مأموریتی که دیک چنی در عراق به اتمام رساند
در اثر این جنگ بغداد که از لحاظ فرقهای متنوع بود، اکنون به یک شهر کاملا شیعی تبدیل شده است. تعداد اهل سنت در بغداد فقط به 10% تا 15% میرسد. از لحاظ اهل سنت، جنگ دیک چنی باعث تسلط شیعیان و ایرانیها بر پایتخت عراق شده است. پایتختی که همواره نماد کشورهای عربی و مبارزه با استعمار بوده است. در انتخابات عراق، احزاب متعصب و همدست با ایران به قدرت رسیدند. «مجلس اعلای اسلامی» در عراق که حزب اساسی در پارلمان عراق شده است، توسط عراقیهایی اداره میشود که در زمان صدام به ایران فرار کردند. این مجلس به دستور امام خمینی در سال 1982 در تهران تاسیس شده است. حزب الدعوه اسلامی، قدیمیترین حزب شیعی است که برای برپایی حکومت اسلامی تلاش میکند، این حزب در دهه هشتاد به حزبالله در بیروت کمک کرد تا فعال شود و نخستوزیر فعلی عراق از این حزب است.
در سال 2005 شیعیان قانون اساسی عراق را وضع کردند، قانونی که شورای قانونگذاری را از تصویب قوانینی که مخالف اسلام است، منع میکند. برخی از مخالفان حکومت، دولت فعلی را عامل ایران میدانند. خشونتها و کشتارها روز به روز بین اعراب و کردها در شمال عراق بیشتر میشود و ممکن است طرح اوباما برای عقبنشینی از عراق را به شکست بکشاند. این خشونتها همچنین ممکن است تهدیدی برای استقرار و امنیت در همه عراق گردد و حتی ممکن است آتش آن به سوریه، ترکیه و ایران نیز کشیده شود.
باید به دیک چنی بگوییم که در نتیجه این جنگ حدود صد هزار زن عراقی، شوهر و سرپناه خود را از دست دادهاند و بیشتر آنها کسی را ندارند که روزی آنها را تامین کند. آنها به سادگی نمیتوانند از آب تمیز و برق استفاده کنند. دیک چنی حدود 32 میلیارد دلار برای بازسازی چنین عراقی هدر داده است و بیشتر این مبالغ را نمیتوان دنبال کرد و نمیتوان فهمید در کجا مصرف شده و به چه کسی تحویل داده شده است. دیک چنی حدود 32 میلیارد دلار را به نحوی توزیع کرده که ما نمیتوانیم بفهمیم چه کسی آن را سرقت کرده است. آمریکاییها از گروه بیمه آمریکائی خشمگین هستید که مبلغ 400 میلیون دلار را به عنوان اضافهکار به کارمندهای خود داده است. ما در عراق سخن از 32 میلیارد دلار بر زبان میآوریم که در کیسههای کاغذی قهوهای رنگ توزیع شده است.
با افزایش جنایتها و کشتارهای فرقهای و انتقامجویانه در عراق، حکومت مرکزی نفوذ خود را در خیلی از مناطق عراق از دست داده است؛ به نحوی که ارتش عراق جرات دخالت در آنجا را ندارد. اقتصاد عراق در حال فروپاشی است. کاغذ بازی حکومت جدید نیز حد و حصری ندارد. اختلافات درونی در این دولت به نحوی است که جذب سرمایههای خارجی را محال میسازد. خلاصه میتوان گفت که جنگ بوش و دیک چنی در عراق باعث عدم استقرار بیش از پیش خاورمیانه شده و باعث شد کردها برای جداییطلبی تحریک شوند. چنی از موفقیتهای خود صحبت میکند ولی از درد و رنج انسانهایی که وی باعث کشته شدن و آواره شدن آنها شده است هیچ صحبتی به میان نمیآورد. وی یا تنها بر مسائل شکلی همچون انتخابات (که در واقع بین انتخابات و دموکراسی اختلاف زیادی وجود دارد)، اشاره میکند و یا اینکه صراحتا دروغ میگوید. وی هنگامی که می گوید گسترش نفوذ ایران در عراق متوقف شده است، صراحتا دروغ میگوید. دروغ دیگر چنی این بود که گفت ما در عراق با القاعده میجنگیدیم. آنها دروغگویی را به جایی رساندند که ادعا کردند زندگی زنان عراقی بعد از این جنگ بهتر شده است.
سؤالی که اکنون مطرح میشود این است که آیا مردی پیدا میشود که دارای دل شیر باشد و دیک چنی را به اتهام خیانت به انسانیت و ارتکاب جرایم ضد انسانی محاکمه کند؟