درفضیلت آگاهی
حقیقت بی هیچ پوششی کاملا عریان و آشکار در کنار ماست آن قدر نزدیک که حتی کلمه نزدیک هم نمی تواند واژه درستی باشد! چرا که حتی در نزدیکی هم نوعی فاصله وجود دارد!
ما برای دیدن حقیقت تنها به قلبی حساس و چشمانی تیزبین نیاز داریم... تمامی کوشش مولانا .
در حکایت های رنگارنگ مثنوی اعطای چنین چشم و چنین قلبی به ماست او می گوید:
معجزات همواره در کنار شما هستند و در هر لحظه از زندگی تان رخ می دهند فقط کافی است نگاه شان کنید
او گوید: به چیزی اضافه تر از دیدن نیازی نیست! لازم نیست تا به جایی بروید! برای عارف شدن
و برای دست یابی به حقیقت نیازی نیست کاری بکنید! بلکه در هر نقطه از زمین،
و هر جایی که هستید به همین اندازه که با چشمانی کاملا باز شاهد زندگی
و بازی های رنگارنگ آن باشید، کافی است! این موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق میکند!
تمامی راز مراقبه در همین دو نکته خلاصه شده است "شاهد بودن و گوش دادن" اگر بتوانیم
چگونه دیدن و چگونه شنیدن را بیاموزیم عمیق ترین راز مراقبه را فرا گرفته ایم!