طرز برخورد صحیح با خانمها

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۰
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

مراحل

1- مهربان باشید و در تمام شرایط با او اظهار همدردی کرده و درکش کنید. خانمها عاشق مردهایی هستند که دلسوز و مهربان بوده و قلباً برایشان ارزش و اهمیت قائل باشند. یک خانم تمایل دارد عبارت "چه مرد خوبی!" را دائماً در مورد کسی که با او وارد رابطه شده است، تکرار کند. او دوست دارد که شوهرش هرچند وقت یکبار به او بگوید که تا چه حد برایش مهم است و این امر را در رفتارهایش نیز به او ثابت کند! بی دلیل به او گل، کادو، و کارت هدیه بدهید، به او زنگ بزنید، و یا زمانیکه خانه نیست روی منشی تلفنی پیامی عاشقانه برایش بگذارید!!! به هر حال هر کار کوچکی که فکرش را می کنید انجام دهید تا او متوجه شود که شما برایش اهمیت قائل هستید.

2- به او کادوهایی با فکر قبلی هدیه بدهید. خانم ها عاشق این هستند که طرف مقابل آنها را سورپرایز کند. این هدایا لازم نیست که حتماً گرانقیمت باشند تا او را خوشحال کنند، بلکه فقط کافیست این کار را از صمیم قلب خود انجام دهید. ارزش یک هدیه هیچ ربطی به قیمت آن ندارد بلکه فکری که ورای آن بوده و دلیل خریداری است که آنرا ارزشمند می کند. این هدیه های گاه و بی گاه به خانم نشان می دهد که تنها کسی است که شما در ذهن خود به او فکر می کنید و برایش ارزش و اهمیت قائل هستید.

3- لازم نیست حتماً منتظر رسیدن تولد و یا روز خاص دیگری باشید. بی هیچ دلیل خاصی برایش گل و جواهرات خریداری کنید. حتی اگر در کنار هم نیستید، می توانید از قبل هدیه ی مورد نظر را سفارش دهید تا دقیقاً آنرا در همان تاریخ خاصی که در نظر دارید برایتان ارسال نمایند. بهتر است که بیشتر بر روی جواهرات هزینه کنید، تنها یک جفت گوشواره ساده شادی عمیقی را در قلب او ایجاد می کند. از جمله سایر موارد هم می توان به یک شاخه از گلی که او دوست می دارد و یا یک دست لباس زیبا اشاره کرد. برخی از آقایون تصور می کنند که باید حتماً پولدار باشند تا بتوانند این کارها را انجام دهند، اما اینچنین نیست، تنها کافی است که کمی بیشتر فکر خود را به کار بیندازید. اگر خانمتان شاغل است می توانید یکی از روزهای سال که برایش اهمیت خاصی دارد، هدیه هایتان را به دفتر کارش ارسال نمایید و او را بیش از پیش هیجان زده کنید. با این کار نه تنها او احساس غرور می کند بلکه اطرافیانش هم متوجه می شوند که چقدر خوب با او برخورد شده و نازپرورده بار آمده و این مطلب برای خانم از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.

4- هیچ موقع روز تولد، سال نو، ولنتاین، روز مادر و ... را فراموش نکنید. همه دوستانش در این روز هدایای کوچک محبت آمیزی را دریافت می کنند. خانم ها همسر خود را در این موارد با دیگران مقایسه می کنند تا ببینند او تا چه حد به آنها اهمیت می دهد. اگر می خواهید همچنان شاهزاده ی رویاهای همسرتان باقی بمانید بهتر است هدیه ی وی‍ژه ای را برای او در نظر بگیرید. به هر حال یک چیز کوچک هم خیلی بهتر از هیچ چیز است.

5- مودب باشید و از او تمجید کنید. خانم ها دوست دارند شما از وا‍ژه های "لطفاً" ، "ببخشید"، "قول می دهم" و "متشکرم" استفاده نمایید. از او بپرسید که روز خود را چگونه گذرانده؛ به او بگویید که زیبا، قشنگ، و با نمک است، و چه چشم های زیبا و نافذی دارد. به او بگویید که برایتان فوق العاده ترین فرد دنیاست. از او به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام می دهد تشکر کنید. علاوه بر این به او بگویید که جز جنبه ی فیزیکی و جسمانی خصوصیات پیچیده ی زیادی در وجودش نهفته است که کشف همه ی آنها مدت زیادی به طول می انجامد.

6- شنونده خوبی باشید. برای افکار و عقاید او ارزش قائل باشید. نقاط قوت و افکار ناب او را تشخیص دهید. حتی اگر در برخی از موارد با او هم عقیده نیستید، نکات مثبتی را در نظریاتش پیدا کرده و به او یادآوری کنید. این مسئله ضروری است که او احساس کند در مقابل شما یک انسان کامل است. هیچ موقع او را خرد نکنید حتی به شوخی! مسئله ای منحصر بفردی که تا کنون هیچ کس به او نگفته است را پیدا کرده و به خاطر آن ستایشش کنید.

7- هنگامیکه در جایی هستید که نمی توانید آشکارا ابراز علاقه کنید، به او نگاه کرده و لبخند گرمی نثارش کنید. دست هایش را همیشه در دست بگیرید و تا آنجاییکه می توانید نزدیکش باشید. زمانیکه افراد دیگری هم اطراف شما هستند، می توانید بوسه ای بر پیشانی و یا دستش بزنید تا هم در انظار از او قدردانی کرده باشید و هم به نوعی عشق و محبت خود را به او ابراز نموده باشید. مثل یک نجیب زاده با او برخورد کنید. همیشه درها را برایش باز کنید، شاید بعضی ها بگویند که این کارها قدیمی شده است، اما این امر نشانی از احترام است و ادب و احترام هم چیزی نیست که رنگ کهنگی به خود بگیرد. این امر به عنوان نوعی نزاکت عمومی قلمداد می شود. لازم به ذکر است که این کار را نباید فقط به مجامع عمومی محدود کنید. در مواقعی که خودتان دو نفر هم هستید، همیشه اجازه دهید او اول وارد شود، چرا که او یک "خانم" است. در خرید خانه به او کمک کنید. در خرید لباس همراهی اش کنید، این کار سبب می شود یک ایده از لباس هایی که او دوست دارد هم بگیرید. مطمئن باشید که این تجربه بعدها به شما کمک خواهد کرد.

8- سعی کنید به بهترین نحو با او صحبت کنید. به حرف هایش گوش دهید، منظورش را درک کنید، در حین مکالمه با او ارتباط چشمی برقرار کنید تا متوجه شود که کل توجهتان را به او معطوف کرده اید. به او اظهار علاقه کنید و خودتان را مشتاق نشان دهید. از سوی دیگر برخورد بازی با او داشته باشید. اعتقادات، نظریات، و برنامه ریزی های خود را با او در میان بگذارید، می توانید او را از کلیه ی مشکلات و مسائل خود با خبر کنید. وقتیکه او مشکلات خود را با شما در میان می گذارد، سعی کنید تا آنجا که می توانید صحبت هایش را قطع نکنید، نظریات مختلف در مورد راه حل های مختلف را با او در میان بگذارید، اما اگر خودش مسیر دیگری را انتخاب کرد ایرادی به او نگیرید و باز هم او را همراهی کنید.

9- در مورد او با دوستانتان خودتان و دوستان خودش با افتخار صحبت کنید و نشان دهید از اینکه با او هستید به خود می بالید. این کار به وی‍ژه زمانیکه ارتباط در حال پیشروی به سمت جلوست اهمیت بیشتری پیدا می کند. او نیاز دارد که بداند شما دوستش می دارید و دوستان و اطرافیان نیز از این امر مطلع گردند.

10- زمانیکه در حال تعریف و تمجید از او هستید مستقیماً به چشم هایش نگاه کنید.

11- رویدادهای خاص مانند تولد، سالگردهای مهم، روز عشاق، و غیره را به خاطر داشته باشید و در عین حال توجه داشته باشید که شما باید در تمام روزهای سال علاقه خود را به او ابراز کنید و این روزها به عنوان سمبلی هستند که شما علاقه و توجه خود را بیش از پیش به او نشان خواهید داد.

12- لبخند بزنید و احترام او را نگه دارید.

13- به یاد داشته باشید: کار مهم است اما او هم به اندازه کار مهم است. هیچ موقع به دلیل مشغله ی کاری اولویتهای او را لغو نکنید. همچنین در کارهای خانه به او کمک کنید، اگر می بینید کاری باید تمام شود، بدون اینکه انتظار داشته باشید خانم آنرا انجام دهد، خودتان انجامش دهید.

14- از نظر جنسی او را تامین کنید. هر زمان که شرایط را مناسب دیدید، او را از احساسات خود با خبر نمایید؛ اما زمانیکه خانم می گوید تمایل دارد تا وقت با کیفیت تر و خاص تری را در کنار شما بگذراند تصور نکنید که منظورش تختخواب است! معمولاً منظورش این است که مدت زمانی را دو نفره با هم بگذرانید، حال چه یک فیلم تماشا کنید چه با اتومبیل در سطح شهر چرخ بزنید.

15- به او بگویید که زیباست. "خوشگل" بودن و "جذاب" بودن جایگاههای خاص خود را دارند اما زیبایی مقوله ای است که مستقیماً روی قلب می نشیند. البته بعضی وقت ها همسرتان ممکن است واقعاً خوشگل و جذاب شود پس تعلل نکنید و به او بگویید. نکته ی قابل توجه در این زمینه این است که نباید بیش از اندازه به او بگویید که با نمک و ملوس است! به هر حال او یک خانم است نه یک کودک خردسال. دقت کنید و ببینید که کدام قسمت از ضمیر او نیاز به تقویت بیشتری دارد و روی همان منطقه تمرکز کنید.

16- به جای اینکه دائماً در مورد ظاهر او صحبت کنید کمی هم به باطنش علاقه نشان دهید. سعی کنید گاه و بی گاه به خصوصیاتی که در اعماق وجودش نهفته است، بپردازید. ببینید از چه استعدادهای خاصی برخوردار است. خلاق است یا شوخ و خوش مشرب؟ در مورد طرز فکرش پیرامون زندگی سوال کنید، آیا با او موافق هستید؟ به او بگویید که چه احساسی دارید؛ خانم ها حس مهم تلقی شدن را دوست می دارند.

 

17- اگر کاری انجام داده اید که موجبات ناراحتی او فراهم آمده است، پیش از شروع هرگونه بحثی، عذرخواهی کنید. بعداً می توانید در مورد کاری که انجام داده اید توضیح داده و دلایل خود را بیان نمایید. به آرامی صحبت کنید و حرفهای خود را کاملاً صادقانه بیان نماید. خانم ها در تشخیص صداقت مهارت خاصی دارند. زمانیکه یک چنین برخوردی را از جانب شما مشاهده کنند، از دعوا صرفنظر کرده و موضوع را به طور کلی فراموش می کند.

18- باید علاقه او به تفریحاتی که ممکن است شما در آنها شرکت نداشته باشید را بپذیرید.

19- او را با یک وعده شام رمانتیک، ماساژ‍ در جکوزی های آب گرم، و یا قرار ملاقات آخر هفته در پاتوق مورد علاقه غافلگیر کنید. تمام برنامه ریزی ها را خودتان انجام دهید و فقط او را با خودتان ببرید. همیشه همه ی تصمیم گیری ها را به عهده ی او نگذارید.

20- نسبت به دوستان، همکاران و اطرافیان مذکر او بدون هیچ دلیل خاصی حسادت نورزید؛ چراکه مطمئن باشید او تمام مدت در مورد شما صحبت می کند. آنها می دانند که شما او را تصاحب کرده اید.

21- با دوستان، همکاران، و خانواده خود در مورد او صحبت کنید و به آنها بگویید که خانمتان چقدر دوست داشتنی است. این امر سبب می شود که او احساس خوبی پیدا کند حتی اگر این کار را در مقابل خودش هم انجام ندهید او خودش متوجه می شود؛ خانها در این زمینه قدرت درک بالایی دارند. همچنین صحبت کردن به این قشنگی باعث می شود که شما زودتر یکدیگر را ملاقات کنید و از این ملاقاتها فقط اخبار خوش به گوش خواهد رسید.

22- همیشه مطمئن شوید که او را عزیز و خاص می شمارید. چراکه وقتی شما تنهای تنها هستید و هیچ تکیه گاهی ندارید، تنها اوست که در کنارتان می ایستد.

23- به خاطر داشته باشید که او یک "زن" است و ممکن است افکارش در مورد چیزهایی که می خواهد هر روز تغییر پیدا کند. به خاطر این مسئله از دست او عصبانی نشوید. اصلاً به خاطر این مسئله باید عاشق او شوید چراکه او خانم است این مسئله در مورد خانم ها کاملاً طبیعی است.

24- از تعریف و تمجید دست برندارید. شما نمیتوانید در ابتدای رابطه خودتان را مرد رویاهای او جا بزنید اما همین که ارتباط شما شکل گرفت دست از خوشرویی و جنتلمن بازی بردارید و بی توجه شوید! این کار درستی نیست و احساسات بدی را در خانم ایجاد می کند چراکه او با این کار احساس میکند خودش کاری را نادرست انجام داده که شما احساس قبلی خود را نسبت به او از دست داده اید. همچنین این امکان نیز وجود دارد که با خوش بگوید که چقدر حماقت به خرج داده که شما را از روز اول همانطوری که بوده اید، نشناخته است. اگر می خواهید علاقه اش نسبت به ما همیشه همچنان پابرجا بماند، باید همیشه همانطور که روز اول خودتان را نشان داده اید، باقی بمانید. گذشت زمان مهم نیست، و مهم نیست که چقدر شما با او احساس راحتی می کنید، خانم ها به مردانی گرایش پیدا می کنند که توانایی آنرا داشته باشند که برای تمام طول عمر خود عاشق باقی بمانند. بنابراین خودتان را بی علاقه نشان ندهید و کاری نکنید احساس کند شما مطمئن هستید که او را برای همیشه در اختیار دارید.

25- فضا را رمانتیک کرده و با او عشقبازی کنید. به هر حال این وظیفه ی مرد است که یک چنین کاری را انجام دهد. نظر او را به سمت خود جلب کنید. باید در ارتباط قدری عشق و فضای رمانتیک هم وجود داشت باشد. نه هر روز اما هر چند وقت یکبار لازم است. همه کارها و برنامه ریزی ها را خودتان را انجام دهید. خانم ها دوست دارند که شما آنها را جایی دعوت کنید. انتظار نداشته باشید که پس از آن اتفاق خاصی بیفتد. به هر حال اگر شیوه ی صحیح بازی را یاد بگیرید 9 بار اول که شما شروع کننده باشید، بار دهم خانم خودش این کار را انجام خواهد داد. توجه داشته باشید که اگر سالگرد خاصی است که شما باید یک برنامه ایده آل ترتیب دهید. بدانید که هزینه ای که شما برای انتخاب یک هدیه انتخاب می کنید او را خوشحال نخواهد کرد. بلکه احساسی که در آن هدیه وجود دارد او را خرسند می کند. یک کارت با دست نوشته های خودتان، به همراه یک شاخه گل رز و جعبه ای که در آن پر از شکلات های مورد علاقه اوست بیش از هر چیز دیگری خوشحالش می کند. اگر می خواهید قدری بیشتر خرج کنید فکر نمی کنم یک گردنبد و یا یک جفت گوشواره هزینه ای بیش از 100 هزار تومان در بر داشته باشد. این نشان می دهد که شما چقدر برایش اهمیت قائل هستید و واقعاً ارزش زیادی برایتان دارد. هیچ گاه از او نپرسید که دوست دارد چه هدیه ای برایش بخرید. خانم ها عاشق هدیه گرفتن هستند حتی می توانید یک چیز دست ساز به او بدهید تا او هم تا آخر عمرش آن را فراموش نکند.

26- اگر می خواهید در هنگام ارتباط جنسی بیشترین لذت را ببرید، تمام مراحل را در نظر گرفته و پله پله جلو بروید. اگر می بیند که خانم حرفی نمی زند به خاطر این است که احساس می کند این چیزی است که شما می خواهید. حتی اگر قبلاً هم این کار را انجام داده اید، باز هم برای رسیدن به نقطه ی مورد نظر کلیه گامهای نخستین را انجام دهید و هرگز فراموش نکنید که او عاشق پیشنوازی است.

27- به هر حال به خاطر داشته باشید که زن ها موجودات حساسی هستند. حتی سرسخت ترین خانم ها در تمنای عشق و دلداگی است. فکر کنید و احساسات خود را به طرق مختلف بروز دهید. هیچ چیز مثل یک نوشته عاشقانه کار نمی کند. مرد باشید! خانم ها دوست دارند که احساس کنید شما آنها را می خواهید و از بودن با آنها لذت می برید.

28- هنگام مشاجره و دعوا فکر نکنید که اگر حرف آخر را شما بزنید، برنده می شوید. این کار سبب می شود که شما یک فرد کم اطلاع و خودخواه جلوه کنید. خیلی آرام دلیل کارتان را توضیح دهید و به او زمان بدهید تا پاسخ دهد. بی حرمتی نکنید که به طور اتوماتیک بازنده میدان خواهید بود.

29- برنامه که ریخته اید را بدون هیچ دلیل قانع کنده ای برهم نزنید. در صورتی هم که مشکلی پیش آمد و مجبور بودید برنامه ای را به هم بزنید حتماً با او تماس بگیرید و به یک پیامک کوتاه اکتفا نکنید.

30- همیشه از او حمایت کنید و مطمئن شوید که کلیه ی نیازهایش برآورده می شوند. علاوه بر خانه، ماشین، وسایل برقی، خوراک، پوشاک، بهداشت و سایر مورد او همچنان نیاز دارد بداند که شما "او" و "فقط او" را دوست می دارید. همین امروز با هدیه ای که تا آخر عمرش از آن محافظت خواهد کرد، شگفت زده اش کنید – بله قلب خود را به او هدیه بدهید.

نکات

- قول هایی که به او داده اید را با بهانه های واهی زیر پا نگذارید.

- او را تحقیر نکرده، خردش نکنید و با او بدرفتاری ننمایید.

- در همه حال حامی او باشید.

- در کارهایی که می خواهد انجام دهد به او کمک کنید چه او به شما کمک کند چه نکند! به خاطر داشته باشید که شما فرد خودخواهی نیستید و از طرف مقابل هم یک چنین انتظاری را ندارید. زمانیکه شما هر چه در توان دارید برای او در طبق اخلاص بگذارید، او هم همین کار را انجام خواهد داد.

- به ظاهر خود برسید و به سر و وضعتان اهمیت بدهید.

- زمانیکه خانم تغییری در چهره ی خود می دهد و زیبا می شود، به او بگویید که زیبا شده.

- در همه حال کاری کنید که احساس کند منحصر بفرد است.

- اگر ارتباط شما مداوم است او را برای چند روز به جایی ببرید که واقعاً خاص است و چند روزی را با یک زندگی عاشقانه در کنار یکدیگر سپری کنید. اگر هم در ابتدای ارتباط هستید ترتیب یک شام رمانتیک را بدهید.

- اگر چیزی را می بیند که احساس می کنید او از دیدن آن خوشحال می شود، آنرا برایش خریداری نمایید. منتظر موقعیت خاصی نباشید.

- تا زمانیکه چیزی شما را آزار نداده، انتقاد نکنید. سعی کنید جهت مثبت همه چیز را ببینید.

- در زمان برقراری رابطه جنسی، پیش نوازی را فراموش نکنید. بهترین جای این ارتباط برای خیلی از خانم ها همین پیشنوازی است و این امر سبب ایجاد صمیمیت بیشتر در میان شما می شود.

- اجازه دهید خانم بداند از این که با او در ارتباط هستید چه احساسی دارید. نشان دهید که در دنیا دلتان نمی خواهد با هیچ کس دیگری جز او باشید و اگر احساس می کنید که با بیان این حرف، دروغ گفته اید، پس بدانید که واقعاً عاشق او نیستید.

- همیشه به او بگویید که برایتان مهم است، خاص است، و زیبا است.

- برایش شعر بنویسید زیرا شعر به راحتی می تواند عمیقترین احساسات یک نفر را به تصویر بکشد و اگر او ببیند که شما شعری را در وصف او سروده اید به احساسات شما نسبت به خودش پی می برد و واقعاً از این کار لذت می برد.

هشدار

- احترام گذاشتن به خانمها یک قضیه است و زیر سوال بردن ارزش و اعتبار فردی مسئله ای دیگر. سعی کنید در عین حال که به او احترام می گذارید ارزش های فردی خود را نیز حفظ کنید. کسیکه برای خود و ارزش های شخصی اش ارزش قائل می شود می تواند برای یک خانم خیلی جذاب تر باشد.

- در تعریف و تمجید از او مبالغه نکنید و همیشه حقیقت را ببینید. در غیر اینصورت او تصور می کند که همه حرف های شما دروغین، جعلی و ساختگی هستند و شما فرد متظاهر و خودنمایی هستید. همچنین به او بی توجهی نکنید چراکه خود به خود جذب کسی می شود که بیشتر از شما به او بها می دهد. خانم ها نیاز دارند که شما همواره آنها را بخواهید و طلب کنید.

- بعضی از آقایون از قیمت بالای حلقه های ازدواج شکایت می کنند؛ اما به خاطر داشته باشید این نشان عشق شماست، چیزی است که خانم تا آخر عمر خود آن را نگه می دارد، این مهمترین زیور آلاتی است که او گرفته و با افتخار بدست می اندازد. او می خواهد در تمام طول عمر در مورد آن با دوستانش صحبت کند. ما نمی گوییم که یک حلقه 5 میلیون تومانی بخرید اما برای انتخاب وقت بگذارید و از دیگران به وی‍ژه دوستانش مشورت بخواهید، چراکه تمام خانم ها در مورد آرزوهایشان با دوستان خود صحبت می کنند. با اتکا به این روش می توانید یک انتخاب خاص داشته باشید.

- به خاطر داشته باشید که همه خانم ها مثل هم نبوده و با هم فرق دارند. هیچ موقع به او نگویید: "من برایت گل آوردم، همه خانم ها گل دوست دارند" و یا "باید چیزی را که برایت خریدم دوست داشته باشی، خیلی گران است"

- هیچ موقع قولی که نمی توانید به آن عمل کنید را ندهید. ممکن است تنها به همین خاطر او را از دست بدهید.

- زمانیکه ناراحت است به او اهمیت بدهید و سریعاً دلیل غم و غصه اش را جویا شوید.

- اخطار: خانم ها دوست دارند مثل یک خانم با آنها برخورد شود. نمی خواهند که شما احساس کنید آنها را بی چون و چرا برای مابقی عمر خود در اختیار دارید. اگر دوستش دارید به او بگویید، به او نشان دهید، هر روز و هر ساعت او را در آغوش بگیرید. اگر این کار را انجام ندهید مطمئن باشید که او را از دست خواهید داد او در نهایت تعجب و با چشمانی اشکبار از شما دور می شود و می رود تا مردی را پیدا کند که احساس زن بودن را در وجودش آشکار نماید.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۰
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری.. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.. بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام  خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض کرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی.. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد. بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.  بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد. و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ایالات متحده فعالیت مشاوران پلیس در افغانستان را محدود کرد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

یکی دیگر از مشاوران سابق سی.آی.

مشاوران آمریکایی غیرنظامی پلیس ملی افغانستان، همواره به عنوان عامل اصلی موفقیت های این نیروی انتظامی در مقابله با طالبان مطرح بوده اند. اما گفته می شود که محدودیت های اخیر، منجر به بی اثرشدن همه تلاش های آنان می گردد

ای که به دلیل اینکه همچنان پروژه محرمانه دولتی دارد نخواست نامش فاش شود، با تایید نظر برنستن می گوید که بیشتر وقت اش به نشستن صرف در پایگاه، تناول پنج وعده غذا، و تماشای دی.وی.دی می گذرد.

او می افزاید: "برای اخذ مجوز باید این و آن را ببینی، و کلی کاغذ بازی کنی که دو روز طول می کشد. با توجه به وقت و برنامه، انجام این کار اصلا صرف ندارد."

برای کسب توضیحاتی در این خصوص، دسترسی به سخنگویی از وزارت دفاع میسر نشد.

پلیس افغانستان متشکل از نیروی ۴۵ هزار نفری قوی، در معرض اتهامات فساد و ناکارآمدی است. در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) ایالات متحده ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار صرف آموزش این نیروی انتظامی کرد، و برنامه عقیم آلمان ها در این خصوص را به دست گرفت.

بنا به گزارش سال گذشته گوردون لوبولد نویسنده کریسشین ساینس مانیتور "فساد همچنان چالش اصلی باقی مانده است. به گونه ای که بعضی ها معتقدند از تلاش برای آموزش نیروها نیز، همانند برنامه های گسترده پیشین هیچ دستاوردی حاصل نخواهد شد."

این خبرنگار همچنین می نویسد: "فساد اداری و فساد غیراداری به شدت نهادینه شده است. شاید یک افسر آمریکایی بین فرماهده پلیسی که به خاطر افراد تحت رهبری اش اقدام به دزدی می نماید، با فرمانده دیگری که برای طالبان خبرچینی می کند، تمایز قائل شود. اما همه انواع فساد در اینجا رایج، و غیر قابل تحمل است."

همچنین در مصاحبه ای اختصاصی با واشنگتن پریزم، یکی از افسران "ایساف" که بازوی امنیتی سازمان ناتو در افغانستان است در این رابطه گفت:" یکی از بزرگترین مشکلات موجود در افقانستان محدودیت هایی است که کشورهای موتلفه بر اساس قوانین داخلی خود بر سربازان و پرسنل نظامی تحمیل می کنند. این سردرگمی بین المللی بیش از هر مورد دیگر از پیشرفت در مبارزه با طالبان جلوگیری کرده است"

این افسر ارشد که به تازگی از افغانستان بازگشته اما بدلایل امنیتی با شرط عدم نشر هویت خود با واشنگتن پریزم گفتگو کرد در ادامه گفت:" در طول هفت سال گذشته اکثر نظامیان و مشاوران نظامی بدون توجه به اینگونه محدودیت ها ماموریت خود را انجام می دادند. اما با تغییر حکومت در واشنگتن و عدم اطمینان این گروه به کاردانی حامد کرزای، مقامات ارشد آمریکایی بر تحمیل این محدودیت ها پافشاری می نمایند."

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

روسیه در دوره مدودوف ،

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

روسیه در حال حاضر نه مانند چین مدل توسعه اقتصادی است و نه دارای قدرت نرم (ایدئولوژیک ) است. در حالی که به مانند اروپا نیز نمی تواند مدلی برای همگرایی باشد. تنها موردی که غرب علاقمند به همکاری با روسیه است همکاری در مورد تسلیحات هسته‌ای است که امکان نادیده گرفتن روسیه وجود ندارد.. در پاسخ به این رویکرد روسیه گاهی از طریق موازنه سخت ، گاهی از طریق موازنه نرم و برخی مواقع از طریق برقراری تعامل در صدد افزایش قدرت چانه زنی است. در یک سال اخیر جنگ گرجستان ، بحران مالی جهانی و انتخاب اوباما سه اتفاقی هستند که نقطه عطفی در روابط روسیه و غرب محسوب می شوند. بحران گرجستان را می‌توان نقطه اوج بحران در روابط روسیه و غرب دانست و نه نقطه آغاز آن. به همین دلیل از این به بعد باید شاهد کاهش تنش در روابط دو طرف باشیم. بحران مالی نیزشرایط مناسبی را برای تعامل میان روسیه و غرب ایجاد کرده است. هر چند با کاهش درآمد نفتی این کشور و مشکلات اقتصادی موجود در روسیه امکان بی‌ثباتی سیاسی افزایش یافته است. با این وجود شرایط بحران مالی جهانی می تواند به نرم‌تر شدن روابط روسیه و غرب کمک کند. انتخاب باراک اوباما نیز با توجه به اینکه سیاست خارجی دولت جدید بر روی مسائل افغانستان و خاورمیانه متمرکز است، شرایط مناسبی برای افزایش تعامل میان دو طرف به وجود آورده است. برای اینکه امریکا بتواند مسائل خود را در منطقه حل و فصل کند، به همکاری قدرت‌های بزرگ مانند روسیه نیازمند است. واشنگتن نمی تواند همزمان در دو مسیر پیش برود؛ هم روند یک جانبه‌گرایی گذشته را به پیش ببرد و هم مسائل خود را در خاورمیانه حل نماید. به همین دلیل اوباما نیاز دارد مقدار زیادی ارتباط خود با قدرت‌هایی چون روسیه، کشورهای اروپایی و سایر قدرت‌های بزرگ را بازسازی کند. بروز نشانه‌هایی در آمریکا مبنی بر احتمال کنار گذاشته شدن طرح سپر موشکی در واقع حاکی از این نیاز آمریکاست. به طور متقابل نیز انصراف روسیه از استقرار موشک‌های اسکندر در کالنین‌گراد و پیشنهاد روسیه مبنی بر انتقال تجهیزات مورد نیاز ناتو در افغانستان از طریق روسیه، شرایط را برای تعامل میان دو طرف افزایش داده است. چنانچه آمریکا طرح سپر موشکی را کنار بگذارد در واقع مهمترین مانع در روابط دو کشور برطرف خواهد شد. این موضوع امکان معامله واشنگتن و مسکو در مورد بحث هسته‌ای ایران را نیز افزایش خواهد داد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

غرب» کجاست؟ «شرق» کدام است؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۸
مهدی
نظرات (0)
فرض بر آن بود که «شرق» هم همچون «غرب» در این مسیر به همان «نقطه شکوفایی» خواهد رسید؛ و سپس جریان دیگری که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و واکنشی شدید و ضد‌استعماری بود که عموماً آن را در نوشته‌های امه سزر و فرانتس فانون بازشناخته‌اند و آن ارائه تصویری سراسر منفی از «غرب» که باید «شرق» را در برابرش قرار داد و با «بازگشت به ریشه‌ها» از موقعیت‌های تصنعی و بحران‌آمیزی که غرب برای جهان غیر غربی به وجود آورده است، نجات یافت. نام دیگری که این حرکت داشت نیز «جهان‌سوم‌گرایی» (tiers-mondisme) بود. البته کنش‌ها و واکنش‌های فکری پس از این دوران نیز با حرکت موسوم به «ضد‌ جهان‌سوم‌گرایی» (anti-tier-mondisme) و سرانجام «نقد استعماری پسا‌مدرن» ادامه یافت که ما در اینجا قصد ورود به آنها را نداریم.
بحث اصلی سعید و اسد در آن بود که «شرق» ابداعی از «غرب» است و در واقع در فرآیند توسعه فرهنگ اروپایی در طول قرون شانزده تا نوزده بوده است که فرهنگ و تمدن جدید صنعتی و سرمایه‌داری به وجود‌آمده در گروهی از کشورهای اروپای غربی با دو نقطه اوج انقلاب صنعتی و انقلاب‌های سیاسی بورژوایی و تشکیل دولت‌های ملی، را به تمام جهان تعمیم داده و همین ابداع سبب آن شده است که برای هویت‌یابی «غرب» و تاکید بر برتری و مدل قرار گرفتن آن، همه کشورها و فرهنگ‌های غیر‌غربی با عنوان عمومی «شرق» نامیده شوند، در حالی که اغلب این فرهنگ‌ها نه ربطی به یکدیگر داشته‌اند و نه شباهتی با یکدیگر. در واقع واژه‌هایی همچون «شرق»، «جهان سوم» و حتی امروز «کشورهای در حال توسعه» نقش سازوکارها و مقوله‌های تقلیل‌دهنده اندیشه و تحلیل را ایفا می‌کرده‌اند که مصرف اصلی آنها برای ساده‌کردن کار سیاستمدارانی بوده است که بتوانند برای همه آنها برنامه‌های عمومی و سیاست‌های یکسانی را تدوین و به بهای بسیار سنگینی که امروز با آن آشنا هستیم به اجرا در بیاورند.
در این میان، بسیاری از متخصصان علوم اجتماعی و تاریخ‌دانان نیز به تدریج از دهه 1980 وارد بحث شدند و مفاهیم جدیدی را به میان کشیدند، از جمله اینکه همان اندازه که «شرق» ابداع «غرب» بوده است، «غرب» را نیز باید نوعی ابداع «شرق» به حساب آورد. در واقع همان‌گونه که «غرب» خود را مرکز عالم تصور کرده و بنابراین جهان را بنا بر موقعیت‌های جغرافیایی هر کجا نسبت به خود نام‌گذاری می‌کرده است، با ورود استعماری به کشورهای غیر غربی، «شرقی»‌ها هم نه فقط خود را به تدریح به مثابه «شرقی» به رسمیت شناختند، بلکه «غربی»‌ها را هم در تصور خود یکی گرفتند. مثال معروف در این زمینه فانون و سزر هستند که به جای نفی مفهوم «سیاه» بودن، این مفهوم را از شکل منفی به شکل مثبت درآورده و در «سیاه‌بودگی» یک مفهوم به رسمیت شناخته شده فرهنگی ساختند. و بدین‌ترتیب هر چند نژاد ارزش خود را به عنوان یک مفهوم بیولوژیک از دست داد، اما بدل به مفهومی فرهنگی و دارای مولفه‌های مشخصی شد. به همین ترتیب نیز در حوزه استعمار به طور عام، «شرقی»‌ها هم به تدریج نه فقط در ابداع «شرق» به صورت فعال شرکت کردند، بلکه از آن نیز پیش‌تر رفتند و «غرب» خود را نیز ساختند.
ابداع «غرب» نیز همچون ابداع شرق بر اساس موقعیت‌های ذهنی و مادی کسانی که در این ابداع دست داشتند به صورت‌های مختلف انجام می‌گرفت: گروهی از کشورها و شخصیت‌های «شرقی» که تمایلات ضد‌استعماری یا دعوی چنین تمایلاتی داشتند و بر آن بودند که هر چه بر سر «شرق» آمده را به دلیل سود‌جویی «غرب» بدانند، هر چه بیشتر «غرب» را «شیطانی» کردند و آن را مرکز همه اشکال و نمونه‌های موجود یا در نطفه فساد و جنایت و بی‌رحمی و شقاوت و بی‌عاطفه بودن و بی‌احساسی و بی‌تفاوتی و ناهنجاری‌ها قمداد کردند و اگر در واقعیت مشاهده می‌شد و یا عنوان می‌شد که چرا چنین مردمی که هیچ بوئی از سلامت اخلاقی و هنجارمندی اجتماعی و خانواده و رحم و مروت نبرده‌اند، دارای نظام‌های اجتماعی چنین سامان یافته‌ای هستند و با شهروندان‌شان چنان با عزت و احترام رفتار می‌کنند که همگان در جهان به دنبال راه یافتن به آنها و جا خوش کردن در سرزمین‌شان هستند، پاسخ روشنی داده نمی‌شد و یا این مسائل را تبلیغات و انحراف افکار عمومی اعلام می‌کردند. و این در حالی بود که همین کشورها و شخصیت‌ها خود نمی‌توانستند و نمی‌توانند هر روز با ارائه و نمایش محصولات فرهنگی «غرب» (اعم از فیلم و کتاب و روزنامه و مقاله و غیره) سخنان خود را نفی نکرده و حتی در سطوح تصمیم‌گیری برای مثال در نظام‌های دانشگاهی، ارتقا اساتید خود را وابسته به پذیرش نوشته‌های آنها به وسیله همان «غربی»‌های فاسد و شرور نکنند.
اما در مقابل این گروه، گروه دوم، کشورها و شخصیت‌هایی بودند که شیفته «غرب» به حساب می‌آمدند؛ کسانی که از ابتدای قرن بیستم، برای نمونه در کشور خود ما، هر چیزی را که بو و رنگی از «غرب» خیالین آنها داشت و از جمله ساده‌ترین چیزها یعنی لباس و سرو وضع ظاهری را نشانه «تمدن» می‌دانستند و بر آن بودند که ولو به زور و به ضرب کتک و شکنجه و دیکتاتوری مردم را «آدم» کنند و به آنها بقبولانند که داشتن سرو وضع «غربی» شعور آنها را هم بالا می‌برد و باید مثل «غربی»‌ها استدلال کنند و مثل آنها غذا بخورند و مثل آنها راه بروند و خلاصه هر چه می‌توانند خود را بیشتر به آنها شبیه کنند و این کار بی‌شک آنها را در قافله تمدن به سرعت به پیش خواهد راند. گروهی حتی تا به جایی پیش رفتند که هر گونه دیکتاتوری و زور‌گویی در گذشته (از جمله در کشور خود ما در دو دوره دیکتاتوری پهلوی) را به حساب «درد لازم» برای «زایش مدرنیته» پنداشتند. و وقتی با واکنش گسترده مردم در انقلابی که تمام آن «مدرنیته» را به دور ریخت روبرو شدند، باز هم به سراغ نظریه همیشه حاضر و آماده توطئه رفتند تا همه چیز را از طریق آن توجیه کنند.
پرسش ما اکنون این است: از کدام «غرب» سخن می‌گوئیم و آن را «کعبه» آمال‌مان می‌شماریم؟ یا آن را مرکز فساد و منشاء همه بدی‌ها می‌شماریم؟ و یا کدام «شرق» را به مثابه گذشته‌ای طلایی می‌ستائیم؟ و یا مسبب مشکلات امروز و آتی‌مان می‌دانیم؟ نه «غربی» در کار است و نه «شرقی» و یا بهتر بگوئیم اینها تنها به مثابه مقوله‌های جغرافیایی مطرح بوده‌اند (هر شرقی غرب شرق دیگری است و هر غربی، شرق غرب دیگری) که بدل به مقوله های سیاسی بارگزاری شده در نظام‌های نمادین و شناختی زبان شده و از این راه توانسته‌اند به گروهی از استدلال‌ها دامن بزنند که در نهایت و از لحاظ نظری کاملاً قابل نفی هستند اما در عمل می‌توانند به کنش‌هایی واقعی؛ نظیر دشمنی و نفرت و یا دوستی و ائتلاف، دامن بزنند.
واقعیت تاریخی چیز دیگری است: فرهنگ‌های انسانی در مجموعه‌هایی بسیار متنوع و با ریشه گرفتن یا از حوزه‌های تمدنی محدود (لااقل شش حوزه متفاوت در بین‌النهرین و مصر و هند و چین و آمریکای مرکزی و جنوبی) و یا از صدها هزار حوزه کوچک فرهنگی و نه لزوماً تمدنی (در مفهوم شهرنشینانه آن) آغاز و هزاران سال است فرآیندی از نفوذپذیری و نفوذگزاری بر یکدیگر و ایجاد اشکال تلفیقی را آغاز کرده‌اند. «غرب»ی که به آن در قرن شانزده یا هفده اشاره می‌شود و به‌زودی با یافته‌های فناورانه و نظری و سیاسی خود جهان را فتح می‌کند، خود حاصلی از هزاران سال تمدن و اندیشه یونانی- رومی، اسلامی، مسیحی و یهودایی است که تا قرن پانزده همگی در پهنه‌اش، حضوری فعال داشتند. و «شرق»ی که بدین سادگی آن را در مقوله‌ای کلی قرار می‌دهند، شامل میلیاردها انسان می‌شود که میلیون‌ها اندیشه و مهارت و فناوری و دانش بومی و قابلیت‌های بی حد و حصری را در همه حوزه‌ها از هنر و فلسفه گرفته تا صنعت و سازمان اجتماعی در خود نهفته دارند و امروز اروپا و جهان غربی در تلاش آن است که با خارج شدن از کلیشه‌های قدیمی قرن نوزدهمی بار دیگر آنها را کشف کند.
تلقی مجموعه‌های بزرگ انسانی به مقوله‌های قابل دستکاری چون «غرب» و «شرق» در نهایت سودی جز تقلیل اندیشه ندارد و اگر این کار در دوره‌هایی از حرکت و اندیشه سیاسی برای شکل دادن به جنبش‌ها و به کار انداختن پویایی جامعه لازم و ضروری بوده است تداوم بخشیدن به این شیوه از اندیشه در شرایطی که دیگر هیچ‌کس آن را نه در «شرق» و نه در «غرب» نمی‌پذیرد، جز کسانی که تمایل به تداوم بخشیدن به سلطه‌های پسا استعماری خود دارند و کسانی که مایلند از این سلطه‌ها برای اقدامات آمرانه خویش سود ببرند، کاری عبث و بی‌معنا است. بر عکس بازگشت به فرهنگ انسانی در همه اشکال متنوع آن و جستجو برای یافتن هویت و معنا در زندگی در حوزه‌هایی بسیار گسترده‌تر و ژرف‌تر از حوزه سیاسی همچون حوزه دین و معنویت های جدید، حوزه مشارکت و فعالیت‌های دگردوستانه اجتماعی و مدنی، حوزه اندیشه‌های ژرف فلسفی و علمی و شناخت خود و دیگری، ... راه‌هایی هستند که انسان امروز در پیش‌روی خود دارد تا بتواند که مدل‌های هراسناک و مخربی که قرن نوزده برایش به ارمغان آوردند و جز مصیبت و نگون‌بختی برایش ثمری نداشته است، نجات یاید. کابوس «غرب» و «شرق» روزی باید به پایان برسند و بتوانند ما را به واقعیت وجودی انسان و به هدف یا اهدافی که وجود، می‌تواند در خود داشته باشد، سوق دهند. این امر بی‌شک کار ساده‌ای نیست، اما شاید تنها راه برای گریز از جهانی باشد که مصلحت‌جویی در آن همواره تمایل بدان دارد که استفاده از مقوله‌های تقلیل دهنده اندیشه را تنها راه کاربردی شدن زندگی و مدیریت با هم زیستن انسان‌ها، قلمداد کند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دکتر ولی نصر : شیعیان اکثریت خاموش خاورمیانه هستند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۷
مهدی
نظرات (0)
در مورد درگیری شیعه و سنی نیز، همین امر مصداق دارد. هریک از دوطرف مدعی هستند که نماینده اسلام واقعی می باشند. راه این دو خیلی زود، در اوائل تاریخ اسلام و بر سر مسائل مذهبی از یکدیگر جدا شد و شیعیان نبرد کنترل بر اسلام را باختند. اما وقتی برگ های تاریخ را با سرعت ورق بزنیم و به خاورمیانه امروز برسیم، این مسئله مهم می شود. چراکه اینک در منطقه عدم تعادل بافت جمعیتی و قدرت وجود دارد. به طوری که شاید بتوان گفت شیعیان اینک ۵۰ درصد جمعیت آن منطقه را تشکیل می دهند. اما کسی حتی نمی دانست که آنان وجود دارند. - گفتید ۵۰ درصد؟ ولی نصر: آنها به آسانی می توانند تا ۵۰ درصد باشند. -: معمولا افراد این رقم را چیزی نزدیک به ۲۰ درصد می دانند، این طور نیست؟ ولی نصر: این میزان خیلی پایین است. اما واقعیت این است که ما نمی دانیم این ارقام صحیح هستند یا نیستند. چراکه کسی به ارقام توجهی ندارد. اما می توانیم حدس بزنیم آنها ۳۰،۴۰ درصد باشند. ولی برخی تعدادشان را از ۵۰ درصد نیز بیشتر می دانند. بنابراین میزان نسبتا زیاد تا نیمی از جمعیت منطقه بین هندوستان و لبنان را، شیعیان تشکیل می دهند. اما ما هرگز تصور نمی کردیم آنها در خارج از ایران نیز وجود داشته باشند. بنابراین این موضوع واقعا مطرح می شود که بین قدرت و بافت جمعیتی، و همچنین بین تقسیم ثروت و بافت جمعیتی تعادل وجود ندارد. -: منظورتان اینست که شیعیان تا همین اواخر که در عراق بر سر کار آمدند، تنها در ایران قدرت داشته اند؟ ولی نصر: دقیقا! به عبارت دیگر چه در کشورهایی مانند کویت، عربستان سعودی و افغانستان که شیعیان در آنها در اقلیت قرار دارند، و چه در کشورهایی مانند بحرین، عراق که اکثریت با آنهاست، و چه در کشوری چون لبنان که جامعه بزرگی از شیعیان در آن زندگی می کنند، قدرت آنها با میزان جمعیتشان تناسبی ندارد. تنها استثنائی که من در خاورمیانه سراغ دارم عمان است که یک درصد جمعیتش را شیعیان تشکیل می دهند، اما چهار وزیر شیعه از جمله یک زن، در دولت آن کشور مشغول به کار هستند. حتی اگر به لبنان نگاه کنیم گرچه آمار دقیق نداریم، اما می بینیم که بزرگترین جامعه آن کشور را شیعیان تشکیل می دهند. ولی هیچ مقام اجرایی مهمی را در اختیار ندارند. از نظر مالی نیز به ویژه در سال های رونق اقتصادی، دولت این کشور هرگز به طور واقعی سهمی به شیعیان نداد. بنابراین در حقیقت مشکل اینست که خاورمیانه در پس ظاهر عرب گرایی، بعث گرایی، غیر مذهبی بودن و حتی ظاهر بنیادگرایی اسلامی، یک تقسیم بندی عمده در خود دارد که تنها عقیدتی نیست، بلکه به طبقاتی بودن و قدرت نیز مربوط است. - وقتی من با اعراب و اغلب سنی های عرب در این مورد گفتگو می کنم، آنها می پرسند چرا می خواهید در باره شیعه و سنی حرف بزنید؟ ما در گذشته هرگز در این باره حرف نمی زدیم، و این مسئله تنها به سبب عراق مطرح، و باعث فرقه گرایی و انشقاق در جهان عرب شده است. ما پیش از این با خوبی و خوشی زندگی می کردیم. در عراق دهه ۱۹۵۰ (۱۳۳۰) خانواده های شیعه ای مانند علوی ها زندگی می کردند، که ثروتمندترین خانواده های این کشور بودند. این تنش های بین شیعه و سنی چیزی جدیدست. نظر شما در این مورد چیست؟ ولی نصر: تا حدی حق با آنهاست. اما عراق بدترین مثالی است که می توان برای نشان دادن این عدم تعادل در خاورمیانه، به آن استناد کرد. نمونه های بد دیگر نیز وجود دارند. اما مثلا اگر عربستان سعودی را در نظر بگیریم، ۱۵ درصد و یا شاید بیش از این مقدار از جمعیتش را شیعیان تشکیل می دهند. آنها درست روی زمینهای نفت خیز زندگی می کنند، اما هیچ فایده ای از این منبع به ایشان نمی رسد. در دولت این کشور نیز، هیچ عضو شیعه ای وجود ندارد. تنها موردی از یک شیعه دارای مقام، سفیر این کشور در ایران در دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) بود. حتی استانداران مناطق شیعه نشین نیز سنی، و اغلب متعصبی هستند که با دیدگاه سنی کردن شیعیان به آن مناطق می روند. اما همانگونه که گفتم عراق ابدا مثال خوبی نیست. چراکه کسانی که می گویند در عراق مشکلی نبود، به عراق پیش از ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) می اندیشند. تا آن سال اگر شیعیان ادعایی برای احراز مقام های بالای دولتی نداشتند، می توانستند پیشرفت کنند. لذا با وجودی که دولت سنی بود، برای آنها هم امکان پیشرفت وجود داشت. اما از ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) چیزی در عراق شکست، و شکست ارتش صدام در کویت منجر به قیامی توده ای در جنوب این کشور گردید. موضوع خیلی فرقه ای شد. منظورم اینست که روی لوله تانک هایی که برای سرکوبی به جنوب این کشور فرستاده شدند، عبارت " شیعه دیگر نه" نوشته شده بود. عکس های این تانک ها موجود است. از آن پس، رفتار با شیعیان واقعا وحشیانه شد. به طوری که در جنوب این کشور بیش ۳۰۰ هزار شیعه کشته شدند، که (بعدا) جنازه هایشان در گورهای دسته جمعی پیدا شد. - بنابراین آیا نبرد صدام در جنوب عراق در واقع اعلان جنگ بر علیه شیعیان، و نه مبارزه با شورش، بود؟ ولی نصر: همینطور است. لذا دلیل شورش هرچه بود، خیلی سریع حالت فرقه گرایانه به خود گرفت و شیعیان به صرف شیعه بودنشان مورد رفتاری وحشیانه قرار گرفتند. شیعیانی هم که جزیی از رژیم، بعثی، و از طبقه متوسط بودند، این قدرت را نداشتند که از شیعیان جنوب محافظت کنند و در واقع از جامعه شیعیان جدا افتادند. بنابراین رهبری جامعه شیعیان به دست این آیت الله ها از قبیل حکیم ها، صدرها، و سیستانی ها افتاد که اینک رو آمده اند. بله ایالات متحده به سبب در هم شکستن رژیم گذشته و گشودن راه بازتاب میزان جمعیت در سیاست، برای تسهیل جابه جایی قدرت مسئولیت دارد. اما این ساده لوحانه خواهد بود، که بیندیشیم صدر یا سیستانی نمی دانستند که شیعه هستند. - اما این خود پرسشی بزرگتر به وجود می آورد. آیا شیعیان و به ویژه بخش خارج از عراق به خاطر اینکه خود را شیعه می دانند، احساس سلب مالکیت دارند؟ به عبارت دیگر آیا شیعیان فکر می کنند، که تنها شیعیان دیگر می توانند نمایندگی آنها را به عهده داشته باشند؟ یعنی آیا به صرف اینکه تمام سنی های معمولی عرب رأی نمی دهند، تمامی دولت های سنی که مدعی نمایندگی آنها هستند نیز، نماینده آنها محسوب نمی شوند؟ در خارج از بحرین و معدودی جاهای دیگر کسی رأی نمی دهد. آیا احساس شیعیان اینست که در موقعیت های سیاسی تنها شیعیان دیگر می توانند نمایندگی آنها را به عهده داشته باشند؟ ولی نصر: به نکته خیلی جالبی اشاره کردید.این حقیقت دارد که در واقع هیچکس رأی نمی دهد، اما در همان حالت نیز برابری وجود دارد. مثلا درست است که صدام با سنی های عراق نیز رفتاری وحشیانه داشت، اما سنی بودن آنها سبب این برخورد نبود. بلکه دلیل این بود که برخی از سنی ها نیز به صورت انفرادی با دولت درگیری پیدا می کردند. اما سرکوبی شیعیان به ویژه بین سال های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ (۱۳۷۰ تا ۱۳۸۲)، بیشتر سازمان یافته بود. در صورتی که اینگونه اقدامات برای سنی ها با طرح و نقشه انجام نمی شد. - آیا فکر می کنید به جز عراق مثلا در عربستان سعودی نیز شیعیان به صرف شیعه بودن به صورت سازمان یافته سرکوب می شوند، و یا اینکه در این کشور به طور کلی کسی رأی نمی دهد و خانواده حاکم کشور را می گرداند؟ ولی نصر: در عربستان سعودی بله، چراکه مذهب وهابیگری شیعیان را مرتد و بدعت گذار تلقی می کند. حتی در هنگام شکل گیری این کشور نیز، سرکوب شیعیان یکی از اصولی بود که خاندان سعودی حول محورش جمع می شدند. لذا این مشکل همیشه وجود داشته است. حتی اخیرا نیز برخی از روحانیون سعودی گفته اند که چگونه این کشور یک پادشاهی اسلامی است، و در عین حال می توان در آن شیعه به دنیا آمد و شیعه از دنیا رفت. به عبارت دیگر حتی همین اندک میزان تسامح در این کشور نیز، مشکل سازست. اما در سایر کشورهای منطقه مانند لبنان، کویت و غیره، شیعیان همواره می خواستند احساس تعلق کنند. این مسئله شبیه تاریخ یهودیت در اروپا می باشد. چراکه یهودیان نیز می اندیشیدند که اگر آلمانی و یا فرانسوی خوبی باشند، مورد پذیرش قرار می گیرند. به همین ترتیب شیعیان لبنان و تمام کشورهای دیگر نیز، می خواستند مشارکت داشته باشند و احساس تعلق کنند. اما طرد و تعصب (از جانب سنی ها)، همیشه مانعی در راه این خواسته بوده است. حالا تقریبا مانند زمانی شده که کاملا آشکار گشت که در نهایت یک افسر یهودی با همتای فرانسوی خود مساوی نیست، و یهودیت پس از دادگاه دریفوس به تدریج هویتی صهیونیستی را گسترش داد. قدری از مشابه چنین گسترشی زمانی در بین شیعیان دیده شد، که حزب الله و امل از ملی گرایی عربی کنار کشیدند. چرا که در نهایت ملی گرایی عربی به رغم عرب بودن، به آنان جای مانوری نمی داد. جای مانور داشتن یعنی این که بتوان هویت خود را پذیرفت. لذا این تنشی است که در منطقه وجود دارد. (بنابراین) گروه هایی مانند حزب الله، حکیم، و یا صدر در عراق، نمی گویند که به عرب بودن و یا کشور خود وفادار نیستند. بلکه حرفشان این است که خواستار تعریفی از ملی گرایی هستند، که فراگیر باشد. اگر ملی گرایی عربی فراگیر نباشد، آن گاه همان چیزی رخ می دهد که برای یهودیان اتفاق افتاد. یعنی همان کاری که تئودور هرزل با ایده کشور یهودی و ملی گرایی یهودی کرد. حزب الله آشکارا می گوید که به تمامی مسائل عربی وفادارست و می خواهد مسئله فلسطین را حل کند. (پس) آنها برای مسائل عربی همه کار انجام می دهند، ولی از سازمان های سنی پیروی نمی کنند. - ولی شما گفته اید که هنوز عراق به اوج بدی خود نرسیده است. چه رخدادی است که ممکنست (بدتر از آنچه اتفاق می افتد) در آن کشور پیش بیاید؟ ولی نصر: در عراق اصطکاکی وجود دارد، که حل نشده باقی مانده است. ولی مانند ایرلند شمالی، راه حل سیاسی نیز برای آن وجود ندارد. ایالات متحده تنها این دو طرف را از هم جدا نگه می دارد. اما سرانجام این اصطکاک خود را نشان خواهد داد. -: اما آیا هم اینک شاهد پاکسازی های فرقه ای فزاینده در عراق نیستیم؟ منظورم اینست که بغداد به نحوی رو به افزایش به مناطق سنی و شیعه نشین تقسیم نمی شود؟ سنی ها از مناطق شیعه نشین به مثلث محل اقامت هم کیش های خود می گریزند. شیعیان نیز در بخش های سنی نشین همین روش را در پیش گرفته، و به مناطق شیعه نشین فرار می کنند. منظورم اینست که آیا آنها خودشان این جدایی منطقه ای را ایجاد نکرده اند، که به نوعی به ثبات توازن قدرت می انجامد؟ ولی نصر: وقتی این روند کامل شود، گفته شما درست است. در عین حال مثلا در موصل نیز اصطکاک دیگری بین کردها و سنی ها به وجود خواهد آمد، که هنوز آغاز نشده است. اما حق با شماست و زمانی که تکلیف این شهرهای مختلط روشن شود، دیگر چیز زیادی نخواهد بود که شیعیان و سنی ها بخواهند به خاطر آن با هم مبارزه کنند. منظورم اینست که گرچه ممکنست سرانجام وضعیتی مانند هند و پاکستان هم به وجود بیاید که سال ها مسئله انتقام کشی و جنگ و جدل در میان باشد، اما در حقیقت در الانبار چیز دندان گیری برای شیعیان وجود ندارد. منطقه دارای نفت هم به حدی در جنوب واقع شده که سنی ها نمی توانند برای ادعاهای نفتی، برخورد نظامی به وجود بیاورند. اما روند رسیدن به جایی که پاکسازی ها در بغداد و سایر شهرها کامل شده باشد، هنوز راهی دراز و مملو از خشونت است. یعنی یا سال ها وضعیت به شکل فعلی ادامه می یابد، و یا با کنار کشیدن آمریکا از بین این دو، انفجاری بزرگ رخ خواهد داد. -: اما آیا آن زمان به نوعی جاافتادگی سیاسی نیاز نیست، که گفته شود هیچیک از طرفین ادعایی در قبال طرف مقابل ندارد؟ درآمد نفت را تقسیم کنند و به این ترتیب دولت مرکزی -ولو دولتی ضعیف-، سازمان پیدا کند. این قسمت ها را همان طور که خودتان گفتید می توان با ایرلند شمالی مقایسه کرد، که به نظر می رسد راه حل سیاسی خیلی دور از دسترس است. چراکه هنوز هم بین طرفین دیوار بلندی از بی اعتمادی وجود دارد. ولی نصر: در عین حال چهارچوب کاری نیز برای آن وجود ندارد. بنابراین تنها راه ادامه و حرکت به جلو، فشار آوردن به نوری المالکی است که بی طرفانه به صلح دست یابد. اما چنین چیزی هرگز پیش نیامده است، که یکی از طرفین مخاصمه داوطلبانه طرح صلح ارائه کند. در عین حال هیچ معلوم نیست که دولت مالکی و شیعیان، کسی را در طرف سنی برای مذاکره پیدا کنند. اما حتی اگر بعثی کردن و چیزهایی که سنی ها می خواهند به کاهش شورش ها بینجامد را هم در ملاحظات بگنجانیم ، در حال حاضر هیچ چهارچوب منطقه ای برای همکاری با آمریکا برای فشار آوردن از آن دست که در ایرلند شاهدش بودیم، وجود ندارد. فشاری که دو طرف را سر میز (مذاکره) بنشاند، و به آنها بگوید می توان با هم کنار آمد و به دستاوردهای خوبی رسید. چرا که همانطور که می دانید سعودی ها، اردنی ها و ایرانیان هریک به طرف های خود خواهند گفت که از آنها چه توقعی دارند.-منظورتان از طرف های خود افرادی در عراقست که حامی فرستادن سلاح به...؟ ولی نصر: دقیقا، منظورم این است که این دو طرف به ما اعتماد ندارند. اما هر یک از آنها در خاورمیانه طرف های مورد اعتمادی دارند. شورشیان معتقدند که در جهان عرب از ریشه ای عمیق و راهبردی برخودارند که نه تنها ممکنست مالی باشد، بلکه از آنها حمایت های سیاسی کند، و مهمتر این که ممکنست از پشتیبانی سیاسی و عمومی (کل) جهان عرب هم برخوردار باشند. آنها از عراق بزرگترند و وزنه قدرت جهان عرب پشت سرشان است. (در مقابل) شیعیان به ایران به عنوان حامی اصلی و محافظت کننده می نگرند. در نهایت ایالات متحده نیز هرگز برای ایجاد چهارچوب روابط اعتماد آمیز، از اهرم نفوذ استفاده نکرده است. منظورم این است که .... -: که ما حتی با ایران گفتگو نمی کنیم؟ ولی نصر: نه این کل مشکل است. واضح است که در خلال سال هایی که سفیر خلیل زاد کوشید که خودش این کار را انجام دهد، دو گام (تنها) در یک مسیر و در یک جامعه برداشت. او دیگری را در حالی از دست داد، که هیچ راهی وجود نداشت که ایالات متحده بتواند واقعا سنی ها را وادار به مصالحه کند. و این یک ضرورت است که مصالحه باید دو جانبه باشد. بنابراین اقدام وی احمقانه بود. از دیگر سو کاملا آشکارست که آمریکا هیچ سرمایه گذاری واقعی سیاسی و یا دیپلماتیک در عراق ندارد. چراکه ما تنها سرمایه گذاری نظامی داریم. اما دستورالعمل ما برای عراق اینست که دولت این کشور -که به سبب قانون اساسی از لحاظ بافت، ضعیف است-، به یکباره ناچار است مانند یک دولت قوی عمل کند. در حالی که به واقع می توان گفت که چنین چیزی رخ نخواهد داد، و از بیرون نیز کمکی برای چهارچوبی مانند ایرلند شمالی وجود ندارد. -: بنابراین با نگاه به روش کنونی ایالات متحده تصور می شود تأثیرات نظامی قیام ها صرفنظر از اینکه به نتیجه برسند یا نرسند، در اساس به ثبات سیاسی گسترده تر و بلند مدت مربوط خواهد بود. برای دست یابی درست به چنین ثباتی، باید دستورالعملی سیاسی برای همسایه ها داشت، و آنها را وادارکرد یا از ایشان خواست بر طرف های خود در داخل عراق فشار بیاورند؟ ولی نصر: دقیقا، به عبارت دیگر بهترین کاری که ایالات متحده می تواند در حال حاضر انجام دهد، این است که به نوعی دو طرف را از هم جدا نگه دارد. تصور اینست که چنین کاری به راه حلی سیاسی منجر خواهد شد، که خود را بسط و گسترش می دهد. اما معلوم نیست که چنین چیزی حتما به وقوع بپیوندد. چراکه ما تاکنون درباره هیچیک از درگیری هایی که با آنها مواجه بوده ایم و از جمله درگیری اعراب و اسرائیل، چنین برداشتی نداشته ایم. برداشت ما همیشه این بوده که اگر آتش بسی بین اسرائیل و فلسطینی ها اعلام می شود، باید بلافاصله با روشی سیاسی دنبال شود. حالا اگر این روش موفق بشود یا نشود، داستان دیگری است. همین روش در باره ایرلند شمالی، شبه جزیره بالکان و سریلانکا نیز، اتخاذ شده است. اما در عراق یک جورهایی فکر کرده ایم که این مقوله ضرورتی ندارد. - شما با مقامات دولتی صحبت، و با رئیس جمهور دیدار کرده اید. آیا احساستان اینست که آنها واقعا بر روش نظامی تأکید و تمرکز دارند، و لا زمست بیشتر به روش های سیاسی بپردازند؟ ولی نصر: فکر می کنم دست کم نتایج به دست آمده نشانگر آنست که تمامی کوشش ها صرف راه حل نظامی شده است، که از نظر من راهی ضعیف می باشد. چراکه ما سرانجام در موقعیتی قرار داده شده ایم که ایجاب می کند نظامیان در خارج از بغداد نباشند. (اما) بدون یک را حل سیاسی به سرانجام رساندن کار برای ژنرال پترائوس، اقدامی بسیار مشکلست. چراکه باید در خارج از بغداد بدنبال سپاه مهدی وارد جنوب شود، و در عین حال در پی شورش ها به غرب برود. -: به عبارت دیگر این راهبرد که بغداد را با ثبات کرد و سپس برای حل مشکل از آن خارج شد، با این معضل مواجه می شود که به نیروهای نظامی هرچه بیشتری نیاز است تا ثبات را حفظ کرد و به خارج از بغداد نیز گسترش داد. ولی نصر: مشکل دیگری هم هست. چراکه نه تنها تعداد این نیروها حائز اهمیت است (حالا بماند که آیا ما می توانیم چنین وضعیتی را حفظ کنیم یا نه، و آیا از صبوری کامل برای انجام آن برخوردار هستیم یا نیستیم)، بلکه این مسئله هم مطرح می باشد که چنین راهبردی بدون داشتن پیامدهای سیاسی، مانند اینست که با فرو کردن انگشت در سوراخ سد، جلوی جریان شدید آب را بگیریم. به عبارت دیگر ما می توانیم مادامی که روش نظامی را در پیش گرفته ایم، عراق را آرام نگه داریم. اما از آنجا که سرانجام باید انگشت خود را از سوراخ درآوریم، دوباره سر همین نقطه ای برمی گردیم که اینک در آنجا قرار داریم. یعنی حقیقت بنیادین در مورد عراق اینست این کشور درهم ریخته است، چون توافقی سیاسی در آن وجود ندارد. - برخی می گویند ببینید شیعیان اداره این کشور را به عهده خواهند داشت. آنها در واقع قدرت، دولت مرکزی و نفت کشور (به استثنای بخش کردنشین) را، به ارث برده اند. بنابراین رفتارشان باید مانند کنگره ملی آفریقا در کشور آفریقای جنوبی پس از سقوط سیاست جدایی نژادی باشد. یعنی باید راهی برای وارد کردن سنی ها در اداره امور بیابند. بله درست است که سنی ها از روش های خشونت آمیز استفاده می کنند، اما در نهایت مسئله اینست که آنها بازنده و شیعیان برنده شده اند. بنابراین این شیعیان هستند که باید چهارچوبی ایجاد کنند، و آنها را به درون بیاورند. شما با این نظریه مخالفید، چرا؟ ولی نصر: یکی اینکه به نظر نمی رسد سنی ها متوجه این نکته شده باشند. به عبارت دیگر ما با شورشی قوی، خوب سازمان یافته، و دارای حامی قدرتمند، مواجهیم. کاملا آشکارست که شیعیان از نظر سیاسی برنده شده اند، اما هنوز برنده دولت نشده اند. بنابراین تا هنگامی که برنده شدن آنها کاملا روشن نشود، از اعتمادی که کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی داشت، برخوردار نخواهند بود. منظورم اینست که شیعیان به درست یا به غلط، بر این باورند که همه رشته ها پنبه خواهد شد. به عبارت دیگر در آستانه دروازه ها شورشیان پرقدرت ایستاده اند، و ایالات متحده نیز در حال حاضر دودل است. چراکه روش نخست این کشور هوادار شیعه-هوادار کرد، و یا دست کم متهم به این روش بود. اما حالا این روش تغییر کرده است. (چراکه) وقتی خیزش آغاز شد در واقع هدف اصلی سپاه مهدی، و نه شورشیان، بودند. ایالات متحده می کوشد پشتیبان اصلی شیعیان در شکل ایران را، از سر راه بردارد. (بنابراین درست است که) قوی ترین ارتش در عراق است، اما این ارتش الزاما همیشه به قدرت شیعیان در عراق و یا دولت فعلی متعهد نبوده است. لذا شیعیان با دلهره عمل می کنند. چراکه وقتی در ماه فوریه (بهمن) بمب گذاری سامره رخ داد، آنها به وضوح فهمیدند که شورشیان پیام بازنده شدن خود را، در نیافته اند. من فکر می کنم حق با آنهاست. فکر می کنم اگر منهم جای شورشیان بودم می اندیشیدم که هرچه کارهای بدتری کردم، بیشتر آمریکا را به کرنش واداشتم. چراکه آنها بین آمریکا و شیعیان متحدش را به هم زده اند، توانسته اند به نوعی شیعیان را به جنگ داخلی تحریک کنند، و دست کم اکثر این شورشیان از حمایت جهان عرب برخوردارند. آمریکا نیز برای مهار آنها هیچ فشاری به جهان عرب وارد نمی کند. منظورم دقیقا اینست که با توجه به جمیع این شرایط، آیا شورشیان واقعا بر سر میز مذاکره خواهند نشست؟ بخشی از مشکل اصلی نیز اینست که آمریکا و شیعیان روی سیاستمداران سنی تمرکز کرده اند، که معلوم شده کاری از دستشان برنمی آید. -: اما هم آمریکا و هم دولت شیعه هیچوقت برای مذاکره با شورشیان و افرادی که در واقع شورش ها را سازمان می دهند، تمایل چندانی نشان نداده اند. چراکه به نظر من خیلی روشن است که اینها همان بعثی های سابق می باشند. اینها تیمسارهای ارتش صدام هستند. دست کم تاریخ این را نشان داده که اگر با سازمان دهندگان شورش گفتگو نشود، نمی توان خشونت ها را متوقف کرد. ولی نصر: حق با شماست. -: نمی توان با واسطه ها سیاسی مفروضی گفتگو کرد، که دارای هیچ قدرتی نیستند. ولی نصر: نه گفته شما درست نیست. من فکر می کنم بخشی به خاطر اینست که ایالات متحده در زمانی که دست بالا را داشت، با شورشیان مذاکره نکرد. حالا به نظر می رسد که هم در واشنگتن و هم در عراق، چنین گفتگویی نشانه ضعف تلقی می شود. بنابراین مفهوم اقدامی اینگونه و بدون نشان دادن یک ضرب شست محکم نظامی به شورشیان، به منزله پیروزی برای آنان خواهد بود. -: به نظر می رسد که وضعیت موجود حالتی بدون برد است. ولی نصر: دقیقا!-: منظورم اینست که این وضعیت مانند اینست که انسان قدمی در یک مسیر بردارد، و این قدم سبب مشکلی در سمت چپ شود. سپس گامی در مسیری دیگر بردارد، و این گام سبب مشکلی در سمت راست گردد. فکر می کنید برای آمریکا راه خروجی از عراق باقی مانده، و یا اینکه در این کشور گیر افتاده است؟ ولی نصر: فکر می کنم در حال حاضر به شدت در عراق گیر افتاده است. البته این گیر افتادن الزاما در همان سطوح نظامی، و یا تعهداتش نیست. چراکه نداشتن یک دولت کارا بخشی از این مشکل محسوب می شود. همان وضعیت بدون برد که شما اشاره کردید، عدم تعهد به تغییر قوانین بازی با بازی در بیرون از صحنه، و ایجاد یک اتحاد منطقه ای که برخی از هزینه ها و فشارهای روی ایالات متحده را کاهش دهد، سبب می شود که ما هنوز نتوانیم عراق را در شرایط فعلی حاکم بر آن، ترک کنیم . چراکه مجهولات زیادی وجود دارد. مثلا ما با ایرانیان و شیعیان مصالحه نمی کنیم. این در حالی است که ممکنست این کار به سرعت سبب با ثبات شدن عراق شود. اما اگر ایران از این برهه قوی تر از پیش بیرون بیاید، برای ما نوعی دیگر از شکستی راهبردی محسوب می شود. مسئله دیگر اینست که در بخش سنی نشین غرب عراق، چه کسی در رأس کار قرار خواهد گرفت. منظورم اینست که بدون تردید اقدامات در این منطقه دارای ایدئولوژی بنیادگرا و ظرفیت نظامی، در محدوده محل خود باقی نمی ماند. بلکه به صورت تهدید برای همان مردمی درخواهد آمد که در اردن، عربستان سعودی و سایر جاها از آن پشتیبانی کردند. به علاوه ما حتی نمی دانیم در مورد مسئله ترک ها با شمال عراق، چه روشی در پیش بگیریم. در عین حال این چالش نیز هنوز وجود دارد، که ممکنست عراق با بحران هویت روبرو شود. منظورم اینست که ممکنست از وضعیت موجود یک فاجعه بزرگ بشری، هرج و مرج سیاسی، و یا رژیمی دیکتاتور منش و مستبد بدر آید، که هیچکدام برای ما خوب نیست. در عین حال این وضعیت تنها به عراق خلاصه نمی شود و سرانجام در زمانی، ایالات متحده ناچار خواهد بود در عراق یا بخشی دیگر از خاورمیانه هزینه چنین چیزی را بپردازد.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بازی ظریف دیپلماسی ‌اوباما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

روزنامه وال استریت ژورنال هم در شماره دوم فوریه خود نوشت: در ماه‌های اخیر ارتباط ایران و آمریکا بیشتر شده است. در ماه نوامبر، روسای 6 دانشگاه آمریکایی به‌منظور آشنایی با مراکز علمی، از تهران بازدید کردند. دیوید اسکورتن، رئیس دانشگاه کرنل گفت: وقتی ایران را ترک کردیم ‏به آنها قول دادیم که تبادلات علمی را توسعه بدهیم.

خبرگزاری فرانسه هم در گزارشی نوشته بود که رئیس‌جمهوری آمریکا از چندماه گذشته متخصصانی را برای برگزاری مذاکرات سطح بالا و در عین‌حال محدود با ایران به خدمت گرفته است.

به گزارش این خبرگزاری جفری باوتول، مدیرعامل شعبه آمریکایی گروه پاگواش، که در سال 1995 برنده جایزه صلح نوبل شد، مدعی است که کارشناسان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای طی ماه‌های اخیر تماس‌هایی در سطوح بالا با مقام‌های ارشد ایرانی داشته‌اند. باوتول همچنین مدعی شد که ویلیام پری، وزیر دفاع سابق آمریکا که در ستاد انتخاباتی اوباما فعالیت می‌کرد، در برخی از این نشست‌ها حضور داشت.

روزنامه لوموند فرانسه هم در اواخر ژانویه گذشته گزارش داد: دولت اوباما با مقاومت اسرائیل و کشورهای میانه روی عرب که نگران امکان گفت‌وگو و شاید ‏سازش ایالات متحده با ایران هستند روبه‌روست. کشورهای اروپایی نیز از دولت اوباما خواسته‌اند آنها را در ‏جریان اقدامات خود بگذارد و با آنها مشورت کند. روزنامه لس‌آنجلس تایمز نیز در شماره‌های اوایل فوریه خود نوشت: دولت اوباما مقاماتی را که در دولت بوش تلاش می‌کردند ایران را تحت فشار تحریم بگذارند، ابقا کرد و ‏این نشانه‌ای از رویکرد اوباما برای نزدیک شدن به جمهوری اسلامی است.‏ تیم اوباما وعده داده است که وارد مذاکرات مستقیم با ایران خواهد شد. اوباما گفت که می‌خواهد برای ممانعت از به‌وجود آمدن ایران ‏اتمی هم از هویج بزرگ‌تر و هم از چماق بزرگ‌تر، استفاده کند. این اظهارات نشان می‌دهد که اوباما با وجود پیشنهاد ‏مذاکره مستقیم، فشار آوردن به ایران را ادامه خواهد داد.‏ مقامات وزارت امور خارجه آمریکا گفته‌اند که هدف دولت جدید ادامه کارهایی است که نتیجه داده است و توقف اقداماتی ‏است که بی‌نتیجه بوده است.‏

نشریه سان فرانسیسکو کرونیکل هم از آغاز رقص ظریف دیپلماسی جدی میان ایران و دولت اوباما خبر داد و در مورد علت شروع مذاکرات نوشت: در حال حاضر اوباما می‌خواهد پیش شرط تعلیق غنی‌سازی‌ برای شروع مذاکرات با ایران را حذف کند. این موضع‌گیری جدید آمریکا برخی از اروپاییان را به این ‏فکر واداشته که ممکن است اوباما به اندازه کافی در قبال ایران سختگیر نباشد.‌

اخبار رسمی درباره مذاکرات ایران و آمریکا

در کنار اخباری که بیشتر به نقل از منابع نامشخص در نشریات غربی راجع به مذاکرات ایران و آمریکا به چاپ رسیده، علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم هم هنوز از در جریان بودن نامه‌ای سخن می‌گوید که نمایندگان کنگره آمریکا برای انجام مذاکره با ایران تحویل مجلس شورای اسلامی داده‌اند. او خاطرنشان ساخت: مذاکرات برخی از نمایندگان با همتایان آمریکایی ‏تنها می‌تواند نقش کاتالیزور را داشته باشد.

وی و وزیر امور خارجه تلویحا آزادی 4 وابسته کنسولگری ایران در اربیل عراق را به‌عنوان اقدامی که می‌تواند نشانه‌ای از ‏تلاش رئیس‌جمهوری آمریکا برای رفع مشکلات موجود و ایجاد تغییر باشد مطرح کرد که می‌تواند نشان‌دهنده عقلانیت جدیدی در منطقه برای ایجاد صلح باشد.‏

این درحالی است که رئیس‌جمهوری از شرایط دیگری سخن می‌گوید که عملی شدن آنها غیرممکن است. محمود احمدی‌نژاد از شرط دست برداشتن حمایت آمریکا از اسرائیل، عذرخواهی به خاطر 60 سال جنایت علیه ‏مردم ایران و پایان دادن به حضور نظامی خود در سراسر جهان برای آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا سخن گفته است. این شرایط درحالی مطرح می‌شوند که احمدی نژاد در مراسم 22بهمن از آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا در فضای عادلانه و احترام متقابل سخن گفت. رئیس‌جمهوری همچنین در این مراسم تاکید کرده بود که تغییر در آمریکا باید بنیادین باشد نه تاکتیکی.

واکنش سایر مقامات رسمی ایران در برابر اخبار منتشره در نشریه‌های خارجی در مورد مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا نیز قابل توجه است.

محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات تلاش کرد از‎ ‎‏اصطلاح بحث با آمریکا به جای‎ ‎‏مذاکره با آمریکا استفاده کند.

در مجلس شورای اسلامی هم علاءالدین بروجردی و حسین سبحانی نیا، رئیس و نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی ‏و سیاست خارجی در گفت‌وگو از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا اظهار بی‌اطلاعی کردند ولی آن را تکذیب ‏نکردند.‏‎ ‎

منوچهر متکی وزیر خارجه دولت نهم هم در کنفرانس ‏داووس ضمن استقبال از مذاکره علنی با آمریکا، اعلام کرد:‏‎ ‎‏اوباما صادق باشد تا واکنش خلاقانه تهران را ببیند.‏

موانع مذاکرات ایران و آمریکا

از نظر نشریه‌های غربی چند عامل پیچیده بر سر راه مذاکرات ایران و آمریکا قراردارد: یک عامل پیچیده این است که انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در خرداد ماه برگزار می‌شود. مقامات آمریکایی منتظر نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری آینده ایران هستند. ‏آنها رئیس‌جمهور فعلی ایران را دارای رفتاری خصمانه در برابر غرب می‌دانند. ‏یک پیچیدگی دیگر این است که آمریکا و 5 قدرت بزرگ جهان از ایران خواسته‌اند که غنی‌سازی‌ اورانیوم را ‏قبل از هر گفت‌وگویی درباره برنامه‌های این کشور، متوقف کند. هر تغییری در این برنامه، اعلان خطری است به متحدان ‏آمریکا.‏

دنیس راس، نماینده سابق آمریکا در خاورمیانه که پیش‌بینی می‌شود نماینده دولت اوباما در رابطه با ایران هم باشد توصیه کرده ‏است که گفت‌وگو‌های اولیه با ایران از طریق کانال‌های سری و به شکل مستقیم صورت بگیرد تا نه ‏تبلیغی برای احمدی‌نژاد باشد و نه قدرت او را بیشتر کند و در عین حال مانع از گفت‌وگو‌ها در مورد مسائل اتمی نشود.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شانگهای به جای ناتو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۶
مهدی
نظرات (0)
دکتر بهرام امیراحمدیان

اعلام آمادگی رئیس جمهور روسیه برای همکاری های گسترده با آمریکا در زمینه تامین امنیت در افغانستان، نشان دهنده تقویت سازمان شانگهای است که به دنبال درخواست دولت قرقیزستان از پارلمان این کشور برای پایان دادن به حضور نیروهای ناتو در هفته گذشته صورت گرفته و موجب اظهار تاسف مقامات آمریکایی شده است. این اعلام موضع روسیه درست در زمانی صورت می گیرد که آمریکا و ناتو در افغانستان با مشکلات فراوانی روبرو هستند و از برقراری امنیت ناتوان شده اند. در حقیقت حیثیت ناتو و توانایی های این سازمان در ماموریت های خارج از قلمرو جغرافیایی خود به شدت آسیب دیده و برنامه های آینده آن دایر بر گسترش به سوی شرق با چالش مواجه شده است. روسیه به همین سبب در راستای نشان دادن ناتوانی آمریکا و ناتو در افغانستان و هشدار به آن ها در زمینه ناتوانی در انجام ماموریت های محوله، پیشنهاد همکاری به آمریکا داده است.
در اواسط سال گذشته میلادی و در پایان دوره ریاست جمهوری آقای پوتین نیز، روسیه همکاری با ناتو و تخصیص پایگاه برای ارسال محموله های غیر نظامی به افغانستان با استفاده از فضای روسیه را در دستور کار خود قرار داده بود، که با بروز جنگ قفقاز و حمایت آمریکا از گرجستان و تاکید بر عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو، از این اقدام صرف نظر کرد.
پس از اخراج نیروهای آمریکایی از پایگاه خان آباد توسط دولت ازبکستان در سال 2005، پایگاه هوایی ماناس تنها محل استقرار نیروهای غربی و ناتو و جای پایی برای حضور آمریکا در عرصه ژئواستراتژیک آسیای مرکزی بود. این حضور مورد اعتراض قدرت بزرگ منطقه ای هم چون روسیه و قدرتی منطقه ای همچون ایران بود. به علاوه این حضور نظامی غرب پارادوکسی برای کشورهای عضو و کشورهای ناظر سازمان شانگهای در نظر گرفته می شد.
پیشنهاد آمریکا و ناتو به ازبکستان برای حضور دوباره خود در قلمرو ازبکستان در آغاز سال 2009، واکنشی منفی در بین اعضای شانگهای رابه دنبال داشت. از طرف دیگر، زمین گیر شدن ناتو در افغانستان و مشکلات پیش آمده برای لجستیک این نیروها از سوی پاکستان، راه های تدارکاتی غرب و ناتو به افغانستان را بیش از پیش محدود و مسدود کرده است.
در حال حاضر، اعلام آمادگی سازمان شانگهای برای برگزاری کنفرانسی بین المللی در مورد امنیت افغانستان در آینده ای نزدیک به پیشنهاد رئیس جمهور روسیه و به دنبال آن درخواست قرقیزستان از نیروهای آمریکایی و ناتو برای خروج هرچه زودتر از پایگاه ماناس (که موجب اعلام تاسف از سوی کاخ سفید شده است) و تعطیلی این پایگاه، مهمترین تحولات نظامی - استراتژیک منطقه به شمار می رود.
سازمان شانگهای در صورت همکاری های بیشتر ازبکستان به عنوان قدرتمندترین عضو خود در آسیای مرکزی، و همکاری های قرقیزستان و هماهنگی های این دو دولت با دیگر اعضاء بویژه روسیه و چین، می تواند در ابتکار رئیس جمهور روسیه برای برگزاری کنفرانس بین المللی شانگهای در مورد یافتن راه حلی منطقه ای برای امنیت افغانستان بسیار موثر باشد. سازمان شانگهای باید به این باور برسد که توانایی ایجاد ثبات و برقراری امنیت در منطقه را دارد. عضویت افغانستان در سازمان شانگهاتی ابتکاری ارزنده خواهد بود که آمریکا باید بدان بیاندیشد.
ایالات متحده و نیروهای ناتو می توانند با تخصیص هزینه های نظامی به کارهای بازسازی و عمرانی و با استفاده از همکاری شانگهای در عملیات بازسازی اقتصادی و ارائه کمک های مالی به افغانستان، خود را از گرفتاری ایجاد شده در افغانستان رها نمایند. در این صورت این سازمان توانایی آن را خواهد داشت که افغانستان را به سوی ثبات هدایت کند. مردم افغانستان نیروهای غربی و آمریکایی و سربازان ناتو را مهاجم و تجاوزگر می دانند درحالی که نسبت به نیروهای شانگهای حس دیگری خواهند داشت و در صورت ورود این نیروها به عملیات ثبات و بازسازی مورد پذیرش قرار خواهند گرفت. به علاوه در صورت حضور نیروهای مسلمان کشورهای آسیای مرکزی در میان این نیروها، این اقدام کارایی بیشتری خواهد داشت. نبود دولت مرکزی مقتدر در کابل، امنیت افغانستان را با چالش مواجه می کند. کمک به برقراری دولتی مقتدر در کابل و ارائه کمک های بشردوستانه و انجام پروژه های عمرانی با همکاری سازمان شانگهای تنها راه حل باقی مانده برای ثبات در منطقه است. این سازمان شانگهای است که با افغانستان همسایه است، نه آمریکا و ناتو



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ناتو در تدارک پیشروی به سمت قطب شمال

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۵
مهدی
نظرات (0)
"پاک شدن قطب شمال از یخ پس از چند سال می‌تواند به رویارویی میان کشورهایی منجر شود که نسبت به لایه‌های نفتی مناطق قطبی ادعا‌ی مالکیت دارند. ناتو پس از آمریکا و روسیه از ضرورت ایجاد پایگاه‌های جدید در مناطق شمالی فدراسیون روسیه برای دفاع از منافع کشورهای عضو این پیمان صحبت کرده است. دبیرکل این سازمان اعلام کرده است که هنوز زود است بحث از جنگ در قطب شمال مطرح شود. اما کارشناسان پیش بینی کرده‌اند که تا آغاز جنگ واقعی برای ذخایر قطب شمال پنج سال باقی مانده است".
روزنامه‌ی وزگلیاد - چاپ روسیه - طی گزارشی با استناد به سخنان اخیر یاپ دو هوپ شفر دبیرکل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، در مورد ایجاد پایگاه‌های جدید این سازمان در شمالی‌ترین بخش خاک روسیه و جویا شدن نظر کارشناسان در این باره به تحلیل این سناریوی جدید پیمان نظامی ناتو برای گسترش هر چه بیش‌ترخود به سمت شرق و شمال اروپا پرداخته است.
در این گزارش تحلیلی می‌خوانیم: شفر در دیدار با نظامیان در کنفرانسی در ایسلند اعلام کرد که ناتو آماده است در جنگ به خاطر نفوذ در قطب شمال شرکت کند. کارشناسان نیز بر این باورند که ذوب شدن یخ‌ها در قطب شمال بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت جهانی به شمار می‌رود.
این منطقه‌ی سرشار از ذخایر زیست محیطی به دلیل گرمایش زمین احتمالا در سال‌های آینده از یخ پاک شود.
این روزنامه می‌افزاید: اگر پیش‌تر تخمین زده می‌شد که این اتفاق زودتر از دهه‌ی 2020 نخواهد افتاد، حالا کارشناسان نظر خود را تغییر داده‌اند. به طور مشخص به گفته‌ی کارشناسان نظامی یکی از مراکز تحلیلی لندن، راه به سوی شمال روسیه تا پیش از سال 2013 باز خواهد شد. وی می‌گوید که حضور تعداد زیاد کشتی‌های جنگی کشورهای مدعی مناطق مورد مناقشه می‌تواند به ایجاد وضعیت سخت و تنش زایی منجر شود.
وزگلیاد می‌افزاید: نظامیان استرالیا نیز با نظری مشابه اعلام کردند که ذوب شدن‌ یخ‌های قطب شمال بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت جهانی است. در گزارش این نظامیان آمده است "قطب شمال ذوب می‌شود، در چشم انداز دور، این رقابت در صورتی که به روش صلح آمیز حل نشود، به درگیری‌ نظامی تبدیل خواهد شد". ناتو نیز به نوبه‌ی خود فرض می‌کند که هنوز نباید انتظار داشت تنش‌ها در منطقه افزایش یابد. با این وجود این سازمان باید در حالت آماده باش باشد. شفر در این باره گفته است "انتظار درگیری‌ نظامی در قطب شمال آخرین فرصت است، اما حضور نظامی در آن‌ جا وجود خواهد داشت. برگزاری رزمایش مشترک میان ناتو و روسیه در منطقه‌ی قطب شمال مفید خواهد بود، زیرا در آینده با هم می‌توانند با چالش‌های مشترک در شمال روسیه مبارزه کنند".
این گزارش می‌افزاید: در همین حال، دمیتری مدودف رییس جمهور فدراسیون روسیه، در دیدار با وزرای خود به آژانس‌های ویژه‌ی روسیه وظیفه داد کار ساخت مجموعه‌های مشترک اداری - فنی را در قطب شمال آغاز کنند. به ویژه این که رییس جمهور روسیه خاطر نشان کرد که روسیه این منطقه را پایگاه‌ استراتژیک ذخایر می‌داند. مدودف گفت "تاکید می‌کنم که جایگاه روسیه در جهان و ورود آن به اقتصاد جهان به ویژه در شرایط بحران مالی جهانی به دفاع از منافع و دارایی‌هایمان بستگی دارد".
در بخش پایانی این گزارش می‌خوانیم: واشنگتن در اواسط ژانویه استراتژی جدید امنیتی خود را در قطب شمال انتشار داد. بر اساس این استراتژی، قطب شمال به منطقه‌ی منافع آمریکا تبدیل می‌شود و دولت جدید این کشور باید کار تقویت نفوذ آمریکا را در قطب شمال آغاز کرده و حضور ملی ناتو در این کشور را برای دفاع از منافع خود و نشان دادن قدرت دریایی‌اش تضمین کند. آمریکا در منطقه‌ی قطب شمال منافع گسترده و بنیادینی از لحاظ امنیت ملی دارد و آماده است یا به طور مستقل و یا با دیگر کشورها برای دفاع از این منافع همکاری کند. این منافع شامل دفاع ضد موشکی و استقرار سیستم‌های دریایی و هوایی برای عملکرد استراتژیک در هوا، حمله‌ی استراتژیک، حضور دریایی، عملیات دریایی در حوزه‌ی امنیتی و هم‌چنین تضمین آزادی کشتیرانی و پرواز در حریم هوایی می‌باشد.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سفر وزیر دفاع ایران به روسیه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۲۵
مهدی
نظرات (0)
عغیفه عابدی

این هفته سفر مصطفی محمد نجار وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران به مسکو در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفت و تحلیلگران با گرایش های مختلف با توجه به شرایط متحول نظام بین الملل به تحلیل و بررسی پیامدهای منطقه ای و بین المللی توسعه و تعمیق روابط ایران و مسکو پرداختند.
در حالی که کارشناسان غربی سعی دارند بحث تعامل مسکو و واشنگتن در مورد ارسال تجهیزات غیر نظامی ناتو به افغانستان و بحث سپرموشکی آمریکا در اروپای شرقی را به معامله کرملین و کاخ سفید درباره برنامه هسته ای ایران مرتبط کنند. به اعتقاد ناظران بی طرف سفر وزیر دفاع ایران به روسیه از اتفاقات مهم در روابط دوجانبه و منطقه ای ارزیابی می شود ، که در واقع در رد تحلیل غربی ها از تعاملات جدید روسیه و آمریکاست.به باور تحلیلگران علاوه بر قراردادهای تسلیحاتی در - حوزه های مهمی چون پرونده هسته ای ایران ، ارتقاء امنیت حوزه خزر و اشتراکات امنیتی در ارتباطات جاده ای ، ریلی و دریایی در مناطق حائل از مهمترین محورهای روابط دفاعی و امنیتی دو کشور محسوب می شود.
به گزارش شبکه خبری راشا تودی ، کنستانتین کوساچف ، رئیس کمیته امور خارجی مجلس دومای روسیه ضمن اعلام این مطلب که موضع روسیه در خصوص ایران در مذاکرات مسکو با واشنگتن وجه المصالحه نیست ، گفت : قطعا این جزو گزینه های ما نیست که از موضع خود در خصوص ایران عقب نشینی کنیم تا با امریکا بر سر کنار گذاشتن طرح سپر دفاع موشکی در شرق اروپا یا هر چیز دیگری به توافق برسیم.
در همین راستا خبرنگار این شبکه در گزارش دیگری تاکید می کند : اصلا مذاکره میان تهران و واشنگتن ممکن است ضرورت استقرار سامانه موشکی در شرق اروپا را از بین ببرد و متعاقب آن تنش در روابط مسکو و واشنگتن نیز کاهش یابد.
«محمد حسن» خبرنگار الجزیره در مسکو نیز ضمن انعکاس اخبار سفر وزیر دفاع ایران به روسیه و خبردستیابی ایران به سامانه دفاع ضدهوایی «اس سیصد» گفت : در صورتی که ایران به این سامانه دفاع ضدهوایی دست پیدا کند، هر اقدام نظامی علیه این کشور بسیار دشوارتر خواهد شد. این موضوع می تواند موضع ایران در مذاکرات آینده درباره پرونده هسته ای این کشور را تقویت کند.
بدین ترتیب به نظر می رسد علی رغم معادلات جدید در روابط کرملین و کاخ سفید منافع منطقه ای ایران و روسیه مستلزم افزایش مناسبات دو جانبه است و به اعتقاد ناظران بین المللی این چیزیست که به خواست مشترک تهران و مسکو تبدیل شده است. در عین حال کارشناسان سیاسی بر این باورند که در شناخت رفتارهای سیاسی مسکو در شرایط جدید منطقه ای و بین المللی می تواند به ارتقاء دستاوردهای ایران از مناسبات دو جانبه با روسیه کمک کند.
مدتی هست که به دنبال فرصتی هستم تا در مورد ضرورت و اهمیت روابط تهران- مسکو برای دو طرف و منطقه بنویسم . سفر وزیر دفاع ایران فرصت مناسبی بود اما با توجه به حجم کارهای مقطعی که در این روزها بهم محول شده نتوانستم بر این بحث متمرکز شوم . اما این نکته را علی الحساب یادآوری می کنم که همانگونه که نباید زیاد خوشبینانه به رابطه ایران و روسیه بنگریم نباید چندان هم به این روابط بدبین باشیم. نکته مهم فقط برای ایران این است که در بازی شطرنجی در مقابل مسکو و واشنگتن به خوبی از اندک مهره ها که کم اهمیت نیستند استفاده کند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی