ایران، آمریکا و مذاکرات پشت پرده
هنوز معلوم نیست که آیا تیم اوباما چه خواهد کرد
” دیپلماتهای اروپایی به دولت اوباما توصیه کردهاند که از آرزوی ایالات متحده برای «تغییر حکومت» ایران چشمپوشی کند. “
از پس این کار برخواهد آمد یا خیر. یکی از موضوعات مورد بحث این است که آمریکا باید تا چه سختگیری نشان دهد. «راس» پیش از اینکه وارد پست فعلیاش شود، طرفدار موضع سختگیرانه بود. وی در مقالهای که سال 2007 در نشریه New Republic منتشر شد، اظهار داشته بود: «برای تغییر مواضع ایران، جریمهها بیشتر از محرکها موثر هستند». اما یک دیپلمات اروپایی که هفته گذشته با وی دیدار کرد، معتقد است برای اینکه شانس بیشتری برای آغاز گفتگوها قائل باشیم لازم است که تحریمهای جدید به انتهای بهار موکول شود. همه بر سر یک چیز توافق دارند: طرف مذاکرات باید آیتالله خامنهای باشد، نه محمود احمدینژاد یا هر مقام پایینتری. نظر آیتالله خامنهای چگونه است؟ رهبر ایران نشانههای متناقضی ارسال کرده است. وی اعلام کرده که اگر دو کشور در موضع برابر باشند، ایران مخالفتی با گفتگو ندارد اما از طرف دیگر اوباما را به دلیل حمایت از اسرائیل و ادامه دادن «کژراهه» جورج بوش مورد سرزنش قرار میدهد. وضعیت اقتصادی نامناسب ایران قویترین انگیزه حکومت این کشور برای برقراری ارتباط خواهد بود. ایران در شرایطی که با تورم رسمی 26 درصدی و نرخ بیکاری بیش از 12.5 درصدی مواجه است، نیاز مبرمی به سرمایهها و فنآوری خارجی دارد تا روند تولید نفت خود را سرعت ببخشد. بحران اقتصاد جهانی دستکم یک مزیت داشته است. این
” همه بر سر یک چیز توافق دارند: طرف مذاکرات باید آیتالله خامنهای باشد، نه محمود احمدینژاد یا هر مقام پایینتری. “
بحران ایران را از یک قدرت اقتصادی که نفت 147 دلاری میفروخت به زیر کشیده است. اکنون که قیمت نفت به پایینتر از 50 دلار رسیده، دولت ایران با کسری شدید بودجه مواجه است. تهران بیشتر از وزارت خزانهداری آمریکا نیازمند فروش اوراق قرضه است. اما حتی اگر ایران بر سر میز مذاکره حاضر شود، رسیدن به توافق دشوار خواهد بود. آمریکا و متحدانش از ایران میخواهند که به غنیسازی اورانیوم پایان دهد و اجازه دهد جامعه بینالمللی روی برنامه هستهای این کشور نظارت بیشتری داشته باشند. ایران نیز خواستار پایان بخشیدن به تحریمهایی است که از سوی سازمان ملل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا اعمال میشود.این همه ماجرا نیست. ایران از آمریکا میخواهد که به حمایت خود از شورشیان بلوچستان خاتمه دهد (CIA این ادعا را تکذیب کرده اما ایرانیها این تکذیبیه را نمیپذیرند). در مقابل، آمریکا نیز خواستار توقف حمایتهای ایران از حماس در نوار غزه و حزبالله در لبنان است. هر دو کشور در عراق و افغانستان درگیر هستند و هر دو کشور میخواهند جلوی قاچاق تریاک و هروئین را از افغانستان بگیرند.نگرانی عمیقی که با شروع مذاکرات به وجود میآید، این است که ایرانیها میتوانند از گفتگوها به عنوان حربهای برای خرید زمان استفاده کنند تا برنامه هستهای خود را به پیش ببرند. دیپلماتهای اروپایی میگویند تهران
” ایرانیها میتوانند از گفتگوها به عنوان حربهای برای خرید زمان استفاده کنند تا برنامه هستهای خود را به پیش ببرند. “
در 5 سال گذشته از همین روش در مقابل آنها استفاده کرده است. بنابراین بخشی از راهبرد ایالات متحده باید تنظیم ضربالاجلی برای ایرانیها باشد تا طبق آن پیش بروند.موافقت ایران با شروع مذاکرات، آمریکا را با دو مشکل بالقوه دیگر نیز مواجه میسازد. حالت نخست اینکه محمد خاتمی میانهرو در انتخابات ریاستجمهوری به پیروزی برسد. چنانچه خاتمی به قدرت برسد، برای اوباما دشوار خواهد بود که از مذاکره امتناع کند؛ حتی اگر گفتگوها بیثمر باشد. حالت دوم این است که ایران مسیری را ادامه دهد که متخصصان هستهای آن را «انتخاب ژاپنی» میخوانند که عبارت است از توسعه توانایی فنی لازم برای ساخت سلاح هستهای بدون اقدام به این کار. این مسئله ایران را در مسیر قوانین بینالمللی نگه میدارد و سختگیری بیشتر از سوی آمریکا و متحدانش را دشوار میسازد. طی رقابتهای انتخاباتی سال گذشته، اوباما به دلیل طرح گفتگوی بدون پیش شرط با ایران مورد انتقاد رقبایش (از جمله هیلاری کلینتون) قرار داشت. اکنون آشکار شده است که حق با اوباما بود. تلاشهای بینالمللی برای اعمال فشار بر ایران بدون اتخاذ رویکرد نرمتر آمریکا در قبال این کشور با شکست مواجه شدهاند. اما شروع گفتگوها تنها عبور از مانع اول است. ایرانیها به دلیل توانایی چانهزنی بالایشان به خود میبالند.
آزمون واقعی برای اوباما چنین خواهد بود: اگر پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشود، آیا او از سر میز بلند میشود؟