/*
/*]]>*/
کما اینکه بیل کلینتون در
مقدمه این کتاب آورده است: "اعتقادات مذهبی را اگر اعتقادات (واقعی) مذهبی
باشند، نمی توان مانند چکمه پوشید و درآورد. چرا که هرجا برویم، آنها همراهمان
هستند."
آلبرایت با تأیید اهمیت نقشی
که دین در ساختار سیاست خارجی آمریکا بازی می کند، خواستار کوششهای بیشترسازندگان
سیاست خارجی جهت درک اعتقادات و باورهای مختلف شد تا از آنچه برخی معتقدند برخورد
ناگزیر تمدنهاست، پرهیز و پیشگیری شود.
وزیر خارجه سابق آمریکا
گفت: "من به تصوف مذهبی روی نکرده ام. چرا که کارم حل مشکلات است و در پی
راههایی هستم که بتوانند چگونگی کنار آمدن با مسائل دینی در سیاستهای بین المللی
امروز را، نشان دهند."
سرکوبی خشونت آمیز تظاهرات
مسلمانان هندی در ایالت گجرات هندوستان، سبب شد روادید ورود به آمریکای نارندرا
مودی فرماندار بسیار محبوب ایالت مذکور، لغو گردد
به نظراودرحالی که انواع
کارشناسان درامورمختلف ازاقتصاد گرفته تا حمل و نقل و امنیت ملی، در اطراف رؤسای
جمهور هستند، آنها مشاور امور مذهبی ندارند. لذا آلبرایت پیشنهاد می کند که مثلا این
نبود را می توان با قراردادن کارشناسان دینی درساختار سیاست سازی، تغییر داد.
باید خاطرنشان کرد که آلبرایت
نخستین کسی نیست که چنین حرفی زده است. چرا که دکتر تیموتی شاه پژوهشگر
"جامعه مذهب و زندگی اجتماعی پو" - مرکزی تحقیقاتی و مستقل در واشنگتن دی
سی-، روز چهارشنبه در مصاحبه ای با واشنگتن پریزم بر چنین مسأله ای صحه گذاشت.
باید کنگره آمریکا را تحسین
کرد که برای افزودن فهم ادیان در ساخت سیاست خارجی، گامهایی برداشته است. چرا که
به سبب قانون جهانی آزادی ادیان مصوب ۱۹۸۸، اینک وزارتخارجه ملزم است گزارش سالانه مبسوطی
در مورد وضعیت آزادی دین در تمامی کشورهای جهان تهیه کند.
دکتر شاه به واشنگتن پریزم
گفت که "گرچه هدف این است که این گزارشات در مورد آزادیهای دینی باشد، اما
سرانجام شامل تقریبا تمامی وجوه زندگی مذهبی در سراسر جهان، می شود.
در نتیجه گرچه نیت آشکار این
گزارش پیگیری ایذاء و اذیت گروههای دینی در جهان و ارائه اصولی به کنگره است تا بر
اساس آن از طریق برقراری تحریم در مورد تجاوز به آزادی دینی اقدام کند، اما یک اثر
جنبی مهمش نیز، گسترش درک شرایط دینی کشورهای دیگر در وزارتخارجه می باشد. در واقع
"از یک جهت این گزارش بخشهایی از وزارتخارجه را واداشته که خواهی نخواهی
کارشناس امور مذهبی شوند."
این پژوهشگر در ادامه گفتگو
با واشنگتن پریزم افزود: "می توان گفت - منظورم خودم نیست-، که این قانون
همان کاری را که خانم آلبرایت می خواهد، با روشی بهتر انجام می دهد،."
جالب است که هنگامی که این
قانون در کنگره به صورت لایحه در نخستین مراحل بررسی قرار داشت، مادلین آلبرایت و
مجموعه دولت کلینتون جزء مخالفان سرسخت تصویب آن بودند. (اینک) می توان تغییر نحوه
تفکر آلبرایت در مورد اهمیت دین در امور جهانی را، بخشی از دلیل تضادی دانست که بین
اعتقاد فعلی وی با عقاید دوران وزارتش وجود دارد.
اما تاریخ ادیان نشان می دهد
که بین ارتقاء آزادی دینی و تفاهم متقابل، با کوشش برای صدور ارزشهایی معین خط و
مرزی بسیار باریک وجود دارد.
بیل کلینتون: اعتقادات مذهبی
را، نمی توان مانند چکمه پوشید و درآورد
در حقیقت زمانی که این لایحه
- که از جانب دو مخالفش به "لایحه وهم گرگ" مشهور شد- به جریان افتاد،
به ویژه به این هدف طراحی شده بود که در سراسر جهان، از مسیحیان حمایت کند. چرا که
به ایذاء و اذیت پیروان ادیان دیگر اشاره ای نداشت، و به مثابه کوششی پنهانی برای
ارتقاء مسیحیت مورد حمله قرار گرفت.
از آن زمان تاکنون، این قانون
مورد بازبینی های متعدد قرار گرفته و خیلی بیشتر شامل ادیان دیگر نیز شده است. برای
نمونه می توان به یک مورد بازبینی اشاره کرد که پس از سرکوبی خشونت آمیز تظاهرات
مسلمانان هندی در ایالت گجرات هندوستان، رخ داد.
به گفته شاه، یکی از جنجال
برانگیزترین تصمیمات مربوط به این لایحه در پی این سرکوبی بود که در سال ۲۰۰۲ اتفاق افتاد و
سبب شد روادید (ویزای) ورود به آمریکای نارندرا مودی فرماندار بسیار محبوب ایالت
مذکور، لغو گردد.
با اینهمه هنوز عده ای با این
قانون مخالفند و جنجالهای زیادی که پیرامون آن وجود دارد، به خوبی نشان می دهد که
حفظ تعادل بین درک و حفظ کلیه ادیان، اعتقادات و باورها، با تحمیل ارزشهای خود بر
دیگران، مقوله ای پیچیده است.
اما باید دانست که در زمانی
چون عصر ما، دستیابی به چنین تعادلی حتی پیچیدگی بیشتری پیدا می کند. چرا که به
سرعت سر و کله جنبشهای بنیادگرای دینی بیشتری در جهان پیدا می شود.
"جامعه مذهب و زندگی
اجتماعی پو" اخیرا پژوهشی به نام "برپایی عید نزول روح القدس بر حواریون
مسیح" منتشر کرده که نشان می دهد چگونه جنبش احیای مسیحیت در سالهای اخیر در
سراسر جهان، پشتیبانی (خوبی) کسب کرده است.
لوئیس لوگو مدیر جامعه مذکور
در مصاحبه ای که روز دوشنبه در شورای روابط خارجی در واشنگتن دی سی با والتر راسل
مید داشت، نتایج این پژوهش را مورد بحث قرار داد.
وی گفت: "یکی از چیزهای
جالبی که در آمریکا و خارج به آن برخورده ام، این است که به نظر می رسد احیاگران عید
مذکور در مجموع بیش از سایر گروههای مسیحی پشتیبان اقداماتی هستند که کشورها از
جمله ایالات متحده را مسیحی کنند. خلاصه کلام اینکه از پاسخهایی که آنها در پژوهش
مذکور داده اند، به نظر می رسد که در پی محو و نامشخص کردن مرز بین جدایی دین و
دولت و از بسیاری جهات مانند موتور شارژ کننده پروتستانها هستند. "
با توجه به ظهور این گونه
گروههای تندرو تر از نوعی که دین را به عنوان صحیح ترین مبنای سیاست می دانند، در
آمریکا و خارج، تفاهم دوجانبه مهمترین ابزار موجود می شود که از برگشت کامل برخورد
تمدنها پیشگیری کند.
آلبرایت در کتاب خود می نویسد
"گفتگو به تنهایی صلح را تضمین نمی کند، اما بهتر از این است طرفهای مختلف
تعصبات کهن را حفظ کنند و حتی افرادی را مورد توبیخ و ملامت قرار دهند که فقط بازبینی
این تعصبات را پیشنهاد می کنند. بنابراین من از این حقیقت که کوششهای میان-ادیانی
و میان-فرهنگی در بسیاری از مخاذن اندیشه و دانشگاهها رشد و گسترش یافته، دلگرم می
شوم."
به نظر این وزیر امور خارجه
سابق، این کار نخستین گامی است که ما منتظریم مؤسسات از آن پیروی کنند و کارشناسان
دینی کاملا در کارهای دولت به کار گرفته شوند.