رشد طبقه متوسط در جهان
۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۰۱
این همان
بازارهای نوظهور طبقه متوسط جدید است.هزاران جوان دارای تخصص زبان انگلیسی
یک هفته پس از حملات تروریستی بمبئی در دسامبر 2008 در دهلینو، بنگلور،
حیدرآباد و بمبئی گردهم آمدند. این افراد برقراری قانون امنیتی جدید و
ممنوعیت کسب کرسی مجلس توسط جنایتکاران همچنین ترغیب مردم به شرکت در
انتخابات را خواستار شدند. طبقات متخصص هند مدتهای مدید نسبت به سیاست
بیتوجه بودهاند و کمتر از فقرا برای شرکت در انتخابات تمایل نشان
میدادند. اما به یکباره وبسایتهای اجتماعی مملو از یادداشتهایی برای
قربانیان همچنین پیشنهاداتی برای وارد عمل شدن مردم ایجاد شدند. به این
ترتیب، طبقات متوسط نوظهور درگیر سیاست میشوند."آبهیجیت بانرجی " و "استر
دوفلو " از "مرکز اقدام بر ضد فقر " در موسسه فنآوری ماساچوست، گفتند:
«از طبقات متوسط بسیار انتظار داریم. این افراد انتظار میرود نیروی غالب
در زمینه ایجاد یا تثبیت دمکراسی باشند. آنان به عنوان یک گروه نیز ستون
فقرات اقتصاد بازار به شمار میروند. دنیا چشم به آنان دوخته است تا آن را
از رکود نجات دهند. در پی وقوع بزرگترین افول اقتصادی از دهه 30 میلادی
تاکنون، بانک جهانی اعلام کرد که "موتور جدید رشد تقاضای خصوصی لازم است و
ما شاهد گسترش پتانسیل طبقات متوسط در بازارهای نوظهور هستیم.»این گزارش
ویژه به برآورد این انتظارات میپردازد و استدلال میکند که بسیاری از این
افراد توجیهپذیر هستند و مشارکت میان طبقات متوسط برای توسعه اقتصادی به
گونهای خاص وجود دارد و فراتر از بازاری معمولی برای کالاهای مصرفی غرب
است. طبقه متوسط گاهیاوقات میتواند نقشی مهم در ایجاد و حفظ دمکراسی
ایفا کند.این گزارش درباره کشورهای در حال توسعه و طبقه متوسط چشماندازی
خوشبینانه دارد. اما این کشورها دارای گروه همگن نیستند؛ بنابراین،
تأثیرگذاری آنها متفاوت است. رفتارهای طبقات متوسط وابسته به دولت و
وابسته به بخش خصوصی تفاوت بسیار دارد.اما "هارولد مکمیلان "، نخست وزیر
نجیبزاده انگلیس، در پاسخ به این پرسش که این طبقه متوسط چه کسانی هستند،
گفت: «اعضای این طبقه نه ثروتمند و نه فقیر هستند بلکه در سطح بینابین
قرار دارند. طبقه متوسط به مقوله درآمد همچنین برخی رفتارها مربوط میشود
و این مقوله بیشتر از جنبه منطقی به جنبه اجتماعی ارتباط دارد.»یک
طبقهبندی اساسی نیز کسب درآمد منطقی را از نشانههای مردم طبقه متوسط
معرفی میکند. درآمدی که برای این افراد لازم است به استخدام رسمی و منظم
به همراه درآمد و مزایا نیاز دارد. احتمالاً 3 هزار دلار در سال برای
شهرهای بزرگ چین نظیر "چونگکینگ " یا "چنگدو " کافی باشد اما در پکن یا
شانگهای کافی نیست. بنابراین، تعیین طبقه متوسط به طور قطع دشوار
است.بازارهای نوظهور احتمالاً دو طبقه متوسط دارند که یکی از آنها بر اساس
هر استانداردی متوسط محسوب میشوند و برزیلیها و ایتالیاییهای دارای
درآمد متوسط را در بر میگیرند. گروه دیگر با شمار نفوس بیشتر شامل افرادی
میشوند که با استانداردهای کشورهای در حال توسعه در زمره طبقه متوسط
هستند. این گروه اکثریت جمعیت جهان در حال توسعه را به خود اختصاص
دادهاند و سهم آنها از یک سوم کل جمعیت جهان در 1990 به 49 درصد در 2005
رسید که میتوان آنها را طبقه متوسط در حال توسعه نامید."سورجیت بهالا
"،اقتصاددان هندی، با استفاده از تعریفی متفاوت از افراد دارای حقوق 10 تا
100 دلار گفت که سهم طبقه متوسط از جمعیت کل دنیا بین سالهای 1990 تا
2006 از یک سوم به بیش از نیم رسید.بهالا گفت این گروه همان طبقه متوسط
نوع سوم است. گروه اول در قرن نوزدهم و با ایجاد توده نخست طبقه متوسط در
اروپای غربی شکل گرفت. گروه دوم طی دوره رشد تولد نوزادان بین 1950 تا
1980 در کشورهای غربی تشکیل شد. گروه سوم نیز تقریباً به طور کامل در
کشورهای نوظهور مشاهده میشود. بر اساس محاسبات بهالا، شمار افراد طبقه
متوسط در آسیا از غرب بیشتر شده است.در بسیاری از بازارهای نوظهور نیز
طبقه متوسط به طور پلهای رشد نمیکند بلکه بر اساس رشد اقتصادی افزایش
مییابد.همزمان با رشد اقتصادی، جمعیت عظیمی از مردم وارد طبقه متوسط
میشوند و این رشد شاید حتی سریعتر باشد.بر اساس تحقیق جدید "مارتین
راوالیون "، مدیر گروه تحقیق و توسعه بانک جهانی، توزیع درآمد در کشورهای
در حال توسعه بین سالهای 1990 و 2005 تغییر کرد.طی سالهای 1990 تا 2005
سهم طبقه متوسط از جمعیت چین از 15 درصد به 62 درصد افزایش یافت. این
شرایط اکنون در هند مشاهده میشود. شورای ملی تحقیق اقتصادی در سال 2005
اعلام کرد که سهم طبقه متوسط از جمعیت هند فقط پنج درصد بود اما این سهم
در سال 2015 پیشبینی میشود که به 20 درصد برسد و حتی تا سال 2025 به بیش
از 40 درصد خواهد رسید."هومی خاراس "، عضو موسسه نظرسنجی بروکینز در
واشنگتن، استدلال کرد، نقطهای که فقیر از آن وارد طبقه متوسط میشود
"لحظهای شیرین از رشد " است. کشورهای فقیر میتوانند حداکثر منفعت را از
طریق تجارت بینالمللی برای کارگران ارزانقیمت خود به دست آورند. فارغ از
آنچه مارکس از آن به عنوان "حماقت زندگی روستایی " یاد کرد، این شرایط
همچنین دورهای از شهرسازی سریع را به دنبال داشته است و کشاورزان
نیمهوقت سابق بهرهوری خود را چندین برابر بیشتر میکنند. سرانجام این
نتایج در کاهش نابرابریهای درآمدی ایجاد میشود زیرا طبقه متوسط جدید در
جایگاهی میان نخبگان مرفه و فقرای روستایی قرار میگیرند.بر اساس گزارش
فارس به نقل از اکونومیست اکثر برآوردها حاکی از آن است که طبقه متوسط بین
سال جاری تا 2030 به بیش از دو برابر در سطح جهان افزایش مییابد که اثرات
اجتماعی ژرفی به همراه خواهد داشت.کارشناسان سیاسی معتقدند با افزایش
جمعیت طبقه متوسط جدید که کمتر در بند سنن و آیین های قدیمی خود است از
سطح افراطی گری در جهان کاسته خواهد شد و تنش ها و درگیری های اجتماعی اگر
نه سیاسی کاهش می یابد
بازدید: