زنگ تفریح 17
معنای سیزده جمله کلیدی پزشکان!
این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و
معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!
خوب
بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده ای
ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!
یک وقت دیگه از منشی برای
آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن
به چاک!
هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که
من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!
من به
این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40
درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گیرم!
دارویی
که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و
میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!
اگه تا یک هفته دیگه خوب
نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا
یک هفته دیگه خوب بشه!
بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من
نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
جوک
ابن
بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما
امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!
اگه این عوارض
از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی
نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!
فکر نمی کنم رفتن پیش
فیزیوتراپیست فایده ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ های
ما رو شکستن!
ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت
درد زبونشون رو گاز گرفتن!
فکر نمی کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر
گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا
کنم که هزینه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم