36
بیا دانای کل را چند دقیقه بیرون بیندازیم. توی چشمهایم زل بزن و تاریخ را از جایی برایم تعریف کن که هیچکس گرسنه نبود.
بیا دانای کل را چند دقیقه بیرون بیندازیم. توی چشمهایم زل بزن و تاریخ را از جایی برایم تعریف کن که هیچکس گرسنه نبود.
نظر آنهایی را که چیزی حالیشان است حتماً بپرسید. نظر آنهایی را که چیزی حالیشان نیست، بیشتر بپرسید. امتحان کردهام، جواب میدهد.
شمارهٔ بعضیها را باید برای همیشه از گوشیات حذف کنی. نه که آدمهای بدی باشند، نه؛ نبودنشان به دموکراسی نزدیکتر است.
بوفالو نه شهری توی آمریکاست که نیاگارا نزدیکش است و نه پستانداری علفخوار که سرخپوستها دوستش دارند. بوفالو برای من اسم یک رستوران بینراهی است که احتمال ضعیفی وجود دارد یک روز به آنجا بروی و همان غذایی را سفارش بدهی که من امروز سفارش داده بودم.
شمعت را فوت میکنی، کیک را میبری، کادوها را باز میکنی و بعد من باید بروم خانهام. به تنهایی خانهٔ من فکر کن و شمعت را فوت نکن.
شاید هورمونها دارند توی بدنشان کارهایی میکنند که از نظر پزشکی وقتش نیست. اینهایی را که با کلاهقرمزی گریه میکنند، اذیت نکنید.