دیدگاه های متفاوت در باره مذاکرات هسته ای ایران در وین

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۲۰:۰۱
مهدی
نظرات (0)

 ایران از طریق تعامل با 1+5 در گفت وگوهای عالی رتبه کم نظیر اول اکتبر (9مهر) تهدید به تحریم های سرسختانه تر سازمان ملل را به تعویق انداخت. این گفت وگوها در را به روی تنش زدایی درباره برنامه های هسته ای این کشور پس از بن بستی هفت ساله گشود. ایران هیچ تعهدی درباره محدود کردن برنامه غنی سازی اورانیوم خود در مذاکرات ژنو نداد اما گفت وگوهای فنی دوشنبه دروین که هدایت آن را کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به عهده خواهند داشت اولین شانس ایران و آمریکا، روسیه و فرانسه برای آن که دورنماهای همکاری هسته ای مطرح شده در ژنو را عملی سازند، به شمار می رود. اما پیشنهاد مربوط به اورانیوم به دلیل مشکلاتی درباره این که دقیقاً چه چیزی در اول اکتبر مورد توافق قرار گرفته و هر طرفی چه چیزی از این توافق می خواهد با اشکالاتی روبه رو است. تحلیلگران سیاسی معتقدند که مذاکرات وین آزمونی برای غرب جهت اثبات ادعای حسن نیت خود به تعامل دوجانبه با ایران خواهد بود.ایران در اردیبهشت ماه سال جاری در نامه ای به آژانس خواستار تامین سوخت راکتور تهران شد و اعلام کرد در صورت همکاری نکردن آژانس در این رابطه خود اقدام به تولید سوخت خواهد کرد.قرار است در نشست وین درباره جزئیات مربوط به انتقال سوخت برای راکتور تهران که با حضور کشورهای روسیه، فرانسه و آمریکا برگزار می شود کارشناسان فنی و حقوقی ایران به بحث و بررسی بپردازند.«محمود احمدی نژاد» نیز در حاشیه نشست اخیر هیئت دولت دراین باره گفت: ما قبلاً هم اعلام کرده ایم در مورد خرید سوخت بیست درصد (نوزده و هفتاد و پنج صدم درصد) برای راکتور تهران با هر کسی که تمایل داشته باشد آن را در اختیار ما قرار دهد گفت وگو می کنیم؛ یعنی کارشناسان ما بروند گفت وگو کنند؛ این پیشنهاد مورد استقبال قرارگرفت وکشورهای گوناگونی پیشنهاد دادند. برخی گروهی پیشنهاد دادند، برخی هم فردی پیشنهاد دادند؛ این هم طراحی شده که ان شاءالله از یکی دو هفته آینده گفت وگوهای کارشناسی اش آغاز شود تا بتوانیم سوخت مورد نیاز راکتور تهران را از مسیر درستش تهیه کنیم.

اما جالب است که این جریان با مخالفتهایی در تهران نیز روبرو است . جناح تندرو در تهران معتقد است  "دیدار «صحنه سازی شده» ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا و نماینده این کشور در گروه 1+5 با دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس هیئت مذاکره کننده ایرانی که در حاشیه اجلاس ژنو صورت پذیرفت، «گمانه»های برخاسته از ابهام و «تفسیر»های بی پایه و اساسی را در داخل و خارج کشور به دنبال داشت." کیهان روز یکشنبه 26 مهر ماه کیهان در ادامه می نویسد

«مقامات آمریکایی و متحدان اروپایی آنها، ازاین دیدار به عنوان اولین گام ایران برای «مذاکره مستقیم با آمریکا» یاد کردند و آن را «بزرگترین دستاورد» اجلاس ژنو نامیدند که به گفته آنان، اگرچه «غیرهسته ای» بود ولی اهمیتی بارها فراتر از پیروزی هسته ای بر ایران داشت! در داخل ایران  این دیدار با دو نگاه متفاوت روبرو شد. جریان موسوم به اصلاحات که طی چند سال گذشته نیز «مذاکره ایران و آمریکا» را به عنوان یکی از محورهای استراتژیک خود دنبال می کند، اگرچه می دانستند آنچه در ژنو اتفاق افتاده است فقط یک «صحنه سازی » است ولی با آمریکایی ها در تفسیر این رخداد همصدا بودند و تنها اعتراضشان این بود که چرا این امتیاز!! از دولت اصلاحات دریغ شده و به دولت دهم داده شده است! اصولگرایان به معنای واقعی کلمه که توده های عظیم وفاداران به نظام را شامل می شود- و در اطلاق آن به برخی از مدعیان جای تردید است- از دیدار ژنو نگران بودند چرا که می دانستند و می دانند «مذاکره با آمریکا» دام خطرناکی است که برخلاف ظاهر «دوستانه»! و «آشتی جویانه»! آن، برای مقابله با اقتدار نظام اسلامی طراحی شده است و از این روی همواره با مخالفت جدی امام راحل(ره) و خلف حاضر او روبرو بوده و هست. برخی از این طیف نیز دولت را به سرپیچی از نظر صریح رهبر معظم انقلاب متهم می کردند و....در این باره اشاره به چند نکته ضروری است.1- «مذاکره» در عرف سیاسی، تعریف شناخته شده ای دارد که آنچه در حاشیه اجلاس ژنو اتفاق افتاد نمی تواند مصداق آن باشد. برای انجام مذاکره، ابتدا طرفین مذاکره روی موضوع آن با یکدیگر توافق می کنند، سپس یک یا چند محور از موضوع مورد مذاکره که طرفین درباره آن اشتراک نظر دارند به عنوان «کف مذاکرات» تعیین می شود و پس از آن، نماینده یا نمایندگانی از دو کشور طرف مذاکره که رسما از سوی کشورهای متبوع خود به همین منظور انتخاب و معرفی شده اند، گرد هم آمده و برای رسیدن به یک «سقف مشترک» با یکدیگر مذاکره می کنند. این چارچوب تعریف شده و حداقل غیرقابل تغییر در همه «مذاکرات» است.بدیهی است که با این تعریف پذیرفته شده، دیدار ویلیام برنز با دکتر جلیلی در حاشیه اجلاس ژنو را نمی توان «مذاکره» نامید، مذاکره دو کشور، آنهم ایران و آمریکا از نوع بازی «قایم باشک» کودکان نیست که یک طرف خود را از نگاه دیگری پنهان کند و طرف دیگر به محض دیدن او فریاد «سک سک» برآورد و چند کودک تماشاچی هم با ذوق زدگی کف بزنند و بازی را تمام شده تلقی کنند!2-آنچه در حاشیه اجلاس ژنو اتفاق افتاد را فقط می توان یک ملاقات با انگیزه یک جانبه نامید که براساس شواهد و قرائن موجود به دقت و پیشاپیش از سوی حریف آمریکایی طراحی و صحنه سازی شده بود. بعد از پایان دور اول مذاکرات ایران و 1+5 و در حالی که دکتر جلیلی آماده خروج از سالن مذاکرات بود، نماینده یکی از کشورهای اروپایی نزد ایشان آمده و درخواست ویلیام برنز برای دیدار با وی را به اطلاع او می رساند و پاسخ دکتر جلیلی را می شنود که «حرفی برای در میان گذاشتن با نماینده آمریکا ندارم». اصرار نماینده کشور اروپایی بی نتیجه می ماند و لحظاتی بعد خاویر سولانا برای وساطت مراجعه می کند که او نیز با پاسخ منفی رئیس هیئت مذاکره کننده ایرانی روبرو می شود. در این هنگام و در حالی که دکتر جلیلی آماده ترک محل اجلاس بود، ویلیام برنز وارد شده و ضمن تعارفات اولیه اعلام می کند باید نکات بااهمیتی را به اطلاع دکتر جلیلی برساند و دکتر جلیلی با بیان این که گفت وگوی جداگانه ای با نماینده آمریکا ندارد، از وی می خواهد نظرات خود را در دور بعدی اجلاس و در بستر گفت وگوی ایران و کشورهای 1+5 مطرح کند. این گفت وگو و تعارفات میانی آن به گفته آمریکایی ها 40 دقیقه به طول می انجامد و ویلیام برنز که با برخورد سرد جلیلی و خودداری وی از گفت وگو روبرو شده بود، محل را ترک می کند.دیدار یاد شده بلافاصله با عنوان «مذاکره رو در روی نمایندگان ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس ژنو» روی سایت خبرگزاری های آمریکایی و اروپایی و شبکه های رادیو تلویزیونی آنها می رود و..

3- بدیهی است که این رخداد نه فقط مذاکره- به مفهوم تعریف شده آن- نیست، بلکه برخورد دکتر جلیلی را می توان حرکتی «ضد مذاکره» تلقی کرد، اگرچه با توجه به شرایط حساس کنونی این گفت وگوی چند دقیقه ای نیز می توانست به حداقل یک دقیقه آنهم برای اعلام مخالفت کاهش یابد. در این صورت، صحنه سازی آمریکایی ها درهم می ریخت و خبر گفت وگوی 04 دقیقه ای نماینده آمریکا با نماینده ایران به خبر «خودداری صریح نماینده ایران از گفت وگو با نماینده آمریکا» تبدیل شده و ضمن آن که قابلیت سوءاستفاده تبلیغاتی آمریکا و متحدانش از این صحنه سازی به صفر می رسید، هرگونه گزارش از رخداد یاد شده نیز به سود خط قرمز استراتژیک ایران که ممنوعیت مذاکره با آمریکاست رقم می خورد.

4- و اما، ممنوعیت مذاکره با آمریکا، برخلاف آنچه برخی از طرفداران مذاکره تبلیغ و ترویج می کنند، یک «سلیقه سیاسی» نیست که با حفظ اصول قابل تغییر باشد، این ممنوعیت از برداشتی کارشناسانه، منطقی و استدلالی محکم و خالی از ابهام ریشه می گیرد و به منافع ملی و حفظ اقتدار نظام و سربلندی مردم ایران نظر دارد. پیش از این با ارائه شواهد فراوان -و اسنادی به نقل از دشمنان- آورده بودیم؛«مقاومت 30 ساله جمهوری اسلامی ایران در برابر باج خواهی و زورگویی آمریکا و متحدانش، ایران اسلامی را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهانی و یک الگوی موفق برای حرکت های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه تبدیل کرده است به گونه ای که امروزه، نهضت های اسلامی در جهان اسلام با الهام گرفتن از ایستادگی و مقاومت ایران اسلامی به حرکت خود ادامه می دهند و جمهوری اسلامی ایران را عقبه استراتژیک و نمونه موفق و پیشتاز برای جنبش های مقاومت می دانند، انتفاضه فلسطین از مقاومت ایران در مقابل آمریکا و متحدانش ریشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامی در بحرین، پیروزی اسلامگرایان در ترکیه و الجزایر، مقاومت اسلامی در افغانستان، رویکرد به مبانی اسلام انقلابی در عراق و... که امروزه عرصه را بر آمریکا و متحدانش تنگ کرده اند، همگی با نگاه به الگوی ایران اسلامی شکل گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند... هدف آمریکا از مذاکره با ایران، ابلاغ این پیام- بخوانید توهم- به حرکت های اسلامی در تمامی جهان است که ایران نیز بعد از سال ها مقاومت چاره ای جز تسلیم در برابر آمریکا نداشته است!»به بیان دیگر مذاکره با آمریکا «نیاز» آمریکاست که سعی دارد آن را با عنوان «امتیاز» بفروشد! مقصود نهایی از این مذاکره، تضعیف اقتدار ایران اسلامی و نهایتاً باج خواهی پس از تضعیف است. به قول رهبر معظم انقلاب:«ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه های کشور خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می رسیم که نه فقط رابطه با آمریکا، بلکه مذاکره با دولت آمریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است، این یک نظر متعصبانه نیست؛ این یک اندیشه و فکر است، بررسی شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاکره با آمریکا به معنای باز کردن باب توقعات و طلبکاری های آمریکاست.»

5- روز چهارشنبه 51 مهرماه جاری و بعد از جلسه هیئت دولت، رئیس جمهور محترم در پاسخ به خبرنگاری که از ایشان درباره ملاقات دکتر جلیلی و برنز در حاشیه اجلاس ژنو سؤال کرده بود، گفت: «نماینده آمریکا خواسته که مذاکره ای بشود. آقای جلیلی هم استقبال کرد و اتفاقاً مذاکراتشان هم مذاکرات خوبی بوده است»! این در حالی است که دکتر جلیلی- مطابق خبر پیش گفته- به درخواست با واسطه و سپس بی واسطه ویلیام برنز برای گفت وگو- به مفهوم رایج و نه به عنوان مذاکره با تعریف سیاسی آن- پاسخ منفی داده و نهایتاً دیدار و گفت وگوی مورد اشاره با صحنه سازی و طرح قبلی به ایشان تحمیل شده بود بنابراین نه استقبالی در میان بوده و نه مذاکره ای که نتیجه آن نیز «خوب»! ارزیابی شود. مضافاً آن که رئیس جمهور محترم و محبوب می دانند مذاکره با آمریکا، از جمله سیاست های کلان نظام است و مطابق بند یک از اصل 110 قانون اساسی، تصمیم درباره آن برعهده رهبر معظم انقلاب است از این روی تردیدی نیست که اظهارنظر آقای دکتر احمدی نژاد، نوعی «سهواللسان» بوده است، اگرچه بعید نیست، این سهواللسان مورد سوءاستفاده دشمنان نیز قرار گیرد که دقت نظر بیشتر رئیس جمهور محترم می تواند مانع از آن باشد. دشواری‌های دست یافتن به توافق اصولی با تهران، طی گفت‌‌وگوهای چهار جانبه اتمی ایران با نمایندگان روسیه، آمریکا و فرانسه در وین، بیشتر از آن است که مقامات کرملین با هدف خاص تبلیغ می‌کنند در روز اول اکتبر سال جاری، سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی ایران، با نمایندگان گروه ۱+۵ در ژنو دیدار کرد. در پی آن دیدار، نمایندگان دو سوی مذاکره، ضمن مثبت خواندن گفت‌وگوها، اعلام داشتند که در روز ۱۹ اکتبر پیرامون نحوه اجرای توافق‌های کلی بدست آمده در ژنو، بار دیگر ملاقات خواهند کرد. دلیل عمده برای مثبت قلمداد کردن مذاکرات ژنو، توافق دو طرف برای ادامه گفت‌وگوها و همچنین موافقت تهران با بازدید نمایندگان آژانس انرژی اتمی از مرکز اتمی تازه اعلام شده ایران در روستای فردو در نزدیکی قم در ۲۵ اکتبر بود.دو روز پس از مذاکرات ژنو، محمد البرادعی که تا ماه دسامبر، همچنان اسما دارای عنوان دبیرکلی آژانس خواهد بود، به منظور زمینه‌سازی انجام بازدید ۲۵ اکتبر از مرکز دوم غنی‌سازی در قم، و همچنین تشویق تهران به همکاری‌های بیشتر با آژانس، به ایران سفر کرد. در پایان این دیدار البرادعی هم بدون اشاره به جزئیات مذاکرات خود در تهران، گفت‌وگو با مسئولان جمهوری اسلامی را مثبت خواند.پس از انجام گفت‌وگوهای ژنو، منابع غربی اعلام داشتند که ایران در ژنو با تحویل ذخیره اورانیوم غنی شده خود به روسیه و در عوض، دریافت سوخت با غلظت تا ۲۰ در صد از روسیه و فرانسه، موافقت کرده است.ایران در حال حاضر بیش از ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت در حدود چهار درصد در اختیار دارد که حاصل چهار سال ادامه غنی‌سازی در مرکز نطنز است. اگرچه این حجم از اورانیوم غنی‌شده، کافی برای تولید سوخت اتمی نیست، در عین حال با افزایش میزان غلظت آن تا ۹۰ درصد، می‌تواند به عنوان ماده منفجره مورد استفاده در تولید تا سه بمب اتمی قرار گیرد. ظرفیت نظامی بالقوه این حجم از اورانیوم غنی‌شده در اختیار ایران، از سوی مخالفان برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی «خطر اتمی» عنوان می‌شود. هدف اولیه مذاکرات ژنو خارج ساختن این حجم اورانیوم غنی شده از ایران و در مرحله بعد متوقف ساختن غنی‌سازی اورانیوم در ایران است.پس از انتشار گزارش‌های یاد شده در رسانه‌های غربی، محافل دست راستی ایران نسبت به آن واکنش منفی نشان دادند. دولت ایران نیز متعاقباً روایت غرب از موارد توافق در ژنو را انکار و اعلام داشت که در ژنو محور گفت‌وگوهای انجام شده بسته پیشنهادی ایران بوده است. در بسته پیشنهادی طولانی ایران از هر موضوعی یاد شده بود به جز برنامه‌های اتمی آن کشور.در ظاهر، ترکیب طرف‌های مذاکره کننده در وین و حضور فرانسه در کنار روسیه و آمریکا، در صف مقابل ایران، تا حدودی همسو با خطوط اعلام شده توافق‌های احتمالی در ژنو است. احتمال انجام توافق‌های ابتدایی در ژنو را، اظهارات محمود احمدی‌نژاد نیز که پیش از این اعلام داشته بود ایران مایل و آماده خرید سوخت هسته‌ای با غلظت تا ۲۰ درصد از خارج است، به نوعی تقویت می‌کند.با وجود این، نه در اظهارات احمدی‌نژاد در مورد آمادگی خرید سوخت از خارج، و نه مطالب بعدی علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که تهدید کرده بود، در صورت عدم موفقیت در خرید سوخت اتمی با غلظت تا ۲۰ در صد از خارج، ایران تولید اورانیوم غنی‌شده با غلظت تا ۲۰ درصدر را در داخل مورد بررسی قرار خواهد داد، اشاره‌ای دایر بر آمادگی ایران برای تحویل تمامی ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود به خارج دیده می‌شود.دولت آمریکا با اشراف به عدم تمایل ایران برای دست کشیدن از برنامه های اتمی خود، ضمن ادامه تاکتیک «مثبت خواندن گفت‌وگو های ژنو»، طی روزهای پس از انجام مذاکرات اول اکتبر در ژنو، فعالیت‌های دیپلماتیک گسترده‌ای را، به منظور افزایش فشارهای سیاسی علیه تهران تدارک دید.آخرین بخش از تحرکات یاد شده، دیدار چهار روزه هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از اروپا و گفت‌وگوهای دو روزه او با رهبران کرملین در مسکو بود. پیش از دیدار کلینتون از مسکو، باراک اوباما با اعلام انصراف از پیگیری طرح احداث سپر موشکی در دو کشور چک و لهستان، یک گام بزرگ در جهت تامین رضایت روسیه و فراهم ساختن مسیر توسعه همکاری های استراتژیکی با کرملین برداشته بود.اینک با نزدیک شدن لحظه آزمون بزرگ، روسیه در قبال گفت‌وگوهای روز ۱۹ اکتبر در وین، در موضع فوق‌العاده دشواری قرار گرفته است. مسکو از یک سو متعهد و نیازمند به همکاری با آمریکا و بخصوص همراهی با واشینگتن در اجرای تلاش‌های جمعی آینده در جهت متوقف ساختن برنامه‌های اتمی ایران است. از سوی دیگر کرملین به حفظ شریک تجاری و نظامی خود یعنی ایران نیز همچنان علاقمند است.در عین حال روسیه به هیچ وجه علاقمند به تبدیل شدن ایران به یک نیروی هسته‌ای نظامی نیست. از این لحاظ حتی در صورت گرایش غرب به قبول احتمالی گزینه «تحمل ایران هسته‌ای به دلیل زیان‌های کمتر آن نسبت به سایر گزینه‌ها»، روسیه از مخالفت عملی و ایستادگی در مقابل ایران اتمی نخواهد کاست. اقدام اخیر روسیه در جهت کنار گذاشتن ایران از خزر و عدم دعوت برای حضور در قزاقستان، تنها نمونه کوچکی از اقدامات باز دارنده مسکو در قبال تهران، محسوب می‌شود. این اقدامات در صورت عدم توقف برنامه‌های اتمی ایران، بیش از پیش و در سایر زمینه‌ها ادامه و توسعه خواهد یافت.با وجود این روسیه مایل است که در درجه اول ایران با جدی گرفتن مخاطرات ناشی از عدم توافق با غرب، داوطلبانه به تسلیم برنامه اتمی خود رضایت بدهد. در صورت عدم آمادگی تهران برای همکاری، مسکو مایل است کنار نشسته و غرب را مسئول تنبیه تهران معرفی کند. در حقیقت ابراز امیدواری روز پنجشنبه آندره نسترنکو، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، دایر بر ابراز امیدواری نسبت به موفقیت گفت‌و‌گوهای چهار جانبه روز ۱۹ اکتبر در وین، بازتاب انتظارات کرملین برای دشوارتر نشدن مواضع آن کشور در قبال تهران است.تهران با و جود نارضایتی جدی از مواضع مسکو، همچنان امیدوار است که با استفاده از حمایت نیم بند روسیه و چین، تکیه بر شرایط منطقه‌ای و همچنین ادامه تاکتیک‌های گذشته، به مذاکرات با «نگاه مثبت» داخل شده و همچنان از دادن هر گونه امتیاز جدی خودداری بورزد. ایران بی تردید به ارزش ذخیره اورانیوم غنی شده‌ای که در اختیار دارد واقف است و در مورد قطع غنی‌سازی اورانیوم نیز هنوز به هیچ وجه تغییر سیاست نداده است. به این ترتیب گفت‌وگوهای وین نشان خواهد داد که راه گفت‌وگو ها دشوار و شانس رسیدن به توافق جدی در آن بسیار کمتر از آن است که اینک انتظار می‌رود.»

آمریکا، روسیه و فرانسه روز دوشنبه برای توافق با ایران درباره فرآوری اورانیوم در خارج از این کشور برای کمک به رفع نگرانی‌های غرب اعمال فشار خواهند کرد. ایران هیچ تعهدی درباره محدود کردن غنی‌سازی اورانیوم نداد، اما دو ژست شفاف‌ساز اتخاذ کرد که قدرت‌ها آن را مبنایی برای گام‌های بیش‌تری دانستند که می‌گویند ایران باید برای رفع تردیدها درباره یک دستور کار پنهان برای تولید تسلیحات هسته‌یی بردارد. ایران اجازه‌ بازرسی‌ها در یک تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم جدید را داد و موافقت کرد که اورانیوم ایران در روسیه و فرانسه برای استفاده در رآکتور تهران که به تولید ایزوتوپ‌های پزشکی می‌پردازد اما سوخت وارداتی‌اش رو به اتمام است، فرآوری شود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌۲۵ اکتبر را برای آغاز نظارت بر تاسیسات هسته‌یی ایران مشخص کرد. آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان خاطر نشان کرده‌اند که در صورتی که دیپلماسی آغاز شده در ژنو ایران را به گشایش برنامه هسته‌یی‌اش به روی بازرسی‌ها تا پایان سال جاری وادار نکند، تحریم‌هایی را دنبال خواهند کرد که بخش نفت ایران را هدف می‌گیرد. گفت‌وگوهای فنی دوشنبه دروین که هدایت آن را کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عهده خواهند داشت اولین شانس ایران و آمریکا، روسیه و فرانسه برای آن که دورنماهای همکاری هسته‌یی مطرح شده در ژنو را عملی سازند است، اما پیشنهاد مربوط به اورانیوم به دلیل مشکلاتی درباره این که دقیقا چه چیزی در اول اکتبر مورد توافق قرار گرفته و هر طرفی چه چیزی از این توافق می‌خواهد با اشکالاتی روبه‌رو است.دیپلمات‌های غربی ادعا کردند که ایران در اصل با ارسال ‌۸۰ درصد ذخایر اعلام شده‌ی اورانیوم با غنای پایین این کشور به روسیه برای پالایش بیش‌تر و سپس به فرانسه برای تبدیل به مجتمع‌های سوخت موافقت کرده است. این مواد سپس برای استفاده در رآکتور تهران به ایران می‌رود تا جانشین سوختی شود که در سال ‌۱۹۹۳ از آرژانتین خریداری شده بود و تا حدود یک سال دیگر به پایان می‌رسد.به گزارش این خبرگزاری انگلیسی، از نظر آمریکا، روسیه و فرانسه مزیت این توافق در کاهش دادن ذخایر اورانیوم با غنای پایین ایران است. مقامات روسیه، فرانسه، آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌خواهند عبارات کلیدی با ایران را در روز دوشنبه از جمله جدول زمانی و تضمین‌های مربوط به منع اشاعه را در زمانی که ایران این مواد را در دست می‌گیرد را تمام کنند. مقامات فرانسوی گفتند که این توافق باید شامل این شود که ایران همه 1/2 تن اورانیوم با غنای پایین را تا پایان سال جاری منتقل کند.یک دیپلمات غربی عالی رتبه نزدیک به مذاکرات گفت: این یک معامله برد ـ برد است. اما تهران اعلام کرده است که تا دوشنبه آمادگی اتخاذ تصمیمات نهایی را نخواهد داشت.یک مقام هسته‌یی ایران گفت: ما شرایط و پیشنهادی داریم که باید درباره‌اش مذاکره شود. او گفت که این مسایل برای حل شدن به زمانی بیش‌تر از دوشنبه نیاز خواهد داشت. دیپلمات‌ها مدعی شدند که به نظر می‌رسد ایران بار دیگر قصد دارد استراتژی ابهام را به کار گیرد تا مذاکرات را به درازا بکشد، کانال‌های معامله را بازنگه دارد تا برای چین و روسیه پوشش سیاسی لازم برای تداوم مانع‌تراشی در اعمال تحریم سخت‌تر سازمان سازمان ملل علیه ایران را فراهم کند. مهم‌تر آن که ایران برای رسیدن به خواسته‌های غنی‌سازی صنعتی و غلبه بر موانع فنی زمان می‌خرد. این توافق اورانیوم در صورتی که جمهوری اسلامی برای غنی‌سازی سقف نگذارد یا آن را متوقف نکند، در درازمدت معنایی نخواهد داشت. ایران هم‌چنین هرگونه وقفه یا تعلیق فعالیت غنی‌سازی اورانیوم را اهانت به غرور و حاکمیت ملی‌اش می‌داند و پروتکل آژانس را که اجازه‌ی بازرسی‌های بیش‌تر را می‌دهد نمی‌پذیرد.کشورهای ‌۱+5 درباره هر دو مساله در دور بعدی مذاکرات عالی رتبه‌ دیپلماتیک که قرار است اواخر اکتبر انجام گیرد، ایران را تحت فشار خواهند گذاشت. تهران توافق درباره هرگونه جزئیات این طرح در ژنو را تکذیب کرده است. ایران گفته است در صدد خرید سوخت مورد نیازش از خارج است و هشدار داده که در صورت نرسیدن به توافق خودش می‌تواند آن را به سطوح بالاتر غنی‌سازی کند.ایران در اردیبهشت‌ماه سال جاری در نامه‌ای به آژانس خواستار تامین سوخت رآکتور تهران شد و اعلام کرد در صورت همکاری نکردن آژانس در این‌ رابطه خود اقدام به تولید سوخت خواهد کرد. قرار است در نشست وین درباره‌ی جزییات مربوط به انتقال سوخت برای رآکتور تهران که با حضور کشورهای روسیه، فرانسه و آمریکا برگزار می‌شود کارشناسان فنی و حقوقی ایران به بحث و بررسی بپردازند.احمدی نژاد  در پاسخ به این پرسش که آیا از آمریکا سوخت خریداری خواهید کرد؟ گفت: فرقی نمی‌کند. ما که برای تعامل حد و مرز نگذاشته‌ایم؛ جز رژیم صهیونیستی.

موضع کشورهای عربی

اعراب که ایران را همسایه خود می­دانند و معتقدند هر گونی تحولی در تهران و سیاست خارجی آن مستقیما بر سیاست­های آنها تاثیر خواهد گذاشت با احتیاط بیشتری درباره پرونده هسته­ای ایران و مذاکرات اخیر ژنو صحبت می­کنند. بحث پرونده هسته ای ایران پس از مذاکرات ژنو موضوعی است که اعراب با دقت بیشتری دنبال می­کنند. بر خلاف غرب و بسیاری از تحلیلگران دیگر که معتقدند پرونده هسته­ای ایران بر سر دو راهی تعامل با غرب یا تحریم­ها و برخورد­های سخت قرار گرفته، اعراب نگاه دیگری به آن می­کنند و معتقدند باید صبر و تامل بیشتری کرد و دید سرنوشت پرونده هسته ایران به کجا ختم می­شود. اعراب که ایران را همسایه خود می­دانند و معتقدند هر گونی تحولی در تهران و سیاست خارجی آن مستقیما بر سیاست­های آنها تاثیر خواهد گذاشت با احتیاط بیشتری درباره پرونده هسته­ای ایران و مذاکرات اخیر ژنو صحبت می­کنند. با نگاهی به مطبوعات عربی در می یابیم آنها بیشتر به نتیجه مذاکرات 20 اکتبر چشم دوخته­اند. برخی از رسانه­های عربی بر این باورند که در مذاکرات ژنو اتفاقاتی رخ داده و صحبت­هایی انجام شده که هنوز افکار عمومی جهان از آن بی­خبر است و مذاکرات 20 اکتبر می­تواند بسیاری از زوایای تاریک تعاملات هسته­ای ایران با غرب را روشن کند.

شبکه خبری الجزیره که سفر هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا به اروپا را به دقت زیر نظر گرفته است، مذاکرات وی با همتایان اروپایی اش را چندان علیه ایران نمی­بیند و اعتقاد دارد، این مذاکرات در حقیقت تمهیدی برای مذاکرات 20 اکتبر است. این شبکه در ادامه می­­افزاید، از آنجا که ایران پذیرفته در برابر غنی سازی کامل اورانیوم در خاک خود یک گام به عقب بیاید و اورانیوم مورد نیاز خود را از کشور ثالثی خریداری کند، لذا غرب به دنبال بهانه جویی علیه ایران نیست و تلاش خواهد کرد، فضا را برای پیشبرد مذاکرات 10 اکتبر مهیا کند. روزنامه لبنانی السفیر نیز در یادداشتی به قلم سردبیر روزنامه نوشته است که مذاکرات ژنو بر خلاف آنچه تصور می شد مثبت از آب در آمد. گرچه بسیاری معتقدند در این مذاکرات اتفاقاتی افتاده که هنوز به گوش رسانه­ها نرسیده است.این روزنامه در ادامه می­نویسد، مذاکره رو در روی سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد هسته­ای ایران با نیکولاس برنز معاون وزیر امور خارجه امریکا و نماینده این کشور در مذاکرات 1+5 با ایران باعث شد تا مذاکرات ژنو بر خلاف آنچه انتظار می­رفت از بن­بست خارج شود.السفیر اهمیت دیدار سعید جلیلی با نیکولاس برنز در ژنو را با دیدار مشهور رونالد ریگان رئیس جمهوری اسبق امریکا با میخائیل گورباچف رئیس جمهوری اسبق اتحاد جماهیر شوروی در سال 1985 در همین شهر ژنو مقایسه می­کند و می­نویسد، همان طور که آن دیدار تاریخی باعث شد تا کدورت­ها میان شوروی و امریکا کم­رنگ شود و مسکو متحمل تحریم­های سنگین­تر نشود، دیدار جلیلی و برنز نیز دستاورد مشابهی داشت؛ به این ترتیب که ایران پذیرفت اورانیوم مورد نیاز خود را از کشور سومی تهیه کند و در مقابل امریکا نیز قبول کرد فعلا حرفی از تحریم­های جدید علیه ایران نزند. روزنامه السفیر سخنان نرم و سازش­کارانه باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا را نتیجه مذاکرات جلیلی با برنز دانسته است.روزنامه اماراتی الاتحاد که به شیوخ اماراتی نزدیکی بیشتری دارد، مذاکرات ژنو را با مذاکرات ملک عبدالله پادشاه عربستان در سوریه ربط می­دهد و می­نویسد، بزرگان عرب به خوبی می­دانند مذاکرات ژنو تا چه اندازه بر حیات سیاسی آنها اثرگذار است. آنها به خوبی می دانند نتیجه مذاکرات هر چه باشد، آنها مجبورند در برابر ایران سیاستی واحد اتخاذ کنند. اگر مذاکرات ایران و غرب شکست بخورد دود آن در چشم اعراب نیز خواهد رفت و اگر مثمر ثمر واقع شود، آنها نیز از منافع آن سود خواهند برد. به همین دلیل است که ملک عبدالله در یک اقدام بی­سابقه در پنج سال گذشته به سوریه آمد و با بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به گفت و گو نشست. وی امیدوار است با ترمیم روابط ریاض با دمشق که متحد استراتژیک تهران به حساب می­آید در گرماگرم مذاکرات غرب با تهران منافعی برای کشورش به دست آورد.

روزنامه الشرق الاوسط که بیشتر به آرای عربستانی­ها نزدیک است نیز می­نویسد، غنی سازی اورانیوم ایران در کشوری ثالث به ایران این امکان را می­دهد که بتواند اعتماد غرب به برنامه هسته­ایش را جلب کند. موضوعی که غرب به شدت به دنبال آن است و از این نگران است که مبادا ایران به دنبال دستیابی به تجهیزات نظامی هسته­ای باشد. اما این رفتار ایران را از یک زاویه دیگر نیز می­توان دید. ایران با این کار زمان بیشتری خرید تا بتواند با فرصت بیشتری به بلندپروازی­های هسته­ای­اش فکر کند. حتی اگر رسیدن به این خواسته زمان طولانی بطلبد. گرچه همه چیز به مذاکرات 20 اکبر منوط شده اما تا این جای کار به نظر می­رسد ایران به حداقل آنچه می­خواسته، رسیده است. شبکه خبری الفیحاء عراق نیز ابراز عقیده کرده است، سیاست تازه ایران در برابر غرب به خوبی نشان می­دهد که ایران قصد دارد هم­زمان با جلب اطمینان غرب بر سر برنامه­های هسته­ایش فعالیت­های سری دیگری را نیز آغاز کند.الفیحاء برای اثبات این ادعای خود به جلسات برنارد جویتزمن مشاور ارشد کمیسیون روابط خارجی کنگره امریکا با مایکل لوی مدیر برنامه­های امنیت انرژی و استراتژی کنگره اشاره می­کند و گزارش می­دهد، امریکایی­ها به این نکته رسیده­اند که ایران با اعلام هم­زمان مرکز غنی سازی قم با مذاکراتش با 1+5 قصد دارد یک سری برنامه­های فوق سری را در عین جلب اعتماد غرب دنبال کند.

این در حالی است که در صورت راه‌اندازی و تکمیل برنامه‌های هسته‌ای موجود در کشورهای خاورمیانه، پیش‌بینی می‌شود طی 20 سال آینده، خاورمیانه شاهد حدود 200 نیروگاه هسته‌ای خواهد بود.

کشورهای خاورمیانه از سال گذشته میلادی تا کنون تلاشهای فردی و جمعی خود را در جهت هسته‌ای شدن به شدت افزایش دادهاند. در واقع باید گفت، خاورمیانه‌ای که غرب از هسته‌ای شدن آن نگران بود و همواره بر غیر هسته‌ای ماندن آن تاکید می‌ورزید در سالهای اخیر، با عزم جدیدی از سوی رهبران سیاسی نظامی کشورهای منطقه برای دستیابی به انرژی هسته‌ای مواجه شده‌اند. این در حالی است که تعدادی از کشورهای غربی و آسیایی(فرانسه و روسیه) نیز برای کمک به کشورهای منطقه برای دستیابی به این هدف اعلام امادگی و بعضاً رقابت می‌نمایند. آمریکا و متحدان غربی آن فکر می‌کردند با افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران می‌توانند تهران را از مسیر حرکت در جاده هسته‌ای شدن منصرف کنند و به این ترتیب پیامی نیز برای سایر کشورهای منطقه ارسال کنند، نه تنها با پا فشاری تهران مواجه شده‌اند، بلکه حتی شاهد پیدا شدن مشتریان جدیدی برای انرژی هسته‌ای در منطقه هستند. تلاش اعراب برای دستیابی به دانش هسته‌ای دو سال پیش رهبران عربستان سعودی به نمایندگان آژانس بین المللی انرژی اتمی این اطمینان را دادند که نمی‌توانند روزی را پیش‌بینی کنند که عربستان بخواهد در پی دستیابی به انرژی هسته‌ای برآید. اما این روزها، نه تنها عربستان بلکه سایر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس نیز همگی خواهان دستیابی به انرژی هسته‌ای شده‌اند. این کشورها در اجلاس ماه مه 2007 خود در ریاض اعلام کردند که قصد دارند در یک برنامه بلند مدت، مبلغی بالغ بر یک تریلیون دلار در زمینه توسعه قابلیت‌های هسته‌ایشان هزینه کنند. در این راستا تاکنون کارشناسان کشورهای عضو شورای خلیج فارس دو نشست مشترک با کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در فوریه و مه 2007 میلادی برگزار کرده‌اند. هدف از این نشست‌ها، تعیین جدول زمانی برای طرح برنامه هستهای شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بوده است. هر چند تعدادی از کارشاسان غربی سعی می‌کنند که تلاش کشورهای عرب منطقه را برای هسته‌ای شدن به نگرانی آنها از فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای تهران متصل کنند، ولی سران این کشورها در موضع‌گیری‌های خود اعلام کرده‌اند که دستیابی به انرژی هسته‌ای- با توجه به این بازار نفت از ثبات چندانی برخوردار نیست و ذخایر طبیعی انرژی جهان روزی به پایان خواهد رسید- امری حیاتی است. در واقع برخی از منتقدان غربی مخالف دستیابی 6 کشور حوزه خلیج فارس به انرژی هسته‌ای می‌باشند، وجود نیمی از ذخایر نفت و گاز جهان را در این منطقه، توجهی برای منطقی نبودن تلاش اعراب برای دستیابی به انرژی هسته‌ای اعلام می‌کنند. اعراب معتقدند نمی توانند برای هسته‌ای شدن، منتظر خشک شدن چاه‌های نفت باشند. در حالی که کشورهای منطقه می‌گویند که تنها خواهان استفاده از انرژی هسته‌ای هستند، ولی تعدادی از تحلیل‌گران مسایل بین المللی بر این باورند که کشورهای منطقه تحت تاثیر تبلیغات منفی آمریکا، مبنی بر تهدیدآمیز بودن برنامه اتمی ایران به سوی هسته‌ای شدن گام بردارند. تلاش 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان، بحرین، کویت،قطر،امارات،و عمان)، برای همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی در شرایطی صورت می‌گیرد که مصر به عنوان بزرگترین کشور عربی منطقه، طرح‌هایی برای سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای خود دارد. در ماههای گذشته، یک هیات مصری نیز به عنوان بزرگترین کشور عربی منطقه، طرح‌هایی برای از سرگیری فعالیت هسته‌ای این کشور عازم وین شده تا در دیدار با مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی، در مورد از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای مصر- که از سال 1986 تاکنون متوقف شده است- گفتگوهایی انجام دهد. البته باید گفت که در میان کشورهای عربی، مصر و عربستان با جدیت بیشتری آغاز برنامه هسته‌ای خود را دنبال میکنند. مصر در نظر دارد با گذشت دو دهه از مسکوت گذاردن برنامه هسته‌ای خود پس از فاجعه چرنوبیل، برنامه هستهای خود را بار دیگر احیا کند و هم اکنون در نظر دارد حداقل یک نیروگاه هسته‌ای را در 10 سال آینده احداث کند. در همین خصوص حسنی مبارک، با اشاره به این که مصر هرگز از مانع‌تراشی در برنامه‌های هسته‌ای اش را نمی‌پذیرد گفته است: "شرایطی که دست اسرائیل در زمینه هسته‌ای باز است و هر کاری که می‌خواهد انجام دهد، ما نیز سکوت نخواهیم کرد. " تاکید مبارک به عدم پذیرش فشار آمریکا و غرب برای توقف مجدد فعالیتهای هسته‌ای در شرایطی صورت می‌گیرد که مبارک پس از مذاکرات با هوجین تائو، همتای چینی خود، قراردادی را با این کشور برای همکاری هسته‌ای امضا کرده که جزئیات آن اعلام نشده است. هر چند که تمایل سران کشورهای شورای همکاری خیج فارس و مصر دستیابی به دانش هسته‌ای صراحتاً توسط آنها بیان شده، ولی شایعات دیگری مبنی بر این وجود دراد که احتمالاً سوریه هم کشوری هسته‌ای است. هر چند دولت سوریه بعد از اعلام این شایعاتی توسط منابع اطلاعاتی اسراییلی مبنی بر همکاری هسته‌ای با کره شمالی این اظهارات را تکذیب کرد، ولی جنگندههای اسرائیلی سال گذشته میلادی با استفاده مخفیانه از حریم هوایی ترکیه، اقدام به حمله منطقهای در شمال شرقی سوریه کردند ه بنابر ادعای آنها یک مرکز هسته‌ای بوده؛ مرکزی که اسرائیلی‌ها از طریق پروازهای تجسسی بر فراز سوریه و عکس‌برداری‌های ماهوارهای متوجه آن شده بودند. با توجه به مسایل فوق میتوان گفت هر چند نگرانیهای سیاسی و امنیتی شدیدی در جان خصوص عزم گسترده کشورهای عرب خاورمیانه در خصوص دستیابی به فن آوری هسته‌ای وجود دراد، ولی از آنجایی که این کشورها به سبب توان علمی پایین مجبورند دست خود را در دست شرکتها و دولت‌های صاحب فناوری بگذارند، این احتمال وجود دارد که با توجه به سود سرشار این امر برای شرکت‌های غربی، جذابیت اقتصادی بر مخالفت‌های سیاسی یا امنیتی غرب غلبه یابد. این موضوع از آن جهت حایز اهمیت است که کشورهای عرب خاورمیانه و حاشیه خلیج فارس، بی میل نیستند تا برای مجاب کردن مقامات غربی به توسعه قابلیت‌های هسته‌ای شان، قراردادهای جذاب و پر سودی را با شرکتها می‌توانند با لابی‌گری خود برای کشورهای غربی، نظر مساعد مقامات سیاسی و امنیتی را جلب نمایند. ترکیه و انرژی هسته‌ای ترکیه نیز همانند مصر و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال آماده شن برای ساخت نیروگاه هستهای خود بوده و همانند آنها برای دریافت کمک برای عملی کردن طرحهای خود به آژانس بین المللی انرژی اتمی توسل شده است. موسسه انرژی اتمی ترکیه (TAEK) با تولیدکنندگان پیشرو هستهای مانند روسیه، فرانسه، انگلیس، آمریکا و چین بر سر انتقال تکنولوژی و قیمتها گفتگوهایی را آغاز کرده است. البته بیش از سه دهه است که موضوع احداث نیروگاههای هسته‌ای در رکیه مورد بحث است، ولی بخشی از دلایل عدم تحقق احداث نیروگاه‌های هسته‌ای این کشور، به مسایل مالی و بخشی دیگر نیز به سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور ارتباط دارد. اخیراً مجلس ترکیه با ساخت نیروگاه هستهای موافقت کرده و دولت ترکیه قصد دارد سه نیروگاه هستهای را به ظرفیت حدود پنج هزار مگاوات را تا سال 2012 میلادی فعال کند. گفته می‌شود که در صورت احداث نیروگاه هستهای، ترکیه در مرحله اول بیش از این محل تامین خواهد کرد. دست اندکاران انرژی در ترکیه معتقدند طبق برآوردهای به عمل آمده، میزان نیاز انرژی در جهان در سال 2030 میلادی 50 الی 60 درصد ومیزان احتیاج ترکیه به انرژی 160 درصد افزایش خواهد یافت و این مساله لزوم احداث نیروگاه‌های هسته‌ای را در این کشور ایجاب می‌کند. اسراییل و سناریوی "روز قیامت " نگامی که اسراییل در چند دهه پیش، اولین بمب هستهای خود را بدست آورد، چند کشور منطقه در مسیر هستهای شدن گام بر داشتند. آونر کوهن، نویسنده کتاب: " اسراییل و بمب " در این خصوص می‌گوید: چند دهه قبل، این تلاش اسراییل برای هستهای شن بود که سبب شد برخی از کشورها در این مسیر گام بردارند و این مساله باعث شد که سران اسراییل به علت نگرانی از واکنش سایر کشورهای منطق‌های، خیلی محتاطانه در مورد آن اقدام کنند. مصر اولین کشوری بود که به مساله واکنش نشان داد. در سال 1960 بعد از افشای تلاش مخفیانه اسراییل برای ساخت راکتور هستهای، قاره نیز دستیابی به تسلیحات هسته‌ای و ساخت راکتور اتمی را در دستور کار خود قرار داد ه نهایتاً بعد از سالها مواجهه با موانع فنی و سیاسی، به برنامه هستهای خود خاتمه داد. بعد از مصر، عراق دومین کشور منطقه بود که سعی کرد به تسلیحات هسته‌ای دست یابد، اما این تلاش در سال 1981 و درست چند روز مانده به افتاح و راه اندازی نیروگاه اوسیراک، با بمباران این تاسیات خاتمه یافت. با مد نظر قرار دادن تجربیات فوق می‌توان گفت در حال حاضر، دولتهای عرب اورمیانه در راه دستیابی به تکنولوژی صلح آمیز هستهای در گام با مخالفت‌های جدی اسراییل روبه رو هستند، زیرا تا اویو یکی از اهداف پنهان رژیم‌های عربی را در تلاش برای دستیابی به قابلیت‌های گرایش ضد اسراییلی در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عربی منطقه، این امر ممکن است در آینده با روی کار آمدن یک دولت ضد اسراییلی محقق شود. در همین خصوص اویگدور لیبرمن، وزیر مقابله با تهدیدهای استراتژیک علیه اسارییل، تلاش‌های هسته‌ای مصر و عربستان را فاعهای برای اسراییل قلمداد کرده و اهداف هستهای مصر، عربستان و ایران را سناریوی "روز قیامت " برای اسراییل توصیف کرده است. با توجه به کلیه مطالبی که بدان اشاره گردید میتوان گفت که در این هنگامه غریب، جمهوری اسلامی ایران هدف یک مله و هجوم تبلیغاتی همه جانبه قرار گرفته تا برنامه سایر کشورهای منطقه، تحت الشعاع تبلیغات علیه ایران قرار گیرد.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.