نوروز در باکو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

شیرینی های رنگارنگ و جنب و جوش کارکنان شیرینی پزی های باکو نیز گویای گسترش فعالیت آنها در این روزهاست. از بین شیرینی های گوناگون، دو نوع آن ویژه نوروزاند و عمدتاً در این روزها تهیه می شوند: شکر بوره و باقلوا. باقلوا که انواع آن در کشورهای دیگر نیز یافت می شود یکی از اجزاء مهم سفره نوروزی در باکوست. شکر بوره به قطاب شباهت دارد ولی چند برابر بزرگتر از آن است.

از آیین های دیگر نوروزی در جمهوری آذربایجان خانه تکانی است که در روزهای قبل از عید، همچون ایران با کمک همه اعضای خانواده انجام می شود. هر خانه باید در روزهای نوروز برای مهمان های سرزده آماده باشد. در گذشته مردم از سبزه سبز کرده خود سمنو درست می کردند. سمنو را نیز«اصفهان حلواسی» یا حلوای اصفهان می نامند.

چهارشنبه سوری نیز در آذربایجان برگزار می شود و به آن چهارشنبه آق شامی می گویند. مردم در آذربایجان به جای آخرین چهارشنبه سال، آنچنان که در ایران مرسوم است، چهار چهارشنبه باقی مانده از سال را به عنوان نماد آب، باد، خاک و آتش جشن می گیرند. «پروفسور نبی اف» که مطالعات زیادی درباره نوروز کرده، معتقد است که مراسم این چهارشنبه ها از روزگاران پیش باقی مانده و جنبه ای فلسفی دارد.

او در این باره می گوید: «این عید ملی به آفرینش انسان مربوط است. درک انسان از هستی با چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش پیوند می خورد. از یک ماه مانده به عید نوروز در چهارشنبه های آخر سال جشن ها و مراسم مختلفی برگزار می شد که تا به امروز باقی مانده و به ما هم رسیده است.»

با وجود این امروزه از بین این چهار چهارشنبه تنها چهارشنبه آق شامی است که با شکوه زیاد برگزار می شود. در شام این روز در کوچه های باکو بخصوص در محله ایچری شهر بوته های بزرگ آتش افروخته می شود و پسرها و دخترها از روی آن می پرند. این مراسم با آنکه در دوره هایی از حکومت شوروی ممنوع بوده، ولی تا امروز به خوبی حفظ شده است.

باور به آتش به عنوان عنصری پاک کننده و برای دور کردن شر، از گذشته در فرهنگ های مختلف وجود داشته است. در ایران باستان نیز آتش عنصری مقدس بوده و ستایش می شده است.

در بعضی مراسم این عید، علائم زرتشتی خود را نشان می دهد. افروختن آتش و پریدن از روی آن و روشن کردن شمع از جمله آئین های زرتشتی است که به ما رسیده. بدین سبب زرتشتیان تصور می کنند که این جشن تنها از آنِ آنان است. بعد از آتش بازی بعضی بچه های آذری «پاپاق آتماق» می کنند که شبیه مراسم فالگوش در ایران است.

در مراسم «پاپاق آتماق» یا کلاه گردانی اکثراً پسرها شرکت دارند. آنها درِ خانه همسایه را می زنند و صاحب خانه در کلاه آنها چیزهای خوردنی مانند شکر بوره، باقلوا، فندق، سیب و شکلات می گذارد.

بعضی دختران نیز در این شب فالگوش می ایستند که به زبان آذری «گولاخ فالی» می گویند. آنها مخفیانه به سخنان همسایه گوش می دهند و آن را چنین تفسیر می کنند: «من پیش همسایه فال گوش ایستادم و شنیدم که مادری به بچه اش می گفت چراغ ها را روشن کن. برگشتم و از مادرم پرسیدم تعبیرش چیه؟ مادرم گفت که سال نو با روشنایی شروع می شه. تو چی شنیدی؟»

بعدازظهر روز آخر اسفند یا بیستم مارس، روز پیش از نوروز، گورستان های باکو مملو از کسانی است که به تعداد رفتگانشان، سینی های سمنو در دست دارند. بر روی بعضی گورها دو یا سه سینی سبزه گذاشته شده که نشانه این است که خانواده های چندی از خویشان آنجا حضور یافته اند. منظره گورستان در این روز حیرت انگیز است، گویی آذری ها مردگان خویش را نیز در جشن نوروز شرکت می دهند.

در شب پیش از نوروز همه افراد خانواده، در خانه یکی از بزرگترها جمع می شوند و شام را با هم می خورند. مهمترین و اصلی ترین خوراک نوروزی در آذربایجان ماهی است که باید حتماً سر سفره باشد. روی سر ماهی حلقه ای قرار می دهند که آن را باید بزرگترین دختر دم بخت خانواده در انگشت خود کند. براساس باورهای مردم، این کار دختر را خوشبخت می کند.

سفره نوروزی آذربایجانی ها با سفره نوروزی ایرانی ها تفاوت دارد و در زمان حاضر در آن هفت سین، هفت شین یا هفت میم وجود ندارد اما هر کدام از اجزا آن معنی خاصی دارد.

در دوره اتحاد شوروی سابق، نوروز آذری ها دوره های مختلفی را گذرانده است. در اوایل و بخصوص در دوره استالین آن را به کلی ممنوع کردند؛ در دوره بعد به صورت مشروط آزاد شد تا بالاخره در دهه هشتاد میلادی به کلی آزاد و جشن ملی اعلام شد. اما مردم آن را در گذشته چگونه برگزار می کردند و امروز چگونه برگزار می کنند؟

در دوره شوروی نوروز تنها در محیط خانواده برگزار می شد، ولی این مراسم هیچگاه با شکوه نبود، با این همه در آن زمان به خاطر وضع اقتصادی بهتر، همه مردم توان جشن گرفتن داشتند. در زمان حاضر این عید از طرف دولت پذیرفته شده و یک جشن رسمی است و بدین جهت در محیط عمومی و با موسیقی و رقص زیاد برگزار می شود.

اگرچه نوروز در سال های اخیر دوباره جشن گرفته می شود ولی در سال های حکومت شوروی، همچنانکه اشاره شد،‌ مردم برای برگزاری مراسم نوروز دچار مشکل می شدند. با وجود این پروفسور نبی اف معتقد است که رهبران محلی آن زمان حزب کمونیست در برگزاری این جشن و نگهداری آن در آن سال ها نقش داشته اند. او می گوید: «در سال 1966 حکومت شوروی سابق اجازه برگزاری مراسم نوروز را صادر کرد و این یکی از رویدادهای به یاد ماندنی کشور ماست. همین جا گفتنی است که در آن زمان منشی کمیته مرکزی و مسئول ایدئولوژی حزب کمونیست آذربایجان (عشقعلی قربانف) از این قرار حکومتی استفاده کرد و توانست نوروز را با شکوه تمام بر گزار کند.»

جشن نوروز خجند بر کناره سیحون

هرچند تجلیل نوروز در دوران شوروی پیشین در تاجیکستان با محدودیت روبرو بوده است، ولی مردم این کشور توانسته اند جشن نوروز را به عنوان بخشی از فرهنگ و میراث نیاکان خود تا به امروز حفظ کند.

تجلیل نوروز که در تاریخ مردمان آریایی سابقه چند هزار ساله دارد، برای مردم تاجیکستان، یک جشن ملی و سنتی محسوب می شود. نوروز به صورت گسترده - چه از سوی دولت و چه از سوی مردم - از طریق برگزاری محافل و اجرای سنن ویژه تجلیل می شود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نوروز در اسلام

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۹
مهدی
نظرات (0)

گودرز نجفی

همزمان‌ با ظهور اسلام،‌ بسیاری‌ از سنن‌ غلط‌ همانند آتش‌ پرستی‌ و منع‌ دفن‌ مردگان‌ از بین‌ رفت‌ ولی‌ نوروز به‌ عنوان‌ یک‌ جشن‌ ملی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ پیشوایان‌ دینی‌ آن‌ را حیاتی‌ دوباره‌ بخشیدند و آن را به‌ دعا و نیایش‌ آراستند. دکتر شریعتی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: اسلام، نوروز را جلای‌ بیشتری‌ داد، شیرازه‌ بست‌ و آن‌ را با پشتوانه ‌ای‌ استوار از خطر زوال‌ در دوران‌ مسلمانی‌ ایرانیان‌ مصون‌ داشت... نوروز که‌ با جان‌ ملیت‌ زنده‌ بود، روح‌ مذهب‌ نیز گرفت..

چون‌ نوروز شد، غسل‌ کن‌ و پاکیزه ‌ترین‌ جامه‌های‌ خود را خوشبو گردان‌ و در آن‌ روز ، روزه‌ بدار و چون‌ از نماز پیشین‌ فارغ‌ شدی، چهار رکعت‌ نماز بگزار و بعد از نماز، سجده‌ شکر به‌ جای‌ آور.

معلی ‌بن‌ خنیس‌ می‌گوید: در نوروز بر امام‌ صادق(ع) وارد شدم، فرمود: این‌ روز را می‌ شناسی؟ عرض‌ کردم‌ قربانت‌ گردم‌ این‌ روزی‌ است‌ که‌ عجم‌ آن‌ را بزرگ‌ می ‌شمرند و به‌ یکدیگر هدیه‌ می‌ دهند.. حضرت‌ فرمودند: قسم‌ به‌ بیت‌ عقیق‌ که‌ در مکه‌ است، این‌ نیست‌ مگر به‌ جهت‌ امری‌ قدیم‌ که‌ برای‌ تو تفسیر می ‌کنم... نوروز روزی‌ است‌ که‌ خداوند از انسان ها پیمان‌ گرفت‌ که‌ بندگی‌ او را گردن‌ گذارند و به‌ پیامبرانش‌ ایمان‌ آورند و دستورهای‌ آنان‌ را بپذیرند. آن‌ نخستین‌ روزی‌ است‌ که‌ خورشید بتابید و بادهای‌ باردهنده‌ وزیدن‌ گرفت‌ و گیاهان‌ روییدن‌ گرفتند. آن‌ روزی‌ است‌ که‌ فرشته‌ وحی‌ بر پیامبر(ص) نازل‌ گردید و ابراهیم‌ خلیل(ع) بتها را درهم‌ شکست. روزی‌ است‌ که‌ امام‌ علی(ع) بت های‌ روی‌ خانه‌ کعبه‌ را به‌ زیر افکند و همچنین‌ کشتی‌ نوح‌ پس‌ از طوفان‌ بر کوه‌ جودی‌ قرار گرفت‌ و آن‌ روزی‌ است‌ که‌ قائم‌ ما در آن‌ روز ظهور خواهد کرد.

و باز معلی ‌بن‌ خنیس‌ از قول‌ امام‌ صادق (ع) نقل‌ می ‌کند که‌ همانا نوروز روزی‌ است‌ که‌ پیامبر(ص) عهد و پیمان ها را برای‌ امیرالمومنین(ع) گرفت‌ و آن‌ روزی‌ است‌ که‌ حضرت‌ بر اهل‌ نهروان‌ پیروز شد.

در مفاتیح‌ الجنان‌ از قول‌ امام‌ صادق (ع) آمده‌ است: چون‌ نوروز شد، غسل‌ کن‌ و پاکیزه ‌ترین‌ جامه‌های‌ خود را خوشبو گردان‌ و در آن‌ روز، روزه‌ بدار و چون‌ از نماز پیشین‌ فارغ‌ شدی، چهار رکعت‌ نماز بگزار و بعد از نماز، سجده‌ شکر به‌ جای‌ آور....آمده‌ است‌ که‌ در هنگام‌ تحویل‌ سال‌ این‌ دعا را بسیار بخوانند: یا مقلب‌القلوب‌ و الابصار یا مدبراللیل‌ و النهار یا محول ‌الحول‌ و الاحوال، حول‌ حالنا الی‌ احسن ‌الحال.ما این‌ دعا را با کلامی‌ نغز از زبان‌ مولای‌ متقیان‌ امام‌ علی (ع) می ‌آراییم، آنجا که‌ می‌ فرمایند: .[خدایا] با بهاری‌ پر ابر و ابری‌ پر باران، آب‌ رحمت‌ خویش‌ را بر خاک‌ خشک‌ ما و بر گیاهان‌ پر برکتت‌ فرو ریز، تا به‌ باران‌ درشت‌ و بسیار آن، ابر مرده، زنده‌ و خاک‌ خشک‌، خرم‌ و سبز گردد.آمین‌




اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نمادهای هفت سین ایرانی سفره ای به گستردگی تمام جهان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۸
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از میم ها:میوه، ماهی، مرغ، ماست، مربا، مسقطی، میگو.

از خشکبار: سنجد، کشمش، انجیر، توت، برگ هلو، برگ زردآلو.

از آجیل ها: نخودچی، گندم و شاهدانه، بادام، گردو، تخمه کدو، تخمه آفتابگردان، تخمه هندوانه و تخمه خربزه.

از شیرینی ها: نقل، باقلوا، حلوا، عسل، شکر، نان برنجی، نان بادامی، نان نخودچی، پشمک، قطاب، زنجبیل، حاج بادام، لوز، کلوچه.

از میوه ها: خرما، نارنج و هر میوه ای که فراهم باشد.

از دیگر خوردنی ها: نان، شیر، پنیر، تخم مرغ.

از موارد مقدس و متبرک: قرآن مجید، عکس حضرت علی(ع)، آینه، آب، گلاب، شمع.

آنچه در سفره می گذارند نمادی و آرمانی است:

قرآن مجید: نشانه استواری ایمان، زینت بخش سفره نوروزی مسلمین است که پس از تحویل سال همه آن را زیارت کرده و چند آیه ای برای تبرک می خوانند.

تصویری از حضرت علی(ع): بنابر بسیاری از روایات روز غدیرخم سال دهم هجری که حضرت محمد(ص)، حضرت علی(ع) را به جانشینی برگزید برابر با نوروز بود.

سفره: نماد گستردگی جهان است و سفیدی آن نشانه پاکی و سفیدبختی.

آینه: نماد جهان بی پایان و بارگاه خداوندی است.

شمع: به تعداد اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنها. شعله افروخته نماد روشنایی و فروزه های جاودانه است.

جامی پر از آب با چند قطره گلاب: نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.

کوزه ای پر از آب: نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.

ماهی قرمز: در تنگ بلورین، نماد روزی حلال.

تخم مرغ رنگ شده: نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنی آدم اعضای یکدیگرند.

نان: بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی.

گندم: نماد روزی، فراوانی و برکت.

سیب: نشانه برکت، نعمت و سلامت.

سبزی: سبزه و سنبل نشان شادی، سرسبزی، خوشبختی.

سمنو: نماد فراوانی، خوراک و غذاهای خوب و پرنیرو.

سیر: برای گندزدایی و پاکیزگی محیط زیست و زدودن چشم زخم.

سرکه: برای پاکی محیط و زدودن آلودگی ها.

سماق: نشان برکت آشپزخانه و پخت وپز است.

سنجد: نماد مهر و عشق.

سپند: نماد پیشگیری از چشم زخم.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

خاستگاه نوروز

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۷
مهدی
نظرات (0)

اما آیا این آیین ها از گذشته تاکنون هم به همین شکل امروز برگزار می شده یا در طی قرون و اعصار تغییر کرده است؟ دکتر محمود روح الامینی مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در این باره معتقد است: «این جشن ها در گذشته به شکل های دیگری برگزار می شده است. آنچه امروز ما از جشن های ایرانی می بینیم صورت تغییر یافته براساس شرایط روز آن است.» دکتر روح الامینی علت این امر را در این می داند که: «هیچ پدیده فرهنگی یکنواخت باقی نمی ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بیشتر پدیده های فرهنگی به مرور زمان تغییر می کنند. منتهی برخی زودتر و برخی دیرتر تغییر می کنند.» این مردم شناس معتقد است که ما باید این جشن ها را در ایران امروز مطالعه کنیم او علت این امر را در این می داند که: «ما در امروز زندگی می کنیم و جشن ها را مانند همه پدیده های فرهنگی با مقتضیات زمانه مطالعه می کنیم.»

البته شکل ظاهری این جشن ها امروز نیز چون گذشته است یعنی بسیاری از آیین ها از قبیل نوروز مانند گذشته برگزار می شود اگرچه صورت مراسم به اقتصادی زمانه تغییر کرده است. مقداری از این تغییرات به دلیل سفر مردم در این ایام ایجاد شده است. در گذشته رسم بود که مردم در خانه بمانند؛ الان مردم بیشتر به سفر می روند. «سفر» در جشن های نوروزی نبوده است. این که این جشن از کی و چگونه تغییر کرد سؤالی است که کتاب های تاریخی پاسخ آن را به روشنی ارائه می دهند.

دکتر روح الامینی معتقد است: «رد پای این سنت ها را در لابه لای کتاب های تاریخی، اشعار و حتی تصاویر به دست می آوریم. کتاب هایی مثل تاریخ بیهقی و دیوان اشعار شاعران که در آن اشعار بهاریه یافت می شود.» علوم اجتماعی این تغییرات را بازگو می کند اما درباره چرایی تغییر آن صحبتی به عمل نمی آورد. دکتر روح الامینی می گوید: «این که چرا این جشن ها تغییر کرده نکته ای است که علوم اجتماعی از پاسخ دادن به آن پرهیز می کند.» بررسی این جشن ها و آیین ها جزئی از فرهنگ عامه یا فولکلور به حساب می آید.

وی می گوید: «این جشن ها و آیین ها بخش فرهنگ عامیانه ماست که به معنای دانش عامه است. یعنی چیزی یا شخصیتی آن را به وجود نیاورده است، زمانش معلوم نیست و قید مکان ندارد.» به عقیده این استاد دانشگاه: «جشن ها و آیین ها به مرور ایام تغییر می کند، ممکن است اسمش عوض شود یا شیوه برگزاری اش تغییر کند. این تغییرات را خود مردم به وجود می آوردند. این تغییر بخشی از فرهنگ است.» دکتر روح الامینی می افزاید: «ما سه ویژگی برای فرهنگ داریم: یکی این که دوام داشته باشد به طوری که یک نسل آن را تجربه کنند. عمومیت داشته باشد. اجباری هم نباشد.» با تمام این تعاریف نوروز از کی آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن می گرفتند؟ دکتر محمود روح الامینی در مورد نوروز معتقد است: «نوروز یعنی جشنی که به مناسبت آغاز سال نو برگزار می شد. یعنی روزی که طول روز و شب به یک اندازه می شود. ایرانیان در این روز جشن می گرفتند الان هم این جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. این کلمات به زبان های دیگر هم راه یافته است عرب ها هم به عید «نی روز» می گویند. به جشن دیگر هم «مهرجان» می گویند که معرب مهرگان است.» این جشن در گذشته برای آغاز فصل کاشت برگزار می شد. همانطور که الان هم آغاز سال کشاورزی اول فروردین است. اما در گذشته نوروز دقیقاً اول فروردین برگزار نمی شد.

هر چند بسیاری از محققین اعتقاد دارند که تاجگذاری جمشید (که به روایتی بنیانگذار نوروز است) در روز اول بهار بوده اما دکتر روح الامینی معتقد است که جشن نوروز جابجا می شده و در زمان های مختلف برگزار می شده است. مثلا در زمان فردوسی براساس آنچه از اشعارش بر می آید در پاییز برگزار می شد. یا در یک دوره آغاز پاییز بوده است. علت این امر شاید این بود که براساس تقویم گذشته ایرانیان، هر دوازده ماه سال سی روز بود در آخر سال پنج روز اضافه می آمد که در اصطلاح به آن گاهنبار و یا خمسه مسترقه یا پنجه  دزدیده شده می گفتند. چهار سال یک بار باید کبیسه می کردند.

به گفته دکتر روح الامینی: «این پنج روز، روز جشن همگانی بود. زمان فردوسی تیرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سی روز بوده و آن پنج روز هم که پنجه یا خمسه مسترقه بود، حساب نمی شد. در سال 1304 برای این که تقویم هماهنگ شود و این مشکل حل شود شش ماه اول را سی و یک روزه می کنند و پنج ماه دوم سی روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و یک سال سی روزه می گیرند. » آیین های نوروزی در گذشته از ابتدای اسفند آغاز می شد اما جشن ها از پنجه آغاز می شد.

دکتر روح الامینی می گوید: «در شهرهای آذربایجان هر چهارشنبه اسفند را به یک نام می خوانند چهارشنبه اول برای خرید، چهارشنبه دوم برای تمیز کردن خانه است، چهارشنبه سوم برای سبزی کاشتن، و چهارشنبه چهارم برای دور ریختن وسایل زاید است. این رسم در شهرهای آذربایجان هنوز هم وجود دارد.»

آیا این سنت ها پیش از اسلام بوده یا خیر؟ او با اشاره به برخی از سنت ها و آیین های نوروزی می گوید: «هر کدام از این مراسم علتی داشته است. علتش امروز گم شده، اما جشن وجود دارد. ولی از این که از روز اول چگونه بوده، هیچ چیزی در دسترس نیست.» شاید علت این امر این بوده که این جشن ها در حضور شاه برگزار می شده و هیچ شاعر و نویسنده ای از مراسم مردم چیزی ننوشته است. دکتر روح الامینی می گوید: «عامه مردم این باورها را داشتند؛ باور مردم در مورد مسائل مختلف وجود داشته و دارد. مثلاً هفت سین یکی از باورهای عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سین می گذارند. لباس نو پوشیدن در سال نو وجود دارد و در کتاب ها هم هست. خانه تکانی هم از گذشته وجود داشته، الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوری نیز مبحث مفصلی است؛ این رسم در بین عامه مردم هست.»

دکتر روح الامینی در مورد نحوه برگزاری این مراسم در گذشته می گوید: «اطلاعات ما در مورد این جشن ها از سیصد سال پیش به قبل، به دلیل نیامدن در کتاب ها بسیار محدود است. ما نمی دانیم که پیش از دوره صفویه آیین های نورزوی چگونه بوده است.» بنا به نظر او شاید این مراسم و آیین ها بیشتر در بین مردم رواج داشته است. این مردم شناس می گوید: «مثلا سؤال می شود که چرا هفت سین داریم؛ خوب همه ما می دانیم که «هفت» عدد مقدسی است و در بیشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سین و یا هفت چین بوده است کتاب ها اشاره ای نکرده اند.» وی همچنین می گوید: «یکی دیگر از مراسم، دید و بازدید نوروزی بود که در بین مردم وجود داشت. زردشتی ها معتقد بودند که باید به دیدار هم بروند حتی اگر قهر بودند، می آمدند می نشستند. چای و یا چیز دیگری می خوردند و می رفتند ولی رسم بازدید را از بین نمی بردند. این سنت برای ارتباط مردم با هم بود.

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در این روز به گورستان می رفتند و با گذاشتن سفره هفت سین و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزایی طبیعت شریک می کردند. یکی دیگر از این سنت ها این بود، کسی که یکی از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به دیدارش می رفتند شاید به این دلیل که در گذشته برای هر کسی که مرده بود مراسم سوم هفتم و سی ام و نوروز می گرفتند. خانه تکانی برای این بود که مردم سالی یکبار فرصت تمیز کردن خانه را داشتند کوزه های قدیمی را می شکستند.»

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در این روز به گورستان می رفتند و با گذاشتن سفره هفت سین و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزایی طبیعت شریک می کردند. یکی دیگر از این سنت ها این بود، کسی که یکی از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به دیدارش می رفتند شاید به این دلیل که در گذشته برای هر کسی که مرده بود مراسم سوم هفتم و سی ام و نوروز می گرفتند. خانه تکانی برای این بود که مردم سالی یکبار فرصت تمیز کردن خانه را داشتند کوزه های قدیمی را می شکستند.»

دکتر روح الامینی در مورد مراسم چهارشنبه سوری نیز معتقد است شکل اجرای این جشن تغییر کرده است: «چهارشنبه سوری به این شکل بعد از اسلام به وجود آمده است. ما می دانیم که در گذشته ماه سی روزه بوده و هر روز سال یک نام داشته است که هنوز هم این اسم ها هست. هنوز هم زردشتی ها روزها را به نام می خوانند مثلاً روز اول ماه را روز اورمزد می گویند، هفته و روزهای هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همین وارد زبان فارسی شده ، و فردوسی هم گفته است. البته ما در دوره پیش از اسلام جشنی به نام سوری داشتیم. الان چهارشنبه سوری جای جشن سوری را گرفته است. خود این مراسم هم تغییر کرده چون چهارشنبه سوری را در زمان صفویه و تا 50 سال پیش، آخر ماه صفر می گرفتند. در ضمن جشن عربی هست که شب قبلش می گرفتند. جشن سوری سه روز آخر سال بود که آتش روشن می کردند. ایرانیان باستان برای آتش احترام زیادی قایل بودند و آتش را لگد نمی کردند. چراغ را هم می شکنند. به همین دلیل این جشن دچار تغییر شده است و از قالب اصلی خود خارج شده است.» ورود تکنولوژی های جدید و ابزار و امکانات شکل بسیاری از آداب و رسوم را تغییر داده است. در دوره امروزی مسافرت ها نمی گذارد مردم جشن بگیرند. دکتر روح الامینی می گوید: «در گذشته این سفرها به شکل امروز نبوده چون امکانات سفر نبود. حالا می گویند شهردار شیراز به اولین مسافر نوروزی که وارد شهر می شود هدیه ای می دهد؛ خوب این مخصوص امروز است. در خیلی از شهرها نمایشگاه می گذارند، یعنی سعی می کنند یک جشنی برگزار کنند. البته مراسمی مثل سیزده آنچنان در بین مردم وجود دارد که حتی با ممانعت هایی که در یک دوره وجود داشت نتوانست جلوی مردم را بگیرند. الان هم اگر به تقویم نگاه کنیم می بینیم که در روز سیزدهم فروردین نوشته شده روز طبیعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سیزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل می شود. جنبه های دینی را هم به آن اضافه می کنند. عیدی دادن و عیدی گرفتن از رسوم قدیمی است. معمولاً در کتاب های تاریخی چیزهایی را نقل می کنند آداب و رسوم را نقل می کنند همان میر نوروزی بود. ما الان سندهایش را داریم که شاید این همان حاج فیروز است. حاجی فیروز هنوز هست.» در نهایت این که نوروز جشنی است که براساس شرایط زمان و به مدد فرهنگ پویای ما باقی مانده و اگرچه تغییر کرده اما از گذشته دور تا امروز باقی مانده است.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نوروز در فرهنگ شیعه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۷
مهدی
نظرات (0)

این نکته دانسته است که اسلام، دو عید را با عنوان عید فطر  و اضحی با آیین های ویژه مطرح کرد، هر چند این دو عید آغاز سال نبود، اما به هر روی عید طبیعی مسلمانان به شمار می‏آمد. در برابر، نه از سوی اهل سنّت و نه امامان شیعه، موضع گیری روشن و شناخته شده مفصلی نسبت به نوروز مطرح نشد و پس از این، به آنچه در این باره گفته شده اشاره خواهد شد.

بحث از نوروز در فرهنگ شیعه، از قرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آنجا که به منابع برجای مانده مربوط می‏ شود، نخستین بار در مختصر مصباح شیخ طوسی از آن یاد شد. پس از آن در منابع دیگر هم وارد گردید. در این مقاله سیر ورود آن در منابع شیعه و موضع گیری فقهای شیعه درباره آن را توضیح خواهیم داد. نکته جالب توجه آنکه در دوره صفوی، آثار فراوانی در زمینه عید نوروز نوشته شد. شیخ آقا بزرگ تهرانی در زیر مدخل نوروزیه، از بیش از پانزده رساله که در دوره صفوی تألیف شده یاد کرده است. در این مقال برآنیم تا بر چند رساله نوروزیه که در این دوره تألیف شده، شرحی به دست ‏دهیم.

مبنای محاسبه روز نوروز

نوروز، نخستین روز فروردین ماه شمسی به حساب می ‏آید. محاسبه سال شمسی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی در سال 467یا 471 به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه و سی روز تقسیم می ‏کردند که جمعاً 360 روز می ‏شد. پنج روز باقی مانده را در پایان آبان ماه یا اسفندماه بر آن می‏افزودند که جمعاً 365 روز می ‏شد. با این حال پنج ساعت و 48 دقیقه و 45/51 ثانیه باقی می ‏ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز می‏ شد و از آنجا که در محاسبه نمی‏آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر می‏ کرد. بنابراین ماه های شمسی نیز در آن زمان، مانند ماه های قمری در فصول سال متغیر بود. معنای این سخن، آن است که نوروز در آغاز فروردین واقعی، یعنی نقطه آغاز اعتدال ربیعی قرار نداشت.

زمانی که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی در سال 632 میلادی به تخت نشست، روز نخست سال، یعنی اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با شانزدهم حزیران (ژوئن)؛ مطابق با 27 خرداد. پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز یا اول فروردین، هر چهار سال، یک روز به عقب می‏آمد.

در سال467  .ق، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقی، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقی از سال شمسی انجام دهند و روز اول فروردین را معین کنند. براساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنی، منجم مرو، عوض آن که براساس محاسبه قبلی، روز واقعی دوازدهم اسفند، اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را هیجده روز جلوتر برده و در ابتدای اعتدال ربیعی، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، 365 روز محاسبه کرده (دوازده سی روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده می ‏شد) و سال پنجم را 366 روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهار ساله، سال پنجم را 366 قرار می‏ دادند. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز در محاسبه می ‏آمد. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند.

بنابراین، نخستین سالی که روز اول فروردین آن دقیقاً مطابق آغاز زمان اعتدال ربیعی بود، سال 467 یا 471 بوده است. [درباره اختلاف در این که نوروز سلطانی در سال 467 بوده است یا 471 ، بنگرید: مقالات، ج 10، ص 168 پاورقی. توضیحات محیط طباطبائی در باره سیر تقویم در ایران نیز قابل توجه است. وی مشکل سال 467 یا 471 و مسأله افزودن پنج روز اضافی به آخر آبان و اسفند را نیز حل کرده است. ]

دانسته است که سال قمری، به عنوان سال شمار پذیرفته شده در آیین های دینی در دین مبین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتاب های تاریخی مرسوم بوده است. در کنار آن، سال شمسی به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در امر کشاورزی و خراج و جز آن، اهمیت خود را حفظ کرده و در تقاویم محاسبه و یاد می‏ شده است. تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگ های مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حل های مختلفی برای آن عرضه شده است. «تقی زاده» سیری از این تطبیق ها در میان تاریخ قمری و شمسی را مورد بحث قرار گرفته است.

در سال 1304شمسی (1343  قمری، مطابق 1925میلادی) در ایران، تقویم شمسی به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد. محاسبه پیشین که دقیق بود، مراعات شد و تنها عوض افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال را سی و یک روز، و پنج ماه دوم را سی روز، و اسفند را بیست و نه روز قرار دادند که هر چهار سال، سی روز محاسبه می ‏شود. سالی که اسفند آن سی روز بود، را سال کبیسه نامیدند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مبنای محاسبه ، سال شمسی بوده و سال قمری نیز در کنار آن به عنوان تقویم دینی مورد تأکید قرار گرفت.

این بود اجمالی از نوروز در تقویم شمسی. مهمترین نکته آن، این است که نوروز تا سال 467 در سال متغیر بوده و پس از آن در آغاز اعتدال ربیعی، قرار گرفته و از آن پس تغییری نیافته است.

نوروز در منابع کهن شیعی

در آغاز باید اشاره کنیم که مقصود از منابع کهن، منابعی است که تا زمان شیخ طوسی تألیف شده است. آنچه که درباره نوروز در این منابع آمده، به شرح زیر است:

نخست آنکه نجاشی ذیل شرح حال ابوالحسن نصر بن عامر بن وهب سنجاری نوشته است که وی از ثقات اصحاب است و کتاب هایی داشته، از جمله کتاب ما رُوِی فی یوم النیروز. روشن نیست حجم روایاتی که وی در این کتاب جمع آوری کرده، چه اندازه بوده است. گفتنی است که صاحب بن عباد که باید او را با احتیاط شیعه معتزلی دانست، کتابی با عنوان «الاعیاد و فضائل النیروز» داشته است.

در منابع کهن، چند روایت نیز درباره نوروز آمده که به این ترتیب است:

- نخست روایتی از ابراهیم کرخی که ضمن آن، از امام صادق (ع) سؤال شده که شخصی مزرعه بزرگی دارد. در روز مهرگان یا نوروز، هدایایی (از طرف کسانی که بر روی آن کار می‏ کنند) به او داده می ‏شود. آیا بپذیرد؟ حضرت فرمود: آنها که هدیه می ‏دهند مسلمانند؟ ابراهیم می ‏گوید: آری. حضرت فرمود: هدیه آنها را بپذیرد.

- روایت دیگر چنین است که در روز نوروز به امیرالمؤمنین (ع) گفته شد: الیوم نیروز. حضرت فرمودند: «اصنعوا کل یوم نیروزا»؛ هر روز را نوروز کنید. و نقل دیگر، همان روایت آنکه حضرت فرمود: «نیروزنا کل یوم». این همان روایتی است که در آن گفته شده در روز نوروز به آن حضرت، فالوذج هدیه کردند و حضرت این پاسخ را دادند. در حاشیه نسخه‏ ای از فهرست ابن‏ندیم آمده است که ثابت بن نعمان بن مرزبان، پدر ابوحنیفه، یا جد او همان کسی بود که فالوذج به امام علی علیه السلام، هدیه کرد و حضرت فرمود: «نوروزنا کل یوم یا مهرجونا کل یوم». تعبیری که صاحب دعائم آورده، قدری متفاوت است. در آنجا آمده است: وقتی فالوذج به امام اهدا شد، حضرت دلیلش را پرسید، گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: «فنیروزا ان قدرتم کل یوم»؛ یعنی تهادوا و تواصلوا فی الله.

به جز آنچه از کتاب من لایحضره الفقیه نقل شد، در آثار صدوق، اشاره‏ای به نوروز نشده است. تنها در «عیون اخبار الرضا»، ضمن اشاره به داستان زیدالنار آمده است که جعفر بن یحیی برمکی بعد از کشتن ابن افطس علوی، سر وی را همراه هدایای نوروز نزد هارون فرستاد. صدوق هیچ اشاره دیگری به نوروز نکرده است. گفتنی است که در آثار شیخ مفید نیز، کلمه نوروز یا نیروز یافت نشد.

در تهذیب شیخ طوسی، به بحث هدیه در روز نوروز و مهرجان ( عید مهرگان، روز شانزد‏هم مهرماه برگزار می‏ شده است ) اشاره شده بود. جدای از آن شیخ طوسی در مصباح المتهجد، برای نخستین بار بحث از روز نوروز، به عنوان روزی متبرک که روزه استحبابی و نماز دارد، کرده است.

گفتنی است که شیخ طوسی روز نوروز را نه در مصباح و نه در مختصر مصباح معین نکرده است.

ابن ادریس در کتاب السرائر می‏ نویسد: شیخ ما ابوجعفر در مختصر مصباح از چهار رکعت نماز مستحب در نوروز فرس سخن گفته، اما روز آن را معین نکرده، چنانکه ماه آن را از ماه های رومی یا عربی مشخص نکرده است. آنچه برخی از اهل حساب و علمای هیأت و اهل فن در کتابش گفته، این است که روز نوروز دهم ماه ایار (دهم ماه مه مطابق دوم اردیبهشت) که سی و یک روز است می باشد. زمانی که نوروز از آن گذشت، روز نوروز فرا می رسد. گفته شده، نیروز و نوروز دو لغت است، اما نیروز معتضد که به آن «نوروز معتضدی» می ‏گویند، روز یازدهم حزیران (یازدهم ژوئن مطابق سوم خرداد) است. مردمان سواد و زارعین درباره امر خراج به معتضد شکایت کردند و این که پیش از رسیدن محصول، خراج گرفته می‏ شود و همین سبب بدهکاری آنهاست که خود عامل اجحاف به رعایاست. او مصمم شد که پیش از یازدهم حزیران، خراج از کسی مطالبه نکنند.

در دو کتاب دعا که به فارسی در قرن ششم تألیف شده، یاد از حدیث معلی بن خُنَیس در اعمال روز نوروز شده که مهمترین آنها، گرفتن روزه، پوشیدن لباس نیکو و نماز مخصوص است. این دو مورد از دو متن فارسی شیعی قرن ششم قابل توجه است، جز آنکه به احتمال قریب به یقین، برگرفته از شیخ طوسی است.

- در کتاب «ذخیرة الاخره» که مشتمل بر ادعیه بوده و در نیمه نخست قرن ششم تألیف شده، فصلی تحت عنوان عمل روز نوروز فارسیان آمده است. در شرح آن حدیث معلی بن خنیس به این ترتیب نقل شده است:

روایت کند، معلّی بن خُنَیس از صادق علیه السلام که گفت: چون روز نوروز بُوَد، روزه دار و غُسْل کن و جامه پاکترین درپوش و بوی خوش بکار دار و چون نماز پشین و دیگر و سنّت های آن بگذارده باشی، چهار رکعت نماز کن به دو سلام و بخوان در رکعت اوّل الحمد و ده بار «إنّا أنزلناه فی لیلة القدر» و در رکعت دویم الحمد و ده بار «قل یا أیها الکافرون» و در رکعت سیم الحمد و ده بار «قل هو اللّه أحد» و در چهارم رکعت الحمد و ده بار «معوذتین». و چون از نماز فارغ گردی، تسبیح زهرا علیها السلام بگوی. چون چنین بکنی خدای تعالی شصت ساله گناه تو بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیّینَ وَصَلِّ عَلی جَمیعِ أَنْبیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ ...»

- در کتاب «نزهة الزاهد» نیز که در نیمه دوم قرن ششم یا نیمه نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فُرس: امام جعفر صادق علیه السلام گفت: چون روز نوروز درآید، غسل کن و جامه پاکترین در پوش و بوی خوش بکار دار و روزه فراگیر و پس از نماز پیشین و دیگر، چهار رکعت نماز کن به دو سلام. پس از الحمد در اول رکعت، ده بار «إنّا أنزلناه» بخوان و در دوم ده بار «قل یاأیها الکافرون» و در سوم ده بار «قل هو الله أحد» و در چهارم ده بار هر دو «قل أعُوذ»ُ. و چون فارغ شوی، سجده شکر کن و این دعا بخوان، تا تو را گناه شصت ساله بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیّینَ وَصَلِّ عَلی جَمیعِ أَنْبیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ ...»

- قطب الدین راوندی حدیثی درباره نوروز در کتاب لب اللباب خود آورده است: عن رسول الله صلی الله علیه و آله: «ابدلکم بیومین یومین، بیوم النیروز و المهرجان، الفطر و الاضحی». دو روز را برای شما جانشین دو روز کردم. عید فطر و قربان را به جای عید نوروز و مهرگان قرار دادم. مناسب است در اینجا بیفزایم که مراسم نوروز در شهرهای شیعه نیز برپا بوده است. حداقل دو قصیده از سید ضیاءالدین ابوالرضا فضل الله راوندی از قرن ششم در دست داریم که عید نوروز را به برخی از بزرگان آن ناحیه تبریک گفته است. در یکی از این اشعار آمده:

هذا الربیع و هذه أزهاره

وافی سواء لیله و نهاره

- ابن شهر آشوب در «مناقب» خبری در برخورد منصور با امام کاظم علیه السلام آورده است. وی می‏ نویسد: منصور از امام خواست تا در عید نوروز، به جای او در مجلسی نشسته و هدایایی را که آورده می‏شد از طرف او بگیرد. امام در پاسخ چنین گفت:

اِنّی قَدْ فَتَّشْتُ الاَْخبارَ عَنْ جَدّی رَسُولِ الله صلی الله علیه و اله فَلَمْ اَجِدْ لِهذَا الْعید خَبَرا؛ اِنَّهُ سُنَّةٌ لِلْفُرْس مَحاهَا الاِْسْلامُ وَمَعاذَ الله اَنْ نُحْیِیَ ما مَحاهُ الاِْسْلامُ. من اخباری را که از جدّم رسول خدا ( ص) وارد شده، بررسی کردم و خبری در رابطه با این عید پیدا نکردم. این عید از سنن ایرانیان است که اسلام بر آن خط بطلان کشیده است. به خدا پناه می ‏برم از اینکه چیزی را که اسلام آن را از میان برده دوباره آن را زنده کنم.

صاحب جواهر با توجه به نقل شیخ، ابن‏فهد، شهید اول و دیگر متأخرین، بر مسلم بودن استحباب روزه روز نوروز تأکید کرده است. سپس نقل بالا را از امام کاظم علیه السلام آورده و گفته است که این نقل نمی‏ تواند معارض ادله استحباب باشد، به علاوه که محتمل است که براساس تقیه صادر شده باشد؛ شاید هم مقصود، نوروزی جز نوروزی باشد که متفق علیه است. باید توجه داشت که مستند همه، روایت معلی بن خنیس است. به علاوه، اگر تقیه‏ای در کار بود، باید امام همان ابتدا موافقت می ‏کرد نه مخالفت. نکته سوم وی نیز واضح البطلان است، زیرا به هر روی در آن روزگار، یک نوروز بیشتر وجود نداشته است.

این بود آنچه در منابع شیعه تا قرن ششم در باره نوروز نقل شده است. در این باره، مهم همان روایت معلی بن خنیس است و جز آن، چیزی درباره تأیید نوروز به چشم نمی‏ خورد. منشأ آنچه در آثار بعدی در باره استحباب غسل روز نوروز و نماز و دعای مربوطه آمده، همین نص است و بس. البته مطالب دیگری نیز افزوده شده که به منشأ آنها اشاره خواهیم کرد.

در اینجا بی مناسبت نیست اشاره‏ای به آنچه در منابع اهل سنت درباره روز نوروز آمده داشته باشیم. به طور کلی باید گفت که این عید، از پس از اسلام مورد توجه حکام اموی و عباسی بوده و به ویژه در حوزه شرق، هدایای نوروز به طور مرتب از طرف حکام از کدخدایان دریافت می ‏شده است. افزون بر آن ، کار گرفتن خراج نیز براساس نوروز بوده و یکی دوبار در عهد متوکل و معتضد عباسی، نوروز تا تیرماه به تأخیر افتاده تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشکل نشوند، زیرا در این وقت محصول به دست می ‏آمده است. در زمان مقتدر نیز این مشکل به عنوان نوعی ظلم در حق رعایا مطرح بوده است.

به گزارش یعقوبی، معاویه پس از رسیدن به خلافت، به عبدالرحمن بن ابی ‏بکره نوشته است تا هدایای نوروز و مهرگان  برای وی ارسال شود. عمر بن عبدالعزیز، در ردیف کارهای اصلاحی خود این امر را متوقف کرده و نامه‏ ای به یکی از حکام خویش نوشته تا از گرفتن هدایای نوروز و مهرگان خودداری کند. بعد از وی، یزید بن عبدالملک، بار دیگر گرفتن هدایای نوروزی را باب کرده است. در زمان نصر بن سیار نیز گرفتن هدایا در خراسان مرسوم بوده، چنانکه در سال 236 در فارس.

درباره نوروز و مهرگان در ادب عربی، مقالاتی در زبان های فرنگی نوشته شده است.

در تمام این دوران، روز نوروز به عنوان یک روز معین برای مسلمانان شرق شناخته شده بوده و به دلیل درگیر بودن آن با امر خراج، موقعیت خود را حفظ کرده است. شاعری در سال 220 هجری، روز نوروز را در ردیف دو عید «فطر» و «اضحی» قرار داده است:

فأبکوا علی التمر أبکی الله أعینکم

فی کل اضحی و فی فطر و نیروز

شواهدی وجود دارد که در اواخر قرن سوم، توده مردم در این نواحی، در ایام نوروز به آتش بازی و ریختن آب می ‏پرداخته‏اند. حکومت نیز به احتمال تحت تأثیر فقهای اهل سنت با آن مقابله می‏ کرده است.

در حوادث سال 282 آمده است که در این سال، مردم از آنچه در نوروز عجم، از آتش بازی و ریختن آب و جز آن انجام می‏ دادند، منع شدند.

در حوادث سال 284 آمده است که روز چهارشنبه، سوم جمادی الثانیه، یازدهم حزیران (ماه ژوئن)، در چهارسوها و بازارهای بغداد، اعلام شد که کسی در شب نوروز حق روشن کردن آتش و ریختن آب را ندارد. روز پنجشنبه نیز همین اعلان، اعلام شد. اما در عصر روز جمعه، در خانه سعید بن یکسین، رییس شرطه بغداد، در بخش شرقی بغداد، اعلام شد که خلیفه، مردم را در روشن کردن آتش و ریختن آب آزاد گذاشته است. پس از آن توده مردم، حتی بیش از حد به این کار پرداختند، به طوری که بر روی اصحاب شرطه نیز در مجلس جسر (پل) آب ریختند.

برگزاری مراسم نوروز، نه تنها در شرق اسلامی، بلکه در غرب اسلامی نیز رواج یافته است. به نقل مقریزی در سال 363 هجری، المعزالدین الله، خلیفه فاطمی مصر، دستور داد تا از روشن کردن آتش در شب نوروز و همچنین ریختن آب خودداری کنند. در همانجا آمده است که در سال361 ، آتش بازی گسترده‏ای در قاهره انجام شده و این کار سه روز ادامه یافته است. معز فاطمی، مردم را از روشن کردن آتش و ریختن آب منع کرد و کسانی را نیز گرفته و حبس کردند. همو آورده است که در سال 517 هجری نیز در روز نوروز هدایای گرانبهایی از طرف امرا تقدیم شده که بسیار بسیار مفصل و گرانقیمت بوده است. همو در سال های بعد از آن روز، که از آن با عنوان نوروز قبطی یاد شده، از گستردگی بازی و کارهای ضد اخلاق و گرفتن هدیه توسط امیر نوروز و جز آن سخن گفته است.

در منابع فقهی اهل سنت هم، مخالفت با نوروز دیده می ‏شود. از جمله غزالی در کیمیای سعادت بر ضد نوروز سخن گفته است. در منبع دیگری، گفته شده است: روزه گرفتن روز شنبه، کراهت دارد چون تشبه به یهود است. نیز روزه گرفتن نوروز و مهرگان، چرا که آن هم تشبه به مجوس است. ابن قدامه نیز نوشته است: روزه‏ گرفتن‏ نوروز و مهرگان کراهت دارد، زیرا اینها روزهایی است که کفار آن را بزرگ می‏شمرند. گروه طالبان هم که زمانی بر افغانستان حکومت می کردند در سال 1376 ش. اعلام کردند که نوروز برخلاف اسلام و بدعت بوده و برگزاری آن حرام است.

نوروز در منابع شیعیِ قرن هفتم به بعد

همانگونه که گذشت، منابع بعدی با تکیه بر سخن شیخ، به بیان اعمال روز نوروز در کنار اعیاد دیگر پرداخته ‏اند. اما بحث مهم از این زمان به بعد، بحث از تعیین روز نوروز است . کسانی از فقیهان برای تعیین روز نوروز کوشش‌هایی کرده‏اند. از آن جمله شهید اول در کتاب «ذکری الشیعة» است. وی در آنجا با اشاره به روایت معلی بن خنیس نوشته است که مقصود از نوروز، اول سال فارسیان یا وارد شدن خورشید در برج حمل (فروردین) و یا دهم ایار (دوم اردیبهشت) است. بدین ترتیب سه قول در این‌باره نقل کرده که تفصیل آن در سخن ابن‏فهد آمده است.

عبارت مفصل در تعیین روز نوروز از احمد بن محمد بن فهد حلی است. وی با اشاره به سخن شیخ طوسی در مختصر مصباح المتهجد و چهار رکعت نماز مستحبی آن می‏نویسد: «یوم، النیروز جلیل القدر»، اما تعیین روز آن از سال مشکل است. این در حالی است که چون متعلق عبادت الهی شده شناخت آن مهم است و با این حال، از علمای ما جز آنچه ابن‏ ادریس گفته متعرض بیان آن نشده است. سپس ابن ‏فهد سخن ابن ‏ادریس و شهید را آورده است.

آنگاه درباره سخن شهید که گفته روز نوروز یا اول سال فارسیان یا رفتن خورشید به برج حمل است می‏ نویسد: قول نخست وی که اول سال فارسیان باشد همان است که در میان فقهای عجم مشهور است. آنها نوروز را زمان وارد شدن خورشید به برج جدی (دی ماه) قرار می‏دهند. (درست آن است که اول سال فرس، اول برج عقرب یا آبان ماه بوده است.) این همان است که نویسنده کتاب الانواء آن را گفته است. (تاکنون بر ما روشن نشده که این کتاب که درباره دانش نجوم بوده، از کیست. ده ها کتاب با این نام در فهرست ابن ‏ندیم شناسانده شده است. محتمل است که مقصود کتاب الانواء احمد بن عبدالله ثقفی باشد.) پس از آن سخن صاحب الانواء را نقل کرده. آنگاه می‏افزاید: آنچه از این تفاسیر درست‏تر است، آنکه نوروز همان زمان وارد شدن خورشید به برج حمل (فروردین) است. سپس دلایلی برای آن ذکر می‏کند. مهمترین دلیل آنکه شناخت این روز به عنوان نوروز میان مردم رایج است و طبعاً خطاب باید راجع به همین عرف باشد. آنگاه خود دو اشکال بر این دلیل آورده است: یکی آنکه در همه مناطق عجم، نوروز بر روز اول ورود خورشید در حمل اطلاق نمی‏شود و دوم آنکه نوروز بودن روز نخست ماه حمل، نوروز سلطانی و جدید است. این اشاره به تغییر روز نوروز در زمان سلطان ملکشاه سلجوقی است. پاسخ ابن فهد آن است که وقتی عرف مختلف شد، عرف شرعی باید مراعات شود. اگر چنین عرفی در کار نبود، عرف نزدیک ترین بلاد به شرع باید مراعات شود. افزون بر آن، هر دو تفسیر از نوروز - اعم از سلطانی و غیر آن - مربوط به پیش از اسلام است!

نکته مهم در مطالب ابن‏فهد آن است که روایت معلی بن خنیس را به گونه‏ای دیگر نقل کرده و شکل مفصل آن را آورده است. وی از نسابه معاصر خود علامه بهاءالدین علی بن عبدالحمید نسابه - و او به سند خود تا معلی بن خنیس - روایت مفصلی را درباره روز نوروز آورده است. این روایت پیش از این زمان، در منابع دیگر شیعی نبوده است. روایت چنین است که معلی نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود: روز نوروز، روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و اله)، برای امام علی (ع) در غدیر پیمان گرفت و مردم به ولایت او اعتراف کردند. خوشا به حال کسی که بر آن پیمان باقی ماند و بدا به حال کسی که آن عهد را شکست.

روز نوروز، روزی است که رسول خدا (ص) امام علی (ع) را به وادی جن فرستاد و او بر آنها عهدها و پیمان ها گرفت. روز نوروز، روزی است که امام علی(ع) بر خوارج غلبه یافت و ذوالثدیه را کشت.

روز نوروز، روزی است که قائم ما از اهل بیت (ع) قیام خواهد کرد و خداوند او را بر دجال پیروز خواهد نمود و دجال را بر کناسه کوفه بدار خواهد زد. هیچ نوروزی نخواهد آمد، جز آنکه ما انتظار فرجی در آن داریم. این از روزهای متعلق به ماست که فارسیان آن را حفظ کردند و شما (عرب ها) آن را ضایع کردید.

یکی از انبیای بنی ‏اسراییل از خدایش خواست تا قومی را که چندین هزار بودند و از ترس مرگ از دیارشان خارج شده بودند و خداوند آنها را میرانده بود، زنده کند. خداوند به وی فرمود: بر قبرهای آنان آب بریز. او در این روز، بر قبور آنها آب ریخت و آنها که سی هزار تن بودند زنده شدند. همین امر سبب شد تا ریختن آب در روز نوروز سنّت شود، امری که سبب آن را جز راسخان در علم نمی ‏دانند. روز نوروز، اول سال فارسیان است. معلی می‏افزاید: آن حضرت، این مطالب را بر من املا کرد و من از املای آن حضرت آن را نوشتم.

ابن فهد، به دنبال آن، روایت دیگری از معلی نقل کرده است.در این روایت آمده است که امام صادق علیه السلام در صبحگاه نوروزی که معلی به خدمت آن حضرت رسیده بود، از ایشان شنید که: روز نوروز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت تا او را عبادت کرده به وی شرک نورزند و به انبیای او، حجج او و اولیای او ایمان بیاورند. روز نوروز، نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و در زمین شکوفه پدید آمد. روز نوروز، روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی فرو نشست و روزی است که خداوند، کسانی را که از ترس مرگ از سرزمینشان خارج شده و مرده بودند زنده کرد و روزی است که جبرئیل بر رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فرود آمد و روزی است که ابراهیم بت های قومش را شکست. و روزی است که رسول خدا (ص) امام علی(ع) را بر دوش گرفت تا بت های قریش را در مسجدالحرام شکست.

ابن فهد به چهار نکته در این دو روایت توجه کرده است؛ یکی تطبیق روز نوروز با روز غدیر یعنی هیجده ذیحجه سال دهم هجرت است. دوم سنت آب ریختن که در بهار معنا دارد نه در ماه جدی (دی ‏ماه). سوم خلقت خورشید در این روز که با سخن منجمان سازگار است و چهارم شکوفه دادن زمین که باز در فروردین است نه در دی‏ماه.به این ترتیب وی خواسته تا از این روایت نتیجه بگیرد که روز نوروز، همان زمان ورود خورشید به حَمَل یعنی آغاز فروردین ماه است. به نظر می‏ رسد، این قدیمی‏ ترین بحثی است که در کتاب های فقهی شیعه در تعیین روز نوروز شده و بعد از آن در دوره صفوی بارها مورد نقد و ایراد قرار گرفته است.

مشکل این دو حدیث آن است که در منابع کهن شیعه نیامده است. افزون بر آن، روایات مزبور که در اصل باید یکی باشد، حاوی دو نوع آگاهی درباره روز نوروز است که این خود، منشأ شبهه درباره آن شده و احتمال جعل آن را تقویت می‏ کند. افزون بر آن، دانسته است که، ابن غضائری گفته: غالیان روایاتی را به معلی بن خنیس نسبت داده اند و نمی‏توان بر اخبار وی اعتماد کرد. در این صورت، این روایت که بی‏ گرایش غالیانه یا نگرش افراطی هم نیست، ممکن است از همان دسته مجعولاتی باشد که غالیان به معلی نسبت داده‏اند. باید این نکته را نیز یادآوری کرد که گفته شده، قرامطه ـ با گرایشی وابسته به مذهب افراطی اسماعیلیه - دو روز را در سال که نوروز و مهرگان بوده، روزه می‏ گرفته‏اند. بلافاصله باید تأکید کنیم که مجوسیان، نه تنها نوروز را روزه نمی ‏گرفته‏اند، بلکه به نقل بیرونی، اساساً مجوس را روزه‏ای نیست و هر کس از ایشان روزه بگیرد، گناه کرده است.

یاد از این نکته لازم است که بخش ریختن آب روی مردگان که به یکی از انبیای بنی‏ اسرائیل نسبت داده شده، در روایتی از ابن‏عباس آمده است. متن حدیث را بیرونی چنین آورده: نقل شده که در نوروز، جامی سیمین که پر از حلوا بود، برای پیغمبر(ص) به هدیه آوردند. آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند: امروز روز نوروز است. پرسید که، نوروز چیست؟ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد. از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت: کاش هر روزی برای ما نوروز بود. در همانجا آمده که وقتی از مأمون درباره سنت آب‏ پاشی در روز نوروز سؤال شد، نوروز را همان روزی دانست که مردگان از قوم بنی‏ اسرائیل در آن روز زنده شدند. ممکن است، این روایت از اسرائیلیات نیز باشد که در جامعه اسلامی به نوعی با عقاید رایج پیوند داده شده است.

از همه اینها گذشته، شاید بتوان تأویل دیگری برای این روایت جستجو کرد و آن اینکه ـ در صورت درستی صدور آن از امام صادق (ع) ـ شاید امام، خواسته ‏اند بفرمایند که اصولاً هر روزی که نشانی از پیروزی آیین الهی در آن باشد، نوروز است. درست همان طور که در یکی از روایات سابق الذکر آمده بود که امام علی (ع) فرمودند: هر روز ما را نوروز کنید. این معنا برای نوروز، کاملاً مطابق تعبیر «ایّام الله» است که در قرآن به روزهای متعلق به خداوند اطلاق شده است. البته با این تأویل، باید آنچه در روایت درباره نوروز فارسیان آمده، قدری اصلاح شود. البته اشکالات دیگری هم در برخی از رساله های نوروزیه بر این خبر وارد آمده است.

نوروز و نوروزیه‏های دوره صفوی

چنین به نظر می ‏رسد که نوروز، در فرهنگ مسلمانان شرقی، حتی با وجود مخالفت های برخی از فقهای سنی ‏مذهب، دوام آورده است. عجیب آنکه برخی از آداب و رسوم خاص آن مانند چهارشنبه سوری و سیزده بدر که از پیش از اسلام وجود داشته، و بی پایگی آن از نگاه اسلام بر همه روشن بوده، به دلیل همسویی نوروز با طبیعت و نیز دخالت آن در تعیین خراج سالانه، همچنان حفظ شده است. حضور این عید در بخش وسیعی از دنیای اسلام در حال حاضر، از نواحی عراق و ترکیه گرفته تا جمهوری آذربایجان، جمهوری های آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و طبعاً ایران، نشان آن است که پیش از تشکیل دولت صفوی، این عید مورد اعتنای کامل بوده است. در اینجا باید دو نکته را مورد توجه قرار داد:

نخست آنکه در دوره صفوی، تاریخ قمری و شمسی رواج داشته و طبعاً مراسم نوروز برگزار می‏ شده است. اولئاریوس در آن عهد چنین نوشته: ایرانی‏ها سال خود را برحسب حرکت خورشید و ماه تعیین و تنظیم می ‏کنند و به همین جهت دارای دو نوع سال شمسی و قمری می‏ باشند. سال قمری از نظر مذهبی برایشان اهمیت دارد که اعیاد و روزهای سوگواری خود را برحسب آن سال تعیین می ‏کنند. وی پس از آن اشاره کرده است که ایرانیان، عمر خود را برحسب سال شمسی محاسبه کرده و مثلاً می‏ گویند که فلان مقدار نوروز از عمر آنها گذشته است. وی چهارشنبه آخر سال را که چهارشنبه سوری بوده، از ایام مورد توجه مردم یاد کرده و گفته است که مردم آن را بدترین روزهای سال دانسته، کار را تعطیل می ‏کنند، از خانه کمتر خارج شده و حتی المقدور کمتر حرف می ‏زنند و سعی می‏ کنند به کسی پولی ندهند ... عده‏ای هم کوزه‏های خود را برداشته ... به خارج شهر رفته و کوزه را از آب پر کرده و آن را می‏آورند و به خانه و اطاق های خود می‏ پاشند و عقیده دارند که چون آب، صاف و پاک است، پلیدی ها و بدبختی ها را از خانه شسته، با خود می‏ برد. «تاورنیه» نیز از عید نوروز به با این عبارت که از اعیاد بزرگ ایرانیان است سخن گفته و می‏نویسد: در این روز تمام بزرگان برای سلام شاه به دربار حاضر می‏ شوند و هر کس به اندازه شأنش باید ارمغان و پیشکشی به شاه بدهد ... و در این روز شاه ثروت گزافی به دست می ‏آورد ... برای روز اول سال، اگر یک ایرانی اتفاقاً پول نداشته باشد که قبای نو تدارک نماید، اگر باید تن خود را گرو بگذارد، می ‏گذارد و قبای نو را حتماً به دست می ‏آورد. شواهد فراوانی درباره اهمیت برگزاری مراسم نوروز در میان ایرانیان در دوره صفوی در دست است که نیازی به نقل آنها نیست.

نکته دوم آنکه این مسئله را باید از زاویه دیگری نیز مورد توجه قرار داد و آن این که با پیدایش دولت شیعی، طبیعی بود که روزهایی که در فرهنگ فقهی و تاریخی شیعه، از اهمیتی برخوردار است به عنوان شعائر شیعی بزرگ داشته شود. این روزها، یا روزهای عزا و مصیبت بودند یا روزهای شادی و فرح. نوع دیگر، روزهایی بود که در تقویم مذهبی، عباداتی برای آنها در نظر گرفته شده بود. با توجه به اختلافاتی که در تعیین این روزها وجود داشت، لازم بود تا تحقیقی درباره تعیین روز دقیق آنها صورت گیرد. به عنوان نمونه چندین رساله مولودیه نوشته شد تا اثبات شود، تولد رسول خدا (ص) در دوازدهم ربیع الاول بوده یا در هفدهم آن. همین طور رساله ‏ای به دستور شاه سلطان حسین صفوی نوشته شد با عنوان هدایة الصالحین در اثبات آن که تولد امام علی (ع) در سیزدهم رجب بوده و سایر اقوال نادرست است.

به علاوه، مردم نیاز به تقویم هایی داشتند تا به معرفی این روزها پرداخته و آداب و عبادات ویژه آنها را بیان کند. نمونه آن کتاب تقویم المحسنین فی معرفة الساعات و الایام و الاسبوع از فیض کاشانی و اختیارات علامه مجلسی است. باید اعتقاد به خوبی و بدی ساعات را هم به این مطالب افزود و رساله‏هایی که به این مسائل هم پرداخته به آنچه گذشت، اضافه کرد. مجموع این مسائل، جریانی را در تألیف پدید آورد که به نوعی با بحث تقویم ارتباط می ‏یافت.

با توجه به آنچه در آغاز بحث درباره تفاوت نوروز قدیم با نوروز جلالی گفته شد، بحث از تعیین روز نوروز و این که آیا نوروز وارد شده در روایات، همین نوروز مرسوم است یا نه، در میان علما بالا گرفت. پیش از آن نیز، همانطور که گذشت، ابن فهد در قرن نهم، نسبتاً مفصل به آن پرداخته بود. استدلال هایی که در این قبیل رساله‏ ها آمده، به طور عمده بر پایه مطالب نجومی، تاریخی و نیز روایاتی است که به آنها اشاره کردیم. افندی با اشاره به رساله میرزا ابراهیم حسینی می‏ نویسد: او رساله ‏ای نوشت که نوروز، درست همین روزی است که اکنون مرسوم است. آقا رضی قزوینی، رساله‏ ای در انکار این مطالب نوشت. همین طور «محمد حسین بن میرزا ابوالحسن قائنی» و «میرزا رضی الدین محمد» مستوفی خاصه اصفهان دو رساله در تأیید تطبیق روز نوروز وارد شده در روایات با آنچه مرسوم است نوشتند. افندی می ‏نویسد: و قد صارت هذه المسألة مطرحا لاراء الفضلاء.

در این دوره افزون بر بحث های نجومی و اصولی و فقهی در این باره، یکی دو روایت دیگر درباره نوروز که در منابع پیشین شناخته شده نیامده، مطرح گردید. یک روایت را مرحوم علامه مجلسی در بحار بدون آن که نام منبعش را یاد کند، با این عبارت که: رأیت فی بعض الکتب المعتبرة آورده و سندی بر آن از همان کتاب نقل کرده است. راوی این روایت معلی بن خنیس است اما نه در حد چند سطری که در مصباح شیخ آمده و یا یکی دو صفحه‏ ای که در المهذّب ابن فهد آمده، بلکه ده صفحه بحار را به خود اختصاص داده است. آنچه در این روایت افزون بر نقل ابن فهد آمده، تفصیلی است که معلی از امام خواسته تا نام های فارسی سی روز ماه را بیان کند. به دنبال آن سی نام فارسی همچون هرمزد روز، بهمن روز، اردیبهشت روز و... آمده است. علامه مجلسی روایت مزبور را بار دیگر از منبع دیگری آورده، اما در آنجا نیز نام منبع یاد نشده، بلکه آمده است: وجدت فی بعض کتب المنجمین مرویا عن الصادق (ع)... در این نقل، بخش اول سخن امام با معلی نیامده، بلکه تنها نام های ایرانی سی روز آمده است. نیز همان روایت را نقل کرده، بدون نام منبع و تنها با عبارت: «و روی ایضا فی بعض الکتب ...»، جالب آنکه علامه پس از نقل این سه روایت می ‏نویسد: این روایات را ما از کتاب های منجمان نقل کردیم، زیرا از ائمه ما روایت کرده بودند، اما من بر آنها اعتمادی ندارم. در نُسَخ آنها نیز اختلافات زیادی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره کردم. حقیقت آن است که این اسامی برای سی روز از منجمان بوده و روشن نیست به چه دلیل به امام صادق (ع) نسبت داده شده است. علامه مجلسی به نقل از ابوریحان ـ و قاعدتا از الآثار الباقیه ـ آن نام های ایرانی را آورده است.

افزون بر این روایت، نقل دیگری هم در دوره صفوی مطرح بوده و آن این است که هفت سلام به مشک و زعفران نوشتن و غساله آن را نوشیدن و چهل مرتبه سوره یس را بر انار خواندن و شصت مرتبه این دعا را خواندن که «یا محوِّل الحول و الاحوال حوِّل حالنا الی احسن الحال». این نقل را آقا رضی قزوینی آورده و افزوده که در جایی معتبر به نظر نرسیده است. مرحوم شیخ عباس قمی هم آن را به نقل از کتب غیر مشهوره آورده و صورت دیگر آن را «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال» یاد کرده است.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

عید روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای اضحی و فطر عید نامیده می شوند، که در عید اضحی قربانی، و در عید فطر زکات فطره مطرح است. نیز می توان گفت، عید آن روزی است که در آن نماز ویژه ای برگزار کنند، یا روزی است که مجمعی در آن فراهم آید، و یا آنکه عید روزی است که خلق از ماتم به شادمانی عود کنند، یا روزی است که زندانیان را از زندان رها کنند، یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد، یا آنکه «عید» روز شریف و ارجمندی می تواند باشد.

از آیه 114 سوره مائده استفاده می شود که حضرت عیسی مسیح روز نزول مائده را که سالروز وقوع یک معجزه الهی در تاریخ است برای همه انسان ها عید قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر برکت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تکرار گردد.از آنجا که «مائده» به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، می توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح(ع) ویژگی خاصی داشته که به خاطر آن عنوان «مائده» را به خود گرفته است.راغب اصفهانی می گوید: مائده طـَبـَق و خوانی است که در آن طعام باشد که هم به آن طبق و هم به طعام «مائده» گفته می شود.بنابراین «عید» در این آیه اشاره دارد به نزول یک برکت آسمانی در پوشش طـَبَق یا طـَبَق هایی از طعام و خوردنی که می تواند تکرار و بازگشت آن روز نیزهمان برکات را به همراه داشته باشد و از این جهت، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذکر و یاد او در دل ها و زبان ها بوده باشد.

1-2) عید در روایات اسلامی

جمعه، فطر، اضحی و غدیر خم مهمترین روزهایی هستند که از آنها در روایات اسلامی با عنوان عید یاد شده است و هر یک از این روزها آداب و مراسم مشترک یا خاص خود را دارند.

مهمترین اعمال و آداب مشترک این اعیاد عبارت اند از : غسل کردن و حمام کردن، پوشیدن جامه نیکو، استعمال بوی خوش، خواندن نماز و ادعیه؛ ضمن آنکه هر یک از آنها اعمال ویژه خود را نیز دارند.

نکته جالب توجه در این اعمال و آداب و ادعیه آن است که غالباً به نزول فرشتگان و ارواح وارستگان و فرود آمدن برکات آسمانی اشاره می شود. چنانکه تلاوت سوره قدر، به منظور اشاره به قدر و شرف و عظمت این اعیاد، و تأکید بر نزول فرشتگان و روح از آسمان مانند آن، نوعاً در نمازهای ویژه این اعیاد مطرح است.در شب جمعه، ملائکه از آسمان به زیر می آیند با قلم های طلا و صحیفه های نقره، و در پسین پنجشنبه و شب جمعه و روز جمعه تا غروب آفتاب جز صلوات بر محمد(ص) و آل او چیز دیگری نمی نویسند.شب عید اضحی (قربان) از لیالی متبرکه است و یکی از آن چهار شبی است که نگاه داشتن احیا در آن شب توصیه شده است چرا که درهای آسمان در این شب باز است.در روایات آمده است که فضیلت شب عید فطر، کمتر از شب قدر- شب نزول قرآن ، ملائکه و روح - نیست.عید غدیر خم نیز از عظیم ترین اعیاد است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و آن روزی است که حضرت رسول(ص) امیرالمومنین(ع) را به خلافت خود برگزید؛ احسان و انفاق در این روز، چون شب قدر، اجری چندین برابر روزهای دیگر دارد. گفتنی است که در بعضی از ادعیه مربوط به این اعیاد وسعت رزق از خداوند متعال که خیرالرازقین است درخواست می شود.

1-3) عید نوروز و آداب آن:

مفاتیح الجنان شیخ قمی روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد، بی آنکه اشاره ای به فضیلت این روز کرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس از نوروز را این گونه تجلیل کرده است: نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی(ع) نازل شد، روزی است که رسول اکرم(ص) علی(ع) را بر دوش کشید تا بت های قریش را از بالای کعبه رمی کند، روزی است که نبی(ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) ، روزی است که قائم آل محمد ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر(عج) بر دجال پیروز خواهد شد.و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق(ع) در مفاتیح الجنان :فرمود : چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان. پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه انا انزلناه و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان.

همان طور که مشاهده می شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی های خوش و روزه داشتن آغاز می شود، ضمن آنکه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

1-4) نماز عید نوروز

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره های قدر، کافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده ، می توان دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات الهی همراه بوده است. تأکید بر قرائت سوره های کافرون، توحید، معوذتین نیز می تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدی ها داشته باشد.

1-5) دعای عید نوروز:

دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اکرم (ص) و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد. در این دعا آمده است: (هذا الذی فضلته و کرمته و شرفته و عظمت خطره) این فراز با اندکی جابجایی در کلمات در دعای مخصوص ماه مبارک رمضان نیز آمده است.فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز: (اللهم .... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونک علیه حتی لا اتکلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاکرام) از آن جهت که در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنانکه در گزارش آیین های ایرانی خواهد آمد عید نوروز همان روزی است که حضرت سلیمان(ع) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا کرد.

2- در آیین ها و اساطیر ایرانی

2-1) جشن

همتای واژه (عید) در زبان های ایرانی (جشن) یا (یسن) است. از ریشه YAZ به معنای ستایش، نیایش و پرستش؛ (ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. (جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار کهن است. این واژه که باری گران از معناها و سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یک پیروزی، یک واقعه اجتماعی یا یک معجره آسمانی که سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گردهم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می کردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسی از موهبتی که از سوی خداوند ارزانی شده بود تکرار می گردید. این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. در ایران باستان و پیش از ظهور زردشت همواره مراسم قربانی پس از مراسم نیایش و ستایش انجام می پذیرفت. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در کنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می کردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد.

یک پدیده کیهانی مانند واقع شدن خورشید در نقطه های اعتدال ربیعی یا خریفی یا انقلاب صیفی و شتوی می توانست انگیزه ای برای برگزاری جشن باشد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می کردند. چنانکه جشن های نوروزی، جشن مهرگان، جشن شب چله تابستان و شب چله زمستان از این قبیل است.تعداد دیگری از جشن ها برای نیایش امشاسپندان و ایزدان برپا می شد، از آن روی که این ایزدان نگاهبان روزهای ماه و ماه های سال بودند، هرگاه که نام روز با نام ماه برابر می افتاد، به آن مناسبت جشنی برپا می شد.

2-2) جشن نوروز

این جشن از کهن ترین جشن های ایرانی است که پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلکه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن (ازدواج مقدس) و (اکیتو) را پدید آورده که بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده، ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است.

بنابراین سه جشن «نوروز»، «مهرگان» و «سده» بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی؛ گفتنی است که در گاهان و اوستا از این سه جشن یادی نشده است.

2-3) نوروز کوچک و نوروز بزرگ

عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یکی روز اول فروردین، که خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز کوچک یا (عامه) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا (نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین است.

گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.

2-4) نوروز و فـَرَوَشی ها

ماه فروردین به فـَرَوَهرها و یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به رستاخیز و حیات منتهی می شود. فروهر یکی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می اید و پس از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد و از پادافراهایی که روان انسان ها به مناسبت گناهان باید متحمل شود به دور است. در عقاید باستانی تر، ایرانیان تنها قهرمانان را دارای فروهر می دانستند، اما بعدها پرهیزگاران نیز از این موهبت بهره مند می شوند. آنان سالی یکبار برای دیدار بازماندگانشان به خانه های خویش فرود می آیند و ورود آنان برکت را به همراه خواهد داشت، آن زمان که خانه را پاکیزه ودرخشنده ببینند. ولی چنانچه آن را آشفته درهم و پاکیزه نشده بیابند برکت برای آن نخواسته ، آن را رها می کنند.حضور فروهرها از طلیعه فروردین و نوروز آغاز می شود و تا دهم فروردین و به روایتی تا نوزدهم آن ادامه می یابد از این جهت مراسم آتش افروزی بر بالای بام ها انجام می پذیرفته تا راه خانه ها را به فروهرها نشان دهند.به گفته بعضی از محققان تا به امروز نیز اعتقاد به بازگشت ارواح نیاکان در ایام نوروز وجود دارد. چنانکه اعتقاد به آزادی مردگان در شب های جمعه و بازگشت ارواح آنان به خانه های خود می تواند چنین بنیادی داشته باشد.

2-5) پیوند نوروز با آب

نوروز بزرگ، روز خرداد از ماه فروردین است و خرداد ایزد موکل بر آب در جهان مادی است. در بندهش چنین آمده است:

همه نیکی ها چون از ابرکران (عالم اعلی) به گیتی آید، به خرداد روز آید. باشد که همه روز آید، اما آن روز بیش آید. پیداست اگر آن روز بر تن جامه ای نیکو بدارند. و بوی خوش بویند و مروای نیک تفأل کنند و... آن سال نیکویی بدیشان رسد و بدی را از ایشان دور می سازد. از آنجا که نوروز در آغاز فصل بارش باران های بهاری قرار دارد می توان ردپای اردویسور اناهید را نیز در آن یافت. اردویسور اناهید الهه آب است. اوست که به فرمان اورمزد از آسمان باران، برف و تگرگ را فرو می باراند. بندهش او را «مادر آب‌ها» توصیف می کند که پاکیزه نگاه داشتن تخمه مردان، چون از خون پالوده شود و نیز زنان، چون بزایند و دیگر آبستن شوند از خویشکاری های اوست.

و نیز گفته اند : سبب این که ایرانیان در نوروز غسل می کنند آن است که این روز به الهه آب تعلق دارد. از این رو، مردم در این روز هنگام سپیده دم از خواب برمی خیزند و با آب قنات و حوض خود را می شویند و گاهی نیز آب جاری بر خود از راه تبرک و دفع آفات می ریزند. و در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و درباره سبب این کار برخی گفته اند علت آن است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید و سپس ناگهان سخت ببارید و مردم به آن باران تبرک جستند و از آن آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همچنان در ایران مرسوم بماند.

2-6) نوروز پیروز

نوروز همچنین نمادی است از پیروزی نیکی بر بدی. از همین رو آیین نیایش رپیثون در نوروز برگزار می شود. (رپیثون ) سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است. با یورش دیو زمستان به زمین رپیثون به زیر زمین فرو می رود تا با گرم نگاهداشتن آب های زیرزمینی، گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات بخشد. بازگشت سالانه او در بهار نمادی است از پیروزی نهایی خیر بر شر، به همین مناسبت جشن و نیایشی ویژه در مراسم نوروزی به ایزد مذکور تعلق داشته است.

یکی از نوشته های پهلوی به نام ماه فروردین روز خرداد این معنا، (پیروزی نیکی بر بدی)، را بسیار یادآور می شود. در این متن، این روز، روزی است که تهمورث اهریمن دروند (گناهکار) را سی سال به باره کرد، منوچهر به خونخواهی ایرج بیرون آمد و سلم و تور را هلاک کرد، سام نریمان بر سناوذک دیو پیروز شد، کیخسرو به خونخواهی پدر خویش (سیاوش) افراسیاب را هلاک کرد، منوچهر و آرش زمین را از افراسیاب باز ستاندند، و بالاخره در ماه فروردین، روز خرداد، اورمزد فرمان رستاخیز دهد و جهان را بی مرگ و بی زرمان (بی پیری) و بی پتیاره (بی عیب و نا آلوده) کند. آن زمان است که اهریمن با دیوان و دروجان ... همگی ناکار گردند.

2-7) نوروز روز دین و روز پادشاهی

در ماه فروردین، روز خرداد، فریدون جهان را تقسیم کرد. روم را به «سلم»، ترکستان را به «تور» و ایرانشهر را به «ایرج» داد، کیخسرو و سیاوشان را به لهراسب سپرد، زردشت دین مزدیسنان را از اورمزد پذیرفت و کی گشتاسپ شاه دین را از زردشت و در این روز پشوتن رواج دین خواهد کرد.

و نیز روایت شده است که کوروش پس از پیروزی بر بابل، پسر خود کمبوجیه را در جشن نوروز گموک بابلی به عنوان پادشاه بین النهرین معرفی کرد.

2-8) نوروز و سلیمان

در روایات ایرانی آمده است که چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم کرد سلطنت از دست او بیرون رفت. اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را بازیافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند، و ایرانیان گفتند: نوروز آمد.

2-9) نوروز و خوان هفت سین

از مهمترین آیین های نوروزی، گستردن خوان نوروزی است که مشهورترین آن «سفره هفت سین» است. این سفره تا پایان جشن نوروز گسترده می ماند. این خوان مجموعه ای است متنوع از آنچه که در زندگی به آن احتیاج است. البته محدود کردن آن به هفت چیزی که با حرف «سین» آغاز می شود اصالتی ندارد. همچنین این خوان می تواند به نوعی بیانگر پذیرایی از فروهرها باشد که از روز اول فروردین به خانه های خویش وارد می شوند.عدد هفت از اعداد مقدس نزد ایرانیان است که با هفت امشاسپند (برابر هفت ملک مقرب در آیین های سامی) ارتباط دارد.گویند: سین شکل کوتاه شده سینی است که همان خوان مسین است. و در نوروز هفت خوان را برای هفت امشاسپند می آراسته اند. یا آنکه برای برکت و شگون در هفت سینی دانه هایی را که برکت به سفره می آورد می رویاندند و آن گاه در خوان نوروزی قرار می دادند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نوروز در روایات شیعه و در کتاب التاج جاحظ بصری

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۵
مهدی
نظرات (0)

در کتب حدیث و کتب فقهی و کتب «الاموال» مفصل به مسایل اهل کتاب بودن مجوسیان زرتشتیان استدلال شده و در مباحث جزیه به آنها تصریح شده است که نیاز به عرضه آنها نیست و در مقاله نیز دنبال این نیستیم که این موضوع را در روایات اهل سنت و آثار فقهی آنان بررسی کنیم، آنچه در مقاله کوتاه مقصود و منظور است عرضه روایاتی است که از سوی شیعه و از قول امامان بزرگوار در تأیید و تثبیت «نوروز» و آداب و اعمال آن آمده است.

در نکته نخستین که زرتشتیان اهل کتابند و حضرت زرتشت پیامبری در ردیف هزاران پیامبری الهی بوده، در منابع شیعی نیز روایات و اقوال زیاد است و حتی حضرت زرتشت ظهور پیامبر اکرم(ص) و باقی ماندن شریعت وی تا روز قیامت را نیز پیش بینی کرده است. سید ابن طاووس (589-664) که از علمای برجسته امامیه محسوب می شود و دارای تألیفات کثیری است و به اتفاق اعلام شیعه از با تقواترین انسان های دوره خود بوده است، در کتاب الملاحم و الفتن از قول ابومعشر می گوید: جاماسب و زرتشت در هزار سال قبل از بعثت پیغمبر(ص) حکم کرده اند که طالع قرآن (نشان می دهد) که شریعت رسول الله(ص) تا روز قیامت باقی خواهد بود.

در بین زرتشتیان پیش از اسلام دو عید بسیار مبارک و مشهور بود یکی عید نوروز و دیگری مهرگان (مهرجان). بی گمان در ادیان اعیاد همراه با اعمال مذهبی برگزار می شده است و چون دین حضرت زرتشت نیز دارای اعیادی مقدس همچون نوروز بوده اند (مانند دین مقدس اسلام که دو عید فطر و قربان مهمترین و برجسته ترین اعیاد دینی مسلمانانت محسوب می شوند) اعمال و آداب ویژه ای داشته است که در کتاب هایی که از پهلوی به پارسی و عربی ترجمه شده و یا در آداب و مراسم برگزاری این آیین در نزد زرتشتیان و بقیه ایرانیان مسلمان که به صورت سنتی و شفاهی آن را حفظ کرده اند باقی مانده است، که برای نمونه برخی از آن آداب در نوروزنامه ها و کتاب هایی همچون کتاب «التاج»، «جاحظ بصری» انعکاس یافته است که بعدها برخی از خلفای عباسی نیز تحت تأثیر ترجمه آثار ایرانی به قداست این جشن توجه داشته ومراسمی را نیز به پاس آن برگزار می کرده اند و فلسفه و رمز این که چرا در روایات شیعه این اندازه به این عید توجه شده است ریشه در اعتقادات دینی و باور به «اهل الکتاب» بودن زرتشتیان و دریافت ارزش و اهمیت این عید دینی بوده که از پیش از اسلام بر جای مانده است. اگر صبغه دینی این عید غلبه نداشت (همچون عید فطر  و عید قربان ) و قداست آن به عنوان یکی از اعیاد دین زرتشت مورد توجه نبود هیچگاه این احادیث با این صراحت در مورد آن روایت نمی شد، لذا جای بسی تأمل دارد که این روایات را مورد بررسی قرار داد و حداقل فهرستی از آنها تهیه نمود تا بتوان بعدها به تحلیل علمی آنها پرداخت. و اگر حضرت امام صادق (ع) به یکی از یاران خود فرموده اند: نوروز روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند، به پیامبران و راهنمایان او بگروند و به پیشوایان دین ایمان بیاورند و همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت. زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا امیرالمومنین علی(ع) را بر دوش گرفت تا بت های قریش را در کعبه به زیر افکند و بتان را خرد کنند. چنانکه ابراهیم نیز این کار را کرد.

تمام این ویژگی ها نشان می دهد که نوروز محتوای دینی به خصوصی داشته است. اینک جا دارد روایاتی که پیش از علامه مجلسی در کتب معتبر روایی شیعه آمده نقل کنیم. همه می دانند که کتب اربعه شیعه از نظر اعتبار و ارزش همچون صحاح سته نزد اهل سنت است و لذا روایات مندرج در کتب چهارگانه شیعه یعنی: کافی شیخ کلینی، من لایحضره الفقیه شیخ صدوق، تهذیب الاحکام و الاستبصار شیخ طوسی، از حیث وارد شدن در این منابع اهمیت ویژه دارند و پس از جرح و تعدیل آنها می تواند مصدر فتوا و احکام و باورها باشد. روایاتی که در سه کتاب از کتب چهار گانه حدیث شیعه آمده چنین است:

1- با لفظ نوروز یک بار این روایات آمده است:

- یوم ... النوروز اهدوا الیه الشیء ( این روایت در تهذیب الاحکام طوسی جلد 6 (ص 378، سطر 11) ثبت و ضبط شده است.)

2- با لفظ النیروز چهار بار روایات زیر نقل شده است ( یا امیرالمومنین الیوم النیروز (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد 3، ص 300، سطر4)

فاذا کان یوم المهرجان اوالنیروز... ( الکافی شیخ کلینی ، ج 5، ص141، سطر 6)

یوم المهرجان و النیروز اهدواالیه الشیء (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 13)

اتی علی بهدیه النیروز فقال ما هذا؟ (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 3)

3- با لفظ نیروزا یک بار در روایت منقول است:

اصنعوا لنا کل یوم نیروزا (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 4)

4 با لفظ نیروزنا یک بار در روایت منقول است:

نیروزنا کل یوم (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 5)

نکته قابل توجه در این است که بیشتر این روایات در کتاب من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق آمده که روایات این کتاب نسبت به سایر کتب اربعه از اعتبار وارزش بیشتری برخوردار است به ویژه که شیخ صدوق در آن کتاب بیشتر به روایات فقهی و علمی عنایت داشته است و علاوه بر آن روایات این کتاب با منابع حدیث اهل سنت از نظر مضمون و محتوا و حتی الفاظ، اشتراک چشمگیری نسبت به سایر کتاب های حدیث شیعه دارد.

اینک در پایان مقاله به روایت مشهور معلی بن خنیس پرداخته و از قول حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان (فصل 11) اعمال عید نوروز را بنابر تعلیم امام جعفر صادق(ع) به معلی بن خنیس نقل می کنیم :

و اما اعمال عید نوروز: پس چنان است که حضرت صادق (علیه ااسلام) به معلی بن خنیس فرموده که:

- چون روز نوروز شود غسل کن،

- و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش،

- و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان،

- و در آن روز روزه بدار،

- پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی چهار رکعت نماز بگذار یعنی دو رکعت به یک سلام، و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره انا انزلناه، و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه «قل یا ایها الکافرون» و در رکعت سیم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قل هو الله احد» و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه «قل اعوذ برب الفلق» و «قل اعوذ برب الناس» بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا بخوان:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الاوصیاء المرضیین و علی جمیع انبیائک و رسلک با فضل صلواتک و بارک علیهم با فضل برکاتک و صل علی ارواحهم و اجسادهم، اللهم بارک علی محمد و آل محمد و بارک لنا فی یومنا هذاالذی فضلته و کرمته و شرفته و عظمت خطره ، اللهم بارک لی فیما انعمت به علی حتی لا اشکر احداً غیرک و وسع علی فی رزقی یا ذاالجلال و الاکرام، اللهم ما غاب عنی فلا یعیبن عنی عونک و حفظک و ما فقدت من شی فلاتفقد نی عونک علیه حتی لا اتکلف ما لا احتاج الیه یا ذاالجلال و الاکرام :

بار خدای بر محمد و آل محمد اوصیاء پسندیده رحمت فرست و هم بر همه پیامبران و فرستادگانت به بهترین رحمت هایت و برکت ده برایشان به بهترین برکاتت و بر جسم و جانشان رحمت فرست، بار خدایا برمحمد و آل محمد برکت ده و به ما در این روزی که برتریش دادی و گرامیش نمودی و شرافت و بزرگیش بخشیدی، برکت ده. بار خدایا مرا در آنچه بر من انعام کردی برکت ببخش تا به غیر از تو دیگری را سپاس نکنم و در روزی ام گشایش و وسعت ده ای صاحب جلال و بزرگواری. بار خدایا هر چه از من نهان باشد؛ پس کمک و نگهداری تو از من نهان مباد و هر چیز را گم کنم پس مبادا گمم کنی؛ یاریت را تا به رنج و زحمت نیفتم برای آنچه محتاج آن نیستم. ای صاحب جلالت و بزرگواری. سپس حاج شیخ عباس قمی می نویسد: چون چنین کنی گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام .

ب: در کتاب التاج جاحظ بصری

در خصوص انتقال فرهنگ و علوم ایرانی به دنیای عرب و اسلام کتب و رسالات بسیار اندک است و البته مقالاتی نگاشته شده به طور پراکنده و بخشی از این «انتقال» را در آثار و متون عربی نشان داده اند. از سوی دیگر تأثیر فرهنگ اسلامی و مسلمانان و عرب بر ایرانیان نیز چشمگیر بوده و تاکنون در این حوزه کتب و رسالاتی نگاشته شده و به چاپ رسیده است. آنچه در این مقاله در پی نگارش آن هستیم نشان دادن گوشه ای از «انتقال» فرهنگ و علوم ایرانی در دوره نهضت ترجمه است که در کتاب التاج جاحظ بصری متجلی و متبلور شده است.

جاحظ ابوعثمان عمر و بن بحرین محبوب کنانی در فاصله سال های بین 150 تا 160 ق در بصره متولد شد و مرگش را در 255 ق نوشته اند. تولد وی مصادف با اوایل جلوس مهدی عباسی بوده و دوران کودکی و نوجوانی و بلوغ عقلی و فکری و پرورش علمی و ادبی اش را همزمان با خلافت مهدی (158 – 169) هادی (169 – 170) هارون الرشید (170-193) امین (193-298) گذرانده است. در این دوران، خلافت عباسیان تحکیم می یابد و عناصر نژادی مختلف از مسلمانان این امکان را به دست می آورند که شخصیت خود بنمایانند و نقش های برجسته در سیاست، جنگ، دانش و مدیریت ایفا نمایند. در این دوران شاهد رشد و توسعه شهرنشینی، فرهنگی ، سیاسی هستیم . عوامل گوناگونی در این تحول بخشیدن فرهنگ جدید مؤثر افتاد که از جمله یکی اختلاط فرهنگ های گوناگون وتعاطی و تقابل افکار و ایجاد وسعت اندیشگی و تموج فکری در اندیشمندان، دو دیگر پیدایش و مطرح شدن مضامین و موضوعات نوین زندگی شهری در شعر و نثر، سه دیگر ارتقای شیوه تألیف و تصنیف بر اثر آشنایی مسلمانان با آثار ترجمه شده از پهلوی و سریانی و هندی و به ویژه یونانی که روش منطقی و نظم و ترتیب و نحوه ورود و خروج در مطلب، و اساساً مقولات تفکر و تحقیق را در اختیار خوانندگان قرار می داد. قرن دوم و سوم هجری یعنی دوره حیات و زندگی جاحظ عصر نضج فرهنگ اسلامی و یکی از مقاطع عالی تاریخ فرهنگ انسانی است و آن محصول همیاری و همکاری بی نظیر همه اقوام و ملل قلمر و خلافت اعم از مسلمان و ذمی بود و یکی از پرورش یافتگان عصر تجدد فرهنگی و فعالان دوره نضج فرهنگی اسلام «جاحظ» است.

جاحظ در حدود 360 تألیف از خود باقی گذاشته که سبط ابن جوزی تقریباً تمام آنها را در بغداد در آرامگاه امام ابوحنیفه نعمان دیده است. از آثاری که جاحظ در آن به انعکاس فرهنگ و آداب ایرانیان پرداخته «کتاب التاج» یا «کتاب التاج فی اخلاق الملوک» است. این کتاب به «اخلاق الملوک» نیز شهرت دارد. جاحظ کتاب را در دوران و روزگاری که بغداد مرکز خلافت و دارالسلام و قبه الاسلام بود تألیف نمود. برخی در انتساب این کتاب به جاحظ تردید کرده اند همچنان که رشر(RESCHER) و ریختر(RICHTER) و سندوبی نظر داده اند: آن کتاب به غلط به جاحظ بسته شد، و در واقع اثر یکی از معاصران جاحظ است که به «فتح بن خاقان» ولی نعمت جاحظ تقدیم کرده و از نظر سبک نوشتار و اندیشگی با کار جاحظ سازگاری ندارد.

اینک ما درصدد اثبات این کتاب به جاحظ و رد این نظریات نیستیم زیرا در خود کتاب با کمال و وضوح ثابت می کند که تألیف جاحظ است و ده ها دلیل بر این امر گواهی می دهند.

جاحظ بصری قسمت مهمی از قوانین و نظامات و رسوم خلافت عباسی را که با آن معاصر بود و خود در آنها تحقیق و رسیدگی کرده و یا در آن دوره که می زیسته متعارف و معمول بوده، در این کتاب ذکر کرده است. این کتاب را جاحظ آیینه ای قرار داده که مجالس و منظره ها و جشن های رسمی و باورهای عمومی خلفا و شاهان و بزرگان در آن با کمال وضوح نمایان است. علاوه بر این، در این کتاب بسیاری از روش ها و عادات شاهانه و تزیینات و اوضاع سیاسی گنجانیده شده که پس از شروع دوران حکمفرمایی اسلام و مسلم شدن و قدرت سیاسی و دینی برای مسلمین، اعراب قسمتی از آنها را از ایرانیان اقتباس کرده اند. ما به وسیله این کتاب می توانیم به اندازه تأثیر مهمی که تمدن ایرانی در دوره عباسیان در تمدن دوره اسلامی داشته است پی ببریم. این تأثیر به حدی بوده که خود جاحظ در این کتاب بیشتر اوقات مقصود و روش خود را فراموش کرده و به شرح بعضی از عادات ایرانیان و رسوم و آیین های پیشین آنها پرداخته و به طوری از آنها یاد کرده که گویی در آن دوران معمول و متداول بوده در صورتی که برخی از آنها رسوم و عاداتی بودند که ممکن نبوده تحت حکم اسلام در آیند و یا با آن موافقت داشته باشند. عبارات ومطالب این کتاب به ما می فهماند بر اینکه جاحظ از بعضی کتاب های فارسی که در این موضوع تدوین شده بود استفاده کرده، علاوه بر این مشاهده می شود غالباً بنابر اقتضاء مطلب و استمرار آن در هنگام نقل و استفاده از آن کتب به ذکر بعضی از رسوم و عادات و آیین ها از ایرانیان پرداخته است، به همین جهت ظن قوی می رود که مؤلف به کتاب های پهلوی و فارسی ( ایرانی ) که در ایام ابوجعفر منصور و خلفای بنی مروان که پیش از او بوده اند و خلفای هاشمی که پس از او به نام انوشیروان تألیف شده و به وسیله ابن مقفع ترجمه شده مراجعه کرده و در تألیف خود، از آن کتاب بهره کافی برده است.

اما نوروز در کتاب التاج که موضوع مقاله است، جاحظ در دنباله بحث روش پادشاهان ساسانی در دادن جایزه و مقرری، بابی را تحت عنوان هدایای نوروز و مهرگان باز کرده و به تفصیل از آن سخن رانده است. جاحظ در شرح و معرفی دو جشن «مهرگان» و «نوروز» و آداب و رسوم مربوط بدان از جمله هدیه دادن شاهان و هدیه گرفتن شاهان اینگونه می نگارد: یکی از حقوق پادشاه این است که نوروز و مهرگان هدایایی تقدیمش شود، و علت این است که دو فصل سال هستند.

مهرگان عبارت از فرا رسیدن فصل زمستان و سرما است، و نوروز نشانه فرا رسیدن فصل گرما است، اما در نوروز مزایایی است که در مهرگان نیست. از جمله فرا رسیدن سال نو و آغاز موسم باج و خراج و کاشتن و عوض کردن عاملان و متصدیان و سکه زدن درم و دینار و پاک کردن آتشکده ها و آبریزان و قربانی نمودن و آبادی و عمارت و غیره است. پس برتری نوروز و بر مهرگان همین مزایا است. و در چنین مواقعی از حقوق پادشاه این است که خاصان و افراد خاندان شاه هدایایی تقدیم کنند.

جاحظ پس از این مقدمه به نحوه هدیه دادن طبقات گوناگون جامعه به شاه می پردازد و می نویسد: رسم و آیین ایرانیان این بود که هر کس آنچه را دوست دارد به شاه هدیه کند. مثلاً اگر از طبقه عالی کشور و دربار باشد و مشک را دوست بدارد باید هدیه او به شاه جز مشک چیز دیگری نباشد، و اگر عنبر را دوست داشته باشد باید همان را هدیه کند، و اگر به جامه و لباس توجه داشته باشد هدیه اش باید جامه و پارچه باشد. و اگر از دلیران و جنگجویان و سوارکاران باشد، عادت و رسم این است که اسبی یا نیزه ای یا شمشیری هدیه کند، و اگر از تیراندازان باشد رسم آن بود که تیر هدیه بفرستد و اگر توانگر و مالدار باشد رسم چنانست که زر و سیم پیشکش نماید، و اگر از عاملان و متصدیان باشد و مالیات یا خراج مانده ای از سال پیش بر او باشد باید مالیات گرد آورد و در کیسه های ابریشم بافته چین گذارد و با نوارهای سیمین و نخ های ابریشمین ببندد و با عنبر آنها را مهر کنند و سپس به درگاه شاه فرستد.

و هر کس از عاملان و متصدیان که مایل بودند از پس انداز خود و یا باقیمانده از حق العمل خود پیشکشی دهند و امانت و درستکاری خود را نمایان سازند، چنین می کردند.

اما شاعران شعر، خطیبان خطبه هدیه می کردند، و ندیمان تحفه یا چیز طرفه زیبا و کمیابی و یا نوبری هدیه می نمودند، اما بر زنان و بردگیان و کنیزکان خاص شاه لازم است هر چه را عزیز و گرامی می دارند و به چیزهای دیگر ترجیح می دهند یعنی همان طور که در باره مردان گفته شد، به شاه هدیه کنند، و بر هر یک از زنان و همسران شاه لازم است که اگر کنیزکی داشته باشد بداند که شاه او را دوست دارد و از دیدارش خرسند می شود باید او را با بهترین وضع و آرایش هدیه کند، پس اگر یکی از همسران شاه چنین کند، شاه حق دارد که بر سایر زنان او را برتر دارد و بر قرب و منزلتش بیفزاید و بداند که آن زن شاه را بر خود ترجیح داده و مقدم داشته و به او هدیه ای نموده که دادنش برای او فداکاری بوده و چیزی را مخصوص او گردانیده که کمتر زنی می تواند اقدام به آن کند و چنین هدیه ای تقدیم نماید.

و از حقوق خواص و ملازمان این است که هدایای آنها بر شاه عرضه شود و به طور عادلانه ارزیابی شود. هرگاه هدیه ده هزار ارزش داشته باشد در دیوان خواص ثبت می شود، و هرگاه صاحب آن هدیه از کسانی باشد که طالب فزونی و سود باشد، و بر اثر پیش آمدی گرفتار مصیبتی شود، و یا بخواهد عمارتی بسازد و یا برای مهمانان خوانی بگسترد و یا سور عروسی داشته باشد که پسر خود را داماد کند و یا به دختر خود جهیزی دهد و روانه خانه شوی کند، و به هر حال نیازی به مساعدت داشته باشد، در این صورت به آنچه در دیوان دارد می نگریستند، و شخصی را برگماشته بودند که متصدی اینگونه کارها بود و به آنها رسیدگی می نمود. پس به هدیه آن شخص رسیدگی می کرد و هرگاه ارزش آن به ده هزار می رسید دو برابر بهای آن را به او می دادند تا در نیازی که دارد به کار برد.

و اگر آن شخص از کسانی باشد که تیر یا درم یا سیب یا ترنجی هدیه کرده اند، به هر حال برای آن هدیه شده است که در دیوان ثبت شود و اگر گزندی یا پیش آمدی برایش بشود باید به شاه اطلاع دهند، و بر شاه است که به او کمک نماید، خصوصاً اگر از سوارکاران و ملازمان و همصحبتان شاه باشد، پس چون به شاه اطلاع داده می شد که آن مرد در دیوان تیری یا درمی یا ترنجی یا سیبی دارد، شاه دستور می داد سیبی یا ترنجی برگیرند و آن را با نظم و ترتیب از دینار زر آکنده نمایند و برای آن شخص بفرستند، اما رفتار آنها نسبت به کسی که تیری هدیه کرده بود این بود که تیر را از خزانه بیرون می آوردند و در حالی که نام آن شخص بر آن نوشته شده بود در جایی نصب می نمودند و در برابر آن از جامه های خاص شاهی و سایر جامه ها به قدری می نهادند که با ارتفاع تیر برابر شود، و چون برابر می شد صاحب تیر را می خواستند و آن جامه ها را به او می دادند، تا هر طور که خواهد در حوایج خود به کار برد.

و هرگاه کسی در نوروز و مهرگان هدیه ای حقیر یا گرانبها کم یا زیاد تقدیم کرده باشد و آنگاه در هنگام گرفتاری و پیش آمدی به او صله یا انعامی از طرف شاه داده نشده باشد بر او لازم است که به دیوان شاهی برود و خود را یادآوری کند، و بر اوست که احیاء سنن و عادات و پیروی از قوانین غفلت نورزد، مگر این که غفلت او بر اثر پیش آمد یا مانعی باشد اما اگر از روی عمد یعنی دانسته غفلت کند و از یادآوری خودداری نماید، پس آیین کشور داری به شاه حق می دهد که او را شش ماه از مواجب و مقرری محروم سازد، و اگر آن شخص دشمنی داشته باشد مقرری او را به دشمنش بدهد، زیرا رفتاری کرده است که برای مقام شاهی ناپسند و موجب خفت و خواری کشور بوده است. جاحظ سپس از تقسیم جامه و پیراهن در ایام نوروز سخن می گوید و می نویسد: اردشیر پسر بابک، بهرام گور و انوشیروان فرمان می دادند که در نوروز و مهرگان آنچه در خزانه جامه و پیراهن بود در آورند و بر ملازمان و خواص شاه و بعد از آنها بر ملازمان و نزدیکان آن گروه، سپس بر سایر طبقات مردم برحسب مرتبه و مقام و درجه و اهمیت قسمت کنند؛ این پادشاهان می گفتند، شاه در زمستان از جامه های تابستانی و همچنین در تابستان از جامه های زمستانی بی نیاز است، و از خوی و عادت پادشاهان نیست و به آنها نمی سزد که جامه های خود را در خزانه پنهان دارند، و در این روش و کردار خود را با افراد ملت مساوی کنند. پس عادتشان بر این بود که در مهرگان جامه های نو از خز و جامه های با نگار و ملحم می پوشیدند و می فرمودند تا جامه های تابستانی آن طور که گفته شد به مردم داده شود. و چون عید نوروز فرامی رسید جامه های سبک و نازک بر تن می کردند و دستور می دادند تا جامه های زمستانی قسمت شود.

جاحظ در پایان این مبحث می افزاید: پس از آنها (اردشیر و بهرام و انوشیروان) کسی را نمی شناسیم که از آنها پیروی کرده باشد، جز عبدالله بن طاهر که من از محمد بن حسن بن مصعب شنیدم که گفت: عبدالله در نوروز و مهرگان چنان می کرد و هرچه جامه در خزانه داشت می بخشید و یک جامه به جای نمی گذاشت، و این صفت از مهمترین صفات فضایلی است که از او برای ما حکایت شده است.

جاحظ پس از آن، از بار عام شاهان ایرانی در عید نوروز سخن گفته و می گوید: از عادات و اخلاق پادشاه یکی این است که یک روز در مهرگان و یک روز در نوروز بار عام دهد، و در این دو روز هیچکس را از خرد و بزرگ و دانا و نادان و پست و شریف از بار یافتن باز ندارد. و عادت هر یک از پادشاهان بر این بود که چند روز پیش از بار عام فرمان می داد تا منادیان و جارچیان مردم را آگاه سازند و برای آن روز آماده شوند، پس هر کس عرضی داشت آماده می شد، یکی نامه خود را آماده می نمود و یکی دلیل و برهان بر مظلومیت خود را تهیه می کرد و آن دیگری چون آگاه می شد که طرف دعوی به شاه شکایت خواهد برد با او به کنار می آمد و آشتی می کرد. پس در آن روز شاه موبد را فرمان می داد که مردان مورد اعتمادی از همراهان خود را مأمور کند که بر در سرای شاهی که برای ورود افراد ملت باز است بایستند، تا هیچکس از بار یافتن به حضور شاه باز داشته نشود، و منادی از طرف شاه بانگ می زند : هر کس شخصی را از تظلم به شاه باز دارد نسبت به خدا و آیین کشور و رسم پادشاهی نافرمانی کرده و هر کس نسبت به خدا نافرمانی کند، خدا و شاه دشمن اویند و با او در جنگ می باشند.

جاحظ پس از آن، دادخواهی از شاه به داوران در روز نوروز را این گونه تشریح می کند: پس به مردم اجازه بار یافتن داده می شود و نامه ها و دادخواست های آنها گرفته می شود و به آنها رسیدگی می شود و اگر در میان آنها تظلمی از خود شاه شده باشد نخست از او شروع می کنند و آن قضیه را بر هر مظلمه ای مقدم می دارند، و در آن وقت شاه موبدان موبد و دبیربد و هیربد را حاضر می ساخت آن گاه منادی بانگ می داد: هرکس از شاه دادخواست داده و بر او ادعایی دارد به یک سو شود و چون آنها یک سو شدند شاه با مدعیان خود بر می خاست و در برابر موبد به زانو می نشست و به او می گفت: ای موبد هیچ گناهی به درگاه خداوند بزرگتر از گناه پادشاهان نیست، زیرا خداوند آن را بر رعیت چیره کرده تا ستم را از آنها دور کنند و مرزهای کشور و خاک آن را از تعدی نگاهدارند و دست اندازی به اموال و ناموس را براندازند. پس اگر پادشاهان، ستمگری و دست درازی کنند، دیگران که پی آنها هستند حق دارند آتشکده ها را ویران کنند و کفن مردگان را از گورها بربایند و این وضع که اکنون من در برابر تو دارم و مانند برده و بنده خواری هستم مانند همان مجلسی است که تو هرگاه شاه را برتر و مقدم داری خداوند ترا شکنجه و عقوبت فرماید.

آن گاه موبد به او می گفت: هرگاه خداوند خوشبختی بندگان خود را طالب باشد بهترین مخلوق روی زمین را بر آنها می گمارد، و چون بخواهد که مردم بدانند آن پادشاه چه قدر و منزلتی نزد ذات پروردگاری دارد همین سخنان را که بر زبان شاه جاری شد بر زبان او جاری فرماید.

سپس از روی حق و داد به دعوی او و خصم رسیدگی می کرد و اگر بر شاه حقی ثابت می شد او را به دادن آن ملزم می ساخت و اگر ثابت نمی شد مدعی را که دروغ گفته بود به زندان می انداخت و او را به سختی مجازات می نمود و منادی می کرد که ادعای باطل کرده و این سزای کسی است که بدان شاه سر شکستگی کشور را بخواهد.

بعد از این دادرسی و دادخواهی به گفته جاحظ: و چون شاه از دادرسی نسبت به خود فارغ می شد برمی ‌خاست و سپاس و ستایش خداوند را به جای می آورد و سپس تاج را بر سر می نهاد و بر تخت می نشست، و روی به خویشان و فرزندان و افراد خاندان خود و خواص و مقربان می کرد و می گفت: من برای این از خود شروع کردم و حق دیگران را دادم تا هیچ کس طمع در حق کسی نکند، پس هر کس از شما را حقی بر گردن باشد باید خصم خود را با سازش یا هر راهی که بداند از خود خشنود گرداند. و هرکس به پادشاه نزدیک تر بود، در روز نوروز از وی دورتر می نشست و نیرومندترین آنها ضعیف تر و ناتوان تر بود. مردم از دوران اردشیر پسر بابک تا هنگام پادشاهی یزدگرد بزهکار بر همین روش بودند، پس چون او بر اورنگ شاهی نشست آیین خاندان ساسانی را تغییر داد و در کشور تباهکاری نمود و به رعایا ستم کرد و فساد و زورگویی را رواج داد گفت: رعایا حق ندارند که از شاه تاوان بخواهند، و بازاری ها را آن حق نیست که از پادشاهان تظلم کنند، و هیچ پستی را حق نیست که با مردم پایه و عظیم در حق یا باطل برابری کند.

این گزارشی بود که جاحظ در خصوص نوروز و اتفاقاتی که در این روز رخ می دهد صادقانه در کتابش ثبت و ضبط کرده که بسیار با ارزش و با اهمیت است و ما اصل آن را نقل و به خوانندگان ارائه نمودیم. درباره گزارش اخیر جاحظ راجع به نحوه «دادخواهی از شاه» در سیاست نامه خواجه نظام الملک هم مطلبی به همین مضمون آمده است و بسیار شبیه نوشته جاحظ است و چون تاریخ تدوین سیاست نامه مؤخر از زمان جاحظ و کتاب التاج وی است احتمال دارد خواجه نظری به «التاج» داشته یا منبع هر دو کتاب یکی بوده و برای مزید اطلاع گزارش سیاست نامه را نیز نقل می کنیم :

دادرسی پادشاهان عجم: چنین گویند که رسم ملکان عالم عجم چنان بوده است که روز مهرگان و روز نوروز پادشاه مر عامه را بار دادی، و هیچ کس را بازداشت نبودی: و پیش به چند روز، منادی فرمودی که بسازید فلان روز را، تا هر کسی شغل خویش بساختی و قصه خویش بنوشتی و حجت به دست آوردی، و خصمان کار خویش را بساختند و چون آن روز بودی، منادی ملک از بیرون در بایستادی و بانگ کردی اگر کسی مر کسی را باز دارد از حاجت بر داشتن دادخواهی در این روز، ملک از خون او بیزار است. پس ملک قصه های مردمان بستدی و همه پیش بنهادی و یک یک می نگریدی. اگر آنجا قصه ای بودی که از ملک بنالیده بودی، موبد را بر دست راست نشانده بودی و موبد موبدان قاضی القضاه باشد به زبان ایشان، پس ملک برخاستی و از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو بنشستی گفتی : نخست از همه داوری ها، داد این مرد از من بده و هیچ میل و محابا مکن. آن گاه، منادی فرمودی کردن که هر که را با ملک خصومتی هست، همه به یک سو بایستند تا نخست کار شما بگزارد. پس ملک موبد را گفتی هیچ گناهی نیست نزدیک ایزد، تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان،و حق گزاردن پادشاهان نعمت ایزد، تعالی ، را نگاهداشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستمکاران از ایشان کوتاه کردن، پس چون ملک بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای را و بس روزگار بر نیاید که جهان ویران شود و ایشان به سبب شومی گناهان همه کشته شوند و ملک از خاندان تحویل کند. اکنون ای موبد، خدای را بین، و نگر تا مرا بر خویشتن نگزینی، زیرا هرچه ایزد تعالی فردا از من پرسد، از تو پرسم و اندر گردن تو کنم پس موبد بنگریستی: اگر میان وی و میان خصم وی حقی درست شدی، داد آن کس به تمامی بدادی و اگر کسی بر ملک باطل دعوی کردی و حجتی نداشتی، عقوبتی بزرگ فرمودی و منادی فرمودی کردن که این سزای آن کس است که بر ملک و مملکت وی عیب جوید و این دلیری کند.

چون ملک از داوری بپرداختی باز بر تخت آمدی و تاج بر سر نهادی، و روی سوی بزرگان و کسان خود کردی و گفتی من آغاز از خویشتن بدان کردم، تا شما را طمع بریده شود از ستم کردن بر کسی، اکنون هر که از شما خصمی دارد خشنود کنید و هر که به وی نزدیکتر بودی، آن روز روز نوروز دورتر بودی و هر که قویتر، ضعیف تر بودی، از وقت اردشیر تا به روزگار یزدگرد بزه گر، هم بر این جمله بودند. یزدگرد روش های پدران را بگردانید، و اندر جهان بیداد کردن آیین آورد، و سنت های بد نهاد، و مردمان در رنج افتادند به او نفرین و دعای بد متواتر شد.

به هر روی گزارش خواجه طوسی با جاحظ بصری بسیار شبیه و همانند بود. از اینها که بگذریم. هنر تصویرگری جاحظ در انتقال فرهنگ و ادب و تمدن پیش از اسلام ایران بسیار جالب و حائز اهمیت است به ویژه که در آداب حکومت و مملکت و کشور داری مایه تأسی برخی از خلفای دوره اسلامی نیز بوده است. پیداست که برای بازنگری و بازخوانی تمدن دیرینه ایران زمین راهی جز شناسایی رگه های این فرهنگ (در گذشته تاریخی) در فرهنگ های همجوار به خصوص فرهنگ و تمدن عرب پس از اسلام نخواهد بود. امید است این مقاله توانسته باشد گوشه ای از اداب و ارزش نوروز را در یکی از کهن ترین متون دوره اسلامی نمایانده باشد.




اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

واشنگتن طرح‌های دیگری برای گفت‌وگو با ایران در اختیار دارد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۴
مهدی
نظرات (0)
سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد، واشنگتن طرح‌ها و اقدامات دیگری نیز برای ترغیب گفت‌وگو با تهران در دست است.
به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری الجزیره، در پی پیشنهاد باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر آغاز فصلی جدید در مناسبات ایران و آمریکا و پشت سر گذاشتن چند دهه خصومت بین دو طرف، کاخ سفید اعلام کرد، برای ترغیب جهت ورود به مذاکرات با ایران طرح‌های دیگری نیز در نظر دارد. "رابرت گیبس " سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا کاخ سفید امیدوار است این پیام اوباما آغازگر گفتگوی ادامه دار بین ایران و آمریکا باشد در حالی که آمریکا و متحدانش سعی دارند برنامه هسته ای ایران را متوقف کنند، گفت: "بدون اینکه درباره آینده حرفی بزنیم قطعا سیاست‌هایمان در قبال ایران تغییر خواهد کرد و نیامندیم که در سیاست‌هایمان ارزیابی کلی بعمل آوریم. " وی افزود: اقدامات دیگری در دست است که من امروز قصد ندارم درباره آنها حرفی بزنم. گیبس بدون اینکه به طرح‌های مورد نظر آمریکا برای تعامل با ایران اشاره‌‌ای کند، ابراز امیدواری کرد که درخواست اوباما سرآغازی برای گفت‌و‌گو بین تهران و واشنگتن شود و به دهها سال "خصومت " بین دو کشور پایان بدهد. "باراک اوباما " رئیس جمهور آمریکا دیروز عید نوروز باستانی را به ملت و دولت ایران تبریک گفت و اعلام کرد که زمان برای از سرگیری روابط دیپلماتیک پس از سه دهه وقفه بین ایران و آمریکا فراهم شده است. بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این باورند که شعار تغییر در سیاست‌های آمریکا پس از به قدرت رسیدن باراک اوباما همچنان در حد اظهار نظر‌های دیپلماتیک باقی است.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

این سومین بار پس از استقلال جمهوری آذربایجان از سال 1991 میلادی تاکنون است که قانون اساسی این کشور اصلاح می شود .

نخستین بار پس ازاستقلال جمهوری آذربایجان در زمان ریاست جمهوری ایاز مطلب اف در سال 1992 میلادی قانون اساسی کشور اصلاح شد .

در ماه نوامبر سال 1995 میلادی نیز در دوران حاکمیت حیدر علی اف رئیس جمهوری سابق آذربایجان نیز قانون اساسی کشور اصلاح شد .شایان ذکر است که ، جریانات سیاسی مخالف حزب حاکم جمهوری آذربایجان با اشاره به عدم حل و فصل مناقشه قره باغ و قرار داشتن این کشور درشرایط جنگی ، این همه پرسی رااقدامی برای قانونمند کردن تداوم حکومت حزب حاکم ارزیابی کرده و آن را تحریم کرده اند .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تحلیلی بر روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی و ایالات متحده

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۴۳
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

با برملا شدن این پروژه، به دستور کندی، امریکا کوبا را در محاصره می گیرد و اجازه ورود هیچ کشتی را به این سرزمین نمی دهد. رفیق فیدل در نامه یی به خروشچف، در پاییز 1962، از وی می خواهد اگر کوبا مورد حمله امریکا قرار بگیرد شوروی باید با سلاح اتمی به امریکا پاسخ دهد. در نهایت اتحاد جماهیر شوروی از پروژه نصب سکوهای پرتاب موشک در کوبا، در برابر حذف موشک های امریکایی مستقر در خاک ترکیه چشم می پوشد و بحرانی که می توانست سرآغاز جنگی مهیب باشد پایان می یابد. این بحران روابط دو کشور امریکا و کوبا را برای همیشه تیره می کند. اما این سنت در امریکا باقی می ماند که اگر می خواهی رئیس جمهور ایالات متحده باشی باید برنده «فلوریدا» باشی تا جایی که بسیاری از تحلیلگران امریکای لاتین بر این باورند که سیاست امریکا در فلوریدا به گروگان کوباییان فرار کرده از سیاست های دولت کاسترو درآمده است. در ویتنام نیز این الگو تکرار و بدل به فاجعه بارترین مداخله حاشیه یی امریکا بر اساس «نظریه دومینو» می شود. پس از تسلیم ژاپن در 1945، تلاش های فرانسه برای تجدید حاکمیت استعماری بر ویتنام با مقاومت شدید روبه رو شد. سیاستگذاران امریکا، همان طور که در بیرون راندن هلند از اندونزی نقش داشتند، خواستار صرف نظر کردن پاریس از هند و چین شدند. اما رهبران فرانسه هشدار دادند از دست رفتن امپراتوری آنها می تواند به شکست فرانسه در برابر کمونیسم بینجامد و واشنگتن نیز که تمایلی به چنین ریسکی نداشت مرحله به مرحله که از حمایت از فرانسه آغاز شد و به استقرار مربیان و سپس نیروهای نظامی انجامید در تلاشی ناموفق برای جلوگیری از فراگرفتن بقیه کشور به دست رژیم کمونیستی ویتنام شمالی از خون و پول خود هزینه کرد.در چین نیز تنها نام کمونیسم کافی بود تا دشمنی ایدئولوژیک شکل بگیرد. در ایالات متحده چندین عامل از جمله دشمنی چین، احساسات ضدکمونیستی در داخل کشور که به خاطر جنگ سرد تشدید شده بود، و تبلیغاتی که توسط دوستان امریکایی چیانگ انجام می شد، مانع از این شد که سیاستگذاران امریکایی جهت برقراری ارتباط با پکن در سال های 1950 و 1960 تلاش کنند. ایالات متحده و چین به دید دشمن به یکدیگر نگاه می کردند. با اینکه دیپلمات هایشان برخی مواقع در کنفرانس های بین المللی با یکدیگر ملاقات و گاه و بیگاه مذاکرات در سطح سفیر برگزار می کردند، هیچ یک از دو کشور اظهار علاقه یی نسبت به رسیدن به سازش ابراز نکرد تا جایی که واشنگتن از نفوذ خود جهت ممانعت از ورود جمهوری خلق چین به سازمان ملل هم استفاده کرد.اما امریکاییان در ادامه جنگ سرد یک بار دیگر نشان دادند آنها نه به دنبال یافتن دوستان دائمی اند و نه دشمنان دائمی بلکه دائماً منافع ملی را می جویند. پس در ژوئیه 1971، دنیا متوجه شد کیسینجر از یک ماموریت سری به چین بازگشته است. نیکسون اعلام کرد دعوت دیدار از چین را پذیرفته است. او با ارزیابی های مقامات ارشد وزارت خارجه مبنی بر اینکه احتمال دارد چین جهت پایان بخشیدن به جنگ ویتنام و مقابله با قدرت رو به رشد شوروی به امریکا کمک کند، هم رای بود و تشخیص داد تغییر روحیه مردم امریکا، و همچنین سابقه بسیار ضدکمونیستی وی برای او امکان رسیدن به سازش با چین را فراهم می سازد پس نشانه های تمایل به بهبود رابطه با چین را ارسال کرد. زائو انلای به تدریج مائو شکاک را متقاعد ساخت ایالات متحده دیگر تهدیدی علیه چین نیست و ممکن است در تلاش های چین برای مقاومت در مقابل فشارهای شوروی مفید باشد و پس از آن بود که این رفتار نیکسون به ضرب المثلی میان امریکاییان بدل شد. امریکاییان می گویند تنها نیکسون است که می تواند به چین برود، که تحت تاثیر تامین منافع دائمی، رادیکالیسم نیکسونی به آشتی جویی تبدیل می شود. پس از آن بود که مذاکرات نهانی «هنری کیسینجر» و همتای ویتنام شمالی اش «لی دوک تو» به برقراری روابط مجدد دیپلماتیک میان آن دو کشور متخاصم در پاریس انجامید هرچند ارمغان آور جایزه نوبل برای هر دو آنها بود. در «هاوانای فیدل» هم حالا دیگر سال هاست که دفتر نمایندگی ایالات متحده در مساحتی بزرگ تر از سفارتخانه بسیاری از کشورها ارتباط دیپلماتیک دو دولت را برقرار می کند. اما گویا روابط ایران و امریکا در طول سالیان بعد از به بار نشستن انقلاب در ایران حکایتی دیگر یافته است. از زمان تسخیر سفارت امریکا در تهران تاکنون در حالی که بعد از دیدار فرستاده ویژه دولت ایران با هیات امریکایی در الجزایر برای حل مساله گروگانگیری تا دیدار علنی سفرای ایران و امریکا در بغداد هیچ گونه روابط رسمی دیپلماتیک میان دو کشور وجود نداشته فراز و فرودها در روابط غیررسمی چندان هم کم نبوده؛ روابط غیررسمی که پنهان و علنی مخابره کننده پیام هایی مهم تر از دیدارهای رسمی برای دو طرف بوده است؛ پیام هایی که هیچ کدام نتوانسته به گفت وگوهایی دیپلماتیک منجر شود. هنگامی که ریگان فرستاده ویژه خود را به تهران می فرستد تا مگر گره از روابط میان دو کشور بگشاید در این تصور است که مک فارلین چون کیسینجر و ایران مانند چین یا ویتنام است در حالی که از نگاه تحلیلگران امریکایی نکته یی درباره ایران دور مانده است و آن اینکه در ایران هنور همه بخش های جنبش انقلابی به نهادهای حکمرانی بدل نشده است، همه انقلابیون حکمران نشده اند و همه ایدئولوژی به تکنوکراسی بدل نشده است. ریگان این نکته را هنگامی درمی یابد که دیگر زمان گذشته است. همان کسانی که امروز در امریکا سعی دارند هر چه پررنگ تر علاقه خود را به گذشته ریگان ابراز کنند پس از گفت وگو با گورباچف او را به خیانت متهم می کنند تا نشان دهند ایدئولوژی همچنان زنده است.یعد از ریگان، کلینتون سعی می کند راهگشای روابط باشد. رئیس جمهور ایالات متحده با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد هنگام سخنرانی محمد خاتمی در اجلاس سران در نیویورک نیز سعی داشت پیام هایی از این دست را مخابره کند. حضوری که کلینتون را بر آن داشت تا نه تنها در اتمام سخنرانی خاتمی با تشویق های مکرر پیامی را به ایران مخابره کند بلکه بلافاصله با اتمام آن، صحن مجمع عمومی را ترک کرد تا نشان دهد رئیس جمهوری ایالات متحده فقط برای نشان دادن یک آمادگی، بعد از سخنرانی خود در میان بهت هیات ها به جایگاه هیات دیپلماتیک امریکا بازگشته و بیش از نیم ساعت منتظر نشسته تا رئیس جمهوری اسلامی ایران سخن بگوید و دلیلی نمی بیند به این رفتار خارج از عرف دیپلماتیک خود ادامه دهد حتی اگر بعد از خاتمی، ولادیمیر پوتین پشت تریبون قرار گیرد. اما ایدئولوژی این بار در تهران اجازه مخابره پیامی مشابه را نمی دهد. در زمان لشگرکشی امریکا به افغانستان ایران برای از بین بردن دشمن مشترک، طالبان، با ایالات متحده همکاری می کند. هر دو هیات دیپلماتیک هنگامی که در وین روبه روی هم می نشینند پیام پایتخت های متبوع شان را به یکدیگر یادآوری می کنند. آنها صرفاً راجع به افغانستان گفت وگو خواهند کرد؛ یادآوری که دقیقاً با جملاتی مشابه این بار در منطقه سبز بغداد از زبان نمایندگان دو کشور درباره عراق تکرار می شود. این مثال ها و مثال هایی از این دست نشان می دهد سیاست خارجی موجود در دو کشور برخوردار از هر دو فرآیند ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک (تکنوکراتیک) است که به طور موازی هم حرکت می کنند. در حالی که ایدئولوژی به طور کامل نمی تواند کنار گذاشته شود لازم است سیاستگذاران کلیدی دو طرف برای رسیدن به نتایج مطلوب در اندیشه یافتن راه هایی باشند تا بتوانند بر سر میز مذاکره فرآیند سیاستگذاری ایدئولوژیک را به حالت «تعلیق» درآورده و تکنوکراسی را جایگزین آن کنند. به گواهی رخدادهایی که در بالا ذکر آن به میان آمد، این تعلیق، عملی خارق العاده نیست بلکه از جنس کارهایی است که در خلاء میان روابط دو کشور طی 30سال گذشته، بارها و بارها انجام شده اما همه به یک دلیل ایدئولوژیک متوقف مانده اند؛ «ترس از اتهام خیانت».



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی