بررسی کتاب « اخرین پادشاه ایران » نوشنه  گیورگی گلادزه یکی از خاورشناسان گرجی

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۰۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

انتخاب پهلوی بعنوان نام خانوادگی خود از این جهت بود که این نام با حکومت پارس و زبان پهلوی سرچشمه می گرفت.  همه مردم باید می دانستند که شاه از پنج سالگی با خداوند راز و نیاز می کرد و مورد عنایت باری تعالی قرار می گرفت.  وی میگفت: « قدرت الهی همراه من است و پیام هایی از او بر من نازل می شود اما بسیاری از مردم حتی پدرم این را باور نمی کنند.»

پهلوی پدر در واقع اعتقادی به عرفان و جادوگری نداشت. تقدیر و سرنوشت  پدر محمد رضا پهلوی را که فرزند یک کشاورز مازندرانی بود بر مسند پادشاه نشاند.  رضا پهلوی هرگز تحصیل نکرده بود اما از نظر دانش طبیعی و علم خود بر بسیاری از دانشمندان برتری داشت.  رضا پهلوی بسیار جدی و انعطاف ناپذیر یود. وی بخاطر اظهارات انتقاد آمیز یک روحانی بلافاصله روانه شهر قم شد و آن روحانی را مورد ضرب و شتم قرار داد.  وی روحانیون دیگر نیز که بی احترامی شاه را به مسجد حضرت فاطمه محکوم کرده بودند مجازات نمود. در مشهد به دستور رضا شاه روحانیون معترض به سیاست شاه  سرکوب شدند و یک مسجد نیز مورد حمله قرار گرفت. می توان گفت که در دوران پادشاهی رضا شاه جامعه روحانیت متحمل صدمات زیادی شدند. در نتیجه اقدامات رضا شاه دارایی های روحانیت مصادره شد و نفوذ آنها کاهش یافت. با اینحال پهلوی پدر به خدا ایمان داشت و طوری فکر می کرد که خداوند مهندس چاه های نفت کشور نیز بود.

پهلوی پسر در ابتدا یک فرد عادی بنظر می رسید که در فکر قدرت و حاکمیت نبود. وی دنبال کار راحت عاری از مسئولیت سنگین بود. محمد رضا پهلوی علاقه خاصی به رشته های مختلف ورزشی از جمله اسکی بازی و اسب سواری داشت. با توجه به اینکه در آن زمان پیست اسکی در ایران وجود نداشت در سنت مورتیز سویس یک ویلا خرید و در انجا اصطبل بزرگی ساخت. محمد رضا پهلوی همچنین به ماشین سواری علاقه مند بود و از هوانوردی لذت می برد. وی با هواپیمای شخصی خود بر فراز آسمان تهران پرواز و مناظر جالب را تماشا می کرد.  برخی از مقامات رسمی از پرواز های شاه بیم داشتند اما پرواز های هوایی شاه تنها یک تفریح و سرگرمی برای او بود. 

ملکه فرح سومین و آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی است. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه سن-پترزبورگ  روسیه بود و پدر بزرگش بعنوان کنسول ایران در تفلیس فعالیت می کرد.  ملکه فرح در فرانسه در رشته معماری به تحصیل مشغول بود.  شاه همواره از تصمیمات خود در راستای آزادی زن افتخار می کرد اما جایگاه مرد را  در امور مختلف برتر از جایگاه زن می دانست. وی از جنبش های فمینیستی انتقاد می کرد در مورد نقش زنان با کنایه خطاب به زنان می گفت: « شما هرگز میکلانژ یا باخ نشدید. در تاریخ بشریت حتی زن آشپاز معروف هم وجود نداشته است. در زندگی شخصی همواره فرد افسرده و غمگین بنظر می رسید. حتی فرح نیز پس از آشنایی با او به این نکته اشاره کرده بود. برخی از نزدیکیان شاه  او را فرد عاری از احساسات می دانستند. حتی ولی عهد مورد مهر و محبت پدر قرار نمی گرفت.  بنابر روایت ها زمانی که محمد رضا پهلوی با ولی عهد در اقامت گاه جزیره کیش بودند  تنها نیم ساعت کنار همدیگر نشسته بودند.

آخرین پادشاه ایران به کتابخوانی نیز علاقه داشته است. خبرنگارانی که در پی خروج شاه  از کاخ سلطنتی بازدید کردند کتابهای ریادی از جمله کتاب های سیاسی و هنری در آنجا مشاهده کردند. شاه ایران اثر گبلس، چرچیل، نرو و دی گول را مطالعه می کرد. کتاب و مقاله هایی که در وصف شاه نوشته می شد حتما مطالعه می کرد و لذت می بد. افتتاح مجسمه های خود نیز برای وی بسیار لذت بخش بود.  پوستر های شاه در سراسر ایران نصب می شد. خیابانها، باغ ها ، مدارس و بیمارستان ها به نام شاه نامیده می شد.  در سینما ها قبل از نمایش فیلم تصاویر شاه  نشان داده می شد.  در شهرستانها وقتی که مردم می آمدند برای استقبال از شاه حتی کفش های او را می بوسیدند. 

محمد رضا پهلوی برای خود لقب آریامهر را  بر گزید تا بعنوان خورشید آریایی ها در آسمان درخشش کند. وی پیشرفت های اقتصادی کشور را حاصل تلاش های خود می دانست و به رهبران کشور های خارجی پیام های آموزنده ارسال می کرد. بسیاری از کارشناسان مسایل ایران معتقد بودند که شاه به بیماری خودپرستی مبتلا شده بود.  پس از دوران توسعه  بحران اقتصادی که مصادف با بروز علائم بیماری سرطان شاه شد، گسترش یافت. وضعیت روحی شاه نیز متأثر از شرایط آن زمان بود که باعث متزلزل شدن جایگاه آن در جامعه شد. شاه برای حفظ قدرت و کاهش فشار های مخالفین حتی حاضر شد برخی از نزدیکیان خود را زندانی کند اما دشمنان او سرنگونی شاه را دنبال می کردند. افسردگی و ضعف جسمی شاه روزبروز شدید تر می شد.  وی بخاطر اینگونه وضعیت در یک دیدار با نماینده سنای آمریکا  تا پایان دیدار ساکت بود و به سقف اطاق چیره شده بود. دوستان سابق که پیشتر از شاه ستایش می کردند رفته رفته از او فاصله گرفتند و شاه را از حمایت ها محروم ساختند. در این شرایط تنها امید شاه خبرنگاران خارجی بود که از آنها مورد حمایت قرار بگیرد. قبل از خروج از کشور وی کاملا نا امید شده بود و در مصاحبه با  مجله تایمز تولد خود را بزرگترین اشتباه خواند.  سرانجام  درخشش خورشید آریاییان  بطور غم انگیز خاموش شد

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.