تجربه انتقال مسالمت آمیز قدرت در مالزی امروز

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۶
مهدی
نظرات (0)
نویسنده : علیرضا ثنایی
عبدالله احمد بداوی که زمام امور مالزی را در پست نخست‌وزیری حدود 6 سال در دست داشت سرانجام تحت فشار مخالفان از قدرت کناره‌گیری کرد و سکان هدایت کشورش را به‌دست نجیب تون‌رزاق سپرد.
پادشاه مالزی به پاس خدمات نخست‌وزیر سابق این کشور، بالاترین نشان ملی مالزی یعنی لقب تون را به عبدالله احمد‌بداوی اعطا کرد.
احزاب مخالف، بداوی را به تضعیف بنیان‌های اقتصادی، فساد مالی در اطرافیان و بی‌ثباتی سیاسی متهم می‌کنند، برخی از هم حزبی‌های وی نیز مدعی‌اند عملکرد بداوی باعث شد کرسی‌های بیشتری در انتخابات مجلس این کشور در اختیار مخالفان قرار گیرد.
عبدالله احمد بداوی علاوه بر تزریق 7 میلیارد رینگیت به اقتصاد مالزی برای ایجاد تحرک در آن، از مردم این کشور مصرانه خواسته بود به‌منظور حفظ رشد اقتصادی این کشور اختلاف‌های سیاسی خود را کنار بگذارند و در عوض تلاش‌های خود را برای مقابله با بحران مالی کنونی موجود در جهان شدت بخشند.
ماهاتیر محمد در سال 2003 بعد از 22 سال از قدرت کناره‌گیری و عبدالله احمد بداوی را برای جانشینی خود معرفی کرد اما در کمتر از یک سال و پس از آنکه بداوی برخی طرح‌های وی را تغییر داد در مقابل نخست‌وزیر مالزی ایستاد.
ماهاتیر محمد که خود سال‌ها ریاست حزب سازمان ملی مالایی تباران متحد موسوم به آمنو را برعهده داشت ماه می سال گذشته میلادی در اعتراض به عملکرد عبدالله احمد بداوی، رئیس وقت آمنو از این حزب کناره‌گیری و شرط بازگشت خود را برکناری بداوی از ریاست آمنو و استعفای وی از سمت نخست‌وزیری اعلام کرد.
بازگشت ماهاتیر محمد نخست‌وزیر اسبق مالزی به حزب حاکم که با استقبال نخست‌وزیر جدید این کشور روبه‌رو شده است پس از آن صورت می‌گیرد که در جریان همایش مجمع عمومی این حزب در اوایل آوریل نجیب تون‌رزاق به‌عنوان رئیس جدید آمنو انتخاب شد.ماهاتیر محمد با ابراز خشنودی از پیوستن مجدد به آمنو، ابراز امیدواری کرد وجهه این حزب پس از لطمه‌های سال‌های اخیر بهبود یابد.
ماهاتیر همچنین از افرادی که به همراه وی این حزب را ترک کرده بودند خواست دوباره به آمنو بپیوندند.
به اعتقاد نجیب تون رزاق، بازگشت ماهاتیر علاوه بر دلگرمی به اعضای حزب حاکم، به نوسازی آمنو نیز کمک می‌کند.آمنو، اصلی‌ترین حزب در ساختار دولت ائتلافی مالزی است و براساس سنت دیرینه حاکم بر این کشور، ریاست آمنو به‌طور معمول با رای نمایندگان مجلس به سمت نخست‌وزیری و معاون رئیس حزب آمنو نیز به‌عنوان معاون نخست‌وزیر این کشور برگزیده می‌شود.
مسئولیت دولت مالزی در حالی بر دوش نجیب تون رزاق قرار گرفته است که اقتصاد نوپای مالزی به سبب بحران اقتصاد جهانی و کاهش صادرات، وضع مطلوبی ندارد.
رزاق 55 ساله فرزند تون عبدالرزاق نخست‌وزیر فقید مالزی است که پس از تونکو عبدالرحمان، تون عبدالرزاق، تون حسین عون، تون ماهاتیر محمد و عبدالله احمد بداوی، علاوه بر رهبری حزب حاکم آمنو، ریاست ائتلاف ملی حزب حاکم و مخالفان مالزی موسوم به باریسان نشنال را برعهده دارد. وی ششمین نخست‌وزیر مالزی از زمان استقلال این کشور در سال 1957است و مسئولیت‌هایی نظیر معاون نخست‌وزیر، وزیر دارایی و وزیر دفاع را در کارنامه خود دارد.
رزاق در مراسم سوگند نخست‌وزیری خود متعهد شد برای تقویت حزب حاکم و تقویت همگرایی ملی تلاش کند و وعده داد با اجرای 2‌بسته محرک اقتصادی و تزریق 25میلیارد دلار به اقتصاد این کشور با آثار زیانبار بحران مالی جهانی مقابله کند.
نجیب تون رزاق پیش‌تر هشدار داده بود اگر در اداره مملکت تغییراتی ایجاد نشود حزب حاکم به‌طور قطع، قدرت 50ساله خود را از دست خواهد داد.
رزاق که علاوه بر پست نخست‌وزیری مسئولیت وزارت دارایی مالزی را نیز خود برعهده گرفته است، از کاهش شمار وزیران کابینه جدید مالزی از 32 به 25 وزیر خبر داد و گفت عملکرد وزیران کابینه‌‌اش را هر 6 ماه یک بار ارزیابی می‌کند.در دولت رزاق مقام معاونت وزیر برای مخریز فرزند ماهاتیر محمد نخست‌وزیر اسبق این کشور در نظر گرفته شده و سید حمید البار وزیر کشور از گردونه هیئت دولت خارج شده است.
رزاق در نخستین اقدام خود بلافاصله پس از به‌دست گرفتن قدرت، آزادی 13 زندانی امنیتی این کشور شامل 3رهبر جنبش مدافع حقوق هندوتبارها، 7 عضو جنبش دارالاسلام، یک عضو گروه جماعت اسلامی، 3تبعه میانماری و هندی را که براساس قانون امنیت داخلی این کشور موسوم به ایسا از سال2007در بازداشت به‌سر می‌بردند، صادر کرد.
آزادی این زندانیان به همراه لغو ممنوعیت انتشار 2 نشریه خبری همچنین وعده اصلاح قانون ایسا با استقبال گسترده احزاب، رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی به‌ویژه مخالفان این کشور مواجه شد و آنها این اقدام را شروعی خوب برای نخست‌وزیر جدید این کشور برشمردند.
ششمین نخست‌وزیر مالزی که به تازگی از اتهام دست داشتن در پرونده قتل یک مترجم مغولستانی و فساد مالی ناشی از قاچاق اسلحه تبرئه شده با چالش‌های متعددی روبه‌روست که مهم‌ترین آن بی‌اعتمادی عمومی به دولت است.از چالش‌های نخست‌وزیر جدید مالزی همچنین برقراری زندگی مسالمت آمیز میان نژادهای مالایی، چینی، هندی و اقلیت‌های دیگر این کشور و مقابله با افراط گرایی دینی، قومی و فرقه‌ای خواهد بود.به اعتقاد کارشناسان، مهم‌ترین هدف رزاق باید تقویت اتحاد ملی، اقدامات مؤثر برای ریشه‌کنی فقر و ارتباط نزدیک‌تر با علما در مالزی باشد.
ناظران سیاسی موفقیت یا شکست نجیب تون رزاق را در اصلاحات جدید و بهبود وضع اداره کشور به منزله بازی مرگ و زندگی برای حزب حاکم دولت و شخص وی ارزیابی می‌کنند. کابینه مالزی از طرف نخست‌وزیر انتخاب می‌شود و به تایید حکمران عالی می‌رسد و حکمران عالی نیز از میان حکمرانان موروثی 9ایالت برای یک دوره 5 ساله انتخاب می‌شود. نخست‌وزیر مالزی رهبر حزبی خواهد بود که در مجلس بیشترین کرسی‌ها را به دست آورده باشد. مالزی از 2مجلس علیای غیرانتخابی و سفلای انتخابی تشکیل شده است. مجلس سنا یا دیوان نگارا و یا علیای غیرانتخابی صاحب 70 کرسی است که 44 نماینده آن از طرف حکمران عالی منصوب می‌شود و 26 تن دیگر را قانونگذاران تعیین می‌کنند.دومین مجلس موسوم به خانه نمایندگان یا دیوان راقیه 219کرسی دارد که اعضای آن از طریق رأی‌گیری عمومی برای یک دوره 5 ساله انتخاب می‌شوند.


اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سیل صادرات اسلحه به خاورمیانه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۵
مهدی
نظرات (0)
یک مرکز پژوهشی سوئدی روز دوشنبه هشدار داد که میزان صادرات اسلحه به خاورمیانه در چهار سال گذشته به‌شدت افزایش یافته و بخش اعظم آن از ایالات متحده وارد این منطقه پرتنش شده است. به گزارش مرکز معتبر «موسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم» معروف به «سیپری»، صادرات اسلحه به خاورمیانه در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ به میزان ۳۸ درصد افزایش داشته است. این میزان در مقایسه با سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ به دست آمده است.
گزارش «سیپری» از انتقال جهانی تسلیحات حاکی از آن است که فرانسه نیز در کنار ایالات متحده از بزرگ‌ترین صادرکنندگان اسلحه در جهان است. بر اساس این گزارش، امارات متحده عربی در منطقه خاورمیانه بزرگ‌ترین واردکننده اسلحه است و پس از چین و هند مقام سوم را در جهان دارد. گزارش «سیپری» می‌گوید امارات متحده عربی در یک دوره چهارساله، از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸، از آمریکا ۸۰ فروند اف ۱۶ و از فرانسه ۵۰ فروند میراژ خریده است. پیتر وزمن، پژوهشگر سیپری، معتقد است که این میزان وارد کردن تسلیحات برای منطقه‌ای «چنین پرتنش و پر از کشمکش و تضاد مایه نگرانی بسیار است». آقای وزمن به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «وقتی عربستان سعودی و امارات تسلیحات خود را افزایش می‌دهند، این خطر هست که ایران هم بیش از پیش احساس خطر و به حاشیه رانده شدن کند.» در دوره چهارساله مورد بررسی مرکز سیپری،‌ ۳۴ درصد از واردات تسلیحات خاورمیانه به امارات متحده عربی رسیده است. اسرائیل ۲۲ درصد و مصر ۱۴ درصد از واردات اسلحه خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند. مرکز سیپری می‌گوید در این میان تنها پنج درصد از واردات اسلحه خاورمیانه نهایتا به ایران رسیده است.
سهم روسیه از بازار صادرات اسلحه از ۲۶ درصد به ۲۵ درصد کاهش یافته، اما آلمان با افزایشی سه درصدی سهم خود از کل صادرات اسلحه جهان را به ۱۰ درصد رسانده است.به گفته آقای وزمن، ایران «نخواسته یا نتوانسته به اندازه همسایگانش اسلحه خریداری کند و این سوال پیش می‌آید که آیا توانایی تسلیحاتی ایران واقعا زیاد است؟» گزارش سیپری حکایت از آن دارد که گرچه آمریکا همچنان بزرگ‌ترین صادرکننده اسلحه جهان است،‌ میزان صادرات آن از ۳۵ درصد به ۳۱ درصد در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ کاهش یافته است. سهم روسیه از بازار صادرات اسلحه هم از ۲۶ درصد به ۲۵ درصد کاهش یافته، اما آلمان با افزایشی سه درصدی سهم خود از کل صادرات اسلحه جهان را به ۱۰ درصد رسانده است. مرکز پژوهش‌های صلح سیپری می‌گوید برخی از کشورها به دلیل بحران مالی جهانی خرید اسلحه خود را به تعویق انداخته یا اصلا لغو کرده‌اند، اما با این همه حجم انتقال جهانی اسلحه در فاصله سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ به میزان ۲۱ درصد افزایش داشته است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

شکست انحصار قدرت، پایان بحران درافغانستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۵
مهدی
نظرات (0)
انحصارقدرت اما به عنوان یک پدیده ی تاریخی، ریشه درماهیت نخستین دولت درانی دارد که باهویت قوم محور شکل پذیرفته وسرآغاز انحصار قدرت درتاریخ سیاسی افغانستان قرار گرفت و پس ازآن در تسلسل حاکمیت سدوزایی ها و محمد زایی ها تبلور یافت. این پدیده که در نخستین فرصت تولد آن، بستر قتل عامها و لشکر کشیهای خونین قرار گرفت، همیشه در مدار منافع وعلایق یک قوم چرخیده و به عنوان یک سنت وباور نیرومند مانع سعادت مردم افغانستان گردیده است. از آنجاییکه انحصار قدرت به عنوان یک نگرش در رگ ورفتار قوم حاکم ریشه دارد، حتی حوادثا معاصر بین المللی مانند جنگ اول ودوم جهانی، انقلاب صنعتی و توسعه سوسیالیزم که تحولات شگرفی را در جهان معاصر پیکرسازی کردند، نتوانستند که براندام واره تفکر عظمت طلبی قومی درافغانستان اثر گذاشته وماهیت آن را دستخوش تغیر وتحول نمایند.
البته بعضی ها موقعیت ویژه ی جغرافیایی افغانستان را یکی از دلایل عدم تاثیر پذیری این منطقه از حوادث بین المللی میدانند، اما درواقعیت انحصار قدرت به عنوان یک سنت میراثی، چنان با خوی وخصلت های رفتاری قوم حاکم تنیده است که به سادگی نمیشود درآن تغیر وتحول ایجاد کرد. این پدیده در یک گردش محوری وبااهداف سرکوب دیگران چنان به یک سنت وباور نیرومند تبدیل گردیده است که آهنگ هر تغیر وتحول مثبت وسازنده را با شمشیر وتفنگ پاسخ میگوید. تلاشهای ناموفقی که درنیمه ی دوم قرن اخیر برای شکستن این پدیده صورت گرفته اند، به دلیل عدم انسجام سیاسی وفقدان شناخت و رفتار مناسب وهمچنان به دلیل عدم مدیریت کارآمد، گره ازمعضل نگشوده اند وحتی درخیلی موارد علایق انحصار قدرت را بیشتر تشدید کرده اند.
پیامدهای انحصارقدرت
انحصار قدرت، در اشکال وابعاد متفاوت برای مردم افغانستان مصیبت وفاجعه آفریده است که تحلیل و بازشناسی تمام ابعاد این فجایع، در حوصله این نوشتار نمی گنجد. اما واقعیت این است که پاره ای بزرگی از مصیبت و سیاه بختی مردم افغانستان با انحصار قدرت گره خورده است. اولین پیامد انحصارقدرت استبداد میباشد. انحصارقدرت درکشورهای چندقومی وبرمبنای علایق قومی، نابرابری وشکافهای اجتماعی را توسعه بخشیده و زمینه را عملا برای شکل گیری بحرانهای خشن سیاسی ـ اجتماعی فراهم می نماید. درافغانستان انحصار قدرت و تمرکز بی رویه ء آن در دست دوخاندان رقیب (سدوزایی ومحمد زایی) متعلق به یک قوم، تاریخ این کشور را بافقر، مصیبت، و کشتارهای دسته جمعی رقم زده است. بامراجعه به رفتار و کردار حاکمیت سدوزایی ها ومحمد زایی ها، روشن میگردد که ناهنجاریهای معاصر افغانستان دریک بستر تاریخی شکل گرفته اند و انحصار قدرت اولین بستر تولید وپرورش این ناهنجاریها قرار داشته است. تحمیل سنت های حاکمیت پسند بر اندام تمام جامعه، تمویل خشونت باامکانات دولتی، به حاشیه راندن سایر اقوام از مرکز قدرت، وسیله قرار دادن ارزشهای دینی درخدمت منافع سیاسی ـ اقتصادی، تجویز سرکوب و کشتار اقوام بیرون از دایره قدرت ازجمله پدیده هایی اند که قبل ازهمه چیز با دلایل وانگیزه ی انحصار قدرت صورت گرفته اند. علی الرغم حوادث خونین و مصیبت های بی شماری را که انحصارقدرت به عنوان یک فاجعه ملی، برسرنوشت مردم افغانستان تحمیل کرده است، در یک روند تاریخی احساسات وباورهای کاذبی را به وجود آورده است که ازچشم انداز روان شناختی موانع
جدی در برابر رشد باورهای همگرایی مردم افغانستان تلقی میگردد. افغانستان از جمله معدود کشورهایی است که از نخستین سال تولد آن درجغرافیای سیاسی جهان، تاهنوز درمدار فقر، مصیبت، و فاجعه چرخیده است. انحصارقدرت اولین عامل نیرومند این چرخش فاجعه پرور میباشد که متاسفانه هنوز هم برتداوم آن به عنوان یک سنت تاکید میشود. پیامدهای انحصار قدرت به تناسب ظرفیت و خلاقیت فرهنگ ونگرش فرهنگی که انحصارقدرت فرایند آن میباشد، برسرنوشت جامعه تاثیر میگذارد. درافغانستان اما عمق فاجعه به این دلیل بیشتر است که انحصارقدرت با نگرش عصبیت برانگیز قومی و با پشتوانه ی فرهنگ ناشکفته ء قومی صورت گرفته است. افغانستان علیرغم اینکه سرزمین واحد ودارای نظام سیاسی واحدبوده است اما نظام سیاسی به دلیل انحصار قدرت، هیچ گاهی تبلور وحدت ملی ونماد علایق سیاسی تمام اقوام ساکن دراین سرزمین نبوده است. انحصارقدرت به پشتوانه فرهنگ ناشکفته، برای قوم برسر اقتدار، احساس برتربینی آفریده است که درنتیجه همین احساس پدیده هایی به نام هویت ملی، فرهنگ ملی، خویشاوندی ملی و مشارکت ملی دراین سرزمین ناشکفته باقی مانده اند.. تجزیه قومی درپایتخت افغانستان نماد عریانی ازعدم اعتماد ملی میباشد که درنتیجه انحصار قدرت شکل گرفته است. شکست انحصارقدرت وتغیر مدیریت سیاسی
باتوجه به داده های فاجعه بار انحصار قدرت، شکست انحصارقدرت مهم ترین حرکت منطقی به سمت همبستگی ملی و مهم ترین اقدام برای پایان بخشیدن مصیبت های مردم افغانستان دانسته میشود. کسانی که انحصار قدرت را برمبنای اکثریت واقلیت قومی توجیه می نمایند، یا دشمنان سعادت مردم افغانستان اند ویا رشد ناقص ذهنی دارند که از درک تغیر واقعیت ها درجهان معاصر، عاجز اند. افغانستان متشکل ازاقلیت های قومی است و هیچ قومی به تنهایی دراکثریت قرار ندارد. ادعای اکثریت قومی دراین سرزمین ، یک باور کاذبی است که از مجرای سیاست های انگلیس بر اندام تفکر پشتونها تزریق شده است تا دراشکال متفاوت شکافهای اجتماعی را توسعه بخشیده ومانع ترقی وخوشبختی مردم این سرزمین گردد. وقتی که بارک اوباما با نژاد افریقایی اش و با آراء میلیونها سفید پوست برمسند قدرت نیرومند ترین کشور جهان تکیه میزند، چرا یک هزاره، یک ازبک، یک بلوچ ویک هندو نتوانند ممثل اراده سیاسی مردم افغانستان قرار بگیرند؟ همانگونه که یک واقعیت تلخ تاریخی درسرزمین پهناورامریکا تغیر کرد، دلیلی ندارد که این واقعیت تلخ تاریخی درافغانستان تغیر نکند.پشتونهای افغانستان که دریک تسلسل خونین و فاجعه برانگیز براین سرزمین حکم رانده اند، اکنون باید شهامت پذیرش یک زعامت سیاسی غیر پشتون را برخود هموار نموده و بگذارند که بعدازاین یک هزاره، یک تاجیک، یک ازبک ویا یک بلوچ اراده ء سیاسی مردم افغانستان را تمثیل نمایند. ناگزیر به این واقعیت باید اعتراف کرد که دست آورد مدیریت سیاسی پشتونها درافغانستان بحران زندگی براندازی است که سرنوشت مردم افغانستان را به بازی گرفته است. پایان این بحران از شکست انحصار قدرت آغاز میگردد وتغیر مدیریت سیاسی زمینه های سعادت وهمبستگی ملی را فراهم می نماید. لذا باتوجه به این واقعیت، اکنون وقت آن فرا رسیده است که ملیت های درحاشیه قدرت با نگرش ورفتار عقلانی دست دردست هم داده وبرای نجات افغانستان از پرتگاه سقوط در دامن سیاه بختی های بیشتر، مدیریت سیاسی این کشور را دستخوش تغیر وتحول بنیادی نمایند.
تغیر قومی درمدیریت ورهبری سیاسی این سرزمین، عقلانی ترین گزینه برای تامین سعادت مردم افغانستان دانسته میشود که ازیک سو ارزشهای دموکراتیک را به نمایش میگذارد وازسوی دیگر زمینه را برای استفاده از استعدادهای شگرف انسانی فراهم می نماید. به نظرمیرسد که جامعه جهانی و در راس آن ایالات متحده امریکا نیز تاحدودی به درک این واقعیت نایل آمده اند که مدیریت سیاسی افغانستان توسط پشتونها، صلح ، امنیت و مبارزه علیه تروریزم بین المللی را به چالش جدی مواجه کرده است. هرچند که این سخن تلخ می نماید اما واقعیت این است که سیاه بختی ومصیبت های مردم افغانستان فرایند مدیریت سیاسی پشتونها دراین سرزمین میباشد. ترویج خشونت و گسترش فرهنگ انتحار به جای تقابل اندیشه، از گزاره های اعتقادی این مدیریت میباشد که هستی قوم حاکم را درنیستی دیگران جستجو می نمایند.
لذا باتوجه به مدیریت سیاسی بحران ساز وناکارآمد پشتونها و همچنان با توجه به ریشه های عمیق تروریزم بین المللی درجنوب افغانستان وخطرات ناشی از آن برای امنیت بین المللی، قبل ازهمه چیز جامعه بین المللی مسئولیت دارد که برای جلوگیری از گسترش فرهنگ ترور و تریاک، برای تغیر مدیریت سیاسی قومی درافغانستان، با مردم افغانستان کمک وهمکاری نماید. آقای بارک اوباما که خود با شعار "تغیر" به کاخ سفید رفت، توقع میرود که مردم افغانستان را نیز برای یک تغیر بنیادی درمدیریت سیاسی افغانستان مساعدت نماید تا زمینه های عملی برای ترویج ارزشهای دموکراسی فراهم آمده و درمبارزه علیه تروریزم بین المللی گامهای عملی برداشته شود. اما درعرصه ء تعاملات داخلی از روشنفکران و رهبران سیاسی اقوام درحاشیه قدرت، انتظار میرود که با روشنگری ورفتار قاعده مند سیاسی زمینه های این تغیر را فراهم نمایند. هرچند که این تغیر به حاشیه راندن پشتونها از مدیریت سیاسی افغانستان تعبیر میگردد، اما اولین داده های این تغیر میزان خشونت، فقر وبی سوادی را در مناطق پشتون نشین کاهش می بخشد که تاهنوز هیچ حاکم سیاسی پشتون به آن همت نورزیده است.
آن عده از روشنفکران پشتون که نسبت به سلامتی افغانستان وسعادت مردم پشتون تقید وتعهد اخلاقی دارند، می باید بیشتر از دیگران در ایجاد این تغیر همت گمارند تا این اقدام ملی درجهت سعادت وخوشبختی مردم افغانستان و بالاخص درجهت سعادت مردم پشتون به ثمر بنشیند. درواقع تغیر یا شکست انحصار قدرت درافغانستان یک تعامل ملی میباشد که فرایند آن افغانستان با ثبات وشریک مناسبات سیاسی و فرهنگی دنیای معاصر خواهد بود. فرجام کلام اینکه ازکنار این واقعیت نباید به سادگی گذشت که اگر تغیر درمدیریت سیاسی افغانستان با شرایطی که به آن پرداخته شد صورت نگیرد، نه تنها مبارزه علیه تروریزم بین المللی به شکست نمی انجامد، بلکه سلامتی افغانستان نیز دچار جراحت های درمان
ناپذیر خواهد گردید.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

دیدار آینده نتانیاهو از آمریکا آینده سیاسی او را تعیین می کند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۴
مهدی
نظرات (0)
نویسنده : الوف بن ـ

منبع : هاآرتس

بنیامین نتانیاهو خود را برای قماری اساسی آماده می‌کند. وی بعد از سه هفته قرار است به واشنگتن برود و دیدار با باراک اوباما در آنجا حادثه بی‌نظیری در زندگی سیاسی وی خواهد بود. نتایج این دیدار معین خواهد کرد که آیا نتانیاهو که بعد از ده سال بار دیگر به حکومت رسیده، قرار است این بار هم با دولت آمریکا رو در رو شود.
نتانیاهو خوب می‌داند که مواضع اخیر وی در مورد کشور فلسطین و عقب‌نشینی از کرانه باختری و جولان ممکن است به تیرگی روابطش با اوباما بیانجامد و ممکن است اسرائیل را به یک انزوای بین‌المللی بکشاند. او از این لحاظ ترسی ندارد، زیرا وی برای رسیدن به کاخ سفید، لیست بلند بالایی از شرط و شروط را تعیین کرده است و در مقابل هر امتیازدهی یک سری شرط و شروط قرار داده است. قرار نیست وی فقط بله به رییس‌جمهور آمریکا بگوید.
ایهود اولمرت در مذاکرات خود با محمود عباس به این نتجه رسیده است که در سایه مواضع فلسطینی‌ها در موارد معینی به هیچ وجه امکان رسیدن به یک سازش دائمی با فلسطینی‌ها وجود ندارد. با این وجود وی ترجیح داد نمایشی از کرم اسرائیلی‌ها را به جامعه بین‌المللی نشان بدهد و در مقابل حمایت آنها را به دست بیاورد. ولی در واقع نتانیاهو مخالف این روش است. وی تمایل دارد که مذاکرات را از پایان شروع کند و به جای امتیازدهی که جهانیان را شاد می‌کند ولی برای طرف دیگر بسنده نیست، وی تمایل دارد بهای سیاسی در صحنه بین‌المللی بدهد ولی در مقابل مواضع ثابت و حتمی را به طرف دیگر داده و ائتلاف داخلی خود را حفظ کند.
بدین جهت نتانیاهو برای سفر خود به واشنگتن، دو موضوع را در برنامه کاری خود معین کرده است. وی رسانه‌های جهانی را غرق در این موضوع کرده که تصمیم دارد مقدمات جنگ پیشگیرانه خود علیه ایران را شروع کند و همچنین از فلسطینی‌ها خواسته که در مقابل اعتراف اسرائیل به کشور فلسطین، فلسطینی‌ها نیز باید به اسرائیل به عنوان کشور قوم یهود اعتراف کنند. بدون شک اوباما نیز از آنها می‌خواهد که برای اعلام حسن نیت خود یک سری اقدامات مثبتی را انجام داده و یک سری قدم‌هایی را باید بردارد. همچنین یادی از تعهدات حکومت‌های سابق خود به فلسطینی‌ها بنماید که عبارتست از متوقف کردن ساخت و سازها در شهرک‌های کرانه باختری، تخلیه ساخت و سازهای غیر قانونی، برداشتن ایست‌های بازرسی در سرزمین‌های اشغالی کرانه باختری.
در زبان دیپلماتیک این امر به این معنی است که نتانیاهو اوباما را تهدید می کند که اگر نیروی هوایی خود را برای هدف قرار دادن نیروگاههای هسته ای در ایران اعزام نکند، روند نظم نوین وی را در صحنه بین المللی به هم می زند. در مقابل اوباما نیز تهدید می کند که اگر بر شهرک سازی خود اصرار بورزد، ساختار داخلی کابینه نتانیاهو را نیز به هم می زند. به عبارتی دیگر نتانیاهو از اوباما می خواهد که مشکل احمدی نژاد را حل کند و اوباما نیز به او می گوید ، تو هم مشکل شورای شهرک سازی "یشع" را حل کن و باز هم به عبارتی دیگر ما با یک معادله روبه رو هستیم : "شهرک ایتار" در مقابل " شهرک نطنز" در واقع این معادله در دوره اولمرت و جورج بوش نیز بوده است ولی هر دو آنها ضعیفتر از آنی بودند که بتوانند مشکلات یکدیگر را حل کنند بوش از سوی عراق آسیب پذیر شده بود و اولمرت نیز از طرف لبنان تضعیف شده بود. اما جانشینان آنها وضعیت بهتری داشته و از قدرت تصمیم گیری بیشتری برخوردار هستند. حداقل می توان این امر را در آغاز دوره ها صادق بدانیم.
روابط نتانیاهو و اوباما ما را به یاد روابط بین شارون و بوش می اندازد. نخست وزیر اسرائیل در آن موقع سلطه جو مستبد و تندرو بود و رییس جمهور آمریکا یک شخص با ایدیولوژی متعصب بود که تلاش می کرد حکومتهای عربی را به یک حکومتهای دمکراتیک تبدیل کند. ولی اکنون این نقشها برعکس شده است، نتنایهو شخصیتی با ایدیولوژی است که می خواهد اسرائیل را از یک بحران دیگر نجات دهد و بدین جهت به فلسطینی ها شرط کرده برای سازش حتما باید اصول صهیونیسم را قبول کنند ولی در مقابل اوباما یک رییس جمهوری به نظر می رسد که از قدرت کلام زیادی برخوردار است و به گفته یک تحلیلگر سیاسی که می گفت ما از زمان نیکسون چنین رییس جمهوری نداشتیم ، کسی که مخالف کمونیستها بود ولی سفر تاریخی به چین داشت.
همین واقعگرایی اوباما برای نتانیاهو با وجود اختلاف نظر بین این دو، مایه امید است زیرا وقتی با شرایط واقعی اسرائیل آشنا شد، مجبور است با خواسته های نتانیاهو موافقت کند. نتانیاهو از توانائی های اوباما در تحریک احساسات مردمی خوشحال است و از اظهارات اوباما در تماس تلفنی بعد از انتخاب وی به ریاست جمهوری نیز راضی است و نخست وزیر می داند که اوباما ، واقعیت های که بر یک رییسی تحمیل می شود را خوب می شناسد. و در نتیجه تلاش نخواهد کرد که امور غیر ممکن را عملی سازد. در واقع اظهارات "جاکسون دیل" روزنامه نگار روزنامه واشنگتن پست ، برای نتانیاهو امید بخش بود. وی در این مقاله آشنا شدن اوباما با جهان واقع را وصف کرده بود. دیل گفت هر رییس جمهور جدیدی تمایل دارد، مشکلات جهان را به گردن رییس قبلی بیاندازد، در این راستا اوباما بعد از صد روز حکومت داری حتما با دنیای واقعی آشنا شده است. وی دریافته که کشورهای تندرو و سازمانهای تروریستی وجود دارند، و اینها یک حقیقت هستند نه اینکه توجیه های دولت سابق باشند.
کره شمالی کشوری است که احترام اوباما را نگه نمی دارد، همانطور که با رییس جمهور سابق نیز چنین برخوردی کرد، روسیه و ایران نیز پاسخهای مثبتی به اقدامات خیرخواهانه سران آمریکا از خود نشان نمی دهند و اصرار دارند با تکبر با دیگران برخورد کنند.
نتایناهو ازاینکه قرار است در زمانی با اوباما دیدار کند که وی از شعارهای انتخاباتی خود رها شده ، بسیار خوشحال است ، زمانی که با دنیای واقعی سیاست آشنا شده و فهمیده که بدها همیشه بد خواهند ماند و حتی اگر رییس جمهور آمریکا هم عوض شود. ولی در سیاست ، نزدیکی دیدگاهها و حتی دوستی شخصی کافی نیست باید هر کسی اجازه داشته باشد که از اهرمهای فشار و نقاط قوت خود در بازی دیپلماسی استفاده کند و بدون شک هیچ نقطه قوتی برای یک نخست وزیر مهمتر از حمایت داخلی از وی نمی باشد ، بخصوص در زمانی که از حمایت بین المللی نیز برخودار باشد.
در سایه این دو عامل است که می توان مواضع تند نتانیاهو را درک کرد. وی خوب می داند که اجماع بین المللی به همراه اکثریت دمکراتیک داخلی ، قدرت کافی به نتانیاهو می دهند که می تواند وی را در مسیر صلحی که اوباما در خاورمیانه می خواهد، یاری دهد. اصولا اسرائیل نمی تواند رییس جمهور آمریکا را از طریق تپه کاپیتول مورد فشار قرار دهد، ولی در مقابل اعضای کنگره آمریکا می توانند تعهد آمریکا به حفظ امنیت اسرائیل را تضمین کنند.
در واقع نتانیاهو تمایل دارد در شرایطی وارد واشنگتن شود، که از بیشترین حمایت داخلی برخوردار باشد، تا آمریکائی نتوانند وی را تحت فشار قرار دهند. بدین جهت وی دو موضوع مورد توافق همه شهروندان یعنی رهایی اسرائیل از بحران هسته ای که ایران برای آن برنامه ریزی می کند و اعتراف فلسطینی ها به اسرائیل به عنوان کشور قومیت یهود، را با خود به آنجا برده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

استقبال اروپا از سیاست آمریکا در برابر ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۳
مهدی
نظرات (0)
صدای المان
روز دوشنبه، ۲۷ آوریل، اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ برگزار شد. روابط اتحادیه اروپا با اسرائیل، روابط با کرواسی و اسلوونی و همچنین رابطه با ایران از جمله مهم‌ترین موضوع‌های این اجلاس بودند.
اتحادیه اروپا در مقابل ایران سیاستی همگام با آمریکا خواهد یافت. کشورهای این اتحادیه در نظر دارند در آینده ارتباط با ایران را با چگونگی برنامه‌های اتمی ایران مربوط سازند. وزرای امور خارجه‌ی اتحادیه اروپا روز دوشنبه، ۲۷ آوریل در لوکزامبورگ با طرح این پیشنهاد، قدمی برداشتند در جهت نزدیکی سیاست اتحادیه اروپا به مواضع آمریکا در رابطه با ایران.
اتحادیه اروپا در این اجلاس از ایران خواست تا گفت‌و‌گو با ایالات متحده‌ی آمریکا را آغاز کند. وزرای خارجه اتحادیه اروپا اعلام داشتند که «اتحادیه اروپا حمایت کامل خود را از سیاست آمریکا در قبال ایران اعلام می‌کند و بر این نظر است که این سیاست شانسی برای مذاکره در مورد همه زمینه‌های سیاست اتمی ایران می‌گشاید.» در این اطلاعیه همچنین آمده است که «اتحادیه اروپا از ایران می‌خواهد از این فرصت استفاده کرده و در شرایط احترام متقابل، با حرکت در جهت خواست جامعه جهانی گشایشی در حل مسئله اتمی خود ایجاد کند.»
این سیاست اتحادیه اروپا همگون است با سیاست گروه ۱+۵ که به ایران پیشنهاد جدیدی برای گفت‌و‌گو در رابطه با برنامه‌های اتمی این کشور داده‌اند. این در حالی ست که ایالات متحده‌ی آمریکا نیز اعلام کرده است که در نظر دارد در تمام مذاکرات با ایران فعالانه شرکت کند. و این اقدام آمریکا می‌تواند به پربارشدن مذاکرات انجامد. کشورهای ۱+۵ به ایران پیشنهاد کمک‌های اقتصادی همه جانبه و همچنین کمک در جهت استفاده از فناوری هسته‌ای در جهت مصارف صلح آمیز داده‌اند، اگر ایران راضی شود غنی سازی اورانیوم را در کشور متوقف سازد. غربیان نگران آنند که تاکید ایران بر غنی‌سازی بخاطر اهداف این کشور در تهیه بمب اتمی ‌باشد.
سعید جلیلی، نماینده ایران اعلام کرده است که ایران حاضر به آغاز مذاکرات با گروه ۱+۵ است، اما به هیچ وجه، نه دست از غنی‌سازی برمی‌دارد و نه تحریم‌های در مورد ایران را می‌پذیرد. ایران همچنین اعلام کرده است که طرح‌های جدیدی در این زمینه دارد که در آینده معرفی خواهد کرد. کارشناسان اما بر این نظرند که ایران این پیشنهادات جدید خود را قبل از انتخابات ریاست جمهوری معرفی نخواهد کرد. اتحادیه اروپا تهدید کرده است که اگر ایران به پیشنهادهای این اتحادیه جواب منفی دهد، تحریم‌های جدیدی در نشست ماه سپتامبر وزرای خارجه اتحادیه اروپا تصویب خواهند شد و این تحریم‌ها می‌توانند در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به تصویب برسند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

گردهمایی 5 کشور آسیای مرکزی برای حل مناقشه آب

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۳
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

رهبران پنج کشور آسیای مرکزی برای پایان دادن به مناقشه بر سر مساله آب، گردهم می‌آیند. به گزارش خبرگزاری فارس مناقشه بر سر آب‌های مشترک مرزی، پس از فروپاشی شوروی سابق همواره موضوعِ اختلافِ کشورهای آسیای مرکزی به منظور بهره برداری از منابع آب های سطحی بوده است. رهبران پنج کشور تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ترکمنستان روز سه شنبه در یک نشست مشترک که در قزاقستان برگزار می‌شود، گرد هم خواهند آمد. از دیگر مباحثِ مورد بحث در این نشست امنیت انرژی و همکاری با آمریکا برای انتقال محموله های نظامی این کشور و ناتو به افغانستان، خواهد بود. رهبران کشورهای آسیای مرکزی علیرغم یکپارچگی و همجواری به ندرت در نشست های کاری مشترک شرکت می‌کنند و معمولا دیدارهای آنها با یکدیگر در حاشیه اجلاس های دیگر صورت می گیرد. بهره برداری از منابع آبی و انرژی و دیگر منابع طبیعی یکی از جدی ترین مسائل منطقه آسیای مرکزی به شمار می رود.

برخورد های گوناگون و یکجانبه برخی کشورها بخصوص در مساله آب و انرژی علاوه بر اینکه مانع توسعه اقتصادی در منطقه وسیع آسیای مرکزی شده است، سبب فجایع زیست محیطی نیز گردیده است. آمودریا و سیر دریا از رودخانه های اصلی آسیای مرکزی هستند که این رودخانه ها نخست از تاجیکستان و قرقیزستان عبور می کنند. بهره برداری این دو کشور از این رودخانه ها موجب نارضایتی دیگر کشورهای آسیای مرکزی که در پایین دست واقع شده و حیات کشاورزی آنها به آب این رودخانه ها وابسته است، شده است.

این در حالی است که تاجیکستان و قرقیزستان برای تامین انرژی مورد نیاز خود به سد سازی بر روی رودخانه ها نیاز دارند. مشکلات بوجود آمده بین کشورهای آسیای مرکزی بر سر نحوه بهره برداری از آب این رود خانه ها، زمینه دخالت قدرتهای خارجی به ویژه روسیه و آمریکا را فراهم کرده است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

واکنش باکو در باره خبر روزنامه حریت درباره افزایش نرخ گاز صادراتی جمهوری آذربایجان به ترکیه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۲
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

رونق عبدالله اف افزود : قرارداد جمهوری آذربایجان با ترکیه کهنه شده است و می بایستی طی این مدت مذاکرات باکو و آنکارا در همین ارتباط ادامه می یافت . از سال 2001 تا سال 2007 میلادی ، مدت زمان طولانی سپری شده است و به هیچ وجه نمی شد حدس زد که بهای گاز طبیعی تا این حد افرایش یابد. شایان ذکر است که ، در پی اظهارات قاطعانه ( طلبکارانه ) نخست وزیر ترکیه درباره افزایش نرخ گازطبیعی جمهوری آذربایجان و اعلام این که نرخ نفت خام در بازارهای جهانی به شدت کاهش یافته است و دیگردلیلی ندارد که دولت باکو نرخ گاز طبیعی جمهوری آذربایجان را افزایش دهد. روزنامه بیزیم یول در ادامه این گزارش نوشت : پیش از این ، رئیس شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان - سوکار- با تکذیب خبر افزایش نرخ گاز صادراتی جمهوری آذربایجان به ترکیه ، در واقع در مقابل ترکیه عقب نشینی و اعلام کرده بود : تعیین نرخ جدید گاز صادراتی جمهوری آذربایجان به ترکیه ، منوط به نتایج مذاکرات آنکارا - باکو خواهد بود. درهمین حال،به اعتقاد کارشناسان این مساله با تصمیم ترکیه برای ازسرگیری روابط با ارمنستان بی ربط نیست . رونق عبدالله اف درعین حال، با اشاره به امکانات ترانزیتی جمهوری آذربایجان اعلام کرد : کشورهای مصرف کننده انرژی موظفند مقررات ترانزیت را به صورتی آشکار وشفاف مراعات کنند تا درروند صادرات ترانزیت گاز طبیعی وقفه ای پیش نیاید. گفتنی است که ، ترکیه گاز صادراتی جمهوری آذربایجان را به قیمت هز هزار متر مکعب 120 دلار خریداری و بنابر ادعای دولت باکو قسمت اعظم آن را به قیمتی گزاف در حد 350 دلار به کشورهای اروپایی صادر می کرد.  به نظر می رسد ، مشکلات در مناسبات جمهوری آذربایجان با ترکیه در حال تشدید شدن است . کارشناسان می گویند : در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران و روسیه می توانند با اتخاذ سیاست اصولی و صحیح جایگزین ترکیه و غرب در جمهوری آذربایجان شوند. این درحالی است که ، روسیه نیاز زیادی به تلاش برای اتخاذ سیاست اصولی به دولت الهام علی اف ندارد . در حالی که ، جمهوری اسلامی ایران به منظور جایگزین شدن ترکیه باید راه حلی مناسب بیابد و در سیاست خارجی خود تجدید نظر کند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ابراز علاقه آمریکا به حضور ایران در طرح گازی نابوکو

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۲
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

درپی انصراف ضمنی جمهوری آذربایجان ازمشارکت در طرح موسوم به نابوکو ، ریچارد مورنینگ استارنماینده ویژه رئیس جمهوری آمریکا دراموردریای خزر،علاقمندی واشنگتن را به حضور ایران در طرح گازی نابوکو اعلام کرد. به گزارش سایت اینترنتی مدیافوروم ، ریچارد مورنینگ استار در حاشیه نشست سران کشورهای علاقمند به ذینفع در طرح احداث و بهره برداری از خط لوله نابوکو در صوفیه پایتخت بلغارستان ، طی سخنانی با اعلام این که ، آمریکا آماده است از طرح نابوکو ، در صورتی که شرکت های اروپایی برای تحقق این طرح سرمایه گذاری کنند، در روند اجرای این طرح مشارکت به عمل آورد ، افزود : پیشنهادات مطرح شده برای عضویت ایران در این طرح می تواند نقطه عطفی درمشی سیاست گذاری خارجی آمریکا در برخورد با ایران محسوب شود . وی افزود : ایران می تواند به کشوری فعال و مهم در روند اجرای طرح نابوکو تبدیل شود . زیرا آمریکا مذاکره با ایران را در این ارتباط آغاز کرده و مایل است تهران را به همکاری در این زمینه جذب کند. بنابر این گزارش ، نکته جالب توجه این است که چندی پیش متیو برایزا دستیار معاون وزیر امور خارجه آمریکا صریحا" اعلام کرده بود ، واشنگتن مخالف حضور ایران در طرح نابوکو است و این بدان معنا است که ، آمریکا درصدد است برای تحقق این طرح نمامی امکانات موجود را بسیج کند. آمریکا درحالی پیشنهاد مشارکت ایران درطرح نابوکورا مطرح کرده است که ،جمهوری آذربایجان به عنوان مرکزونقطه ثقل این طرح دیگرحاضربه مشارکت درآن نیست. درعین حال، ایران مسیرهای متعددی برای صادرات گاز خود دارد که آمریکا تاکنون با تمامی این مسیرهای مخالفت کرده است و می کوشد با فشارهای سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه را از همکاری با ایران بر حذر دارد . در این شرایط پیشنهاد آمریکا قابل تامل است. کارشناسان می گویند : پیشنهاد آمریکا به مشارکت ایران درطرحی که ساخت آن در هاله ای از ابهام قرار دارد و کشور صادرکننده اصلی گاز آن مشخص نیست ، مانند این است که ، کاخ سفید می کوشد ازحداقل امکانات موجود حداکثر استفاده را ببرد ودرحقیقت از آب کره بگیرد .



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سخنرانی امام موسی صدر به مناسبت هفتمین روز شهادت کامل مروه روزنامه نگار لبنانی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

در این مجال بنا ندارم که مدح فرهنگ بگویم، آن هم نزد رجال فرهنگ و در سرزمین فرهنگ با مردمانی فرهنگی بلکه می خواهم نکته مهمی را درباره حساسیت جایگاه مطبوعات به خود و برادرانم یادآور شوم.

عنصر مطبوعاتی می تواند جامعه ای صالح بیافریند. چون آنگاه که مقاله ای نشر می دهد یا تحلیلی می نویسد یا تصویری را به چاپ می سپارد یا عنوانی را برجسته می کند یا به تفسیر رویدادی می پردازد، در حقیقت در پی جهت دادن به فرد و جامعه است و می تواند پدری راهنما و دلسوز و هدایتگری فرزانه باشد، همچنان که می تواند خیانتکار و یا گمراه کننده یا تحریف گر حقایق و اندیشه ها باشد.برادران، مطبوعات از مهم ترین میدان های جهادی و از برجسته ترین عوامل تکوین انسان مدنی است. این جایگاه والا وظایفی در قبال جامعه بر عهده اصحاب مطبوعاتی می گذارد، همان طور که وظایفی در قبال اینان بر عهده جامعه می نهد. وظیفه اینان در قبال جامعه جهت دهی، روشنگری و خیرخواهی مخلصانه و بی شائبه است. حق آنان بر جامعه نیز همان برخورداری از آزادی و پشتیبانی و تامین امکاناتی است که او را از فساد و انحراف مصون بدارد.برادران، آزادی برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت های انسانی است. هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد. فطرتی که قرآن می فرماید: «فطرت الله التی فطرالناس علیها» ۳۰:۳۰ فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است.آزادی حق روزنامه نگار است، که جامعه اش باید به او پیشکش کند. آزادی خدمتی است به روزنامه نگار تا کار خود را به انجام رساند و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند. صیانت از آزادی ممکن نیست مگر با آزادی. آزادی برخلاف آنچه می گویند، هرگز محدودشدنی و پایان یافتنی نیست. در حقیقت آزادی کامل عین حق است. حقی است از جانب خدا که حدی بر آن نیست.آزادی حقیقی دقیقا رهایی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی است و به تعبیر امام علیع «من ترک الشهوات کان حرا» تحف العقول، ص ۸۸آزاده کسی است که شهوات را ترک کند. اگر بخواهیم آزادی را تعریف کنیم باید بگوییم که آزادی ر هایی از دیگران و رهایی از نفس است. اگر آزادی را این گونه تفسیر کنیم، دیگر معتقد به حد و مرز برای آزادی نخواهیم بود. آزادی ای که با آزادی دیگران اصطکاک داشته باشد، در حقیقت بندگی نفس خویشتن و شهوت طلبی است. آزادی، جهاد است. همان جهاد اکبری که مورد نظر پیامبر گرامی بود، جهاد با خویشتن خویش برای رهایی از شهوات در مقابل جهاد اصغر که جهاد با بیگانگان است.

برای آنکه نظر روزنامه نگار خیرخواهانه، صادقانه و بی شائبه باشد، بر جامعه است که برای او آزادی را تامین و خاطر آسوده را تضمین کند، تا تحت تاثیر زرق و برق ها و انواع فشارها قرار نگیرد. با چنین تمهیداتی جامعه هم منتفع خواهد شد. با چنین سازوکاری جامعه خود نیز خدمت می کند، نقش حقیقی خویش را ایفا می کند و از توان جهادگران خود بارور و بهره مند می شود. به راستی که آزادی والاترین شیوه برای شکوفا کردن قابلیت ها، ظرفیت ها و استعدادهای جامعه است و چنین حقی با آزادی ادا می شود.

برادران، روزنامه نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و نداری بیفتد و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود.

ترور بدترین و شکست خورده ترین روش برای نیل به هدف است، حال این هدف هرچه باشد. پیامبر خدا می فرمود ایمان خونریزی را مهار می کند. و نیز می فرمود مسلمان حیله گری نمی کند، دستاورد آن هرچه باشد. مسلم بن عقیل در کوفه از ترور عبیدالله بن زیاد سر باز زد، هر چند می توانست دور از دسترس دیگران او را در خانه ای بکشد. مسلم از ترور روی می گرداند و با این کار مسئولیت های بسیار و نتایج ناگواری را که یکی از آنها کشته شدن امام حسین بود، به جان می خرد. هدف هر چند بزرگ باشد، نمی تواند توجیه گرترور باشد.فریبکاری و ناجوانمردی وترورازدیدگاه دین درنظر وجدان و درمنطق انسان جرم است.

ترور بازتاب های خطرناکی در جامعه دارد که ابعاد آن قابل محاسبه و پیش بینی نیست. جامعه اسلامی دینی که رسول نور و رحمت، منشاء خدمت و تعامل مثبت با مردم و پذیرای همه مسئولیت ها بود پس از ترورهایی که دامان خلفای آن و در طلیعه همه، امام علیع را در محراب عبادت گرفت، رو به ضعف و سستی نهاد. این ترورها سمت و سوی خلافت را از راه مستقیم منحرف ساخت.خلیفه در حریم های بسته جای گرفت و از دسترس مردم دور شد. خلافت به سلطنتی وحشی و حکمران به مالک الرقاب تبدیل شد.بیت المال مسلمانان به خزانه حاکم و ارتش مدافع وطن به گارد شخصی امیرحاکم تغییر ماهیت داد. ترور، حاکمان و رهبران را از دسترس مردم دور می کند، رهبران را به انزوا می راند و خیرخواهان جامعه را از مردم می گیرد. در این فاصله گرفتن از جامعه خطری بنیادین نهفته است. زیرا حاکمان به طور مستقیم از وضع و حال مردم آگاه نمی شوند، شکایت های آنان را نمی شنوند، گم گشتگان جامعه هدایت نمی شوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمی شوند. زمامداران بیرون از متن جامعه در معرض تملق و چاپلوسی واقع می شوند و راه بر کسانی که اشتباهات آنان را بکاوند و بنمایانند بسته می شود و به این طریق به انحراف، سرکشی و استبداد سوق داده می شوند.این فاصله در دل های مردم تصوری وهم آلود و ابهام آمیز ایجاد می کند، به طوری که مردم حاکمان را تافته ای جدا بافته می دانند و به آنان گمان بد برند یا از آنها بتی سازند که به جای خدا پرستش شوند. در هر دو حالت اعتماد عمومی از بین می رود، شهروندان تحقیر می شوند و محکوم و زیردست تلقی می شوند. حاکم سرور و ارباب به حساب می آید و در هر دو حالت انحراف پیش می آید. به همه مصیبت ها در «عهدنامه امام علی ع به مالک اشتر» اشاره شده است. آنجا که حضرتش مالک را از فاصله گرفتن از مردم و حجاب قرار دادن میان خود و مردم نهی می کند. برادران، ترور ناهنجاری اجتماعی خطرناکی است، زیرا مردم را از تعامل با رهبرانشان بازمی دارد. ترور خطرناک است، زیرا در این گونه شرایط، محاکمه، صدور حکم و اجرای آن تنها در دست یک نفر قرار می گیرد و آن یک نفر بسا به راه خطا رود. اگر این راه باز شود، دیگر ممکن نیست که عدالت در جامعه حکم فرما شود. بر حامیان و نگهبانان جامعه است اگر جامعه را نگهبانانی باشد که پدیده ترور را به صورت ریشه ای و نهایی درمان کنند.

خدایت بیامرزد ابوجمیل، تو مرگ را پذیرا شدی، ولی مرگ هرگز فنا و نابودی نیست. مرگ در نظر مومن انتقال از زمین به آسمان و از محدودیت به لایتناهی است. مرگ شکستن زنجیرها است. آیا به این گفته قرآن کریم ایمان نداریم که: «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم» ۲:۶۷ آنکه مرگ و زندگی را بیافریند تا بیازمایدتان. پس مرگ آفرینش است نه نابودی. زندگانی واقعی تنها پس از مرگ است. پدیده مرگ و حیات پس از آن عین تحول، پیشرفت و تکامل است. هیچ تحولی بدون مردن صورت نمی گیرد. تکامل حقیقی انسان تنها در پرتو گذر کردن از مرحله ای تحقق می یابد که در آن می زید. تبدیل سلول های بدن انسان به اندیشه و فکر تنها پس از مرگ شدنی است. مرگ راه کمال، مقدمه تحول، مایه جاودانگی و راه کشف حقیقت است.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

بحران واقعی در کشورهای رشد یابنده روی می‌دهد

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

در نتیجه‌ی بحران اقتصادی و مالی جهان، در ۹۴ کشور از ۱۱۶ کشور در حال توسعه و نیمه‌صنعتی، رشد اقتصادی به گونه‌ای دراماتیک کاهش یافته است. اگر چه رقم میانگین ثابت چندان وخیم به نظر نمی‌رسد، ولی واقعیت را بازتاب نمی‌دهد. زیرا پس از یک رشد ۱/۸ درصدی در سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، در کشورهای جهان سوم، در سال جاری، میانگین نرخ رشد به ۶/۱ درصد می‌رسد.

این رقم میانگین، بیشتر مربوط به آن است که غول‌های اقتصادی نیمه‌صنعتی یعنی چین و هند نیز، هنوز در آمار، جزو کشورهای در حال توسعه به شمار می‌‌آیند. اگر چه در چین و هند نیز زمان نرخ رشد دو رقمی پایان یافته، ولی به‌رغم بحران، این کشورها هنوز در ابعادی رشد می‌کنند که کشورهای قدیمی صنعتی، حتا در زمان اوج شکوفایی رشد خود نیز خواب آن را نمی‌دیدند. با این همه، با توجه به رشد نیرومند جمعیت، یک رشد اقتصادی چهار تا شش درصدی در هند و چین، هنوز آنقدر پایین است که نمی‌تواند شمار قابل توجهی از انسان‌ها را از فقر مطلق رهایی بخشد.

در کشورهای در حال توسعه، بویژه در جنوب صحرا در آفریقا، موضوع بر سر نرخ رشد ناچیز نیست، بلکه بر سر کاهش شدید و همه‌جانبه‌ی کارآیی اقتصادی است. زیرا کشورهای در حال توسعه، از طریق بحران اقتصادی و مالی‌ای که توسط کشورهای صنعتی ایجاد شده، همواره نیرومندتر از چند طرف زیر فشار قرار می‌گیرند.

چند نمونه: کشورهای صنعتی برای تامین مالی پروژه‌ی نجات بانک‌های خود و بسته‌های کمک برای اعتلای اقتصادی، از بازارهای سرمایه‌ی بین‌المللی، ارقام هنگفتی به صورت وام دریافت می‌کنند. این امر، امکانات مالی کشورهای در حال توسعه را به گونه‌‌ای چشمگیر محدود می‌کند. افزون بر آن، سرمایه‌گذاران خصوصی، پول‌های زیادی از کشورهای در حال توسعه خارج می‌کنند، زیرا اعتماد خود را به رشد این کشورها از دست داده‌اند، یا به سرمایه‌ی خود در داخل نیازمندند.

این هنوز همه‌ی ماجرا نیست. بحران اقتصادی باعث شده که در بسیاری از کشورهای صادرکننده‌ی مواد خام در جهان سوم، همزمان شاهد سقوط قیمت‌ها و حجم مواد صادراتی باشیم. و در پایان این که بسیاری از کارگران مهاجر در کشورهای صنعتی، کار خود را از دست می‌دهند و در نتیجه نمی‌توانند پول برای خانواده‌ی خود به کشورهایشان بفرستند.

بویژه آن کشورهایی در معرض افزایش فقر قرار دارند که به نصیحت کشورهای صنعتی و سازمان‌های توسعه‌ی چندملیتی گوش دادند و خود را وارد اقتصاد و تقسیم‌کار جهانی کردند. البته آن‌‌ها تا مدت‌ها موفق هم بودند، ولی اکنون شکست بی‌رحمانه‌ای را تجربه می‌کنند. این ناکامی، نخست شمار بیکاران و سپس شمار گرسنگان را افزایش خواهد داد.

در سال گذشته، افزایش بهای مواد خوراکی و انرژی، به بسیاری از کشورهای جهان سوم ضربات سنگینی وارد کرد. اکنون نوبت ضربه‌ی رکود اقتصاد جهانی است. در حالی که کشورهای صنعتی با شبکه‌ی اجتماعی خود به یاری قربانیان بحران می‌آیند، در کشورهای در حال توسعه، امکان شورش به دلیل گرسنگی و مرگ به علت گرسنگی افزایش می‌یابد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی