خرید بک لینک behtarinbacklink.com - لایسنس نود 32 -

سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
baxbet
bettime90vip
وان ایکس بت
خرید لایسنس نود 32 - سئو سایت
  • لایسنس رایگان نود 32
  • اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو

    افغانستان: سمت و سوی بحرانی مزمن

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۵:۰۱
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    نقد سیاست اوباما در افغانستان

    دکترسیدمحمد کاظم سجادپور

    سرمقاله روزنامه نیویورک تایمز در 20 فوریه 2009 (2 اسفند 1387) تصمیم دولت اوباما در اعزام 17هزار نیروی جدید به افغانستان رامورد نقد قرار داده و می‌نویسد: سرمقاله نیویورک تایمز در حقیقت فاصله عمیق بین فکر استراتژیک و عمل لحظه‌ای را در این بحران توسط قدرتی فرامنطقه‌ای به تصویر می‌کشد.‌اکنون باید دید که دامنه این بحران به کجا می‌رود؟حدود سی سال است که افغانستان دستخوش بی‌ثباتی است. مرز مشترک اقدامات نیروهای خارجی در افغانستان در سه دهه گذشته، ساده‌پنداری در مهندسی اجتماعی و سیاسی جامعه‌ای عمیقا پیچیده است. شوروی سابق و آمریکای بوش در مداخله نظامی در افغانستان، هدفی شبیه به هم، البته در دو متن سیاسی و بین‌المللی کاملا متفاوت را دنبال می‌کردند و آن سامان دادن و مهندسی کردن افغانستان در چارچوب‌های ملاحظات ژئوپلتیکی کلان و مقتضیات سیاسی لحظه‌ای بود. در عمل ثابت شد که پندار مهندسی کردن ژئوپلتیکی این کشور ساده‌انگارانه بوده است. برخی از نیروهای درون حاکمیت پاکستان مخصوصا بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی، در قالب جبران کسری‌های استراتژیک بعد از جنگ سرد، همان پندار را بگونه دیگری دنبال کردند. تکیه بر راه‌حل‌های نظامی و حمایت از شبه‌نظامیان در افغانستان، پایان‌دهنده این بحران مزمن که زائیده مداخلات بین‌المللی است، بنظر نمی‌رسد.سهم نیروهای فراملی و بین‌المللی در ایجاد بحران افغانستان بسیار عمده‌‌‌‌‌و برجسته است. احمد رشید ، خبرنگارپاکستانی درکتاب جدیدالانتشار خود با عنوان فرورفته در هرج و مرج:یالات متحده، و‌‌‌‌‌‌‌شکست ملت‌سازی در پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی‌ Decent Into Chaos: The United States and TheFailure of Nation Building in Pakistan, Afghanistan and Central Asia اظهار می‌دارد که آمریکا بعد از شکست دادن طالبان، عملا از بازسازی افغانستان کنار کشید و به اقدام نظامی بسنده کرد. وی همچنین بر این باور است که پاکستان در عین همراهی با آمریکا در زمان اشغال نظامی افغانستان، در عمل به عناصر القاعده و طالبان در پی آن حمله، پناه داد.‌جالب آنکه همان نویسنده یعنی احمد رشید در مقاله مشترکی که بهمراه برنت روبین‌ Barnet Rubin با عنوان پاکستان، افغانستان و غرب در شماره نوامبر و دسامبر 2008 (آبان و آذر) مجله امور خارجی Foreign Affairs نوشت، راه حل نظامی نداشتن بحران افغانستان را مورد تاکید قرار داد. آن دو از یک استراتژی کلان دیپلماتیک که باید بازیگران متعدد و گوناگونی را دربرگیرد، برای حل مسئله افغانستان سخن گفتند.اما آنچه که اکنون در صحنه عملی رخ می‌دهد، دو پدیده است: پدیده اول قدرت یافتن بیشتر طالبان و انجام عملیات پی در پی آنها در پایتخت و مناطق تحت سیطره دولت مرکزی افغانستان و برآمدن سیاسی و نظامی آنها در مناطقی از پاکستان و اعلام علنی کنترل آنها بر مناطق مرزی توسط مقامات اسلام‌آباد است. پدیده دوم، افزایش نیروهای نظامی آمریکا و تلاش برای ایفای نقش بیشتر ناتو همراه با اعلام کافی نبودن نیروهای تعیین شده است. فرمانده نیروهای نظامی آمریکا نیز از افزایش 17هزار نیرو برای چند سال سخن می‌گوید.افغانستان به کجا می‌رود؟ پیوند بین بی‌ثباتی‌های افغانستان و پاکستان، منطقه را با چه سرنوشتی روبرو خواهد کرد؟ سه دهه مداخله نظامی خارجی، بحران افغانستان را مزمن کرده و همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را متاثر ساخته است. آیا افزایش نیروی نظامی آمریکای اوباما، مسیری بهتر از مداخله نظامی بوش را بهمراه خواهد آورد؟



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    ناتو چگونه به افغانستان رسید؟

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۵:۰۰
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    در 20 دسامبر 2001 شورای امنیت با صدور قطعنامه 1386 اعزام نیروهای چند ملیتی به کابل و نواحی اطراف آن را اعلام نمود. بر این اساس در اولین مرحله، ایساف تحت فرماندهی انگلیس و با کمک 18 کشور دیگر شکل گرفت. پس از آن در 20 ژوئن 2002 طبق قطعنامه 1413 شورای امنیت، فرماندهی نیروهای ایساف به ترکیه و سپس در فوریه 2003 طبق قطعنامه 1444 این شورا، هدایت نیروهای ایساف به صورت مشترک به آلمان و هلند سپرده شد. قبل از انتقال فرماندهی این نیروها به آلمان و هلند، این دو کشور که از اعضای ناتو می باشند، از این سازمان درخواست کردند تا در انجام وظایف خود به منظور هدایت نیروهای بین المللی در افغانستان، آن ها را یاری نماید. به همین منظور ناتو با تصویب در خواست آلمان و هلند، توسط ستاد فرماندهی نیروهای متحد خود در اروپا(SHAPE) کنفرانسی را در رابطه با حمایت از این دو کشور برگزار کرد.

    در ماه فوریه 2003 آلمان و هلند به صورت مشترک هدایت نیروهای ایساف را برعهده گرفتند. اما مشکلاتی که در رابطه با مدیریت دوره ای(دوره های 6 ماهه) این نیروها وجو داشت -- یافتن کشوری جایگزین که هم خواستار بر عهده گرفتن هدایت نیروهای ایساف بوده و هم توانایی انجام این مهم را داشته باشد -- ناتو را بر آن داشت تا به درخواست سازمان ملل و حکومت انتقالی افغانستان، فرماندهی این نیروها را خود برعهده بگیرد. در 16 آوریل 2003 شورای آتلانتیک شمالی طرح حمایت ناتو از نیروهای حافظ صلح بین المللی در افغانستان را تصویب کرد تا در کمتر از 3 ماه اولین یگان های نظامی ناتو وارد کابل شوند. بدین ترتیب در 11 آگوست 2003، ناتو رسما هدایت نیروهای ایساف را بر عهده گرفت تا دامنه عملکرد پیمان آتلانتیک شمالی را به ورای مرزهای خود گسترش دهد.

    ماموریت نیروهای ناتو/ ایساف در افغانستان تا اکتبر 2003 تنها به کابل و نواحی اطراف آن محدود می شد. اما پس از مذاکرات انجام شده بین حامد کرزای، رئیس جمهور موقت افغانستان، و دبیر کل سابق ناتو، لرد رابرتسون، و طبق قطعنامه 1510 شورای امنیت، دامنه عملیات ایساف به فراتر از کابل رفت تا تمام افغانستان را در بر بگیرد. بدین ترتیب ماموریت نیروهای ناتو در قالب نیروهای بین المللی ایساف به تمام سرزمین افغانستان گسترش یافت تا منطقه ای در حدود 650000 کیلومتر مربع را در بر بگیرد.

    در حال حاضر ناتو فرماندهی 56420 نفر از 41 کشور در قالب نیروهای ایساف را برعهده دارد که بیشترین آن ها را نیروهای ایالات متحده تشکیل می دهند. پنج مرکز فرماندهی وظیفه هدایت این نیروها را برعهده دارند. پس از ایالات متحده به ترتیب انگلیس، آلمان، کانادا، فرانسه، ایتالیا، هلند، لهستان، استرالیا و ترکیه بیشترین نیروها را به این کشور اعزام کرده اند. با توجه به نزدیکی فصل گرما و افزایش تحرکات نیروهای طالبان و القاعده و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، شمار نیروهای کنونی برای برقراری امنیت کافی به نظر نمی رسد، بدون شک تا زمان برگزاری انتخابات در ماه آگوست (شش ماه دیگر) باید منتظر تغییرات اساسی در تعداد و نحوه عمل نیروهای ناتو در این کشور باشیم.

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    نگاهی به مسیر استقلال بحرین از ایران

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۹
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506) ،‌ بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یک قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس در سال 1602 با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن ،‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. سپس ،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "‌ از قبیله "‌بنی عتبه "‌ و از خاندان "‌خلیفه "‌ که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود )‌ به این سرزمین حمله و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی - استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ( آل خلیفه)‌ قرار گرفت.

    با این همه در همه این سال ها ایران همچنان بحرین را جزیی از خاک خود می دانست. دولت ایران در مدت یک و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (‌1820 -1970 )‌و با وجود دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره،‌ هیچگاه جدایی بحرین از خاک ایران را نپذیرفت، اگرچه قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت.

    اما اولین گام ها به سوی واگذاری بحرین در زمان پهلوی دوم برداشته شد و آن زمانی بود که انگلیسی ها و آمریکایی ها از هر دو سو شاه را به چنین تصمیمی ترغیب، تهدید و تطمیع کردند و سرانجام به هدف خود دست یافتند.

    اهمیت سیاسی - استراتژیک بحرین در دهه 1960 افزایش یافت ،‌ به ویژه اینکه ایران شاهد افزایش فعالیتهای انقلابی اعراب در سواحل خلیج فارس در خلال سالهای 1964- 1965 بود؛‌ ولی حضور نظامی انگلیس در منطقه و نیز بندر عدن تا اندازه‌ای ترس ایران را کاهش می‌داد ؛‌ ولی در نوامبر 1967،‌ نیروهای انگلیسی پیرو جنگلهای داخلی یمن از بندر استراتژیک عدن ( نزدیک باب المندب و ابتدای جنوبی دریای سرخ )‌ خارج شدند و پیرو آن ،‌ (‌جمهوری دموکراتیک خلق یمن )‌ ( یمن جنوبی )‌ به عنوان یک کشور سوسیالیستی افراطی شکل گرفت . این کشور بزودی از جنبشهای انقلابی و چپگرای منطقه به حمایت برخاست و در این راستا با ایران و نیز کشورهای میانه رو ( و غرب گرای ) عرب به عنوان "‌ کشورهای مرتجع "‌ شروع به مقابله و مخالفت کرد. انگلستان پس از خروج از عدن (‌یمن جنوبی)‌ ،‌نیروهایش را به بحرین منتقل کرد و بدین ترتیب پس از عدن ،‌مجمع الجزایر بحرین به عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج فارس مطرح شد. مدتی بعد در ژانویه 1968 ،‌پس از اینکه انگلستان اعلام کردکه نیروهایش را تا پایان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد کرد،‌ دولت ایران از این تصمیم استقبال کرد و اعلام کرد که از حق حاکمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس ،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشکل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یک کشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشکیل شود،‌بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،‌و ادعای مالکیت ایران بر بحرین آن را یک مشکل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشکل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست .

    محمدرضا شاه اگرچه با تشکیل این فدراسیون مخالفت می کرد و در ظاهر خود را مخالف جدی جدا شدن بحرین از ایران می دانست اما سرانجام در خلال یک سری مذاکرات گسترده با آمریکایی ها و انگلیسی ها از مواضع خود عدول کرد.

    مذاکرات آشکار و پنهان میان ایران ،‌انگلستان ،‌عربستان سعودی و آمریکا انجام می‌گرفت. یکی از مواضع موجود بر سر حل مسأله بحرین - جدا از سیاستهای استعماری انگلستان - حمایت عربستان سعودی (‌به عنوان کشور عرب با نفوذ منطقه)‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آبهای سرزمینی و فلات قاره دو کشور بود. تضاد منافع دو کشور چنان بودکه شاه برنامه دیدار رسمی‌اش از عربستان سعودی را در اوایل سال 1968 (‌1347) به تعویق انداخته بود. بالاخره با مذاکرات طرفین اولین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو کشور بر سر مرز فلات قاره و مالکیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ 24 اکتبر 1968 با امضای یک موافقتنامه انجام گرفت . مذاکرات و توافقهای پنهانی بین ایران و انگلستان و آمریکا و نیز امضای توافقنامه فوق باعث شد ایران در مورد مسأله بحرین کوتاه بیاید و تا اندازه‌ای عقب نشینی سیاسی کند.

    در آن شرایط زمانی ایران نمی‌توانست از طریق نظامی بحرین را بازستانی کند،‌ این اقدام عواقب خطرناکی برای ایران در پی داشت . مسلمان انگلستان به عنوان یک قدرت بزرگ استعماری اجازه چنین اقدام جسورانه‌ای را به ایران نمی‌داد،‌ ضمن اینکه این کار تمام کشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه کار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت . این در حالی بود که ایران در آن دوران درگیریهای ارضی و مرزی و سیاسی گسترده ای با عراق داشت. از طرف دیگر این اقدام نظامی ایران برخلاف اصول سازمان ملل متحد بود که ایران نیز عضو فعال آن به شمار می‌رفت

    بنابراین شاه با توجه با سازشهای پنهانی انجام شده و شرایط زمانی ،‌ راه حل سیاسی را برگزید . چنانکه حدود نه ماه پس از مصاحبه دهلی نو‌،‌ شاه در زمستان سال 1348 (‌اوایل 1970) مجددا در مصاحبه‌ای خواستار حل مسأله بحرین از طریق کسب نظر مردم بحرین به طور رسمی به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفتگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیرکل سازمان ملل (‌اوتانت )‌در اوایل سال 1970 به نتیجه نهایی رسید ایران در تاریخ 9 مارس 1970 (‌ 9 اسفند 1348 )‌رسما مساعی جمیله دبیرکل سازمان ملل را برای استعلام نظر واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یک نماینده ویژه خود برای انجام این مأموریت خواستار شد.

    انگلستان در تاریخ 20 مارس موافقت رسمی خود را با انجام پیشنهاد دولت ایران به اوتانت دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد . وی نیز در همان روز پس از مشورت با نمایندگان ایران و انگلستان اعلام کرد "‌که او مساعی جمیله خود را تأخیر انجام خواهد داد "‌ . پیرو آن ،‌او شخص "‌ ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی "‌ (‌دیپلمات ایتالیایی )‌ معاون دبیرکل و مدیر کل دفتر اروپای سازمان ملل در ژنو را به عنوان نماینده ویژه خود در کسب آراء‌مردم بحرین منصوب کرد. ضمنا وی از سوی ایران و انگلستان در راه انجام دادن مسئولیت خود و ابراز نظر و تصمیم نهایی‌اش در مورد حل مسأله بحرین ،‌ اختیار تام گرفت!

    نماینده ویژه دبیرکل در امور بحرین ،‌ در رأس یک هیأت پنج نفری عازم آن جزیره شد و از 29 مارس تا 18 آوریل 1970 به نظر خواهی گزینشی و گفتگو با گروههای منتخب سیاسی - اجتماعی بحرین پرداخت . ذکر این نکته ضروری است که برخلاف ادعای برخی منابع خارجی مبنی بر مراجعه به آراء‌ عمومی از طریق (‌رفراندوم )‌ یا انتخابات عمومی ،‌این امر صحت ندارد،‌ بلکه به همان روش محدود گزینشی یاد شده انجام گرفت . پس از نظرخواهی از مردم بحرین ،‌ گیچیاردی داده‌ها و نتایج کسب شده را در گزارشی به دبیرکل تسلیم کرد تا بر اساس آن تصمیم نهایی درباره سرنوشت بحرین اتخاذ شود.

    در گزارش مذکور آمده بود:‌ هیأت اعزامی دریافتند که مردم بحرین پیشنهاد و درخواست ایران و انگلستان برای نظرخواهی و مساعی جمیله سازمان ملل را در این راه مورد ستایش و تقدیر قرار دادند،‌ هیچ گونه تلخکامی و خصومتی از سوی مردم بحرین نسبت به ایرانیها مشاهده نشد و اظهار امیدواری شده بود که "‌ آبرادعای [ مالکیت ]‌ ایران [ بر بحرین ]‌ یکباره و برای همیشه کنار رود "‌ . ضمنا آمده بود که مرد بحرین پس از حل مسأله بحرین ، ‌خواستار روابط نزدیکتر خود با سایر کشورهای عرب و نیز ایران هستند، ‌اینکه خواهان یک "‌ کشور مستقل و با حاکمیت کامل " سیاسی هستند و بالاخره اینکه اکثریت تام مردم احساس می‌کنند که بحرین یک کشور عربی است . ضمنا در گزارش نوشته شده بود که هیأت اعزامی به تفاوتهای مختصری در نظر جمعیت شهری و روستایی بحرینی‌ها پی برده‌اند،‌ از جمله در مورد ایرانی تبارها ،‌افراد دارای تحصیلات بالا و گروهها دیگر اجتماعی ؛ ولی این تفاوتها از نظر نتیجه‌گیری نهایی اعضای هیأت جنبه حاشیه‌ای (‌و نه اساسی )‌داشتند.

    رئیس هیأت اعزامی ،‌گزارش خود را با این نتیجه گیری به پایان رسانده بود کسب نظر و مشورتهای وی در بحرین "‌ او را متقاعد کرده است که اکثریت تام مردم بحرین خواهان شناسایی هویتشان در یک شورا کاملا مستقل و دارای حق حاکمیت و آزاد برای اجاد روابطشان با سایر کشورها می‌باشند"‌. گزارش یاد شده از سوی دبیر کل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیر با استناد به نتیجه گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی‌آن از خاک ایران در تاریخ 30 آوریل 1970 مورد تأیید و تصویب قرار داد.

    ایران نیز در ماه مه (‌اردیبهشت 1349 ) برای شناسایی رسمی قطعنامه شورای امنیت در مورد استقلال بحرین در جدایی از خاک کشور دست زد. چنانکه هیأت دولت قطعنامه‌ای را به منظور تصویب تصمیم شورای امنیت به مجلس شورای ملی تقدیم کرد.

    این قطعنامه در تاریخ 24 اردیبهشت 1349 با 187 رأی مثبت و چهار رای منفی ( از کل 101 نماینده حاضر ) به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مجلس سنا نیز در 28 اردیبهشت ماه آن را به اتفاق آراء ( 60 رأی کل نمایندگان ) تصویب کرد نمایندگان مخالف از سوی جناح پان ایرانیسم به رهبری محسن پزشکپور رهبری می‌شدند.

    حاکم بحرین برای اولین بار در آذرماه 1349 ( دسامبر 1970 )‌از ایران بازدید کرد و موافقتنامه اولیه مربوط به فلات قاره دو سرزمین به امضا رسید. موافقتنامه اصلی و نهایی پس از مسافرت اردشیر زاهدی (‌وزیر امور خارجه )‌به بحرین در خرداد ماه 1350 امضا شد . این موافقتنامه برای ایران و هم برای بحرین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود ،‌ چرا که تعداد میدانهای نفتی واقع در مناطق نشانه گذاری شده قابل توجه بود از نظر بحرین و ناظران نفتی نیز همکاریهای ایران و بحرین در زمینه اکتشاف استخراج نفت در مناطق همجوار خط نشانه‌گذاری شده اهمیت فراوان داشت.

    اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یک ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یک روز بعد (‌15 اوت )‌،‌بحرین و انگلستان یک قرار داد دوستی با هدف ( مشورت ) در مواقع ضروری با یکدیگر امضا کردند! بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یک و نیم قرن منازعه و کشمکش به نقطه حل رسید دلیل آن نیز از نظر سیاسی ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یک مسأله دیگر ارضی کشور یعنی جزایر سه گانه بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یک بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاک ایران در دوران معاصر بود.

    قرابت بحرین و ایرانیکی از ویژگیهای مهم بحرین عبارت از ترکیب جمعیتی (‌نژادی )‌ و مذهبی آن است. با توجه به پیشینه تاریخی بحرین و وابستگی آن به ایران ،‌تعداد زیادی از ساکنان آن ایرانی تبار هستند که در بخشهای گوناگون کشور مشغول به کار هستند. چنانکه با وجود تغییر و تحولات گسترده در این امر در خلال دهه‌های گذشته ، حتی بر اساس منابع آماری کشور انگلستان 20 درصد بافت نژادی آن را در پایان دهه 1980 ایرانیان تشکیل می‌دادند!

    اکثریت شیعه و اقلیت سنیحدود 60-70 درصد مسلمانان بحرین را شیعیان و تنها 30- 40 درصد آنان را سنیان تشکیل می‌دهند . در حالی که با وجود اکثریت شیعیان ،‌قدرت سیاسی در دست سنیان است و این امر یکی از نقاط ضعف امنیت ملی آن کشور است . همین امر گاه به گاه مشکلات سیاسی در بحرین به وجود آورده است،‌ چنانکه مثلا در سال 1953 شیعیان بحرین که از افزایش سریع مهاجرت کارگران عرب سنی مذهب و تغییر مصنوعی ساختار جمعیتی نگران و ناراضی بودند ،‌ شورش کردند . لذا برخورد بین گروههای شیعه و سنی بحرین توسعه یافت و پس از چندی رهبران گروهها با تشکیل ‌" کمیته وحدت ملی "‌ ( لجنه الاتحاد الوطنی ) به یک آرامش نسبی رسیدند. شاه حمد بن عیسی آل خلیفه برای بهبود روابط با شیعیان این کشور دست به اصلاحات سیاسی و اقتصادی زد .احزاب سیاسی شیعه درسال 2006 در انتخابات پارلمانی و شورای شهر این کشور شرکت کردند و حزب الوفاق که بزرگترین حزب سیاسی شیعی محسوب می شود بیشترین کرسی را درانتخابات پارلمانی بدست آورد درکنار این موفقیت ،حضور شیعیان درعرصه سیاسی بحرین با برگزاری تظاهراتهای اعتراض آمیزکه گاهی با خشونت همراه شده ملموس بوده است .

    اطلاعات کلی

    نام کامل: پادشاهی بحرین

    جمعیت:766 هزار نفر

    پایتخت: منامه

    مساحت:717 کیلومتر مربع

    زبان رسمی:عربی

    مذهب رسمی: اسلام

    امید به زندگی: مردان 74 سال ،زنان 78 سال

    واحد پول:دینار بحرین

    صادرات: نفت و فراورده های نفتی ،آلومینیوم

    درآمد سرانه:19350 دلار

    مقام ارشد کشور: پادشاه حمد بن عیسی آل خلیفهبا تغییر حکومت بحرین از امیر نشین به پادشاهی در سال 2002 عنوان شیخ حمد نیز به پادشاه تغییر یافت .او از سال 1964 شاهزاده بحرین بود و با مرگ پدرش در مارس 1999 امیر بحرین شد.وی که در سال 1950 متولد شده تحصیلات ابتدایی را در کمبریج انگلستان گذراند و پس از آن در مدرسه نظامی آلدرشات انگلستان و کالج ارتش آمریکا در فورت لیون ورث ایالت کانزاس آمریکا تحصیلات خود را تکمیل کرد. وی در سال 1968 موسس و فرمانده ارتش بحرین بود و از سال 1971 تا 1988 وزیر دفاع این کشور بود.

    رسانهبحرین از جمله کشورهای منطقه خلیج فارس است که همواره تمایل خود را برای حضورجدی درعرصه رسانه نشان داده و شبکه تلویزیونی ام بی سی دفتر اصلی شبکه ام بی سی 2 خود را در این کشور تاسیس کرد .اکثرشبکه های تلویزیونی و رادیویی بحرین تحت کنترل دولت هستند و اولین شبکه رادیویی این کشور به نام صوت القد در سال 2005 تاسیس شد اما در سال 2006 به دستور مقامات بحرین تعطیل شد .گرچه در بحرین قانون مطبوعات به تصویب رسیده است که به روزنامه نگاران اجازه فعالیت مستقل و نشر اطلاعات را می دهد اما آنها در صورت انجام تخلفات از جمله اهانت به پادشاه به حبس محکوم می شوند و از این رو خودسانسوری در مطبوعات این کشورامری رایج است .

    روزنامه های اصلی :اخبار الخلیج -خصوصیالایام -خصوصیالواسط-خصوصیبحرین تریبون -انگلیسی زبانگلف دیلی نیوز -انگلیسی

    شبکه های تلویزیونی:شرکت رادیو تلویزیون بحرین -دولتی و دارای 5 شبکه فعال

    رادیو:شرکت رادیو تلویزیون بحرین -دولتی دارای شبکه های انگلیسی ،ورزشی ،قرآن و شبکه برنامه های محلی و فرهنگیشبکه رادیویی وویس اف ام - خصوصی برای شنوندگان هندی

    خبرگزاری :خبرگزاری بحرین -به زبانهای انگلیسی و عربی

    منابع: کتاب خلیج فارس و مسائل آن انتشارات سمت ، بی بی سی



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    تاریخچه چلوکباب

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۹
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    در دوره مشروطه نیز هنگامیکه یکی از مشروطه گرایان در تبریز مشغول سخنرانی بوده است یکی از افرادی که چلوکبابی داشته است می پرسد مشروطه یعنی چه؟ سخنران می گوید مشروطه یعنی چلوکباب ارزان و سپس با دستش طول کباب را نشان می دهد و می گوید کبابی به این طول خواهد بود و سپس بازویش را نشان می دهد و قطر کباب هم به اندازه قطر بازوی من خواهد بود. قدیمی ترین چلوکبابی که در تهران تاسیس شده است در حدود ۱۲۰ سال پیش بوده است.

    اعتمادالسلطنه در نوشته هایش نقل می کند و می نویسد اولین چلوکبابی نامش نایب بوده است که در بازار تهران قرار داشته است و شبیه رستورانهای اروپائیان غذا را بر روی میز سرو می کرده است. ولی اسناد دیگری نیز موجود می باشد که اولین چلوکبابی در تبریز نزدیک مرز با قفقاز تاسیس شده بوده است. پیشخدمتهای رستوران نایب درآن زمان برنج ها را به صورت هرم در بشقابها قرار می دادند و همراه آن تکه کره ای نیز سرو می شده است. پیشخدمت ها یکی یکی برنجها را بر سر میزها می بردند و بلافاصله نفر بعدی کباب ها را با سیخ در بشقابها قرار می داده است. در آن زمان هر نفر می توانسته هر چند تا مایل بوده است کباب بخورد و مبلغی که از مشتریان گرفته می شده است یکسان بوده است و فرقی بین کسی که یک سیخ کباب خورده و چهار یا پنج سیخ نبوده است!

    چلوکباب نایب یکی از قدیمی ترین چلوکبابی های تهران بوده است. این چلوکبابی توسط دکتر حسین یزدان منش که دارای مدرک دکترا در رشته جامعه شناسی از فرانسه می باشد اداره می شود و غذاهایی که در آن ارائه می شود بسیارخوشمزه هستند. دکتر یزدان منش عقیده دارد که داشتن یک رستوران شناخته شده که مردم به آن اعتماد دارند از داشتن مدرک دکترای جامعه شناسی کمتر نیست.

    در سالهای اخیر نیز کباب برگ و کوبیده در سایز بزرگ که بزرگتر از اندازه استاندارد است تب زیادی پیدا کرده است که چلوکباب پهلوانی جزوء اولین مکانهایی بود که کبابهایش بزرگتر از اندازه عادی بوده است و می توان به عنوان بنیانگذار این نوع کبابها از آن نام برد.

    مالک یکی از معروفترین چلوکبابی های تهران که نامش چلوکباب شمشیری بوده حاج حسن شمشیری نام دارد که در قسمت شرقی سبزه میدان قرار داشت و در زمان رضاشاه تاسیس شده بود. بعدها این چلوکبابی به یک ساختمان ۴ طبقه منتقل شد که طبقه اول آشپزخانه بود طبقه دوم مخصوص مغازه دارها و بازاریان و افراد مجرد و طبقه سوم و چهارم برای خانواده ها و مقامات درنظر گرفته شده بود. هر طبقه با آئینه های زیادی تزئین شده بود و خود آقای مشیری بر طبقات سوم و چهارم شخصا نظارت می کرد..

    از ساعت ۱۱ صبح بوی کباب و برنج که در چلوکباب شمشیری پخته می شد فضای آن اطراف را پر می کرد و رهگذران را برای خوردن چلوکباب را تحریک می کرد. چلوکبابی که در شمشیری ارائه می شد شامل یک بشقاب برنج همراه با کره و دو عدد کباب بوده است.

    آقای شمشیری از یاران وفادار و حامیان صنعت ملی شدن نفت توسط دکتر مصدق بوده است و در این زمینه نیز در سال ۱۳۲۰ با پرداخت مبلغ یک میلیون ریال (که مبلغ زیادی در آن زمان بوده است) جهت خرید اوراق قرفه و حمایت از ملی شدن صنعت نفت اقدام می کند . بعد از کودتای ۲۸ مرداد و دستگیر شدن مصدق توسط زاهدی شمشیری نیز دستگیر می شود و به جزیره خارک تبعید می شود.. هم زندانی او در خارک که نامش کریم کشاورز می باشد در خاطرات شخصی اش نوشته است که شمشیری متعهد شده بود که بهترین کباب کوبیده و برگ را به هم سلولهایش بدهد که متاسفانه این شانس را نداشت به این گقته اش جامه عمل بپوشاند. درباره چلوکباب شمشیری و کبابهایش توسط بسیاری از نویسندگان و داستان نویسان نوشته های زیادی به تحریر در آمده است و در این نوشته ها از چلوکباب شمشیری به عنوان یکی از قدیمی ترین و خوشمزه ترین کباب در ایران نام برده شده است.

    در حال حاضر نیز بسیاری از چلوکبابی ها نام شمشیری را برای خود انتخاب می کنند که تداعی کننده کسبیت بالای چلوکباب آنها می باشند. بسیاری از آنها نیز معتقد هستند که آشپز شمشیری بوده اند اما در حقیقت خود آقای شمشیری در حدود ۳۰ سال پیش فوت کرده است و آشپز او نیز سن زیادی داشته است که می تواند تا امروز مشغول کار باشد و شاید هم چون کسی او را نمی شناسد از دنیا رفته باشد. تنها نکته ای که ممکن است باشد این است که افرادی در چلوکبابی های دیگر مشغول بکار شده اند و مدعی بوده اند که آشپز چلوکبابی شمشیری می باشند.

    اعتمادالسلطنه وزیر انتشارات ناصرالدین شاه و رئیس دفتر مترجم در آن زمان برای پرداخت بهترین چلوکباب که توسط چلوکبابی نایب ارائه می شد بین ۳ تا ۵ ریال آن زمان پرداخت کرده است.

    همچنین در سال ۱۲۹۵ عبداله بهرامی معاون اداره امنیه تهران (پلیس امروزی) بیشترین مبلغی که برای هر وعده چلوکباب پرداخت می کرده است ۴ تا ۵ ریال بوده است. حدود سی سال قبل در سال ۱۳۲۰ روزنامه اطلاعات برای یک پرس چلوکباب مبلغ ۵ ریال دریافت می شده است که شامل کباب برگ بزرگ، کره ۳۳۰ گرم برنج پیاز و نان می بوده است. در همان زمان چلوکباب کوبیده مبلغ ۴ ریال قیمت داشته است.

    در بین سالهای 1335-۱۳۳۰ یک کباب کوبیده ۵/۳ ریال در تهران قیمت داشته است ولی در شهرهای دیگر دو عدد کباب همراه با نان و کوجه فرنگی کباب شده که شکل یک پرس کامل را دارد ۸ ریال قیمت داشته است. اگر لیموناد یا نوشابه نیز همراه غذا صرف می شده است بین ۲ تا ۴ ریال نیز پرداخت می شده است. بنابراین با پرداخت ۱۰ تا ۱۲ ریال کاملترین غذا را یک فرد می توانست بخورد.

    در آن زمان بود که از آب کباب برای خوشمزه کردن کبابها استفاده می شد و توسط چلوکبابی ها با بوی آب کباب که بر روی زغال می ریختند مشتری های زیادی را گرسنه می کردند. در سال ۱۳۵۲ چلوکباب برگ همراه با کره و گوجه فرنگی کباب شده و پیاز و سماق مبلغ ۶۰ ریال بوده است و اغلب افرادی که سرکار بودند و منزل نمی توانستند بروند، چلوکباب می خوردند. دانشجویان که درآمد بهتری داشتند معمولا جوجه کباب سفارش می دادند که قیمت آن ۱۲۰ ریال بوده است.

    در آن زمان در چلوکبابی ها یک کاسه خیلی بزرگ قرار داشت که در آن دوغ درست می کردند و همراه با کباب به مشتری داده می شد. یکی از موضوعاتی که مدتها در بین مردم رایج بوده است در مورد چلوکباب این بوده که اگر پسری که به سن بلوغ نرسیده بوی کباب به مشامش می رسید او باید بلافاصله چلوکباب می خورد در غیر این صورت قدرت مردانگی اش را از دست می داد!!!

     بعدازپیروزی انقلاب اسلامی بسیاری ازکبابی هایی دایرشد که فقط کباب با نان می دادند و یک تنور دارند که خودشان نان مورد نیازرا درست می کردند وکلمه نان داغ کباب داغ را برروی تابلوهایشان نصب کرده اند.

    امروز قیمت یک پرس چلوکباب بین ۷۰۰۰ ریال تا ۴۰۰۰۰ ریال می باشد و کباب کوبیده ۲۵ ریالی بین 60۰۰ تا ۱۵۰۰۰ ریال قیمت دارد. با اینکه چلوکباب غذای سنتی و محلی ایران است و زمانی همه از آن استفاده می کردند متاسفانه باید گفت که یک غذای گرانقیمت به حساب می آید.

    معروفترین چلوکبابی هایی که در تهران وجود دارند عبارتند از:

    نایب سعادت آباد، آبان، ولی عصر، خیابان وزراء، شاطرعباس، مدائن، البرز، یاس (که هر دو شعبه توسط برادران ناصری اداره می شود) رویال ونک، لوکس طلایی، آپادانا، ارکیده، جوان و تبریز. بنابر این چلوکباب یکی از خوشمزه ترین و لذیذترین غذای ملی است که در تمام دنیا معروف می شود و همه با لذت و ولع این غذا را می خورند.

    جواد فریفته آشپز مخصوص احمد شاه حدود ۸۰ سال پیش هنگامیکه مقیم پاریس شد اولین کسی بود که چلوکباب را در خارج کشور ارائه کرد و نام چلوکبابی اش فریفته بود. همچنین احمد خان از ایرانیانی که درآلمان زندگی می کرد، در زمان حکومت نازی رستورانی باز کرد و نامش را هیتلر گذاشت و افرادی که هیتلر و نازی را قبول داشتند اجازه ورود به رستوران را داشتند.

    در شهر لس آنجلس آمریکا یک چلوکبابی به نام نایب می باشد که اکثر ایرانیان مقیم آمریکا از مشتریان این چلوکبابی می باشند. چلوکبابی دیگر پسودو (psceudo) چلوکباب می باشد. هنگامیکه از مسئول آنجا سئوال شد چرا نام پسودوچلوکباب را انتخاب کردید و چه معنی می دهد؟ گفت چلوکبابی که در اینجا سرو می شود با برنج ایرانی است و از فیله تازه گوساله تهیه می شود. هنگامیکه با گوشت گوساله کباب درست می شود بهتر است نامش را استیک پلو بگذاریم تا چلوکباب. البته این غذا چیزی شبیه چلوکباب واقعی است ولی صد درصد چلوکباب نیست. بخاطر داشته باشید هنگامیکه چلوکباب می خورید، این غذای ایرانی را که اکثریت مردم دنیا دوست دارند را با لذت تمام و غرور و افتخار میل کنید.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    سـقـوط مارپـیـچ دبی و فـرار خـارجـیان

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۸
    مهدی
    نظرات (0)
    پر خواننده ترین مطلب نیویورک تایمزدر سه روز 11 تا 14 فوریه 2009

     سوفیای ۳۴ ساله، خانمی فرانسوی است که حدود یکسال پیش برای استخدام در یک شرکت تبلیغاتی به دوبی نقل مکان کرد. او آن چنان اعتمادی به اقتصاد دوبی که بطور سرسام آوری در حال رشد بود، داشت که آپارتمانی به قیمت ۳۰۰۰۰۰ دلار با وام مسکن ۱۵ ساله خریداری کرد.امروز او مانند بسیاری از خارجیان دیگر که در دوبی کار می کنند از کار اخراج شده و خود را در برابر خطر اخراج از این شهر خلیج فارس می بیند. وضعیت ۹۰ درصد خارجیهای شاغل در دوبی مشابه وضعیت سوفیاست.
    او می گوید: "من واقعا از آنچه که در حال وقوع است به وحشت افتاده ام. اگر نتوانم بدهی خود را بپردازم، و اگر نتوانم کار جدیدی پیدا کنم، بمن گفته اند که کارم به زندان مخصوص بدهکاران خواهد کشید."
    درحالیکه اقتصاد دوبی در حال سقوط آزاد است، روزنامه ها گزارش می دهند که حدود سه هزار ماشین که صاحبان آنها، آنها را در پارکینگ فرودگاه رها کرده و از کشور گریخته اند، پارک شده است.
    گفته می شود که برخی از آنان که از کشور گریخته اند تمام موجودی خود از کارتهای اعتباریشان را نقد کرده اند و یک یادداشت عذرخواهی هم بر روی شیشه جلوی اتوموبیل چسبانده اند.
    کسانی که شغل خود را در دوبی از دست می دهند باید ظرف یکماه کشور را ترک کنند. این امر باعث می گردد که میزان خرج کردن در کشور کاهش یابد، خانه ها یکی پس از دیگری خالی شود و قیمت ملک پائین بیاید. بعضی از بخشهای دوبی بر اثر این سقوط مارپیچ اقتصاد که در روزگاری نه چندان دور ابرقدرت خاورمیانه بشمار می رفت به شکل شهر ارواح درآمده است.
    هیچکس از عمق فاجعه اقتصادی که در دوبی اتفاق افتاده آگاهی کامل ندارد اما آنچه که مشخص است اینست که دهها هزار نفر دوبی را ترک کرده اند، قیمت ملک در دوبی به نحو خورد کننده ای پائین آمده و پروژه های بزرگ ساختمانی متوقف یا بکلی منحل شده اند. با اینهمه حکومت حاضر نیست که هیچ نوع اطلاعاتی در اختیار جهان خارج بگذارد و باین صورت است که شایعات در دوبی جان می گیرند و بیش از پیش به اعتماد عمومی و اقتصاد دوبی ضربه می زند.
    قانون جدیدی که به رسانه ها اعلام شده اینست که اگر رسانه ای شهرت و یا وضعیت اقتصادی کشور را با درج اخبار و یا گزارشهائی به خطر بیاندازد، به مجازاتی تا مرز یک میلیون درهم (در حدود ۲۷۲ هزار دلار)، روبرو خواهد شد. گفته می شود که همین امر باعث شده که گزارش در مورد بحران دوبی به حالت سکون درآید.
    گزارش روزنامه های محلی در ماه گذشته حاکی از آن بود که هر روز ۱
    ۵۰۰ ویزا در دوبی باطل می شود.
    آنچه که مسلم است قیمت ملک که بطور فاحشی ظرف شش سال اوج گیری اقتصاد دوبی افزایش یافته بود، تنها ظرف دو یا سه ماه گذشته، ۳۰ درصد و یا حتی بیشتر هم افت داشته است. شرکت مودیز (
    Moody's) که شرکتها را درجه بندی می کند هفته گذشته اعلام کرد که احتمالا شش شرکت عظیم متعلق به حکومت را با توجه به وخامت اوضاع اقتصادی در دوبی تنزل درجه خواهد داد. تعداد ماشین های لوکس برای فروش روز به روز افزایش می یابد، این ماشینها گاه ۴۰ درصد زیر قیمت دو ماه پیش به فروش می روند. خیابانهای دوبی که همیشه مملو از ماشین و ترافیک بود، این روزها خلوت است.
    این روزها خارجیهائی که برای یک زندگی بهتر بار خود را بسته و به دوبی آمده بودند، معتقدند که شکوفائی اقتصاد دوبی چیزی جز یک فریب نبوده است. شایعات به سرعت پراکنده می شوند: جزیره مصنوعی پالم جمیره (
    Palm Jumeira) که نشان افتخار پروژه های ساختمانی دوبی بود در حال نابود شدن است. وقتی شیرهای آب هتلها را باز می کنید به جای آب، سوسک از آنها بیرون می آید.
    حمزه صیاب ۲۷ ساله، مهندسی است از عراق که از سال ۲۰۰
    ۵ در دوبی مشغول بکار بوده و شش هفته پیش کار خود را از دست داد. دوبی جای بسیار خوبی برای مهندسین جوان بود، حداقل حقوق برای یک مهندس ساختمان با چهار سال سابقه کار، حدود ۴۰۰۰ دلار در ماه بود.
    حمزه صیاب امروز بیکار است و اغلب وقت خود را در یک کافی شاپ در مرکز خرید ابن بطوطه می گذراند. اگر نتواند تا چند روز دیگر کار پیدا کند مجبور است که دوبی را ترک کند. او می گوید، عراق جای خطرناکیست و باید راهی اردن شوم. گرفتاری دیگر اینست که هنوز ۱۲ هزار دلار به بانک برای هوندا سیویکی که خریده بدهکار است و باید اول این پول را از پدر خود قرض کرده و بپردازد. او می گوید دوستانش ماشین های تجملی خریده اند، امروز هیچ کدام کار ندارند و برای فروش ماشین ها در حال دست و پا زدن هستند. صیاب هم چنین می گوید، کار ما شده خوابیدن، سیگار کشیدن و قهوه خوردن و بعد احساس سردرد بخاطر شرایطی که در آن هستیم.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در موعد مقرر؟

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۷
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    بنا بر فرمان حامد کرزای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در بهار ۱۳۸۸، یعنی چهار ماه زودتر از موعد مقرر برگزار خواهد شد. هنوز تاریخ دقیق این انتخابات مشخص نشده است. سرمای هوا و شرایط امنیتی عمده‌ترین چالش‌های پیش‌رو است.شورای انتخابات افغانستان پیش از این، تاریخ برگزاری انتخابات را روز ۲۲ ماه اوت سال جاری میلادی تعیین کرده بود. بر اساس گفتگوهای انجام شده، نیروهای آمریکایی تضمین داده بودند، کنترل امنیت را در زمان انتخابات بر عهده خواهند گرفت و افزون بر آن نیروهای طالبان را که در جنوب این کشور موضع گرفته‌اند، به عقب خواهند راند.اما در روز شنبه، ۱۰ اسفند ماه حامد کرزای اعلام کرد که قصد دارد انتخابات ریاست‌جمهوری را چهار ماه زودتر از موعد تعیین شده برگزار کند. او برای توجیه این تصمیم خود به ماده‌‌ی ۶۱ قانون اساسی این کشور استناد کرد که به موجب آن دوران کاری رییس‌جمهور در تاریخ ۲۱ ماه می پایان می‌پذیرد و انتخابات جدید می‌بایست ۳۰ تا ۶۰ روز پیش از این تاریخ برگزار شود.به این ترتیب حامد کرزای با فرمان خود از نمایندگان پارلمان این کشور پیروی کرده است. به اعتقاد نمایندگان پس از ۲۱ ماه می، او دیگر به عنوان رییس‌جمهور به رسمیت شناخته نمی‌شود و به همین دلیل هم هیچ اختیار قانونی نخواهد داشت. پیش از این حامد کرزای نامه‌ای را از پارلمان دریافت کرده بود که نمایندگان در آن، لزوم رعایت قانون اساسی از سوی رئیس جمهوری را گوشزد کرده بودند.

    یکی از نمایندگان پارلمان افغانستان اظهار داشته که تعیین تاریخ انتخابات جزو حیطه‌ی اختیارات رییس‌جمهور نیست و تنها مرجع ذی‌صلاح برای تصمیم‌گیری در این‌باره شورای انتخابات است.

    ناظران پیش‌بینی می‌کنند که کرزای با این حرکت خود قصد دارد تا زمینه را برای انتخاب مجدد خود فراهم کند. چنانچه انتخابات بنا بر تاریخ قدیمی خود، یعنی ماه اوت برگزار شود، به این معنا خواهد بود که کرزای عملا فاصله‌ی زمانی ماه می تا اوت را از رأس قدرت کنار بوده است.

    چالش‌های پیش‌رو

    یکی از مهم‌ترین دلایلی که موجب شده بود تا شورای انتخابات افغانستان ماه اوت را برای برگزاری انتخابات مناسب بداند، بهبود شرایط آب و هوایی کشور در آن زمان بود. زمستان‌های سخت در افغانستان و بارش سنگین برف عملا باعث می‌شوند تا راه‌های ارتباطی بسیاری از مناطق این کشور قطع شوند و هرگونه تماسی با این نقاط غیرممکن گردد.حامد کرزای در سال ۲۰۰۴ با کسب ۵۵ درصد آرا به مقام ریاست جمهوری رسید. در ماه‌های اخیر انتقادها از رییس‌جمهور کاریزماتیک افغانستان، چه در داخل و چه در خارج از این کشور بالا گرفته است. مهم‌ترین دلیل انتقادها از کرزای، ناتوانی او در کنترل خشونت و فساد اقتصادی در افغانستان است.انتخابات آینده، دومین انتخابات عمومی و مستقیم ریاست‌جمهوری در تاریخ افغانستان خواهد بود. حدود پنج میلیون نفر برای شرکت در این انتخابات واجد شرایط رأی دادن شناخته شده‌اند. یک سوم این تعداد را زنان تشکیل می‌دهند.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    وقتی برای خنده که بر هر درد بی درمان دوا است

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۷
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    داستان طنز چهار برادر

    چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ، صحبت کردن.

    اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم ... دومی گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره.

    چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا" تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.

    پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه .من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم.به هر حال ممنونم.

    مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.

    ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم

    ملوین عزیز ترینم ،تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی. جوجه ، خیلی خوشمزه بود!! ممنونم



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    استفان لارابی کارشناس مسائل امنیتی ناتو موضوع افغانستان را مهمترین چالش این سازمان عنوان کرد

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۶
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    تهران ؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی 11/12/87

    حل مشکل افغانستان و برقراری ثبات دراین کشوردرگروهمکاری با ایران و دیگر قدرتهای منطقه ای دانست

    شورای روابط خارجی آمریکا به مناسبت شصتمین سال ایجاد ناتو مصاحبه ای با استفان لارابی از کارشناسان مسائل امنیتی اروپا از موسسه رند انجام داده است که این کارشناس مهمترین مسئله فعلی ناتو را موضوع افغانستان عنوان کرد و گفت ناتو برای حل آن وایجاد ثبات درافغانستان و منطقه باید با ایران و دیگر قدرتهای منطقه ای همکاری نزدیک انجام دهد

    وی گفت : اکنون مهمترین موضوع برای ناتو افغانستان است ناتو در این مورد نیازمند اتخاذ یک استراتژی جامعی است که رسیدن به اهداف آن گفتگو وهمکاری با قدرت های منطقه ای را می طلبد لارابی افزود: همین رویکرد موردتوجه باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نیزهست زیرا هم یک فرستاده ویژه برای این کار انتخاب کرده است و هم اینکه اوباما می خواهد با یک استراتژی جامع به موضوع افغانستان با رویکردی

    منطقه ای برخورد کند به گونه ای که در مسئله افغانستان فراتر از پاکستان و هند رفته و ایران ؛ روسیه و حتی چین را وارد نماید او اعتقاد دارد که افزایش نیروها نمی تواند در افغانستان کارساز باشد و باید دانست که بدون همکاری با قدرت های منطقه ای از جمله ایران ثبات در افغانستان ایجاد نمی شود

    وی مشکل بعدی ناتو را سیاستهای روسیه عنوان کرد و بیان داشت ؛ سیاست روسیه در موضوعاتی همچون گرجستان ؛ گسترش تاتو به شرق ؛ روابط با کشورهای مشترک المنافع و سپر دفاع موشکی در اروپا یادآور سیاست های شوروی است که روسیه را مانند شوروی مایل به حمایت و دفاع از قلمرو شوروی سابق ساخته است



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    بحران مالی جهان یک بحران صنعتی آفریده است دولت‌ها برای حل این مشکل چه کنند؟

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۶
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    این کشورها مجبور شده‌اند به مصرف‌کنندگان کشورهای مقروض تکیه کنند.تولیدات صنعتی آلمان در فصل چهارم تا 8/6‌درصد سقوط کرد. این رقم در تایوان 7/21‌درصد و در ژاپن تا 12‌درصد است. این خود توضیح‌دهنده این مساله است که چرا در آنجا تولید ناخالص داخلی حتی سریع‌تر از دهه 90 میلادی در حال سقوط است.اگر چه تولیدات صنعتی آسیب‌پذیرند، اما تاکنون جهان چنین کاهشی را از اولین شوک نفتی در دهه 70 میلادی تاکنون به خود ندیده است. حتی در آن زمان کاهش به این گستردگی نبوده است.صنعت در اروپای شرقی مانند برزیل، مالزی و ترکیه در حال فروپاشی است. هزاران کارخانه در جنوب چین هم‌اکنون تعطیل شده‌اند. کارگران آنان برای تعطیلات سال نو در ژانویه به خانه‌هایشان در حومه شهرها رفتند و میلیون‌ها تن از آنان هرگز به سر کارشان باز نگشتند.برخی بر این باورند که تولید موضوعی خاص است چون سایر اجزای اقتصاد به آن وابسته است، اما در واقع اقتصاد چون شبکه‌ای است که در آن هر چیزی به چیز دیگری وابسته است و درآن هر تولیدکننده خود یک مصرف‌کننده است.تفاوت بزرگ بین تولید و خدمات نیست بلکه بین مشاغل مولد و غیرمولد است. برخی از تولیدکنندگان این را می‌پذیرند، اما بلافاصله بحث دیگری را مطرح می‌کنند و آن این است که بحران کنونی مشاغل مولد و با مهارت بالا را هم مورد تهدید قرار می‌دهد. این روزها هر بندی از زنجیره عرضه به همه سایر بندها وابسته است. خودروسازان این مثال را می‌زنند که تولید مدل کاماروی جدید شرکت جنرال موتورز مورد تهدید قرار گرفت چون شرکتی که قطعات پلاستیکی آن را تولید می‌کرد دچار ورشکستگی شد. خودروسازان می‌گویند زیان خود جنرال موتورز موجب شکست دایمی زنجیره عرضه آمریکای شمالی می‌شود. آنها می‌گویند کمک‌ها موجب می‌شود شرکت‌های خوب یک روز دیگر بتوانند مبارزه کنند.اگر کمک‌های مالی به هر بخش بی‌فایده است، پس چرا باید نظام مالی را نجات داد؟ قطعا نه برای نجات بانکداران و نه به خاطر آنکه کمک‌های دولتی می‌توانند یک صنعت مالی کارآمد به‌وجود آورند. حتی بزرگ‌ترین طرح‌های محرک اقتصادی مانند آنچه اوباما به تازگی به امضا رساند، ریشه مشکلات اقتصادی را هدف گرفته‌اند. نجات بانک‌ها بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر آنها لیاقت دارند، با این هدف است که موجب شود جریان مالی به همه شرکت‌ها سرایت کند. محرک مالی قرار است میزان تقاضا را افزایش دهد. با فروپاشی تولید، دولت‌ها نباید طرح‌های مربوط به بخش‌ها را شدت بخشند. وظیفه اصلی آنها وسیع‌تر است اما از ضرورت کمتری برخوردار نیست. این وظیفه رونق هزینه‌ها از طریق آزادسازی جریان مالی است.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    مناسبات تاجیکستان و روسیه

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۴:۵۵
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    چنین بنظر می رسد که آن زمان برخی از موانع و محدودیتها در برابر مردم محلی از سوی نمایندگان اقوام غیر روس که از سایر جماهیر اتحاد شوروی پیشین به تاجیکستان آمده بودند ایجاد شده است زیرا این اقوام در لباس حامیان فرهنگ و زبان روسی از جایگاه خود در این کشور برای تقویت حضور خود تلاش می کردند. هرچند فروپاشی اتحاد شوروی سابق در 17 سال پیش و اعلام استقلال تاجیکستان برخی از زمینه های همکاری این کشور با روسیه را از بین برد ولی روابط دوجانبه را آنان را قطع نکرد. تاجیکستان در سالهای بعد از استقلال با روسیه حدود 200 سند همکاری در زمینه های مختلف به امضا رساند که در آنها شرایط تازه و چشم انداز روابط تعریف شده است . دو کشور علاوه بر این در چارچوب سازمانهای منطقه ای مانند سازمان همکاری شانگهای ، جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (همسود) و سازمان امنیت دستجمعی همکاری دارند. مقامات تاجیکستان با اشاره به روابط تنگاتنگ دو کشور همواره روسیه را از شرکای راهبردی کشورشان می دانند. کارشناسان تاجیک دیدار رسمی چهار سال قبل ولادیمیر پوتین رییس جمهوری سابق روسیه از تاجیکستان را برای تقویت روابط دو جانبه مهم ارزیابی کرده اند. اگرچه در مدت چهار سال گذشته در اجرای برخی از توافقات بدست آمده هیچ پیشرفتی حاصل نشده و بالعکس چندی از آنها از جمله ساخت نیروگاه "راغون " و بازسازی کارخانه آلومینیوم تاجیکستان از سوی شرکت "روس آل " لغو شد ولی در مجموع این سفر برای هر دو کشور حایز اهمیت تلقی شد. در پی این سفر بود که میزان مبادلات تجاری دو کشور رو به افزایش گذاشت و در سال گذشته میلادی به بیش از 700 میلیون دلار رسید این در حالی است که چین از همسایگان تاجیکستان که امکان بیشتر صادرات کالا به این کشور را دارد در سال گذشته تنها حدود 500 میلیون دلار مبادلات تجاری با این کشور داشته است . برخی از کارشناسان تاجیک معتقدند که سفررسمی شهریور ماه گذشته "دمیتری مدودیف " رییس جمهوری روسیه به تاجیکستان همزمان با برگزاری اجلاس سران سازمان شانگهای در دوشنبه نیز در چشم انداز روابط دو کشور تاثیر مثبت خواهد گذاشت . روسیه و چین از کشورهای اصلی سرمایه گذار در اقتصاد تاجیکستان نیز محسوب می شوند و علاوه براین روسیه از کشورهای مهم در پذیرش سیل مهاجران جویای کار تاجیکستان است . براساس آمارهای رسمی سالانه بیش از 500 هزار و طبق آمارهای غیررسمی یک میلیون نفر از جمعیت تاجیکستان برای کار کردن به روسیه می روند. بانک ملی تاجیکستان سالانه میزان درآمد وارده مهاجران تاجیک مشغول کار در روسیه را نزدیک دو میلیارد دلار اعلام کرده که از سقف بودجه سالانه دولت تاجیکستان بیشتر است . به گفته کارشناسان تاجیک ، روسیه همزمان با وعده همکاری و سرمایه گذاری دو میلیارد دلاری در بخش انرژی تاجیکستان ، مرکز الکترونیک نظارت فضایی معروف به "اوکنو" را صاحب شد. این مرکز که کار نظارت و تحقیق در مورد پرتاپ موشکی در منطقه را برعهده دارد در دوران اتحاد شوروی ساخته شده است و هرگز فعالیت دایمی خود را تعطیل نکرده است . "برات یوسفی " از کارشناسان سیاسی تاجیک ، حفظ روابط با روسیه را از ضرورتهای زمانی تاجیکستان خواند و گفت : صرف نظر از برخی بحثهای موجود ، این روابط باید بر اساس اصل همکاری ،احترام متقابل و حقوق برابر باشد. وی افزود: روسیه طی چند سال گذشته با امضای اسناد همکاری با تاجیکستان به اهداف خود در این کشور رسید ولی تاجیکستان هنوز نتوانسته است آن چه را که از روسیه می خواست دریافت کند. وی گفت : پایگاه نظامی روسیه در تاجیکستان با پایین ترین میزان هزینه اجاره در تاجیکستان فعال است و مرکز تحقیقات موشکی اوکنو نیز با پرداخت 250 میلیون دلار در اختیار روسیه قرار گرفته است . وی اجرای توافقنامه دوجانبه با شرکت آلومینیوم روسیه در مورد تکمیل نیروگاه راغون و بازسازی کارخانه آلومینیوم سازی تاجیکستان توسط شرکت روسی " روس آل " را از جمله توقعات طرف تاجیکستان دانست که تاکنون عملی نشدند. یوسفی اضافه کرد: در واقع از دو میلیارد دلار پولی که روسیه در چهار سال قبل با امضای توافقات برای سرمایه گذاری در بخش صنایع و انرژی تاجیکستان وعده کرده بود میزان ناچیزی به این کشور وارد شده است . دکتر "محمدی مقیم اف " استاد دانشگاه ملی تاجیکستان نیز مناسبات روسیه با تاجیکستان را یک جانبه و بیشتر به سود روسیه ارزیابی کرد و گفت : بر اساس توافقات بدست آمده که در ابتدا خیلی پر سروصدا بود ، روسیه برای مهاجران تاجیک باید حقوق برابر با اتباع خود را وضع می کرد که این وعده عمل نشده باقی ماند. وی افزود: این حالت در بسیاری از موارد بعلت تکمیل نبودن اسناد به امضا رسیده بین دو کشور بوقوع پیوسته و لازم است در برخی از توافقات قبلی دو کشور تجدیدنظر شود. "شاکرجان حکیم اف " یک کارشناس دیگر مسائل سیاسی گفت : روسیه چه در گذشته و چه امروز هنگام تعیین جایگاه کشورهای آسیای مرکزی بیشتر به ازبکستان تکیه می کند. وی افزود: فقط یک مدت کوتاه زمانی که ازبکستان با آمریکا روابط خوبی داشت و تاشکند پایگاه "خان آباد" در شهر ترمذ واقع در مرز با افغانستان را در اختیار هواپیماهای نظامی آمریکا گذاشته بود روسیه به سمت تاجیکستان چرخش داشت ولی در حال حاضر مسکو و تاشکند زمینه های تازه گسترش روابط را بین خود فراهم کرده اند. وی گفت : بعد از بازگشت ازبکستان به سازمانهای منطقه ای که روسیه در آنها نفوذ دارد از جمله عضویت این کشور در سازمان همکاری شانگهای ، سازمان همکاری اقتصادی اورآسیا و پیمان امنیت دستجمعی جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (همسود) موقعیت و جایگاه تاجیکستان در نزد مسکو تضعیف شد. در این میان برخی از تحلیلگران تاجیک نیز بر این باورند که روسیه به جز توجه به تاجیکستان و منافع این کشور ، راه دیگری ندارد برای این که در صورت نادیده گرفتن جایگاه تاجیکستان نمی تواند موضع و نفوذش را در آسیای مرکزی حفظ کند. "سیف الله صفراف "معاون رییس مرکز تحقیقات راهبردی ریاست جمهوری تاجیکستان نیز گفت : عضویت تاجیکستان در جامعه همسود و سازمان همکاری شانگهای برای حفظ منافع این کشور کافی است و هرگونه تغییرات و پیشرفتهای دیگر در روابط سیاسی و اقتصادی به خود این کشور مربوط است . وی افزود: تاجیکستان سیاست درهای باز را اعلام کرده است و بر پایه آن با همه کشورها روابط همسان و برابر خواهد داشت و روسیه نیز یکی از کشورهایی است که ما آماده همکاری تنگاتنگ و نزدیک با آن هستیم . وی گفت : مشترکات فراوان سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و وجود زمینه رفت و آمد آسان به روسیه موجب نزدیکی این کشور به مردم تاجیکستان شده است . امامعلی رحمان رییس جمهوری تاجیکستان هم اخیرا در سومین نشست بین المجالس دو کشور گفت : هرچند روابط تاجیکستان و روسیه در سطح بالایی قرار دارد ولی هنوز ظرفیتهای فراوان برای گسترش و تعمیق روابط و همکاریهای دوجانبه وجود دارد. وی طرح ساخت نیروگاه سنگتوده 1 تاجیکستان توسط روسها را که به مرحله نهایی رسیده است از نمونه های خوب همکاری سازنده و موثر دو کشور در دوران بعد از استقلال تاجیکستان ذکر کرد و گفت : هم اکنون بیش از 20 درصد مبادلات خارجی تاجیکستان با روسیه انجام می شود و این میزان رو به افزایش است . وی اضافه کرد: همچنین حدود 60 درصد سرمایه گذاری خارجی انجام شده از سوی جامعه جهانی در تاجیکستان به روسیه تعلق دارد و بخش عمده این سرمایه گذاری طی سال جاری میلادی عملی شده است . رییس جمهوری تاجیکستان درعین حال سطح همکاریهای دو کشور در برخی زمینه ها از جمله بخش کشاورزی را ناکافی خواند و گفت:ما تاکنون فقط به تشکیل نمایشگاهها و فروش محصولات این بخش مشغول بودیم و هیچ طرح مهم مشترکی برای بهبود وضعیت کشاورزی تاجیکستان اجرا نشده است . بر اساس آمارهای رسمی ، میزان مبادلات کالا بین روسیه و تاجیکستان در 9 ماه سال جاری میلادی بیش از 864 میلیون دلار بوده که 88 میلیون دلار آن سهم صادارات تاجیکستان به روسیه است .



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
    تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.