نقد عملکرد تلویزیون بی.بی.سی فارسی،
۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۰:۴۸
نگاهی موشکافانه به این شبکه تلویزیونی که هنوز سال نخست فعالیت خود را پشت سر نگذاشته، نشان می دهد که با فراز و فرودهایی مواجه بوده که قابل تامل است؛ ازآنجا که این شبکه چون سایر بخش های بنگاه خبرپراکنی انگلیس، بودجه خود را مستقیما از وزارت امور خارجه دریافت می کند. شائبه وابستگی این شبکه به دولت بریتانیا سال هاست، پیش روی این رسانه قرار دارد و هرگز نتوانسته پاسخی در خور داشته باشد.
اینجاست که میتوان گام های بی.بی.سی را نه در راستای اهداف آزادی خواهانه و مدرن دانست و همواره نگاهی مشکوک، مخاطب بی بی سی راهمراهی می کند. یکی از پرسش های جالب در باره بی بی سی آن است که چرا بی.بی.سی فارسی را می توان به صورت رایگان در منطقه فارسی زبان قاره کهن دید؛اما شهروندان بریتانیایی که این شبکه محصول مالیات های آنها است، باید پول پرداخت کنند تا بتوانند برنامهها را تماشا کنند!
آری، درچنین فضایی است که به نظرمی رسد باید به بازبینی و تعریف جدیدی ازبی.بی.سی فارسی پرداخت. دراین نقطه است که جهت گیری های این شبکه که درراستای محل دریافتی بودجه آن است، بیش ازپیش آشکارمی شود. والبته کاهش کیفیت برنامه های این شبکه، درایام اخیر قابل توجه است. دلیل این افول چیست؟
غیبت این رسانه در مهم ترین حوزه پوششی اش که ایران است. باعث شده تا روند تحولات و تحلیل مربوط به آنها، آنگونه که باید دریافت نشده و در برخی موارد نیز به انگاره سازی غیر واقعی منتهی شود. البته رویکرد این شبکه به روزنامه نگاری شهروندی را میتوان در راستای ترمیم این خلا دانست که اگرچه در اوایل با اقبالی مواجه بود؛ اما اکنون دیگر تب و تاب گذشته را ندارد. این را هم باید درغیرمستند بودن این مدل ارتباطی، تفسیرهای غیر واقع براساس این مدل، عدم اقبال ایرانیان به این مدل و... جستوجو کرد.
اینها همه یک طرف، اما بهراستی، بی.بی.سی آن چیزی هست که به ما نشان داده می شود؟ با این میزان اقبال و اثرگذاری؟ به نظر می رسد پاسخ میتواند منفی باشد. یعنی، در اثرگذاری و دربرگیری این شبکه بزرگ نمایی صورت گرفته و تلاش شده تا در این راستا، راستی نمایی صورت گیرد؛ در حالیکه چنین نیست. اتفاقی که در نظرسنجی که در شهر تهران، بهعنوان مرکز تحولات سیاسی ایران، صورت گرفته، کاملا مبرهن است. در افکارسنجی که در اوایل تابستان سال جاری صورت گرفت، فقط سیوپنج درصد شهروندان تهرانی از تلویزیون های ماهوارهای (اعم از بی.بی.سی یا غیر آن) بهعنوان منبع خبری بهره میبرند. در این بین، فقط چهلوپنج درصد آنها به اخبار ارسالی اعتماد دارند.
هجده درصد نیز اصلا اعتمادی ندارند. اما بازتاب این سئوالات در انتهای ماه پیش چه بود؟ این بهرهمندی به بیستوپنج درصد کاهش یافته است. اکنون، فقط سیوپنج درصد تهرانیها اعتماد خود را حفظ کردهاند و هجده درصد سابق هم همچنان بی اعتماد هستند.
به نظر می رسد پروژه تلویزیون فارسی بی.بی.سی که با تبلیغات فراوان آغاز شد و ادامه نیز یافت، اکنون با چالش های جدی مواجه شده که تداوم حیاتش را به مخاطره انداخته است. بهراستی، مدیران این رسانه با چالش های پیش رو چه خواهند کرد؟
اینجاست که میتوان گام های بی.بی.سی را نه در راستای اهداف آزادی خواهانه و مدرن دانست و همواره نگاهی مشکوک، مخاطب بی بی سی راهمراهی می کند. یکی از پرسش های جالب در باره بی بی سی آن است که چرا بی.بی.سی فارسی را می توان به صورت رایگان در منطقه فارسی زبان قاره کهن دید؛اما شهروندان بریتانیایی که این شبکه محصول مالیات های آنها است، باید پول پرداخت کنند تا بتوانند برنامهها را تماشا کنند!
آری، درچنین فضایی است که به نظرمی رسد باید به بازبینی و تعریف جدیدی ازبی.بی.سی فارسی پرداخت. دراین نقطه است که جهت گیری های این شبکه که درراستای محل دریافتی بودجه آن است، بیش ازپیش آشکارمی شود. والبته کاهش کیفیت برنامه های این شبکه، درایام اخیر قابل توجه است. دلیل این افول چیست؟
غیبت این رسانه در مهم ترین حوزه پوششی اش که ایران است. باعث شده تا روند تحولات و تحلیل مربوط به آنها، آنگونه که باید دریافت نشده و در برخی موارد نیز به انگاره سازی غیر واقعی منتهی شود. البته رویکرد این شبکه به روزنامه نگاری شهروندی را میتوان در راستای ترمیم این خلا دانست که اگرچه در اوایل با اقبالی مواجه بود؛ اما اکنون دیگر تب و تاب گذشته را ندارد. این را هم باید درغیرمستند بودن این مدل ارتباطی، تفسیرهای غیر واقع براساس این مدل، عدم اقبال ایرانیان به این مدل و... جستوجو کرد.
اینها همه یک طرف، اما بهراستی، بی.بی.سی آن چیزی هست که به ما نشان داده می شود؟ با این میزان اقبال و اثرگذاری؟ به نظر می رسد پاسخ میتواند منفی باشد. یعنی، در اثرگذاری و دربرگیری این شبکه بزرگ نمایی صورت گرفته و تلاش شده تا در این راستا، راستی نمایی صورت گیرد؛ در حالیکه چنین نیست. اتفاقی که در نظرسنجی که در شهر تهران، بهعنوان مرکز تحولات سیاسی ایران، صورت گرفته، کاملا مبرهن است. در افکارسنجی که در اوایل تابستان سال جاری صورت گرفت، فقط سیوپنج درصد شهروندان تهرانی از تلویزیون های ماهوارهای (اعم از بی.بی.سی یا غیر آن) بهعنوان منبع خبری بهره میبرند. در این بین، فقط چهلوپنج درصد آنها به اخبار ارسالی اعتماد دارند.
هجده درصد نیز اصلا اعتمادی ندارند. اما بازتاب این سئوالات در انتهای ماه پیش چه بود؟ این بهرهمندی به بیستوپنج درصد کاهش یافته است. اکنون، فقط سیوپنج درصد تهرانیها اعتماد خود را حفظ کردهاند و هجده درصد سابق هم همچنان بی اعتماد هستند.
به نظر می رسد پروژه تلویزیون فارسی بی.بی.سی که با تبلیغات فراوان آغاز شد و ادامه نیز یافت، اکنون با چالش های جدی مواجه شده که تداوم حیاتش را به مخاطره انداخته است. بهراستی، مدیران این رسانه با چالش های پیش رو چه خواهند کرد؟
بازدید: