پاسخ فرید ذکریا به توماس فرید من در باره غزه و ایران
در این میان اگر اعراب متحد آمریکا - به خصوص در روزهای اول - نسبت به حمله واکنش خاصی نشان ندادند و سکوت پیشه کردند، ایران با صدای بلند علیه آن موضع گرفت. محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران هم در طول دو هفته گذشته بارها اقدامات اسرائیل را محکوم کرد. آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در بیستوهشتم دسامبر از دولتهای عرب به خاطر سکوتشان انتقاد کردند: سیدحسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان هم چند روز پیش خطاب به مردم و نظامیان مصری گفت:
مردانی مانند حسنی مبارک یا ملک عبدالله اردن که هیچگاه نگران پیروزی در انتخابات نیستند و میتوانند به سکوت خود ادامه دهند. اما اگر میخواهید احساس واقعی افکار عمومی منطقه را درک کنید، به سخنان تنها رهبر جهان عرب که به شیوهای دموکراتیک انتخاب شده گوش کنید. نوری المالکی، نخستوزیر عراق و متحد واشنگتن از دولتهای عرب و مسلمان منطقه خواست که آیتالله علی سیستاتی، مورد احترامترین روحانی عراقی هم هفته گذشته با صدور فتوایی حمله اسرائیل را توصیف کرد و از همه مسلمانان و اعراب خواست که بردارند.
اقدام نظامی اسرائیل یک بار دیگر باعث شد ورق علیه تل آویو برگردد. در طول دو سال گذشته کشورهایی نظیر مصر، عربستان سعودی و اردن به این نتیجه رسیده بودند که مهمترین چالش منطقهای آنها قدرت گرفتن ایران است و این به نفع اسرائیل بود. حتی میتوان گفت که اسرائیل برای اولین بار در طول تاریخ موجودیتش، به خاطر ایران، به سمت اتحاد تاکتیکی با اعراب نزدیک به آمریکا حرکت میکرد. این اتحاد نرم از سوی کاندولیزا رایس وزیر خارجه دولت بوش حمایت میشد. اما مساله اصلی افکار عمومی جهان عرب بود و ایران این را خوب میدانست. استراتژی تهران این بود که به مردم در جهان اسلام بفهماند مدافع اصلی فلسطین است و نمیتواند دشمن مردم عرب باشد. دشمن اصلی آنها، از دید تهران، دولتهای آنها بودند. حمله اسرائیل به غزه باعث شد در این حوزه ورق به نفع تهران برگردد. حمله به غزه حتی باعث شد روند مباحثات سیاسی در درون ایران هم تغییر کند.
اسرائیلیها فکر میکردند از حمله ناکام سال 2006 به لبنان درس گرفتهاند و این درس بهبود تاکتیکهای نظامیشان بوده است؛ آنها تاکتیکها را تغییر دادند اما با حمله به غزه از لحاظ تبلیغاتی و ایدئولوژیک در برابر ایران تضعیف شدند. و این شاید درس سیاسی تازهترین جنگ اسرائیل باشد.