اسوشیتدپرس همزمان با تشدید نبردها جنگ روانی نیز در غزه شدت گرفته است

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

در پیام های رادیویی و بیانیه های حماس بارها به سرنوشت گیلاد شالیت نظامی به اسارت گرفته شده اسرائیلی توسط فلسطینیان در سال 2006 اشاره شده است ولی از جا و مکان نگهداری او اطلاعی در دست نیست اسوشیتدپرس موضوع اسارت چندین نظامی اسرائیل را بدست مبارزان فلسطینی در غزه شایعه دانسته است در این میان ژنرال ایلان تا ل سخنگوی ارتش اسرائیل از اظهار نظر درباره عملیات روانی ارتش این رژیم خودداری می کند و مایل است درباره جنگ روانی که حماس راه انداخته صحبت کند به گفته وی انتظار می رود با حساس تر شدن اوضاع غزه حماس برشایعات خود مبنی بر به اسارت گرفتن نظامیان اسرائیل بیفزاید اسوشیتدپرس  افزود حماس که در تلاشها یش با برتری نظامی خرد کننده اسرائیل مقابله می  کند در میدان جنگ ترفندهایی را بکار گرفته است

اویتال لیبوویچ دیگر سخنگوی ارتش اسرائیل به نقل از نیروهای زمینی اسرائیلی در غزه اذعان کرد همه محلات غزه مملو از تله های انفجاری از جمله به شکل ادمک هایی پر از مواد منفجره است که در ورودی منازل فلسطینی قرار داده شده این تله ها با نزدیک شدن نظامیان اسرائیلی منفجر می شوند

اما در جبهه مقابل هرچند که ارتش اسرائیل سه سال پیش یک واحد ویژه جنگ روانی تشکیل داد ولی برنامه های ابتدایی این واحد در جنگ دو هزار و شش لبنان تا حد زیادی فقط به انتشار کاریکاتورهایی از سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله و پخش انها برفراز منطقه جنوب لبنان محدود می شد

با این حال چیزی که ان دوران برای شهروندان بیروت تعجب اور بود تماسهای تلفنی ناشناسی بود که با انها صورت می گرفت و تماس گیرندگان به انها می گفتند تمام بدبختی ها و گرفتاری های انها ناشی از حزب الله است و انها باید علیه چریکهای حزب الله بایستند

درحمله به غزه نیز از این ترفند استفاده می شود اسرائیلی ها با تماس های تلفنی با فلسطینی ها و نیز پخش اعلامیه به مردم غزه می گویند حماس عامل مشکلات انهاست دراین اعلامیه ها شماره تلفن و ادرس های پست الکترونیک درج و از فلسطینی ها خواسته شده است اطلاعات خود را درباره محل اختفای رهبران حماس و انبارهای سلاح و مهمات انها به ارتش اسرائیل بدهند

افراهیم کام معاون موسسه مطالعات امنیت ملی دانشگاه تل اویو می گوید به نظر می رسد که نقش جنگ روانی در جنگ غزه نسبت به گذشته زیاد شده است کام افزود من فکر می کنم ما در عملیات قبلی هم جنگ روانی داشتیم ولی در مورد غزه بر جنگ روانی تاکید و توجه بیشتری می شود اسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود چنین القا می کند که پخش تصاویر جنایات اسرائیلی ها در غزه به همراه پیام های هشدار امیز جنبش حماس از شبکه تلویزیونی الاقصی وابسته به این جنبش نوعی جنگ روانی است

اسوشیتدپرس می افزاید به علت در اختیار نداشتن ابزار و منابع لازم تلاش های حماس در بخش جنگ روانی تا حد زیادی به برنامه های تبلیغاتی محدود می شود که از شبکه الاقصی پخش می شود از ان جمله می توان به پیام های اشاره کرد که به زبان عبری پخش می شود در انها از اسرائیلی ها خواسته شده است بین صلح و اعاده حقوق فلسطینی ها و جنگی که به سرنگونی انها خواهد انجامید یکی را انتخاب کنند

اسوشیتدپرس همچنین افزود گزارش هایی از ارسال پیامک های تهدید امیز به ساکنان مناطق جنوبی اسرائیل دریافت شده است که در انها توصیه شده است زیر زمین پنهان شوند زیرا حماس به سراغ انها خواهد امد

اما چیزی که این خبرگزاری ازان به عنوان بزرگترین زرادخانه جنگ روانی حماس نام می برد راکت هایی است که بدستان پرتوان مبارزان فلسطینی و در سخت ترین شرایط با کمترین و ساده ترین امکانات ساخته می شود اسوشیتدپرس می افزاید این راکت های دست ساز در جهات غیرقابل پیش بینی به سمت شهرهای جنوبی اسرائیل شلیک می شونداعضای حماس همچنین با استفاده از راکت های گراد شهرهایی از اسرائیل را هدف قرار می دهد که خارج از برد راکت های قبلی بود

با وجود شلیک صدها راکت فلسطینی تنها تعداد انگشت شماری اسرائیلی کشته شده اند با این حال این رعب و وحشت حاکم بر اذعان عمومی را نمی توان نادیده گرفت بطوریکه  حملات راکتی فلسطینی ها زندگی روزمره را در جنوب اسرائیل فلج کرده است

اسوشیتدپرس در پایان چنین می نویسد که بزرگترین ضربه ضد اطلاعاتی در جنگ غزه درست در اغاز این تهاجم و زمانی روی داد که جنگنده های اسرائیلی صدها نیروهای امنیتی تحت امر حماس را در مقرشان در غزه هدف حمله قرار دادند

ایستگاه های رادیویی ارتش اسرائیل برای منحرف کردن حماس یکروز قبل از حملات هوایی از توقف عملیات و عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از مرز غزه حرف می زدند

اینک مقامات نظامی اسرائیل می گویند این گزارشها در واقع نوعی تاکتیک جنگ روانی بود تا مبارزان حماس را از مخفیگاه هایشان بیرون بکشند این در حالی است که شماری از افسران و نظامیان بلند پایه اسرائیل به شکست حملات نظامی آن در نواز غزه اعتراف و بر ضرورت خروج فوری نظامیان این رژیم از غزه تاکید کردند به گفته این افسران اتخاذ تصمیم فوری درباره توقف جنگ در نوار غزه بسیار مهم است زیرا اوضاع فعلی در نوار غزه بیانگر شکست حملات نظامی ارتش اسرائیل درغزه است افسران و مسئولان  نظامی رژیم صهیونیستی تاکید کردند نظامیان این رژیم با ادامه حضور در نوار غزه ممکن است در باتلاق غزه گرفتار شوند

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چهار بحران سرمایه داری در سال 2009

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

تنها در سال 2004، سود موسسات مالی آمریکا از مرز 300 میلیارد دلار فراتر رفت این در حالی است که سود بخش های دیگر اقتصاد آمریکا در این سال (به جز بخش مالی) 534 میلیارد دلار بود. بدین ترتیب مشاهده می شود حدود 40 درصد از کل سود بنگاه های اقتصادی آمریکا را بنگاه های مالی تصاحب می کنند در حالی که این رقم تا 40 سال پیش کمتر از دو درصد بود. این نشانگر رشد اعجاب انگیز سرمایه مالی در اقتصاد سیاسی آمریکاست. تسلط بلامنازع بخش مالی بر اقتصاد سرمایه داری در عین حال تحولات سیاسی و اجتماعی گسترده ای را نیز به دنبال آورد. بخش مالی به تدریج توانست اولویت های خود را بر بدهکاران حقیقی بنگاه های مقروض، دستگاه دولتی و کل اقتصاد تحمیل کند.

با افزایش قدرت سرمایه مالی، عملکرد این بخش هرچه بیشتر جنبه فراقانونی به خود گرفت و کار به جایی رسید که کل سیستم اقتصادی، تابع منافع این بخش شد و در معرض خطر قرار گرفت.

به نظر می رسد سرمایه مالی در یک سیکل اقتصادی جدید درگیر شده است که از پول (M) آغاز و به پول (M) نیز ختم می شود. در این سیکل، پول تولیدکننده پول است و راز انباشتگی ثروت نیز در همین دور باطل قرار دارد. در این شرایط، صاحبان ثروت به امید کسب سود بیشتر، با اخذ وام های مکرر و کلان، به خرید دارایی ها و مستغلاتی می پردازند که در شرایط عادی هر روز بر بهای آن افزوده می شود. برخی بنگاه های مالی 10 ، 20 ، 30 یا حتی صدها وام از بانک ها و موسسات اعتباری دریافت و آن را صرف خرید دارایی های جدید می کنند. بدیهی است که در این مقیاس حتی یک افزایش جزئی در بهای دارایی ها، سود هنگفتی را به جیب بنگاه های مزبور سرازیر می کند. در ابعاد جهانی نیز بنگاه های مزبور به طور مثال، وام های ارزان را به ین ژاپن دریافت کرده و آن را صرف خرید دارایی های پرسود آمریکایی می کنند (دارایی های مالی، اوراق قرضه با ریسک بالا و دارایی های دیگر بخش های اقتصاد).

تا زمانی که ارزش این دارایی ها (نسبت به بازپرداخت وام های اخذ شده) ترقی کند، سودهای کلانی نصیب صاحبان این دارایی ها می شود و بدین ترتیب دیگران نیز برای سرمایه گذاری در این بخش ها هجوم می آورند. افزایش بهای دارایی ها به استقراض بیشتر جهت خرید دارایی های جدید، ابعاد گسترده ای می بخشد و بدین ترتیب حباب کاذبی ایجاد می شود که روز به روز بزرگ تر می شود و نهایتاً می ترکد. استراتژی مبتنی بر دارایی مالی نه تنها با شکست بازارهای مالی نهایتاً به بحران اخیر ختم شد بلکه ایالات متحده را تا گلو زیر بار قرض فرو برد. از ارزش پول ملی آمریکا دائماً کاسته می شود و رژیم تجاری این کشور کاملاً در خدمت نخبگان قرار گرفته است. دولت آمریکا برای تامین کسری سرمایه سیستم مالی این کشور فشار مضاعفی بر مالیات دهندگان وارد می آورد و هر روز از تعهدات مالیاتی بنگاه های بزرگ و جمعیت مرفه این کشور می کاهد.

این ساختار اجتماعی غیرعقلانی بخش های بزرگی از ظرفیت اقتصادی آمریکا را عاطل گذاشته است. تنها تقاضای موثر در این سیستم از قدرت خرید مردم ناشی می شود، مازاد تولید، ویژگی اقتصادی سیستم سرمایه داری و اعمال فشار مستمر بر طبقه کارگر و شوراندن اقشار مختلف این طبقه علیه یکدیگر، خصلت مهم سیاسی و اجتماعی آن است. مازاد تولید سرمایه داری به طرف سرمایه راه باز نمی کند بلکه به سوی سوداگری مالی متمایل می شود، بدین ترتیب حباب سوداگری در سیستم سرمایه داری هر روز متراکم تر شده و بالاخره می ترکد و موجی از هرج ومرج اقتصادی از خود برجای می گذارد که تشدید فشار بر زندگی زحمتکشان نتیجه محتوم آن است. در این شرایط هزینه های اساسی زندگی از قبیل انرژی، خدمات بهداشتی و اقلام غذایی به حد سرسام آوری افزایش می یابد.

در دوران ریاست جمهوری جورج بوش از هر پنج محل کار در آمریکا یکی از بین رفت. سطح دستمزد ها کاهش پیدا کرد، مقرری های اجتماعی محدود شد، هزینه بهداشت و آموزش بر دوش کارگران و خانواده آنها قرار گرفت و کارفرمایان به جای استخدام نیروی کار دائم به نیروی کار موقت، فصلی و نیمه وقت روی آوردند.اکنون خیل عظیمی اززحمتکشان آمریکا به صورت پاره وقت کار می کنند وازآینده کودکان خود نگرانند.آنها شاهدند که چگونه دولتشان تحت نفوذ سرمایه داران بزرگ و ثروتمندان، منافع آنها را نادیده می گیرد. یأس و بدبینی حاکم بر زندگی زحمتکشان آمریکا، کاملاً قابل درک است. زندگی زحمتکشان این کشور اکنون از سه فرآیند تاثیر می پذیرد؛ اول، جهانی شدن تولید کالا و خدمات که موجب کاهش سطح دستمزدها شده است. نیروی کار غیرماهر، در این روند نقش پررنگ تری ایفا می کند زیرا تولید جهانی به ارزان ترین مسیر هدایت می شود. بدین ترتیب، کارگران ماهری نیز که در هند، چین، اروپای شرقی و بازارهای در حال رشد به کار اشتغال دارند از آموزش حین کار محروم می مانند. دوم، تکنولوژی پیشرفته که بر میزان تولید هر کارگر افزوده است. این بدان معنی است که هر کارگر می تواند مقدار بیشتری (نسبت به قبل) تولید کند و اگر تقاضا برای کالاهای تولیدی او با سرعتی کمتر از نرخ رشد بهره وری نیروی کار افزایش پیدا کند، آنگاه حضور بخشی از نیروی کار در فرآیند تولید غیرضروری می شود. امروزه این امر در صنایع پایه غرب (مانند اتومبیل سازی و فولاد) به وضوح قابل مشاهده است. سوم، گسترش مشاغل ارزان که فاقد تشکیلات و انسجام سندیکایی و کارگری هستند. تهاجم گسترده و مداوم به اتحادیه های کارگری آمریکا که با انحلال اتحادیه کارکنان کنترل ترافیک هوایی این کشور در دوران ریگان آغاز شد همچنان تا امروز ادامه یافته است، این روند جایگزینی کارگران به منظور شکستن اعتصابات و ناتمام گذاشتن مطالبات کارگری را میسر ساخته است.

بحران دوم: تضعیف هژمومی امپریالیسم

امیرپالیسم آمریکا از دو ضعف عمده رنج می برد؛ بی اعتباری نسخه نئولیبرالی «اجماع واشنگتنی» و مقاومت سرسختانه در برابر نظامی گری استکباری آمریکا در گوشه و کنار جهان. این نقاط ضعف از درک غلط حکام آمریکا در مورد توانایی اداره یکجانبه جهان ناشی می شود. ناکامی نومحافظه کاران آمریکایی در عراق و افغانستان، اعتبار آنها و افکارشان را نزد افکار عمومی آمریکا و جهان از بین برد و به سرنگونی دولت جمهوریخواه در این کشور منجر شد.

در حال حاضر یک جناح از طبقه حاکمه آمریکا معتقد است باید از تجارت و سیستم مالی جهان به عنوان ابزاری برای دفاع از سیستم سرمایه داری آمریکا استفاده کرد اما جناح دیگر این طبقه استفاده از ابزار نظامی را برای حفظ هژمونی امپریالیسم آمریکا بر جهان تبلیغ و ترویج می کند. اگرچه در گذشته حکام آمریکا همیشه هر دو استراتژی را در کنار یکدیگر دنبال کرده اند اما توازن میان این دو نگرش به اوضاع داخلی و جهانی در هر مقطع بستگی دارد. نماینده شاخص این دو نگرش را در سالیان اخیر می توان در چهره «رابرت رابین» وزیر خزانه داری دولت بیل کلینتون و «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع دولت بوش به وضوح تشخیص داد البته چهره شاخص و تعیین کننده دولت بوش، «دیک چنی» معاون وی بود. او تماماً در خدمت منافع اقلیت نخبه حاکم بر کشور قرار گرفته و استفاده از هر وسیله ای را برای نابودی اپوزیسیون در داخل و خارج از آمریکا مجاز می شمرد. اگرچه دولت کلینتون نیز استفاده از زور را برای حفظ منافع امپریالیستی آمریکا نفی نمی کرد اما تاکید خود را بیشتر بر پیشبرد دکترین «اجماع واشنگتنی» قرار داده بود. اکنون هر دو این استراتژی ها ناکارآمدی خود را نشان داده اند.

در اینجا بد نیست نخست به طور خلاصه به دکترین نظامی گری آمریکا بپردازیم و سپس قدری مشروح تر دکترین «اجماع واشنگتنی» را مورد بررسی قرار دهیم. آمریکایی ها با دروغ جنگ را در عراق آغاز کرده و به پیش بردند. اکنون اجماع جهانی بر آن است که جنگ عراق و افغانستان در درازمدت به سود ثبات سیستم امپریالیستی نیست. جنگ، اولویت های داخلی جامعه آمریکا (بهداشت، اشتغال، آموزش و...) را تحت الشعاع قرار داده است البته هنوز بسیاری از آمریکایی ها از پیروزی «سریع» و «آسان» بر ضعیف ترین دشمنان این کشور در جهان حمایت می کنند اما این حمایت دیری نخواهد پایید زیرا هزینه های سیاست مزبور برای جامعه آمریکا کمرشکن است.چندی پیش در دهمین سالگرد بحران مالی شرق آسیا بر دو نکته خیلی مهم تاکید شد؛ یکی اینکه آزادسازی بازار سرمایه، چیزی جز بی ثباتی و هرج و مرج اقتصادی برای جهان به ارمغان نیاورده است حتی بررسی های انجام گرفته توسط اقتصاددانان صندوق بین المللی پول نیز این حکم را تایید می کند. توقف ناگهانی ورود سرمایه به هر جامعه، تبعات مرگباری برای اقتصاد آن کشور دارد. نادرستی سیاست های نئولیبرالی اکنون برای همه جهان مشخص شده است. دیگر همگان می دانند ایدئولوگ های نئولیبرال و وال استریت سیاست هایی را تبلیغ و ترویج می کنند که به زیان کشورهای عقب مانده و مقروض است. هم اکنون صدای اعتراض به این سیاست ها، فقط از جناح چپ به گوش نمی رسد بلکه بسیاری از راست گرایان نیز به این سیاست های افراطی معترضند.

آنچه دکترین «اجماع واشنگتنی» برای جهان روبه توسعه به ارمغان آورد «انباشت از طریق خلع ید» است؛ (تعبیری که دیوید هاروی به کار برده است.) انباشت از طریق خلع ید، به فرآیندی اطلاق می شود که در جریان آن زحمتکشان از حقوق و دارایی خود محروم می شوند.

منظور «هاروی» از این اصطلاح، خصوصی سازی آب، خدمات بهداشتی و آموزش است.عرضه این موارد در بازار افرادی را از دسترسی به آنها محروم می کند که استفاده از اقلام مزبور جزء حقوق اولیه ایشان محسوب می شود. نهادهای مالی و اقتصادی بین المللی، برنامه های تعدیل ساختاری را بر کشورها تحمیل کرده و شروط نئولیبرالی را بر واگذاری وام ها و کمک های اقتصادی خود تعیین می کنند که خصوصی سازی دارایی های عمومی، خلع ید مردم از دارایی هایشان به بهانه بازپرداخت دیون و آزادسازی اقتصاد داخلی در جهت منافع سرمایه گذاران خارجی و نخبگان داخلی از جمله این شروط است.

وقتی نخستین نشانه های مشکلات اقتصادی آمریکا در سال 2007 نمایان شده واشنگتن بلافاصله نجات نهادهای بزرگ مالی را در رأس اولویت های خود قرار داد و اعمال فشار بر توده مردم را فزونی بخشید. نرخ های بهره کاهش پیدا کرد و مسوولان بروز بحران زیر چتر حمایت دولت قرار گرفتند. پس از دهه ها سخن پراکنی درباره مضرات سیستم های غیرپیچیده بانکی و تقبیح ساختارها و عملکردهای ساده مالی جهان سوم، سیستم مالی پیچیده آمریکا، خود ناکارآمدی خویش را نشان داد. مدل های پیچیده ارزشیابی ریسک در سیستم بانکی آمریکا موثر واقع نشد. بدین ترتیب دولت آمریکا به جای اینکه اجازه دهد دارایی های مالی، ارزش واقعی خود را در بازار بیابند با دخالت گسترده در بازار، مانع سقوط ارزش دارایی های مالی و مستغلات شد و وام های معوقه این نهادها را بازخرید کرد البته دکترین «اجماع واشنگتن» یک دستاورد مثبت نیز داشت و آن حضور پررنگ تر کشورهای در حال توسعه در نهادهای «برتون وودز» بود. از سال 2007 به بعد این کشورها، سهم بزرگ تری از تجارت جهانی را به خود اختصاص داده و اقتصاد آنها نیز با آهنگی به مراتب سریع تر از اقتصاد کشورهای ثروتمند رشد کرده است. کشورهای در حال توسعه، اکنون با 15درصد جمعیت جهان، 60درصد حق رای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را در دست دارند، این وضع دیگر به سود کشورهای صنعتی جهان نیست. «مروین کینگ» رئیس بانک انگلیس اخیراً ابراز نگرانی کرد که «صندوق بین المللی پول» مسیر مبهمی را طی می کند و هیچگونه اصلاحات رادیکال نیز در دستور کار این نهاد قرار ندارد.

در عین حال، تعمیق شکاف میان مناطق جهان، جنبش هایی را موجب شده که خواسته اصلی آنها ایجاد تغییرات بنیادین در نظام جهانی و کاستن از سلطه بلامنازع سرمایه بر ارکان سیستم جهانی است. در حال حاضر، دولت های جنوب، فشار مضاعفی را از چند جهت متحمل می شوند. سرمایه داران داخلی، توده های محروم، نهادهای بین المللی و دولت ها و سرمایه داران خارجی همگی بر این دولت ها فشار وارد می کنند البته این احتمال وجود دارد که روند فعلی مالی شدن سرمایه در ممالک پیشرفته، به جنوب نیز تسری پیدا کند. بانک ها و دیگر نهادهای مالی جنوب (که عمدتاً تحت مالکیت خارجی قرار دارند) سودهای کلانی را به جیب می زنند. تکرار الگوی تاریخی امپریالیسم مالی در جنوب، بدون تردید بحران های شدیدی را به دنبال خواهد داشت که تنها راه برون رفت از آن تشدید کنترل اجتماعی بر سرمایه است. می توان از تجربه 10 ساله رویارویی با نئولیبرالیسم در سن های فراوانی آموخت و به فعالیت های پرخطر سرمایه داری در مقطع کنونی «نه» گفت البته نقاط مثبتی نیز وجود دارد و برخی از دولت های جهان سوم در مسیر ترقی اجتماعی گام برداشته و ضمن پایبندی به برنامه های اجتماعی به چانه زنی با سرمایه داخلی و خارجی می پردازند. پس از دهه ها حکومت نظامیان بر آمریکای لاتین و اجرای پیگیرانه سیاست های نئولیبرالی، اکنون «مرکوسور» تحت رهبری برزیل به مخالفت با «منطقه تجارت آزاد آمریکا» پرداخته که به شدت از سوی دولت ایالات متحده تبلیغ و ترویج می شود. «مرکوسور» با 260 میلیون نفر جمعیت در حال حاضر ششمین اقتصاد بزرگ دنیا را در اختیار دارد و مجموع تولید ناخالص کشورهای عضو آن از چهار تریلیون دلار فراتر می رود.

در حال حاضر جایگزین رادیکال تری نیز برای آمریکای لاتین مطرح است که از آن تحت عنوان «جایگزین رادیکال بولیواری برای آمریکای لاتین» یاد می شود. این جایگزین علاوه بر همبستگی منطقه ای بر تغییر اجتماعی مبتنی بر اهداف سوسیالیستی نیز تاکید می ورزد. در سال 2007 کشورهای عضو «مرکوسور» بانکی را تحت عنوان «بانک جنوب» تاسیس کردند که هدف از آن ارائه جایگزین برای اهرم های مالی واشنگتن و غرب در منطقه است. تاکنون اغلب این کشورها رابطه خود را با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی قطع کرده اند.

تشکیلات بانک جنوب بر مبنای هر کشور یک رای قرار دارد و ساختار آن بر ساختار و برنامه «بانک توسعه اجتماعی- اقتصادی ونزوئلا» منطبق است. این بانک که با سرمایه اولیه هفت میلیارد دلار تاسیس شده چالشی جدی را در برابر فعالیت نهادهای «برتون وودز» در منطقه آمریکای لاتین قرار داده و به رقیب اصلی «بانک آمریکا» در منطقه تبدیل شده که از اصول و برنامه های نئولیبرالی تبعیت می کند.

با به قدرت رسیدن دولت های چپ گرا روند تغییر در منطقه آمریکای جنوبی سرعت گرفته است. در سال 2005 بیش از 80 درصد وام های درازمدت صندوق بین المللی پول به آمریکای جنوبی اختصاص یافته بود، این رقم اکنون به کمتر از یک درصد رسیده است. در حال حاضر نیز مذاکراتی برای ایجاد سیستم پولی واحد در منطقه جریان دارد.فشار جنبش های اجتماعی در آمریکای لاتین «بانک جنوب» را وادار کرده است که به جای حمایت از طرح های عظیم زیربنایی (که برزیل طرفدار آن است) از طرح های کوچک بومی در زمینه تولید انرژی، غذا، داروهای ژنریک و... حمایت کند. به نظر می رسد با شکست دکترین «اجماع واشنگتنی» و افزایش نفوذ مراکز جایگزین قدرت آینده اقتصاد سیاسی منطقه را چپ گرایان و راست گرایان طرفدار توسعه ملی شکل دهند. آنچه به این روند کمک می کند استمرار روند تضعیف ارزش دلار است. جهان اکنون شاهد تضعیف آن چیزی است که زمانی «شارل دوگل» آن را «مزیت چشمگیر ایالات متحده به مثابه ناشر پول بین المللی» نامید.

بحران سوم: مراکز جدید قدرت

در اینجا باید به یک پدیده جدید اشاره کنیم که از اهمیت تاریخی فراوان برخوردار است و آن ظهور نقش آفرینان سیاسی و اقتصادی جدید در خارج از حیطه غرب است. در سال 2006 برای نخستین بار، بازارهای نوظهور بیش از 50 درصد محصول جهانی را تولید کردند. اگر این رشد با آهنگ فعلی ادامه پیدا کند در اواسط قرن جاری چهره جهان متحول خواهد شد. ظهور این بازارها را می توان به ظهور قدرتمند آلمان، روسیه و ژاپن در اواخر قرن نوزدهم تشبیه کرد.

براساس برخی برآوردها، اقتصاد چین تا سال 2050 به اقتصاد آمریکا پهلو زده و اقتصاد هند نیز به سومین اقتصاد قدرتمند دنیا تبدیل خواهد شد. بر این اساس، اقتصاد برزیل تا سال 2050 همپای اقتصاد ژاپن می شود و اقتصاد اندونزی و مکزیک از اقتصاد انگلیس و آلمان پیش خواهد افتاد. در این سال گروه E7 متشکل از برزیل، چین، هند، اندونزی، مکزیک، روسیه و ترکیه، 25 درصد بیشتر از گروه هفت فعلی در هدایت اقتصاد جهانی نقش ایفا خواهد کرد. صرف نظر از صحت و دقت این پیش بینی ها، آنچه مسلم است اینکه شرایط حاکم بر اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر است و نقش قدرت های جدید اقتصادی در اقتصاد سیاسی بین المللی هر روز پررنگ تر از روز پیش می شود البته اینکه بحران کنونی سرمایه داری مالی غرب تا چه حد دامان این اقتصادهای نوپا را بگیرد در زمان تحقق این پیش بینی ها موثر واقع می شود.

اهمیت جایگاه چین در آینده اقتصادی جهان بر کسی پوشیده نیست، این کشور اکنون جای پای خود را در اغلب نقاط جهان باز کرده است. رئیس جمهور چین اخیراً در اجلاس این کشور به رهبران 48 کشور آفریقایی قول داد که کمک های کشورش را به قاره سیاه دوبرابر کند و دیون 33 کشور آفریقایی را ببخشد. وی وعده داد که طی سال های آینده پنج میلیارد دلار به صورت اعتبار و کمک ترجیحی در اختیار کشورهای آفریقایی قرار دهد. قرار است نشست مشابهی نیز با رهبران آمریکای لاتین برگزار شود.در آسیا نیز برخی تغییرات تاریخی در دست انجام است. نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» در شماره اخیر خود می نویسد: «شمال آسیا دوران گذار را سپری می کند. پس از 60 سال تسلط بلامنازع آمریکا، توازن قدرت در این منطقه از جهان دستخوش تغییر شده است.» نفوذ ایالات متحده در آسیا رو به افول و نفوذ چین روبه اعتلاست. ژاپن و کره نیز جای پای خود را در آسیا محکم کرده اند. این چرخش پیامدهای گسترده ای بر منافع حیاتی آمریکا دارد. همکاری استراتژیک میان هند، چین و روسیه به زیان منافع آمریکا در آسیاست. روسیه تجهیزات و ادوات پیشرفته نظامی در اختیار چین و هند قرار می دهد و همکاری های گسترده ای را با این دو کشور در عرصه انرژی در دست انجام دارد.

ضرورت دسترسی چین و هند به انرژی یکی از دلایل تشکیل پیمان شانگهای در سال 2001 بود. هند تاکنون ده ها میلیارد دلار در بخش نفت و گاز ایران سرمایه گذاری کرده و چین نیز پای در جای پای هند گذاشته است.نشانه هایی نیز از ظهور «هفت خواهران جدید» در منطقه خاورمیانه به چشم می خورد. این بار گازپروم روسیه، CNPC چین، DVSA ونزوئلا، پتروپراس برزیل، آرامکو سعودی و پتروناس مالزی جای شرکت های غربی اکسون موبیل و رویال داچ شل را در منطقه می گیرند.

بحران چهارم: دسترسی به منابع

و بالاخره مهم ترین بحران به نحوه دسترسی و توزیع منابع مهمی چون نفت و آب مربوط می شود. رشد سرطانی نظام سرمایه داری که در گرو دسترسی به این منابع است، اکنون به تهدیدی جدی برای حیات بشر تبدیل شده است. «چشم انداز انرژی جهان» گزارشی است که سالانه توسط «آژانس بین المللی انرژی (IEA) منتشر می شود به موجب جدیدترین شماره این گزارش، مصرف انرژی جهان در سال 2030 حدود 50 درصد بیشتر از سال 2005 شده و سه چهارم این افزایش به ممالک در حال توسعه اختصاص خواهد یافت. چین و هند به تنهایی 45 درصد این افزایش تقاضا را جذب می کنند. انتظار می رود چین پس از سال 2015 به بزرگ ترین آلوده کننده اتمسفر زمین به گاز دی اکسید کربن تبدیل شود. پس از چین، آمریکا و هند در رده های بعدی قرار می گیرند. برخی بررسی ها نیز حاکی از آن است که چین از هم اکنون به بزرگ ترین تولیدکننده گازهای گلخانه ای جهان تبدیل شده است.

در اینجا باید به دو مساله اساسی اشاره کرد که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ اول اینکه ایالات متحده و دیگر کشورهای ثروتمند مدت هاست سهم شیر منابع جهانی را به خود اختصاص داده اند. عدالت اجتماعی می طلبد که ممالک در حال توسعه نیز از این منابع غیرقابل تجدید بهره مند شوند، دوم آنکه باید الگوهای جدیدی را برای توسعه انسانی در نظر گرفت که در آنها به مقولاتی چون نگرانی های زیست محیطی و عدالت اجتماعی بها داده شود. شیوه زندگی یک ششم جمعیت فعلی جهان بر مصرف بیش از حد انرژی استوار است. هرچه بر تعداد این افراد افزوده شود، بر مشکلات زمین نیز افزوده خواهد شد. هر روز بر هزینه تحقق رویای آمریکایی افزوده می شود و بدیهی است که این الگو دیگر قابل دوام نیست. امروزه نه تنها میلیاردها نفر از مردم جهان از مزایای سرمایه داری جهانی منتفع نمی شوند بلکه هر روز بر فشار بر منابع زیست کره نیز افزوده می شود.

امروزه یک چهارم مرگ و میر جهان با مسائل زیست محیطی ارتباط دارد و اغلب این قربانیان را نیز فقرایی تشکیل می دهند که در اثر سوءتغذیه و عدم دسترسی به خدمات بهداشتی جان می بازند. با افزایش ناگهانی بهای مواد غذایی، سوءتغذیه احتمالاً به یکی از جدی ترین معضلات جهان تبدیل خواهد شد. 75 درصد فقرای جهان در روستاها زندگی می کنند و زندگی اغلب آنها وابسته به کشاورزی است. بسیاری از این روستاییان در جست وجوی زندگی بهتر به شهرها مهاجرت می کنند. در حال حاضر بالغ بر یک میلیارد نفر از جمعیت جهان در حلبی آبادهای پیرامون شهرها سکونت دارند. این در حالی است که کارشناسان معتقدند همه کشورهای جهان به آب، خاک و هوای کافی جهت تولید غذای لازم برای تغذیه مردم خود دسترسی دارند اما نیل به این هدف مستلزم انجام اصلاحات ارضی و حمایت های مالی و فنی است که متاسفانه کمتر در دنیای امروز مشاهده می شود اما نکات مثبتی نیز وجود دارد. هر روز بر تعداد کشورهایی که نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را رد می کنند افزوده می شود. مالاوی کشوری است که سالیان متمادی بر لبه پرتگاه قحطی قرار داشت. در سال 2005 حدود پنج میلیون از 13 میلیون نفر جمعیت این کشور نیازمند دریافت کمک های فوق العاده غذایی بودند.

دولت مالاوی تصمیم گرفت (برخلاف توصیه بانک جهانی) به محصولات کشاورزی خود سوبسید پرداخت کند. به زودی این کشور به صادرکننده ذرت و برخی اقلام دیگر کشاورزی تبدیل شد و این موفقیت را مدیون حمایت دولت از کشاورزان بود. دولت ایالات متحده که خود میلیاردها دلار سوبسید به کشاورزان آمریکایی می پردازد و مازاد تولید عظیم خود را به صورت کمک غذایی به دیگر کشورها صادر می کند با پرداخت سوبسید توسط دیگر کشورها به شدت مخالفت می ورزید.

نتیجه

نگارنده تلاش کرد در نوشتار حاضر چهار عرصه بحران زا را در سیستم معاصر جهان بازشناساند؛بحران مالی، ضعف نسبی قدرت آمریکا، ظهور مراکز جدید قدرت و پایان پذیری منابع و بروز بحران زیست محیطی. استراتژی کنونی آمریکا استفاده از نیروی نظامی برای کنترل نفت و دیگر منابع طبیعی است. بال دیگر این عقاب اختصاص منابع هنگفت مالی به سرمایه داران بزرگ به زیان دیگر ملت ها و کشورهاست. «اجماع واشنگتنی» که اکنون اعتبار خود را از دست داده به رغم زیان های بزرگی که بر جهان وارد آورد نتوانست اهداف واشنگتنی را تامین کند. جهان سوم سرخورده از این دکترین اکنون به جست وجوی راه های جدیدی برای توسعه خود برآمده است. بدین ترتیب سیستم سرمایه داری آمریکن با چالش مراکز جدید قدرت روبه رو شده است.

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پیش بینی بانک جهانی برای سال 2009

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۵
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

جهان درمانده از رشد اقتصادی

پیش بینی های تلخ برای آینده اقتصاد جهانی که مرزهای سیاسی را کنار گذاشته و همبستگی خاصی میان کشورها برای تعاملات تجاری ایجاد کرده ، در ناکامی طرح های ارائه شده بی تاثیر نیست. بانک جهانی در گزارشی با بررسی اثرات منفی بحران مالی غرب بر اقتصاد جهان در سال 2009 پیش بینی کرد، در حالی که رشد اقتصادی جهان در سال جاری به 5/2 درصد رسید این رقم طی سال 2009 به کمتر از 9/0 درصد کاهش خواهد یافت. رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه سال آینده به کمتر از 5/4 درصد خواهد رسید و این رقم طی سال 2007 به 9/7 درصد رسیده بود. در منطقه آسیا- اقیانوسیه رشد اقتصادی از 5/8 درصد در سال 2008 به 7/6 درصد در سال 2009 می رسد. در اروپا و آسیای مرکزی نیز رشد اقتصادی از 3/5 درصد در سال 2008 به 7/2 درصد در سال 2009 تنزل می کند .در امریکای لاتین رشد اقتصادی برای سال جاری بالغ بر 4/4 درصد پیش بینی شده است.این رقم در سال 2009 به1/2 درصد کاهش خواهد یافت. در آسیای جنوبی رشد اقتصادی از 4/8 درصد در سال 2007 به 4/5 درصد در سال 2009 کاهش خواهد یافت.

ایران در گردونه بحران جهانی

به گزارش فارس،بحران اقتصادی جهان بر رشد اقتصادی ایران نیز تاثیر خواهد گذاشت. رشد اقتصادی این کشور در سال دو هزار و هشت ،6/5 درصد اعلام شد در حالی که این رقم در سال 2007 حدود 8/7 درصد بوده است. رشد اقتصادی ایران در سال 2009 به شدت کاهش یافته و به 5/3 درصد می رسد. در سال 2010 رشد اقتصادی ایران اندکی افزایش پیدا کرده و رقم 2/4 درصد را تجربه می کند. بر اساس این گزارش، رشد اقتصادی ایران در سال 2009 کمتر از متوسط رشد اقتصادی خاورمیانه دراین مدت خواهد بود.

خالی شدن سبد سرمایه گذاری کشورهای در حال توسعه

   

    با توجه به بحران مالی و اعتباری کنونی ، میزان سرمایه گذاری های خارجی نیز در اقتصادهای در حال توسعه طی سال 2009 کاهش خواهد یافت . برخی از اقتصادهای در حال توسعه با چالش های بزرگی مثل ورشکستگی بانک ها و بحران نقدینگی روبرو خواهند شد . در حالی که میزانسرمایه گذاری های خارجی در کشورهای در حال توسعه طی سال 2007 بیش از 13 درصد رشد داشت، این رقم در سال 2009 بیش از 5/3 درصد نخواهد بود. جاستین لین کارشناس اقتصادی بانک جهانی در این باره گفت: بحران مالی موجب کاهش تنش در بازار کالاها شده، ولی این مسئله به شدت سلامت سیستم بانکی و اشتغال را در سراسر جهان با تهدید جدی روبرو کرده است . کاهش روند ورود سرمایه به کشورهای در حال توسعه ، موجب کاهش چشمگیر سرمایه گذاری در اقتصاد این کشورها خواهد شد . کاهش مبادلات تجاری در سطح جهان نیز یکی دیگر از تبعات بین المللی بحران اقتصادی محسوب و پیش بینی می شود برای اولین بار از سال 1982 حجم مبادلات تجاری کاهش یابد.کاهش صادرات به بازارهای جهانی تاثیر زیادی بر کاهش رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه خواهد داشت . اقتصادهای چین و هند نیز از تبعات منفی رکود و بحران اقتصادی جهان در امان نیستند . بر اساس پیش بینی بانک جهانی ، رشد اقتصادی چین از 9/11 درصد در سال 2007 به کمتر از 5/7 درصد در سال 2009 خواهد رسید . رشد اقتصادی هند نیز از 9 درصد در سال 2007 به کمتر از 8/5 درصد می رسد. با آ نکه بحران جهانی برهمه کشورها تاثیر گذار بوده، اما در این میان برخی به مراتب ضررهای بیشتری متحمل شدند. نشریه اقتصادی مید طی گزارشی با اشاره به کاهش شدید تولیدات صنعتی در انگلیس اعلام کرد: رکود اقتصادی این کشور فراتر از حد تصور خواهد بود. یکی از نشانه های آن، تولیدات صنعتی این کشور است که طی ماه اکتبر به پایین ترین حد طی شش سال اخیر رسید. به عقیده این افراد، تشدید بحران و رکود اقتصادی موجب خواهد شد تا نرخ بهره بانکی انگلیس طی سال 2009 به نزدیکصفر درصد برسد . بانک مرکزی انگلیس از ماه اکتبر تا کنون نرخ بهره بانکی این کشور را مرتبا کاهش داده و اکنون به 2 درصد رسانده که این رقم طی 57 سال اخیر بی سابقه بوده است. بانک ژاپن نیز اعلام کرد : با ادامه بحران اقتصادی در این کشور بیش از هزار شرکت ژاپنی طی ماه نوامبر اعلام ورشکستگی کردند.

   

    کمک 15میلیارد دلاری به خودرو سازان آمریکا

   

    کنگره و کاخ سفید برای اعطای 15 میلیارد دلار کمک مالی به سه شرکت خودروسازی فورد ، جنرال موتورز و کرایسلر به توافق رسیدند . این در حالی است که جنرال موتورز و کرایسلر مجموعا 34 میلیارد دلار کمک مالی نیاز دارند تا از بحران مالی کنونی خارج شوند. اگر شرکت های خودروساز آمریکایی نتوانند تا 31 مارس آینده شرایط مالی خود را بهبود بخشند ، باید به فکر اعلام ورشکستگی باشند . به گزارش فارس، نادیام الشامی سخنگوی نانسی پلوسی رئیس کنگره آمریکا در این باره گفت: پیشرفت خوبی در مذاکرات کنگره و دولت برای کمک به شرکت های خودروسازی به وجود آمده و امیدوارم این مسئله منجر به برقراری ثبات در صنعت خودروسازی آمریکا شود . دولت آمریکا از ابتدای آغاز بحران مالی و اقتصادی این کشور ، با اعطای کمک های مالی به صنایع خودروسازی مخالفت کرده است . شرکت های خودروساز آمریکا پیش از این خواستار دریافت وام 34 میلیارد دلاری از کنگره بودند.

    

پیش بینی های سال 2009

 

،امسال 5 خبرنگار و مجری بی‌بی‌سی مهم‌ترین وقایع سال 2009 را پیش‌بینی کرده‌اند. ‌

 

استفن ساکر، مجری برنامه هارد تاک

مهم‌ترین واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

باراک اوباما بدون شک مرد اصلی 2009 است. البته وقتی پرده‌ها بالا رود او خواهد خواند "بله! ما می‌توانیم." و ما جواب خواهیم داد: "صبر کن رفیق"!

در واقع سال 2009 سال صندوق رای خواهد بود. در هند، آفریقای جنوبی، ایران و اسرائیل انتخابات برگزار خواهد شد. احتمال انتخاب جیکاب زوما در آفریقای جنوبی و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل زیاد است. به علاوه ممکن است مروان برغوتی، که در اسرائیل زندانی است، رهبر غیر رسمی فلسطینی‌ها شود. ‌

بیشتر از همه انتظار چه را دارید؟

مردم انتظار دارند سال 2009 سال تغییر باشد و هیجان سیاسی فراوانی در سراسر جهان وجود دارد. اکثر این هیجان را باراک اوباما به وجود آورده است و حضور او در کاخ‌سفید حتما تغییراتی را در پی خواهد داشت. زندان گوانتانامو بسته خواهد شد و احساسات ضدآمریکایی در اکثر نقاط جهان کاهش خواهد یافت. انتخابات در ایران و افغانستان به مباحثاتی تازه در مورد اسلام سیاسی دامن خواهد زد.

فکر می‌کنید امسال دیگر چه اتفاق‌هایی - با احتمال کمتر - رخ می‌دهد؟

نسل جدیدی از جوانان جوامع غربی که در دوران "اشتغال کامل" بزرگ شده‌اند رکود شدیدی را تجربه خواهند کرد. این برای آنها به‌شدت دشوار خواهد بود. تاثیرات این رکود بزرگ، جهانی خواهد بود. چین در بیستمین سالگرد سرکوب قیام سیاسی "تیان‌آن‌من" شاهد آغاز موج جدید شورش‌های خیابانی خواهد بود. این‌بار معترضان دانشجویان دموکرات نیستند، این‌بار کارگران گرسنه شورش خواهند کرد.

دوست دارید امسال با چه کسی مصاحبه کنید؟

با رابرت موگابه. وقتی اعلام می‌کند که قرار است در هارد تاک شرکت کند قیافه‌اش دیدنی است. ‌

 

 

جاستین وب، دبیر بخش آمریکای شمالی

مهم‌ترین واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

ماه عسل ادامه خواهد داشت: من فکر می‌کنم مهم‌ترین واقعه سال 2009 تغییر زندگی آمریکایی‌ها توسط دولت اوباما خواهد بود. آمریکایی‌ها که از وقایع داخل و خارج خانه خسته شده‌اند به تیم جدید اجازه خواهند داد که تلاششان را بکنند. ‌

من حس می‌کنم این روند ظاهری غیرایدئولوژیک خواهد داشت اما به هر حال آمریکا به شدت تغییر خواهد کرد. اوباما در حوزه‌های تامین اجتماعی و تحقیقات عملی به اصلاحات دست خواهد زد و راه‌حل‌هایی منطقی برای مشکلات ارائه خواهد کرد.

بیشتر از همه انتظار چه را دارید؟

جمهوریخواهان آمریکایی دوباره خود را سازماندهی می‌کنند. میان جناح‌های مختلف جمهوریخواه - مثلا سارا پیلین و هوادارانش با دیگران - تنش‌های شدیدی رخ خواهد داد. فراموش نکنیم کمتر از دو سال دیگر در آمریکا انتخابات میان‌دوره‌ای برگزار می‌شود.

فکر می‌کنید در سال 2009 چه اتفاق‌هایی - با احتمال و کمتر - رخ دهد؟

اینکه من آمریکا را ترک کنم!

دوست دارید امسال با چه کسی مصاحبه کنید؟

با جو بایدن، معاون باراک اوباما. او مراقب حرف‌هایش نیست و ممکن است در هر مصاحبه چیزهای ارزشمندی بر زبان بیاورد.

 

 

لیس دوشت، خبرنگار امور بین‌المللی

مهم‌ترین واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

تاثیرات رکود اقتصاد جهانی. ماجرا بر همه‌چیز تاثیر خواهد گذاشت، از تلاش‌ها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای گرفته تا برنامه‌های زیربنایی در عراق و افغانستان و جمهوری دموکراتیک کنگو. در مورد زیمبابوه هم باید شاهد ماجراهای عجیبی باشیم. آیا موگابه می‌تواند کشور را در کنترل داشته باشد یا سقوط اقتصادی به انهدام کامل زیمبابوه منجر می‌شود؟

بیشتر از همه انتظار چه را دارید؟

خیلی دوست دارم ببینم دولت اوباما در روند صلح خاورمیانه چه نقشی بازی خواهد کرد، یا در مناقشه هند و پاکستان. آیا در اوضاع دارفور سودان تغییری به وجود خواهد آمد؟

فکر می‌کنید در سال 2009 چه اتفاق‌هایی - با احتمال کمتر - رخ دهد؟

باز هم حواس همه دنیا به اوباما خواهد بود! ‌

دوست دارید امسال با چه کسی مصاحبه کنید؟

رهبران طالبان. دوست دارم بدانم آنها واقعا چه می‌خواهند.

 

 

پال میسون، دبیر اقتصادی

مهم‌ترین واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

مهم‌ترین واقعه امسال نه رکود اقتصادی که بازسازی‌های هرچند کوتاه‌مدت و کوچک اقتصاد خواهد بود. کشورهای عضو گروه 7 هر کاری خواهند کرد تا بحران را به پایان برسانند.

البته به اعتقاد من هرگونه تغییری در اوضاع اقتصادی کنونی کوتاه‌مدت خواهد بود. رکود کنونی طولانی‌مدت است!

بیشتر از همه انتظار چه را دارید؟

ممکن است دستگاه قضایی آمریکا تعدادی از بانکداران برجسته یا صاحبان موسسات مالی را، که در تشدید بحران اقتصادی کنونی نقش داشته‌اند به محاکمه بکشاند. به‌علاوه در چین شاهد اعتراض‌های طبقه کارگر خواهیم بود.

فکر می‌کنید در سال 2009 چه اتفاق‌هایی - با احتمال کمتر - رخ دهد؟

تاثیرات بیکاری بر مردم اصلا جالب نخواهد بود. جوانان کمتر از گذشته می‌توانند به کلوپ‌های شبانه و روزانه بروند. من نمی‌دانم واکنش آنها چه خواهد بود.

 

 

جیمز رابینز، خبرنگار دیپلماتیک

مهم‌ترین واقعه سال 2009 چه خواهد بود؟

آزمایش باراک اوباما به‌عنوان رئیس‌جمهور. آیا او می‌تواند ایالات‌متحده و دنیا را تغییر دهد؟

‌ بیشتر از همه انتظار چه را دارید؟

تغییر آغاز شده است. تغییر در دولت‌ها و در بخش خصوصی. تغییر در زیمبابوه، خاورمیانه، ایران، افغانستان و پاکستان.

فکر می‌کنید در سال 2009 چه اتفاق‌هایی - با احتمال کمتر - رخ دهد؟

با این اوضاع بد اقتصادی مبارزه با گرم شدن زمین را باید فراموش کنیم.

دوست دارید امسال با چه کسی مصاحبه کنید؟

البته با باراک اوباما. بعد از او با کیم جونگ‌ایل رهبر کره‌شمالی و سران بلندپایه چین.

پیش بینی های رسانه ای برای سال 2009

   

 

فکر می کنید که آیا ما با توجه به وضعیت ناپایدار اقتصاد جهانی و صنعت فناوری، جرات خواهیم کرد که باز هم به پیش بینی گرایش های آینده بپردازیم و در نتیجه در معرض اتهام کوته بینی، بی پروایی، و نادانی قرار بگیریم؟بله ما می خواهیم دقیقا همین کار را بکنیم. در حالی که دنیای رسانه سرگرم رویدادهای باقی مانده از سال 2008 است، شما می توانید انتظار داشته باشید که تمام – یا دست کم تعدادی از- موارد زیر اتفاق بیفتند:

. تاریکی کامل پیش از سحر

شرکت ها رکود اقتصادی را بهانه کاهش بودجه تبلیغاتی خود خواهند کرد. دست کم یکی از شرکت های بزرگ رسانه ای ورشکست خواهد شد. بیشتر از یکی از صد روزنامه برتر جهان، یا به کلی تعطیل خواهد شد یا تیراژش را به قدری کاهش خواهد داد که دیگر نتوان آن را روزنامه خواند. دست کم یکی از پنجاه مجله برتر نیز به راهنمای تلویزیون تبدیل خواهد شد و یا زیردستان یک شرکت مادر که هیچ تخصصی در زمینه رسانه ندارد نابود خواهند شد.

. روشن خواهد شد که صنعت تبلیغات آنلاین هم نسبت به رکود اقتصادی ایمن نیست

درآمد صنعت تبلیغات گرافیکی آنلاین در سال 2009 کمتر از پیش بینی ها خواهد بود. کسانی که فکر می کنند تبلیغات در شبکه های اجتماعی به صورت انفجاری رشد خواهد داشت کاملا مأیوس خواهند شد. کسانی که اعتقاد دارند شبکه های اجتماعی کوچکی که درصد کوچکی از کاربران مای اسپیس را به خود جلب می کنند، جای آن را خواهند گرفت، نیز همچنان ناکام باقی خواهند ماند.

. رقابت بر سر مالکیت رسانه ها

کسانی که پول نقد در اختیار دارند یا شرکت های خارجی که می خواهند رسانه های آمریکایی را با قیمت ارزان بخرند برای خرید رسانه های به دردسر افتاده هجوم خواهند آورد. البته شرکت های خارجی نمی توانند شبکه های تلویزیونی را در آمریکا بخرند. گروه تجاری سوئدی bonnier که در سال 2007 حدود هجده مجله را از شرکت time خرید، باز هم به خرید ادامه خواهد داد. شرکت های بین المللی که تاکنون حضوری در ایالات متحده نداشته اند حالا سعی خواهند کرد که رسانه های سنتی و آنلاین آمریکایی را بخرند.

شرکت time warner بعد از اینکه با فروش شبکه های کابلی خودش چند میلیارد دلار پول نقد به دست آورد، یکی از دو کار زیر را انجام خواهد داد:

ادغام بعضی از دارایی هایش با nbc univarsal، یا خرید scripps networks که صاحب hgtv و food network است. البته احتمال خرید scripps بیشتر است. همچنین تایم وارنر خودش را از شر aol خلاص خواهد کرد. من این قدر این رویداد را پیش بینی می کنم تا بالاخره به حقیقت بپیوندند.

. کاهش تبلیغات برای تلویزیون های بزرگ مشکل ساز می شود

برنامه های تلویزیونی نازل و کم خرج در ساعت های پربیننده پخش خواهند شد چون شبکه ها در نتیجه کاهش درآمد از محل تبلیغات باید صرفه جویی کنند.

. انتقاد به مرداک ریشه دار تر می شود

شرکت news corp. بخشی از شش میلیارد دلار پول نقدی که دارد را صرف یک خرید بسیار بزرگ خواهد کرد ولی سهام داران و کارشناسان به هیچ وجه از این خرید رضایت نخواهند داشت. شایعات و داستان های زیادی به وجود خواهد آمد و با اشاره به قیمت سهام رو به تنزل این سوال پرسیده خواهد شد که آیا مرداک واقعا راهبرد مشخصی در مدیریتش دارد یا خیر؟

. تغییری که مدت هاست نشریه های ایالات متحده دوست دارند در مورد نحوه شمارش تیراژ خود انجام بدهند، بالاخره تصویب خواهد شد

دفتر نظارت بر تیراژ نشریه های ایالات متحده بالاخره شیوه جدید شمارش را تصویب خواهد کرد. قوانین فعلی لازم می دارند که نسخه دیجیتالی مجله ها مانند نسخه های چاپی شمرده شود. طبق قانون جدید نشریه ها می توانند انواع محصولات فروشی خود را جزو تیراژ حساب کنند. به این ترتیب محصولات جانبی بسیار زیادی توسط مجله ها عرضه، و باعث سردرگمی مصرف کنندگان خواهند شد.

. رادیو ها سر و شکل نویی به خود خواهند گرفت

این فرمت جدید در رادیوها افراد سی و چهل ساله ای را هدف می گیرد که از خستگی کار و و بچه داری برای آرامش به آن رو می آورند. در نتیجه در چند بازار خاص رادیوها مخاطبان زیادی پیدا خواهند کرد. البته کاهش دو رقمی درآمد رادیوها ادامه خواهد داشت و نگرانی های موجود در مورد بدهی های زیاد شبکه های رادیویی نیز ادامه خواهد یافت.

. شرکت new york times سایت about.com را خواهد فروخت

نیویورک تایمز برای نجات مجله اصلی خودش از ورشکستگی، سایت about.com را خواهد فروخت و تلاش هایش برای جلب نظر مدیرعامل اسبق جنرال الکتریک و نویسنده فعلی هفته نامه بیزنس ویک، جک ولش، نیز به در بسته خواهد خورد.

. نوعی صنعت رسانه سایه وار به وجود خواهد آمد

شرکت هایی که توسط افراد اخراج شده در سال های 2008 و 2009 تأسیس شده اند نوعی صنعت رسانه سایه وار در کنار صنعت رسانه ایجاد خواهد کرد. در نتیجه در سال های 2010 و بعد از آن باید انتظار درگیری های بزرگی را در میان این دو داشته باشیم.

 

پیش‌بینی چالش‌های اجتماعی سال 2009

جامعه > جهان - بریده‌ای از مقاله روزنامه گاردین در مورد پیش‌بینی مهم‌ترین دغدغه‌های اجتماعی جوامع اروپایی در سال آینده میلادی

 

در آخرین روزهای سال میلادی گذشته، زمانی که همگان به جمع‌بندی وقایع سال گذشته و پیش‌بینی وقایع سال آینده می‌پرداختند، روزنامه گاردین در یک نظرسنجی، از برخی کارشناسان و روزنامه نگاران خواست مهم‌ترین چالش‌های دنیا در سال آینده میلادی را در حوزه‌های مختلف پیش‌بینی کنند. آنچه می‌خوانید بریده ای از آن مقاله است که به مهم‌ترین چالش‌های حوزه‌های سلامت، محیط زیست، فناوری رسانه و روابط اجتماعی می‌پردازد.

1. غذاهای طبیعی از مد می‌افتد؟

محصولات غذایی ارگانیک، محصولاتی هستند که در آن‌ها از فراورده‌های شیمیائی استفاده نمی‌شود و اخیرا گرایش وسیعی در کشورهای غربی برای استفاده از آن‌ها به وجود آمده است.

در تابستان گذشته، حامیان این محصولات پیش‎بینی می‌کردند که فروش این محصولات در سال 2008 تنها تا 10 درصد افزایش خواهد داشت. با توجه به میزان متوسط  26 درصد رشدی که از سال 1993 تا 2006 داشته است؛ این یک پیش‎بینی هشدار دهنده بود.

بررسی‎ها نشان داده که فروش این محصولات از عید پاک به بعد، ماه به ماه کاهش یافته بود. برای مثال فروش تخم‎مرغ‎های ارگانیک از بیشترین مقدار 7.4 درصد بازار فروش به 4.7 درصد کاهش دا کرد. هرچند هنوز احتمال دارد که تا بهار 2009، افزایش فروش محصولات ارگانیک دیده شود؛ هرچند کمتر از مقدار پیش‎بینی شده 10 درصد. ولی صاحب‎نظران، سال 2008 را به عنوان اولین سال سقوط فروش این محصولات در طی 15 سال اخیر ثبت کرده‎اند.

هفته گذشته، انجمن خاک انگلستان، حامی و تبلیغ کننده بزرگ غذاهای ارگانیک، از دولت درخواست کرد که به تولید‎کننده‎هایی که از این انجمن گواهی دارند، اجازه تولید انواع خوراک حیوانات را بدهد. در حال حاضر تولید خوراک ارگانیک دام و طیور نسبت به سایر غذاهای حیوانات، 2 برابر هزینه بیشتری می‎برد و بیم آن می‎رود که این مسئله به تولیدکنندگان این خوراک‎ها از نظر اقتصادی فشار بیاورد.

آیا این بدان معنی است که جنبش «غذاهای ارگانیک» رو به خاموشی است؟ نه به‎طور کامل. زیرا تمایل به این غذاها ریشه‎ای محکم دارد که با وجود تنگناهایی که وضعیت اقتصادی پیش رو می‎گذارد، سعی در پابرجایی دارد. رسانه‎ها هم همیشه اهمیت غذاهای ارگانیک را برجسته کرده‎اند. سرآشپزهای برنامه‎های تلویزیونی خواص این مواد غذایی را بارها یادآوری می‎کنند؛ اما غذاهای ارگانیک هیچ‎گاه بیش از 3 درصد از 120 میلیارد پوند در گردش در بازار مواد غذایی انگلیس را به خود اختصاص نداده است در حالی‎که این میزان در آمریکا حدود 10 درصد است.

البته شواهدی وجود دارد که نسل جدید انگلیسی‎ها شروع به اندیشیدن عمیق درمورد غذا کرده‎اند. کاهش حمایت برای تولید غذاهای ارگانیک می‎تواند تنها به دلیل هزینه آن نباشد بلکه به نگرش افراد نیز می‎تواند مرتبط باشد بنابراین نشریه‎هایی که درمورد امنیت غذایی است افراد را تشویق به تفکر ساخته‎اند در مورد این که غذاهای ما از کجا می‎آیند و چگونه تولید می‎شوند.

در عین حال که مخالفت‎های زیادی در برابر افزایش بیش از حد غذاهای صنعتی شکل گرفته؛ در کنار آن هنوز شک و تردیدهایی نیز در مورد ادعاهایی که بابت غذاهای ارگانیک می‎شود وجود دارد و عده‎ای عقیده دارند که در مورد خواص آنها زیاده‎روی شده است.

آن‌چه مشخص است این که حتی در زمانی که وضع اقتصادی کساد است، مصرف‎کننده‎ها بیشترین سعی را در خریدن غذاهای خوب و مناسب می‎کنند؛ ولی آنها میزان نیاز بدن به غذاهای ارگانیک را درک نمی‎کنند و پرداختن مبلغ اضافه بابت آن را غیرضروری می‎بینند؛ بنابراین سال 2009 شاید سالی برای تولید مناسب غذاهای ارگانیک نباشد.

2. چالش تغییرات آب و هوا

پاسخ این سوال با توجه به نظر بیشتر هواشناسان ساده است؛ اگر در سال 2009، در عملکرد خود تغییر رویه ندهیم، مسلما کره زمین دچار مشکل خواهد شد.

دی‎اکسید کربن اتمسفر هم‎اکنون در میزان 387ppm متوقف مانده است و این یعنی افزایشی برابر با 40 درصد از زمان انقلاب صنعتی تا کنون و این بالاترین میزانی است که کره زمین در طی 650 هزار سال گذشته تجربه کرده است.

شواهدی مبنی بر گرم شدن سطح زمین به‎خصوص در قطب شمال به دست آمده؛ جایی که دانشمندان همیشه پیش‎بینی کرده بودند که اولین جایی است که دچار آسیب می‎شود.

تابستان، پوشش یخی در قطب به‎طور غم‎انگیزی کاهش پیدا کرد. لایه منجمد همیشگی در سیبری، در حال آب شدن است. اولین عارضه این پدیده، کاهش توانایی زمین برای منعکس کردن حرارت خورشید به سوی فضا است. دومین مشکل، آزاد شدن حجم زیادی گاز متان است، ترکیب این 2 ، میزان گرمای زمین را بالاتر می‎برد. بزرگ‎ترین ساطع‎کننده کربن در دنیا، یعنی آمریکا بعد از 8 سال رکود، توسـط «جان هولدرن»، مشاور علمی باراک اوباما، اعلام کرده است که آب‎وهوا، اولویتی مهم و اساسی است.

اخیرا دولت انگلیس اعلام کرده است که قصد تاسیس کارخانه‎های جدید زغال سنگ را در بعضی از شهرهای انگلیس دارد؛ این اقدام سبب شکل‎گیری این اتهام نسبت به دولت انگلیس می‎شود که تعهدات بی‎ارزشی برای تغییر وضعیت آب‎وهوا داده است و این برخلاف مواضع نمایندگانی است که در کوپنهاک تجمع خواهند یافت که معاهده جدیدی برای تغییر شرایط جوی کره زمین وضع کنند. معاهده‎ای که قرار است جانشین توافق‎نامه کیوتو که در سال 2012 به پایان خواهد رسید، بشود. تنها یک تصمیم محکم و قاطع و همچنین اجباری کردن قوانین، سیاره ما را نجات خواهد داد.

3. انقلاب فیلم‎های 3 بعدی

دوران انتظار طولانی شده، شاید حدود 80 سال، ولی امید آن می‎رود که سال 2009، سالی باشد که سرانجام فیلم‎های 3 بعدی قابل تماشا کردن باشد؛ بدون ایجاد سردردهای میگرنی در تماشاچی!

هم‎اکنون 2 فیلم در هالیوود به  شکل 3 بعدی‎های جدید مشغول جذب مشتری است:«هیولاها در برابر بیگانگان»، انیمیشنی بسیار تاثیرگذار از کمپانی Dream Work که در اواخر مارس اکران خواهد شد و فیلم «آواتار»، به کارگردانی جیمز کامرون که اولین فیلم او پس از فیلم موفق تایتانیک خواهد بود.

جفری کاتزنبرگ، مدیر فیلم‎های Dream Work ، پیش‎بینی می‎کند که درطی 5 تا 7 سال آینده، تمام فیلم‎ها، در قالب 3 بعدی‎های جدید نمایش داده خواهد شد همانند شرک4 که در تابستان 2010 اکران خواهد شد.

تاریخچه فیلم‎های 3 بعدی طولانی است؛ این این نوع فیلم، برای اولین بار در سال 1920 شروع به فعالیت کرد و در سال 1950 به منظور رقابت سینما با تلویزیون، دوباره روی آن کار شد، ولی عینک‎های پلاستیکی رنگ شده و تیره مانع لذت بردن کافی از نمایش‎های 3 بعدی می‎شد حتی در فیلم‎هایی همانند فیلم ترسناک «خانه‎ای از موم» و یا فیلم «شماره M را برای قاتل بگیر» اثر آلفرد هیچکاک، این مشکل وجود داشت.

اخیرا فیلم‎های 3 بعدی پیشرفت قابل توجهی داشته است که بیشتر به دلیل تکنولوژی دیجیتالی جدید در تولید و نمایش این فیلم‎ها و همچنین تولید عینک‎هایی سفت و راحت، مخصوص دیدن فیلم‎های 3 بعدی است. تنها مشکل موجود، قیمت بالای تبدیل سینماها است، هرچند Cine world، بزرگترین سینمای زنجیره‎ای انگلیس، به زودی 100 پرده آماده نمایش خواهد داشت.

هر کسی به راحتی متقاعد نمی‎شود که تکنولوژی جدید فیلم‎های 3 بعدی، پاسخی برای مشکلات هالیوود باشد. بنا بر عقیده «پاتریکس گلدستین»، تحلیل کننده فیلم‎های هالیوودی در روزنامه لس‎آنجلس تایمز، هالیوود کماکان بابت فیلم‎هایی که استقبال از آن تنها در گروی جلوه‎های ویژه است، آزار می‎بیند. او در این باره می‎گوید: آنچه امروزه این فیلم‎ها نیاز دارند استفاده کمتر از گزافه‎گویی و هیجان‎های پوچ است؛ نه چیزی بیشتر از این!

4. خوشبختی؛ سرابی غبارآلود

در دوره‎ای که گذشت، هرچند بیشتر مردم غرب مرفه‌تر شدند ولی در عوض بسیاری از مردم، به لحاظ اخلاقی دچار انحطاط شدند و دنیا آکنده از رفتارهای غیراخلاقی چون خودفروشی، تکبر و رفتارهای ضد اجتماعی شد. افراد، برای یکدیگر ناخوشایند و غیرقابل تحمل شدند، ناسزاهای بسیار گفتند و جنگ‎های بسیار با یکدیگر کردند.

فرهنگ عمومی، تمایلات تهدیدکننده و آزاردهنده را در جامعه می‎پروراند. افراد مشهور، درتلویزیون و برای جلب توجه عموم، کرم می‎خوردند؛ دوربین‎ها از خانواده‎های بی‎بندوبار و بی‎مسئولیت تصویر می‌گیرد و آن را به عنوان فیلم‎های سرگرم‎کننده نشان می‎دهد و افراد، بسیار می‎نوشند و مست می‎کنند.

دیدگاهی وجود دارد مبنی بر اینکه هم‎اکنون این وضعیت دیگر به پایان رسیده است و مردم شروع کرده‎اند که دوباره هنر زندگی اجتماعی را بیاموزند.

اگر مردم دنیا در سال 2009 طبق این نظریه پیش بروند، همه آنها دوباره گرد هم خواهند آمد، مسئولیت‎پذیرتر شده و ساده زندگی می‎کنند، کار، سازندگی و اصلاح را سرمشق خود قرار می‎دهند، نان خود را تقسیم کرده و در غم همسایه خود شریک می‎شوند.

ولی پیش‎بینی غیرخوش‎بینانه دیگری نیز وجود دارد و آن معضل بزرگ مربوط به بی‌اخلاقی بی‎حد و مرز افراد است.

بنجامین باربر، استاد درس جامعه مدنی دانشگاه ماریلند اخیرا بحثی قانع‎کننده در مورد ایدئولوژی پایه‎ریزی شده برای مردم کوته‎بین و کودک‎اندیش داشته است. در تجزیه و تحلیل او، انسان‌های مدرن امروزی از نظر تفکر، همانند کودکانند؛ یعنی نمی‎توانند بین مفهوم«من می‎خواهم» و «من نیاز دارم» تفاوتی قائل شوند. آنها فقط به لذت و خوشی فوری و لحظه‎ای می‌اندیشند.راگر بخواهیم نظریه باربر را بپذیریم، در حقیقت مردم کشورهای غربی، کوچولوهای 2 ساله نفهمی هستند و با وجود آنها، رفتارهای ضد اجتماعی و بیمارگونه همچنان ادامه خواهد داشت



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

زنگ تفریح 4

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

پاسخ جالب انیشتین به خواستگارش!

می گویند "مریلین مونرو" یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سیاست های جدید روسها در آسیای مرکزی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از سوی دیگر به تقویت همکاری هایش در زمینه های نظامی سیاسی و نظامی فنی در چارچوب پیمان هایی همچون جامعه کشورهای همسود و سازمان پیمان امنیت جمعی، بویژه با کشورهای آسیای مرکزی تاکید می ورزد. روز ۱۲ نوامبر باردیواژ گفت، پنج کشور عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان) توافق کرده  اند تا توانمندی های نظامی این اتحادیه را به صورت قابل توجهی افزایش دهند. به گفته باردیواژ یک نیروی نظامی بین المللی در آسیای مرکزی ایجاد می شود که «قادر خواهد بود با هر گونه تهدید خارجی مقابله کند.» یگانهای متحد ویژه واکنش سریع، بخشی از آن نیرو خواهند بود. نیروی مذکور شامل ۱۰ گردان خواهد بود که یک سیستم مشترک مضاعف دفاع هوایی از آن حمایت می کند. این ساختار جدید توسط همه کشورهای شرکت کننده به یک میزان تامین مالی می شود، اما روسیه سلاحهای مورد نیاز را که به شرایط موجود بستگی دارد، فراهم خواهد کرد. بدنبال این اعلان بزرگ، در تاریخ ۱۵ اکتبر گذشته، وزیران دفاع کشورهای عضوسازمان پیمان امنیت جمعی در سن پترزبورگ گرد هم آمدند و درباره موضوعات مربوط به «سیستم مشترک دفاع هوایی» به بحث و مذاکره پرداختند. علاوه بر این در سالهای اخیر اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی چندین رزمایش مشترک را در بین نیروهای خود انجام داده  اند در سپتامبر و اکتبر ۲۰۰۸ دو رزمایش مشترک یکی در روسیه با عنوان Center2008 و دیگر در قزاقستان با نام aldaspoin2008 برگزار شد.

روسیه هیچگاه منطقه را ترک نکرده است

به گفته ژنرال علی بیک قاسم اف وزیر دفاع سابق و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح قزاقستان، روسیه با جذب همپیمانان به سوی خود و علامت دادن به غرب مبنی بر اینکه همکاری نظامی در بین کشورهای جامعه همسود ادامه دارد، هدف مهمی را دنبال می کند. اما از نظر سایر کارشناسان همه این اقدامات روسیه نشانِ روشنی از امیال این کشور برای توسعه حضور نظامی و نفوذ در منطقه حیاتی و استراتژیک آسیای مرکزی است. در اولین سالهای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق روسیه موقعیت خود را در آسیای مرکزی حفظ کرد. بخصوص یک یگان بزرگ نظامی در شهر مرو ترکمنستان داشت که بر اساس توافق بین مسکو،عشق آباد، شهروندان روسیه در ارتش ترکمنستان خدمت می کردند. همچنین گارد مرزی روسیه نظارت بر سراسر مرز مشترک بین تاجیکستان و افغانستان را ادامه می دهد. در دوران جنگ داخلی تاجیکستان یگانهای متعددی از ارتش روسیه در خاک تاجیکستان مستقر بودند. یک یگان ویژه کماندویی چتر باز بمنظور حمایت از نیروی حافظ صلح کشورهای عضو همسود که شامل نیروهایی از قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان بودند استقرار یافت. ولادمیر موخین یک کارشناس نظامی مقیم مسکو می گوید از آن زمان به بعد روسیه بیشتر موقعیت خود را در آسیای مرکزی از دست داده است. اما روسیه هنوز دارای نیرو و پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان،قرقیزستان و قزاقستان است. نیروهای نظامی روسیه در قزاقستان در پایگاه فضایی بایکانور (نیروهای فضایی) و در خط آتش نظامی «ساری شاگان» مستقر هستند. به اعتقاد آقای موخین به مصلحت روسیه است که حضور نظامی خود را در چندین کشور منطقه تقویت نماید. وی می گوید، اولا به مصلحت روسیه بود که حضور نظامی خود را در ازبکستان و ترکمنستان تقویت کند. در پایگاه خان آباد ازبکستان جایی که اولین بمب افکن های استراتژیک که می توانند تا هندوستان پرواز کنند، مستقر شدند. خان آباد پایگاه هوایی خوبی بود. یک سکوی پرتاب خوب برای روسیه و پایگاهی بسیار با اهمیت بود. آقای موخین می افزاید یکی از مشکلات روسیه تاجیکستان بود که در آنجا یک ساختار عمده نظامی روسی وجود ندارد، بخصوص ضرورت ایجاب می کند که همه چیز از نو ساخته شود. زمانی که پایگاه آماده باشد موضوع فرق می کند . به همین دلیل آمریکایی ها از پایگاه خان آباد بخوبی استفاده کردند. کارشناس نظامی روس می افزاید، دوم اینکه روسیه می توانست همچون قبل از پایگاه نظامی مرو در ترکمنستان استفاده کند. بخش عمده ای از نیروی دفاع هوایی و همین طور یگانهای عمده نیروی هوایی ترکمنستان در این پایگاه مستقر هستند.

مبارزه برای نفوذ نظامی در آسیای مرکزی

موخین کارشناس نظامی روس، می گوید: روسیه اراده کرده است تا موقعیت سابق خود را در آسیای مرکزی بر اساس توافقات دو جانبه بار دیگر به دست آورد. اما کشورهای منطقه برای اجازه دادن به ارتش روسیه برای بازگشت به کشورهایشان عجله به خرج نمی دهند. وی می گوید برخی توافقات وجود دارد اما آنطور که معلوم است ازبکها تمایلی برای پذیرایی از یگانهای نظامی روسیه ندارند و همچنین روسیه نمی تواند نیرویی را در قزاقستان و ترکمنستان بکار گیرد. پیتر فلستید یک کارشناس نظامی و دفاعی هفته نامه دفاعی جینز که در لندن منتشر می شود می گوید: منابع انرژی آسیای مرکزی برای روسیه جذاب هستند و مسکو همه همت خود را به خرج می دهد تا در این منطقه امتیازاتی را برای خود کسب نماید. وی می افزاید از نظر من آنچه که در گرجستان اتفاق افتاد، می تواند نمونه ای باشد از وضعیت روسیه احیاء شده که اعتقاد دارد در سطح جهانی متضرر شده و اکنون می خواهد بار دیگر خود را به موقعیت یک قدرت بزرگ جهانی برساند. وی می افزاید، آنچه که می توانم بگویم این است که مدت زیادی است که روسیه تلاش می کند تا از انرژی به منظور پیشبرد اهداف و اداره امور خود استفاده کرده و نفوذ خود را در همسایگانش توسعه دهد. کشورهای معینی در معرض ضربات روسیه هستند چون آنها متکی و وابسته به انرژی روسیه بوده اند. انرژی هم از آسیای مرکزی تامین می شود. بنا براین مشاهده می کنید که روسها می خواهند آن منطقه امنیت داشته باشد و این موضوعی است که سبب بازخیزی روسیه شده است. از سوی دیگر تحلیلگر تاجیک مراد محمد شاه اف می گوید صرفاً تقویت حضور نظامی روسیه در آسیای مرکزی ضرورتا به معنای افزایش نفوذ آن کشور در منطقه نیست. محمد شاه  اف می افزاید، ما همچنین شاهد سیاست های چین هستیم که هیچ پایگاهی در منطقه آسیای مرکزی ندارد، اما به تدریج با صبر و سماجت نفوذ خود را در این منطقه و سایر مناطق افزایش می دهد. وی می افزاید با استفاده از این مثال به نظر من بکارگیری ابزار اقتصادی بهترین راه به دست آوردن جای پا و نفوذ در منطقه است. قاسم بیک محمد یک کارشناس مستقل دیگر در دوشنبه در اظهاراتی مشابه می گوید پس از درگیری روسیه -گرجستان در قفقاز، روسیه زمینه را برای توسعه و گسترش حضور در آسیای مرکزی و تقویت موقعیت خود در منطقه مساعد دیده است. از آغاز تشکیل جامعه کشورهای همسود روسیه همواره و با شدت خطر حضور تهدیدات خارجی در آسیای مرکزی را یادآور شده و علیه آن هشدار داده است. اما تا کنون هیچ کس تهدیداتی را که مسکو نسبت به آن هشدار داده ندیده است. روسیه همواره به خطر تروریسم نفوذی از مرزهای افغانستان به سایر نقاط در منطقه تاکید داشته و به این بهانه به سادگی اهداف ژئوپلتیکی خود را در منطقه بسیار مهم آسیای مرکزی دنبال می کند. بیک محمد یاد آور می شود که علاوه بر این حضور نظامی روسیه در آسیای مرکزی نشان نمی دهد که سربازان روس نقش مورد انتظار از آنها را در حل بحرانهای داخلی کشورهایی که در آنها مستقر بوده اند، ایفا کرده باشند. روسیه همواره یک نقش انفعالی داشته و ما شاهد چنین وضعیتی در قرقیزستان بودیم. به نظر برخی دیگر از کارشناسان مسائل منطقه، گرچه روسیه به منظور حفظ منافع مورد نظر خود در آسیای مرکزی در تلاش برای گسترش نفوذ سیاسی و نظامی خویش در این منطقه است، اما این امر یعنی حفظ و گسترش حضور نظامی روسیه در منطقه آسیای مرکزی، به خودی خود توانسته است به عنوان سدی در برابر هجوم و نفوذ سیل آسای جهان غرب، بویژه آمریکا در منطقه عمل کند. بویژه این که تقریبا تمام کشورهای منطقه آسیای مرکزی زمینه های لازم برای پذیرش این نفوذ را دارند. ضعف بنیان های اقتصادی و نظامی و عدم تجربه لازم در مسائل سیاسی و دیپلماتیک به دلیل نوپا بودن این کشورها، برخی از مهمترین راههای نفوذ غرب به بهانه تقویت نقاط ضعف این کشورها، به منطقه است



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ایرونی، ایرونی بمون

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۳
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

·        فحش خواهر و مادر می‌دیم به همدیگه، به دین و مذهب، عربها و غیره! اما تا یه مشکلی پیش میاد، می گیم یا فلان امام! و در لوس‌آنجلس هم بیشترسفره حضرت عباس باز می‌کنیم تا توی تهران! ما روز عاشورا تاسوعا نذری می‌دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه، روی پلو گلرنگ می‌ریزیم!

·        ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم، اما استراتژی تک تکمون با همدیگه وبا تمام دنیا متفاوته! برای همین در هیچ موردی با هم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می‌دیم! سه تا که می‌شیم پنج نظر متفاوت داریم و هممون خیال می‌کنیم حق داریم!

·        ما به اجدادمون خیلی احترام می‌ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم (باهرچی که دستمون باشه) روی در و دیواراش می‌کَنیم!

·        ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه‌ای از ایران روندیدیم، اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شن‌ها گرفتیم که به همسایه‌ها نشون بدیم!

·        ماها سینما نمی‌ریم و عوضش عشق می‌کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!

·        ما -مخصوصاً لوس‌آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می‌کنیم یا  همینطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه‌ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هرسه تا کلمه ای که می گیم، چهار تاشون انگلیسیه؛ اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط!

·        ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه مون به این رقص که تا ابد یادش نمی گیریم هی بیشترو بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی‌ها هنرمون رو نشون بدیم! البته دوستان خیلی اصرارمی‌ کنند، وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد!

·        به آذری‌ها متلک میگیم، اونارو مسخره می‌کنیم و براشون جوک می‌سازیم؛ ولی بهترین و مفیدترین دوستامون آذری هستن!

·        اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:

1)   ما هیچ وقت اجازه نخواهیم دادکه روی هیچ نقشه‌ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه! 

2)   حواسمون هست که هرجا اسمی ازفیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم، نامه بنویسیم، طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانی‌ها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!

3)   دولت کشورمون باید مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی  /مهربون ... با یک شرط: ما همون آدم‌ هایی که در بالا گفتیم، بمونیم!

 

·        و در پایان: ... ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی، عابرپیاده، موتورسوارهای آدمخور ... فقط یک کلمه از هرمورد کافیه ... و یه داستان ِ واقعی؛  یکی از دوستان تعریف می کرد:

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده ... لذا به عادت دیرینهٔ ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه ... سرت رو درد نیارم،  پل یس میاد و اول با رانندهٔ فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه: ما باید این آقا رو بازداشت کنیم؛ ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما داشتی دنده عقب میرفتی !!!



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

با زمین خودمان چه می کنیم بسیج عمومی برای نجات زمین

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۳
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

عمر زمین من وشما

منبع : کاریزما مشاور

فقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است، فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!

دراین صورت کره زمین مانند فردی 46 ساله خواهد بود! که هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره‌ی سال‌های میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده‌ای داریم!

اما این را می‌دانیم که در سن 42 سالگی، گیاهان و جنگل‌ها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده‌اند.

اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود! یعنی زمین آن‌ها را در سن 45 سالگی به چشم خود دید و تقریبا 8 ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد.

در اوایل هفته‌ی پیش میمون‌های آدم‌نما به آدم‌های میمون‌نما تبدیل شدند!

و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت.

انسان جدید فقط حدود4 ساعت روی زمین بوده وطی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است !

بیش ازیک دقیقه ازعمر انقلاب صنعتی نمی‌گذرد و حال ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره‌ی 46 ساله آورده است . او طی 40 دقیقه‌ی بیولوژیکی، از این بهشت یک آشغالدانی کامل ساخته است.

او خودش را به نسبت‌های سرسام‌آوری زیاد کرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است

سوخت‌های این سیاره را مال خود کرده و همه را به یغما برده است و الان مثل کودکی معصوم و بی تقصیر! ایستاده و به این حمله‌ی برق آسا نگاه می‌کند



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

منشور همکاری میان آمریکا و گرجستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۲
مهدی
نظرات (0)

فصل اول. اصول مشارکت و همکاری

      این منشور بر اساس اصول و دیدگاه های مشترک بنیان نهاده شده  است.

1        احترام و حمایت از  حق حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی و عدم تعرض به مرزها  یکی از اساس روابط دو جانبه می باشد.

2        دوستی دو کشور  بر درک متقابل این عقیده بنیان نهاده شده که  دمکراسی اساس و پایه مشروعیت سیاسی و امنیت  می باشد.

3        همکاری میان دمکراسی دو کشور در بخش  دفاعی و امنیت،   در راستای واکنش موثر به چالش های موجود در مقابل صلح و امنیت از اهمیت ویژه برخوردار می باشد.

4        گرجستان بعنوان یک کشور مستقل، دمکراتیک و مقتدر که از توان دفاعی برخوردار است، سهم خود را در تحکیم امنیت و رفاه مردم این کشور و اروپا  افزایش می دهد.

5        دمکراسی روزافزون گرجستان  می تواند عرصه ای برای خلاقیت بالقوه شهروندان تلاشگر خود فراهم ساخته  به افزایش رفاه در منطقه کمک کند.

6        ایالات متحده آمریکا به گرجستان برای توسعه روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی این کشور با دیگر ملل جامعه اروپا-اتلانتیک کمک خواهد کرد.

7        طرفین، همگرایی کامل گرجستان با نهادهای سیاسی، اقتصادی، دفاعی و امنیتی اروپا-اتلانتیک  را بر اساس اجرای معیارهای لازم از سوی این کشور  بعنوان هدف مشترک خود اعلام می کنند.

فصل دوم.  همکاری در بخش دفاعی و امنیتی

گرجستان مقتدر، مستقل، یکپارچه و دمکراتیک یکی از منافع حیاتی دو کشور می باشد.  دولت آمریکا نقش گرجستان را در ائتلاف عراق  برسمیت شناخته معتقد است که گرجستان با مشارکت در ائتلاف عراق توانایی خود را در تامین امنیت بنمایش گذاشته است. توسعه روند همگرایی گرجستان با جامعه اروپا-اتلانتیک یکی از اولویت مشترک است و دو کشور برنامه همکاری گسترده را در بخش امنیت با هدف افزایش توانایی این کشور و آماده کردن برای عضویت در ناتو  بر اساس اعلامیه اجلاس سران ناتو در بخارست آغاز می کنند.

1        گرجستان و آمریکا در چارچوب کمیسیون ناتو و گرجستان طرحی سازمان یافته را با هدف هماهنگی و همسازی بیشتر ظرفیت های ناتو و گرجستان از طریق بهتر ساختن برنامه آموزش و تجهیز نیرو های مسلح این کشور اجرا خواهند کرد. 

2        گرجستان و آمریکا  با در نظر گرفتن تهدید های جهانی با توجه به توافق نامه آتش بس 12 اگوست میان روسیه و گرجستان برنامه های همکاری امنیتی را جهت مهار تهدیدات و کمک به استقرار صلح گسترش خواهند داد. همکاری امنیتی بنفع هر دو کشور و منطقه است.

3        آمریکا و گرجستان با توجه به خطرات ناشی از سلاح کشتار جمعی در راستای نابودی اینگونه سلاح‌ها و فناوری های خطرناک بر اساس معیار های بین المللی و با  اجرای کنترل صادرات،  تلاش خواند کرد.

4        دولت آمریکا بر اساس همکاری های دوجانبه میان نهاد های دفاعی و امنیتی از تلاش گرجستان برای تامین نیاز های مشروع امنیتی و دفاعی خود از طریق توسعه نیروهای مسلح همساز با ناتو،   حمایت خواهد کرد.

 

فصل سوم. همکاری دوجانبه در بخش های اقتصادی، تجارت و انرژی.

آمریکا و گرجستان در راستای اشتغال زایی، کمک به رشد اقتصادی، حمایت از اصلاحات و آزادی اقتصاد، بهتر ساختن فضای بازرگانی و کمک به دسترسی کالا و خدمات به بازار همکاری می کنند.  دو کشور  با توجه به نقش و اهمیت تجارت در توسعه اقتصادی و کمک به آزادی و رفاه   ار توسعه زیر ساخت های دالان جنوبی انرژی  استقبال می کنند. ایالات متحده آمریکا بنوبه خود به همگرایی گرجستان با اقتصاد جهانی و سازمان های بین المللی کمک خواهد کرد.

1        دو کشور با تاکید بر اهمیت افزایش سرمایه گذاری در روند توسعه اقتصادی، توافق نامه افزایش سرمایه گزاری های متقابل را حاصل خواهند کرد  تا حضور گرجستان در « سیستم عمومی امتیازات»  تحقق یابد و امکان انعقاد توافق نامه تجارت آزاد بررسی و مهیا شود.

2        دولت آمریکا در نظر دارد به روند بازسازی و ثبات مالی گرجستان پس از جنگ کمک کند.  دو کشور برای تامین نیاز های مردم گرجستان،  با سیاست  فقر زدایی و برنامه های سرمایه گذاری در بخش بهداشت و آموزش تلاش خواهند کرد.

3        با توجه به اهمیت بخش انرژی، آمریکا و گرجستان  ظرفیتها گرجستان را برای تولید انرژی بررسی کرده امنیت خطوط انتقال منابع انرژی به اروپا را تحکیم خواهند کرد.  دو کشور همچنین همکاری های خود را با ترکیه و آذربایجان که حاصل آن خط لوله باکو-تفلیس-جیهان، باکو-سوپسا و باکو-تفلیس-ارزروم است در راستای ایجاد دالان جدید جنوبی گسترش خواهند داد. ایجاد دالان جدید گرجستان و اروپا را کمک خواهد کرد با واردات از آذربایجان و آسیای مرکزی گاز طبیعی را دریافت کنند.

فصل چهارم.  تحکیم دمکراسی

دو کشور با در نظر گرفتن پیشرفت های گرجستان  متعهد می شوند بطور مشترک در راستای آزادی رسانه ها، استقلال مجلس، اصلاحات قوه قضاییه، استقرار عدالت، احترام به جامعه مدنی و حقوق بشر و تشدید مبارزه علیه فساد مالی تلاش کنند. طرفین بار دیگر پایبندی خود را نسبت به دمکراسی، بردباری و ارزش های عمومی برای احترام به اقوام مختلف  اعلام کرده آماده برای همکاری می باشند

1        آمریکا و گرجستان آمادگی دارند استقلال رسانه ها، انتشار آزاد اخبار و آزادی بیان  را از طریق کمک به رسانه ها و خبرنگاران تامین کنند

2        آمریکا و گرجستان آمادگی دارند در راستای تحکیم برتری قانون از طریق افزایش استقلال قوه قضاییه همکاری کنند. در این خصوص آمریکا در نظر دارد با آموزش دادن به قضات، دادستان ها وکلا و ماموران انتظامی به این روند کمک کند. دو کشور همچنین در نظر دارند تلاش های خود را به بمنظور مبارزه علیه جرایم فراملی از جمله تروریسم، جرایم سازمان یافته، تجارت انسان و مواد مخدر، پول شویی و جرایم سیبرنتیک بکار گیرند.

3        دولت های آمریکا و گرجستان همکاری خواهند کرد تا از طریق قوه مجریه ، شفافیت  روند قانونگذاری، افزایش مسئولیت دولت و مشارکت مردم و رسانه ها در تصمیم گیری های دولت به مدیریت کارآمد و بهتر کمک کنند.

4        آمریکا و گرجستان متعهد می شوند در زمینه  افزایش (پلورالیسم ) تعدد سیاسی و حزبی در گرجستان همکاری نموده به توسعه احزاب سیاسی، مراکز تحقیقاتی و سازمان های غیر دولتی کمک کنند و با مشارکت فعال آنها،  قوانین را تکمیل  محیط رقابت آمیزی برای انتخابات فراهم نمایند.

5        آمریکا و گرجستان در نظر دارند برای تقویت ظرفیت جامعه مدنی گرجستان همکاری کنند  تا سیاست عمومی تدوین و تحلیل شود، منافع افراد جامعه مورد حمایت قرار گیرد، نظارت بر عملکرد مقامات افزایش یابد و امکان مشارکت جامعه در روند قانونگذاری فراهم گردد.

فصل پنجم. تعمیق روابط میان ملل و گسترش تبادل فرهنگی 

آمریکا و گرجستان تمایل خود را برای تعمیق روابط میان مردم دو کشور و توسعه برنامه های تبادل فرهنگی، آموزشی و حرفه ای که به افزایش تفاهم و استقرار ارزشهای دمکراسی کمک می کند، اعلام می نمایند.

1        آمریکا و گرجستان  با توجه به اهمیت تعمیق روابط میان مردم دو کشور در نظر دارند در آینده به تبادل فرهنگی و اجتماعیی از طریق برنامه های Fulbright ،تبادل رهبران آینده (FLEX),  تبادل دانشجویان (UGRAD),  آموزشی و عملی قوانین (LEAP),  برنامه بین المللی رهبران مهمان و برنامه آموزش و تدریس زبان انگلیس کمک کنند.

2        آمریکا و گرجستان با توجه به لزوم نوآوری و پویایی برای توسعه دو کشور در نظر دارند بر همکاری های دو جانبه در بخش های آموزش عالی، بازرگانی و تحقیقات علمی بیافزایند.   دولت آمریکا  بر اساس قوانین این کشور روند درخواست ویزا را تسهیل خواهد کرد تا افراد فعال در امور فرهنگی، آموزشی و بازرگانی بتوانند مشارکت کنند. 

3        آمریکا و گرجستان در نظر دارند اثار میراث فرهنگی که در گرجستان پس از جنگ آسیب دیده اند ترمیم و بازسازی کنند.  دو کشور همچنین به تحکیم روابط مستمر مردم ابخازیا و اوستیای جنوبی با مردم دیگر مناطق گرجستان کمک کنند. 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آیا اسرائیل در غزه از خود دفاع مشروع می کند؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

3-این حق طبیعی و قانونی من است که در وبلاگ خود،در مورد برخی مسایل بین المللی  اظهار نظر کنم و در مورد مسایل داخلی  اظهار نظر نکن. بنابر این مهم نیست که چرا در مورد فلان چیز صحبت نمی کنم؟بلکه مهم آن است که آنچه را که بیان کرده ام،منصفانه و قرین واقعیت باشد، ضمن آنکه معتقدم در بررسی مسایل غزه ،صحبت از اینکه«فلان شخص حقیقی و حقوقی هم  ازفلسطینیان یا حماس حمایت می کن»ویا اینکه «فلان شخص یا سازمان از موضوع غزه سوء استفاده می کند»نه بر ذمه مردم غزه و فلسطینیان که بر عهده کسی است که واقعا این کار را انجام داده است و اینگونه مسایل هیچ مدخلیتی به حساسیت ما به وقایع غیر انسانی غزه ندارد.

آیا می توان حمله اسراییل به غزه را مصداق دفاع مشروع دانست؟

یکی از دلایل مورد استناد اسراییل برای مشروعیت بخشیدن به حملات کنونی خود به غزه ؛مساله« دفاع مشروع» است .در علم حقوق و در بیان مفهوم دفاع مشروع به این نکته اشاره شده است که:«بشر بنا به فطرت خود در مقابل هر تهاجم یا اقدام ناعادلانه ای که قصد جان او را کرده باشد واکنش نشان می دهد بنابر این چنین دفاعی را جزیی از حقوق طبیعی دانسته اند زیرا ، زیرا انسان دفاع از خود در برابر تهدید ها را به درستی حق طبیعی خود می داند وروابط انسانی و اجتماعی ایجاب می کند که افراد در صورت حمله و تهاجم ناعادلانه دیگران ساکت نمانند و قانون نیز چنانچه کسانی را که در شرایط دفاع باشند مجازات نخواهد کرد»(مقدمه کتاب فلسفه حقوق -دکتر ناصر کاتوزیان).حقوقدانان برای توجیه دفاع مشروع دو نظر کلی را مورد توجه قرار داده و اساس دفاع را یکی از آن دو دانسته :

اول:اجبار.

 دوم:اجرای حق یا انجام تکلیف.

 طبق نظریه اجبار؛ عمل انجام شده در دفاع مشروع جرم است، ولی جرمی که قابل مجازات نیست. دلیل طرفداران این عقیده این است که تهاجم غیرمشروع آزادی را از بین می برد و جرم تحت تاثیر اغتشاشات ارادی انجام می گیرد. به عبارت دیگر تحت تاثیر حفظ «من» جرم به وجود آمده و اراده آدمی در انجام آن نقش قابل قبول نخواهد داشت زیرا جبر ناشی از تجاوز غیرمشروع انسان را به ارتکاب جرم وادار کرده است.براساس نظریه دوم در دفاع مشروع،شخص، حقی را اجرا کرده و حتی تکلیف خود را برای اجرای عدالت به جا آورده است.در این مورد دفاع مشروع جرم نیست که مجازاتی را برای آن در نظر گرفت.

نکته مهم دیگر آن است که در این گونه دفاع :

اولاً دفاع باید با تجاوز و خطر متناسب باشد.

ثانیاً توسلی به قوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد یا مداخله قوای مزبور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود.

 ثالثاً تجاوز و خطر ناشی از تحریک خود شخص نباشد و عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد و همچنین دفاع از نفس یا ناموس یا عرض و مال یا آزادی تن وقتی جایز است که او ناتوان از دفاع بوده و تقاضای کمک کند یا در وضعی باشد که امکان استمداد نداشته باشد.

 بنابراین دفاع مشروع یا دفاع قانونی عبارت است از:« توانایی بر دفع تجاوز قریب الوقوع و ناحقی که نفس، عرض، ناموس، مال و آزادی تن خود و دیگری را به خطر انداخته است»(ماده ۴۳ قانون مجازات عمومی).نکته مهم دیگر آن است که دفاع مشروع قدرتی بازدارنده با هدف جلوگیری از خطرهایی است که رهایی از آن جز با ارتکاب جرم ممکن نیست ولی دفع جلوگیری از خطرهای مذکور هیچ وقت نباید با انگیزه انتقام جویی و آزار و اذیت همراه باشد.

دفاع مشروع در حقوق و قوانین بین المللی:

آنچه گفتیم در مورد دفاع مشروع در حوزه قوانین مجازات عمومی بود اما باید دانست که در حوزه قوانین بین المللی نیز بر اساس ماده51 میثاق ملل متحد دفاع مشروع از جمله حقوق طبیعی innate شناخته شده است ودر موارد متعددی از جمله حمله نظامی ،مشروع  قلمداد می شود لیکن نباید از این مساله غافل شد که در حقوق بین الملل دفاع مشروع دولت ها؛

 اول:تنها «در برابر دولت های دیگر مشروعیت دارد » چنانکه در رای مشورتی دادگاه بین المللی لاهه (9ژوییه 2004)در مورد نامشروع بودن ساخت دیوار حایل توسط اسراییل ،به صراحت تاکید شده است که ساخت دیوار حایل نمی تواند مصداق دفاع مشروع اسراییل باشد زیرا تهاجم مسلح به اسراییل نه از سوی یک دولت که از سوی گروه ها یا افراد یا سازمان هایی که در حقوق بین الملل«دولت»شناخته نمی شوند، صورت گرفته است.بنابر این از دید کارشناسانه و حقوقی؛ اقدامات حماس و حزب ا... فاقد شروط لازمی است که واکنش های نظامی و غیر نظامی دولت اسراییل را مصداق دفاع مشروع کند.

 

دوم:شرط دیگری که به لحاظ قوانین بین المللی بر دفاع مشروط حمل گردیده آن است که:«تهاجم مسلحانه ای مقدمات و زمینه های دفاع مشروع را فراهم می کند که به شکل پیش بینی نشده رخ دهد و امکان دفع تهاجم را جز در چارچوب دفاع مشروع ممکن نسازد»وبه عبارت دیگر تهاجم یا باید« قریب الوقوع» یا در« شرف وقوع »و یا«در حال وقوع »باشد(رای مشورتی دادگاه بین المللی لاهه در مورد ساخت دیوار حایل) از همین روست که اسراییل در سندی که پس از حمله به غزه به شورای امنیت،ارایه داد، تاکید کرده است که:«موشک های فلسطینی در شرف یا در حال پرتاب به سوی شهرک های اسراییل هستند» اما به شکل عمدی به این نکته اشاره نشده است که این موشک ها واکنشی به تجاوز نظامیان اسراییل به داخل مرزهایی است که ورود بدان بر اساس مصوبات خود شورای امنیت مصداق«اشغال »است(عمر موسی در سخنرانی کنفرانس فوق العاده وزرای خارجه عرب-31 دسامبر2008- دقیقا به این مساله اشاره کرد).

سوم:شرط سومی که یک واکنش نظامی را در حقوق بین الملل مصداق دفاع مشروع می کند آن است که در اینگونه دفاع،واکنش باید به اندازه ای باشد که متناسب با اقدام طرف مقابل باشد و از این نظر تجاوز به غزه،کشتار غیر نظامیان و بمباران زیر ساخت های سرزمین های فلسطینی و نیز محاصره زمینی ،هوایی و دریایی غزه به هیچ و.جه تناسبی با موشک پرانی حماس ندارد و نمی تواند مصداق عینی دفاع مشروع باشد.

نکته پایانی و قابل ذکر دیگر نیز آن ست که به فرض اینکه تمام دلایل و براهین پیش گفته، مورد قبول واقع نشود و اقدام اسراییل در تجاوز به غزه «دفاع مشروع»تلقی شود باز هم اقدام اسراییل در تداوم حملات نظامی به غزه-از نظر حقوق بین الملل -محکوم و مردود است زیرا دست کم ،قطعنامه 1860سازمان ملل مبنی بر برقراری فوری آتش بس به لحاظ قانونی مبنای دقیقی برای نامشروع دانستن سلسله اقدامات نظامی خشونت باری است که اسراییل با بی اعتنایی کامل به قوانین بین المللی در غزه مرتکب می شود و راه را برای پیگیری قانونی این جرایم در دادگاه کیفری بین المللی هموار می کند، هرچند بعید است که مقامات اسراییلی و یا هواداران اقدامات دولت اسراییل با وجود این براهین قانونی به نامشروع بودن اقدامات کنونی ارتش اسراییل اذعان کنند به ویژه آن که اسراییل در سال 1967 بر اقدامات تجاوزکارانه خود نام خلق الساعه وجعلی« دفاع مشروع پیشگیرانه»!!را گذاشت و این بار نیز با خلق اصطلاح جدید «دفاع مشروع مجازات کننده!!»اذعان می کند که دفاعی مشروع با ماهیتی «عقاب آور و مجازات کننده»را در پیش گرفته است ؛اصطلاحی که تاکنون نه صحبتی از آن درعلم حقوق به میان آمده و نه مبنایی قانونی و  قابل قبول دارد.

 

[حذف ادامه مطلب]



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

برنده و بازنده نبرد غزه کیست؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۲:۳۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

اما با گذشت 11 روز از آغاز این جنگ و چهارمین روز از حمله زمینی به نوار غزه همچنان شلیک موشک ادامه دارد.  بنابراین حتی اگر جنگ کنونی همین امروز در بعد نظامی به نفع اسراییل پایان یافته قلمداد شود بازهم گروههای مقاومت چیزی ازدست نداده اند چه اینکه این گروهها یک ارتش کلاسک نیستند که اسراییل مدعی از بین بردن ساختار آنها شده باشد مگر اینکه در پایان این جنگ همه یک میلیون و نیم انسان غزه ای قتل عام شده باشند. زیرا مردم غزه همه عضو گروههای مختلف مقاومت محسوب می شوند. مصداق این مدعا هم حضور همه مردم در کنار گروههای مقاومت با گذشت 11 روز از تجاوز است.

یادمان است که در ژانویه سال 2008 پس از انکه محاصره غذایی و دارویی نوار غزه به اوج خود رسیده بود بیش از 700 هزار فلسطینی اهل نوار غزه دیوارهای گذرگاه مرزی رفح را شکستند و وارد خاک مصر شدند. این اتفاق می توانست در روزهای گذشته روی دهد اما مردم حاضر به ترک مقاومت در غزه نیستند.بنابراین هرچه قدر گروههای فلسطینی بر طولانی شدن زمان درگیریها با رژیم صهیونیستی بیفزایند که با توجه به وضعیت دفاعی غزه امکان آن بسیار بالا است بر هزینه های امنیتی، سیاسی و اقتصادی اسراییل نیز افزوده می شود.

ساختار نیروها در نوار غزه ساختاری غیر کلاسیک یا به بیانی دیگر چریکی بوده و مقاومت در این منطقه موزائیکی است. به این معنی که گروههای مقاومت ارتش کلاسیک نیستند که اسراییل با بمباران مواضع این ارتش مدعی شود که مثلا جبهه شمالی یا جنوبی ارتش یاد شده را از بین برده است. دفاع در غزه به شکل موزائیکی است یعنی خانه به خانه. اگر اسراییل موفق به فتح یکی از خانه ها شود در واقع باید خود را آماده نبرد جدیدی در خانه بعدی نماید. به این ترتیب اسراییل وارد جنگی فرسایشی شده است که حکم باتلاق را دارد. این امر بر طولانی شدن زمان جنگ خواهد افزود.  

یکی دیگر از اهداف حمله به غزه اشغال مجدد این منطقه و واگذاری ان به تشکیلات خودگردان فلسطین بود. تاکنون 570 فلسطینی شهید و نزدیک به سه هزار نفر مجروح شده اند. صدها باب منزل تخریب و دهها مسجد ویران شده است. حال با وجود پیکرهای به خون آغشته نزدیک به 90 کودک فلسطینی و 450 شهروند زن و مرد دیگر،  آیا ابومازن و تشکیلات متعلقه او می توانند بر این پیکرها حکومت کنند. مردم غزه نزدیک به دوسال است که طعم شیرین حکومت مردم بر مردم را با نظارت جنبش اسلامی حماس چشیده  اند چگونه می توانند خانه های تیمی محمد دحلان و ابومازن را برتابند.

بر فرض که اسراییل بتواند گروههای مقاومت فلسطینی را وادار به پذیرش شروط خود نماید حسنی مبارک اما  آیا باتوجه به بروز 150 مورد اعتراض در 70 شهر مصر بازهم می تواند ادعا کند که حاکمیت مطلقی بر مصر داشته و قادر به برگزاری یک انتخابات دمکراتیک است؟ بی شک با  توجه به محاصره نوار غزه و بی اعتنای دولت قاهره نسبت به بازگشایی گذرگاه رفح در اقدامی همسو با اسراییل، پایه های حکومت موروثی جناب مبارک بیش از پیش متزلزل شده است.

از سوی دیگر اسراییل چگونه می تواند ادعا نماید که پیروز جنگی بوده است که در این جنگ گروههای مقاومت فلسطینی به 50 سال خوش بینی این رژیم مبنی بر امن بودن نیروگاه دیمونا پایان دادند. اصابت موشک مقاومت به منطقه اشغالی بئر السبع به این نظریه که مهمترین نیروگاه هسته ای اسراییل در جای امنی قرار دارد مهر باطل زد. در دهه 50 قرن بیستم زمانی که فرانسه و انگلیس پایه های بزرگترین نیروگاه هسته ای اسراییل را بنیان نهادند در پی مکانی بودند که به لحاط عمق استراتژیک دارای عمق وسیعی بوده تا کشورهایی چون عربستان، سوریه، اردن و مصر قادر به ضربه زدن این منطقه نباشند.  این نظریه تا آخرین دقایق سال 2008 میلادی دارای جایگاه بود اما با ورود به سال 2009 میلادی و با شلیک موشک های فلسطینی به بئر السبع که 50 کیلومتر با نوار غزه و 12 کیلومتر (هوایی) با نیروگاه دیمونا فاصله داشت خواب را از چشمان تئوریسین های صهیونیستی ربود و نگرانی دیگری  بر نگرانی های بزرگ امنیتی اسراییل افزود بدون آنکه این موضوع در رسانه های اسراییلی بازتاب داده شود.

حال گروههای مقاومت فلسطینی از درون فلسطین موفق به ابطال این نظریه شده اند. بئرالسبع جایی که گروههای فلسطینی در پنجمین روز تجاوز اسراییل به نوار غزه اهدافی را در آن هدف قرار دادند از زمین با نیروگاه دیمونا 25 کیلومتر و از هوا 12 کیلومتر فاصله دارد.تحقق این امر به معنای آن است که هریک از کشورهای عربی با توجه به توسعه فن آوری های موشکی قادر خواهند بود این نیروگاه را که حکم بازدارندگی برای اسراییل در برابر جهان عرب و اسلام دارد،هدف قرار دهند.

از سوی دیگر ایستادگی چند گروه فلسطینی در منطقه محاصره شده  به مدت دو هفته در برابر تهاجم همه جانبه صهیونیستی  بیش از هرچیز دیگری اعتماد به نفس در میان ملت ها و حتی دولت های پیرامونی اسراییل را نیز افزایش داده است  به گونه ای که هر یک از این کشورها به این باور رسیده اند که می توانند به تنهایی در برابر ارتش اسراییل مقاومت کنند چه رسد به اینکه در اقدامی ائتلافی علیه این رژِیم وارد نبرد شوند. ضمن آنکه نبرد غزه را می توان در بعد بین المللی به نبرد بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی توصیف کرد. موج نفرت از اسلام آمریکایی که رژیم های عربی آن را به نمایش گذاشته اند از سوی هواداران اسلام ناب محمدی در سراسر جهان به نمایش گذاشته شد و فاصله بین دولت های حامی اسلام آمریکایی را با ملت های خود به چندین برابر افزایش داد. مبارزان حماس و شهروندان مسلمان نوار غزه اینک به نمادی برای اسلام ناب محمدی تبدیل شده اند.  با این وصف برنده این نبرد کدام طرف است؟

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی