وقت شناسی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۹
مهدی
نظرات (0)

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

آیا ما ایرانی ها در کاربرد لغات فارسی ملاحظه عری ها را می کنیم؟!!

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۸
مهدی
نظرات (0)

چون عرب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان بیاورند، ما ایرانی‌ها،  به چمکران می‌گوییم: جمکران  به چاچ‌رود می‌گوییم: جاجرود  به چزاندن می‌گوییم: جزاندن

چون عرب‌ها نمی‌توانند «ژ» را بیان کنند، ما ایرانی‌ها  به دژ می‌گوییم: دز (سد دز)  به کژ می‌گوییم: :کج

به مژمی‌گوییم: :مج به کژآئین می‌گوییم: کج‌آئین به کژدُم می‌گوییم عقرب!  به لاژورد می‌گوییم:لاجورد

 فردوسی فرماید: به پیمان که در شهر هاماوران  سپهبد دهد ساو و باژگران اما مابه باژ می‌گوییم: باج

فردوسی فرماید: پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست همی رفت شیدا به کردارمست اما ما به اسپ می‌گوییم: اسب به ژوپین می‌گوییم: زوبین

چون در زبان پارسی واژه‌هائی مانند چرکابه، پس‌آب، گنداب... نداریم، نام این چیزها را گذاشته‌یم فاضل‌آب، 

چون مردمی سخندان هستیم و ازنوادگان فردوسی،  به ویرانه می‌گوییم خرابه  به ابریشم می‌گوییم: حریر به یاران می‌گوییم صحابه!  به ناشتا وچاشت بامدادی می‌گوییم صبحانه یا سحری!  به چاشت شامگاهی می‌گوییم:

عصرانه یا افطار! به خوراک و خورش می‌گوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی(!)

به آرامگاه می‌گوییم: مقبره  به گور می‌گوییم: قبر  به برادر می‌گوییم: اخوی  به پدر می‌گوییم: ابوی  واکنون نمی‌دانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم و بکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!

هنر نزد ایرانیان است و بس! از جمله هنر سخن گفتن! شاعر هم گفته است: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و

هنرش نهفته باشد! بنابراین، چون ما ایرانیان در زبان پارسی واژه‌ی گرمابه نداریم به آن می‌گوئیم: حمام!

چون در پارسی واژه‌های خجسته، فرخ و شادباش نداریم به جای «زاد روزت خجسته باد» می‌گوئیم: «تولدت

مبارک».  به خجسته می گوئیم میمون اگر دانش و «فضل» بیشتری بکار بندیم می‌گوییم: تولدت میمون و

مبارک!  چون نمی‌توانیم بگوییم: «دوستانه» می گوئیم با حسن نیت!  چون نمی‌توانیم بگوییم «دشمنانه» می گوییم خصمانه یا با سوء نیت  چون نمی‌توانیم بگوئیم امیدوارم، می‌گوئیم ان‌شاءالله  چون نمی‌توانیم بگوئیم آفرین، می‌گوئیم بارک‌الله  چون نمی‌توانیم بگوئیم به نام ویاری ایزد، می‌گوییم: ماشاءالله و چون نمی‌توانیم بگوئیم نادارها، بی‌چیزان، تنُک‌‌‌مایه‌گان، می‌گوئیم: مستضعفان، فقرا، مساکین! به خانه می‌گوییم: مسکن  به داروی درد می‌گوییم: مسکن (و اگر در نوشته‌ای به چنین جمله‌ای برسیم : «در ایران، مسکن خیلی گران

است» نمی‌دانیم «دارو» گران است یا «خانه»؟  به «آرامش» می‌گوییم تسکین، سکون به شهر هم می‌گوییم مدینه تا «قافیه» تنگ نیاید! ما ایرانیان، چون زبان نیاکانی خود را دوست داریم:

> به جای درازا می گوییم: طول به جای پهنا می‌گوییم: عرض  به ژرفا می‌گوییم: عمق  به بلندا می‌گوییم: ارتفاع  به سرنوشت می‌گوییم: تقدیر  به سرگذشت می‌گوییم: تاریخ  به خانه و سرای می‌گوییم : منزل و

> مأوا و مسکن  به ایرانیان کهن می گوییم: پارس  به عوعوی سگان هم می گوییم: پارس!  به پارس‌ها می‌گوییم: عجم!  به عجم (لال) می گوییم: گبر  چون میهن ما خاور ندارد،  به خاور می‌گوییم: مشرق یا شرق!  به باختر می‌گوییم: مغرب و غرب و کمتر کسی می‌داند که شمال و جنوب وقطب در زبان پارسی چه بوده است!  چون «ت» در زبان فارسی کمیاب وبسیار گران‌بها است (و گاهی هم کوپنی می‌‌شود!)

> تهران را می نویسیم طهران  استوره را می نویسیم اسطوره  توس را  طوس  تهماسپ را طهماسب  تنبور را می نویسیم طنبور(شاید نوایش خوشتر گردد!)  همسر و یا زن را می نویسیم ضعیفه، عیال، زوجه، منزل، مادر بچه‌ها،  چون قالی را برای نخستین بار بیابانگردان عربستان بافتند (یا در تیسفون و به هنگام دستبرد،

یافتند!) آن را فرش، می نامیم!  آسمان را عرش می‌نامیم! و استاد توس فرمود:

چو ایران نباشد، تن من مباد! بدین بوم و بر زنده یک‌تن مباد! و هرکس نداند، ما ایرانیان خوب می‌دانیم که نگهداشت یک کشور، ملت، فرهنگ و «هویت ملی» شدنی نیست مگر این که از زبان آن ملت هم به

درستی نگهداری شود.  ما که مانند مصری‌ها نیستیم که چون زبانشان عربی شد، امروزه جهان آن‌ها را از خانواده‌ی اعراب می‌دانند.

البته ایرانی یا عرب بودن، هندی یا اسپانیائی بودن به خودی خود نه مایه‌ی برتری‌ است و نه مایه‌

سرافکندگی. زبان عربی هم یکی از زبان‌های نیرومند و کهن است.

سربلندی مردمان وکشورها به میزان دانستگی‌ها، بایستگی‌ها، شایستگی‌ها، و ارج نهادن آن‌ها به آزادی و «حقوق بشر» است.  با این همه، همان‌گونه که اگر یک اسدآبادی انگلیسی سخن بگوید، آمریکایی به شمار نمی‌آید، اگر یک سوئدی هم، لری سخن بگوید، لُر به شمار نخواهد رفت. چرا یک چینی که خودش فرهنگ و زبان و شناسنامه‌ی تاریخی دارد، بیاید و کردی سخن بگوید؟وچرا ملت‌های عرب، به پارسی سخن نمی‌گویند؟ چرا ما ایرانیان باید نیمه‌عربی - نیمه‌پارسی سخن بگوئیم؟  فردوسی، سراینده‌ی بزرگ ایرانیان در ۱۰۷۰ سال پیش  برای این که ایرانی شناسنامه‌ی ملی‌اش را گم نکند، و همچون مصری از خانواده‌ی اعراب به شمار نرود، شاهنامه را به پارسی‌ی گوش‌نوازی سرود و فرمود:

پی افکندم ازنظم کاخی بلند که ازباد وبارانش ناید گزند جهان کرده‌ام ازسخن چون بهشت ازاین بیش تخم سخن کس نکشت ازآن پس نمیرم که من زنده‌ام که تخم سخن من پراگنده‌ام هرآن کس که دارد هُش ورای و دین پس ازمرگ برمن کند آفرین اکنون منِ ایرانی چرا باید اززیباترین واژه‌های دم دستم در«زبان شیرین پارسی» چشم‌ پوشی کنم  و از لغات عربی یا انگلیسی یا روسی که معنای بسیاری از آنان را هم بدرستی نمی‌دانم بهره بگیرم؟  و به جای توان و توانائی بگویم قدرت؟  به جای نیرو و نیرومندی بگویم قوت؟به جای پررنگی بگویم غلظت؟  به جای سرشکستگی بگویم ذلت؟ به جای بیماری بگویم علت؟  به جای اندک و کمبود بگویم قلت؟

به جای شکوه بگویم عظمت؟  به جای خودرو بگویم اتومبیل به جای پیوست بگویم ضمیمه، اتاشه!! به جای مردمی و مردم سالاری هم  بگویم «دموکراتیک»  به باور من، برای برخی از ایرانیان، درست کردن بچه، بسیار آسان‌تر است از پیداکردن یک نام شایسته برای او! بسیاری از دوستانم آنگاه که می‌خواهند برای

نوزادانشان نامی خوش‌آهنگ و شایسته بیابند از من می‌خواهند که یاری‌شان کنم! به هریک از آن‌ها می‌گویم: «جیک جیک تابستون که بود، فکر زمستونت نبود؟!»

به هر روی، چون ما ایرانیان نام‌هائی به زیبائی بهرام و بهمن و بهداد و ... نداریم، اسم فرزندانمان را می‌گذاریم علی‌اکبر، علی‌اوسط، علی‌اصغر! (یعنی علی بزرگه، علی وسطی، علی کوچیکه!)

پسران بعدی را هم  چنین نام می‌نهیم: غلامعلی، زینعلی، کلبعلی (سگِ علی= لقبی که شاه اسماعیل صفوی برخود نهاده بود و از زمان او رایج گردید) محمدعلی، حسین‌علی، حسنعلی، سبزعلی، گرگعلی، شیرعلی، گداعلی و....  نام آب کوهستان‌های دماوند را هم می‌گذاریم آبعلی!  وچون در زبان پارسی نام‌هائی مانند سهراب، سیاوش، داریوش و... نداریم نام فرزندانمان را می‌گذاریم اسکندر، عمر، چنگیز، تیمور، ...

و چون نام‌های خوش‌آهنگی همچون: پوران، دُردانه، رازدانه، گلبرگ، بوته، گندم، آناهیتا، ایراندخت،

مهرانه، ژاله، الیکا (نام ده و رودی کوچک در ایران)، لِویس (نام گل شقایق به  گویش اسدآبادی= از امنه‌های

زبان پهلوی ساسانی) و... نداریم، نام دختران خود را می‌گذاریم: زینب و رقیه و معصومه و زهرا و

سکینه و سمیه و ...

 دانای(حکیم) توس فرمود:  بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی  از آن‌جایی که ما ایرانیان مانند دانای توس، مهر بی‌کرانی به میهن خود داریم  به جای رستم‌زائی می‌گوئیم سزارین  رستم در زهدان مادرش رودابه آنچنان بزرگ بود که مادر نتوانست او را بزاید، بنابراین پزشکان، پهلوی مادر را شکافتند و رستم را بیرون آوردند. چنین وضعی برای سزار، قیصر روم هم پیش آمد و مردم باخترزمین از آن‌پس به این‌گونه زایاندن و زایش می‌گویند سزارین. ایرانیان هم می‌توانند به جای واژه‌ی «سزارین» که در زبان پارسی روان شده، بگویند: رستم‌زائی  به نوشابه می‌گوییم: شربت به کوبش و کوبه می‌گوییم: ضربت

به خاک می‌گوییم: تربت  به بازگشت می‌گوییم: رجعت  به جایگاه می‌گوییم: مرتبت به هماغوشی می‌گوییم: مقاربت  به گفتاورد می‌گوییم: نقل قول  به پراکندگی می‌گوییم: تفرقه  به پراکنده می‌گوییم: متفرق به سرکوبگران می‌گوییم: قوای انتظامی  به کاخ می‌گوئیم قصر،  به انوشیروان دادگر می‌گوئیم: انوشیروان عادل

در «محضرحاج‌آقا» آنقدر «تلمذ» می‌کنیم که زبان پارسی‌مان همچون ماشین دودی دوره‌ی قاجار، دود و

دمی راه می‌اندازد به قرار زیر: به خاک سپردن = مدفون کردن  دست به آب رساندن = مدفوع کردن

به جای پایداری کردن می‌گوییم: دفاع کردن= تدافع = دفع دشمن= دفع بلغم = و...  به جای جنگ می‌گوییم: مدافعه، مرافعه، حرب، محاربه.  به خراسان می‌گوییم: استان قدس رضوی!

به چراغ گرمازا می‌گوییم: علاءالدین! یا والور!  به کشاورز می‌گوییم: زارع  به کشاورزی می‌گوییم: زراعت اما ناامید نشویم. این کار شدنی است!  تا سال‌ها پس از انقلاب مشروطیت

به جای دادگستری می‌گفتیم عدلیه به جای شهربانی می‌گفتیم نظمیه به جای شهرداری و راهداری می‌گفتیم

بلدیه به جای پرونده می گفتیم دوسیه به جای …تمامی ندارد  



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

درباره ی کراوات و کرواتها نژاد اصلی مردم کشور کرواسی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۸
مهدی
نظرات (0)

با یک نگاه به نگاره‌ای که در تخت جمشید کنده شده (شکل ۱) و به نظر «هرتسفلد» که آن را در Iran in the Ancient East - fig۴۰۲ آورده است، پاپک پدر اردشیر است که رخت مادی بر تن دارد. به خوبی روشن می‌شود که «کئرت» کدامست و واژه‌ کراوات از کجا گرفته شده است

نوع اول

این کراوات بیشتر به صورت پهن‌تر و پیش سینه‌ای دیده می‌شود که پادشاهان و بزرگان سپاه می‌بستند و در همه‌ صورت‌های کنده شده روی سنگ و سکه‌های باستانی یافت می‌شود. برای نمونه سنگ نگاره‌ای را در طاق بستان (شکل ۲) می‌توان آورد.

نوع دوم

این پیش سینه که تا دورهی صفویه و بعد از آن هم رسم بوده (شکل ۳) که در صورت‌های شاه عباس دیده می‌شود، همان است که به زبان فرانسه «cuirasse» می‌گویند که از «corazza» ایتالیایی گرفته شده است و ریشه آن «کئرس» اوستایی است.

نوع سوم

بنا به گفته‌ اروپاییان «cuirasse» از قرن پانزدهم در اروپا رواج گرفته شده و چون پیشینه‌ کلاسیک نداشته برای آن ریشه‌ تراشیده‌اند و آن را از واژه‌ی حدسی «coracea» که در لاتین نیست گمان کرده‌اند و آن را از ریشه لاتینی «coriaceus» به معنی «چرمی» و از ریشه‌ لاتینی «corium» یعنی «چرم» دانسته و ناچار شده‌اند بگویند که این قسمت زره را در ابتدا از چرم می‌ساخته‌اند!

در مازندران تا چند سال پیش که هنوز لباس‌های محلی می‌پوشیدند، رسم بود که داماد شب عروسی، دستمال گردن سرخ یا سبز ببندد و این رسم مانند حلقه‌ای که به انگشت می‌کنند علامت دلبستگی به چیزیست. به نظر نگارنده کراوات هم در ایران باستان مانند «کـُستی» علامت دینی و بستگی به جایی بوده است. «کستی» رشته‌ای بوده که به کمر می‌بستند و کراوات رشته‌ای بوده که «بر گردنم لفکنده دوست»، بی‌جهت نبود که وقتی بستن کراوات دوباره در ایران رسم شد آن را «زُنـّار» نام نهادند.پژوهشگر انگلیسی، نوئل مالکوم در کتاب خود به اسم "تاریخچه مختصر بوسنی" مطالعه ذیقیمتی در مورد روابط ایرانیان وگذشته اقوام یوگوسلاوی سابق انجام داده است. وی در این کتاب مینویسد: "واژه کراوات، یا هراوات درزبان صربی" ریشه در این زبان ندارد. این واژه از شبیه به نامی ایرانی است که در لوحی سنگی درناحیه یونانی نشین جنوب روسیه یافته شده است. ریشه آن نام، خراوات دراوستا به معنای "دوستانه" است. مطالعات تاریخی نشان میدهد که نژاد فعلی کرواسی یعنی کرواتها، از ۱۷۰۰ سال پیش از سرزمین مادریشان، ایران به سمت کرواسی، صربستان و بوسنی مهاجرت نموده اند. احتمالاً علت این مهاجرت سرکوب مومنین به آئین مانوی در دوران ساسانیان بوده است.برمبنای اسناد قدیمی، اقوام بوسنیایی و کروات دارای اصلیت ایرانی هستند که بعدها با اقوام اسلاو جنوبی ازدواج کرده و ممزوج شده اند. نوئل مالکوم معتقد است که تئوری های جدید در این زمینه با شواهد تاریخی مطابقت دارد. برخی ازتئوریسین های ملی گرای کروات، ترجیح می دهند که اصلیت خود را با ایرانیان مرتبط سازند. چنین تئوری هایی خصوصاً در زمان جنگ جهانی دوم، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقه بندی نژادها ازسوی آلمانیان بالاترازنژاد اسلاو قرارگرفت، تقویت شد. هرچند بر طبق نظر مالکوم، هم کرواتها و هم بوسنیایی ها مهاجرینی ازایران بوده اند که تقریباً به صورت هم زمان ازایران به بالکان مهاجرت کرده اند.یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین اولیه برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمیز داده شوند خود را "خراوات" یا همان کروات می نامیده اند. همچنین این مهاجران ایرانی تبار، برای آنکه وجه تمایز خود را نشان دهند، دستمالی بدور گردنشان می بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت. در سال ۱۶۵۶، لوئی چهاردهم، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، برسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را بدور گردن خود می بستند که در انتهای آن گره ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار میگرفت. ازآن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی اززیور نظامی درارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید. 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ده شیطان‌صفت تاریخ که در کسوت پزشکی مشغول به کار بودند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۷
مهدی
نظرات (0)
۲- والتر فریمن Walter Freeman: والتر فریمن یک متخصص بیماری‌های اعصاب یا نورولوژیست بود که از «ییل» و دانشکده پزشکی پنسیلوانیا، فارغ‌التحصیل شده بود. او در دوران فعالیتش ۳۵۰۰ عمل لوبوتومی انجام داد.
در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی، یعنی زمانی که روانپزشکان داروهای مؤثر کمی برای کنترل بیماری‌ها و اختلالات روانپزشکی در اختیار داشتند، عمل‌ لوبوتومی بسیار معمول بود. شاید از فیلم «دیوانه از قفس پرید» با شرکت «جک نیکلسون»، ماجرای لوبوتومی کاراکتر سرخ‌پوست قصه را به یاد داشته باشید.
در عمل لوبوتومی، ارتباط کورتکس قسمت پره‌فرونتال (قسمتی از قشر مغز در ناحیه زیر پیشانی) با سایر نقاط قطع می‌شود. شیوه‌های مختلفی برای این عمل وجود دارد. امروزه به خاطر عوارض زیاد عمل لوبوتومی و همچنین وجود شیوه‌های نوین درمان، لوبوتومی به ندرت انجام می‌شود، اما او در آن زمان، دکتر فریمن به انجام این عمل‌ها و به اصطلاح شفا دادن بیمارانش، افتخار می‌کرد.
شیوه انجام اعمال جراحی او هم عجیب بود. مثلا او از یک یخ خردکن که از آشپزخانه منزلش برداشته بود، برای انجام عمل استفاده می‌کرد و بدون کمک هیچ جراحی، روزانه ۲۰ عمل انجام می‌داد، او حتی اجازه می‌داد، رسانه‌ها بر سر عملش حاضر شوند، اعمال جراحی که گاه با مرگ بیمار خاتمه می‌یافتند.
جالب است بدانید که یکی از عمل‌های جراحی که دکتر فریمن انجام داد، روی خواهر «جان اف کندی» یعنی «رزمری کندی» انجام شد. در آن زمان به خانواده او توصیه شد برای بهبود حالات روحی رزمری، این عمل را قبول کنند. در سال ۱۹۴۱، زمانی که رزمری ۲۳ ساله بود، این عمل روی او انجام شد و نتیجه خوشایندی نداشت. رزمری کندی بعد از عمل دچار بی‌اختیاری ادراری شد و توان ذهنی‌اش به اندازه یک شیرخوار کاهش پیدا کرد، طوری که ساعت‌ها به دیوار روبرویش خیره می‌شد. برخی اعتقاد دارند، رزمری، تنها عقب‌ماندگی ذهنی داشت و عمل اصلا برایش مورد نداشت. رزمری کندی با همین شرایط تا سال ۲۰۰۵، به زندگی ادامه داد.
شاید در مورد سرنوشت‌ ناگوار اعضای خانواده کندی، خوانده باشید، سرنوشت شومی که که از آن تعبیر به «نفرین کندی‌ها» می‌شود. رزمری کندی، نخستین عضو خانواده بود که با چنین سرنوشت ناگواری مواجه شد!
شاید باور نکنید، اما فریمن هرگز به خاطر مرگ بیمارانش با عوارض عمل، به دردسر نیفتاد.

۳- هری هوارد هولمز(هرمن ماجت) Herman Mudgett: نام هری هوارد هولمز در زمان تولد «هرمن ماجت» بود، او نخستین قاتل سریالی بود که در آمریکا به دار آویخته شد. او در سال ۱۸۸۴ به دانشکده پزشکی میشیگان رفت. در این دوره او اجساد را از آزمایشگاه‌ها می‌دزدید و تخریب می‌کرد و بعد ادعا می‌کرد این افراد در طی حادثه کشته شده‌اند و با ترفندهایی از شرکت‌های بیمه، حق بیمه دریافت می‌کرد. بعد از فارغ‌التحصیلی، او به شیکاگو رفت، یک کارگر داروخانه را فریب داد و مالکیت یک هتل را از آن خود کرد. او زنانی را فریب می‌داد و به قتل می‌رساند و در هتل، روی جسد آنها آزمایش می‌کرد، کالبدشکافی‌شان می‌کرد و اسکلت آنها را به دانشکده‌های پزشکی می‌فروخت!

۴- آرنفین نست Arnfinn Nesset: آرنفین نست، واقعا یک پزشک نبود، او یک پرستار نروژی بود که قصد داشت پزشک شود. او ۲۲ نفر از بیمارانش را با تزریق دارویی به نام Curacit کشت، این دارو، یک داروی شل‌کننده عضلات است. به خاطر ماهیت دارو، تحقیقات برای اثبات جرم «نست»، بسیار دشوار بود، چرا که ردیابی این دارو در بدن با گذشت زمان بسیار دشوار است. تحقیقات روی پرونده او دو سال کشید، در پی یک محاکمه دو ماهه، جرم او در قتل بیمارانش ثابت شد و «نست» ۲۱ سال را در زندان به سر برد. در نروژ حداکثر محکومیت ۲۱ سال است. او در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد و گفته می‌شود هم‌اکنون با نام دیگری در نروژ زندگی می‌کند.

۵- کارل کلوبرگ Carl Clauberg: او یکی از پزشکان نازی است که در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، روی زندانی‌ها آزمایش انجام می‌داد. آزمایشات او در اردوگاه آشویتس مشهور است. او استاد بیماری‌های زنان در دانشگاه Königsberg بود. در سال ۱۹۳۳ او به نازی‌ها پیوست و در سال ۱۹۴۲، به «هیملر» پیشنهاد کرد که آزمایشاتی برای نازا کردن جمعی زنان انجام دهد. هیملر موافقت کرد و او به بلوک شماره ۱۰ آشویتس رفت. او به دنبال آن بود که شیوه ارزان و ساده‌ای برای نازا کردن زنان پیدا کند. او بارها از تزریق اسید مایع به داخل رحم زنان‌ استفاده کرد. تخمدان‌های آسیب دیده زنها برای بررسی بیشتر به برلین فرستاده می‌شد. گاهی بیماران برای انجام اتوپسی (تکه‌برداری) به قتل می‌رسیدند. گفته می‌شود او روی ۳۰۰ زن، آزمایشات وحشتناک خود را انجام داد، سرانجام کلوبرگ دستگیر شد، ولی قبل از محاکمه، فوت کرد.

۶- جان بادکین آدامز John Bodkin Adams: او یک پزشک عمومی بود که زندگی‌ای توأم با جنایت و قتل داشت. او از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۶، به طرز مشکوکی، ۱۶۰ نفر از بیمارانش را کشت. ۱۳۲ نفر از آنها در وصیت‌نامه‌هایشان برای این پزشک پول نقد یا اشیایی باارزش بخشیده بودند! بعدها مشخص شد، همه این وصیت‌نامه‌ها جعلی بوده‌اند. برای قتل بیمارانش او از داروها یا مسکن‌هایی به میزان زیاد تجویز می‌کرد که در نهایت بیماران را از پا درمی‌آورند. سرانجام او پس از اینکه شک‌هایی در مورد مرگ سریع بیمارانش برانگیخته شد، دادگاهی شد. او به اتهام جعل اسناد هم، باید پاسخ می‌داد.

۷- هارولد شیپمن Harold Shipman: او تنها پزشک انگلیسی در طول تاریخ است که به خاطر قتل بیمارانش، گناهکار شناخته شد. بسیاری او را برترین قاتل سریالی از لحاظ کسی درآمد غیرمشروع می‌دانند. او در مورد قتل ۲۱۸ بیمار مقصر شناخته شده، اما عدد واقعی ممکن است دو برابر باشد، چون هویت بسیاری از بیماران، هرگز شناخته نشد. او درسال ۱۹۷۴ به عنوان یک پزشک عمومی در «یورکشایر» غربی شروع به کار کرد. یک سال بعد، نسخه‌های جعلی تجویز پتدین (نوعی مخدر) که او برای مصرف شخصی، جعل کرده بود، کشف شد. او چریمه شد، اما به وی اجازه شد به کار ادامه دهد. در طول سالیان، بسیاری از بیماران او عمدتا به خاطر تزریق دیامورفین، فوت کردند. سرانجام خیلی‌ها به خاطر جواز دفن‌های زیادی که او امضا می‌کرد، به وی مشکوک شدند. او همچنین به خاطر جعل وصیت‌نامه یک بیمار، مجرم شناخته شد. در سال ۲۰۰۰، او در مورد مرگ ۱۵ نفر، مجرم شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد اما چهار سال بعد در ژانویه سال ۲۰۰۴، خودش را در سلول حلق‌آویز کرد.

۸- مایکل سوانگو Michael Swango: گرچه از لحاظ قانونی او به خاطر قتل تنها ۳ نفر مجرم شناخته شد، اما بسیار عقیده دارند که او بین ۳۰ تا ۶۰ نفر را در طول زندگی پزشکی حرفه‌ای خود کشته است. همه چیز از وقتی که شروع شد که او وارد دانشکده پزشکی ایلینویز جنوبی شد، در آنجا بعضی متوجه علاقه عجیب او به مرگ بیماران شدند. با اینکه بعد از فارغ‌التحصیلی، اخراج شد، ولی توانست در دانشگاه ایالت اوهایو، به عنوان انترن مشغول شود. در طبقاتی از بیمارستان که او مشغول کار بود، پرستاران متوجه مرگ‌های گاه و بی‌گاه و ناگهانی بعضی از بیماران بدون هیچگونه پیش درآمد قبلی می‌شدند. یک بار پرستاری مشاهده کرد که در حال تزریق چیزی به یک بیمار است و مدتی بعد از تزریق بیمار به ناگهان فوت کرد. این شک‌ها باعث شد، او دوباره اخراج شود. این بار او به عنوان تکنیسین بخش اورژانس در ایلینویز، شروع به کار کرد و این بار کارکنان بیمارستان را مسموم کرد! سرانجام او به خاطر در اختیار داشتن آرسنیک و سایر سموم، دستگیر شد. سرانجام او به قتل ۳ نفر از بیماران، اعتراف کرد.

۹- شیرو ایشی Shiro Ishii: شیرو ایشی پزشک و میکروب‌شناس ژاپنی بود. در طی جنگ دوم چین و ژاپن او ستوان واحد ۷۳۱ بود که واحد جنگ بیولویژک بود. گرچه تصور می‌شد او به زور به این واحد تحمیل شده و از لحاظ شخصیتی آدم خودمحوری است، اما توانست برتری خود را ثابت کند و وارد بیمارستان ارتشی شماره یک توکیو شود. او تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه سلطنتی کیوتو به اتمام رساند. در سال ۱۹۴۲، ایشی، شروع به کار روی تسیلحات میکروبی کرد. او این میکروب‌ها را روی اسیران و شهروندان چینی امتحان کرد و یک بار هم موفق به آزمایش اسلحه‌اش در میدان نبرد شد. گفته می‌شود، ده‌ها هزار نفر در آزمایشات وی کشته شدند. در طی آزمایشات او از سلاح‌های حاوی میکروب‌های کزاز، وبا و طاعون استفاده می‌کرد. او همچنین آزمایشاتی در مورد القای سقط، سکته قلبی و مغزی و تحقیقاتی در مورد سرمازدگی و کالبد شکافی موجودات زنده انجام داد.

۱۰- جوزف منگل Josef Mengele: او افسر آلمانی SS و یک پزشک نازی بود. او احتملا شناخته‌شده‌ترین نام در فهرست پزشکان جنایتکار است. او لقب‌هایی مثل «فرشته‌ مرگ» و «شیطان زیبا» داشت. او بود که تعیین می‌کرد کدام اسیر به درد آزمایشات می‌خورد و کدام یک به خاطر ضعف، باید کشته شود. در آشویتس، او آزمایشاتی روی اسرای نگون‌بخت انجام می‌داد. او بیشتر به وراثت و بیتشر علاقه داشت و دوست داشت روی دوقلوهای همسان آزمایش کند. گفته می‌شود که او ۱۰ دوقلو را انتخاب کرده بود، آنها را با کلروفورم بیهوش کرده بود و برای مقایسه آنها با هم و پیدا کردن اختلاف‌های احتمالی، تشریحشان کرده بود. گفته می‌شود او بعضی از دوقلوها را با ارتباط دادن وریدهایشان به هم متصل می‌کرد و دوقلوهای  به هم چسبیده را به صورت مصنوعی ایجاد می‌کرد. او آزمایشاتی در مورد تغییر رنگ چشم با تزریق مرکب، قطع اعضا و تلاش برای پیوند دوباره آنها و نابارور کردن زنان هم انجام داد.

منبع



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سرانجام عشق به ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۷
مهدی
نظرات (0)

سهروردی را گفتند تا به کی از ایران سخن گویی ؟ گفت تا آن زمان که زنده ام . گفتند این بیماری است چون ایران دختره باکره ای نیست برای تو ، و گنج سلطانی هم برای بی چیزی همانند تو نخواهد بود .
سهروردی خندید و گفت شما عشق ندانید چیست . دوباره او را گرفته و به سیاهچال بردند.
ارد بزرگ اندیشمند یگانه کشورمان می گوید : “نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست . ”
شبها از درون روزن سیاه چال زندان سهروردی ، اشعار حکیم فردوسی را زندانبانان می شنیدند و از این روی ، وعده های غذایش را قطع نمودند و در نهایت سهروردی از گرسنگی به قتل رسید…



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

هفت مورد از نیازهای اولیه خانم ها

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۶
مهدی
نظرات (0)
3- آنها رمانتیک بوده و همواره به احساسات خود اهمیت می دهند. مهربانی را دوست دارند. با آنها با مهربانی و ملایمت صحبت کنید. با اهدای هدایایی مثل، کارت های عاشقانه، گل، لباس ( مخصوصا" لباس زیر زنانه ) احساساتشان را به وجد بیاورید. به یاد داشته باشید: همانطور که در مقاله های قبلی نیز در این سایت ذکر شده است، داشتن یک رابطه ی عاطفی عمیق بین زن و شوهر، در لذت بخش تر شدن رابطه ی نزدیکی آنها و تداوم زندگی نیز تأثیر دو چندان عمیقی خواهد داشت.
4- خانم ها همواره از صحبت کردن را دوست دارند. پس با او عاشقانه هم کلام شوید، کاملا" به حرف ها و صدای قلب او گوش فرا دهید. او دوست دارد با همسرش در مورد تمام وقایع هر روز، احساسی، خانه، فرزندان و ... صحبت کند، مراقب باشید!، هیچ گاه در بین کلماتتان سعی نکنید که آنها را ارشاد و تغییر دهید بلکه فقط باید حس درک متقابل در کلام شما نمایان باشد.
5- زنها از بدبینی و دو رویی بیزارند و نیاز به امنیت فکری دارند. به چشمهای همسرتان عاشقانه نگاه کنید و صادقانه در مورد احساستان به او، افکار و برنامه های زندگیتان حرف بزنید، با این کار شما حس مسئولیت پذیری خود را نسبت به او انتقال داده اید. اگر صادقانه رفتار کنید او نیز در کنار شما احساس امنیت خواهد داشت.
6- زنها دوست دارند از نظر مادی و ثبات زندگی مطمئن باشند. در حد توانتان مسئولیت پذیری خود را با خریدهای چیزهای مورد نیاز منزل، خوراک، پوشاک و ... برای خانواده، به او نشان دهید. در حین انجام این وظایف خود را ناراحت و عصبی نشان ندهید. هدف شما از همه ی این رفتار، تداوم زندگی مشترک و امنیت خاطر است.
7- در این راه باید نسبت به خانه و خانواده، متعهد و وفادار باشید. بکوشید تا همراه با همسر خود در پرورش حس معنوی، الهی و عاطفی در فرزندان خود کمک کنید. برای مثال، به آنها نماز و دعا یاد می دهند. فرزندان را به ورزش تشویق کنید و تکیه گاه محکمی برای همسر و فرزندانتان باشید. اکنون، بعد از خواندن موارد فوق، اگر احساس می کنید محیط منزل، همسر و فرزندانتان شما از شادابی لازم برخوردار نیستند، بهتر است با رعایت این موارد و گذاشتن وقت بیشتر در صدد جبران خلل های موجود باشید.
 

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

راهنمای خرید میز عسلی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۶
مهدی
نظرات (0)
- نکاتی برای خرید میز پیشدستی:

1. در خصوص سایز میزی که قصد دارید بخرید تصمیم گیری کنید. اندازه میز تا حد زیادی تعیین کننده قیمت آن است. آیا می خواهید میزتان مربع باشد یا مستطیل؟ ویا بیضی شکل باشد؟ قصد خرید هر یک از اشکال گفته شده در بالا را داشته باشید باید اندازه مناسب برای میز را با توجه به فضای قرار گرفتن میز از قبل تعیین کنید و بدانید.

2.  میزها با مواد مختلفی ساخته می شوند. برخی میزها تمام چوب هستند و برخی دیگر فلزی و برخی از میز ها نیز دارای مواد ترکیبی هستند و از دو جنس متفاوت ساخته می شوند. جنس میز شما باید متناسب با سبک دکوراسیون فضا انتخاب شود.

3.  سایز و شکل میزی که خریداری می کنید بستگی به نحوه کاربرد آن نیز دارد. با جواب دادن به سوالاتی از قبیل اینکه: آیا قرار است تعدادی کتاب و مجله روی میز قرار داده شود؟ آیا قرار است روی میز بازی شطرنج صورت گیرد؟ آیا قرار است وسایل پذیرایی از مهمان روی میز قرار داده شود؟ می توانید کاربرد مورد نظرتان را نیز از میز مشخص سازید.

4.  اگر شما نیاز به فضایی دارید که وسایل پذیرایی را در آن نزدیک به میز قرار دهید، میزی را خریداری کنید که خودش دارای فضایی پنهان در داخل خود باشد. برای مثال از میزهایی استفاده کنید که دارای کشوهای پنهان در داخل خود می باشند و حجم زیادی از وسایل داخل آن ها جای میگیرد.

5. چنانچه تمایل به داشتن میزی دارید که حرکت دادن و تغییر جای آن بسیار آسان است بهتر است میزهای مدرنی را خریداری کنید که با داشتن چرخ ها و دسته ای زیبا طوری طراحی شده اند که بسیار راحت جا به جا می شوند. به این ترتیب می توانید آنها را به راحتی به مکان های مختلف حرکت دهید.

توجه
اگر قرار است میز را در فضایی پررفت و آمد و شلوغ قرار دهید حتماً به این مسئله توجه داشته باشید که میز نباید دارای لبه های تیز باشد، چراکه ممکن است در حین عبور و مرور به افراد مختلف و به ویژه کودکان آسیب برساند. برای چنین فضاهایی میزهایی با لبه های گرد ایده آل و مناسب هستند.
 

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چهار نکته طلایی که خانم ها باید بدانند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۵
مهدی
نظرات (0)

یک پیراهن دکلته لباسی بسیار عالی و زیبا است، خصوصا اگر شما شانه ها و بازوهای زیبا و مناسبی دارید. برای اینکه در چنین لباسی احساس راحتی کنید و زیبا به نظر برسید، نکاتی وجود دارد که باید به آن توجه کنید:

1-به دنبال پیراهن دکلته ای باشید که به خوبی مناسب اندام شما است. اگر در لباستان راحت نباشید و با پوشیدن آن دائما ناراحت و درکشمش باشید، اهمیتی نخواهد داشت که فرم دوخت آن چگونه است، در هر صورت در تن شما خوب و مناسب دیده نمی شود. شما به پیراهن دکلته ای نیاز دارید که در قسمت بالاتنه تنگ و چسبان باشد، اما در عین حال بالاتنه شما در آن احساس راحتی کند. کل اجزای خود لباس هم باید با یکدیگر هماهنگ و متعادل باشد. از آنجایی که بالاتنه چسب و تنگ است و قسمت بالای سینه شما برهنه است، بهتر است که پایین تنه لباس حداقل تا زیر زانو باشد و آزادتر و کلوش تر باشد. پایین تنه تنگ و خیلی کوتاه چندان جالب نیست.

2- لباس زیر مناسب بخرید. انواع مختلف لباس زیر بدون بند در بازار موجود است. مدلی ساده با پارچه ای نرم و صاف انتخاب کنید. تور، قیطان و سایر تزئینات آن، ممکن است باعث شود که سینه شما هنگام پوشیدن یک لباس کلته، چروکیده و بدفرم به نظر برسد.

3-با افزودن یک گردنبند زیبا و شکیل، توجه ها را به سمت چهره خود جلب کنید. گوشواره های بلند و بسیار کشیده نیز به زیبایی و جذابیت شما خواهد افزود.

4-پوست خود را به خوبی پاک کنید و لوسیونی با کمی درخشش و براقی بر روی پوست خود استفاده کنید تا پوست شما را درخشان و زیبا نشان بدهد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

هشت تستی که نیاز است خانم ها انجام دهند

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۵
مهدی
نظرات (0)
تست: سرطان سینه
چه کسی آن را می بیند؟ پزشک عمومی
چرا باید این تست را انجام داد: پزشک با انجام این تست، ناهنجاری های سینه، پوست و نوک پستان راکه سرطان سینه را مشخص می کند تشخیص می دهد.
چند وقت یکبار: حداقل هر 3 سال یکبار در سن 20 و 30 سالگی. اما اگر خواستید بیشتر سینه تان را چک کنید، بعد از سن 40 سالگی هرسال آن را انجام دهید.


تست: سرطان پوست
چه کسی آن را می بیند؟ متخصص پوست
چرا باید این تست را انجام داد: پزشک با انجام این تست خالهای روی پوست و حتی خالهای گوشتی را می بیند و تشخیص می دهد که اینها، خالهای سرطانی یا مستعد سرطان پوست هستند یا خیر؟
چندوقت یکبار: چنانچه خال جدیدی را مشاهده کردید یا در سایز آن تغییری مشاهده کردید در اسرع وقت این تست را انجام دهید. اگر با حمام آفتاب خال و لک هایی را روی پوستتان دیدید یا اگر سابقه فامیلی ابتلا به سرطان پوست دارید دوبار در سال این تست را انجام دهید. اگر نه، سالی یک بار برای انجام تست به پزشک مراجعه کنید.
انجام این تست در تشخیص سرطان پوست بهتر از مراقبتهای اولیه پزشکان است.در واقع هر چه بهتر مراقبت انجام شود میزان طول عمر بیشتر خواهد بود.


تست شنوایی
چه کسی آن را می بیند: شنواسنج یا آسیب شناس گفتار سنجی
چرا باید این تست را انجام داد: گفتن "دوباره تکرار کن" در مکالمات یک مشکل واقعی برای بیشتر از 12 درصد افراد 20 و30 ساله ای است که مشکلات شنوایی دارند.
چندوقت یکبار: تا سن 50 سالگی هر 10 سال یکبار سپس هر 3 سال یکبار


تست: ایمن سازی
چه کسی آن را می بیند؟ پزشک عمومی
چرا باید این تست را انجام داد؟ تا زمانی که واکسن ها شما را از ابتلا به بیماری ها محافظت می کنند، شما فکر می کنید که از ابتلا به آن بیماری مثل سیاه سرفه دور شده اید.

چندوقت یکبار: در معاینات بعدی، کارت واکسن تان را با خود ببرید تا پزشک آن را مرور کند. بعضی از واکسن ها بعد از مدتی کم اثر می شوند. بنابراین ممکن است شما به یک تقویت کننده نیاز داشته باشید. برای مثال، تزریق کزاز هر 10 سال یکبار ضروری است.
واقعیت: طبق موسسه ملی بیماری های مسری و عفونی، یک هشتم تحقیقاتی که روی بزرگسالان در آمریکا صورت گرفته نشان داده که آنها برای واکسن زدن فرصت ندارند.


تست: فشار خون
چه کسی این تست را ببیند: پزشک عمومی
چرا باید این تست را انجام داد: هرچه فشار خونتان بالاتر باشد شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری قلبی، و بیماری های کلیوی دارید.
چندوقت یکبار: اگر فشار خونتان 120 روی 80 یا پایین تر بود هر دو سال یکبار انجام دهید. اگر قبلا هم فشارتان بالا بود یا پزشکتان به شما درمورد احتمال ابتلا به فشار خون هشدار داده بود، فشارتان را مرتبا در منزل بگیرید. ما فشار سنج های مچی دیجیتال را توصیه می کنیم.
واقعیت: در آمریکا، حدود یک هشتم زنانی که بین 20 تا 44 سال سن دارند فشار خونشان بالاست، زیرا به دلیل مصرف قرص، بارداری و وزن بالا، برای ابتلا به این بیماری مستعدتر هستند.


تست: کلسترول
چه کسی تست را ببیند: پزشک عمومی
چرا باید این تست را انجام داد: کلسترول بالا به این معنی است که احتمال ابتلا به بیماری قلبی هم زیاد است. کلسترول شما باید زیر 200 میلی گرم باشد. کلسترول بد یا پایین خون زیر 100 ، کلسترول خوب یا بالای خون 60 میلی گرم یا بیشتر است. و تری گلیسیرید باید زیر 150 میلی گرم باشد.
چندوقت یکبار: حداقل هر 5 سال یکبار انجام شود و از سن 20 سالگی شروع شود.


تست: وزن یا بی ام آی
چه کسی آن را ببیند: پزشک عمومی
چرا باید این تست را انجام داد: اضافه وزن داشتن خطرهای زیادی هم دارد. شما باید وزن شوید و توده های بدنتان محاسبه شود. مقیاس وزن شما با قد شما در ارتباط است.
چندوقت یکبار: هر سال. اگر شما در حال کاهش وزن هستید هر هفته خودتان را در خانه وزن کنید و ماهی یکبار به پزشک مراجعه کنید تا پیشرفت شما را پیگیری کند.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

سه نکته برای داشتن پوستی لطیف

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۲:۰۴
مهدی
نظرات (0)

زنانی که با وجود عیب های صورتشان زیبا جلوه می کنند،زنانی هستند که می دانند،پاک کردن، تقویت کردن و غذا دادن،رساندن مواد مغذی به پوست،سه اصل اساسی برنامه مراقبت از پوست است.
برای این منظور به نکات زیر توجه کنید:
برای مالیدن کرم به صورت،نوک انگشتان را با ملایمت و به صورت دایره وار از پایین به بالا روی صورت حرکت دهید تا کرم جذب پوست گردد.صورت را ماساژ دهید تا کرم جذب شود. حدوداً ۲۰ دقیقه طول می کشد تا کرم کاملاً جذب پوست صورت شود.اجازه ندهید کرم بیش از ۲۰ دقیقه روی صورت شما باقی بماند،زیرا پس از این مدت باعث جذب دوده و گرد و غبار می شود و ممکن است سبب انسداد منافذ پوست شود.برای پاک کردن کرم از یک تکه پنبه یا دستمال کاغذی مرطوب استفاده کنید تا رطوبت پوست از بین نرود.حوله مخصوص صورتتان را تمیز و نرم نگه دارید. هنگام خواب کرم روی صورتتان را پاک کنید و با کرم روی صورت به رختخواب نروید.
به عبارتی اگر از کرم های شب استفاده می کنید،نیم ساعت قبل از خواب به صورتتان کرم بمالید. ۲۰ دقیقه صبر کنید تا کرم کاملاً جذب پوست شما شود.سپس به آرامی با یک تکه پنبه مرطوب صورتتان را پاک کنید.
 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
شیر بت
هات بت
سایت شرط بندی کازینو لایو بت سایت شرط بندی دنس بت سایت شرط بندی دل بت
هات بت
سایت شرط بندی هات بت سایت شرط بندی جت بت
سایت شرط بندی معتبر ایرانی