اقدام برای مقابله با ایران است . او در توجیه راهکار دیپلماتیک گفته است که قرار گرفتن درکنار سایر کشورها، آمریکا را از اهرم‌های بیشتری برخوردار خواهد داد؛ " پس از گذشت سال‌ها، که طی آن آمریکا صرفاً نظاره‌گر بود،ما اکنون شریکی فعال در مذاکرات بین‌المللی با ایران هستیم ".

بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، کلینتون گفته است، دولت اوباما اطمینان دارد در صورت نیاز، با کمک شرکای بین‌المللی می‌تواند تحریم‌های گسترده‌ای بر ضد ایران اعمال کند. شاید او برای اطمینان خاطر مقامات اسراییلی، متذکر شده که یکی از بالاترین اولویت‌های در سیاست خارجی دولت اوباما، برنامه هسته‌ای ایران است اما در عین حال به صورت تلویحی به آنها اعلام کرده که فریب بزرگنمایی‌ها و تحلیل‌های نادرست آنها را نخواهد خورد؛ " در حال پیگیری رویکرد جدیدمان در مورد تهدید به وجود آمده از سوی ایران هستیم و این کار را با چشمانی کاملاً باز و بدون توهم و تصورات غلط انجام می‌دهیم ".

همچنین کلینتون به کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان گفته است: " واقعاً معتقدیم پیگیری مسیر دیپلماتیکی که در آن هستیم، به ما اعتبار و نفوذی خواهد بخشید که تعدادی از کشورها که مجبور به مشارکت در تحریم هستند، با تحریم‌های شدید و فلج کننده، به همان اندازه‌ای که ما در پی آن هستیم، موافقت کنند ".

همراه کردن چین و روسیهپایگاه خبری بلومبرگ برای درک بهتر مقصود او از " تعدادی از کشورها "، توضیح داده است " چین و روسیه که هر دو در شورای امنیت دارای حق وتو هستند، در برابر مجازات‌های شدیدتر بر ضد ایران مقاومت کرده‌اند ".

این پایگاه اینترنتی به نقل از کلینتون می‌نویسد خواست ایالات متحده برای پیوستن به سایر کشورها در مذاکره با ایران، به تلاش‌ها برای تحریم‌های مؤثر کمک خواهد کرد. بی.‌بی. سی به نقل از خبرنگار خود در واشنگتن نوشت: پیام کلینتون تأکیدی بود بر رویکرد دو مسیره، که دولت اوباما برای پرداختن به مسئله دشمن دیرین خود در پیش گرفته است. این پیامی است به دقت درجه‌بندی شده، به همان اندازه که دولت اوباما نمی‌خواهد تهران حس‌کند ضرب‌الاجلی وجود دارد، اما همچنین نمی‌تواند درگیر گفت و گوهای نامحدود با ایرانی‌ها شود.

واشنگتن همچنین می‌خواهد اطمینان حاصل کند که جامعه جهانی در کنار اوست، به حدی که اگر این رویکرد (مذاکره با ایران) شکست خورد، دولت اوباما بتواند به اروپا و بلکه روسیه و چین اعلام کند که اکنون لازم است آنها از آمریکا برای اقدامات شدیدتر حمایت کنند.

دیپلماسی هوشمند؟دستگاه سیاست خارجی آمریکا و در رأس آن کلینتون " دیپلماسی هوشمند " را سر لوحه اقدامات خود قرار داده است.

به گزارش شبکه خبر به نقل از خبرگزاری آی. پی. اس، هنگامی که او نخستین بار به عنوان نامزد پست وزارت امور خارجه، برای ارائه برنامه‌هایش در مقابل کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا قرار گرفت، آشکارا از سیاست خارجی جرج بوش رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، به ویژه در خاورمیانه انتقاد کرد. او بر ضرورت استفاده از شیوه دیپلماسی هوشمند و متفکرانه درباره کره شمالی، ایران، منطقه خاورمیانه و کشورهای حوزه بالکان تصریح کرده و گفته بود :"عدم به‌کارگیری این شیوه از دیپلماسی، ناکامی‌های زیادی (برای آمریکا) به‌وجود آورده است".

کلینتون " دیپلماسی هوشمند " را استفاده کامل از ابزارهای موجود، اعم از دیپلماتیک، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی و نهایتاً نظامی و نیز ترکیب همه آنها تعریف کرده است.

دیپلماسی هوشمند و مسئله فلسطیندر چارچوب همین دیپلماسی می‌توان موضع گیری‌های دیگر کلینتون را نیز بهتر درک کرد. او به اسراییل هم پیشنهاد می‌کند که مسیر گفت و گو با فلسطینی‌ها را پیموده و به این مذاکرات به عنوان بخشی از فرایند مقابله با ایران نگریسته و تنها بر گزینه نظامی پافشاری نکند. پیام او به اسراییل این است که از تک روی بپرهیزد و با پیشرفت در مذاکره با طرف فلسطینی، برای مواجهه احتمالی با ایران حمایت اعراب را نیز به‌دست آورد.

او روز پنجشنبه و در پی لفاظی‌های اخیر مقامات اسراییل در مورد ایران گفته است که اگر اسراییل به پیشرفتی در مذاکرات صلح با فلسطینی‌ها دست پیدا نکند، حمایت کشورهای عربی را در مواجهه با ایران از دست خواهد داد.

وزیر امور خارجه آمریکا گفته است: " بسیاری از کشورهای عربی به ما تأکید کردند در صورت پیشرفت در مذاکرات صلح حمایت‌هایی در منطقه برای واکنش در برابرایران به‌وجود خواهد آمد ". به‌خوبی می‌توان کاربرد " دیپلماسی هوشمند " را در دو مورد ایران و غرب و اسراییل و فلسطینی‌ها، مشاهده کرد. تأکید بر پرهیز از تک‌روی و اصرار بر اقدام جمعی، پیمودن مسیر گفت و گو برای همراه کردن تمامی کشورها و استفاده حداکثری از ابزار تحریم به‌جای اقدام نظامی از شاخص‌های این شیوه دیپلماسی است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

در لبنان رأی‌ات را چند می‌فروشی؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

برخی کاندیداها در ازای کناره‌گیری از صحنه رقابت هم پول دریافت می‌کنند. حذف یک کاندیدا هم می‌تواند برای نامزدهای ثروتمند‌تر کافی باشد. رقیب‌کمتر، رقابت بهتر. تبلیغات تلویزیونی برای کاندیداها هم بسیار گران‌تر از انتخابات پیشین است. بسیاری از کاندیداها هزینه سفر لبنانی‌های ساکن خارج به وطن را می‌دهند تا در ازای این محبت آرای خود را به نفع میزبان به صندوق بیندازند.

دولت و کاندیداهای خصوصی پول زیادی را خرج کرده‌اند و این در حالی‌است که برای بسیاری از لبنانی‌ها تنها یک چیز مهم است: حزب‌الله و متحدان سیاسی‌اش پیروز می‌شوند یا ائتلافی از احزاب نزدیک به غرب که مقابل حزب‌الله قد علم کرده‌اند؟ شرایط سیاسی و وجود مذاهب متفاوت در ساختار سیاسی لبنان به گونه‌ای است که بی‌شک دولت بعدی هم همان شکل و شمایل دولت ائتلافی را خواهد داشت. بر همین اساس ائتلاف برنده در این انتخابات می‌تواند از حق وتو در پارلمان برخوردار باشد.

مسائل سیاسی در لبنان بیش از هر کشور دیگری فرامرزی است. به باور آمریکایی‌ها یک پیروزی ساده و نه چندان دندان‌گیر برای حزب‌الله هم می‌تواند به نفع ایران و سوریه باشد. پیروزی حزب‌الله بی‌شک اول از همه دولت مصر را خشمگین می‌کند و پس از آن آل سعود در عربستان را. شاید برای همین باشد که بیشترین میزان پول هم از قاهره و ریاض به دست کاندیداهای مخالف حزب‌الله در لبنان می‌رسد.

یکی از مشاوران خاندان سعودی که به شرط مخفی ماندن نامش سخن می‌گوید ادعا می‌کند که دولتش هزینه بسیاری برای انتخابات لبنان کرده‌است. عربستان میلیون‌ها دلار پول راهی لبنان کرده است با جمعیت چهار میلیون نفر. این مقام عربستان سعودی می‌گوید: ما به صراحت از کاندیداهایی حمایت می‌کنیم که در این انتخابات در برابر حزب‌الله ایستاده‌اند. تمامی این خرج‌ها در حالی صورت می‌گیرد که دولت لبنان امسال برای اولین بار محدودیت مالی برای کاندیداها قائل شده است. این بدین معناست که هر کاندیدا نمی‌تواند از موقعیت مالی خود آزادانه برای جلب آرا استفاده کند. البته این محدودیت‌ها تنها در دو ماه آخر مانده به زمان برگزاری انتخابات اعمال خواهد شد.

اصلاح‌طلب‌های لبنانی این بار هم تلاش کردند تا با خلق سیستم جامع رأی‌گیری مانع از فروش آسان آرا و تقلب در این انتخابات شوند. اما تلاش آنها ره به جایی نبرد. در حال حاضر کاندیداها برگه‌های حاوی نام خود را به واجدین شرایط متقاضی ارائه می‌دهند و رأی‌دهنده نیز در روز موعود همان برگه را به صندوق می‌اندازد.

در مناطق دورتر از پایتخت، به منزل رأی‌دهندگان زنگ زده می‌شود و به آنها برای هر برگ رأی مبلغی پیشنهاد می‌شود. در کشوری که حقوق ماهانه یک آموزگار کمتر از هفتصد دلار در ماه است؛ رقم‌های پیشنهادی از سوی کاندیداها چندان هم بد نیست. خرید و فروش آرا در حالی انجام می‌گیرد که هیچ‌کدام از احزاب حاضر در لبنان این اتهام را نمی‌پذیرند. این انحراف سیاسی در لبنان هم مانند همه جا ممنوع و خلاف قانون است. یکی از مسئولان حوزه رأی‌گیری در این خصوص می‌گوید: از دهه نود تاکنون هر بار پول بیشتری راهی لبنان در فصل انتخابات می‌شود. این امر هم اجتناب ناپذیر است. متأسفانه این تقلب‌ها هم تبدیل به بخشی از سنت انتخاباتی شده است. بخصوص در میان طبقه نه چندان مرفه، این امر جا خوش کرده است.

برای بسیاری از فقرای لبنان، انتخابات به نوعی کریسمس محسوب می‌شود. اوضاع مردم در روزهای نزدیک به انتخابات بسیار مناسب است. سعد حریری میلیاردر لبنانی که رهبری اکثریت پارلمان کنونی را هم در دست دارد، ولخرج‌ترین کاندیداهاست. در این میانه عربستان سعودی بیشترین کمک‌ها را راهی دفتر سعد حریری و متحدانش می‌کند. برنامه تبلیغاتی سعد حریری هم عنوانی کاملاً سینمایی و پرطمطراق دارد: چه کسی می‌خواهد مولتی میلیونر شود؟ مخالفان حزب الله در حالی این اتهام را رد می‌کنند که اخیراً یکی از کاندیداها از تماس‌های دولت عربستان سعودی با دفترش برای پرداخت رشوه خبر داد. افشاگری که هم اعتبار سعد حریری را زیر سؤال برد و هم آبروی عربستان سعودی را بر باد داد. احمد الاسد به صراحت اعتراف کرد که ریاض برای ایستادگی او در برابر حزب‌الله در جنوب لبنان مبلغ هنگفتی به او پیشنهاد کرده است.

هیلاری وارد بیروت شدهیلاری کلینتون وزیر امور خارجه ایالات متحده پس از سفر ناگهانی به عراق و پس از آن اقامتی چند ساعته در کویت راهی لبنان شد. بیروت در شرایطی میزبان مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا است که حال و هوای انتخابات پارلمانی بر این کشور سایه افکنده‌است. لبنانی‌ها خود را برای حضور در پای صندوق‌های رأی مهیا می‌کنند و این در حالی‌است که این انتخابات برای ایالات متحده و غربی‌ها از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. سفر هیلاری به بیروت هم به خوبی بر حساسیت موضوع تأکید دارد. واشنگتن و متحدان غربی‌اش به دنبال پیروزی طیف سعد حریری در این انتخابات هستند. پیروزی حزب‌الله در جریان این انتخابات برای واشنگتن که سالهاست تلاش خود را برای به حاشیه راندن این جنبش مقاومت به کار گرفته بدترین حادثه‌ای است که می‌تواند اتفاق بیفتد.

هیلاری قرار است در جریان این سفر با میشل سلیمان رئیس‌جمهوری لبنان دیداری داشته باشد. آرامگاه رفیق حریری نخست‌وزیر فقید لبنان که در سال 2005 در جریان حمله‌ای تروریستی جان خود را از دست داد نیز از جمله مکان‌های مورد بازدید در برنامه سفری کلینتون است.

این نخستین سفر هیلاری به لبنان است. بانوی اول سابق ایالات متحده پیش از این سفر برای دیدار از لبنان ابراز تمایل کرده‌بود. سعد حریری که در حال حاضر رهبری اکثریت پارلمان را در اختیار دارد از محبوبیت بالایی نزد امریکایی‌ها برخوردار است. چند روز پس از ترور رفیق حریری مردم لبنان با تظاهراتی بی‌سابقه سوریه را متهم ردیف اول این پرونده دانسته و خواهان خروج سربازان سوری از خاک کشور خود شدند. دمشق نیز در نهایت در برابر این درخواست کوتاه‌آمده و سربازان خود را به وطن بازگرداند. از آن زمان تاکنون رابطه بیروت و دمشق همچنان متلاطم است. دولت وقت ایالات متحده به رهبری جورج بوش در آن زمان از حرکت مردمی در لبنان برای خارج کردن سوری‌ها استقبال کرد. نتیجه نظر‌سنجی‌ها در لبنان حاکی از پیروزی احتمالی حزب‌الله و متحدانش در این انتخابات است و این حادثه برای ایالات متحده به منزله سناریویی غمگین است. البته واشنگتن تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا با بازی در پشت پرده متهم به دخالت مستقیم در جریان این انتخابات نشود. ایالات متحده و اسرائیل، حزب‌الله‌ لبنان را جریانی تروریستی می‌دانند و این در حالی‌است که حزب‌الله‌ در ساختار سیاسی فعلی کشور بخصوص پس از جنگ با اسرائیل نقش اساسی و غیرقابل انکاری بازی می‌کند. هیلاری کلینتون در گفت‌وگویی کوتاه با خبرنگاران در این خصوص گفت: مردم لبنان باید بتوانند نمایندگان خود را در فضای آزاد انتخاباتی، عاری از خشونت و البته بدون دخالت‌های خارجی انتخاب کنند. ما نیز به جامعه جهانی برای حمایت از دولت لبنان برای برگزاری چنین انتخاباتی می‌پیوندیم.

هیلاری با اشاره ضمنی به حمایت از جریان‌های اعتدال‌گرا در این انتخابات افزود: از بحث انتخابات که بگذریم ما از هر گونه صدای حامی اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از افراط در عرصه سیاسی و اجتماعی لبنان حمایت می‌کنیم. ما تنها ارتش لبنان را جریان رسمی نظامی در این کشور می‌دانیم. به نظر می‌رسد هیلاری کلینتون برای ممانعت از اتهام دخالت در انتخابات تنها با یک مقام رسمی در لبنان دیدار کرده و با سعد حریری که خود از کاندیداهای حاضر در انتخابات است دیداری نداشته باشد. سناتور هیلاری کلینتون هنگام وداع از بغداد اعلام کرد که کشورش همچنان به برقراری امنیت در سراسر عراق متعهد است. هیلاری پس از پایان سفر غیر منتظره‌اش به عراق شنبه شب وارد کویت شد و با همتای کویتی خود دیدار کرد.

هیلاری کلینتون در فرودگاه کویت مورد استقبال دیبورا جونز سفیر آمریکا در کویت قرار گرفت و پس از آن مذاکراتی رسمی را با شیخ محمد صباح السالم الصباح وزیر امور خارجه‌ کویت برگزار کرد.

وزارت امور خارجه این کشور در بیانیه‌ای اعلام کرد که تحولات منطقه‌، فرآیند صلح خاورمیانه، اوضاع عراق، پرونده‌ هسته‌ای ایران و سیاست جدید آمریکا و کشورهای اروپایی مبنی بر انجام مذاکرات جهت حل و فصل این پرونده‌ها از دیگر مسائل مورد بحث در این نشست بود. وزیران امور خارجه‌ کویت و آمریکا همچنین در خصوص بحران اقتصادی جهان، مشکلات زیست محیطی، انرژی، زندان گوانتانامو و سیاست دولت جدید آمریکا در قبال این زندان بحث و تبادل نظر کردند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

رقیب مرکل به صحنه آمد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۸
مهدی
نظرات (0)
خبر انلاین
شقایق لامع‌زاده
حضور پررنگ اشتاین مایر در مسائل مختلف داخلی و بین‌المللی سبب شده بود تا وی به سرعت تبدیل به یک چهره شاخص در عرصه سیاست شود.پس از مدتها که حزب سوسیال دموکرات آلمان مترصد فرصتی برای گسستن ائتلاف خود با حزب دموکرات مسیحی به رهبری آنگلا مرکل بود، فرانک‌‌ والتر اشتاین مایر در مجمع عمومی حزب سوسیال دموکرات از سوی هم‌حزبی‌هایش بعنوان نامزد شرکت در انتخابات صدراعظمی این کشور انتخاب شد.
این در حالی است که حضور پررنگ اشتاین مایر در مسائل مختلف داخلی و بین‌المللی سبب شده بود تا وی به سرعت تبدیل به یک چهره شاخص در عرصه سیاست شود و همین موضوع نیز باعث شد تا همراهان و هم حزبی‌های او بتوانند وادارش کنند تا در برخی از محافل آمادگی خود را برای حضور در عرصه رقابتهای انتخاباتی آلمان اعلام کند. اشتاین مایر در حالی در مجمع فوق‌العاده حزب سوسیال دموکرات موسوم به اس. پی دی که در برلین برگزار شد با اختلاف قابل توجهی دیگر رقبا را پشت سر گذاشت که توانست با کسب 13/95 درصد آرا نامزد اصلی سوسیال دموکراتها که "گرهارد شرودر" از چهره‌های سرشناس آن است، لقب گیرد. در نشست حزبی مذکور همچنین فرانتس مونته‌ فرینگ به عنوان دبیرکل جدید سوسیال دموکراتها تعیین شد. مونته فرینگ در نطق خود با تأکید بر احیای روحیه جنگندگی در حزب، خواستار همکاری‌های بیشتر در زمینه‌های مختلف جهت آمادگی در انتخابات آتی آلمان شد. اشتاین مایر نیز در سخنانی که به مناسبت اعلام نامزدی‌اش برای صدراعظمی ایراد کرد به تشریح بخشی از سیاستهای خود در صورت تصدی این پست پرداخته و از احتمال ائتلاف با احزاب چپ در دولت خود خبر داد. این در حالی است که گمانه‌های سیاسی در آلمان نشان می‌دهد که احتمال صدراعظم شدن این چهره سیاسی آلمانی که هم‌اکنون شهرتی بسیار خوب در اروپا و جهان دارد بسیار محتمل است.
اشتاین مایر کیست؟فرانک والتر اشتاین مایر در سال ۱۹۵۶ در شهر دتمولد در شمال غربی آلمان متولد شد. وی در جوانی به ارتش پیوست و از سال ۱۹۷۶ در رشته علوم سیاسی و قضایی به تحصیل پرداخت. اشتاین مایر سرانجام موفق به اخذ درجه دکترا در رشته حقوق شد. اشتاین مایر از سال ۱۹۹۱ میلادی وارد فعالیت‌های جدی سیاسی شد و در سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ در اداره صدر اعظمی استان ساکسون مشغول به کار شد. در سال های 1993 و 1994 که گرهارد شرودر به سمت صدراعظمی استان ساکسون انتخاب شد، اشتاین مایر به عنوان رئیس دفتر و معاون مطبوعاتی وی برگزیده شد. در سال ۱۹۹۸ بعد از آن که شرودر صدر اعظم آلمان شد، اشتاین مایر نیز دفتر خود را به کاخ صدر اعظمی منتقل کرد و رئیس دفتر شرودر شد. وی همچنین در سال ۲۰۰۵ میلادی پس از ائتلاف بزرگ دو حزب اول کشور یعنی سوسیال دموکرات‌ها و دموکرات مسیحی‌ها در کابینه مرکل جای گرفت و منصب مهم وزارت امور خارجه آلمان را در دست گرفت.
جایگاه کنونی احزاب ائتلافی آلمانائتلاف دو حزب تحت فرمان آنگلا مرکل صدر اعظم و اشتاین مایر وزیر امور خارجه مدت‌هاست که به پیوندی شکننده تبدیل شده و حال با انتخاب نامزد حزب سوسیال دموکرات برای صدر اعظمی باید در انتظار رسیدن عصر جدید در آلمان بود. تصمیمی که حزب سوسیال دموکرات گرفته، علاوه بر رویارویی با مرکل، نشانه این مساله هم هست که بحران های داخلی این حزب تا حدود بسیاری برطرف شده و اکنون سوسیالیست‌ها در حال پیدا کردن راه جدید خود هستند. همزمان با بروز بحران مالی در حزب سوسیال دموکرات که مدت‌ها بود از تنش های داخلی رنج می‌برد، در کادر رهبری خود تغییراتی اعمال کرد و فرانس مونتفرینگ را به جای کورت بک که در اواخر سپتامبر استعفا کرد، در منصب رهبری حزب نشاند. مونتفرینگ که همانند اشتاین مایر به سیاست‌های اصلاحاتی گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان علاقه‌مند است، نقش بسیاری در انتخاب وی برای نامزدی پست صدر اعظمی ایفا کرده است. وی در برابر کورت بک قرار دارد که به خاطر ائتلافش با حزب حاکم مرکل تحت شدیدترین انتقادها بوده و حالا با تغییراتی که در کادر رهبری داده شده، سران سوسیال دموکرات امیدوارند بتوانند به جایگاه تاریخی خویش دست پیدا کنند. انتخاب اشتاین مایر به عنوان کاندیدای صدر اعظمی، رؤیای قدرت هواداران را پررنگ کرده، به گونه‌ای که آخرین نظرسنجی‌ها حاکی از محبوبیت وسیع فرانک والتر اشتاین مایر در برابر مرکل است. با توجه به بحران اقتصادی حاکم بر اروپا، اقتصاد آلمان که انتظار می رود در سال آینده رکود شدیدی را تجربه کند، می‌تواند بهترین عرصه برای قدرت‌نمایی اشتاین مایر و البته دیگر احزاب آلمانی در کارزار انتخابات باشد. البته کاندیدای سوسیال دمکرات انتخابات آتی تأکید کرده که بحران مالی بهترین عامل برای احیای نقش حزب است، اما وی به دلیل آن که خود عضوی از کابینه مرکل است، قادر نیست با تیغی تیز علیه سیاست‌های مالی مرکل قیام کند، زیرا در این صورت بخشی از توانایی‌های خود وی نیز زیر سؤال می‌رود.
وی به تازگی در سخنانی که میان هم حزبی‌های خود ایراد می‌کرد، تنها به این بسنده کرد که ایدئولوژی تجاری رادیکال که از زمان مارگارت تاچر و رونالد ریگان شروع شده، به پایان راه خود رسیده است. جهان احتیاج به هوایی تازه دارد. به جز بحران مالی، عامل دیگری هم وجود دارد که اشتاین مایر می تواند با توسل بدان یک گام دیگر به پیروزی نزدیک شود. این عامل همان چیزی است که سال ۲۰۰۲ باعث شد شرودر یک بار دیگر در انتخابات پیروز شود. این فرصت را جنگ عراق برای شرودر فراهم کرد و حالا می‌تواند به یاری اشتاین مایر هم برسد. سال ۲۰۰۲ میلادی زمانی که بوش از متحدان خود خواست برای لشکرکشی به عراق به یاری‌اش بشتابند، شرودر مخالفت خود را با این جنگ اعلام کرد که باعث محبوبیت بی‌سابقه‌ای در میان مردم کشورش شد، اما در زمان صدراعظمی مرکل این روال دستخوش تغییر شد. اشتاین مایر به سیاست‌های مرکل حمله کرده و او را به ضعف رهبری متهم می‌کند و معتقد است همین ضعف باعث شد او از سیاستی که شرودر در قبال عراق پیش گرفته بود، عدول کند. بنابراین با اختلافاتی که اکنون بین حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی ریشه دوانده است، انتظار می رود ائتلاف دو حزب طی ماه‌های آینده و اوایل سال میلادی بعد از هم بپاشد و دو حزب در انتخابات سال آینده به عنوان دو رقیب سرسخت رویاروی یکدیگر قرار گیرند. رویارویی که کفه سنگین آن در سمت فرانک والتر اشتاین مایر قرار دارد.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

رفتار با دوگاو در ایدئولوژی های مختلف

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

به انتخاب محمد رحیمی دانش آموخته دانشگاه شیراز

سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می‌دارید. دیگری را به همسایه خود می‌دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را می‌گیرد تا شما و همسایه‌تان را در شیرش شریک کند.

فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می‌دهید. دولت آن را به شما می‌فروشد.

کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آنها را می‌دوشید. شیرها را بر زمین می‌ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می‌کند و هر دو گاو را می‌گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می‌کشند و همدیگر را می‌دوشند.

سادیسم: دوگاو دارید. به هر دوی آنها تیراندازی می‌کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می‌اندازید.

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می‌دهید ولی گاو سفید را نمی‌دوشید.

دولت مرفه: دو گاو دارید. آنها را می‌دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می‌دهید تا بنوشند.

بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می‌کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می‌کند. آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می‌کنند. نیوزلند رای ممتنع می‌دهد.

ایده آلیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. همسر شما آنها را می‌دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. اما هنوز هم خودتان آنها را می‌دوشید.

متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.

فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید. از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی‌کند.

لیبرالیسم: دو گاو دارید. آنها را نمی‌دوشید چون آزادیشان محدود می‌شود.

دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه‌ها رای می‌گیرید که آنها را بدوشید یا نه.

سکولاریسم: دو گاو دارید. پس به خدا نیازی نیست



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

واکنش روسیه به رزمایش ناتو در گرجستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۷
مهدی
نظرات (0)
روسیه معتقد است که برگزاری این رزمایش امنیت منطقه قفقاز را بخطر انداخته و تاثیری منفی بر همکاری روسیه با ناتو می گذارد ، دیمیتری راگووزین نماینده روسیه در ناتو اعلام کرده است ، مسکو به سه علت با رزمایش در گرجستان مخالف است. نخست آنکه هرگونه تحرک نظامی نزدیک مرزهای ما بدون بازگشت هماهنگی امنیتی بین روسیه و ناتو به حالت خود، اقدامی تحریک امیز تلقی می شود. دوم انکه این رزمایش نظامی در خاک کشوری انجام می شود که به اوستیای جنوبی حمله کرد و هرگونه تحرک سیاسی یا نظامی که در حمایت از نظام میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان باشد به معنای ان است که غرب از فاجعه سال گذشته پند نگرفته است . سوم انکه دولت گرجستان و مخالفان در تفلیس درگیر هستند.اما امریکا و ناتو ادعاهای روسیه را ردکرده اند. رابرت وود سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در جمع خبرنگاران گفت:‌ رزمایش ناتو در گرجستان نه تهدیدی برای روسیه و نه برای دیگران است و از مدت های پیش برگزاری چنین رزمایشی پیش بینی شده بود.
واقعیت این است که روسیه به شدت به تحرکات ناتو در گرجستان حساسیت دارد . در بین کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی گرجستان بالاترین سطح همکاری با ناتو را دارد، و تنها کشور ایین منطقه است که رسما خواهان عضویت در ناتو شده است. گرجستان دروازه ورود به قفقاز از سمت اروپا محسوب می شود و عضویت این کشور در ناتو نه تنها به افزایش حضور ناتو در منطقه می انجامد بلکه محاصره مرزهای جنوبی روسیه توسز ناتو تشدید می شود . موضوع عضویت گرجستان در ناتو از دو سال پیش به شدت توسط دولت ساکاشویلس مطرح شده و حتی در همه پرسی ژانویه 2008 بیش از 60 درصد مردم گرجستان به این موضوع پاسخ مثبت دادند . اما روسیه در اوت 2008 از فرصت جنگ اوستیای جنوبی کوشید حداکثر استفاده را برای جلوگیری از عضویت گرجستان در ناتو ببرد. بهمین جهت نیز روسیه در پاسخ به تهاجم گرجستان به تسخینوالی ، به بسیاری از زیرساخت های نظامی و اقتصادی گرجستان حمله کرد تا بتواند این روند را به تاخیر بیندازد .روسیه همچین 26 اوت گذشته اعلام استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی را برسمیت شناخت، براساس منشور ناتو کشورهای دارای مناقشه نمی توانند در آن عضویت پیدا کنند . روسیه همچنین زمستان گذشته با استفاده از اهرم انرژی باعث شد که برخی از کشورهای ناتو و اروپایی از جمله آلمان و فرانسه و اتریش با عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو مخالفت بکنندو به همین جهت نیز سران ناتو در نشست خود از پذیرفتن گرجستان به برنامه اقدام برای عضویت خودداری کرد . با توجه به چنین سابقه ای تصمیم ناتو به برگزاری رزمایش در گرجستان ، از نظر روسها از سرگیری روند تلاش غرب برای به عضویت درآوردن گرجستان محسوب می شود . ازنظر روسیه این اقدام نشان می دهد که ناتو پیام جنگ اوسیتیای جنوبی مبنی بر اینکه مسکو تحرکات غرب درگرجستان را تهدیدی بزرگ شمرده و در پاسخ به آن درنگ نخواهد کرد ، جدی نگرفته است . چنانچه "سرگئی کیسلیاک" در گفتگویی با خبرنگاران روس در نیویورک اظهار داشت که روسیه از بابت تصمیم ناتو برای انجام مانور در گرجستان متاسف است و چنین تصمیمی را مصداق این می داند که ناتو از رویدادهای قفقاز در ماه آگوست 2008 نتیجه گیری درستی نداشته است.
در این میان برگزاری این رزمایش در مقطعی که میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان با گسترده ترین اعتراضات ضددولتی در آستانه سقوط قرار گرفته، هر چه بیشتر موجب ناخرسندی مقامات کرملین شده است .ساکاشویلی در حال حاضر در بدترین شرایط از زمان زمانداری خود به سر می برد و احتمال دارد با ادامه تظاهرات وی مجبور به استعفاء شود . در چنین شرایطی برگزاری رزمایش ناتو نوعی حمایت از وی به شمار می رود . بهمین جهت روسیه از ناتو خواسته است کهه حداقل برگزاری این رزمایش را بتاخیر بیندازد . از نظر روسها تحولات یک ماه آینده درگرجستان بسیار مهم است و برکناری ساکاشویلی می تواند زمینه کاهش و یا لغو برنامه های ناتو در گرجستان را فراهم سازد . اما واقعیت این است که حتی برگزاری چنین رزمایشی نمیتواند تاثیری چشمگیر در موقعیت ساکاشویلی داشته باشد.
آنچه بیش از همه موجب عصبانیت روسها شده است اینکه این رزمایش دقیقا با نشست سران اتحادیه اروپا در پراگ همزمان خواهد بود . در این نشست قرار است برنامه ضد روسی مشارکت با شرق به تصویب برسد .ابتکار برنامه "مشارکت با شرق" در تاریخ چهارم دسامبر2008 از سوی کمیسیون اروپا مورد تصویب قرار گرفت این ابتکار توسط لهستان و سوئد اعلام و هدف تقویت روابط شش جمهوری شوروی سابق- اوکراین، مولداوی، آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و بلاروس با اتحادیه اروپا را مد نظر دارد. اجرای این برنامه در حاشیه نشست اتحادیه اروپا در پراگ در تاریخ هفتم ماه می امسال آغاز خواهد شد.لغو روادید، ایجاد مناطق آزاد تجاری ،امضای قراردادهای استراتژیکی، تبادل دانشجو، حفظ محیط زیست و طرحهای تأمین انرژی از جمله محورهای این برنامه هستند بنیتا فررو والدنر مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا گفته است "پس از جنگ گرجستان و تنش گازی بین اوکراین و روسیه ما شاهد ضرورتی روشن برای گسترش "بازی" در همجواری شرق هستیم".روسیه پیش از این این برنامه را "سیاستی با نتیجه صفر و گزینه بیجا" عنوان کرده است. وزیرخارجه این روسیه بشدت به این برنامه حمله کرده است و آن را ضد روسی خوانده است. در واقع همزمانی نهایی شدن این برنامه در پراگ و برگزاری رزمایش در گرجستان پیام سیاس و ونظامی همزمان ناتو ، حادیه اروپا و امریکابه کاخ کرملین محسوب می شود و همین مووع موجب اعترضات گسترده مسکو شه است. موضوعی که نشان می دهد که بر خلاف تصورات اولیه در مورد سیاست تغییر اوباما و و ادعای تعدیل مواضع امریکا در طرح سپر موشکی چنین روندی ایجاد نشده و رویارویی امریکا و روسیه در حال افزایش است .
واکنش های تند روسیه به این رزمایش باعث شد که برخی از کشورهای از جمله قزاقستان، ارمنستان، استونی و لتونی از مشارکت در این رزمایش خودداری کنند که این موضوع ضربه ای بزرگ به ناتو محسوب می شود.
با وجود این برخی از محافل غربی نیز معتقدند جنجال آفرینی روسیه در این خصوص بیشتر با هدف انحراف اذهان عمومی ازتحرکات جاری روسیه در گرجستان وتوجیه حضور نظامی بیشتر این کشور در آبخازیا و اوستیای جنوبی صورت می گیرد.جالب اینکه این اعتراض های روسیه در شرایطی انجام می شود که رزمایش نظامی جمهوری آذربایجان و ناتو با عنوان پاسخ منطقه ای - 2009 و در قالب برنامه همکاری برای صلح از روز یکشنبه در حومه باکو پایتخت جمهوری آذربایجان آغاز شده است و تا هفتم اردیبهشت ادامه خواهد یافت و مسکو تاکنون به این رزمایش ناتو اعتراضی نکرده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

انقلاب رز" در پایان راه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۶
مهدی
نظرات (0)
"لوان گاچه چیلادزه" و " نینو بورژانادزه" از رهبران مخالفان با تاکید بر اینکه هر نوع مذاکره با دولت تنها در موضوع لزوم کناره گیری ساکاشویلی از قدرت امکان پذیر است، تاکید کرد، سیاستهای غلط وی گرجستان را دچار بحران سیاسی و مشکلات شدید اقتصادی کرده است، بنابراین وی صلاحیت اداره کشور را ندارد. گاچه چیلادزه درباره حمایت غرب و امریکا از ساکاشویلی نیز گفت غربی ها بویژه امریکا باید چشمانشان را باز کرده و تحولات گرجستان را بادقت و واقع بینی دنبال کنند، اکنون مردم گرجستان فریاد می زنند که ساکاشویلی را نمی خواهند. با تشدید ناآرامی ها ساکاشویلی که قرار بود به دعوت جرج بوش رئیس جمهور سابق امریکا عازم این کشور شود، سفر خود را لغو کرد.
گرجستان یکی از سه کشور قفقاز که جرج بوش رئیس جمهور وقت امریکا در می سال 2005 در سخنرانی خود در خیایان جرج بوش تفلیس از آن به عنوان الگوی انقلاب های رنگین نام برده بود. مخالفان که تعدادی از رهبران آنها نظیر نینوبورژانادزه و سالومه زورابیشویلی از متحدان سابق ساکاشویلی هستند، اعلام کردند این تظاهرات تا زمان استعفای ساکاشویلی و موافقت وی با برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری و پارلمانی ادامه خواهد داشت،اما ساکاشویلی با تاکید برگفتگو با مخالفان اصرار دارد که تا پایان دوره‌ ریاست جمهوری اش در سال 2013 به فعالیت خود ادامه دهد. با گذشت چند سال از انقلاب رنگین شعارهای آن نظیر حل مشکل بیکاری، فقر، مقابله با فساد مالی و توسعه دموکراسی تحقق پیدا نکرده است. از سال 2005 انتقادها از ساکاشویلی رو به افزایش بوده است و همین انتقادات و اعتراضات نهایتا به انتخابات زودهنگام در ژانویه 2008 منجر شد که طی آن ساکاشویلی با آرایی ضعیف در مقایسه با انتخابات ژانویه 2004 (53درصددر مقابل 96 درصد) دوباره به ریاست جمهوری برگزیده شد اما وی به پیام این کاهش آرا توجه نکرده و رویکردهای افراطی خود در زمینه ناتوگرایی و امریکا گرایی ادامه داد. اوج این رویکرد حمله گرجستان به اوستیای جنوبی در 17 مرداد 1387 بود ، روسیه که گویا منتظر این حمله بود ، یک روز بعد به بهانه حمایت از صلح بانان خود و نیز اوست ها که در سالهای اخیر اغلب تابعیت روسیه را کسب کردند، به تهاجم گرجستان پاسخ تندی داد . مسکو علاوه بر بیرون راندن ارتش گرجستان از اوستیای جنوبی مراکز نظامی و اقتصادی سراسر گرجستان از جمله بنادر پوتی و باتومی را بمباران کرد و 26 شهریور اقدام به شناسایی استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی کرد. مسکو از این طریق پاسخی به اقدام غرب در شناسایی استقلال کوزوو ، طرح سپر موشکی و نیز پاسخی به تلاشهای گرجستان برای عضویت در ناتو داد . امریکا و برخی از کشورهای غربی که گرجستان به تحریک و پشت گرمی به آنها به اوستیای جنوبی حمله کرده بود تنها به محکوم کردن روسیه پرداختند و حتی بدنبال استفاده روسیه از اهرم گاز در زمستان گذشته ، اغلب آنها از جمله فرانسه و آلمان با عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو مخالفت کردند. بدین ترتیب برخلاف محاصره و حمله به منطقه خودمختار آجاریا در سال 2005 ، حمله به اوستیای جنوبی تبدیل به پاشنه آشیلی برای ساکاشویلی شد. همان زمان پیش بینی می شد که ساکاشویلی دیر یا زود به خاطر این جنگ، مجبور خواهد شد از قدرت کنار رود. جنگ پنج روزه اوستیای جنوبی از یک سو منجر به قطع کامل روابط روسیه و گرجستان شد.مدودیف رئیس جمهوری روسیه با تاکید بر اینکه ساکاشویلی تنها یک جسد سیاسی است این پیام را داد که مسکو برای ساقط کردن حکومت ساکاشویلی تلاش خواهد کرد. از سوی دیگر بعد از جنگ اوسیتای جنوبی که منجر به کشته و زخمی شدن صدها سرباز گرجی شد، استعفاء و کناره گیری متحدان وی روندی بسیار تند یافت. ساکاشویلی که با مخالفت ناتو با عضویت این کشور و تصمیم این سازمان به از سرگیری مذاکرات شورای ناتو روسیه بشدت از غرب سرخورده شده بود، کوشید با تغییرات گسترده در کابینه و انتصاب گریگول واشادزه به سمت وزیرخارجه که شخصیتی روسیه گراست از یک سو انتقادات داخلی را بکاهد و از سوی دیگر با تغییر مواضع گذشته و اعلام آمادگی برای مذاکره با روسیه ، از اقدامات احتمالی کاخ کرملین جلوگیری کند. اما تغییرات گسترده در کابینه از جمله برکناری دیوید کزراشویلی وزیر دفاع و اکا تکشلاشویلی وزیر امور خارجه و همچنین وزیران آموزش و فرهنگ ، رئیس ستاد ارتش و فرمانده مرزبانی نیز نتوانست انتقادات را کاهش دهد . تغییر سه نخست وزیر در حدود ششش ماه (لادو گورجنیدزه ، گریگول مگالوبلیشویلی و نهایتا انتصاب نیکا گیلائوری) تزلزل و دودستگی در هیات حاکمه گرجستان را بروشنی نشان داد . بعد از جنگ اوستیای جنوبی ، تحقق نیافتن وعده های غرب بویژه امریکا برای کمک مالی ،تبعات گسترده بحران مالی بر اقتصاد گرجستان ، تاکید ساکاشویلی بر یکجانبه گرایی در سیاست خارجی از طریق انعقاد منشور مشارکت راهبردی با امریکا در دی 87 و اعلام آمادگی برای اعطاء پایگاه به امریکا هرچه بیشتر انتقادات از ساکاشویلی را افزایش داده و موجب شد که در اقدامی بی سابقه در تاریخ گرجستان بسیاری از طیف های مخالفان از احزاب کارگر، محافظه کار گرفته تا دموکراتهای گرجستان متحد با یکدیگر متحد شده و خواهان استعفای ساکاشویلی شوند. مخالفان معتقدند با افتضاح جنگ اوستیای جنوبی، محبوبیت ساکاشویلی کمتر از بیست درصد است، دقیقا به همین دلیل است که ساکاشویلی برخلاف سال 2007 ، این بار با درخواست مخالفان برای برگزاری انتخابات زودهنگام مخالفت کرده است در این میان نکته تامل برانگیز عدم تحقق وعده های غرب به گرجستان است. انتقاداتی که ساکاشویلی از واشنگتن در مصاحبه اش با نشریات نیوزویک و اشپیگل کرده است، از لحاظ سیاسی برای هر سیاستمداری که تصور می کند که می شود با اتکاء به بیگانگان و قدرتهای خارجی در قدرت باقی ماند، آموزنده است. وی در بخشی از این مصاحبه با تاکید بر اینکه :" امریکا را پیشتر می پسندیدم " ، از اینکه کشورهای غربی از جمله امریکا و فرانسه بخاطر تظاهرات مخالفان سفر هیات های خود را متوقف کرده اند و به اقدامات روسیه واکنش جدی نشان ندادند، انتقاد می کند.
اغلب کارشناسان معتقدند که با توجه به مجموع شرایط داخلی ، منطقه ای و جهانی ، در اینکه ساکاشویلی بتواند تا موعد قانونی در سال 2013 در قدرت بماند ، تردید جدی وجود دارد و اگر تظاهرات امروز مخالفان منجر به استعفای وی نشود، احتمالا مخالفان با استفاده از تجربیات این تظاهرات، درآینده اعتراضات گسترده ای علیه ساکاشویلی براه انداخته و وی را مجبور به استعفاء خواهند ساخت. تحقق این موضوع به معنای پایان کار انقلاب رز خواهد بود که مهمترین عامل پیروزی آن در سال 2003 دلارهای امریکا و بنیاد سوروس بود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۶
مهدی
نظرات (0)
بطور کلی مناسبات فرهنگی ایران با عثمانی که حدود شش قرن در آناتولی در قدرت بودند، به دلیل رقابت های مذهبی، اقتصادی و برخورد نامطلوب عثمانی با شیعیان ساکن آناتولی مطلوب نبود.اغلب پادشاهان عثمانی بخاطر ترس از گسترش شیعه و همچنین بخاطر مطامع مرزی به ولایات ایران حمله می کردند بطوریکه ترکیه بارها تبریز را تصرف کرد و ایران نیز بارها تا ارض روم و فراتر از آن پیش رفت.تاریخ پرمنازعه ایران و ترکیه (عثمانی)، باعث شده است که معاهدات و قراردادهای متعددی نیز میان دو کشور به امضاء برسد. از جمله می توان به قرارداد صلح آماسیه 1555م (934 خ / 962 ق)، معاهده صلح ذهاب 1639 م، قرارداد قصرشیرین در 17 می 1639 م ( 1018 خ ، 1049 ق)، ارزروم اول در 1823 م (1202خ / 1081 ق) و ارزروم دوم در 1847 م (1226 خ / 1263 ق) اشاره کرد. بعد از عقد قرار داد ارزروم دوم تغییری جدی در مرزهای ایران و ترکیه ایجاد نشد. با وجود این روابط دو کشور عمدتا در چارچوب "رقابت و همکاری نسبی " بوده است.
با تاسیس جمهوری ترکیه در 23 اکتبر 1923 مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه نیز وارد مرحله جدیدی شد. تلاش ترکیه برای الگوگیری از غرب و تمایل ایران به استفاده از تجربیات ترکیه در این روند، در سطح رسمی تعاملات فرهنگی تهران و آنکارا را افزایش داد.
اولین موافقتنامه فرهنگی دو کشور در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۳۷ برابر با ۲۹ ژانویه ۱۹۵۹ در تهران امضاء رسید. * این موافقتنامه شامل یک مقدمه و18 ماده بود که در حال حاضر نیز دارای اعتبار می باشد. در این موافقتنامه تشکیل موسسات فرهنگی دو کشور، مبادله استاد و دانشجو، تدریس زبان و ادبیات و تاریخ و جغرافیای هر کشور در کشور متقابل، تسهیلات آموزشی، مبادلات فرهنگی ، علمی و هنری ، همکاری بین موسسات فرهنگی پیش بینی شده است. اسناد این موافقتنامه در 2 مهر 1345 در آنکارا مبادله و از تاریخ 17 مهر 1345 برابر با 9 اکتبر 1966 لازم الاجرا گردید. در 30 شهریور 1351 برنامه مبادلات فرهنگی برای سال 1973- 1975 تنظیم گردید. همچنین برای سالهای 1977-1986 موافقتنامه دیگری تنظیم و بمورد اجرا گذاشته شد. قبل از انقلاب اسلامی طرفین در جهت گسترش روابط فرهنگی خود اقدام به تاسیس موسساتی بشرح ذیل نمودند :
1_ خانه فرهنگ ایران در آنکارا
2_ انجمن دوستی ترکیه و ایران
3_ انجمن دوستی و فرهنگی بانوان ایران و ترکیه
4_ انجمن دوستی و فرهنگی ایران و ترکیه (3)
پس از کودتای 1980 ژنرال کنعان اورن در ترکیه که مدت کوتاهی پس از انقلاب شکوهمند ایران صورت گرفت، در ترکیه تبلیغات ضدایرانی افزایش یافت. چرا محافل لائیک که نظام ارزشی ایران را تهدیدی علیه جمهوری سکولار ترکیه تلقی می کردند. در سالهای 1989و1997ترکیه سفرای وقت ایران و سرکنسول ارشد ایران را بار اول به بهانه گفتن مطالبی علیه سلمان رشدی مرتد و بار دوم به بهانه ایراد سخنانی در یک مراسم به مناسبت روز قدس اخراج کرد و ایران نیز متقابلاً پاسخ داد. در اخلال روابط دو کشور در این مقطع ، رژیم صهیونیستی و نظامیان لائیک ترکیه همواره نقش اساسی داشته اند.
بطور کلی طی دو سه دهه اخیر مسایل متعددی نظیر طرح ادعای حمایت ایران از پ ک ک ، مساله حمایت ترکیه از گروهک تروریستی منافقین، نوع تعاملات ترکیه با امریکا و رژیم صهیونیستی که در مقاطعی موجب تحرکات خطرناک مرزی ترکیه شده است، رقابت دو کشور در قفقاز بویژه در زمینه انتقال انرژی، تبلیغات ایران ستیزانه در ترکیه نظیر ادعای تلاش ایران برای براندازی نظام لائیک ترکیه، متهم کردن ایران به حمایت از گروههای اسلامگرا در ترکیه بویژه گروههای تروریستی نظیر گروه موسوم به حزب ا... ترکیه، ادعای نقش ایران در در قتل برخی از روشنفکران ترکیه نظیر اوغور مومجو تاثیرات منفی بر مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه گذاشته است.
البته روابط ایران و ترکیه در دوران نخست وزیر نجم الدین اربکان (1997) بهبود قابل توجهی یافت و به امضای قرارداد انتقال گاز ایران به ترکیه انجامید. اما در دوران نخست وزیری مسعود ییلماز رهبر حزب مام میهن (1998م)و بلنت اجویت رهبر حزب دموکراتیک چپ (1999-2001 م) این مناسبات بخاطر مساله پ ک ک، افزایش تحرکات رژیم صهیونیستی در ترکیه، تحرکات قوم گرایانه برخی ازمحافل ترکیه در مناطق آذری نشین ایران، فعالیت مخالفان ایران در ترکیه و نیز اظهارات خلاف عرف دیپلماتیک مقامات ترکیه در مورد مقامات ایرانی دچار تنش بوده است.
پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه با توجه به به بستر اجتماعی این حزب که بیشتر به اسلامگرایی اشتهار دارد، تحولات عراق و تهدیدات مشترک آن برای ایران و ترکیه ، سیاست نگاه به شرق آنکارا و گسترش پیوندهای اقتصادی دو کشور مناسبات فرهنگی تهران و آنکارا نیز افزایش یافته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی برنامه مبادلات فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در سالهای 1366 - 1364 تدوین گردید. این برنامه بر اساس برنامه مبادلات فرهنگی ایران و ترکیه در سالهای 1977 - 1986 تدوین گردید، لیکن بعضی از موارد و محتوای آن با توجه به برنامه ها، سیاستها و اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران بازنویسی شده است ، بعضی از مفاد این قرارداد شامل :
1_ همکاری بین دانشگاههای دو کشور و مبادله هیاتهای علمی و کتاب 2_ مبادله استاد و محقق و تبادل اسناد و اطلاعات
3_ مبادله کارشناس، استاد کار ، کتابدار و تهیه میکروفیلم توسط مراکز فرهنگی دو کشور
4_ اعطای بورس تحصیلی
5_ همکاری در خصوص ایجاد نمایشگاه و همکاری بین مراکز فرهنگی و هنری و برپایی
جشنواره های سینمایی و تاسیس مراکز فرهنگی در دو کشور
جمهوری اسلامی ایران و ترکیه مطابق با توافقنامه قبلی امضاء شده، برنامه های مبادلات فرهنگی برای سالهای 1371- 1373 و 1382- 1379 تهیه و به امضاء مقامات دو کشور رسانده اند و این روند همچنان ادامه دارد .
تاریخچه مناسبات فرهنگی ایران وترکیه نشان می دهد که این مناسبات اغلب تابعی از مناسبات سیاسی و اقتصادی دو کشور بوده است.
عناصر فرهنگی مشترک ایران و ترکیه :
مشترکات فرهنگی میان دو کشور بمنزله میراث و سرمایه معنوی برای گسترش همکاری های فرهنگی و همچنین تقویت سایر سطوح همکاریها می باشد . در این میان عناصر فرهنگی زیادی میان ایران وترکیه وجود دارد. این عناصر شامل دین مشترک ، تاثیرات زبانی متقابل ، مناسبت های ملی ویا دینی مشترک نظیر اعیاد اسلامی و نوروز، فولکلور مشترک (فرهنگ عامیانه)، چهره های فرهنگی و معماری مشترک می شود .
دین :
هم در ترکیه و هم در ایران بیش از 98 درصد دین مردم را اسلام تشکیل می دهد و دو کشور از اعضای کلیدی سازمان کنفرانس اسلامی هستند. نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال 1924 میلادی تهیه شده است دین رسمی جامعه را اسلام تعیین نموده است . لیکن در اصلاحات قانونی سال 1928 این ماده قانونی حذف و با تاکید بر جدایی دین از سیاست، ترکیه کشوری با دولت وحکومت لائیک (تفکیک دین از سیاست) معرفی گردیده است. مسلمانان ترکیه اکثراً تابع مذهب تسنن می باشند که از میان آنها حنفی ها بزرگترین گروه محسوب می گردند که عمدتاً در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند. شافعی ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر و اکثراً کرد هستند. شمار پیروان مذاهب دیگر کم می باشد. اهل تسنن شافعی یا حنفی در طریقت خود در دسته های گوناگونی چون نقشبندیه، نورنجو، سلیمانیه، مولویه و… تقسیم می شوند.
روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت تقسیم می شوند:
الف ) پیرامون اسلام که خود به چندین فرقه و مذهب تقسیم می شوند و اهم آنها عبارتند از:
حنفی ها، که جمعیت قابل ملاحظه ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل می دهند.
شافعی ها، شاخه ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می دهند.
پیروان سایر فرق اهل سنت و طریقت ها
علویان، به چهار دسته با نامهای رافضی، باطنی، حروفی و بکتاشی تقسیم و بنابر آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارد و بخشی از آنها کرد زبان می باشند.
شیعیان، پیرو مذهب جعفری بوده و نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر هستند. رهبران برخی از طریقت های مذهبی که در حال حاضر در ترکیه فعال هستند، از چهره های ایرانی هستند. دراین راستا حاج بکتاش ولی نیشابوری رئیس فرقه بکتاشیه اشاره کرد .
ب) پیروان سایر ادیان:
1- مسیحیان، شامل فرق پروتستانها، کاتولیکها، ارامنه و…
2- یهودیان، که حدود 30 هزار نفر در این کشور سکونت دارند.(4)
اشتراکات دینی میان ایران و ترکیه بستر بسیار مناسبی برای همکاریهای ایران وترکیه فراهم ساخته است. بطوریکه علاوه بر همکاریهای دو کشور در زمینه های فرهنگی دینی نظیر برگزاری نمایشگاه با مضامین دینی از جمله نمایشگاههای اسماء الحسنی ، در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی نیز دو کشور همکاریهای فرهنگی متقابل دارند .
نوروز:
یکی از عناصر فرهنگی مشترک ایران و ترکیه عید نوروز است . نوروز از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه علاوه بر ایران در محدوده جغرافیایی فلات ایران یعنی در کشورهای ایران، ج . آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و همچنین عراق و ترکیه و سوریه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است. در تقویم جلالی روز اول سال طوری تنظیم می‌شده‌است که با اعتدال ربیعی همگام شود و در نتیجه سال‌ها ۳۶۵ یا ۳۶۶ روز داشته‌اند.
مراسم عید نوروز که تا دهه‪۱۹۹۰‬ میلادی تنها در مناطق کردنشین ترکیه و در میان اکراد این کشور مرسوم بود، اما به مرور به سراسر ترکیه گسترش یافته و از همین روز نیز حزب ملی گرای "حرکت ملی" ترکیه با تقدیم طرحی به ریاست مجلس ملی این کشور خواهان اعلام نوروز به عنوان "عید رسمی" در ترکیه شد و اکنون در ترکیه نوروز تعطیل است.همچنین ایران و ترکیه بهمراه تعداد دیگری از کشورهای منطقه از جمله جمهوری آذربایجان، ازبکستان، ایران، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه و قرقیزستان برای ثبت نوروز به عنوان میراث معنوی همکاری دارندو در این خصوص چند نشست از جمله در تهران برگزار کرده اند .
زبان:
تاثیرات زبان فارسی بر زبان ترکی و حضور آن در آناتولی و تاثیرات زبان ترکی بر فارسی از جمله اشتراکات فرهنگی ایران و ترکیه است. زبان فارسی و ترکی در طول تاریخ تاثیرات متقابل زیادی داشته اند . زبان فارسی در مقاطعی زبان درباری عثمانی محسوب می شد . زبان ترکی جدید که امروزه تحت عنوان « ترکی آناتولی» شناخته می شود، از ریشه ترکی عثمانی است که به وسیله سلجوقیان در اواخر قرن یازدهم به آناتولی وارد شده است . به تدریج لغات و دستور زبان فارسی و عربی به میزان قابل توجهی به این زبان وارد شد و الفبای عربی رایج گشت. پس از تاسیس جمهوری ترکیه (در سال 1923) ، در 8 آگوست 1928 آتاترک آغاز «انقلاب حروف» را اعلام کرد و الفبای لاتین جایگزین الفبای عربی گردید. پس از تغییر الفبا اصلاح دستور زبان نیز توسط دولت بمنظور زدودن لغات عربی ، فارسی و روسی و دیگر زبانها آغاز شد، اما همچنان تاثیر زبان فارسی بر ترکی در بسیاری از زمینه ها مشهود است.
جایگاه زبان فارسی در ترکیه:
یکی ازمهمترین اشتراکات فرهنگی میان ایران و ترکیه ، زبان فارسی است . فارسی به اعتبار ریشه یکی از کهن ترین زبانهای جهان است که تاریخ اش تا 700 سال پیش از میلاد روشن و در دست است.زبان فارسی با آثار مکتوبی که از یکهزار سال پیش برجای گذارده، پای فرهنگ کهن و استوار ایران را به سرزمین های همسایه از جمله آناتولی و ترکیه گشوده است. فارسی برخلاف بسیاری از زبانها قرنهاست که سطوت و صلابتش را بدون اینکه خدشه و لطمه ای بر ساختارش وارد شود، حفظ کرده است.امروز فارسی معاصر با زبان شاهنامه فردوسی که یکهزار سال پیش سروده شده است، تفاوتی ندارد. در صورتیکه یک انگلیسی زبان به عنوان مثال، نمایشنامه های شکسپیر را که حدوداً چهارصد سال پیش نوشته شده اند نمی تواند به راحتی بخواند.
فارسی که محمل فرهنگ و تمدن ایرانی است، به سبب قدرت و توانایی که دارد، به مرور در فرهنگ و زبان سایر ملتها از جمله ترکان رخنه کرد. اگر میزان قدرت و توان زبان را شاخص اصلی در تعاملات فرهنگی تلقی کنیم، در می یابیم که چرا واژه های بسیاری از فارسی وارد زبان ترکی شده است.ترکان بر حسب موقعیت جغرافیایی، مناسبت های تاریخی، اشتراکات فرهنگی و عوامل اجتماعی، روابط پیوسته با ایرانیان داشته اند. عده ای از تاریخ شناسان با استناد به سنگ نبشته های بدست آمده از نقاط مختلف آسیای صغیر اعلام کرده اند فرهنگ ایرانی از قرن ها پیش در میان ترکان ریشه دوانیده و آسیای صغیر مدتها تحت اداره هخامنشیان بوده است. ولی آنچه مسلم است نفوذ واقعی فرهنگ ایران در آسیای صغیر ، کمی پیش از استقرار حکومت سلجوقیان آغاز شد و به تدریج عنوان فرهنگ غالب را در دیار روم کسب کرد. وقتی سلجوقیان پس از نبرد ملازگرد (464 هجری) قدرت را در دست گرفتند، در کنار زبان عربی که بعنوان زبان علم عزیزش می داشتند، فارسی را به عنوان زبان رسمی پذیرفتند. "ابن بی بی" در کتاب "الاوامر العلائیه فی الامور العلائیه" می نویسد در دوره سلجوقیان، فارسی علاوه بر اینکه زبان رسمی محاوره و مکاتبه بوده، قاطبه ملت از مردم عادی تا وزیران و سلاطین که اغلب ترک زبان بوده اند، با فارسی الفت داشتند و با تفنن در فارسی استادی و برتری خود را به اهل فضل نشان می دادند. آنان فارسی را وسیله ای برای ایجاد الفت و افزایش همبستگی ها دیدند و هرگز نیاندیشیدند که این زبان در پی سلطه سیاسی یا تحمیل فرهنگی قدم بردارد.
دکتر اکبر ایرانی رئیس مرکز میراث مکتوب می گوید: مناسبات فرهنگی ملت ایران و ترکیه بسیار ریشه دار و تاریخی است و زبان فارسی در زمان سلجوقیان در خاک آناتولی و همین طور شبه قاره هند رونق بسیار زیادی داشت. در زمان سلاطین عثمانی نیز این زبان گسترش بیشتری یافت و ما می توانیم از اهتمام برخی سلاطین عثمانی که توجه زیادی به زبان فارسی داشتند یاد کنیم. بگفته دکتر ایرانی ، سلطان سلیم و سلطان محمد فاتح دو تن از بزرگترین فرمانروایان عثمانی بودند که از هر دو ایشان دیوانهای شعری به زبان فارسی برجای مانده است. همین طور می توان از یکی از وزاری دربار عثمانی که کتابی با عنوان "هشت بهشت" درباره تاریخ شاهان عثمانی به زبان فارسی نگاشته است یاد کرد.(5)
در واقع با برپایی امپراطوری عثمانی که مقدر بود بیش از ششصد سال بر سرزمین ترکان حکم براند، فارسی در آناتولی رواج یافت. اغلب سلاطین عثمانی همانگونه که فرزندان خود را به فراگیری فارسی تشویق می کردند، از اعزاز فارسی نویسان دریغ نمی ورزیدند. بعضی از آنان چون سلطان محمد فاتح، سلطان بایزید، سلطان سلیم و سلطان سلیمان دوست شعر و شاعر بودند و در میدان شاعری اسب می تاختند. توجه و علاقه سخنوران ترک به فارسی، بر رونق این زبان در میان ترکان افزود. این پاسداران ترک فارسی از راههای مختلف به ترویج فارسی دست می زدند.ادبیات دیوانی یا به تعبیری ادبیات کلاسیک ترک که در دوره عثمانی به اوج رسید، مهمترین وجه مشترک دو ملت است که تحت تأثیر شدید فارسی شکل گرفت و تا نیمه دوم قرن نوزدهم، بدون اینکه تغییری در ساختارش پدید آید، آثار گرانسنگی صادر کرد.تغذیه زبان ترکی از فارسی سبب شد که تعداد زیادی واژه و تعبیر فارسی وارد زبان ترکی شد. هرچند در اوایل دوره جمهوریت (1923)، پالایش زبان ترکی از عناصر بیگانه (به ویژه فارسی و عربی) مطرح و به اجرا گذارده شد ، مع الوصف هنوز تعداد قابل توجهی از تعابیر و واژه و تعبیر فارسی، موجودیت و حضورشان را زبان ترکی ادامه میدهند. مضافاً اینکه بدون آشنایی با واژه های پاکسازی شده، نمی توان به بررسی متون عثمانی پرداخت .
البته در بعضی از دوره ها به ویژه در دوره حاکمیت مغول، واژه های ترکی نیز در مقیاسی محدود وارد فارسی شدند؛ ولی این کلمات که اغلب اصطلاحات اداری و حکومتی مغولها بودند، با برافتادن سلطه مغول، از خیر انتفاع برافتادند. ایرانیان اولین بار با اصطلاحات مدرنیزاسیون در دو قرن گذشته از طریق استانبول آشنا شدند و بسیاری از معادل سازی های ترکها که از عربی گرفته بودند، بلاواسطه وارد فارسی شد. مساوات، مشروطه، عدلیه، بلدیه(6)
بطور کلی تأثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان ترکی را در چهار زمینه ذیل می توان بررسی کرد :
مضامین ادبی(تشبیه مو به سنبل و مار، تشبیه چشم به نرگس، تشبیه گونه به خورشید، و...)
اصلاحات عرفانی (جان، آئین، ، دستار، دسته گل ، خام، کشکول، و...)
اصطلاحات موسیقی (نوا، سه گاه، چهارگاه، بسته نگار،آهنگ. بوسلیک، و...)
نامگذاری ها شامل:
-اسامی اشخاص(نوشین، نسرین، بهتر، شادمان، شادی، شبنم، آگاه، باران)
- اسامی پرندگان(شاهین، بلبل، قمری، خروس،قو و...)
-اسامی جانوران (زرافه، سنجاب، ...)
- اسامی سبزیجات (یونجه، شاه تره، هویج، ترب، ترخون،...)
- اسامی گلها ( بنفشه، لاله، سنبل، شب بوی، زنبق، ...)
- اسامی درختها (زیتون، سرو، بادام، ..)
اشتراکات فرهنگی بین ایران و ترکیه باعث شده است حتی در مواردی محاورات، تعجبات، ادات و ضرب المثلهای دو کشور هم شبیه هم باشند. بعنوان نمونه جمله "موهایم سیخ سیخ شد" را با ترجمه لفظ به لفظ در ترکی هم داریم: "تویلریم دیکن دیکن اولدو".
وجود گنجینه گسترده نسخ خطی فارسی در ترکیه نیز تائیدی بر نفوذ زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در ترکیه است. این نسخه ها آثاری هستند که به جهت نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی و ورود آن به دربار و دیوان سلاطین ترک در سرزمین ترکان تدوین شده اند. این آثار رشحات قلمی نویسندگان، ادیبان، شاعران و حتی سلاطین و شاهزادگان ترک هستند که به فارسی مینوشتند و شعر فارسی میساختند. بعضی از این نسخه ها نیز از سوی پادشاهان ایران به سلاطین ترک اهدا شده است. ازجمله این هدایا میتوان به نسخه هایی اشاره کرد که شاه عباس اول به مناسبت عقد قرارداد صلح با سلطان مراد سوم به وی فرستاد. (7) تعداد نسخه های خطی فارسی در کتابخانه های ترکیه بین 20 تا 25 هزار میباشد که در 114 کتابخانه پراکنده هستند.
چهره های مشترک فرهنگی :
یکی از مشترکات فرهنگی ایران و ترکیه، وجود مفاخر بزرگ ایرانی است که به دلایل مختلف از جمله نفوذ گسترده آثارشان در ترکیه، گذراندن بخشی از عمرشان در ترکیه و یا قرارداشتن مقبره شان در این کشور، از مشترکات فرهنگی ایران وترکیه محسوب می شوند و در این خصوص می توان به مولاءنا شاعر و عارف بزرگ ایرانی "عبدالباقی گولپینارلی"عارف ، نویسنده و مولوی شناس اشاره کرد. جلال الدین محمد بن بهاءالدین محمد بن حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به مولوی یکی از بزرگترین عارفان ایرانی و از بزرگترین شاعران طراز اول ایران بشمار می رود. خانواده وی از خاندانهای معروف بلخ بود و مادربزرگ پدری اش نوه سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه بود و به همین جهت به بهاءالدین ولد معروف شده است .
مولاءنا در سال 604 هجری دربلخ متولد شد. وی در سال 609 هجری با خانواده خود خراسان را ترک کرد. از راه بغداد به مکه رفت و پس از آنجا در ملاطیه (ملطیه) ساکن شد و پس از نه سال اقامت در آنجا، سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی که عارف مشرب بود او را به پایتخت خود شهر قونیه دعوت کرد و خاندان مولوی در آنجا مقیم شدند. پدر جلال الدین در سال 628 هجری در قونیه رحلت کرد. پس از مرگ پدر مدتی در خدمت سید برهان الدین ترمذی که از شاگردان پدرش بود ، تلمذ کرد. تا آنکه در سال 642 هجری به شمس تبریزی برخورد.شمس و خصایص معنوی وی در مولانا بسیار اثر کرد. مولانا قبل از ملاقات با شمس مردی زاهد و متعبد بود و به ارشاد وتوضیح اصول و فروع دین مبین مشغول بود . ولی پس از آشنایی با این مرد ، مجالس وعظ وسخنرانی را ترک گفت و در جمله صوفیان درآمد و به شعر وشاعری پرداخت واین همه آثار بدیع از خود به یادگار گذاشت .شمس بیش از سه سال در قونیه نماند وبه عللی که به تفضیل در شرح احوال مولانا بایددید، در سال 645 ترک قونیه گفت وناپدید شد. مولانا پس از این حادثه به درخواست حسام الدین چلپی به سرودن اشعار مثنوی معنوی مشغول شد تا اینکه در غروب روز ۵جمادی الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگی در قونیه فوت کرد که الان مقبره این شاعر بزرگ در قونیه قرار دارد و محل زیارت عاشقان و شیفتگان این شاعر برزگ هستند.(8)
شکی نیست که مولاءنا یکی از بزرگترین شاعران ایران و سراینده "مثنوی معنوی " و یکی از مردان عالی مقام جهان است. در میان شاعران ایران شهرتش بپای شهرت فردوسی، سعدی، عمر خیام و حافظ میرسد. آثار وی به بسیاری از زبانهای مختلف ترجمه شده است. این عارف بزرگ در وسعت نظر و بلندی اندیشه و بیان ساده و دقت در خصال انسانی یکی از برگزیدگان نامی دنیای بشریت بشمار میرود. از اینرو وی در تمام دنیا طرفداران زیادی دارد و طبیعی است که در ترکیه نیز بویژه با توجه به قرارداشتن مقبره اش در قونیه از طرفداران گسترده ای برخوردار باشد .
"عبدالباقی گولپینارلی"
یکی ازشخصیت های که بخاطر پنجاه سال تلاش مستمر برای همگرایی فرهنگی ایران وترکیه از اشتراکات دو کشور در این زمینه محسوب می شود، مرحوم" عبدالباقی گولپینارلی"؛ است. عمده فعالیتهای گولپینارلی در زمینه معرفی آثار و مشاهیرادبیات فارسی در ترکیه بوده است به طوری که از ایشان بیش از 100 اثر در زمینه ترجمه و تالیف درباره رباعیات خیام، دیوان حافظ، مثنوی مولانا،دیوان حافظ به زبان ترکی منتشر شده و در اختیار محققان ترکیه قرار گرفته است. (9)
استاد عبدالباقی‌ گولپینارلی‌ نویسنده‌ ،محقق‌، مورّخ‌، روزنامه‌نگار، شاعر، مترجم‌ و عارف‌ پسر احمد مدحت‌ افندی‌ معروف‌ به‌ "احمد آگاه"‌ است‌ که‌ از روزنامه‌نگاران‌ مطرح عصر خویش بود، بطوریکه لقب "شیخ‌المخابری"نام گرفت. احمد آگاه‌ در روستای‌"گول‌ بولاق"‌ از توابع‌ گنجه در قفقاز در خانواده ای شیعه بدنیا آمده‌ بود و به‌ قلمرو امپراتوری‌ عثمانی‌ کوچ‌ کرد. ابتدا در بورسا اقامت‌ گزید و سپس‌ راهی‌استانبول‌ شد. در همین‌ شهر با "عالیه‌ شهرت‌ خانم" از اهالی‌ قفقاز ازدواج‌ کرد. عبدالباقی‌ نخستین‌ فرزند این‌ خانواده‌ بود که‌ در شب‌ دهم‌ رمضان‌ ۱۳۱۷ هجری‌ قمری‌ در استانبول متولد شد. ابتدا نزد پدرکه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ و فارسی‌ تسلط‌ داشت‌، تعلیم‌ دید و سپس‌ تحصیلات‌ ابتدایی‌ و متوسطه‌ را در استانبول‌ به ‌پایان‌ رساند. عبدالباقی‌ به‌ سال‌ ۱۹۲۷ به‌ دانشکده‌ ادبیات‌ دارالفنون‌ وارد شد .پس‌ از اخذ درجه‌ لیسانس‌ به‌ تدریس‌ ادبیات‌ در مدارس قونیه‌، قیصریه‌، بالیکسر، و حیدرپاشا پرداخت.دوره‌ دکتری‌ ادبیات‌ دانشگاه‌ آنکارا را با نوشتن‌ رساله‌ای‌ به‌ نام "زندگانی‌ یونس‌ امره" به‌ پایان‌ رساند.پس‌ از اخذ درجه‌ دکتری‌ به‌ تدریس‌ ادبیات‌ ترک‌ در دانشگاه‌ آنکارا مشغول‌ شد و مدتی‌ بعد تدریس‌ ادبیات‌ فارسی‌ را هم‌ به‌ عهده‌ گرفت‌. مرحوم‌ عبدالباقی‌ طبع‌ شعر هم‌ داشت‌ و اشعاری‌ به‌ فارسی‌ و ترکی‌ از وی‌ در دست‌ است.عبدالباقی‌ سحرگاه‌ روز۲۶ اوت‌ ۱۹۸۲ چشم‌ از جهان ‌فرو بست.
از جمله آثار گولپنارلی می توان به ملامتیه‌ و ملامتیان‌ ، اشعار عاشق‌ پاشا، تنسوق‌ نامه‌ ایلخانی‌ در فنون‌ و علوم‌ ختایی، پیرسلطان‌ ابدال، ترجمه‌ مثنوی‌، ترجمه دیوان‌ حافظ، ترجمه‌ گلشن‌ راز، ترجمه‌ منطق‌الطیر، منتخبی‌ از رباعیات‌ مولانا، ترجمه‌ الهی‌نامه ، دیوان‌ یونس‌ امره‌ ، دیوان‌ فضولی، دیوان‌ ندیم، نائلی‌ قدیم، نسیمی‌، روحی‌ و اصولی، پیرسلطان‌ ابدال ، شیخ‌ غالب ، مولویه‌ بعد از مولانا ، رباعیات‌ حکیم‌ خیام‌ ،شعر دیوانی‌ در قرون‌ ۱۶ـ۱۵ ، شعر دیوانی‌ در قرن‌ 17، دیوان‌ حافظ (ترجمه‌ منتخب‌ غزلیات)، قرآن‌ کریم‌ و مفهوم‌ آن، ترجمه دیوان‌ کبیر، حضرت‌ محمد و احادیث‌ او، ولایت‌نامه‌ حاجی‌ بکتاش‌ ولی، فرمایشات‌ امام‌ علی (ع)، دوازده‌ امام‌، آنکارا، مذاهب‌ و طرایق‌ موجود در ترکیه‌ در۱۰۰ پرسش،فهرست‌ نسخه‌های‌ خطی‌ موزه‌ مولانا، شرح‌ مثنوی‌ ، مذاهب‌ اسلامی‌ در پهنه‌ تاریخ‌ و تشیع‌ اشاره کرد. (10)
به پاس خدمات گولپینارلی به روابط فرهنگی ایران و ترکیه ، تاکنون همایش های برای بزرگداشت وی در تهران و استانبول برگزار شده است و در بخشی از سفارت این کشور در تهران کتابخانه ای به نام گولپینارلی افتتاح شده است.
موانع گسترش مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه :
تبلغیات قوم گرایانه
طی دهه های گذشته پیگیری سیاستهای پان ترکیستی یکی از موانع اصلی گسترش مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه بوده است. بویژه این موضوع بعد از فروپاشی شوروی و احیای سیاست های قوم گرایانه ترکیه در جمهوریهای شوروی سابق هرچه بیشتر مطرح شده است.
واقعیت این است که تفکر پان ترکیسم ریشه در طرحهای قدرت‏های بیگانه دارد. تئورسین‏های مطرح اندیشه پان‏ترکیسم، عمدتا غیرترک زبان بوده‏اند. به اذعان «برنارد لوئیس»، خاورشناس معروف، سه یهودی اروپایی از جمله آرتر لملی دیوید و دیوید لئون کوهن ، الهام‏بخش ملی‏گرایی ترکان بودند. شخص دیگری که بیش از هر کس در ایجاد ناسیونالیسم ترک نقش داشت، خاورشناس معروف «آرمینوس وامبری» (جاسوس انگلستان) بود. وامبری فرزند یکی از روحانیون یهودی مجارستانی بود. او درباره لزوم احیای ملیت ترک آثار زیادی منتشر کرد و درباره زبان و ادبیات ترک‏ها نیز کار کرد. وامبری با دولتمردان و سیاستمداران طراز اول ترکیه نیز آشنایی داشت. وی در واقع یکی از اولین کسانی بود که در ترویج اندیشه پان تورانیسم کوشش فراوان کرد و کلیه فعالیت‏های او در خدمت و اهداف استعماری انگلستان در آسیا بود. وامبری طی سفری که به آسیای میانه کرد، نقشه امپراتوری پان‏ترکیسم را ترسیم کرد. نقشه نهایی وامبری این بود که احساسات ناسیونالیستی ترک‏ها را در برابر روسیه تزاری تحریک کند و ضمن ایجاد مرزبندی میان ترک زبانان مسلمان با سایر مسلمانان، این بازی بزرگ را در نهایت به نفع انگلیسی‏ها و صهیونیست‏ها در آسیا تمام کند. یکی از اهداف عمده یهودیان نیز از برانگیختن احساسات ملی‏گرایی، زمینه‏سازی برای اشغال فلسطین بوده است. در پی تماس نافرجام یهودیان با سلطان عبدالحمید برای واگذاری اراضی فلسطین به یهودیان مهاجر که با مخالفت شدید سلطان مواجه شد، یهودیان به این نتیجه رسیدند که تنها راه تحقق رویای خود، برانداختن عبدالحمید و مثله کردن امپراتوری عثمانی و شکستن وحدت عرب و ترک است.بدین ترتیب باید گفت اندیشه پان‏ترکیسم و پان‏آذریسم در جمهوری آذربایجان وترکیه قبل از اینکه ایده‏ای درون‏زا باشد، اندیشه‏ای برون‏زا (خارجی) است . اساساً یکی از ترفندهای استکبار غرب و بیگانگان در مقابله با ایدئولوژی اسلام در جوامع اسلامی ، تحمیل مکاتب انحرافی از جمله ناسیونالیسم قومی است.(11)
پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز و آسیای مرکزی، ترویج سیاست پان ترکیسم بعنوان یک اولویت در دستور کار ترکیه قرار گرفت. این دیدگاه وجود دارد که ترکیه بویژه پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهایی نظیر جمهوری آذربایجان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، قرقیزستان و قزاقستان با طرح شعارهای پـــان ترکیستی کوشید نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در این کشورها بمنظور افزایش نقش منطقه ای و جهانی خود افزایش دهد. در آنسوی اینگونه تبلیغات ترکیه می کوشد با تقویت محافل قومگرایانه در آن دسته از کشورهایی که اقوام ترک زبان دارند، از این موضوع به عنوان یک اهرم فشار علیه آن دولت و بعنوان یک برگ امتیاز در چانه زنی های سیاسی استفاده کند. بعد از فروپاشی شوروی گروههای مختلف پان ترکیستی در منطقه ایجاد شدند که اوج آن در سالهای 1992 و 1993 و روی کار آمدن ابوالفضل ایلچی بیگ رهبر جبهه خلق در جمهوری آذربایجان بود. ایلچی بیگ که روابط نزدیکی با ترکیه داشت، بجای تلاش برای آزادی قره باغ، تاکید می کرد راه قره باغ از تبریزمی گذرد. این سیاست های قوم گرایانه، با مخالفت مردم جمهوری آذربایجان مواجه شد و آنها در همه پرسی اوت 1993 به خلع جبهه خلق از قدرت رای دادند.
اقداماتی نظیر برگزاری نشست داک (کنگره باصطلاح آذریهای جهان) که مرکز آن در باکو دارد، در سال 2004 در آنکارا نیز نشان از حمایت برخی از محافل ترکیه از گروههای قوم گرا در جمهوری آذربایجان که آشکارا تمامیت ارضی ایران را هدف گرفته اند، دارد. در جریان مطرح شدن پرونده باند تروریستی ارگنکن در ترکیه در سال 1387 که طی آن تعدادی از ژنرالهای سابق، چهره های دانشگاهی و رسانه ای تندرو لائیک در ترکیه به اتهام تلاش برای کودتا و ترور دستگیر شده اند، ابعادی از نقش این محافل برای ایجاد تحریکات قومی در مناطق آذری نشین ایران فاش شد. اگرچه دولت ترکیه رسما هرگونه دخالت در امور داخلی در امور آذریهای ایران را رد می کند ، اما واقعیت این است که پیگیری سیاست های پان ترکیستی بویژه در مقاطی که حزب حرکت ملی در ترکیه در قدرت حضور داشته است ، تاثیر منفی بر مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه گذاشته است. چرا که امریکا و رژیم صهیوینستی در چارچوب سیاست های خود برای ایجاد بحران های قومی در ایران از این روند حمایت می کنند.
از سرگیری برگزاری نشست های سران کشورهای ترک زبان توسط ترکیه در آنتالیا در سال 2006 بعد از وقفه ای حدوداً شش ساله نشان داد که سیاست پان ترکیسم بخشی از استراتژی آنکارا را تشکیل می دهد و فقط شدت و ضعف آن در دوره های مختلف و بر اساس تحولات داخلی ، منطقه ای و بین المللی تغییر می کند. البته این سیاست ها در شرایطی بوده است که آذریهای ایران به»پان ترکیسم« اشتیاقی نشان نمی دهند و همواره به حکومت مرکزی ایران وفاداری محسوسی داشته اند و در جنگ تاریخی و حماسی چالدران نیز در مقابل ترکهای عثمانی ایستاده اند. در طول انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی نیز این موضوع را به اثبات رسانده اند.با وجود این تحرکات قوم گرایانه ترکیه و اقداماتی نظیر امتیاز قائل شدن برای آذریهای ایران در جهت تحصیل در ترکیه یکی از موانع گسترش مناسبات فرهنگی تهران و آنکارا بوده است.
تحرکات امریکا و رژیم صهیونیستی و ایجاد فضای بی اعتمادی
نگاهی به تاریخ روابط ایران و ترکیه نشان می دهد که هر گاه گام جدی برای گسترش مناسبات ایران و ترکیه برداشته می شود، محافل امریکایی و صهیونیستی تحرکات خود را برای اخلال در این روابط افزایش می دهند. دلیل این موضوع نیز مشخص است . ایران وترکیه دو کشور قدرتمند منطقه هستند و همگرایی آنها می تواند موجب ناکامی سیاست های قدرتهای بزرگ در منطقه بشود. به همین جهت سیاست ایجاد اختلاف پایدار میان تهران و آنکارا از اولویت های امریکا و رژیم صهیونیستی بوده است و در این روند از اهرم های مختلفی استفاده می شود. از جمله سناریوهایی که رژیم صهیونیستی برای برهم زدن مناسبات ترکیه وایران بویژه در دهه نود استفاده کرد، قتل روشنفکران ترکیه و منتسب کردن آنها به ایران بود. در این راستا میتوان به قتل احمد تانر کیشلالی و اوغور مومجو که هر سه از روشنفکران و نویسندگان مطرح ترکیه بودند، اشاره کرد. یا بعنوان نمونه در سال 2000 با آشکار شدن فعالیت سازمان تروریستی حزب ا... ترکیه ادعا شد که این گروه با ایران ارتباط دارد. در دهه نود رسانه های کارتلی وابسته به صهیونیستها در ترکیه این ترورها را به ایران منتسب کرده و کوشیدند با مخدوش کردن وجهه ایران در میان مردم ترکیه از گسترس مناسبات دو کشور درسطوح مختلف از جمله فرهنگی جلوگیری کنند. اما با گذشت زمان و فاش شدن اسناد متقن در مورد نقش صهیونیستها در این ترورها، حمایت مردم ترکیه از گسترش مناسبات ایران و ترکیه بیشتر شد. بعنوان نمونه در مدارکی که در خانه "ولی کوچوک" ژنرال بازنشسته و رئیس باند تروریستی ارگنکن کشف شده است، سندی مربوط به دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در امور داخلی ترکیه و ترور شخصیت های روشنفکر برای جلوگیری از تشکیل حکومت دینی در این کشور ضبط شده است. این سند مربوط به گزارشی است که از طرف سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) آماده و در تاریخ 2 نوامبر 1993 به نخست وزیر وقت این کشور ارسال شده است. در متن دادخواست دادستان استانبول علیه ارگنکن درگزارشی از "دفتر خاطرات خاکی با عبارت 2005" عینا این مطالب درج شده است: " مدرک داخل این دفتر خاطرات بادرج عبارت "خیلی محرمانه" با امضای "سونمز کوکسال" مشاور میت در تاریخ 2 نوامبر 1993 و به شماره 01.789.0879.435 خطاب به مقام نخست وزیری نوشته شده و درباره "اوغور مومجو" می باشد. در این مدرک یک تیم ویژه 6 نفره آموزش دیده در واحدهای "اوادنا" اسرائیل تحت کنترل "خایم بارلو" از مسئولان کابینه این رژیم و سرویس اطلاعاتی آمریکا (سیا) برای تسلط آمریکا بر خاورمیانه و جلوگیری از تشکیل حکومت دینی در ترکیه، از پایگاه دریایی "خایره" توسط قایق به ترکیه وارد می شوند، هدف این تیم کشتن "اوغور مومجو" و "علی بیراند" بوده که "اوغور مومجو" روزنامه نگار را می‌کشند و برای کشتن نفر دوم هم در کشور ترکیه می مانند. گزارش اطلاعاتی نشان می دهد که عناصر تیم در نمایندگی اسرائیل در آنکارا مانده اند... این گزارش میت 10 روز بعد از کشته شدن "اوغور مومجو" توسط تیم ترور اسرائیل نوشته شده و به "سلیمان دمیرل" نخست وزیر وقت ترکیه ارسال شده است.(12)
همچنین بعدها مشخص شد که میت در دهه هشتاد با همکاری موساد گروه تروریستی موسوم به حزب الله ترکیه را ایجاد کرد که برای مقابله با پ ک ک در نظر گرفته شده بود. پس از دستگیری اوجالان و از بین رفتن فلسفه وجودی گروه حزب ا...، میت اقدام به قلع و قمع این سازمان کرد و با فاش کردن آن کوشید سرکوب برخی از گروههای اسلامی را توجیه کند .
سناریوی امریکا برای تخریب مناسبات ایران و ترکیه و ایجاد فضای بی اعتمادی ، عمدتا القای حمایت ایران از گروه تروریستی کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) بوده است. رسانه های وابسته ابه محافل غربی در ترکیه برای سالها ایران را متهم به حمایت از پ ک ک می کردند ، اما اکنون مشخص شده است که امریکا در پشت حمایت از پ ک ک قرار دارد و همانطوریکه از پ ک ک علیه ترکیه استفاده می کند، از پژاک نیز علیه ایران استفاده می کند. بطوریکه مقامات عالیرتیه ترکیه صراحتا به انتقاد از امریکا پرداخته اند. تعدادی از فرماندهان پ ک ک که توسط نیروهای ترکیه بازداشت شده ند ، از دیدارهای منظم افسران امریکایی در عراق با فرماندهان پ ک ک که در کوههای قندیل در شمال عراق مستقر هستند، خبر داده اند.
نگرانی محافل ترکیه از اسلام سیاسی
یکی از موضوعاتی که همواره تاثیر منفی بر مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه گذاشته است ، پیگیری سیاست ایران هراسی توسط برخی از محافل ترکیه بوده است که کشورهای غربی آن را تبلیغ می کنند. محافل لائیک ترکیه ، اسلامگرایان را یک تهدید علیه تقویت نظام سکولار این کشور می دانند. بطوریکه آنها حتی از حجاب بعنوان یک نماد سیاسی نام برده و با آن مخالفت می کنند .به قول مروه کاواکی نماینده اسبق پارلمان ترکیه و نویسنده کتاب "دموکراسی بی حجاب" ، نظام سیاسی مورد نظر لائیکها حاضر به پذیرش حجاب برغم حمایت اکثریت مردم ترکیه از آن نیست. ایجاد محدودیت ها علیه اجرای آداب و اصول اسلامی نیز نشاندهنده این موضوع است. همچنین ماجرای سیواس و کشته و زخمی شدن دهها نفر از شیعیان ترکیه ، سیاست های سخت گیرانه محافل لائیک و ارتش ترکیه علیه شیعیان این کشور را نشان داد. واقعیت این است که چنانچه سلیمان دمیرل رئیس جمهوری سابق ترکیه فاش ساخته است در ترکیه یک دولت پنهان و سایه وجود دارد که همان نظامیان هستند. نظامیان ترکیه حتی ترکیه را یک کشور اسلامی نمی دانند. در این راستا ژنرال »حلمی اوزکوک« رئیس وقت ستاد ارتش ترکیه در سخنانی در اردیبهشت 1384 در محل آکادمی جنگ خطاب به افسران عالیرتبه تاکید کرد : »ترکیه یک حکومت اسلامی و یک کشور اسلامی نیست، بلکه یک کشور لائیــک است." بدنبال این موضوع محافل ترکیه این سوال مطرح کردند که چگونه بیش از 98 درصد ساکنان یک کشور می توانند مسلمان باشند و از سابقه رهبری جهان اسلام نیز برخوردار باشند، ولی آن کشور اسلامی نباشد.پیش از این نظامیان تاکید می کردند که "نظام" ترکیه لائیک نیست.
نظامیان ترکیه بعنوان موسس جمهوری نوین لائیک ترکیه، همواره از نظام لائیک در ترکیه حمایت کرده و برای حفظ این نظام سه بار به کودتای نظامی دست زده‌اند و زمینه سقوط دولت اسلامگرای نجم‌الدین اربکان را در سال 1997 فراهم آوردند. در این راستا نیز حدود یک سال پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، نظامیان و محافل لائیک در ترکیه که از تاثیرات انقلاب اسلامی بر این کشور نگران بودند ، دست به کودتا زدند . محافل لائیک با ایجاد محدودیت های گسترده علیه فعالیت های دینی مسلمانان وممنوع کردن حجاب، کوشیدند برای جلوگیری از هرگونه تاثیر گذاری انقلاب اسلامی، ابعاد مناسبات فرهنگی را محدود کنند. آنها کوشیدند با ارایه چهره ای مخدوش از ایران از یک سو مانع افزایش محبوبیت ایران در افکار عمومی ترکیه شوند و از سوی دیگر با منتسب کردن گروههای دینی به ایران زمینه سرکوب آنها را فراهم سازند. البته با گذشت زمان و آشکار شدن ابعاد دخالتهای قدرتهای بیگانه در مناسبات ترکیه و ایران و ثابت شدن سیاست حسن همجواری وتنش زدایی ایران، تعاملات فرهنگی دو کشور افزایش یافته است .
تمایل ترکیه به ترویج معیارهای فرهنگی مورد نظر غرب :
تمایل ترکیه به اجرای معیارهای فرهنگی مورد نظر غرب بمنظور عضویت در اتحادیه اروپا وسایر نهادهای غربی، نیز نقش کنده کننده در مناسبات فرهنگی ایران و ترکیه ایفاء کرده است . بعنوان نمونه پذیرش معیارهای غربی در مورد زنا، همجنس بازی نه تنها بامخالفت مردم مسلمان ترکیه مواجه بوده است ، بلکه بر مناسبات ترکیه با کشورهای اسلامی نیز تاثیر منفی میگذارد. بعد از تاسیس جمهوری ترکیه ، سیاست این کشور عمدتا زمینه سازی برای افزایش هر چه بیشتر حضور فرهنگ غرب و اروپا در ترکیه، محدود کردن انجام آداب و رسوم اسلامی بوده است. بعنوان نمونه لغو عید فطر و قربان ، اعلام تعطیلی روز یکشنبه به جای جمعه ، جلوگیری از حج و مراسم آن به مدت چند سال ، ممنوع کردن حجاب ، اعلام اذان به زبان ترکی ، تبدیل مسجد ایاصوفیا به موزه و مسجد مشهور الفاتح به ایستگاه ، بستن کتابخانه‏های اسلامی و مصادره نمودن کتاب‏های آنها، بستن مراکز و مدارس دینی ، ترویج فسق و فجور و فحشا و مشروبات در شهرهای ترکیه و باز کردن شهرها به روی اروپاییان ، الغای حروف عربی و جایگزینی حروف لاتین به جای آن ، لغو تقویم هجری و همچنین شمسی و به کارگیری تقویم میلادی، حذف زبان عربی از مواد تحصیلی دانشگاه‏ها، حذف ماده «دین دولت، اسلام است» از قانون اساسی از جمله اقداماتی بود که در اوایل تاسیس جمهوری ترکیه انجام شد. همچنین قرآن تنها به زبان ترکی منتشر شد و قرائت آن به جای قرائت عربی در ملاء عام ترویج داده شد و نماز جمعه برای اولین بار در تاریخ به زبان ترکی استانبولی برگزار شد. برخی ازاین محدودیتها بعدها تحت فشار افکار عمومی ترکیه لغو شد،اما همچنان برخی از ممنوعیت ها نظیر ممنوعیت حجاب ادامه دارد. در هر حال تمایل ترکیه به گسترش نرم های فرهنگی غرب در کل تاثیر منفی بر مناسبات ترکیه با کشورهای اسلامی گذاشته است .
مصادره به مطلوب کردن مفاخر ادبی - فرهنگی ایران
یکی از موضوعاتی که تاثیر منفی بر مناسبات فرهنگی ایران وترکیه گذاشته است، اقدام آنکارا در مصادره به مطلوب کردن چهره های فرهنگی و ادبی ایران است. البته ایران با این مشکل در حوزه ج. آذربایجان ، تاجیکستان ، ازبکستان و افغانستان نیز مواجه است . چرا که مرزهای فرهنگی ایران بسیار گسترده تر از مرزهای جغرافیایی آن است. در جمهوری آذربایجان نظامی گنجوی و فضولی شاعران پرآوازه ایرانی، در تاجیکستان رودکی شاعر پرآوازه و ابن سینا دانشمند نامی ایران ، در افغانستان سید جمال الدین اسدآبادی مصادره به مطلوب می شوند. در ترکیه نیز چندین شخصیت بزرگ و شهیر ایرانی مصادره به مطلوب شده اند که در راس آنها مولانا قرار دارد.
در حالیکه اصالت ایرانی مولاءنا موضوعی اثبات شده است ، اما به بهانه دفن وی در قونیه برخی از مقامات و رسانه های ترکیه مدعی اند که مولانا از مشاهیر تاریخ و ادبیات ترکیه است! برگزاری مراسم سماع در مقبره مولاءنا امروز شهرتی جهانی دارد و براثرتلاش های مداوم ترکیه، سالی به نام مولا نا(یا به قول غربی ها رومی) نام گذاری شده است. در این نامگذاری که از طرف یونسکو انجام شد، مولاءنا از مفاخر فرهنگی و ادبی ترکیه عنوان شده; آن هم در شرایطی که حتی یک شعر به زبان ترکی هم ندارد.
حتی شمس تبریزی نیز شخصیتی ترکیه مطرح می شود. بعنوان نمونه روزنامه"بوگون" چاپ آنکارا در یکی از شماره های خود نوشته است : "شمس تبریزی" که در شهر ارزروم ترکیه به آموزگاری مشغول بود برای گسترش دادن حوزه نفوذ ادبیاتش، زبان فارسی را از یکی از شاگردان ایرانی خود فرا گرفت!!... وی از شاگردان مولانا از مشاهیر تاریخ ترکیه است. (13)
البته شکی نیست که مولانا به عنوان شاعر و عارف نامدار دارای شخصیت جهانی است که ادبیات جهان را تحت تأثیر قرار داده است. انسان های بزرگ متعلق به یک مکان خاص نیستند، اما این اینکه هویت این انسانهای بزرگ تحریف و مصادره به مطلوب شود، کاری پسندیده از لحاظ فرهنگی نیست.
تحریفات در مورد مولوی در ترکیه در شرایطی صورت می گیرد که مولوی شناسان شهیر در ترکیه نظیر عبدالباقی گولپینارلی، مولوی پژوه نامی ترکیه بر ایرانی بودن وی تاکید کرده اند.
تلاشهای ترکیه برای مصادره به مطلوب کردن مولوی واکنش مقامات رسمی ایران را نیز بدنبال داشته است . در این راستا حدادعادل رئیس سابق مجلس شورای اسلامی ایران گفته است : به نخست وزیر ترکیه گفتم که توجه این کشور به جذب توریست از طریق بزرگداشت مولوی خوب است ، اما بهتر است که تلاشی هم برای معرفی و شناخت زبان مولوی که اندیشه وی با این زبان فابل فهم است ، صورت گیرد.(14)
ترکیه برای مصادره به مطلوب کردن مولوی اقدامات متعددی در سطح ملی و بین المللی کرده است که مهمترین آنها در سطح ملی تحریف زندگی مولوی در کتب درسی است.
ماجرای مصادره مفاخر فرهنگی و عرفانی ایران توسط ترکیه تنها به مولوی محدود نمی شود. بعد از مولوی، «شیخ ابوالحسن خرقانی» عارف بزرگ قرن 4 و 5 ایران است که ترکیه بدنبال منسوب کردن آن به این کشور است ، آن هم در حالی که برخلاف مولاءنا که مقبره اش در قونیه است، این عارف در خرقان (در استان سمنان) مدفون است و بر اساس آنچه محققان می گویند او نه تنها به ترکیه پا نگذاشته بلکه در طول عمر غیر از سفر به آمل برای تلمذ نزد قصاب آملی عارف بزرگ آن عصر از خرقان خارج نشده بود. شهر «قارص» در ترکیه با بهره گیری از تربت و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن خرقانی و نیز بر مبنای تلا ش های دولت ترکیه برای توسعه زیرساخت های گردشگری در این کشور، بعد از قونیه در مسیر تبدیل شدن به یک مقصد فرهنگی در آناتولی برای گردشگران بویژه گردشگران ایرانی است. این در حالی است که مقبره واقعی این عارف نامدار در خرقان مورد بی توجهی واقع شده است. ایرانی ها خیلی کم شیخ ابوالحسن خرقانی را می شناسند.
ابوالحسن علی بن احمد بن جعفر بن سلمان خرقانی(352-425 هجری قمری) متولد روستای خرقان و متوفی و مدفون در همانجاست. خرقانی به تصریح خودش و تائید مقامات بازمانده از او، مردی امی و درس نخوانده بوده، با این همه بزرگ ترین عارفان زمانه همواره در اشتیاق دیدار او بوده اند. داستان هایی که درباره دیدار او با ابن سینا، ابوسعید ابوالخیر و سلطان محمود غزنوی نقل شده بزرگی و عظمت او را می رساند.
زنجیره ارادت به شیخ ابوالحسن خرقانی از زمان حیات او آغاز شده و قرن به قرن و نسل به نسل پیوسته در حال گسترش بوده است و در سراسر جهان اسلام او را به عنوان یکی از اولیاالله می شناختند و می شناسند. آنچنانچه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب ارزشمند «نوشته بر دریا» که پیرامون زندگی و آثار شیخ ابوالحسن خرقانی تهیه شده ،آورده است بر اساس همین ارادت هم اکنون در آفاق پهناور جهان اسلام، در سرزمین های بسیار دور، مسجدها و خانقاه ها و انجمن ها به نام ابوا
اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

گله مندی ترکیه از اوباما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۵
مهدی
نظرات (0)
ترک‌ها که از بی‌تفاوتی اوباما به موضوع نسل‌کشی ارامنه توسط امپراتوری عثمانی به شدت مکدر شدند.
این در حالی است که این اظهارات درست زمانی مطرح می‌شود که دو کشورترکیه و ارمنستان گام‌های خوبی در جهت بهبود روابط خود بعد از چندین دهه تنش برداشته‌اند.
اوباما پریشب درحالی موضوع کشتار ارامنه توسط امپراتوری عثمانی در حدود صد سال پیش را مطرح کرد که همگان بر این باور بودند که روی کار آمدن دموکرات‌ها این موضوع را ممکن است برای همیشه به بایگانی بفرستد. حتی زمان جمهوری‌خواهان که این مسئله پر سروصدا شده بود و می‌رفت تا در کنگره آمریکا مطرح شود و مصوبه‌ای درخصوص آن صادر شود، دموکرات‌ها می‌گفتند که این انتقام بوش از ترکیه است که اجازه نداد از پایگاه هوایی اینجرلیک در حمله به عراق استفاده شود. بی تفاوتی اوباما نسبت به این موضوع در سفر تاریخی‌اش به ترکیه نیز که هیچ اشاره‌ای به آن نکرد این احتمال را تقویت کرد که اساساً آنها علاقه‌ای به مطرح شدن این نزاع تاریخی میان ترکیه و ارمنستان ندارند اما اظهارنظر تازه اوباما همه معادلات را بهم ریخت.
رئیس‌جمهور آمریکا جمعه‌شب و همزمان با فرا‌رسیدن سالروز آغار کشتار ارامنه در سال 1915 و درست همان زمانی که هزاران ارمنی نود و چهارمین سالگرد کشتار دسته‌جمعی هموطنان خود به دست امپراتوری عثمانی را گرامی داشتند، به این موضوع اشاره کرد و با وجودی که ازآن به عنوان نسل‌کشی یاد نکرد و تنها ترکیه و ارمنستان را به فراموش کردن گذشته و چشم دوختن به آینده فراخواند، اعتراض ترک‌ها را نسبت به خود برانگیخت و سبب شد تا رجب طیب اردوغان دیشب نسبت به آن موضع بگیرد و تقریباً رئیس‌جمهور آمریکا را به خاطر چنین اظهاراتی نکوهش کند. اردوغان در خصوص این اظهارات به رسانه‌ها گفت که رئیس‌جمهور آمریکا فراموش کرده است که از صدها هزار ترک و مسلمانی که در همان سال 1915 قربانی شدند تجلیل و با آنها همدردی کند. داستان قتل عام یک‌و‌نیم‌میلیون ارمنی در اواخر عمر امپراتوری عثمانی نیز یکی از بحث برانگیز‌ترین اختلافات میان دو کشور ارمنستان و ترکیه است. در حالیکه برخی از کشورهای غربی به دلایل بعضاً سیاسی بر وقوع این حادثه تأکید دارند، دولت ترکیه بارها با ارائه مستنداتی این ادعا را رد کرده و گفته است که وقوع یک جنگ داخلی و نه یک نسل‌کشی منجر به کشته شدن شمار زیادی ارمنی شده اما تعداد آنها به هیچ وجه به یک‌ونیم میلیون نمی‌رسیده است. با این همه و علیرغم اختلافات موجود میان دو کشور و حتی در کنار ادعای جدید سرژ سرکیسیان، رئیس‌جمهور ارمنستان که پریشب طی بیانیه‌ای گفت ایروان هنوز به دنبال به رسمیت شناخته‌ شدن این کشتار به عنوان نسل‌کشی است، دو طرف این هفته‌ یک نقشه‌ راه را برای گفت‌وگوهایی که می‌تواند به عادی‌سازی مناسبات و بازگشایی مرز دو کشور بینجامد ارائه می‌کنند.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

انگلیس و جدا کردن بلوچستان از ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۳۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

هندوستان و رقابت کشورهای اروپایی

سفر واسکودوگاما از کشور پرتغال در سال 1497 به هندوستان راه را برای ایجاد مستعمرات در این سرزمین و سایر نواحی آسیا باز کرد (سپاهی، 1385: 57). بعد از تسلط پرتغالیها بر هند در سال 1662 دولت پرتغال جزیره بمبئی را به چارلز دوم پادشاه انگلیس هدیه کرد و او نیز این جزیره را به کمپانی هند شرقی منتقل کرد (نیکبختی، 1368: 63).. امپراتوری بریتانیای کبیر از نیمه قرن هفدهم به تدریج با زور و زر و خدعه هندوستان را از چنگ راجه های ایالت و امپراتوران مغول هند خارج کردند (بهزادی، 66:1368). بدین ترتیب انگلیسیها، پرتغالیها را از گردونه رقابت خارج کرده خود بر اوضاع مسلط شدند.

در اواخر 1600 کمپانی هند شرقی به موجب فرمان ملکه الیزابت تاسیس گردید. کمپانی به تدریج توانست نفوذش را در هندوستان گسترش دهد و از دیگر رقبای خود پیشه گیرد (سپاهی: 58). به دنبال ظهور انقلاب صنعتی در اروپا تولید کالا به مراتب بیشتر از احتیاج بازارهای اروپایی بود. علاوه بر این مواد اولیه بسیاری از کارخانه ها در اروپا وجود نداشت و کشورهای اروپایی برای رفع این نیازها، توجه بیشتری به سرزمینهای دیگر نمودند (سپاهی: 58). یکی از این سرزمینها که از قبل نیز مورد توجه کشورهای اروپایی قرار گرفته بود، هندوستان بود. این کشور با توجه به ویژگیهایی که داشت، مناسب‌ترین سرزمین برای استعمار بود. اروپای آن روز می دانست که امپراتوری بریتانیا به هندوستان زنده است و اگر لندن مغز این امپراتوری است، هند قلبی است که خون ثروت و رفاه و عظمت را دررگهای بریتانیا جاری می سازد. (بهزادی: 68). درچنین اوضاع و احوالی، انگلیس که از سالهای قبل بر هند مسلط شده بود و سعی در حفظ آن در مقابل رقیبان داشت، با رقابت ناپلئون که قصد داشت این سرزمین را از دست آن کشور خارج کند مواجه شد (سپاهی:58).

انگلیس و دفاع از هندوستان

بعد از آنکه ناپلئون در اروپا به پا خواست، تمام معادلات قدرت و سیاست جهانی به هم خورد. ناپلئون انگلیس را بیش از همه دشمن خود می‌پنداشت چرا که تمام اتحادیه های نظامی علیه فرانسه توسط انگلیس طراحی می-شد. ناپلئون به خوبی دریافته بود که شاهرگ حیاتی انگلیس، هندوستان است. وی در جست و جوی راهی برای فتح هندوستان بود و چون انگلستان فرمانروای دریاها بود، او راهی نداشت جز اینکه از طریق خشکی بر هند حمله ور شود و این راه به ناچار از ایران می‌گذشت (بهزادی: 67). انگلستان خطر فرانسه را به خوبی دریافته بود. تصرف هندوستان از راه ایران، افغانستان، سند و پنجاب مکرر در تاریخ ثبت شده بود و انگلیسیها می دانستند که اگر میدان را باز بگذارند، فرانسویها به راحتی هندوستان را فتح خواهند کرد.

خطر حمله ناپلئون باعث توجه دولت انگلیس و کمپانی هند شرقی به مناطق همجوار هندوستان، یعنی راههایی شد که احتمال حمله ناپلئون از آن طریق وجود داشت. یکی از آن سرزمینهای همجوار هندوستان، بلوچستان بود و در نتیجه این رقابتهای دول رقیب، این ناحیه مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و رقابت آنها در این منطقه تا جدا شدن قسمتی از بلوچستان ایران و قرار گرفتن آن در کمربند حفاظتی هند و حتی پس از آن ادامه یافت (سپاهی: 59).بعد از مکاتبه دولتمردان ایران با ناپلئون و آمدن نمایندگان او به ایران میرزا رضاخان قزوینی مأموریت یافت پیمانی با ناپلئون منعقد نماید. بنابراین پیمان فین کنشتاین در 4 مه 1807/ 25 صفر 1222 بین دو کشور بسته شد. از جمله مفاد این پیمان، قطع رابطه ایران با دولت انگلیس و اعلام جنگ با آن کشور بود. ایران همچنین در این پیمان متعهد شد که هرگاه امپراتوری فرانسه قصد نماید از خشکی قشونی را برای یورش به هند بفرستد، هرگونه امکاناتی را برای آنان فراهم نماید (مجموعه عهدنامه‌های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عهد پهلوی،1350: 152-153). با اعزام ژنرال گاردن از جانب ناپلئون به ایران حکومت بریتانیا در لندن وحشتزده شد و نمایندگانی را به دربار ایران مأموریت داد، از جمله این نمایندگان سرجان مالکم بود که به خاطر رابطه‌ دوستی بین ایران و فرانسه، از جانب دولت ایران پذیرفته نشد (سپاهی: 60).

انگلیس و بررسی سرزمینهای همجوار هندوستان

خطر حمله ناپلئون از طریق ایران به هندوستان و پذیرفته نشدن مالکم سفیر انگلیس از جانب دولت ایران موجب شد کمپانی هند شرقی و دولت انگلیس به شناسایی و بررسی سرزمینهای همجوار هندوستان بپردازند. یکی از این سرزمینها بلوچستان بود که این زمان وارد تاریخ جدید خود شد (سپاهی:62). انگلیس می بایست هندوستان را حفظ می کرد و معابر لشکرکشی کشورهای اروپایی به هندوستان و مرزهای دفاعی شبه قاره را در اختیار خود می‌گرفت از طرفی روسیه نیز از آغاز قرن هیجدهم بر دریاهای گرم جنوب و بیش از همه بر استانبول چشم طمع دوخته بود. روسیه می بایست معابر لشکرکشی به هندوستان را در اختیار خود می داشت تا لندن را لااقل به تسلیم استانبول وا دارد (بهزادی:70). این عوامل سبب شد انگلیس برای دفاع از هندوستان به شناسایی سرزمینهای غربی آن بپردازد که بلوچستان یکی از آنان به شمار می رفت.پذیرفته نشدن جان مالکم در دومین مأموریتش به ایران در سال 1808/1221 او را در تصمیمش برای شناسایی سرزمینهای مجاور هندوستان مصمم کرد (سپاهی: 61). چندین افسر مستعد برای این منظور همراه مالکم بودند. نخستین شخص سروان گرانت بود، وی مأموریت یافت درباره بلوچستان غربی تحقیقاتی انجام دهد و نتیجه را گزارش دهد (سپاهی: 61). هدف از مأموریت او این بود که آیا نیروهای نظامی کشورهای اروپایی می-توانند از طریق سواحل جنوب ایران به درون هندوستان رخنه کنند یا نه؟ گرانت اولین غربی بود که تمام سرزمینهای بین خلیج گواتر و جاسک را شناسایی کرد و راه ورود به بلوچستان را برای دیگر هموطنان خود کشید (سپاهی: 63). انگلیسیها از طریق هندیان آموزش دیده در فنون نقشه‌برداری که در لباس روحانیون مسلمان بودند و به طور کلی در هیئت سیاح، تاجر، زاهد و درویش و ظاهر می شدند(بهزادی: 70). و به شناسایی مرزهای شرقی ایران می‌پرداختند.از دیگر مأموران سیاسی و نظامی انگلیس که برای شناسایی بلوچستان رهسپار این دیار شدند، سروان چارلز کریستی و ستوان پاتینجر بودند که مأمور شدند از راه خشکی، قدرت طبیعی، اقتصادی و مناطق سوق الجیشی بلوچستان و بخش دیگری از ایران را بررسی کنند (سپاهی: 64). در نتیجه مسافرت پاتینجر و همکارش اطلاعات فراوانی در مورد قبایل و سران آنها، شمار جنگجویان قبایل و اوضاع طبیعی بلوچستان به دست آمد که موجب آشنایی اروپاییان با این بخش از ایران و راهگشای مأموران انگلیسی به هنگام تقسیم بلوچستان شد.

سیاست ایجاد کمربند حایل

اهمیت هندوستان برای امپراتوری انگلیس به قدری بود که برخی سیاستمداران بر این عقیده بودند که امکان زیستن برای انگلستان بدون هندوستان وجود ندارد. لرد کرزن در این باره می‌نویسد: «زمانی که هند شناخته شده است، سرورانش همواره صاحب اختیار نیمی از جهان بوده اند». (سپاهی: 66).دولت انگلستان پس از 1815 و تجربه تلخ اتحاد فتحعلی شاه و ناپلئون در می یابد که بر خلاف تصورات قبلی، ایران به عنوان خط دفاعی هندوستان چندان قابل اعتماد نیست و روسیه نیز می توانست با عبور از شمال خراسان به خان نشینهای آسیای مرکزی دست یابد. بنابراین، لندن و حکومت کمپانی در هندوستان بر آن شدند تا تلاش خود را در آسیای مرکزی به کار اندازند و دیوار دفاعی هند را از ایران به آسیای مرکزی تغییر دهند (بهزادی:172). به دنبال آن در دهه 1830/1250ق. در انگلستان اجماع فزاینده ای پدید آمد مبنی بر اینکه، روسیه به زیان ایران، عثمانی و آسیای مرکزی در حال توسعه بخشیدن به قلمرو خود می‌باشد و از همین جا طرح «مسئله شرق» یا «بازی بزرگ» ریخته شد. در این طرح، ایران به عنوان دولت حایل در برابر پیشروی و توسعه‌طلبی فزاینده روسیه به هندوستان از اهمیت استراتژیکی خاصی برخوردار شد (فوران، 1378: 172). در این برهه زمانی انگلیس به دنبال سد دفاعی محکم و استواری می گشت تا بتواند با خیال راحت‌تری به سلطه خود در هندوستان ادامه دهد. آنان سد دفاعی خود را در مناطق مرزی خاوری ایران یافتند که دولت مرکزی ایران سیاست قاطعی برای تسلط کامل بر آن نداشت و این همان چیزی بود که انگلیسیها خواستار آن بودند چرا که به راحتی می‌توانستند مناطق استراتژیک را از ایران جدا کرده به نقشه خود یعنی ایجاد کمربند حایل دست یابند.

ایران و توجه به مرزهای شرقی

با پایان یافتن جنگهای ایران و روسیه، دولتمردان ایران تصمیم گرفتند مرزهای شرقی ایران را به نواحی اصلی آن گسترش دهند، اما انگلیسیها تصور می کردند که دولت ایران هر قدمی که به سمت هندوستان بر می دارند به طور قاطع به اشاره دولت روس است (سپاهی:67). انگلیس از اساس تفکر دولت و دربار ایران، درباره مرزهای جنوب شرقی اش آگاه شده بود. ایران از آغاز سلطنت قاجاریه مرز طبیعی جنوب شرقی خود را، رود سند می-دانست. عباس میرزا در خلال گفت و گو های دوستانه و خصوصی با مأمورین انگلیس بارها به این مطلب اشاره کرده بود و محمد شاه نیز بر همین عقیده بود (بهزادی:95). در نتیجه انگلیسیها درصدد ممانعت از پیشروی ایران به طرف شرق بر آمدند که اولین مورد آن مسئله‌ هرات و به دنبال آن جدایی بلوچستان بود که با تعیین حدود مرزی این مناطق، هم خط دفاعی هندوستان را کامل کردند و هم به پیشروی ایران به سمت شرق برای همیشه پایان دادند.

بلوچستان در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه

با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه و توجه دولت مرکزی به بلوچستان سرداران و حاکمان نواحی مختلف این ناحیه، داوطلبانه اطاعت خود را از دولت مرکزی اعلام نمودند (سپاهی:124). و این بدان دلیل است که امیرکبیر صدراعظم ایران در آن زمان اهمیت ویژه ای به بلوچستان می‌داد و آن هم به خاطر آگاه بودن او از سیاستهای انگلیس در ایران بود.در این دوران نیز شورشهایی در بلوچستان برای استقلال رخ داد اما با سیاست مدبرانه امیرکبیر بلوچها دوباره به اطاعت از ایران گردن نهادند (بهزادی:106). انگلیسها از این وضع نگران شدند، زیرا با گسترش مرزهای شرقی ایران، ایران را به هند نزدیکتر می دیدند. با توجه به چنین اوضاعی، دولت انگلیس در سال 1853/1270ق. به منظور جلوگیری از گسترش نفوذ بیشتر ایران در بلوچستان، مأمورانی از سند به بلوچستان اعزام کرد. جاسوسان انگلیسی مردم بلوچ را تحریک به شورش علیه دولت ایران کرده بودند (سپاهی.ص124). دولت انگلیس در این سالها سعی می کرد با ایجاد جو بدبینی در میان مردمان بلوچ آنها را به شورش علیه دولت مرکزی وا دارد اما اقدامات آنها در این زمان نتیجه دلخواه را نداد و انگلیسیها درصدد برآمدند تا به ترفندهای دیگر متوسل شوند.

کشیدن خطوط تلگراف؛ زمینه‌ساز تقسیم بلوچستان

بعد از معاهده پاریس و استقلال افغانستان، مشکلات انگلیسیها در هند، برای چند سال، آنها را از دخالت علنی در بلوچستان بازداشت، اما شورش هند در سال 1857/1274ق. انگلیسیها را در تقسیم بلوچستان مصمم کرد (سپاهی:130). انقلاب هندوستان و خطری که در آن مقطع تاریخی متوجه امپراتوری بریتانیا شد، آثار و نتایج عمیقی در ایران به جای گذاشت. از جمله مهمترین این آثار ارتباط تلگرافی هندوستان با اروپا و با انگلیس و در نتیجه کشیده شدن خطوط تلگراف در ایران بود (بهزادی:119). برای ایجاد خطوط تلگرافی در بلوچستان، مذاکرات توسط افسران انگلیسی با دولت ایران شروع شد، اما این مذاکرات با مخالفت و مقاومت شدید در ایران مواجه شد (سپاهی:130). اولیای ایران به هیچ عنوان نمی خواستند پای مأموران انگلیسی به نقاط دور افتاده مملکت، به خصوص نواحی جنوب به ویژه در میان طوایف بلوچستان باز شود. انگلیسیها سرهنگ اپستویک را برای حل این مسئله به سمت سفارت تهران برگزیدند (بهزادی:120-119). سرانجام امتیاز کشیدن خطوط در 24 جمادی‌الاخر 1279 / 17دسامبر 1862 با دولت ایران به امضا رسید. در آن زمان صدارت ایران با امین‌الدوله بود که با انگلیسیها رابطه صمیمانه ای داشت.انگلیسیها در سال 1859/1275ق برای برقرار کردن رابطه مخابراتی مستقیم هند و اروپا یک رشته سیم بین اسکندریه و خلیج فارس دایر کردند. در سال 1278ق. دولت انگلیس گلداسمیت را به منظور انجام تحقیقاتی در زمینه چگونگی امتداد این خط تلگراف در طول صحرای مکران مأمور کرد. در سال1280ق. کار کشیدن خط تلگراف تمام شد و آن خط را از کراچی به جاسک مربوط کردند (نیکبختی:64).مأموران انگلیسی به هنگام مطالعه، برای کشیدن خطوط تلگرافی پی بردند که کشیده شدن خطوط تلگراف زمینی در بخشی از نواحی ساحلی ایران،برای کنترل وسرانجام جدایی این نواحی مجاور،فرصت مناسبی میتواند باشد (سپاهی:130).بنابراین تحقیق و بررسی ازاین نواحی برعهده سرفردریک گلداسمیت گذاشته شد.

انگلیس و حفظ خطوط تلگرافی توسط سرداران بلوچ

با عبور سیم تلگراف از بلوچستان، دولت انگلستان گلداسمیت را با چند افسر دیگر به بلوچستان فرستاد، اما آنها با مقاومت و مخالفت بلوچها مواجه شدند. افسران انگلیسی به فرماندهی گلداسمیت به این نتیجه رسیدند که تنها از طریق کنار آمدن با سران طوایف و قبایل می توانند بر حاکمیت خویش در بلوچستان تداوم بخشند. به همین خاطر عمدهی سران، خانها و سردارهای بلوچ را با دادن اسلحه و مختصری مقرری فریب دادند و به بهانه عبور خط تلگراف در هر محل تلفنخانه ای برپا کردند و پرچم انگلیس را بر فراز آن برافراشتند (نیکبختی:66). بدین-سان انگلیسیها در سرتاسر بلوچستان نفوذ کردند و از طریق محدود مقرری که به سرداران بلوچ می دادند از آنها تعهد گرفتند تا از سیمهای تلگرافی مراقبت نمایند. در این میان عده ای دیگر از بلوچها که بهره ای نبرده بودند، دست به تحریکات زدند، در نتیجه سیمهای تلگراف را قطع، و برای مأموران انگلیسی مزاحمت ایجاد می کردند و بعضی از کارکنان را کشته، برخی را اسیر نمودند. این پیشامدها سبب شد دولت انگلیس از ایران بخواهد مرز بین ایران و هند تعیین شود. دولت ایران با این تقاضا موافقت ننمود. گلداسمیت بلوچها را تحریک نمود تا سر به شورش زنند. ناصرالدین شاه متوجه این خطر شد که چنانچه رضایت انگلیس را فراهم نکند، ممکن است بلوچستان را از ایران مجزا نماید. در سال 1288ق. انگلستان عده ای سرباز هندی را به پنجگور فرستاد و خیال داشت تمامی بلوچستان را فتح کند. ناصرالدین شاه از این نقشه باخبر شد و با سفیر انگلیس در تهران در این باب مذاکره نمود (همت،101:1370). سفیر انگلیس اظهار کرد که اگر دولت ایران خواهان دوستی با دولت انگلیس است، باید خطوط مرزی بلوچستان را با مرز هند تعیین نماید. ناصرالدین شاه نیز این پیشنهاد را پذیرفت. از طرف ایران وزیر خارجه میرزا سعیدخان و آصف الدوله حاکم کرمان و چند نفر دیگر معلوم شدند. از طرف انگلستان گلداسمیت و دو افسر مهندس تعیین گردیدند، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشد. در این جلسه قرار شد دولت انگلیس سالی سه هزار تومان جهت محافظت از تیرها و سیستم تلگرافی که در قسمت بلوچستان واقع می شد پرداخت نماید و تعیین مرزها به ملاحظاتی، نامعلوم و مسکوت ماند (همت:102). در این زمان انگلیسیها با کاشتن تیرهای تلگراف در گوشه گوشه ی بلوچستان و گسترش نفوذ خود دراین منطقه و در نهایت با تفرقه انداختن بین مردم بلوچستان کم کم به اهداف خود نزدیکتر شدند.

توافق ایران با انگلیس در تشکیل کمیسیون مرزی

در سال 1862م. در دیوار دفاعی هندوستان، تنها منطقه ای که ترتیب قطعی برای آن، مطابق نقشه انگلستان داده نشده بود، منطقه بلوچستان بود. (بهزادی:121). در آن هنگام خان کلات قسمتهای شرقی بلوچستان را تحت اداره یا نفوذ خود داشت. انگلستان درصدد بود بلوچستان را همچون افغانستان به صورت کشوری مستقل درآورد. اولین کمیسیون برای تعیین مرزهای شرقی ایران، بین دولت ایران و خان کلات به حکمیت انگلستان تشکیل گردید، انگلیسیها به ظاهر نقش حکم را بازی می کردند اما در واقع مدعی آنها بودند و مطرح نمودن خان کلات بهانه ای بود برای جدایی بلوچستان از ایران. (سپاهی:144). بعد از شکست آقاخان محلاتی در مأموریتش برای جدایی بلوچستان، دولت انگلیس بر آن شد که این امر را توسط یکی از خوانین مقتدر محلی و با توسعه بخشیدن قلمرو او انجام دهد. مقتدرترین و مناسب ترین فرد برای این منظور خان کلات بود (بهزادی:122). که انگلیس آن را در سال 1854م. تحت الحمایه خود کرد و بعد آن را جزء امپراتوری هند در آورد. (غراب، 1364: 14-13).ایجاد روابط سیاسی بین دولت انگلیس و خان کلات باعث شد که از اغتشاشات بلوچستان جلوگیری شود و مقام حکمرانی خان کلات استحکام پیدا کند، اما لازم بود ترتیبهای تازه اتخاذ شود که سرحدات غربی این مملکت از تجاوزات مصون بماند و از دولت ایران که قریب بیست سال بود به سرحدات کلات تجاوز می کرد جلوگیری شود، و در بین یک حد و حدودی معین گردد. (بهزادی:125). زمانی که ابراهیم خان در اوایل دهه 1270ق. در حکومت بلوچستان مستقر شد دامنه فتوحات وی انگلستان را مضطرب کرد و به فکر چاره جویی انداخت (بهزادی:128). دولت انگلیس می پنداشت که در صورت عدم مداخله، ابراهیم خان تمامی حوزه حکومتی خان کلات را فتح خواهد کرد و مرزهای شرقی ایران به هند نزدیکتر می شود. آنان درصدد برآمدند تا با تعیین حدود رسمی بین بلوچستان و کلات از پیشروی ابراهیم خان حاکم بلوچستان به سمت سرزمینهای غربی هند جلوگیری کنند. شکایات متعدد دولت انگلیس به دربار و دولت ایران، ایران تحت سرپرستی میرزا حسین خان سپهسالار در سال 1871/1287ق. حاضر به تحدید رسمی مرزهای ایران و کلات با حکمیت دولت انگلیس شد. سر فردریک گلداسمیت به عنوان حکم انگلیس تعیین گردید (بهزادی:130). از طرف دولت ایران میرزا معصوم خان انصاری به عنوان رئیس کمیسیون مرزی انتخاب شد (سپاهی:149).بر اساس موافقت‌نامه تعیین حدود مرزی کمیسیونرها ی یاد شده آزادی خواهند داشت نقشه ای از متصرفات ایران در بلوچستان و متصرفات خان کلات با مرزهای آن ترسیم کنند وآن را با خود به تهران بیاورند، پس از آن مسئله با آگاهی دولت بریتانیا به گونه ای عادلانه تصمیم گرفته می شود. (سپاهی:156). نماینده ایران میرزا معصوم خان در راه بازگشت به تهران به دولتمردان ایران می‌نویسد: « ... این مأمور انگلیسی ]گلداسیمد [جز حمایت و تقویت خان کلات و تحصیل سند که کیج و تمپ و بلیده و مند و کوهک و اسپندار و بلکه بیشتر سرباز و دشت باهو تعلق به خان معزی الیه دارد و خیال دیگری ندارد ...» (سپاهی:164). به طوری که از نامه میرزا معصوم خان بر می آید، انگلیسیها در نقشه خود قصد داشتند، نواحی تمپ، کیج، بلیده، مند، کوهک و اسپندار و حتی نواحی سرباز و دشت باهو را از خاک ایران جدا و به خاک کلات بیفزایند.تلاشهای میرزا معصوم خان برای قرار دادن کیج و مند در قلمرو ایران به جایی نرسید ... (سپاهی:164). ناحیه دیگر که در این زمان مورد اختلاف بین گلداسمیت و میرزا معصوم خان بود، ناحیه کوهک و اسپندار بود. (سپاهی:165- 164). اما با همه تلاشهای سرداران بلوچ و دیگر مأموران ایرانی در حفظ حقوق کشورمان، دولت ایران در اوت سال 1871م/ جمادی الآخر 1288ق. پذیرفت که نقشه ها و یافته های یکجانبه گلداسمیت، مبنای صدور رأی نهایی قرار بگیرد ... (سپاهی:166).بدین ترتیب مناطقی از بلوچستان ایران جدا و به خان کلات داده شد که حاکم بلوچستان و شاه ایران از این امر ناراضی بودند. نارضایتیهای حاکم بلوچستان و اقدام خودسرانه ی او برای تصرف نواحی از دست رفته، بعد از کمیسیون مرزی اول، سبب شد زمینه‌های تشکیل کمیسیون دوم مرزی نمایان شود.

اختلاف بر سر کوهک

هر چند دولت ایران نقشه گلداسمیت را برای تعیین حدود مرزی از خلیج گواتر تا جالق قبول نمود، اما اختلاف بر سر کوهک و بخشی از دره ماشکید همچنان باقی ماند (سپاهی: 169). ابراهیم خان (حاکم بلوچستان) عصبانی و ناراحت از اصل تشکیل کمیسیون و تعیین رسمی سرحدات و به محض مراجعت هیئتهای طرفین از بلوچستان خودسرانه به اشغال و تصرف کوهک پرداخت. (بهزادی:136). با تصرف کوهک توسط ابراهیم خان انگلیسیها درصدد زیر فشار گذاشتن دولت ایران به منظور دست کشیدن از کوهک بر آمدند.وزیر مختار انگلیس در تهران، طی نامه ای به وزارت خارجه ایران، تقاضا کرده بود که با توجه به پذیرفتن نقشه گلداسمیت توسط دولت ایران، مسئله کوهک حل و فصل شود. (سپاهی:171). با ادامه کنترل کوهک و اسپندک توسط دولت ایران، مأموران انگلیسی به فکر افتادند این مناطق را از دست ایران خارج نمایند. (سپاهی:173).

کمیسیون مرزی دوم

به دنبال تعیین حدود و علامت‌گذاری بخش اول از مرزهای بلوچستان، در سال1290ق. تامسن وزیر مختار انگلیس، طی نامه‌ای به ایران خواستار تعیین حدود مرزی ایران و کلات از جالق تا ملک سیاه کوه شد. (سپاهی:204). یکی از مهمترین عواملی که سبب شد انگلیسیها دو سال بعد از کمیسیون مرزی اول، تقاضای تشکیل کمیسیون دیگری بنمایند، بدون شک ترس آنها از تصرف قسمتهایی بود که تعیین حدود نشده بود. ترس انگلیسیها از آن بود که با تصرف کوهک توسط ابراهیم خان، حاکم بلوچستان امکان داشت کوهک و نواحی اطراف آن در قلمرو ایران داخل گردد. انگلیسیها بعد از تصرف کوهک توسط ابراهیم خان به تلاشهای خود برای استرداد این ناحیه به خان کلات ادامه دادند.در نامه ای که سفیر انگلیس به دولتمردان ایران نوشته بود، به خط مرزی گلداسمیت استناد نموده بود. طبق این نقشه، جالق و کله گان حدود مرزی ایران را تشکیل می دادند. در ادامه تقاضا کرده بود که خط مرزی از جالق الی کوه ملک سیاه در زمستان آینده تعیین شود (سپاهی:204). اما دولت ایران نواحی کوهک و ماشکید را متعلق به خود می دانست و با این طرح مرزی جدید انگلیس مخالف بودند.بعد از آنکه سفارت انگلیس با اصرار دولت ایران، بر تعلق کوهک و ماشکید مواجه شد (سپاهی:206) و در این مورد با دولت ایران به نتیجه نرسید، دولت هند بریتانیا نیروهایی در سال 1312ق/ 1894در پنجگور در نزدیکی ایران مستقر کرد و در واقع می خواست، از راه تهدید نظامی دولت ایران را وادار به قبول درخواستهای خود بنماید (سپاهی:206-205). ابتدا به دلیل اهمیت استراتژیکی شاه حاضر به واگذاری ماشکید نشد، در نتیجه تعیین حدود مرزی منتفی شد. بعد از سرکشیهای برنامه ریزی شده توسط انگلیسیها، از جانب سردارهای بلوچ، شاه مجبور شد دستور تشکیل هیئتی برای تعیین حدود مرزی از جالق تا کوه ملک سیاه را صادر نماید. قرارداد تعیین حدود مرز ایران و کلات از کوهک تا کوه ملک سیاه در 9رجب 1313/ 26 دسامبر 1895 به امضای صدراعظم ایران، امین‌السلطان و سفیر انگلیس در تهران رسید و قرار شد طبق این قرارداد، کمیسیونر دولت انگلیس به نمایندگی دولت تحت الحمایه کلات و نماینده ایران در دهم فوریه 1896 در کوهک حاضر شوند و کار تعیین حدود را شروع نمایند (سپاهی:212). سرحدات مزبور از قله مثلثاتی ملک سیاه کوه شروع گردیده به طول متجاوز از 900 کیلومتر به سمت جنوب امتداد یافته به ساحل شمالی خلیج گواتر خاتمه می یابد. در تمام مسیر تعداد 246 علامت مرزی گذاشته شد. (جهانبانی،110:1338).اولین ستون مرزی در شرق کوهک تعیین شد و به این ترتیب کوهک به طور رسمی به ایران داده شد، اما نخلستانهای ماشکید جنوبی که شامل لادگشت نیز بود به حاکم خاران واگذار شد (سپاهی:214). یکی از مناطق مورد اختلاف در این کمیسیون مرزی، نخلستانهای متعلق به طایفه یاراحمد زهی بود، که طبق حدود پیشنهادی در قلمرو خان کلات قرار گرفت، در حالی که این طایفه در قلمرو خاک ایران زندگی می کردند. در نهایت این نخلستانها به ایران واگذار شد. (سپاهی:214).با حل این اختلاف، تحدید و علامت مرزی در 24 مارس1896 / 9 شوال 1313 پایان یافت و موافقت نامه ای به امضا رسید در نتیجه کار این کمیسیون، حاکمیت ایران بر مناطق چون کوهک، کناربست، اسفندک، و غرب رود ماشکید که از مدتها قبل در تصرف ایران بودند، تأیید شد، ولی بخش عمده ای از ناحیه ماشکید و از آن مهمتر ناحیه میرجاوه و شهر آن و نقاط استراتژیک این منطقه از ایران جدا شد. (سپاهی:215).با جدایی این مناطق از خاک ایران علاوه بر اینکه دیوار دفاعی هندوستان کامل شد، مقاصد سیاسی انگلیس و بهره‌برداری درازمدت استعمارگران را نیز برای سالیان دراز تأمین کرد به گونه ای که ما هم اکنون شاهد حوادث گوناگون در مرزهای بلوچستان هستیم که همگی توسط انگلیسیها از سالها پیش طراحی شده اند.

نتیجه‌ گیری

رقابت دولتهای فرانسه و انگلیس بر سر هندوستان، انگلیسها را برآن داشت تا کنترل بلوچستان را که یکی از معابر دسترسی به هندوستان بود، به دست بگیرد. انگلیسیها برای جدا کردن بلوچستان از ایران اقدامات گسترده‌ای برای شناسایی این سرزمین انجام دادند. از جانب دیگر دولت ایران در تلاش بود تسلط خود را بر این نواحی گسترش دهد. در دوره ناصرالدین شاه، دولت مرکزی تسلط و گسترش نفوذ خود را در بلوچستان و مرزهای شرقی ایران افزایش داد. این حرکات سبب شد تا انگلیس سرحدی برای جلوگیری از پیشروی ایران تعیین نماید. انگلیس بعد از کشیدن خطوط تلگرافی، درخواست تعیین حدود متصرفی دولت ایران را در بلوچستان نمود، اما با مخالفت دولت ایران مواجه شد. ناصرالدین شاه که قدرت مقاومت در برابر سیاست انگلیسیها را نداشت، تن به تشکیل کمیسیونهای مرزی مشترک داد. نتیجه کار این کمیسیونهای مرزی، واگذاری بخشهای وسیعی از بلوچستان و تشکیل بخشی از منطقه ی حایل برای هندوستان بود. همچنین انگلیسیها از این جدایی بلوچستان، مقاصد سیاسی و استعمارگرانه درازمدت را در سالیان بعد در سر داشتند، به گونه ای که هم اکنون شاهد برخی ماجراها برای برهم زدن نظم سیاسی منطقه هستیم و این همان چیزی است که استعمار انگلیس از سالیان پیش خواهان آن بوده است.

منابع و مآخذ

1. غراب، کمال‌الدین، بلوچستان یادگار مطرود قرون، تهران: کیهان، چ دوم، 1364.

2. نیکبختی، سعید، آهنگ بلوچستان، سفرنامه. بی جا، هامون،1374.

3. سالار بهزادی، عبد الرضا، بلوچستان در سالهای 1307 تا 1377 قمری. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، 1372.

4. سپاهی، عبد الودود، بلوچستان در عصر قاجار. قم: گلستان معرفت، 1385.

5. مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، 559 ق.م تا 1942 م. تهران: وزارت خارجه، 1350.

6. همت، محمود، تاریخ بلوچستان، بی جا: گلی، 1370.

7. جهانبانی، امان‌الله، سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن، تهران: ارتش، 1338.

8. فوران، جان. مقاومت شکننده. ترجمه احمد تدین، تهران: خدمات فرهنگی رسا، چ دوم، 1378.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی