راه های پیشنهادی کارشناسان آمریکایی برای تعامل مستقیم با جمهوری اسلامی ایران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۴:۳۶
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

از دیدگاه زبیگنو برژینسکی مشاور امنیت ملی وقت رئیس جمهور جیمی کارتر، ایران به عنوان ورودی اصلی در دیوار آهنینی محسوب می گردید، که دور تا دور اتحاد جماهیر شوروی پیشین کشیده شده بود. به همین سبب نیز، آمریکا محمد رضا پهلوی هم پیمان ایدئولوژیک خود را از دست نمی داد

به گفته آقای هاس در آن هنگام درک آمریکا از موقعیت ایران بسیار نادرست بود. به گونه ای که حتی تا چند ماه آخر رژیم محمد رضا شاه پهلوی نیز، "واشنگتن تصور می کرد که ایران دارد به پیش می رود، وضعیت تهران خوب به نظر می رسد، شاه کنترل اوضاع را کاملا در دست دارد، و از رهگذر این اوضاع ما هم به خوبی منتفع می شویم."

وقتی پیش از پائیز ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) اوضاع به بدترین حالت خود رسید، آمریکا تصمیم گرفت فارغ از اینکه شاه تا چه حد محبوبیت خود را از دست داده، تا آخر از او پشتیبانی کند. البته توجه مختصری نیز به این مسئله مبذول شد، که چنین تصمیمی بالقوه شانس حفظ رابطه با جمهوری اسلامی را تا حد زیادی از بین می برد. رابطه ای که (به سبب رخداهای آن برهه) خود کم شده بود.

(بنابراین) واشنگتن ابعاد انقلاب اسلامی را دست کم گرفت، و ثابت کرد که برای تعامل با آن و تحمل پیامدهایش مجهز نمی باشد. این امر به ضرر واشنگتن تمام شد.

آقای پرکت نیز در اظهارات خود جهل، ایدئولوژی، بی عملی، تحقیر، و اسرائیل را، پنج عامل کلیدی تخریب روابط بین دو کشور دانست.

او در مورد این عوامل به ترتیب توضیح داد. نخست اینکه واشنگتن کاملا کل ایران را، با شخص شاه برابر می دانست. به این ترتیب آمریکا عدم درک چشمگیر خود از مسائل سیاسی درونی ایران را نشان می داد. (روندی که هنوز هم به نحوی عجیب ادامه دارد. چراکه اینک نیز گفته ها و عملکرد رئیس جمهور محمود احمدی نژاد را، با کلیت ایران مساوی می داند.)

بدینگونه بود که ایالات متحده وجود و خواسته های چهل میلیون ایرانی دیگر را فراموش کرد، و در نهایت موضعی ضعیف اتخاذ نمود.

مسئولیت بخشی از این وابستگی و وفاداری کامل به شاه، متوجه ضدکمونیست بودن سفت و سخت می باشد. کمااینکه از دیدگاه زبیگنو برژنسکی مشاور امنیت ملی وقت رئیس جمهور جیمی کارتر، ایران به عنوان ورودی اصلی در دیوار آهنینی محسوب می گردید، که دور تا دور اتحاد جماهیر شوروی پیشین کشیده شده بود. به همین سبب نیز، آمریکا محمد رضا پهلوی هم پیمان ایدئولوژیک خود را از دست نمی داد.

در عین حال علاوه بر درک نادرست و مواضع غیرقابل انعطاف ایدلئولوژیک، نوعی بی عملی در خط مشی و سیاست آمریکا سبب می شد تغییر روش واشنگتن غیرممکن گردد.

ایران در سال های منتهی به انقلاب اسلامی دچار تورم غیرقابل کنترل و هرج و مرج اقتصادی شد، و رژیم داشت به نحو فزاینده ای محبوبتش را از دست می داد. آقای پرکت در این مورد گفت: "در واقع ما شاهد جنگ بین شاه و مردم بودیم. جنگی که در آن، شاه برنده نمی شد."
آقای هاس نیز در این مورد خاطرنشان کرد که متقاعد شده بود که آمریکا باید طرز برخورد خود را عوض کند، و با تغییرات هماهنگ شود. اما "به سبب همان بی عملی مورد اشاره، هیچکس نپذیرفت به این راه قدم بگذارد."

خیزش قدرت رژیم اسلامی در ایران، تغییرات غیرمنتظره بیشتری را در معرض دید آمریکا قرار داد.

مثلا آیت الله خمینی در هنگام تبعید در پاریس که در حلقه ملاهای غرب دیده قرار داشت، موفق شده بود جهان را متقاعد نماید که گاندی دیگری است که برای نجات ایران از سلطه خارجی ها اقدام کرده است.

اما زمانی که در فوریه ۱۹۷۹ (۱۲ بهمن ۱۳۵۷) به تهران بازگشت، روحانیون محافظه کارتری که هرگز پا از کشور بیرون نگذاشته و در زمان شاه هدف ظلم و ستم زیادی واقع شده بودند، با موفقیت انقلاب را به سمت بنیادگرایی بیشتر سوق دادند.

این تغییر مسیر، دو پیامد داشت. یکی اینکه آمریکا و ایران تحقیر لفظی، و سرزنش و متهم کردن یکدیگر را آغار نمودند. یعنی روشی که سبب تخریب روابط بین دو کشور، و در نهایت از بین رفتن کامل آن شد.

دیگر اینکه آغاز حکومت مذهبی ایران و اظهارات آن در مورد اسرائیل به این مفهوم بود، که اورشلیم ملاحظه ای مهم در شکل گیری خط مشی و سیاست واشنگتن در قبال ایران شود. یعنی موردی که الزاما در گذشته مطرح نبود.

اینک نیز پس از ۳۰ سال، هنوز برخی از همان نیروهای محرکه که مشخصه های بارز روزهای منتهی به انقلاب ایران و بلافاصله پس از پیروزی آن بودند، وجود دارند. آنها بر روش تعامل دوجانبه ای که در زمان رئیس جمهور اوباما در پیش گرفته خواهد شد، تأثیر خواهند گذاشت.

در گردهمایی مورد اشاره الکس واتانکا تنظیم کننده مسائل امنیت آمریکا در "گروه اطلاعات جین" و تریتا پارسی رئیس "شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار" نیز، در میزگردی دیگر در مورد آینده روابط دو کشور بحث و گفت و گو کردند.

الکس واتانکا تنظیم کننده مسائل امنیت آمریکا در گروه اطلاعات جین

در این مباحث عنوان گردید که نقطه قابل تأمل برای هر مبحث نوین در مورد سیاست های ایران، اعلام رئیس جمهور پیشین ایران محمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن سال جاری میلادی (خرداد سال آینده خورشیدی) می باشد.

زیرا از آنجا که در جمهوری اسلامی قدرت نهایی در دست آیت الله خامنه ای رهبر ایران است و تمامی تصمیمات مهم پشت درهای بسته گرفته می شود، برای واتانکا این پرسش مطرح بود که آیا رهبر به خاتمی چراغ سبزی نشان داده، یا نداده است.

البته ممکنست آیت الله خامنه ای به ویژه با توجه به وضعیت اقتصادی ایران و کاهش فزاینده محبوبیت رئیس جمهور احمدی نژاد، چندین دلیل برای نشان دادن چراغ سبز به خاتمی داشته باشد.

به علاوه به نظر نمی رسد که خاتمی برغم دستورکار اصلاح طلبانه خود، دارای شخصیت مقابله جویانه ای باشد که آیت الله (خامنه ای) و برتری وی را واقعا به چالش بکشد.

واتانکا با توجه به همین عوامل پیش بینی کرد که "اگر رهبر به خاتمی روی موافق نشان داده باشد که من فکر می کنم اینگونه بوده است، راه احمدی نژاد برای انتخاب مجدد ناهموار خواهد بود." اما در عین حال افزود اگر خاتمی تصمیم بگیرد که برغم دیدگاه آیت الله خامنه ای در انتخابات حضور یابد، "ایران در حال رویارویی با آشوبی سیاسی می باشد، که مدت های مدیدی نظیرش وجود نداشته است."

واتانکا مدعی شد که سیاست های داخلی ایران به نحوی فزاینده شکننده می شود، و درگیری بین جناح های گوناگون در حال بروز و خیزش است. اما این روند را نباید نشانی از ضعف رژیم دانست. بلکه برعکس این مسئله شاهدی بر آنست که جمهوری اسلامی بسیار احساس راحتی می کند، و بنابراین اجازه می دهد بحث ها و رقابت های داخلی مطرح شوند. چراکه در غیر این صورت این حس ایجاد می شود، که در کشور چالشی وجود ندارد.

واتانکا پیش بینی کرد که کار ایجاد توازن داخلی بین اصلاح طلبان و محافظه کاران و این جدال که چه کسی واقعا میراث انقلاب را حفظ و نگهداری می کند، شیرین تا دهه بعدی ادامه خواهد داشت. وی در این پیوند افزود: "من قطعا جزو افرادی نیستم، که از دیدگاه آنها رژیم در لبه سقوط قرار دارد."

با این حال او نیز ار زاویه دید آمریکا بر این نقطه نظر باقی ماند، که همگی اصلاح طلبان و محافظه کاران اسلامگرا هستند. بنابراین آمریکا نباید خبر نامزدی خاتمی را به دلیلی برای تغییر کامل در سیاست های ایران تعبیر کند. چراکه هر چه نباشد این آیت الله خامنه ای است که به ویژه در زمینه مسائل در پیوند با سیاست خارجی، همواره حرف آخر را می زند.

لذا در ابتدا و مهمتر از همه آمریکا باید به خاطر داشته باشد که آیت الله خامنه ای در درجه نخست به حفظ قدرت مسلط خود، و سپس به تضمین ادامه موجودیت حکومت مذهبی علاقه دارد. در نتیجه باید انتظار داشت که ایران برای تعامل فعال و مستقیم با آمریکا، خواستار پذیرش رژیم خود به شکل موجود، و همچنین تغییری راهبردی از جانب واشنگتن بشود.

بنابراین به گمان واتانکا "تنها زمانی بحث رابطه آمریکا- ایران به کلی تغییر خواهد کرد که آمریکا رسما رژیم (ایران) را بپذیرد، و طرف ایرانی احساس کند که موقعیت مناسب فرا رسیده است."

درون مایه سخنان تریتا پارسی نیز، همان اظهارات واتانکا بود. زیرا او هم در پیوند با کوشش های اوباما برای گفت و گو با تهران، چند مسئله را مطرح کرد. مثلا این حقیقت را تکرار نمود که ایران پیش از آغاز روابط سیاسی با آمریکا، خواستار ضمانت های امتیتی خواهد شد.

به گفته وی رهبران ایران در این مورد سخن گفته اند، که در مباحث مربوط به خاورمیانه حضور داشته باشند. اما در عین حال خاطرنشان نمود که تهران هنوز دیدگاهی جامع در این مورد ارائه نکرده است، که این مشارکت چه مفهومی دارد.

بنابراین به اعتقاد وی ایالات متحده باید از این فرصت استفاده کند و نخستین طرف باشد که طرحی ارائه دهد، که چگونگی وضعیت ایده ال روابط آینده آمریکا و ایران را دربر داشته باشد. وی در این پیوند مدعی شد: "اگر ما دیدگاهی بلند مدت و راهبردی ارائه نکنیم، ایرانی ها تصور خواهند نمود که آمریکا در پی تغییر رژیم (ایران) است. لذا با این فکر حتی در زمینه هایی که مناقع مشترک داریم، همکاری کامل نخواهند کرد."

او خاطرنشان نمود که وقتی رئیس جمهور جرج بوش در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) و تنها چند هفته پس از همکاری ایران با واشنگتن در افغانستان، ایران را در "محور شرارت" قرار داد، رهبران این کشور ناراحت شدند. بنابراین رئیس جمهور اوباما باید تمامی روش های شکست خورده پیشین را رها کند، کلیه تردیدهای باقی مانده را به کناری نهد، و با دیگاهی جامع و تغییری راهبردی به سمت جلو حرکت نماید.

براساس گفته های پارسی رئیس جمهور اوباما همچنین باید در هنگام سخن گفتن در مورد ایران، روشی نوین در پیش بگیرد. روشی مشابه آنچه در سخنرانی مراسم آغاز ریاست جمهوری خود در هنگام اظهاراتش در مورد "احترام متقابل" با جهان اسلام قول داد.

همچنین آمریکایی ها باید از نظریه "تهدید و تطمیع" (چماق و هویج) دست بردارند. زیرا این زبانی است که معمولا برای رویارویی با خرها استعمال می شود، و باعث ناراحتی و رنجش شدید ایرانیان می گردد.

به علاوه مسئله زمان هم وجود دارد. زیرا دولت آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد گفت و گو ها را پیش، یا پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن سال جاری میلادی (خرداد سال آینده خورشیدی) آغاز کند.

تریتا پارسی: "اگر ما دیدگاهی بلند مدت و راهبردی ارائه نکنیم، ایرانی ها تصور خواهند نمود که آمریکا در پی تغییر رژیم ایران است. لذا با این فکر حتی در زمینه هایی که مناقع مشترک داریم، همکاری کامل نخواهند کرد."

چراکه اینک این مسئله مطرح می باشد که آغاز روابط در حال حاضر، تنها به مبارزات انتخاباتی رئیس جمهور احمدی نژاد کمک خواهد نمود. همچنین ادعا می شود که قاعدتا برای رئیس جمهور اوباما گفت و گو با خاتمی، باید از مذاکره با رئیس جمهور احمدی نژاد آسان تر باشد.

پارسی در این مورد خاطرنشان کرد: "حقیقت اینست که ما واقعا در مورد سیاست های ایران اطلاعی نداریم، و چند کوشش امان در گذشته با شکست روبرو شده است."

بنابراین توصیه می کند که مسئله انتخابات را کنار گذاشت، و روابط دولت با دولت را بنیان نهاد. روابطی که فارغ از اشخاصی که در هر دو طرف به قدرت می رسند، باشد.

این آغاز فوری گفت و گوها همچنین می تواند در صورت رأی آوردن خاتمی در انتخابات آتی، کار دولت احتمالی اصلاح طلب را تسهیل کند. چراکه در حقیقت می توان گفت اصلاح طلبان ایران در ادامه مذاکراتی که در دوره محافظه کاران آغاز شده باشد، قابلیت انعطاف بیشتری خواهند داشت، تا اینکه خود بخواهند آغازگر این روابط دیپلماتیک باشند.

در نهایت این نیاز هم وجود دارد که رئیس جمهور اوباما تصمیم بگیرد، چگونه به مسئله خیلی حساس هسته ای بپردازد. به نظر تریتا پارسی آمریکا باید به جای پرداختن به گفتار بازها که تنها به تحریک شدن و خشم ایرانیان منجر می شود، بر تمرکز بر مسائلی باقی بماند که قابل دستیابی باشند.

وی در این پیوند اظهار داشت: "واشنگتن باید بخواهد به جای غنی سازی اورانیوم، در مورد تسلیح (هسته ای) بحث کند." زیرا ایران به عنوان یکی از امضاء کنندگان "پیمان منع تکثیر سلاح های هسته ای"، از ساخت و گسترش این گونه سلاح ها منع شده است. بنابراین باید در این مورد پاسخگو باشد. اما همین پیمان به این کشور اجازه غنی سازی اورانیوم را می دهد. اجازه ای که کوشش برای توقف غنی سازی توسط تهران را، بی معنی می کند.

تریتا پارسی در هنگام نتیجه گیری از گفتارش، شانس راهبرد بلندپروازانه پیشنهادی خود را حتی در زمان رئیس جمهور اوباما، اندک دانست. اما حقیقت اینست که برای نخستین بار در ۳۰ سال (پس از انقلاب ایران) اوباما با قول به تعامل با ایران مبارزات انتخاباتی خود را انجام داد، و در آن پیروز شد. از نظر پارسی این مسئله ای بی سابقه بوده، که نباید کم ارزش تلقی شود.

والنتینا پاسکواله از نویسندگان واشنگتن پریزم است

 



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.