دومین درس مهم- کمک در زیر باران

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۹:۰۲
مهدی
نظرات (0)
یک شب، حدود ساعت ۵/۱۱ بعدازظهر، یک زن مسن سیاه پوست آمریکایی در کنار یک بزرگراه و در زیر باران شدیدی که می‌بارید ایستاده بود. ماشینش خراب شده بود و نیازمند استفاده از وسیله نقلیه دیگری بود. او که کاملاً خیس شده بود دستش را جلوی ماشینی که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشین که یک جوان سفیدپوست بود برای کمک به او توقف کرد. البته باید توجه داشت که این ماجرا در دهه ۱۹۶۰ و اوج تنش‌های میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مرد جوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش برد تا از زیر باران نجات یابد و بعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک تاکسی برای زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسی شود.
 زن که ظاهراً خیلی عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسید. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صدای زنگ در برخاست.. با کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگی بزرگ برایش آورده‌اند. یادداشتی هم همراهش بود با این مضمون:
«از شما به خاطر کمکی که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسیدید... به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین لحظه‌های زندگی همسرم و درست قبل از این که چشم از این جهان فرو بندد در کنارش باشم.. به درگاه خداوند برای شما به خاطر کمک بی‌شائبه به دیگران دعا می‌کنم.»

     ارادتمند       
خانم نات کینگ ‌کول



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.