اقدام های جسورانه رئیس جمهوری ارمنستان
پس از چند روزی روسیه هم استقلال اوستیای جنوبی را برسمیت شناخت هم استقلال آبخازیه را. این امر در بطن خود در حکم چالشی مضاعف بود برای سیاست خارجی مشخصاً ارمنستان چون: الف) در آن روزها روسیه انتظار حمایت کشورهای همکار خود را داشت، ب) ارمنستان در صورت برسمیت شناختن استقلال آبخازیه و اوستیای جنوبی روابط خود را با گرجستان تیره می کرد و همزمان مجبور می شد در وهله اول استقلال آرتساخ را برسمیت بشناسد و در معرض اتهامات به اصطلاح ناکام ساختن روند مذاکراتی به این ترتیب قرار می گرفت.
با گذشت زمان معلوم شد که رئیس جمهور سرژ سرکیسیان توانست سریعاً و بطور مشخص در این معضل جهت گیری کند و تصمیمی نه تنها حتی الامکان درست بلکه قابل درک برای روسیه هم پیمان و گرجستان همسایه اتخاذ کرد. و این هم تصمیمی که در 3 سپتامبر 2008 توسط رئیس جمهور سرژ سرکیسیان طی نطق وی در وزارت امور خارجه عنوان شد: «امروزه هر از گاهی این موضوع مطرح می شود که چرا ارمنستان استقلال آبخازیه و اوستیای جنوبی را برسمیت نمی شناسد؟ پاسخ این سؤال بسیار واضح است. به همان دلیل ساده که در گذشته استقلال کوزوو را برسمیت نشناخت. ارمنستان که با مناقشه قره باغ کوهستانی مواجه است نمی تواند واحد دیگری را که در وضعیت مشابهی قرار دارد برسمیت بشناسد، تا زمانی که هنوز جمهوری قره باغ کوهستانی را برسمیت نشناخته است. هدف اصلی ما متقاعد ساختن آذربایجان از طریق مسالمت آمیز و مذاکرات است در این امر که برسمیت شناختن تعیین سرنوشت قره باغ کوهستانی، برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت امری است اجتناب ناپذیر».
شایان ذکر است که در شرایط چالش های جدی خارجی و داخلی رئیس جمهور سرژ سرکیسیان توانست نه تنها «روابط» ارمنی-ترکی را از نقطه رکود حرکت دهد، بلکه ابتکار عمل را در دست گیرد، آنچه باز هم اهمیت دارد، در این موضوع بی نهایت چروکین و پیچیده چنان پیشرفتی را به ثبت رساند که روابط یاد شده را می توان در خارج از گیومه ها نوشت (بعنوان پدیده ای عادی و طبیعی-مترجم).
به نظر ما آنچه در این موضوع (که بنا به دلایل کاملاً قابل درکی معنا و مفهوم قطعی و واحدی ندارد) بی نهایت مهم است که رئیس جمهور سوم ارمنستان چنان ابتکار عمل هایی را بخرج داد که در واقع طرف ترکی را از امکان جاخالی دادن محروم ساخت و مجبور کرد، بلی، مجبور کرد دستورکار پیشنهادی طرف ارمنی را بپذیرد. جواب رد، در این حالت جواب رد طرف ترکی به هیچ نحوی نمی توانست در دنیای متمدن درک شود.
در اینجا باید به یک مورد بی نهایت مهم اشاره کرد. حین روابط ارمنی-ترکی یا تماس های مربوط به برقراری این روابط موارد زیر قاطعانه بعید محسوب می شوند: الف) مداخله جانبدارانه آنکارا در روند حل مسأله آرتساخ، ب) زیر سؤال بردن واقعه قتل عام ارامنه، چنانکه در این روزها یک بار دیگر از سوی وزیر امور خارجه مطرح شد، ضمن مختوم نمودن نهایی «مسأله در قالب کمیسیون»...
در اصل حین یک سال گذشته سیاست خارجی رئیس جمهور سرژ سرکیسیان فعال و همچنین ثمربخش بوده و تبدیل به یکی از جنبه های قوی رئیس جمهور شده است. چند مورد اشاره معمولی نیز بیانگر این امر است:
الف) حدود بیست سفر رسمی و کاری
ب) امضاء بیانیه ای در خصوص مسأله آرتساخ که طرف آذرباجانی را که عاشق اعلامیه های جنگ طلبانه است، به وضوح در خصوص حل مطلقاً مسالمت آمیز و سیاسی متعهد می سازد، همزمان طرف ارمنی از مواضع خود برای دستیابی به راه حل نهایی عادلانه و متقابلاً قابل قبول عقب نشینی نمی کند، و ملاقات ها و مذاکرات مستقیم پیاپی با علی اف
ج) ابتکار عمل آغاز روابط ارمنی-ترکی در عمل که در نوع خود منحصربفرد بوده و در سطح بین المللی عالی ارزیابی شد
د) نطق های مهم و دکترینی در مجمع عمومی سازمان ملل، در مجمع مسایل سیاست امنیتی در مونیخ
ه) مانوردهی از خطرات بزرگ و تله های سیاسی احتمالی در شرایط انفجار ماه اوت مناقشه گرجی-اوستیایی و رویدادهای پس از آن، با زیان هایی حتی الامکان کمتر
و) کاهش تدریجی احتمال بکارگیری کجازات های ممکن در حق ارمنستان از جانب ساختارهای اروپایی و محرک هایی که چنین امکانی را در پی دارند.
در جمع بندی می توان اذعان داشت که ارمنستان در جناح خارجی دارای شخصیت دولتی با طرز تفکری جدی و دارای ابتکار عمل است.