خرید بک لینک behtarinbacklink.com - پسورد نود 32 - اوکلی لایسنس رایگان نود 32 -

سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
baxbet
bettime90vip
وان ایکس بت
همیار نود 32 - بهترین سئو

اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو

پاکستان دردسر‌ساز‌تر از افغانستان برای آمریکا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۵۱
مهدی
نظرات (0)
شبه‌نظامیان در غرب و شمال پاکستان اما به خوبی این پیام اوباما را درک کردند. در حقیقت آنها استراتژی جدید آقای رئیس‌جمهور را در هوا ربودند. طالبان و شبه‌نظامیان دست به کار شدند و در نهایت حالا تنها وظیفه ایالات متحده این است که مانع از پیشروی شبه‌نظامیان به سمت مرکز و البته پایتخت شود. طالبان تا شصت مایلی پایتخت پاکستان آمدند و به اندازه کافی رعب و وحشت در کاخ سفید بر پا کردند. اگر تا دیروز ایالات متحده به دنبال ریشه‌کنی طالبان در پاکستان به منظور رسیدن به آرامش در افغانستان بود حالا این روزها باراک و همراهانش تنها یک دغدغه در سر دارند: چه کاری از دست آنها بر می‌آید تا مانع از تصرف پایتخت توسط طالبان شوند؟
یک مقام ارشد نزدیک به ایالات متحده که نمی‌خواهد نامش فاش شود در این خصوص می‌گوید: مسئله ساده است. ما دیگر به دنبال کشف راه‌هایی برای کمک پاکستان به افغانستان در مسیر برقراری امنیت نیستیم. حالا دیگر می‌خواهیم راهی را بیابیم که پاکستان خود آرامش را تجربه کند و البته از این روزهای سخت با کمترین تبعات عبور کند.
قریب به یک هفته است که باراک اوباما هر روز صبح از خواب که بر‌می‌خیزد نخستین وظیفه‌اش گفت‌وگو با مشاوران ارشد خود در‌خصوص اوضاع امنیتی در پاکستان است. موضوع بحث اما همواره یک چیز است؛ چه کنیم که ارتش بر شبه‌نظامیان فائق آید؟
حالا اما اندک اندک دولت اوباما نسبت به توانایی‌های ارتش و دولت پاکستان در مقابله با طالبان و شبه‌نظامیان مردد شده ‌است. از سوی دیگر هم در کنگره اوضاع چندان بر وفق مراد اسلام‌آباد نیست. نمایندگان کنگره دائم این سؤال را تکرار می‌کنند که دولت پاکستان می‌خواهد در ازای دریافت کمک‌های مالی بیشتر چه کاری انجام دهد؟

گیتس وزیر دفاع ایالات متحده که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش هم چهار سال حضور در این وزارتخانه را تجربه کرده بود در مقام قانع کردن نمایندگان کنگره متعهد شد که به زودی دستورالعمل لازم برای دولت پاکستان را در اختیار کنگره قرار دهد. ایالات‌متحده گویا این بار قصد دارد پیش‌شرط‌هایی را برای اسلام‌آباد پیش از پرداخت کمک‌های مالی تعیین کند. گیتس این بار مدعی است که این پول باید در سه حوزه برقراری امنیت، توسعه و بالا بردن توان اجرایی دولت هزینه شود.
زنگ‌ها‌ برای آغاز ناامنی در پاکستان مدتهاست که به صدا در آمده است و این در حالی‌است که رابرت گیتس روز گذشته برای نخستین بار به صراحت از خطر افزایش توان شبه‌نظامیان در پاکستان سخن گفته و اعلام کرد پیشروی طالبان تا چند کیلومتری اسلام‌آباد در حقیقت به معنای زنگ خطری برای منافع ایالات متحده در منطقه است.
گیتس در این خصوص می‌گوید: به نظر می‌رسد پاکستان طالبان را مشکلی می‌داند که از جانب ما به سمت این کشور گسیل داده شده است. دلیل آن هم مبارزه ما با طالبان و سایر شبه‌نظامیان در افغانستان است. حالا اما همین شبه‌نظامیان در مسیر تصاحب قدرت در پاکستان قرار گرفته‌اند.
چهارصد میلیون دلار از ایالات متحده راهی پاکستان می‌شود تا ارتش این کشور بتواند هلیکوپترهای نظامی خود را مجهز کرده و البته بر تجهیزات نظامی قابل استفاده در عملیات‌های شبانه هم بیفزاید. یک مقام ارشد ایالات متحده از آمادگی ارتش پاکستان برای اعزام بخشی از نیروهای خود به خارج از خاک پاکستان برای تعلیم نظامی خبر داد. ارتش پاکستان اعتقاد دارد حضور آمریکایی‌ها در داخل پاکستان برای تعلیم سربازان پاکستانی می‌تواند بار دیگر احساسات ناسیونالیستی شهروندان این کشور را تحریک کند.
بر اساس این برنامه افسران ارتش پاکستان به کمپ‌های نظامی خارج از پاکستان منتقل می‌شوند و پس از گذراندن دوره آموزشی برای تعلیم دادن سایر سربازان ارتش به وطن باز‌می‌گردند. البته آمریکایی‌ها هم به خوبی می‌دانند که آموزش نظامی دادن به سربازان پاکستانی تنها یک راه از صدها گامی است که امریکا باید در این مسیر بردارد. ارتش پاکستان باید در مرحله اول تعداد بسیاری از سربازان خود را از مرزهای شرقی به سمت غرب گسیل دهد.
لجبازی‌های پاکستان با جامعه بین‌المللی تا حد بسیاری از میزان حمایت غربی‌ها از این کشور کاسته است. در آخرین نشستی که به منظور جمع‌آوری کمک به اسلام‌آباد برگزار شد تنها 5 میلیارد دلار برای کمک به این کشور درگیر ناآرامی داخلی جمع‌آوری شد. یک میلیارد آن را هم تنها ایالات متحده تأمین کرد. با این وجود اروپایی‌ها ادعا می‌کنند دلیل این خودداری آنها بی‌میلی به کمک به پاکستان نیست بلکه آنها نمی‌دانند این کشور دقیقاً برای چه کاری به کمک‌های مالی نیاز دارد.
هفته آینده اما رهبران پاکستان و افغانستان همزمان به واشنگتن سفر می‌کنند تا با مقام‌های کاخ سفید و وزارت امور خارجه ایالات متحده از نزدیک دیدار کنند. به نظر می‌رسد که حالا افغانستان با تمامی درگیری‌هایش در قریب به هفت سال جنگ و ناآرامی بی‌امان در موقعیت بهتری نسبت به پاکستان قرار دارد.
در پاکستان اما هیچ چیز بر وفق مراد نیست. ارتش این کشور ادعا می‌کند برای بیرون راندن کامل طالبان از شهرهای در اختیار مانند بونر با مشکلات بسیاری روبه‌رو است. مقاومت اعضای طالبان در برابر ارتش کار را به‌آنجا رسانده است که دولت چندان هم امیدوار به پایان دادن به این مناقشه در فاصله زمانی کوتاه‌مدت نیست.
حالا دیگر تنها ترس از ایالت‌های غربی نیست. اگر ساکنان پنجاب هم مانند چند وقت پیش اراده کنند تا به خیابانها بریزند و برای دولت اندک دردسری درست کنند دیگر کنترل اوضاع از دست ارتش خارج خواهد شد.
طالبان مستقر در شمال غربی پاکستان اما در تازه‌ترین تحولات ده نیروی ارتش این کشور را در حمله به مقر آنها ربودند. به گفته شاهدان عینی نزدیک به 50 شبه‌نظامی با حمله به مقر نیروهای امنیتی دولتی در دیر بالا حداقل ده نفر را گروگان گرفتند. این حمله در حالی صورت گرفت که ارتش تمام قدرت خود را بر خارج کردن طالبان از منطقه بونر متمرکز کرده است.
سخنگوی ارتش پاکستان ضمن تأیید این خبر اعلام کرد که دولت برای آزادسازی گروگان‌ها از سران قبایل در ارتباط با طالبان کمک خواسته است.
48 ساعت پیش وزیر امور خارجه هیلاری کلینتون و رابرت گیتس وزیر دفاع دوشادوش هم به کنگره رفتند تا اعضا را متقاعد کنند که عدم کمک مالی ایالات متحده به پاکستان به معنای شکست دولت پاکستان در برابر شورشیان است. در حال حاضر دولت اوباما با تمامی نقدهایش به عملکردهای آصف علی زرداری رئیس‌جمهوری پاکستان، ترجیح می‌‌دهد با حمایت مالی و استراتژیک از او موضع دولت را بیش از این تضعیف نکند.

اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

پیشنهاد جدید ایران به کشورهای تولیدکننده نفت حوزه دریای خزر

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۵۱
مهدی
نظرات (0)

    ایران پیشنهاد کرده است که ، کشورهای تولیدکننده نفت حوزه دریای خزر بخشی از تولیدات نفتی خود را از طریق بندر نکا به خلیج فارس و اقیانوس هند صادر کنند .

 خبرگزاری آپا امروز به نقل از جلیل سالاری مدیر برنامه ریزی شرکت ملی نفت جمهوری اسلامی ایران فزود : در صورتی که دولت باکو چنین درخواستی را مطرح کند ، ایران می تواند بخشی از نفت صادراتی جمهوری آذربایجان را به سواحل دریای ( خلیج ) فارس انتقال دهد . 

   بنابر این گزارش ، سالاری تصریح کرد : ترمینال نفتی بندر نکا قادر است 5/1 میلیون بشکه نفت را انبار کند . سالاری خاطر نشان کرد : اگر به خاطر داشته باشید ، ماه اوت سال گذشته به هنگام بروز بحران در گرجستان ، جمهوری آذربایجان بخشی از صادرات نفت خود را از طریق خاک ایران به بازارهای جهانی ترانزیت و صادر کرده بود . سالاری افزود : در حال حاضر جمهوری آذربایجان و ایران در حال بررسی طرح های مشترکی در بخش های ملی دوکشور در دریای خزر هستند . به گفته سالاری ، تهران به باکو پیشنهاد کرده است که ، برای پالایش نفت جمهوری آذربایجان از امکانات پالایشگاه تبریز - که قادر است روزانه 350 هزار تن بنزین خام را تصفیه کند - بهره مند شود .

 

    گفتنی است که ، خط لوله نفتی نکا - جاسک تنها گزینه موجود برای خط لوله باکو- تفلیس - جیحان به شمار می رود که ، قرار است پس از اتصال به دریای خزر روزانه نزدیک به یک میلیون بشکه نفت را به سواحل خلیج فارس انتقال دهد . طول این خط لوله 1550 کیلومتر پیش بینی شده است .

 

 

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

رابطه علم و قدرت الگوهای جدید مطالعه پسا‌استعماری

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۵۰
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از دوران پس از رنسانس با اوج‌گیری قدرت نظامی و علمی اروپا به دلیل انباشت‌های پیشین و از جمله با بهره بردن از تمدن‌های یونانی- رومی، یهودی و اسلامی، این قاره توانست شروع به اشغال نظامی جهان و شکل دادن و تعریف آن بر اساس الگوهای ساخته خود بکند و این امر از جمله در حوزه علم اتفاق افتاد. بسیاری از علوم دقیقه و انسانی و اجتماعی بر اساس مولفه‌ها و معیارها و نیازهایی تبیین و تحول یافتند که فرایند استعماری در قرن نوزده آنها را به وجود آورده بود. همین امر پس از فروپاشی قدرت‌های استعماری و در واقع بازسازی آنها در قالب اشکال جدید پسا استعماری تداوم یافت. این‌بار دولت هایی که هژمونی را در دست داشتند تلاش کردند که ساختارهای علمی را «فراتر» از ایدئولوژی‌ها و ساختارهای «سیاسی» نشان دهند و گفتمان علمی را گفتمانی کاملاً خنثی و یا به اصطلاح کارشناسانه قلمداد کنند. اما واقعیت آن بود که ساختن دولت‌های ملی بر اساس الگوی اروپایی در پهنه‌هایی که در آن زمان (و حتی امروز) بسیاری از آنها آمادگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای چنین ساخت‌هایی نداشتند بیشتر از آنکه برای آن پهنه‌ها و مردمان‌شان یک امتیاز و دستاورد به حساب بیاید، یک فاجعه کوتاه یا دراز‌مدت بود. که امروز تقریباً به اوج خود رسیده به صورتی که جهان سوم عموماً در فقر و نابسامانی‌های اجتماعی‌- فرهنگی و در زیر حکومت‌های دزد‌سالار و دیکتاتوری‌های گوناگون و مافیاهای رنگارنگ به زندگی سختی ادامه می‌دهد.

ساختارهای قدرت اما حتی پس از پشت سر گذاشتن انقلاب اطلاعاتی، و نه به‌رغم آن، که به برکت آن حاضر نشدند در رابطه هژمونیک با علم چه در حوزه خودی یعنی در کشورهای مرکزی و چه در حوزه غیر‌خودی یعنی کشورهای حاشیه‌ای، تغییری اساسی به وجود بیاورند و در حالی که هنوز از گفتمان «علم خنثی» و فراتر از سیاست و «جهان علم‌محور» که دیگر تقریباً هیچ‌کس که کمترین آشنایی با جهان کنونی و سازوکارهایش داشته باشد، بدان باور ندارد، دفاع می‌کردند و می‌کنند، همچنان بر استفاده از تمام ابزارها برای تداوم بخشیدن به رابطه هژمونیک و دستکاری کننده با علم به خصوص در حوزه علوم انسانی و از آن هم بیشتر در حوزه علوم اجتماعی ادامه دادند.

این دستکاری در دورانی که از پس از جنگ جهانی دوم تا‌کنون با آنها روبرو بوده‌ایم لااقل دو دوره مشخص را نشان می‌دهد. نخست دوره موسوم به جنگ سرد که در آن آمریکا و اروپای غربی در یک‌سو و شوروی و اقمارش در سوی دیگر با یکدیگر درگیر بودند و در این میان کشورهای کوچک قربانیان اصلی آنها به شمار می‌آمدند. علم آمریکایی در این دوره در بخش بزرگی از حوزه اقتصادی‌- اجتماعی خود در «مراکز مطالعه بر کشورهای سوسیالیستی» متمرکز بود، در حالی که در شوروی قدرت باز هم باز هم با اتکاء بر ایدئولوژی خود بر انطباق دادن ولو خشونت‌آمیز تاریخ و موقعیت کنونی کشورهای جهان با مدل تک‌خطی ماتریالیسم تاریخی تاکید می‌کرد و در این راه ابایی از آن نداشت که دست به تحریف‌های بزرگ تاریخی و حتی از میان بردن یا دستکاری اسناد بزند.

دوران پس از سقوط شوروی و ورود جهان به فرآیند یک‌جانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا که اوج آن در دوران جرج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا بود و هنوز نشانه‌ای جدی برای خروج از آن به وسیله دولت اوباما دیده نمی‌شود، مشخصه‌ای روشن داشت و آن اینکه تمرکز علمی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بر خاور‌میانه انجام بگیرد جایی که عمده ذخایر نفتی و گازی جهان در آن قرار دارد: گلوگاه جهان و به ویژه گلوگاه ابرقدرت‌های جدیدی چون چین و هندوستان و تنها راه بقای قدرت هژمونیک ابر‌قدرت‌های دیگری چون اروپا و روسیه؛ هم از این‌رو آمریکا ابتدا تلاش کرد که یک‌جانبه‌گرایی را به امری مطلق و پایدار تبدیل کند و با اشغال کامل منطقه خاور‌میانه به ارباب جدید و بی‌رقیب جهان تبدیل شود که با فرو‌رفتن در دو باتلاق منطقه‌ای یعنی عراق و افغانستان و با چرخش و رویکرد هر چه بیشتر دولت اسرائیل به سوی تبدیل شدن به یک کشور آپارتایدی، این پروژه با شکست روبرو شد. با این وصف از سال‌های نیمه دهه 1980 و روشن شدن قطعی بودن سقوط شوروی، مراکز مطالعات شوروی و کشورهای سوسیالیستی به تدریج رو به خاموشی گذاشتند و مراکز دیگری ظاهر شدند که این بار نام جدیدی داشتند: «مراکز مطالعات خاور‌میانه و شمال آفریقا» البته شمال افریقا در این فرمول تنها ضمیمه‌ای بود تا به این مراکز که با اهداف کاملاً سیاسی و با بودجه‌های اغلب نظامی- سیاسی شکل می‌گرفتند، ظاهری قابل قبول در جامعه علمی جهانی بدهد. استراتژی دیگر هژمونیک استفاده گسترده از دانشمندان و پژوهشگران کشورهای حاشیه‌ای و به ویژه کشورهای همین منطقه در این مراکز بود تا به آنها ظاهری باز هم مشروع‌تر داده شود. اما بسیاری از این مراکز و البته نه همه آنها به سرعت در جامعه علمی جهان در قالب همان چیزی که واقعاً هستند یعنی «اتاق های فکری» برای سیاست‌های هژمونیک شناخته شدند.

با این وصف امروز مسئله بسیار پیچیده‌ای در رابطه با این مراکز وجود دارد. از یک سو نمی‌توان این مراکز را به طور کلی محکوم و آنها را حاصل توطئه دانست و اصولاً بحث توطئه مطرح نیست بلکه در بدترین حالت یک استراتژی هژمونیک مورد نظر است که از دیدگاه یک دولت ملی کاملاً قابل توجیه بوده و مشروعیت دارد. از سوی دیگر؛ بسیاری از نخبگان کشورهای حاشیه‌ای و از جمله کشورهای منطقه به دلیل سیاست‌های هژمونیک قدرت‌های بزرگ برای نمونه بر سرکارآوردن سیستم‌های آمرانه و غیردموکراتیک و ضد‌علم ناچار به مهاجرت به آن کشورها شدند و در آن کشورها نیز عموما چاره‌ای جز جذب‌شدن به این مراکز نداشتند. بسیاری از این دانشمندان از اینکه در چنین موسساتی کار کنند، ناراضی بودند و هستند و آن را بر خلاف منافع ملی خود می‌دانستند و می‌دانند اما در عین حال برای گذران زندگی چاره‌ای جز این کار نداشتند. بنابرانی ما به تدریج به سوی نوعی سیستم جدید دایاسپورای علمی رفتیم که موقعیت بسیار پیچیده‌ای را نشان می‌داد: دانشمندانی که در فرآیندهای گریز مغزها از کشورهای خود بیرون می‌آمدند، در کشورهای دارای هژمونی و به خصوص در آمریکا مستقر می‌شدند و سپس برای مشروعیت بخشیدن به خود و رفتارهای خود از انواع گفتمان‌هایی استفاده می‌کردند که می‌توان آنها را در قالب‌های «علمی»، «ملی‌گرا»، «آزادی‌خواهانه»، و ... طبقه‌بندی کرد. در عین حال که به صورتی غریب همین گروه در بسیاری موارد با کشورهای مبداء خود و با دیکتاتوری‌هایی که از آنها گریخته بودند نیز بیشترین روابط را داشتند.

این موقعیت جدید، قابل دوام نیست زیرا ساختارهای شناخت و علم در پهنه‌های ملی، که هنوز و تا چشم‌اندازی قابل تصور شکل اصلی حضور در جهان هستند، را نمی‌توان به خارج از این دولت‌ها منتقل کرد. این امر سبب تنش و خصومت‌هایی می‌شود که در خود حوزه قدرت نیز قابل مدیریت نیستند. نه در حوزه قدرت‌های مرکزی و هژمونیک و نه در حوزه قدرت‌های محلی و کوچکی که اغلب به وسیله خود آن دولت‌های هژمونیک بر سر کار آمده‌اند. آنچه ممکن است امروز بتوان بدان امیدوار بود‌، این است که دستگاه دولتی آمریکا با توجه به ضرباتی که این رویکرد در نیم قرن اخیر و به ویژه در دو دوره ریاست جمهوری بوش به جهان و به خود آمریکا وارد کرده است، رویکردی متفاوت را پیش گیرد که در آن به جای استفاده از اندیشممندان و دانشمندان غیر‌سیاسی و قابل دستکاری و یا دانشمندانی که خود‌خواسته حاضر به انجام بازی هژمونیک هستند تا به منافع مادی کوتاه‌مدت خویش برسند، از نخبگانی استفاده کند که گرایش‌های ملی در آنها مانع از سرسپردگی و اطاعت کامل از هژمونی می‌شود اما در دراز‌مدت ساختن جهانی ایمن و به دور از بحران را برای همه، امکان‌پذیر می‌کنند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

چرا از قهرمان ملی مان علی باغبانباشی غافل هستیم

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۵۰
مهدی
نظرات (0)
خبر رکورد شکنی من خیلی زود به مرکز رسید و بهم اَمریه دادن تا برم تهران …با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم گفت: تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟ گفتم بله قربان … گفت چرا اینقدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …! مسابقه دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود پوشیدم و رفتم لب خط…! یکدفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اونطرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت میگه چرا نمیدوی … بدو..! من نگاه کرده دیدم اون هفده نفر دیگه مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای ( حاضر رو ) مسابقه رو شروع میکردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم نه صدای تیر …خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو میکردن و میگفتن مشهدی تو از اخر اولی …! دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …! در دور بعد متوجه شدم نفر چهارم هستم و با خودم گفتم خدا رو شکر لااقل چهارم میشم…! سه دور تا اخر مسابقه مانده بود که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…! دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم… به خط پایان نزدیک میشدیم که جلو زدم و اول شدم …! باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد که سالها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!
اینها حرف های استاد علی باغبانباشی قهرمان دوی ایرانه که ۲۹ سال متوالی بدون حتی یک باخت مقام نخست مسابقات رو در ایران داره و جالبه که بدونید تا بحال این رکورد در هیچ رشته ورزشی در دنیا شکسته نشده…! باغبان باشی ۲۱۹ مدال اسیایی و جهانی داره و در هشت مسابقه المپیک شرکت کرده و اول شده…!
 
ادیب زاده میگه : زمان شاه شنیدم که پای باغبان باشی شکسته …! با گروه فیلمبرداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت دکتر ها گفته اند باید یک پای من رو قطع کنند … شب که فیلم پخش شد ۵۰ خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت میخواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …همون شب رضا پهلوی که در اون زمان ولیعهد بود و نزدیک به ۱۷ سال داشت به آقای جهانبانی، رییس سازمان ورزش (‌که اوایل انقلاب اعدام شد) دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه باغبانباشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه زنگ زد که مثل این‌که معجزه شده و من برای درمان به نیویورک می‌روم.
در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرده بود، بعد از دو ماه که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد که من می‌خواهم به زودی در یک مسابقه‌ی دو میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت می‌کنم.
علی باغبان باشی وقتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی به مراسم تقدیر و نکوداشت پیشکسوتان دعوت شد زمانی که نام باغبانباشی در مراسم از طریق بلند گو اعلام گردید خاتمی از یکی از حاضرین پرسید مگر باغبانباشی زنده است؟!  و چه ضیافتی بود در آغوش کشیدن و اشک به چشم آوردن خاتمی برای قهرمانی که نام ایران را بر بلندای المپیک جهانی فریاد کشید …!
باغبان باشی اکنون ۸۴ سال سن داره و هنوز فعالیت ورزشی میکنه …! اخرین باری که باغبان باشی رو دیدم دور میدان دروازه قوچان بود؛ به گرمی حال و احوال کردم و اون گفت: شما مگه من رو میشناسی؟ لبخندی زدم و گفتم تمام دنیا شما رو میشناسن…! باغبان باشی هنوز در طرقبه زندگی میکنه و روحیه شاد و ورزشکاری داره … براش ارزوی طول عمر با عزت و سلامت ارزومندم.
( نمیدونم چرا هیچ کس جرات نمیکنه از زندگی علی باغبان باشی فیلمی تهیه کنه؟ در عین اینکه ساختن این فیلم بودجه هنگفتی رو میطلبه اما ارزشش رو داره…! حیف که سازمان تربیت بدنی ما نکوداشت و بزرگداشت قهرمانان رو در دادن چند سکه و احیانا یک ماشین خلاصه کرده و هیچ کار فرهنگی و ماندگار انجام نمیشه )



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

افتضاح مافیای فوتبال

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

گله‌گزاری‌های امیر عابدینی از داوری‌ها را که به خاطر دارید؟ جهان ورزش نوشته است: با این که در ماجرای دستگیری روزنامه‌نگاران هنوز پای داوران به میان نیامده، امّا گفته می‌شود داوری‌های جهت‌دار و غیرمنصفانه در لیگ فوتبال توسط چند نفر از ورزشی‌نویسان پرنفوذ برنامه‌ریزی و هدایت می‌شود. در ابتدای لیگ گذشته یکی از مدیران باشگاه‌های لیگ برتری در گفت‌وگویی خصوصی از این امر شکایت داشت. او که تیمش یکی از مدعیان قهرمانی بود، می‌گفت جدولی از خدمات پشت پرده‌ی داوری در اختیار او قرار گرفته که در قبال مبالغ بسیار بالا قضاوت بازی‌ها به نفع یک تیم مشخص انجام شود. جالب این که در این جدول اشاره شده بوده که حتی برای سوت نزدن مغرضانه علیه تیم هم باید مبلغی پرداخت شود!

همین هفته فرهاد کاظمی( کسی که بیشتر افراد دوپینگی از تیم‌های او بوده‌اند) در برنامه‌ی نود در حالیکه برافروخته شده بود، می‌گفت من اگر بگویم به ورزشکار بیا ناندرولون بزن او هم باید بزند؟ خوب طبعاً او اسم دوپینگ را نمی‌آورد بلکه به اسم ویتامین و مواد مکمّل چنین کاری را می‌کرد؛ شاه‌حسینی تا خوب جایی پیش رفته بود و به صراحت گفته بود که دست از سر کاظمی و مربّی بدنساز معروفش که استاد تزریق‌های مشکوک بود، برنمی‌دارد ولی با آمدن شریفی ظاهراً همه نفسی به راحتی کشیده‌اند.

داوری‌های عجیب، گل نزدن‌ یا خوب بازی نکردن برخی بازیکنان در بعضی بازی‌های خاص، دلّال‌های بی‌نام و نشانی که سودهای چندصدمیلیونی می‌برند، فوتبال را به تجارتی سیاه بدل کرده‌اند. یکی از همین دلّال‌ها( خشایار محسنی) که با کلاه‌گذاشتن سر هدایتی و پروین از ایران گریخته بود و می‌گفتند پروین به خونش تشنه است، تیم دی استرادای اسلوواکی را در اختیار گرفته و الآن محمّد پروین در همان تیم بازی می‌کند! گروهی از بازیکنان دیپورت شده‌ی فوتبال ایران مانند ساها بازیکن سابق پرسپولیس هم در همان تیم هستند و البتّه مربّی چنین نوابغی کسی جز ورنر لورانت (مربّی فراری سابق سایپا) نمی‌تواند باشد.

از فوتبالی که جادوگران را برای برد و باخت به خدمت می‌گیرد و مدیرانش در دروازه‌ی استقلال- در بازی دربی- به دنبال سر خروس ( راز گل نخوردن طالب لو!) می‌گردند، بیش از این انتظار نمی‌رود. دو سه سال پیش شاهد افتضاح در لیگ ایتالیا بودیم؛ باید منتظر شد و دید که نظام قضایی ایران تا چه حد شجاعت و امکان پیش‌روی و افشاگری مفاسد فوتبال ایران را دارد. ایران‌دخت نوشته است که یکی از بازیکنان پرسپولیس گفته از وقتی بگیربگیرها شروع شده، تماس‌های خبرنگاران باج‌گیر هم قطع شده است.

پ. ن: باید دید که به فردوسی‌پور و برنامه‌ی نود این هفته، اجازه‌ی پرداختن به این موضوع را می‌دهند یا نه؛ گرچه شاید به دلیل ادامه‌داشتن تحقیقات و بازپرسی و صادرنشدن حکم، طرح آن در یک برنامه‌ی تلویزیونی مقدور نباشد.

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

نگاه اتحادیه اروپا به منابع انرژی ترکمنستان

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۹
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

همچنین خبرگزاری ترند،در پی سفر میرک توپولانک نخست وزیر وقت جمهوری چک و رئیس دوره ای اتحادیه اروپا به جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در اواسط فوریه 2009موضوع این سفر را بررسی مسایل مربوط به همکاری در بخش گاز دانسته و اهم مسایل مورد بررسی در این سفر را بررسی چشم اندازهای خط لوله گاز "نابوکو " که دارای اهمیت زیادی برای اتحادیه اروپایی است، دانست. به گزارش این خبرگزاری، سفر توپولانک به کشورهای منطقه خزر بار دیگر نشان داد که اتحادیه اروپا دیگر نه درصدد تاخیر، بلکه مصمم به اجرایی کردن طرح نابوکو است. توپولانک در مذاکرات خود با بردی محمد اف رئیس جمهور ترکمنستان،اظهار داشت که پتانسیل انرژی این کشور امکان تامین اجرای هرگونه طرح های بین المللی را ایجاد می کند. همچنین ترکمنستان در نشست ویژه بررسی چشم اندازهای طرح نابوکو در بوداپست در ژانویه 2009، نسبت به شرکت در هرگونه پروژه های گاز و بکارگیری همه تلاش های ممکن برای تضمین امنیت انرژی برای بخش اعظم کشورهای وارد کننده گاز اعلام آمادگی کرد.در همین راستا اخیراً یاداشت تفاهمی بین شرکت آلمانی ‪ RWE با شرکت ترکمن گاز ترکمنستان در حضور خبرنگاران خارجی و رییس جمهوری این کشور امضا شد که مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ای منطقه و جهان قرار گرفت. اهمیت امضای این یادداشت تفاهم از آن جهت بود که عشق آباد و مسکو به تازگی در زمینه صادرات گاز ترکمنستان دچار اختلافاتی با یکدیگر شده اند و صادرات گاز ترکمنستان به روسیه از بیستم فروردین، بر اثر انفجار در خط لوله گاز، قطع شد که عشق آباد روسیه را متهم به ایجاد این انفجار نمود و همین امر موجب اختلافاتی بین دو طرف گردید. از سوی دیگر، امضا یادداشت تفاهم ترکمنستان با شرکت آلمانی ‪ RWE نخستین یادداشت تفاهم بلند مدت در زمینه چگونگی صادرات گاز با یک شرکت اروپایی بوده است. شاید به همین علت بود که رییس جمهوری ترکمنستان پس از امضا این یادداشت تفاهم به جمع خبرنگاران آمد و گفت که این رویداد مهم را به جهانیان مخابره نمایید. بعد از رییس جمهوری ترکمنستان یک مقام شرکت آلمانی نیز به میان خبرنگاران آمد و بدون این که پاسخی به سوالات متعدد خبرنگاران در زمینه نحوه مشارکت این شرکت در طرح های نفت و گاز بدهد، تنها گفت که این شرکت در حوزه دریای خزر متعلق به ترکمنستان مشارکت می کند. زیرا ترکمنستان هم اکنون تنها به جمهوری اسلامی ایران و روسیه گازصادر می کند. حجم گاز صادراتی این کشور به مسکو سالانه بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب و حجم گاز صادراتی به جمهوری اسلامی ایران حدود هشت میلیارد مترمکعب است. برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند که اختلاف بین مسکو و عشق آباد در زمینه چگونگی وقوع حادثه در خط لوله گاز صادراتی سبب شد تا ترکمنستان از شرکت آلمانی ‪ RWE برای مشارکت در طرح های این کشور به ویژه طرح های نفتی دعوت کند. به اعتقاد برخی تحلیل گران اقتصادی منطقه، امضا یادداشت تفاهم ترکمنستان با شرکت آلمانی سبب تسریع در اجرای طرح خط لوله انتقال گاز ناباکو ‪ Nabuccoکه یکی از سهامداران آن این شرکت آلمانی است، خواهد شد. اما اجرای طرح لوله گاز ناباکو از کشورهای آسیای مرکزی به اروپا با مشکلات متعددی مواجه است که امضا یادداشت تفاهم اخیر بین شرکت آلمانی و ترکمنستان نمی تواند این مشکلات را مرتفع سازد. رییس شرکت آلمانی RWE به خبرنگاران در عشق آباد گفت که صادرات گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر صورت خواهد گرفت. این درحالیست که اجرای این طرح از سال ها پیش همچنان به علت مشخص نشدن رژیم حقوقی دریای خزر و اختلافات شدید آذربایجان و ترکمنستان بر سر میدان گازی در این دریا و موضوع زیست محیطی در هاله ای از ابهام قرار دارد. رییس جمهوری ترکمنستان از بهمن ‪ ۸۵ تاکنون بر تنوع سازی صادرات گاز این کشور تاکید می کند و به همین علت رفت و آمد اروپاییان به این کشور آسیای مرکزی در طول دو سال گذشته به ویژه اوایل سال گذشته میلادی افزایش یافته است. بردی محمداف نیز به بهانه های مختلف تاکنون چندین نوبت به اروپا سفر کرده است که سفر اواخر سال گذشته میلادی در راس هیات بلندپایه اقتصادی با انبوهی از کارشناسان ترکمن در راستای ایجاد زمینه برای اجرای سیاست تنوع سازی صادرات گاز ارزیابی می شود. مقامات و رسانه های روسیه نیز به تازگی برای کمرنگ جلوه دادن یادداشت تفاهم ترکمنستان با شرکت آلمانی، معاون نخست وزیر خود را در امور انرژی دوشنبه هفته جاری روانه عشق آباد کردند تا مذاکراتی برای رفع اختلافات با رییس جمهوری ترکمنستان انجام دهند. در همین راستا الکسی بلاگاریف رییس بخش پژوهش های گازی انستیتوی مسائل انحصاری روسیه معتقد است که عشق آباد در کوتاه مدت گزینه دیگری برای جایگزینی گازپروم در خصوص خرید یا انتقال دهنده گاز ندارد و برای این منظور حداقل باید زیرساخت های انتقال گاز در این کشور تقویت شود. اما ترکمنستان سرمایه لازم را برای بهبود زیرساخت های گاز جهت صادرات آن از مسیرهای مختلف ندارد و نیازمند سرمایه گزاری خارجی در این بخش است. براساس آمارهای منابع دولتی ترکمنستان سالانه حدود ‪۷۰میلیارد مترمکعب گاز تولید می کند که بخش اعظم ان به روسیه صادر می شود. بر اساس همین آمارها، ترکمنستان ‪ ۲۰/۸میلیارد تن نفت و بیش از ‪۲۴ تریلیون متر مکعب گاز ذخیره دارد. گفته می شود ترکمنستان قصد دارد در یک برنامه بلندمدت (تا سال ‪ ۲۰۳۰میلادی ) بیش از ‪ ۶۳میلیارد دلار در بخش نفت و گاز خود سرمایه گذاری کند که ‪ ۲۵میلیارد دلار آن از سوی شرکت های خارجی صورت خواهد گرفت. در این راستا، این کشور در سال ‪ ۲۰۳۰میلادی بیش از‪ ۲۴۰میلیارد متر مکعب گاز و ‪ ۱۰۰میلیون تن نفت تولید خواهد کرد و به همین علت به شدت نیازمند مشارکت و سرمایه گذاری شرکت های خارجی است.در مجموع کشورهای اروپایی که از جمله مهمترین مصرف کنندگان انرژی می باشند، حداقل به دو دلیل مهم نیازمند گسترش همکاری ها در بخش انرژی با ترکمنستان می باشند. اول اینکه این کشور همانگونه که ذکر شد دارای منابع قابل توجهی از ذخایر نفت و گاز می باشد و با کشورهای ازبکستان و قزاقستان که آنها نیز دارای منابع قابل توجهی انرژی هستند، همجوار است. دیگر اینکه خطوط لوله انتقال گاز متعددی از خاک این کشور می گذرد و یا در دست مطالعه و اجرا قرار دارد. مسیر‌هایی چون خط لوله سنتی شوروی سابق، خط کربچه کردکوی ایران، خط ترنس افغانستان، ترنس خزر از جمله مسیر‌های مطرح شده برای انتقال گاز ترکمنستان به بازار‌های جهانی محسوب می‌شود. بنابراین نقش ترکمنستان در معادلات انرژی در منطقه از زمانی بیشتر خود را نشان داده است که این کشور یک بازی آرام و همه جانبه ای را با غرب و روسیه دنبال می‌کند و تلاش دارد که با هیچ قدرت منطقه‌ای و جهانی اعم از ایران، ازبکستان، روسیه، چین، اروپا و آمریکا به چالش و منازعه سخت در نیفتد. بنابراین سیاست اساسی این کشور همکاری دو یا چند جانبه با همه کشور‌های منطقه است که در فرآیند یک سیاست خارجی واقع‌گرا به آن دست یازیده است. بر اساس چنین سیاستی ترکمنستان در پی تشکیل سیستم انتقال منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای ارسال منابع انرژی است و سعی دارد که با احداث خطوط مختلف انتقال نفت و گاز از مسیر‌های متفاوت، محدودیت‌های خود را به فرصت تبدیل کند. طبیعی است که با اتخاذ چنین سیاستی نه مخالفت جدی با سیاست‌های اعلامی و اعمالی آن صورت خواهد گرفت و در مواقع ضروری و نیاز به حمایت کشور‌های دیگر، تنها نمی‌ماند. به عبارت دیگر ترکمنستان با اتخاذ چنین راهبردی، سیاست‌های اعلانی واعمالی خود را در مقابله با چالش‌های محتمل بیمه ساخته است. به همین دلیل ترکمنستان دو طرح اساسی را در انتقال انرژی به خارج در برنامه کاری خود گنجانده است. طرح نخست ناظر به مسیر انتقال گاز ترکمنستان به چین است که جدید‌ترین و در عین حال مهم‌ترین طرح صدور گاز ترکمن‌ها به خارج محسوب می‌شود. مقدمات این طرح در جریان سفر صفر مراد نیازف به پکن در ماه مه ۲۰۰۶ به امضا رسید. طرح دوم ترکمنستان هم به نشست سه روزه ماه مه ۲۰۰۷ باز می‌گردد که در بندر ترکمن باشی ترکمنستان با حضور روسای جمهور، ترکمنستان، روسیه و قزاقستان (قربان قلی بردی اف، ولادیمیر پوتین، نور سلطان نظر بایف) با توافق بر سر انتقال انرژی ترکمنستان به روسیه وازبکستان به پایان رسید. اما با توجه به بروز برخی اختلافات بین عشق آباد و مسکو که به زمان نیازاف رئیس جمهور سابق این کشور باز می گردد، ترکمنستان به منظور خارج شدن از بند روسیه به عنوان مهمترین خریدار گاز این کشور، باب مذاکره و همکاری با غرب را در بخش انرژی گشوده و تمایلاتی از خود برای پیوستن به خط لوله نابوکو نشان داده است. بنابراین وجود و بروز چنین شرایطی نشان داده است که بتوان برای ترکمنستان درکنار قدرت‌هایی چون روسیه، آمریکا، اروپا و چین آنهم بیشتر به جهت الزامات ژئوپولیتیکی انرژی خزر، نقش ویژه‌ای قائل شد. نکته پایانی و مهم اینکه نمی توان نقش جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مهمترین دارنده ذخایر گاز جهان و داشتن بهترین مسیر صادرات این ماده حیاتی برای اقصی نقاط دنیا نادیده گرفت. اما واشنگتن با نادیده گرفتن تهران، در معادلات انرژی منطقه، زیانهای سنگینی نه تنها به خود، بلکه به ترکمنستان همسایه شمالی ایران، اتحادیه اروپا، چین و هند وارد کرده است. زیرا رفتار خصومت آمیز واشنگتن با جمهوری اسلامی ایران، ضمن وابسته کردن اروپا به انرژی روسیه، زیان های قابل توجهی به کشورهای حاشیه خزر از ترکمنستان تحمیل نموده است. زیرا انتقال نفت و گاز ترکمنستان از مسیر ایران از طریق خط لوله و یا گسترش سواپ، می تواند با کمترین هزینه بیشترین درآمد و بهره دهی را نصیب عشق آباد نماید. امری که واشنگتن علی رغم خواست بازارهای مصرف جهانی انرژی، همچنان با آن مخالفت می کند. اما اکنون به تدریج برخی مصرف کنندگان عمده انرژی جهان به این نتیجه رسیده اند که باید بدون توجه به خواست آمریکا و تحمل و تقبل هزینه های احتمالی ناشی از تیرگی مناسبات با واشنگتن، به مسیر اصلی، طبیعی و اقتصادی انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی به بازارهای مصرف بازگردند که همان مسیر ایران است. در همین راستا اخیراً مقامات پاکستان با ابراز ناامیدی از عملی و اجرایی شدن طرح خط لوله ترانس افغان که قرار بود گاز ترکمنستان را از مسیر افغانستان به پاکستان منتقل کند، خواستار دریافت گاز ترکمنستان از مسیر ایران شد. همچنین طراحان خط لوله ناباکو نیز به طور ضمنی خواستار پیوستن ایران به این خط لوله شده اند. یعنی با انتقال گاز ترکمنستان به ایران از طریق سواپ و خط لوله، ایران گاز مورد نیاز اروپا را در مرزهای شمال غربی به آنها تحویل دهد. در همین راستا والری یازف – مدیر عامل اتحادیه گاز روسیه طی یک نشست خبری در مسکو اعلام کرد، بدون مشارکت ایران تحقق طرح خط لوله نابوکو امکان پذیر نخواهد بود. وی مشکل اصلی نابوکو را عدم وجود منابع گازی کافی دانست.زیرا علاوه بر کمبود منابع گاز، در طرح فعلی مسیر این خط لوله از قلمرو کشورهایی عبور می کند که برخی از انها از ثبات سیاسی کافی برخوردار نیستند. به همین دلیل بدون استفاده از ذخایر گاز و مسیر ایران تحقق طرح نابوکو، با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل حضور ایران در خط لوله نابوکو مزیت بیشتری برای ترکمنستان داشته و ارزش افزوده بیشتری را برای این کشور به همراه خواهد داشت.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

طنز: پستان یا سینه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۸
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

ازاین به بعد به «پستانک» چه باید گفت ؟  «سینه اََک»؟ یا واژه ی دیگری پیشنهاد می شود . یا لغاتی که مشابه و نزدیک به آن هستند ، مثل «پیستون»  یا «پسته». چون اگر معتقد باشیم که «ان» آخر پستان ، «ان» تثنیه است ، بنابر این پسته که مفرد آن است را چه باید نامید ؟

  از پسته بگذریم ، ما جزو داروهای گیاهی ، گیاهی داریم به نام «سه پستان» که معمولا ً با عناب تجویز و مصرف می شود . آیا از این پس وقتی به عطاری می رویم ، باید سراغ «عناب سه سینه» را بگیریم ؟ اگر جناب عطار در جریان این بخشنامه نباشد تکلیف چیست ؟

  از آن بالاتر ، تکلیف گروه پستانداران در علم جانور شناسی چه می شود ؟ آیا «سینه داران» جایگزین مناسبی است یا «شیردان داران» را باید پیشنهاد کرد؟  مثلا ً تصور کنید گوساله که از اول خلقتش تا حالا  برای خوردن شیر مادر به سراغ پستان گاو در بین پاهای عقب رفته ، حال باید به سراغ سینه ی گاو در بین پاهای جلو برود . تازه چی گیرش می آید که بخورد؟

  بعد می رسیم به لغات هم عرض ، مثلاً در صنعت ما واشری داریم به نام «ممه یی» که به سر شیلنگ یا لوله وصل می شود . آیا ممه یی نیز ممنوع است یا اشکالی ندارد ؟

  از همه ی این ها که بگذریم ، تاثیر چنین بخشنامه ای در ادبیات بسیار مشکل آفرین است .  تصور کنید دیوان تمام شاعران باید بازخوانی و باز نویسی شود .   

  مثلا ً باید بگوییم :

گویند مرا چو زاد مادر /  سینه به دهان گرفتن آموخت

به همین ترتیب بسیاری از اشعار فلکلور باید اصلاح شود . از جمله باید خواند :

اتل متل توتوله

گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه سینه

شیرشو بردن به گینه

حالا اگر در هندوستان قحطی شیر هم شد  که شد .

هکذا ضرب المثلهای زیادی که باید اصلاح شوند که فعلاً  با آن ها کاری نداریم .

اما مشکل بعدی ، بعد از اصلاح شعر شعرا ، در نسل بعدی ظاهر می شود . یعنی جوان های نسل آینده که بچه های کنونی ما باشند ، وقتی به واژه ی تبدیلی اصلاح شده (یعنی سینه) بر می خورند نمی دانند واقعا منظور شاعر همان سینه است یا این سینه قبلا پستان بوده است . مثلاً وقتی شاعر می گوید :

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

یا می گوید :

خدایا سینه ای ده آتش افروز

واقعاً منظور اولیه ی شاعر همان سینه بوده است یا چیز دیگری .

همچنین واژه هایی مثل : سینه ریز ، سینه خیز رفتن، سینه سپر کردن ، سینه چاک و قس علی هذا. _ قس علی هذایش این است که اگر در رستوران گارسون پرسید : ران مرغ می خورید یا سینه ی مرغ ؟ معلوم نیست حرف بدی دارد می زند یا بیچاره منظوری ندارد .

 توجه دارید که در چنین شرایطی آدم به همه چیز شک می کند . مثلاً وقتی مترجمی «انشراح صدر» را «فراخی سینه» ترجمه کرده است ، معلوم نیست این بخشنامه دست و پای او را در ترجمه بسته یا این که واقعاً فراخی این سینه ، فراخی سینه بوده است نه فراخی ... .

  ملاحظه می فرمایید یک سرطان پسـ... ببخشید ، سرطان سینه ی ناقابل ، چه الم شنگه ها ممکن است به دنبال داشته باشد ؟

سینه سوخته ی همه ی شما ، هالو



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

در حاشیه دیدار وزیر دفاع چین از روسیه

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

لیانگ گوانگلی Liang guanylie وزیر دفاع چین شنبه بیست و پنجم آوریل با هدف گفت و گو با مقامات دفاعی روسیه در جهت تحکیم روابط دفاعی دوجانبه وارد مسکو شد.اجلاس وزیران دفاع سازمان همکاری شانگهای قراراست در روز سه شنبه و چهارشنبه 28 و 29 آوریل در مسکو برگزار شود. بنابراین یکی از بر نامه های وزیر دفاع چین شرکت در این اجلاس است.حفظ امنیت ، گسترش همکاریها در زمینه تجارت و مسایل نظامی و قضایی از جمله محورهایی است که وزیران دفاع اعضاء سازمان شانگهای درنشست مسکو در باره آنها به بحث و تبادل نظر می کنند. بی تردید بخشی از اهداف وزیر دفاع چین از سفر به روسیه گفت و گوی این دو مقام عالیرتبه دفاعی در مورد تحکیم مناسبات نظامی و تقویت همکاریهای دفاعی و امنیتی است. سازمان همکاری شانگهای پس ازتاسیس گروه شانگهای 5 در آوریل 1996 وسپس بعنوان سازمان همکاری شانگهای درسال2001 بعد ازپیوستن ازبکستان به آن ، سازوکار خود را با هدف ایجاد امنیت اعلام کرد. پس از آن بود که بسیاری از نگرانی ها و دغدغه های دولت چین بابت افراط گرایی وتجزیه طلبی با انعقاد پیمانهای دفاعی وامنیتی میان اعضاء از بین رفت. علاوه برآن، وزیران خارجه،دفاع ،تجارت وصنعت اعضای این سازمان طی نشست های مختلف برنامه هایی را به تصویب رساندند که حاصل یک کار،گروهی و برآیند رایزنیهای سیاسی بوده است. ضمن آنکه سازمان همکاری شانگهای طی این سالها، چند رزمایش مشترک بویژه میان چین و روسیه برگزارگردید که به ارتقای سطح علمی ودانش نظامیان منجر شد. چین وروسیه ازاعضای مهم شانگهای بشمارمی روند که بدلیل عضویت دایم این دوکشور درشورای امنیت سازمان ملل و همچنین بدلیل دارا بودن ویژگی هایی در زمینه های نظامی و فضایی توان تاثیر گذاری زیادی در حل مسایل و مشکلات منطقه را دارند و این ، موضوعی است که قزاقستان ، قرقیزستان ، تاجیکستان و ازبکستان چهار عضو دیگر این سازمان به آن اذعان کرده اند و معتقدند می توانند درکنار دو قدرت مطرح، برخی مشکلات سیاسی و اقتصادی خود راحل کنند. چین و روسیه در مسایل مهمی که پای منافع آنها بویژه درآسیای مرکزی در میان باشد از یکدیگر حمایت می کنند. مذاکرات مقامهای عالیرتبه دو کشور در زمینه های نظامی، امنیتی، تکنولوژی و دفاعی در چارچوب همکاریهای استراتژیک پیوسته در حال انجام است چین بزرگترین خریدار تسلیحات روسیه و انرژی ازاین کشور است و روسیه نیزدر بسیاری از موارد بویژه در حوزه آسیا مرکزی و قفقاز سعی می کند با همکاری چین در مقابله نفوذ غرب و آمریکا استفاده کند. شانگهای چارچوب مناسبی است که پکن ومسکو می توانند بسیاری از برنامه ها و راهبرد خود را از این طریق دنبال کنند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

امنیت انرژی اروپا، گاز خزر و فرصت‌های ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۷
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

پس از تنش اول گازی میان روسیه و اکراین در سال 2006 موضوع امنیت انرژی برای اتحادیة اروپا اهمیت فوق‌العاده یافته و مقامات و کارشناسان این اتحادیه طرح‌های مختلفی را برای تأمین این منظور از جمله از طریق منشور انرژیِ اتحادیة اروپا در دستور قرار داده‌اند. یکی از مهم‌ترین اهدافی که در چهارچوب این منشور و سایر راهبردهای انرژی اروپا دنبال می‌شود، مسئله متنوع‌سازی مبادی واردات اعم از حامل‌های انرژی و خطوط انتقال است. اتحادیة اروپا با التفات به سابقة منفی روسیه در استفاده از انرژی به عنوان سلاح سیاسی در پی آن است تا با متقاعد کردن کشورهای صادرکنندة انرژی و همچنین احداث خطوط جدید انتقال این منظور مهم را محقق کند. این اتحادیه طی سال‌ها و ماه‌های اخیر در این زمینه اقدامات مختلفی را مطمح‌نظر قرار داده که آخرین مورد از آنها برگزاری دو کنفرانس در باب انرژی خزر و راه‌های انتقال آن به اروپا یکی در بلغارستان و دیگری در ترکمنستان است. به اعتقاد کارشناسان تصمیمات مهمی در این کنفرانس‌ها برای انتقال منابع انرژی خزر به اروپا اتخاذ خواهد شد که این تصمیمات به ویژه بر منابع گاز این حوزه متمرکز خواهد بود. بر اساس اعلام خبرگزاری‌ها در این دو کنفرانس دستور‌العمل‌های متفاوتی مطرح و مسیرهای مختلفی برای انتقال منابع انرژی خزر به اروپا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اما وجه مشترک این دو نشست به سان نشست‌ها و بحث‌های قبلی، بررسی برون‌رفت‌های ممکن برای رهایی اروپا از وابستگی به منابع نفت و گاز روسیه و خطوط لولة انتقال زیر کنترل این کشور به ویژه در اکراین و بلاروس است. در کنفرانس بلغارستان که 24 آوریل زیر عنوان کنفرانس «امنیت و همکاری» برگزار شد، دو موضوع مهم مورد بررسی قرار گرفت. موضوع اول و به عبارتی موضوع تکراری، بحث چگونگی متنوع‌سازی مبادی واردات گاز (از مسیرها و منابعی به جز روسیه) بود که در این راستا بحث‌هایی در خصوص دو خط لولة ناباکو و «جریان جنوبی» انجام شد. خط لولة «جریان جنوبی» به عنوان مسیر جایگزینی به جای ناباکو مطرح است و روسیه نیز بر خلاف خط لولة ناباکو با احداث این خط لوله مخالفتی ندارد. بر اساس مطالعات انجام شده، ظرفیت این خط انتقال 31 میلیون مترمکعب گاز در سال به اروپا است که گاز مورد نیاز برای آن یا از منابع گاز روسیه و یا این که از گازی که از سوی روسیه از آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی خریداری شده و سپس از طریق منطقة قفقاز و ترکیه به اروپا انتقال خواهد یافت، تأمین می‌شود. با این اوصاف، این خط لوله منظور اصلی اتحادیة اروپا در رهایی از وابستگی به روسیه را تأمین نمی‌کند، به همین واسطه بسیاری از کشورهای اروپایی همچنان از خط لولة ناباکو حمایت کرده و بر ساخت هرچه سریع‌تر آن تأکید دارند. همان طور که در مطالب پیشین ویژة ایراس نیز اشاره شده، برای خط لولة ناباکو نیز ظرفیت 31 میلیون مترمکعب در سال در نظر گرفته شده که از طریق آن منابع گاز آسیای مرکزی، آذربایجان و خاورمیانه (احتمالاً از جمله ایران) پس از طی مسیر از منطقة قفقاز به اروپا منتقل خواهد شد. به تأکید خبرگزاری‌ها کشورهای اروپایی در کنفرانس صوفیه تصمیم‌ نهایی خود را در باب اولویت برساخت یکی از این خطوط لوله را اتخاذ خواهند کرد. با این ملاحظه به نظر می‌رسد اتحادیة اروپا در آستانة تصمیم سختی قرار گرفته که طی آن یا باید با اعتماد به مسکو به معامله‌ای کلان و بلندمدت (خط لولة جریان جنوبی) با آن دست زده و به تبع آن، با توجه به سابقة منفی روسیه در استفاده از انرژی به عنوان سلاح سیاسی خطرات این تصمیم را نیز بپذیرد. سناریوی دوم این است که کشورهای اروپایی بر بی‌اعتمادی خود به روسیه تأکید گذاشته و بر ضرورت رهایی از وابستگی به این کشور و طراحی راهبردی آتی انرژی اروپا، بدون روسیه تأکید کنند. در این میان، به ویژه کشورهای اروپای شرقی که پیش از این سابقة تعامل سخت را با شوروی داشته، در دورة پساشوروی نیز با رویکردهای تهاجمی روسیه مواجه بوده‌اند و به ویژه در تقابل‌های گازی مسکو با کیف از جمله در ژانویة 2009 با قطع گاز مواجه شده و به تبع آن مشکلاتی را متحمل شده‌اند، با تأکید بر عدم تغییر رویة مسکو در استفاده از انرژی به عنوان سلاح سیاسی، با طراحی هرگونه راهبرد انرژی بلندمدتی که روسیه در آن دخیل باشد مخالفند. به همین لحاظ، آنها تنها از خطوط لوله‌ای که زیر کنترل روسیه نباشد و در این مورد خاص از خط لولة ناباکو حمایت می‌کنند. اما کشورهای قدرتمندتر اتحادیة اروپا از جمله آلمان که واجد روابط گسترده و تاریخی با روسیه هستند و با این کشور قراردادهای بلندمدتی در حوزه انرژی منعقد کرده‌اند بر معامله با روسیه تأکید داشته و معتقدند امکان دستیابی به تعاملی مثبت با این کشور همچنان وجود دارد. در سوی دیگر و در ترکمنستان نیز اولین کنفرانس بین‌المللی این کشور در حوزة انرژی با حمایت سازمان ملل زیر عنوان «انتقال باثبات و مطمئن انرژی و نقش آن در توسعه و همکاری پایدار بین‌المللی» برگزار خواهد شد. در این کنفرانس نیز تمرکز بر موضوع امنیت انرژی به ویژه منابع گاز دریای خزر و خصوصآً ترکمنستان است. این کنفرانس در حالی برگزار می‌شود که اخیراً روابط ترکمنستان با شریک سنتی خود گازپروم به واسطه وقوع انفجار در خط لولة انتقال گاز این کشور به روسیه که اسباب قطع گاز صادراتی آن شد، دچار تنش شده است. شایان ذکر است که اخیراً روسیه با عقد قراردادهای بلندمدت تقریباً تمام گاز تولیدی ترکمنستان را خریداری کرده و به‌رغم اینکه انفجار در خاک ترکمنستان حادث شد، اما مقامات ترکمنی گازپروم را مسئول این انفجار و قطع صادرات می‌دانند. با این وجود، به نظر نمی‌رسد که مقصود عشق‌آباد از برگزاری این کنفرانس افزایش فشار بر گازپروم باشد.موضوع حائز تأمل دیگر در آستانة برگزاری این کنفرانس عقد یک قرارداد انرژی میان ترکمنستان با یک شرکت‌ آلمانی است که اسباب عصبانیت مسکو را فرآهم آورد. مقامات روس، با عنایت به تلاش‌های کشورهای اروپایی برای متقاعد کردن عشق‌آباد به ورود به پروژة ناباکو، این قرارداد را در همان راستا و تلاشی برای مجاب کردن ترکمنستان برای مشارکت جدی در ناباکو دانسته و امضاء آن را نیز به منزلة چراغ سبز عشق‌آباد به بروکسل تعبیر می‌کنند. جالب تأمل این که، شرکت طرف قرارداد ترکمنستان، شرکت انرژی «آردبلیو‌ای» است که یکی از سهام‌داران اصلی خط لولة ناباکو نیز است. از آنجا که این گونه تحرکات در تضاد با هدف گازپروم در تسلط بر منابع نفت و گاز و خطوط لولة انرژی حوزة «سی‌آی‌اس‌» است، مقامات روس نیز تلاش خود را برای حفظ عشق‌آباد در حوزة نفوذ خود به کار بسته‌اند که سفر ایگور سچین، معاون متنفذ پوتین، الکسی میلر، مدیر عامل گازپروم و سرگئی ش‌ماتن‌کو، وزیر انرژی روسیه به عشق‌آباد برای شرکت در کنفرانس انرژی این کشور را در همین راستا و به عبارتی برای ممانعت از سمت‌گیری عشق‌آباد به سوی اروپا قابل ارزیابی است. با این وجود، همان طور که مقامات ترکمنی نیز در برخی مقاطع نشان داده‌اند، بی‌تمایل به قطع وابستگی ساختاری به برادر برزگ‌تر خود نیستند و متنوع‌سازی بازارهای فروش گاز خود را با پویایی بیشتر در سیاست خارجی و و افزایش نقش این کشور در حوزه‌های منطقه‌ای‌ و بین‌المللی مرادف می‌دانند. لذا، مقامات این کشور وضعیت موجود را فرصتی برای تحقق این منظور می‌دانند، اما بر این نکته تأکید دارند که مشارکت آنها با شرکاء اروپایی خود به معنی قطع روابط با روسیه نخواهد بود، بلکه متنوع‌‌سازی شرکاء خارجی جزئی‌ از راهبرد این کشور در عرصة خارجی برای پویایی بیشتر در این عرصه است. با وجود این تلاش‌ها، نگاهی دقیق‌تر به منابع گاز آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان (در صورت الحاق به خط لولة ناباکو) گواه آن است که این ذخایر کفاف نیاز اروپا به گاز را نخواهد کرد و نمی‌توان آنها را جایگزینی برای روسیه دانست. با این ملاحظه، در صورت نهایی شدن تصمیم اروپا به احداث خط لولة گازی ناباکو، آنها چاره‌ای جز افزودن کشورها جدید تولیدکنندة گاز به این خط لوله برای توجیه اقتصادی آن نخواهند داشت که همین مسئله فرصتی مغتم برای ایران است تا با اتکاء به زیرساخت‌ها و منابع عظیم گاز خود، به بازیگری مهم در بازار انرژی اروپا تبدیل شده و به تبع آن توان نفوذ‌گذاری خود را در عرصة خارجی تقویت کند.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

ابراز تمایل رسمی  قزاقستان  برای عضویت در اتحادیه اروپا

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۷:۴۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

منبع : سایت ایراس

سفیر قزاقستان در مسکو اعلام کرد که کشورش در آینده روی پیوستن به اتحادیه اروپا حساب می‌کند و این توسعه روابط به نفع روسیه خواهد بود، البته کارشناسان نسبت به دورنمای این مسئله تردید دارند. به گزارش فارس؛ بعد از بسیاری از جمهوریهای شوروی سابق، قزاقستان نیز برای نخستین بار از تمایل خود برای عضویت در اتحادیه اروپا صحبت به میان آورده است. به گفته "عادل بیگ جاکسی بیکوف "، سفیر قزاقستان در مسکو، آستانه نمی خواهد مانند استونی یا لتونی به عضویت تمام کمال اتحادیه اروپا در آید، بلکه مایل است بعنوان «شریک برابر» در جامعه اروپایی پذیرفته شود. این دیپلمات مطمئن است که این توسعه روابط به نفع روسیه نیز خواهد بود، در صورتیکه کارشناسان نسبت به دورنمای این مسئله کاملا تردید دارند. "عادل بیگ جاکسی بیکوف "، سفیر قزاقستان در روسیه اعلام کرده است که کشورش در آینده روی پیوستن به اتحادیه اروپا حساب می کند. وی گفت: «ما در آینده می خواهیم به عضویت اتحادیه اروپا در آییم. البته این تمایل مانند برخی کشورهای حوزه دریای بالتیک نظیر استونی و لتونی نیست، بلکه آستانه می خواهد شریک متساوی الحقوق و برابر برای این اتحادیه باشد.» سفیر قزاقستان در عین حال تاکید کرد که همگرایی این کشور با اتحادیه اروپا، برای روسیه هم سودمند خواهد بود. به گفته وی، قزاقستان هرگز پنهان نکرده که روسیه اصلی ترین شریک راهبردی این کشور است. ولی هرچه روابط این جمهوری با اتحادیه اروپا نزدیکتر باشد، بیشتر به نفع روسیه خواهد بود. بیکوف در عین حال اعلام کرد که کشورش در آینده نزدیک قصد به رسمیت شناختن استقلال آبخازی و اوستیای جنوبی را ندارد. البته کارشناسان بر این عقیده اند که تاکنون رهبران قزاقستان بیشتر در جهت اتحاد با روسیه جهت گیری کرده بودند، ولی اکنون با توجه به رشد اقتصادی این جمهوری در سالهای اخیر به فکر تجدید نظر در این خصوص و نزدیکی روابط با اروپا افتاده اند. به گفته آنان، این در حالی است که اتحادیه اروپا اخیرا اعلام کرده که این سازمان امکان هیچ گونه توسعه ای را بررسی نخواهد کرد. در واقع اتحادیه اروپا هنوز نتوانسته است با مشکلاتی که عضویت کشورهای اروپای شرقی برایش به ارمغان آورده اند، کنار بیاید و به همین دلیل علاقه ای به راه دادن سایر جمهورهای شوروی سابق در رده های خویش ندارد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.