چگونه به شدت جذاب ‌تر شویم؟

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

سؤالات زیر را از خودتان بپرسید تا بتوانید افکار و اعتقادات منفی را که در مورد خود دارید ازخود دور کنید و به فراموشی بسپرید.

1- یکی از افکار منفی که من در مورد نمود، ظاهر و قیافه‌ام می‌کنم این است که …. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)

2- مهم‌تر از همه، منفی‌ترین فکری که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه ام می‌کنم این است که …. ؟

3- آن چه من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)

4- مهم‌ترین و اصلی ترین چیزی که در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟

5- مهم‌ترین پیامی که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام به دیگران می‌دهم این است که …. ؟

6- چیزی که انتظار دارم دیگران در مورد نمود،سیما و قیافه‌ام فکر کنند این‌ است که …. ؟

7- چیزهایی که مرا از این مسئله دور می‌کنند عبارتند از…. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)

این احساسات تنها تا زمانی درست خواهند بود که شما هم‌چنان به آن‌ها اعتقاد داشته باشید و با آن‌ها جلو بروید. در این‌جا می‌توانید تعدادی از اعتقادات و افکار جایگزین شده را ببینید:

 

1- من دیگر احتیاجی ندارم که فکر کنم خیلی چاق، خیلی لاغر یا زشت هستم.

2- دیگر لازم نیست به افکار منفی پدر و مادر یا دیگران راجع به خودم فکر کنم.

3- من کاملا از قید اکار منفی پدر و مادر و دیگران راجع به من آزادم.

4- حالا دیگر زیبایی طبیعی و جذابیت درونیم را درک می‌کنم.

5- همان قدر شگفت انگیز هستم که باید باشم.

6- من خودم را دوست دارم.

7- من ظاهرم را می‌پسندم و عاشق خودم هستم.

8- حالا دیگر هان طور که هستم خودم را می‌پسندم و دوست دارم.

9- احساس می‌کنم جذاب هستم و می‌درخشم.

 

سه تا از افکار و اعتقادات بالا را برگزینید. آن‌ها را تغییر دهید یا چیزهایی به آن‌ها بیافزایید تا شخصی تر شوند. از امرو شروع کنید و آن‌ها را ده بار صبح و 10 بار در شب بنویسید. در طول روز مکررا آن‌ها را با خودتان تکرار کنید و به آن‌ها فکر کنید. وقتی ضمیر ناخودآگاهتان را با این افکار تربیت کنید پس از مدتی خودتان را جذاب‌تر خواهید یافت و دیگران نیز شما را جذاب‌تر می‌بینند. این کار را برای سی روز انجام دهید و سپس روی افکار و اعتادات مثبت دیگری کار کنید.

 

وقتی روی درون و روانتان کار کردید حالا دیگر نوبت کار کردن بر روی برون و ظواهر است تا بهترین شوید. کسانی که معمولا خود را آراسته نمی‌کنند و نمی‌آرایند در واقع خودشان را نابود می‌کنند و به زودی به جمع افراد خسته و دل‌زده می‌پیوندند. خود را با زیبا‌ترین مدل مویی که می‌توانید آرایش کنید. همیشه حتی در تنهایی فقظ لباس‌هایی را بپوشید که دوستشان دارید. و مهم‌تر از همه چیز مطمئن شوید که با ظاهر و تیپتان احساس راحتی می‌کنید.

 

مطمئن‌تر،‌ راحت‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و شوخ‌تر شوید. از خودتان بخواهید که شاد باشید و هرگز نا امید نشوید. کمی مرموز باشید. بگذارید مردم فکر کنند شما بیش از آن چیزی هستید که با چشمانشان می‌بینند. همین طور ادامه دهید. به خاطر داشته باشید شما همان قدر جذابید که خودتان می‌اندیشید.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

امان از مسلمانی ما

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۷
مهدی
نظرات (0)
خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است : در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟ من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم . خواجه نصیر الدین فرمود : ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است. من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد . در اسلام تو را می گویند : دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست . تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست . و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ... و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ . از اسرار اللطیفه و الکسیله


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

راه های پیشنهادی کارشناسان آمریکایی برای تعامل مستقیم با جمهوری اسلامی ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از دیدگاه زبیگنو برژینسکی مشاور امنیت ملی وقت رئیس جمهور جیمی کارتر، ایران به عنوان ورودی اصلی در دیوار آهنینی محسوب می گردید، که دور تا دور اتحاد جماهیر شوروی پیشین کشیده شده بود. به همین سبب نیز، آمریکا محمد رضا پهلوی هم پیمان ایدئولوژیک خود را از دست نمی داد

به گفته آقای هاس در آن هنگام درک آمریکا از موقعیت ایران بسیار نادرست بود. به گونه ای که حتی تا چند ماه آخر رژیم محمد رضا شاه پهلوی نیز، "واشنگتن تصور می کرد که ایران دارد به پیش می رود، وضعیت تهران خوب به نظر می رسد، شاه کنترل اوضاع را کاملا در دست دارد، و از رهگذر این اوضاع ما هم به خوبی منتفع می شویم."

وقتی پیش از پائیز ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) اوضاع به بدترین حالت خود رسید، آمریکا تصمیم گرفت فارغ از اینکه شاه تا چه حد محبوبیت خود را از دست داده، تا آخر از او پشتیبانی کند. البته توجه مختصری نیز به این مسئله مبذول شد، که چنین تصمیمی بالقوه شانس حفظ رابطه با جمهوری اسلامی را تا حد زیادی از بین می برد. رابطه ای که (به سبب رخداهای آن برهه) خود کم شده بود.

(بنابراین) واشنگتن ابعاد انقلاب اسلامی را دست کم گرفت، و ثابت کرد که برای تعامل با آن و تحمل پیامدهایش مجهز نمی باشد. این امر به ضرر واشنگتن تمام شد.

آقای پرکت نیز در اظهارات خود جهل، ایدئولوژی، بی عملی، تحقیر، و اسرائیل را، پنج عامل کلیدی تخریب روابط بین دو کشور دانست.

او در مورد این عوامل به ترتیب توضیح داد. نخست اینکه واشنگتن کاملا کل ایران را، با شخص شاه برابر می دانست. به این ترتیب آمریکا عدم درک چشمگیر خود از مسائل سیاسی درونی ایران را نشان می داد. (روندی که هنوز هم به نحوی عجیب ادامه دارد. چراکه اینک نیز گفته ها و عملکرد رئیس جمهور محمود احمدی نژاد را، با کلیت ایران مساوی می داند.)

بدینگونه بود که ایالات متحده وجود و خواسته های چهل میلیون ایرانی دیگر را فراموش کرد، و در نهایت موضعی ضعیف اتخاذ نمود.

مسئولیت بخشی از این وابستگی و وفاداری کامل به شاه، متوجه ضدکمونیست بودن سفت و سخت می باشد. کمااینکه از دیدگاه زبیگنو برژنسکی مشاور امنیت ملی وقت رئیس جمهور جیمی کارتر، ایران به عنوان ورودی اصلی در دیوار آهنینی محسوب می گردید، که دور تا دور اتحاد جماهیر شوروی پیشین کشیده شده بود. به همین سبب نیز، آمریکا محمد رضا پهلوی هم پیمان ایدئولوژیک خود را از دست نمی داد.

در عین حال علاوه بر درک نادرست و مواضع غیرقابل انعطاف ایدلئولوژیک، نوعی بی عملی در خط مشی و سیاست آمریکا سبب می شد تغییر روش واشنگتن غیرممکن گردد.

ایران در سال های منتهی به انقلاب اسلامی دچار تورم غیرقابل کنترل و هرج و مرج اقتصادی شد، و رژیم داشت به نحو فزاینده ای محبوبتش را از دست می داد. آقای پرکت در این مورد گفت: "در واقع ما شاهد جنگ بین شاه و مردم بودیم. جنگی که در آن، شاه برنده نمی شد."
آقای هاس نیز در این مورد خاطرنشان کرد که متقاعد شده بود که آمریکا باید طرز برخورد خود را عوض کند، و با تغییرات هماهنگ شود. اما "به سبب همان بی عملی مورد اشاره، هیچکس نپذیرفت به این راه قدم بگذارد."

خیزش قدرت رژیم اسلامی در ایران، تغییرات غیرمنتظره بیشتری را در معرض دید آمریکا قرار داد.

مثلا آیت الله خمینی در هنگام تبعید در پاریس که در حلقه ملاهای غرب دیده قرار داشت، موفق شده بود جهان را متقاعد نماید که گاندی دیگری است که برای نجات ایران از سلطه خارجی ها اقدام کرده است.

اما زمانی که در فوریه ۱۹۷۹ (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) به تهران بازگشت، روحانیون محافظه کارتری که هرگز پا از کشور بیرون نگذاشته و در زمان شاه هدف ظلم و ستم زیادی واقع شده بودند، با موفقیت انقلاب را به سمت بنیادگرایی بیشتر سوق دادند.

این تغییر مسیر، دو پیامد داشت. یکی اینکه آمریکا و ایران تحقیر لفظی، و سرزنش و متهم کردن یکدیگر را آغار نمودند. یعنی روشی که سبب تخریب روابط بین دو کشور، و در نهایت از بین رفتن کامل آن شد.

دیگر اینکه آغاز حکومت مذهبی ایران و اظهارات آن در مورد اسرائیل به این مفهوم بود، که اورشلیم ملاحظه ای مهم در شکل گیری خط مشی و سیاست واشنگتن در قبال ایران شود. یعنی موردی که الزاما در گذشته مطرح نبود.

اینک نیز پس از ۳۰ سال، هنوز برخی از همان نیروهای محرکه که مشخصه های بارز روزهای منتهی به انقلاب ایران و بلافاصله پس از پیروزی آن بودند، وجود دارند. آنها بر روش تعامل دوجانبه ای که در زمان رئیس جمهور اوباما در پیش گرفته خواهد شد، تأثیر خواهند گذاشت.

در گردهمایی مورد اشاره الکس واتانکا تنظیم کننده مسائل امنیت آمریکا در "گروه اطلاعات جین" و تریتا پارسی رئیس "شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار" نیز، در میزگردی دیگر در مورد آینده روابط دو کشور بحث و گفت و گو کردند.

الکس واتانکا تنظیم کننده مسائل امنیت آمریکا در گروه اطلاعات جین

در این مباحث عنوان گردید که نقطه قابل تأمل برای هر مبحث نوین در مورد سیاست های ایران، اعلام رئیس جمهور پیشین ایران محمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن سال جاری میلادی (خرداد سال آینده خورشیدی) می باشد.

زیرا از آنجا که در جمهوری اسلامی قدرت نهایی در دست آیت الله خامنه ای رهبر ایران است و تمامی تصمیمات مهم پشت درهای بسته گرفته می شود، برای واتانکا این پرسش مطرح بود که آیا رهبر به خاتمی چراغ سبزی نشان داده، یا نداده است.

البته ممکنست آیت الله خامنه ای به ویژه با توجه به وضعیت اقتصادی ایران و کاهش فزاینده محبوبیت رئیس جمهور احمدی نژاد، چندین دلیل برای نشان دادن چراغ سبز به خاتمی داشته باشد.

به علاوه به نظر نمی رسد که خاتمی برغم دستورکار اصلاح طلبانه خود، دارای شخصیت مقابله جویانه ای باشد که آیت الله (خامنه ای) و برتری وی را واقعا به چالش بکشد.

واتانکا با توجه به همین عوامل پیش بینی کرد که "اگر رهبر به خاتمی روی موافق نشان داده باشد که من فکر می کنم اینگونه بوده است، راه احمدی نژاد برای انتخاب مجدد ناهموار خواهد بود." اما در عین حال افزود اگر خاتمی تصمیم بگیرد که برغم دیدگاه آیت الله خامنه ای در انتخابات حضور یابد، "ایران در حال رویارویی با آشوبی سیاسی می باشد، که مدت های مدیدی نظیرش وجود نداشته است."

واتانکا مدعی شد که سیاست های داخلی ایران به نحوی فزاینده شکننده می شود، و درگیری بین جناح های گوناگون در حال بروز و خیزش است. اما این روند را نباید نشانی از ضعف رژیم دانست. بلکه برعکس این مسئله شاهدی بر آنست که جمهوری اسلامی بسیار احساس راحتی می کند، و بنابراین اجازه می دهد بحث ها و رقابت های داخلی مطرح شوند. چراکه در غیر این صورت این حس ایجاد می شود، که در کشور چالشی وجود ندارد.

واتانکا پیش بینی کرد که کار ایجاد توازن داخلی بین اصلاح طلبان و محافظه کاران و این جدال که چه کسی واقعا میراث انقلاب را حفظ و نگهداری می کند، شیرین تا دهه بعدی ادامه خواهد داشت. وی در این پیوند افزود: "من قطعا جزو افرادی نیستم، که از دیدگاه آنها رژیم در لبه سقوط قرار دارد."

با این حال او نیز ار زاویه دید آمریکا بر این نقطه نظر باقی ماند، که همگی اصلاح طلبان و محافظه کاران اسلامگرا هستند. بنابراین آمریکا نباید خبر نامزدی خاتمی را به دلیلی برای تغییر کامل در سیاست های ایران تعبیر کند. چراکه هر چه نباشد این آیت الله خامنه ای است که به ویژه در زمینه مسائل در پیوند با سیاست خارجی، همواره حرف آخر را می زند.

لذا در ابتدا و مهمتر از همه آمریکا باید به خاطر داشته باشد که آیت الله خامنه ای در درجه نخست به حفظ قدرت مسلط خود، و سپس به تضمین ادامه موجودیت حکومت مذهبی علاقه دارد. در نتیجه باید انتظار داشت که ایران برای تعامل فعال و مستقیم با آمریکا، خواستار پذیرش رژیم خود به شکل موجود، و همچنین تغییری راهبردی از جانب واشنگتن بشود.

بنابراین به گمان واتانکا "تنها زمانی بحث رابطه آمریکا- ایران به کلی تغییر خواهد کرد که آمریکا رسما رژیم (ایران) را بپذیرد، و طرف ایرانی احساس کند که موقعیت مناسب فرا رسیده است."

درون مایه سخنان تریتا پارسی نیز، همان اظهارات واتانکا بود. زیرا او هم در پیوند با کوشش های اوباما برای گفت و گو با تهران، چند مسئله را مطرح کرد. مثلا این حقیقت را تکرار نمود که ایران پیش از آغاز روابط سیاسی با آمریکا، خواستار ضمانت های امتیتی خواهد شد.

به گفته وی رهبران ایران در این مورد سخن گفته اند، که در مباحث مربوط به خاورمیانه حضور داشته باشند. اما در عین حال خاطرنشان نمود که تهران هنوز دیدگاهی جامع در این مورد ارائه نکرده است، که این مشارکت چه مفهومی دارد.

بنابراین به اعتقاد وی ایالات متحده باید از این فرصت استفاده کند و نخستین طرف باشد که طرحی ارائه دهد، که چگونگی وضعیت ایده ال روابط آینده آمریکا و ایران را دربر داشته باشد. وی در این پیوند مدعی شد: "اگر ما دیدگاهی بلند مدت و راهبردی ارائه نکنیم، ایرانی ها تصور خواهند نمود که آمریکا در پی تغییر رژیم (ایران) است. لذا با این فکر حتی در زمینه هایی که مناقع مشترک داریم، همکاری کامل نخواهند کرد."

او خاطرنشان نمود که وقتی رئیس جمهور جرج بوش در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) و تنها چند هفته پس از همکاری ایران با واشنگتن در افغانستان، ایران را در "محور شرارت" قرار داد، رهبران این کشور ناراحت شدند. بنابراین رئیس جمهور اوباما باید تمامی روش های شکست خورده پیشین را رها کند، کلیه تردیدهای باقی مانده را به کناری نهد، و با دیگاهی جامع و تغییری راهبردی به سمت جلو حرکت نماید.

براساس گفته های پارسی رئیس جمهور اوباما همچنین باید در هنگام سخن گفتن در مورد ایران، روشی نوین در پیش بگیرد. روشی مشابه آنچه در سخنرانی مراسم آغاز ریاست جمهوری خود در هنگام اظهاراتش در مورد "احترام متقابل" با جهان اسلام قول داد.

همچنین آمریکایی ها باید از نظریه "تهدید و تطمیع" (چماق و هویج) دست بردارند. زیرا این زبانی است که معمولا برای رویارویی با خرها استعمال می شود، و باعث ناراحتی و رنجش شدید ایرانیان می گردد.

به علاوه مسئله زمان هم وجود دارد. زیرا دولت آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد گفت و گو ها را پیش، یا پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن سال جاری میلادی (خرداد سال آینده خورشیدی) آغاز کند.

تریتا پارسی: "اگر ما دیدگاهی بلند مدت و راهبردی ارائه نکنیم، ایرانی ها تصور خواهند نمود که آمریکا در پی تغییر رژیم ایران است. لذا با این فکر حتی در زمینه هایی که مناقع مشترک داریم، همکاری کامل نخواهند کرد."

چراکه اینک این مسئله مطرح می باشد که آغاز روابط در حال حاضر، تنها به مبارزات انتخاباتی رئیس جمهور احمدی نژاد کمک خواهد نمود. همچنین ادعا می شود که قاعدتا برای رئیس جمهور اوباما گفت و گو با خاتمی، باید از مذاکره با رئیس جمهور احمدی نژاد آسان تر باشد.

پارسی در این مورد خاطرنشان کرد: "حقیقت اینست که ما واقعا در مورد سیاست های ایران اطلاعی نداریم، و چند کوشش امان در گذشته با شکست روبرو شده است."

بنابراین توصیه می کند که مسئله انتخابات را کنار گذاشت، و روابط دولت با دولت را بنیان نهاد. روابطی که فارغ از اشخاصی که در هر دو طرف به قدرت می رسند، باشد.

این آغاز فوری گفت و گوها همچنین می تواند در صورت رأی آوردن خاتمی در انتخابات آتی، کار دولت احتمالی اصلاح طلب را تسهیل کند. چراکه در حقیقت می توان گفت اصلاح طلبان ایران در ادامه مذاکراتی که در دوره محافظه کاران آغاز شده باشد، قابلیت انعطاف بیشتری خواهند داشت، تا اینکه خود بخواهند آغازگر این روابط دیپلماتیک باشند.

در نهایت این نیاز هم وجود دارد که رئیس جمهور اوباما تصمیم بگیرد، چگونه به مسئله خیلی حساس هسته ای بپردازد. به نظر تریتا پارسی آمریکا باید به جای پرداختن به گفتار بازها که تنها به تحریک شدن و خشم ایرانیان منجر می شود، بر تمرکز بر مسائلی باقی بماند که قابل دستیابی باشند.

وی در این پیوند اظهار داشت: "واشنگتن باید بخواهد به جای غنی سازی اورانیوم، در مورد تسلیح (هسته ای) بحث کند." زیرا ایران به عنوان یکی از امضاء کنندگان "پیمان منع تکثیر سلاح های هسته ای"، از ساخت و گسترش این گونه سلاح ها منع شده است. بنابراین باید در این مورد پاسخگو باشد. اما همین پیمان به این کشور اجازه غنی سازی اورانیوم را می دهد. اجازه ای که کوشش برای توقف غنی سازی توسط تهران را، بی معنی می کند.

تریتا پارسی در هنگام نتیجه گیری از گفتارش، شانس راهبرد بلندپروازانه پیشنهادی خود را حتی در زمان رئیس جمهور اوباما، اندک دانست. اما حقیقت اینست که برای نخستین بار در ۳۰ سال (پس از انقلاب ایران) اوباما با قول به تعامل با ایران مبارزات انتخاباتی خود را انجام داد، و در آن پیروز شد. از نظر پارسی این مسئله ای بی سابقه بوده، که نباید کم ارزش تلقی شود.

والنتینا پاسکواله از نویسندگان واشنگتن پریزم است

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نکته ای تامل برانگیز در باب کارکرد رسانه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۵
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

چندی پیش مطلبی را در یکی از وبلاگ ها خواندم که نکات ارزشمندی را در خصوص کارکرد رسانه­ ها دربرداشت. مضمون آن مطلب به شرح زیر بود:

مردی در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم می­زند که ناگهان می­ بیند سگی به دختربچه­ ای حمله کرده است.مردبه طرف آنها می­ دود و با سگ درگیر می­شود. سرانجام سگ را می­ کشد  و زندگی دختربچه را نجات می­دهد.

پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می­ آید و می­ گوید: «تو یک قهرمانی. فردا در روزنامه ها می­خوانید "نیویورکی شجاع جان دختر بجه­ای را نجات داد."

آن مرد می­گوید: «اما من نیویورکی نیستم.»

پلیس می­گوید: «اوه پس روزنامه صبح می­نویسند: "آمریکایی شجاع جان دختر بجه­ای را نجات داد."»

آن مرد دوباره می­گوید: «اما من آمریکایی نیستم.»

_ «خوب، پس تو اهل کجا هستی؟»

_ «من ایرانی هستم!»

_پس روزنامه ها فردا می نویسند: «یک تندروی مسلمان سگ بی گناه آمریکایی را کشت».

 این داستان به زبانی ساده نشان می دهد که چگونه رسانه ها رویدادهای واقعی جهان خارج را به شکلی متفاوت بازسازی می کنند و در این بازسازی واقعیت را به شدت دگرگون می کنند. یکی مهمترین ابزارهای این بازسازی امکان استفاده از واژه های خاص و متفاوتی است که زبان برای ارجاع به جهان خارج پدید می آورد. برای اشاره به مردی که جان دختر بجه را نجات داد زبان واژه ها یا عبارتهای مختلفی مانند «یک مرد»، «یک ایرانی»، «یک ایرانی شجاع»، «یک اسلامگرای تندرو»، «یک تروریست ایرانی» و غیره را در اختیارمان می گذارد. انتخاب هر کدام از عبارتها برای ارجاع به جهان خارج رویداد جهان خارج را به گونه ای متفاوت بازسازی می کند.

اگرچه داستان فوق یک داستان غیر واقعی به نظر می رسد ولی نکته ای را که بیان می کند کاری است که رسانه ها هر روز انجام می دهند. مثلاً برای اشاره به یک عمل انسانی که با کشتن خود به دشمن آسیب می رساند روزنامه های دارای گرایش اسلامی می نویسند «عملیات استشهادی» یا «عملیات شهادت طلبانه» ولی روزنامه های غربی می گویند «عملیات تروریستی». در واقع زبان امکانات گوناگونی را برای بازسازی واقعیت عرضه می کند ولی آنچه تعیین می کند که رسانه ها چه امکاناتی را و چگونه آن امکانات را استفاده کنند ایدئولوژی یا گفتمانی است که بر ذهن اهالی رسانه ها حاکمیت دارد

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ارزیابی گزارش البرادعی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۵
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

19 نکته  مثبت گزارش اسفند آژانس بین المللی انرژی اتمی

محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی بعد از ظهر روز پنج شنبه گزارش 5 صفحه ای خود از فعالیت های هسته ای ایران که دارای 23 پاراگراف می باشد، را در اختیار 35 عضو شورای حکام آژانس قرار داد . این گزارش مجددا عدم انحراف در فعالیت های هسته ای ایران و  صلح آمیز بودن آنرا تائید می نماید. در زیر 19 نکته مثبت گزارش یادشده از نظر می گذرد .

نکته اول:

در پاراگراف3 گزارش آمده است: " همه مواد هسته ای در تاسیسات غنی سازی سوخت نطنز(شامل خوراک، تولید محصول و دورریز) و همچنین همه زنجیره های سانتریفیوژهای نصب شده، تحت نظارت دوربین ها و بازرسان و کنترل آژانس قرار دارد".

نکته دوم:

در پاراگراف 3 گزارش آمده است: " آژانس راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) را در کارخانه نیمه صنعتی غنی‌سازی سوخت نطنز (PFEP) در تاریخ 24 تا 26 نوامبر 2008 اجرا نمود و نتیجه گیری نموده است که موجودی فیزیکی اعلام شده توسط ایران، با نتایج راستی آزمایی آژانس، مطابقت داشت".

نکته سوم:

در پاراگراف 4 گزارش آمده است: "آژانس در تاریخ 29 سپتامبر 2008 راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) را در کارخانه نیمه صنعتی غنی‌سازی سوخت نطنز (PFEP) اجرا نمود، نتایج این بازرسی آژانس،موجودی فیزیکی را همانگونه که ایران اظهار داشته بود را تائید می نماید ".

نکته چهارم:

در پاراگراف 4 گزارش آمده است: " تمامی مواد هسته ای کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی سوخت نطنز PFEP و همچنین محدوده زنجیره های سانتریفیوژها، تحت نظارت دوربین ها و بازرسان و کنترل آژانس قرار دارد" .

نکته پنجم:

در پاراگراف 5 گزارش آمده است: " نتایج نمونه‌برداری های محیطی اخذ شده در کارخانه غنی‌سازی و کارخانه نیمه صنعتی غنی‌سازی سوخت نطنز و سوابق کاری آنها، نشان می‌دهد که آن کارخانه‌ها منطبق با آنچه ایران اظهارنموده است، فعالیت می‌نمایند (غنی سازی در کمتر از 5 درصد، انجام می گیرد)".

نکته ششم:

در پاراگراف 5 گزارش آمده است:" بیست و یک (21) بازرسی سرزده و بدون اطلاع قبلی ، در کارخانه غنی سازی سوخت نظنز از مارس 2007 تاکنون، انجام شده است".

نکته هفتم:

در پاراگراف 6 گزارش آمده است: " در 12 ژانویه 2009 ، ایران پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) روزآمد شده ی هر دو کارخانه‌ نیمه صنعتی و صنعتی غنی‌سازی سوخت نظنز را ارائه داده است".

نکته هشتم:

در پاراگراف 6 گزارش آمده است که ایران تغییرات برنامه آینده خود را به آژانس اعلام داشته است: " ایران در پرسشنامه اطلاعات طراحی، به آژانس اطلاع داد که در نظر دارد یک اتاق را به آزمایش سانتریفیوژ منفرد اختصاص دهد ".

نکته نهم:

در پاراگراف 7 گزارش آمده است: " آژانس به نظارت خود در استفاده و احداث سلول‌های داغ در راکتور تحقیقاتی تهران و تولید رادیوایزوتوپ‌های مولیبدن، ید و زینان در تاسیسات چند منظوره MIX از طریق انجام بازرسی‌ها و راستی آزمایی اطلاعات طراحی (DIV) ادامه می‌دهد".

نکته دهم:

در پاراگراف 7 گزارش آمده است: " هیچگونه شواهدی از وجود فعالیتهای مرتبط با بازفرآوری اورانیوم وجود ندارد(در تاسیسات یادشده)".

نکته یازدهم:

در پاراگراف 7 گزارش آمده است: " ایران اعلام نموده است که هیچگونه فعالیت توسعه و تحقیقات مرتبط با بازفرآوری در ایران نیست . آژانس می‌تواند این موضوع را در رابطه با این دو موسسه تایید نماید".

نکته دوازدهم:

در پاراگراف10 گزارش آمده است: " آژانس، از تاسیسات ساخت میله سوختFMP، در 7 ژانویه 2009، بازرسی بعمل آورده است، زمانی که آژانس دریافت که خط مربوط به فرآیند تولید قرصهای اورانیوم طبیعی بمنظور تامین سوخت رآکتور آب سنگین، کامل شده بود و میله های سوخت در حال تولید بودند".

نکته سیزدهم:

در پاراگراف 11 گزارش آمده است: " آژانس با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای به نظارت خود بر وضعیت کارخانه تولید آب سنگین اراک ادامه می‌دهد که نشان می دهد در وضعیت عملیاتی است ".

نکته چهاردهم:

در پاراگراف 12 گزارش آمده است: " همه مواد UF6 هسته ای تولید شده در تاسیسات UCF اصفهان که به 357 تن می‌رسد ، تحت نظارت دوربین ها و بازرسان و کنترل آژانس قرار دارد".

نکته پانزدهم:

در پاراگراف 12 گزارش آمده است: " آژانس در 8 مارس 2008 از تاسیسات UCF اصفهان بازرسی موجودی فیزیکی (PIV) انجام داده است". 

 

نکته شانزدهم:

در پاراگراف 14 گزارش آمده است:  " مجموعه میله‌های سوخت وارداتی از فدراسیون روسیه برای بهره‌برداری در نیروگاه اتمی بوشهر تحت مهر و موم آژانس می‌باشد".

نکته هفدهم:

در پاراگراف 14 گزارش آمده است: " آژانس از نیروگاه بوشهر در 13و 14 دسامبر 2008 بازرسی موجودی فیزیکی(PIV)  بعمل آورده است".

نکته هیجدهم:

در پاراگراف 14 گزارش آمده است: " ایران به آژانس اطلاع داده است که بارگذاری سوخت در داخل رآکتور بوشهر برای سه ماهه دوم سال 2009 برنامه ریزی شده است". 

نکته نوزدهم:

در پاراگراف 18 گزارش آمده است: " آژانس قادر بوده است عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده در ایران را بازرسی و تأیید نماید".



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

اراده ملی برای اجرای طرح های بزرگ اقتصادی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

ممکن است در این سبد قیمت بعضی از کالاها افزایش و قیمت بعضی دیگر کاهش یافته باشد اما برآیند قیمت‌ها و افزایش و کاهش مجموع قیمت این سبد مهم است. لذا قیمت کل این سبد به عنوان شاخص قیمت، مصطلح است؛ و هر کالا در این سبد با توجه به فراوانی استفاده و مصرف خانوار از آن کالا، وزنی به خود اختصاص می‌دهد، به عنوان مثال در سال 1386، به طور متوسط خانوارهای کشور 29 درصد از هزینه‌های مصرفی خود را به مسکن و 8 دهم درصد (8 در هزار) به بنزین اختصاص داده‌اند. لذا تغییر در قیمت مسکن (اجاره و...) بسیار تاثیرگذارتر از قیمت بنزین در برآیند قیمت‌ها و قیمت کل این سبد، یا به عبارتی در تغییر شاخص قیمت داشته و خواهد داشت. لذا وزن هر کالا در محاسبه شاخص قیمت که نسبت هزینه آن کالا در کل هزینه خانوار می‌باشد وابسته به میزان هزینه ای است که خانوار برای آن کالا پرداخت می‌کند، خانوارهای شهری در سال 1386، 3/5 درصد از هزینه‌ها خود را به پوشاک و 75/4 درصد آن را به هزینه لوازم خانگی و 98/1 درصد به هزینه‌های آموزش و تحصیلی اختصاص داده‌اند. لذا وزن هر کالا به میزان ارزش مطلق آن وابسته نیست بلکه به نسبتی است که هزینه‌های خانوار را به خود اختصاص می‌دهد. به عنوان مثال 20 درصد افزایش در هزینه مسکن، ممکن است حداکثر 6 درصد افزایش در شاخص قیمت و 20 درصد افزایش در بنزین، 16 در هزارفزایش در شاخص قیمت (با ثابت بود مابقی قیمت‌ها) ایجاد نماید.

 

نتیجه یکم:

- افزایش یا کاهش بعضی از کالاها لزوماً، به افزایش یا کاهش شاخص قیمت‌ها منجر نخواهد شد، افزایش یا کاهش هر کالا به نسبت وزن آن، تغییر در شاخص قیمت ایجاد خواهد کرد.

- شاخص قیمت ابزار اندازه‌گیری برآیند و مجموع تغییرات میانگین قیمت همه کالاها و خدمات در سبد مصرف خانوار است که افزایش آن، کاهش قدرت خرید و کاهش آن، افزایش قدرت خرید( برای میزان ثابتی از درآمد) می‌باشد.

دوم :

درصد تغییرات شاخص قیمت در یک دوره دوازده ماهه نسبت به دوازده ماهه گذشته آن دوره، میزان تورم را نشان خواهد داد، یعنی تورم نسبتی است که میانگین دوازده ماهه جاری به میانگین دوازده ماهه گذشته را در برخواهد داشت. لذا در محاسبه نرخ تورم 24 عدد نهفته است. دوازده عدد که از شاخص هر ماهه این دوره به دست آمده (و صورت کسر محاسبه تغییرات را شامل می‌شود) و دوازده عدد که شاخص قیمت ماهانه دوازده ماه گذشته بوده است (و مخرج کسر محاسبه تغییرات را شامل می‌شود)، لذا وقتی قیمت یک کالا به یکباره در سبد مصرف خانوار جهش پیدا می‌کند، ابتدا این جهش قیمت، در محاسبه شاخص قیمت با 401 (یا 359) کالای دیگر تاثیر خود را کاهش داده و سپس در محاسبه نرخ تورم در یک دوره دوازده ماهه، این اثر، کاهش بیشتری خواهد یافت. یعنی ممکن است یک ماه افزایش قیمت یا جهش قیمت تاثیری به اندازه وزن آن کالا در هزینه مصرفی و سبد مصرف خانوار ایجاد نماید اما این یک ماه با مجموع یازده ماه دیگر در محاسبه درصد تغییرات قیمت به عبارتی تورم شرکت خواهد کرد که میزان تورم، وابسته به یازده ماه دیگر این دوره، و دوازده ماه دوره گذشته خواهد داشت. لذا زمانی که قیمت اکثر کالاها و خدمات (نه چند کالا) در سبد مصرفی خانوارها در یک دوره زمانی دوازده ماهه رو به افزایش باشد محاسبه درصد تغییرات شاخص قیمت‌ها نیز رو به افزایش و تورم را نتیجه خواهد داد. زمانی که یک جهش قیمت، شاخص قیمت را در یک مقطع یا ماه افزایش می‌دهد و قیمت کالاهای افزایش یافته در سطح خاص قرار گیرد (مانند حامل‌های انرژی) در ماه‌های پس از جهش قیمت (با فرض ثابت بودن قیمت‌های دیگر) نیز این افزایش قیمت درسطحی که افزایش یافته ثابت می‌ماند لذا میانگین دوره جاری (صورت کسر) نسبت به میانگین دوره گذشته (مخرج کسر) در سطح بالاتر قرار می‌گیرد و نرخ تورم ابتدا افزایش و پس از یک دوره دوازده ماهه (از مقطع جهش قیمت به بعد)، ارقام افزایش یافته در مخرج کسر واقع خواهد شد و رقمی بزرگتر از (رقم صورت کسر آینده) خواهد بود، لذا نرخ تورم نزولی را نتیجه خواهد داد.

نتیجه دوم:

- جهش قیمت یا افزایش شدید قیمت چند کالا، تورم نیست.

- افزایش شدید یا جهش قیمت چند کالا در دو فرایند محاسبه ی شاخص قیمت ومحاسبه نرخ تورم، تاثیر تورمی خود را کاهش خواهد داد. افزایش شاخص قیمت در یک ماه (یک مقطع) تورم تلقی نشده و نسبت میانگین یک دوره دوازده ماهه نسبت دوازده ماه گذشته نرخ تورم را نتیجه خواهد داد.

سوم :

در یک تحقیق برای برآورد نرخ تورم (چاپ شده درشماره‌های 236 و 237 اخبار اقتصاد و دارایی) با فروضی که قیمت بعضی از حامل‌های انرژی چهار برابر شود (بنزین، گازوئیل، نفت سفید، روغن موتور) ؛رشد قیمت‌ها بعد از چهار برابر شدن قیمت حامل‌های انرژی مانند ماه‌های سال پیش باشد، و همچنین براساس مشابه‌سازی اثر افزایش قیمت بنزین در خردادماه 1386، بر شاخص قیمت و اثر این افزایش بر کالاهای دیگر براساس یک ماتریس 90در90 جدول داده‌ها و ستاده‌ها و تاثیر آن بر قیمت سبد مصرف خانوار، (البته این فروض یک فروض حداکثری است، چرا که سرعت رشد قیمت‌ها کند شده، از خشکسالی سال پیش کاسته شده، انضباط در سیاست‌های پولی حاکمیت یافته) به نرخ تورم 5/11 درصد افزوده خواهد شد. بدیهی است با قیمت‌های متفاوت و تغییر در تعداد کالاها این میزان متفاوت خواهد بود. باید در نظر گرفت که شاخص لاسپیرز با فرض نرخ جانشینی صفر و ثابت ماندن الگوی مصرف خانوارها، نوعی بیش برآوردی (Over Estimate) نیز خواهد داشت.

          بدیهی است که این ارقام محاسباتی که متوسطی از نرخ تورم کشور است نتواند با هر گروه درآمدی ارتباط واقعی پیدا کند و درک صحیح گروه‌ها با آن متفاوت باشد، و افراد مختلف تورم را آن گونه که خود احساس می‌کنند تلقی نمایند به عبارتی هر خانواری الگوی مصرف خود را احساس کرده و قضاوت او از تورم بیشتر تحت تاثیر این الگو است ، نه میانگین و متوسطی که نماینده نرخ تورم برای کل کشور است.

هرچند برای تجزیه و تحلیل رفتار اقتصادی خانوارها و سیاستگذاری‌ صحیح، شاخص قیمت باید برای گروه‌های مختلف درآمدی، در مناطق مختلف برآورد شود، این موضوع از مسائلی است که کمتر مورد توجه مراکز تحقیقاتی و برنامه‌ریزی کشور قرار گرفته است و آمار مشخصی از آن ارائه نشده است، اما از آمارها سایه در این خصوص تا حدودی استفاده می‌کنیم.

          وزن نان در سبد مصرف سرانه خانوارهای دهک اول، 2 درصد و دهک دهم یک در هزار، در سال 1386 (آخرین آمار) بوده است. یعنی افزایش قیمت نان تأثیر تورمی بیشتری برای دهک یکم تا دهم خواهد داشت. در صورتی که از کل نان مصرفی جامعه، دهک اول 9 و دهک دهم 11 درصد آن را به طور سرانه مصرف می‌کند یعنی در حالی که نان در سبد هزینه خانوارهای گروه‌های پایین درآمدی بسیار با اهمیت‌تر از گروه‌های بالا درآمدی است اما میزان مصرف نان آن ها حدوداً یکسان است. یعنی اگر یارانه‌ای به نان تعلق می‌یابد. تقریباً همه افراد جامعه به یک میزان از آن استفاده می‌نمایند، اما برداشتن یارانه نان برای دهک بالا درآمدی نسبت به دهک‌های پایین درآمد چندان با اهمیت نبوده و تأثیر زیادی در نرخ تورم هزینه این خانوارها نخواهد داشت.

 ده درصد خانوارها با پایین‌ترین درآمد، 36 درصد و ده درصد خانوارها با بالاترین درآمد، 25 درصد هزینه خود را به هزینه‌های مسکن در سال 1386 اختصاص داده اند. یعنی اثر تورمی که تغییر قیمت‌های مسکن بر گروه‌های پایین درآمدی خواهد داشت بسیار بیشتر از دهک‌های بالای درآمدی است.

ده درصد خانوارهای پایین درآمدی از کل هزینه‌ای که برای هزینه هر عضو خود می‌نماید 4 درصدرا و ده درصد خانوارهای بالادرآمد 22 درصد را به حمل و نقل در سال 1386 اختصاص داده اند. با فرض ثابت بودن سایر شرایط تأثیر افزایش یک واحد قیمت حمل و نقل در تورم سبد هزینه دهک دهم نسبت به دهک اول حدود 6 برابر خواهد بود، و از کل هزینه سرانه مصرف شده برای حمل و نقل خانوارها در کشور، خانوارهای دهک دهم 58 و دهک اول یک درصد در سال 1386 به خود اختصاص داده‌اند. شاید بتوان استنباط کرد هم اکنون نیز افراد خانوارهای دهک‌های پایین جامعه از حمل و نقل ارزان عمومی استفاده می‌کنند و افزایش قیمت حمل و نقل غیرعمومی برای آن‌ها فشار تورمی از این ناحیه ایجاد نخواهد کرد، و یکی از حامل‌های انرژی برای حمل و نقل مانند بنزین در ده درصد پایین درآمدی جامعه 5/6 در هزار و ده درصد بالاترین گروه درآمدی جامعه 8 درهزار می‌باشد یعنی افزایش قیمت بنزین (با فرض ثابت بودن سایر شرایط) تاثیر تورمی چندانی برخانوارهای پایین درآمدی کشور نخواهد داشت. اما از کل مصرف بنزین جامعه بیست درصد افراد خانوارها در بالاترین گروه‌های درآمدی به طور سرانه، 48 درصد و بیست درصد گروه‌های پایین درآمدی 5 درصد در سال 1386 مصرف کرده‌اند. یعنی 48 درصد یارانه‌های بنزین به بیست درصد بالاترین جامعه و 5 درصد آن، به پایین‌ترین گروه‌های درآمدی جامعه اختصاص یافته است ، در صورتی که افزایش قیمت بنزین به سطح واقعی آن (با ثابت بودن سایر شرایط) و با توجه به وزن بنزین در سبد مصرفی خانوار اثر چندانی در نرخ تورم سبد هزینه‌های مصرفی پایین درآمدی نسبت به کالاهای دیگر نخواهد داشت.

نتیجه سوم:

اثر تورمی افزایش قیمت بنزین و حمل و نقل غیرعمومی (با ثابت بودن سایر شرایط) برای گروه‌های پایین جامعه چندان بالا نبوده و هم‌اکنون نیز این افراد یا استفاده‌ای از این حامل انرژی نمی‌کنند یا حمل و نقل عمومی، مورداستفاده آن‌ها قرار می‌گیرد. اما مهم اثر روانی و انتظاری و انتقال فشار تورمی این افزایش قیمت از طرف گروه‌های بالای درآمدی به خانوارهای با درآمد کم و فضای التهاب و سوء استفاده و فرصت‌طلبی است که سبب افزایش موج گونه قیمت‌ها در سایر کالاها خواهد شد و این بیم و احتیاط را در تصمیم‌گیران ایجاد می‌کند.

چهارم :

هر زمان که خواستار هدفمندکردن یارانه‌ها باشیم این دغدغه بالا وجود خواهد داشت، لذا مهم مدیریت و هدایت این دوره گذر بخصوص موج‌های تورم روانی و انتظاری آن است که دو رویکرد از آن متصور است : رویکرد فنی و رویکرد آموزشی و اطلاع‌رسانی صحیح مردمی؛ از لحاظ فنی باید مشخص شود افزایش قیمت در زمان‌های متفاوت چگونه باید تورم انتظاری هر مقطع ، مدیریت شود و تحمل‌پذیری مردم در این خصوص چگونه خواهد بود، و به یکباره قیمت‌ها را واقعی کردن دارای چه تورم انتظاری و روانی است و هدایت آن چگونه خواهدبود  و در تعاقب آن تا چه فاصله زمانی برای حفظ و جبران قدرت خرید اقشار پایین درآمد باید اقدام شود.

بدیهی است که طرح موضوع هدفمند کردن یارانه‌ها و لحاظ آن در دهه اخیر در برنامه‌های توسعه، فراتر از گرایش‌ها و عصبیت‌های سیاسی است، و هویت ملی یافته است. لذا همه تصمیم‌گیران و اندیشمندان کشور در تحقق این موضوع مسئولیت خواهند داشت و بدون یک اتفاق نظر در کلیات، و اراده جمعی برای حل آن، عملیاتی کردن آن ناکارا و ابتر خواهد ماند. اگر چه هدایت و مدیریت تورم انتظاری در سطح اداری و تصمیم‌های رسمی لازم است . اما کافی نخواهد بود و مدیریت تورم انتظاری در گرو یک نگرش ملی است، لذا مردم محور اصلی هدایت و نظارت بر تورم انتظاری خواهند بود تا این دوره گذر، طی شود.

لازم است مردم دقیقاً اتخاذ و همبستگی مسئولین را در رفع این مشکل حداقل در کلیات احساس نمایند.

مباحث تخصصی بین کارشناسان و مسئولین که هنوز جنبه نهایی و رسمیت نیافته لازم به طرح در سطح عموم نخواهد بود مگر همه از آن، استنباط منفعت عمومی نمایند.

لازم است کارشناسان مرتبط با موضوع و تصمیم‌گیران، به انسجام در اطلاع‌رسانی و هماهنگی آن پایبند بوده تا فضای اقتصاد جامعه مضطرب و ملتهب نشده و تأثیر بکارگیری هر واژه در قاموس اقتصاد کشور و متغیرهای آن بررسی شود.

لازم است چگونگی افزایش قیمت و تفاوت آن با تورم و چگونگی جبران قدرت خرید گروه‌های پایین‌درآمدی برای مردم دقیقاً روشن شود.

آموزش و اطلاع‌رسانی صحیح به مردم، سوءاستفاده‌ و فرصت‌طلبی را در موج تورم انتظاری و سوءاستفاده در افزایش غیرواقعی قیمت‌ها، نظارت و کنترل خواهد کرد.

نتیجه چهارم :

توجه به عامل روانی در رفتار اقتصادی جامعه اهمیت اساسی دارد یعنی اینکه برداشت جامعه از یک تصمیم مهم اقتصادی چیست و چه انتظاری از نتایج اجرای آن دارد بسیار اهمیت دارد به گونه ای که اگر این عامل روانی نادیده گرفته شود تمام محاسبات هرچند دقیق و علمی باشند ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد. بر این اساس می توان گفت

مردم بهترین همراه و نظارت و کنترل کنندگان تورم انتظاری به شرط داشتن آگاهی صحیح از (مجرای ادبیات مردمی نسبت به ادبیات اقتصادی)درطرح تحول اقتصادی وهدفمند کردن یارانه ها خواهند بود و بدیهی است زمان مورد لزوم برای این اطلاع‌رسانی مردمی و هزینه برای آموزش آن، جزو لاینفک این طرح تلقی می‌شود. لذا پرهیزاز هر کنش و واکنشی که به تضعیف اراده جمعی و عدم تهییج اراده همگانی در عملیاتی شدن و اجرای هدفمندکردن یارانه‌ها منجر شود لطمه اقتصادی شدیدی به کشور محسوب خواهد شد و از رسانه‌های جمعی انتظار می‌رود نقش کلیدی خود را در این خصوص ایفا نمایند.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

درفضیلت آگاهی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۳
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

حقیقت بی هیچ پوششی کاملا عریان و آشکار در کنار ماست آن قدر نزدیک که حتی کلمه نزدیک هم نمی تواند واژه درستی باشد! چرا که حتی در نزدیکی هم نوعی فاصله وجود دارد!

ما برای دیدن حقیقت تنها به قلبی حساس و چشمانی تیزبین نیاز داریم... تمامی کوشش مولانا .

در حکایت های رنگارنگ مثنوی اعطای چنین چشم و چنین قلبی به ماست او می گوید:

معجزات همواره در کنار شما هستند و در هر لحظه از زندگی تان رخ می دهند فقط کافی است نگاه شان کنید

او گوید: به چیزی اضافه تر از دیدن نیازی نیست! لازم نیست تا به جایی بروید! برای عارف شدن

و برای دست یابی به حقیقت نیازی نیست کاری بکنید! بلکه در هر نقطه از زمین،

و هر جایی که هستید به همین اندازه که با چشمانی کاملا باز شاهد زندگی

و بازی های رنگارنگ آن باشید، کافی است! این موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق میکند!

تمامی راز مراقبه در همین دو نکته خلاصه شده است "شاهد بودن و گوش دادن" اگر بتوانیم

چگونه دیدن و چگونه شنیدن را بیاموزیم عمیق ترین راز مراقبه را فرا گرفته ایم!



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نتایج برگزاری هفتمین اجلاس کمیسیون مشترک ایران و جمهوری آذربایجان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۲
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

طی یکسال گذشته اقدامات و پیگیری های قابل توجهی جهت پیشبرد توافقات انجام شده و گسترش روابط دو جانبه از سوی مسوولین و کارشناسان ایران و جمهوری آذربایجان به عمل آمده است . در حقیقت در بهترین شرایط ، دو کشور تلاش می کنند به عنوان دو اقتصاد مکمل از ظرفیت های موجود بهره برداری کنند .

در بخش مبادلات بازرگانی باید گفت : روابط تجاری فی مابین به سرعت در حال رشد بوده و جمهوری آذربایجان یکی از شرکای تجاری جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهای مستقل مشترک المنافع محسوب می شود .

بر اساس آخرین آمار منتشر شده ، حجم مبادلات تجاری ایران و جمهوری آذربایجان در پایان سال 1386 شمسی 700 میلیون دلار بوده است و در صورت اجرای توافقات تجاری این رقم به میزان چشمگیری افزایش خواهد یافت .

با توجه به ظرفیت های موجود اقتصادی در دو کشور- که امکان تبدیل به دو اقتصاد مکمل را دارند - و با توجه به تاکیدات وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان در نشست کمیسیون مشترک دو کشور در باکو مبنی بر نارضایتی از حجم مبادلات تجاری تهران و باکو ، دو طرف باید تلاش مضاعفی برای آماده سازی زیربناهای لازم و قاطع بویژه از سرمایه گذاری های مشترک ، حجم روابط اقتصادی دو کشور را به طور جدی و قابل ملاحظه ارتقا دهند . در بخش حمل و نقل ، اجرای طرح راه آهن جمهوری آذربایجان به ایران و اتصال ریلی دو کشور از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . طرف ایرانی آمادگی دارد تا احداث خط آهن آستارا- آستارا را پیگیری و عملیاتی کند . بی تردید با اتصال این مسیر ، تسهیلات بسیار مناسبی برای افزایش حجم ترانزیت کالا از مسیر ریلی در خاک جمهوری آذربایجان به وجود خواهد آمد و با تکمیل راه آهن قزوین - رشت - انزلی- آستارا گام بلندی در جهت فعال کردن کریدورشمال - جنوب برداشته خواهد شد .  

در حال حاضر راه آهن قزوین – رشت- انزلی – آستارا در مرحله احداث است که پیش بینی می شود تا پایان سال 1388 (2010- 2011)

به بهره برداری برسد. مرحله ساخت قطعه رشت - انزلی - آستارا نیز با مشارکت کنسرسیوم سه جانبه روسیه ، جمهوری آذربایجان و جمهوری اسلامی ایران ساخته و کریدور شمال- جنوب با حضور قدرتمند ایران و جمهوری آذربایجان فعال تر خواهد شد . 

در بخش حمل و نقل جاده ای نیز با توجه به افزایش مبادلات مرزی و تردد سالیانه بیش از 50 هزار دستگاه کامیون و اتوبوس و وسایل نقلیه شخصی ، باید گفت : ایمنی جاده های ترانزیتی از ضرورت بالایی برخوردار است . لذا توجه ویژه به رعایت مقررات تردد وسایط نقلیه و نوسازی خطوط مواصلاتی از سوی مسوولین دولت باکو ضروری به نظر می رسد .

در بخش همکاری های بانکی ، باید گفت : یکی از مهمترین مکانیزم های اساسی جهت توسعه همکاری های اقتصادی ، ارتباطات بانکی است . به منظور افزایش همکاری های تجاری ، همکاری در امور بانکی ضروری است که تقویت همکاری در این حوزه نیز میان ایران و جمهوری آذربایجان در دستور کار قرار گیرد .دربخش انرژی ، تلاش هایی که تا کنون در زمینه احداث خط لوله انتقال گاز ایران به جمهوری آذربایجان و خطوط انتقال برق و نیروگاه برقی آبی میان دو کشور وجود داشت ، کافی نبوده است .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

معضل غم انگیز کارتن خواب ها در کانادا حقیقت تلخ

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۲
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

چراکه از نظر وی شمارش بی خانمان هایی که در سرپناه ها و اقامتگاه هایی که برای کارتن خواب ها وجود دارند بیتوته می کنند، کاری ساده محسوب می شود.

براساس اظهارات مایکل بایرز استاد علوم سیاسی دانشگاه بریتیش کلمبیا در شهر ونکوور، در حال حاضر صدها هزار تن کارتن خواب در سراسر کشور کانادا زندگی می کنند

اما سرشماری افرادی که در خیابان ها، روی نیمکت ها، موقتا در خانه دوستان و آشنایان و. شب را به روز می رسانند، به هیچ روی ساده نیست.

او با اشاره به اینکه در هنگام سرشماری "اداره آمار کانادا" تعداد زیادی از قلم می افتند، می افزاید: "اگر از ابعاد واقعی مشکل آگاه نباشیم، نمی دانیم راه حل آن باید تا چه اندازه بزرگ باشد."
باربارا مورفی نویسنده کتاب های "در خیابان ها: چگونه بی خانمانی را به وجود آوردیم؟" و "روی زشت کانادایی ها: پیدایش و از بین رفتن جامعه ای کمک کار و مهربان" هم، با این نظرات کاملا موافق است.

او که مسئولان مربوطه دولتی نیز در حوزه خدمات اجتماعی از مشاوراتش بهره می برند، برآورد تعداد خانه بدوشان را با تکیه بر آمار افرادی که در سرپناه ها بیتوته می کنند، اشتباه محض می داند.

وی همچنین داشتن آمار دقیق و درست را برای حل این معضل ضروری به شمار می آورد. زیرا معتقدست برآورد پایین تر از میزان واقعی، سبب خشم سازمان هایی می شود که با استفاده از کمک های دولتی به کارتن خواب ها خدمات می دهند. چراکه ممکنست باعث کاهش اینگونه کمک ها شود.
آمار بیشتر از میزان واقعی نیز، سبب دلسردی و نومیدی مسئولان دولتی و سازمان های غیر انتفاعی دست اندر کار خواهد شد. بنابراین با توجه به جمیع جهات، او برآورد ۳
۵۰ هزار نفر را درست می داند.

حقایقی در مورد کارتن خواب ها

نتایج پژوهش ها نشانگر آنند که ۶۴ درصد بی خانمان های زیر ۲۵ سال را، مردان تشکیل می دهند. از بین این مردان ۹۱ درصد و از میان زنان نیز ۷۲ درصد، بین ۱۹ تا ۲۵ ساله هستند. این نسل در حدود ۱۵ سالگی خانه پدری را ترک کرده اند.

بنابراین گرچه بیشتر این افراد را مردان تشکیل می دهند، اما زنان و کودکان نیز در روندی فزاینده تعداد قابل توجهی هستند.

از ویژگی های اینگونه افراد می توان به میزان پایین تحصیلات اشاره کرد. چراکه ۵۶ درصد مردان تا ۱۱ کلاس بیشتر سواد ندارند، ۳۱ درصدشان تا کلاس دوازدهم درس خوانده اند، و ۱۲ درصد هم از دانشگاه و یا سایر مؤسسات آموزش عالی، مدرک دارند. این میزان در زنان به ترتیب ۶۰، ۳۳، و ۶ درصد است.

میانگین سنی کارتن خواب ها در دهه ۱۹۵۰ (۱۳۳۰) نزدیک ۵۰ سال بود، در حالی که اینک اوائل دهه ۳۰ سالگی است.

در کل یک سوم بی خانمان ها معتاد به مشروب یا مواد مخدر هستند، و ۲۰ تا ۳۵ درصد دچار نوعی بیمار روانی می باشند.

وضعیت غم انگیز کودکان خیابانی

گرچه بی خانمان ها از گروه های سنی گوناگون هستند، اما مشکلاتشان با هم تفاوت دارد. کمااینکه مثلا بر اساس آمارهای رسمی سازمان هایی مانند "اداره بهداشت مونترال" و "کمیته امداد فجایع تورنتو"، بیشتر کودکان خانه بدوش برای سریع پول به دست آوردن، به کار تمیز کردن شیشه جلوی خودروهای مردم مبادرت می کنند.

اما از آنجا که به طور مداوم با خشونت های مربوط به مواد مخدر، افسردگی، و فقر روبرو هستند، تقریبا یک چهارم آنها برای به دست آوردن غذا و سرپناه به خودفروشی روی می آورند.

پژوهش های اداره مذکور همچنین نشان می دهد که مرگ و میر در بین اینگونه کودکان در مقایسه با بچه هایی که در خانواده خود زندگی می کنند، ۱۲ برابر بیشتر است. یکی از مهمترین سبب های این مردن های زودرس، اعتیاد خواسته و یا ناخواسته آنها به مواد مخدر می باشد.

در کل یک سوم بی خانمان ها معتاد به مشروب یا مواد مخدر هستند، و ۲۰ تا ۳۵ درصد دچار نوعی بیمار روانی می باشند

دلیل دیگر اقدام به خودکشی است.

کمااینکه از بین کودکانی که به پرسش های پژوهشگران اداره بهداشت مونترال پاسخ داده اند، ۳۸ درصد اظهار کرده اند که در خلال یک سال اخیر زندگی خود، فکر خودکشی به سرشان زده است. بدتر اینکه ۳۴ درصد از آنان عملا دست به این اقدام زده، ولی به طرق گوناگون نجات داده شده اند.

آمارها نشان می دهند که تنها در تورنتو همه ساله بیش از ۳ هزار دانش آموز در سرپناه ها و اقامتگاهای مخصوص بی خانمان ها زندگی می کنند. به همین سبب اشکالات ویژه ای نیز به وجود می آید. زیرا مثلا وقتی پس از تعطیلی مدارس به این اماکن باز می گردند، جایی برای انجام دادن تکالیف مدرسه وجود ندارد. در عین حال دسترسی نداشتن به کامپیوتر برای کلاس های بالاتر هم، مشکلی عمده به حساب می آید.

این دانش آموزان که به دلایل گوناگون ناچار به اقامت در اینگونه سرپناه ها و اقامتگاه می شوند، باید مدارس خود را هم عوض کنند تا به محل زندگی اشان نزدیکتر باشد. به همین سبب مشکل غریبه بودن در مدرسه جدید نیز، به سایر فشارهای روانی آنها افزوده می شود.

دلایل بی خانمان شدن

به طور کلی، بیکاری، شکست در زندگی زناشویی، بیماری های روانی، و اعتیاد به مشروبات الکی و مواد مخدر، عمده دلایلی هستند که افراد را به سمت کارتن خوابی سوق می دهند و آنها را بی خانمان می کنند. درآمد پایین و در مقابل افزایش تعداد واحدهای مسکونی گران قیمت، از دیگر اسباب این معضل محسوب می شوند. اما در مورد کودکان و جوانان، این مشکل بزرگ بیشتر حول محور خشونت های خانوادگی دور می زند. کمااینکه پژوهش های صورت گرفته از جمله تحقیقات "جامعه ایدز تورنتو" نشان می دهند که ۷۰ درصد از کودکان کارتن خواب پیش از فرار از خانه نوعی خشونت جنسی، جسمی و روحی را تجربه کرده اند. بسیاری از ۳۰ درصد باقی مانده نیز، احساس می کردند خانواده به آنها توجهی ندارد و از یادشان غافلست.

دام های اجتماعی سر راه کودکان و نوجوانان کارتن خواب

اما برخلاف تصورات کودکانه آنها، فرار از خانه نه تنها مشکلات را کم نمی کند، بلکه با پیش آوردن سختی های بیشتر زندگی را بسیار دشوارتر می سازد. کمااینکه آنها در پی فرار ناچار می شوند برای امرار معاش ۳۶ درصد به گدایی، ۱۹ درصد به جیب بری و فروش مواد مخدر، و ۱۰ درصد نیز به تن فروشی بپردازند. بنابراین تنها ۳۵ درصد از راه های درست مانند بیمه بیکاری روزگار می گذرانند.

در عین حال حدود ۵۰ درصد نیز مورد حمله قرار می گیرند، و ۴۲ درصد هدف خشونت های جنسی و یا تهدید به اینگونه خشونت ها می شوند.

ابتلا به بیماری به ویژه ناخوشی های خطرناک مانند ایدز و بیماری های مقاربتی هم در بین این گروه، نسبت به سایر همسن و سالانشان بیشتر است. به گونه ای که حتی در خلال پژوهش های کارشناسانه یک ساله در مونترال بر روی ۱۰ هزار و ۱۳ نوجوان و جوان کارتن خواب ۱۴ تا ۲۵ ساله، ۲۲ پسر و ۴ دختر جان خود را به سبب ابتلا به این بیماری ها از دست دادند.

مواردی چون بارداری های ناخواسته و زود رس، سقط جنین های غیربهداشتی خطرناک و. از دیگر خطراتی محسوب می شوند، که به طور مداوم این نوجوانان و جوانان را تهدید می کنند. هرچه سن کمتر باشد، میزان این خطرات افزایش می باید.

آمارها نشان می دهند که تنها در تورنتو همه ساله بیش از ۳ هزار دانش آموز در سرپناه ها و اقامتگاهای مخصوص بی خانمان ها زندگی می کنند

به گونه ای که بارداری های ناخواسته در بین آنها دو تا سه برابر و سقط جنین دو تا چهار برابر همسن و سال های ایشان می باشد که در خانواده زندگی می کنند.

سبب ایسنت که آنها به سبب کمبود آگاهی و تجربه در این تصور غلط می افتند که حاملگی و داشتن بچه سبب مورد توجه قرار گرفتن، جلب محبت و ترحم دیگران، بهبود وضعیت مالی و سرانجام و مهمتر از همه، داشتن خانواده ای می شود که همواره برای آنان رؤیایی شیرین و دست نیافتنی است.

شاغلین خانه بدوش

گرچه این معضل دامنگیر تمام نقاط کانادا می باشد، ولی بدتر اینست که در برخی از مناطق کشور بی خانمان ها الزاما افراد بیکار نیستند. برای نمونه می توان به شهر کلگری اشاره کرد. این شهر به مناسبت دارا بودن منابع نفتی از اقتصادی قوی و شغل های فراوان برخوردارست. اما بسیاری از افرادی که به امید رهایی از بیکاری به آنجا می روند، عملا ناچار می شوند با مشکل بی سرپناه بودن دست و پنجه نرم کنند.

چراکه براساس قوانین استان آلبرتا باید برای اجاره کردن هر نوع واحد مسکونی، دست کم کرایه نخستین و آخرین ماه، پول پیش قابل توجه، و مخارج وصل شدن آب، برق و. به محل مورد نظر خود را، در همان ابتدا پرداخت.

داشتن چنین مبالغی به ویژه برای کسانی که به سبب بیکاری ناچار از ترک شهر خود و رفتن به کلگری شده اند، به هیچ روی آسان و قابل دسترسی نیست.

بنابراین بسیاری از کارجویان، در عمل به ناچار کارتن خواب می شوند. چراکه نه تنها ظرفیت سرپناه هایی که برای افراد بی خانمان ساخته شده اند همواره تکمیل است، بلکه برای امکان اسکان احتمالی در آینده نیز، باید در لیست انتظاری طولانی ثبت نام کرد.

کم شدن ساخت و سازهای مربوط به مجتمع های اجاره ای به سبب پرسود بودن افزایش واحد های مسکونی فروشی نیز، بیشتر به معضل موجود کمک می کند.

معضل غم انگیز کارتن خواب ها در کانادا
بخش دوم: اقدامات برای مقابله با مشکل عظیم موجود

 ۱- روش قهقرایی در اقدامات بخش دولتی

اما در شهرهایی هم که مانند کلگری بهشت جویندگان کار نیستند، معضل خانه بدوشی به قوت خود باقیست. به همین سبب مسئولان سطوح گوناگون، در پی راه حل هایی برای مبارزه با آن هستند. مثلا همه ساله شهرداری ها، دولت های استانی، و دولت مرکزی، بودجه ای را برای ساخت واحدهای مسکونی با قیمت مناسب اختصاص می دهند.

این روند از دهه ۱۹۵۰ (۱۳۳۰) شتاب بیشتری به خود گرفت. به گونه ای که مثلا در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) دولت مرکزی ۲۰ هزار و ۴۵۰ باب واحد مسکونی را با قیمت های مناسب ساخت، و بدون سود تحویل داد. این مقدار یک ششم کل ساخت و سازهای آن سال محسوب می شد.

باربارا مورفی نویسنده کتاب روی زشت کانادایی ها مشکل عمده در راه تامین مسکن را اعتقاد نادرست دولت های استانی و ملی می داند، که بی خانمانی را مشکلی مربوط به شهرداری ها به حساب می آورند. در نتیجه توقع دارند، که همان ها هم این معضل را حل کنند

اما از همان سال به بعد، کانادا تنها کشور توسعه یافته جهان گردید که نه یک طرح ساخت و ساز مسکن ملی دارد؛ و نه برای بهبود روانی در سطح کشور، از راهبردی مشخص پیروی می کند.

با این حال اهمیت بودجه های مورد اشاره به حدی بود که ژان کریتین از حزب لیبرال، در مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) خود قول داد که طرح ساخت و ساز مسکن ملی با قیمت مناسب را از سر بگیرد.

اما پس از رسیدن به نخست وزیری، دولتش تمامی بودجه مربوطه را لغو کرد. به طوری که دو سال پس از آن تاریخ، در سراسر کشور تنها ۱۰۰۰ واحد مسکونی با قیمت مناسب ساخته شد.

سرانجام آش به حدی شور گردید که در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرد که شکست کانادا در تهیه مسکن آبرومند با قیمت مناسب سبب شده، که "در دوره اقتصادی قوی و رونق روز افزون، اوضاع کارتن خوابی در بین گروه های آسیب پذیر بدتر شود."

این اعلام در روند مورد اشاره تأثیری نداشت. به گونه ای که در ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) هم، در سراسر کشور تنها ۴ هزار و ۳۹۳ واحد مسکونی با قیمت مناسب ساخته شد. این مقدار یک پنجم میزانی محسوب می شد که ۲۵ سال پیش از آن که جمعیت فقط ۱۰ میلیون بود، بنا گردید.


البته این روند تنها به دولت های لیبرال محدود نمی شود. کمااینکه به گزارش روز ۲
۵ آوریل ۲۰۰۸ (۳۰ فروردین سال جاری) نشریه "آفتاب ونکور"، مانتی سولبرگ وزیر وقت محافظه کار "منابع انسانی و توسعه اجتماعی" که بخش مسکن در حیطه وظایفش محسوب می شد، در این مورد بسیار غیر مسئولانه رفتار نمود.

او دعوت ماه فوریه همان سال (بهمن سال گذشته) برای شرکت در نخستین جلسه در این مورد را که قرار بود پس از سه سال با حضور وزرای استانی مربوطه برگزار شود، رد کرد.

در عوض در مصاحبه ای خاطرنشان نمود که مسکن "چالش مشترک" تمامی دولت ها در سطوح مختلف (شهرداری ها، استانی و مرکزی)، بخش خصوصی، و سازمان های در پیوند با جوامع گوناگون می باشد.

البته واقعیت هم اینست که در بیش از سه دهه اخیر، بیشتر تلاش های دولتی از جانب شهرداری ها به عمل آمده است. اما در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) شهردارها در گردهمایی خود در سطح کشوری، قطعنامه ای را به تصویب رساندند که براساس آن بی حانمانی فاجعه ای ملی قلمداد گردید.

ولی به هر حال این شهرداری ها و شوراهای شهرها بوده اند که از دهه ۱۹۷۰(۱۳۵۰)، بیشترین بودجه ها را به ساخت سرپناه ها و اقامتگاه برای بی خانمان ها اختصاص داده اند.

اما افرادی چون باربارا مورفی مشکل عمده در راه حل این معضل را همین اعتقاد نادرست دولت های استانی و ملی می دانند، که بی خانمانی را مشکلی مربوط به شهرداری ها به حساب می آورند. در نتیجه توقع دارند، که همان ها هم این معضل را حل کنند.

۲- اقدامات انجام شده از سوی سازمان های غیر دولتی

به دلایلی که به آنها اشاره شد، فعالان اجتماعی و کارشناسان مربوطه بر این عقیده اند که دولت مرکزی مسکن را از فوریت های خود به شمار نمی آورد.
بنابراین در کنار دوایر و مسئولان مربوطه، افراد، گروه ها و هزاران سازمان گوناگون غیر انتفاعی از جمله ۱۹ هزار آژانس در استان آلبرتا، در این زمینه تلاش می کنند. "مهارت برای جوانان" در کل کانادا، "خدمات خانواده" در استان آلبرتا، و "خانه میثاق" در تورنتو، نمونه هایی از این دست هستند.

یکی از این سازمان ها هم "جمعیت سرپناه اضطراری جوانان" می باشد، که در شهر ادمنتون در استان آلبرتا قرار دارد. دب کاتلی یکی از مسئولین این مرکز می گوید، که ۹۰ درصد این کودکان کارتن خواب نمی خواهند از خانواده جدا زندگی کنند. زیرا ۷۰ درصد کل آنها مورد آزارهای جسمی، روحی و جنسی قرار می گیرند.

خواهر پاتریشیا کروز از "خانه میثاق" تورنتو نیز با قاطعیت خاطرنشان می کند که بدون کمک های مردمی، امکان دادن خدمات به کودکان خانه بدوش میسر نیست.

به هر حال وجود این معضل آزار دهنده، اینگونه سازمان ها را به اقدامات عملی کشانده است. مثلا در شهر هلیفکس، خیرین و کوشندگان اجتماعی را به فکر چاره های موقت و ماندگار انداخته، که یکی از آنها ساخت و یا اختصاص جایی برای بیتوته کارتن خواب ها می باشد. اینگونه اقامتگاه ها و سرپناه ها، معمولا به هدف های خاصی اختصاص دارند.

مثلا مجتمع اقامت اضطراری "خانه ادسام" که لغتی لاتین به مفهوم "من اینجا هستم" می باشد، ویژه زنان از ۱۶ سال به بالا است. این اقامتگاه برای ساکنان موقت خود سرپناه، غذا و پوشاک فراهم می کند. همچنین به زنان این امکان را می دهد که با راهنمایی کارکنان و داوطلبان کارشناس که با این مرکز همکاری دارند، زندگی خویش را سروسامان دهند.

در واقع می توان گفت که به طور کلی این مراکز در سراسر کانادا، تقریبا با کار داوطلبانه سرپا هستند. اما از آنجا که معضل بی خانمانی مشکلی ملی می باشد، بسیاری از آگاهان معتقدند که راه اندازی، نگهداری، و ادامه کار این مراکز باید با کمک های دولتی، غیر دولتی و در کنار یاری اشخاص منفرد داوطلب، صورت پذیرد. چراکه در حال حاضر دولت یا مدارس هیچ سیاست ویژه ای در مورد این معضل ندارند.

فعالان اجتماعی و کارشناسان مربوطه بر این عقیده اند، که دولت مرکزی مسکن را از فوریت های خود به شمار نمی آورد. بنابراین در کنار دوایر و مسئولان مربوطه، افراد، گروه ها و هزاران سازمان گوناگون غیر انتفاعی از جمله ۱۹ هزار آژانس در استان آلبرتا، در این زمینه تلاش می کنند

از دیگر سو همانگونه که پیشتر اشاره شد، دانش آموزانی که به دلایل گوناگون ناچار به زندگی در اینگونه اقامتگاه ها و سرپناه ها می شوند، باید مدارس خود را هم عوض کنند تا به محل زندگی اشان نزدیکتر باشد. به همین سبب مشکل غریبه بودن در مدرسه جدید نیز، به سایر فشارهای روانی آنها افزوده می شود.

در این پیوند هم برخی از مدارس فارغ از بی برنامگی دولت، ابتکارهایی به خرج داده اند. برای نمونه می توان به دبستان دولتی "وست هیل" به مدیریت ریک بران در تورنتو اشاره کرد. این مدرسه برنامه های ویژه ای برای تسهیل نخستین روزهای دانش آموزان جدید در نظر گرفته است.

مثلا در هر کلاس دو محصل مسئولیت خوشامدگویی به تازه واردین، همراهی آنها در غذاخوری مدرسه، گذراندن وقت زنگ تفریح با ایشان، نشان دادن قسمت های گوناگون دبستان به آنها، و. را به عهده دارند.

در عین حال اقداماتی نیز برای آشنایی کل جامعه با این معضل، و ایجاد همکاری بیشتر انجام می شود. یکی از این اقدامات "هفته عمل بر علیه کارتن خوابی" در ونکور است، که از سوی "جامعه ارائه طریق در مورد بی خانمانی" انجام می شود.

این جامعه برای سومین سال متوالی از ۱۲ تا ۱۹ اکتبر ۲۰۰۸ (۲۱ الی ۲۸ مهر ماه سال جاری) برای آشنایی با معضل کارتن خوابی، درک روش های مبارزه با آن، و اقدام عملی در این مورد، دست به کار شد.

تو که نوشم نه ای، نیشم چرایی؟

اما بی خانمان ها در کنار مشکلات کمرشکن اقتصادی، با جرائم قانونی نیز مواجهند. یعنی لوایحی که ابتدا در برخی از شهرهای آمریکا تصویب و به اجرا گذاشته شدند، و سپس در کانادا نیز معمول گشتند.

در آمریکا ابتدا گدایی و شستن شیشه جلوی خودروها از سوی بی خانمان ها ممنوع گشت. دلیل چنین ممنوعیت هایی نیز، نگرانی از سلامتی و بهداشت عمومی ذکر می شدند. اما باربارا مورفی اعتقاد دارد که سبب اصلی، ترس از این مسئله بود که آنان به ویژه با هدف قرار دادن جهانگردان، دست به جیب بری بزنند.

در کانادا نیز لوایحی تصویب شد که برای نمونه می توان به قانون به اجرا در آمده در ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) در شهر وینی پگ اشاره کرد، که گدایی در ملأ عام را ممنوع ساخت.

اما اینگونه قوانین که در دهه ۱۹۹۰ (۱۳۷۰) توسط پلیس به مرحله اجرا در می آمدند، از زمان تصویب تا کنون مورد اعتراض قرار داشته اند و در برخی موارد توسط دادگاه ها لغو شده اند.

زیرا بسیاری از جمله باربارا مورفی، فقر و بی خانمانی را تقصیر خانه بدوش ها نمی دانند. آنها اینگونه قوانین را زورگویی به کارتن خواب هایی به شمار می آورند، که خود بدترین قربانیان جامعه هستند. چراکه او افزایش تعداد فقرا، نبود واحدهای مسکونی ارزان قسمت، و بیماری های رونی و جسمی را عامل بی خانمانی می داند.

به علاوه بر این باورست که در معرض دید بودن کارتن خواب ها، به مثابه تلنگر فکری به افراد معمولی جامعه می باشد. چراکه این مسئله را در ذهن آنها ایجاد می کند، که در پی راه حلی برای این مشکل بروند.

خانم مورفی در این پیوند می نویسد: "وقتی آنها گدایی می کنند و یا دنبال جایی می گردند که سر بر بالین بگذارند، در واقع می خواهند زنده بمانند."

به جز موارد قانونی، موضع گیری برخی از مردم نیز در برابر بی خانمان ها بی رحمانه است. مثلا تجار مرکز شهر تورنتو آشکارا آنان را "حشرات موذی"، "جنایتکار" و. می خوانند. بسیاری از مردم نیز در صورت رویارویی احتمالی با آنها در معابر و اماکن عمومی، بدون اندکی پنهان کاری راه خود را کج می کنند.

اما از همه بدتر حمله به این قربانیان نابسامانی های اجتماعی، و احیانا کشتن آنها می باشد. کمااینکه نمی توان فراموش کرد که چگونه برایان دیگانیس و جفری هال در روز ۳۱ اوت ۲۰۰
۵ (۱۰ شهریور ۱۳۸۴) در "پارک خزه" واقع در مرکز شهر تورنتو، پل کروچ بی خانمان ۵۹ ساله را به قتل رساندند.

قاضی یوجین اواشوک روز اول ماه مه سال گذشته میلادی (۱
۲ اردیبهشت سال جاری) در دومین دادگاه مربوط به این جرم توضیح داد که چگونه دیگانیس و هال به ترتیب ۲۳ و ۲۴ و ساله، در پارک مورد اشاره آقای کروچ را کشتند. او گفت که آنها واقعا به این خبرنگار و ویراستار پیشین که به دلایل جسمی و روانی بی خانمان شده بود، مانند کیسه بوکس و توپ فوتبال آمریکایی مشت و لگد زدند.

این دو به این کار غیر انسانی نیز اکتفا نکردند و ولری والنو را هم که به قصد میانجیگری وارد ماجرا شده بود، مورد ضرب و شتم قرار دادند.
در این بینابین منتز ابراهیم ۲
۵ ساله دوست دو فرد نامبرده نیز وارد پارک شد، و شروع به فحاشی به خانم والنو و کتک زدن او کرد.

در کانادا لوایحی تصویب شد که گدایی در ملأ عام را ممنوع ساخت. اما اینگونه قوانین که در دهه ۱۹۹۰ توسط پلیس به مرحله اجرا در می آمدند، از زمان تصویب تا کنون مورد اعتراض قرار داشته اند و در برخی موارد توسط دادگاه ها لغو شده اند

سپس این سه سرباز ذخیره ارتش کانادا، خانم کتک خورده و مقتول را به حال خود رها، و با وانت دیگانیس صحنه جنایت را ترک کردند.

دادگاه برای دیگانیس که از هنگام دستگیری در بازداشت به سر می برد، ۵ سال و ۶ ماه حبس برید که در صورتی که دو سوم آن را بکشد، ممکنست به او عفو بخورد.
هال به ۱۰ سال زندان با امکان بخشش پس از گذراندن یک تا دو سوم این دوره، محکوم شد. حکم دادگاه برای ابراهیم ۱۰ ماه ماندن پشت میله ها می باشد، که او هم ممکنست پس از پشت سر گذاشتن دو سوم این مدت، براساس مقررات مربوطه آزاد شود.

آیا وضعیت موجود رو به بهبود دارد؟

پاسخ قطعا نه می باشد. زیرا مثلا در خلال یک دهه از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۶ (۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵) که جمعیت ۱۴ درصد زیاد شد، به میزان افراد زیر خط فقر ۳۰ درصد افزوده گشت. این عدم تناسب نشانگر هر چه بیشتر شدن فاصله بین دارا و ندار، و در نتیجه وخیم تر گشتن اوضاع در حوزه هایی چون بی خانمانی است.

به علاوه همه رخدادها و آمارهایی که تاکنون ارائه شد، مربوط به زمان هایی می شوند که وضعیت اقتصادی در حالت بسیار خوب و بعضا ایده ال بود. کمااینکه تولیدات کشور در سطح جهان از بالاترین ها محسوب می شد، بیکاری در پایین ترین سطح خود بود و.

اما گزارش منتشره در ۲۵ آوریل ۲۰۰۸ (۶ اردیبهشت سال جاری) نشان داد که از زمان "رکود اقتصادی عظیم" دهه ۱۹۳۰ (۱۳۱۰) تاکنون، هیچگاه تعداد افراد بی خانمان تا این حد زیاد نبوده است.

بدتر اینکه اوضاع روز بروز وخیم تر هم می شود. چرا که در آن تاریخ هم هنوز اوضاع کانادا بسیار بهتر از امروز بود.

زیرا کافیست به این حقیقت اشاره کنیم که در این کشور با جمعیت کمتر از ۳۴ میلیونی، در دو ماه نوامبر و دسامبر سال گذشته (آبان و آذر سال جاری خورشیدی) بیش از ۱۰۰ هزار نفر بیکار شدند.

در ماه ژانویه (۱۲ دی تا ۱۲ بهمن) نیز، ۱۲۹ هزار تن شغل خود را از دست دادند. چنین کاهشی در طی فقط یک ماه، در ۱۹ سال اخیر سابقه نداشته است. مضافا اینکه آگاهان اقتصادی وضعیت ماه های آتی را هم، وخیم پیش بینی می کنند.

بنابراین می بینیم که کارهای انجام شده در برابر عظمت معضل موجود، حکایت کاه و کوه است.

با توجه به همین اوضاع بد می باشد که اینک بین ۲ تا ۴ میلیون شاغل کانادایی هر روزشان را با این اضطراب آغاز می کنند و شب نیز با همین بیم سر به بالین می گذارند، که آیا در بین افرادی قرار خواهند گرفت که در مرحله بعدی عذرشان از محل کار خواسته می شود؟



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

متن کامل گزارش مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

الف ـ فعالیتهای جاری مربوط به غنی سازی

2ـ ایران از هنگام گزارش قبلی مدیر کل به تزریق UF6 در واحد 3000 دستگاهی واحد IR-1 (واحد A24) و شش آبشار دیگر در کارخانه غنی سازی سوخت (FEP) ادامه داده است. (1)

 9 آبشار دیگر واحد A26 نصب شده اند و تحت خلاء میباشند .(2) نصب سه آبشار باقیمانده از آن واحد همچنان ادامه دارد. کار نصب در واحدهای A25، A27 و A28 شامل نصب لوله ها و کابلها نیز ادامه دارد.

3-آژانس ارزیابی خود از نتایج راستی آزمایی موجودی فیزیکی در کارخانه غنی سازی سوخت را که در تاریخ 24 تا 26 نوامبر 2008 انجام داده بود نهایی نموده است و نتیجه گیری نموده است که موجودی فیزیکی اعلام شده توسط ایران در چارچوب عدم قطعیت اندازه گیری که معمولا در ارتباط با کارخانه های غنی سازی با محصولات مشابه وجود دارد، با نتایج راستی آزمایی مطابقت داشت. آژانس همچنین راستی آزمایی نمود که از فوریه 2007 تا 17 نوامبر 2008، معادل 9956 کیلوگرم UF6 به داخل آبشارها تزریق شده است و مجموعا مقدار 839 کیلوگرم UF6 با غنای کم تولید شده است. نتایج همچنین نشان داد که سطح غنی سازی این محصول با غنای پایینUF6  که توسط آژانس راستی آزمایی شده معادل 49/3 درصد اورانیوم 235 بود. ایران تخمین زده است که بین تاریخ های 18 نوامبر 2008 تا 31 ژانویه 2009 معادل 171کیلوگرم UF6 دیگر با غنای پائین تولید کرده است. مواد هسته ای در کارخانه غنی سازی سوخت (شامل خوراک، تولید محصول و دورریز) به علاوه تمام آبشارهای نصب شده تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی آژانس قرار دارند.  (3)

4ـ آژانس در تاریخ 29 سپتامبر 2008 راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) را در کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی سوخت (PFEP) اجرا نمود. در چارچوب عدم قطعیت اندازه گیری که معمولا در ارتباط با کارخانه های غنی سازی با محصولات مشابه وجود دارد، نتایج تایید نمود که بین تاریخ های 29 اکتبر 2008 و 15 ژانویه 2009 ایران در مجموع تقریبا مقدار 50 کیلوگره از گاز UF6 را به داخل بیست سانتریفیوژ از آبشار IR-1، و 10 سانتریفیوژ از آبشار IR-2 و سانتریفیوژهای منفرد IR-1، IR-2 و IR-3 تزریق کرده است. مواد هسته ای در کارخانه PFEP و ناحیه آبشار تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی آژانس قرار دارد. ایران چند کیلوگرم از UF6 تولید شده در کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی سوخت را به آزمایشگاههای چندمنظوره جابربن حیان (4) در مرکز تحقیقات هسته ای تهران را به منظور تحقیق و توسعه منتقل کرده است.

5-  تا این تاریخ نتایج نمونه های محیطی اخذ شده در کارخانه های نیمه صنعتی و صنعتی غنی سازی(5)  نشان می دهد که این کارخانه ها همانگونه که اعلام شده (با غنای کمتر از 5% اورانیوم 235 ) در حال فعالیت می باشند. از مارس 2007 تعداد 21 بازرسی اعلام نشده از کارخانه غنی سازی سوخت (FEP ) انجام شده است.

6- در تاریخ 12 ژانویه 2009 ایران یک پرسشنامه اطلاعات طراحی روزآمد شده (DIQ) برای کارخانه های نیمه صنعتی و صنعتی غنی سازی سوخت را ارائه نمود. ایران در پرسشنامه اطلاعات طراحی آژانس را مطلع نموده که در نظر دارد یک اتاق را به آزمایش سانتریفیوژ منفرد اختصاص دهد. تغییرات دیگری در ظرفیت موسسات یا برنامه های کاری آنها وجود نداشت.

ب) فعالیت های بازفرآوری

7- آژانس به نظارت خود در استفاده  و احداث سلول های داغ در راکتور تحقیقاتی تهران و موسسه تولید رادیو ایزوتوپ های مولیبدن، ید و زینان (MIX) ادامه داده است. هیچ گونه شواهدی از فعالیت های در حال انجام مرتبط با بازفرآوری در آن موسسات وجود نداشته است. در حالی که ایران اعلام نموده است که هیچ گونه فعالیت توسعه و تحقیقات مرتبط با بازفرآوری در ایران نیست مادامی که اقدامات مربوط به پروتکل الحاقی اجرا نمی شوند،  آژانس تنها می تواند این موضوع را در رابطه با این دو موسسه تایید نماید.

 ج ) پروژه های مربوط به رآکتور آب سنگین

8- آژانس آخرین بار در تاریخ اوت 2008 از رآکتور تحقیقاتی هسته ایران (IR-40) بازدید (GOV/2008/59, Para. 9). در تاریخ 21 ژانویه 2009، آژانس مجددا درخواست دسترسی برای انجام راستی آزمایی اطلاعات طراحی در IR-40 را مطرح نمود. در نامه ای به تاریخ 26 ژانویه 2009 با اشاره به مکاتبات قبلی در خصوص ارائه اطلاعات طراحی، ایران آژانس را مطلع نمود که اجازه انجام DIV را نخواهد داد. در پاسخ مورخ 29 ژانویه 2009آژانس مجددا درخواست خود را برای دستری بمنظور انجام DIV مورد تاکید قرار داد. ایران در پاسخ خود به تاریخ 7 فوریه 2009 ایران مجددا نظرات خود را تاکید قرارداد بعلت اینکه IR-40 در وضعیت دریافت مواد هسته ای نمیباشد، لزومی به ارائه DIQ نیست و بنابراین درخواست برای  دسترسی برای انجام DIV موجه نمی باشد. ایران درخواست نمود تا زمانی که تصمیم مصرح در نامه مورخ 29 مارس 2007 ایران معتبر است ، هیچ گونه DIV برای IR-40 برنامه ریزی نمی شود.

9- امتناع ا ایران از اعطای دسترسی آژانس به رآکتور IR-40 میتواند تاثیر سوئی بر توانایی آژانس جهت اجرای موثر پادمان در آن موسسه داشته باشدو کار را بر آژانس برای گزارش دهی بیشتر در خصوص احداث رآکتور آنگونه که مورد درخواست شورای امنیت بوده است مشکل ساخته است. علاوه بر نصب سقف دیگر ساختمانهای سایت که قبلا کامل شده اند، احداث سقف ساختار پوششی و گنبدی شکل رآکتور، همان طور که در تصاویر گرفته شده در 30 دسامبر 2008 نمایان می باشد، کامل شده است و موجب گردیده استفاده از تصاویر ماهواره ای برای نظارت های بعدی بر ساختمانهای داخلی ساختار رآکتور یا هر گونه ساختمان دیگر امکانپذیر نباشد.

10- در 7 فوریه 2009 زمانی که آژانس مطلع گردید خط مربوط به فرآیند تولید قرصهای اورانیوم طبیعی بمنظور تامین سوخت رآکتور آب سنگین کامل شده بود و میله های سوخت در حال تولید بودند، آژانس یک بازرسی از تاسیسات کارخانه تولید سوخت را به انجام رساند.

11- آژانس با استفاده از تصاویر ماهواره ای به نظارت بر وضعیت کارخانه تولیدآب سنگین ادامه داده است ه نشان می دهد در وضعیت عملیاتی است.

دـ سایر مسایل اجرایی

دـ1 – تبدیل اورانیوم

12- از تاریخ 8 مارس 2008،  تاریخ آخرین PIV انجام شده توسط آژانس در کارخانه UCF تا تاریخ  9 فوریه 2009 تقریبا مقدار 42 تن اورانیوم به شگل گاز UF6 در تاسیسات تبدیل اورانیوم تولید شده بود. این مقدار مجموع اورانیوم تولید شده در شکل UF6 را در این کارخانه از مارس 2004 به مقدار 357 تن میرساند، که مقداری از آن به کارخانه های FEP و PFEP منتقل شده و همه آنها تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی آژانس قرار دارند.

دـ2) اطلاعات طراحی:

13ـ همان طور که قبلا به شورای حکام گزارش شده است، آژانس تا کنون اطلاعات طراحی مقدماتی درخواست شده در دسامبر 2007 در خصوص نیروگاه هسته ای که قرار است در دارخوین ساخته شود، دریافت ننموده است (GOV/2008/38, Para. 11).

دـ 3) سایر مسایل:

14ـ در تاریخ 13 تا 14 سال 2008 یک PIV در نیروگاه هسته ای بوشهر انجام شد. مجموعه های سوخت وارد شده از روسیه برای استفاده در نیروگاه اتمی بوشهر، تحت مهر و موم آژانس باقی مانده است. ایران آژانس را مطلع کرده است که بارگذاری سوخت در داخل رآکتور برای سه ماهه دوم سال 2009 برنامه ریزی شده است.

 

 

هـ ابعاد نظامی احتمالی

15ـ همانگونه که در گزارشهای قبلی مدیر کل به شورای حکام، (آخرین آنGOV/2008/59, para.15)تشریح گردید تعدادی از مسائل باقیمانده وجود دارند که موجب نگرانیهایی هستند و باید برای مرتفع ساختن وجود ابعاد نظامی احتمالی در برنامه هسته ای ایران از آنها رفع ابهام شود. همانگونه که در آن گزارشها ذکر شد برای اینکه آژانس بتواند به این نگرانیها  بپردازد و در تلاشهایش برای تضمین عدم وجود مواد و فعالیتهای هسته ای اظهار نشده در ایران پیشرفتی حاصل نماید، ضروری است ایران از جمله اطلاعات و دسترسی های مورد درخواست آژانس را فراهم نماید.  

16- آژانس در نامه مورخ 2 فوریه  2008 به ایران، مجددا درخواستش را برای ملاقات با مسئولین ایرانی در تهران در اولین فرصت ممکن، بمنظور پیشرفت در حل و فصل مسائلی که معلق باقی مانده اند، مورد تاکید قرار داد.

17- آژانس هنوز پاسخ مثبتی از ایران در رابطه با درخواستهای آژانس دریافت نکرده است و بنابر این به اطلاعات، اسناد، اماکن یا اشخاص مربوطه دسترسی نیافته است.

 و_ خلاصه

18- آژانس قادر بوده است راستی آزمایی عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده را در ایران ادامه دهد. در عین حال ایران متن اصلاح شده ترتیبات فرعی، کد 1/3 در باره ارائه زودهنگام اطلاعات طراحی را به اجرا درنیاورده و همچنان از اجازه دادن به آژانس برای انجام راستی آزمایی اطلاعات طراحی در IR-40 (رآکتور هسته ای تحقیقاتی) امتناع نموده است.

19- ایران برخلاف درخواست شورای حکام و شورای امنیت پروتکل الحاقی را که برای آژانس یک پیش نیاز برای ارائه تضمین معتبر در خصوص عدم وجود مواد و فعالیتهای هسته ای اظهار نشده 0می باشد، به اجرا درنیاورده است. این کشور همچنین همانگونه که از سوی شورای امنیت مقرر گردیده، با درخواست آژانس مبنی بر اینکه ایران بعنوان یک اقدام شفاف ساز، دسترسی به اماکن بیشتر مرتبط با، از جمله تولید سانتریفیوژها، تحقیق و توسعه غنی سازی اورانیوم، معدنکاری و آسیاب اورانیوم را فراهم سازد، موافقت نکرده است.

20- متاسفانه در نتیجه استمرار عدم همکاری از سوی ایران در ارتباط با مسائل باقیمانده که مایه نگرانی در خصوص ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران هستند، آژانس هیچ گونه پیشرفت ماهوی در رابطه با این موضوعات حاصل نکرده است. همانگونه که در گزارشهای قبلی مدیرکل اشاره شد، برای اینکه آژانس بتواند به چنین پیشرفتی نایل آید، ضروری است ایران در ارتباط با تمامی موضوعات باقیمانده، اطلاعات محتوایی را ارائه دهد و دسترسی به اسناد، اماکن و افراد مربوطه را فراهم نماید.  بویژه در خصوص مطالعات ادعایی، نخستین گام مهم برای ایران این است که روشن نماید اطلاعات مندرج در اسنادی که به ایران نشان داده شده و فرصت داده شده تا آنها را مطالعه نماید، تا چه حدی در واقع صحیح هستند و در مورد اینکه از دید این کشور چنین اطلاعاتی ممکن است اصلاح شده باشند یا به مقاصد غیر هسته ای ارتباط بیابند، رفع ابهام نماید.

21-  چنانچه ایران آنگونه که از سوی شورای امنیت مقرر شده، اقدامات شفاف ساز فوق الاشعار را اجرا ننماید، آژانس در موقعیتی نخواهد بود که تضمین معتبری را در خصوص عدم وجود مواد و فعالیتهای هسته ای اظهار نشده در ایران ارائه نماید. مدیرکل همچنان مصرانه از ایران می خواهد که تمامی اقدامات لازم برای اعتماد سازی در خصوص ماهیت منحصرا صلح آمیز برنامه هسته ای خود را در اولین زمان ممکن به اجرا درآورد. مدیرکل در عین حال مصرانه از کشورهای عضوی که این گونه اسناد را به آژانس ارائه داده اند می خواهد که با آژانس برای ارائه کپی از آنها به ایران موافقت نمایند.

22- ایران برخلاف تصمیمات شورای امنیت فعالیتهای مرتبط با غنی سازی یا کار در پروژه های مرتبط با آب سنگین، شامل ساخت رآکتور تحقیقاتی کند شونده بوسیله آب سنگین، IR-40، و تولید سوخت برای آن رآکتور را بحال تعلیق در نیاورده است.

23- مدیرکل به نحو مقتضی به گزارش دهی خود ادامه خواهد داد.

پانویس ها

1- برای کسب اطلاعات تفصیلی درباره وضعیت FEP نگاه کنید به سند GOV/2008/38 بند 2 .

2- در تاریخ فوریه 2009، تعداد 3936 سانتریفیوژ بوسیله گاز UF6 تغذیه شده است. 1476 سانتریفیوژ نصب شده و تحت خلاء میباشد و 125 سانتریفیوژ دیگر نصب شده اما تحت خلاء نمی باشند.

3- در راستای رویه عادی پادمانی، مقدار کمی مواد هسته ای در یک موسسه برخی پسمان و نمونه ها تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی قرار نمیگیرند.

GOV/2003/40, paras 7 and 18; GOV/2004/83, paras 14 and 73–74 -   4

5-  نتایج نمونه گیری های انجام شده تا تاریخ 1 ژوئیه 2008 برای کارخانه غنی سازی و تا تاریخ 20 آوریل برای کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی موجود می باشد. این نتایج نشاند داده است که ذرات اورانیوم با غنای کم (بالغ بر 4 درصد اورانیوم 235، اورانیوم طبیعی و اورانیوم ضعیف شده ( تا غنای 4 دهم درصد اورانیوم 235 ) می باشد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی