خرید بک لینک behtarinbacklink.com - لایسنس نود 32 -

سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
baxbet
bettime90vip
وان ایکس بت
خرید لایسنس نود 32 - سئو سایت
  • لایسنس رایگان نود 32
  • اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو

    گفت وگوی ایران دیلی با جوزف نای استاد روابط بین الملل امریکا

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۴
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    اوباما رسماً کارش را به عنوان رئیس جمهور امریکا شروع کرد. سخنرانی تحلیفش چگونه بود قانون نانوشته سخنرانی های تحلیف این است که رئیس جمهور جدید قرار نیست به رئیس پیشین حمله کند یا دست کم به طور مستقیم از آن حذر کند. اما با توجه به اینکه اوباما بخش زیادی از کمپین انتخاباتی اش را بر مبنای مخالفت با جنگ عراق و پاسخ های بوش به حملات ۱۱ سپتامبر قرار داده بود، آشکارا احساس می کرد که باید در اولین سخنرانی رسمی اش به عنوان فرمانده کل قوا، قواعد جدیدی برای سیاست های امریکا طرح ریزی کند. اوباما با تأکید بر اینکه تنها با «خویشتنداری» از قدرت استفاده می کند اظهار کرده که از سیاست های جورج بوش فاصله گرفته و انتقادات و شعارهای انتخاباتی را به عنوان اصول راهنما در رویکردش نسبت به رهبری دنیا قرار داده است. تصور می کنم که آن سخنرانی بر اعتقاد اوباما به «قدرت هوشمند» صحه گذاشت. قدرت هوشمند یعنی تلفیق قدرت نظامی با ایده آل های جذاب.

    لطفاً بگویید که جنبه تاریک دولت بوش در استقلال عملش چه بود

    مسئله این است که در استقلال عمل یا خودمختاری «خود» چه چیزی را تعیین می کند. آیا هر گروهی حق جانشینی دارد. اگر کشور را تضعیف کنند چه خودمختاری عموماً به عنوان حق مردم برای تشکیل دولت و حکومت خود تعریف می شود. این اصل مهمی است، اما این «خود» کیست که تعیین تکلیف می کند

    خودمختاری یک اصل مبهم اخلاقی است. وودرو ویلسون فکر می کرد که مشکلات اروپا در ۱۹۱۹ را حل خواهد کرد اما بیش از آنکه مشکلی حل کند بر مشکلات افزود. امروز کمتر از ۱۰ درصد کشورهای دنیا متجانس و همگن هستند اما در نظر گرفتن خودمختاری به عنوان یک اصل اولیه اخلاقی می تواند تبعات فاجعه باری در بسیاری از مناطق به دنبال داشته باشد. میل به خودمختاری در دنیای امروز باید به صورت مورد به مورد ارزیابی شود و باید انگیزه ها، ابزارها و تبعات آن را در نظر بگیرد. در یک چارچوب چند بعدی و چندجانبه نیز باید چنین روشی اعمال شود.

    چه دلایلی وجود دارد که اثبات کند امریکا با یکجانبه گرایی موفق نمی شود

    مسائل فراملیتی متعددی مانند تغییرات جوی و بحران اقتصادی وجود دارد که هیچ کشوری به تنهایی قادر به حل آنها نیست.

    حمله به عراق از مصادیق بارز یکجانبه گرایی بود.

    درس های بحران عراق برای امریکا و دنیا چیست

    حصول موفقیت در مسائلی مانند عراق مستلزم مشروعیت چندجانبه است. اتکا به اطلاعات نادرست و قدرت سخت می تواند منجر به فاجعه شود. به نظر من سیاست خارجی بوش، امریکا را ضعیف تر کرد. پاسخ به حملات القاعده، در افغانستان ضروری بودن هجوم به عراق یک اشتباه راهبردی بزرگ بود که قدرت نرم امریکا در جهان اسلام را کاهش داد و منافع ژئوپلیتیکی و اهرم انرژی آن را قوی تر نکرد.

    سؤال بسیاری از ناظران این است که ایده آل های نسل جدید سیاستمداران امریکا چیست و امریکای امروز چگونه دنیایی می خواهد

    به نظر من اگر امریکا مطابق خطوطی که در سخنرانی تحلیف اوباما آمد حرکت کند شاید موقعیت مناسبی بیابد. او گفت که «قدرت از طریق استفاده محتاطانه از آن رشد می کند؛ امنیت ما الگوهای ما و کیفیات تعدیل کننده از خویشتنداری ما نشأت می گیرد». این لحن جدید و نقطه آغاز خوبی برای سیاست خارجی جدید امریکاست.

    قدرت هوشمند که این روزها در امریکا از آن سخن گفته می شود، چیست

    قدرت هوشمند عبارت از توانایی تلفیق قدرت سخت و نرم برای ایجاد راهبردهای موفق است. هیلاری کلینتون در جلسه شهادتش در کنگره به این نکته اشاره نکرد. دولت جدید امریکا برای رویارویی با چالش های کنونی و آینده پیش روی امریکا باید دیدگاهی راهبردی نسبت به تلفیق قدرت سخت و نرم برای ایجاد قدرت هوشمند داشته باشد.

    قدرت نرم چگونه هوشمند می شود

    البته قدرت نرم عبارتی است که من برای توصیف ابزارهای سیاست خارجی به منظور «دستیابی ملت ها به نتایج دلخوه از طریق ایجاد جذابیت» به کار بردم. بسیاری از ترقی خواهان این مفهوم را قبول دارند اما از نام آن بیزارند. ایده هوشمند را سال ۲۰۰۴ در کتابم با عنوان قدرت نرم مطرح کردم زیرا می خواستم مردم بدانند قدرت نرم ضروری است اما کافی نیست.

    دولت جدید امریکا چگونه می خواهد قدرت نرم را در خارج اجرا کند

    امریکا با سرمایه گذاری مجدد در راه خیر جهانی می تواند یک قدرت هوشمندتر شود. یعنی باید به همه مردم و دولت های سراسر دنیا چیزهایی بدهد که آنان در غیاب رهبری امریکا قادر به دستیابی به آن نیستند. امریکا با قدرت نظامی و اقتصادی در کنار سرمایه گذاری وسیع تر در قدرت نرم می تواند چارچوب لازم برای مقابله با چالش های جهانی ایجاد کند. چندی پیش رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا خواستار تعهد بیشتر دولت امریکا به ارائه پول و تلاش بیشتر در راستای ابزارهای قدرت نرم مانند دیپلماسی، کمک های اقتصادی و وسایل ارتباط جمعی شد زیرا امریکا به تنهایی قادر به دفاع از منافع خود در سراسر دنیا نیست.

    وی خاطرنشان ساخت که مجموع هزینه های نظامی حدود نیم تریلیون دلار در سال است اما این هزینه برای وزارت خارجه ۳۶ میلیارد دلار است. او گفت: «من در این وزارتخانه هستم تا ظرفیت های خودمان را در رابطه با قدرت نرم و تلفیق آن با قدرت سخت افزایش دهم.»

    عناصر کلیدی قدرت هوشمند در خاورمیانه چیست

    من معتقدم تقابل کنونی، برخورد اسلام و غرب نیست بلکه جنگ میان اقلیت تروریست است و اغلب گروه های مذهبی آن را قبول ندارند. امریکا در مقابل تندروهایی نظیر القاعده باید از قدرت سخت استفاده کند زیرا قدرت نرم هرگز آنها را جذب نمی کند. اما قدرت نرم برای جذب جریان غالب و خشکاندن ریشه حمایت از افراطیون ضروری است.

    آینده روابط ایران و امریکا را چگونه پیش بینی می کنید

    به روابط آینده ایران و امریکا خوشبینم. اما مسئله اینجاست که باید هر دو طرف به این نتیجه برسند که دست کم در خاورمیانه منافع مشترک زیادی دارند. متأسفانه درگیر سوءتفاهمی درباره ضرورت روابط دوجانبه هستیم.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    گزارش کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در باره بررسی صلاحیت کلینتون

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۳
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    ما برای همکاری با آنهایی که در افغانستان و پاکستان قصد ریشه کنی القاعده، طالبان و دیگر افراطیان خشنی که علاوه بر آنها، ما را نیز مورد تهدید قرار داده اند، از تمامی عناصر قدرتمان - یعنی سیاست، پیشرفت و توسعه و نیروی دفاعی استفاده خواهیم کرد – جایی که رییس جمهورمنتخب اوباما آن را جبهه مرکزی مبارزه با تروریسم نامیده است. درحالیکه توجه ما روی عراق، پاکستان و افغانستان متمرکزمیباشد، باید سیاست قدرت هوشمند را فعالانه در خاور میانه دنبال کرده، طرحی که نیازهای امنیتی اسرایئل و اهداف مشروع، سیاسی و اقتصادی فلسطینی ها را مخاطب قرار داده؛ بطور موثر ایران را وادار به خاتمه طرح تولید سلاح های هسته ای و پشتیبانی اش ازتروریسم کرده؛ و ایران و سوریه هر دو را قانع سازد تا رفتار خطرناک خودشان را کنار گذاشته و نقش سازنده ای در منطقه عهده دار شوند؛ و سهیم نمودن مصر، اردن، عربستان سعودی، و دیگر کشورهای عربی همراه با ترکیه و متحدین ما در خلیج در روند ایجاد صلح و آرامش پایدار در منطقه، روابط ما را با این کشورها مستحکم می نماید.اگرچه مشکلات حاکم بر خاورمیانه به نظرلاینحل میایند- و بسیاری از روسای جمهور، ازجمله شوهر من، سالها وقت صرف یافتن راه حل کرده اند – ما نمیتوانیم امیدمان را به صلح ازدست بدهیم. همچنین یاداور فجایع انسانی حاصل از درگیری ها در خاورمیانه شده ایم که بقیمت رنج و درد غیرنظامیان فلسطینی واسرایلی تمام شده است. این موضوع صرفاًً باید عزم ما را در رسیدن به توافقنامه صلحی عادلانه و پایدار راسخ نماید؛ قراردادی که امنیتی حقیقی و روابطی عادی و مثبت با همسایگانش به اسراییل داده؛ و استقلال، توسعه اقتصادی و امنیت را برای فلسطینیان در کشور خودشان تامین نماید.در رابطه با تروریسم، به یک سیاست جامع نیاز مندیم که با استفاده از شبکه اطلاعاتی، دیپلماسی و امکانات نظامی، القاعده و دیگرسازمان های تروریستی را با ریشه کنی شبکه های آنها و نابودی راههای پشتیبانی شان از افراطیون خشن و بظاهر قانونی ، شکست دهیم. بزرگترین خطری که آمریکا با آن مواجه می باشد امکان دستیابی گروه های تروریستی به تسلیحات کشتار جمعی می باشد.
    بنابراین، همزمان با دفاع علیه خطرات تروریستی، ما همچنین از موقعیتهای موجود برای درگیری آمریکا در مشغول کردن سایر کشورها در روند کاهش ذخیره هسته ای خودشان، استفاده خواهیم کرد. قرارداد منع تولید سلاحهای هسته ای زیربنای یک نظام منع گسترش می باشد و تقویت آن نیاز به رهبری ایالات متحده دارد.
    به همین دلیل در چارچوب قرار داد START به دنبال رسیدن به توافقهایی با روسیه مبنی بر کاهش بیشتر تولید و تکثیرتسلیحات خواهیم بود. به منظور تصویب قرارداد جامع منع آزمایشهای هسته ای با این کمیته و مجلس سنا همکاری خواهیم کرد و برای تجدید مذاکرات در رابطه با پیمانی نهایی و راست یافت پذیر، تلاش خواهیم نمود.
    همزمان، به فعالیتهایمان در زمینه جلوگیری از تولید و تکثیر مواد هسته ای در کره شمالی و ایران؛ جمع آوری تسلیحات و مواد هسته ای پراکنده و بستن بازار خرید و فروش آنها ادامه خواهیم داد، چنانچه آقای سناتور لوگر سالها ست دراین راه زحمت کشیده اند.
    اما نمی توان به این خطرات بطور جداگانه رسیدگی کرد. لازمه استفاده ازقدرت هوشمند، یاری خواستن از دوستان و مخالفان هر دو می باشد تا پیوندهای دیرینه را تقویت کرده و روابط جدید ایجاد شود؛ این بمعنای تقویت روابطی است که طی مرور زمان پایدار مانده اند .
    سناتور کری:
    ازاظهارات و بیانات بسیار اندیشمندانه و جامع شما خیلی متشکریم.
    یکی از مهم ترین مسائلی که با آن مواجه هستیم موضوع برنامه هسته ای ایران و رابطه کلی ما با ایران میباشد. زمان میگذرد، ولی ایران همچنان در برابر قطعنامه های سازمان ملل ایستادگی کرده، میزان اورانیوم غنی سازی شده اش افزایش یافته ، تعداد بیشتری سانتریفوژ نسب و راه اندازی کرده وهیچ توجه ای هم به نگرانی های باز رسان ندارد. و اقدامات سختگیرانه اخیر در شورای امنیت بی حاصل ماند.
    طی مبارزات انتخاباتی، رییس جمهور منتخب اوباما گفت که در رابطه با برنامه هسته ای ایران از بازگویه، "سیاست هویج و چوب بزرگ" استفاده خواهد کرد. میدانیم که هم اکنون بسته پیشنهادی گروه 5 روی میز است. و
    حد اکثر امکان افزایش تحریمهای شورای امنیت مورد سوال است.
    نظرشما دراین مقطع زمانی چیست؟ آیا میتوانید با ما درمیان بگذارید که دولت چه "هویج های" دیگری را در نظرگرفته است؟ چرا تصورمیکنید که اینها ممکن است برای تغییرمحاسبات ایران کافی باشد؟ آیا میتوان تحریمات سختتری به کاربرد؟ و شما و دولتتان در حال حاضر چگونه به این موضوع نگاه میکنید؟
    سناتور کلینتون:
    از شما آقای رییس جلسه تشکر میکنم. و طبیعتا، حکومت جدید بسیار نگران نقش ایران در جهان، حمایتش از تروریسم، دخالت مداومش در امور دیگر دولتها و پیگیری تسلیحات هسته ای می باشد.
    هدف ما این خواهد بود که از راه سیاست، با استفاده ازتحریم، و از راه تشکیل ائتلافهای بهتر با ممالکی که معتقدیم مانند ما جلوگیری از مبدل شدن ایران به یک قدرت هسته ای بنفع آنهاست سعی میکنیم جلوی این کار را بگیریم.
    ما هیچ گزینه ای را از نظر دور نمی کنیم، اما روندی جدید و شاید متفاوت دنبال خواهیم کرد که اساسی خواهد بود برای آنچه دولت اوباما نگرشی بسمت برخوردی است که ممکن است نتیجه بخش باشد. جناب ریاست جلسه ما دچار توهم نیستیم که دولت جدید می تواند نتیجه تماس با ایران را پیش بینی کند اما، رئیس جمهوری منتخب به این رویکرد متعهد است و ما آن را دنبال می کنیم.
    سناتور کری:
    آیا به وجود تحریم های شدیدتر در شورای امنیت اعتقاد دارید؟ از این گذشته، آیا میتوانند مواثر واقع شوند؟
    سناتور کلینتون:
    تا خودمان قاطی کار نشدیم نخواهیم دانست که تا چه حد موفق می شویم. ما تعهد دادیم تا با سازمانهای بین المللی بطورجدی و دائمی مرتبط باشیم. ما با دوستان و مخالفانمان درسازمان ملل همکاری خواهیم داشت. سعی میکنیم آن اعضای شورای امنیتی را که تا به حال یا مشکوک بوده اند و یا ما را همیاری نکرده اند قانع کنیم که یک ایران مسلح و هسته ای تحت هیچ شرایطی به نفع هیچ کسی نیست.
    پیش بینی میزان موفقیتمان دشوارمی باشد، اما به شما قول میدهم که نهایت کوششمان را برای دستیابی به تحریم هایی که به تغییر محاسبه رهبری جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نیروی قدس منجر شود به کار خواهیم بست . همانطور که خودتان خوب آگاه هستید اینها همه دارای نقشهای اساسی میباشند. بنابراین ما موظف هستیم راهی پیدا کنیم تا بتوانیم بر روی ایران فشارلازمه و مناسب را گذاشته، تا آنها را از پیشروی و اقدامات بعدی منصرف سازیم.
    سناتور کری:
    به عنوان حرف آخردرقبال خط مشی و منافع امنیتی، آیا سیاست دولت جدید این میباشد که تحت هیچ شرایطی پذیرای ایرانی مسلح نخواهیم بود، و هراقدام لازمی ی کنیم تا ازاین واقعه جلوگیری کنیم؟ ویا اینکه این موضوع تنها مطلوب نمی باشد؟ فکرمیکنم، همان طوری که خودتان به آن اشاره فرمودید، به صرف هیج کسی نیست و این درحد تاکید یک تحریم و نهی نمی باشد.
    سناتور کلینتون:
    رئییس جمهورمنتخب مکررا گفنه است که این موضوع غیر قابل قبول است. سیاست ایالات متحده دنبال کردن روال دیپلماسی، همراه با تمام ابزارش می باشد، اینکه هر کاری بکنیم تا جلوی هسته ای شدن ایران را بگیریم.
    و همانطورکه خودم نیزگفتم، ما هیچ گزینه ای را از نظر دور نمی کنیم. رییس جمهورمنتخب سریحا این موضوع را غیرقابل قبول خوانده است، و این پایه منطق ما بوده و اقداماتمان را بر این اساس خواهیم گذاشت.
    سناتور کری:
    دولت بوش، آقای برنز، معاون وزارت خارجه را به دوره قبلی آن گفتگوها تنها به عنوان ناظر فرستاد. آیا شما خیال دارید بلافاصله یک نماینده بفرستید تا درآن مذاکرات حضوریابد؟
    سناتور کلینتون:
    ما تمام امکانات را در نظر می گیریم. یکی ازجنبه های مهم روش تصمیم گیری ما این است که با دوستانمان درمنطقه و فرای آن مشورت خواهیم کرد.
    حقا می توان گفت که رییس جمهور منتخب، تازگی طی همین هفته اخیر، اظهارداشته اند که ما روندهای جدیدی به کارخواهیم برد زیرا روشهای سابق بی اثر بوده اند. آنها از همیشه به دسنرسی به سلاحهای هسته ای نزدیکترند. پس با دیدی گسترده ولی با مشورت به این موضوع نگاه خواهیم کرد، و در اینجا براین نکته تکیه میکنم ، چرا که برای کسانی که در آن منطقه زندگی میکنند، و خیلی از آنها از متحدین ما می باشند، اسرائیل و دیگرانی که به حق نگران قدرت در حال افزایش ایران و نحوه استفاده از آن میباشند، بسیارمهم است بدانند که دولت اوباما قصد دارد بطور اساسی و گسترده ای مشورت کند تا هنگام عمل، تا حد امکان، هماهنگ باشیم.
    سناتور کری:
    پارسال، من و شش تن از همکارانم، ازجمله سناتور لوین، ازطریق نامه ای به خانم رایس، وزیرخارجه، از او درخواست کردیم تا دفترحفاظت منافعی در تهران تاسیس کند. به نظر مبهم و مضرمی رسد که در برخی ازاین جاها وجود خارجی نداریم. مثلا، ما درسوریه سفیرنداریم. باید داشته باشیم.
    پس از شما می پرسم آیا تصمیمی گرفته اید، و درراه گشایش دفترحفاظت منافع در تهران و ارسال فوری سفیر به سوریه اقدام خوهید کرد؟
    سناتور کلینتون:
    جناب ریاست جلسه، بازهم میگویم که این مسائل بخشی ازبررسی های سیاستهای ما میباشند، و ما دراولین فرصت ممکن به آنها رسیدگی خواهیم کرد.
    سناتور کلینتون:
    در نطرمن دولت جدید با هیچ موضوعی مهمتر از کنترل تسلیحات و منع تولید سلاحهای هسته ای، روبرو نیست. من قصد بازگرداندن متخصصین کنترل تسلیحات و منع تولید سلاحهای هسته ای به وزارتخانه هستم. این در نظر رئییس جمهور منتخب یکی ازموضوع های حساس و پراهمیت به شمار میرود و ایشان با راهنمایی شما کاملا متوجه خطرهایی که با آنها مواجه هستیم، می باشند.
    در زمینه منع گسترش سلاحهای هسته ای، می خواهم هر کاری که می توانم انجام دهم تا ببینم به چه اختیاراتی نیاز داریم، چگونه می توان آنها را تقویت کرد، چطورمی شود هزینه ها را فراهم ساخت؛ و حتی از این موقعیت استفاده ببریم و چندین تن از کاردانان فنی و دیگرکسانی که طی هشت سال گذشته دولت را ترک کردند دعوت کنیم تا مجددا به ما بپیوندند.
    میتوان گفت که عوامل بد به قراردادها توجه نمیکنند. می توانید به کره شمالی نگاهی بیاندازید؛ می توانید به ایران نگاهی بکنید. ولی من آنها را استثنا می دانم نه یک قانون کلی.
    برای کنترل تسلیحات و منع گسترش سلاحهای اتمی باید چارچوبی بر پایه مقررات وجود داشته باشد تا اگر ایالات متحده بار دیگراین طرح را راه اندازی کند، ما در موقعیت بهتری برای جداسازی این عواملن بد قرار می گیریم.
    سناتور بیل نلسون (دموکرات – فلوریدا):
    سناتورکلینتون، شما قبلا نیز در جریان این موضوع قرار گرفته اید، یکی ازمسائلی که با آن مواجه خواهید بود جریان یک آمریکایی است که درایران ناپدید شده است. چون او اهل فلوریدا میباشد و به خاطر آنکه یک زن و هفت فرزند پشت سرگذاشته، من به دیدار سفیر ایران در سازمان ملل رفتم، شخصی که به دستور دولتش اجازه ندارد با سفیر ما درسازمان ملل صحبت بکند، ولی با من ملاقات میکند. او درعالم تخیلی مرا به عنوان نماینده مردم ایالت فلوریدا می پذیرد. اما در هرمرحله درها به روی ما بسته شده است.
    چیزی که به او گفته ام، و من از راه گزارش این جلسه سخن میگویم، که این موقعیت بسیارمناسبی می تواند باشد تا کشور ایران ازروی انسانیت دریچه ای را باز کند، چون ما معتقد هستیم که او توسط دولت ایران در زندان مخفی حبس است. و اگر ما خواستار تجدید روابط هستیم، این فرصت اولیه خوبی می تواند باشد.
    سناتور کلینتون:
    دررابطه با فرد اهل فلوریدا که در زندان بسر می برد، دولت ایران فرصت فوق العاده ای دارد تا با چنین حرکتی، دادن مجوز تماس، آزاد کردن او، نشان دهند که درایران گرایش و روش نو حکم فرماست، همانطور که ما معتقد هستیم دولت اوباما نیز اینطور خواهد بود، در جهت ایجاد ارتباط، با برنامه ریزی دقیق و با قصد نتایج خیلی مشخص.
    سناتور بیل نلسون:
    نام او باب لوینسون است.
    سناتور دمینت (جمهوری خواه – کارولاینای جنوبی):
    و یک موضوع دیگر. فکر میکنم یکی از مشکلاتی که شما در پیش خواهید داشت برقراری تعادل میان خود فرمانی ما به عنوان یک ملت و همکاری در سطح بین المللی خواهد بود. من بعضی از قراردادهای مان را با سازمان ملل مشاهده کرده ام. ایالات متحده متحمل پرداخت بخش اساسی هزینه ها و اکثرا به اجرا در آوردن تعهدات سازمان ملل خواهد بود. آنها حتی ازقطعنامه های خود حمایت نمیکنند، چه درعراق و یا هم اکنون در ایران و کره شمالی. ازخیلی لحاظ، ما در زمینه تصمیم گیری زیر بارسازمانهایی مانند سازمان ملل میرویم و تسلیم آنان میشویم، ولی عاقبت مجبوریم کارهای ناتمام آنها را انجام دهیم.
    سناتور کلینتون:
    خوب، به نطرمن حرف آخر دره رقرارداد و یا اقدامی از سوی دولت ایالات متحده این است که، از دید ما، منافع ایالات متحده را دربر داشنه؛ امنیت ملی ما را بیش ازپیش تامین کرده، منافع ما را پیش برده و هم حامی و هم انعکاسی از ارزشها و آرمانهای ما باشد. من مسئولیت خود را اینطورمی بینم.
    فکر میکنم راه هایی وجود داشته باشد که بتوانیم بیش از پیش بدون هیچ نوع تجاوز به استقلال، هویت و یا منافع امنتیتی و ارزشهایمان با یکدیگرهمکاری کنیم.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    گفتگوی ناتو و ایران در مورد تامین نیروهای ناتو در افغانستان

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۲
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    خبر مذاکرات ناتو و ایران در حالی انتشار می‌یابد که دیوید پترائوس، رییس فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، اواسط دی‌ماه در یک سخنرانی در "موسسه‌ی صلح" واشنگتن  اعلام کرد، آمریکا و متحدانش در برقراری ثبات در منطقه با  ایران دارای منافع مشترک هستند.

    ژنرال پترائوس،  رییس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا که هدایت عملیات نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان را برعهده دارد با تاکید بر نقش ایران گفت: «منافع مشترکی میان افغانستان، نیروهای ائتلاف و ایران وجود دارد، البته نیازی به تاکید نیست که  تضاد منافع عمده‌ای هم وجود دارد.»

    الزامات و اجبارهای همکاری ناتو با ایران

    روزنامه‌ی کلنر آنتسایگر از قول یک کارشناس نظامی در پاکستان نوشته است که در شرایط موجود تامین نیروهای ناتو بدون استفاده از خاک ایران تقریباَ ناممکن است. تا کنون ۷۰ تا ۸۰ درصد آذوقه و سوخت و مایحتاج تسلیحاتی نیروهای ناتو در افغانستان، از طریق خاک پاکستان به این کشور ارسال می‌شده‌اند. اما هم انبارهای ناتو در درون خاک پاکستان و هم مسیر ارتباطی این کشور با افغانستان (کراچی- کویته- تنگه‌ی خیبر- قندهار)  در ماه‌های اخیر آماج حملات و خرابکاری‌های هدفمندانه‌ی نیروهای طالبان بوده‌اند. به ویژه از آبان‌ماه گذشته این گونه حملات تشدید شده‌اند و خسارات و اختلالات سنگینی در فعالیت‌های لجستیکی و تدارکاتی ناتو در افغانستان به وجود آورده‌اند.

    تعویق انتخابات ریاست جمهوری د ر افغانستان

    در همین حال، حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان اعلام کرده است که انتخابات ریاست جمهوری این کشور به دلیل ناامنی ۴ ماه به تعویق می‌افتد و برگزاری آن به اواسط تابستان موکول می‌شود. ابتدا قرار بود،  این انتخابات روز ۲۲ آوریل، یعنی ۳۰ روز پیش از پایان دوره‌ی ریاست جمهوری کرزای برگزار شود. طبق قانون اساسی افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری را می‌توان حداکثر به مدت ۴ ماه به تعویق انداخت، به شرط  آن که مجلس ملی به وجود شرایط اضطراری در کشور رأی دهد. کرزای امیدوار است که در جلسه‌ی روز یکشنبه (اول فوریه- ۱۳ بهمن) مجلس، نمایندگان را متقاعد کند که شرایط کشور را فوق‌العاده اعلام کنند.

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    قرارداد نابوکو در هفتم می 2009 نهایی می شود ؟

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۲
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    در آینده بانک های اروپا آمادگی خود را برای سرمایه گذاری 300 میلیون دلاری در این پروژه اعلام خواهند کرد . تحقق این پروژه نه تنها یک هدف اقتصادی بلکه یک هدف سیاسی هم می تواند باشد.طرح نابوکو خط لوله گاز منطقه را از آذربایجان ، گرجستان ، ترکیه ، بلغارستان ، مجارستان ، رومانی و اتریش به اروپا انتقال خواهد داد . این پروژه ادامه خطوط لوله گاز باکو- تفلیس - ارزروم است.منازعه گاز بین روسیه و اوکراین باعث قطع گاز کشورهای اروپایی شد . ریاست کمیسیون اروپا راه اندازی شبکه جدید خط لوله را ضروری خواند .

    با این که شرکت کنندگان همایش بوداپست از این پروژه استقبال کردند ، ولی منابع گازی پروژه که تامین کنندگان گاز خواهند بود، هنوز تعیین نشده اند . طول این خط لوله ، 3/3 هزار کیلومتر است و ارزش کلی این پروژه در مجموع 10 میلیارد دلار پیش بینی شده است.پروژه نابوکو مورد توجه کشورهای شرق اروپا است و آمریکا قصد حمایت سیاسی از آن را دارد. مجله "کمرسنت ولاستی" نوشت : روسیه پروژه " نابوکو " را به هر شکل ممکن لغو می کند و برای این منظور مناقشه ناگورنو قره باغ را شعله ور می کند . امتیاز  قرارداد گازی را در عرصه اتحادیه شوروی سابق از دست نمی دهد.الکساندر دوگین رئیس مرکز تحلیلی محافظه کار روسیه خاطر نشان کرد : جنگ روسیه و آمریکا ادامه دارد . در اوستیای جنوبی توانستیم و از خود دفاع کردیم . وی افزود : حمله ما ناشی از لغو نابوکو ، فروپاشی اوکراین و همچنین حمله به نهادهای اقتصادی و سیاسی و احیای نظم روسیه در عرصه شوروی سابق است. پوتین نخست وزیر روسیه در سخنرانی خود برعدم دخالت مسکو در این پروژه تاکید کرد ، ولی مسوولان روسیه دوپهلو حرف می زنند تلاش احتمالی روسیه برای لغو این پروژه غیر منتظره نیست.خوخاشویلی کارشناس سیاسی یادآور شد : روسیه هر نوع امکانات مناسب برای لغو این پروژه را دارد. چنین پروژه ای برای اروپا حائز اهمیت است و مورد تعجب می باشد که کشورهای اروپایی ازسال های قبل به این مساله فکر نکرده اند.الان روسیه قدرت دست اول است و می تواند کشورهای آسیای مرکزی را ، مانند آذربایجان تحت فشار قرار دهد. ولی عملیات  نظامی از سوی روسیه غیر ممکن است . درهرحال امیدواریم ( گرجستان چون از مزایای ترانزیت این خط لوله انتقال گاز سود زیادی می برد و بسیاری از مشکلات داخلی خود را حل می کند ) این پروژه تحقق یابد.  



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    نمی دانیم در ایران با چه کسی گفتگو کنیم

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۱
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    رابرت گیبز در نشست خبری خود در کاخ سفید اشاره کرد که «برنامه هسته‌ای غیرقانونی، حمایت از تروریسم، و تهدید صلح در اسرائیل» تنها تعدادی از مسائلی هستند که به اعتقاد باراک اوباما رهبری ایران باید مورد توجه قرار دهد.

    به گزارش خبر نیوز ،وزیر خارجه ایران نیز در جریان مجمع اقتصاد جهانی در شهر داووس سوئیس گفت جهان اسلام «به دلیل سیاست‌های دولت‌های گذشته آمریکا رنج فراوان کشیده است».

    منوچهر متکی ضمن ابراز امیدواری از این که موضع آمریکا نسبت به برنامه هسته‌ای ایران تغییر کند گفت: «اگر پرزیدنت اوباما این سیاست‌ها را تغییر دهد،‌ مطمئنا جهان اسلام از او استقبال خواهد کرد.»

    ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری جرج بوش از هیچ تلاشی برای منزوی ساختن ایران فروگذار نکرد و به دلیل سر باز زدن ایران از متوقف ساختن غنی‌سازی اورانیوم به اتفاق متحدان خود در سازمان ملل دست به تحریم ایران زد.

    در حالی که ایران می‌گوید از انرژی هسته‌ای قصد استفاده صلح‌آمیز دارد،‌ کشورهای غربی از این واهمه دارند که ایران به دنبال ساخت تسلیحات اتمی باشد.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    لاریجانی، مک‌کین و معاون اول اوباما همزمان در مونیخ

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۱
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    لاریجانی در کنفرانس مونیخ در سال 2007

    این مجله افزود، با توجه به اینکه "باراک اوباما" رییس جمهوری آمریکا اعلام کرده است که به دنبال گفت و گوی مستقیم با ایران است، فرستادگان رییس جمهوری آمریکا می توانند در گفت و گوهای حاشیه این کنفرانس کیفیت و امکان تحقق این دیدگاه اوباما را بررسی کنند.

    این مجله نوشت، کنفرانس امنیتی مونیخ، یک صحنه بزرگ است که در آن به عنوان نمونه آمریکایی ها بدون هیچ اجباری می توانند با ایرانی ها صحبت کنند، همچنانکه این امر در چهل و چهارمین کنفرانس مونیخ نیز رخ داد.

    به نوشته این مجله، بحران اقتصادی در جهان، روابط روسیه و آمریکا، افغانستان و آینده نیروهای خارجی در این کشور، پیمان ناتو، انرژی و وضعیت گاز و نفت، خاورمیانه از دیگر موضوعات کنفرانس امنیتی مونیخ باشد.

    اشپیگل با اشاره به اینکه تاکنون 73 شخصیت بین المللی از جمله رییس جمهوری، نخست وزیر، وزیر خارجه، وزرای دفاع، سفیر و نماینده مجلس شرکت خود در این کنفرانس را تایید کرده اند نوشت، "جو بایدن" معاون رییس جمهوری آمریکا از جمله میهمانان این کنفرانس است.

    این مجله افزود، هر کلمه و سخن بایدن در باره ایران، افغانستان و خاورمیانه مهم است.

    اشپیگل با اشاره به اینکه آمریکا با یک هیات بلندپایه در کنفرانس مونیخ شرکت می کند نوشت، "دیوید پترائوس" ژنرال آمریکایی که در عراق فعالیت داشت و هم اکنون قرار است این فعالیت های خود را در افغانستان انجام دهد، روز یکشنبه (20 بهمن) در یک جلسه بحث و تبادل نظر در کنفرانس مونیخ شرکت خواهد کرد که حامد کرزای رییس جمهوری افغانستان نیز حضور دارد.

    این مجله افزود، در این جلسه بحث، "ریچارد هولبروک" نماینده و سفیر ویژه اوباما برای پاکستان و افغانستان نیز حضور خواهد داشت.

    اشپیگل در ادامه اعضاء هیات آمریکایی را برشمرده و نوشت، "جان مک کین"، "جان کری" و "جوزف لیدرمن" سه سناتور با نفوذ کنگره آمریکا نیز در کنفرانس مونیخ حضور دارند. کری که تمایل داشت به جای "هیلاری کلینتون"، وزیر امور خارجه آمریکا شود، هم اکنون رییس کمیسیون سیاست خارجی سنای آمریکا است و قصد دارد تحقق ایده های اوباما در باره پیمان خلع سلاح با روسیه را پیگیری کند.

    این مجله افزود، "جیمز جون" مشاور امنیتی اوباما نیز جزو میهمانان کنفرانس مونیخ است.

    اشپیگل نوشت، اعضاء هیات آمریکایی برای روسیه بسیار غیرمنتظره بود و در حالیکه شرکت "سرگئی ایوانف" معاون نخست وزیر این کشور در کنفرانس مونیخ تایید شده بود اما روسیه مجددا در باره کیفیت اعضاء هیات خود تامل می کند. "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه احتمالا نتواند در کنفرانس مونیخ شرکت کند زیرا که وی میهمان کنفرانس سال گذشته بوده و هم اکنون نیز اجلاس اقتصاد جهانی در داووس را افتتاح کرده است، بدین خاطر احتمال حضور"دمیتری مدودف" رییس جمهوری روسیه کنفرانس مونیخ وجود دارد.

    این مجله همچنین نوشت، "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان به همراه وزرای کشور، امور خارجه، دفاع و همچنین چندین نماینده از مجلس این کشور و همچنین "نیکولای سرکوزی" رییس جمهوری فرانسه نیز جزو میهمانان کنفرانس مونیخ خواهند بود.

    اشپیگل افزود، در حالیکه در 10 سال گذشته "هورست تلچیک" ریاست کنفرانس امنیتی مونیخ را به عهده داشت، هم اکنون "ولفگانگ اشینگر" این ریاست را به عهده دارد.

    به نوشته این مجله، اشینگر، که یک سیاستمدار کهنه کار و دارای بهترین مناسبات بین المللی است، زمانی معاون وزارت امور خارجه آلمان و سپس سفیر این کشور در آمریکا و انگلیس بود.

    گفتنی است، 2 سال پیش هم لاریجانی در اواخر مسوولیت خود در پرونده هسته‌ای به این کنفرانس رفت که سخنان مهم او خبرساز شد.

     



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    افشای بحران در روابط غرب با کابل از سوی حامد کرزی

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۰
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    گفته می شود سخنان کرزی در دو نشست ویژه با رهبران با نفوذ افغانستان در ارگ ریاست جمهوری، چندان مورد استقبال این رهبران قرار نگرفته است. چنانچه چهره های مطرح شرکت کننده درین نشست ها با شکننده و حساس خواندن وضعیت جاری در افغانستان، رییس جمهور را به احتیاط و خونسرده دعوت کرده، و از او خواسته اند که مناسبات پیچیده ی افغانستان با جامعه بین المللی را وارد بحران نسازد.

    ایستادگی کرزی بر موضع خود

    اما به نظر می رسد رییس جمهور هنوز در دیدگاه اش مبنی بر تقابل با غرب تجدید نظر نکرده، و به توصیه متحدین و دوستان داخلی اش نیز وقفی نگذاشته است. زیرا درست سه روز پس از نشست های ویژه اش با سران جهادی در کابل که به خونسرده و ملایمت دعوت شده بود، در همایشی در همین شهر صراحتآ به غربی ها هشدار داد که اگر آنان تجهیزات نظامی در اختیار دولت افغانستان قرار ندهند، این کشور جنگ افزارهای مورد نیاز خود را از جای دیگری به دست خواهد آورد.

    آقای کرزی که در مراسم فارغ التحصیلی شماری از دانشجویان "آکادمی نظامی کابل" سخنرانی می کرد، گفت که غربی ها تا حال به درخواست های مکرر او برای تجهیز نیروهای مسلح افغانستان با جنگ افزار های سنگین پاسخ مثبت نداده اند. بنابراین حالا زمان است، که افغانستان این تجهیزات را از جای دیگر به دست آورد.

    چند احتمال

    اگر فشار های غرب و اداره ی (دولت) جدید ایالات متحده آمریکا بر حامد کرزی افزایش یابد، باید انتظار چند احتمال را داشت:

    * با توجه به مزاج تند خویانه ی آقای کرزی بعید نیست که رییس جمهوری افغانستان با دست یافتن به یک فرصت سخنرانی در یکی از مجالس ملی که شمار قابل توجه ای از بزرگان در آن گرد آمده باشند، از آمریکایی ها بخواهد که افغانستان را ترک کنند.

    * بعید نیست که حامد کرزی جرگه ( یا مجلس بزرگ ملی ) را فراخوانده، و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان گردد.

    * بدور از انتظار نیست، که حتی به جو ضد آمریکایی و تبلیغات زهر آگین بر علیه حضور نیروهای بین المللی در افغانستان بپردازد.

    حامد کرزی به غربی ها هشدار داد که اگر آنان تجهیزات نظامی در اختیار دولت افغانستان قرار ندهند، این کشور جنگ افزارهای مورد نیاز خود را از جای دیگری به دست خواهد آورد

    اما همه ای احتمالات بالا را در صورتی می توان در نظرداشت، که فشار های غرب بویژه ایالات متحده ی آمریکا بر وی افزایش یابند.

    ولی حالا که چند ماه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان باقی مانده، به نظر می رسد رابطه غرب بویژه ایالات متحده ی آمریکا با رییس جمهور کرزی در همین حد باقی خواهد ماند. همچنین انتظار می رود که غربی ها در ماه های پایانی اداره (دولت) وی، از حمایت های مالی و بازسازی شان به افغانستان بکاهند.

    نفس چنین اقدامی می تواند در ناتوان جلوه دادن حامد کرزی موثر باشد، و به شدت به جایگاه اجتماعی وی لطمه وارد کند.

    زیرا از یک سو، حمایت مردمی از او را به شدت کاهش خواهد داد. از سوی دیگر حتی اگر کرزی بخواهد به عنوان نامزد بدون حمایت غرب و با تکیه به پایگاه سمتی و قومی وارد کارزار انتخابات گردد، یارای رویاروی با شخص مورد علاقه ی دیمکرات ها را ندارد. شخصی که قرار است، تا ماه های آینده برای رقابت های ریاست جمهوری در افغانستان پیش برآید.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    افزایش شدید بدهی خارجی گرجستان

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۲۰
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

     منبع : روزنامه مسنجر چاپ تفلیس  پنجشنبه     10/11/87

    افزایش بدهی های خارجی گرجستان نگرانی محافل مستقل این کشور حوزه قفقاز جنوبی را برانیخته است. به نوشته روزنامه مسنجرچاپ تفلیس ، بدهی خارجی گرجستان به حدود 2 میلیارد و700 میلیون دلار بالغ گشته است . بنابر این گزارش ، پس از درگیری های ماه اوت گرجستان با روسیه در ماه اوت سال گذشته میلادی (2008) حدود 600 میلیون دلار به حجم بدهی ماه خارجی گرجستان افزوده شده است . پیش بینی می شود ، بدهی خارجی گرجستان در پایان سال 2009 میلادی به بیش از 3 میلیارد دلار افزایش یابد .

     روزنامه مسنجردرادامه این گزارش ، افزایش بدهی های خارجی گرجستان را به زمان حاکمیت ادوارد شواد نادزه نسبت داد و افزود : بدهی های حارجی گرجستان که از دوره شواردنادزه آغاز شده بود در دوره پس از انقلاب رز نیز ادامه داشته است .

    به نوشته این رسانه گرجی ، براساس استاندارد اقتصاد بین الملل میزان بدهی های خارجی هرکشور نباید بیش از 60 درصد تولید ناخالص داخلی آن کشور ( Gdp ) بیشتر باشد .

    درسال 2003 میزان بدهی های خارجی گرجستان معادل 9/44 درصد Gdp بود و در سال 2007 میلادی این میزان معادل 8/16 درصد بالغ گشت .



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    آیا آمریکا برای یک جهان پساآمریکایی آماده است؟

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۱۹
    مهدی
    نظرات (0)
    /* /*]]>*/

    اولین نشانه دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است. البته نمی‌خواهم از سقوط یا اضمحلال آمریکا حرفی بزنم. آمریکا همچنان قدرت برتر جهان باقی خواهد ماند، اما اتفاقی که در حال وقوع است این است که بقیه دنیا هم در حال بالا کشیدن خود هستند و فاصله خود با آمریکا را کاهش خواهند داد. انتقال قدرت در زمینه درآمدهای اقتصادی بسیار دراماتیک است. روسیه، چین، هند و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس همه در حال رشد هستند در حالی‌که آمریکا دوران رکود را طی می‌کند. این یکی از مشخصه‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست. در سال‌های ریاست‌جمهوری کلینتون و اوایل ریاست‌جمهوری بوش ما به دیگر کشورهای دنیا می‌آموختیم که چگونه اقتصادی رو به رشد داشته باشند. امروزاما مشکلات آنها گریبان خودمان را گرفته و دچار بحران اقتصادی مشابه بحران اقتصادی چند سال پیش جنوب شرق آسیا شدیم. دو واقعیت ساده را می‌توان از اصلی‌ترین علائم چنین انتقال قدرتی دانست؛ میزان بدهی‌های آمریکا و میزان ذخایر ارزی دیگر کشورهای جهان. چین رقمی حدود یک و نیم تریلیون دلار ذخیره ارزی دارد، روسیه 550 میلیارد دلار، کره جنوبی 260 میلیارد دلار، تایلند 110 میلیارد دلار، الجزایر 120 میلیارد دلار و کشورهای کوچک عضو شورای همکاری خلیج فارس در مجموع رقمی حدود 300 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارند. عربستان به تنهایی و با صادرات انرژی هر ماه 15 میلیارد به ذخیره ارزی‌اش افزوده می‌شود. البته واضح است که حتی چنین حجم عظیمی از ذخایر ارزی در کوتاه‌مدت نمی‌تواند نشانه انتقال قدرت باشد، به این دلیل که این پول‌ها الزاما در صنایع نظامی یا دیگر ابزار قدرتنمایی به مصرف نخواهد رسید. اما با گذشت زمان تصور می‌کنم این نوع کسب پول می‌تواند منجر به انتقال قدرت در سطح جهان شود و ازسوی دیگر گزینه‌های آمریکایی پیش رو نیز محدودتر خواهد شد. چنین اتفاقی ممکن است به دلیل تغییر و انتقال قدرت در سطح نظامی (قدرت سخت) رخ دهد اما عرصه قدرت نرم نیز شاهد یک چنین تغییراتی خواهد بود. امروزه چینی‌ها و هندی‌ها فیلم‌های تولیدی خود را صادر می‌کنند، ستارگان موسیقی پاپ کره جنوبی طرفداران بسیار زیادی در سراسر آسیا دارند. انیمیشن‌های ژاپنی هم هواداران زیادی دارند. امروز دیگر نمی‌توان تنها لس‌آنجلس را مهد تولیدات موسیقی و سینما دانست. شهرهای زیادی در دنیا هستند که در کنار لس‌آنجلس اینگونه تولیدات فرهنگی را به نقاط مختلف جهان صادر می‌کنند. یکی از نکات نگران‌کننده در مورد مسائل آموزشی، افزایش بی‌میلی دانشجویان خارجی به تحصیل در دانشگاه‌های آمریکایی است. دلیل آن هم موانعی است که ما خودمان به سر راه ورود آنها به آمریکا ایجاد کرده‌ایم. طی سال‌های اخیر دانشجویان کشورهای دیگر گزینه‌های دیگری به جای دانشگاه‌های آمریکا برای ادامه تحصیل پیدا کرده‌اند. دنیای دولت‌های ضعیف

    در مورد ایجاد و شکل‌گیری این دنیای اقتصادی چندقطبی اظهارنظرها و تفسیرهای بسیاری شده است. اما جنبه دیگری نیز وجود دارد که با تامل بر آن می‌توان به تغییر جهان به ویژه در مورد روابط بین‌الملل پی برد. نگاهی به قسمتی از جهان که از شمال آفریقا تا خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای مرکزی و شبه جزیره هند امتداد یافته ما را متوجه یک نکته بسیار حیاتی می‌کند؛ این قسمت از جهان کاملا متفاوت با دنیای کلاسیکی است که در کلاس‌های تئوری روابط بین‌الملل تدریس می‌شد.

    این قسمت را نمی‌توان با جهان قرن بیستم هم مقایسه کرد. در گذشته سیاست‌های بین‌الملل داستان فعل و انفعالات دولت‌های مقتدر و متمرکز (البته از جهت منفی) بود، حکومت‌هایی مثل امپراتوری ژاپن، آلمان نازی، اتحاد جماهیر شوروی و امثال آنها. تفاوت جهان بین‌الملل امروز با گذشته در این است که جهان امروز تحت سلطه حکومت‌هایی ضعیف و حتی در حال سقوط است؛ جایی که دیگر ابزار معمول قدرتنمایی به خصوص قدرت نظامی هم کارایی چندانی در آن ندارد.

    ویژگی‌ها و خصوصیات «جهان دولت‌های ضعیف» اولین‌بار پس از جنگ 33 روزه در سال 2006 در لبنان توسط هنری کیسینجر برشمرده شد. کیسینجر در آن مقاله حزب‌الله را «الگوی مرجع» القاعده می‌دانست که «رفتارش به‌طور واضح مشابه رفتار دولتی در دولت دیگر است؛ موجودیتی که به هیچ عنوان نمی‌توان نام دولت بر آن نهاد اما رهبران آن به مثابه رهبران یک دولت عمل و فکر می‌کنند و اکثر قدرت‌های منطقه هم آنها را مورد حمایت قرار می‌دهند. این چیز تازه‌ای در روابط بین‌الملل است.»

    البته این را نمی‌توان تنها ویژگی لبنان دانست. این حقیقتی است که در مورد کشورهای دیگر منطقه هم تقریبا صدق می‌کند.

    حال سوال این است که چرا چنین دولت‌های ضعیفی هنوز وجود دارند؟ به نظر من عوامل متعددی در این موضوع دخیل هستند.

    با توسعه و پیشرفت جهان، شاهد بسیج و لشکراندوزی گروه‌ها و بازیگران جدیدی در عرصه اجتماعی هستیم که راهی برای ورود به قدرت ندارند و اگر هم داشته باشند اجازه دخالت در تصمیم‌گیری‌ها به آنها داده نمی‌شود، مثل شیعیان در لبنان، اما یک چنین بازیگرانی تا قاره ما نیز گسترش یافته‌اند. ما آشفتگی‌ها و جنجال‌های زیادی در منطقه آندیان در آمریکای لاتین داشتیم. دلیل آن هم مشخص بود. مردم بومی کشورهایی مثل بولیوی و اکوادور دسترسی به قدرت نداشتند و حال سهم خود را از قدرت می‌طلبند. در نتیجه دولت‌های دموکراتیک منطقه نیز به سوی بی‌ثباتی و ناپایداری پیش می‌روند.

    علاوه بر این در این منطقه از جهان مردم روی خوشی به روند جهانی‌سازی نشان نمی‌دهند و در نتیجه از مزایای آن مثل تجارت بین‌الملل، سرمایه‌گذاری‌ها و رشد اقتصادی مطلوب هم محروم خواهند شد. البته جنبه منفی جهانی‌سازی در این کشورها مورد توجه قرار می‌گیرد.

    کشورهایی مثل چین و هند منفعت‌های زیادی از جهانی‌سازی برده‌اند. جهانی‌سازی به این معنی است که مرزها و موانع برای عبور کالاها برداشته شوند. پس در میان این کالاها، چیزهای بد هم وجود خواهد داشت مثل مواد مخدر، شبکه‌های گانگستری بین‌المللی، شبه‌نظامیان، احزاب سیاسی و... البته اینگونه شبکه‌ها برای گسترش فعالیت خود از اینترنت هم استفاده می‌کنند. شبکه‌های گانگستری زیادی این روزها در حال تردد میان لس‌آنجلس و آمریکای مرکزی هستند.

    دنیای امروز، دنیای غریبی است. توسعه و پیشرفت ملی کشورها وابسته به روابط بین‌الملل آنهاست. امروز در کشورهای اطراف صحرای آفریقا که از آن منطقه به عنوان فقیرترین بخش جهان نام برده می‌شود 10 درصد کل تولید ناخالص داخلی ناشی از کمک‌های بین‌المللی است و اگر این کمک‌ها قطع شود، تولید ناخالص داخلی کشورهای این منطقه در مجموع 10 درصد کاهش خواهد یافت. جامعه جهانی به کشورهای در حال توسعه این منطقه نیز کمک می‌کند اما برای این کشورها بسیار دشوار است که خود را در مسیری قرار دهند که کشورهای اروپایی در دوره 400 ساله پس از عصر اصلاحات در آن قرار گرفتند و به چنین پیشرفتی نائل شدند. با استناد به چنین دلایل و عواملی است که تصور می‌کنم این جهان دولت‌های ضعیف همچنان برقرار خواهد بود.

    لزوم اتخاذ سیاست‌های متفاوت

    این دنیای دولت‌های ضعیف معانی ضمنی زیادی برای قدرت آمریکا خواهند داشت. در این میان یک واقعیت را باید در نظر بگیریم؛ بودجه‌ای که آمریکا به صنایع نظامی‌اش اختصاص می‌دهد بسیار بیشتر از کل هزینه نظامی کشورهای دیگر است. اما وقتی به عراق 24 میلیونی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بیش از پنج سال از حمله آمریکا به این کشور می‌گذرد و تا امروز نتوانستیم به موفقیت کامل دست یابیم. از نظر من دلایل عدم دستیابی کامل به موفقیت در عراق در ذات خود قدرت نهفته است. ما در این کشور از قدرت نظامی خود استفاده کردیم؛ چیزی که در قرن بیستم و دنیای کشورهای مقتدر و متمرکز مورد استفاده قرار می‌گرفت. استفاده صرف از این ابزار در دنیای دولت‌های ضعیف کاربردی نخواهد داشت. شما نمی‌توانید از قدرت سخت برای ایجاد نهادها و مراکز قانونی استفاده کنید و در نهایت ملت‌ها را بسازید. با این ابزار نمی‌توانید یکپارچگی و استحکام سیاسی در این بخش از جهان به وجود آورید.

    امروزه در صحنه سیاسی بین‌المللی و به دلیل برتری و سلطه آمریکا طی دو دهه اخیر اقدامات دیگری صورت می‌گیرد؛ کشورهای دیگر در حال بسیج و یکپارچه کردن نیروهای خود در مقابل آمریکا هستند، متحدان شما مثل شورای همکاری شانگهای در حال سازماندهی خود هستند تا آمریکا را که پس از 11 سپتامبر وارد منطقه شده بود از آسیا بیرون برانند. ما نمی‌توانیم از متحدان دموکرات خود بخواهیم که برای حضور بیشتر ما در منطقه به ما کمک کنند. این نکته در مورد کشوری مثل عراق هم صدق می‌کند. حتی در کشوری مثل افغانستان هم که متحدان ما از ابتدا موافق حمله به این کشور بودند، امروز آمریکا مشکلات زیادی دارد و نمی‌تواند آنها را راضی کند تا تعداد نیروها، منابع و حمایت خود را افزایش دهند. در کشوری مثل کره جنوبی هم که متحد سنتی آمریکا به شمار می‌آید این روزها اعتراضات گسترده‌ای به واردات گوشت گوساله از آمریکا صورت می‌گیرد.

    ما امروز دنیایی را در برابر خود می‌بینیم که برای ارتباط با آن نیازمند مهارت‌های کاملا متفاوتی هستیم. باید توانایی استفاده از نیروی نظامی را در مواقع ضروری داشته باشیم. اما مولفه‌ها و دیدگاه‌های دیگری هم وجود دارند که با به کار بردن و عملی کردن آنها بتوانیم از ارزش‌ها و منافع خود دفاع کنیم و همچنین رهبری آمریکا در جهان را نیز تداوم بخشیم.

    مایکل ماندلباوم همکار من در دانشکده جان هاپکینز در اوایل دهه 90 در یادداشتی در نشریه Foreign Affairs سیاست‌های خارجی دولت کلینتون را مورد نقد و بررسی قرار داده بود. این یادداشت با تحلیل رفتار و سیاست‌های دولت کلینتون در قبال بالکان، سومالی و هائیتی و اینکه قصد داشت به روش خود در این مناطق ملت‌سازی کند، سیاست کلینتون را مورد انتقاد قرار داده بود و گفته بود که مردان و متخصصان واقعی سیاست خارجی با استفاده از قدرت نرم ملت‌سازی نمی‌کنند؛ بلکه باید قدرت سخت نیز مورد توجه قرار گیرد.

    در حقیقت سیاست خارجی امروز آمریکا با اقدامات اجتماعی در کشورهای هدف با چالش جدی مواجه شده است. اگر نگاهی به رقبای آمریکا در نقاط مختلف دنیا بیندازید- گروه‌هایی مثل اخوان المسلمین، حماس، حزب‌الله و افرادی مثل احمدی‌نژاد، هوگوچاوز، رافائل کوریا و اوو مورالس- تمام آنها با وعده ارائه خدمات اجتماعی بهتر به فقرا به قدرت رسیده‌اند؛ قشری که آمریکا از آن چشم پوشید و تقریبا چیزی برای ارائه به آنها نداشت. ما می‌توانیم تجارت آزاد و دموکراسی را پیشنهاد بدهیم. اینها چیزهای بسیار مهمی است و پایه‌های رشد و ثبات سیاسی به شمار می‌آید اما این پیشنهاد مطمئنا جمعیت فقیر را در نظر نمی‌گیرد و چیزی برای آنها ندارد. در حالی‌که همین قشر هستند که امروزه تشکیل دهنده بخش بزرگی از نزاع‌کنندگان بر سر قدرت و نفوذ در جهان به شمار می‌آیند.

    پس ملزومات مورد نیاز آمریکا برای تداوم رهبری خود در جهان کاملا تغییر کرده است و این سوال ایجاد می‌شود که «آیا آمریکا واقعا آماده است تا با دنیایی ارتباط برقراری کند که هژمونی آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسد؟» در ابتدا می‌خواهم یک موضوع را کاملا روشن کنم. اعتقادی به سقوط اجتناب‌ناپذیر آمریکا ندارم پس صحبتی هم در مورد اینکه آمریکا چگونه سقوط خواهد کرد نخواهیم داشت. آمریکا امتیازات زیادی در تکنولوژی، رقابت، کارآفرینی، بازارهای کاری انعطاف‌پذیر و موسسات و سازمان‌های مالی دارد که واقعا قدرتمند هستند اما نباید فراموش کرد که برخی از این نقاط قوت امروز اوضاع چندان خوبی ندارند.

    تصور می‌کنم یکی از مزایای مهم آمریکا توانایی این کشور در جذب مردم از کشورها و فرهنگ‌های دیگر است. تمام کشورهای توسعه‌یافته در حال تجربه بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مختلف هستند. با گذشت هر سال آنها کوچک‌تر می‌شوند چون نرخ تولد افراد بومی در آن کشورها کاهش یافته است. در آینده نزدیک هر کشور توسعه یافته و موفق باید بتواند خود را با مهاجران و مردمی از فرهنگ‌های متفاوت وفق دهد و سازگار کند و آمریکا در این میان موقعیت ممتازی دارد. اگر در این مسیر آمریکا دچار مشکلی شود آن مشکل غیرقابل حل نخواهد بود و البته می‌توان این پیش‌بینی را داشت که مشکل پیش آمده توسط خودمان ایجاد شده است؛ مشکلاتی سیاسی و حکومتی.

    سه نقطه ضعف مهم

    اولین مشکل، چالش‌های مالی بلندمدت است که با آن روبه‌رو خواهیم شد. فکر نمی‌کنم نیازی باشد که به شما اعضای موسسه تحقیقات امنیت ملی آمریکا از نقاط ضعف بلندمدت قوانین مربوط به سلامت و پزشکی که خودمان ایجاد کردیم چیزی بگویم. برنامه medicare به تنهایی فشار بسیار زیادی به بودجه فدرال وارد خواهد آورد و اگر کاری انجام ندهیم مشکلات بیشتری هم ایجاد خواهد کرد. امنیت اجتماعی هم مثل یک بمب ساعتی است و طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های وعده داده شده در این حوزه و زیرساخت‌های آن به تعویق افتاده است. البته تمام این مشکلات قابل حل است. اگر بخواهیم به سلامت این چالش‌ها را سپری کنیم باید سه نقطه ضعفی که به آنها اشاره می‌کنم را با موفقیت حل کنیم.

    نقاط ضعف اینها هستند: اول: کاسته شدن از حجم بخش دولتی و عمومی، دوم: شناخت یکجانبه دنیا و نگاه تک‌بعدی. اینکه ما بهتر از دیگران جهان را می‌شناسیم و خودمان در دنیا بهترین هستیم، سوم: سیستم سیاسی دوقطبی و دوگانه که باعث می‌شود نتوانیم راه‌حل مناسبی برای مشکلاتمان داشته باشیم و حتی در مورد آن مشکلات بحث کنیم.

    این سه نقطه ضعف را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم، کاهش حجم بخش عمومی و دولتی: طی سال‌های اخیر دیدیم که ناکامی و تعلل دولتمردان در اجرای سیاست‌های این بخش باعث شد هیچ‌کدام از برنامه‌های مشخص شده برای مقابله با کاهش حجم بخش دولتی به مرحله عمل در نیاید و اگر هم برنامه‌ای اجرا شد نتیجه کاملا عکس داشت. بهترین مورد آن هم نداشتن برنامه و استراتژی مناسب برای حمله به عراق و سپس حضور در این کشور بود. ما تازه پس از گذشت چهار سال فهمیدیم که چه باید بکنیم. بخشی از این بی‌برنامگی به این برمی‌گردد که دقیقا مشخص نبود چه چیزی درانتظارمان است و چه چیزی به دست خواهیم آورد. این یک اشتباه سیاسی پرهزینه بود. اما حتی زمانی‌که مشخص شد که مدتی طولانی در عراق خواهیم ماند باز هم زمان زیادی تلف شد تا استراتژی خود را متناسب با شرایط تغییر دهیم. در عوض، این گذشت زمان باعث شد تا بوش، ژنرالی بسیار کارکشته و باهوش به نام ژنرال پترائوس پیدا کند. دقیقا مشابه شرایطی که لینکلن در روزهای جنگ داخلی آمریکا داشت و ژنرال گرنت به کمکش آمد.

    طی سال‌های اخیر دو سازماندهی مجدد در دولت فدرال در واشنگتن صورت گرفته است؛ ایجاد وزارت امنیت داخلی و سازماندهی مجدد جامعه اطلاعاتی. در نتیجه این بازسازی‌ها توانایی‌های ما در این دو حوزه کمتر از گذشته شد. انگار هیچ سازماندهی مجددی صورت نگرفته است. وزارت امنیت داخلی آمریکا با این هدف تشکیل شد که به بحران‌های عمده شهری پاسخ دهد اما واکنش در مقابل توفان دریایی کاترینا یک آبروریزی بزرگ بود.

    اجازه بدهید به مورد دیگری هم اشاره کنم که احتمالا شما در موسسه تحقیقات امنیت ملی آمریکا (RAND) چیزهای زیادی درباره آن شنیده‌اید: آزادی، این نام کشتی‌های جدید گشت ساحلی است که توانایی درگیر شدن و جنگیدن را نیز دارند.

    این کشتی‌ها اخیرا توسط نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است. نکته مهم این است که دوبار بهره‌برداری از این کشتی‌ها به تعویق افتاد و برای طراحی مجدد آنها بودجه اضافه‌ای نیز اختصاص یافت. شما در این موسسه مطمئنا چیزهای زیادی در مورد تدارکات نظامی یاد گرفته‌اید و اطمینان دارم مثالی که زدم از نظر بسیاری از شما چیز تازه‌ای نیست. در گذشته نیز فجایع مشابه داشته‌ایم اما چیزی که این‌بار توجه من را جلب کرد واکنش یکی از فرماندهان ارشد نیروی دریایی بود که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد. او پنتاگون را مورد انتقاد شدید قرار داد و گفت: کارشناسان پنتاگون حداقل در مورد پروژه‌های جدید که پیچیدگی‌های فنی- مهندسی و مدیریتی زیادی دارند، چیزی نمی‌دانند و هنوز نمی‌توانند از این مطمئن شوند که با استفاده از این سیستم‌های جدید اهداف موردنظر قابل دستیابی هستند یا خیر.» فکر نمی‌کنم این اتفاق تنها در پنتاگون بیفتد. دیگر ارگان‌ها هم مطمئنا چنین مشکلاتی دارند. وقتی بخش عمومی و دولتی درست مدیریت و حفظ نشود و دانش افراد مسوول طی 30 سال اخیر تغییری نکرده باشد، وقوع این اتفاقات کاملا طبیعی است.

    عوامل این فرسودگی بسیار پیچیده هستند. برخی از مردم سیاسی شدن ادارات را عامل آن می‌دانند. این البته می‌تواند یکی از عوامل باشد اما من نگران این هستم که مشکلات عمیق‌تری در بخش دولتی ما وجود داشته باشد. امروز بسیار مشکل می‌توان افراد جوان و باهوش را جذب حوزه خدمات عمومی و دولتی کرد.

    یکی از دلایل آن این است که در بخش خصوصی رقابت شدیدی برای جذب این افراد وجود دارد و نسبت به بخش دولتی حقوق بسیار خوبی هم به کارمندان خود پرداخت می‌کنند. دلیل دیگر هم می‌تواند این باشد که ما در بخش دولتی و عمومی پیوند‌ها و ارتباطات گسترده‌ای باید برقرار کنیم تا خواست مردم با موفقیت انجام شود و در نتیجه درگیری و اتلاف وقت مردم در این بخش بیشتر است. از اواخر دهه گذشته وزارت امور خارجه آمریکا مجبور شد خودش را وقف حفاظت از کارکنان خود کند و این کار اصلی وزارت خارجه شده بود در حالی که این وزارتخانه باید نماینده آمریکا در خارج از کشور باشد. در نتیجه دیپلمات‌ها وقت خود را در خوابگاه‌ها می‌گذراندند. تا اینکه به خارج کشور بروند و با مردم دیگر کشورها ارتباط برقرار کنند. این اتفاقات امروز در تمام قسمت‌های بخش دولتی گسترش یافته است.

    دوم طرز نگاه ما به جهان و تحولات آن است. پس از اسپوتینک و در اواخر دهه 50 پاسخ آمریکا به چالش اتحاد جماهیر شوروی سرمایه‌گذاری‌های گسترده در علوم پایه و تکنولوژی بود. این سرمایه‌گذاری‌های موفق باعث شد تا مجددا جایگاه آمریکا به‌عنوان پیشتاز فعالیت‌های تکنولوژیک تثبیت شود. پس از 11 سپتامبر ما می‌توانستیم مجددا به شیوه‌ای مشابه پاسخ دهیم. می‌توانستیم سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای انجام دهیم تا توانایی خود برای شناخت بخش‌های پیچیده جهان را افزایش دهیم. ما تا قبل از 11 سپتامبر تقریبا هیچ چیزی در مورد خاورمیانه نمی‌دانستیم و این یک نقطه ضعف بزرگ بود. این یک فاجعه‌ است که در سفارتخانه عظیم و جدیدی که در بغداد ایجاد کرده‌ایم تنها افراد انگشت‌شماری می‌توانند زبان عربی را به راحتی صحبت کنند. یک روز وقتی به محل کار می‌رفتم رادیو خبر داد گزارشگری اختصاصی به پکن فرستاده‌اند تا بازی‌های المپیک را به‌طور مستقیم گزارش کند. نکته جالب برای مجری برنامه رادیویی این بود که خبرنگارشان قادر است به زبان چینی هم صحبت کند. حال این را مقایسه کنید با تعداد خبرنگاران خبرگزاری چین (شینهوا) در واشنگتن که می‌توانند به راحتی به زبان انگلیسی حرف بزنند.

    سوم: سیستم سیاسی آمریکاست که باعث ایجاد بن‌بست سیاسی در کشور می‌شود. وجود دوگانگی و تضاد در سیستم سیاسی باعث می‌شود که ما نتوانیم با مشکلات و چالش‌هایی که راه‌حل ساده‌ای هم دارند به درستی و با تمام انرژی روبه‌رو شویم.

    در مقابل جمهوریخواهان نمی‌توان از افزایش مالیات‌ها برای بهبود کیفیت کالاهای عمومی صحبت کرد و در مقابل دموکرات‌ها هم پیش کشیدن بحث‌هایی مثل خصوصی‌سازی در حوزه امنیت اجتماعی یا افزایش سن بازنشستگی بی‌فایده است. نه جمهوریخواهان و نه دموکرات‌ها موافق افزایش مالیات در بخش انرژی نیستند. در حالی که این امر برای کاهش وابستگی به انرژی‌‌های وارداتی و تشویق به ایجاد منابع جایگزین انرژی در داخل بسیار حیاتی و مهم است.

    پس فرهنگ سیاسی که ما ایجاد کردیم پاسخی در مقابل این مشکلات و چالش‌ها ندارد؛ چیزهایی که باید قاطعانه در مورد آن تصمیم گرفت.

    در مورد شرایط امروز ایالات متحده زیاد صحبت کردم. می‌دانم در میان فارغ‌التحصیلانمان تعداد زیادی غیرآمریکایی هستند که بسیاری از آنها به کشورهایشان بازخواهند گشت و تحلیل و بررسی سیاست‌های عمومی و دولتی را در کشورشان دنبال خواهند کرد. هر کدام سعی خواهند کرد بهترین سیاست‌ها و استراتژی‌هایی که آموخته‌اند را در پیش گیرند، اما نمی‌دانم آیا آمریکای امروز و شیوه نگاهش به جهان می‌تواند منفعتی برای آنها داشته باشد یا نه. کشوری که نمی‌تواند سیاست‌های اتخاذ شده را اجرا کند و برای تصمیم‌گیری‌های مهم، احزاب به جای همفکری در مقابل هم قرار می‌گیرند، آسیب‌های آن نه‌تنها گریبان آمریکا که گریبان کل جهان را خواهد گرفت.



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    آیا آویگدور لیبرمن برنده جنگ غزه است ؟  

    ۳ آبان ۱۴۰۱
    ۱۲:۱۳:۱۹
    مهدی
    نظرات (0)



    اشتراک گذاری:
    موضوعات مرتبط:
    برچسب‌ها: ،
    بازدید:

    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
    تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.