تلاش مخالفان ساکاشویلی در گرجستان برای تغییر حکومت
عدم تحقق اهداف اعلامی از سوی ساکاشویلی، رویکرد خودمدارانه او در راهبری امور داخلی و اشتباهات او در سیاست خارجی اسباب کاهش مشروعیت و افزایش انتقادات به او شده، به نحوی که طی هفتههای اخیر استعفاء وی به مهمترین خواسته مخالفین تبدیل شده است.
گروه تحلیل: گرجستان از جمله جمهوریهای بازمانده از شوروی سابق است که به سان کشورهای حوزه بالتیک و به نحو متراکمتری نسبت به سایر جمهوریهای این اتحاد، تمایل خود به الحاق به ساختارهای غربی را نمایان کرد و این وضعیت به ویژه پس از انقلاب گل رز و به قدرت رسیدن ساکاشویلی روند سریعتری به خود گرفت.با این ملاحظه دوره ساکاشویلی را میتوان نقطه عطف انتخاب و تصمیم نهایی گرجستان به جدائی از روندهای سنتی و کنار نهادن میراث شوروی دانست که مرور تحولات این دوره در حوزههای داخلی و خارجی نیز مؤید تلاشی مستمر برای فاصلهگیری از روندها و رفتارهای آن دوره است. یکی از نمودهای این تصمیم سیاست مصرانه دولت ساکاشویلی در الحاق به جامعه غرب و ساختارهای یوروآتلانتیکی و معرفی گرجستان به عنوان یک کشور تمام غربی است. در همین راستا، ساکاشویلی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ژانویه 2004، اعاده تمامیت ارضی گرجستان، ایجاد یک نظامی لیبرال دموکرات بر اساس الگوی غربی، افزایش نرخ رشد اقتصادی و الحاق این کشور به جامعه غرب به ویژه ناتو و اتحادیه اروپا را از جمله اهداف اصلی خود عنوان داشت. اما روند تحولات در سیاست داخلی و خارجی ساکاشویلی از جمله دور شدن او از اصول دموکرات انقلاب گل رز و سوق به رفتارهای خودمدارانه در داخل که ظهور آن در رفتارهای غیرانعطافپذیر وی با مخالفین قابل ارزیابی است و همچنین اشتباهات او در سیاست خارجی از جمله درگیر کردن گرجستان به جنگی نابرابر با روسیه و مجبور شدن به امتیازدهی به این کشور در فضای بعد از جنگ حاکی از عدم موفقیت او به اصلیترین اهداف خو است که همین امر اسبابی برای اعتراض مخالفین شده که طی هفتههای گذشته به صراحت و به اصرار درخواست استعفاء او و برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری را مطرح کردهاند. هرچند دولت ساکاشویلی در حوزه اقتصاد به ویژه در موضوع جلب سرمایه خارجی و تحرک بخشیدن به تجارت خارجی گرجستان (با التفات به داشتههای اقتصادی این کشور) تا حدودی موفق بود، اما جنگ ماه اوت بیشتر داشتههای و دستآوردهای اقتصادی دولت وی به را به ویژه در حوزه بازگفته (سرمایه خارجی و توریسم) از بین برد که در این میان، بحران در اقتصاد جهانی و تأثیر منفی آن بر اقتصادی گرجستان نیز مزیدی بر تشدید بحران در اقتصاد این کشور شد. به هر تقدیر هرچند به ادعای برخی کارشناسان حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گرجستان در دوره ساکاشویلی نسبت به دوره ادوراد شواردنادزه (رئیسجمهور پیشین) پیشرفتهایی داشته، اما به نظر میرسد این تحولات پاسخگویی تقاضاها و انتظارات فزاینده داخلی نیست و به ویژه اشتباه ساکاشویلی در ورود به جنگ اوت مؤلفه مهمی برای نادیده گرفت شدن دستآوردهای دولت او در سایر حوزهها از سوی گروههای و افکار عمومی باشد. واقعیت امر نیز گواه آن است که بسیاری از وعدههای ساکاشویلی جنبه عملی به خود نگرفته که در این رابطه میتوان به عدم تحقق موضوع مهم اعاده تمامیت ارضی گرجستان و حتی بدتر شدن وضعیت (اعلام یکجانبه استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا)، عدم الحاق این کشور به ساختارهای یوروآتلانتیکی از جمله ناتو و اتحادیه اروپا (دو بار رد درخواست عضویت این کشور به ناتو)، افزایش فساد در حوزههای مختلف سیاسی و اقتصادی و بالاخره نهادینه نشدن دموکراسی اشاره کرد. اما به اعتقاد برخی کارشناسان تمام گناه این ناکارآمدیها از جمله موضوع عدم نهادینه شدن دموکراسی را نباید صرفاً به ساکاشویلی معطوف دانست. به تأکید این عده تحولات دموکراتیک در روندهای بلندمدت شکل میگیرد و با این التفات که ساکاشویلی وارث نظام سیاسی مرکب از دموکراسی و اقتدارگرایی (شواردنادزه) بود، تحولات اندک در دوره وی قابل ملاحظه است. با این ملاحظه آنها معتقدند اساساً انتظار اینکه در مدت کوتاهی پس از انقلاب گل رز، گرجستان بتواند به دموکراسی نهادینه دست یابد نمیتواند فرض درستی باشد.در همین بین مخالفین با رد این توجیه معتقدند؛ در دوره ساکاشویلی که داعیه دموکراتیک بودن داشت، اقدامات بایستهای برای نهادنیه کردن روندهای دموکراتیک انجام نگرفت و به ویژه وی با سرکوبی تظاهراتهای نوامبر 2007 نشان داد که روندهای اقتدارگرایانه سلف خود را به خوبی به میراث برده است. به اعتقاد آنها ساکاشویلی با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله تغییر قانون اساسی برای افزایش قدرت خود و تحدید نهادهای مدنی از جمله احزاب مخالف و رسانهها، نظامی سیاسی گرجستان را به مدلها اقتدارگرا نزدیک و از مدل دموکراسیهای غربی دور کرده است. همان طور که در مطالب قبلی ویژه ایراس نیز اشاره شده، اعتراض و انتقاد باراک اوباما از وضعیت دموکراسی در گرجستان و تأکید او بر اینکه این کشور باید گامهای عملی بیشتری برای توسعه دموکراسی بردارد را (صرفهنظر از اهداف سیاسی) میتوان مؤیدی بر انتقادات داخلی به حکومتمداری خودمدارانه ساکاشویلی دانست. تمام این عوامل اسبابی برای کاهش مشروعیت ساکاشویلی شده به نحوی که نزدیکترین همراهان سیاسی وی از جمله نینا بورجانادزه نیر به صف مخالفین پیوسته و به اصرار خواستار استعفاء او هستند.