آمریکا مناس را از دست داد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۵۰
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

هنگامی که این پایگاه در سال 2001 میلادی باز شد، قرقیزستان معیارهای خاص را مد نظر داشت: قرقیزستان به شدت از حوادث 11 سپتامبر خشمگین بود و سعی داشت به هر طریقی حمایت خود را از مردم آمریکا نشان دهد. به این ترتیب بود که بخشی از خاک خود را در اختیار آمریکایی ها قرار داد تا در برابر آنچه تروریسم جهانی نامیده می شد، بایستد.

هر چند که خودمان هم از گزند تروریست ها در امان نبودیم. نزدیک به 50 تن از نیروهای اطلاعاتی ما طی سال های 1999 تا 2001 از سوی افراط گرایان ازبکستان کشته شدند، جنبشی که از پایه و اساس خود را هم پیمان گروهک القاعده و آموزه های آنها می دانست.

هر رابطه ای با خود فراز و نشیب های بسیاری به همراه دارد اما مساله ای که این روزهای آخر به شدت آزاردهنده شده بود، مساله رابطه قرقیزستان با آمریکا بود. با استقرار پایگاه نظامی ماناس کم کم تغییراتی اساسی در گرایش های کاخ سفید نمود پیدا کرد که دور از انتظار سران بیشکک بود. پیش از این آمریکا همواره به یک سری اولویت های خاص توجه داشت. مسایلی مانند امنیت، دفاع از حقوق بشر و دموکراسی همه شعارهایی بود که آمریکا در آن روزها فریاد می زد. اما با استقرار پایگاه نظامی ماناس مشخص شد که همه آنچه که آمریکا ادعای آن را دارد لحظه به لحظه تغییر می کند. برای آنها هیچ رویکردی به غیر از پایگاه هوایی ماناس اهمیت نداشت. طرحی که هیچ منفعتی برای همسایگان ما نداشت.

دولت جدید قرقیزستان تصویری روشن از انقلابی مردمی است که در سال 2005 در تقابل با فسادهای رایج و با امید به دموکراسی بیشتر بنا شده بود. قرقیزستان را می توان یکی از بزرگ ترین کشورهای دموکرات آسیای مرکزی دانست که البته همه آنچه که آن را از روش سایر کشورهای سلطه طلب منطقه متمایز می کرد به تدریج از میان رفته است. این روزها دوباره میلیون ها تن از مردم قرقیزستان رویای زندگی بهتر و آزادی بیشتر را در سر می پرورانند.

در روزهای انقلاب، آمریکا بنای همراهی با ملت قرقیزستان را داشت اما همه چیز به زودی و به راحتی به فراموشی سپرده شد. گو این که تمامی شعارهای زیبای آنها در استقرار دموکراسی در قرقیزستان صرفا بهانه ای برای تصرف وجبی از خاک کشور جهت استقرار نظامیان خود بود. در آن زمان آمریکا همراهی همیشگی برای ما بود،اما با استقرار پایگاه هوایی آنها تمامی ادعاهای دوستی و مودتشان هم از بین رفت.

طی ماه ها قرقیزستان که آمریکایی ها زمانی پیش از حضور در آن ادعای استقرار دموکراسی و آزادی را داشتند گرفتار ورطه اقتصادی و سیاسی گسترده بود و واشنگتن کمتر وقعی به آن نهاد.

شاید دستور خروج نیروهای آمریکایی از ماناس برای واشنگتن غیرمنتظره باشد و بسیاری از برنامه های استراتژیک آنها در منطقه را منحل کند، اما سران کاخ سفید را به این باور می رساند که باید بیش از این به مسایلی مانند دموکراسی و حقوق بشر که وعده آن را می دادند، توجه کنند. این تنها نکته ای است که آمریکاییان باید از داستان غم انگیز ترک ماناس به خاطر داشته باشند.

ترک ماناس به آمریکا این نکته را یادآوری خواهد کرد که باید از این پس به جای اندیشه صرف به خواسته ها و منافع خود بیشتر به فکر ارزش هایی مانند ثبات و پایداری همپیمانان همیشگی اش باشد. این تنها روشی است که می تواند امنیت و آسایش همه ما را تضمین کند.

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شکاف در دیوار کرملین

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

شاید در ظاهر روسیه با نشان دو عقاب در کنار هم بتواند نمادی از قدرت و استیلای خود را به جهانیان نشان دهد اما در دنیای سیاست و خرد دیپلماتیک توازن میان این دو قدرت ناممکن و بسیار شکننده خواهد بود. به گونه ای که با بروز بحران اقتصادی همه پیوندهای رشته قدرت کاخ کرملین پاره شد و یار وفاداری که پوتین او را به سبب وفاداری اش در راس قدرت جای داده بود در مقابل ارباب پنهانی خود ایستاد. مدودوف در نهایت لب به انتقاد از پوتین گشود.

آنچه که بیش از هر عامل دیگری مردم روسیه را راضی به پذیرش دو قطب قدرت در کشور کرد، صرفا اعتماد به درایت و توان رهبری پوتین بود که مدودوف جوان را به طور حتم هدایت می کرد، اما بحران اقتصادی همه انتظارات مردم را از میان برد چرا که مردم همه فشارهای اقتصادی را نه از منظر بحرانی همه گیر، بلکه از ناکارآمدی پوتین و برنامه های بلندپروازانه او می بینند.

بارقه بحران های سیاسی را نه فقط در تظاهرات های مردمی مسکو و تجمع های اعتراض آمیز آنها برای استعفای ولادیمیر پوتین بلکه در تقابل قدرت های دیپلماتیک کاخ کرملین نیز می توان به خوبی مشاهده کرد. برای دومین بار طی یک ماه گذشته مدودوف دولت روسیه را به خاطر عدم رسیدگی و توجه کافی به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم مورد انتقادی شدید قرار داد. البته نشانه هایی از این واگرایی سیاسی در مدت کوتاهی پس از ریاست مدودوف نمود پیدا کرد. آگوست گذشته مدودوف سران حکومتی را به سبب تئوری ارعاب به شدت سرزنش کرد. در آن زمان همگان می دانستند که روی سخن مدودوف شخص نخست وزیر است چرا که کسی غیر از پوتین چنین رویه ای در پیش نداشت.

سخنان اخیر مدودوف در نوع خود منحصر به فرد بود چنان که تمامی کسانی که گمان می کردند مدودوف تا امروز از سفره پوتین سیر می شود هم اکنون به این باور رسیده اند که رییس جمهوری روسیه در باطن خود دارای درونمایه هایی سیاسی است که همه را برای روز مبادا انباشته است!

مشکل پوتین این است که او همه محبوبیت و رویکرد مردمی خود را طی دهه ای کسب کرد که روسیه دوران درخشان اقتصاد خود را طی می کرد. اما اقتصاد روسیه امروز متحمل شکاف عمیقی شده است که در پی آن شکاف سیاسی پیامدی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. پوتین که در سال های گذشته تمامی سرمایه های دولتی را صرف بازسازی زیرساخت های کشور و تقابل با بیکاری کرده بود، این روزها با پایتختی روبه روست که 5 برابر گذشته شمار فراوان بیکاران را در معابر خود جای داده است. همه مقبولیت و محبوبیت پوتین این روزها در ورطه نابودی است.

هر چند که مدودوف در انتقاد صریح خود پوتین را به شدت نکوهش کرد اما به زعم بسیاری از ناظران سیاسی سرزنش های مدودوف می تواند خود بازی دیگری باشد که پوتین رهبری آن را به عهده دارد. به زعم آنها پوتین و مدودوف سعی داشتند به این طریق به جامعه جهانی وانمود کنند که این مدودوف رییس جمهور جوان روسیه است که همچنان ریاست قدرت برتر شرق را به عهده دارد و پوتین در مقام یک نخست وزیر تابعی از خواسته ها و دستورات رییس جمهور است!



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

توازن قوا چیست؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۸
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

دکتر علی صباغیان

منبع : همشهری آنلاین

واژه "توازن قوا" (Balance Of Power) یکی از پرسابقه و پرکاربردترین واژه‌های مربوط به روابط بین‌الملل به ویژه در نظریه‌های واقعگرا می‌باشد معنای ساده واژه توازن قوا عبارت است از وجود نوعی تعادل بین قدرت کشورهای عضو نظام بین‌الملل به نحوی که هیچکدام از آنها نتوانند از چنان قدرت مسلطی برخوردار شوند که اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند.واژه توازن قوا از سابقه تاریخی زیادی برخوردار است و برای نظریه پردازان سیاسی و سیاستمداران دوره باستان نیز آشنا بوده است. با این وجود، از ابتدای قرن ۱۷ میلادی یعنی زمانی که علم حقوق بین‌الملل به دست گروسیوس و پیروانش شکل گرفت، نظریه توازن قوا به عنوان یک اصل بنیادی دیپلماسی تدوین شد. این اصل از زمان شکل گیری به عنوان ستون های علم سیاست مطرح شد.در اواسط قرن هفدهم توازن قوا به عنوان یک سیاست اروپایی بر ضد لویی شانزدهم پادشاه فرانسه جهت گیری شد. بعد از آن این سیاست برای مدت‌ها به عنوان هدف اعلام شده دولت انگلیس بود. همچنین در نظام بین الملل اروپایی که از سال ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴ با عنوان «کنسرت اروپا» حاکم بود اصل توازن قوا محور و بنیان آن و عامل اساسی پیشگیری از جنگ به حساب می آمد.با توجه به این که در نظام بین‌الملل هر کشور در پی به حداکثر رساندن قدرت و منافع خود است وجود نظام توازن قوا مستلزم این است که کشورها این آمادگی را داشته باشند تا به اقتضای شرایط در اتحادها و ائتلاف‌های خود تغییر دهند.بر مبنای نظریه توازن قوا تا زمانی که بین کشورها یا بلوک‌های جهانی از نظر قدرت توازن وجود داشته باشد احتمال شروع جنگ و درگیری بین آنها وجود نخواهد داشت. اما چنانچه توازن قوا بین دو کشور یا دو اتحادیه و بلوک بین‌المللی به هم بخورد احتمال جنگ و درگیری بین آنها افزایش می‌یابد. پس از جنگ جهانی دوم با ظهور دو ابرقدرت آمریکا و شوروی با اختلاف ایدئولوژی گسترده بین آنها، نظام بین‌المللی چندقطبی مبتنی بر توازن قوا به هم خورد. البته از دهه ۱۹۶۰ به بعد با ظهور چین و کشورهای جهان سوم به صورت یک بلوک واحد بار دیگر توازن قوا به عنوان یک عنصر روابط بین الملل ظهور کرد. از سال ۱۹۹۱ به بعد که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت حاضر که از قدرت نظامی مسلط و قدرت اقتصادی بزرگی برخوردار بود مدعی نظام بین المللی تک قطبی به رهبری خود شد. در پرتو این شرایط و نبود قدرت های بازدارنده آمریکا ماجراجویی‌های گسترده‌ای را در جهان آغاز کرد که حمله به سومالی، جنگ افغانستان و اکنون نیز جنگ عراق از نمونه‌های آن است.مخالفت‌های گسترده جهانی با یکجانبه‌گرایی‌های آمریکا و نیز شکست بسیاری از رویاهایی که در پرتو این رویکرد آمریکا برای خود متصور شده بود، اکنون موجب گشته تا بسیاری از نظریه پردازان و سیاستمداران بر این نکته تاکید کنند که تنها شیوه ممکن برای لگام زدن بر یکجانبه‌گرایی های آمریکا شکل‌گیری مجدد یک نظام چندقطبی مبتنی بر توازن قواست.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بازخوانی یک مقاله مهم برژینسکی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

 سیاست های فعلی ایالات متحده آمریکا با محوریت « تلاش برای تغییر رژیم ایران » تقریبا بی هیچ تردیدی برای تصمیم گیرندگان در ایران توجیه گر ضرورت مجهز شدن به تسلیحات هسته ای خواهد بود به دیگر سخن استفاده مثلا هوشمندانه آمریکا از سیاست « چماق » و « هویج » که در حقیقت چیزی به جز اشاره مکرر مقامات مختلف آمریکایی به روی میز باقی ماندن راه حل نظامی علیه ایران نبوده و نمی باشد در واقع حاصلی جز ایجاد انگیزه هر چه بیشتر در ایران برای مجهز شدن به تسلیحات هسته ای نخواهد داشت . یک سیاست « چماق » و هویج » قلدرمابانه و خام هرگز در عزم کشورهای مصمم خللی ایجاد نمی کند و دقیقا به همین دلیل است که باید گفت در حقیقت شانس ایالت متحده برای جلب همکاری طرف ایرانی تنها در صورتی که کاخ سفید به کلی منکر وجود هر گونه تهدید نظامی علیه ایران و یا سیاست تغییر رژیم در این کشور گردد افزایش خواهد یافت . در جهان کشورهایی مثل برزیل آرژانتین و آفریقای جنوبی همگی در گذشته برنامه های تسلیحات هسته ای داشته و در حال حاضر نیز از توانایی فنی لازم برای مجهز شدن به سلاح های هسته ای ظرف مدتی بسیار کوتاه برخوردار می باشند اما هر یک از این کشورها به دلایل خاص خود از تعقیب برنامه تسلیحات هسته ای منصرف گردیده اند. تردیدی وجود ندارد که چنانچه دولتمردان در ایالات متحده این کشورها را هم به دلیل داشتن برنامه های تسلیحات مانند ایران تهدید به تغییر رژیم کرده بودند به احتمال بسیار زیاد هیچ یک از آنها با متوقف نمودن برنامه های تسلیحاتی خود موافقت نمی کردند. از طرف دیگر لازم است توجه کنیم وقتی استفاده از چماق ها و هویج ها در ممانعت از تبدیل شدن هند و پاکستان به قدرت های هسته ای با توفیقی رو به رو نشد ایالات متحده سریعا هسته ای بودن هر دو کشور را پذیرفت و برقراری رابطه خوب با آنها را به وجود دشمنی ترجیح داد به راستی درس این رویدادهای تاریخی برای رهبران و تصمیم گیرندگان در ایران چیست برای این که درک بهتری از نگاه طرف ایرانی به موضوع پیدا کنیم فرض کنیم چین که یکی از امضا کنندگان پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای و تعمدا و به رغم داشتن توانایی های لازم هرگز درگیر مسابقه تسلیحات هسته ای باآمریکا و روسیه نگردیده ایالت متحده امریکا را در صورتی که این کشور طبق تعهداتی که در پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای پذیرفته به طور مستمر زرادخانه های سلاح های هسته ای خود را از میان نبرد تهدید به تغییر رژیم نماید. مسلما چنین تهدیدی دارای مبانی حقوقی کم و بیش قابل دفاعی نیز خواهد بود چرا که تمامی امضا کنندگان پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای عملا نیم قرن است که به موجب امضای این پیمان متعهد گردیده اند شمار کلاهک های موجود در زرادخانه های سلاح های هسته ای خود را به طور مستمر کاهش داده و نهایتا به صفر برسانند. ناگفته پیداست که به رغم وجود تمام استدلال های حقوقی در صورتی که چین آمریکا را به دلیل رعایت نکردن مفاد پیمانی که هم اینک حدود نیم قرن از امضای آن می گذرد تهدید به تغیر رژیم می کند مسلما با واکنش انفجاری افکار عمومی در امریکا مواجه گردیده و رهبران ایالات متحده هم احتمالا با ادبیاتی کم و بیش مشابه آنچه در سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران قابل مشاهده می باشد ایده استفاده از سلاح های هسته ای را در سخنرانی های پرشور خود مورد استفاده قرار خواهند داد. موفقیت رهیافت های سیاست خارجه آمریکا در برابر ایران منوط به مد نظر قرار گرفتن ملاحظات امنیتی ایران و نیز آمریکا به طور هم زمان می باشد. انجام یک حمله هوایی علیه تاسیسات هسته ای ایران توسط آمریکا و یا اجرای حمله ای غیره موثرتر توسط اسراییل نتیجه ای جز ایجاد وقفه در برنامه های هسته ای ایران نتیجه ای نخواهد داشت و در صورت هر نوع حمله به تاسیسات هسته ای ایران ایالات متحده از سوی ایران مسئول شناخته شده و ناگریز به پرداخت بهای واکنش متقابل از سوی طرف ایرانی خواهد بود. تقریبا تردیدی وجود ندارد که واکنش متقابل ایران به هرگونه اقدام نظامی آمریکا شامل ایجاد بی ثباتی در تمام منطقه خاورمیانه و نیز افغانستان گردیده و همچنین تلاش این کشور برای ایجاد اختلال در جریان صادرات نفت را نیز به همراه خواهد داشت که کمترین نتیجه این گونه اقدامات افزایش شدید قیمت در حال حاضر بالای نفت می باشد. به عبارت دیگر پیامدهای حاصل از هرگونه حمله پیش دستانه به کشوری مثل ایران صدمه وارد شدن به آمریکا و نیز نهایتا اسراییل خواهد بود. یک سیاست واقع گرایانه در مورد ایران باید باحسن استفاده از این واقعیت که ایران هدف خود را داشتن توانایی انرژی هسته ای و نه تجهیز به سلاح های هسته ای اعلام نموده و همچنین اعلام آمادگی کرده تا در مورد مسائل گسترده تر امنیتی با آمریکا به گفتگو بنشیند آغاز گردیده و تلاش کند تا مشخص گردد ورود از این روزنه رسیدن به چه اهدافی را امکان پذیر خواهد نمود. ایالات متحده می تواند آمادگی خود برای انجام مذاکره با ایران را یا بر مبنای عدم وجود هر گونه پیش شرط توسط طرفین (با حفظ این حق که هر گاه مذاکره با ایران بی نتیجه اما تلاش ایران برای غنی سازی بیش از سطح مجاز اعلام شده توسط معاهده منع گسترش محرز گردد مذاکرات متوقف خواهد شد اعلام نماید و یا انجام مذاکرات را با بررسی این که آیا طرف ایرانی مایل خواهد بود تعلیق غنی سازی را در ازای تعلیق بخش زیادی از تحریم های اقتصادی و مالی از سوی آمریکا در دستور کار خود قرار دهد یا نه پیگیری نماید. اتخاذ این خط مشی جامع و انعطاف پذیر در حالی امکان رسیدن به ترتیبات بین المللی در دست تهیه برای پذیرش خواست ایران در مورد داشتن یک برنامه مستقل انرژی هسته ای را افزایش خواهد داد که در عین حال احتمال تبدیل شدن سریع برنامه هسته ای ایران به یک برنامه نظامی نیز توسط آن به حداقل خواهد رسید. مضافا این که توجه به این نکته نیز ضروریست که دلیلی برای پذیرش این فرضیه وجود ندارد که سیاست سنتی بازدارندگی استراتژیک که به خوبی در رابطه با اتحاد شوروی و چین توسط آمریکا مورد استفاده قرار گرفته و به ایجاد ثبات در روابط خصمانه میانه هند و پاکستان هم کمک کرده در مورد ایران غیر قابل استفاده خواهد بود و ترسیم تصاویر مکررا مورد تایید قرار گرفته ای از این دست که ایران انتحاری به محض ساختن نخستین سلاح هسته ای آن را علیه اسراییل مورد استفاده قرار خواهد داد بیشتر نتیجه هذیان گویی های حاصل توهمات و یا مردم فریبی رسانه ایست تا محاسبات استراتژیک جدی لذا این گونه تحلیل ها نمی توانند مبنایی برای سیاست خارجه آمریکا تلقی گردیده و به هیچ وجه هم نباید مبنای سیاست خارجه اسراییل باشند. از جمله منافع بلند مدت تر اتخاذ یک خط مشی دیپلماتیک شدیدا متفاوت با سیاست های فعلی توسط ایالات متحده این خواهد بود که این خط مشی می تواند فراهم آورنده شرایط لازم برای نقش پذیری مجدد ایران به عنوان یک همکار استراتژیک در امر ثبات بخشیدن به منطقه خلیج فارس یعنی آنچه که به طور سنتی نقش واقعی این کشور در منطقه خلیج فارس بوده گردد. در ارتباط با همکاری استراتژیک آمریکا و ایران توجه به این نکته هم ضروریست که خصومت ایران با القاعده در حال حاضر باتوجه به اعلام جنگ القاعده علیه ایران و امریکا تشدید یافته گو اینکه اخیرا سایت های طرفدار القاعده اغلب در کنار اظهار تمایل برای درگیر کردن آمریکا در باتلاق یک جنگ طولانی منطقه ای تضعیف حکومت ایران را هم که به دلیل شیعه بودن از سوی رهبران القاعده مرتد معرفی می شوند مورد تاکید قرار می دهند. بالاخره سخن آخر اما نکته مهم باقی مانده این که تحریم های اعمال شده فعلی توسط آمریکا تعمدا سد راه تلاش های ایران برای افزایش تولید نفت و گاز گردیده و کاهش سطح تولید نفت و گاز ایران هم روی افزایش قیمت انرژی در جهان تاثیرگذار بوده و رسیدن به شکلی از تفاهم نهایی میان آمریکا و ایران روی افزایش صادرات انرژی ایران به بازارهای جهانی شدیدا تاثیرگذار خواهد بود. ناگفته پیداست مردم امریکا هم بی هیچ تردیدی ترجیح خواهند داد به جای اینکه ناگریز به پرداخت هزینه های یک جنگ گسترده تر در خلیج فارس گردند هزینه کمتری برای پرکردن باک بنزین خودروهای خود بپردازند. « برژینسکی » : باید گفت شانس ایالت متحده برای جلب همکاری طرف ایرانی تنها درصورتی که کاخ سفید به کلی منکر وجود هرگونه تهدید نظامی علیه ایران یا سیاست تغییر حکومت در این کشور گردد افزایش خواهد یافت درصورت هر نوع حمله به تاسیسات هسته ای ایران ایالات متحده از سوی ایران مسئول شناخته خواهد شد و ناگزیر به پرداخت بهای واکنش متقابل از سوی طرف ایران خواهد بود تردیدی وجود ندارد که واکنش متقابل ایران به هرگونه اقدام نظامی آمریکا شامل ایجاد بی ثباتی در منطقه خاورمیانه و نیز افغانستان گردیده و همچنین تلاش این کشور برای ایجاد اختلاف در جریان صادرات نفت را به همراه خواهد داشت یک سیاست واقع گرایانه در مورد ایران باید با حسن استفاده از این واقعیت که ایران هدف خود را داشتن توانایی انرژی هسته ای و نه تجهیز به سلاح هسته ای اعلام کرده صورت پذیرد ایالات متحده می تواند آمادگی خود برای مذاکره با ایران را یا برمبنای عدم وجود هرگونه پیش شرط توسط طرفین اعلام نماید و یا انجام مذاکرات را با بررسی این که آیا طرف ایرانی مایل خواهد بود تعلیق غنی سازی را در ازای تعلیق بخش زیادی از تحریم های اقتصادی مورد بررسی قرار دهد پیگیری نماید



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نتایج نشست برلین برای گروه بیست

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

با وجود این خبرنگار شبکه دویچه وله آلمان ضمن ارائه گزارشی از برگزاری اجلاس اعضای اروپایی گروه بیست می گوید: بزرگترین اقتصادهای اروپا به برلین آمدند تا موضع مشترکی را قبل از اجلاس گروه بیست در ماه آوریل بنا نهند. آنان خواستار اجرای سریع و کامل "طرح اقدام" شدند اما با وجود نمایش انسجام در برلین اختلافات همچنان پا برجا است.   

این درحالیست که شبکه پنج تلوزیون فرانسه نیز از اثرات مالی و روانی شدید بر دست اندرکاران بازار مالی و امور اقتصادی چنین گزارش می دهد: زیان های روانی این بحران انچنان شدید بوده است که حتی در سوئیس کلینیکی برای مداوای بیماران بحران اقتصادی دایر شده است.

در واقع در حالی که این هفته تلاش های جهانی و منطقه ای برای حل بحران مالی جهان در نشست گروه بیست در برلین و کشورهای عضو آسه آن در تایلند ادامه داشت همچنان تحلیلگران در مورد لزوم توجه به رویکردهای دولتی یا منطقه ای و جهانی اختلاف نظر دارند. به نظر می رسد اختلاف نظر صاحب نظران اقتصادی در مورد شیوهء مناسب مقابله با بحران مالی جهان موجب سر درگمی اقتصادهای ملی وجهانی شده است. تلاشها برای ابتکارات دسته جمعی برای برون رفت از بحران کنونی در حالی ادامه دارد که علی رغم تاکید بر پرهیز از سیاست های حمایتگرانه ، عملا دولتها در موقعیت حمایتی از اقتصاد ملی قرار گرفته اند و اینک این واهمه وجود دارد که با شکست اجلاس لندن رویکردهای اقتصادی جهان در مقابله با بحران مالی آشفته تر شود و بدین ترتیب اتخاذ تدابیر ساختاری برای حل بحران اقتصادی جهان بیش از پیش ناممکن گردد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چه کسی دبیرکل آینده آژانس بین المللی انرژی اتمی خواهد  شد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

محمد البرادعی در نوامبر آینده و پس ار دوازده سال، این سازمان را ترک خواهد کرد. برخی از دیپلمات‌ها بر این باورند که آمانو 62 ساله، نه بازرس عالی بوده و نه ارتباطاتی قوی دارد؛ مضافا اینکه وی با قدرت‌های بزرگ اتمی نیز غریبه است.

از سوی دیگر، مینتی، فعال سابق ضد آپاراتید، فردی با مهارت و یک میانجیگر حرفه‌ای است که ویژگی کاریزمایی دارد، اما وی از نگاه کشور‌های غربی به کشور‌های در حال توسعه، بسیار نزدیک بوده و ممکن است مانند البرادعی به یک مدیر سیاسی برای آژانس تبدیل شود.

دیپلمات‌های اروپایی که به حساسیت‌های سیاسی اهمیت می‌دهند، می‌گویند، آمانو یک جفت دست سالم در آژانس دارد، در حالی که مینتی، نقشی بیشتر سیاسی دارد. با وجود این، هر دو آنها هواداران کمی دارند.

آمانو که مدت شش ماه است در سراسر دنیا برای تصاحب این پست به رایزنی مشغول است، به نظر می‌رسد که هجده تا نوزده رأی شورای حکام را که عمدتا کشور‌های غربی و آسیایی هستند خواهد گرفت. در حالی که مینتی که تنها چند هفته پیش تلاش‌هایش را در این راستا آغاز کرده است، کمتر از ده رأی دارد که آن هم آرای کشور‌های در حال توسعه است.

یک دیپلمات دیگر اروپایی می‌گوید: ترکیب و همکاری آمانو و مینتی عالی است، اما بسیاری امیدوارند که نفر سومی کاندیداتوری خود را اعلام کند. از میان اسامی که امکان دارد خود را برای این پست آماده کنند، می‌توان به «روجلیو فرتر»، رئیس سازمان منع گسترش سلاح‌های شیمیایی، «تیبور توث»، رئیس سازمان منع آزمایش اتمی، «ملینکو اسکوکنیچ»، عضو سابق هیأت رئیس آژانس و «جوناس ایتویر»، وزیر خارجه نروژ اشاره کرد.

گفتنی است، مینتی بارها و از جمله در گزارش نوامبر سال 2005، از ماهیت صلح آمیز برنامه هسته‌ای ایران در برابر قطعنامه نادرست آژانس حمایت کرده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

طلوع یک عراق جدید

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

عراقی‌ها با این اقدام تیر خلاص را به سمت تفرقة‌های قومی که از سال 2003 دامنگیر این کشور شده است،شلیک کردند. این انتخابات بدین معنا بود که تیم باراک اوباما باید در آینده‌ای نه چندان دور خود را برای رویارویی با عراقی متفاوت و البته سیاستمدارانی از طیفی جدید مهیا کند. سیاستمدارانی که دیگر علاقه چندانی به حضور طولانی مدت سربازان امریکایی در خاک خود ندارند. این وطن‌پرستان دو آتشه چندان هم کشته و مرده برقراری روابط نزدیک میان بغداد و واشنگتن نیستند. در همین انتخابات بود که دولتمردانی که در شوراها زمام امور را در دست داشته و البته چندان هم از عاملان حمله به عراق دور نبودند با رای مردم به کناری گذاشته شدند. عراقی‌ها با این انتخاب در حقیقت در مسیر بازتعریف اصول سیاسی کشورشان گام برداشتند. درست است که انتخابات سی و یکم ژانویه در سطح استانی برگزار شد و تبعات آن چندان هم دامنگیر دولت نشد اما ماه دسامبر عراقی‌ها در انتخابات عمومی شرکت خواهند کرد. انتخاباتی که سرنوشت نوری مالکی و دولت او را مشخص خواهد کرد . در حال حاضر ائتلافی از دولتمردان نزدیک به کاخ سفید زمام امور در عراق را در دست دارند. پیش‌بینی‌ می‌شود که در انتخابات ماه دسامبر بسیاری از جریان‌های سیاسی نزدیک به ایالات متحده که عموما در زمان حکومت صدام حسین در تبعید به سر می‌بردند، از گردونه قدرت حذف یا به حاشیه رانده شوند. البته تمامی این داستانها بدین معنا نیست که عراق یک شبه در مسیر دموکراسی قرار گرفته‌است. با وجود رای مردم با زهم سیاستمداران کلیدی از هر طیف از حمایت بخشی از ارتش برخوردار خواهند بود. اوضاع خدمات اجتماعی در عراق بسیار بد و دور از ذهن است. نرخ بیکاری در این کشور افزایش یافته‌است. منابعی برای تامین آب، جمع آوری زباله و ارتقا بهداشت عمومی یا وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است. امنیت که همچنان حلقه نسبتا مفقود در عراق است. پلیس و سایر نیروهای امنیتی تحت تاثیر شبه نظامیان قرار گرفته‌اند. وفاداری سربازان و نیروهای پلیس هم چندان قابل اثبات نیست. بغداد هنوز هر چند روز یک بار آماج حملات تروریست‌ها قرار می‌گیرد و مناطق محل عبور و مرور سیاستمداران و دیپلماتها همچنان تحت تدابیر شدید امنیتی اداره می‌شود. پایتخت عراق مدتهاست که در آتش تفرقه‌های قومی می‌سوزد. علاوه بر این کرکوک ، موصل، بعقوبه و بصره هم در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته‌اند. در همین انتخابات اخیر هم تقلب بیداد کرد. هر چند ناظران بر این حقیقت تاکید کرد‌ه‌اند که این میزان از تقلب در آراء و نتیجه انتخابات تاثیری ندارد اما به هر حال نوری مالکی نمی‌تواند چندان بر برگزاری سالم انتخابات ببالد. با این وجود عراق جدید در حال طلوع است. البته عراقی‌ها برای روی کار آوردن عراقی نو بسیار تلاش می‌کنند. ائتلاف عراق متحد که در حقیقت ائتلافی از احزاب شیعه قدرتمند در عراق بود نه تنها در این انتخابات جان سیاسی خود را از دست داد بلکه در آرامش هم دفن شد. شورای عالی اسلامی عراق هم با شکست سختی که در این انتخابات متحمل شد، نقشه سیاسی عراق را بر هم زد. حزب الدعوه که نخست وزیر نوری مالکی رهبری آن را بر عهده دارد، نیز در این انتخابات هیچ دستاورد خاصی نداشت مگر شکست. البته لیست حکومت قانون که به نوعی از حمایت مالکی در این انتخابات برخوردار بود موفق به احراز اکثریت آرا شد. مالکی بر خلاف آنچه که روزهای نخست تصدی این پست از شخصیت او برمی‌آمد، سیاستمداری است کارکشته و زیرک. مردی که به خوبی و پیش از برگزاری این انتخابات دست هموطنان خود را خواند و در جامه وطن‌پرستی دو آتشه فرو رفت. البته این جامه چندان هم بر تن او گشادی نمی‌کند چرا که نخست‌وزیر به شدت مخالف حضور سربازان امریکایی در کشور و سپردن امور داخلی به دست خارجی‌ها است. سنی‌ها که انتخابات سال 2003 میلادی را تحریم کرده و به همین دلیل در حاشیه قرار گرفته‌بودند این بار در چهار استان شمالی عراق آرای خوبی را به خود اختصاص دادند.

در میانه این پیروزی، ناسیونالیست‌های اهل تسنن ، بعثی‌های سابق ، رهبران سابق ارتش و تعدادی از احزاب سکولار به راحتی گوی سبقت را از حزب اسلامی عراق ربودند. اما کردها هم نتیجه دندان‌گیری را از آن خود نکردند. کردها که تصمیم گرفتند در مناطق شمالی عراق که خواهان جدایی از دولت مرکزی است انتخابات برگزار نکنند در مناطق مرزی همان قدرت در اختیار را هم از دست دادند. نقشه سیاسی عراق بازتعریف شده‌است. این نقشه آخرین بار در سال 2005 و بنا بر میل سیاستمداران بر اساس تفاوت‌های قومی ترسیم شد اما این بار مردن نقشه‌ای را تعریف کردند که هم سیاست مطلوب آنها را در خود جای داده است و هم به تفاوتهای مذهبی و قومی آنها کاری ندارد. حس وطن‌پرستی عراقی‌ها مدتهاست که انتظار روزی برای تولد را می‌کشد. وطن‌پرستهای عراقی به دنبال پایان دادن به هرگونه نفوذ خارجی بر این کشور هستند . حالا عامل نفوذی می‌خواهد ایالات متحده باشد یا هر کشوری حتی همسایه.جرقه‌های این وطن‌پرستی در سال 2007 زده شد. اولین عاملی که غیرت وطن‌پرستان عراقی را جریحه دار کرد رای مجلس سنا بود به طرح پیشنهادی سناتور جوزف بایدن. بایدن که آن زمان هنوز معاون باراک اوباما نبود پیشنهاد داد که دولت عراق این کشور را به سه قسمت تقسیم کند. جرقه دوم زمانی زده شد که 17 عراقی در بغداد به دست نیروهای امنیتی کمپانی بلک واتر به قتل رسیدند. جرقه سوم هم حمایت ایالات متحده از خصوص سازی صنعت نفت در عراق بود. تمامی این اقدامات دست به دست هم داد تا 12 حزب عراقی دستان یکدیگر را برای ائتلافی جامع بفشارند. این وطن پرستان در مرحله اول تنها دو هدف را دنبال می‌کردند . یک : تسلط یافتن بر منابع نفتی کشور . و دوم جلوگیری از تقسیم عراق. اواسط ماه جولای سال گذشته بود که تمامی این وطن‌پرستان بلوکی را تکشیل دادند که به گروه بیست و دوم جولای شهرت یافت. گروه بیست و دو جولای عکس العملی بود به پنج سال سلطه ایالات متحده بر اوضاع سیاسی در عراق. عزمی جدی برای پایان دادن به تفرقه‌های قومی که حمله ایالات متحده به این کشور به بار آورد.ایالات متحده از همان نخستین روزهای حمله به عراق به جای تلاش برای پرهیز از هر گونه خلق اختلافات قومی ، سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را دنبال کرد. ابتدا این کردها و شیعیان بودند که محبوب کاخ سفید شده و قدرت را در دست داشتند. نتیجه این اشتباه زمانی بر واشنگتن عیان شد که اهل تسنن ناراضی یا انتخابات را تحریم کردند و یا برای احقاق حق خود به شبکه‌های تروریستی پیوستند. ایالات متحده بیش از آنکه به دنبال ایجاد هماهنگی میان عراقی‌ها و برانگیختن حس وطن‌پرستی در میان آنها باشد ،عراقی‌ها را به سه دسته کرد،شیعه و اهل تسنن تقسیم کرد.تقسیم‌بندی که در نهایت به قیمت جان سربازان امریکایی تمام شد. وطن‌پرستان عراقی تکلیف شوراهای استانی در وطنشان را مشخص کردند. حالا دستورالعمل کاری برای آقای اوباما درست بر روی دیوار نوشته شده‌است. اگر اوباما به نصیحت مشاورانش عمل کند و مدت زمان حضور در عراق را افزایش دهد، بی‌شک به اعتماد به نفسی که عراقی‌ها تازه به آن رسیده‌اند لطمه‌ای جبران‌ناپذیر خواهد زد. اما عمل به وعده‌های پیشین و عقب‌کشیدن سربازان امریکایی جایگاه او را در قلوب عراقی‌ها مستحکم‌تر می‌کند. البته صلح معجزه نیست که یک‌شبه بر شانه‌های عراقی‌ها فرود آید. اوباما هنوز برای تحقق اندکی آرامش بیشتر در عراق به کمک‌های همسایگان و مقاومت در برابر مخالفان عقب‌نشینی از این کشور نیاز دارد. این انتخابات درس بزرگی به امریکا و سایرین داد: ناسیونالیست‌های عراقی دست به کار شده‌اند و راهی برای متوقف کردن آنها وجود ندارد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

برای سلامتی قلب مهربان شما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۵
مهدی
نظرات (0)
برای سلامتی قلب مهربانتان لینک زیر را حتما ببینید

http://www.4shared.com/file/89563610/c7295a1d/HeartAttack.html



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

تست خود شناسی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۵
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید.

          

۱. یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.

 

۲. آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.

 

۳. حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

 

۴. دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.

 ۵.یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید

۶.ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)

۷. حالا به پایین صفحه نگاه کنید............ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1.NEWTON

 

2.MANDELA

 

3.TOM CRUISE

 

4.GANDI

 

5.BILL GATES

 

6.G.W BUSH

 

7.BRAD PIT

 

8.ALBERT EINSTEIN

 

9.MAHMUD AHMADINEZHAD

 

10.BARACK OBAMA

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ازبکستان و احتمال جایگزینی پایگاه نظامیان آمریکا در این کشور

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۴۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

چنانچه عظمت تیمور قلی اف (استاد دانشگاه آمریکایی در قرقیزستان) معتقد است که ازبکستان کاندید نخست در بحثِ نزدیکی به غرب در زمینه تقویت روابط نظامی می باشد. در حال حاضر هم واشنگتن و هم تاشکند آماده از سرگیری مناسبات نظامی مابین هستند که تا سال 2005 وجود داشت. این دو کشورتوافق کرده اند که حوادث می 2005 اندیجان را به فراوشی بسپارند. زیرا این حوادث موجب تیرگی روابط دو کشور و در نتیجه آن اخراج نظامیان آمریکایی از پایگاه خانآباد شد.عظمت تیمور قلی اف می گوید: "ازبکستان تجربه استقرار نظامیان آمریکایی در قلمرو خویش را دارد. همچنین تاشکند قبلاً بارها در عمل نشان داده است که می تواند سیاست خارجی مستقل از روسیه اتخاذ کند. اگر این بار نیز آمریکا واقعا به ازبکستان پیشنهاد مالی خوبی ارائه دهد، دولت تاشکند آن را خواهد پذیرفت. در همین حال عبدالغنی محمد عظیم اف (رئیس انجمن سیاست سشناسان تاجیکستان) معتقد است: "آمریکا به پایگاه هوایی مناس نیازمند است و برای حفظ آن تلاش خواهد نمود، امّا این کشور هم زمان گزینه های دیگری را نیز جست و جو خواهد کرد. در هر صورت روند خروج نظامیان آمریکایی از پایگاه هوایی مناس طولانی خواهد بود. من معتقدم که طرح های مالی ارائه شده از سوی روسیه را باید به عنوان پیشنهاد قطعی پذیرفت."این درحالی است که قرقیزستان به دلیل دریافت وعده کمک های مالی روسیه اعلام کرد که قصد بستن پایگاه هوایی مناس را دارد. حجم کل کمک های مالی مسکو که قرار است به قرقیزستان واگذار شود، به بیش از دو میلیارد دلار می رسد. از سوی دیگر آمریکا و ناتو فعلاً سرگرم جست و جوی پایگاههای دیگری به جای فرودگاه مناس در منطقه می باشد. در همین حال امام علی رحمان (رئیس جمهوری تاجیکستان) پس از دیدار با دبیر کل ناتو در بروکسل اعلام کرد که ناتو می تواند از راههای این کشور برای ترانزیت کالا و تجهیطات نظامی مورد نیاز نظامیان خود در افغانستان استفاده کند و حتی پایگاه نظامی در تاجیکستان ایجاد نماید. براساس نوشته سایت رئیس جمهوری تاجیکستان؛ رحمان در بروکسل تأکید کرده است که به دلیل اهمیّت ناتو در تأمین امنیّت در افغانستان این پیمان باید همکاری نزدیکی با کشورهای همسایه افغانستان برقرار نماید. ناتو می تواند با تاجیکستان که مرز طولانی با افغانستان دارد، مناسبات گسترده ای برقرار نماید.امّا دکتر مظفر عالم اف (مدیر مرکز پژوهشی شرق در دوشنبه) معتقد است که تاجیکستان در زمینه همکاری با ناتو از آزادی عمل کامل برخوردار نیست. زیرا در قلمرو تاجیکستان پایگاه نظامی روسیه فعالیت دارد و قبل از واگذاری پایگاه جدید به ناتو می بایست با مسکو در این زمینه رایزنی کرد. به همین دلیل در زمینه استقرار نظامیان آمریکایی در قلمرو تاجیکستان این کشور مشکلات زیادی خواهد داشت.از دیدگاه عبدالغنی عظیم اف (رئیس انجمن سیاست شناسان تاجیکستان) معتقد است که تاجیکستان به دلیل عضویت در سازمان همکاری شانگهای باید هر نوع محور همکاری با ناتو را با سازمان فوق هماهنگ نماید. امّا آمریکا تلاش خواهد کرد که به علت وجود روحیه ضد آمریکایی در سازمان همکاری شانگهای؛ طرح های خود را به نمایندگی از پیمان ناتو ارائه نماید. حتی اگر همکاری کشورهای عضو ناتو با جماهیر آسیای مرکزی در آینده بیشتر گردد؛ حتما تحت پوشش پیمان ناتو خواهد بود.از سوی دیگر دکتر تیمور قلی اف (استاد دانشگاه آمریکایی در بیشکک) معتقد است که تعطیلی پایگاه هوایی مناس کارِ ساده و آسانی نخواهد بود. وی تأکید می کند که شاید پایگاه هوایی مناس تعطیل نشود و در نحوه استفاده از آن تجدید نظر به عمل آید. یکی از گزینه های احتمالی، تغییر موقعیت و جایگاه پایگاه هوایی مناس به "پایگاه نظامیان ناتو" باشد. در آن صورت نظامیان آمریکایی از پایگاه هوایی مناس خارج نخواهند شد بلکه تحت پرچم پیمان ناتو به فعالیت خویش ادامه خواهند داد.از سوی دیگر اکثرِ کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند که آمریکا از سالها قبل به علت حضور نظامیان خویش در پایگاه هوایی مناس از موضوعاتی نظیر دمکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان در این کشور چشم پوشی کرده است. اگر در آینده به دلیل تیره شدن روابط دو کشور در اثر تعطیلی پایگاه هوایی مناس، آمریکا بخواهد مسائل فوق الذکر را مطرح نماید به معنی بی آبرو شدن واشنگتن خواهد بود که از این ارزشهای بشری استفاده مغرضانه می کند.در همین حال عزیزه عبدالرسول آوا (یک حقوق دان در قرقیزستان) معتقد است که واشنگتن در مدت 8 سال حضور خویش در قلمرو قرقیزستان نشان داد هم پیمان مطمئنی نیست. حتی در زمینه دفاع از حقوق بشر نیز آمریکا با مشاهده نقض آشکار حقوق شهروندان قرقیزستان اصلاً واکنشی نشان نمی دهد. ما به نمایندگی از سازمانهای مدافع حقوق بشر در یکی از سفرهای رایس (وزیر خارجه وقت آمریکا) به قرقیزستان برخی از مشکلات خویش را مطرح کردیم، امّا این درخواستها نادیده گرفته شد. برای واشنگتن مهم حفظ پایگاه هوایی مناس بوده و هست. آمریکایی ها اثبات کرده اند که برای آنان منافع سیاسی و ژئو پلتیکی شان بالاتر از ارزش های دمکراسی می باشد. از این رو اگر در ازبکستان شرایط حضور مجدد نظامیان آمریکایی فراهم شود، این اقدام به معنی بدتر شدن اوضاع حقوق بشر در این کشور خواهد بود. و در آن صورت دیگر از دستاوردهای نسبی سازمانهای مدافع حقوق بشر در ازبکستان اثری باقی نخواهد ماند.در همین حال یان کلیر (استاد دانشگاه آزاد آلمان) در برلین تأکید می کند؛ به دلیل حضور نظامیان آلمانی در فرودگاه ترمذ ازبکستان، دولت آلمان در برابر نقض حقوق بشر و دمکراسی در ازبکستان سکوت اختیار کرده بود. وی که با مسائل و اوضاع افغانستان سر و کار دارد؛ معتقد است که دولت آلمان همانند آمریکا به خاطر منافع خویش در منطقه در قبال نقض دمکراسی و حقوق بشر در ازبکستان مواضع دوگانه اتخاذ می نماید.از سوی دیگر بر اساس گزارش های دریافتی از تاشکند ژنرال دیوید پترائوس (فرمانده نیروهای مرکزی آمریکا) روز سه شنبه 17 فوریه وارد تاشکند شد و با اسلام کریم اف (رئیس جمهوری) و وزرای خارجه و دفاع ازبکستان دیدار نمود. طرفین در این دیدار مسأله ترانزیت کالا و تجهیزات غیر نظامی مورد نیاز آمریکا و ناتو در افغانستان را بررسی کردند. قرار است روز چهار شنبه 18 فوریه یک هیأت آمریکایی دیگر به ریاست دریادار مارک هارنیچک وارد تاجیکستان شود. هدف از سفر این هیأت نظامی آمریکایی بررسی راههای ترانزیت تجهیزات ناتو به افغانستان از قلمرو تاجیکستان اعلام شده است.در همین حال مقامات سفارت آمریکا در ازبکستان مدعی اند که در دیدار ژنرال دیوید پترائوس با رئیس جمهوری و دیگر مسئولین ازبکستان مسأله استقرار نظامیان آمریکایی در پایگاه های هوایی این کشور مورد بررسی قرار نگرفته است. در پایگاه هوایی مناس قرقیزستان نزدیک به یک هزار نظامی آمریکایی مستقر می باشند. این پایگاه از سال 2001 و بر اساس موافقتنامه دو جانبه میان قرقیزستان و آمریکا با هدف پشتیبانی از عملیّات نظامی ضد تروریستی در افغانستان در قسمتی از فرودگاه بین المللی مناس مستقر شده است. دولت ازبکستان نیز در سال 2001 پایگاه هوایی خانآباد را در اختیار نظامیان آمریکایی قرار داده بود. امّا در پی حوادث می 2005 اندیجان و انتقاد آمریکا و اتحادیه اروپا از ازبکستان، دولت این کشور این پایگاه را تعطیل کرد. اکنون فرودگاه نظامی شهر ترمذ در نزدیکی مرز افغانستان در قلمرو ازبکستان در اختیار نظامیان آلمانی قرار دارد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی