شکرنامه برای خدایی که بندگان خود را دوست دارد
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم، این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.
خدا را شکر که فرزندم یزدان همیشه از شستن ظرفها شکایت می کند، این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم، این یعنی در میان دوستانم بوده ام.
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پای می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه و سرپناهی دارم.
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم، این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار در اختیار دارم.
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم.
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام.
خدا را شکر که رئیس جمهور ما احمدی نژاد است که باید با عملکرد و صحبت هایش متوجه شوم که رای من چه قدر میتواند زندگی را متحول کند.
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند، این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.
خدا را شکر... خدا را شکر... و خدا را صد هزار مرتبه شکر...