بلاروس ، کوبای شرق رودرروی اروپا
بلاروس حلقه مفقوده رویهای است که کشورهای اروپای شرقی برای گذر از زمان قدرت اتحاد جماهیر شوروی سابق به سوی دموکراسی در پیش گرفتهاند. سران اروپا همواره در تلاش بودهاند تا با ممانعت از گسترش محدوده اتحادیه اروپا از مرزهای جدید میان بلاروس و همسایگان آن رو به سوی لهستان، لیتوانی و لتونی که در سال 2004 میلادی به اتحادیه اروپا پیوستهاند جلوگیری کنند. این کشورها از مهمترین حامیان ارتباط با بلاروس هستند چرا که از لحاظ تاریخی، اقتصادی و نژادی دارای پیوندهای خاص خود هستند.
این روزها اتحادیه اروپا به شدت نیاز به سیاست تأمین انرژی را دریافته و به همین سبب است که حداقل سعی دارد به هر ترتیبی از وابستگی سوختی به روسیه نجات یابد. از آنجا که در حال حاضر نزدیک به 20 درصد گاز ارسالی از روسیه به اروپا از خاک بلاروس میگذرد، بنابراین اعتمادسازی و برقراری رابطهای مؤثر با دولتمردان بلاروس در اولویت امروز برنامههای اروپاییان قرار دارد. از سوی دیگر لوکاشنکو نیز با همه سرسختی با توجه به بحرانهای اقتصادی اخیر به این باور رسیده است که دیگر نمیتوان صرف کمکهای هرباره کاخ کرملین به حیات سیاسی و اقتصادی ادامه داد. منافع اقتصادی بسیاری که از مسکو به بلاروس سرازیر میشود هزینههای سیاسی فراوانی را بر مینسک وارد میآورد.
به عقیده بسیاری از ناظران سیاسی تندگویی و موضعگیریهای اخیر لوکاشنکو در برابر غرب صرفاً رویکردی است که او برای جلب توجه و امتیازگرفتنهای بیشتر از اهالی مسکو در ورطه بحران اقتصادی به کار میگیرد. اما باید گفت که امروز لوکاشنکو بازی بیقاعده و بیقانونی را آغاز کرده که جانبداری از هیچ طرف خاصی را نمیتوان از آن دریافت.
در این میان نزدیکی بلاروس به اتحادیه اروپا موضوعی نیست که کرملین را آرام بگذارد. روسیه در سالهای اخیر نسبت به رویدادهایی که پیرامون جمهوریهای جداشده از شوروی سابق روی میدهد، حساسیت بسیاری نشان داده است. جنگ گرجستان و همین طور تلاش مفرط سران کرملین برای درهم شکستن حکومت غربگرای اوکراین کاملاً لوکاشنکو را مجاب کرده است که نباید اقدامی شتابزده انجام دهد.
روسیه همچنین بلاروس را به عنوان گزینهای مناسب برای استقرار تجهیزات نظامی خود در پاسخ به سامانه دفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان انتخاب کرده است. در این میان اصرار ولادیمیر پوتین و دیمیتری مدودف برای به رسمیت شناختن استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی از سوی لوکاشنکو، بلاروس را در مصاف با اتحادیه اروپا و احتمال تدوین تحریمهای بیشتر قرار میدهد. وابستگی بلاروس به انرژی ارزان قیمت روسیه اهرمی دیگر برای اعمال فشار بر سران مینسک خواهد بود. البته با اقتصاد رو به نزول روسیه در حال حاضر بلاروس در جایگاهی بسیار بالاتر از آن قرار دارد که حتی خود نیز تصورش را ندارد. عضویت در سازمان تجارت جهانی امتیاز باارزشی است که اروپا در صورت رویگردانی مینسک از روسیه در اختیار لوکاشنکو قرار میدهد.
اکنون دیگر زمان آن رسیده است که سران اتحادیه اروپا گزینه دیگری برای قطع وابستگی به روسیه در اختیار بگیرند که به طور حتم پذیرش بلاروس در جمع اعضای اروپای شرقی در چارچوب ساختاری که برای تعامل با شش جمهوری شرق اروپا و قفقاز تعیین شده میتواند در پیشبرد این هدف بسیار مؤثر باشد.