افغانستان: سمت و سوی بحرانی مزمن

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۰۱
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

نقد سیاست اوباما در افغانستان

دکترسیدمحمد کاظم سجادپور

سرمقاله روزنامه نیویورک تایمز در 20 فوریه 2009 (2 اسفند 1387) تصمیم دولت اوباما در اعزام 17هزار نیروی جدید به افغانستان رامورد نقد قرار داده و می‌نویسد: سرمقاله نیویورک تایمز در حقیقت فاصله عمیق بین فکر استراتژیک و عمل لحظه‌ای را در این بحران توسط قدرتی فرامنطقه‌ای به تصویر می‌کشد.‌اکنون باید دید که دامنه این بحران به کجا می‌رود؟حدود سی سال است که افغانستان دستخوش بی‌ثباتی است. مرز مشترک اقدامات نیروهای خارجی در افغانستان در سه دهه گذشته، ساده‌پنداری در مهندسی اجتماعی و سیاسی جامعه‌ای عمیقا پیچیده است. شوروی سابق و آمریکای بوش در مداخله نظامی در افغانستان، هدفی شبیه به هم، البته در دو متن سیاسی و بین‌المللی کاملا متفاوت را دنبال می‌کردند و آن سامان دادن و مهندسی کردن افغانستان در چارچوب‌های ملاحظات ژئوپلتیکی کلان و مقتضیات سیاسی لحظه‌ای بود. در عمل ثابت شد که پندار مهندسی کردن ژئوپلتیکی این کشور ساده‌انگارانه بوده است. برخی از نیروهای درون حاکمیت پاکستان مخصوصا بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی، در قالب جبران کسری‌های استراتژیک بعد از جنگ سرد، همان پندار را بگونه دیگری دنبال کردند. تکیه بر راه‌حل‌های نظامی و حمایت از شبه‌نظامیان در افغانستان، پایان‌دهنده این بحران مزمن که زائیده مداخلات بین‌المللی است، بنظر نمی‌رسد.سهم نیروهای فراملی و بین‌المللی در ایجاد بحران افغانستان بسیار عمده‌‌‌‌‌و برجسته است. احمد رشید ، خبرنگارپاکستانی درکتاب جدیدالانتشار خود با عنوان فرورفته در هرج و مرج:یالات متحده، و‌‌‌‌‌‌‌شکست ملت‌سازی در پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی‌ Decent Into Chaos: The United States and TheFailure of Nation Building in Pakistan, Afghanistan and Central Asia اظهار می‌دارد که آمریکا بعد از شکست دادن طالبان، عملا از بازسازی افغانستان کنار کشید و به اقدام نظامی بسنده کرد. وی همچنین بر این باور است که پاکستان در عین همراهی با آمریکا در زمان اشغال نظامی افغانستان، در عمل به عناصر القاعده و طالبان در پی آن حمله، پناه داد.‌جالب آنکه همان نویسنده یعنی احمد رشید در مقاله مشترکی که بهمراه برنت روبین‌ Barnet Rubin با عنوان پاکستان، افغانستان و غرب در شماره نوامبر و دسامبر 2008 (آبان و آذر) مجله امور خارجی Foreign Affairs نوشت، راه حل نظامی نداشتن بحران افغانستان را مورد تاکید قرار داد. آن دو از یک استراتژی کلان دیپلماتیک که باید بازیگران متعدد و گوناگونی را دربرگیرد، برای حل مسئله افغانستان سخن گفتند.اما آنچه که اکنون در صحنه عملی رخ می‌دهد، دو پدیده است: پدیده اول قدرت یافتن بیشتر طالبان و انجام عملیات پی در پی آنها در پایتخت و مناطق تحت سیطره دولت مرکزی افغانستان و برآمدن سیاسی و نظامی آنها در مناطقی از پاکستان و اعلام علنی کنترل آنها بر مناطق مرزی توسط مقامات اسلام‌آباد است. پدیده دوم، افزایش نیروهای نظامی آمریکا و تلاش برای ایفای نقش بیشتر ناتو همراه با اعلام کافی نبودن نیروهای تعیین شده است. فرمانده نیروهای نظامی آمریکا نیز از افزایش 17هزار نیرو برای چند سال سخن می‌گوید.افغانستان به کجا می‌رود؟ پیوند بین بی‌ثباتی‌های افغانستان و پاکستان، منطقه را با چه سرنوشتی روبرو خواهد کرد؟ سه دهه مداخله نظامی خارجی، بحران افغانستان را مزمن کرده و همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را متاثر ساخته است. آیا افزایش نیروی نظامی آمریکای اوباما، مسیری بهتر از مداخله نظامی بوش را بهمراه خواهد آورد؟



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.